<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>حمومشون &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85%d8%b4%d9%88%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:25:51 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>حمومشون &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مامانی عاشق کیر  پسرش شده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%b4%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%b4%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 21 Sep 2019 05:49:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جذابیت]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[حمومشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانا]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[زیباترین]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سینهای]]></category>
		<category><![CDATA[شدهبود]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کشوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[معمولیه]]></category>
		<category><![CDATA[ممانعت]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرش]]></category>
		<category><![CDATA[مهربون]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میخکوب]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خوندم داستای جالبی هست . فیلم سکسی این داستان چند وقت پیش یعنی اواخر سال 89 اتفاق افتاد برام و بهترین و زیباترین خاطره ای ک از سکسی سکس دارم مال همین رابطه است . شاه کس ( البته اسامی و محل سکونت مستعار است)جریان از این قرار بود که من پسری کونی هستم اهل [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خوندم داستای جالبی هست . فیلم سکسی این داستان چند وقت پیش یعنی</h2>
<p>اواخر سال 89 اتفاق افتاد برام و بهترین و زیباترین خاطره ای ک از سکسی سکس دارم مال همین رابطه است</p>
<h3>. شاه کس ( البته اسامی و محل سکونت مستعار است)جریان از</h3>
<p>این قرار بود که من پسری کونی هستم اهل شیراز 23 ساله قد 170 و وزن 71 کیلو در کل تیپم</p>
<h4>معمولیه جنده ولی چشمام سبزه و فکر کنم یه کم جذابیت</h4>
<p>دارم .یک دختر خاله داشتم و پستون هنوزم دارمش به نام مونا. این دختر خاله ما واقعا قیافه جذاب و خوشگلی</p>
<h5>داره . کوس قد 170 وزن 58 کیلو با پوشتی سفید</h5>
<p>و چشمای درشت و خلی هم مهربون و دوست داشتنی است. من از قدیم با این دختر خالم خیلی راحت بودم و سکس داستان همدیگه رو دوست</p>
<h6>داشتیم . اونم واقعا برای من احترام خاصی ایران سکس قائل بود</h6>
<p>و هست . این دختر خالم همین می رفتم خونشون جلو من با یه تاپ و شلوار ظاهر میشد و کم کم منم به سکس با اون علاقه مند شدم و منتظر فرصتی بودم که بهش بگم خلاصه با هم زیاد رف وامد داشتیم تا اینکه یه شب که رفتم خونشون خودش بود و مامان وابجیش که خواب بودن و من و مونا بیدار بودیم و داشتیم عکسای شخصی اونو نگاه می کردیم. قلیون هم چاق کرده بودیم و حسابی داشت خوش میگذشت و من کم کم سر صحبت رو به طرف سکس کشوندم و اون هم بی میل نبود و کم کم خودم رو بهش نزدیک کردم و سرش رو گذاشتم رو پام وموهاش روازش کردم و داشتم به یه سکس بینظیر با اون فکر میکردم و کیرم هم داشت کم کم بلند میشد و چون ان رو رونام خوبدبود فکر کنم متوجه شد و به رو خوش نیاورد . من دستم رو داشتم میکشیدم رو صورت و رسید م به لبش و انگشتمو میکردم تو دهنش اولش ممانعت میکرد اما کم کم همکاری کرد وانگشتم رو لیش میزد منم داشتم با دست دیگم گوشش رو نوازش می داردم یه چند دقیقه که گذشت احساس کردم حالتش عوض شد و نفساش تند تر شده فهمیدم که امشبو یه کون حسابی افتادم .