<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>خصوصيات &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5%d9%8a%d8%a7%d8%aa/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:21:01 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>خصوصيات &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>کردن تو گلشو و بازی با سوراخ کونش رو خیلی دوست داره</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%af%d9%84%d8%b4%d9%88-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%db%8c%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%af%d9%84%d8%b4%d9%88-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%db%8c%d9%84/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Dec 2019 10:06:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالي]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[العملي]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاد]]></category>
		<category><![CDATA[اينترنت]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[بيشتري]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهن]]></category>
		<category><![CDATA[جالبتر]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظي]]></category>
		<category><![CDATA[خصوصيات]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستي]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستاناش]]></category>
		<category><![CDATA[داستانها]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[ديوانه]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[کارامون]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کامپيوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمون]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسات]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[متشکرم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولي]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدش]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نيومده]]></category>
		<category><![CDATA[همچنين]]></category>
		<category><![CDATA[همسايه]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[وشلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[يکدفعه]]></category>
		<category><![CDATA[يواشکي]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[يکي ديگه شون ۲۳ ساله فیلم سکسی ومن هميشه تو کف اون دختر بزرگه بودم و هميشه تو عالم مستي به يادش جلق مي زدم گذشت تا سکسی اينکه اين دختر بزرگه ( ژاله ) شاه کس نامزد کرد و ما ديگه خيلي کم مي ديديمش و من هميشه افسوس مي خوردم کونی که چرا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>يکي ديگه شون ۲۳ ساله فیلم سکسی ومن هميشه تو کف اون دختر</h2>
<p>بزرگه بودم و هميشه تو عالم مستي به يادش جلق مي زدم گذشت تا سکسی اينکه اين دختر بزرگه ( ژاله</p>
<h3>) شاه کس نامزد کرد و ما ديگه خيلي کم مي ديديمش</h3>
<p>و من هميشه افسوس مي خوردم کونی که چرا هيچ کاري نکردم و اين داستانها !از خصوصيات اين دختره براتون بگم</p>
<h4>که جنده قدي حدود ۱۷۰ داشت با هيکلي تو پر و</h4>
<p>سينه هاي بزرگ که وقتي با پستون لباس تنگاش اونو يواشکي ديد مي زدم منو ديوانه مي کرد و از خصوصيات</p>
<h5>رفتاريش هم کوس بگم که چادري بود و خيلي محجبه بازي</h5>
