<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>خیلیییییی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c%db%8c%db%8c%db%8c%db%8c%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:37:13 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>خیلیییییی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>دوربین مخفی از ی سکس خوب و کامل</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a8%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%ae%d9%81%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a8%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%ae%d9%81%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 01 Dec 2019 09:38:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضی]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اوووووووووووووف]]></category>
		<category><![CDATA[ايندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاها]]></category>
		<category><![CDATA[اینقده]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارش]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بودماونم]]></category>
		<category><![CDATA[تکراری]]></category>
		<category><![CDATA[جورائی]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[خداخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوردن‬]]></category>
		<category><![CDATA[خیلیییییی]]></category>
		<category><![CDATA[دامنمو]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راستمو]]></category>
		<category><![CDATA[رومانتیک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانيت]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادش]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلکش]]></category>
		<category><![CDATA[كاراشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرماشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماراتن]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[ميترسم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوای]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[میچسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواره‬]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردبی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[رفت و ما بازهم تنها فیلم سکسی شديم با حرفای دوپهلوئي که جلو منشیه گفت انتظار داشتم بلافاصله بهم بپره ولی اون به كارش ادامه داد &#8230;انگار سکسی عجله داشت زودتر كاراشو تموم كُنهنفسش خیلی شاه کس نزدیک بود … گرماشو رو لپم کاملا حس میکردم &#8230;موزيك ملایم ٍ، رومانتیک و وسوسه کونی کننده ای [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>رفت و ما بازهم تنها فیلم سکسی شديم با حرفای دوپهلوئي که جلو</h2>
<p>منشیه گفت انتظار داشتم بلافاصله بهم بپره ولی اون به كارش ادامه داد &#8230;انگار سکسی عجله داشت زودتر كاراشو تموم كُنهنفسش</p>
<h3>خیلی شاه کس نزدیک بود … گرماشو رو لپم کاملا حس میکردم</h3>
<p>&#8230;موزيك ملایم ٍ، رومانتیک و وسوسه کونی کننده ای بود …ايندفعه منم یه جورائی راس كرده بودم … دوست داشتم زودتر</p>
<h4>شروع جنده كُنهپای راستمو از یونیت انداختم بيرون و به بهانه</h4>
<p>فشار ناشی از درد هی بيشتر پستون میچسبوندم به پاش&#8230;به شلوارش نگاه كردم … كيرش داشت يواش يواش بلند ميشدگرمای پاهاش</p>
<h5>، موزیک کوس آرووووووم و ماراتن سکسی ناتمام &#8230;همه و همه</h5>
<p>خمااااارم کرده بود …نیاز داشتم … به حرفاش … به دستاااااش و بازیاش &#8230;ولی اون کاملا تو كارش غرق شده بود پيش سکس داستان خودم گفتم بازم</p>
<h6>بايد قلقلکش كنم &#8230;.!!!واسه همين بهش گفتم …می ایران سکس گما …تو</h6>
<p>واسه هيچكدوم از مریضات در رو نمیبندی !!!iجواب داد … آآآآآره ولی تو با بقيه خیلی فرق داری&#8230;ادامه دادم : صددردصد&#8230;. ولی ايندفعه ديگه چرا بستی … ؟ مگه ميخوای چی كار كنی … ؟خنديد و جواب داد … مگه نشنیدی به منشیم چی گفتم ؟ &#8230; کاری رو که با تو شروع کردمو باید تموم کنمنااااااااامرد &#8230; این باید رو اونقدر محکم گفت که بدنم لرزید &#8230; ( یعنی واقعا میخواد بکنه ؟؟؟؟ )با يه عشوه خاصی بهش گفتم :کووووووووور خوووندی !!!عمرا اگه بزارم منو بکنی &#8230;.. اينو كه گفتم بدون هیییچ حرفی يهو ميزِ كار شو زد كنار و خودشو كامل انداخت روم …لبم و به دهن گرفت و در حالی كه لبم و ميخورد دوطرف صورتمو گرفت تو دستهاشبا اینکارش بخوبی دهنمو بست و من دیگه اصلا نمیتونستم اعتراضی بکنم یه جور‌ایی روم خوابیده بود که كيرشو كاملا وسط پام حس ميكردمشده بود قد چناااااااااااااااارواسه اینکه نشون بدم دارم مقاومت میکنم زیر بدنش دست و پا میزدماونم با حرکت دادن کیرش رو کسم ادای کردنو در میاوردبزرگ و سفت به نظر میومد ….دست چپشو گذاشت رو سينم و از رو مانتو محكم گرفت تو مشتش …همزمان با خوردنِ لبم شروع كرد به ماليدنِ سينم &#8230;اون يكی دستشو هم از بغل برد پشت کمرم &#8230;از بالای دامنم فرستادش تووووو و پشت کونمو گرفتدستااااش گرم بود و پوست کوووونم لطیییییییییییییف &#8230;وای خدااااااااااا&#8230; خيلییییییییییییییی توپ بودهمزمان هم سينمو ميماليد ، هم لبمو ميخورد و هم با كونم بازی ميكرد &#8230; اوووووووووف دستشو از بالای یقم كرد تو و سينمو در اورد …حالا ديگه سينه هامو لختِ لخت ميماليد … اوووووففففمقاومتم تموم شد و ديگه از حال رفتم …آخه من نسبت به سينه هام خیلیییی حساسمسست شدم …با هر دو دستم شونه هاشو گرفتم &#8230;چشامو بستم و تو خوردن لبام کمکش کردم … شالمو کنار زد …لبمو رها کرد &#8230;سرشو برد پائين و … شروع كرد به خوردنِ گردنمخووووووب كه ليسش زد ، لباشو آروم آروم از رو گردنم آورد پائين…لباشو رو گردنم کشید و کشید تا رسید به بالای سينم ..اووووووووفی&#8230;.. با دستش زيرِ سينمو گرفت … آوردش بالا و گذاشت تو دهنش …وای خدااااااااااااااا…سینمو کاملا به دهن گرفته بود و با زبونش با نوكش بازی ميكرد…اوووووففففمنم دیگه فقط ناله ميكردم …وووووووی خدااااااااااا &#8230;اوف … اوووووووووففففففی &#8230; نقطه ضعفمو پيدا كرده بود ( سينه ام ) و بخوبی داشت ازش استفاده میکرد…بی حال بیحااااااال شده بودماونم فهميد و سریع دامنمو دور کمرم جمع کرد و دستشو فرستاد لای پام … کسمو محكم گرفت … ووووووووووووووووی نالم بدجوری رفت هواااااااا …نميدونم واقعا داد زدم يا اون بيخودی ترسید !!!يهو از روم بلند شد … سرشو آورد بالا و نيگام كرد( البته کسمو همچنان تو دستش نگه داشته بود ) ولی من ديگه داااااااغ كرده بودم و دلم ميخواست ادامه بدهبا حسرت بهش گفتم چيه ؟ … كم اوردی ؟