<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>حلقویه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%ad%d9%84%d9%82%d9%88%db%8c%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:21:30 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>حلقویه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>جنده خوشگل و خوش بدن به گا میره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%da%af%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%da%af%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 28 Jun 2019 06:31:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضی]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انجامش]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باهاتون]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بچگانه]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بزارین]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بودیمو]]></category>
		<category><![CDATA[بینهایت]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینتر]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تخمامو]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبأ]]></category>
		<category><![CDATA[جلوشون]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[حالتمو]]></category>
		<category><![CDATA[حلقویه]]></category>
		<category><![CDATA[خابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظ]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانا]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دلیلشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارارو]]></category>
		<category><![CDATA[کارایی]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمون]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گاییده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میاومد]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نموندم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[هامونم]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همخونه]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[از همتون می خوام یکم فیلم سکسی بیشتر به هم احترام بزارین چون وقتی هممون می آیم تو این سایت یعنی طرز فکر و سلیقه تقریبأ مشترکی سکسی داریم . بگذریم ، من قدم بلنده شاه کس و تیپ و قیافه تقریبأ خوبی دارم ، اینقدر بود و هست که کم دختری کونی واسه دوستی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>از همتون می خوام یکم فیلم سکسی بیشتر به هم احترام بزارین چون</h2>
<p>وقتی هممون می آیم تو این سایت یعنی طرز فکر و سلیقه تقریبأ مشترکی سکسی داریم . بگذریم ، من قدم</p>
<h3>بلنده شاه کس و تیپ و قیافه تقریبأ خوبی دارم ، اینقدر</h3>
<p>بود و هست که کم دختری کونی واسه دوستی دست رد به سینم بزنه ، اینقدر هم سکس داشتم و دارم</p>
<h4>که جنده کاملأ این قضیه واسم حل شده ولی بینهایت از</h4>
<p>این سایت و داستان هاش خوشم پستون میاد و هیچ کدوم از داستان ها رو از دست نمیدم . می گم</p>
<h5>خاطره چون کوس داستان نیست ، از سکسم با یکی از</h5>
<p>دوست دختر هام ، اسمش مینا بود قد بلند و تو پر ، من فقط با دوست دختر هام سکس میکردم و سکس داستان می کنم واسه</p>
<h6>همین موقع دوست شدن همون اول باهاشون طی ایران سکس می کردم</h6>
<p>که اگه پایه سکس هستن با هم باشیم و اگه نه بیخود سردرد نشیم واسه هم. ماجرا ماله 3-4 سال پیشه که با مینا تو خیابون آشنا شده بودم و شمارمو بهش دادم، صورت نازی داشت و البته یه بدن واقعأ خوب ولی حس می کردم باید سنش کم باشه ، فرداش زنگ زد و دوستی ما شروع شد ، روزای اول به نظرم آدم سردی اومد و منم هیچ وقت خودمو خیلی مشتاق سکس نشون نمی دادم ، تا اینکه بعد یه هفته تصمیم گرفتم باهاش تموم کنم ، ازم دلیلشو پرسید منم خیلی رک بهش گفتم که حس میکنم اخلاقت بچگانه میزنه و من حوصله بچه بازی ندارم ، مینا تو شهر ما دانشجو بود و با یه دختر دیگه 2تایی یه خونه گرفته بودن ، از هم جدا شدیم ولی بعد چند ساعت بهم زنگ زد و گفت برم پیشش که باهام حرف بزنه ، منم قبول کردم چون برنامه دیگه ای نداشتم و اولین بارم بود می رفتم خونشون.