<p>در مي ياورد !بعد از گذشت ۶ ماه از عقدشون نامزد اين دختره تصادف مي کنه و مي ميره و تا دو سکس داستان ماه بعد از</p>
<h6>اين ماجرا من ديگه بي خيال اين قضيه ایران سکس شده بودم</h6>
<p>و مي گفتم ديگه هيچ کاري نميشه کرد تا اينکه يه روز که از خونمون بيرون اومدم و منتظر تاکسي بودم که ديدم اون هم اومد کنارم و منتظر تاکسي موند تا يه تاکسي اومد کنارمون ايستاد و از شانس من دوتا مرد جلو نشسته بودن و يه پيرزن چاق که نصف صندلي پشت رو اشغال کرده بود رو صندلي پشت نشسته بود و من و ژاله ( از اين به بعد با اسم غير واقعي ژاله ) رو صندلي پشت نشستيم و نشستنمان طوري بود که از مچ پاها تا بازوهامون جفت هم بودن و من تو يه عالم ديگه بودم و اين تاکسي هم تو اون ترافيک هي ترمز مي زد و حس ما رو جالبتر مي کرد تو ماشين همينطور مشغول صحبت بوديم و من هي خودم رو بيشتر به اون جفت مي کردم به طوري که ديگه کيرم شق شق شده بود و ديگه داشت شورت وشلوارم رو پاره مي کرد و اون هم هي زير چشمي يه نگاه به شلوار باد کرده ما مي کرد و يه لبخند مشتي ميزد و ما هم افه معرفت اومديم کرايه رو حساب کنيم که ديدم دست من رو گرفت و گذاشت رو پاش و گفت نه اينکار رو نکن و من هم چون نمي خواستم دستم از روي پاش تکون بخوره ديگه بي خيال حساب کردن کرايه شديم تا اينکه رسيديم به مقصدمون ، بعد از پياده شدن از ماشين موقع خداحافظي به من گفت از ديدنت خيلي خوشحال شدم و به ما سر بزن !ما با اين شق دردمون بعد از رسيدن به کارامون اومديم خونه و يه جق مشتي زديم و هميشه تو کفش بوديم تا اينکه يه روز اينها يه سيستم مي خرن و ما رو هم مي برن براشون بازي و چند تا نرم افزار درست کنيم و ما هم رفتيم و کارشون رو راه انداختيم و موقع برگشت به خونه ژاله گفت بايد بياي کار با کامپيوتر رو به من ياد بدي و من هم گفتم هر وقت خواستي زنگ بزن ميام ۳ روز بعد ديدم زنگ زد و گفت من تنهام ، مياي يادم بدي و من هم گفتم چشم و برقي لباس پوشيدم و ( قبلش از تو وسايل داداشم يه کاندوم گرفتم و به کيرم پماد ليدوکائين هم زدم تا اگه به ما پا داد زود پنچر نشيم ) زود رفتم در خونشون اون هم در رو باز کرد و من رفتم تو !تنش هم يه دامن بلند و يه پيراهن معمولي و با روسري بود بعد از رفتن به سراغ کامپيوتر گفت من امروز يک کارت اينترنت گرفتم و چون بلد نيستم از تو خواهش کردم بياي و رفت کارت آورد من هم مشغول ساختن يه Connecttion شدم و ژاله رفت شربت بياره و من تو همين اوضاع تو اين فکر بودم که برنامه رو چجوري رديف کنم که چيزي نصيبمون بشه که ژاله اومد و يه صندلي آورد و نشست کنارم و گفت تمومش کردي يا نه هنوز ؟!منم بعد از رديف شدن همه چي وارد اينترنت شدم و بهش گفتم دوست داري تو چه سايت هايي بريم و گفت نمي دونم منم بهش گفتم در چه زمينه اي باشه علمي ورزشي سياسي جوک سکسي و اين برنامه ها و ژاله گفت چه سايتهايي به نظرت خوبن و من باز هم پرسيدم در چه زمينه اي و اون گفت سکسي ( من تو دلم گفتم ديگه رديفه ) و رفتم تو سکاف و گفتم اين سايت خيلي با حاله و من هميشه داستاناشم مي خونم و گفت يکي از داستاناش رو بزار و من هم يه داستان براش گذاشتم و اون همونطور که مشغول خوندن داستان بود يه نگاهي هم به کير صاحب مرده ما هم مي انداخت و يک دفعه دستش رو گذاشت رو کيرم و پرسيد دلت مي خواد اين داستان براي ما هم اتفاق بيفته من هم گفتم چرا نه و هميشه منتظر اين لحظه بودم ، ژاله گفت پس صبر کن من الان ميام و من هم رفتم رو تختش نشستم و ميگفتم چجوري و از کجاش شروع کنم که ديدم بايه شورت وکرست سفيد در اتاق رو باز کرد و اومد توي اتاق واي داشتم ديوانه مي شدم تا چند لحظه اصلا مات و مبهوت بودم که گفت مگه نمي خواي شروع کني و من هم با يک صداي لرزان گفتم چرا و بلند شدم رفتم پهلوش و دو تا دست رو از زير بغلش بردم ولي اون دستم رو رد کرد وگفت لباسات رو در بيار و من هم سريع شلوار و تي شرتم رو در آوردم و با يه شورت رفتم پهلوش وقتي کير باد کردم رو ديد گفت چه شود !