آب دهنشو قورت داد و گفت … تنت داره میخواره ها …منم با يه صداي خمااااااااار گفتم … آآآآآآآآره …. خیلیییییی …موزیک تو پوست و خونم نفووووذ کرده بود ( جداً بعضی موزیکا آدمو جادو ميكنن ) بازم حمله كرد … سينمو دوباره به دهن گرفت و با دستش کسمو فشار داد …اوووووووووف کسم خیس خیس بود و اونم داشت محکم میمالیدشبا دستم پشت دستشو گرفتم …مثلا سعی ميكردم ورش دارم ولی عملا داشتم فشارش ميدادم تو کسم …اووووووووفی &#8230;يهو ديدم يه چيز خیلی داغ داره روی رونم حركت ميكنه …wowwww نامرد تو اين فرصت كيرشو در اورده بود و داشت ميماليدش به پاهای لختم &#8230;. نااله كردم … وااااااااای نه &#8230;… تو رو خدا …بسسسسسسسسه ديگه …ميترسم …ورش دار …خواهش ميكنم … ولی حساااااابی حشری شده بودم …پشت سرشو گرفته بودم و فشارش ميدادم به سينماونم نامردی نكرد و انگشت شو كرد تووووووو …اوووووووف وای نه ..بسسسه ديگه …داری منو ميكشی عوضی…با انگشتش شروع کرد به ور رفتن و قلقلک کردن توی کسم &#8230;يكم كه انگشت شو عقب جلو كرد و اون تو چرخوند &#8230;يهو حس كردم دارهِ سر كيرشو ميكشه پشت همون دستم …یادمه همیشه پشت دستمو به بهانه های مختلف نوازش میکرد و بهم میکفت دستات خیلی لطیف و خوشگلنحالا داشت کیرشو میمالوند به همون دستا&#8230;یه جورائی خیلی خیلی بدم اومد …چندشم شد &#8230; میدونم باورش واستون سخته &#8230; من واقعا ازش بدم میومد &#8230;با وجود تکراری بودن حرفم ولی باور کنین اصلا قرار نبود حالگیریا و شیطنتام به اینجاها بکشه &#8230;همون اول که کلاه کیرشو پشت دستم حس کردم اینقده چندشم شد که &#8230;ناخودآگاه دستامو پس كشيدم … اونم یه جوووووووون گفت و از خداخواستِه دستشو سریع كنار کشید و …سر كيرشو گذاشت درِکسم …wowwwwwwwwwwwwww چقده هم داااااااااااااغ بود &#8230;از حال رفتم &#8230; سست سست شده بودم و برعکس تصميمی كه داشتم كاملا آماده دادن …اوووووووووووووف خداااااااااااااااکسم اونقده لیز و آماده بود که اصلا نیازی به فشار دادن نداشتاصلا انگار خودش داشت اونو میکشید توووووووووو &#8230; سرشو كرده بود تو … چقده هم کلفت بود &#8230;داشت آرووووووم بقیه کیر دااااغشو هم میفرستاد تو کسم كه …یهو عين آدماي برق گرفته درش اورد …كاملا كشيد كنار … كيرش و برگردوند تو شلوارش و زیپشو كشيد بالا …ميزِ كار شو هم برگردوند سر جاش … ولی من دیگه خیلی حشری شده بودم &#8230;با حسرت به بالا كشيدن زیپش نگاه كردم و با عصبانيت بهش گفتم اه لعنتی … چت ميشه تو هی كه ديدم جدی جدی داره صداي در ميادتق تق …منم سریع خودمو جمع كردمبدونِ اينكه چيزی بگه رفت لای درو باز كرد &#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a8%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%ae%d9%81%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177324</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف  جنده لاشی معتاد به سکس</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%84%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%85%d8%b9%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%84%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%85%d8%b9%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 02 Nov 2019 09:55:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آزمایش]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاقی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماست]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینکار]]></category>
		<category><![CDATA[اینهمه]]></category>
		<category><![CDATA[باشهاز]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمتگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[بتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برسونم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودصدای]]></category>
		<category><![CDATA[بودیممن]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[‫بوسیدمشو]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[بینمون]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتمو]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چندوقت]]></category>
		<category><![CDATA[حالمون]]></category>
		<category><![CDATA[خانومی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونا]]></category>
		<category><![CDATA[خیلییی]]></category>
		<category><![CDATA[خیلیییییی]]></category>
		<category><![CDATA[دارمبعدش]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[دخترهای]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دندونام]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستشو]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سراغشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شکایتی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شناخته]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صمیمیت]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[عکساشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[قشنگشو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدنشو]]></category>
		<category><![CDATA[کنمنمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشاشو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیده]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلاتش]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچید]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میریختم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناخت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخوناش]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ندارمگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[هرجوری]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وانمود]]></category>
		<category><![CDATA[وخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[وشلوار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[کامل کامل میشه.دستمو گداشتم روی فیلم سکسی سینش و آروم مالیدم وای خدایا همه چیزش بی نقص بود تن هر دومون مثل کوره داغ داغ شده بود.دستامو سکسی بردم پشت کمرش و همین طور که شاه کس محکم به خودم چسبونده بودمش بلندش کردم و با یه حرکت از زمین کندمش.گفت: چیکار کونی میکنی دیوونه؟گفتم: [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کامل کامل میشه.دستمو گداشتم روی فیلم سکسی سینش و آروم مالیدم وای خدایا</h2>
<p>همه چیزش بی نقص بود تن هر دومون مثل کوره داغ داغ شده بود.دستامو سکسی بردم پشت کمرش و همین طور</p>
<h3>که شاه کس محکم به خودم چسبونده بودمش بلندش کردم و با</h3>
<p>یه حرکت از زمین کندمش.گفت: چیکار کونی میکنی دیوونه؟گفتم: زمین سرده اذیت میشی.گفت: عوضش تن تو داغه.لبمو گذاشتم رو لبش و</p>
