<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>خوشکلی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%a9%d9%84%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 21:59:32 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>خوشکلی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>آخرش گذاشتم تو کس همدانشگاهیم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%85-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%87%d9%85%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%85-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%87%d9%85%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 Dec 2019 19:29:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستین]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داییمه]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستون]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[روزهای]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مشروبو]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاری]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نکشیده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیبرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سال پیش واسه ی من فیلم سکسی اتفاق افتاد به همین دلیل اسم خودمو تغییر دادم. دو سال پیش بود که پسر دایی من به نام حسین سکسی برای خوشگزرانی و تفریح اومده بود به شاه کس خونه ی ما اونا تو شهرستان زندگی میکنن موقعی که به خونه ما اومد 16 کونی سالش بود [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سال پیش واسه ی من فیلم سکسی اتفاق افتاد به همین دلیل اسم</h2>
<p>خودمو تغییر دادم. دو سال پیش بود که پسر دایی من به نام حسین سکسی برای خوشگزرانی و تفریح اومده بود</p>
<h3>به شاه کس خونه ی ما اونا تو شهرستان زندگی میکنن موقعی</h3>
<p>که به خونه ما اومد 16 کونی سالش بود ولی کلا ادم درستی نبود دور بر سیگار مشروبو همین چرتو پرت</p>
<h4>ها جنده بود. خلاصه حسین تقریبا به مدت 1 ماه خونه</h4>
<p>ی ما بود تو روزهای اول پستون اصلا حواسم بهش نبود کم کم متوجه شدم که حسین چیزیش هست اخه یه</p>
<h5>جوری نگاه کوس میکرد به من که به خودم شک میکردم</h5>
<p>تقریبا شب ساعت 7-8 بود موقع خواب داداشم هم خوابیده بود اخه طوری خوابیده بودیم که حسین وسط من چپ داداشم راست. سکس داستان راستی داداشم 5سال</p>
<h6>از من بزرگتره من اون موقع 17 سالم ایران سکس بود من</h6>
<p>با شلوارک میخوابیدم خلاصله من به بغل خوابیدم که دیدم یکی از پشت چسبیده بهم دیدم حسین. هیچی نگفتم دیدم داره خودشو به من اروم اروم میکوبونه راستشو بخوای از این حرکت خوشم میومد و یه حسی بهم دست داد همون لحظه شلوارکمو اروم در اوردم قبل از اینکه شلوارکمو در بیارم حسین از روی پتو به من میزد ولی بعد از اینکه شلوارکمو در اوردم پشت پتومو اروم اوردم پایین که دیدم حسین کاملا چسبیده بهم فهمیدم که اون میخواد با من یه حالی بکنه. منم با خودم گفتم چه اشکالی داره پسر داییمه بذار یه حالی بکنه ولی کاش صد سال سیاه این کارو نمیکردم من پوستم خیلی سفیده قیافه خوشکلی هم دارم باور کنید شاید تا همین الان که دارم اینو واستون مینویسم کل بدنم 30 تا مو هم نداشته باشه دیگه چه برسه به اون موقع تعریف از خود نیست ولی واقعیت رو باید گفت همین که حسین از پشت به من چسبید با کیر کلفت شق شدش چند بار زد به کون من وقتی پاهاش به پای من خورد فهمیدم که اونم شلوارشو در اورده وبا شرته و راستشو بخوای حس عجیبی داشتم. انگار تو اون لحظه دوست داشتم کیر بره تو کونم. تو یه لحظه برگشتم رو به حسین کردم که دیدم داره منو نگاه میکنه و لبخند میزنه یه دفعه صورتشو نزدیک به من کردو یه لب درست حسابی ازم گرفت بعد با اشاره کیرشو به من نشون داد من اروم بهش گفتم چکار کنم بهم گفت یه ذره واسم لیس بزن منم انگار تسلیم شده باشم واز خدام باشه اروم جوری که داداشم از خواب بیدار نشه رفتم پایین و شرته حسینو کشیدم پایین یه ذره مو داشت ونه خیلی زیاد اروم کلاهک کیرشو کردم توی دهنمو شروع کردم به لیسیدن. مزه ی بدی میداد ولی اینقدر شهوتم زیاد شده بود که اصلا حواسم به مزش نبود وفقط ساک میزدم 3-4دقیقه که ساک زدم دیدم حسین خودشو عقب جلو میکنه یه دفعه دیدم نزدیک به یک لیوان چای خوری اب منی توی دهنمه مزش بد بود ولی هر چی بود قورط دادم کیرش داشت میخوابید ولی باز من ولش نکردم چون خیلی حشری شده بودم حسینو بگو که فکر نمیکرد من اینقدر حشری باشم 2 تا 3 دقیقه دیگه واسش ساک زدم کیرش بازم راست شد دیدم داره میزنه بهم یه لحظه حسینو نگاه کردم میگه بیا بالا رفتم بالا بهم گفت میذاری که بکنم داخلت منم سرمو به نشانه ی رضایت بالا پایین کردم بعد پشتمو رو به حسین کردم حسین شرتمو در اورد وبه من چسبید احساس خوبی بهم دست داد بهم گفت کونتو بده بالا دادم بالا سر کیرشو گذاشت در سوراخمو فشار داد خیلی دردم میومد کیر اونم داخلم نمیرفت یکم تف به دستش زدو گذاشت در سوراخ کونم یه ذره هم زد به کیرش بعد کیرشو فشار داد تو کلاهک کیرش رفت داخل کونم دردش توصیف کردنی نبود حسین کیرش زیاد کلفت نبود ولی درازیش جای کلفتیشو پر کرده بود یه ذره دیگه تف به دستش زد وبه کیرش چسبوند داشت تلبه میزد منم خیلی دردم گرفته بود یه دفعه تمام کیرشو با یه فشار فرستاد داخل باور کنید باور کنید تا حالا هیچ دردی مثل اون نکشیده بودم حسین تقربا 10 دقیقه داشت منو میکرد که دفعه احساس کردم کیر حسین تو کونم روون شده بله ابش برای بار دوم اومده بود واونم ابشو توی من خالی کرد حسین ازم خواهش کرد که بزارم کیرش داخلم بمونه منم قبول کردم تا 5 دقیقه کیرش تو کونم اویزون بود بعد که کیرش از شقی در اومد خود به خود از کون من دراومد. خلاصه اقا توی اون 22 روز حسین منو بیش از 30 40 بار کرد کون من کاملا گشاد شده بود و اگه حسین شبش منو نمیکرد من خوابم نمیبرد وقتی حسین رفت شهر خودش و من تنها شدم مجبور بودم به دوستام کون بدم وتا همین الان که تقریبا 19 سالمه دارم به دوستام کون میدم و اگه یه روز کسی منو نکنه اونروز اعصابم خورده کون من تو این مدت خیلی گشاد شده بعضی وقتا خودمو با خیار بزرگ یا هویج میکنم باسنم غیر طبیعی شده خودم هیکل مناسبی دارم ولی باسنم خیلی بزرگو بد فرم شده امیدوارم که از این داستان خوشتون اومده باشه اگه خواستین داستان سکسی با دوستم رو هم واستون میفرستم دوستون دارم بای.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%85-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%87%d9%85%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">3058</post-id>	</item>
		<item>
		<title>این خوشگل خانوم جندگی تو خونشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ac%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ac%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%b4%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 05 Dec 2019 08:57:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابروهای]]></category>
		<category><![CDATA[اخخخخخ]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بپیچونم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بودماز]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[ضرباتم]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[قرارمون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیچه]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونی]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسید]]></category>
		<category><![CDATA[میخنده]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[ناگفته]]></category>
		<category><![CDATA[نتونسم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[صدای موبایلم منو به خودم فیلم سکسی اورد . یه اس م اس امده بود . که اشتباه فرستاده شده بود. منم زنگ زدم ببینم این که سکسی اس م اس داده کی بوده. ولی شاه کس جواب نمیداید . منم تصمیم گرفتم حالشو بگیرم. از شرکت از تلفون کارتی خلاصه هر کونی تلفونی جلو [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>صدای موبایلم منو به خودم فیلم سکسی اورد . یه اس م اس</h2>
<p>امده بود . که اشتباه فرستاده شده بود. منم زنگ زدم ببینم این که سکسی اس م اس داده کی بوده.</p>
<h3>ولی شاه کس جواب نمیداید . منم تصمیم گرفتم حالشو بگیرم. از</h3>
<p>شرکت از تلفون کارتی خلاصه هر کونی تلفونی جلو دستم بود زنگ میزدم. این کار 3 روز تمام و بی وقفه</p>
<h4>ادامه جنده داشت تا یه روز دیدم یکی از کارگرا داره</h4>
<p>گوشیمو میاره دیدم همون شمارس که پستون زنگ میزنه منم تلافی کردم جواب ندادم کارگرم تعجب کرد و گفت مهندس &#8230;..</p>
<h5>چرا جواب کوس ندادی منم اخم کردم و اون رفت من</h5>
<p>ادم مهربونی هستم ولی تو محیط کار خیلی جدی هستم. مشغول کار شدم که بازم گوشیم زنگ خورد همون بود اینبار جواب سکس داستان دادم وای چه</p>
<h6>صدای نازی بودگفت:سلام حال شما خوبه خیلی جدی ایران سکس گفتم مرسی</h6>
<p>شما البته ناگفته نمونه با شنیدن اون صدا هول کردم ولی باز این زبون به دادم رسید خودمو زدم به زبون ریختن گفت: نمیشناسی گفتم نه اخه دیشب یه چیز محکم خورد تو سرم با ناراحتی گفت چی چیزیتون که نشده خندیدم و گفتم درد بلای تو بود دیگه خندید و گفت با زبونی که تو داری باید چندتا دوست دختر داشته باشی. منم گفتم ممکنه که باز خندید و گفت اشتباه گرفتی من دختر خالشم خودش روش نمیشه حرف بزنه منم گفتم یه چیز بکش روش تا بشه از حاضر جوابیم خوشش امد وگفت که مریم مشکله گفتاری داره و نمیتونه خوب حرف بزنه منم به شانسم لعنت گفتم با بی میلی با مریم حرف زدم و اون روز تموم شدمریم هر روز زنگ میزد منم با بی میلی باهاش هرف میزدم تا اینکه قرار شد من مریم وسارا دختر خالش همدیگرو ببینیم. قرارمون پارک گیشا بود البته من کرجی هستم رفتم سر قرار و منتظر شدم من میخواستم مخ سارا رو بزنم و مریم رو بپیچونم چون پیش خودم سارا رو خوشکل و مریم رو بی ریخت تصور کردم اونا امدن وای برق از سرم پرید دوتا هولو یکی از یکی خوشکلتر ولی سارا تو خوشکلی یک صدم مریم هم نبود مریم خیلی خوشکل بود قدش 170 وزنش 65 ابروهای کمونی لب کشیده موهای مشکی و بلند و سینه هاش که نگو دیوونم کرد یه دختر کامل هیچی کم نداشت ولی سارا به زیبای صداش نبود زیبا بود ولی معمولی اون روز کلی با هم حرف زدیم منم تا تونستم خندوندمشون راستی تا یادم نرفته سارا ازدواج کرده بود ولی با شوهرش مشکل داشت از اون ماجرا یک هفته گذشت من که هیچ دوختری بیشتر از دو ساعت جلوم دووم نمیورد و میکردمش نتونسم مریم رو تو یک هفته بکنم اخه از سکس میترسید اینم از شانس من بود من با سارا هم خیلی خوب بودم ولی اون خیلی حشری بود همیشه از نگاهش کیرم راست می شدتا یه روز سارا زنگ زد و ادرس خونش رو داد و گفت مریم منتظر منه منم سری رفتم دو ساعت طول کشید تا رسیدم وقتی رسیدم دیدم سارا تنهاس و به نم میخنده با لحن حشری کفت مریم فکر میکنه میزارم این لعبت تنها مال اون ترسو باشه خوستم برم که از پشت دسشو گذاشت رو کیرم و شروع کرد به التماس کردن من تازه متوجه شدم اون لخته و چیزی تنش نیست زدم زیر گوشش و خواستم برگردم که دیدم پامو گرفت و شروع کرد به گریه کردن و التماس کردن خلاصه خرم کرد و نشستم اما چه سینه های داشت عجب کسی بود آب از لبم راه افتاد اون قول داد اگر با اون سکس داشته باشم مریم رو راضی کنه که به من کون بده منم قبول کردم با اکراه ولی از خدام بود اون کس بی مو که معلوم بود واسه من اماده شده رو بکنم رفتیم تو اطاق خواب تا رسیدیم تو با یه چشم به هم زدن من رو لخت کرد و سریع اسپره زد به کیرم پیشه خودم خندیدم و گفتم کونت پارس اینم بگم من خیلی دیر آبم میاد حالا که بی حس هم بود من شروع کردم به ور رفتن باهاش تو کارم وارد بودماز نوک سر تا نوک پاشو لیس زدم وبعد از 15 دقیقه رسیدم به اصل ماجرا شرو کردم به خوردن کسش دیگه داشت داد میزد که دیدم شل شد ارضا شده بود برگشت و کیر من رو گرفت تو دستش اول یه بوس از سر کیرم کرد اخه کیرم هنوز خواب بود سارا با مهارت شرو به ساک زدن کرد بعد از چند دقیقه کیر کلفت و 23 سانتی من دهن سارا رو پر کرد و به ته حلقش خورد کیرمو از دهنش در اورد و نگاهش کردبا شهوت گفت تو با این منو جرم میدی کیر شوهرم نصف این هم نیست که من خوابوندمش با کیرم میزدم رو کسش و با دست دیگم با چوچولش بازی میکردم صداش در امد میگفت بکن بکن تو میخوام جرم بدی ببینم بلدی یا نه منم صبر نکردم کسش خیس بود منم یکدفه و با فشار کیرمو تا ته کردم تو جیغ بلندی کشید و گفت جرم دادی ولم کن پاره شدم الان از وسط نصف میشم تو بغلم محکم گرفتمش وشروع کردم با تمام وجود تلنبه زدن داشت گریه می کرد بعد از چند دقیقه بازم حشری شد و میگفت اخخخخ جرم بده تو بلدی کارتو منم میکردمش و همزمان گردنشو میخوردمبازم لرزید وشل شد بازم ارضا شده بود منم عرق کرده بودم ولی هنوز خیلی مونده بود تا ابم بیاد همنجورکه میکردمش داشتم با انگشت با کونش بازی می کردم کیرمو از کسش در اوردم و برش گردوندم کیرمو با تف خیس کردم کونشو با انگشت باز کرده بودم خواستم بکنم که برگشت و با التماس گفت نه من تا حالا کون ندادم من گوش نکردم محکم زدم رو کونش تا امد حرف بزنه سر کیرم رو گذاشتم جلو سوراخش و سر کیرمو کردم تو کونش جیغ کشید و گفت جر خوردم منم امون ندادم و تا ته کیرمو کردم تویه لحظه صداش نیومد محکم گرفته بودمش و تکون نمی خوردم تا ماهیچه هاش شل بشه ترسیده بودام اخه تکون نمیخورد یه صدای اروم گفت جرم دادی من تا حالا کون ندادم دارم میمیرم کیرتو بیار بیرون من گوش نکردم و شروع کردم به تلنبه زدنخیلی تنگ بود کیرم داشت میترکید.سارا هم اه و ناله میکرد که جر خوردم اخخخخخ پارم کردی بسه دیگه من با این حفاش دیوونه شدم و ضرباتم رو محکم تر وسریع تر کردم عرق از سرو بدنم مثل اب میریخت اونم داشت دیگه لذت میبرد و منو تشویق به کردن سریع میکرد و میگفت اره دارم بهت کون میدم آخ جون جرم بده مال خودته هر کاری میخای بکن ولی از اب کیر من خبری نبود که نبود با یه جیغ بلند شل شد و شرو کرد به التماس که دیگه بسه دارم میمیرم از درت برای بار سوم ارضا شده بود ولی من نه دلم به حالش سوخت از تو کونش در اوردم برش گردوندم کیرم رو گذاشتم تو دهنش شروع کرد به ساک زدن خیلی وارد بود منم با سینه ها و کسش بازی میکردم و کسش رو لیس میزدم کیرمو ول کرد به پشت خوابید و پاشو داد بالا بازم حشری شده بود گفت یالا جرم بده باز منم باز کردم تو کسش وشرو کردم به کردنش دیگه خسته شدم ولی من تو سکس مغ<br />
رورم و زن باید زیرم باشه روشای دیگ رو دوست ندارم انقدر تلنبه زدم که احساس کردم پوست کیرم داره میره احساس کردم ابم داره میاد بهش گفتم اونم گفت حیفه خیلی زحمت کشیدم واسه این اب کیر همشو بریز توم منم گفتم به چشم و همشو خالی کردم توش ولی تا 5 دقیقه کیرم تو کسش بود تمام ابم خالی شد نا نداشتم از روش بلند شم یک ساعتی روش خوابیدم بعد از روش بلند شدم تا با هم بریم حموم از درد پا نمی تونست راه بره بغلش کردم بردمش حموم و شستمش تو حموم بازم کردمش ولی اینبار زودتر ابم اومد بازم خالی کردم توش خیلی ازم تشکر کرد و گفت میخواد ازم بچه دار بشه منم برام مهم نبود بهش گفتم قولت که یادت نرفته گفت اگه قول بدم بازم باهاش سکس داشته باشم مریم رو برام راضی می کنه تا بکنمش منم قول دادم و تا صبح بازم کردمش و صبح راه افتادم رفتم سر کار ولی لختی سکس تمام بدنمو گرفته بود تا حالا اینجوری کسی رو نکرده بودم ولی منتظر سکس با مریم بودم روزها می گذشت و من منتظر لحظه موعود بودم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ac%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177483</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سارا عاشق آب کیر , و برای اون هم خیلی تلاش میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%a7-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%88%d9%86-%d9%87%d9%85-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%aa%d9%84%d8%a7%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%a7-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%88%d9%86-%d9%87%d9%85-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%aa%d9%84%d8%a7%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 17 Nov 2019 06:31:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابرومو]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[پردازی]]></category>
		<category><![CDATA[تعریفی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسایه]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[موندیم]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میزاره]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ندیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکه]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[داد. يكشنبه صبح سر كار فیلم سکسی نرفتم مرخصي بودم و مي خواسم به كارهاي خونه برسم و آرش با دوستاش مسافرت رفته بود. ساعت نزديك 11 سکسی صبح بود كه تلفن زنگ زد و شاه کس برداشتم و ديدم كه آرين جون (پسر خاله ي عزيزم ) هست. يه كم سلام کونی و احوال [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>داد. يكشنبه صبح سر كار فیلم سکسی نرفتم مرخصي بودم و مي خواسم</h2>
<p>به كارهاي خونه برسم و آرش با دوستاش مسافرت رفته بود. ساعت نزديك 11 سکسی صبح بود كه تلفن زنگ زد</p>
<h3>و شاه کس برداشتم و ديدم كه آرين جون (پسر خاله ي</h3>
<p>عزيزم ) هست. يه كم سلام کونی و احوال پرسي و قربون صدقه ي هم رفتيم و دعوتش كردم براي ناهار</p>
<h4>بياد جنده خونمون. اونم وقتي فهميد آرش مسافرته، قبول كرد. منم</h4>
<p>تا وقتي اون برسه خونمون رفتم پستون توي اتاقم جلوي آينه ايستادم و لباسهامو عوض كردم و خودمو حسابي آرايش كردم.</p>
<h5>(آخه آرين کوس جون يه كم بيشتر از حد شيطونه) و</h5>
<p>نيم ساعت بعدش زنگ خونه به صدا در اومد و ديدم كه بـلــــــــــه. آرين جون هست. در و باز كردم و اومد سکس داستان تو خونه. و</p>
<h6>تا مونو ديد گفت. خوبه ديگه چشم آرش ایران سکس رو دور</h6>