من به پشت سرش رفتم و مشغول نوازش مواهاي سرش شدم واز پشت بهش جفت جفت شدم بطوري که کيرم رو بين خط سوراخ عقبش مي مالوندم و اون سرش رو برگردوند و من لبام رو بردم به سمت لباش و اون لبهاي که براي من مثل قند بودن رو شروع کردم به خوردن و من لب پايينش رو مي خوردم واون لب بالاي من رو من رفتم سراغ گردنش و شروع کردم به بوسيدن وليسيدن گردنش ديدم آتيشش خيلي تنده هنوز هيچي نشده رفت سراغ کيرم و آخو اوخش در اومد ومن هم رفتم پشتش و کرستش رو باز کردم و سينه هاش رو آزاد کردم عجب چيزي بودن سفيد مثل برف وبا نوکهاي قهوهاي روشن و من مشغول خوردن سينش شدم و هر وقت يکي از سينه هاش تو دهنم بود با دست ديگم نوک سينش رو فشار مي دادم نوک سينه هاش به اندازه يک بند انگشت متورم شده بودند و اون گفت تحملم ديگه نموم شده و بزار تو ديگه ( هم من از کس ليسي بدم ميومد و هم اون از ساک زدن ) گفتم بشين رو تخت و دراز بکش و شورتش رو در آوردم و با يه کس خوشگل و بدون حتي يه خال رو به رو شدم ، کسش خيس خيس بود سريع شرت خودم رو هم در آوردم وبهش گفتم خشک که نميشه گذاشت تو !گفت صبر کن و از ميز کنار تخت يه کرم نيوا آورد و مالوند به کيرم و گفت بزار تو ديگه ! من هم ازش پرسيدم که تو کدوم سوراخش بزارم ؟! ( آخه هنوز عروسي نکرده بودن و بعد از فوت نامزدش نصف مهريه اش رو گرفته بود ) کيرم رو بردم سمت کسش و ديدم هيچ عکس العملي نشون نداد و من (تازه به ياد کاندوم افتادم ) و يکدفعه بلند شدم و رفتم سراغ شلوارم و گفتم اصل کاري رو فراموش کردم و کاندوم رو از جيب پشت شلوارم در آوردم و گفتم بکش روش و اون هم گفت بدون کاندوم !ما هم گفتيم خطريه ها !گفت اشکالي نداره مواظب باش !کاندوم رو پرت کردم يه گوشه و دو تا پاش رو رو با دستام بلند کردم گذاشتم رو شونه هام<br />
و کيرم رو با يه فشار کوچک کردم تو کسش و يواش يواش فشار مي دادم تا کيرم خوب بره تو کسش که يک دفعه اختيار از دستم خارج شد و محکم فشار دادم ديدم جيغ کشيد و گفت يواش کسش تنگ تنگ و داغ داغ بود داشتم ديوانه مي شدم همينطور يواش يواش عقب جلو ميکردم و وقتي ديدم ديگه راحته ، رفت و برگشتم رو تندتر کردم و همينطور تلمبه مي زدم و اون با صداي آخو اوخش حشر من رو بيشتر مي کرد تا اينکه ديدم آخ و اوهش خيلي زياد شد و من سرعتم رو کمتر کردم که گفت تندتر تا ته بگا و من سرعتم را خيلي تند کردم و ديدم يه دفعه بدن خودش رو با چند تکون شل کرد و من متوجه شدم به ارگاسم رسيده ولي من هنوز آبم نيومده بود گفتم مي تونم بزارم تو کونت گفت نه گفتم چرا گفت نه ديگه ومن هم بي خيال شدم و به گاييدن کسش با شدت بيشتري ادامه دادم تا احساس کردم آبم داره مياد و سريع کيرم رو از کسش کشيدم بيرون و تمام آبم رو رو سينه هاش خالي کردم و خودم رو انداختم تو بغلش و گفتم ازت متشکرم ، اونم گفت همچنين !اين اولين و آخرين باري بود که ژاله رو گاييدم چون دو هفته بعد با خانواده اش به محل ديگري اسباب کشي کردند</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%af%d9%84%d8%b4%d9%88-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%db%8c%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>3</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177785</post-id>	</item>