<h4>همینطور جنده که تو بغلم بود و پاهش دور کمرم حلقه</h4>
<p>بود بردمش تو اتاق خواب و پستون با هم خوابیدیم رو تخت.تخت مادر بزرگم یه تخت یه نفره بود. گفتم: ببخشید</p>
<h5>تخت کوچیکه کوس جا نیست من باید روی تو بخوابم.گفت: من</h5>
<p>که شکایتی ندارم.گفتم: الاهی قربونت برم که انقدر خانومی و با نداری من میسازی. دوباره شروع کردم به قلقلک کردنش ،همینطور که سکس داستان به خودش میپیچید</p>
<h6>و میخندید گفت: دیوونه دلم درد گرفت. گفتم: ایران سکس الهی قربون</h6>
<p>دلت برم الان از دلت در میارم وتاپشو دادم بالا و روی نافشو بوسیدم. وای خدای من چی پوست لطیف و نازی داشت. بعد از چنتا بوسه زبونمو رو نافش کشیدم.چنان آهی کشید که آتیش گرفتم همینطور شکمشو میبوسیدم و میومدم بالا و هی تاپشو میزدم بالا تا به سوتینش رسیدم اصلال توقف نکردم سریع اونم دادم بالا و افتادم به جون سینه هاش که واقعا خوردنی بودن اصلان سیر نمیشدم تا جایی که میتونستم سینشو تو دهنم میکردم و موقع بیرون اوردن نوک سینشو که حسابی بیرون زده بود رو با دندونام اروم فشار میدادم اونم فقط آه میکشید و معلوم بود مثل من غرق لذته.اومدم بالا تر وگردنشو خوردم تا رسیدم رو لاله گوشش و شروع کردم به خوردن لاله گوشش. فهمیدم که خیلی حساسه رو گوشش چون دیگه صدای ناله هاش خیلی بلن شده بود.تو گوشش گفتم که خیلییی دوست دارم و تا ابد عاشقتم. گونمو بوسیدو گفت من بیشتر.سرمو بردم عقب و ذل زدم تو چشاش. گفتم: من شنام خوبه ولی تو چشای تو همیشه غرق میشم. چشماشو بست و گفت: بیا اینم نجات غریق.گفتم: دیوونه من همشه غریق تو هستم چه چشات باز باشه چه بسته.یه بوس از لبش کردمو گفتم: اذیتت کردم نه؟ ببخشید یهو شد.گفت: چه اذیتی من که خیلی لذت بردم. مرسی.محکم بغلش کردمو زیر گوشش گفتم: من نمیخواستم اینجوری شه عشق من پاک و خالصه نمیخوام فکر کنی به خاطر اینجور چیزا میخوامت.گفت: میدونم عزیزم ولی به نظرمن اینکار مکمل عشقه وصمیمیتو بیشتر میکنه.گفتم: یعنی تو ناراحت نشدی؟گفت: نه میخوای واسه اثباتش تا آخرش بیام؟ اینجوری باورت میشه من بیشتر دوست دارم.بعدش چرخید و از زیر من اود بیرون و تاپشو در اورد و سوتینشو باز کرد.همینطوری نگاش میکردم که گفت: خجالت میکشی منم تنت رو ببینم؟سریع تیشرتمو در آوردم و بغلش کردم تن لختمون که به هم چسبید هر دومون آه کشیدیم.من دوباره گوشاشو میخوردم و اونم با ناخوناش رو پشتم میکشید.دیگه هر دومون مثل دیوونه ها به هم میپیچیدیم. دوباره از گردنش شروع کردم به بوسیدن و رفتم پایین با هر بوسه من اسممو صدا میزد و میگفت دوست دارم.به شلوارش که رسبدم یه لحظه مکث کردم به صورتش نگاه کردم. چشاشو بسته بودو اسممو مدام صدا میزد. با خودم گفتم باید بهترین لذت رو به بهترین کسم بدم.سریع دکمه و زیپ شلوارشو باز کردم وشلوار و از پاش در آوردم خودشم کمرشوداد بالا و کمکم کرد. از کف پاش بوسیدم اومدم بالا یه نقطه رو هم بدون بوسه نذاشتم تا رسیدم به شرتش.شرتش خیس بود و عطری ازش میومد که واقعا هوشو از سرم میپروند.از روی شرت کسشو بوسیدم و چند بار لیسیدم بعد اروم شورتشو کشیدم پااین و از بالاش میبوسیدم.شورتشو که کامل در آوردم شروع کردم به بوسیدن و لیسدن کسش. از کسش براتون نمیگم چون هر چی بگم حق مطلبو ادا نکردم. فقط بگم که اصلا انگار متعلق به دنیای حقیقی نبود.وقتی کسشو میخوردم هی کمرشو بلند میکرد و من قشنگ لرزشو تو تمتم تنش میدیدم با یکی از دستام سینشو میمالوندم وبا دست دیگم شلوارمو باز میکردم نمی خاستم یه لحظه هم لبمو ازکسش جدا کنم.شلوار و شرتمو باهم در اوردمو رفتم بالا گردنشو بوسیدم و چسبیدم بهش از تماس کیرم با کسش یه لحظه لرزید. آخه اصلا نفهمید من کی شلوارمو در آوردم. زیر کیرم با درز کسش مماس شده بود شروع کردم به عقب و جلو کردن و قتی میومدم جلو تا تخمام که به کسش مالیده میشد رو حس میکردم. خیلیییییی خیلییییی لذت بخش بود.صدای ناله های نازی انقد بلند شده بود که میترسیدم همسایه ها بشنون.بعد از چند دقیقه پاهی نازی رو بستم و کیرمو گذاشتم لای پاش کیرم لای کسش بالا و پایین میشد نازی میگفت دارم آتیش میگیرم عشقم تو چقدر داغی. 10 دقیقه ای تو همون حالت تلمبه زدم تا دیدم آبم داره میاد کیرمو در آوردمو آبم با فشار ریخت رو شکم نازی. خیلی زیاد بود خودمم باورم نمیشد که انقد زیاده.سریع چنتا دستمال از کنار تخت برداشتم با عذر خواهی زیاد شکمشو پاک کردم دیدم دستاشو باز کرده یعنی بیا نو بغلم معلوم بود نای حف زدن نداره. البته منم دست کمی از اون نداشتم ولو شدم تو بغلش.ازش تشکر کردم به خاطر اینهمه لذتی که بهم داده. اونم تشکر کرد وگفت که 2 بار ارضا شده. 10 دقیقه تو بغل هم بودیم که یکم حالمون جا اومد.ساعتو نگاه کرم دیدم هنوز 1ساعت وقت داریم.گفتم: نظرت چیه یه دوس بگیریم سر حال بشیم.گفت: موافقم.رفتیم تو حموم من تمام تنشو واسش لیف زدم یه جورایی انگار دارم زیارت میکنمکلی زیر دوس لب گرفتیم خیلی حال میداد حتما امتحان کنین.بعدش که اومدیم بیرون من به اصرار زیاد راضیش کردم بزاره موهاشو سشوار کنم وشونه بکشم.وقتی موهای قشنگشو شونه میکردم دیدم داره اشک میریزه.گفتم: چی شده نازی من؟گفت: بعد از فوت مادرش هیچکی اینطوری واسش موهاشو شونه نکرده بوده.یه عالمه بوسیدمشو گفتم: دیگه نمیخوام هیچوقت گریون ببینمت.گفت: سعیمو میکنم ولی هیچوقت یه دختر نمیتونه قول بده که گریه نمیکنه.خلاصه اونروز گذشت ولی از روز یه عشق و صمیمیت خیلیییی زیاد بینمون بر قرار شدمثل زن وشوهرا شده بودیم.من هر هفته براش یه کادو میخریدم.یه گوشی خیلی گرون واسش خریده بودم که همیشه شنیده بودم میگفت از این گوشی خوشش میاد.اولش قبول نمیکردولی من بهش گفتم: دوست دارم با گوشیی که دوست داری با کسس کهدوست دارس حرف بزنی.من وضع مایم زیاد خوب نبود ولی دوست داشتم همیشه بهترین چیزا رو واسش بگیرم،بهترین جاه ببرمش.چند ماه بعدش یه روز تو شرکت نشسته بودم که دیدم کمرم درد میکنه. اول اهمیت ندادم ولی هی بدتر شد. طوری که 2ساعت بعدش کارم به بیمارستان کشید و بعد از معاینهو آزمایش و سنو گرافی دکتر گقت سنگ کلیه دارم و چون دیر متوجه شدم یکی از کلیه هام از کار افتاده ونیاز به عمل دارم و شاید مجبور شم با یه کلیه زندگی کنم وکلی در باره شرایط سخت و مشکلاتش برام گفت/ولی من تمام فکرم این بود که با این شرایط چطور میتونم با نازی باشم حاظر بودم بمیرم ولی سختس کشیدنشو نبینم چه برسه به اینکه خودم مایه ناراحتیش باشم.تصمیم گرفتم از این موضوع بهش چیزی نگم و آروم آروم ازش جداشم. خیلی تهت فشار بودم. از یه ظرف درد امونمو بریده بود و از طرف دیگه غصه نازی.همش بد اخلاقی میکردم تا شاید ازم زده شه ولی اون هر روز بیشتر بهم محبت میکرد حتی یه بار خودش هرجوری بود خونه دوستشو خالی کرد تا یا هم باشیم اینجوری میخواست منو بیشتر به خودش نزدیک کنه وقتی رفتم ازم خواست که باهاش سکس کامل کنم تا از اطمینانش بهم مطمعن شم ولی من قبول نکردم. با هم سکس کردیم ولی من فقط به این فکر بودم که برای آخرین بار اونو به لذت برسونم. اون روز هرکاری میتونستم واسه خوشنودی نازی کردم. تا با خاطره خوش از هم جدا شیم ولی اون از همه جا بی خبر هی ازم تشکر میکرد و میگفت: کی میشه مال هم بشیم و هر شب بتونیم اینجوری با هم باشیم.