<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>خونشونم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%b4%d9%88%d9%86%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:20:25 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>خونشونم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>چه عشقی میکنن باحال وقتی کیر کلفت رو به زیر کشیدن</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%b9%d8%b4%d9%82%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%b9%d8%b4%d9%82%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 Aug 2019 03:12:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقات]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاقم]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استعداد]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اونایی]]></category>
		<category><![CDATA[باریدن]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[برخلاف]]></category>
		<category><![CDATA[برسونه]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بیکاری]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمونم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونشونم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتبعد]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درمورد]]></category>
		<category><![CDATA[درمیون]]></category>
		<category><![CDATA[دلداری]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رفیقام]]></category>
		<category><![CDATA[سیگارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقونه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قرارمون]]></category>
		<category><![CDATA[قشنگترین]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونم]]></category>
		<category><![CDATA[موضوعی]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میریزم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیهو]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزه]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نظرتون]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[میکردم به یه دختر پیشنهاد فیلم سکسی دوستی دادم البته الکی بود پیشنهادم و داشتم سربه سرش میذاشتم ولی اون همون بود همون که همیشه التماس میکردم سکسی و از خدا میخواستم برسونه اون و.اره شاه کس نیمه ی گمشده ی من.21سالمه ولی رفتار و اخلاقم به 24 یا25 میخوره به همین کونی خاطر دوستام [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>میکردم به یه دختر پیشنهاد فیلم سکسی دوستی دادم البته الکی بود پیشنهادم</h2>
<p>و داشتم سربه سرش میذاشتم ولی اون همون بود همون که همیشه التماس میکردم سکسی و از خدا میخواستم برسونه اون</p>
<h3>و.اره شاه کس نیمه ی گمشده ی من.21سالمه ولی رفتار و اخلاقم</h3>
<p>به 24 یا25 میخوره به همین کونی خاطر دوستام تو همون سنن.یه پسر اروم و با استعداد و به قول رفیقام</p>
<h4>با جنده مرام بیشتر اوقات ساکتم.اتفاقا شیرین هم25 سال داشت.بعد کلی</h4>
<p>چت و حرف دیدیم خراب همیم پستون تو همون روز اول چون نیمه ی هم بودیم و روز ازل به هم</p>
<h5>دل داده کوس بودیم.یادم نمیره بهار بود.شب که زنگ زد رفتم</h5>
<p>تو حیاط اخ چه صدای گرم و صمیمی ای داشت وقتی باهام حرف میزد چقدر ارومم میکرد.یهو دیدم یه اهنگ از هایده سکس داستان رو واسم خوند</p>
<h6>(سلام من به تو یار قدیمی منم همون ایران سکس هوادار قدیمی</h6>
<p>)نمیدونید چه حسی بود دوتامون اروم گریه میکردیم و نسیم بهاری ای هم که می وزید و به صورتم میخورد عاشقونه ترین لحظه ی عمرم و رقم زد.واسه فرداش قرار گذاشتیم. عصر کلی به خودم رسیدم و رفتم محل قرارمون بعد چند لحظه دیدم یه دختر اروم گفت اقا محمدرضا برگشتم جا خوردم یه دختر خیلی خوشگل بود اره شیرین بود بعد از احوال پرسی و خوش و بش پیشنهاد دادم که بریم قدم بزنیم اونم گفت موافقم.وای خدا ما دوتا اروم با هم قدم میزدیم با اینکه اولین قرارمون بود اما انگار صد سال که با همیم.تو اولین قدمامون نم نم بارون شروع به باریدن گرفت مثه اینکه اونم میخواست با ما شریک شه تو قشنگترین لحظه های زندگیمون.گفت که پزشک و با پدر و مادرش زندگی میکنه خونشونم بالا شهر بود اما یه ذره غرور تو وجودش نمیشد دید با یه چادر قشنگ و حالت معصوم.گفت تو اولین دقیقه ها بهت دلبستم چون نیمه ی منی.خدایی ام راست میگفت ما نیمه ی هم بودیم. زمان داشت میگذشت که متوجه شدیم غروب شده شیرین گفت رضا اجازه میدی برم خونه(دارم اشک میریزم الان)تعجب کردم اخه اون بزرگتر بود اما جوری احترام گذاشت که انگار10سال ازش بزرگترم.گفتم اره مهربونم. اروم بهم گفت با تمام وجود میپرستمت عشقم.گفتم منم همینطور صنمم(بت).دیگه باید میرفت دلم نمیومد بره اما چاره ای نبود.خداحافظی کردیم و از هم جدا شدیم.کارمون شده بود تلفن زدن و چت کردن با هم حتی گاهی اوقات مطب نمیرفت و با هم میرفتیم بیرون.خدایی اونم مثه خودم هات بود یه روز با هم تو خونه ی ما بودیم و داشتیم عشق بازی میکردیم و لبای همو میخوردیم دیگه داغ داغ شده بودیم بی اختیار شروع کردم به مالیدن سینه هاش بدجورد حشری شده بودم دیدم آی آی اونم شروع شد فورا تاپش و در اوردم و شروع کردم به لیسیدن بدنش که مثه گل لطیف بود اونم موهامو میکشید از شدت شهوت بعد شلوارشو در اوردم از نوک پاهاش و تا موهاش و بوسای کوچیک کردم اونایی که عاشق بودن میدونن من چی میگم.اون روز به همین بسنده کردیم چون قرار گذاشته بودیم تا بعد ازدواج سکس نکنیم.