<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>داداشش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%af%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%b4/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 21:58:22 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>داداشش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>آوا جنده مامان گونه و کس به فاک رفته</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%88%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%a7%da%a9-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%88%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%a7%da%a9-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Dec 2019 07:18:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایان]]></category>
		<category><![CDATA[اخخخخخخخخخخ]]></category>
		<category><![CDATA[استکان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انتهای]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدند]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[اینجان]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بیادمن]]></category>
		<category><![CDATA[بیارین]]></category>
		<category><![CDATA[بیروون]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[خابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرام]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رونهای]]></category>
		<category><![CDATA[سینهای]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کوبیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لامذهب]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[موندنی]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میبینمش]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نامرتب]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکش]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییییییییییییییییییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که خوشتوننن بیاد&#8230;.من اسمم رو فیلم سکسی نمیخام بگم چون اگه کسی از آشنایان مون اینو بخونه من ابروم میره&#8230;&#8230;..واسه همین نمیگم کی هستم فقط در مورد سکسی قیافم میخام بگم قدم 1.65 هست و شاه کس وزنم هم 60 کیلو بفهمی نهفمی خوش قیافه هم بگین هستم&#8230;من یک دختر دایی دارم کونی خیلی ازش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که خوشتوننن بیاد&#8230;.من اسمم رو فیلم سکسی نمیخام بگم چون اگه کسی از</h2>
<p>آشنایان مون اینو بخونه من ابروم میره&#8230;&#8230;..واسه همین نمیگم کی هستم فقط در مورد سکسی قیافم میخام بگم قدم 1.65 هست</p>
<h3>و شاه کس وزنم هم 60 کیلو بفهمی نهفمی خوش قیافه هم</h3>
<p>بگین هستم&#8230;من یک دختر دایی دارم کونی خیلی ازش خوشم میاد در مورد اون میخام بگم دختر توپل و سفید عین</p>
<h4>برففففف جنده قد حدودآ 60 و وزنش هم 54 شاید &#8230;.خیلی</h4>
<p>هم با صلیقس خدایش وقتی میبینمش پستون دست پامو گم میکنم و تته پیته میشم نمیتونم حرف بزنم راستی اینم بگم</p>
<h5>من 19 کوس سالمه و اون 21 دوسال از من بزرگ</h5>
<p>تره&#8230;..همیشه وقتی میاد خونه ما اول دست پاچه میشم بعدآ عادت میکنم و خلاصه میتونم راحت باشم باهاش هر عید اون میاد سکس داستان خونه ما ما</p>
<h6>هم میریم خونه اونا خلاصه خیلی خونواده هامون ایران سکس باهم صمیمی</h6>
<p>هستند یه روز عید با داداش بزرگش و زند داداشش اومد خونه ما عید من خونه دوستم بودم اومدم دیدم خونه مهمونه رفتم تو حموم موهامو درست کردم یه کم ژل زدم اومد دیدم به به ببین کی اومده نزدیک بود دست پامو گم کنم رفتم با داداش دست دادم احوال پرسی کردیم با زن داداشش هم دست دادم رسیدم به خانوووم دست دادم داشتم از خجلات میر فتم تو زمین اون وقتی دید من خجلات میکشم خندید و من داشتم میممردممممم صورتم قرمزززز شده بود داشتم اینو اجساس میکردم خلاصه رفتم یه گوشه نسشتم بابام داشت با داداش حرف میزد و منم یه استکان چایی ریختم اونو که یواش یواش خوردم یه کم راحت شدم و به حالت عادی برگشتم مبایلمو در اوردم الکی مشغول شدم مامانم داشت با زن داداشش حرف میزد به خواهرام گفت برین برا نهار یه چیزی درست کنین رفتن بیرونننن خلاصه خانوووم بیکار مونده بود داشت در و دیوار رو نگاه میکرد دیدم بیکاره نگاه کردم تا چشم به چشمش خورد خندید منم خندم گرفت چون ما تو خواده ما خیلی به هم اعتماد داشتن بهم گفت