<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>خشکمون &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%ae%d8%b4%da%a9%d9%85%d9%88%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:26:50 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>خشکمون &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>جنده  خانوم شاه کس برای گایده شدن کسش داره التماس میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%af%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%af%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Nov 2019 10:03:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنش]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اووردم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[بخورتش]]></category>
		<category><![CDATA[بخورمش]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برگردین]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بلوزشو]]></category>
		<category><![CDATA[بودیمو]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندیم]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[حالتون]]></category>
		<category><![CDATA[خانومی]]></category>
		<category><![CDATA[خشکمون]]></category>
		<category><![CDATA[خندمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[داداشی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رحمانه]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکمو]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلکش]]></category>
		<category><![CDATA[کارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لبامونو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[منگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میچسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[می‌دیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستمو]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیمو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[فیلم سکسی دو تا زنو فیلم سکسی ی مرد بودند که دو تا زنا شروع کردن به خوردن لبای هم . منو زیبا هم ی نگاهی به سکسی هم کردیمو خندمون گرفت ی نگاهی به شاه کس لبای هم انداختیمو لبامونو به هم نزدیک کردیم .لبامونو چسبوندیم به هم شروع کردیم به کونی خوردن لبای [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>فیلم سکسی دو تا زنو فیلم سکسی ی مرد بودند که دو تا</h2>
<p>زنا شروع کردن به خوردن لبای هم . منو زیبا هم ی نگاهی به سکسی هم کردیمو خندمون گرفت ی نگاهی</p>
<h3>به شاه کس لبای هم انداختیمو لبامونو به هم نزدیک کردیم .لبامونو</h3>
<p>چسبوندیم به هم شروع کردیم به کونی خوردن لبای هم . واقعا هیچی بهتر از این نمی شد لبای زیبا واقعا</p>
<h4>خوشمزه جنده بود من که خیلی دوست داشتم لباشو . ولی</h4>
<p>نمیدونستم اونم از لبای من لذت پستون می بره یا نه ولی اگه نمی برد خب هیچ وقت اون طوری نمی</p>
<h5>خوردش .من کوس که با لذت تمام لبای زیبا رو میمکیدم</h5>
<p>وای خیلی خوشمزه بودن مخصوصا اب دهنش که مزه خاصی داشت .هر دومون سینه های همدیگه رو از رو بلوزامون می مالیدیم سکس داستان . زیبا بلوز</p>
<h6>منو در اوورد و ممه هامو با دستش ایران سکس گرفت و</h6>
<p>شروع به خوردن ممه سمت راستیه کرد . با اون دستشم به نوک اون یکی ممه ور می رفت . منم دستمو کردم تو موهای سرش. خیلی خوب سینه هامو می خورد عاشق این کارش بودم. وای بخور زیبا جونم بازم بخور خوشکل خاله کوچولو.منم بلوزشو در اووردم . این بار نوبت من بود . با دستم ممه خوشکلشو گرفتم و مثل خودش شروع به خوردن کردم . اولش یکم شور بود ولی بعد شیرین تر از قند شده بود. زیبا قلقلکش می شد و می خندید . منو زیبا یکم از فیلم سکسی که میدیدیم عقب افتاده بودیم . منو زیبا ی کیر کم داشتیم ولی به هر حال به کارمون ادامه دادیم . زیبا بلند شد و شلوار لیشو از پاش در اوورد بعدش شرتشو کشید پایین . خوابید رو تخت و پاهاشو از هم باز کرد منم سرمو گذاشتم لای پاشو شروع کردم به لیس زدن کسش . کسشم مثل لباش خوشمزه بود ولی لباش ی چیز دیگه بود . کس خوشکلشو لیس میزدم و با دستم می مالیدمش . زیبا هم با دستاش سر من گرفته بود و پاهاشو میچسبوند به سر من .