به حرکتام ادامه دادم و کم کم دستم را از رو لباس بردم طرف سینهای خوشگل و خوش فرمش و اقعا بینظیر بود اندامش . خلاصه یکم که مالیدمش رفتم سراغ لباش و لباش رو خوردم اگه بگم خوشمزه ترین لبی بود که خورده بودم دروغ نگفتم چون واقعا دوستش داشتم و از اینکه مال من شده بود تو شوک بودم بعد از چند دقیقه که دیگه رومون به هم باز شد بلند شدم و اوردمش توبلغم و نوازشش می کردم و بعدش برش گردوندم و از رو شلوار خودم رو بهش میمالوندم و کم کم شلوار وشرتم رو کشیدم پایین و میکشیدم به کو نش و کمرش و سینه هاش رو میمالوندم و دستش رو گرفتم و گذاشتم رو کیرم که حدود 14 سانتی میشه ویه خرده هم کلفته و اونم کیرم رو خیلی با حال میمالوند و منم سینه هاش رو از زیر تاپ اوردم بیرون و شروع کردم به خوردن واقعا سنهای سفید وسفت و زیبایی داشت سایزش 65 بود با نوک قهوه ای روشن که حدود 1 سانت سر سینه هاش بزرگ شده بود . خلاصه حدود 10 دقیقه سینه هاش رو خردم و دستم ر برده بودم توشلوارش و داشتم با ونش ور می رفتم سرم رو بلند کرد دیدم چشای خوشگلش خماره و حالش ر فهمیدم خودم هم دتم رو ابرا سیر میرکردم و باورم نمیشد با اونی که واقعا دوستش داشتم دار سکس می کنم .بعدش اون بهم گفت بیا بریم بیرون که حالم ر خراب کردی و باید کامل ارضام کنی و چون میخواست اه و اوه کنه ممکن بود بیدار شن خلاصه من اول رفتم بیرون و تو حمومشون منتظرش شدم و اونم بعد از 2 دقیقه اومد به محض اومدن شروع کردیم به لب گرفتن و بهش گفتم واقعا دستت اون هم هی قربون صدقه من می رفت . چون زیاد وقت نداشتیم زود لخت شدیم وقتی اونو لخت دیدم چند لحظه سر جام میخکوب شدم کون بزرگ و کمر باریک و کس تمیز سفید با چوچول ای بر امده بعد از کلی لب و خوردن سینه هاش رفتم سراغ کسش که خیس خیس شدهبود و حسابی چوچولشو لیس زدم بینظیر بود اونم داشت همش اه و اوه می و میگفت بخور عزیزم مال خودته ت ته بخورش و بعدش هر کاریش کردم برا ساک نزد ومنم چون دوستش داشتم اصرار نکردم و چونی دونستم دختره برش گردوندم و کونشو داد عقب و گفتمیخوم از عقب بکنمت و اون الش راضی نشد و با خواهشای من قبول کرد و گفت فقط یواش منم گفتم چشم و با انگشتم کم کم کونشو باز کردم و اونم همش تو حال خودش بود و داشت میمیرد از خوشی ولذت منم یه تف زدم سر کیرم و سر کیرم رو فرستادم دم کون عزیزم مونا که صداش در اومد و گفت اذیت نشم منم با سر گفتم چشم و سر کیرم رو فرستادم ت خودش رو جمع کرد و سفت شد بهش گفتم شل بگیره دوباره سعی کردم واینابار که سر کیرم رفت تو کونش کمرش رو گرفتم که نره جلو وکم کم و با حوصله داشتم بیشتر میگردم تو کونش و وقتی که تا ته رفت چند لحظه نگه داشتم تا جا باز کنه و کم کم شروع کردم به تلمبه زدن و اونم داشت حال میکرد هی میگفت بکنننننننننننننن منوووووو کونمممرجر بده منم تو هستم عزیزم دارم به پسر خاله خوشگل عزیزم کون میدمو این حرفا منم کمرم سفته و اگر بخوام دیر بیام دست خودمه خلاصه حدود 10 دقیقه از عقب تلمبه زدم و با کس مونا داشتم و میرفتم او گفت به 3 باز ارضا شده و کاری کن تو هم بیای تا کسی بیدار نشده منم گفتم چشم و سرعت تلمبه زدنم رو بیشتر کردم و وقتی داشت ابم میومد کشیدم بیرون و جلو اون ریختم رو زمین چند دقیقه تو بغل هم بودیم و حالش که جا اومد ازش تشکر کردم و اونم بوس کرد وازم تشکر کرد و گفت واقعا حال کرده و کامل ارضا شده و به هم قول دادی که مال هم باشیم و از هم لذت ببریم و اتفاقا چند شب بعد دوباره موقعیت جور شد وسکس کردیم با هم .