<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>خراب &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d8%a8/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 03 Dec 2018 07:05:59 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>خراب &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>ممه ای</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d9%85%d9%87-%d8%a7%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d9%85%d9%87-%d8%a7%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 03 Dec 2018 07:05:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خراب]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=151411</guid>

					<description><![CDATA[&#8220;شما هر روز آن را نمی بینید.&#8221; این لوسیا فرناندز به &#8220;ناخو ویدال&#8221; می خندد، وقتی که خودش را بدون هیچ گونه دفاع از خود در نظر می گیرد، او نشان می دهد تمام جوایز او را برای کمبود تجربه خود را نشان می دهد: چشم های برجسته او، گفتگو کثیف خود را، و کوزه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&#8220;شما هر روز آن را نمی بینید.&#8221; این لوسیا فرناندز به &#8220;ناخو ویدال&#8221; می خندد، وقتی که خودش را بدون هیچ گونه دفاع از خود در نظر می گیرد، او نشان می دهد تمام جوایز او را برای کمبود تجربه خود را نشان می دهد: چشم های برجسته او، گفتگو کثیف خود را، و کوزه های طبیعی خود را بزرگ است.این چیزی است که او استفاده می کند به آن را مسحور کردن. آیا شما آماده است؟ برو</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d9%85%d9%87-%d8%a7%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">151411</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس کس قلمبه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%da%a9%d8%b3-%d9%82%d9%84%d9%85%d8%a8%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%da%a9%d8%b3-%d9%82%d9%84%d9%85%d8%a8%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 11 Nov 2018 06:50:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خراب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=151500</guid>

					<description><![CDATA[ناچو ویدال پیش از این &#8220;قربانی&#8221; خود را انتخاب کرده است و خوش شانس زیبای پائولا گورا است. امروز، Nacho چیزی بسیار ویژه برای او آماده است. من در مورد او احمق صحبت می کنم. بت خود را از آن لذت ببرید، و همچنین فاک آنها را داشته باشند]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>ناچو ویدال پیش از این &#8220;قربانی&#8221; خود را انتخاب کرده است و خوش شانس زیبای پائولا گورا است. امروز، Nacho چیزی بسیار ویژه برای او آماده است. من در مورد او احمق صحبت می کنم. بت خود را از آن لذت ببرید، و همچنین فاک آنها را داشته باشند</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%da%a9%d8%b3-%d9%82%d9%84%d9%85%d8%a8%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">151500</post-id>	</item>
		<item>
		<title>یه انتقام</title>
		<link>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 20 Dec 2017 16:42:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[انتقام]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خراب]]></category>
		<category><![CDATA[خیانت]]></category>
		<category><![CDATA[دختر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://avizoon.co/?p=282</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/یه-انتقام.jpg?resize=249%2C139&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="یه انتقام" title="یه انتقام" decoding="async" fetchpriority="high" srcset="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/یه-انتقام.jpg?w=249&amp;ssl=1 249w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/یه-انتقام.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1 320w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/یه-انتقام.jpg?resize=640%2C360&amp;ssl=1 640w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/یه-انتقام.jpg?resize=150%2C84&amp;ssl=1 150w" sizes="(max-width: 320px) 100vw, 320px" /></p>میخوام داستان يه انتقام رو براتون تعريف كنم. بله روزى روزگاری ما با يه دخترخانومی دوست بوديم و خيلی دوستش داشتيم. آرزوم بود كه يه روزی لبای قشنكش رو ببوسم. در واقع اونا رو بخورم. در ظاهر اونم خيلی منو دوست داشت و كلی قربون صدقم ميرفت. اما داستان از اونجا شروع ميشه كه يه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/یه-انتقام.jpg?resize=249%2C139&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="یه انتقام" title="یه انتقام" decoding="async" srcset="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/یه-انتقام.jpg?w=249&amp;ssl=1 249w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/یه-انتقام.