صدای خوشکلش بلند شده بود . بدجوری تحریک شده بود ولی من نمیخواستم ارضا بشه چون خود من هنوز مونده بودم . منم بلند شدمو شلوارکمو با شرتم با هم کشیدم پایینو در اووردم .نشستم رو مبل و پاهامو باز کردم به زیبا گفتم حالا نوبت توست که از منو بخوری . زیبا بلند شد که کسمو بخوره که در اتاق باز شد و حمید اومد داخل و ما رو دیدمنو زیبا خشکمون زده بود . من که با داداشی قبلا سکس داشتم از اومدنش خوشحال شدم . من با پاهای باز رو مبل نشسته بودمو زیبا هم خودشو جمع کرده بود و شلوارشو انداخت روی پاهاش .حمید گفت به به اینجا رو ببین چه خبره . چه دو تا خانومی اینجا تک و تنهان . چیکار می کردین؟؟ من گفتم داشتیم با هم حال می کردیم فقط ی چیزی کم داشتیم که انگار جور شد !!!حمید گفت بهتر از این نمیشه . منم میتونم تو حالتون شریک باشم؟ منگفتم حتما بیا . به زیبا گفت میتونم ؟ زیبا هم ی نگاهی به من کردو سرشو تکون داد. حمید اومد جلو و منم نشستم روی مبل . جلوی من ایستاد . من کیرشو از رو شلوار گرفتم و می مالیدم . عجب کیر شق کرده ای بود . کیری که فقط می خواست ی راه واسه بیرون اومدن پیدا کنه .زیپ شلوار حمید و باز کردمو شلوارشو کشیدم پایین . اااوووف کیرش داشت شرتشو پاره می کرد . شرتشو کشیدم پایین . ی کیر تر و تمیز و کلفت و اشنا افتاد بیرونو تکون می خورد . با دست گرفتمش و سرشو کردم تو دهنم و شروع کردم به خوردن . یکم خوردمو درش اووردم. به زیبا گفتم بیا بخور . کیر داداش من خیلی خوشمزست . امتحان کن . حمید زد زیر خنده . گفت اره بخور که از دستت میره .زیبا هم که خندشگرفته بود کیر حمید و گرفتو کرد تو دهنش . سر کیر حمید تو دهنش بود با لذت تمام می خوردش . لبای خوشکل زیبا روی کیر حمید سر می خورد واقعا این کیر شایسته لبای زیبا بود . صدای اوم اوم ساک زدن زیبا شنیده می شد که نفس نفس میزد . کیرو از دهنش در اورد و من گرفتمش و حالا نوبت من بود که بخورمش . دوباره شروع کردم به خوردن ولی این بار تا اونجایی که میشد می کردم تو دهنم و در میاووردم .حمید کیرشو کشید بیرونو بهمون گفت برگردین چهار دست و پا بشید . منو زیبا هم روی همون مبل چهار دست و پا نشستیمو کونای خوشکلمونو دادیم عقب . دو تا کون کوچیک ولی خوشکل و البته تر وتمیز . حمید با دستش محکم یکی به قمبولای من زد و یکی به قمبولای زیبا . نشست پشت منو لای کونمو باز کرد و سرشو گذاشت لای کونم و شروع کرد به لیس زدن لای کونم . وای که چقدر حال میداد . سوراخ کونمو لیس میزد و با دستش کسمو می مالید . اوووم عالی بود ..رفت سراغ کون خوشکل زیبا و اونم مثل من لای کونشو باز کرد و شروع کرد به لیسیدن لای خوشمزه زیبا . زیبا هم چشماشو بسته بود داشت لذت می برد . منم دستمو کرده بود تو کونمو داشتم سوراخمو اماده می کردم واسه کیر داداشی .حمیدم در حین خوردن محکم می زد به قمبولای زیبا که بدجوری صدا می کرد. زیبا هم با هر ضربه ی اخ بلند می کشید . قمبولای سفیدش سرخ سرخ شده بودن . حمید از خوردن دست کشیدو ایستاد پشت من .همون موقع بود که سر کیر حمید و رو سوراخ کونم احساس کردم که اروم اروم داشت می رفت توم . اولش واقعا درد داشت طوری که صدای اخ اخ من بلند شده بود . اخه هنوز درست سوراخم باز نشده بود . ولی به هر حال کیر حمید رفت توی کون کوچولوی من . تلمبه زدن حمید شروع شد و صدای چالاپ چالاپ کون دادن من بلند شد . زیبا هم داشت به سوراخش ور میرفت . حمید بالای کونمو گرفته بود و کیرشو بی رحمانه تا ته می کرد تو کون من . انگار نه انگار داره ابجیشو می کنه . کیرشو کشید بیرونو رفت پشت زیبا تا به اونم ی حالی بده . کیرشو اروم اروم کرد تو کون زیبا و شروع کرد به تلمبه زدن .