اگه خوشتون اومده نظر بدین تا بقیه داستا نو هم بذارم توسایت</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%b4%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2510</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم و داستان کس دادنش به همسایه حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d8%b4-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%ad/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d8%b4-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%ad/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 05 Jun 2019 07:43:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ازخجالت]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اونجام]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[باخودش]]></category>
		<category><![CDATA[بادستم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاپایین]]></category>
		<category><![CDATA[بیداره]]></category>
		<category><![CDATA[بیماری]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تودیدم]]></category>
		<category><![CDATA[جووووون]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[جووووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووووووووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چندساله]]></category>
		<category><![CDATA[حمومشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دربیار]]></category>
		<category><![CDATA[دستشوی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روصندلی]]></category>
		<category><![CDATA[سنگینه]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کارارو]]></category>
		<category><![CDATA[کارکنم]]></category>
		<category><![CDATA[کرستشو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[کیییییییر]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتو]]></category>
		<category><![CDATA[گزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیری]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نگهشون]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوابه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[حالی باهاش بکنم اخه اون فیلم سکسی خیلی خوش هیکله قد کوتاه و تپل باکون خیلی گنده و سینه های گرد ودرشت. راستی اسم من مهرانه 18 سکسی سالمه یه پسر عمه دارم همسنه خودم. شاه کس عمم 38 سالشه. من یه روز در میان خونه عمم بودم قلیون می کشیدم از کونی اینجور کارا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>حالی باهاش بکنم اخه اون فیلم سکسی خیلی خوش هیکله قد کوتاه و</h2>
<p>تپل باکون خیلی گنده و سینه های گرد ودرشت. راستی اسم من مهرانه 18 سکسی سالمه یه پسر عمه دارم همسنه</p>
<h3>خودم. شاه کس عمم 38 سالشه. من یه روز در میان خونه</h3>
<p>عمم بودم قلیون می کشیدم از کونی اینجور کارا من ترک تحسیل کردم ولی پسر عمم درس میخوند یه شب خونه</p>
<h4>عمم جنده خوابیدم صبح ساعت 8 ازخواب بیدار شدم پسر عمم</h4>
<p>رفته بود مدرسه(راستی یادم رفت بگم پستون شوهر عمم 4ساله پیش بر اثر بیماری فوت کرد) دیدم عمم خوابه یه ملافه</p>
<h5>ی سفید کوس روشه یه لیوان چای خوردم رفتم تو اتاق</h5>
<p>سرکامپیوتر یه چند تا کلیپ سکسی دیدم و یه پوشه پیدا کردم توش چند تا داستان سکسی بود خوندم یه حالی بهم سکس داستان دست داد داشتم</p>
