<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>خداحافظى &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%89/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 21:59:37 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>خداحافظى &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>شاه کس با سینه های باور نکردنی و کس دادن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 22 Aug 2019 03:17:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استخونام]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاد]]></category>
		<category><![CDATA[اينجورى]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بودحالم]]></category>
		<category><![CDATA[بيدارم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پدربزرگم]]></category>
		<category><![CDATA[پسرخاله]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پيرهنم]]></category>
		<category><![CDATA[توالتم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظى]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشويى]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راستمو]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندن]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[كردمنو]]></category>
		<category><![CDATA[كنممنم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوند]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمش]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكرد]]></category>
		<category><![CDATA[نميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[‫هرچقدر]]></category>
		<category><![CDATA[وايساد]]></category>
		<category><![CDATA[وخودشو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[شهرستان بودن خودشون رو براى فیلم سکسی خاكسپارى رسوندن. من زياد پدربزرگمو نديده بودم و از مرگش زياد ناراحت نبودم واسه همين به بهانه درس خوندن خونه سکسی موندم و ختم نرفتم . خانواده خالم شاه کس كه تازه رسيده بودن اومدن خونه ما و وسايل و ساكاشون رو خونه ما گذاشتن.آرش کونی پسرخاله منه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>شهرستان بودن خودشون رو براى فیلم سکسی خاكسپارى رسوندن. من زياد پدربزرگمو نديده</h2>
<p>بودم و از مرگش زياد ناراحت نبودم واسه همين به بهانه درس خوندن خونه سکسی موندم و ختم نرفتم . خانواده</p>
<h3>خالم شاه کس كه تازه رسيده بودن اومدن خونه ما و وسايل</h3>
<p>و ساكاشون رو خونه ما گذاشتن.آرش کونی پسرخاله منه و ٥سال ازم بزرگتره، وسايل رو آورد بالا از مامان اينا سراغ</p>
<h4>گرفت جنده كه گفتم نيستن. همون دم در خداحافظى كردن و</h4>
<p>رفتن منم رفتم تو اتاقم، يه پستون آهنگ گذاشتم و دراز كشيدم. تازه خوابم برده بود كه صداى زنگ در از</p>
<h5>خواب بيدارم کوس كرد. رفتم آيفون رو برداشتم اما صدا برام</h5>
<p>آشنا نبود، گفت: آرشم،اومدم يه چيزى بردارم. منم درو باز كردم.اومد تو باهام دست داد و رفت سراغ ساكاشون،منم به خيال اينكه سکس داستان مزاحمش نباشم وشايد</p>
<h6>بخواد لباس عوض كنه رفتم تو اتاقم، خدا ایران سکس ميدونه هرگز</h6>