من که میتونستم نمیشه به اینراحتی نازی رو راضی کنم از هم جدا شیم دنبال یه راه حل بودم تا به این نتیجه رسیدم که بهترین راه اینه که اون از من بدش بیاد و اینم فقط در صورتی پیش میومد که اون ببینه من بهش خیانت کردم.خدا منو ببخشه ولی این واسه اون خیلی بهتر بود تا اینکه در کنار من یه عمر غصه و عذاب داشته باشه.از طرفی هم من دختری رو نمیشناختم که بخوام ازش تو این کار کمک بگیرم.خواهرمم نازی رو میشناخت آخه یه بار ما رو دعوت کرد خونشون تا با نازی آشنا بشه من با خواهرم خیلی راحتم و راجع به خودمو نازی بهش گفته بودم. اونم وقتی نازی رو دید ازش خیلی خوشش اومده بود و همیشه سراغشو میگرفت.خلاصه یهشب که بدجوری هم درد داشتمو تلفنی با نازی صحبت میکردم هی میگفت چته تو چبزیت هست به من نمیگی.گفتم: من تو بچگی اسممو رو یکی از دخترهای فامیل گذاشتن که شهرستانه الان گیر دادن که باید با اون نامزد کنم و منم هر کاری میکنم راضی نمیشن که این قضبه رو بیخیال شن 2/3 بار هم اومدن تهران و من با دختره حرف زدم و هیچ راه فراری نیست نازی خیلی ناراحت شد و گفت: دوروغ میگی.گفتم: نه باور کن. من هر دو روز تلفنی باهاش حرف میزنم.نازی گفت: الان مغزم کار نمیکنه فردا میام پارک نزدیک شرکتتون با هم صحبت کنیم.منم با یکی از دوستام که همیشه با چنتا دختر دوست بود تماس گرفتم و بهش گفتم که یه دختری هست که به من گیر داده و میخواد باهام دوست باشه ولی من نمیخوام و بهش گفتم نامزد دارم ولی باورش نیشه.میشه به دوست دخترت بگی کمکم کنه و وقتی بهش زنگ زدم وانمود کنه نامزد منه؟دوستم کلی منو مسخره کرد که خره حالا که یه دختر خودش داره التماست میکنه تو ناز میکنی و&#8230;.خلاصه گفت باهاش حرف میزنم خبرت میکنم.قرار شد فرداش که من نازی رو دیدم به اون دختره زنگ بزنم و بزارم رو اسپیکر تا نازی بشنوه.فردا بعد از ظهر بود که نازی زنگ زد گفت داره میاد و تا 20 دقیق دیگه تو پارکه.منم به اون دختره زنگ زدم هماهنگ کردم و رفتم سر قرار خواستم از ماشین پیاده شم که نازی رو دید که داره ازاون ور خیابون میاد اومد سمت من وگفت: حوصله پارکو ندارم سوار شو یه دوری بزنبم.تو مسیر یه سی دس از تو کیفش در آورد و گفت: اینو واسه تو گلچین کردم ولی وقتی من رفتم گوش کن. خلاصه همون حرفای شب قبلو بهش زدم و گفتم اگه باور نمبکن الان بهش میزنگم.یه گوشه پارک کردم و به دختره زنگ زدمو گذاشتمرو اسپیکر اونم گوشی رو برداشت وخیلی گرم باهام صحبت کرد وگفت ظهر غذا پخته و&#8230;وسط حرفاش نازی با چشمای گر یون در ماشینو باز کرد و واسه همیشه رفت.تا شب تو خیابونا مچرخیدم و سی دس که نازی داده بود وپر از غم بود رو گوش میکردم و اشک میریختم. چند وقت بع به پیشنهاد چنتا از آشنا ها پیش چنتا دکتر دیگه رفتم و با عمل جراحی کلیه م روبراه شد ولی حالا دیگه نازی رو نداشتم.الان 4 سال از اون ماجرا میگذره و من چند ماه پیش نازی رو تو فیس بوک اد کردم اونم بهم ایمل زد چرا ادش کردم. گفتم همینجوری بالاخره ما یه روزی دوست بودیم.البته قبلش هم هر چندوقت یه بار بهش از تلفن عمومی زنگ میزدم که فقط صداشو بشنوم. هر سال شب تولدش بهش میزنگم ولی چیزی نمیگم.از اون وقت کارم اینه که هر چند وقت یه بار برم تو فیس بوک عکساشو ببینم و اینجوری دلتنگیمو جبران کنم.نمیدونم چی کار کنم.اگه کسی فکر میکنه راهی هست تا دوباره بتونم با اون باشم کمکم کنه.این قصه واقعی بود ولی من بعضی چیزاشو تغییر دادم تا شخصیتاش شناخته نشنببخشید که بیشتر تلخ و بود تا سکسی.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%84%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%85%d8%b9%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176903</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خالی کردن آب رو صورت و دهان هم حال خوبی داره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d9%84%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d9%88-%d8%af%d9%87%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%85-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%ae%d9%88%d8%a8%db%8c-%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d9%84%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d9%88-%d8%af%d9%87%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%85-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%ae%d9%88%d8%a8%db%8c-%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 01 Nov 2019 07:47:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرامشی]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسی]]></category>
		<category><![CDATA[ادامشو‬]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اونطرف]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بالایی]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بگوگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[بلندشم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بودازش]]></category>
		<category><![CDATA[بودبهش]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیشو]]></category>
		<category><![CDATA[پیمانه]]></category>
		<category><![CDATA[تکرارش]]></category>
		<category><![CDATA[تماشاش]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[توصیفش]]></category>
		<category><![CDATA[تونستی]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چرخیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[حسودیم]]></category>
		<category><![CDATA[حواستو]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خیلیییییی]]></category>
		<category><![CDATA[داداشمو]]></category>
		<category><![CDATA[دادمنم]]></category>
		<category><![CDATA[دارمبعدش]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دخترهای]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستیمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیمو]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[سفیدشو]]></category>
		<category><![CDATA[سلاممن]]></category>
		<category><![CDATA[شدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلکش]]></category>
		<category><![CDATA[کردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدنت]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیتو]]></category>
		<category><![CDATA[لبامون]]></category>
		<category><![CDATA[لیوانو]]></category>
		<category><![CDATA[مادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینی]]></category>