<h6>اتیش میگرفتم داستان در مورد سکس یه مادروپسر ایران سکس بود که</h6>
<p>مادر مخ پسرشو زده بود رفتم تو اتاق کنار عمم دیدم خوابه خوابه راستی خوابشم خیلی سنگینه رفتم ترفش ملافه رو کنار زده بود یه دامن مشکی نازک پاش بود. اروم دامن و زدم بالا یه دست رو پاهای سفیدش کشیدم اروم پاهاشو نوازش میکردم دمرو خوابیده بود البته عادت داشت یکم دست رو سینه هاش کشیدم خواب خواب بود دوباره دستمو اوردم پایین گذاشتم رو کونش که خیلی بزرگ بود خیلی هم نرم بود همینتور دست می کشیدمو فشار میدادم کیرم داشت میترکید بدنم گر گرفته بود اروم دامنشو دادم پایین از رو شرت کونشو بو کردم داشت منو مست میکرد یواش شرتشم کشیدم پایین دوتا کپلاش افتاد بیرون انگار که از زندان ازاد شدن کونش سفید و گرم بود دستمو گذاشتو لای کونش بالاوپایین میکردم یه لحظه دستم خورد به جای گرم کسش بود خیلی داغ بود کیرمو ازتو شلوارم دراورم اروم مالیوم به کونش دیدم فایده ای نداره یه توف انداختم لای کپلاش بادستم مالیدم لیز لیز شده بود کیرمو گزاشتم لاش داشتم از گرما میمردم چندتا بالاوپایین کردم دیگه کامل وزنمو انداخته بودم روش کیرم ملیده میشد به کسشچندتا دیگه بالاپایین کردم دیگه اختیار خودمو ازدست دادم ابم با فشار ریخت لای کونش و روی کسش بلند شدم شلوارمو شلوارشو کشیدم بالا از اتاق امدم بیرون لباس پوشیدم از خونه زدم بیرون رفتم مغازه یه کم خرید کردم. آمدم خونه ساعت نزدیک 10 بود امدم تو دیدم عمه بیدار شده ترسیدم گفتم نکنه فهمیده باشه اصلان حواسم به آبم نبود که ریختم تو شرتش. اوناحمومشون تو اشپزخونست رفتم تو اشپزخونه دیدم تو حمومه اما متوجه من نشده بود دیدم داره باخودش حرف میزنه حمومشون پرده داره پرده رو زدم کنار توری که نفهمه دیدم روصندلی نشته دامنشو در اورده شرت تو دستش پشت به من داره کسشو میماله شرتشو بو میکنه میگه جووووووووون چه اب کیری با اب کیرم داشت کسشو میمالید اخ جوووووووون کیر مخوام این اب کیه من کیییییییر میخوام یه دفعه یه جیغ کشید و پاشد رفت سمت دوش منم کیرم راست شده بود امدم کنار صداش زدم گفتم عمه همومی گفت اره گفتم خوب من صبحانه رو اماده می کنم گفت دستت درد نکنه الان منم میام رفتم سفره رو انداختم دیدم داره صدام میکنه رفتم گفت بی زحمت پشتمو لیف بکش همیشه پسر عمم میکشید چون جز اون کسی نبود اینبا به من گفت منم گفتم چشم بازوغ رفتم تودیدم با همون شرت سفید یه کرست مشکی تو حمومه محو بدنش شدم گفت به چی نگاه میکنی بیا این لیف خودت زن میگیری سیر میشی به من پشت کردو رو چهار پایه نشت منم رفتم شروع کردم به لیف کشیدن تمام کمرشو کشیدم گفت پشت رونمم بکش بلد شد ایستاد منم شروع کردم از پاین امدم بالا گفت کپلامم بکش خجالت نکش من عمتم شرتش ازیت میکرد گفت شرتمو درار اذیت نشی از یه طرف شق کرده بودم از یه طرفم تعجب که چرا این جوری شده این ازاین حرفا نمیزد شرتشو کشیدم پایین از پاش دراوردم گفت فقط به اونجام زیاد نگاه نکن کار دستم بدی گفتم چشم تمام کپلشو لیف کشیدم گفت لاشم بکشلیفو گذاشتم لای پاش دوسه بار بالا پاین کردم گفت پاین لای پامو زیاد بکش شروع کردم رو کسشو لیف کشیدن دیدم داره ناله میکنه با صدای لرزان گفت لیفو درار با دست بکش لیفو در اوردم یه دستمو گزاشتم زیر شکمش دست چپمم از پشت لای رونش رو کسش گذاشتم شرو کردم به مالیدن گفت تند بکش هینطور ناله میکرد گفت اگه خوب بکشی برات جبران میکنم. شلوارکو پیرنتو در بیار خیس نشه. دراوردم دوباره شروع کردم کیرم داشت شرتم و پاره میکرد. یه جیغ زد گفت حالا پاشو تمام پشتمو زیر دوش بشور پاشدم دوشو باز کردم رفت زیر دوش گفت شرتتم دربیار خیس نشه گفتم اخه گفت اخه نداره من عمتم خجالت نکش شرتمم دراوردم تا کیر راست منو دید اروم گفت جون بعد گفت بخشید اینو بیدار کردم داشتم از تعجب شاخ در میاورد چرا این کارارو میکنه پشتشو از بالا تا پایین شستم گاهی اقات کیرم میخرد به کونش میگفت اخ جووووون گفت دستت درد نکنه برگشت یه نگاه به کیرم کرد گفت هنوز بیداره؟ من داشتم ازخجالت میمردم گفت اینو بخوابون دیگه گفتم شما برید من میخوابونمش گفت نه الان بخوابون باهات کار دارم گفتم جلو شما روم نمیشه گفت خجالت و بزار کنار اصلان من میخوام ببینم چه جوری میخوابونیش زود باش. یه کم شامپو ریختم تو دستم شروع کردم به جرق زدن چند بار بالا پایین کردم دیم میگه میخوای من برت بکنم؟ کفتم باشه مثل تو دستشوی نشست با دست برام جرق زد گفت پس چرا نمی خوابه؟ گفتم تا اب ازش بیرون نیاد نمیخوابه گفت چه کارکنم اب ازش بیرون بیاد؟ گفتم باید یه جای نرم باشه به سینه هاش نگاه کردم. اونم گفت مثلا کجا ؟ به سینه هاش اشاره کردم سریع کرستشو باز کرد سینه هاش افتاد بیرون بزرگ وسفید وگرد بود گفت اینجا خوبه گفتم اره روشون شامپو ریخت کیرم میمالید بهشون. گفتم اینجوری نه بادست نگهشون دار من میزارم لاش گفت باشه و ان کارو کرد منم گذاشتم وسط سینه هاش خیلی حال میداد ولی بازم نیومد. گفت دیگه چرا نمیاد؟ گفتم باید سوراخ نرم باشه گفت مثل کس؟ گفتم آره وقتی اینو گفت داشتم میمردم ولی زد تو پوزم گفت نه نمیشه منم پکر شدم. گفتم پس بخورش. گفت باشه کیرمو شستم گذاشتم رو لباش یکم بازی بازی کرد و کرد تو دهنش. خیلی خوب ساک میزد منم صدام رفت بالا خیلی حال میداد گفتم عمه داره میاد چکار کنم گفت بریز رو کسم سرشو بکن تو کیرمو در اوردم ار تو دهنش دراز کشید کیرمو گرفت میمالید رو کسش همین که ابم امد سرشو کردتو کسش تمام ابم با قدرت ریخ تو کسش گفت جوننننننننننننننن چه ابی داغه دارم میسوزم وایییییییییییییی<br />
ی اب جوووووووووووووووون چندساله نخوردم		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d8%b4-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%ad/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174445</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس ساک زن جنده کسو</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%a9%d8%b3%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%a9%d8%b3%d9%88/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 May 2019 06:51:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اصفهان]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونطور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالایی]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرسته]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیروزی]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکش]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[حمومشون]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوششون]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دمپایی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستات]]></category>
		<category><![CDATA[دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شدمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارهای]]></category>