<p>به اون چيزى كه تو ذهن آرش بود و اتفاق افتاد فكر نميكردم،كه آرش بدون اينكه در بزنه وارد اتاقم شد،يكه خوردم اما گفتم شايد از بى ادبيشه!گفتم:چيزى لازم داريد؟گفت:آرهاومد جلو و رو به روم ايستاد، يه كم رفتم عقب تر اومدو بغلم كرد، اونقدر محكم كه احساس ميكردم استخونام داره خورد ميشه، هرچقدر زور زدم كه بتونم ازش جدا شم نشد، يه هو لباشو گذاشت رو لبامو شروع كرد به ميك زدن!هرچقدر تلاش و التماس ميكردم شدت كاراش بيشتر ميشد. از آب دهنش حالم به هم ميخورد دستامو جلو سينم سپر كرده بودم و سعى ميكردم از خودم دورش كنم ،نميشد وفايده نداشت اما اصلا دست از تقلا بر نميداشتم اونم به كارش ادامه ميداد. درازم كرد رو زمين وخودشو انداخت روم با يه حركت عين وحشيا تمام دكمه هاى پيرهنم رو پاره كرد، سوتينمم رو پاره كردو شروع كرد به خوردنموهاشو ميكشيدم و سعى ميكردم از رو سينم بلندش كنم اما نميشد كه نميشد،تمام مدت حتى يك كلمه هم حرف نميزد و انگار لال و كر شده بود حرفا و التماسامو گوش نميكرد، اومد بالاتر وشروع كرد به گردن و گوشم رو ليسيدن و دست راستمو نگه داشته بود و تف ماليم ميكرد،منم موهاشو گرفتم و با تمام قدرت كشيدم. خيلى دردش اومد چون از روم بلند شد و يه كشيده خابوند زير گوشم كه تا حالا نخورده بودم. گفت خفه ميشى يا خفت كنم؟منم عين بچه ها از شدت درد زدم زير گريه، ميتونست جورى منو محار كنه كه نتونم تكون بخورم اما انگار خودش از اينكه من تقلا ميكردم خوشش ميومد. بعد كشيده اى كه خوردم رفت سر شلوارم و كشيد پايين اما از ترس جرأت نكردم چيزى بگم،فقط پاهامو چسبوندم به هم.خيلى راحت شورتمم دراورد، فكر نميكردم اينقدر زورش زياد باشه!خودش رو هم يك آن لخت كرد.منو برگردوند و دستشو برد زير شكممو كونم رو آورد بالاتر از سطح بدنم،يه كم تف ماليد دم كونم وكيرشو رو سوراخش تنظيم كردو فشارش داد، نوك كيرش كه رفت تو دردناك ترين لحظه زندگيمو كشيدم. چنان جيغى كشيدم كه گلوم درد گرفت، خيلى درد داشتم. اونم بدون توجه به من بيشتر به كيرش فشار مياورد،ديد اينجورى نميره تو رفت و از رو ميز توالتم كرم ضد آفتابم رو برداشت همه رو خالى كرد رو كيرش،منم سريع از جام بلند شدم اما بازم اومد سمتم و مثل قبل كارشو ادامه داد،دستش كه كرمى بود رو دم سوراخم ماليد و دوباره كيرش رو داخل سوراخم كرد. فشار ميداد ومن درد ميكشيدم ، داشتم ميسوختم احساس ميكردم دارم جر ميخورم. تا اينكه ديگه فشار نداد،روم خوابيد وچند دقيقه وايساد فكر كردم كارش تموم شد اما بعد چند دقيقه شروع كرد به تلمبه زدن،تمام بدنش عرق شده بود و بوش تمام اتاقم رو برداشته بود،حالم داشت به هم ميخورد . چند دقيقه كه تلمبه زد صداى آه آه گفتنش تو اتاق پيچيد، برم گردوند اومد رو سينم و كيرش رو گرفت رو به صورتم و چند بار جلق زد و آبش رو ريخت تو صورتم. روم دراز كشيد و جاى چكش رو بوسيد. ازم عذر خواهى كرد و رفت.يه ساعتى تو هال خوابيد و منم از درد و ناراحتى گريه ميكردم،ميخواستم از جام بلند شم اما اونقدر كونم درد ميكرد نميتونستم پا شم. به زور خودم رو به دستشويى رسوندم و خودمو تميز كردم راه رفتنم عين بچه اى شده بود كه خودشو خيس كرده. به كسى نگفتم اما بعد اون هرگز با آرش حرف نزدم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175977</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس سه نفره باحال با میلف و جنده کوچولو</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b3%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b3%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 18 Aug 2019 07:48:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرومتر]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[افتاديم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[اومدگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اينترنت]]></category>
		<category><![CDATA[ايندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باسنشو]]></category>