زیبا معلوم بود درد زیادی رو تحمل می کرد چون بدجوری اه و ناله می کرد . البته حمید هم بدجور داشت می کردش . شکم حمید می خورد به قمبولای زیبا و صداش در میومد.حمید انگار از کردن زیبا بیشتر داشت لذت می برد چون دیگه ول کنش نبود . طبق معمول هم می زد به قمبولاش . ولی بلاره کیرشو کشید بیرون و ابشو ریخت روی قمبولای زیبا . ی اه بلندی کشید ولی انگار پایان کار نبود . منو خوابوند روی مبل و پاهامو اوورد بالا و کیرشو کرد تو کونم دوباره شروع کرد به تلمبه زدن .زیبا هم اومد و شروع کرد به خوردن لبام که مزه کیر داداشی رو میداد . حمید خیلی عجله داشت و می ترسید که مامانم از راه برسه . سوراخ کونم واقعا داغ شده بود که حمید کیرشو در اوورد و به زیبا گفت که بخورتش . زیبا هم نشست روی زمینو شروع کرد به خوردن کیر حمید . حمید سر زیبا رو گرفت خودش کیرشو تو دهن زیبا عقب و جلو می کرد . به من گفت تو هم بیا بخور . منم ن<br />
شستمو کیرشو کرد تو دهن من و مثل زیبا سرمو گرفتو تو دهنم تلمبه می زد . تا بلاخره اب حمید برای بار دوم اومد پاشید رو صورت منو زیبا . عجب فشاری داشت ولی املاحش همون بار اول رو کون زیبا خالی شده بود . صورت منو زیبا پر از اب حمید شده بود . که زیبا کیر حمید و کرد تو دهنش و خوب تمیزش کرد . اون روز کیر حمید بین منو زیبا تقسیم شد البته نه بطور مساوی !!!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%af%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177133</post-id>	</item>
		<item>
		<title>تری سام خوشگل با جنده خانوم مو قرمز</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 03 Sep 2019 05:31:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استارت]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوریه]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بازکرد]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بودیهو]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیالش]]></category>
		<category><![CDATA[پرروئی]]></category>
		<category><![CDATA[تحویلش]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتش]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتشو]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[حالمون]]></category>
		<category><![CDATA[خابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خانومم]]></category>
		<category><![CDATA[خدافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خشکمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونسرد]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دعوامون]]></category>
		<category><![CDATA[دندوناش]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارم]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[کدوممون]]></category>
		<category><![CDATA[کیلویی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرمایی]]></category>
		<category><![CDATA[لاپایی]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[متکارو]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[منظورمو]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلم]]></category>
		<category><![CDATA[موضوعی]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدادتا]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندیم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[نیستمن]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[وقتایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[فامیل اخر سر رفتیم خونه فیلم سکسی ماری. شام اونجا دعوت بودیم.ماری یه دختر 45 کیلویی با قد 165 و کلا لاغر بود. من قبل از مسافرت سکسی چون ماری قبلا هم دیده بودم و شاه کس متوجه شده بودم رو من یه حسایی داره خودمو اماده کرده بودم.خلاصه تا از رفتم کونی داخل و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>فامیل اخر سر رفتیم خونه فیلم سکسی ماری. شام اونجا دعوت بودیم.ماری یه</h2>