		<category><![CDATA[کردمخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیستند]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[توی سکسی سکس عاشق کون کردنم و فوق تخصص شاه کس کس لیسی را دارم که همین دو تا خصوصیت باعث شده که خیلی ها از کونی من خوششون بیاد. بابام سه سال پیش مرد(سرطان گرفت) و فقط من موندم و خواهرم جنده و مامان جون. یک دونه زن عموی نقلی دارم که حدود چهل [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				توی سکسی سکس عاشق کون کردنم و فوق</p>
<h3>تخصص شاه کس کس لیسی را دارم که همین دو تا خصوصیت</h3>
<p>باعث شده که خیلی ها از کونی من خوششون بیاد. بابام سه سال پیش مرد(سرطان گرفت) و فقط من موندم و</p>
<h4>خواهرم جنده و مامان جون. یک دونه زن عموی نقلی دارم</h4>
<p>که حدود چهل دو سه سال پستون داره، خیلی هم خوشگل نیست و دوتا دختر داره که هر دو دبستانی اند.</p>
<h5>عموم اوایل کوس تابستون پارسال(84) توی تصادف مرد .از اون به</h5>
<p>بعد اکثر کارهای خونه ی عموم افتاد به گردن من چون تنها خانواده ی ما و عموم و یکی از عمه هام سکس داستان اصفهان هستیم، شوهر</p>
<h6>عمه ام و بچه هاش که اصلا دنبال ایران سکس کمک به</h6>
<p>دیگران نیستند و نه عموم پسر داشت و نه من بابا و یا برادر. اواخر پاییز بود که یه روز صبح زن عموم زنگ زد خونه ی ما و به مامانم گفت که من را بفرسته برم خونش بهش کمک کنم چون می خواست بخاری ها را از انبار که روی پشت بوم بود پایین بیاره و نصب کنه. منم مثل همیشه با اینکه بیکار بودم ولی صبح زود بیدار شده بودم. کم کم آماده شدم و رفتم اونجا. زن عموم مثل همیشه باهام رفتار میکرد ولی اگر دقت می کردی توی حالتش میشد خوند یه چیزیش هست. خلاصه سرتون را درد نیارم رفتیم با هم آوردیم و بخاری ها را به کار انداختیم در میون کار هم تا میتونستم طبق عادتم شوخی کردم که یکی دو بارش مورد دار بود اما زن عمو(اسمش سارا بود) چیزی نگفت. بعدش سارا رفت چایی آورد منم خوردم. میخواستم برم خونه یه دوش بگیرم که سارا گفت به وضعت نگاه کن، اگه اینجوری بری بیرون همه بهت میخندند و تازه مامانت میگه من بچه ام را تمیز تحویلت دادم و دیگه تو را قرض نمیده به من. راست میگفت چون سر تا پام پر بود از خاک های توی انباربود. بهم گفت برو توی حموم خودتو بشور و لباس هاتم بذار پشت در تا ببرم بشور.(خونه ی عموم زیاد میرفتم چند باری هم اونجا حموم کرده بودم و بعد از حموم لباس های سارا را میپوشیدم !چون لباس نداشتم.) گفتم باشه ولی قبلش رفتم دستشویی. نشسته بودم به کار خودم که سایه ی یک نفر را روی شیشه دیدم باور نمیکردم سارا باشه پس فکر کردم اشتباه دیدم. اما چند لحظه بعد دوباره اومد و رفت. گفتم حتما دختر عمومه و از مدرسه اومده. با خودم گفتم زود بلند بشم تا بیچاره خودشو خیس نکرده. اما وقتی اومدم بیرون خبری از دختر عموم نبود و معلوم میشد که سارا بوده ولی اگر دستشویی داشت چرا بعد از من نرفت؟؟ وقتی میخواستم برم توی حموم یه لحظه چشمم به چشمش افتاد و مطمئن شدم که شهوتش گل کرده اما نه اون جرئت داشت و نه من.   رفتم حموم. حمومشون دو قسمت داره یک رختکن و دوم خود حمام که با یه در شیشه ای تار از هم جدا میشند ولی اگر کسی طرف دیگه باشه میتونی بفهمی که کسی هست!(غیب گفتم) لباس هام را توی رختکن در آوردم و رفتم زیر دوشچون منم دوست داشتم یه اتفاقی بیفته وقتی رفتم زیر دوش از عمد شرتم را خیس کردم و دارش کردم به دسته ی در که توی رختکن بود. آمدن سارا را حس کردم. قند توی کونم آلاسکا شده بود. سریع لباس های منو برداشت و یه فحش هم بهم داد که احمق چرا اینو خیس کردی(آخه بدش اومده بود) و رفت بیرون.بد مدل خورد توی پوزم و حالم گرفته شد. مشغول کار خودم شدم چون اونطور که سارا رفت گفتم بر نمیگرده و بر هم نگشت. کارم تموم شده بود و داشتم میومدم که خودمو خشک کنم که صدای جیغ سارا اومد.