		<category><![CDATA[باشهبه]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ببينمش]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بودازش]]></category>
		<category><![CDATA[بوداسم]]></category>
		<category><![CDATA[بوداونم]]></category>
		<category><![CDATA[بودبهش]]></category>
		<category><![CDATA[بودرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنو]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمو]]></category>
		<category><![CDATA[پايينتر]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[چندماه]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[حالاها]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادش]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظى]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيديم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهشا]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشرنگ]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[دادخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[دادگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتشروع]]></category>
		<category><![CDATA[داشتين]]></category>
		<category><![CDATA[دخترگفت]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سرعتمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[شدمريم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فشارمو]]></category>
		<category><![CDATA[كارمون]]></category>
		<category><![CDATA[كرديمو]]></category>
		<category><![CDATA[كنمبهش]]></category>
		<category><![CDATA[كنهبعدش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[لبهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[لبهامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشينم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشينو]]></category>
		<category><![CDATA[ماگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرش]]></category>
		<category><![CDATA[مياوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميترسم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميداديه]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگيرم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ندارمگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[نزديكاى]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[هستگفت]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[وابسته]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[واسمون]]></category>
		<category><![CDATA[يادتون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[اگر اشتباهى تو متن بود فیلم سکسی منو ببخشيد.اين قضيه مال عيد نوروزه.قضيه از اونجا شروع شد كه روز جمعه،15مرداد 89بودكه تو اينترنت چرخ ميزدم.رفتم تو يه سکسی چت روم به اسم چت روم دنيا.مشغول شاه کس چت كردن بودم كه شخصى به نام شيدا پىام داد كه يه پسر باحال بياد کونی خصوصى.منم تا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>اگر اشتباهى تو متن بود فیلم سکسی منو ببخشيد.اين قضيه مال عيد نوروزه.قضيه</h2>
<p>از اونجا شروع شد كه روز جمعه،15مرداد 89بودكه تو اينترنت چرخ ميزدم.رفتم تو يه سکسی چت روم به اسم چت روم</p>
<h3>دنيا.مشغول شاه کس چت كردن بودم كه شخصى به نام شيدا پىام</h3>