		<category><![CDATA[ماموریت]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[مشخصات]]></category>
		<category><![CDATA[مشخصاتی]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میامگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[میبینی]]></category>
		<category><![CDATA[میچسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میداشت]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[می‌دیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخداگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتش]]></category>
		<category><![CDATA[نخواهم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[ننوشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[هیچکدوم]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[ویندوز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[پیش که من 23 سالم فیلم سکسی بود. من اون موقع تازه خدمتم تموم شده بود و تو یه شرکت مشغول شده بودم یه روز داشتم ویندوز سکسی نسب میکردم که تو نرم افزارام مسنجر شاه کس رو دیدم گفتم نصبش کنم و بعد از سالها یه کم چت کنم. خلاصه تا کونی وارد چت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>پیش که من 23 سالم فیلم سکسی بود. من اون موقع تازه خدمتم</h2>
<p>تموم شده بود و تو یه شرکت مشغول شده بودم یه روز داشتم ویندوز سکسی نسب میکردم که تو نرم افزارام</p>
<h3>مسنجر شاه کس رو دیدم گفتم نصبش کنم و بعد از سالها</h3>
<p>یه کم چت کنم. خلاصه تا کونی وارد چت شدم یکی پی ام داد که لطفا دیگه پی ام نده.بعدش گفت:</p>
<h4>ببخشید جنده اشتباه شد. خلاصه یک ساعتی باهاش چت کردم.اسمش نازی</h4>
<p>بود و 19 سالش بود.ازش خوشم پستون اومد.آخرش گفت: من باید برم. منم گفتم: دوباره کی با هم صحبت کنیم؟آخه من</p>
<h5>زیاد نمیام کوس تو چت. گفت: شمارتو بده شاید تماس گرفتم.منم</h5>
<p>شمارمو بهش دادم. تا آف شد اس ام اس داد: سلام پسر خجالتی (آخه من بهش گفته بودم خجالتیم وتا حالا دوست سکس داستان دختر نداشتم) خلاصه</p>
<h6>از اون به بعد باب آشنایی ما باز ایران سکس شد و</h6>
<p>روز به روز بیشتر به هم علاقه مند میشدیم.یه روز ازش درباره ظاهرش پرسیدم گفت: که موهاش بلونده چشماش عسلیه و قدش 175 سانت. گفتم: خالی میبندی. گفت: نه. گفتم: یه قرار بزار ببینیم همدیگرو که ببینم راست میگی یا نه. خلاصه واسه چند روز بعدش قرار گذاشتیم. منم ماشین داداشمو گرفتم رفتم سر قرار. همینجوری که تو ماشین نشسته بودم هر دختری میومد میگفتم یعنی اینه؟ تا دیدم یه دختر خیلی ناز داره میاد به مشخصاتی که داده بود خیلی نزدیک بود ولی گفتم ممکن نیست من از این شانسا ندارم بعد از یه عمر تنهایی و بدون دوست دختر با یه همچین دختری آشنا شده باشم. سرتونو درد نیارم اومد سمت ماشین (من قبلا مشخصات ماشینو گفته بودم) در ماشینو که باز کرد گفت: سلام آقا پیمان.خلاصه باهم یه دوری زدیمو 2 ساعت مثل یک ثانیه گذشت.از اون روز رابطمون خیلی گرمتر شد. خیلیییییی همدیگرو دوست داشتیم.به خاطر شرایط اون مثل خیلی از دخترهای ایرانی هفته ای یکبار بیشتر نمیتونستیم همو ببینیم.اونم دوشنبه ها که میرفت کلاس زبان من میرفتم جلو آموزشگاهشون و تا خونشون میرسوندمش.تا اینکه واسه من یه ماموریت پیش اومد و سه هفته تهران نبودم وقتی بر گشتم سریع رفتم تو خیابونشن روبروی پنجرش و بهش زنگ زدم.گفتم: واسه چند ثانیه بیا لب پنجره ببینمت که دارم دق میکنم اومد لب پنجره دیدمش تا منو دید زد زیر گریه. گفت: خیلی دلم واست تنگ شده بود.خلاصه کلی باهاش حرف زدم از پشت تلفن تا آروم شد.گفتم: من نمیتونم تا دوشنبه صبر کنم واسه دیدنت.گفت: منم همینطور. بعد گفت: تو برو کوچه بالایی منم به یه بهونه ای میام بیرون.پشت خونشون یه کوچه خلوت بود که همیشه تا اونجا با هم میرفتیمو خدا حافظی میکردیم.اونجا تو ماشین نشسته بودم که بعد از چند دقیقه اومد.تا سوار شد سرشو اورد جلو و ناخداگاه لبامون توهم قفل شد. اولین و شیرین ترین لب زندگیمو تجربه کردم که نمیشه اصلا توصیفش کرد.بعد از 10 دقیقه گفت باید برم و خدا حافظی کرد.از اون اتفاق چندوقتی گذشت و هردومون خیلی لذت برده بودیم از اون بوسه و همیشه منتظر یه فرصت دوباره بودیم تا باز تکرارش کنیم.نزدیک یک سال از دوستیمون میگذشت و و ما عاشقانه همو دوست داشتیم. هرگز احساسی بالاتر از این تجربه نکردم و مطمعنم که نخواهم کرد. من 10 سال پیش پدرمو از دست دادم و تا وقتی که نازی آشنا شدم هیچوقت واقعا شاد نبودم اونم مادرشو از دست داده بود و یه جورایی هم درد بودیم.آرامشی که در کنارش داشتم فراموش نشدنیه.یه روز که دوشنبه بود وتعطیل بود من رفته بودم خونه مادر بزرگم و اونجا روی یه تحقیق کار میکردم.مادر بزرگم مسافرت بود و من واسه اینکه تمرکز داشته باشم رفته بودم اونجاآخه خونه ما همیشه شلوغ بود و پر سرو صدا.به من زنگ زد وگفت داره میره کلاس زبان. گفتم: مگه تعطیل نیست اموزشگاه؟ گفت: نه.آموزشگاهشون به خونه مادر بزرگم نزدیک بود. گفتم بعد از کلاس میام میبینمت.خوشحال بودم آخه فکر میکردم این هفته نمیتونم ببینمش.بیست دقیقه بعدش زنگ زد گفت همه کلاسا به غیر کلاس اونا بر گذار شده ولی چون استادشون نیومده کلاس اونا تشکیل نشده.گفتم: خونه مادر بزرگم هستم و نزدیکم سریع میام.گفت: نه آدرس بده من میام پیشت.بعد از یه ربع امد. تا درو باز کردم پرید تو بغلم. منم در آیارتمانو با پام بستم ومحکم در آغوش کشیدمش.وای چه آرامشی چه لذتی. شاید 10 دقیق همونجا دم در تو بغل هم بودیم و هیچکدوم نمیتونستیم از هم جدا شیم.شالش از رو سرش افتاده بود رو شونش منم اروم موهاشو نوازش کردم و گفتم: میبینی مهمون نوازیمو بیا بریم بشین.رفتیم تو سالن نشست و منم واسش یه لیوان شربت خنک بردم. دیدم داره تو طاقچه به عکسا نگاه میکنه. مادر بزگم 22 تا نوه داره و کلی از عکسای دسته جمعی نوه هاش اونجا بود.شربتو گذاشتم روی میز و رفتم پشت سرش روی شونشو بوسیدم و گفتم: اگه تونستی منو تو این عکسا پیدا کنی. سریع یه قاب عکسو برداشت که عکسش مال 15 سال پیش بود و عکس منو بوسید. تعجب کردم چطور منو شناخت.بهش گفتم: اصل جنسو گذاشتی کنار عکسشو میبوسی شیطونک؟برگشت لباشو گذاشت رو لبم.وای خدایا طعم لباشو هیچوقت فراموش نمیکنم. بعد از چند دقیقه لبمو جدا کردم گفتم: اگه گذاشتی مهمون نوازیمو کنم.هوا خیلی گرمه بیا این شربتو بخور یه کم خنک شی.گفت: آره و رفت سمت میز و در همون حال که پشتش به من بد دیدم داره مانتوشو در میاره.مانتوشو که در آورد یه تاپ صورتی آستین کوتاه تنش بود وقتی دستای سفیدشو دیدم و اون اندام نازشو یه لحظه چشام سیاهی رفت.همینطور که داشت لیوانو بر میداشت گفت: تو که داری منو میخوری با چشات. سرمو انداختم پایین نمیخواستم هیچوقت ناراحتش کنم.اومد کنارم لپمو بوس کرد و گفت: اگه تو نخوریم که بخوره عشق خجالتیه من؟