بعد از یه مدت گفت که رضا باید یه موضوعی و بهت بگم عشقم.گفتم بفرمایید خانومم.سرش و انداخت پایین دیدم شونه هاش داره میلرزه فهمیدم گریه میکنه گرفتمش تو بغلم تا اروم شه چقدر حس قشنگی بود خوشحال بودم که تکیه گاهشم.گفتم بگو یاس قشنگم حرفت و.گفت که قبلا یه بار ازدواج کرده و به این خاطر بهم نگفته چون میترسیده برم اما برخلاف فکرش گفتم اشکال نداره.جا خورد بعد یه لبخند زد و گفت دوست دارم گل یخم.یهو خنده اش و خورد و گفت که اما رضا اون هنوز طلاقم نداده ولی عملا از هم جدا شدیم اون تو شهرستان تو خونه ی پدر و مادرش و منم پیش پدر و مادرم یه لبخند زدم و گفتم نترس همه چی درس میشه.اون روز گذشت تا اینکه یه روز زنگ زد فهمیدم نگرانه گفت که شوهرش داره با پدر و مادرش میاد تهران واسه بردنش یخ کرد کل بدنم.به روی خودم نیاوردم بهش دلداری دادم ولی گفت پدرشم بهش دستور داده که برگرده باهاشون.اونا اون شب و اومدن ولی شیرین نرفت باهاشون فرداش با هم قرار گذاشتیم و ازش پرسیدم درمورد اتفاقات شب گذشته گفت که پسره جلو همه گریه کرده و گفته دیگه پشیمونم از بد رفتاریام این و که شنیدم داغون شدم حالم از خودم بهم خورد چون داشتم شیرین و ازش میگرفتم.دیگه یه کم سرد شده بودم باهاش نمیدونم چرا ولی دست خودم نبود نمیتونستم له شدن رقیبم و ببینم.اونا 2هفته ی بعد از شهرستان برگشتن دنبال شیرین.بهش گفتم دیگه نمیخوامت برو فکر کرد شوخی میکنم گفت خیلی لوسی اما&#8230; .وقتی دید جدی میگم بلند بلند گریه کرد اون التماس میکرد ولی من سنگ شده بودم اخه پای غرور و احساس یه مرد دیگه درمیون بود نمیتونستم اون و نادید بگیرم.لحظه ی خداحافظی از هم یه لب طولانی و عاشقونه گرفتیم وبا اشک خداحافظی کردیم.اره شیرین رفت. بعد چند وقت بهم زنگ زد و گفت که شوهرم مثه قبل نیست و دیگه بدرفتاری نمیکنه ولی هنوز دوست دارم رضا تا ابد عاشقتم گرچه تو دیگه من و نمیخوای.ولی اون خبر نداره که من به چرا رفتم کنار.مثه دیوونه ها شدم و تو خیالم عشق بازی میکنم باهاش و همدمم پاکت سیگارم شده و مقاله های فلسفه ای که مینویسم و کتاب نوشتن ولی عاشقونه دوسش دارم.امیدوارم اونا یه روز بدونن که قصر خوشبختیشون و رو ویرونه ی دل من ساختن.ببخشید بعد داستان سکسی مینویسم واستون.به نظرتون کارم درست بود؟</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%d8%b9%d8%b4%d9%82%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175860</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جون کیر خوشگل و دو تا جنده حسابی حشری شده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%88%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%88%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Jul 2019 09:05:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آسانسور]]></category>
		<category><![CDATA[آمادگی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[استارت]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتهای]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[انگلیسی]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اونوری]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقت]]></category>
		<category><![CDATA[اینارو]]></category>
		<category><![CDATA[اینجام”]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[برشگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدو]]></category>
		<category><![CDATA[پیچوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[پیچونده]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهن]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیشو]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[توانایی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جریانی]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندن]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرفامو]]></category>
		<category><![CDATA[حرفایی]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظ]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونشونم]]></category>
		<category><![CDATA[خیانتی]]></category>
		<category><![CDATA[داستانو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درحالی]]></category>
		<category><![CDATA[درومده]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله]]></category>
		<category><![CDATA[دندونم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندن]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زنگیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[ساراست]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[شونهام]]></category>
		<category><![CDATA[صاحبخونه]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کلیتوریسش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینش]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینه]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوتو]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مستاجر]]></category>
		<category><![CDATA[مهربون]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونی]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرداماد]]></category>
		<category><![CDATA[‫میرسونمت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمو]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میمونم]]></category>
		<category><![CDATA[میندازم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ناباوری]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهشو]]></category>