از ترس همسایه های فضول قبل اینکه برسم تلفنی هماهنگ کردیمو دررو سریع باز کرد و من رفتم تو. یه شلوارک پوشیده بود که دست کمی از شرت نداشت و یه تاپ و رون های پرش رو تصور کنین که چه جلوه ای داشت اون لحظه و تازه من متوجه سایز ردیف سینه هاش شدم، واقعأ صحنه حشری کننده ای بود، مینا شدیدأ اهل قلیون بود و واسه 2تامون یه قلیون بار گذاشت و با هم کشیدیم ، گفت دوستش امشب نیست و می تونیم راحت باشیم ، بعد رفت سر اصل مطلب که چرا میخوای بهم بزنی ، گفتم بچه ای ، با این حساب نه با هم کنار میآیم نه سکسی نه &#8230; که گفت سکس مشکلی نداره و پایه هست ، اینقدر ریلکس این حرف رو زد که من یکم جا خوردم ، کم کم اومد طرفم و یه لب گرفتیم ، تنش داغ بود ، یکم خوب لب همو خوردیم و من تو کف این بودم که مینا چقدر سکسی و باهال لب میده، لبمو میک میزد منم کم کم دستمو بردم سمت سینه های بزرگش و شروع کردم به مالیدن ،از نفس زدن هاشو نگاهش فهمیدم کاملأ حشری شده و دیگه راحت دستم از رو سینه هاش تا لای پاهاشو می گردوندمو می مالیدمش ، اونم ناله میکرد و لبمو سکسی تر می خورد، یکم تو همین حالت بودیمو من حسابی راست کرده بودم ، که خودش گفت میخوای برات ساک بزنم ؟بدون اینکه جوابشو بدم پا شدم جلوش وایسادم کیرمو در آوردم اونم اومد یه لیس به زیر کیرم زد و بعدش شروع کرد به ساک زدن ، دوست دختر قبلیم ریزه میزه بود و دهنش کوچیک بود و اینقدر موقع ساک زدن دندون می کشید به کیرم که اعصابم گاییده می شد ولی مینا کیرمو جوری می خورد و ساک می زد که مو های تنم سیخ شده بود ، دهنش گرم بود و از قصد آب دهنشو میمالید به کیرم و اولین دختری بود که کل کیرمو تا ته میکرد تو دهنش ، منم که دیدم دهنش جا واسه کار داره شروع کردم به تلمبه زدن ، یکم رفتم عقب تر که به دیوار تکیه بدم آوردمش جلو دوباره گذاشتم دهنش و تا جا داشت فشار می دادم ، واقعأ داشت بهم حال می داد ، کیرمو در آورد و شروع کرد دور کیرمو لیس زدن و کم کم زبون کشید تا روی تخمام ، کیرمو دستم گرفته بودم و میمالیدمو اونم داشت تخمامو آروم آروم لیس میزد و یه دستم تو مو هاش بود و هر از گاهی سرشو یکم به لا پام فشار میدادم ، که دیدم یکم سرشو برد پایینتر و داره سعی میکنه زیر تخمامو لیس بزنه ، هیچ حرفی نمیزدیم ولی فهمیدم می خواد همون کاریو بکنه که من روانیش بودم ولی تا الان کسی واسم انجامش نداده بود ، یکم پاهامو بیشتر باز کردم و اون زبون کشید تا لای کونم ، دیگه میدونستم که میخواد کونمو بخوره و مشکلی باهاش نداره واسه همین یه پامو گذاشتم رو میز کنارمون و اونم سرشو برگردوند اومد کامل لای پاهامو شروع کرد به لیس زدن لای کونم ، زبونشو میمالید به سوراخ کونم و یهو کل لای کونمو لیس می زد ، داشتم از شدت حالی که می کردم دیوونه می شدم ، دختری که به نظر سرد و بی بخار میاومد یهو اینقدرررر سکسی داره تنمو واسم لیس میزنه ، خابوندمش رو زمین و 69 اومدم روش ، هنوز لباس تنش بود ولی واسه من فرقی نمی کرد چون فقط قرار بود اونشب من ازش سواری بگیرم تا بهم ثابت کنه سرد یا بچه نیست ، 69 اومدم روش کیرمو کردم دهنش و خوابیدم روش ، یکم کیرمو تو دهنش بالا پایین کردمو فشار دادم حس میکردم داره گاییده میشه ولی واسه اینکه کم نیاره هیچ اعتراضی نمیکرد البته تو سکس های بعدی فهمیدم از هیچی بدش نمی آد و بعدها کارایی واسم کرد که لیسیدن کونم جلوشون هیچی نبود ، کیرمو در آوردمو نشستم رو صورتش جوری که کونم رو دهنش باشه اونم حسابی لیس مالیش کرد ، که دیگه تصمیم گرفتم لختش کنمو اگه بشه از کون که گنده و گوشتی بود بکنمش ، خودش سریع لباساشو در آورد و رو به سقف خوابید، اومدو روش یکم از لب بگیرم اونم با دستش کیرمو میمالید یکم سرشو مالید به کسش و گفت بکن تو ، فرررر خورده بودم ، این یکیو دیگه عمرأ حدس نمی زدم ، گفتم اوپنی ؟ که جواب همیشگیه دخترا رو شنیدم &#8221; پردم حلقویه &#8221; ، من همیشه از کاندوم استفاده میکنم ولی اون لحظه اینقدر حشری بودم که گفتم کس خاره کاندوم ، کسش خیس خیس بود، منم سر کیرمو یکم خیس کردمو آروم کردم تو کسش ، کم کم فشار دادم تو یکی دو دقیقه لب گرفتم ازش تا دردش کم شه ، و بعد چند دقیقه شروع کردم به تلمبه زدن ، اینقدر حال میداد که نمی خواستم زود حالتمو عوض کنم ، بعد 5 دقیقه سگی نشوندمش اومدم پشتش ،واقعأ صحنه ای که میدیدم میتونست آب هر کسیو بیاره ، یه کس قلمبه لای یه کون گنده آماده گاییدن ، اومدم از پشت چسبوندم بهش موهاشو گرفتم تو چنگم و کردم تو کسش و تا ته فشار دادم ، فقط صدای نفس نفس زدن هاش می اومد و منم از شدت حال فقط آه می کشیدم ، کاندوم که نداشتم این بیشرفم خیلی سکسی بود دیگه بیشتر از 7-8 دقیقه نتونستم طاقت بیارم ، آبم داشت می اومد . چون هنوز نمیدونستم مینا چقدر دیوونه سکس وحشیه اونشب آبمو رو کمرش خالی کردم ولی دفعات بعدی حتی یه قطره از آبمو حروم نمیکرد و همشو می خورد.اونشب باهاش زیاد سکس نکرده بودم ولی اینقدر فاز داده بود که وقتی آبم اومد حس میکردم همه جونم باهاش ریخته بیرون.اونشب اونجا نموندم ولی بعد از اونشب تازه ماجرا های ما و سکس های خفن ما شروع شد و مینا واسم کارایی کرد که هر مردی آرزوشه تو سکس اون کارارو انجام بده.حتی یه بار جلوی همخونه ایش سکس کردیم.اگه بچه های باحال شهوانی از خاطره اونشب من خوشتون اومده باشه چند تا دیگه از سکس هامونم براتون تعریف می کنم که البته از چندتاشون فیلم هم گرفتم میتونم از توش عکس بگیرم اونارو با عکسش بزارم.این اولین چیزیه که اینجا نوشتم و ببخشید اگه نشد همه جزئیاتو کامل توضیح بدم. خیلی باهاتون حال میکنم رفقا ، امیدوارم خاطره ها و داستانا اینجا خیلی تعدادش بیشتر شه چون من واقعأ با این سبک و این سایت حال میکنم .خداحافظ همتون.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%da%af%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174903</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه زاده خانوم خوب کیر سیاه رو میخوره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 26 Jun 2019 07:12:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاج]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[برآمدگی]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بکارتش]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینی]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشونده]]></category>
		<category><![CDATA[تفاوتی]]></category>
		<category><![CDATA[تنهاست]]></category>
		<category><![CDATA[چادرتو]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چهارده]]></category>
		<category><![CDATA[حالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[حلقویه]]></category>
		<category><![CDATA[حوصلگی]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[درحالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[دورانی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[رونایی]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کلیتوریس]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتی]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرجوابش]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[ناخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[نارنجی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[هیجانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سکسی تازه اومده بودیم توی یک آپارتمان شاه کس جدید . همسایه طبقه پایینی یک دختر 18 ساله داشت . اون فوق العاده خوش کونی اندام و خوش هیکل بود. خیلی هم خوب آرایش می کرد. چند روز از اومدن جنده ما نگذشته بود که یک سر شبی دیدم دارن در می زنن. اتفاقا&#8221; توی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				سکسی تازه اومده بودیم توی یک</p>
<h3>آپارتمان شاه کس جدید . همسایه طبقه پایینی یک دختر 18 ساله</h3>
<p>داشت . اون فوق العاده خوش کونی اندام و خوش هیکل بود. خیلی هم خوب آرایش می کرد. چند روز از</p>
<h4>اومدن جنده ما نگذشته بود که یک سر شبی دیدم دارن</h4>
<p>در می زنن. اتفاقا&#8221; توی خونه پستون تنها بودم، از فرط خستگی حال حرف زدنم نداشتم . با بی حوصلگی درو</p>
<h5>باز کردم کوس . دیدم که دختر همسایه است. در حالیکه</h5>
<p>یک چادر رنگی سرش و خودش رو هم با وسواس پوشونده بود سلام کرد و گفت : اجازه میدین یک تلفن بزنم سکس داستان ؟ آخه تلفنم</p>
<h6>قطعه ! با بی تفاوتی گفتم : بفرمایید. ایران سکس وارد شد</h6>