<p>ديدي كه خودتو جيگر كردي و گفتم بي خيال . و ازش پذيرايي مي كردم، جلوش زياد خم مي شدم تا سينه هام ديده بشه.آخه به رابطه احتاج داشتم. چند روز بود كه حسابي داغ كرده بودم و مي خواسم حسابي حال كنم. و پذيراييم كه تموم شد رفتم روبه روش نشستم و پامو روي پام انداختم و دامنم زيادي بالا رفت. يه كم حرف زديم و توي حرفهام گفتم كه با آرش زياد نميتونم حال كنم. آخه شب كه مياد خونه خيلي خسته هست و تقريبا&#8221; ماهي 1-2 بار با هم رابطه داريم و ديدم پاشد اومد كنارم نشست و گفت خوب ديگه چي؟اگر با من ازدواج مي كردي هر شب بهت حال ميدادم. حيف كه خودسرانه رفتي ازدواج كردي.نزاشتم بقيقه ي حرفشو بزنه و گفتم ديوونه مجبور شدم. اون كاري كه منو اون توي مسافرت انجام داديم اگر ازدواج نمي كرديم از دانشگاه اگر مي فهميدن اخراج مي شديم.بعد دستشو انداخت دور گردنم جوري كه انگشتهاش با نوك سينه ي راستم تماس داشت.بعد بهش آروم گفتم آرين مياي بريم توي اتاقم.بيا بريم.بهت احتياج دارم. مي دونم خودتم مي خواي. من راضيم. و لبمو گذاشتم رو لبش. آرين هم گفت باشه عزيزم و اول من از پله ها بالا رفتم و اونم از پشت سر به من مي گفت قربون اين كون تپلت برم. تو داري پيش آرش حروم ميشي&#8230;&#8230;&#8230;&#8230; و رفتيم تو اتاقم و آرين در رو ست و منو هل داد طرف تختم و محكم ازم يه لب گرفت بعد از روي لباس شروع كرد به ماليدن تنم و يه دفعه گفت: بلا ، تو كرست نبسته بودي؟ من ديدم وقتي دستمو دور گردنت انداخته بودم نوك سينه ات كاملا&#8221; برجسته شده. از قبل برام نقشه كشيده بودي. و منم گفتم. آره. تازه مي خوام شب هم پيشم بموني.البته بايد ببينم كه كارت خوبه يا نه؟ و گفتم خودم لخت بشم يا لختم مي كني و رفت گوشه ي اتاق ايستاد و گفت من نگات مي كنم تو هم آروم آروم خت بش. از بالا به پايين. و منم بلند شدم و اول از همه پيرهنمو در آوردم و تا پستونامو ديد ديدم دستش رفت رو زيپ شلوارش .بهش گفتم خودتو كنترل كن. جاي بهترش هنوز مونده و يه من جلوي چشماش سينه هامو بالا و پايين مسي كردم و بعد دامنمو در آوردم و بهش شورتمو كه جاي خيس شدنش معلوم شده بودو نشون دادمومي خواسم شورتمو در بيارم كه آرين اومد كنارم و گفت اين ديگه كار خودمه و منو روي تخت خوابوند و شروع كرد به ليسيدن گردنم و بعد سرشو گذاشت روي سينه هام و محكم ميمكيد. منم دردم گرفته بود و جيغ مي زدم كه آرومتر ولي آرين احساس گردم خيلي حشري شده و يه گاز كوچيك از هر 2 پستونم گرفت و شروع كرد با يه دست فشار دادن و ماليدن پستونم و اون دستشو هم كرد توي شورتم . از سرماي دستش تو شورتم يه دفه لرزيدم و مور مور شدم.و رو تختي رو چنگ مي زدم.با انگشتش هم چوچولمو تحريك مي كرد كه اين كار برام خيلي لذت بخش بود و ديوونم مي كرد.بعد ديگه سينه هام و كوسمو ول كرد و سريع لباسهاي خودشو هم در آورد و بهش گفتم پس منم شورت تو رو در ميارم و به من گفت بشينم رو تخت و پامو باز كردم و شورتمو در آورد و شروع كرد به ليسيدن كوسم و منم از لذت زياد هم مي لرزيدم و هم رو تختي رو چنگ ميزدم. بعد از 5 دقيقه ليسيدن گفت بيا اين خوشگلو از تو شورت در بيار و دستمو كردم تو شورتش ديدم واااااااي چقدر گرم شده و تا در آوردم آبش پاشيده شد رو سرو صورتم. منم از اينكه اب كير به صورتم پاشيده بشه بدم مياد و صروع كردم به پاك كردن. آرين خنديد و گفت ديوونه جون حيفه. پاك نكن. بخور و گفتم. حالم به هم مي خوره. و اونم نمي دونم چه مرگش شد كه به دفه خش شد و پامو از هم باز كرد و كير گندشو با يه حركت تا ته محكمكرد تو كوسم. جيغم به هوا رفت و گفت الاغ چته؟ كوسم پاره شد؟ چه مرگته؟آرومتر. و گفت آبمو حدر دادي. گفتم به من چه. مي خواستي به جاي اينكه رو صورتم بپاشي، روي پستونام يا كوسم مي پاشيدي&#8230;&#8230;&#8230;. آرين گفت خيلي دردت اومد پريسا جون.؟گفتم آره. ولي مهم نيست. خيلي حال داد. و يه لب بهش دادم و با دستاش هر 2 پستونامو كه قرمز شده بود و مي ماليد و فشار ميداد و كيرشو هم تو كوسم جلو عقب مي برد و صداي آب كوسم هم در اومده بود. تمام تنم مي لرزيد. بد جوري به ارگاسم رسيده بودم. ديگه حتي آخ و اوخ هم نمي تونستم بكنم و چون در اتاق بسته بود. هر 2 مون عرق كرده بوديم و نفسهامون به شماره افتاده بود. دقيق 45 دقيقه كيرشو تو كوسم تكون ميداد و با پستوناي من كه ديگه تبديل به 2 تا لبو شده بود بازي مي كرد، مي مكيد. فشار ميداد. ليس ميزد.2 بار هم آبش اومد كه يه بارشو ريخت روي تنم و منم به تمام بدنم ماليدمش. و يه بار هم روي كوسم آبشو خالي كرد..خلاصه حسابي به من حال داد. وقتي كه حسابي با هم حال كرديم ساعت 3 بعد از ظعر بود. و بلند شديم همونجوري هر 2 تامون رفتيم حموم و توي وان هم با هم نيم ساعت ور رفتيم و بعد 1 ساعت بعدش تر و تميز از حموم اومديم بيرون.. شب هم رفتيم بيرون غذا خورديم. و موقع خواب هم با اينكه از كير خبري نبود ولي با انگشتش حسابي چوچوله ي منو تحريك كرد و آبمو در آورد و كوسمو ليس زد و از روي كرست با پستونام ور ميرفت. چون از بس با پستونام ور رفته بود كه حسابي مي سوخت و بهشون پودر زده بودم.خلاصه من اون روز مجبور شدم 3 بار شورتمو عوض كردم چون همش آرين آب كوسمو در مياورد&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;امشب هم كه آرش از مسافرت مياد. فكر نمي كنم حال داشته باشه كه با هم مشغول بشيم و فقط من بايد جلوش شورتمو در بيارم و كوسمو بهش نشون بدم. فردا هم با پسر خاله ام آرين قرار دارم و مي خوام برم خونش شايد بتونم باهاش حال كنم.(الان هم كه اين ماجرا را نوشتم آبم حسابي اومده و بايد برم شورتمو عوض كنم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%a7-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%88%d9%86-%d9%87%d9%85-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%aa%d9%84%d8%a7%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177138</post-id>	</item>
		<item>
		<title>این میلف یه  جنده لاشی واقعی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%db%8c%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%84%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%db%8c%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%84%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 11 Nov 2019 07:27:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اصراری]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بیایید]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تعریفا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[‫حدودا]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهای]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستپاچگی]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دودقیقه]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانم]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شروکردم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شهرمون]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلکم]]></category>
		<category><![CDATA[کارامو]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذروند]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهات]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمتون]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمتی]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمی]]></category>
		<category><![CDATA[مکافاتی]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخواید]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرسیم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمش]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناگفته]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنی]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردی]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[واستاده]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[ویترین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[فحش ندید ممنون میشم .من فیلم سکسی بابک 25 سالمه تو یکی از پاساژهای شهرمون بوتیک دارم من اکثراً صبح ها دیر مغازه رو باز میکنم اون سکسی روز هم مثل همیشه ساعت 10 صبح شاه کس بود که رفتم مغازه بسم الله گفتمو در مغازه رو باز کردم بعد از یه کونی کمی جارو [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>فحش ندید ممنون میشم .من فیلم سکسی بابک 25 سالمه تو یکی از</h2>
<p>پاساژهای شهرمون بوتیک دارم من اکثراً صبح ها دیر مغازه رو باز میکنم اون سکسی روز هم مثل همیشه ساعت 10</p>
<h3>صبح شاه کس بود که رفتم مغازه بسم الله گفتمو در مغازه</h3>
<p>رو باز کردم بعد از یه کونی کمی جارو کردن مشغول چیدن جنسها تو ویترین شدم تو حال و هوای خودم</p>
<h4>بودم جنده که یه دفعه یه صدای زنونه گفت بخشید اقا</h4>
<p>منم که پشتم به در بود پستون برگشتم دیدم یه خانم حدوداً 30 ساله مانتو ابی رنگ قد متوسط واستاده گفتم</p>
<h5>بفرمایید امری کوس بود آخه ما تمام جنسامون مردونست گفت میشه</h5>
<p>از تلفن تون استفاده کنم منم با کمی اتو پت کفتم صفر تلفن قفله انم گفت نه یه لحظه بیشتر نمیشه تو سکس داستان شهریه گفتم باشه</p>
<h6>بفرمایید داخل باید بیایید پشت ویترین اونم سری ایران سکس تکون داد</h6>
<p>اومد پشت ویترین من که تو اون لحظه اصلاً تو فکر سکس نبودم تلفن رو بهش نشون دادم و مشغول کار خودم شدم که یک دفعه دیدم خانمه با گریه میگه من اگه بمیرم هم تو اون خونه بر نمیگردم و سریع تلفن رو قعط کرد من که کنجاو شده بودم دیدم داره گریه میکنه گفتم خانم کمکی از دست من بر میاد براتون انجام بدم اونم گفت نه مرسی من دیگه هیچ کسی نمیتونه برام کاری بکنه فقط تنها راهی که مونده اینه که بمیرم از این دنیا راحت بشم من که دیگه تمام کارامو ول کرده بودم بهش نزدیک تر شدم گفتم خدا نکنه عزیزم خوب مگه چی شده همه مشکلا رو یه جوری میشه حل کرد اونم که انگار دلش خیلی پر بود خیلی زود گفت من 5 سال پیش ازدواج کردم بعد از 2 سال فهمیدم که شوهرم معتاده به هر مکافاتی بود ازش طلاق گرفتم و اومدم تو خونه بابام زندگی میکنم حالا 3 ماهیه که داداشم گیر داده میگه یکی از دوستاش که قبلاً زن داشته از تو خوشش او مده و باید باهاش ازدواج کنی من که اصلاً از او ن پسره لندهور خوشم نمیاد خلاصه اون داشت این تعریفا رو میکرد منم از موقعی که فهمیدم طرف طلاقیه حس انسان دوستانم تبدیل شده بو به حس مخ زدن و کس کردن خلاصه یه ربع ساعتی با هم صحبت میکردیم ناگفته نماند که تو همین فاصله یکی دو تا مشتری هم اومدن و رفتن منم گفتم بابا این که مشکلی نیست یکی دو روز باهاشو قهر کن گفت نمیشه کجا برم منم گفتم برو خونه یکی از اقواماتون گفت هر جا برم پیدام میکنن تو همین حرفها بودم که یه دفه یکی از همسایه ها اوم گفت بابک ظهر ساعت چند میری خونه منم گفتم از شهرستان برامون مهمون اومده باید زود برم اونم رفت بعد برگشتم روبه خانمه کردم گفتم خو ب اسم من رو هم که فهمیدی خودت رو معرفی نمیکنی اونم گفت من ستاره منم در جا گفتم اسمتم مثل خودت خوشکله خندید گفت مرسی بعد از رو صندلی بلند شد گفت من دیگه برم مزاحمتون شدم من با دستپاچگی گفتم نه بابا چه مزاحمتی بشین حالا کجا میخوای بری تازه داشتیم با هم آشنا میشدیم گفت اخه شما که میخواید برید گفتم نه کی گفته گفت داشتی به دوستت مگفتی خندیدم گفتم آهان اونو ولش داشتم دکش میکردم گفت پس مهمونتون چی منم سریع گفتم مهمون منظورم با تو بود ستاره جونم اونم خندید و گفت مزاحم نمشم گفتم چه مزاحمی شما مراحمین یه روز ظهر هم میشه بد گذروند اومد که یه چیزی بگه گفتم اصلاً تعارف نمیکنم بعد نشست و منم حلا دیگه حسابی اومیدوار شده بودم که امروز تاشب یه کس حسابی میکنم رو کردم به ستاره کفتم دلم میخاد یه چیزی بهت بگم گفت بگو گفتم روم نمیشه دستمو گرفت فت بگو منم کگه بااین کارش جرات پدا کرده بودم گفتم خیلی ازت خوشم اومده خیلی دوستت دارم و سریع یه بوسش کردم اون که از این کار مکن جا خورده بو د سر جاش خشکش زد منم ترسیدم گفتم حالا جیغ و واغ نکنه دیدن نه ستاره خانم خندید و گفت بابک جون منم دوستت دارم من که دگه حالا حسابی مطماً بودم که میکنمش کفتم دیگه بریم خونه اینجا هم زیاد نشستن خوب نیس حرفی نزد گفتم برو سر پاساژ تا من بیام خیلی سریع در رو بستم رفتم طرفش ازش رد شدم پشت سر من اومد رسیدم به ماشینم در رو باز کردم اشاره کردم گفتم بیا تو اومد تا نشست کفت من خیلی میترسم گفتم ترس نداره من که لولو نیستم خندید گفت نه داداشم گفتم کاریت نباشه زود میرسیم هر چه سریع تر خودم رو به خونمون رسوندم راستی از شانس خوب ما 2 روز بود که خونمون خالی بود همه رفته بودن مشهد منم مونده بودم مغازه رو داشته باشم سرتون رو درد نیارم بردمش تو وارد خونه که شدیمک ئگفت خونه بزرگو خوشکلی دارین گفتم قابلی نداره گفت کسی نمیاد منم برای این که خیالش راحت بشه قضیه رو براش تعریف کردم رو یکی از مبلا نشست منم رفتم براش شربت اوردم کیرم همش میگفت زود با بکنش بکنش رفتم کنارش بهش چسبیدم گفتم میخام خودم بهت شربت بدم قبول کرد موقعی که داشتم بهش شربت میدادم داشت تو چشمام نگاه میکرد تموم که شد بی اختیار دست رو گذاشتم رو پاش آروم اروم ماساژ دادم همش داشت به من نگاه میکرد انگار میخواست یه چیزی بهم بگه سرش رو نزدیکم کرد بدون این که چیزی بگه لبامو بوسید منم از خدا خواسته گفتم دوستت دارم و شروع کردم به لب گرفتن اونم تند تند لبامو میخورد همین جور کهداشتیم لب میگرفتیم یواش یواش با گوشاش بازی میکردم حسابی شهوتی شده بودم صدای نفس کشیدن تند تندش به گوش میرسید جون چه لبهی خوش مزه ای داشت حسابی براش خوردمش کمکم خوابوندمش روی مبل و شروع کردم به لیس زدن گردنش یه کمی بوی عطر میداد خوشم میومد کیرم داشت شلوارم را میترکوند راحت روش خوابیده بوم سینه هاش به سینه هم میخورد بلندش کردم گفتم نمیخوای رحت باشی گفت چیکار کنم گفتم بابا مانتو تو در بیار گفت تو خودت هنوز لباسهات رو در نیاوردی دیدم بنده خدا راست میگه تو سه سوت همشو در آوردم فقط شورت پام بود تا اون خواست به خودش بیاد پریدم زودی لباساشو در آوردم دیکه حسابی تو کف رفته بودم فقط شورتو سوتین تنش بود خلاصه دوباره شروع کردم به خوردن گردنش دستش رو گرفتم بردمش تو اتاق انداختمش روی تخت رفتم روش شروع کردم به خوردن سینه هاش وای چه سینه های خوشکلی داشت کوچیک وسفت بود همینجور که مخوردم اونم آه وناله میکرد هی میگفت بابک جونم کشتیم منم تند و تند مک میردمو میمالوندمشون یه دفعه یه تکنی خورد از زیر دستو پاهام در اومد کفتم چی شد هیچی نگفت اومد نشست روم شروع کرد به لب گرفتن وای که چه تمیز این کارو میکرد کیرم حسابی بلند شده بود شروع کرد به لیس زدن گردنم وزودی اومد نوک سیبه هام رو لیس زدن منم قلقلکم میشد بهش گفتم<br />
بسه اما اون اصلاً کاری به من نداشت و کار خودش رو میکرد کم کم دیدم راره میره پایین جون روی کیرم که ریسد یه بوسیش کرد شروع کرد از روی شرت خوردن وای که چه حالی میداد داشتم از حال میرفتم خودم شورتم رو در آوردم یه نگاهی بهمک ئکرد شروع کرد به خوردن وای داشتم از هوش میرفتم خیلی حرفهای بود واییییییییی کیرم رو تند تند مک میزد بعد یه کمی تخمام رو خورد اینقدر بهم حال میداد که دلم میخواست آبم بیاد بازوهاش رو گفتم کشیدمش طرف خودم روی کمر خوابوندمش شورتش رو در آوردم وای یه قنچه اون وسط بود کسی تمیز یه کم مو داشت چوچولش یه کمی سبزه بو لاشو باز کردک رتم که بخورم سرم رو گرفت گفت بابک دوست ندارم منم از خدا خواسته اصراری نکردم پریدم رفتم از تو کمدم 1د ونه کاندوم خار دار آوردم زدم سر کیرمو نشستم وسط پاهاش سر کیرم رو آروم گذاشتم دم کسش وای کس مثل هلو یواش شروع کردم به فشار دادن که گفت بابک یواش یواش بکن توش گفتم ازاین به بعدش با من یواش دادم رفت تو وای توش چقدر داغ بود کیرم داشت میسوخت یه لحظه اینقدر حال داد که فکر کردم ابم ئاره میاد سریع کشیدم بیرون گفت چی شد گفتم هیچی الان میکنم گذاشتم دم کسش بازم یواش فشار دادم تو وای تنگ بو خیلی دست داشتم اروم شروع کردم به تلمبه زدن اونم دیگه صداش در اومده بو بس که به حال میداد کلاً ولئ شدم روش همین جور که میکردم سینه هاش رو هم میخوردم جوننننننن چه حال میکردم من اونمک دیگه پاهش رو حلقه کرده بود دور کمرم داشتم تند تند تلمبه میزدم که یهو دیدم ستاره گفت بابک بابک بسه نکن دیگه نمیتونم منم که خیلی خوشم اومده بود به کار خودم ادامه دادم صداش دیک واقعن بلند شده بود از روش بلند شدم به روی سنه خوابوندمش یه بالش گذاشتم زیر شکمش خوابیدم روش باز دوباره کیرم رو کردم توش شروع کردم به زدن ولی این بار کاملآ کیرم رو از تو کسش میکشیدم بیرون باز با ضربه میزدم تو حال خوبی بهم دست داده بو د یه 2 دودقیقه ای همین جور کردم از روش بلند شدم دست کردم زیر شکمش کشیدمش بالا کون رو داد تو هوا کسش زد بیرون منم از پشت چسبیدم بهش کیرمو یهو تا ته کردم توش یه آخ کوتاه گفت شروع کردن تند تند زدن وای دیگه خودم هم داشت ابم میو مد بهش گفتم ستاره جونم آبم داره میاد اینو گفتمو افتادم رو کمرش با دو تا دستم سینه هش رو گرفتم شروکردم به مالیدن ستاره خیلی آهو ناله میکد معلوم بو که خیلی داره حال میکنه یهو ستاره جون جیغی زدو شل شد فهمیدم ارضاء شده منم که دیکه خیس عرق شده بودم تا خواست آبم باد پاهاش رو صاف کردم خوابیدم روش تمام آبو رو همون جری خالی کردم واقعاً خیلی حال داد تا تونستم پشت گردنش رو بوس کردم و بهش میگفتم عزیزم دوستت دارم بعداز روش بلن شدم دستمال کاغذی بهش دادم تاخودش رو تمیز کنه رفتم از آشپز خونه 2 تا لیوان شربت بیارم همون جا کاندوم پر از آب کیرم رو در اوردم انداختم تو سطل شربت رو آوردم خوردیم بعد همون جا توبغل هم خوابیدیم .دوستان عزیز این بود داستان سکسی من که خیلی بهم حال دادامیدارم شما هم خوشتون اومده باشهلطفاً اگه بد بود فحش ندید بای</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%db%8c%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%84%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2566</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان شاه کس و جنده با سابقه به پسرش کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%da%a9%d8%b3-%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%da%a9%d8%b3-%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 22 Oct 2019 14:13:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینورو]]></category>
		<category><![CDATA[ببوسمت]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پروندم]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونهاش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهنم]]></category>
		<category><![CDATA[تعارفات]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیله]]></category>
		<category><![CDATA[جنده تو فامیل]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[درخواست]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتاشون]]></category>
		<category><![CDATA[دیوارو]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سکس خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[شدیدتر]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شمارتو]]></category>