رامین پاشو با هم بریم میخام از انترینت برام یه موضوع بگیری آخه دانشگاه میرفت منم گفتم باشه با هم رفتیم اتاقم خیلی نامرتب بود هه هه خجالت کشیدم رفتم سراغ کامپیوتر خلاصه کامپیوتر رو روشن کردم گفتم بیا بشین اومد نشت رو صندلی من منم نشستم پهلوشش داشتم براش در مورد استاد خوب تو اینترنت سرج میکردم هر چند ثانیه بهم نگاه میکردم و میخنید گفتم چته داشتم عصبی میشدم اینم بگم شهوتتت داشت از صورتم میریخت که یه هوووو خیلی اروووم اومد جلو دستشو گذاشت رو رونم گفت به چی فکر میکنی داشتم از شق در میمرمدممممممممممممم که گفتم به هچی دستشو خیلی اروم اورددد بالا اروم از رو شلوار کیرمو لمس کردم وایییییییییییییییییییییییییی بلهههه خانوم هم خیلی تو کف ما بود و ماهم خبر نداشتیم خلاصه اون نیم ساعت کلی براش موضوع گرفتم و پرینت کردم که اومدیم تو حال همه نشسته بودن مامانم صدا زد رامین برو با خواهرات کمک کن غذا رو بیارین دیگه خجلات نمیکشیدم راحت بودم بعد اوون لحضه نهار و خوردیم خلاصه شب شد میخاستن برن بابام نزاشت خیلی اسرار کرد خلاصه شام خوردیم و هر کی رفت بخابه داداشش با زن دادشش رفتن تو اتاق داداش بزرگم داداشم با زنش اینجان نیست لندنه واسه همین اونا رو اون شب راه دادیم مامان بابا رفتن اوتاقشوونن خواهرام هم رفتن بخابن خانوووم هم باهشوون رفت من هم رفتم تو اتاقم خابیدم صبح زووود داداشش با زن داداشش میخاستن برن به خانوم گفتن بیا بریم خواهرم خیلی اسرار کردن گفتن تو بمون فرادا رامین میرسوند&#8230;.خلاصه موندنی شد و اونروز هم دانشگاه نرفت&#8230;.خواهرام هم رفتن دانشگاه شووون بابا هم رفت سر کار من موند مامنم خانوممم&#8230;اون بهم گفت من اینجا حوصلم سر میره میشه بریم عکسای تو کامپیوتر و نگاه کنیم مامانم داشت با تلفن حرف میزد&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;رفتیم دوباره نشست همون جا خییلی سریع کامپیوتر رو روشن کردم دیدم خیلی فرق کرده یه جوری شده شهوتی شده بوددد میدونست دیگه به جز مامان من دیگه هیچ کی نیست تو خونه یه هووو مامانم داد زد رامیییییییییییینن من دارم میرم خونه عموت برا دختر عموت خاستگار اومده میرم ببینم چی خبره منم گفتم باشه مامان جان خدااااااااااا از مادری کمت نمکنههه مامانم رفت درووو هم محکم پشت سرش بست و من موندم خانوووم خونههههههههههه&#8230;.اومدم خیلی سریع نشتستم کنارش قلب به سرعت داشت میزد شق کرد بودم اومد دوباره دستشوو گذاشت رو کیرم گفت ببینمش چی به روز این زبون بسته آوردی&#8230;&#8230;&#8230;.وای دیگه داشت خاب میدیدم تو حال خودم نبودم دستشو گرفتم اوردم حولش دادم رو تختم خودم هم پیردم روشششش خیلی داغ بودیم همین جور داشتم میخوررردمش لب میگرفتیم و حال میکردم پایین اودم گردننننننن داشتم خواب میدیدم اصلآ باورم نمیشد خقیقت داشته باشه نمیدونستم این غت حشری باشه من همین جور که روش بودم داشتم ماچش میکردم یه یه هوووو کف پاشووو گذاشت رو سینم حولم داد انورررررر نگران شدم داره چی کار میکنم که عین دیووننه ها لباساشو در آورد و یه کرست سفید با یه شرت سفید عین سگ بهم حمله کرد منم با زانو رو تخت نشسته بودم و اومد نزدیکم پیرهنمووو در آورد و رفت سراغ کمر بندم اونم بازش کردم منم شلوارمووو کشیدم پاینن و شرتم داشت پاره میشد که خودشو عین قلاب حلقه کرد دور گردنم خیلی داغغغ بود شرتش خیس شده بود داشت حال میکرد پاهاشو دور کمر حلق کرده بود و دستاشو هم دور گردنم منم با زوووور هر چی تمام تر باندش کردم و محمکم کوبیدمش رو تخت تخت هم خیلی نرم بوددددددددددددد صدای ملچ ملچ بلند شد حدود 13 دقیقه همیدگه رو خوردیم میگفت میخاممتتتتتتتتت کیر گنده هی داشت بهم میگفت کیر گنده داشت خندم میگرفت خیلی خیلی خوش بو هم بود لامذهب خلاصه جدا شدیم و رفتم سراغ سینه هاشش سفییییییییییییییییییییییید عین برف و نوکش هم صورتی سیخ شده بود و منم نخور که بخوررر خیس خیس شده بود سینه هاش اومدم پایننن نافشو هم لیس زدم رسیدم یه کوس شورتشو کشیدم پاین یه کس مثل هلوووووووووووووووووو سفییییییییددددد عین برف بدون حتی یه تار مووووو یه خط زیبا که وصل میشد به کوونش و خلاصه هر چی بگم کم گفتم من انتهای تخت بودم اوننن وسط بوددد دوباره حولم دا پشتم چسید به آهن عقبیه تخت من با زانو نشسته بودم همین که به پشت خابیده بود باسنش رو رونهای من بود که شورت تنش نبود کوسی که همیشه تو خاب میدیم الان جلو چشمام بود که از قسمت باسن خودشوووو بالا کرد گفتت بخووووووووووووووووووووووووو<br />