اومد بشینه رو مبل دو نفره ای که پشت سرمون بود ولی یه دفعه خندید و گفت: تو بی جنبه ای من میشنم اونور و رفت روی راحتی اونطرف سالن نشست و شروع کرد به خوردن شربت.منم همونجا نشستم و زل زدم بهش.گفت: ناراحت شدی از حرفم؟ گفتم: خودت خوب میدونی که اگه سرمم ببری ازت ناراحت نمیشم دیونه. خندید.همیشه لبخند رو لبش بود همیشه شیطون و شولوغ و پر انرژی بود.بهش گفتم: نازی خیلی دوست دارم و سرمو انداختم پایین نمیدونم چرا یه دفه بغض گلومو گرفته بود انگار یه حسی بهم میگفت هیچوقت به هم نمیرسین.گفت: قربون خجالت کشیدنت برم منم دوست دارم.بعدش گفت: خوب گوشیتو بیار که دلم واسش تنگ شده.گوشیم یه بازی ماشینی داشت که نازی خیلی دوست داشت هر وقت همدیگرو میدیدیم باید حتما یه دست بازی میکرد.شاید باورتون نشه ولی همیشه به گوشیم حسودیم میشد.گفتم: خدا شانس بده کاشکی منم گوشی بودم.گفت: لوس نشو حسود.رفتم کنارش گوشیو دادم بهش و همونجا رو زمین کنار راحتی نشستم و غرق تماشاش شدم. شیطنت از چشماش میبارید.از شابس من روز به روز بازیش بهتر میشد حالا مگه میباخت.سرمو گذاشتم رو پاش گفتم نازی.گفت: جانم.چیزی نگفتم. گفت: بگو.گفتم: هیچی فقط موخام حواستو پرت کنم زود ببازی.گفت: عمرا هچجوری نمیتونی.گفتم: حلا شونت میدم و شروع کردم به قلقلک کردنش میدونستم قلقلکیه.همینطور که میخندید گوشیو محکم گرفته بودو بازی میکرد.گفت: اینجوری نا جوانمردانست و از شدت خنده از رو مبل سر خورد اومد پایین ولی بازی رو ول نمیکرد.بازم قلقلکش دادم دراز کشید رو زمین گوشیو گرفته بود بالا وبازیو ادامه میداد دیدم اینجوری فایده نداره منم کنارش دراز کشیدمو اول لپشو بوسیدم بعد لبمو گذاشتم رو لبش و چرخیدم روش.بعد چند ثانیه گوشیو گذاشت زمین و دستاشودور گردنم حلقه کرد محکم چسبیدم بهش و فشارش دادم. دلم میخواست همون جوری انقد فشارش بدم که با هم یکی بشیم.لبمو جدا کردم سرمو بردم عقب بهش گفتم: دنیای من خیلیییییییییییی دوست دارم و پیشونیشو بوسیدم.دیدم یه قطره اشک از گوشه چشمای نازش غل خورد از کنار صورتش رفت پایین.گفتم چی شد نازی جان. اومدم بلندشم سریع پاهشو باز کرد و دور کمرک حلق کرد وبا بغض گفت: نه نه ازم جدا نشو هیچوقت.گفتم: دیوونهام و لبامو گداشتم رو لباش و موهای نازشو نوازش کردم وون با پاهاش به پشت رونم میکشید.خیلی تحریک شده بدودیم. کیرم قشنگ روی خط کسش بود و با هر حرکتی که به پاهاش میداد داغشدن کیرمو حس میکردم.کیرمو یه فشار کوچولو به کسش دادم دیدم لبمو محکم فشار داد.منم آروم آروم کیرمو عقب و جلو میکردم. حس میکردم هر لحظه ممکنه کیرم شلوارمو پاره کنه اونم دست کمی از من نداشت. کمرشو بلند میکرد محکم بهم میچسبوند .نفس هر دومون به شماره افتاده بود. ادامه دارد((ببخشید الان ساعت 3 شبه و من خیلی خستم اگه دوست داشتین بگین تا ادامشو بنویسم ببخشید اگه خوب ننوشتم آخه اولین بارمه که مینویسم))</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d9%84%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d9%88-%d8%af%d9%87%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%85-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%ae%d9%88%d8%a8%db%8c-%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176906</post-id>	</item>
		<item>
		<title>من و شاه کس بلوند  حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d9%86-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d9%86-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 26 Apr 2019 06:34:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمانی]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[استارت]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[اینجارو]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینهمه]]></category>
		<category><![CDATA[بازیگرای]]></category>
		<category><![CDATA[باشهمن]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بدمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بودمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بینمون]]></category>
		<category><![CDATA[پادشاه]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینمن]]></category>
		<category><![CDATA[پهلوهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیششون]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکه]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[تجربیات]]></category>
		<category><![CDATA[تنگارو]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتم]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جمعمون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[حرکاتش]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادش]]></category>
		<category><![CDATA[خدمتتون]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواندن]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خیلیییییی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دربیار]]></category>
		<category><![CDATA[دربیارم]]></category>
		<category><![CDATA[درمیارم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونفره]]></category>
		<category><![CDATA[رومانتیک]]></category>
		<category><![CDATA[سفیدشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاش]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینهای]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشون]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شورتتو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کنهولی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنمون]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:اره]]></category>
		<category><![CDATA[لامبادا]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌چسبید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاره]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردنش]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنممنم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنه]]></category>
		<category><![CDATA[میکنهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنی]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفت]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نگهبانی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واستاد]]></category>
		<category><![CDATA[واستاده]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[فوق العاده سکسی (البته بعدش فهمیدم چون قبلش با خیلی ها سکس داشته حشری بوده و ب من نیاز داشت)مهسا دوستش ی دختر خوب و خوشگل ک تو قرارهامون دیده بودمششب ماجرا:مائده اکثرا خونشون خالی میشد و چون بحساب کنکور داشت و خانوادش اکثرا باغ بودن این ب هوای کنکور و درس خواندن خونه میموند،سابقه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h6></h6>