		<category><![CDATA[فهموندم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمدستشو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کمربند]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشاشو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدنشون]]></category>
		<category><![CDATA[مادر]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینتو]]></category>
		<category><![CDATA[مامان]]></category>
		<category><![CDATA[مروارید]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میشودم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میموند]]></category>
		<category><![CDATA[میمونم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزنه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[همکارم]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[در اصل عمه من نیست فیلم سکسی چون در واقع من عمه ندارم&#8230; اون عمه زن برادر زنم هست که دقیقا از همون روز که مراسم عقد سکسی اونا یعنی رضا و مریم (رضا برادرزنمه)تمام شاه کس شد احساس کردم که کمی با منظور گاهی بهم خیره میشه تا اینکه یه روز کونی مریم بهم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>در اصل عمه من نیست فیلم سکسی چون در واقع من عمه ندارم&#8230;</h2>
<p>اون عمه زن برادر زنم هست که دقیقا از همون روز که مراسم عقد سکسی اونا یعنی رضا و مریم (رضا</p>
<h3>برادرزنمه)تمام شاه کس شد احساس کردم که کمی با منظور گاهی بهم</h3>
<p>خیره میشه تا اینکه یه روز کونی مریم بهم گفت که یکی تو فامیل ما از تو خیلی خوشش اومده منم</p>
<h4>که جنده دوست داشتم بدونم اون کیه و البته شک هم</h4>
<p>به فرزانه داشتم که عمه خانم پستون باشه .. اون علیرغم زیبایی و قد بلند و باسنی توپ وضعیت مالی بسیار</p>
<h5>عالی هم کوس داشت که همینا با هم باعث که منم</h5>
<p>بهش چشم طمع بدوزم &#8230;خلاصه مدتی بعد مریم بهم زنگ زد و گفت که می خوام شمارتو بدم به همون طرف تا سکس داستان واست زنگ بزنه</p>
<h6>بدم شمارتو گفت بده کیه آخه گفت خودش ایران سکس الان بهت</h6>
<p>میزنگه.. همینو گفت و قطع کرد &#8230;خلاصه دو سه دقیقه بعد تلفنم زنگ خورد و گوشی رو جواب دادم با لحنی بسیار زیبا سلام کرد و از اینکه مزاحم شده عذر خواهی کرد منم که دوست داشتم باهاش باشم شروع کردم به تعارفات بی خودی و بخاطر اینکه خوشش بیاد سریع یه متلک پروندم که بدونه من و اون متاهلیم و واسه فقط هم صحبت شدن وقت بی خودی نمیزاریم و وارد مسائل سکسیش کردم اونم که اول زیاد وا نداده بود خودشو آخرش چراغ سبز رو واسم روشن کرد&#8230;یه مدت تلفنی باهاش صحبت کردم تا اینکه ی روز بهم گفت می تونی بیای دفترم سر کار(اون یه دفتر مسافرتی بسیار بزرگ داشت)پیشم منم موافقت کردم و واسه فردا برنامه چیدم و به خانمم گفتم که سر کار میمونم و جای همکارم هستم &#8230; بعد کار حرکت کردم و رفتم و زنگ زدم گفتم که دارم میرسم گفت خوبه دفترم تعطیله و ماشینتو دم در پارک کن و بیا تو منم همین کارو کردم رفتم تو اونم در دفترش رو وا کرد تو دفترش تک تنها بود یکم واسه هر دومون صحنه خجالت باری بود روبرو شدن با هم اما خیلی زود بعد مهمان نوازی اونو کمی صحبت کردن با هم همه چی خیلی عادی شد تا اینکه اون که روبرم رو صندلی نشسته بود اومد رو زمین کنار من تکیه داد به دیوار و یه نگاهی به من کرد و بهم گفت میشه ببوسمت منم گفتم بفرمایید .. اونم لباشو گذاشت رو لبام و بعد با زبونش موقعه جدا شدن لباش از لبام لبهام رو خیس کرد &#8230;هیچی دیگه من که کمر و طبق عادت همیشه قبل نزدیکی صفت کرده بودم و کیرم هم تو شلوار نیم رک شده بود بعد 5 دقیقه بعد لب دادن اون دست انداختم دور گردنش و با دستم که دور گردنش بود صورتش رو چرخندم به به طرف خودم و به خودم گفتم این نیاز به کسی داره که باش ی سکس اساسی بکنه والا مریض نیست بیاد شوهر داره با کسی دیگه دوست بشه این فکرم تمام شده بود که خیلی محکم و با اراده فولادی رفتم تو لباشو با سرعت فوتی و فوری لباشو گوشاشو زیر گردنش رو خوردم تا از خود بیخودش کردم&#8230;دستشو گرفتم و با خودم که بلند میشدم بلندش کردم بدون گفتن حتی یه کلمه تکیش دادم به دیوارو تاپی رو که تنش بود رو از تنش در آوردم و دست انداختم دو کمرشو سوتینش رو هم باز کردم و در آوردم پسون های نسبتا بزرگ و خوشکلی داشت که به محض دیدنشون با زبون لبام شر وع به مک زدن و لیسیدنشون کردم طوری که صدای عمه خانم رو در آوردم .دستش رو هی میکشید رو کیرم و آه و اوه میکرد &#8230;رفتم پایین و دکمه شلوارشو وا کردم و شرت و شلوارشو با هم کشیدم پایین که اون لحظه انگار یکم خجالت کشیده باشه دستشو آورد که مانع بشه اما من با سرعت عملی که داشتم اجازه این کارو بهش ندادم و تا اومد بگه مسلم نه من سرم رو کردم بین پاهاشو زبونم رو انداختم لای کسش که واقعا خوشکل و خوش تراش بود دیدید بعضی از کسا زود خیس میشن و وا میدن خودشون و اما این کس هر چی بیشتر لیس میزدی کمتر خیس میشد و عمه خانم دیگه از فرط شهوت از کمر تاشده بود و آه و اوهش هی بیشتر و بیشتر میشد منم که دیدم دیگه هم لخت لخت شده و هم حشری همون رو زانو که بودم پیراهنم رو در آوردم و دراز کشیدم رو زمین (رو زمین اتاقش قالی پهن شده بود) کمربند و دکمه شلوار و زیپ شلوارم رو وا کردم و اونو تا نصفه کشیدم پایین که اون هم نشست کنارم شلوارم رو کامل در آورد و منم از دست کشیدمش سمت کیرم و با دست دیگم کیرم رو گرفتم با اشاره بهش فهموندم که کیرم رو بخور که اونم شروع به ساک زدن کرد هی خورد و لیس میزد و پاهام رو دادم بالا و کیرم رو گرفتم رو تخمام رو انداختم جلو دهنش اونم اول لیشون زد بعد هر تخمم رو دو سه بار کرد تو دهنش و زیر سوراخ کونم هم زبون زد کیرم حسابی شق شده بود &#8230;اونو از کمر خوابندم و خودم اومدم بالا سرشو کیرم رو آروم کردم تو کسش و کم کم تلمبه زدن رو تند وتند کردم که یهو آروم بهم گفت بزار تا ته توش بمونه منم با یه تلمبه محکم کردمش تو تا ته و 6یا 7 ثانیه گذاشتم تو موند و بعد با آروم تاب دادن کیرم داخل کسش و آوردن کیرم تا نصفه بیرون دوباره شروع به تلمبه زدن کردم و خودم هم دراز کشیدم روش و بعد یکم لب گرفتن شروع کردم به خوردن پستونهاش 20 دقیقه بعد چون خیلی اذیت شده بود و دو باری هم ارضا شده بود و خودم هم دوست داشتم از کون بکنمش برش گردوندم و باز کیرم رو کردم تو کسش و دو تا پاهام رو گذاشتم اینورو اونور باسنش و با شدت زیاد تلمبه میزدم تو همین هین هم با انگشت میکردم تو سوراخ کونش و میدیدمش بیشتر حشری میشدم (من عاشق از کون کردنم)عمه خانم که 31 ساله بود یه باسن بسیار بزرگ داشت که سوراخ صورتی توش مث مروارید تو صدف میموند &#8230;از آب دهنم تف کردم تو هین کردن تو کف دستم و با دو تا انگشتم مالندم به سوراخ کون عمه خانم بعد بدون اینکه بهش چیزی بگم و درخواست ازش بکنم کیرم رد از تو کسش در آوردم و سر کیرم رو گذاشتم دم سوراخ کونش و اولین فشارو دادم که یهو برگشت و با یه آخ بلند و ناله کنان گفت نه مسلم از پشت نه نمیتونم منم که داشتم ضدحال میخوردم خیلی جدی بهش گفتم درد داره پس می خواستی کس عمه منو داشته باشه یالا بیا خم شو بینم و خودم کمرشو برگردوندم دوباره تف کردم اینبار به خود سوراخ کونش و با دست سر کیرم هم خیس کردم و میدیم که داره خودشو چطوری واسه خاطر درد کون دادن هی میخوره اما چون منو جدی دیده بود روش نشد شدید مانع کارم بشه &#8230;سر کیرم رو محکم فشار دادم تو و یهو کیرم رفت تا نصفه تو کونش که اون خودش رو شید جلوهو منم خودم رو انداختم روش تا اینکه دراز کشیده روش و سر کیرم هنوز تو بود که بخاطر اینکه داد زد و یهو خودشو کشید جلو که کیرم در بیاد منم خیلی وحشیانه کیرم رو هول دادم تو کونش با فشار شدید که خودم احساس کردم که تخمام به لمبه های عمه جان چسبیده و اونم با آخ همراه با ناله و اشک گفت پارم کردی .. پاشو تو رو جان من پاشو الان پاره میشم منم که شهوتم بالا زده بود احتنایی به اشک و ناه و حرفاش نکردم و اول یکم آروم و بعد1 دقیقه از آروم تلمبه زدن و جا وا کردن کیرم تو کونش تلمبه زدن شدید و شدیدتر کردم تا اینکه اونم از کون بی حس و دیگه هیچی نمیگفت منم دیدم دیگه حرفی نمیزنه بعد 10 دقیقه از کون کردن بلند شدم و کیرم و کردم تو دهنش و اونم که بلند شده بود زانو زده بود بی خیال از جریان کردن از کون زوریش با میل زیاد شروع به ساک زدن کرد و تخمام رو هم لیس زد و منم رو کمر خوابندمش و رفتم رو سینشو پستونهاشو جفت کردم و تف کردم دو یا سه بار لای دو تا پستوناش کیرم رو گذاشتم لای دو تا شون دوتاشون رو با دستای خودش محکم بهم گرفتم خم شدم و شروع به عقب و جلو شدن کردم 3 دقیقه بعد هم آبم اومد و همین طور که عقب و جلو میشودم آبم هم ریختم هم رو صورتش هم تو گردنش و هم لای پستوناش &#8230;اون روز روز اول سکس منو عمه خانم بود اما تا به الان آخرین سکس نبود تا حالا هم این رابطه ادامه داره(jeegar)</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%da%a9%d8%b3-%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176816</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چه سینه هایی دارم</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 23 Sep 2019 07:39:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسات]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[انباری]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتای]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برقرار]]></category>
		<category><![CDATA[بمالمش‬]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکم]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیبشو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسناک]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهای]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهاش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستید]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دقیقاً]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[سفیدشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عشقبازی]]></category>
		<category><![CDATA[فابریک]]></category>
		<category><![CDATA[فردایی]]></category>
		<category><![CDATA[قشنگشو]]></category>
		<category><![CDATA[کارتون]]></category>
		<category><![CDATA[‫کاملا]]></category>
		<category><![CDATA[کردموقتی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[ملایمی]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[نبوداما]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[واییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ناز داشت که اسمش هلنا فیلم سکسی بود و خیلی وقتا میمود تو حیاط خونه ما و با خواهرم بازی می کرد. هم سن سال خواهرم بود سکسی حدود 12 یا 13 ساله. بعضی وقتا شاه کس که میومد با خواهرم بازی کنه و کس دیگه ای خونه نبود از پشت پنجره کونی نگاش می [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ناز داشت که اسمش هلنا فیلم سکسی بود و خیلی وقتا میمود تو</h2>
<p>حیاط خونه ما و با خواهرم بازی می کرد. هم سن سال خواهرم بود سکسی حدود 12 یا 13 ساله. بعضی</p>
<h3>وقتا شاه کس که میومد با خواهرم بازی کنه و کس دیگه</h3>
<p>ای خونه نبود از پشت پنجره کونی نگاش می کردم و جلق می زدم واقعاً دختر نازی بودیکی دو بار هم</p>
<h4>من جنده رفتم و باهاشون بازی کردم به بهانه های مختلف</h4>
<p>خدومو می چسبوندم بهش یا دستشو پستون می گرفتم با وجودیکه هنوز خیلی بزرگ نشده بود ولی هیکل با حالی داشت</p>
<h5>و خیلی کوس سفید بود صورت خوشکلی داشت لبهای قرمز با</h5>
<p>چشمهای عسلی درشت. حسابی تو نخش بودم تا اینکه یه روز صبح تابستون اومد که با خواهرم بازی کنه ولی خواهرم با سکس داستان مامانم رفته بود</p>
<h6>بیرون دقیقاً یادم نیست برای چه کاریبهش گفتم ایران سکس بیا تو</h6>
<p>الان. اومد تو و بردمش تو خونه شروع کردم باهاش صحبت کردن از مدرسه و معلمهاش و اینجور حرفها یواش یواش دستشو گرفتم خیلی مهربونانه به حرفهاش گوش می دادم بعد گفتم می خوای باهم دوست باشیم گفت خوب مگه نیستیمگفتم چرا ولی دوست دختر و پسر باشیم فکر کنم تو عالم بچگیش از حرفم خوشش اومد خلاصه یه نیم ساعتی رو مخش کار کردم و حسابی احساسات دخترونشون تحریک کردن که می تونیم باهام باشیم و عشق و محبت و ازدواج و &#8230;. از این کس شعرا که دخترها معمولا تو این سن که تازه دارن شروع می کنن خوششو میاد. کیرم حسابی شق شده بود. پاهای سفیدشو با ناخنهای ظریف لاک زدشو که می دیدیم بیشتر تحریک می شدم ولی خودمو کنترل می کردموقتی باهاش حرف می زدم دستاش آروم نوازش می کردم و بهم لبخند میزد خلاصه فضا حسابی عاشقانه شده بود بعد از ده بیست دقیقه آروم موهاشو نوازش کردم صورتشو بوسیدم خیلی حال می کرد ولی خجالت هم می کشید و معذب بود خلاصه وقتی دید خواهرم نیومده گفت می ترسم مامانم اگه بفهمه اومدم تو اینجا پیش تو و ساناز نبوده دعوام کنه چون از پنجره خونشون که روبروی حیاط ما بود می شد توی حیاط دیدبهش گفتم باشه برو و تو یه فرصت خوب بیا اینجا عشق کوچولوی من و به هیچ کس هم حرفی نزن حتی ساناز. چشماش برق می زد خلاصه کیر شق شده ما اون روز همینطور موند و رفت بعد از رفتنش یه جلق حسابی زدم و آروز کردم زودتر کس و کونشو ببینم و ترتیبشو بدم.فردای اون روز دوباره اومد پیش خواهرم و با هم بازی کردن وقتی من و دید بهم نگاه می کرد و با لبای خوشکلش بهم لبخند می زرد توی یه فرصت مناسب بهش گفتم که فردا ظهر ساعت سه که مامانش اینا خواب بودن بیاد اینجا پیش من .فردایی اون روز از ساعت دو ظهر استرس داشتم .کیرم هم حسابی شق شده بود دیگه طاقت نداشتم در حیاطو یک کم باز گذاشتم و تو پارکینگ قدم میزدم همه خوابی بودن ساناز هم تو اتاقش بود فکر کنم داشت کتاب می خوند یا شایدم خوابش برده بود. حدود 3 و ربع اومد تو وایییییییی داشتم می مردماز تو پارکینگ اشاره کردم باید اینجا نمی تونستم برم تو حیاط شاید کسی از پنجره میدیدآخر پارکینگمون یه اتاقک 7-8 متری بود که فقط دوسه تا کارتون اونجا بود رفتیم تو بغلش کردم کیرم داشت می ترکید گفتم هلنا می خوای با هم عشقبازی کنیم گفت آره اومد بغلم شروع کردم لباشو خردن چیزی نمی گفت ولی نفس نفس میزد آروم از رو لباس سینه هاشو مالیدم کوچیک بودن ولی با حال . عطر ملایمی زده بود که داشت بیشتر تحریکم می کرد مانتوشو در آوردمنشوندمش روی یکی از کارتونای گوشه انباری آروم دانشو زدم بالا وای چه پاهای سفید و سکسی داشت نرم داغ اوفففففف الانم که دارم میکنم کیرم شده مثل سنگیکم خجالت کشید و اول دانمشو گرفته بود که خیلی بالا نبرم ولی زود تسلیم شد از روی شرت کسشو بوس کردم وای چه حالی داشت یکم خیس شده بود رونشو میلیسدم شرتشو تا سر زانوش با یه حرکت کشیدم پایینیهو یه جیغ کوچیک زدو گفت وایییی نکنننننننبدون هیچ حرفی سریع شروع کردم به لیس زدن و لب گرفتن از کس خوشگلشباورتون نمیسه چقدر کس قشنگش داشتنرم داغ داغ تپل چاک کسش صورتی صورتی بود تا جون داشتم این کسو خوردم منم که جز توی فیلم تا حالا کس ندیده بودم از شدت هیجان داشت کیرم می ترکیدبلندشدم و دامن و لباساشو کامل در آوردم وای چه سینه های کوچول موچول نازی به به گفت هم لخت شو همه لباسامودر آوردم به جز شرتمدستای قشنگشو آرود جلو و شرتمو کشید پایین اول کیرمئ که دید یکم جا خورد. نه اینکه اون موقع کیرم بزرگ باشه ها نه.. معمولی بود ولی برای یه دختر 12 یا 13 ساله شاید عجیب یا ترسناک یا نمی دونم جذاب بود با او انگشتای ظریفش کیرم گرفت و فشار داد و یکی مالید واییییی به آرزوم رسیده بودمناخناشو با یه لاک صورتی لاک زده بود دستاش گرم بود و کیر من حسابی مشتاقدوباره نشست روی کارتون حالا پر رو تر شده بودیم هر دو تامون. پاهاشو باز کردم روی زمین نشتم و شروع کردم به خوردن کسش واییی نمی دونید چه کسی بود فابریک فابریک بوی یاس می داددیگه صدای آه و نالش بلند شدآیییییی آآآه ه ه ه هسرمو به سمت کسش فشار میداد یه مدت کوتاه بعد فکر کنم ارضا شدبی حال سرشو به دیوار تکیه داده بود و چشماشو بسته بو د و دستشو گذاشت رو کسشبلندش کردم و بهش گفتم هلنا برگرد بزار بمالمش بهت انگار هیبنوتزیم شده باشه فقط به حرفام گوش می کرد دستاشو زدم به دیوار و یه کم دولاش کردم عجبببببببببببب کونیییییییییییییییییییییی بودد واییییی کوچیک ولی کاملاً قلمبه و برجسته کیرم می مالیدم بهش.هیچی نمی گفت فقط هر از گاهی آه آه می کرد لای چاک کونش خیلی باحال بود همینجور مالوندم مالوندمداشتم دوونه می شدمکیرم و می مالیدم بهش که یهو بی اختیار آبم ریخت هلنا برگشتگفت داری چه کار میکنی زود با دستمال پاکش کردملباساشو پوشید حرف نمی زد منم لباسامو پوشیدمگفت می رم خونه ترسیدم یه وقت چیزی نگه که بابام می کشتمتا دو روز نیومد خونمون ولی روز سوم صبح اومد پیش خواهرم و دوباره باهم قرار انباری گذاشتیم!تا آخر تابستون هفت هشت بار مالیدنی حال کردیم یاد گرفته بود بارم ساک بزنه ولی زیاد وارد نبوداما انصافا خوب جلق می زد.شاید باور نکنید ولی همین حالا هم که دارن تعریف می کنم شورتم خیس خیس شده و می خوام به یادش جلق بزنمحدود یکسال با هم بودیم ولی با شروع مدرسه ها خیلی کمتر اتفاق می فتاد که حال کنیم بعضی وقتا ماهی یکباراما تلفنی با هم ارتباط برقرار کردیم تابستون بعد از کون می کردمشاگه خواستید بگید تا براتون تعریف کنم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176357</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پسرم سکسیه و منو هم  هر روز میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c%d9%87-%d9%88-%d9%85%d9%86%d9%88-%d9%87%d9%85-%d9%87%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c%d9%87-%d9%88-%d9%85%d9%86%d9%88-%d9%87%d9%85-%d9%87%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Sep 2019 07:08:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[آرزوشو]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[احساسم]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاقش]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال]]></category>
		<category><![CDATA[اصراری]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادن]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[ایرادی]]></category>
		<category><![CDATA[ایرونی]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاها]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بازیگرای]]></category>
		<category><![CDATA[باسنشو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[بخواین]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترین]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمائید]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بلوزشو]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بهمراه]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاتو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پدرامه]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تابلوی]]></category>