سریع یه حوله ی کوچیک دور کمرم گرفتم و پریدم بیرون. دیدم وسط آشپزخونه ولو شده، دویدم طرفش و از اونجایی که کف آشپزخونه لیز بود و دمپایی های منم خیس یهو احساس کردم وسط زمین و آسمونم و با کون مبارک فرود امدم روی زمین. خودمو جمع کردم و رفتم دست سارا را گرفتم و بلندش کردم و گفتم:- خوبی؟ چیزیت که نشد؟- چیزیم نشد ولی انگار حال تو بهتره(با سرش اشاره کرد به کیر و خایه ی ما) خودم که نگاه کردم دیدم به به! همون دو سانت حوله هم وقتی خوردم روی زمین باز شده.اومدم سریع برگردم برم توی حموم که سارا دستم را گرفت و با حالتی که بوی خواهش میداد و با شهوت مخلوط شده بود بهم گفت آرش تو رو جون مامانت اینو از من دریغ نکن. من تو را خیلی دوست دارم و از این کس شعرا. منم دیدم که قسمم داد و ازم خواهش کرد دور از مردونگیه که بهش کمک نکنم!!! بهش گفتم منم خیلی دوستت دارم زن عمو هر کاری هم بتونم برات میکنم.(لوطی بازی را حال کنید)میخواستم بغلش کنم که بلند شد و دستم را گرفت و گفت پاشو بریم توی اتاق. رفتیم توی اتاق و رو به روی هم نشستیم روی تخت. یه کم زل زد توی چشمام ودر همین حال پیرهن گشاد مردونه ای که پوشیده بود را از تنش بیرون انداخت بعد من بهش حمله کردم و شروع کردم به لب بازی.دیگه حالش دست خودش نبود خودش را ول کرد روی تخت و من افتادم به خوردن لب و گونه و گردنش اما حتی یه صدا هم ازش در نمی اومد.به خودم گفتم اینقدر طولش میدم که خودش التماس کنه. رسیده بودم به گردنش و داشتم میلیسیدم، کم کم اومدم پایین و رسیدم به سر بالایی سینه اش که اصلا بلند نبود و شیب زیادی نداشت. اروم آروم اومدم بالا به نوک قله نرسیدم اما دورش یه دور زدم و رفتم سراغ اون یکی سینه و مثل قبلی به قله نرسیدم.یه لحظه احساس کردم که یه ناله کرد و این برام بس بود. کار نکرده می کردم، رفتم سراغ دستش از آرنج به بالا شروع کردم به لیسیدن. دستش که تموم شد رفتم یه راست سراغ قله ی سینه اش و شروع کردم به خورن، دو سه دیقه ای مشغول بودم. و اومدم پایین تر. دو سه دفعه ای روی شکمش رفتم و برگشتم و بعد اومدم پایین اما سراغ کسش نرفتم. رفتم سراغ رون پاش.(شاید بعضی ها بگند مگه اونجا هم برای زن لذت داره؟ باید بگم اگه طرف توی کارش وارد باشه اینجا هم لذت داره) خوب براش از پایین به بالا لیسیدم که آخرش صداش در اومد و گفت کشتیم نامرد زود باش.   حالا نوبت کسش بود. رفتم و صورتم را گرفتم جلوش و اول یه کم بر اندازش کردم،خیلی خوب بود برای من که قبلا فقط کس جنده هایی را کرده بودم که بیشتر به آبکش برنج شبیه بود تا کس!. زبونم را گذاشتم روی کسش و از بالا به پایین رفتم. چوچولش را هم توی راه خیلی راحت پیدا کردم. نشون کردم که راحت دوباره پیداش کنم!. شروع کردم به خوردن لبه های کسش. اول فقط باهاش با زبونم بازی میکردم اما بعد شروع کردم به مکیدنش توی دهنم و آروم گاز زدن لبه هاش.رفتم روی چوچولش و زبون<br />
م را گذاشتم روش و یه کم باهاش فشار دادم. این دفعه دیگه جیغش بلند شد که امیدوارم کرد. با زبونم چوچولش را تحریک میکردم و با انگشتم اول لبه های کسش را و بعد فرستاد توی کسش. یه کم اون تو بازیش دادم و آوردم بیرون. هنوز داشتم به کسش ور میرفتم که سریع برگشت و به طرف کیرم رفت. کیرم را اول خوب نگاه کرد و یه کم قربون صدقش رفت و بعد کرد توی دهنش. کیرم تازه داشت بلند میشد و هرچی جون میگرفت ساک زدنش براش سخت تر میشد.آخرش صداش در اومد که این چیه؟ چطور بکنمش توی دهنم؟