<p>فوق العاده سکسی (البته بعدش فهمیدم چون قبلش با خیلی ها سکس داشته حشری بوده و ب من نیاز داشت)مهسا دوستش ی دختر خوب و خوشگل ک تو قرارهامون دیده بودمششب ماجرا:مائده اکثرا خونشون خالی میشد و چون بحساب کنکور داشت و خانوادش اکثرا باغ بودن این ب هوای کنکور و درس خواندن خونه میموند،سابقه داشت ک چند باری تنها باشه و ب من بگه بیا تنهام و برم اونجا سکس کنیم ولی ایندفعه فرق میکردشب جمعه بود من از سالن اومده بودم خیلی خسته بودم ساعت ۱۰شب بود ک زنگ زد بهم،بعد از کلی صحبت و اینا گفت آره مامان بابا رفتن باغ تا فردا شب ،منم ک درس داشتنم نرفتم موندم خونه،میای پیشم آخه خیلی میترسممن ک شستم خبر دار شده بود ولی نمیدونم چرا اونشب واقعا اصلا حوصله نداشتم برم پیشش،یا تمرین بودم انرژی نداشتم یا اینکه ازش خوشم نمیومد چون میدونستم بجز من با کسی دیگ هم هست ولی خوب واسه همین روزا نگهش داشته بودمخلاصه کلی اصرار و پافشاری منم ک خودمو چس کرده بودم ک نه نمیام حوصله ندارم تا اینکه گفت مهسا هم هست ما خیلی میترسیم بیا دیگهمون لحظه چندتا پوزیشن دونفره اومد جلو چشام و کیرم یکم راست شدولی بازم یهو قبول نکردم گفتم ای بابا از دست تو باشه توله سگ الان ی ماشین میگیرم میامکلی ذوغ کرد و معلوم بود حشرشون بیشتر شده بود و کسشون مور مور میشدتو تاکسی ب این فکر کردم ک مهسا دختره با حیایی هست عمرا اون یکی بکنه ،و نکنه مائده واقعا بخاطر اینک میترسیدن گفته برم پیششون و نگهبانی بدم؟!؟خلاصه کلی فکر کردم تا رسیدم دم خونشونخونه اونا آپارتمانی ۸واحدی بود زنگ زدم ب گوشیش ک طبق معمول آیفون رو زد و در باز شد منم یواشکی از پله ها رفتم بالا،همیشه اول ایفون رو میزنه بعد یواش در واحد باز میزاره ک سریع با کفش برم تو کسی نفهمهخلاصه رسیدم تو دیدم مائده جلو در واستاده،ولی اولین چیزی که دیدم این بود ک مهسا با روسری و ی لباس پوشیده کنارش اومد سلام کرد اینو ک دیدم با خودم گفتم خاک بر سرت این عمرا بهت بده سکس سه نفری رو باید تو جق زدنت فقط دنبال کنیخلاصه در بستم اومد تو ک مائده گفت باز ناز می‌کنی میگم بیامنم گفتم اره دیگ دوره آخر زمونه پسرا باس ناز کنن،وقتی ک اونم سهم هر پسر دوتا دخترهاینو ک گفتم مائده اومد بشوخی بغلم کرد چندتا مشت زد تو سینم ک بیخود تو سهم خودمی و فقط بامنی و ازین حرفاهمینطور ک می‌گفت الکی باهام کشتی هم میگرفت ک بحساب داره شوخی میکنهمنم یکم پهلوهاشو گرفتم قلقلک دادم ک هی میگفتم نکن نکن الان غش میکنم منم بیشتر میمالیدمش و بیشتر درگیر میکردم خودمو باهاش و لا ب لای کشتی گرفتنمون ی دستی ب کسش و سینهاش میرسوندمک ی باره مائده گفت:مهسا بگیرش الان منو می‌کنهاینو ک گفت دیدم مهسا یکم قرمز شد منم یکم وا موندم ک این جلو مهسا این حرف زد،اخه من و مهسا یکم رودروایسی داشتیم دوباره مائده گفت مهسا توله مگه با تونیستم بگیرش الان جرم میده از بس قلقکم میدهک یهو مهسا با خنده ب خودش اومد و اومد دستشو دور کمرم قلاب کنه از پایین ترین قسمت کمرم گرفت جوری ک دستش خورد ب کیرم(اینجا دیگ کیرم سریع سیخ شد و آب تو کیرم داشت موج میزد،اخه دست ی نفر جدید اونم کسی ک فکرشو نمی‌کردم خورد بهش)خلاصه گفتم صلح صلح،باشه کارت ندارم نشستم رو مبل مهسا یکم خجالت کشیده بود ب چشمای هم نگاه نمی‌کردیم،ولی خوب نمیشد اینهمه راه اومده باشم و فکری ک تو سرم بود رو اجرایی نکنمک یهو مائده گفت بیاین بازی کنیم،سه تا ورق آورد یکی سرباز دوتا دیگ پادشاه بود گفت ورق میچینیم هرکس سرباز داشت اون دوتا حاکم باید بهش دستور بدن و اجرا کنه اگ هم اجرا نکنه باید سی ضربه شلاق بخورهمن قبول کردم مهسا هم با سر پایین از خجالت قبول کرد مائده هم خودش پیشنهاد داده بود غلط میکرد قبول نکنهخلاصه نشستیم و بازی رو شروع کردیم دست اول مهسا سرباز شد قرار شد من و مائده حکم دیم بهش من گفتم نمی‌دونم هنوز یخ من آب نشده مائده تو بگوک یهو مائده روسری مهسا رو کشید و گفت حکمم اینه،روسریت رو دربیار غریبه ک نیست اینجامنم گفتم:جان دیگ حکم کندن لباس شدمائده گفت مرگ حالا بزار تو سرباز بشی میگم شورتتو دربیاریدیگ هوا حشری شده بود شهوت موج میزد بینمون من ک کیرم سیخ شده بود اونا هم نوک سینهاشون کاملا شق کرده بود کامل میشد از روی لباس دیدشون زد و خط کسشون رو از روی شلوارشون دید میزدمدست بعدی همینطور ک مائده گفته بود من سرباز شدم مهسا ی لبخندی زد و سرشو اورد پایین از خجالت ولی مائده گفت جان جان حالا نوبت تویه مائده رفت در گوش مهسا ی چیزی گفت بعد اومده کنارم نشست آروم دکمه های تیشرتم باز کرد و دست میکشید رو شونه هام دقیقا مثل این بازیگرای پورن ک دارن طرف رو لخت میکنممنم گفتم توله سگ چیکار میکنی؟گفت میخوام سینهات نشون مهسا بدم ک چقدر سفت و ورزشکارینگفتم گمشو خودم درمیارم تو یجوری درمیاری ک کار دستم میدی دیگ اونجا استارت سکس گروهی خورده بود ولی خوب باید شیک و باکلاس و کم کم جلو می‌رفتیم و یوقتی سوتی ندیم بگن چقدر هول بوددست بعدی هم بازم ب من افتاد،مائده بدون مکس گفت شورتتو باید سر این گلدون آویزون کنی بزاری باشهمن ک داشتم آب میشدم از خجالت آخه فکر نمی‌کردم اینقدر سریع لختم کنن،اون دوتا هنوز لباس داشتن ولی من با دوتا دست داشتم لخت میشدم،دلو زدم ب دریا گفتم من بلد نیستم دربیارم خودت بیا دربیار مائده گفت مهسا تو برو کمکش کن بچمون بلد نیست دربیاره،مهسا همونجا ی نیشگونی از مائده گرفت و گفت خفه شو و کلی خندیدن دیگ الان زوده یهو لختم کنین شما ب من نظر دارید(ب شوخی گفتم تو قول دادی دست بهم نزنی فقط بیایم بازی کنیم)مائده گفت نترس ما کیر نداریم ک بهت تجاوز کنیماینو ک گفت دیگ کلا یخ جمعمون باز شدمهسا گفت شاید من داشته باشم از کجا میدونی؟منم ک دیگ موقعیت رو سکسی میدیدم بلند شدم شلوار درآوردم و شورتمو آویزون کردم و با دستم جلو کیرم گرفتم مهسا سرشو انداخت پایین ولی مائده می‌گفت جون جون چ چیزی تو لامصب مال خودمی اومد نزدیکم شد ی گازی از سینم گرفت ک ردش روش مونددست بعدی مائده سرباز شد و منو مهسا حاکم بهش گفتم من نمیتونم همش دستمو جلو انتنم بگیرم بیا بشین روش پوشش بده دیده نشهاونم از خدا خواسته ی جونییییی گفت و اومد نشست رو کیرم،ی جوری نیست ک قشنگ از رو شلوارش فهمیدم لامبادا پاش کرده آخه میدونست من چ لباس زیری دوسدارمدست بعدی افتاد ب مهسامهسا سرباز شده بود ک مائده ازم خواست ک چی بگیم بهش منم گفتم بگو کیرشو نشون بده آخه دست قبلی گفته بود شاید من داشته باشممائده بی هوا از رو کیرم بلند شد گفت مهسا مهسا باید کیرتو نشون بدی مائده ک بی هوا از رو کیرم بلند شد مهسا یهو خشکش زد آخه کیرم کلفت و نسبتا بلنده سریع شلوارم انداختم رو کیرم و سرم انداختم پایینازونجایی ک مائده از حال جفتمون خبر داشت شلوارم از رو کیرم کشید گفت و غلطا حالا ادا تنگارو در میاریدمهسا پاشو کیرتو نشون بدهمهسا گفت من ک خره ندارم من مثل مائده دست