<p>داد كه يه پسر باحال بياد کونی خصوصى.منم تا پىام شو ديدم بلافاصله رفتم تو خصوصيش و سلام كردم.اونم سلام كرد.طبق</p>
<h4>معمول جنده اول ازش محل سكونتشو پرسيدم،كه گفت اهل دزفوله.بعدش اون</h4>
<p>پرسيد كه منم گفتم اهل مشهدم.يه پستون آه ه ه ه ه ه ه ه ه طولانى نوشت كه پرسيدم چرا</p>
<h5>آه ميكشى؟گفت کوس ما كه خيلى از هم دوريم؟بعدش من يه</h5>
<p>جمله نوشتم كه متنش اين بود(مهم نيست كه چقدر فاصله داشته باشيم،مهم اينه كه دلامون بهم نزديك باشن.با اين جمله انگار جادو سکس داستان كردم،چون شيدا گفت</p>
<h6>كه خيلى از حرفم خوشش اومده.تو چت روم ایران سکس دنيا اجازه</h6>
<p>ندارى شماره بدى يا بگيرى.شيدا ازم شماره خواست ولىمن ندادم.گفتم شايد پسر باشه.بهش گفتم تو شمارتو بده.با هر پىامى كه ميداد يكى از شماره هاشو ميداد،يه خط ايرانسل داشت.شمارشو كه گرفتم ازش خداحافظى كردمو گفتم باهات تماس ميگيرم.اونم گفت منتظر تماست ميمونم،بعد از خداحافظىسريع لباسمو پوشيدم و رفتم بيرون تا از يك تلفن كارتى باهاش تماس بگيرم.ببينم راست گفته يا نه!تماس گرفتم كه يه صداى ناز گوشىرو جواب داد،سلام كردمو گفتم شيدا خانوم؟يكم مكث كرد و گفت آره.علت مكث كردنش اين بود كه اسمش يه چيز ديگه بود،تو چت روم اسمش شيدا بود،اسم اصليش مريم بود.يكم با هم صحبت كرديم ديدم اعتبار كارتم داره تموم ميشه،بهش گفتم،و گفتم با گوشيم بهت پيام ميدم و بعدش باهاش خداحافظى كردم.شب بهش پيام دادم،مشخصاتشو پرسيدم،گفت 17سالشه و ميخواد پيش دانشگاهى بخونه.مشخصات ظاهريشم داد،خلاصه شب اول گذشت كم كم بهم وابسته شديم،طورى كه روزىحداقل 100تا پيام ميداديم.كم كم پيامامو بردم طرف سكس،اولش خجالت ميكشيد ولى كم كم راه افتاد.چون فاصلمون زياد بود چندماه كارمون شده بود پيام دادن و تماس گرفتن.تو اين مدت اينقدر از هيكلش واسم تعريف كرده بود كه آرزوم بود كه ببينمش و بغلش كنم.با خودم گفتم هر جور شده يه مسافرت برم و مريم و ببينم،مطمئن بودم اگه ببينمش ميتونم باهاش سكس داشته باشم.نزديكاى عيد نوروز بود كه بهش گفتم ميخوام بيام دزفول،اونم كه انگار دنيا رو بهش داده باشن گفت بىصبرانه منتظرتم.27اسفند بود كه با يكىاز دوستام به نام علىاماده ى مسافرت شديم و با ماشينم راه افتاديم طرف دزفول.راه افتاديمو بعد از چند بار توقف توى شهرهاى بين راه شب سال تحويل رسيديم به دزفول.مريم گفته بود خونشون نزديك ميدان امام حسينه،شب رسيديم اونجا.تو ميدان چادر زديم.خواستم مريمو سر كار بذارم بهش پيام دادم و گفتم ببخشيد گلم،سفر كنسل شد،حدس زدم خيلىناراحت ميشه،يه پيام داد و گفت باشه،ايشاا&#8230;يه فرصت ديگه و شب بخير گفت و خداحافظ.من كه ديدم ناراحت شده باهاش تماس گرفتم،بعد چند لحظه با بىحالىجواب داد،سلام كردم،جواب داد.گفتم چه خبر؟گفت الان حوصله ندارم،گفتم باشه،پس اگه حوصله ندارى ما هم برميگرديم،گفت از كجا برميگردى؟كجايى الان؟گفتم الان تو چادريم،تو ميدان امام حسين،يكم بحال اومد،گفت كجا؟گفتم ميدان امام حسين،نزديك خونتون،گفت شوخى ميكنى آرش!گفتم نه جون مريم،فردا ميبينمت.از خوشحالى يه جيغ زد و گفت خيلى دوست دارم ديوونه.منم ديدم خيلى شوق كرده گفتم آرومتر ديوونه،سكته نزنى.گفت ميخوام بيام ببينمت،گفتم نه گلم،الان ديروقته،باشه فردا.بهر بدبختى بود قبول كرد.خداحافظىكرديم و من و علىخوابيديم.فرداش كه بيدار شديم ساعت حدوداى11بود،گوشيمو روشن كردم يه پيام از مريم اومد كه كجايى؟پيام دادم بيا ميدان،ما تو يه چادر آبى رنگ هستيم،روبه روش هم يه پژو پارس سفيد رنگ پاركه.گفت 10دقيقه ديگه اونجام.منم خودمو آماده كردم و منتظرش نشستم.دزدگير ماشين فعال بود كه ديدم به صدا در اومد.از چادر اومدم بيرون،يه چيزى ديدم كه سر جام خشكم زد.