		<category><![CDATA[نگهشون]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشته]]></category>
		<category><![CDATA[ولیعصر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[انگلیسی خودشو معرفی میکرد انگار فیلم سکسی بچه ها خودشونو معرفی کرده بودن و حالا نوبت آقای کرامت بود خوب یادمه که من وسط یه دختر و سکسی یه پسر نشسته بودم بعدا فهمیدم که شاه کس پسره علی و دختره ساراست. در ضمن همونطور که بچه های تهران می دونن کلاس کونی زبان آمادگی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>انگلیسی خودشو معرفی میکرد انگار فیلم سکسی بچه ها خودشونو معرفی کرده بودن</h2>
<p>و حالا نوبت آقای کرامت بود خوب یادمه که من وسط یه دختر و سکسی یه پسر نشسته بودم بعدا فهمیدم</p>
<h3>که شاه کس پسره علی و دختره ساراست. در ضمن همونطور که</h3>
<p>بچه های تهران می دونن کلاس کونی زبان آمادگی تست IELTS سر دولت تو شریعتی مختلطه. آقای کرامت گفت:I was born</p>
<h4>in جنده tehran But I grow up in USA and&#8230;&#8230;.بعد این</h4>
<p>حرفا به من گفت:Please introduce yourselfنمد پستون دونستم چی بگم حول شدم یه چیزایی بلغور کردم که فقط از سرم وا</p>
<h5>شه داشتم کوس حرفامو جمع و جور می کردم ورسیده بودم</h5>
<p>به شغلمI am a vet and I work on animal specialy in dog and hourse&#8230;که یهو درب کلاس دوباره وا شد. دیدم سکس داستان ی دختر فوق</p>
<h6>العاده لاغر اومد تو قد بلند چشمای عسلی ایران سکس خیلی ناز</h6>
<p>بود ولی هیکلش خنده لاغر بود جلو باربی هم این باربی محسوب میشد. اما من ازش خوشم اومد کرامت گفتohhhhhhhhhhh why you late woman?nاصلا خودشو نباخت و گفتI look for a parking box in the back street&#8230;.خیلی حال کردم که ماشینم داره و بچه با حاله اون روز که نشست همش بهش نگا میکردم اما اون حواسش به من نبودچند جلسه ای گذشت و من بیشتر و بیشتر ازش خوشم میومد اما شیوا زیاد تو مود من نبود تا این که ی روز توی کلاس اون شد partner من و کلی باهاش حرف زدم گفت که بچه زعفرانیه است و خودش شرکت داره. اولش باورم نشد فک میکردم دروغ میگه آخه به تریپش نمی خورد فکر کردم چون دیده من دامپزشکم می خواد کم نیاره اولش فکر می کردم احتمالا ی پرایدی داره و تو ی شرکت کار میکنه آخه مهندس کامپیوتر بود در مورد خونشونم خیلی مطمئن نبودماون روز کلی باهام شوخی کرد. جلسه بعد دیر کرده بود کلی عصبی بودم آقای کرامت گفت are you ok ashkan? جواب دادم آره اما اعصابم خورد بود تا این که با نیم ساعت تاخیر اومد همه کلاس پر بود جز سه تا صندلی یکی کنار من و دوتا اون سمت کنار سحر وقتی شیوا اومد تو به کل کلاس نگا کرد و در عین ناباوری اومد نشست پیش من. اینجا بود که فهمیدم اونم دوسم داره و من بتا بقیه براش فرق دارم. بعد اون روز روابطه ما بهتر و بهتر شد ودیگه همیشه پیش من میشست دیگه بچه ها هم بهمون تیکه مینداختن اما من که از خدام بود چون 2تا دیگه از پسرا هم دنبالش بودن آخه سر کلاس همش تابو شکنی می کرد مثلا می گفت من از پسرای گی خوشم میادو ی سری حرفایی که همه چرتشون می پرید. تا این که ی روز که کلاسون که تموم شد اومدیم بیرون موقع خدا حافظی گفت خونت کجاست گفتم شهران گفت خوب با من بیا گفتم تو که بچه زعفرانیه ای چه ربطی داره ؟ گفت اشکالی نداره از میرداماد میریم میندازم تو ولیعصر تو سر نیایش پیاده شو منم از همون جا میرم سمت پارک وی و میرم گفتم باشه اومدیم سوار ماشینش بشیم دیدم که اشینش یه 206 نوک مدادی صفره نه اون پراید لگنی که تو ذهن من بود. از کوچه پس کوچه ها اومدیم تو شریعتی و بعدش میر داماد وقتی رسیدیم سر نیایش گفتم شیوا من پیاده میشم گفت بشین میرسونمت باورم نمیشد اگه راستشو بگم خیلی عاشقش شده بودم با این که اصلا خوشگل نبود اما یه جورایی دوس داشتنی بود اومدیم ت و نیایش اون آهنگه گروه seven هم پخش میشد: خاطراته تورو چه خوب چه بد حک میکنم توی تنهاییام فقط به تو فک میکنم با تو میمونم واسه همیشه&#8230;&#8230;.اومدیم تا شهران و منو دم خونم پیاده کرد آخه من تنها زندگی میکنم البته به خودشم گفته بودم این جریان رسوندن چند باره دیکه هم تکرار شد و دیگه ما با هم کاملا دوست شده بودیم. یه روز که تو ماشین بودیم دستشو گذاشت رو دنده منم دستمو گداشتم رو دستش یه نگاهی بهم کرد و گفت شیطون شدی اشکان گفتم حیف که روم نمیشه و گر نه بوستم میکردم گفت آخ آخ فک کن اشکان روش نشه دیگه رسیده بودیم دمه خونم گفتم خداحافظ وقتی خواستم پیاده شم یهو ی بوس کوچولو رو لپاش کردم و پیاده شدم وقتی پیاده شدم اس ام اس داد که بوست خیلی شیرین بوداشکان جونیاز اون به بعد این لفظ جونی شده بود تکیه کلامش هر وقت اس ام اس میداد یا مدیدیم همدیگرو بهم میگفت دیگه متوجه شده بودم که خیلی دوس داره به هم نزدیک تر باشیم و بیاد خونم اما از اون جایی که من همزمان با دختر واحد بغلیمم دوس بودم نمیشد این کارو کنم مشکل این بود که بهار از صبح تا غروب خونه بود و پیچوندنش سخت بود و شیوام زیاد فرصت نداشت منتظر بودم یه روزی بیاد که بهار اینا نباشن که اونم پیش نمیومد.