<p>و رفت سروقت تلفن و شماره ای گرفت و با حالت نجوا حدود نیم ساعتی حرف زد ، یهو با حالت فریاد گفت : تو مگه نمی فهمی من الان احتیاج دارم و گوشی رو قطع کرد. من که رفته بودم توی اتاق با این صدا ناخواسته اومد توی حال و گفتم چی شده . اون پشتش به من بود وقتی برگشت دیدم یک تاپ نارنجی تنشه بایک مینی جوب تنگ قرمز آتشی . بدنش مثل برف سفید بود . کمی خودشو جمع وجور کرد و با حالت خجالت گفت : هیچی . گفتم دعوات شد ؟ گفت : نه ولی &#8230;.. دیگه حرفشو ادامه نداد. از طرز ولی گفتنش فهمیدم که دوست داره خرف بزنه / ازش خواهش کردم بشینه . حدود یک دقیقه ای مردد بود ولی بعد قبول کرد. نشست و گفت که پدر و مادرش رفتن مهمونی وتوی خونه تنهاست. گفتم با کی حرف می زدی ؟ بی اختیار گفت با آرمین نامرد . گفتم : آرمین ؟ تازه فهمیده بود که لو رفته!!!!! گفت : آره ، چیزه ، دوست دادشم ، البته پسر عمومم هست . فهمیدم داره چاخان می کنه . گفتم : می خواستی دعوتش کنی ؟ گفت : آره ولی نمی تونه بیاد . گفتم اگرنا راحتی چادرتو بردار . بعد بدون اینکه منتظرجوابش بشم چادرشو ازش گرفتم . اونم مقاومتی نکرد. نشستم کنارش. دستشو گرفتم و گفتم اینکه ناراحتی نداره . خوب شاید کار داشته . اون دیگه جوابی نداد و فقط شروع به جویدن لباش کرد. بهش گفتم عصبی هستی ؟ گفت : آره ، دارم دیونه می شم . گفتم چرا ؟ گفت : آخه حدود چهارده روز پیش پریود بودم ؟ من یه کمی گیج شدم . (خوب یعنی چی ) بعد خودش ادامه داد آخه وقتی حدود 12 روز از زمان پریود بگزره هرمون استروژن شروع به ترشح می کنه و روز چهاردهم روز اوولاسیون است (روزی که تخمک زن آزاد میشه ) این روز بحرانی ترین روز برای زناست و اونا به شدت احتیاج به سکس دارن. گفتم: اینکه مشکلی نیست ، من هر کمکی که ازدستم بر بیاد برات انجام می دمو فقط تو راحت باش. بعد یک لب باحال ازش گرفتم . بلا فاصله متوجه شدم مزه دهنش عوض شد و شروع به نفس نفس زدن کرد. آروم سینه اش را توی دستم گرفتم و درحالیکه لاله گوششو می مکیدم با سینه هاش ور رفتم . کم کم با زبون حرکت کردم بسمت چونه و زیر گردن و بعدهم بین دو سینه و مسیر مورب بین زیر بغل تا نوک سینش . دیگه اینقدر هیجانی شده بودیم که متوجه هیچیزی نمی شدیم . خودش رو کمی شل کرد و پاهاشو بازگذاشت و من شروع به نوازش روناش کردم .اونم چه رونایی خوش تراش و نرم و یک دست سفید . بدون حتا یک خال ریز. بالاخره در حالیکه به نرمی روی سینه هاشو دندون می گرفتم دستم و بردم طرف کوسش . متوجه شدم پنتی (شورت ) نداره. با لطافت با انگشت اشاره بصورت حرکت دورانی و بدون فشار با کلیتوریس (یک برآمدگی کوچک بالای کس که مثل زیر سوراخ کیر فوق العاده حساس است)و لبه های کوچک (دوزایده کوچک که سوراخ واژن رو می پوشونه ) بازی کردم . واقعا دیوانه شده بود. بعد خودم کشیدم کنار و ولو شدم روی مبل . گفت: حالا من باید چی کار کنم . تمنا توی چشماش موج می زد. گفتم : لخت شو. لخت شد. گفتم حالا بیا با کیرم بازی کن . کیرم و در آورد و شروع کرد به مالیدن و هراز چند گاهی یک نیشکون کوچولو می گرفت . بعد بهش گفتم : یک کمی لیسش بزن . اونم با احتیاط زبونشو نزدیک کرد و یک لیس کوچولو زد. گفتم : با دستت بالا نیگرش دار و زیر سوراخشو لیس بزن . اونم اینکارو کردوبعد هم توی دهنش کرد. درحالتی که میک می زد دهنشو بالا پایین می برد. حسابی دیگه دیونه ی دیونه شده بودیم . گفتم برگرد و به حالت (نیچز پوزیشن ) سجده ای روی مبل قرار بگیر. او برگشت و من روی زمین دو زانو زدم و لای کسشو باز کردم . دیدم به به ، هایمنش ( پرده بکارتش ) حلقویه . گفتم می خوای حسابی دیونه بشی ؟ گفت : من الان دارم دیگه منفجر می شم . جون هر کی دوست داری زود باش. گفتم : فقط نترسی ؟ گفت : مگه می خوای چی کار کنی ؟ گفتم : می خوام بکنم توش . گفت : نه نه من دخترم تازه دوستام میگن خیلی درد داره . گفتم اگر حتا یک ذره هم دردت اومد پاشو . گفت : باشه . گفتم پس یک کمی صبر کن برم ژل بیارم .گفت : فقط زود باش . از اولش تا اون موقع حدود 20 دقیقه طول کشیده بود . رفتم از توی کشو ژل و اوردم و حسابی بهش ژل زدم . بعدش هم خیلی آروم و بدون عجله ذره ذره کیرمو فشار دادم تا وارد شد و تا آخر رفت و باز خیلی آروم آروم در آوردم . دیگه آماده شده بود . بدنش ریلکس ریلکس و پرده شم نرم نرم . حدود 10 دقیقه هم تلمبه زدم تا اینکه آبم می خواست بیاد . سریع کشیدم بیرون و اونم برگشت و کیرم گذاشت بین سینه هاش و آبم ومالید روی بدنش . و درحالیکه با یک دست آبم رو به تنش می مالید با دست دیگه خودشو حدود 2 دقیقه مالوند تا ارضا شد. حالا واقعا اگه شما بودین چی کار می کردین؟		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174803</post-id>	</item>