يه دختر ناز و خيلى قشنگ با قدى حدود170،يكم لاغر(نه زياد)با يه باسن درشت كه يه مانتوى كوتاه و يه شلوار لى تنگ و يه شال خوشرنگ پوشيده بود كنار ماشين ايستاده و داره به طرف من نگاه ميكنه.راستش من فقط عكسشو ديده بودم كه اونم مال يه سال پيشش بود.خيلى فرق كرده بود.رفتم جلو،گفت آقا آرش؟شناختمش.گفتم آره.دلم ميخواست همونجا بغلش كنم،بهش دست دادم.اونم دست داد،دستهاى لطيفى داشت.ازش خواستم بريم تو چادر،كه گفت اگه ميشه از اينجا بريم يه جاى ديگه،آخه ميترسم كسى منو ببينه.گفتم باشه،به على گفتمو به راه افتاديم.با مريم يه چرخىتوى شهر زديم،مريم خيلى خوشحال بود،تو ماشين مدام با دستش بازى ميكردم.نهارمونو رفتيم تو يه رستوران خورديم،واسه على هم گرفتيم و اومديم سمت ميدون.رسيديم پيش على،بعد اينكه ماشينو خاموش كردم دست مريمو گرفتمو لبشو بوسيدم.و گفتم خيلى دوستت دارم مريم.گفت منم همينطور.ازم پرسيد چند روز دزفول ميمونين؟گفتم هرچى تو بگى،گفت اگه اينطوره فردا ناهار دعوتين خونه ى ما.گفتم مگه ديوونه شدى دختر؟گفت جدىميگم،فردا صبح بابا و مامانم با داداشم ميرن خونه ى پدر بزرگم كه تو يكى از روستاهاى اطراف دزفوله و چون بيشتر اقواممون اونجا هستن، يه چند روزى اونجا ميمونن و منم چون درس ميخونم،باهاشون نميرم.از خوشحالى داشتم بال در مياوردم كه گفتم با كمال ميل عزيزم.و دوباره لبشو بوسيدم ولى اين بوسم طولانىتر بود،اونم منو بوسيد وگفت باهات تماس ميگيرم و خداحافظى كرد.على بهم گفت چىشد؟خوش گذشت؟گفتم جات خالى،قرار شد فردا بريم خونشون،فقط يه مشكلى هست،گفت چه مشكلى؟گفتم اگه تو هم اونجا باشى،نميتونم بهش نزديك بشم،پس اگه رفتيم خونشون به يه بهانه اى ميرى بيرون.على گفت پس من چى؟گفتم حالا تو حرف گوش كن،باقيش با من.من همش به فردا فكر ميكردم،هرجور بود روزمونو تموم كرديمو شب زود خوابيديم تا صبح سر حال باشيم.صبح ساعت 8از خواب بيدار شده بودم،على هنوز خواب بود،علىرو بيدار كردمو يه چيزى خورديم.منتظر تماس مريم بودم.ساعت10بود كه مريم تماس گرفت و گفت خانوادش رفتن روستا.آدرسشو گرفتم و گفتم الام به راه ميوفتيم.رسيديم در خونشون.در نيمه باز بود.با مريم تماس گرفتم كه اومد بيرون و گفت تا كسى نديده زود بياين تو.ما هم با عجله رفتيم تو.ما رو راهنمايى كرد به داخل.رفتيم داخل،روى مبل نشستيم .مريم رفت واسمون چاى درست كنه كه از تو آشپزخونه بهم اشاره كرد ،رفتم پيشش گفت دوستت يه جوريه،ازش خجالت ميكشم.گفتم الان درستش ميكنم و بوسيدمشو اومدم بيش على.به مريم گفتم اگه چيزى واسه ناهار لازم دارىبنويس تا على بره بگيره و يه چشمك به على زدم.كاغذو دادم به على و از خونه رفت بيرون واسه خريد.رو مبل نشستم و مريمو صدا زدم گفتم بيا پيشم بشين،لباسهاى پوشيده اى تنش بود.گفتم نميخواىلباستو عوض كنى؟گفت آخه على مياد الان،گفتم نگران نباش،فرستادمش دنبال نخودسياه،حالا حالاها بر نميگرده.رفت تو اتاقش تا لباسشو عوض كنه،تا رفت تو اتاقش منم دنبالش رفتم و پشت در ايستادم،صبر كردم پيرهنشو در آورد و يه تاب پوشيد كه كمرش معلوم بود.تا شلوارشو در آورد رفتم داخل اتاقش،يهو خشكش زد.منم زل زدم به كسش،خيلى تپل بود و از زير شورت سفيد كاملا معلوم بود،رفتم جلو ولبامو گذاشتم روى لباشو با دستام باسنشو گرفتم،شوكه شده بود،يكم كه لباى نازشو خوردم بردمش طرف تختش و رو تخت درازش كردم و خودمم رفتم روش و شروع كردم به خوردن لباش و سينه هاشو با دستام ميماليدم.تازه مريم از شوك بيرون اومد و باهام همكارى ميكرد.