یه روزی که داشتیم از کلاس برمیگشتیم بازم دسته شیوا رو دنده بود منم دستمو گذاشتم و آروم آروم شروع کردم به بازی کردن با دستاش ناخنامو میکشیدم رو پوستش واون میخندید وقتی دیدم چیزی نمیگه دستمو گذاشتم رو رونه پاهاش و فشار دادم آروم دستمو میاوردم تا رود زانو هاش و بر میگردوندم گه گاهی یه نگاهی بهم میکرد و میخندید دستمو انداختم لای پاهای اما چون جین پاش بون نمیتونستم چیزیو احساس کنم بعد چند ثانیه دستمو از لای پاهاش دراورد و گذاشت رو پام ی جوری بهم نگا میکرد که یعنی اگه تو همه دلت می خواد چرا پیشنهاد نمیدی بریم خونت اما بنده خدا خبر از دل من که نداشت با تمتم وجودم دوست داشتم بغلش کنم 100 برابر بهار دوسش داشتم اما از ترس بهار نمی تونستم ببرمش خونم دیدم اگه امشب یه لب درست درمون ازش نگیرم شبم شب نمیشه یه نگاهی به دورو برم کردم دیدم رسیدم نزدیک پمپ بنزین ایرانپارس گفتم برو تو شقایق اونم پیچید تو شقایق داشتیم سربالایی شقایقو میومدیم بالا و من دنباله یه جای خلوت می پشتم یهو چشمم به ی جایی افتاد که خیابونه اصلی به دو بخش چپ و راست تقسیم میشد تقریبا انتهای خیابانه شقایق بود گفتم وایسا اونم وایستادو یه نگاهی به دورو بر انداختم با این که ساعت 8 شب بود اما ظاهرا خلوت بود صورتمو بردم جلو و ی لب کوچولو ازش گرفتم خندید ومن دوباره رفتم تو لباش وای لباش محشر بودن نرمو خوشمزه تو حاله خودمون بودیم که گقت از اون دور داره یکی میاد دوباره استارت زد و راه افتاد یه خورده اومدیم بالاتر بازم خلوت شد دوباره رفتم تو لباش دستمو بردم پایین جوراب حوله ایشو دادم پایین و پاچه جینشو نم نم آوردم بالا دستمو گذاشتم رو ساقه پاش ونم نم آوردم بالا با این که خیلی خیلی لاغر بود اما این جاهای پاش خیلی نرم و دوس داشتنی بود احساس کردم پاهاش کاملا shave شده نیست گفتم تیغ تیغیاش درومده ها انگار یه هعته ای هست shave نکردی خندید گفت واردیاآوردمش جلو سرشو گذاشتم تو سینمو پیشونیشو بوسیدم نوک مماخش گونه های برجستش و پشت چشمای عسلیشو گفت نکن بوسیدن چشم دوری میاره اما حالیم نبود با اومدم برم تو لباش که یه نور ماشین افتاد تو آینه جلو ماشینه داشت از پشت سر میومد اعصابم خورد شد دوباره راه افتاد که تابلو نشه دیگه نا امید شده بودم یه نگا به گوشیم انداختم که ببیتن ساعت چنده دیدم همم چند تا مسی دارم هم اس ام اس آخه وقتی با شیوا بودم گوشیمو میذاشتم قخ silent که اگه بهار زنگید ضایع نشه دیدم چند تا اس ام اس اومده و بهار گفته مادرم اینا رفته بودن خونه خالم من رفتم که تو بیای بیا م پیشت اما هر چی زنگیدم ورنداشتی منم میرم خونه خالم واست شامم درست کرده بودم و به زور مامانم اینارو پیچونده بودم حیف منراست میگفت انصافا بهار خیلی مهربون بود اما این اس ام اساش عالی و به موقع بود و شیوا گفت کیه اس ام اس میخونی گفتم نه می خوام یه چیزیو که روم نمیشه بهت بگم رو واست اس ام اس کنم. گفت به من؟ گفتم آرهو گفت این اسگل بازییا چیه؟ چی میخوای بگی، گفتم میای خونم یه چای یا شامی با هم بخوریم ؟ گفت فقط شام دیگه؟ گفتم آره با چای گفت با کولوچه و با دستش می میاشو نشون داد گفتم خیلی cool تشریف داریا گفت این جوریاست گفت واقعا می خواستی اینو بهم اس ام اس کنی؟ فک کنم فهمیده بود پیچوندمش گفتم آره باور کن. بعدش برا این که فضا عوض شه گفتم راستی میمیات شبیه کولوچه نیستا اون پشتیا بیشتر شبیه کولوچن گفت نمیدونم شاید. دیگه رسیده بودیم شهران گفتم بریم بالا ریموتو زدم ماشینشو بیاره تو رفتیم تو پارکینگو اومدیم تو آسانسور وقتی رسیدیم دمه واحد تازه متوجه شدم که بهار مثلا خواسته surprisre کنه و نرفته خونه خالش اینا فقط اونجوری اس ام اس داده بوده دنیا رو سرم خراب شد اما دیگه نه راه پس داشتم نه راه پیش گفتم شیوا اگه میشه خیلی بی صرو صدا بریم تو. گفت چرا تو که مستاجر نیستی که از صاحبخونه بترسی گفتم آره ولی ی پسر مجردم دیگه اگه به رییس ساختمون بگن بد میشه اون بنده خدا هم قبول کرد قلبم تند تند میزد اگه ی لحظه بهار در واحدشونو وا میکرد آبروم می رفت اما بالاخره با هزار درد سر رفتییم تو درو به سمته داخل هول دادم که موقع بسته شدن و چرخوندن کلید صدا نده وقتی کارم تموم شد برگشتم دیدم شیوا داره یه نگاه عاقل اندر صفیح به من میکنه گفت یعنی انقدر گیرن گفتم نه ولی من رعایت میکنمو دیگه آروم شدم اما از استرس اونقدر عرق کرده بودم که بوی عرق همه جامو ورداشته بودگفتم من میرم حموم تو مانتوتو در بیا بشین گفت بیا بشین میخوام برم 2 min اینجام می خوای بری حموم؟ گفتم تو هم بیا؟ گفت نه؟ تو نرو بالاخره منم بیخیال شدم رفتم تو اتاقم لباسامو عوض کردم شلوارک آبیمو پوشیدم با پیراهن بسکتیمو اومدم و چایی رو جفتو جور کردم و پیشش نشستم دوباره دیدن چشاش دیونم کرد دستمو بردم تو گردنشو لبامو گذاشتم رو لبش عالی بود داغ شیرین و تو دل برو گفتم دوست دارم شیوا گفت چند تا ولی من دیگه توانایی جواب دادنشم نداشتم چشمامو بستم رفتم تو لباش دیدم زبونشو دراورد اومدم زبونشو گاز بگیرم بردش تو اما اون یهو لب بالاییمو گاز گرفت من واقعا دردم گرفت اما اون میخندید سرشو دادم بالا زیر گلوشو خوردم وسط گوشه ها بالا پایین گفت جاش نمونه اشکان. من رفتم پایین تو یقش پیراهنشو دادم بالا یه سوتین ناز تنش بود مشکیو شیک پیراهنشو از تنش دراوردم همین جوری تو لباش بودم که خواستم سوتینشو از پشت وا کنم اما سگکشو پیدا نمی کردم یه لحظه چشامو وا کردم دیدم از جلو وا میشهوقتی بازش کردم دیدم می میاش خیلی کوچولوان اما بازم دوس داشتم اما خوش بختانه nipel ممه هاش به نسبت ممش گنده بود نیپلاشو پرفتم به دندونم هم گازش میگرفتم هم می خوردم یه نمور بوی عرق می داد اما عالی بودن عالی عالی. بعد لخت شدن بالا تنش کمر شلوارشو وا کردم خواستم شلوارشو در بیارم که گفت میشه بریم رو تخت گفتم باشه بلندش کردم درحالی که از پشت بغلش کرده بودم و اونم جلوم بود رفتیم تو تختم التمو چسبوندم به کونش و باهام راه می رفتیم ی نگا به ممه هاش انداختم دیدم دستاشو گذاشته رو می میاش نمی دونم دیگه چرا خجالت میکشیدر فتیم رو تخت خوابیدم روس بازم ممه هاشو خردم اومدم پایین تو نافش که البته بوی خوبی نمی داد و همزمان که شکمشو می خوردم کمرشو وا کردم جینشو دراوردم هم زمان که جینش درومد جوراباشم با هاش اومدن حالا فقط ی شورت اس تنش بود که ست