		<item>
		<title>تا ته گذاشته تو دهن جنده خانوم فشار میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%af%d9%87%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%81%d8%b4%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%af%d9%87%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%81%d8%b4%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 18 Jun 2019 04:58:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتمال]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاقی]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اميدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتامو]]></category>
		<category><![CDATA[اينجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بخوريش]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برميگرده]]></category>
		<category><![CDATA[بيخيال]]></category>
		<category><![CDATA[پشيمون]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[خصوصيات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دروباز]]></category>
		<category><![CDATA[سرعتشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[گورشونو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[موقعيت]]></category>
		<category><![CDATA[ميترسم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردن]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادن]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستن]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدن]]></category>
		<category><![CDATA[ميشدبعد]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناهارو]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همسايه]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سکسی اسم من آرمان و 19 سالمه شاه کس از خصوصيات اخلاقی من يکيش اينه که خيلی خشکم و تا حالا با 2 تا کونی دختر بيشتر نتونستم دوست بشم حالا از شانس بد ما يکيش خيلی ترسو و يکی جنده ديگش هم خيلی کمرو. خوب حالا داستانی که ميخوام براتون تعريف کنم مربوط ميشه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				سکسی اسم من آرمان و 19</p>
<h3>سالمه شاه کس از خصوصيات اخلاقی من يکيش اينه که خيلی خشکم</h3>
<p>و تا حالا با 2 تا کونی دختر بيشتر نتونستم دوست بشم حالا از شانس بد ما يکيش خيلی ترسو و</p>
<h4>يکی جنده ديگش هم خيلی کمرو. خوب حالا داستانی که ميخوام</h4>
<p>براتون تعريف کنم مربوط ميشه به پستون سکس من با اون دوست ترسو من اين ماجرا تقريباً برميگرده به 3 ماه</p>
<h5>پيش که کوس تابستون بود و طبق معمول شب ها تا</h5>
<p>4 صبح يا شايد هم تا خود صبح چت ميکردم و بعدش هم ميخوابيدم. يه روز که ساعت 2 بعد از ظهر سکس داستان بيدار شدم ديدم</p>
<h6>که کسی خونه نيست و ناهارو برام گذاشتن ایران سکس و گورشونو</h6>