		<category><![CDATA[تراشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعادلم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تندتند]]></category>
		<category><![CDATA[جزئیات]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حالتون]]></category>
		<category><![CDATA[حساسیه]]></category>
		<category><![CDATA[خاکستری]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونسرد]]></category>
		<category><![CDATA[خونسردی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراومده]]></category>
		<category><![CDATA[دربیاد]]></category>
		<category><![CDATA[دربیارم]]></category>
		<category><![CDATA[دربیاره]]></category>
		<category><![CDATA[درمیاره]]></category>
		<category><![CDATA[دستاتو]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستامم]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوربین]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راحتتر]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهام]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زحمتشو‬]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیش]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیشون]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتای]]></category>
		<category><![CDATA[سورپرایز]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشم ]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شناختی‬]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عذرخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[قسمتهای]]></category>
		<category><![CDATA[کارارو]]></category>
		<category><![CDATA[کارهام]]></category>
		<category><![CDATA[کارهای]]></category>
		<category><![CDATA[کارهایی]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتره]]></category>
		<category><![CDATA[کردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کلیتوریس]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[کیرتون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گشادتر]]></category>
		<category><![CDATA[لاپایی]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مأموریت]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[معروفم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرم]]></category>
		<category><![CDATA[منظوری]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میبینن]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخواین]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکوبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمکید]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناباوری]]></category>
		<category><![CDATA[ناخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناگفته]]></category>
		<category><![CDATA[ندارین]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهاش]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهای]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهشو]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزنه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشناسه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نوکشون]]></category>
		<category><![CDATA[هالیوود]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینکه]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااااااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[واااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[واحدشون]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناک]]></category>
		<category><![CDATA[یجورایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[پسر آروم و خونسرد و فیلم سکسی باهوش معروفم. من عادت دارم همه چیز رو خیلی دقیق و با جزئیات می بینم و به ذهنم می سپرم. سکسی کلاً آدم دقیقی هستم. تا حالا به شاه کس فکر نوشتن داستان نبودم. نمیدونم چرا، اما کرمم افتاد تا منم جریان یکی از سکس کونی هام یا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>پسر آروم و خونسرد و فیلم سکسی باهوش معروفم. من عادت دارم همه</h2>
<p>چیز رو خیلی دقیق و با جزئیات می بینم و به ذهنم می سپرم. سکسی کلاً آدم دقیقی هستم. تا حالا</p>
<h3>به شاه کس فکر نوشتن داستان نبودم. نمیدونم چرا، اما کرمم افتاد</h3>
<p>تا منم جریان یکی از سکس کونی هام یا بهتره بگم اولین سکس خودم رو بنویسم و ببینم دوستان نوشتن منو</p>
<h4>چطور جنده میبینن تا اگه راضی کننده بود ادامه بدم.من یه</h4>
<p>دفتر دارم که توش کارهای طراحی پستون و چاپ و اینجور چیزا رو انجام می دم. تخصصم طراحی با کامپیوتره. یکی</p>
<h5>از مشتریامون کوس یه خانمی هست 27 ساله، با قدی حدود</h5>
<p>170، لاغر اما تو پر، شیک پوش، زیبا و همیشه عطرهای خوشبو میزنه که خیلی آدم حساسیه (واسه اینکه دوستان راحتتر باشن سکس داستان بهش میگم نازی).</p>
<h6>هر وقت هم میاد از بس که سخت ایران سکس گیره همیشه</h6>
<p>خودش میاد و از بس که اخلاقش خشکه کلی اذیتم میکنه. اما من با خونسردی همه کارهایی که ازم میخواد رو با دقت انجام میدم. خودش هم همیشه میگه که من تنها کسی هستم که اینقدر تحملش میکنم و از دستش کلافه نمیشم. البته اینم بگم که من توی کارم خیلی مسلط و آروم هستم. یه روز این خانم بهم گفت که یه تابلو واسه خونشون میخواد و اگه بشه میخواد که طرح این تابلو با ایده خودش باشه و ازم خواست که بهش کمک کنم. ازش پرسیدم که چطور سبکی رو میپسنده؟ اونم گفت که باید چند سبک مختلف رو ببینه تا بتونه یکیشو انتخاب کنه. منم چند تا کار معروف تابلوی نقاشی رو از اینترنت گرفتم و بهش نشون دادم، تا اینکه یه تابلو که روش عکس یه خانمی بود که بصورت لخت دراز کشیده (البته عکسش طوری بود که کس و کونش دیده نمیشد) رو انتخاب کرد و گفت که توی این مایه ها دوست داره. منم گفتم باشه، میگردم از توی اینترنت یدونه خوشکلشو واستون پیدا میکنم. اما اون گفت که اینطوری دوس نداره و میخواد این عکس از خودش گرفته بشه تا شوهرش سورپرایز بشه. اما طوری روش کار بشه که تابلو نباشه که خودشه. بهش پیشنهاد دادم که بره آتلیه و این عکس رو بگیره و واسم بیاره تا روش کار کنم. بهم گفت که جایی اینطوری نمیشناسه که یه همچین عکسی رو ازش بگیرن. بهم گفت شما جایی رو سراغ ندارین؟ منم گفتم نه. گفت پس چیکار کنیم؟ که من گفتم اگه از نظر شما ایرادی نداشته باشه من یه دوربین عکاسی حرفه ای دارم که میتونم باهاش ازتون عکس بگیرم. راستشو بخواین بدون هیچ منظوری این حرف رو زدم و فقط میخواستم یه کار هنری انجام داده باشم. ازم پرسید تا حالا از اینجور عکسا گرفتی؟ منم گفتم توی این سبک نه. اما عکس از عروس و داماد زیاد گرفتم. با شناختی که از کار من داشت بهم اعتماد کرد و گفت: پس زحمتشو خودتون بکشین. منم گفتم چشم. به روی دو دیده.اون شماره منو داشت و صبح فرداش بهم زنگ زد گفت هر وقت کارت تموم شد اگه میتونی بیا به این آدرسی که میگم تا عکس رو بگیری. ناهار هم مهمون من. منم با کلی تعارف قبول کردم و آدرس رو گرفتم.حدود ساعتای 5/2 بود که بهش زنگ زدم و ازش اجازه گرفتم که میتونم بیام؟ و اونم گفت که بفرمائید. منم دوربینم رو گرفتم و حرکت کردم.خونشون یه آپارتمان توی یکی از قسمتهای خوب و پولدارنشین شهر بود. زنگ خونشون رو زدم. اونم با استقبال در رو واسم باز کرد و ازم خواست که برم بالا. به پشت در واحدشون رسیدم. در نیمه باز بود. تا اومدم در رو باز کنم دیدم در رو باز کرد و بعد از سلام و احوال پرسی رفتم داخل. من یه شلوار لی آبی و یه بلوز خاکستری به همراه یه کاپشن مشکی پوشیده بودم که وقتی وارد شدم کاپشنم رو درآوردم. نازی خانم هم یه شلوار پارچه ای مشکی به همراه یه بلوز مشکی و یه شال قرمز پوشیده بود و از اونجایی که پوست سفیدی داشت خیلی جذاب شده بود. اینم بگم که من اصلاً فکر سکس و اینجور چیزا توی ذهنم نبود و فقط به کارم فکر میکردم. رفت از توی آشپزخونه دو تا چای بهمراه کیک آورد و داشت در مورد اینکه عکس رو چطوری بگیرم و کجا بگیرم توضیح میداد. ازش پرسیدم راستی آقاتون کجاست؟ گفت رفته مأموریت و این بهترین فرصت برای گرفتن عکس و درست کردن تابلو هست. میگفت میخواد شوهرش رو سورپرایز کنه. منم زودی چاییم رو خوردم و گفتم من آماده ام. حالا کجا میخوای عکس رو بگیری؟ گفت روی مبل بنظرت چطوره؟ گفتم: یکم جاش کوچیکه، بنظرت روی تخت چطوره؟ اونم موافقت کرد و گفت بریم توی اتاق خواب تا تخت رو ببینی.اتاق خوابشون خیلی خیلی خوشکل بود. دیوارهاش سرمه ای رنگ بودند. پنجره ای توی اتاق نبود و چون اتاق تاریک بود نورپردازی خوشکلی توی اتاق وجود داشت. توی دلم به زندگیشون حسادت کردم. گفتم اینجا فوق العاده است و داشتم دوربینم رو آماده میکردم و باهاش ور میرفتم که متوجه شدم نازی داره بهم نگاه میکنه. یه نیگا بهش کردم و گفتم چیزی شده؟ گفت من الان باید چیکار کنم؟ منم دیدم اگه بخوام بهش بگم که لباساشو دربیاره یجوریه. واسه همین بهش گفتم خب آماده بشین دیگه؟ اما دیدم ساکت شده و حرفی نمیزنه. جو داخل اتاق یهو واسم یجوری شد. انگار کم آورده بود. قلبم تندتند میزد. گوشم داشت سوت میکشید. احساس کردم نباید میزاشتم به اینجا برسه. نمیدونستم چی بهش بگم. یهو بهم گفت: من اینطوری خجالت میکشم، نمیتونم لباسامو دربیارم. منم گفتم خب حالا چیکار کنیم؟ میخواین بیخیال شیم و من برم؟ دیدم چیزی نمیگه. میخواستم برم. اما وقتی که دید من اصراری برای عکس گرفتن ندارم و در حال رفتن هستم مطمئن شد که فکر و خیالی توی سرم نیست و بهم گفت برگرد و از من عذرخواهی کرد. گفت بشین. نشستم. داشت ازم میخواست که یه کاری کنم تا اون بتونه راحت لباساشو دربیاره و خجالت نکشه. واسه اینکه جو رو عوض کنم یهو خندیدم و با شوخی بهش گفتم میخوای من لباسامو دربیارم تا شما راحت باشین؟ و با کمال ناباوری نازی خانوم این پیشنهاد رو قبول کرد و ازم خواست که این کار رو انجام بدم. منم نمیدونستم چیکار کنم. به سختی و با هزار طمأنینه رفتم توی اون یکی اتاق که لباسامو دربیارم. بلوز و شلوارمو درآوردم و با یه شرت و یه عالمه خجالت برگشتم. تا منو دید کلی خندید. نمیدونستم بخندم یا گریه کنم. گفت: خیلی باحالین. هیچوقت فکرشم نمیکردم که بتونم شما رو با این وضع ببینم و از اینجور حرفا. منم ساکت بودم و از خجالت زیاد هیچی نمیگفتم. اونم دید که من قرمز شدم بهم گفت خب، بهتره زودتر عکس رو بگیریم و تمومش کنیم (البته اینم بگم که کیرم تا حالا خواب خواب بود، واسه همین از اینکه لباسامو درآوردم زیاد ناراحت نبودم) و واسه اینکه منو سورپرایز کنه یهو بلوزشو درآورد و سینه هاش افتادن بیرون. آخه سوتین نبسته بود. ناخواسته چشم به سینه هاش افتاد. 2 تا سینه سفید و اناری که راحت توی مشتم جا میشدن. سعی میکردم خودمو عادی نشون بدم. دوس داشتم همون لحظه سینه هاشو بخورم. اما حیف که نمیشد. داشتم پیش خودم همین فکر و خیالها رو می کردم که دیدم داره دکمه های شلوارشو باز میکنه. شلوارشم در آورد. نمیدونم چطوری وصفش کنم. بر خلاف نظرم که هیچوقت هیکل زنای ایرونی رو تأیید نمیکردم، میتونم بگم یه سایز فوق العاده از بدن یک زن جلوم بود که همیشه آرزو میکردم داشته باشمش. بعد از اینکه شلوارشو در آورد یه نیگا به صورت من کرد تا ببینه عکس العملم چیه و شاید اونطوری نبود که پیش بینی میکرد. اما بعد نگاهشو به سمت کیرم برد و یجورایی چشاش میخواست دربیاد. کیر من هم درازه و هم کلفت. اما اون موقع شاید به بزرگترین حالت خودش رسیده بود که وقتی خودم بهش نگاه کردم کلاً قرمز شدم. نگام به کیر شق شدم بود که فهیدم داره شورتشو درمیاره. واااااااای. دیگه داشتم دیوونه میشدم. اما تمام سعی خودمو میکردم که کم نیارم. یه کس تپل بدون حتی یکدونه مو بهمراه رون های صاف و صیقلی داده شده که مشخص بود تازه تراشیده شده. هیکلش شبیه عکس های سکسی بود که از بازیگرای معروف هالیوود دیده بودم. فقط میتونم بگم فوق العاده بود. یک زن خوش هیکل لخت لخت جلوم بود. احساس خیلی خوبی داشتم. گفتم نازی خانوم بفرمائید تا شروع کنیم. اونم با یه ناز و ادای زنونه که بی دلیل هم نبود رفت روی تخت و دراز کشید. گفت چه حالتی دراز بکشم؟ منم از دور میگفتم که پاهاتو اینطوری کن و دستاتو اونطوری کن. اما دیدم اصلاً نمیتونه اون چیزی که توی ذهنم بود رو پیاده کنه. واسه اینکه پیش خودش فکر نکنه که الکی دارم وقت تلف میکنم تا نگاش کنم، ازش چند تا عکس گرفتم و بهش نشون دادم که گفت اینطوری خوشم نمیاد. منم گفتم خب تو نمیتونی اون طوری که من میگم دراز بکشی. اونم در جواب بهم گفت اصلاً هرطوری که خودت میخوای منو درست کن. با این حرفش خوشحال شدم و زودی رفتم سراغش و داشتم با دستام به دست و پاهاش فرم میدادم که احساس کردم صدای نفسهاش بلند شده. بهش نگاه کردم، دیدم چشاش یطوری شدن. اما به کار خودم ادامه دادم. دستم رو بردم به سمت باسنش و همینکه خواستم باسنشو یکم تکون بدم یهو دستشو گذاشت روی دستای من. توی همون حالت بود که با یه صدای لرزون بهم گفت: پدرام جون تو حالت خوبه؟ منم که خوب میدونستم این حرف از کجاش دراومده گفتم آره. بهتر از همیشه. چطور مگه؟ گفت من حالم خوش نیست. گفتم میتونم بهتون کمک کنم؟ گفت آره و ازم خواست که پیشش دراز بکشم. منم رفتم کنارش و دراز کشیدم. (من طاق باز دراز کشیده بودم. اونم به پهلو دراز کشیده بود. طوری که به سمت من بود) بدون اینکه بهش نگاه کنم گفتم حالا حالتون خوب شد؟ که بهم گفت: پدرام؟ تا من صورتمو سمتش کردم لباش رو چسبوند به لبام و دستاشو آورد دور کمرم و منو محکم داشت به سمت خودش فشار میداد. شاید همون چیزیو که آرزوشو داشتم داشت انجام میداد. شهوت بار لبامو میخورد. زبونشو داخل دهنم میکرد. منم زبونمو میکردم توی دهنش. گردنشو میمالیدم. و اونم با این کارهای من بیشتر تحریک میشد. یه لحظه لبام را از روی لباش برداشتم. به چشاش نگاه کردم. اونم داشت منو نگاه میکرد. بهش گفتم شروع کنیم؟ گفت چیو؟ عکس گرفتن رو میگی؟ گفتم نه. خوردن تورو. گفت آره. معطل نکن. منتظرم. منم دوباره شروع کردم به خوردن لباش و یواش یواش رفتم سمت زیر گلوش و گوشش. با دستامم سینه هاشو میمالیدم. شاید باورتون نشه. هیچوقت فکر نمیکردم نازی خانوم بتونه اینقدر داغ بشه. اصلاً بهش نمیومد. سینه هاش سفت بودن. نوکشون زده بود بیرون. قبلاً خونده بودم که این حالت زمانی اتفاق میفته که شهوت زن خیلی زیاد شده باشه. بگذریم. بعد از اینکه لباش و زیر گلوش و حسابی خوردم و لیس زدم و خیس کردم اومدم سراغ سینه هاش و شروع کردم به لیس زدنشون. یکم سینه سمت چپی رو میخوردم. یکم سینه سمت راستی. صدای نفسهای نازی هی بلندتر میشد. با دستام شکمشو کمرشو دست میکشیدم. سینه هاشو میمکیدم. بعضی وقتها هم تمام سینش رو میکردم توی دهنم و میک میزدم. وقتی این کار رو میکردم صدای نفس زدنش به جیغ تبدیل میشد. منم لذت میبردم. بعد از اینکه سینه هاش رو خوب خوب خوردم سرم رو آوردم پایین تر و شکمش و داخل نافش رو لیس میزدم. اومدم پایین تر. به نزدیکیای کسش رسیدم. با صبر و تحمل زیاد این کار رو میکردم. زبونم رو دور خط کسش میکشیدم. با دستام پاهاشو از هم باز کردم. سرمو گذاشتم بین پاهاش. روناش رو میمکیدم. زبونم رو میکشیدم دور کسش. با انگشتام هم چوچولشو (کلیتوریس) میمالیدم. همین کارارو داشتم هی تکرار میکردم که یهو با دستاش سرمو فشار داد سمت کسش. فهمیدیم که میخواد خود کسش رو واسش بخورم. منم که منتظر همین بودم شروع کردم به خوردن کسش. تا اون لحظه این کار رو واسه هیچکس نکرده بودم. (شاید بهتره بگم با هیچکس به اینجاها نرسیده بودم) اما از اونجایی که نمیخواستم نازی اینو بفهمه طوری این کار رو واسش انجام دادم که شاید پیش خودش فکر کرد من خیلی وقته این کاره هستم. خلاصه&#8230; از من خوردن و از اون ناله کردن و جیغ کشیدن و لب گاز گرفتن و فشار دادن سر من به داخل کسش. بعد از گذشت شاید 30-20 دقیقه (اینو حدودی گفتما) فهمیدم که آبش میخواد بیاد. آخه جیغاش خیلی وحشتناک شده بودن. و بالاخره اومد. نازی جون من ارضا شد. منم همچنان به کارم داشتم ادامه میدادم. حتی مکش خودمو بیشتر کرده بودم. یکم از آب کسش توی دهنم بود. طعم خیلی خاصی داشت. نمیدونم شبیه چی بود. در همین حال و هوا یهو نازی شل و بیحال ولو شد. صورت من تقریباً با آبی که از کسش زده بود بیرون خیس شده بود. با ملافه ای که روی تخت بود صورتمو پاک کردم و سرم رو آوردم سمت صورت نازی. بهش گفتم حالت چطوره؟ اونم گفت از این بهتر نمیشه و این بهترین لحظه زندگیش بوده و تا حالا اینطوری ارضا نشده بود. در حین حرف زدن دستامو یواش یواش بردم سمت کسش و آروم آروم میمالیدم. نازی هم با این عمل من فهمید که اونم باید به من حال بده. اما من همچنان ساکت بودم و سعی میکردم خودش شروع کنه. نازی آروم بلند شد یهو شورت منو از پام درآورد و افتاد به جون کیرم که حسابی شق شده بود. اما من همچنان سعی میکردم حرف نزنم و فقط زمانی که نازی داشت زبونشو دور کیرم میکشید یه آهی میکشیدم و خان آخرش این بود که یه جون بهش بگم. اونم با شنیدن همین حداقل کلماتی که میگفتم خیلی بیشتر تحریک میشد. اول که فقط زبونش رو روی کیرم میکشید و با دستاش با بیضه هام ور میرفت. احساس کردم تا حالا کیر شوهرش رو توی دهنش نکرده که واسه منو فقط داره میلیسه. وقتی دیدم که از این فراتر نمیره بهش گفتم: بکن تو دهنت و بخورش. نمیدونم چرا این رو با یه حالت خشن بهش گفتم. اما هرچی بود باعث شد که نازی کیرم رو تا نصفه بکنه توی دهنش و مک بزنه. احساس کردم خیلی حشری شده. وااااااااااااااای. توی دهنش خیلی داغ بود. کیرم انگار داشت میسوخت. اما احساس فوق العاده ای داشتم. تمام زورم رو برده بودم توی کیرم. احساس میکردم کیرم خیلی خیلی بزرگ شده. دستامو گذاشتم روی سرش و سرش رو فشار میدادم سمت کیرم تا بیشتر بره توی دهنش. با این کار احساسم بهترتر میشد. با دستام که پشت سرش بود به حرکت خوردنش ریتم دادم و خودم سرش رو بالا و پایین می کردم. توی اوج لذت بودم. یهو احساس کردم که آبم میخواد بیاد. واسه اینکه بهترین لحظه سکسمو در اوج باشم با سرعت و قدرت بیشتری سرش و بالا و پایین میکردم تا واسم ساک بزنه. لحظه ای که میخواست آبم بیاد سرش رو خیلی بردم پایین. طوری که بیشتر کیرم توی دهنش بود. نمیدونم چرا پیش خودم به این فکر نکردم که ممکنه خفه بشه. بگذریم. آب کیرم با فشار هرچه تمام تر توی دهن نازی جونم خالی کردم و دست من همچنان روی سرش بود که یوقت در نره. اونم وقتی که کیرم رو بیشتر توی دهنش فرو کرده بودم انگار میخواسته سرش رو برداره. اما دستم نمیذاشته. خلاصه. سر نازی رو بلند کردم و بهش گفتم که بره خودشو تمیز کنه. آخه تمام آب کیرم از لب و لوچش آویزون بود. منم کیرم رو با دستمال کاغذی خوب تمیزش کردم. وقتی نازی اومد توی اتاق پرید روی من و شروع کردن به قربون صدقه رفتن من. (یجورایی باور نمیکردم این نازی همون مشتری من باشه. آخه خیلی عوض شده بود). در همون حالت با دستام باسنش رو از پشت میمالیدم. اما کیرم تقریباً خواب بود. نازی با دیدن کیر خسته من افتاد به جونش و شروع کردن به خوردنش. با اون شدتی که نازی کیرم رو میمکید کیرم دوباره جون گرفت و سفت و سیخ شد. انگار نازی هم بدش نمیومد که هم خودش و هم منو دوباره ارضا کنه. واسه همین در همون حالتی که سرش روی کیرم بود و داشت ساک میزد وقتی دید سیخ شده اومد روی من دراز کشید و دستش رو برد سمت کیرم و و اونو گذاشت لای پاهاش. آروم یکم لاپایی زد. من دوباره تحریک شدم و همینطور که روی من دراز کشیده بود با دستام بلندش کردم و کیرم رو گذاشتم روی کسش. خودش یهو نشست روی کیرم و کیرم تا ته رفت توی کسش. واااااااااااااااااااااای. تصور کنین یه چیز نرم و سفید روی شما نشسته و کیرتون داخل یه جای داغ و تنگه. نازی همین لحظه یه جیغ کشید و آه و ناله هاش شروع شد. خیلی آروم می رفت بالا و خیلی بااحتیاط میومد پایین. نمیدونم دلیلش چی بود. اما احساس میکنم کیرم واسه کسش زیادی بزرگ بود. منم با دستام سینه هاش و چوچولش رو میمالیدم. رفته رفته سرعت تلمبه زدنش بیشتر میشد و من در اوج لذت بودم. دیگه کار به جایی رسیده بود که نازی میرفت بالا و با سرعت خودشو میاورد پایین که کیرم با سرعت بیشتری بره توی کسش. در حین بالا و پایین رفتن، نازی همش لباشو گاز میگرفت. انگار با این کار درد کس دادنشو میخواست تحمل کنه. وقتی نازی بالا میرفت شاید حدود 17-15 سانت از روی شکم من بلند میشد. اما کیرم از توی کسش در نمیومد. دوس نداشتم این حالت تموم بشه. اما احساس کردم نازی از این حالت خسته شده. واسه همین کشیدمش سمت خودم و به پهلو خوابومندمش. خودمم روی زانوهام وایسادم و توی همون حالتی که به پهلو خوابیده بود دوباره کیرم رو کردم توی کسش و شروع کردم به تلمبه زدم. انگار کسش یکم تنگتر شده بود. من واسه اینکه تعادلم رو حفظ کنم دستام رو گذاشته بودم روی باسنش و شاهد بودم که کیرم چطوری داره کس نازی جون رو جر میده. ناگفته نمونه که نازی پیش خودش یه چیزایی هم میگفت. اما انگار نمیشنیدم. آخه توی حال و هوای خودم بودم. شایدم یادم نمونده که چی میگفت. این حالت هم باحال بود. آخه باسنش کامل میخورد به من و وقتی نرمیش رو حس میکردم احساس خوبی بهم دست میداد. بعد از کلی تلمبه زدن از این حالت کردن خسته شدم. از اونجایی که یکبار آبم اومده بود مطمئن بودم واسه بار دوم آبم دیرتر میاد. واسه همین حالت رو عوض کردم و نازی رو طاق باز خوابوندم و خودم اومدم روش. نازی کیرم رو طوری تنظیم کرد که سر کیرم روی کسش باشه. منم حالا که کسش انگار گشادتر شده بود با یه اشاره کیرم رو تا ته کردم توی کسش. انگار کسش کیرم رو میمکید. داخل کسش داغ بود و دائم داغتر هم میشد. من شروع کردم به تلمبه زدن. سرم رو گذاشته بودم روی گردن نازی جون و میبوسیدمش و تلمبه میزدم. با دستام هم یکی از سینه هاشو میمالیدم. حالت قشنگی بود. داشت حسابی بهم حال میداد. سرعت خودمو بیشتر کردم. با شدت کیرم رو میکوبیدم داخل کس نازی. انگاری داشتم سکس از نوع خشن رو تجربه میکردم. نازی هم حسابی داشت زیر کیر من حال میکرد. اینو از ناله هاش میفهمیدم. در حین تلمبه زدن جفت پاهاشو گذاشتم روی شونه هام. اینطوری احساس کردم کسش تنگتر میشه و باز تلمبه میزدم. کم کم آبم میخواست بیاد. واسه همین سرعت کردنمو بیشتر از قبل کردم. طوری کیرم رو میکوبیدم داخل کس نازی که انگار ازش طلب دارم. نازی هم هی میگفت جووون. بکن عزیزم. من حاضرم واسه این کیر بمیرم و از این جور چیزا که نیروی منو بیشتر میکرد. (نازی خیلی حرف میزد، اما حرفاش زیاد توی ذهنم نمونده، کلاً زیاد قربون صدقه خودم و کیرم میرفت و میخواست محکمتر بکنمش) دیگه آبم میخواست بیاد که تمام نیروی خودمو گذاشتم واسه این لحظه و با تمام توانم کیرم و میکوبیدم توی کس نازی. هرقدر محکمتر میکردمش اون بیشتر لذت میبرد. بدون اینکه ازش چیزی بپرسم (چون نمیخواستم وقفه بیفته) آبم رو توی کسش خالی کردم و بعد از اینکه تمام آبم خالی شد کنار نازی جونم دراز کشیدم. نفس نفس میزدم. به شدت خسته شده بودم. یکی از بهترین لحظه های زندگیم رو تجربه کرده بودم. نازی هم خیلی خسته شده بود. احساس ضعف شدیدی میکردم. ساعت حدود 30/4 بود. خیلی گرسنم شده بود. خیلی زیاد. آروم چند تا بوس از لبای نازی جون کردم. اون هم از من تشکر کرد بخاطر اینکه اون رو به اوج رسوندم. زنگ زد 2تا غذا از بیرون بیارن. منم سریع رفتم یه دوش آب داغ گرفتم و اومدم بیرون. ناهار رو با هم خوردیم. و قرار شد من برم دفتر که از کارهام نیفتم و آخر شب برگردم پیشش تا اگه بشه ازش عکس بگیرم. این خاطره ادامه دارد.این ماجرای اولین سکس من و نازی بود.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%85-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c%d9%87-%d9%88-%d9%85%d9%86%d9%88-%d9%87%d9%85-%d9%87%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176362</post-id>	</item>
		<item>
		<title>درس هاتو نخونی باید کس منو بخوری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d9%87%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d9%86%d8%ae%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%a9%d8%b3-%d9%85%d9%86%d9%88-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d9%87%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d9%86%d8%ae%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%a9%d8%b3-%d9%85%d9%86%d9%88-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 21 Sep 2019 05:49:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انچنان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوریه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بابامو]]></category>
		<category><![CDATA[بادکنک]]></category>
		<category><![CDATA[بازوشو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بایستی]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابی]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بشورمت]]></category>
		<category><![CDATA[بشورمش]]></category>
		<category><![CDATA[بشوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرسته]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهاش]]></category>
		<category><![CDATA[چهارتا]]></category>
		<category><![CDATA[چیکارش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خودتونو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[داستاناش]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهای]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترشم]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[درخواست]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگی]]></category>
		<category><![CDATA[رانهای]]></category>
		<category><![CDATA[رونهام]]></category>
		<category><![CDATA[ریحانه]]></category>
		<category><![CDATA[سالگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سکس‌های]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینم]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخه]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکم]]></category>
		<category><![CDATA[صابونی]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قراردادم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوند]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماشالا]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونم]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیتش]]></category>
		<category><![CDATA[موندیم]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبینه]]></category>
		<category><![CDATA[میبینی]]></category>
		<category><![CDATA[میترکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوختم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشود]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[هامونم]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[هیچکدوم]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[وایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[وبعدشم]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بابامو تنها گذاشت همیشه تو فیلم سکسی فکر سکس با بابام بودم و با خوندن داستانهای سکسی نوشته شده تو اویزون تو خیالم با اون بازیهای سکسی سکسی می کردم . یکی دو بار برای شاه کس بابام وقتی میرفت حمام حوله میبردم ولی همیشه دوست داشتم که یه بار با بابا کونی حمام کنم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بابامو تنها گذاشت همیشه تو فیلم سکسی فکر سکس با بابام بودم و</h2>
<p>با خوندن داستانهای سکسی نوشته شده تو اویزون تو خیالم با اون بازیهای سکسی سکسی می کردم . یکی دو بار</p>
<h3>برای شاه کس بابام وقتی میرفت حمام حوله میبردم ولی همیشه دوست</h3>
<p>داشتم که یه بار با بابا کونی حمام کنم ولی موقعیتش پیش نمیومد همیشه پشت کمر بابام جوش داشت ولی چون</p>
<h4>کسی جنده واسش پشتشو نمی شست از بین نمیرفت یه بار</h4>
<p>که ازش پرسیم گفت قبلا مامانت پستون میشست ولی از بعد فوتش دیگه نشود خوب بشورمش من گفتم : خوب چرا</p>
<h5>تا به کوس حال به من نگفتی گفت : خجالت میکشیدم</h5>
<p>گفتم : وا خجالت برا چی خجالت نداره که ، پاشو پاشو بریم حمام و بازوشو گرفتم و کشیدم و بردم طرف سکس داستان حمام گفتم امروز</p>
<h6>کلا خودم میشورمت توهم فکر کن من مامانم ایران سکس و خجالت</h6>
<p>نکش کمکش کردم لباسش را در آورد و فقط با یک شرت بردمش داخل حمام و قتی وارد شدیم گفتم بابا چون لباسم خیس می شه اشکالی نداره من هم لباسم را در بیارم گفت نه بابا چه اشکالی دخترمی خوب ، تازه مگه نگفتی جای مامانتی خوب مامانت که میخواست بیاد حمام کلاً لباساشو میکند. من هم بلوزم و شلوارکم را در آوردم و بعد سوتینم رو هم کندم و با یه شرت نازک و باریک که پام بود رفتم داخل حمام آب را سرد و گرم کردم و به بابا گفتم بیا برو زیر آب البته در این مدت حواسم بود که بابا زیر چشمی به سینه ، رونهام و باسنم نگاه می کرد .خوب بهتر من که از خدام بود منم که الان نقش مامانو داشتم ، پس زنش بودم خوب ادم بدن زنش رو نگاه میکنه دیگه رفت زیر آب و خودشوخیس کرد گفتم بابا این طوری که من نمی تونم بشورمت یا باید بشینی یا دراز بکشی تا من بشورمت بابا هم اول نشست و بعد از کمی مکث روی شکمش دراز کشید من اول می خواستم یه پام رو این طرف و اون یکی پام رو اون طرفش بذارم و در نهایت بشینم روی باسن یا کمرش و بشورمش ولی فکر کردم زود. این بود که من هم زانو زدم همان طرفی که بابا دید داشت تا بتونه هر چیکه دوست داره رو ببینه ، من لیف میزدم و بابا هم دید میزد تا اینکه گفتم بابا برگرد تا بغیه بدنت را هم بشورم برگشت ولی دیدم خجالت کشید آخه کیرش بلند شده بود و از زیر اون شرت خیس کاملا دیده می شد و می شد فهمید که شهوتی شده ولی من به روی خودم نیاوردم و شروع کردم به شستن بابا و حتی چند بار هم دستم را مالیدم به کیرش خیلی حال می کردم دیگه هر دو مون از شدت حشر تو فضا بودیم با خودم گفتم اگه قراره کاری کنیم همین حالا بهترین وقته به بابا گفتم میشه شرتت رودر ارم که بتونم بشورمت. تا بابا بخواد جواب بده من نشستم و دست بردم و شرت بابا رو از پایش در اوردم اول کمی سفت گرفت ولی با نگاه من خودش هم کمک کرد شرتش را در آورد عجب چیزی داشت وقتی چشم به کیرش افتاد داق کردم دلم می خواست همش را بکنم داخل دهنم و براش ساک بزنم ولی حالا زود بود ، از تعجب گفتم وای این دیگه چیه که بابم خندش گرفت گفت چیزی که مامانت بخاترش همیشه میومد حمام پشت منو بشوره بابا که اینو گفت فهمیدم که مامان به هوای سکس میومد حمام پشت بابا رو بشوره منم خواستم به بابا یه دستی بزنم گفتم : خوب مگه چیکارش میکرد گفت : حالا گفتم : حالا نداشتیما مگه نه که من الان جای مامان هستم خوب منم میخوام همون کارو بکنم گفت : خوب حالا بشور بعدا پا شدم که برم دوباره لیفو صابونی کنم متوجه شدم بابا همینطور که خوابیده داره لا پای منو دید می زنه من هم کمی لفتش دادم و کمی لای پاهام رو بیش از حد معمول باز کردم و صابون را برداشته روی لیف گذاشتم و امدم جوری که بدنم با بدن بابا تماس داشته باشه پیشش نشستم صابون را برداشتم و شروع کردم دور کیرش و خود کیرش را صابون زدم و شروع به شستن کردم من می شستم و بابا هم باسن و رانهای منو دید میزد من فهمیدم حالا وقش است گفتم بابا میشه مو های روی سینه ات را بزنم اخه من خیلی از اینکه شما سینه هات مو داره بدم میاد اول گفت نه ولی بعد گفت باشه خوب بچه مامانتی دیگه مامانت هم بدش میومد باشه بزنش من هم سریع تیغ رو برداشتم و بعد یه پام را این طرف بدن بابا و یه پام را آن طرفش قراردادم و با کمی صابون مالی مشغول تراشیدن موی رو سینش شدم و چون روی دو زانو بودم سعی کردم باسنم را آنقدر عقب ببرم که با کیرش تماس داشته باشه که اگر اونم خودش رو تکان داد بفهمم که اونم مایله . ضمن تراشیدن خودم را آرام به آلتش مالیدم طوری که فکر نکنه از عمد این کار را کردم و کمی منتظر شدم دیدم بابا هم آرام کیرش رو به باسن من مالید من هم جوابش را دادم و بیشتر مالیدم و اون هم بیشتر و با کمی فشار این کار را کرد من خودم را از باسن بلند کردم و عقب تر دادم تا قشنگ کسم با کیرش بخورده اون هم چیزی نگفت و خودش را تکان می داد کار تراشیدن تمام شده بود و وقتی من به بابا نگاه کردم بابا خجالت کشید و چشمهاش رو بست . من حالا دیگه روی دو پا نشسته بودم و کیر بابا لای پای من بود و داشتم خودم و به بهانه مالوندن سینه هاش با لیف خودم رو از کمر تکون می دادم دیگه کارش رو راحت کردم و قشنگ نشستم رو کیرش و می مالیدمش به کس خودم خیلی کیف داشت با دستم یکم شرتم رو کنار زدم و سر کیرش رو مالیدم به کسم و بعد خودم رو یکم کشیدم جلو و جوری نشستم که سر کیرش دقیقا جلوی سوراخ کونم بود برای اینک لیزش کنم به بابا گفتم اه چرا این اینطوریه همین حالا شستمش که پس چرا دوباره کثیف شودش دوباره کیرش رو با صابون قشنگ لزج کرم و تو یه لحظه یکمی هم صابون به سوراخه خودم مالیدم و دوباره سرش را طوری قرار دادم که اگر خواست بتونه بفرسته تو دیدم بابا هیچ کاری نمی کنه من یکی دو بار خودم رو جلو عقب کردم ولی همش در میرفت تا اینکه با دست گرفتمش و خودمو یکم عقب دادم به زور یکم رفت تو داشتم نابود میشدم ولی میخواستم هر جور شده امروز تمومش کنم وقتی سرش رفت داخل خیلی درد گرفت که یه چند ثانیه ای وایستادم و از نوع یکم دیگه نشستم رو کیرش کیرش انقدر کلفت بود که گفتم الانه که کونم پاره شه ، دیگه بابا هم خودشو تکون میداد تا اینکه یه بار که امدم خودمو تکون بدم بابا هم همون موقع خودشو تکون داد و یهو کیرش کاملا رفت تو داشتم میترکیدم از درد یه اه ه ه ه ه خیلی بلندی کشیدم که فکر کنم همسایه هامونم شنیدن چند لحظه تکون نخوردم بابا هم همین تور ولی بعد یواش یواش شروع کرد به تکون دادن خودش و با دستاش منو جوری هدایت کردکه تقریبا رو زانو وایستم واون هم داشت تلمبه میزد و با سینه هام ور میرفت از این حالت خسته شدم به بابا گفتم : بابا من خیلی کمرم درد گرفت میشه دراز بکشم شما پشتمو بمالی بابا گفت : باشه من بلند شدم و شرتمو هم کندم و به سینه دراز کشیدم و به بابا هم گفتم شروع کنه بابا هم نشست رو پا هام و شرو کرد به مالوندن من . من هم یکم پاهامو باز کردم و دوباره کیره بابا رو با دست فرستادم تو و به بابا گفتم اینطوری خوب نیست بهتره شما روم دراز بکشین و خودتونو تکون بدین. بابا هم همین کارو کرد و دوباره سریع مشغول تلمبه زدن شود با هر ورود کیر بابا من یه ناله از ته وجودم سر میدادم تا اینکه من احساس کردم که دیگه دارم میام و به بابا گفتم سریع تر ، سریع تر ، و بابا هم شدت ضرباتو محکمتر میکرد تا اینکه من امدم و بعد از اون اهساس گرمائی تو کونم کردم که از ناله های بابا فهمیدم که بابا هم ارظا شده و خودشو تو من خالی کرده بعد از اینکه بابا هم ارضا شد یه چند دقیقه به همون صورت موندیم بعد همدیگرو شستیم و رفتیم بیرون وقتی رفتم تو اطاقم داشتم از شدت خوشهالی پرواز میکردم نمی دونم کی و چطوری اون شبو خوابیدم تا صبح یکی دو روز بعد از اون بابا گفت : ریحانه مییای حموم من میخوام حموم کنم منم که از خدام بود گفتم : باشه برین منم الان میام بابا رفت تو منم دو سه دقیقه بعدش رفتم داخل بابا ، با یه شورت تو حموم بود منم با سوتین و شرت رفتم داخل من واسه سکس نقشه ها داشتم بعد از اینکه بابا رو حسابی شستم به بابا گفتم حالا نوبت شماست شما بایستی بشوریدم بابا هم گفت باشه امدم رو پاهای بابا نشستم و بهش گفتم سوتینم رو باز کنه اونم گوش کرد و بازش کرد بعد یکم بلند شدم و گفتم شرتم رو هم بکنه بابا گوش کرد و دست انداخت و شرتم رو دراورد بعد من دوباره نشستم رو پاش ولی یکم عقبتر نزدیکای کیرش و هی خودمو میمالوندم به کیرش بابا که باز مثل بار اول خوابش برده بود و هیچ کاری نمی کرد من خم شدم و به بابا گفتم که پوشتمو بشوره بابا شورو کرد ، بعد برگشتم و گفتم منو کلا بشوره بابا هم شروع کرد خوب میشوست خصوصا کسمو خیلی طول داد و حسابی دست مالیم کرد به بابا گفتم : میشه من دوباره رو پاهات بشینم بابا هم گفت : چرا که نه منم سینه به سینه رو پاهاش نشستم جوری که سر کیر بابا تو کس من بود یکم خودمو جا به جا کردم و به بابا گفتم : میشه منو به همین صورت بلند کنه بابا هم همین کارو کرد منم همون جوری شروع کردم به بالا پائین کردن کیر بابا تو کس من داشت تکون میخورد ولی حیف پرده داشتم و نمیشود تا ته بره داخل بابا منو گذاشت زمین و گفت دراز بکش منم دراز کشیدم و پاهامو باز کردم بابا پاهامو گذاشت رو شونه هاش و کیرشو یکم توف زد و گزاشت سر کونم و فشار داد منم ضور زدم تا بابا راحت بفرسته سخت بود ولی از اوندفعه راهت تر رفت داخل وقتی رفت داخل بابا شروع به تلمبه زدن کرد چند دقیقه که منو به اون صورت کرد برگردوندم و بهم گفت کونتو بده بالا منم همین کارو کردم و بابا دوباره کرد داخل وشروع کرد به تلمبه زدن تا ابش امد وبازم تومن خالیش کرد بعد از اینکه بابا ابش امد همونطوری رو کف حمام دراز کشیده بودیم که بابا بهم گفت : ریحانه ، مامانت همیشه برا همین میومد حمام که تو داری کار اونو برام میکنی که من گفتم میشه من از این به بعد نقش مامانو واست داشته باشم که بابام منو بقل کرد و کلی بوسید و شروع کرد از داستاناش با مامان برام گفتن که چه جوری با هم اشنا شدن و چه سکسهای جالبی با هم انجام دادن تا اینکه من دوباره هشری شدم و زیر دوش دوباره بابا منو کرد ولی با این تفاوت که این بار خودش منو بقل کرد و گزاشت رو کیرش و منو کرد ولی باز ابشو تو من خالی کرد بعد ازاین سکسی که با ، بابام داشتم خیلی خوشحال