سوتینش بود شروع کردم به خورنه روناش تا پایین میومدمو بر میگشتم تا این از رو شورت سکسیش ی گاز کوچولو از نانازش گرفتم وبا دستم شورتشو زدم کنار محل رسیدنه پاش به تنشو میخوردم گفت اشکان نکن من از صبح بیرون بودم اون جاهام تمیز نیست راستم می گفت اما تو اون لحظه دیگه من حالیم نبود گفتم بی خیاله قارچو باکتری خندید گفت نه دیگه اون جوریام نیست. رفتم تو پاهاش دوباره اوون محل رسیدن پاش به نانازشو می خوردمو گاز میگرفتم بعدشم رفتم سراغ همین جا ولی اون طرفش دستشو گذاشته بود پشت سرم و فشار میداد بعد این حرکت شرتشو دراوردم و رفتم سراغه نانازش وقتی نگاش کردم حظ کردمبرخلاف میمیاش نازش فوق العاده خوشگل بود اولا کالباساش بیرون نزده بودن ثانیا کلیتوریسش خیلی کوچولو بود کلیتوریسشو کردم تو دهنم بوش فاجعه بود اما دیگه باید می خوردمش بعد چند لحظه خوردن ی مو اومد تو دهنم مو رو که درآوردم دیدم داره ی جوری نگام میکنه که یعنی شرمندتم واسه این که حسش خراب نشه مث احمقا گفتم من از مو بدم نمیاد مخصوصا موی تو دوباره رفتم تو نازش زبونمو میکردم توش کلیتوریسشو گاز میگرفتم میک میزدم اونم پاهاشو وا کرده بود و با دستاش نگهشون داشته بود اونوقت برش گردوندم و کولوچههاشو(کونشو) گاز گرفتم خواستم زبونمو بکنم لای کولوچه هاش که دیگه نتونستم هرچند من این کارو دوس دارم اما اون لحظه ماله شیوا تمیز نبود دوباره برشگردوندم و شورتمو دراوردم خوابیدم روش گفت اگه میخوای بکن تو یه نگاهی بهش انداختم که یعنی دختر نیستس اونم نگاهشو دزدیدو سرشو آورد پایین و من به آرومی کردم تو نازش نازش زندگی بود داغو خیس یهو صداش رفت بالا لبامو گذاشتم رو لباش که که صداش بلند نشه(از ترس بهار) اما انگار از بوی نانازه خودش خوشش نیومده بود آخه صورتشو اونوری کرد من بازم تلمبه می زدم بعد 3 یا 4 min درش آوردمو پاهاشو گذاشتم رو شونهام من عاشق هد position ام پاهاش رو شونم بودو تلمنه می زدم 2 -3 min هم این جوری کردم که دیدم داره آبم میاد گفتم شیوا بریزم رو شکمت گفت آره و ابم با فشار اومد و ریختم همون جا. بعدشم آبمو از رو شکمش پاک کردم و بوسیدمش اونم لباساشو پوشیدو رفت موقع رفتن بازم کلی استرس داشتم کخ مبادا بهار ببینه اما وقتی با احتیاط درو وا کردم دیدم آکاردئونی بهار اینا هم کشیده شده و فهمیدم که این دفعه دیگه واقعارفته شیوام رفت تو پارکینپو ماشینشو ورداشتو رفت. حال بگذریم از اون همه اس ام اسی که بهار بهم داده بود و mis هایی که انداخته بود. رابطه منو شیوا بعد این که اون ترم تموم شد سر ی جریانی بهم خورد ولی من الان پشیمونمشیوا جونم اگه این داستانو خوندی به من زنگ بزن به جون خودم دیگه اون جوری اذیتت نمی کنم من واقعا ترو دوس داشتم این دفعه دیگه هیچ خیانتی نی کنم جون اشکان بهم زنگ بزن یا اگه شمارمو گم کردی بیا پیشم(دیدی چقدر بعد 3 سال مو به مو همه چیزا یادم بود. می بوسمت عشق من)</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%88%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175406</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مادر و دختر با هم یک کیر رو بر میدارن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85-%db%8c%da%a9-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85-%db%8c%da%a9-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 27 Jun 2019 08:47:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آفتابی]]></category>
		<category><![CDATA[آنچنان]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[اعتمادش]]></category>
		<category><![CDATA[افتخار]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اوفتادم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببوسمش]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[برادری]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیشترو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[جوفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جیگرتو]]></category>
		<category><![CDATA[خابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادش]]></category>
		<category><![CDATA[خانومی]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشونم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتم؛]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دنیارو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستون]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارت]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[شونهام]]></category>
		<category><![CDATA[صادقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فرهادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدی]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[گزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[مرتیکه]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسی]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدش]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناسم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[همچنین]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بزرگی خودتون ببخشید؛؛؛؛؛داستان از إینجا فیلم سکسی شروع میشه که من خواستم چند کیلوای از وزنم کم کنم که رفیقم مرتضی گفت بیا هر روز بریم پارک سکسی ورزش کنیم منم گفتم باشه داداش؛ فرداش شاه کس صبح زود با بدبختی بلند شدیم رفتیم پارک با مرتضی داشتیم می دویدیم که یه کونی هو یه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بزرگی خودتون ببخشید؛؛؛؛؛داستان از إینجا فیلم سکسی شروع میشه که من خواستم چند</h2>