<p>گم کردن سريع از موقعيت استفاده کردم و جنگی زنگ زدم به دوست دخترم بش گفتم بلند کن بيا اينجا خونه خاليه طبق معمول راضی کردنش يه 1 ساعتی طول کشيد آخه همونطور که گفتم خيلی ترسو هست و هی ميگفت که ميترسم خونتون پر بشه و از اين کس شعرا. اومد که بياد خونمون ديدم هی گوز! دم در خونمون تموم همسايه ها کپ کردن از قرار معلوم تموم همسايه ها هم ميدونستن که فقط من خونه هستم و اگه ميديدن که اين يارو مياد خونه ما و ديگه نمياد بيرون گزارش ميدادن و پدر منو در ميآوردن. خلاصه يه نيم ساعتی هم اينجا معطل شدم تا اونا هم فلنگ رو بستن بعد که امد تو سريع تيرش کردم تو اتاق و در رو بستم چون که احتمال ميدادم پشيمون بشه و بخواد برگرده خودم هم مشغول سورسات مشروب شدم همه چی که رديف شد دروباز کردم که بش بگم بياد کمکم بندوبساط رو بياره توکه ديدم به به! خانم زده کانال سکسی و داره با دودول خودش از رو شلوار بازی ميکنه تا منو ديد خودشو جمع کرد منم بهش گفتم راحت باش الان بايد با مال من هم بازی کنی و البته بخوريش! هم اخماشو کرد تو هم. ولی بهش اهميتی ندادم. خلاصه به زور تونستم يه 3 پيک مشروب هم بهش بدم از اونجايی که زياد اين کاره نبود خيلی زود گوزه گوز شد منم ديگه همه چيرو زدم کنار و دست به کار شدم. چون خيلی وقت بود سکس نداشته بودم ميخواستم داغ دلمو سرش خالی کنم &#8230;.تو همون حالت گيجی اروم تموم لباساشو در اوردم و سر انگشتامو خيس کردم و اروم با سوراخ کونش بازی کردم تا خوب امادش کنمتو همون حالت يه ناله های کوتاه هم ميکرد اما از روی درد نبود چون داشت حال ميکرد بعد با یه بدبختی راضیش کردم که برام ساک بزنه یکم که کیرمو لیسید زدمش کنار و ديگه بيشتر از اين لفتش ندادم و دمر خوابوندمش و سر کيرمو اروم کردم تو سوراخش. اولش مقاومت کرد اما کم کم که شل شد تا ته کيرمو فرستادم تو و کم کم شروع کردم به تلمبه زدن. بعد 5 دقيقه پوزيشن رو عوض کردم و من روباز خوابيدم و اون نشست رو کيرم و بالا پايين ميشدبعد همين طور که بالا پايين ميشد سينه هاش هم تکون ميخوردن و خيلی حال ميکردم. ديدم سرعتشو زياد کرد من هم همزمان خودمو تا يه حدی بالا پايين ميکردم که ديدم بدنش لرزيد و بی حال افتاد روم گفتم پاشو بينيم هنوز من دارم گفت بابا بيخيال گفتم بی خيار که سالاد حال نميده. بعد چهار دست و پا نشوندمش و بش گفتم که کونشو فچ کنه يه 5 دقيقه هم اينجوری کردمش و آخرش ديگه با تمام شدت ابمو تو کونش خالی کردمديگه نآی تکون خوردن نداشتم بعد چند دقيقه به خودم اومدم و خودمو جمع جور کردم و سريع فرستادمش که بره خونشون در کل برا يه حال بعد از مدت ها بدک نبود. اميدوارم شما از جور دوست دختر ها نصيبتون اشه البته نه از نوع ترسو يا کمرو!		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%af%d9%87%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%81%d8%b4%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2018</post-id>	</item>
		<item>
		<title>منشی بلوند  میره زیر کیررییسش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%b1%db%8c%db%8c%d8%b3%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%b1%db%8c%db%8c%d8%b3%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 13 Jun 2019 07:09:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسي]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اشكالي]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاده]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشيد]]></category>
		<category><![CDATA[بدنبال]]></category>
		<category><![CDATA[برادرت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[بعدازظهر]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظي]]></category>
		<category><![CDATA[خدمتتون]]></category>
		<category><![CDATA[خصوصيات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابند]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتونه]]></category>