بودم چون میدونستم از این به بعد برای بابا نقش مامانو دارم و دیگه میتونیم تو هر زمانی ، از همدیگه بدون خجالت درخواست کنیم که سکس داشته باشیم بابا سر شام بهم گفت : ریحانه اگه دوست داشته باشی میتونی زمانی که خونه مهمون نداریم تو اتاق من با من بخوابی وقتی که اینو از بابا شنیدم خیلی خوشحال شدم و سریع قبول کردم . بابا از سرعت تو قبول کردن من خندش گرفت و گفت : قربون دختر مهربونم برم که انقدر باباشودوست داره که میخواد شبا پیش باباش باشه تا باباش واسه خواب تنها نباشه بعد از شام بابا رفت بیرون و بعد از حدود 1 ساعت برگشت خونه ، یه مقدار وسیله خریده بود ولی با خودش برد تو اتاقش شب وقتی که داشتم میرفتم تو اتاق بابا تو وجودم یه احساس عجیبی داشتم چون سالها از خوابیدنم تو اتاق کسه دیگه ( اتاق مامان بابا ) میگذشت . چون من عادت ندارم به جز تخت خودم تو تخت دیگه ای بخوابم واسه همین هیچ وقت شب واسه خواب خونه هیچ کدام از فامیلهامون نمیموندیم . وقتی حاظر شدم و رفتم تو اتاق بابا دیدم بابا دوباره داره میره حمام . گفتم : دیگه چرا گفت : خیلی گرممه ، میرم یه دوش بگیرم سریع میام ، میخوای توهم بیا گفتم : اخه &#8230; تا من بخوام حرف بزنم بابا گفت : ناز نکن دیگه بیا منم گفتم : باشه بریم جلوی در حمام بابا لباسای منو کند و با خودش برد داخل وقتی داشتیم دوش میگرفتیم بابا یکم منو دست مالی کرد ولی زیاد کاری باهام نداشت بعد امدیم بیرون بابا رفت و از تو کمدش یه ساک اورد بیرون و گفت : دیگه از این به بعد موقع خواب اینا رو بپوش و بخواب نگاه کردم دیدم دو ، سه دست لباس خواب نازک با سه چهارتا هم شرت و سوتین برام خریده من گفتم : به به . چه بابای خوبی به فکر دخترشم هست منم سریع هوله رو در اوردم و گفتم : خوب کدومو بپوشم بابا گفت : من که میگم همینطوری هم خوبه راحت تری بابا که اینو گفت منم سریع رفتم رو تخت دراز کشیدم و گفتم : باشه من که از خدامه بابا هم هولهشو کند امد تو تخت بابا که دراز کشید سریع امدم روش دراز کشیدم و شروع کردم به لب گرفتن و بازی کردن با کیرش و بعد رفتم پائین و شروع کردم به لیسیدن کیر بابا گفتم : میخوام قبل از خواب با هام یه سکس خشن داشته باشی بابا هم قبول کرد و گفت : پس چرا بی کاری اول برگرد که منم یکم از خانوم گلت لذت ببرم و بعد برو و اون کرمو بیار منم برگشتم و کسمو گذاشتم جلوی دهن بابا و بعد از چند دقیقه که بابا حسابی واسم لیسید رفتم کرمو اوردم و هم به کیر بابا زدم و هم به سوراخه کونم بعد نشستم رو کیرش و بابا خودش با دستش کیرشو تنظیم کرد رو سوراخه کونم و یواش یواش فشار داد داخل وقتی که کیرش تا ته رفت داخل شروع کرد به تلمبه زدن خیلی سریع تلمبه میزد من به جز اه و ناله کردن کاری نمیتونستم بکنم چند دقیقه که تلمبه زد منو بر گردوند و به کمر خوابوند و سرشو اورد پائین و شروع کرد به خوردن سینه ها و کسم انقدر کسه منو خورد که من ارضا شدم بعد دوباره کیرشو گزاشت تو کونم و از نو منو کرد هنوز 1 دقیقه نشوده بود که داشت منو اینطوری میکرد که به من گفت برگردم و سجده بزنم منم همین کارو کردم بابا هم دوباره کرد تو کونم و شروع کرد به تلمبه زدن من دیگه داشتم از شدت درد و خوشی میسوختم که بابا منو بقل کرد و پاشد من تو بقل بابا بودم و بابا بهم گفت : همینطوری که از پاهات بقلت کردم خودت شروع کن به بالا پائین کردن منم شروع کردم به بالا پائین کردن داشتم بالا پاین میکردم که دوباره ارضا شدم که بابا منو کذاشت پائین و گفت : خم شو منم با تمام بی حالیم خم شدم و بابا شروع کرد به کردنم انقدر این کارو کرد ، وایستاد ، دوباره کرد ، وایستاد ، که من دوباره داشتم میومدم که گفتم : بابا تورو خدا سریع تر دارم میام بابا هم سریع تر تلمبه زد تا من بازم امدم که 10 ، 20 ثانیه بعد از ارضا شدن من بابا هم ارضا شد و یکمو داخل کونم و باقیشم رو کمرم خالی کرد دیگه هر دو خسته همونطوری افتادیم رو تخت تو اوج بی حالی گفتم : بابا چرا اینقدر دیر ارضا شدی که بابا گفت : من قبل از حمام هم وایگرا خوردم هم اسپری بی هسی زدم که هم راست باشم هم دیر بیام منم گفتم : دستت درد نکنه از این به بعد همیشه این کارو بکن یکی ، دو ماهی از اولین سکس من با ، بابا میگذشت یه شب سر شام به بابا گفتم : بابا دیگه از این مدل سکس خسته شدم مگه نه اینکه من برا شما جای مامانم خوب پس چرا باهام از جلو سکس نمیکنی بابا گفت : خوب بعدا ً موقع ازدواج چی میکنی گفتم : من با شما ازدواج کردم و دیگه قصد ازدواج ندارم بابام از این حرف من خوشش امد ، ولی برای عابرو داری یکم نه و نو کرد ولی وقتی از من پافشاری دید قبول کرد که باهام از جلو هم سکس داشته باشه قرار شود که شب بابا پرده منو بزنه تا من رسما ً زن ، بابام بشم بعد از شام رفتم حموم و یه حمام حسابی هم کردم و حسابی کسمو برق انداختم تا بابا از کسم انچنان لذتی ببره که ، بگه چرا تو این مدت منو از کس نکرده وقتی امدم بیرون رفتم و از تو کمد مامان که الان کمد لباسای جدید من شده بود ، خشکل ترین شرت و سوتینمو انتخاب کردم شرتم از نوع لامبادائی بود ، به رنگ ابی اسمونی ، که جلوش یه گیپور سفید میخورد که روش عکس یه بادکنک داشت سوتینمم که ست همین شرتم بود ، یه سوتین گیپور ابی اسمونی که روش عکس دو تا بادکنک بود جالب انحا بود که نخ بادکنکا از نوک سینه هام شروع مید ولی بادکنکا از سوتینم بیرون بود و کل سینه های سایز 75 منو تو خودش جمع میکرد ، با یه لباس خواب نازک و کوتاه که تا بالای زانوم بود لباسمو که پوشیدم رفتم بیرون دیدم بابا داره پای ماهواره فیلم میبینه به بابا گفتم خوشکل شدم بابا که تا اون لحظه هواسش به فیلم بود وقتی منو دید دهنش از تعجب باز موند انگار تا حالا منو ندیده بود گفتم : چیه خوب خوبه منو هر روز میبینی ، نکنه جن دیدی گفت : ریحانه خیلی جزاب تر از قبل شدی ، خودمونیم لباسای خوشکلی واست گرفتما ، بیا بغل بابا ببینم من وقتی اینو شنیدم سریع رفتم تو بغل بابا و نشستم رو پاهاش بابا هم منو کلی نوازش کرد و با هم داشتیم فیلم میدیدم ، یه فیلم خیلی باحال بود کلی صحنه داشت فیلم که تموم شد گفتم بابا نمیخوای بخوابی ، من دیگه مردم از بس حشری شدم پس کی میخوای منو بکنی انگار بابا منتظر همین حرف من بود وقتی اینو شنید ، منو بقل کرد و با خودش برد داخل اتاق و گذاشت رو تخت و اول لباس خودش رو در اورد و بعد رفت از داخل کمدش دو تا قورص برداشت و خورد بعد یه اسپری رو گرفت زد به کیرش و یه بسته برداشت و امد رو تخت اول شروع کرد به لب گرفتن ، بعد لبا خوابمو یواش یواش در اورد و دوباره شروع کرد به لب گرفتن ، بعد یواش ، یواش رفت سمت گردنم و بعد سینه هام ، سوتینمو باز کرد و شروع کرد به خوردن سینه هام ، منم داشتم سرشو نوازش میکردم ، یواش ، یواش سرشو برد پائین و شکممو خورد تا رسید به کسم از رو شرت یکم خورد و دستمالیم کرد ، بعد شرتمو زد کنار و شروع کرد به خوردن کسم ، زبون بابا که به کسم خورد یه اه ه بلندی کشیدم بابا هم که فهمید من از این حرکتش خیلی خوشم امده دو سه بار دیکه هم این کارو کرد بعد یواش شرتمو کند و دوباره شروع کرد به خوردن ، کسم وبعدشم رفت سوراق کونم یکم مه خورد انگوشتاشو یکی ، یکی کرد داخل و شروع کرد به جلو عقب کردن و هم زمان باهاش کسمو هم برام میلیسید بعد بلند شد و گفت حالا نوبت تو هستش که بخوری ، منم سریع برگشتم و شروع کردم به خوردن ، هم ساک میزدم و هم جق ماشالا کیرش یه 24 ، 25 سانتی میشد خیلی کلفتم بود دو سه بار که خوستم بخورم دهنم داشت جر میخورد و کم مونده بود بالا بیارم بعد بابا از رو کمد اون بسته رو برداشت و باز کرد ، گفت به این میگن کاندوم چون از کس میخوام بکنمت اینو بایستی بکشم رو کیرم که یه موقع دخترم حامله نشه و بشه مامان خواهرش &#8230; بعد اون کاندومو کشید رو کیرش و گفت خوب حالا بیا یواش رو کیرم بشین منم یه پامو اینطرفش و یه پامو اون طرفش گذاشتم و نشستم رو کیرش بعد بابا خودش کیرشو رو سوراخ کسم تنظیم کرد و یواش یواش منو نشوند روش نا یکم رفت داخل وقتی سرش رفت داخل خیلی درد گرفت که بابا وایستاد وچند لحظه بعد از نوع یکم دیگه منو نشوند رو کیرش دقیقا ً همون حسی رو داشتم که وقتی برای بار اول موقعی که کیر بابا داشت میرفت تو کونم داشتم کیرش انقدر کلفت بود که گفتم الانه که کسم پاره شه دیگه بیشتر از این تو نمیرفت انگار رسیده بود به ته کسم بابا گفت : ریحانه اینی که نمیزاره کیرم بره تو پردته حالا واقعا ً میخوای پردتو بزنم یا نه گفتم : اره دیگه قبلا ً صحبتامونو کردیم بابا وقتی اینو شنید یکم دیگه منو نشون رو کیرش ، پاره نمیشود ، یکم بلند شدم و از نوع با فشار نشستم که یهو یه درد خیلی وحشتناکی رو از داخل شکمم احساس کردم اره ، بالاخره بابا پردمو پاره کرد ، وقتی داشتم به کس خودم و کیر بابا نگاه میکردم دیدم که جفتشون خونیه بابا منو از رو کیرش بلند کرد و با یه دستمال کیر خودش و کس منو پاک کرد ، این بود که بابام تو تابستون سن 16 سالگیم پردمو زد و منو رسما ً زن خودش کرد بعد از پاک کردن کیر خودش و کس من ، منو به کمر خوابوند و کیرشو گذاشت تو کسم و یواش یواش کرد تو ، خیلی لذت بخش بود کیر بابا یواش یواش داشت تا اخر میرفت تو کسم ، درد همراه با لذتی تو تمام وجودم رو پر کرده بود ، کیرش که تا اخر رفت داخل از نوع کل کیرش رو در اورد و از نوع دوباره یواش یواش کرد داخل تا به اخر کیرش میرسید دو سه بار که این کارو کرد سرعتش رو یکم زیاد تر کرد و سریع تر میکرد تو و در مییاورد دیگه همون داخل نگه داشته بود و تند ، تند داشت تلمبه میزد 10 ، 15 دقیقه ای بود که داشت منو از کس میکرد ، من دیگه داشتم ارضا میشدم وقتی اینو به بابا گفتم بابا یهو کیرش رو از کسم در اورد و اورد گذاشت جلوی دهنم و بهم گفت که براش ساک بزنم منم شروع کردم به ساک زدن کیر بابا ، یه چند دقیقه ای که ساک زدم بابا منو بلند کرد و نشوند رو کیرش و کرد تو کسم و بهم گفت که تند ، تند بالا پائین کنم منم با تمام قدرت شروع به بالا پائین کردن کردم ولی انقدر نمیتونستم تند بالا پائین کنم ، خوب چون هم برام سخت بود هم یواششم برام لذت بخش بود بابا بهم گفت رو زانو هام وایستم منم همین کارو کردم و بابا خودش شروع کرد به تلمبه زدن خیلی تند تلمبه میزد دیگه داشتم میومدم ، ولی نتونستم به بابا بگم ، و تو یه لحظه از رو کیر بابا بلند شدم و خالی کردم خودمو همش رو سر و سینه بابا خالی شده بود بابا منو به سینه خوابوند و کونمو تا اونحا که میشود داد بالا و از نوع کرد تو کسم و شروع کرد به تلمبه زدن ، ولی با این تفاوت که این بار هر چند دقیقه یه بار یه بار کیرش رو میکشید بیرون و میکرد تو کونم دیگه از این بهتر نمیشود هم کون میدادم هم کس بابا هم که ماشالا همچنان داشت کمر میزد ، من دیگه داشتم از حال میرفتم که به بابا گفتم بابا ،ابتو خوالی کن تو کونما ، نمیخوام بریزیش دور انگار بابا ، با این حرف من ابش امد و کیرشو از تو کسم کشید بیرون و کاندومشو کند و کرد تو کونم ، دو سه تا تلمبه که زد یه اه ه بلندی کشید که بعدش من احساس کردم که داخل کونم پر شده از اب کیر گرم بابا همون لحظه بود که دوباره برای بار 2 یا 3 ارضا شدم بابا کیرشو چند دقیقه بعد از تو کونم کشید بیرون و همونجا بقلم ولو شود رو تخت هیچکدوم حال نداشتیم بریم خودمونو بشوریم همونجا به همون صورت خوابم برده تا صبح که بلند شدیم و رفتیم حمام و همدیگرو حسابی شوستیم و بعدش هم رفتیم خونه رو تمیز کردیم و بعد بابا رفت شرکت &#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d9%87%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d9%86%d8%ae%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%a9%d8%b3-%d9%85%d9%86%d9%88-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2511</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اما جنده انگلیسی حسابی به پسر خونده حال میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 05 Sep 2019 06:10:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[اعتمادش]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[الهامو]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[امیرعلی]]></category>
		<category><![CDATA[انجامش]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اونطرف]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اووردم]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوریه]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکاره]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[باشمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[باشهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[بایستم]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخواین]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختم]]></category>
		<category><![CDATA[بدونید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشت]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنداشته]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بشوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بعدیمون]]></category>
		<category><![CDATA[بفرستم]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بلوتوث]]></category>
		<category><![CDATA[بلوزشو]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بینمون]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیچوندم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیش]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[ترسوند]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[توروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتمو]]></category>
		<category><![CDATA[جزییات]]></category>
		<category><![CDATA[جلوشون]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[جووووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چرخیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چسپیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خدافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خداییش]]></category>
		<category><![CDATA[خرمایی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانش]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجویان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجویی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترهای]]></category>
		<category><![CDATA[دربیاره]]></category>
		<category><![CDATA[دستشون]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دنیارو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتاییمون]]></category>
		<category><![CDATA[دورانی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمو]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ریختمش]]></category>
		<category><![CDATA[زانومو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شدهوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[طرفشون]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[طولانیه]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عشقولانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[کردنمون]]></category>
		<category><![CDATA[کشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمه]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کنممنم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرسنگی]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتین]]></category>
		<category><![CDATA[گفتم:حالا]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مازیار]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهرانه]]></category>
		<category><![CDATA[متنفرم]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورم]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتی]]></category>
		<category><![CDATA[منتظره]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبارید]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوامت]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادن]]></category>
		<category><![CDATA[میداره]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدبعد]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[مینشستم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناپذیری]]></category>
		<category><![CDATA[ناخونای]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتم]]></category>
		<category><![CDATA[ناسلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکشید‌]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومدن]]></category>
		<category><![CDATA[نیووردم]]></category>
		<category><![CDATA[همانطور]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[وابسته]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادیم]]></category>
		<category><![CDATA[وپاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[یادتون]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[کنم داستان من یک چیزی فیلم سکسی تو مایه های اون شعر معروف ایرج میرزا هست که میگه :بیا تا گویمت من داستانی که چند و چون سکسی این چادر بدانی تا اخرش که خانوم شاه کس چادری رو همچین درست و حسابی میکنه.راستی یادم رفت خودمو معرفی کنم اسم من امیرعلی کونی هست و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کنم داستان من یک چیزی فیلم سکسی تو مایه های اون شعر معروف</h2>
<p>ایرج میرزا هست که میگه :بیا تا گویمت من داستانی که چند و چون سکسی این چادر بدانی تا اخرش که</p>
<h3>خانوم شاه کس چادری رو همچین درست و حسابی میکنه.راستی یادم رفت</h3>
<p>خودمو معرفی کنم اسم من امیرعلی کونی هست و دانشجوی یکی از شهرستان های کوچک هستم که خانوم ها به خاطر</p>
<h4>فرهنگ جنده عامه ای که جا افتاده در این شهر،اکثرا چادری</h4>
<p>هستند و حتی دانشجویان دختر هم پستون که به این شهر میان به خاطر اینکه از نگاه مرد های اینجا به</p>
<h5>دور باشند کوس اکثرا مجبور هستند که چادر بپوشند درست یا</h5>
<p>غلط بودن این فرهنگ به من ربطی نداره ولی کلا از چادر متنفرم و مجبورم توی این شهر کیری دیدن دختر ها سکس داستان چادری رو تحمل</p>
<h6>کنم.همه چیز بر میگرده به پارسال که من ایران سکس هم خونه</h6>