<p>کیلوای از وزنم کم کنم که رفیقم مرتضی گفت بیا هر روز بریم پارک سکسی ورزش کنیم منم گفتم باشه داداش؛</p>
<h3>فرداش شاه کس صبح زود با بدبختی بلند شدیم رفتیم پارک با</h3>
<p>مرتضی داشتیم می دویدیم که یه کونی هو یه دختر ناز و خوشگل و خوش اندام تقریبن 20 سال که هر</p>
<h4>پسری جنده میدیدش باید چنتا به عشقش جق میزد؛ به چشمم</h4>
<p>خورد که داشت به دخترای دیگه پستون اروبیک یاد میداد و به زنای دیگه منم شروال ورزشی تنگ پوشده بودم که</p>
<h5>واقعن کیرم کوس بد زده بود بیرون! زنام یه جوری نگام</h5>
<p>میکردن تعجب وار! چند دوری زدیمو رفتیم پیش وسایل ورزشی چند دقیقه بعد دیدم داره میاد سمت ما مرتضی بهش تیکه انداخت سکس داستان گفت جیگرتو بخورم</p>
<h6>خانومی اوبیک زن بهش گفت گم شو بابا ایران سکس من فهمیدم</h6>
<p>که این دختره زبون بازیه مرتضی ام دیگه آب شد چیزی نگفت بهش؛ بد من بهش گفتم خیلی قشنگ اروبیک میزنی مربی هستی؟((دخترا یه نقته ضعفی دارن که ازشون تعریف میکنی سرشون گیج میره و ببخشید زود خر میشن)) گفت نه بابا چند سالی هست که باشگاه اروبیک میرم ولی مرسی گفتم افتخار اشنای میدین؟ گفت نه! فهمیدم از اون دخترای لاشی ام نیست که به هر کی پا بده؛ اینم بگم یه خواهر کپلم داشت که بزرگ تر از خودش بود. بعد از ورزش رفتیم دومبالش خونشنو پیدا کردیم؛ بد جور می خواستمش؛ فرداش با ذوق و شوق بلند شدم رفتم پارک که دوباره دیدمش به خودم گفتم فرهاد باید موخشو بزنی؛ وقتی این دختر اروبیک کار میکرد تمام بدنم سیخ میشد آخه بدنش خیلی نرم بود؛ میخاستم برم جلو همه ببوسمش ولی نمیشد؛ ورزشش تموم شد اومد پیش وسیلهای بدن سازی سلام کردم گفتم خسته نباشییی! گفت ممنون ((میخاستم سر صحبتو دوباره باز کنم)) گفتم واقعن خوشگلی ؛ ازت خوشم اومده خواهش میکنم تلتو بده؟ گفت نه گفتم چرا! چیزی نگفت؛ گفتم از چیزی میترسی؟ گفت نه؛ بد رفت؛ یه مدت هی هر روز میرفتم پارک پیشش واقعنم دوستش داشتم تا یه روز اومد پیشم گفت چرا اینقد دومبالمی؟ گفتم ((دوست دارم)) تا اینو گفتم یه جور دیگه شد گفت بیا یه کاغذ داد توش شمارش بود واقعن نمیدونستم چی بگم رفت زود زنگ بهش زدم و قرار گزاشتم باهاش دم غروب بود که اومد یه دختر چادر به سر نازو خوش اندام (البته چادر واسه رد گم کنی بود) سلام خوبی؟ سلام مرسی بریم قدمی بزنیم؟ بریم اول بهم گفت اسمت چیه؟ گفتم فرهاد گفتم من تو رو به اسم اروبیک زن میشناسم اسم تو چیه؟ خندید! گفت غزاله؛ چه اسم قشنگی فرهاد!؛ بله چرا بهم گفتی دوست دارم! جا خوردم گفتم از اون لحظه ای که دیدمت بد جور خاطرخات شدم؛ از چیم؟ گفتم از خوشگلیت از پاک و معسوم بودنت از کجا فهمیدی پاکم؟ خوب از رفتارت مگه نگفتی چرا منو هی دید میزنی اون موقه فهمیدم؛؛؛ با هم قدم زدیم و حرف میزدیم تا مدتی کم کم حس میکرم که دوستم داره و بهم اعتماد داره خیلی واسم مهم بود اعتمادش برای اولین بار گفتم غزاله اجازه میدی دستتو بگیرم؟ گفت باشه انگاری که دنیارو بهم دادن رفتیم سینما فیلم اخراجی 3 رو دیدیم هر چند مزخرف بود ولی سر غزاله رو شونهام بود و احساس خیلی خوبی داشتم؛ هر روز عشق من به اون بیشترو بیشتر میشد و همچنین اون؛ یک روز ظهر بهم زنگ زد گفت فرهاد میخام با هم سکس داشته باشیم؛ من هم دسو پامو گم کردمو گفتم ج ج ج جان! ((من خیلی اهل سکس و اینا نیستم؛ ولی گفتم باشه ((چرا دروغ! خودمم دوست داشتم ولی روم نمیشد و میترسیدم ناراحت شه آخه نمیخاستم از دستش بدم بدون غزال میمردم)) هر چی تو بگی ؛ گفت خونتون خالیه؟ گفتم نه! که یه هو مرتضی به ذهنم رسید ((مرتضی تک فرزنده خونشونم همیشه مکان)) رفیق چندینو چند سالم؛ حتی یادم رفت از غزاله بپرسم که چرا سکس؟ فرداش مرتضی خونشون خالی بود رفتم به مرتضی گفتم تو برو بیرون گفت باشه داداش فقط اروم اروم بزن هههه! کوفت! بدو بینم؛ آدرسو گفتم به غزاله اومد و درو زد باز کردم وقتی دیدمش شهوت تمام جونمو گرفت؛ اومد و بقلم کرد از بقل کردنش معلوم بود که بد جور عاشقمه؛ منم سرشو بوس کرم بدنش واقعن داغ بود و نرم گفتم غزال اگه دوست داری این کارو نکنیم؟؛ فرهاد دوستم داری؟ داری واقعن؟ گفتم اره عزیزم به اندازه کل دنیا گریه کرد؛ گفت فرهاد من من عاشقت شدم و بهت خیلی اعتماد دارم گفتم عزیزمی جونم و سرمو آوردم پایین و اولین لبو ازش گرفتم لباش مثل آتیش بود؛ لباسمو در آورد و منم مانتشو هی از هم لب میگرفتیم خابوندمش رو تخت و لباش و گردنشو بوسیدم آنچنان اههی میگفت که انگار لذته زیادی بهش میداد رفتم پایین و کس کوچیک و خشگلشو بوسیدم پرده هم داشت گفت تو بخاب حالا نوبته منه رفت رو کیرم و تو دهنش کرد یه کم بازی باهاش کرد بد پاشد از روم؛؛ خابید و پاهاشو باز کرد گفت فرهاد اروم بکن گفتم چشم توف زدم به کیرم و یواش کردم توش؛ کس خیلی داغی بود انگار کیرمو کردم تو مواد مذاب! اهههههه بلندی کشید! ترسیدم زود کشیدم بیرون؛ دیدم خون رو کیرمه و کسش با دسمال پاک کردم و شرو به تلمبه زدن کردم که هی میگفت اه اه اه اه اه! گفت فرهادم اروم دردم میاد!؛ چشم عزیزم؛ عرق از سرو کولمون پایین میومد کم کم آبم داشت میومد که گفتم داره میاد نمیخاستم ریسک کنم و زود در آوردم و آبمو ریختم تو دسمال کاغذی روش اوفتادم و ازش لب گرفتم و ازش تشکر کردم گفت فرهاد تو اولین کسی هستی که عاشقش شدم خیلی دوست دارم؛ منم همینطور عزیزم با هم رفتیم حموم و دوش گرفتیم چه حالی داد! و اومدیم بیرون و یه چای دپش واسش درست کردم؛ خوردیم و بعد از 1 ساعت رفتیم بیرون رسوندمش خونشون فرداش ظهر دیدم غزال زنگ زد بهم گریه کنان منم که هاجو واج بودم پرسیدم چی شده عزیزم!!!؟ گفت دوستت یه ‏cd بهم دادو گفت اینو ببین دیدم که سکس من و تو رو ظبط کرده بود فرهاد من میترسم! نترس عزیزم من پیشتم؛ من خیلی عصبانی شدم خیلی؛ رفتم با سرعت در خونشون غزاله ام ترسیده بود با سرعت اومد سر کوچه مرتضی اینا زنگ زدم دیدم اومد بیرون محکم زدم گوشش چیزی نگفت گفتم این خزحولات چیه مرتیکه ظبط کردی این بود برادری ما؟ خندید گفت باید بهم باج بدی زندگی سخته دیگه؛ فکر کردم شوخی میکنه گفتم کور خوندی عمو من غزالو دوست دارم به هر کی ام اینو بدی میکشمت؛ گفت به همه میدم سرو صدا تو خونشون نبود کشیدمش تو چاقوای تو جیبم بود ترسیده بودم گزاشتم گردنش گفتم فیلمو بده خندید گفت جرأتشو نداری واقعنم نداشتم یه هو درو محکم یکی زد درو باز کرد دیدم غزاله گفتم اینجا چیکار می گنی؟مرتضی گفت جالب شد هاها غزال گریه کرد گفت تروخدا فیلمو پخش نکن مرتضی گفت شرط داره؛ گفتم چقد پول میخای؟؛؛ پول؟ هاها نه؛ میخام با غزالت 1 ساعت تنها باشم خون جلو چشامو گرفت خیلی اصبانی شدمو با لگد پریدم تو سورتش یه هو سرش خورد به در و سرش پر خون شد گفتم یا علی مرد بدبخت شدم؛ غزاله گریه کنان پرید بقلم کرد و بوسیدم گفت فرهاد فرار کن گفتم نه؛ جوفتمون رو سرش کلی گریه کردیم و یه فکری به ذهنم رسید!؛با دستمال اصر انگشتمو رو درو اینا بود پاک کردم ((تو فیلم دیده بودم)) بعد کشیدمش تو اطاق و خونرو بهم زدم بد زود زنگ زدم به پلیس آدرسو دادم و با غزال فرار کردیم؛ شانس آوردم که ظهر بود کسی ندیدمون مدتی بیرون آفتابی نشدیم؛ چند روز بد رفیقم زنگ زد بهم گفت دیدی چی شده گفتم نه خونه مرتضی اینا رو دزد زده و مرتضی ام زدن الان بیمارستانه منم الکی گفتم وای داداشم چی شد! رفیقم گفت بریم ایادتش فرهاد؟ ترسیدم! نه زوده داداش بعدن میریم خلاسه با زور راضیم کرد رفتیم به غزالم زنگ زدم گفت هر جا باشه منم باهات میام رسیدیم قلبم داشت از جا در میومد از این ور غزالیم دستمو همچین گرفته بود داشت از جا کنده میشد رفتیم بالا سلام الیک با خانوادش کردیم رفتیم پیشش؛ خدا خدا میکردم که چیزی نگه بی حال بود مثل محتادا رفیقم سلام کردو چشتون جای بد نبینه مرتضی گفت تو کی هستی؟؟ از اونجا فهمیدم بیچاره فراموشی گرفته تا الانم که این داستانو نوشتم هنوز خوب نشده فیلمم معلوم نیست کجاست! امروز 11/4/1390 تهران؛؛؛این داستان 3 جنبه داره اگه داستان نویس و داستان خون واقعی هستی میفهمی؛ 1 دوستی و عشقو عاشقی 2 سکس و شهوت درون 3 دوست و رفیق نامرد که به سزاشم رسید؛؛؛ خدا خودش جای حق نشسته؛؛ بازم میگم دوستان من اولین بارمه که داستان می نویسم پس صادقانه بدون فوش قانعم کنید کجاش بده تا در آینده نقطه ضعفمو پر کنمممنون دوستون دارم_؛؛ بای		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85-%db%8c%da%a9-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>3</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174913</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس خوب و خلی شدن آب رو صورت جنده بیچاره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%88-%d8%ae%d9%84%db%8c-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%db%8c%da%86%d8%a7%d8%b1%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%88-%d8%ae%d9%84%db%8c-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%db%8c%da%86%d8%a7%d8%b1%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 16 Jun 2019 06:36:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانمو]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسیم]]></category>
		<category><![CDATA[پایینه]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتمو]]></category>
		<category><![CDATA[جدیدمون]]></category>
		<category><![CDATA[خدافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خصوصیات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکله]]></category>
		<category><![CDATA[خونشونم]]></category>
		<category><![CDATA[دادیمو]]></category>
		<category><![CDATA[داستانو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کرستشو]]></category>
		<category><![CDATA[گازشون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشتیش]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمه]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدش]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میزاری]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیمو]]></category>
		<category><![CDATA[میشودم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نپوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزارم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بودیم و به خونه ی فیلم سکسی جدیدمون نیومدیم. خوب برم سر اصل مطلب. زنه همسایه ما اسمش شهلا بود شهلا 33 سالش بود از خصوصیات شهلا سکسی خانوم میتونم به کون بزرگش چشای سبزش شاه کس سینه های بزرگ و گوشتیش بگم سایزه سینه هاش 90 بود که از زیره مانتو کونی میدیدش ابت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>بودیم و به خونه ی فیلم سکسی جدیدمون نیومدیم. خوب برم سر اصل</h2>
<p>مطلب. زنه همسایه ما اسمش شهلا بود شهلا 33 سالش بود از خصوصیات شهلا سکسی خانوم میتونم به کون بزرگش چشای</p>
<h3>سبزش شاه کس سینه های بزرگ و گوشتیش بگم سایزه سینه هاش</h3>
<p>90 بود که از زیره مانتو کونی میدیدش ابت میومد چه برسه بخوای ببینیشون و بعد مثل بچه ها مکشون بزنی</p>
<h4>.اندامش جنده واقعا سکسی بود خلاصه من هی خودمو به شهلا</h4>
<p>نزدیک میکردم طوری که دیگه باهم پستون دوست شدیم .هر جا میخواستیم بریم با هم میرفتیم . چون موبایل نداشت و</p>
<h5>خونشونم تلفون کوس نداشت مجبور بودیم برا هم نامه بنویسیم مثل</h5>