<p>دختر 45 کیلویی با قد 165 و کلا لاغر بود. من قبل از مسافرت سکسی چون ماری قبلا هم دیده بودم</p>
<h3>و شاه کس متوجه شده بودم رو من یه حسایی داره خودمو</h3>
<p>اماده کرده بودم.خلاصه تا از رفتم کونی داخل و چشمم به ماری افتاد شلوارم باد کرد و شانس اوردم شلوار جین</p>
<h4>پام جنده بود.سر سفره شام هی سر به سر هم میذاشتیمو</h4>
<p>و خانومم چون من همیشه رفتارم پستون اینجوریه براش عادی بود. خلاصه بعد از شام من رفتم تو اطاقشو اونم چون</p>
<h5>من اینترنتم کوس خوب بود گیر داد به منو گفت برام</h5>
<p>تحقیق سرچ کن . منم دیدین بهترین فرصت برای استارت کاره قبول کردم . خلاصه تو اون 2 ساعتی که براش سرچ سکس داستان میکردم هی دستامونو</p>
<h6>به هوای گرفتن موس یا تکون خوردن روی ایران سکس صندلی میمالوندیم</h6>
<p>و هیچ کدوممون جرات نداشتیم واضح شروع کنیم مخصوصا اینکه خانومم هی میومد تو اطاقو میرفت. طبق معمول آخر شب نوبت قلیون شد و منم مسئولش.خلاصه من قلو آماده کردم بردم تو اطاق که بکشم دیدم ماری هم اومد گفت منم میخام.کنارم نشستو دستشو گذاشت رو دستمو شروع کرد به مالوندن. منم فقط حواسم به این بود که یه وقت خانومم نیاد.یه چندبار دود قلیونو دادم تو صورتش که بار آخر دهنشو باز کرد دودشو داد تو گلوش .منم از فرصت استفاده کردمو یه پک مشتی زدمو صورتمو بردم جلو اونم منظورمو فهمید لباشو بازکرد که من همزمان هم لبشو ببوسم هم دود بدم بهش که در باز شدو خانومم اومد داخل.وای نمیدونی جفتمون چه حالی شدیم و خورد تو برجکمون. با یه بد بختی قضیه رو جمش کردم تا خانومم متوجه نشد ولی خب ماری هم خیلی خونسرد بود منم چشمم ترسید تو اون چند روز فقط در حد صحبت و مالوندن بود ولی یادمه هر شب که میرفتم حموم به عشقش جلق میزدم.یادم نمیره وقت خدافظی جفتمون حالمون گرفته بود. قرار بود اونا هم چند ماه بعد بیان خونه خانومم اینا و من تو این چند وقت باهاش در تماس بودم اینقدر باهام حرف میزدیم که کار به سکس و از این حرفا رسید و حتی چند بار تلفنی ارضاش کردم ولی یادم نیست سر چه موضوعی قبل از اینکه اونا بیان شهر ما دعوامون شد. خلاصه اونا اومدنو وقتی دیدمش فقط یه سلام علیک زوری کردیم. بدجوری اخم کرده بود شایدم انتظار داشت من منت کشی کنم که نکردم تا خودش شروع کرد و زنگید . منم رفتم از خونه بیرون تا بتونم جوابشو بدم. بهم گفت چته منم گفتم هیچی و شاکی بود چرا تحویلش نگرفتم. چون نمیتونستم زیاد باهاش بحرفم زود تمومش کردمو بقیشو با اس جلو بردم.فقط شانس اوردم اون شب خانومم داشت به مامانش کمک میکرد و حواسش به من نبود وگرنه جرم میداد.تا اخر شب به قلیون و ورق بازیو و اس بازی گذشت تا موقع خاب رسید و منم اصلا فکرشم نمیکردم امشب بتونم باهاش باشم. شب چون طبقه بالا جا نبود اقایون بانوانش کردیم و ما اقایون رفتیم زیر زمین که یه هال داشت با یه اطاق که فقط اطاقش بخاری داشت و چون من گرمایی بودم تو هال خابیدم تنهایی و از هال به اطاق دیدش خیلی کم بود. من داشتم میرفتم زیر زمین یه چشمک بهش زدمو و رفتم خانومم رو بوس کردم رفتم پائین و این اغاز اس بازی ما بود. از همه چیز به هم اس دادیم که یهو اس داد که کاش الان اونجا بغلت بودم منم با تمام پرروئی گفتم خب بیا اونم گفت میترسم کسی بفهمه .اصلا فکر نمیکردم قبول کنه منم بهش گفتم که تنهام تو هال بقیه هم که مثل خر خابیدن . راهنمائیش کردم که جاشو درست کنه تا اگه کسی بیدار شد از خانوما متوجه نشه اون تو جاش نیست.من قلبم داشت میومد تو دهنم که دیدم درو باز کرد اومد زیر پتو. اونم داشت قلبش تند تند میزد. من نوازشش کردم تا اروم بشه یه وقتایی اطاق و بزور نگاه میکردم تا کسی نیاد. لبمو که گذاشتم رو لبش بدنش شروع کرد به لرزش حالا نمیدونم از ترس بود یا از شهوت. فقط یادمه تا دستمو گذاشتم رو سینش لرزشش بیشتر شد و گفت باید بره.گفتم کجا گفت زود میاد.5 دقیقه بعدش اومد گفت توالت بوده و فکر کنم چون نازش خیس شذه بود رفته بود بشورش که من متوجه نشم. ایندفه دستمو گره کردم تو دستش و لباشو میخوردم. همش میگفت جووون جووون و میلرزید .