<p>ایم که خیلی پایه هست و خلاصه همه نوع خلافی رو با هم تجربه کردیم یک هفته نبود و من داشتم از تنهایی دق میکردم دوست دخترمم خوب توی شهر خودمون بود و من که برمیگشتم به شهر خودمون میرفتم میدیدمش و خلاصه دیگه &#8230;ولی وقتی که میومدم به این شهر تخمی کسی نبود که برم ببینمش و حالی به این کیرم بدم داشتم میگفتم که تنها بودم و حوصله ام سر رفته بود واسه همین زنگ زدم به مازیار دوستم که با اونم خیلی رفیق بودم و قرار گذاشتیم که این چند روز باقی مونده که کلاس داشتم رو برم خونه ی اون و با هم بریم دانشگاه شب اول سر خودمونو با قلیون و مشروب گرم کردیم و فرداش رفتیم دانشگاه و امدیم خونه و دوش گرفتیم و شب رفتیم یکی از پارک های معروف که اکثرا کس بازار بود.داشتیم همینجور قدم میزدیم که دیدم 3 تا دختر چادری که فقط داشتن به پسر ها حال میدادن با خنده به ما نزدیک میشن به نظر میرسید ازین دانشجو های کس ترمی بودن که اهل این شهر هم نبودن اخه ساعت 9 شب بود و بعید بود دخترهای اهل خود این شهر این موقع شب بیان بیرون و اینجوری حال بدن.منو مازیار هم که تریپ پررو برداشتیم و رفتیم جلوشون وایسادیم و من رو کردم به یکیشون که از همه چهره اش قابل تحمل تر بود گفتم: ببخشید شما دانشجوی فلان دانشگاه هستین که با خنده گفت: نه گفتم:اخه خیلی به چشمم اشنا میاین من دانشجوی فلان دانشگاه هستم و شما رو خیلی دیدم گفت: اشتباه گرفتین من تازه اینجا دانشجو شدم و اصلا شما رو ندیدم. پدر سوخته حرفی زد که هیچی واسه گفتن برای من نذاشت دوباره یکم فکر کردم و گفتم:ا ترم اول هستین چه زشته ای میخونی. فهمید که دارم زیر پوستی مخشونو میزنم هیچی نگفت و از کنارمون رد شدن ولی طبق معمول با خنده و حال دادن ما هم کمکم ازشون دو شدیم رفتیم یک طرف پارک که چند تا از بچه های هم رشته ای مون داشتن پینت بال بازی میکردن و ما هم همینجوری که داشتیم نگاه میکردیم نزدیک 50متر اونطرف تر دیدم 3تا دختر خیلی کس که چادر هم خدارو شکر نداشتن روی چمن ها تو تاریکی نشستن و دارن با گوشیاشون ور میرن منم همینجور رفتم به طرفشون که دیدم از پشت مازیار داره داد میزنه کونی کجا رفتی و پشت سرم داره با قدم های تند تر از من میاد چند قدمی که راه رفتیم رسیدیم به دختر ها و الحق که یکیشون فوق العاده خوشکل بود پوست صاف صورت گرد خیلی تو دل برو یک مانتو اندامیه کرم رنگ پوشیده بود با یک کون تپلی که وقتی با اون پوزیشن روی چمن ها نشسته بود وپاهاشو جمع کرده بود تو دستاش، میشد از زیر اون کون روانی کننده شو دید رو کردم بهش و دوباره من شروع کردم به حرف زدن که اره خیلی اشنا هستی و من یک عشقی قبلا داشتم که خیلی شبیه تو بوده و تو احتمالا یک عشقی نداشتی که شبیه من باشه خوشبختانه شگردم جواب داد و شروع کرد به خندیدن ما هم که پررو نشستیم شروع کردیم به کس گفتن و کس وشعر شنفتن یک کمی بلوتوث بازی کردیم و اخر سر هم من شماره شو با هک کردن گوشیش در اوردم که حالا داستانش طولانیه که با مرجان خانوم چه کردم شاید بعدا براتون نوشتم.از اصل ماجرا دور نشیم وقتی که ازشون دور شدیم دیدم همون 3تا دختر چادری که حالا ساعت 10:30شب بود از کافی شاپ اون پارک اومدن بیرون و روی یکی از نیمکت ها نشستن مشخص بود دنبال سوژه هستن منم به مازیار گفتم من بدجور پایه شدم به اینا شماره بدم اونم گفت بابا چادرین نمیشه ول کن گفتم:حالا امتحان میکنیم و رفتم جلوشون که حالا نشسته بودن و میشد باهاشون حرف زد و مثل کیر خر از کنارت رد نشن.رفتم جلو و گفتم خانوم من حرف بدی زدم که شما اینجوری از کنارم رد شدین؟هیچی نگفت و دوباره خندید گفتم گاهی وقتا ادم باید صداقت داشته باشه راستشو بخوای ازت خیلی خوشم اومده و دوست دارم باهات بیشتر اشنا بشم خدا رو چه دیدی شاید باب دوستی خیلی صمیمی بشه بازم فقط به هم نگاه میکردن و با هم به حرفام میخندیدن دیگه داشت کونم میسوخت که چند تا کس ترم خوشحال منو کیر خودشون بکنن ولی فقط محض رو کم کنی شمارمو از جیبم اووردم بیرون و دادم به همونی که قیافه ی قابل تحملی داشت و گفتم خوشحالم میکنی بهم بزنگی. بعد برگشتم با مازیار و رفتیم خونه شام خوردیم و بعد از یک قلیون خوابیدیم صبح که بیدار شدم دیدم یک میسد کال دارم که شماره اش نا شناس وقتی که از کلاس برگشتم بهش زنگ زدم و خودشو معرفی کرد و بعد از 10دقیقه کس و شعر گفتن دیدم که داره خرجم میره بالا خداحافظی کردمو بحث پیچوندم .خودشو الهام معرفی کرد و گفت از همون اول از من خوشش اومده ولی چون جلوی دوستاش خجالت میکشید نمیخواست سوتی به دستشون بده ازین کس و شعر ها همانطور که حدس زده بود ترم اولی بودن و اهل این شهر هم نبودن خلاصه اینکه طرف کسی رو نداشت و ما اولین دوست پسرش بودیم .دائم من بایستم بهش بزنگم و اون بگه که چه گناه بزرگی مرتکب شدم که با تو حرف میزنم منم که اصلا حال و حوصله ی این کس و شعر ها رو نداشتم و از طرفی میدونستم که یکم وابسته شده چند روزی باهاش قهر کردم که خودش برگرده توی این جور موقعیت ها بهتون پیشنهاد میدم اینکارو بکنید خیلی جواب میده به تجربه ثابت شده.وقتی که دوباره باهاش اشتی کردم اینبار دیگه ازین مزخرفها نمیگفت راستشو بخواین خودش دختر خوبی بود ولی دوستاش پرش میکردن که منو بتیغه و ازین حرفا منم خداییش ازش بدم نمیومد تا اینکه دیدم زنگ میزنه جلوی دوستاش از من میخواد براش شارژ بفرستم و یه جورایی جلوی دوستاش کلاس بذاره که دوست پسرشو میتیغه منم که توی این جور مسائل خیلی کنس بازی در میارم که چهار روز دیگه نگه که منو تیغیده.این اولین عقده ای بود که ازش به دل گرفتم یکبار دیگه هم با هم قرار بیرون گذاشتیم من به خاطر این قرار یک روز دورتر رفتم به شهر خودمون که ببینمش قرار بود با دوستش بیاد بیرون و بعدش با هم بریم قدم بزنیم که اومد بیرون ولی دوستش عین کنه بهش چسپیده بود و ول کن نبود اخر سر هم من اعصابم خورد شد و رفتم بهش اس ام اس دادم که دیگه باهات کاری ندارم.چند لحظه ی بعد زنگ زد که بخدا نمیخواستم اینجوری بشه دوستم منو ترسوند که نکنه یک اشنا مارو با هم ببینه و منم یک دفعه انگار بهترین خبر دنیارو بهم داده باشن بند همین کلامو گرفتمو بهش گفتم ببین الهام تو تا حالا هر وقت با من قرار گذاشتی یا منو بردی یک کافی شاپ خلوت یا اینکه اینجوری با من دزد و پلیسی بازی کردی خوب اگه ازت یک چیزی بخوام جون امیرعلی قول میدی که انجامش بدی ؟اخه هم برای تو خیلی خوبه و هم برای من گفت چی تا ببینم چی باشه؟گفتم نه اگه بگم باید قبول کنی ناسلامتی گفتم جون امیرعلی؟گفت:باشه بگوگفتم:ازت میخوام قرار بعدیمون تو خونه ی من باشه چون هیچ جایی خلوت تر از خونه ی من نیست و هیچ جای دیگه نمیشه مثل خونه ی من با هم دیگه حرف بزنیم گفت :باید فکر روش کنم.منم تا اینو شنیدم بدون خدافظی قطع کردم دوباره زنگ زد و من اشغالش کردم مطمئن شد که ناراحت شدم اس ام اس داد باشه قبول میکنم ولی اگه فقط بخوای حتی کنارم بشینی جیغ میزنم و میام بیرون حالا اشتی؟ بهش اس دادم :اشتی ولی اینقدر بی اعتماد نباش خلاصه من اون روز رفتم شهر خودمون .ماجرای اونروز رو هم گرچه پیش درامد قرار خونه بود ولی بازم نتونستم به خودم بقبولونم که اینجوری کیر دست یک دختر شده باشم.خلاصه طی تماس ها ی بعدی که گرفتیم قرار هفته اینده که من میومدم به شهر محل دانشگاه رو فیکس کردیم قرار شد یک روزی که کلاس زیادی نداره از صبح تا بعد از ظهر بیاد پیشم 2تا از کلاس ها رو هم بپیچونه همینطور هم شد و با کمی تاخیر بالاخره پاشو به خونه باز کردم.قسمت خنده دار ماجرا از اینجا شروع میشه که خدا میدونه لحظه ای که اومد وارد خونه شد رنگش مثل گچ سفید بود و ترس رو میشد از تو چشماش دید معلوم بود منتظره اینه که 6-7تا عرب خر کیر بیان کونشو پاره کنن منم که دیدم اینجوریه به روی خودم نیووردم و رفتم فاصله 5متریش نشستم و شروع کردم به کس و شعر گفتن 5دقیقه ای که گذشت حالش بهتر شده بود رفتم دوتا رانی از تو یخچال اووردم و یکیشو دادم بهش اون یکی رو هم باز کردم که بخورم اولین قورت رو که رفتم بالا دیدم رانی خودشو که باز کرده بود داد به من و رانی منو گرفت شروع کرد به خوردن دیگه داشت اعصابم خورد میشد ولی بازم تحمل کردم و بیخیال قضیه شدم همینجوری که داشتیم میخوردیم اومدم کمی نزدیک تر که وقتی رانی شو خورد ازش بگیرم و بندازم سطل اشغال اونم که از بس اولش ترسیده بود اروم اروم میخورد و من از موقعیت استفاده کردم و زیر رانی رو همون لحظه ای که داشت میخورد دادم بالا گفتم زود بخور دیگه که نصفش ریخت روی چادرش گفت ا ببین چکار کردی حالا من چطوری برم خونه با این منم بدون اینکه بهش چیزی بگم چادرشو از سرش برداشتم و گفتم طوری نیست حالا دستشو گرفتمو بلندش کردم و بردمش سمت حمام که خیلی از ما فاصله ای نداشت اشاره کردم به دوش و گفتم بیا این اب و این پودر یک دقیقه بشورش تا بخای بری خشک میشه مونده بود چکار بکنه این ازین که دستشو گرفتم و اینم از اینکه حالا باید تو حموم چادر بشوره و حجاب اسلامی در خطر افتاد منم بهش مجال ندادم که نظر بده و رفتم سمت اتاق اینقدر وقت داشتم که نخوام با عجله همه چیرو خراب کنم اونم سریع چادرشو شست داد به من که ببرم پهنش کنم حالا تقریبا نیم ساعتی میشد که ما پیش هم بودیم اون هر لحظه که میگذشت اعتمادش بیشتر میشد حالا با یک مانتو کنار اتاق نشسته بود و داشت کس و شعر بهم تحویل میداد رفتم کنارش نشستم یخورده جابجا شد ولی نه زیاد حال بیشتر میشد تو صورتش نگاه کرد وقتی حرف زدناش تموم شد من تریپ عشقولانه برداشتم و گفتم راستی تو چقدر خوشکل بودی ما خبر نداشتیم اونم با شیطنت خاصی گفت پس چی فکر کردی منم خندیدم تو همین حین اروم دستشو گرفتم و گفتم نه جدی میگم خیلی خوشکلی عزیزم تا حالا باهاش اینجوری تریپ عشقولانه برنداشته بودم اونم دستش تو دستم بود و دوست نداشت فضای کیری بینمون خراب بشه واسه همین مقاومتی نشون نداد همینجوری داشتم ازش تعریف میکردم و اونم تو اوج اسمونا فکر میکرد حوری بهشتی هست اروم لپشو بوسیدم یکه خورد ولی بدشم نیومد بهش گفتم من خیلی خسته ام میخوام چند دقیقه دراز بکشم بیا بریم اونجا که داشتم به تخت اشاره میکردم بشینیم تو فکر بود که بیاد یا نیاد زیر بغلشم گرفتمو کشوندمش سمت تخت دستم به پستوناش میخورد حرفی نمیزد خودشو زده بود به خریت که من نمیفهمم تو چه کار داری میکنی وقتی به تختم رسیدیم من دراز کشیدم اونم لبه ی تخت نزدیک به کیرم پشت به من نشسته بود سرشو چرخونده بود و کس و شعر میگفت منم اروم دوباره دستشو گرفته بودم و حرفای عاشقانه بهش تحویل میدادم چند دقیقه بعدش بهش گفتم عزیزم من اینجوری خیلی ناراحتم اگر خسته نبودم کنارت مینشستم ولی حالا که خسته ام تو بیا کنارم دراز بکش گفت نه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه گفتم اذیت نکن دیگه دست گذاشتم روی شونه شو سرشو اوردم سمت بالشت مخصوصا هم خیلی ازش فاصله گرفتم که بخوابه وقتی که خوابید به کمر خوابید گل سرش رفت توی سرش وگفت اه به حدی سکسی گفت یک لحظه فکر کردم یک جنده اینکاره کنارمه خلاصه گفتم چی شد عزیزم؟داشت گل سرشو جابجا میکرد که من مقنعه شو بدون اینکه ازش بپرسم در اووردم و یک حالتی که خیلی برام مهمه که چی شده داشتم پوست سرشو نگاه میکردم تا اون موقع توی این فاز ها نبودم که موهاش چه شکلی هستن ولی وقتی که خوابیدم اون بلند شد گل سرشو گذاشت بالای تخت و خواست که دوباره مقنعه شو بپوشه که با حالت التماس گونه ای گفتم نه خواهش میکنم موهات خیلی خوشکلن (و واقعا هم همین جور بود موهای خرمایی خیلی بلند که تا پایین کونش بودن ولی زیر مقنعه میبافتشون و یک جوری جمعشون میکرد که اصلا یک شاخشم مشخص نبود ) دوست دارم نوازششون کنم توروخدا وقتی حالت چهره ی منو دید دلش نیومد مقنعه رو از دستش گرفتم و گذاشتمش کنار تخت دوباره کشیدمش طرف بالشت و این دفعه ازش دور نشدم بر عکس کیرمو چسپودم بهش و داشتم با موهاش ور میرفتم انگار جنس موهاش از ابریشم بود خیلی نرم و جالب بودن همینطور که داشتم با موهاش بازی میکردم دستمو اووردم به سمت پیشونیش که با موهایی جلوی سرش بازی کنم ولی چون دست راستم به راحتی نمیچرخید یکم از سر جام بلند شدم و چرخیدم به سمتشو دستمو بردم توی موهای نزدیک گوشش و شقیقه هاش دوسه بار به راه موهاش حالت دادم دیدم نفس ها ی سکسی میکشه و چشماشو به زور ثابت نگه میداره که من نفهمم کسش خیس کرده ولی من این حالت دختر رو تجربه کرده بودم و فهمیدم نقطه ی حساسش همون نوازش کردن موهاش هست اکثر دخترا اینجوری هستن امتحان کنید میفهمید که چقدر دوست دارن موهاشونو نوازش کنید.حالا نوبت من بود که از این فرصت استفاده کنم سرمو گذاشتم روی بالشت و اروم شونشو گرفتمو چرخوندمش به طرف خودم حالا دوتاییمون به بغل رودرروی هم خوابیده بودیم و من داشتم کاری رو میکردم که اون بیشتر خیس کنه همینطور که داشتم موهاشو نوازش میدادم پای خودمو جوری تو شکم جمع کردم که سر زانوم روی کسش باشه بازوی چپم رو زیر سرش گذاشتم و کامل سرشو اوردم به سمت سر خودم اونم چشماشو بسته بود و نفس ها نیمه عمیق میکشد که وقتی بازدم میکرد از گرمای نفسش داغ میکردم.صورتشو بالا تر اوردم از روی لپش اروم اروم شروع کردم به بوسه های کوچیک که فقط یک حالت شهوت با قلقلک ایجاد میکنه واسه همین هم دوست داشت بوسش کنم و هی سرشو جابجا میکرد تا جایی روی صورتش پیدا کنه که وقتی من اروم بوس میکنم فقط شهوت باشه نه قلقلک همینجوری که اروم همه جای صورت گردنشو میبوسیدم بالاخره رسیدم به لب هاش انگار دوست نداشت که لب بده ولی وقتی که من بوسه ی روی لب هاشو طولانی انجام دادم خیلی خوشش اومد وصورتشو جابجانکرد منم داشتم لباشو میخوردم لبای گوشتی داشت از لبای من یکم بزرگتر بودن خلاصه مشخص بود که داره حسابی حال میکنه دست کردم و اروم ملافه ای که کنارمان بود رو انداختم رومون و زانومو که روی کسش بود صاف کردم و دستمو انداختم روی پشتش جوری که نصف دستم روی برامدگی کونش بود کشیدمش سمت کیرم که حالا خیلی خفن راست کرده بود و داد میرد من کس میخوام یالا من کس میخوام یالا .الهام که شهوت از سر و روش میبارید و معلوم بود توی کسش ابشار راه افتاده هیچ مقاومتی نسبت به کارای من نشون نمیداد شاید نزدیک 30دقیقه من فقط داشتم سر و گردنو لباشو میخوردم بعدش اروم دست چپشو که گذاشته بود بین سینه ی منو پستونای خودش که سینه من به پستوناش نچپه گرفتمو انداختم دور گردن خودم یکم مقاومت کرد ولی من چون سریع رفتم توی بغلش وقت نذاشت که دستشو دوباره جمع کنه حالا کاملا توی بغل هم سفت به هم چسپیده بودیم و من داشتم از بالا لباشو میخوردم و از پایین از روی لباس به کسش تقه میزدم دستمو بردم کاملا روی کونش و به طرف کیر خودم میکشدم که کاملا کسش بخوره به کیرم اولی بود که نفسهای گرمش به ناله ها خیلی ظریف تبدیل شده بودن منم اروم مانتو شو تا بالای کونش دادم بالا و اروم اروم دستمو از پشت کردم توی شلوارش کون تپلی شو که نیمه نرم بود رو میمالیدم ولی دستم از یک حدی پایین تر نمیرفت مجبور شدم دوباره دستموبیارم بیرون و به طرزی که نفهمه دکمه شلوارشو باز کنم واسه همین به بهانه اینکه میخوام کیرمو جابجا کنم یکم ازش فاصله گرفتم به جای کیر حالا این دستم بود که میخورد به کسش وقتی بیشتر میمالیدم اونم بیشتر اه و اوه میکرد ولی خیلی با صدای ضعیف بود که اینم حال خودشو میده دیگه وقتش بود که دکمه شلوارشو باز کنم ولی از شانس کیری ما دکمه اش خیلی محکم بود و مجبور شدم جوری بازش کنم که کیر زد وسط حال کردنمون و دستشو گذاشته بود روی دکمه ی شلوارش و بیخیال نمیشد خلاصه با کلی عزیزم قربونت برم راضی شد منم بالاخره این دکمه ی کیری رو بازش کردم دستمو از پشت کردم لای کونشو 2-3تا لب حرفه ای ازونا که فهمیده بودم دوست داره ازش گرفتمو دستمو بردم پایین تر که رسیده بود به اون کس خیسش که انگار صابون ریختن لای کوسش چون خیلی لیز شده بود هیچ وقت تا حالا کس به این خیسی و لیزی نکرده بودم که داشت قسمت میشد امتحان کنیم داشتم کسشو از پشت میمالیدم که نفس های گرمش داشت دیوونم میکرد دستمو از توی همون شلوارش اوردم جلو که از جلو کسشو بمالم موهاشو معلوم بود چند روز قبل زده بود چون یکم بالای کسش زبری داشت ولی نه اونقدر که توی ذوق بزنه داشتم چوچوله شو به حالت دورانی میمالیدم چند لحظه ای یک بار هم انگشت بزرگم میکشیدم لای درز کسش که با این کارم الهام میرفت تو اسمون و برمیگشت دیگه حسابی اماده دادن بود در حدی که اگه ولش میکردم پاچه مو میگرفت .از اونجایی که نمیشد با یک دست این شلوار جین تنگی که الهام پوشیده بود در اورد اون یکی دستم رو هم از زیر سرش اوردم بیرون الهامو به کمر خوابوندم همینجور که داشتم لباشو میخوردم شلوارشو بالاخره تا نصفه کشیدم پایین به حدی که اگر کیرمو لای پاهاش میذاشتم زیر کیرم به شلوارش میگرفت ولی از زور شهوت که داشتم دیوانه میشدم کیرمو که داشت منفجر میشد رو گذاشتم لای پاهاش و به کسش میمالیدم اونم داشت اه و ناله هاش قویتر میشد و راحت میشد بشنوی که چجوری اه و ناله میکنه اه اه اه اوووووووم اه ه ه 4-5تا تقه که زدم به نشانه ی نارضایتی بلند شدم و به حالتی که جرات نکنه حرفی بزنه شلوارشو تا ته کشیدم از پاش بیرون مانتو شو هم تا بالای سینه هاش به همراه سوتین و بلوز زیر مانتوش دادم بالا و خوابیدم روش و کیرمو دوباره کردم لای پاهاش دوباره بعد از 10-12تا تقه که داشتیم خیلی حال میکردیم دیدم که الهام نمیتونه خوب نفس بکشه اخه لباساشو تا روی گلو داده بودم بالا و اینبار خودش دست به کار شد و یکم بهش فرصت دادم که مانتو شو که خیلی مدل تخمی بود و از پشت زیپ داشت رو دربیاره بلوزشم خودم به محض اینکه مانتوشو در اورد در اوردم سوتینش رو هم خودش دوباره کشید روی سینه هاش که من حالا داشتم به خودم نگاه میکردم که تیشرتمو در نیاوردم تا اون سوتینشو داشت میکشید روی پستونای خوشکلش منم تیشرتمو در اوردم حالا هر دو لخت بودیم داشتیم توی فضا سیر میکردیم با وجود اینکه لای پاهاش هم به قدری خیس شده بود که مثل کس شده بود ولی من اینجور کردنو دوست ندارم واسه همین بلند شدم و پاهاشو بیشتر باز کردم کیرمو تا فقط تا سر کلاله اش میکردم تو اخه خانوم هنوز باکره بودن و نمیشد پلمبشو دست کاری کرد الهام: اه اه اه اه اه اه اه اه اه امیرعلی دوست دارم میخوامت خیلی دوست دارم اه اه اه اه اه اه اه بیشتر بکن تو میگفتم میخوای بدبختم کنی پاهاشو انداخت دور کمرم محکم منو با دستاش کشید سمت خودش.