اونم لبامو ميخورد و زبونشو ميكرد توى دهنمو اون تو ميچرخوندش،بعد كه حسابى لبهاشو خوردم تابشو بيرون آوردم،سوتين نبسته بود،واى كه چه سينه هاى گرد و قشنگى داشت،شروع كردم به خوردنشون،صداى مريم بلند شده بود،همزمان كه سينه هاشو ميخوردم كسشم از رو شورتش ميمالوندم كه كاملا خيس شده بود،،همينطور اومدم پايينتر و شكمشو بوسيدمو ليس ميزدم و زبونمو ميكردم توى نافش.مريم خيلى حال ميكرد،با هر دستىكه رو كسش ميكشيدم يه آهى از روى شهوت ميكشيد. اومدم پايينتر روى كسش.يكم كسشو از روى شورت بوسيدم و آروم شورتشو از پاش در آوردم.چه كس قشنگى داشت،تپل و سفيد.يه زبونى روش كشيدم كه مريم يه آه بلندى كشيد،شروع كردم به خوردن كسش و با چوچولش بازى ميكردم.احساس كردم مريم صداش بلندتر شده و مدام كمرشو تكون ميده.منم سرعتمو بيشتر كردم كه مريم يه آهى كشيد و ارضا شد،مريم بى حال شده بود.كنارش دراز كشيدم و چندبار بوسيدمش.ازم تشكر كرد،دستشو گذاشت روى كيرم و يكم از روى شلوار اونو ماليد.شروع كرد به بيرون آوردن لباسهام.حالا ديگه فقط شورت تنم بود،منو هول داد روى تخت و خودشم رو من دراز كشيد و شروع كرد به خوردن لبهام.و با دستش كيرمو ميماليد.اومد پايين تا رسيد به كيرمشورتو از پام كشيد بيرون و يه دستى روى كيرم كشيد و اونو كرد توى دهنش،خيلى خوب واسم ساك ميزد.بعد 5دقيقه ساك زدن بلندش كردم و گفتم چار دستو پا بشه،اونم اطاعت كرد.يه قوطى كرم از رو ميزش برداشتم يكم به كيرم ماليدم و يكم به سوراخ كونش.با انگشتام يكم سوراخشو باز كردم و كيرمو گذاشتم دم سوراخش،آروم فشار دادم نرفت تو،خيلى تنگ بود،بهش گفتم با دستاش كونشو باز كنه،اونم هميم كار رو كرر،كيرمو گذاشتم رو سوراخ كونش و ايندفعه فشارمو بيشتر كردم كه سرش رفت تو،مريم يه جيغ زد و گفت آخ،آرش درش بيار،جر خوردم،پاره شدم،واى ى ى ى ى ،كمرشو گرفتم كه جلو نره و كم كم همشو كردم تو كون تنگ مريم،بيچاره خيلى درد ميكشيد،چند لحظه صبر كردم تا سوراخش جا باز كنه،بعدش آروم شروع كردم جلو و عقب كردن.ديگه روون شده بود و كيرم راحت جلو عقب ميشد،مريمم داشت حال ميكرد. همينطور كه تلمبه ميزدم با دستم كسشو ميماليدم كه مريم يه بار ديگه هم ارضا شد.ازش خواستم مدلشو عوض كنيم.قبول كرد.من رو تخت به پشت دراز كشيدم و ازش خواستم بياد رو كيرم بشينه.كيرمو گرفت و نشست روش،و شروع كرد به بالا و پايين شدن،خيلى حال ميداد،منم با يه دستم سينه هاشو ميماليدمو با دست ديگم با كسش ور ميرفتم،ديگه نزديكاى اومدن آبم بود.ازش خواستم دراز بكشه.دراز كشيد و من رفتم روش و يكم كمرشو بالا آوردم تا سوراخ كونش باز بشه،كيرمو كردم تو سوراخش و محكم تلمبه ميزدم.آبم خواست بريزه،به مريم گفتم آبمو كجا بريزم كه گفت بريز همون تو.چندتا تلمبه زدمو آبمو با فشار خالى كردم تو كونش،خيلى حال داد،همينطور روش دراز كشيدم،كيرم كه شل شد از تو سوراخش بيرون اومد،همديگه رو بوسيديمو بلند شديم و رفتيم حموم،تو حموم هم يه بار ديگه مريمو ارضا كردم.خودمونو شستيم و اومديم بيرون.لباسامونو پوشيديم.بعدش با على تماس گرفتم و گفتم بيا ديگه،ما كه مرديم از گرسنگى كه على يه خنده اى كرد و گفت آره جون خودت.على اومد و مريم نهار و درست كرد و سه نفرى نهارمونو خورديم.اين قضيه ادامه داره.نظر يادتون نره،فقط خواهشا فحش ندين. البته چند نفر عادت دارن.اگه دوست داشتين بقيه شو از پاره كردن پرده تا سكس سه نفرى رو واستون بنويسمخداحافظ همگى</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b3%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175844</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف بلند مامانی و سکس زیبا برای آوردن آب کیر</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a2/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Aug 2019 08:33:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اشكامو]]></category>