<p>دختر پسرا به همدیگه حرفای عاشقانه میزدیم. ما یه شب خواستیم بریم پارک به مامانم گفتم بگو شهلا اینا هم بیان. بعد سکس داستان مامانم قبول کرد</p>
<h6>و زنگ زد بهشون و قبول کردن بیان. ایران سکس راستی شهلا</h6>
<p>دوست مامانمه وقتی خانوم خوشکله اومد بیرون وقتی دیدمش برا چند لحظه خشکم زد. وای چی میدیدم آرایش غلیظی کرده بود طوری که با اون چشای سبزش مثل یه ماه شده بود یه مانتو شلور ست سیاه تنش بود. از سینه های اویزونش معلوم بود کرست نزده. اینو وقتی راه میرفت فهمیدم. بعد سوار ماشین شدیم رفتیم پارک تو پارک خیلی باهم حرف میزدیمو شوخی میکردیم. وقتی خواستیم برگردیم شهلا نشست پیش من به بهانه ی اینکه فیلم های تو گوشیمو بهش نشون بدم( ما با مینی بوس رفته بودیم) تو راه یه لحظه چشمم افتاد به سینه هاش. سینه هاشو که دیدم یه مرتبه اسکندر از جاش بلند شد. اسکندر مثل سگ از دهنش اب میریخت. همین طور که داشت با گوشیم ور میرفت به خودم گفتم پوریا الان وقته حاله یکم دستمو کردم زیره کونش اول هیچی نگفت اما وقتی دستامو بیشتر کردم زیره کونش ناراحت شد و دستمو گرفت انداخت کنار و بلند شد رفت پیشه مامانم نشست. حالم کلی گرفته شد. وقتی رسیدیم حتی ازم خدافظی یام نکرد اون شب کلی حالم گرفته شد. صبح خواب بودم که دیدم در میزنن رفتم درو باز کردم دیدم بله شهلاست خیلی جدی بام سلام کرد که من کلی جا خوردم اومد تو گفت مامانت نیست؟ گفتم نه رفته خونه مادر بزرگم. شهلا گفت بیرون بودم و الان شوهرم تو خونه خوابه گفت همین جا میخوابم تا ظهر که شوهرم بیدار شه درو برام باز کنه. منم از خدا خواسته گفتم بفرمایید تو. تا رفت تو نگاه به اسمون کردمو گفتم خدایا دمت گرم. رفتم تو دیدم رو توشک من خوابیده. من خوابیدم پایین پاش همین طور تو فکرش بودم که دیدم صدا خروپوفش اومد گفتم اسکندر حالا وقتشه. یواش رفتم بالا سرش قلبم انقدر تند تند میزد که گفتم الان بیدار میشه. یکم که اروم شدم یواش دستمو گذاشتم رو کونش وای عجب کونی بود نرم خوش فرم هر چی بگم کم گفتم. یواش کونشو بوس کردم بعد رفتم سراغ سینه هاش یکم که بهشون دست زدم از شانس بدم بیدار شد سریع دستمو کشیدم گفت چیه؟ گفتم من امتحان دارم میخوام برم مدرسه گفت باشه برو. یه لحظه یه فکری زد به سرم. گفتم میزاری رو دستت بخوابم گفت باشه بخواب. سرمو گذاشتم رو دستش چه دستی نرم بدونه یه ذره مو اون رو کمر خوابیده بود من رومو کردم سمتش و دستمو انداختم رو سینه هاش و شروع کردم لپشو بوس کردم دیدم هیچی نمیگه گفتم شهلا لب بم میدی؟ گفت نه گفتم آفرین دوست دارم. گفت باشه. وای وقتی لبمو گذاشتم رو لبش چه حالی کردم لبای رپ زدش چند تا لب باش دادم بعد زبونمو کردم تو دهنش اونم خوشش اومد و زبونشو میزد به زبونم دیگه تو حاله خودم نبودم رفتم سراغ گوشش و پایینه گوششو با زبونم لیس میزدم دیگه نفساش تند تر شده بود داشت حال میکرد بعد رفتم سراغ گردنش خوب که خوردم خواستم دکمه های مانتو شو باز کنم که نزاشت گفت و نه نمیزارم. گفتم الان کسی نیست بیا دوتامون حال کنیم که به زور راضی شد. بعد شروع کردم دکمه های مانتو شو باز کردن مانتوشو از تنش دراوردم. زیر مانتوش هیچی نپوشیده بود. یه شرتو کرست سیاه تنش بود دیگه داشتم دیونه میشودم کرستشو انقدر مهکم باز کردم که از وسط نصف شد وای چی میدیدم دوتا سینه ی بزرگ شروع کردم به خوردنشون. اونم بیکار نموند تیشرتمو از تنم در اورد شلوارکمم خودم در اوردم بعد گفت پوریا چهار زانو بشین منم گفتم چشم بعد اون اومد نشست رو پام گفت حالا سینه هامو بخور منم شروع کردم به خوردن اونم کونشو میمالوند به کیرام دوتامون داشتیم حال میکردیم شروع کرده بود به داد زدن هی اه اه اه میکرد میگوفت بخور بخور گازشون بگیر منم همون کارو میکردم بعد گفت حالا نوبته منه که بتو حال بدم خوابیدم رو زمین گفت چشاتو ببند و حال کن منم چشامو بستم شروع کرد بام لب گرفتن زبونشو تو دهنم میچرخوند بعد سینه هامه خورد کلی حال داد بعد کیرمو گذاشت لا سینه هاش هی سینه هاشو رو کیرم میمالوند. بعد رفت سراغه اسکندر از رو شورت بوسش کرد شورتمو در اورد و اسکندرو گرفت تو دستش بعد گذاشتش تو دهنش دیگه دیونه شدم انقدر حرفه ایی میخورد که دیونه شده بودم دیگه داشت ابم میومد بهش گفتم سری اسکندرو از تو دهنش در اورد بعد خوابید جفتم. منم رفتم سره اصله مطلب شرتشو از پاش در اوردم یه کس تمیز بدونه مو .دیدم شروع کردم به خوردنه کسش اول زبونمو از بالا به پایین کسش کشیدم بعد بالای کسشو لیس زدم زبونمو میکردم تو کسش اون هی جیغ میزد بعد یه تکونی خورد وارضا شد. منم همه ی آبشو خوردم. گفت پوریا واسه من کیر میخوام .منم از خدا خواسته سری کیرمو کردم تو کوسش وای چقدر داغ بود داشتم لذت می بردم تند تر تلمبه میزدم اونم هی میگوفت تند تر تند تر جرم بده منم گفتم چشم تا جایی که تونستم تند میکردمش که حس کردم داره ابم میاد گفتم داره ابم میاد چه کار کنم گفت بریزش رو سینه هام منم همشو ریختم رو سینش. با دستش آبمو روی سینش پخش کرد دیگه جون بلند شدن نداشیم. بعد چند دقیقه بلند شد لباس پوشید که بره بعد سر پایی کلی لب دادیمو بعد رفت از اون روز به بعد چند روز یه بار با هم سکس میکونیم اگه تونستم براتون مینویسم که چه طور از کونم کردمش. راستی من اون روز امتحانمو ندادم اما شهلا ارزش تجدید شودنو داشت!		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%88-%d8%ae%d9%84%db%8c-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%db%8c%da%86%d8%a7%d8%b1%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174625</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.007 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-08 10:16:57 by W3 Total Cache
-->