با دست راستش گردنمو گرفته بود که ازش جدا نشم و دست چپش هم با ناخونای بلندش پوست کمرمو داشت چنگ میزد ولی به حدی شهوتی بودم که اصلا دردی احساس نمیکردم 3تا اه که هر کدوم نسبت به قبلی بلندتر بودن گفت و با یک چنگ که بعد از چند وقت جاش روی پشتم بود ارضا شد شل و ول افتاده بود منم اخرایی بود که داشت ابم میومد میدونستم که تمام وجودم از تو کیرم میزنه واقعا دیگه داشت میومد دوتا تقه زدم سریع پاهاشو کنار هم جفت کردم و کیرمو دوباره گذاشتم لای پاهاش و2تا تقه ی دیگه و ابم اومد ریختمش وسط پاهاش بعدا که برام تعریف کرد اول تعجب کرده بود که خودش چرا اینطوری شده میگفت یک لذت خاص که هیچ وقت تجربه اش نکرده بود بهش دست داد دو برابرش ازین تعجب کرده بود که من چرا اینطوری شدم یک دفعه خلاصه وقتی از روش بلند شدم از دست من شاکی بود که چرا پاهاشو کثیف کردم منم یک مشت دستمال کاغذی اوردمو کیرمو تمیز کردم بعدشم پاهای الهام رو پاک کردم و دوباره پتو رو انداختیم روی خودمون لخت خوابیدیم تو بغل همدیگه یک بوس از لبام کرد که ازش ناراحت نباشم پشتشو کرد بهم و خوابید زودتر از اونی که فکرشو میکردم خواب رفت منم خوابیدم وقتی بیدار شدیم4 بعد از ظهر بود من که داشتم از گرسنگی میمردم بهش گفتم عزیزم واسم یک چیزی درست میکنی اونم خیلی گرسنه بود شرتشو پوشید جالب اینجا بود از من خجالت هم میکشید و بهم میگفت نگاه نکن خلاصه شلورک دوستمو دادم بهش و بلوز خودشو هم پوشید و رفت که نهار درست کنه خوشبختانه تویخچال سوسیس و ازین ات و اشغالای دانشجویی بود سریع درست کرد و نشستیم خوردیم و دوباره شروع کردیم به کس و شعر گفتن که چه جوری بود حال داد بهت وازین حرفا هنوز 3ساعت دیگه وقت داشتم بهش گفتم الهام جان پایه شدم برم حموم گفت خوب به من چه گفتم اخه تنهایی نه فاز نمیده یک جوری که انگار کفر گفته باشم نگام کرد بعد پیش خودش یکم فکر کرد و فکر میکنم پیش خودش گفت تجربه ی قبلی که خیلی خوب بود بذار دوباره تجربه اش کنم رو کرد و بهم گفت زشته گناه داره منم گفتم عزیزم مگه تو نگفتی که من کثیفت کردم خوب حالا میخوام تمیزت کنم قول میدم نگاه نکم فقط همدیگرو بشوریم همینطور که داشت فکر میکرد دستشو گرفتمو گفتم فکر نکن دیگه بین اومدن و نیومدن بود که بغلش کردم بردمش تو حموم میخواست بره بیرون از روی شیطونیش بود که بعدا بگه من نمیخواستم برم حموم تو منو به زور بردی تو حموم منم سریع گرفتمش و زیر دوش یکم خیسش کردم بعد کشیدمش کنار گفتم اگه با من حموم نکنی بخدا همینجوری با لباس خیست میکنم که مجبور باشی امشبم پیشم بمونی که گفت نه تو رو خدا اقا خیلی لوسی من خجالت میکشم منم گفتم منم قلیون میکشم دلیل نمیشه زود باش همینطوری خودم هم شروع کردم به کردن اول تیشرت و بعد شلوار و اومدو شرتمو در بیارم که دیدم عین بز داره منو نگاه میکنه گفتم تو که هنوز هیچ کار نکردی زود باش دیگه زل زده بود به قلبه ی کیرم خودم رفتم جلو بلوزشو که یکم خیس بود در اوردم بعد سوتین سبزشو که تازه داشتم حجم اون سینه ها رو میدیدم در حدی بودن که اگر میگرفتیشون توی مشت یک کوچولو در اطراف دستت میزد بیرون نوک قهوه ای خوشرنگی داشتن گفتم جون یکی از سینه ها شو مالیدم و یک لب درست حسابی گرفتیم یکم راه افتاده بود و لبامو اروم مک میزد اومدم دکمه شلوارشو باز کنم که دستم و زد کنار و خودش دست به کار شد تا من شرتمو در اوردم اونم لخت شد گرفتمش تو بغلم کیرمو بین پاهاش بازی دادم که یکم شهوتی بشه بعد رفتیم زیر دوش همون طور که قول دادم خوب شستمش اون موهای بلندش زیر اب خیلی خوشکل تر شده بودن بعد از اینکه مطمئن شدم خوب تمیز شده شروع کردم به خوردن کسش ریز اب دیگه نمیتونست بایسته نشست کف حموم منم ول کن کسش نبودم اخه معلوم بود تا حالا هیچکس نکردتش کسش خیلی خوش فرم بود تپلی و سفید که ات و اشغالم از وسطش نزده بود بیرون که کسشو زشت کنه هرچی میلیسیدم بازم میخواستم برای اونم بد نبود که داشت حالشو میبرد با پاهاش سرمو از دو طرف فشار میداد وقتی که پاهاشو باز میکرد با دست سرمو به کسش فشار میداد اخر سر دیگه داشتم نفس کم میاوردم اگه یکم گشاد بود کلم میرفت توی کسش با این زوری که این میزد.بعد از چند دقیقه به خودم گفتم حالا وقت کردنه کیرمو میکشیدم لای پاهاش اونم بیخیال همه چی خوابیده بود کف حموم اه و اوه میکرد اکوی صداش توی فضای حموم با صدای شرشر اب صحنه ی وصف ناپذیری ترسیم کرده بود که فقط باید تجربه اش کنید تا بفهمید چی میگم حسابی که کیرمو تا کلاله میکردم تو حس کردم ابم داره میاد این دفعه بهش گفتم که داره ابم میاد اون هنوز ارگاسم نشده بود واسه همین بهم گفت بکن اه اه بکن همین از روی شهوت سکسی حرف زدنش منو دیوونه کرد و ابم کمتر از دفعه اول ولی بازم به نسبت خوب کند واقعه ی جالب این بود که با هم به ارگاسم رسیدیم و خیلی حال کردیم دوباره بلند شدم و شستمش اونم همینطور منو دیگه خجالت نمیکشید و راحت به کیرم دست میزد و قربون صدقه اش میرفت اخر سر اومدیم بیرون من سشوارمو دادم بهش موهاشو کامل خشک کنه منم لباس پوشیدم دیگه وقتش بود که بره لباساشو پوشید اون چادر کیری رو هم دادم بهش سرش کرد واسش اژانس گرفتم واسه اینکه توی اون محل تابلو نشم سر کوچه اژانس اومد دنبالش و منم نرسوندمش که کسی مارو باهم نبینه واز سوز کونش به صاحب خونه چغلیمو نکنه وقتی رفت تو راه بهم اس ام اس داد که خیلی خوش گذشت دوست دارم امیرعلی جووووووووون منم جوابشو دادم منم همینطور میخوامت تا پای جووووووووون.بعد از اونم چند باری کردمش ولی دیدم داره وبال گردنم میشه و تریپ ازدواج برداشته به طرز ماهرانه پیچوندمش.این خاطره من بود ببخشید که طولانی بود ولی ذکر جزییات خالی از لطف نیست امیدوارم خوشتون اومده باشه و بدونید هرچی عشقیه زیر چادر مشکیه .نظر یادتون نره.بای</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2604</post-id>	</item>
		<item>
		<title>بذار برات گشادش کنم مامانی تا خوب کرده بشی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d8%b4-%da%a9%d9%86%d9%85-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a8/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d8%b4-%da%a9%d9%86%d9%85-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 19 Aug 2019 06:54:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اسمتون]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنش]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناتو]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[پستونش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[تاخیری]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[توکونش]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[حیاطشون]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشم]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوازده]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتای]]></category>
		<category><![CDATA[سرعتمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شمارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشاشو]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرش]]></category>
		<category><![CDATA[موندمو]]></category>
		<category><![CDATA[میاومد]]></category>
		<category><![CDATA[میبندم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میچسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکم]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بگم یکی از شون با فیلم سکسی دوست دخترم الهه _ اون دختر قشنگ و نازی بود خونشون چند خیابون پایین تر خونه ما بود خونشون طوری سکسی هست که از دو طرف در داره شاه کس و پله های که از طرف در اصلی به پشت بام وصل میشن خیلی وقت کونی بود که [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بگم یکی از شون با فیلم سکسی دوست دخترم الهه _ اون دختر</h2>
<p>قشنگ و نازی بود خونشون چند خیابون پایین تر خونه ما بود خونشون طوری سکسی هست که از دو طرف در</p>
<h3>داره شاه کس و پله های که از طرف در اصلی به</h3>
<p>پشت بام وصل میشن خیلی وقت کونی بود که اون رو مبپایدم ساعت یک بعد از ظهر که می شد جلو</p>
<h4>راهش جنده سبز می شدم فقط نگاهش میکردم و اروم بهش</h4>
<p>میگفتم دوست دارم فقط همین یه پستون جمله طوری هم می شد که بعضی وقتا از ترس اینکه بهم حرف بزنه</p>
<h5>از دور کوس براش بوس میفرستادم اون همیشه بی توجه رد</h5>
<p>میشد تا اینکه به خودم گفتم اینجوری فایده نداره راهش این نیست . من سکس زیاد داشتم اما دوستی اونم با یه سکس داستان دختر غریبه رو</p>
<h6>نداشتم بلد نبودم چکارش کنم اخرش دیدم یه ایران سکس راه بیشتر</h6>
<p>ندارم از برنامه هاش خبر داشتم بیشتر وقتا که کسی خونشون نبود میرفت تو حیاط پشتی و اهنگ گوش میداد منم شمارمو نوشتم و انداختم تو حیاطشون و زدم به چاک رفتم تو کوچه شون اینقدر رفتمو اومدم که دختر همسایشون درو باز کرده بود و هی نگاه میکرد وقتی نگاش میکردم لبخند نازی رو لباش می اومد غیافش خیلی خوشگل بود شروال چسبیده ای پاش بود با یه بلوز قرمز استین کوتاه ممه هاش غلمبه زیر بلوز مشخص بودن مثل مانکن ها خوش اندام بود و خوش هیکل روسریشو هی مرتب میکرد اعصابم خراب بود میخواستم هر طوری که شده الهه رو ببینم . نمی شد یه جا وایسم فایده نداشت واسه دختره همسایشون که اشاره میداد با دست بای بای کردم و رفتم . باید منتظر میشدم تا بیاد بیرون اون روز گذشت بیست دقیقه قبل ازامدنش تو مسیر دبیرستان منتظرش وایسادم از دور دیدمش با یه دختره دیگه ای داشت می اومد حالم یه جورای شده بود شهوت و دوست داشتن و حکایت من و خرمای بر نخیل اونقدر قشنگ بود که تا میدیدمش کیرم کاری میکرد که نتونم تکون بخورم سیخ میشد : داشتم بد جوری با شهوت نگاش میکردم اون نگاهی به من کرد و با یه نازی که قلبمو از جا کند به مسیرش ادامه داد با کیر سیخ شده زیر شروالم نمیدونستم چکار کنم ابرو برام نذاشته بود میخواست خودشو از اسارت رها کنه هر طوری بود اروم اروم رفتم دنبالش دوستش که ازش جدا شد سرعتمو بیشتر کردم رسیدم پشت سرش این بار بدون واهمه طوری که صدامو بشنوه بهش گفتم ترو خدا به شمارم زنگ بزن دیگه تحمل ندارم . اون هیچی نگفت پشت سرش بودم تا رسید در خونشون نگاهی بهم کرد میخواست درو ببنده بهش گفتم دوست دارم : شاد و شنگول بودم گوشیم رو از خودم جدا نمیکردم ساعتای دوازده شب بود با صدای ویبره گوشیم بیدار شدم شماره رو نگاه کردم اشنا نبود ورداشتم الو بفرمایید گفتم جواب نیومد حسی بهم گفت خره خودشه دو سه بار الو الو کردم جواب نمیداد و قطع میکرد خواب از سرم پریده بود کیرم هم داشت یه چیزای حس میکرد هر چی گوشیم زنگ میزد ور میداشتم حرف نمیزد و زود قطع میکرد. از تلفن خونه زنگ میزد خواستم خودم زنگ بزنم اما گفتم نه اگه خودش باشه من زنگ بزنم نصف شبی همشون بیدار میشن و اون لو میره تا اینکه دیگه زنگ نزد منم که کیرم راست شده بود چاره ای جز یه سکس خیالی با الهه رو نداشتم رفتم حموم الهه رو پیش خودم مجسم کردم صورتش واقعا قشنگ بود چشای سیاه و دماغ قشنگ و دهن غنچه ای کونش دیونم کرده بود خوش فورم وخوش هیکل برام غنبل زده بود کیرمو جا داده بودم تو کونش و تلمبه میکردم که ابم اومد ریختم تو کونش بعدش کیره توکف موندمو شستم رفتم خوابیدم: روز بعدش اول صبحی کیرم راست راست شده بود به کیرم قول دادم اخرش کون الهه رو میکنی غمت نباشه میخواستم زودتر ببینمش اما نمیشد یک ساعت مونده بود به وقت اومدنش رفتم حموم خودم و کیرمو حسابی تمیز کردم خوش تیپ و تر تمیز رفتم بیرون اینبار جلو در دبیرستانشون منتظر شدم ده دقیقه ای بیشتر نمیگذشت که دخترا گله ای اومدن بیرون الهه رو تا دیدم خودمو نشون دادم اینبار دوستش تا منو دید ازش جدا شد حس کردم باش هماهنگ کرده بهش نزدیک شدم زیاد بلد نبودم چی بگم اما رفتم جلو بغل دستش راه افتادم بهش سلام کردم با کمی سر تکون دادن فهمیدم جواب داده بعد بهش گفتم دیشب خواب نداشتم همش جلو چشام بودی اون ساکت بود و به مسیرش ادامه میداد من که روم باز شده بود همش حرف میزدم که یه باره بهش گفتم میخوام بام حرف بزنی میخوام منو دوست خودت بدونی اذیتم نکن جان من شمارتوبده زنگ بزنم . خنده خوشکلی کرد و گفت تا ببینیم بعد الهه با صدای نازکی بهم گفت خوب اول باید بدونم با کی حرف میزنم اسمتون گفتم سامان هستم اونم گفت الهه و از ادمای سگ صفت بدم میاد : بعدش اون از نامردی پسرا با دوستاش گفت که چه بلاهایی سر دوستاش اوردن داشتیم نزدیک خیابونشون میشدیم که گفت شب زود میخوابی گفتم نه بابا چه خوابی تو بخوای بیدارم بعدش گفت شب میتونی بیای گفتم اره اما کجا گفت خونه ما جواب دادم چطور گفت زنگ که زدم بهت میگم : بعدش خداحافظی کرد و گفت دیگه نیا دنبالم &#8230; اون که رفت تازه متوجه شدم الهه چرا تا بهم نگاه میکرد خنده رو لباش می اومد احساس میکردم به زور جلو خندشو گرفته نگو که کیرم خودشو تابلو نشون داده بود اونقدر راست شده بود که نمیتونستم درست راه برم کاملا مشخص بود کمی یه جا وایسادم اروم که شد برگشتم خونه رفتم تو اتاقم دراز کشیدم میخواستم جلغ بزنم اما جلو خودمو گرفتم وقت میگذشت دیگه شب شده بود چشمم به گوشی بود و دستم پیش کیرم اصلا نمیخوابید تا اینکه گوشیم زنگ خورد رفتم زیر پتو و جواب دادم باز حرف نزد ولی قطع نکرده بود بهش گفتم فدای چشای قشنگت حرف بزن میخوام صدای نازتو بشنوم که اروم گفت سامان بیا در خونمون من تا اینو گفت گفتم باشه میام ولی تو شمارتو بده رسیدم دم در بهت زنگ بزنم اونم گفت باشه خودم بهت تک میزنم : یه قرص تاخیری خوردم و یواشکی از خونه زدم بیرون خودمو رسوندم دم در خونشون که اون زنگ زد گفت کجای گفتم دم در گفت مراغب باش کسی تو رو نبینه درو باز میکنم بیا تو راستش ترسیده بودم خواستم بگم نه خطر داره اما نمیخواستم کم بیارم گفتم باشه باز کن اروم درو باز کرد من رفتم جلو گفتم بریم کجا اشاره به پله ها کرد گفت تو برو بالا پشتبوم من درو میبندم و میام &#8230; باور کنید طوری ترسیده بودم که کیرم راست نمیشد رفتم تو حیاط و از پله ها رفتم بالا . دور پشت بامشون رو با بلوک یک مترو نیم اورده بودن بالا طوری کی فقط کله من به بیرون مشخص بود اطرافو چک کردم راه در رو نداشت با خودم گفتم چه خریتی کردم اگه حالا به جای الهه بابای دو متریش بیاد بالا من چکار کنم که اون هم اومد بالا یه تاپ و یه شروالک پوشیده بود ترس وهمه نگرانیها یادم رفت کیرم یه باره جون گرفت اومد نزدیکم یواشکی بهم گفت سامان بغلم کن منم گرفتمش و بوسیدمش اومنم منو بوسید لباشو بوسیدم بهم گفت که دوسم داره و از دخترای همکلاسیش راجب من پرسیده بوده لب گرفتن بلد نبود زبونم رو به زبونش میزدم بعد گوشاشو بوسیدم و لاله گوشش رو خوردم بهم گفت سامان بسه دیگه من میترسم بهش گفتم بخدا بهت دست نمیزنم اگه راضی نباش گفت پس فقط بوس فشارش دادم و گردنشو ماچ کردم بهش گفتم باشه خوشکلم کیرم راست شده بود و به پاهاش میزد اون با احساس کیرم رو پاهاش خودشو بهم میچسبوند مونم فشارش میدادم کمرشو مالش میدادم بهش گفتم قربونت برم بیا یه جا بشینیم اون من برد گوشه حیاط یه فرش لول شده بود پهن کرد نشوندمش افتادم روش شروع کردم از بالای تاپ سینه هاشو خوردن بهش گفتم میخوام شیر بخورم پستوناتو میدی حرفی نزد منم دست بردم پیش پستونش وای چه پستونای اناری و سفتی تاپ رو کنار زدم و نوک پستونشو کردم تو دهنم داشتیم حال میکردیم الان دیگه داشتم پستونشو میخوردم اروم اروم هم با دست مالش میدادم و میرفتم پایین صداش در اومده بود اه اه میکرد یه باره خوابیدم روش و بوس بوسش کردم و رفتم سراغ پاهاش شروالکشو با دندون گرفتم کمی کشییدم پایین از رو شروالک کوسشو بوسیدم اروم اه اه میکرد یواش بهش گفتم میخوام بلبلت رو ببوسم نترس کاریش ندارم شروالکشو اوردم پایین و شرت نازک قرمزشو دو دستی تا زانوش کشیدم افتادم به جون کوسش زبونمو رو کوسش میزدم و بالا و لب کوسشو لیسش میزدم کیرم سیخ شده بود شرتو شروالکشو کامل در اوردم پاهاشو باز کردم و سرم رو بردم وسط پاهاش تو شب نیمه تاریک و زیر اسمون کوس قشنگش مثل یه سیب سرخ بود زبونم رو کردم تو کوسش که از کمر خودشو بالا برد فهمیدم داره حال میکنه منم با حرکت اون هماهنگ بودم کوسشو میمکیدم وای چه کیفی داره لبای کوسشو با لب میگرفتم و میکشیدم وقتی زبون میکردم تو کوسش صدای اه اهش بیشتر میشد اب کوسش با اون طعم شور اه چه کیفی داشت دهنم تو کوسش بود و زبونم رو میچرخوندم تو کوسش حسابی حشری شده بودیم کوسشو بالا پایین میکرد من وایسادم گفت بخور بخور کوسمو سامان من شروالمو تا نصفه کشیدم پایین کیرم مثل فنر اومد بیرون سرش چاق شده بود کیرم کلفته و درازیش 16 سانته تا کیرمو دید دست برد پیش کوسش و گفت بکنشتو کوسم من کیرمو اوردم پیش دهنش گفت چکار کنم گفتم کاری که من با کوست کردم اب از سر کیرم می اومد اول بدش می اومد کمی که لیس زد دیگه داشت برام ساک میزد و انگشت برده بود پیش کوسش و باش ور میرفت کیرم تو دهنش شق شده بود گفتم کافیه میخوام بگامت بخواب رو شکمت گفت کوسمو بگا گفتم نه تو دختری خوابید کون قلمبشو بوسیدم و بهش گفتم وای چقد تو کف کونت بودم گفت بکنش زود باش کیرتو بکن توش دو دستی دو طرف کونشو باز کردم توف کردم در سوراخش کونش مثل پنیر سفید بود یه تف هم رو کیرم انداختم خوابیدم روشاروم فشارش میدادم یه زره از سرش که رفت تو گفت سامان یواش شیش هفت باری رو اروم اروم زره زره کردم تا سر کیرم رفت تو کونش اوی اوی میکرد من حشری بودم کیرمو در اوردم روش توف کردم و دوباره کردمش تو کون الهه اه اه میکرد رو پهلو شدیم در حالی که فقط سر کیرم به زور رفته بود تو کونش دست بردم پیش کوسش کیرمو تو کونش عقب جلو میکردم و با دست کوسشو مالش میدادم هر کاری میکردم کیرم بیشتر تو کونش نمیرفت اولین سکسش بود کونش اکبند بود موهای سرمو میکشید داشت حال میکرد منم کیرمو با یه فشار بیشتر کردم توکونش که یه اخ اخ کرد و اروم گرفت میگفت سامان دردم میارد کیرتو بکن تو کوسم منم یه سیلی به کوسش زدم که خودش کونشو داد طرفم کیرم داشت تا نصفه میرفت تو کونش خودش هم داشت کیف میکرد همین طوری که داشتم کونشو میگاییدم اونم میگفت بکنم اخ بکنم منم کیرمو بیشتر میکردم تو کونش که یه دفعه خودشو از من جدا کرد و دستشو گذاشت رو کوسش و اه اه ی کرد من افتادم رو کوسش و کوسشو لیسیدم تا بدنش لرزید و پاهاش لرزیدن بهم گفت بیا روم بخواب خودمو انداختم روش منو بوسید و دستاشم گذاشت رو صورتم بوسیدمش از چشاش بعد کیرمو با دست گرفت و مالش میداد دیگه نمیخواست بکنم تو کونش بهش گفتم برام میخوری منو خوابوند رو کمر اومد پایین کیرمو بوسید و سر کیرمو زبون زد بعد شروع کرد به خوردن کیرم اه اه ای کیرمو خوب میخورد اه داشت اب کیرم می اومد بهش گفتم بزار ابمو خالی کنم تو دهنت گفت بدم میاد بریزش رو شکمم منم داشت ابم می اومد اون خوابید و با دست کیرمو مالش میداد سر کیرم شق شده بود دستشو زدم کنار خوابیدم روش کیرمو گذاشتم وسط رانش و شروع کردم گایدنش اه اه وای منو گرفته بود فشار میداد اخ ابم داشت میاومد از روش پا شدم و کیرمو بالای شکمش با دست گرفته بودم ابمو خالی کردم رو شکمش بعد بوسیدمش بهش گفتم تو دیگه فقط مال خودمی اونم گفت تو هم فقط مال خودمی همدیگرو بغل گرفتیم با یه دستمال تمیز شکمشو تمیز کردم و دوباره بوسیدمش شروالکشو بهش دادم گفتم زود بپوش قشنگم هر دو لباس پوشیدیم من گفتم نازم دیگه باید برم تو خونه بهم شک میکنن گفت باشه صبر کن اول من برم پایین خواست بره گرفتمش تو اغوشم نگاهش کردم و از ته دل بهش گفتم الهه دوست دارم اونم بهم چسبید بوسیدمش و رفت پایین خودش رفته بود تو خونه بهم زنگ زد گفت سامان اوظاع خوبه بیا پایین و برو در هم اروم ببند منم اروم اروم از پله ها اومدم پایین کسی تو حیاط نبود فرض درو باز کردمو در رفتم بعد اون باز باهم سکس داشتیم یه بارش هم شد سکس سه نفره دختر خالش هم به جمع ما اومد : لطفا نظر بدین اینم ای دی یاهو مسنجر بنده hamzahgh</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b0%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af%d8%b4-%da%a9%d9%86%d9%85-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175840</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.015 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 02:06:15 by W3 Total Cache
-->