زبونش وقتی میکرد تو دهنم خیلی گرم بود . منم یواش یواش دستم رفت زیر تیشرتش و وقتی سینشو گرفتم تو دست باورم نمیشد. ذقیقا اندازه سینه یه دختر 14 ساله کوچیک بود با اینکه 22 سالش بود نگو خانوم سوتین فنری داشته که سینه هاش بزرگتر نشون بدن. چون نمیشد لختش کنم تیشرتشو دادم بالا و سوتینشو دادم پائین که اگرم سوتین نمی بست فرقی نداشت. سینه هاش سبزه بود با نوک کوچیک و خوردنی.وقتی نوکشو کردم تو دهنم موهامو چنگ میزد و داشتم مک میزدم که لزرشش بیشتر و شد و ارضا شد. منم دستمو انداختم لا پاش و با ابش نازشو مالوندم و دکمه شلوارشو باز کردم دیدم شورت پاش نیست نگو رفته بود توالت خیلی خیس شده بود از پاش در اورده بود. وقتی انکشتمو کشیدم لای پاش بازومو گاز گرفتو نزدیک بود جاش بمونه بد بخت بشم. شلوارشو دادم پائین با موبایلم نازشو خوب دیدم. با اینکه سبزه بود ولی نازش واقعا ناز بود و لباش کاملا بهم چسبیده اگه کس بچه دیده باشید متوجه منظورم میشید. متکارو دادم بهش بذاره دمه دهنشو شروع کردم به لیسیدن کسش.اینقدر اب از کسش میومد و حال میکرد نزدیک بود متکارو پاره کنه از حشر.کلا جنبش کم بود چون بازم لرزید و ارضا شد منم دیدم اگه ادامه بدم هیچی نصیبم نمیشه شلوارمو در اوردم کیرمو دادم دستش . اول یه کم مالوندش بعدش سرشو اوردم پائین که بخورش که دروغ یا راست گفت بلد نیستم و منم راهنمائیش کردم .دهنش کوچیک بود و براش سخت بود کیرمو خوب بکنه دهنش و چند بار دندوناش بهش مالید دیگه نذاشتم ادامه بده بلندش کردمو کیرمو گذاشتم لاپاش ولی چون لاغر بود زیاد حال نمیداد ولی اون اون زیر داشت میمزد از شهوت.من دیدم اینجوری فایده نداره به شکم خابوندمش با انگشت و کرم داشتم سوراخ کونشو باز میکردم و خوب که چرب شد سر کیرمو گذاشتم رو سوراخش ولی مگه تو میرفت؟؟ از بس کوچیک بود دیدم هیچی نمیگه و داره ار درد به خودش میپیچه بیخیالش شدم گذاشتم لای پاش.لمبه های کونش اندازه یه کاسه سوپ خوری بودن.اینجوری بیشتر حال میداد.داشت ابم میومد که یهو صدای عطسه شنیدم . جفتمون خشکمون زد و انگار رو کیرم اب یخ ریختن همونجا خابید. چند لحظه که گذشت دیدم خبری نیست اومدم شروع کنم ولی دیگه مگه این کیره ما بلند میشد؟ اینقدر باهاش بازی مرد تا سردار از خاب بلند شد منم افتادم روش لاپایی عقب جلو میکردم اونم پاشو به هم میالموند ولی مگه این آب ما میومد فکر کنم چون ترسیده بود اینجوری بود.یهو گفتم بدار توش گفتم مگه اپنی گفت نه ولی بذار توش تا ابت بیاد منم دیدم الان اینجوری میگه بعدا شر میشه گفتم نه و اینقدر لای پاش عقب جلو کردم که بالاخره ابم اومد و اونم لبامو بوس کرد رفت. 2 ساعت گذشته بود نزدیکای صبح بود که دیدم یکی داره لبامو میخوره گفتم چرا اومدی گفت خودت اس دادی حالا یا دروغ میگفت یا واقعا خیالاتی شده بود .سینش دراورد از زیر سوتین گفت بخور منم با اینکه اصلا سر صبحی دلم نمیخاست ولی مجبور بودم .اینقدر برام مالوند تا سردار بلند شد خودش گذاشت لاپاش. فقط یادمه که بعد از چند بار بدنمو چنگ زد و ارضا شد و بوسم کرد رفت.صبح داشتم لباسمو عوض میکردم که خانومم گفت جای چنگ کیه منم گفت دیشب پائین با بچه ها کشتی گرفتم جای چنگ اوناست.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2609</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اول صبح کس دادن چه حالی میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 May 2019 06:11:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتنایی]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[اهمیتی]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمند]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیبش]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[جریانو]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خشکمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواننده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درخواست]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[زنانگی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[طرفشون]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا]]></category>