		<item>
		<title>تری سام خوب از دو تا جنده دوست داشتنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 25 Jun 2019 06:45:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انداختو]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[حلقویه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[دخترایی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستشم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوارو]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[زدنبعد]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسایه]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[معرفتی]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکندم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادمو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سکسی حدوده یک هفته پیش بود نزدیکای شاه کس ظهر رفتم کافی نت که سرمو گرم کنم وقتی رفتم و نشستم پشت یکی از کونی کامپیوتر ها 2 تا دخترم نشسته بودن میز کناری من و من تا کامپیوترو روشن جنده کنم دیدم اینا دارن به یه ادرس ایمیل می زنن. از اسمه ادرسه معلوم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				سکسی حدوده یک هفته پیش بود</p>
<h3>نزدیکای شاه کس ظهر رفتم کافی نت که سرمو گرم کنم وقتی</h3>
<p>رفتم و نشستم پشت یکی از کونی کامپیوتر ها 2 تا دخترم نشسته بودن میز کناری من و من تا کامپیوترو</p>
<h4>روشن جنده کنم دیدم اینا دارن به یه ادرس ایمیل می</h4>
<p>زنن. از اسمه ادرسه معلوم بود پستون که ماله یه پسره خلاصه وقتی به متن ایمیل نگاه کردم دیدم این 2</p>
<h5>تا دختر کوس دارن به پسره التماس میکنن که با هاشون</h5>
<p>دوست بشه منم با خودم گفتم که ببین این 2 تا چقدر بدبختن که دارن به یه پسر التماس میکنن بعد تصمیم سکس داستان گرفتم که منم</p>
<h6>به پسره ایمیل بزنم و سره کارش بزارم ایران سکس و بهش</h6>
<p>بگم بیاد یه جایی تا ببینمش بعد به یارو کیر بزنمو نرم سره قرار من بهش ایمیل زدم و قرار شد پس فردای اون روز تو پاساز گلها ببینمش صبح روزی که با پسره قرار گذاشته بودم خیلی کلافه و بی حوصله بودم تصمیم گرفتم برم سر قرار اما اون طرف خیابون وایسمو به الاف شدنه پسره نگاه کنمو بخندم تا پوز پسرا رو بزنم. رفتم سر قرار بعده 5 دقیقه یهو چیزی دیدم که داشتم از حال میرفتم وای پسره چقدر خوشگلو ناز بود تازه فهمیدم که چرا اون 2 تا دختر داشتن اونجوری بهش التماس میکردن با دیدنه پسره به حدی جو منو گرفت که تا به خودم بجنبم دیدم جلوی پسره وایسادمو خودمو بهش معرفی کردم خلاصه از اون روز به بعد باهاش دوست شدم و در هفته چند بار می دیدمش وقتی باهاش بیرون میرفتم می دیدم که همه دخترا دارن بهش نگاه میکننو به حال خودشون افسوس میگن که چرا دوست پسری مثل اون ندارن حدوده یک ماهی از دوستی ما میگذشت که من تصمیم گرفتم در مورد سکس ازش سوال کنم تا این سوالو پرسیدم بهم گفت که منو بخاطر این چیِزا نمی خواد و دوست نداره به من که دوستشم خیانت کنه!اونجا بود که فهمیدم این پسر لیاقت پرستش دخترا رو داره و دخترایی مثل من باید اونو بپرستن خلاصه بعده هزار دردسر راضیش کردم که باهم سکس داشته باشیم فرداش قرار شد بیاد خونه ما چون هیچکس خونمون نبود منم اون روز یه لباسه سکسی سفید پوشیدم چون میدونستم از سفید خوشش می یاد ساعته 4 بود که دیدم یکی در زد وقتی رفتم درو باز کردم دیدم خودشه دعوتش کردم تو اومد و تو پذیرایی روِ کاناپه نشست منم رفتم آشپزخونه و شربت اوردم و تعارف کردم و بعدش نشستم رو پاش و بهش گفتم که اگه اگه منو واقعا دوست داره یه سکس تووووووپ باهام بکنه و بعد رفتم به طرفه لباش اون اینقدر لبای قشنگی داشت که هر دختری رو دیوونه میکرد. وای که چقدر لباش خوشمزه بود حدوده 10 دقیقه ای از هم لب گرفتیم که بعد بلند شد و لباسامو در اورد و منم لباسایه اونو در اوردم بعد شروع کرد به خوردن من واااااااااااااااااااااااااااااای خدای من از لبام شروع کرد تا اخر پاهامو سانتی متر به سانتی متر با مهارت تمام خورد منم که واقعا احساس میکردم رو هوام فکر کنم 4 باری ارضا شدم اینقدر حال میکردم که با ناخونام دیوارو کنده بودمبهش گفتم: تو چه طوری این قدر خوب بلدی کجارو بخوری اونم گفت که وقتی با زن داییش سکس کرده زن داییش بهش یاد داده بعد من دستمو بردم طرفه کیرشو خیلی سریع شروع کردم به خوردن کیرشو ساک زدن!