مهسا رو گرفت بلندی کرد گفت نشون بده بچمون خیالش راحت بشهمهسا بلند شد واستاد شلوارش رو یکم کشید پایین گفت ببین صافه ندارم چیزیشورتش رو ک دیدم دیونه شدم ی شورت سفید جلو گیپور پوشیده بود ک سفیدی پوستش رو چند برابر میکردمائده دستشو برد تو شلوار مهسا گفت:اره طفلک بچمون صافه چیزی ندارهمنم ک دیگ یخم باز شده بود گفتم خوب بگرد دست بزن شاید لایه پاش نگه داشته ک حس نشهیهو مائده دست مهسا رو گرفت آورد جلوم گفت راست میگی تو بیا برگرد ببینم چیزی پیدا می‌کنیمنم با پرویی دست کردم تو شلوار مهسا ولی با کف دستم از پایین تا بالای کسشو مالیدم ک مهسا چشاشو بست و ی آه یواشی کشیدمائده گفت من فقط ب چشام اعتماد دارم تا نبینم باور نمیکنم ک یهو دست انداخت دور کمر مهسا جوری ک شلوار و شورتشو باهم کشید پایینمن خشکم زد یهو چون مهسا جلوم واستاده بود ک دست بزنم با این حرکت مائده کس لخت مهسا جلو صورتم اومد مهسا یهو جیغ زد و گفت احمق چیکار می‌کنی اومد خم بشه ک شلوارشو بکشه از دهن مائده در اومد ک مگ خودت همینو نمخواستیمنم سریع گل گرفتم و فهمیدم ک جفتشون میخواندست گذاشتم رو شلوار مهسا و گفتم چیزه جدیدی نیست راحت باش بزار لخت باشه اونحات یکم هوا بخورهدیگ من ک لخت لخت بودم مهسا هم شورت و شلوار نداشت ولی مائده هنوز لباس تنش بود ک گفتیم این دست من و مهسا باید حکم بدیم تو هنوز لباس تنتهمائده هم از خدا خواسته گفت شما دوتا توله سگ ک لخت منو دیدین پ از چی باید خجالت بکشم سریع لباساشو درآورد و فقط با شورت بود آخه سوتین نبسته بود سینه هاش خیلی خوشگل بودن بر عکس کسش ک لبه داشت ولی سینهاش خوش فرم بودنمهسا گفت چراغ خاموش کنیم ادامه بازی تو تاریکی باشه بهترهبعداز فهمیدم ک نمی‌خواسته از نگاهم خجالت بکشهمائده چراغارو خاموش کرد و رفتیم تو اتاق مامان باباش رو تختشونمائده گفت مهسا اینجا مامان بابام لخت میان توهم باید لخت باشی سوتین و بلوزتو رو دربیار بیا رو تخت الان ک دیگ تاریکه کسی چیزی نمیبینه دربیارمن گفتم خوب آقا الان ک تاریکه بیاین ی بازی جدیدالان ک تاریکه ی جایی از بدن طرف رو باید لمس کنیم و حدس بزنیم ک کجاستقبول کردننقشه کشیدم ک اول مائده بخوابه مائده خوابید و من گفتم مهسا دستت بده میزارم ی جایی از مائده باید حدس بزنی کجاشه(هدفم فقط این بود ک دست بزنم ب مهسا ک یخش باز بشه و اون پوست سفیدشو لمس کنم)مائده ک خوابیده بود پاهاشو باز کرد و دستمو گرفت گذاشت رو کسش یعنی اینجارو بهش بگو لمس کنهولی من دست مهسا رو گرفتم گذاشتم رو شکمم مهسا هم انگار فهمیده بود آروم آروم دست کشید رو شکمم تا رسید ب کیرم کیرم تو دستش گرفته بود و میمالیدمش ولی اون دستش رو گذاشت رو بدن مائده ک مائده نفهمه مهسا داره کیر منو میمالهمن ک داشتم لذت میبردم چشامو بسته بودم و آروم آه میکشیدمی مثلث شهوتی خیلی خوبی درست شده بود دستای مهسا رو کیر من اون دستش رو کس مائده و دست مائده هم تو دست منآروم س تایی آه شهوتی میکشیدیمتو اون تاریکی گرمای لبای یکی داشت نزدیک کیرم میشد ک آروم لبای داغش کشیده شد رو کیرم و شروع کرد ب ساک زدن از روی تجربه فهمیدم ک مائده نیست آخه مائده میدونست من ساک قوی دوسدارم حدس زدم مهسا باشه درستم حدس زدم آروم با زبون رو رگ کیرم میکشید و مک میزد یکی هولم داد رو تخت و منو خوابوند مائده بود ک سینهاشو تو دستش گرفته بود آورد جلو صورتم جفت سینهاشو فشار میداد ب صورت و ب بیام میکشیدمهسا رو هدایت کرد باید پاهام ک ساک بزنه خودشم اومد نشست رو شکمم ک سینهاشو بخورماصلا ی حال خاصی بود رو زمین نبودم مهسا خیلی رومانتیک ساک میزد و آب کمرو تو کیرم هدایت میکرد مائده هم سینهاش داشت مستم میکرد و قشنگ خیسی کسشو رو شکمم احساس میکردممائده ب مهسا گفت:مهسا آروم آروم بکن توشیهو جا خوردمبعد فهمیدم همینطور ک ساک میزنم انگشتشو مهسا داره می‌کنه تو کون مائده (اونجا فهمیدم ک اینا از قبل مثل من کلی برنامه و پوزیشن چیندن)مائده بلند شد و مهسا رو خوابوند بجای من خودش رفت برای پای مهسا و شروع کرد ب خوردن لب و سینه و در نهایت کس سفید و نقلی مهسا منم ک طبق عادت همیشه وقتی مائده داگی میشد میرفتم پشتش و از کون میکردنش آخه دختر بود ولی با اینک دختر بود هر روز از کون میداد حالا یا ب من یا یکی مثل منرفتم پشتش و آروم کیزم کردم تو خونش شروع کردم ب تلمبه زدن و وحشیانه کونشو پر از کیرم میکردم مائده هم بجای ناله های حشری بدن مهسا رو محکم‌تر میخورد ک نشون بده حشرش زده بالا و من دارم وحشی میکنمشمهسا هم چنگ انداخته بود باید موهای مائده رو سرش رو محکم فشار میداد سمت کسش ک مائده بخورهمنم دستام بردم لایه موهای مائده با دستای مهسا بازی میکردم همینطور ک مائده رو از کون میکردم مهسا هم انگشت منو میمالیدمائده با چندبار کردن ارضا شد و ناله بلندی زد و پاهاش جوری لرزید ک افتاد رو بدن مهسا مهسا ی جونییییی گفت و سینهای مائده رو فشار میداد ک معلوم بود خودشم میخوادمهسا بلند شد مائده رو زد کنار منو چسبوند ب دیوار خودش جلوم نشست و ی ساک اساسی زد و کیرم کامل خیس کرد بعد دستشو کرد بهم و خم کرد کیرمو تو دستش گرفت گذاشت رو سوراخ کونش منو چسبوند بود ب دیوار ک تکون نخورم و بعد کونش داد عقب کیرم رفت کامل نوششششش پاهاشو یکم باز کرد ک کیرم کامل تا آخر بره داخلش خیلیییییی پوزیشن جذابی بود من ثابت بودم و اون محکم خودشو عقب جلو میکرد ک کیرم کامل بره توشچنان محکم میزد ک کمرم میخورد ب دیوار اونجا فهمیدم چقدر حشری بودهمی‌رفت جلو با تمام شدن میومد عقب سوراخ کونش دیگ می‌چسبید ب بدنم و تخمام میخورد ب کسش جوری میزد ک دیگ داشت این میومد فقط هی با دستم تخم چپمو فشار میدادم ک این دیرتر بیادتا اینکه حرکاتش تندتر شد و ناله هاش تبدیل ب جیغ شده بود و می‌گفت جر بده جرم بده کونمو جر بده لعنتیمنم کمکش میکردم ک بیشتر بره توش یهو پاهاش لرزید و افتاد زمین و آب زیادی از کسش زد بیرون مثل فیلما منم ک دیگ داشت این میومد کیرم داشتم میمالیدمش ک تو همون حالت مهسا کیرم گرفت گفت:دستش نزن مال خودمه زد پشت دستم و همون‌طور م رو زمین بود منو هول داد سمت دیوار و کیرم گرفت دستش کرد تو دهنش و شروع کرد ب ساک زدن من ک نزدیک ارضا شدنم بود با دوتا مک زدن مهسا این اومد و همشو تو دهنش خالی کردم و مهسا هم همشو خورد و کلی قربون صدقتم شدو کرمو تند تند می‌بوسیدبعدش س تایی افتادیم رو تخت و ولو شدیم تا نزدیک صبح صبح بلند شدم دیدم مهسا نیست رفته خونشون آخه خونشون تو همون آپارتمان بود و بعدش منم ی دست دیگ مائده رو از کون کردم و رفتم خونه اونام قرار شد برن باغببخشید زیاد شد ولی خوب خاص ترین سکسم بود ک واستون گفتم و سعی کردم تجربیات رو بهتون بگمخاطرات بعدی هم خدمتتون ارسال میکنم		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d9%86-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173488</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.007 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-11 16:48:20 by W3 Total Cache
-->