		<category><![CDATA[فکرایی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[مادرزاد]]></category>
		<category><![CDATA[ماساژش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماهرانه]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیچه]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمت]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانش]]></category>
		<category><![CDATA[نمی‌رسه]]></category>
		<category><![CDATA[وانمود]]></category>
		<category><![CDATA[وشلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[ویلایی]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[/&#62; فیلم سکسی P { margin-bottom: 0.21cm } &#8211;&#62; سلام . سکسی من علیرضا هستم . دوست داشتم که شاه کس اولین خاطره سکسی خودم رو براتون به قلم در بیارم . قضیه از این جا کونی شروع شد : ما توی یک خونه ویلایی در شمال تهران زندگی می کنیم . جنده خانواده ما [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>/&gt; فیلم سکسی P { margin-bottom:</h2>
<p>0.21cm }<br />
&#8211;&gt;<br />
سلام . سکسی من علیرضا هستم . دوست داشتم</p>
<h3>که شاه کس اولین خاطره سکسی خودم رو براتون به قلم در</h3>
<p>بیارم . قضیه از این جا کونی شروع شد : ما توی یک خونه ویلایی در شمال تهران زندگی می کنیم</p>
<h4>. جنده خانواده ما کم جمعیت هستند من و یک خواهر</h4>
<p>بزرگتر به اسم شهناز به همراه پستون عمه ام پریسا و مادر و پدرم . ما زندگی خوبی داشتیم . اما</p>
<h5>این اواخر کوس اوضاع یکم بهم ریخت . جریان این بود</h5>
<p>که یه شب شهناز تا ساعت 2 شب خونه نیومد . اتفاقا پدر و مادرم هم برای خوشگذرونی رفته بودن شمال . سکس داستان اما عمه ام</p>
<h6>با اونها نرفت . شهناز هم که دانشجو ایران سکس هست. منم</h6>
<p>که عشق بدن سازی دارم یکوب دارم 3 ساله که کار می کنم . باورتون نمیشه بگم شاید تو این سه سال غیبت های من رو جمع کنید به 20 روز هم نمیرسه . همیشه عشق تمرین بودم . مربیمون هم خودش میگه که واقعا پشتکار دارم و خوب انصافی تو این مدتی که باشگاه رفتم حسابی هیکل بهم زدم و قدم هم حدود 7 سانت بیشتر رشد کرده . خب از داستان اصلی خارح نشیم . گفتم که اون شب من و عمه ام تنها بودیم توی خونه و شهناز هم تا ساعت دو خونه نیومد . من نگرانش شده بودم چون هیچ وقت از بیشتر از ساعت 10 دیر نمی کرد . حدودا ساعت یک ربع سه بود که اومد . وقتی اومد تو حالش خوب نبود.حالت طبیعی نداشت و همین باعث شد من بهش شک کنم . رفتم جلو و گفتم که کجا بودی ؟ گفت هیچی یکی از بچه ها امشب مهمونی گرفته بود منم دعوت بودم .خیلی بی حوصله به سوالام جواب می داد .گفتم آخه چرا این قدر دیر؟گفت خب طول کشید . دیگه چیزی نگفتم و اون هم رفت توی اتاقش من که بهش شک کرده بودم رفتم و یواشکی از سوراخ در اتاقش داخل اتاقش رو نگاه کردم .دیدم داره لباس هاش رو در میاره . بعد از این که مانتو رو در آورد فقط یه پیرهن و شلوار تنش بود . روی شلوارش چیزی ریخته شده بود که حبعدا فهمیدم که منی بوده ! پیرهن و شلوارش رو هم درآورد . بعد از این که شرت و کرست ها شو رو باز کرد اون ها رو یک طرف انداخت و اومد که از اتاق بیاد بیرون . من سریع دویدم و رفتم توی اتاق خودم و وانمود کردم که خواب هستم . شهناز هم با من این طوری نبود . یعنی مثل این خواهر های مزخرف که حتی نمی ذارن برادرشون موهای سرشون رو ببینه . من تا حالا خیلی اون رو لخت دیده بودم . خودش هم می دونست . حتی دو سه بار اطراف ران های پاهاشو ماساژ داده بودم . چون می دونست که من پسر بی جنبه ای نیستم . ( دخترها اگه بفهمند که طرفشون بی جنبه و حریص باشه حتی اگه برادرشون هم باشی نمی ذارن بهشون دست بزنی اما اگه بدونن که با چشم هوس بهشون نگاه نمی کنی مثل خواهر من حتی لخت مادرزاد هم بیان جلوت براشون اصلا اهمیتی نداره ) .