بعد 5 دقیقه اون منو بلند کرد و منم بردمش به اتاقه مامانم و روی تخت قنبل کردم و بهش گفتم بکن تو کسم اما اون گفت: تو مگه دختر نیستی منم گفتم چرا اما پرده من حلقویه و مشکلی ندارم بعد اومد پشتمو زانو زد همین که سره کیرشو کرد تو کسم یه جیغه بلند کشیدمو با ناخونام داشتم دیوارو میکندم اروم اروم شروع به تلنبه زدن کرد و منم دیگه رو زمین سیر نمی کردم و هی بهش می گفتم تند تر&#8230;بعد از یه ربع کیرشو در اورد و گفت که اجازه میدی از عقب بکنم یا نه؟منم که دیگه عند حشری بودم به پشت خوابیدمو تا می تونستم پاهامو کونمو اوردم بالا اونم یه تف به سره کیرش انداختو کیرشو گذاشت دم سوراخم خیلی خیلی یواش داشت کیرشو تو کونم میکرد اما با این حال واقعا داشتم احساس می کردم که داره کونمو جر میده و سر و صدامو بیشتر میکردم بعد شروع کرد به تلمبه زدناز اینکه زیر پسره به اون خوشگلیو با معرفتی خوابیده بودم لذت میبردم بعد چند دقیقه حس کردم که داره خودشو عقب میکشه منم سریع پاهاشو چسبیدمو نذاشتم کیرشو در بیاره و تمام ابشو تو کونم خالی کردحس میکردم کونم تا لبه سوراخم پر اب کیرش شده و بعد به همون حالت تا صبح خوابیدیم فکر کنم هر دختر دیگه ای بود از شدت لذت بیهوش می شد!!		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2003</post-id>	</item>
		<item>
		<title>رومی فتیش خودش رو نشون میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b1%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%81%d8%aa%db%8c%d8%b4-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%86%d8%b4%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b1%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%81%d8%aa%db%8c%d8%b4-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%86%d8%b4%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 10 Jun 2019 08:14:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[ازدهنش]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بودساعت]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهنم]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تابستونه]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[حلقویه]]></category>
		<category><![CDATA[خانومی]]></category>
		<category><![CDATA[خدائیش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دماوند]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قرارمون]]></category>
		<category><![CDATA[قشنگیه]]></category>
		<category><![CDATA[کنیمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتین]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمش]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظره]]></category>
		<category><![CDATA[میبرمت]]></category>
		<category><![CDATA[میبریم]]></category>
		<category><![CDATA[میبینمت]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنین]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[واساده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مریم اسم سکسی دختری بود که تازه تو اینترنت باهاش شاه کس آشنا شده بودم. بالاخره بعد از چند روز چت کردن و چند جلسه با تلفن کونی صحبت کردن اولین قرارمون رو گذاشتیم. روز قرار رفتم یه دوش گرفتم و حاضر شدم جنده واسه رفتن. رفتم تو پارک ساعی . بعد از حدود 5 [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				مریم اسم سکسی دختری بود که تازه تو اینترنت</p>
<h3>باهاش شاه کس آشنا شده بودم. بالاخره بعد از چند روز چت</h3>
<p>کردن و چند جلسه با تلفن کونی صحبت کردن اولین قرارمون رو گذاشتیم. روز قرار رفتم یه دوش گرفتم و حاضر</p>
<h4>شدم جنده واسه رفتن. رفتم تو پارک ساعی . بعد از</h4>