گفتم نمیخوام بکنی توی دهنت بخواب. و هلش دادم روی تخت. صورتش توی صورتم بود و سریع خورم را انداختم روش. چون لاغر بود اذیت شد و منم زود دستام را بالای سرش تکیه گاه کردم و خودم را از روش بلند کردم. کیرم را گذاشتم دم سوراخش و اومدم اذیتش کنم اما با دستش اونو سریع گذاشت دم کسش. منم نامردی نکردم همشو تا ته فرو کردم داخل. خیلی کس توپی بود، خیلی تنگ بود چون بیچاره چند ماهی بود که نداده بود و از بس من تحریکش کردم کسش خیس شده بود، یک لحظه احساس کردم پوست کیرم کنده شد بسکه تنگ بود.گوشم به دهنش نزدیک بود و ازجیغش شاش بند کردم! با دستاش شروع کرد به چنگ زدن روی کمرم اما من بعد از چند ثانیه شروع کردم به تلنبه زدن.اول آروم میزدم و کیرم را هم تا ته فرو نمیکردم. یه کم که جلو تر رفتیم کیرم را تا تخمام میکردم توی کسش.سرعتم را کم کم داشتم زیاد میکردم نه خیلی سریع. چند دقیقه بعد من بودم که با آخرین سرعت و قدرت تلنبه میزدم و سارا که با تمام توانش جیغ میزد.هفت هشت دقیقه ادامه دادم و از خستگی خیس شدم.گفتم پاشو تا حالت را عوض کنیم. وقتی میخواست بلند بشه یه لحظه چشمم افتاد به سوراخ کونش.مطمئن بودم اگه بگم خودش نمیده. پس گفتم روی شکم بخوابه و چند تا بالشت گذاشتم زیر شکمش.تا هم کوسش و هم کونش باز بشه. سریع کیرم را گذاشتم دم سوراخ کسش و کردم داخل و شروع کردم با تمام سرعت تلنبه زدن. بیشتر حواسم به سوراخ اندازه ی یک نخود کونش بود.بعد از حدود ده دقیقه از گرم شدن و جیغاش فهمیدم داره نزدیک میشه به ارضا شدن. دیگه داشت ارضا میشد،منم سرعتم را بالا بردم تا بیشتر لذت ببره. وقتی ارضا شد منم تلنبه زدن را متوقف کردم و افتادم روش. تو فکر بودم چطور کونش را بکنم که یه لحظه چشمم افتاد به کرم مرطوب کننده که روی تاقچه کنار تخت بود. طوری که نفهمه دستم را دراز کردم و برداشت. بازش کردم و یه کمش را برداشتم و دوباره با در باز گذاشتمش سر جاش. کیرم را از کسش کشیدم بیرون،سارا هم هنوز توی حال خودش بود و تکون نمیخورد. یه کمی از کرم را زدم سر کیرم و بقیش را هم گذاشتم نوک انگشت اشاره ام. انگشتم را گذاشتم دم سوراخ کونش و پشتش کیرم را. سریع کرم را مالیدم و کیرم را گذاشتم پشتش و تا اومد تکون بخوره سر کیرم را فشار دادم تو.باورتون نمیشه توی چه حالی بودم. سارا شروع کرد به داد و بیداد ولی من کارخودم را کردم و تا ته هلش دادم تو. خودش دید انگار سر و صدا فایده نداره خودش را شل کرد که اونم لذت ببره و این یعنی پیروزی من. با شور پیروزی تلنبه را آغاز کردم.جیغ های سارا بهم جون میداد و تند تر و محکم تر تلنبه میزدم.   بعد از چند دقیقه احساس کردم کم کم دارم نزدیک میشم به اتمام. انگار خودش دست منو خوند. بهم گفت توی کونم نریزی میخوام توی کسش حسش کنم. تا کیرم را در آوردم بلند شد و بالشت ها را پرت کرد اون طرف و گفت بخواب. منم خوابیدم و اون خوابید روی من و کیرم را کرد توی کسش. خودش شروع کرد و منم با اون تلنبه میزدم.وقتی رسیدم به اوج با خیال راحت همه ی آبم را ریختم توی کسش،اونم با دوتا دستش منو گرفته بود و فشار میداد توی بغل خودش و جیغ میزد.اینقدر بی حال بودم که نمیتونستم تکون بخورم. آروم من را ول کرد و گفت مرسی. نای اینکه جوابش را بدم نداشتم. و همونطور رفتم توی حال خوب ولی خوابم نبرد.سارا هم حتی زحمت اینکه از روی من بلند بشه را به خودش نداد. فقط وقتی صدای تلفن را شنید مثل برق پرید و بعد از چند ثانیه اومد و بهم گفت پاشو برو یکی از دوستات زنگ زده خونتون باهات کار واجب داشت.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%a9%d8%b3%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174098</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.006 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 16:16:10 by W3 Total Cache
-->