خلاصه خواهرم از اتاق اومد بیرون و رفت طرف حمام . یه 20 دقیقه ای بود که توی حمام بود بعد اون که مطمئن بود من هنوز بیدارم من رو صدام کرد تا برم پیشتشو کیسه بکشم . وقتی در حموم رو باز کردم زیر دوش بود و داشت خودش رو می شست.گفت علی جان یه لحظه صبر کن &#8230; بعدش شیر آب رو بست و نشت روی زمین تا من پشتشو بمالم . انصافی کیف می کرد که من پشتشو بمالم چون این کار رو بلد بودم و حتی یه میکروب هم تو تنش نمی موند . بعد از این که پشتشو مالیدم کیسه رو گذاشتم لبه وان . عادت داشت که همیشه من یه ماساژ به پشتش بدم . گفت : علی جون یه ماساژ هم بدی دیگه توپ توپ میشه . من هم نخواستم بهش نه بگم شروع کردم . اول از گردنش شروع کردم و تا پایین فیله کمر ( پایین ترین ماهیچه کمر ) ادامه دادم.این کار رو چند بار تکرار کردم . گاهی وقتا وقتی که داشتم ماساژش می دادم می فهمیدم با دستاش پاهای من رو می ماله اما خب من اعتنایی نمی کردم . خلاصه بعد از یه حال درست و حسابی از حموم اومدم بیرون . یهو یه فکری به ذهنم رسید . رفتم داخل اتاقش و سراغ اون شرت و کرست که موقع اومدن درشون آورده بود . وقتی اون ها رو پیدا کردم و بهشون دست کشیدم یک مایع لزج روی اونها احساس کردم وقتی که شرت رو بو کردم فهمیدم که بله ! آبجی ما امشب رو به یکی داده . راستش رو بخواهید یکم ناراحت شدم اما خب با خودم گفتم دختره دیگه و شهوات زنانگی هم یه موقع هایی سراغ آدم میاد . یهو دیدم که داره من رو صدا میکنه و می خواد که حوله و لباس هاش رو براش ببرم . لباس ها رو براش بردم و گذاشتم دم در حموم . راستش رو بخواهید ازش بدم اومده بود . این که می تونست مشکلش رو به من بگه یا حتی این که &#8230; . نمی دونم شاید پسر غریبه بیشتر بهش مزه داده خلاصه لباس هاشو پوشید و از حموم اومد بیرون . اون شب به خوبی تموم شد و خوشبختانه عمه هم خواب بود و متوجه اومدن شهناز و سرک کشیدن های من نشد فردا شب من انتظار داشتم که شهناز ساعت 9 خونه باشه چون قرار گذاشته بودیم که 3 تایی بریم بیرون . اما ساعت 12 شد و خبری ازش نشد . من نگرانش شدم . عمه ام شک کرده بود و نگران بود . ما صبر کردیم تا ساعت حدود یک و نیم شد . یهو صدای بسته شدن در رو شنیدم . با خودم گفتم شهنازه . رفتم و دری که مشرف به حیاط بود رو باز کردم دیدم که شهناز ماشین رو آورده تو و داره در اصلی رو می بنده . من سریع رفتم تو و نشتم روی مبل و وانمود کردم که سر جام خوابم برده . عمه هم توی اتاقش بود و نمی دونم داشت چی کار می کرد . وقتی شهناز در رو باز کرد من طوری که وانمود کنم از خواب بیدار شدم از جام پریدم و گفتم شهناز تویی ! چرا دیر اومدی مثلا ما امشب قرار داشتیما گفت ببخشید نشد دیگه و سریع رفت توی اتاقش . من مطمئن بودم که رفته تا دوباره شرت و کرست های کثیفشو در بیاره و بره حموم . رفتم دم در اتاقش و شروع کردم به دید زدن . وقتی دیدم داره پیرهنشو در میاره سریع در رو باز کردم و پریدم تو. یکم حول شد . گفت علی چه خبره من ترسوندی . گفتم شهناز قضیه چیه ؟ گفت چه قضیه ای ؟ گفتم خودت رو به اون راه نزن . من تا ته ماجراهاتو می دونم . گفت نمی فهمم . بهش نزدیک تر شدم و دستش رو محکم گرفتم یه جیغ آرومی زد و گفت : علی رضا دستمو شکستی . من که حسابی عصبی شده بودم گفتم اگه جریانو برام نگی از اینم بدتر می کنم . گفت باشه دستمو ول کن . یکم آروم شدم و نشتم روی تختش . گفتم خب بگو . گفتش راستش یه چند وقتی بود با یه پسری توی دانشگاه آشنا شده بودم &#8230; همه قضیه رو برام گفت حتی این که چطوری حمید به زور ازش درخواست کرده بهش بده و &#8230; قول ازدو<br />