		<category><![CDATA[افتاديم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اينبار]]></category>
		<category><![CDATA[باداباد]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بعدظهر]]></category>
		<category><![CDATA[بودماز]]></category>
		<category><![CDATA[بودمواقعا]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيديم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[چندماه]]></category>
		<category><![CDATA[خانومم]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظى]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راحتتر]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقمه]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[كشيديم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامونو]]></category>
		<category><![CDATA[لبامون]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[محكمتر]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمش]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[ميبردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميبوسيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشنيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمونه]]></category>
		<category><![CDATA[نبوديم]]></category>
		<category><![CDATA[نزديكاى]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نميداد]]></category>
		<category><![CDATA[نميومد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بيفته كه فقط من ميتونستم فیلم سکسی اون رو حس كنم! شايد به خاطر مرد بودنش يا شايدم به خاطر اينكه من خيلى عاشقش بودم. روزايى كه سکسی چندين ساعت باهم حرف ميزديم و چندين شاه کس اس ام اس ميفرستاديم جاى خودش رو با روزايى كه چند دقيقه بيشتر تو فكرم کونی نبود، عوض [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بيفته كه فقط من ميتونستم فیلم سکسی اون رو حس كنم! شايد به</h2>
<p>خاطر مرد بودنش يا شايدم به خاطر اينكه من خيلى عاشقش بودم. روزايى كه سکسی چندين ساعت باهم حرف ميزديم و</p>
<h3>چندين شاه کس اس ام اس ميفرستاديم جاى خودش رو با روزايى</h3>
<p>كه چند دقيقه بيشتر تو فكرم کونی نبود، عوض كرد!به خودم اميد ميدادم كه سرگرم كاره، ازم خسته نشده و هنوزم</p>
<h4>عاشقمه! جنده عين روزايى كه هنوز مال اون نشده بودم.واقعا اذيت</h4>
<p>ميشدم اما كارى از دستم بر پستون نميومد. غرورم اجازه نميداد من هر دقيقه بهش زنگ بزنم، نميخواستمم مزاحمش باشم. عزم</p>
<h5>خودم رو کوس جزم كردم و گفتم هرچه باداباد. از استادايى</h5>
<p>كه ميدونستم با آدم راه ميان اجازه گرفتم و بقيه روبيخيال شدم،كه واسه ١٠روز برم خونه.سه شنبه بعد كلاسم ساكم وبستم و سکس داستان رفتم،نميخواستم امير باخبر</p>
<h6>بشه و به خيال خودم ميخواستم قافلگيرش كنم! ایران سکس نزديكاى صبح</h6>
<p>رسيدم خونه و از خستگى تا١٠ خوابيدم. وقتى بيدار شدم كسى خونه نبود، تلفن رو برداشتم و به امير زنگ زدم. خواستم شماره ى خونه بيفته و وقتى من پشت خط باشم ذوق زده شه!!!! چندبار زنگ زدم كه برنداشت،نيم ساعت بعد خودش زنگ زد. وقتى صداى منو شنيد نه ذوق زده شد ، نه تعجب كرد. بعد سلام و احوالپرسى گفت من دو روز ديگه برميگردم! گفتم:چى؟؟ مگه كجايى كه تازه دو روز ديگه برميگردى؟ گفت واسه كارى رفته بندرعباس و دو روزى اونجا ميمونه. خداحافظى كردم و زدم زير گريه،با چه شوقى اومدم و همه چى عكس اون چيزى كه ميخواستم شد! با اينكه دو روزش چهار روز طول كشيد واسه من يه عمر گذشت. شنبه بعدظهر بود كه اومد. يه راست اومده بود خونه ما! خيلى سرد باهاش حرف زدم و رفتم تو اتاقم،مثل اينكه مامانم بهش گفته بود بياد و از دلم دراره، آخه اميرو ميشناختم كه تا بهش نگم ازت دلخورم نازمو نميكشيد!!رو تختم به حالت بغض نشسته بودم كه اومد!-نبينم خانومم ازم دلخور باشه؟!نگامو ازش دزديدم تا از چشام نخونه انقدر دوسش دارم كه همه بدى هاى عالم نميتونه عشقشو تو قلبم تيره كنه.نشست كنارمو موهامو از صورتم كنار زد،پيشونيمو بوسيدو بغلم كرد. تا خودمو بين بازوهاش حس كردم بغضم تركيد، گفتم به اندازه همه ى نبودنات دوستت دارم! لبامون به هم قفل شد، با صورتش اشكامو پاك ميكرد و دوباره لبامو ميبوسيد. متوجه گذر زمان نبوديم كه گوشى امير زنگ خورد، مامانش گفت بيا و ندا رو هم بيار. امير يه بوس كوچيك از لبم كرد و رفت از مامانم اجازه گرفت،منم زود آماده شدم و رفتيم.شام رو خورديم و رفتيم اتاق امير، بايد آخر شب بر ميگشتم. نشسته بوديم و حرف ميزديم، از دلتنگيام و گله هام براش گفتم، اونم با دقت گوش ميكرد ؛ بعضى وقتا دليل مى تراشيد وبعضى وقتام عذرخواهى ميكرد. رو تختش دراز كشيده بود و منم رو بازوش، منو به سينش چسبونده بود طورى كه صداى تپش قلبشو ميشنيدم. خودمو جابجا كردم و رفتم روش ، چشماشو بوسيدم، گونشو بعدشم لباشو&#8230; اول خيلى آروم لب ميگرفتيم،اما همين كه زبونم رو وارد دهنش كردم خيلى محكمتر ادامه داد، بدنم رو بهش ميمالوندم و موهاشو نوازش ميكردم يه غلت خورد و جامون عوض ،حين لب گرفتن دكمه هامو باز كرد سوتينم باز كرد و سينه هامو ميماليد.نفسم تندتر شده بود و تو تنم احساس حرارت ميكردم، بعد چندماه دوباره وزن عشقم رو روم حس ميكردم. عاشق بوساى ريزش بودم،از موهام پيشونيم،چشمام، گونه هام. خودش ميدونست رو لاله ى گوشم حساسم، وقتى نفسش رو احساس ميكنم خيلى تحريك ميشم. لاله ى گوشم رو ميك ميزد و ميگفت دوستت دارم. حسابى تحريك شده بودم،چشامو بسته بودم و لذت ميبردم. پا شد لخت شد و شلوار و شورت منم درآورد! دوباره شروع كرد، اينبار به ميك زدن سينم نفسام به آه كشيدن تبديل شده بود اميرم دست كمى از من نداشت، از رو شورتش كاملا معلوم بود اونم چقدر تو تحريكه. بعد چند دقيقه بلند شدم و به شورتش اشاره كردم،گفتم پاره ميشه ها! شورتش رو كشيدم پايين و شروع كردم به ساك زدن،موهاش اذيتم ميكرد اما ميخواستم عشقم لذت ببره وقتى خسته شدم سرمو بردم عقب و دستمو كشيدم رو سينش،اونم بلندم كرد گذاشت رو تخت، طاق باز جلوش بودم. خودشو بهم نزديك كرد كيرشو گذاشت رو كسم، داشتم نگاش ميكردم. خم شد روم لبمو بوسيد و گفت يادت نره عاشقتم و آروم كيرش رو فرو كرد توم. خيلى درد داشتم كه امير فهميد و كشيد بيرون بعد دوباره آروم آروم فرستاد تو،بازوهاشو چنگ ميزدم و لبمو گاز ميگرفتم،درد جاى لذت رو برام گرفته بود. چند دقيقه به همين منوال كه گذشت احساس كردم دردم كمتر شده و اميرم راحتتر عقب جلو ميكرد، چند لحظه بعد حركتش تند تر شد و شروع كرد به تلمبه زدن تو همون حين من ارضا شدم و امير خيلى ديرتر از من ارضا شد،آبش رو رو شكمم ريخت و بغل هم دراز كشيديم. امير پاشد پاكم كرد و لباسامونو پوشيديم و راهى خونمون شديم كه ياده قولمون افتاديم و كلى خنديديم!!از اون روز به بعد بيشتر هواى همو داريم و نميزاريم روزمرگى مارو از هم برنجونه!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175586</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 21/37 queries in 0.007 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-20 22:07:11 by W3 Total Cache
-->