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1 320w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/یه-انتقام.jpg?resize=640%2C360&amp;ssl=1 640w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/یه-انتقام.jpg?resize=150%2C84&amp;ssl=1 150w" sizes="(max-width: 320px) 100vw, 320px" /></p><p style="text-align: right;"><img decoding="async" class="alignnone size-medium wp-image-283" src="http://avizoon.co/wp-content/uploads/2017/12/یه-انتقام-300x167.jpg" alt="" width="300" height="167" srcset="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/یه-انتقام.jpg?resize=300%2C167&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/یه-انتقام.jpg?resize=150%2C84&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/یه-انتقام.jpg?w=249&amp;ssl=1 249w" sizes="(max-width: 300px) 100vw, 300px" /></p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">میخوام داستان يه انتقام رو براتون تعريف كنم. بله روزى روزگاری ما با يه دخترخانومی دوست بوديم و خيلی دوستش داشتيم. آرزوم بود كه يه روزی لبای قشنكش رو ببوسم. در واقع اونا رو بخورم. در ظاهر اونم خيلی منو دوست داشت و كلی قربون صدقم ميرفت. اما داستان از اونجا شروع ميشه كه يه روز دوستم شا بهم يه خبرايی داد. گفت : حامد كجايی كه زيدت رو رو هوا زدن اول به اين حرفا توجه نمی كردم ولی يه روز فهميدم كه خانوم با اشخاص ديگه‌ای هم رابطه دارن. تا چند روز حالم بد بود. باورم نميشد كه اون جواب اين همه عشق رو اين جوری داده باشه. باهاش قهر كردم و به خودم قول دادم كه ديگه آشتی نكنم. اما يه جوری بايد حالشو می گرفتم. بايد كاری می‌كردم كه تا آخر عمرش از اين كار پشيمون بشه. يه روز برای اتمام حجت باهاش قرار گذاشتم.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">
اون روز رسيد, ديگه چهرش اون قشنگيه هميشگی رو نداشت اما هنوز هم دلم می خواست باهاش سكس كنم. اما ديگه دلم براش نمی سوخت. ميخواست آشتی كنه اما من ديگه نميخواستم. بهش گفتم: ميخوام به بابات بگم كه با اون پسره دوستی, يه كم سكوت كرد اما نتونست جلوی خودش رو بگيره و زد زيره گريه. بهش گفتم: يه راه داری, گريش قطع شد و گفت: چی؟ گفتم: يه روز بايد يه دو سه ساعت مهمون من و شاهین باشی. يه كم فكر كرد و گفت: كی؟ گفتم: اونشو ديگه بهت زنگ ميزنم. باورم نميشد قبول كرده باشه, حالا ديگه ميتونستيم يه دلی از عزا در بياريم. يه روز كه مامانم رفته بود خونه خالم, خواهرم هم مدرسه بود, داداشم هم خونه نبود و ميدونستم حالا حالا ها نمياد, بهش زنگ زدم و گفتم بياد. رفيقم شاهین رو هم يادم نرفت. اول شاهین اومد, گفت: كی اول شروع كنه؟ گفتم :نميدونم. تو همين فكرا بوديم كه خانوم رسيدن.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">مانتوشو كه در آورد كيرم وخساد( شق كرد) يه تاب پوشيده بود كه سينه هاش رو كاملا مشخص می كرد ديگه نتونستم تحمل كنم. نزديكش رفتم چنان لبامو رو لباش فشار دادم كه تعادلش رو از دست داد وافتاد روی مبل منم افتادم روشو به كارم ادامه دادم, تا حالا شيرينی به اين خوشمزگی نخورده بودم شاهین هم داشت شلوارشو در مياورد بعد هم افتاد به جون كس بدبخت و تا ميتونست اونو ليس زد صدای اه و اوهش بلند شد من هم مشغول مكيدن سينه های نازش بودم بعد از چند دقيقه يه دفعه نالش به هوا بلند شد با صدای بلند ميگفت ميخاره شاهین هم معطل نكرد و كيرشو به زحمت تو كسش كرد. ناله ای كرد و لبخندی رو لباش نقش بست يه دفعه ديدم كيرم تو دستاشه گفت بيا نزديكتر نزديك رفتم و اون كيرمو كرد تو دهنش. اول كيره بدبختو يه گاز كوچولو گرفت كه داد من به هوا بلند شد اما بعد يه چشمك زد با ولع مشغول مكيدن اون شد اه من به هوا بلند شد وای كه چه حالی ميداد همينطور كه داشت ساك ميزد چشمم به كون سفيد و قشنگش افتاد. كيره لامسبو از دهنش در آوردم و شاهین رو كه هنوز داشت كس ميكرد رو هل دادم عقب و گفتم حالا نوبت منه.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">بدن سفيدشو يه وری كردم و كيرمو كردم تو كونش آهش بلند شد و گفت حامد نكن درد داره. اما من كه داشتم حال ميكردم به كارم ادامه دادم اون هم هی داد ميكشيد اما ديگه شكايت نميكرد شاهین هم دوباره به جون كس افتاده بود حالا اون ازجلو من هم ازعقب وای كه چه حالی ميداد بعد از حدود نيم ساعت دلم هوای كس كرد به شاهین گفتم جاها عوض اونم كه ديگه واسش نا نمونده بود ول شد روی زمين و من كيره خيسو كردم تو كس خيس وای كه چقدر با هم جور در ميومدن من كه تا حالا اينقدر حال نكرده بودم گرمای كسش تمام وجودمو فرا گرفته بود بالاخره بعد از دقايقی اين داستان به سر رسيد و ما جای شما رو هم خيلی خالی كرديم يه توصيه به همه دخترا دارم اونم اينكه هيچوقت به دوست پسرشون خيانت نكنن وگرنه اين بلا به سرشون مياد يه توصيه هم به همه پسرا دارم كه به هيچ دختری اعتماد نكن.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/یه-انتقام.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">282</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 32/43 queries in 0.004 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 03:33:22 by W3 Total Cache
-->