اج که من مطمئن بودم دروغه ! گفتم خب همین . فکر نمی کردم دختری به سن و سال تو اینقدر راحت گول یه پسر رو بخوره . سرش رو انداخت پایین . من که حسابی عصبی شده بودم بلند شدم و توی اتاق شروع کردم به راه رفتن . یه دفعه شهناز گفت منم می دونم اشتباه کردم . امشب هم نرفته بودم که بهش بدم رفته بودم که آبروشو پیش دوستاش ببرم . اما نبود .با خودم گفتم کار رو خراب کردی حالا می خوای زوری درستش کنی . بعد گفتم عیبی نداره . اما دیگه دور و بر این پسره نچرخ .اگه کسی هم تو دانشگاه مزاحمت شد به من بگو . گفت چشم . داشتم از اتاقش می رفتم بیرون که گفت داداشی پشتمو می مالی ؟ برگشتم و یه نگاهی بهش کردم . شهوت رو توی چشماش خوندم . با خودم یه فکرایی کردم و گفتم باشه . لباست رو در بیار شروع کرد به در آوردن لباسش . لخت لخت شد . فهمیدم که از عمد این کار رو می کنه چون هیچ وقت این طوری برای یه ماساژ لخت نمی شد . من رفتم جلو خواستم دستمو بذارم رو کمرش که یهو گفت علی جون می خوام امشب پاهام رو بمالی . گفتم باشه . شروع کردم از ساق پای چپش به بالا اومدن . دستم رو بردم روی ران های سفیدش و حسابی براش مالوندم . نحوه مالشم هم امشب فرق می کرد . طوری می مالوندم که حسابی حشریش کرده بود . بعد یکم جرات کردم و دستم رو گذاشتم روی کون تپلش . چه کونی بود . واقعا تو این داستان ها نمیشه برای شخص خواننده توصیف کرد که موقع سکس چه اتفاقی می افته ! یکم شروع کردم به مالوندن کپل های کونش . دیدم هیچی نمی گه . دستم رو گرفتم به شونه هاش و چرخوندمش طرف خودم . دیدم داره زبونش رو می خوره . گفتم آبجی دوست داری کست رو هم بمالم . گفت من امشب مال توام .از این حرفش حسابی حال کردم . همون جا یه لب جانانه ازش گرفتم . بعد رفتم سراغ کسش یه کس تمیز که همه پشم هاش رو هم زده بود و جون می داد برای خوردن . یه 10 دقیقه ای با کسش ور رفتم . بعد رفتم سراغ کونش . گفتم شهناز می خوام کیرم رو فرو کنم توی کونت . برگشت وشلوارم رو درآورد . شرتم رو کشید پایین وقتی کیرم رو دید گفت وای تو همچین کیری داشتی و من خبر نداشتم . یکم سرخ شدم . شروع کرد به خوردن . چه حرفه ای می خورد من که همون اول آبم اومد و ریختم تو دهنش . بعد برگشت و گفت بکن این لامصب رو دیگه . منم سریع کیرمو که هنوز با آب منی خودم خیس بود فرو کردم تو کونش . چه کون داغی . مثل آتیش بود . شهناز هی جیغ کشید . من کیرمو در اوردم و گفتم می خوای بی خیال شیم. گفت نه بکن . من حاضرم . داشتم دوباره کیرم رو فرو می کردم توی کونش که یهو عمه پریسا در اتاق رو باز کرد. من و شهناز همون طور خشکمون زد . یهو عمه اومد تو و در رو بست . گفت علی رضا بهم نگفته بودی !!! من که جسابی زبونم بند اومده بود هیچی نگفتم .اما معلوم بود که عمه عزیز ما حشری شده . شروع کرد به در آوردن لباس هاش . وای چه اندامی از یه زن تقریبا 33 ساله بعید بود همچین اندامی . عجب پستون هایی . مثل 2 تا انار بزرگ و شیرین . بعد اومد و شروع کرد به خوردن کیر من . این قدر ماهرانه این کار رو کرد که توی همین ساک اول آبم اومد و ریخت تو دهنش .یهو دیدم شهناز یه جیغ هوسناک کشید و گفت : منم می خوام کیرم رو از تو دهن عمه در آوردم و گذاشتم تو دهن شهناز حسابی می خورد . من که دیگه داشتم حسابی حال می کردم . عمه هم تو مدتی که شهناز ساک میزد بی کار نموند. طوری که ساک زدن شهناز خراب نشه من رو خوابوند رو رو تخت و کسش رو گذاشت روی دهن من و هی عقب و جلو می کرد. منم حسابی کسشو لیس می زدم . بعد عمه بلند شد گفت علی جون من کیر می خوام . خبی عمه این بود که می تونستم از کس بکنمش چون قبلا شوهرش ترتیبش رو داده بود . البته باید بگم که عمه من بیوه هست و الان با ما زندگی می کنه . بعد از 3 سال زندگی با شوهرش طلاق گرفت . وای عجب کسی داشت . ماه . کیرم رو تا ته فور کردم توی کسش و هی عقب جلو کردم . شهناز هم حسابی کیف می کرد و داشت از زیر تخم های من رو می خورد . وای که چه شبی شد . خیلی حال داد . از اون موقع به بعد هم دیگه سابقه نداشت شهناز دیر بیاد خونه !مادر و پدرم هم 3 روز بعد از شمال اومدن ما هم تو اون 3 روز حسابی حال می کردیم . از این به بعد قرار شده هر وقت خونه خالی شد یه سکس توپ با عمه داشته باشم البته شهناز هم که جای خودش داره . امیدوارم خوشتون اومده باشه !		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174020</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 26/37 queries in 0.144 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-27 12:38:56 by W3 Total Cache
-->