<p>حدود 5 دقیقه منتظر شدن چشمم پستون به یه دختری افتاد که داره میاد به سمت من. اومد جلو و باهم</p>
<h5>دست دادیم کوس و نشستیم. چند دقیقه اول که فقط داشت</h5>
<p>من رو نگاه میکرد.گفتم : مریم جون مشکلی پیش اومده؟ گفت : نه فقط دارم نگات میکنم. گفتم: زیاد نگا نکن شب سکس داستان کابوس می بینی.</p>
<h6>یه خنده ای کرد و گفت اختیار دارین ایران سکس شما سرورین.مثل</h6>
<p>این که به دلش نشسته بودم حالا وقتش بود که بزنم تو فاز شغل اصلیم یعنی سکس!! بلند شدیم و شروع کردیم به راه رفتن. دستش تو دستم بود و راه میرفتیم&#8230; &#8211; مریم گفتی خونتون کجا بود؟ &#8211; دماوند. &#8211; آها آها&#8230; ببخشید یادم رفته بود.ببینم حالا چرا رفتین اون جا خونه گرفتین. &#8211; بابام گفته که بهتره بریم نزدیک پدر بزرگ و مادر بزرگم زندگی کنیم. &#8211; ایول به نظر منم جایه قشنگیه (تا به حال دماوند نرفته بودم!!). &#8211; الان که اومدی مامانت نگران نشد؟ نگفت کجا میری؟ &#8211; نه بابا&#8230; من هروقت که دوست داشته باشم میام تهران پیش خاله ام و دختر خاله ام. &#8211; ببینم تو دماوند شما باغ هم دارین؟ &#8211; آره بابا پس چی خیال کردی پدر بزرگم به باغ داره خیلی بزرگه. تابستون که میشه هممون جمع میشیم تو باغ و کلی خوش میگذرونیم. &#8211; (آخ جون!! یاور مکان هم که استاد شد). الان هم که تابستونه پس ما هیچی دیگه&#8230; کسی مارو تحویل نمی گیره؟ &#8211; اختیار دارین آقا بابک شما که مارو قابل نمی دونین.اگه بیای حتما باغ هم میبرمت. اون چند ساعتی که کنار مریم بودم بالاخره تموم شد. تو ماشین که نشسته بودم همش هیکلش جلویه چشمم بود یه صورت با نمک و سینه هایی نسبتا کوچیک. چند بار دیگه هم رفتیم بیرون و بالاخره تصمیم گرفتم که حرفم رو بهش بزنم&#8230; &#8211; مریم&#8230; &#8211; جونم؟ &#8211; یادمه گفتی که پدر بزرگت یه باغ خیلی بزرگ داره. درسته؟ &#8211; آره چطور مگه؟ &#8211; (به شوخی گفتم)منم تو باغتون راه میدی&#8230;؟ &#8211; (با خنده). گفتم که اگه دوست داری یه روزقرار میزارم که باهم بریم تو باغ. &#8211; فردا خوبه؟ &#8211; ببین صبر کن من برم خونه یه آمار بگیرم ببینم که کسی نمی خواد بیاد اون جا.بعد شب بهت زنگ میزنم باهات هماهنگ میکنم.باشه؟ &#8211; پس شب منتظره زنگت هستم&#8230; &#8211; باشه &#8211; خدا حافظ &#8211; تا شب.بای من سواره ماشین شدم و حرکت کردم.شب حدودا ساعت ده بود که بهم زنگ زد. &#8211; بله&#8230; &#8211; سلام آقا بابی.خوبی؟ &#8211; سلام ماری خانوم. خوبم تو خوبی؟ &#8211; فدات شم. ببین بابک فردا ساعت نه صبح بیا دم پارک(ساعی) که باهم بیایم طرف باغ.باشه؟ &#8211; ایول پس جور شد؟ &#8211; آره. &#8211; باشه. چشم. فردا میبینمت &#8211; ساعت نه .قربانت بای &#8211; بای …صبح شده بود.ساعت هشت و نیم بود که راه افتادم به سمت پارک. حوالی ساعت نه بود که رسیدم.دیدم اون جا واساده اومد سوار شد و حرکت کردیم. تو راه شروع کردیم به جک تعریف کردن. یکی من میگفت یکی اون. دیگه طاقت نداشتم و شروع کردم به تعریف جک هایه یه کمی و بعد کاملا سکسی. اولین جکی رو که داشتم میگفتم زول زده بود تو چشام و داشت بر و بر منو نگا میکرد.جک که تموم شد زد زیره خنده و گفت: نگفته بودی که از این حرفا هم بلدی. گفتم: خوب دیگه چیکار کنیم.بعد از مدتی دستش رو گذاش رویه رون پام و گفت: بابک میخوام آهنگ گوش کنم. یه سی دی براش گذاشتم تا یه کم آهنگ گوش کنه. تو راه دستش رو پام بود و داشت کم کم با پام بازی میکرد.بعد از مدتی گفت: بابک رسیدیم. تو همین جا ماشین رو پارک کن تا من بیام.منم ماشین رو پارک کردم و منتظر شدم. بعد از چند دقیقه دیدم اومد. &#8211; کجا رفتی؟ &#8211; رفتم خونه به مامانم اینا گفتم که میرم خونه سمیه. &#8211; سمیه کیه؟ &#8211; سمیه دختر همسایمونه. حالا راه میوفتی یا بازم میخوای سئوال کنی؟ &#8211; ها&#8230; آها آها بریم بریم&#8230; بعد از کمی پیاده روی رسیدیم به باغ. خدائیش عجب باغی بود.بزرگ و زیبا. هرچی که بگم بازم کم گفتم. تو باغ در حال قدم زدن بودیم دستش تو دستم بود و از همه چیز و همه جا باهم صحبت کردیم. &#8211; مریم &#8211; بله &#8211; این همه گیلاس رو بعد از اینکه از درخت چیدین بلافاصله راهیه شهر میکنین؟ &#8211; نه بابا یه اتاقکی اون جا هست می بینیش؟ &#8211; آره &#8211; اولش بعد از چیدن میبریم اون جا و بعد از هماهنگ کردن دائیم با ماشین میره شون شهر. &#8211; میتونی بریم اونجا گیلاس هارو ببینم. &#8211; حتما راست میگفت بیشتر از 30تا جعبه گیلاس بود. مریم رو به من کرد و گفت اگه دوست داری بشین تا من چند تا گیلاس ببرم بشورم بیارم تا باهم بخوریم. باشه من هستم برو بیا.داشتم چند تا گیلاس نشسته می خوردم که دیدم داره از ته باغ میاد. رفتم پشت در وقتی که اومد تو من یک دفعه پریدم جلوش. &#8211; بمیری تو. &#8211; (خندم گرفته بود)ترسیدی؟ &#8211; نه &#8211; آره جون خودت &#8211; نگا کن گیلاس ها از دستم افتاد &#8211; اشکال نداره الان جمشون میکنیم. با هم دیگه نسشتیم شروع کردیم به جمع کردن. منه خنگ تازه متوجه شدم که مانتوش رو آویزون کرده به درخت و بایه تاپ و شلوار روبرویه من نشسته و داره گیلاس هارو جمع میکنه. خط سینه هاش داشت منو دیونه میکرد. دلم و زدم به دریا و دستش رو گرفتم و بلندش کردم.دستم رو انداختم دور کمرش و صورتم رو نزدیک صورتش گرفتم و بهش گفتم: &#8211; مریم &#8211; جونم &#8211; میخوام یه چیزی بهت بگم &#8211; دوتا چیز بگو &#8211; مریم&#8230; دوست دارم &#8211; منم خیلی وقته که میخوام این جمله رو بهت بگم ولی میترسیدم که جدی نگیری. بابک &#8211; جونم &#8211; دوست دارم. این جمله رو گفت و لباش رو چسبوند به لبام. لباش مثل عسل بود تا حالا هیچ لبی به اندازه این یکی بهم حال نداده بود. پیراهنم رو درآوردم و انداختم رو زمین و خوابوندمش رو زمین.گردنش رو می بوسیدم و با دستام با سینه هاش بازی میکردم. تاپش رو دادم بالا و شروع کردم به خوردن سینه هاش. سینه هاش رو مثل دوتا هلو تو دستام گرفته بودم و میخوردم.دستاش رو گذاشت رو شونه هام و من رو به طرف پایین حول میداد. رفتم پایین تر. زیپ شلوارش رو کشیدم پایین شرتش رو هم با شلوارش از تنش خارج کردم.صورتم رو نزدیک کسش بردم. کس قشنگی بود . دست نخورده و سر حال. کمی خیس شده بود. با دستم لایه کسش رو باز کردم و شروع کردم به خودرن کسش. داشت دیونه میشد. خودش هم پاهاش رو باز کرده بود تا کسش بهتر تو دید من باشه و اون هم بیشتر بتونه حال کنه.سرم رو آوردم بالا. ا<br />
زش لب میگرفتم و با انگشت های دست راستم با چوچول کسش بازی میردم. سرش رو آورد بالا و آه آرومی کشید. دستم کمی خیس شده بود. فهمیدم که به ارگاسم رسیده چشماشو بسته بود منم چند لحظه گذاشتم تا به حال خودش باشه. چشماشو باز کرد. میخواست بلند بشه منم مزاحمش نشدم. پاشد و دوزانو روبرویه کیر من نشست.کمربندم رو باز کرد و شلوار و شرتم رو کشید پایین. تی شرتم رو داد بالا که راحت تر بتونه کارش رو انجام بده. با ولع هرچه تمام تر داشت کیرم رو میخورد.عجب لذتی داشت. بعد از مدتی کیرم رو ازدهنش خارج کردم و بلندش کردم. کاملا لختش کرده بودم دستاشو گذاشت به دیوار و کمی خم شد. منم که پشتش بودم دستم رو گذاشتم رو کمرش و ازش خواستم که بیشتر خم بشه. ازش پرسیم که پرده داری؟ گفت: حلقویه منم با اجازه خودش کردم تو کسش. بعد از مدتی مکث شروع کردم به تلمبه زدن. هر دوتامون داشتیم یه حال عجیبی میکردیم. سکس همراه با عشق. فکره کونش نبودم چون کسش خیلی داشت بهم حال میداد. چشمام رو بسته بودم و به آه و ناله ای مریم گوش میدادم که یه دفعه متوجه شدم که دارم ارضاء میشم. کیرم و درآوردم و آبم رو که با فشار خالی کردم رو کونش. بعد از چند لحظه برگشت. با لبخندی که گوشه لباش بود گفت : &#8211; ممنونم. &#8211; من از تو ممنونم که&#8230;. &#8211; نه نه وظیفه من بود که هرکاری که از دستم بر میاد واسه عشق ام انجام بدم. تو همون حالت بغلش کردم. فهمیدم که داره گریه میکنه. &#8211; مریم. خانومی چرا داری گریه میکنی؟ با صدایه لرزون گفت: تا امروز کسی رو به اندازه تو دوست نداشتم. سرم رو گذاشتم رو شونه هاش و دیگه نتونستم جلویه اشکم رو بگیرم&#8230;.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b1%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%81%d8%aa%db%8c%d8%b4-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%86%d8%b4%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174532</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.006 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-18 04:13:20 by W3 Total Cache
-->