		<category><![CDATA[خودمان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتند]]></category>
		<category><![CDATA[دلخواه]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[زيبايي]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[كاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندي]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مشكلات]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميريزه]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردند]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميمونم]]></category>
		<category><![CDATA[نداريم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[در همسايگي من يك زن فیلم سکسی و شوهر جوون زندگي ميكردند و من با شوهره كه اسمش مجيد بود رفيق بودم. آنها زوج خوبي بودند و سکسی دو تا بچه هم داشتند من هم شاه کس گاهي به آپارتمان اونها دعوت ميشدم. خانمش كه اسمش آمنه بود زن خوب و مومني کونی بود و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>در همسايگي من يك زن فیلم سکسی و شوهر جوون زندگي ميكردند و</h2>
<p>من با شوهره كه اسمش مجيد بود رفيق بودم. آنها زوج خوبي بودند و سکسی دو تا بچه هم داشتند من</p>
<h3>هم شاه کس گاهي به آپارتمان اونها دعوت ميشدم. خانمش كه اسمش</h3>
<p>آمنه بود زن خوب و مومني کونی بود و خيلي به من احترام ميذاشت.يك روز مجيد گفت كه از كارش بيكار</p>
<h4>شده جنده و بدنبال يه كار جديد هست. من هم به</h4>
<p>دوستام سپرده بودم كه براش كاري پستون پيدا بشه. مدتها گذشت و خبري نشد تا اينكه يه روز مجيد بهم گفت</p>
<h5>كه يه کوس كاري تو ژاپن براش جور شده و قصد</h5>
<p>داره در اولين فرصت به اونجا بره. دو سه هفته اي گذشت تا يه روز بهش گفتم كه جريان كار ژاپن چي سکس داستان شد كه جواب</p>
<h6>داد حالا دنبالش هستم. دو ماهي گذشت ولي ایران سکس مجيد ژاپن</h6>
<p>نرفت منهم زياد ازش سوال نميكردم تا اينكه يه روز تو راه پله مجيد رو ديدم و بهم گفت كه شب يه سري مياد پيش من. وقتي اومد پيشم ديدم ميخواد يه چيزي رو بگه ولي روش نميشه ازش پرسيدم كه كار ژاپن چي شد كه گفت: اين فرصت خوبي تو زندگيمه و وقتي برگردم صاحب همه چي ميشم بعد گفت: ولي يه سري مشكلات هست كه سد راه شده. من بهش گفتم كاري از دست من بر مياد؟ گفت والا نميدونم چي بگم يعني روم نميشه. گفتم ببين من مثل برادرت ميمونم به من بگو قول ميدم هر كاري بتونم برات انجام بدم. خلاصه با كلي اصرار گفت: رفتن من خيلي براي آمنه سخته اون بد جوري به رابطه زناشويمان عادت داره و اگه در هفته كمتر دو بار با هم باشيم اوضاع و احوالش ميريزه بهم. و من با آمنه صحبت كردم كه اگه تو راضي باشي تو اين مدت تو همسر موقت اون بشي بعد من گفتم: چنين چيزي امكان نداره چون آمنه زن مومنيه و با وجود داشتن شوهر راضي به مرد ديگري نميشه. بعد مجيد گفت كه&#8230;.. مجيد گفت: من از زنم جدا مي شم ولي نه قانوني فقط از نظر شرعي(اين ديگه چه جورشه من نميدونم) و گفت: بعد از رفتن من شما با صيغه ازدواج موقت زن و شوهر ميشيد ولي بچه ها و هيچكس ديگه نبايد از اين قضيه بويي ببرند. من كه از تعجب نمي دونستم چي بايد بگم فقط بهش گفتم حالا تو برو تا من فكر كنم و جوابشو بهت بگم. بعد از رفتن اون من به فكر فرو رفتم كه اينكه چه روابط عجيبي بين زن و شوهراست و اين زنها چه خصوصيات عجيب و غريبي پشت اين ظاهر مظلوم دارند. خلاصه من تصميم گرفتم به مجيد قول بدم كه اين كارو براش عملي كنم تا اون هم بره و به كارش برسه. اين مسئله تموم شد و مجيد رفت من هم منتظر شدم تا چي پيش مياد. يك هفته گذشت و يك روز آمنه رو تو راه پله ها ديدم و با لبخندي سلام و احوالپرسي كرد و بعد هر كدوم به آپارتمان خودمان رفتيم و من فكر كردم كه آمنه يه جور با قضيه كنار اومده ولي چند روز بعد جمعه ساعت دو بعدازظهر ديدم در ميزنن وفتي در رو وا كردم ديدم آمنه با چادر جلوي در ايستاده و من بعد از سلام گفتم چه عجب از اين طرفا و اون گفت: آقا كامران خواستم بپرسم مجيد در مورد من چيزي به شما نگفته؟ من كمي فكر كردم بعدش گفتم: چرا يه صحبتايي شده و بعد ديگه چيزي نگفتم و اون گفت: پس ميشه تو يك فرصتي من بيام خدمتتون. گفتم باشه هر وقت كه دوست داريد منزل خودتونه و اون گفت امشب ساعت ده خوبه؟ گفتم: اره وگفت: پس تا ساعت ده و خداحافظي كرد. من هم مدتي بعد رفتم حموم يه دوش گرفتم و حسابي خودمو تميز كردم و بعد منتظر شدم. راس ساعت ده صداي زنگ اومد در رو باز كردم بله خودش بود و يك چادر سفيد سرش بود و خودشو هم محكم تا زير گلوش گرفته بود تعارف كردم بياد تو اومد و همونطور نشست و بعد گفت: بچه ها خوابند و بايد زودتر برگردم. من گفتم: من بايد چكار كنم گفت من صيغه رو بلدم و بعد چند كلمه عربي گفت كه من اصلا نفهميدم و گفت اين رو هم تو بايد بگي و من هم همونطور عين خودش گفتم و تموم شد بعدش ديدم سرش رو پايين انداخت و چادرش رو كه تمام اون مدت با يكدست سفت گرفته بود شل كرد و تازه داشت زير اون معلوم ميشد بعد من رفتم جلو و چادرشو برداشتم و كنار گذاشتم تازه داشتم ميديدم چه فرشته يي جلوم نشسته بدن زيبايي داشت مخصوصا سينه هاي درشتش سايز دلخواه من بود تا مدتي بهش خيره شدم تا ديدم داره به ساعت نگاه ميكنه تازه فهميدم كه بايد يه خورده عجله كنم و دستشو گرفتم بردمش سمت اطاق خواب و تو اطاق اولش بغلش كردم و به خودم فشارش دادم كه ناله اي كرد بعد لباساشو در آوردم و خودم هم سريع لخت شدم افتادم روش و شروع به بوسيدن بدنش كردم كم كم آه و ناله هاش در اومده بود اول رفتم سراغ سينه هاش كه بايد هر كدوم رو با دو دست نگه ميداشتم و نوك اون رو تو دهنم گذاشتم بعد همونطور پايين اومدم تا رسيدم به كسش و اون هم ديگه خجالت رو كنار گذاشته بود و همش ميگفت آره آره تا رسيدم به كسش ولي بجاي كسش اطراف اون رو خوردم و ليسيدم بعد لباي كسشو با دو انگشت باز كردم و مدتي صبر كردم كه ديدم كونش رو بلند ميكنه و ميكوبه به تخت كه دلم سوخت و زبونم رو گذاشتم رو چاك كسش كه يهو ديدم عربده اي كشيد كه من ترسيدم و گفتم چي شده و گفت: ببخشيد و بعد كه ديدم زياد وقت نداريم سريع يه كاندوم كشيدم رو كيرم و كيرمو سر دادم تو كسش همينطور كه تلمبه ميزدم چشماشو بسته بود و آروم آه ميكشيد من هم داشتم بهش نگاه ميكردم يه آن چشماشو باز كرد و گفت: يه ذره تند تر و من هم سرعت تلمبه رو زياد كردم و طولي نكشد كه بدنش شروع به لرزش كرد و همراه با جيغاي كوتاه ناخن هاشو فرو كرد تو كمرم بعد من بوسيدمش و از روش بلند شدم. ازش پرسيدم چطور بود؟ و در حالي كه لبخند ميزد گفت: مرسي عالي بود بعد سريع شروع كرد به لباس پوشيدن يهو يادش اومد و گفت: اوخ پس شما چي؟ من هم كه كيرم همچنان شق بود گفتم اشكالي نداره باشه دفعه بعد. و گفت: تو رو خدا ببخشيد من گفتم: اصلا مسئله اي نيست بزودي ميبينمت گفت باشه و خداحافظي كرد و رفت.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%b1%db%8c%db%8c%d8%b3%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174623</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.005 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-08 09:23:06 by W3 Total Cache
-->