ورررررررر دست راستشو کرد تو دهشننننن و یه کم که خیس شد وباره دست چپشو کرد تو دهنش اونم خیس شد هر دوتار کشید بیرون یه کم اخخخخخخخخخخ توووف انداخت کف دستش و دستاش کاملآ با تفش خیس بودند محکم کوبید روی کسش گفت بخورررر چشمام از حدقه زده بود بیروون خیلی برام جالب بود آخه از حد بیشتر حشری شده بود منم یه لیس زدم هاااااااااااااهههههههههههه گفت و منم عین سگ خوردم گفت دارم ارضا میشم که دهنموو برداشتم شل شد گفتم الان نوبت توهههه بلند شدم کیرمو گذاشتم دهنش ساگ میزد خیلی هم رحفههههههههییییییداشت آبم میوم از دهنش در آوردم و گذاشتم لایه سینهای سفیدش خومووو از قسمت ناففف انداختم رو صورتش که همیه آبم خالی شد روی سینه هاششش شل شدم از تخت افتادم پیانننن اون که بی حال بود منمم داشت خابم میبرد جلدی بلند شدم گفتم پاشو الان همه میان بلند شد دیدم تخت خیلی نامرتبه اصلآ کلن نامرتبه رفتیم اول اون حمام کرد من لخت دم در حمام نشسته بودم خانووم بیاد بیرون اومد بیروننن دیدم لخته دوباره حشری شدم رفتم نزدیکش از در حمام که اممد بیرون حولش دادم به دیوارر حوله پوشیده بود به سینه برش گردوندم داشت میخندید کوسیییییییییی کیرمووو گذاشتم لای چاک کونش بالا پاین کردم 1 دیقیه یی ارضا همین که داشت آبم میووومد داخل حمام رفتم و دوش گرفتم وقتی اومد بیروون دیدم اتاقو مرتب کرده و خیلی ازش خوشم اومددد بعد هم ظهر شد خاهرام هم اومدند مامانم همه اومد شب که شد شام که خوردیم گفت میخام برم منم سوار ماشین کردمش بردم خونه شوننننن پایان</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%88%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%a7%da%a9-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177657</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی عاشق سکس آنال  هستش ونام با پسر خجالتی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%84-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%b4-%d9%88%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%84-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%b4-%d9%88%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 27 Oct 2019 08:49:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آیفونو]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[باکیرش]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[بیارمش]]></category>
		<category><![CDATA[پیچوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونوادم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دربارش]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دندونات]]></category>
		<category><![CDATA[زمینیه]]></category>
		<category><![CDATA[سربازی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلای]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکترم]]></category>
		<category><![CDATA[کیرشون]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخید]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میداشت]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردند]]></category>
		<category><![CDATA[میگردن]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناهارو]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[و واستون تو چند سری فیلم سکسی مینویسممحله خاله ام _ ماجرا من وخواهرم :سلام سعیدم 22 ساله مقیم خارج از کشور 2 سال خونوادمو دوستارو پیچوندم سکسی و زدم بیرون داستان زندگی خودمو خونوادم شاه کس و واستون تو چند سری مینویسم: یه خواهر به نام &#8230; دارم ولی از بچگی کونی غزاله صداش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>و واستون تو چند سری فیلم سکسی مینویسممحله خاله ام _ ماجرا من</h2>
<p>وخواهرم :سلام سعیدم 22 ساله مقیم خارج از کشور 2 سال خونوادمو دوستارو پیچوندم سکسی و زدم بیرون داستان زندگی خودمو</p>
<h3>خونوادم شاه کس و واستون تو چند سری مینویسم: یه خواهر به</h3>
<p>نام &#8230; دارم ولی از بچگی کونی غزاله صداش می کردیم 24 سالشه منم 2 سال ازش کوچیکترم مجرا بر میگرده</p>
<h4>به جنده 3 ساله پیش که 19 سالش بود &#x200d; اما</h4>
<p>قبل از هر چیز اینو بگم پستون که اون از همون بچگی زمینیه خراب شدن و داشت همیشه پسرای فامیل و</p>
<h5>در همسایه کوس در حال ور رفتن بهش بوند . چیزای</h5>
<p>زیادی از اون قدیما هست که بگم یکی از بد ترین چیزایی که ازش دیدم و بهتون میگم:6 سال پیش غزاله 16 سکس داستان سال داشت قد</p>
<h6>بلند مو هاشم همیشه رنگ میکرد جز اولین ایران سکس دخترای فامیل</h6>
<p>بود که ابروهاشو ور میداشت همه ارزوی کردنشو داشتن یه با خونه خاله بزرگم اینا مهمونی بودیم همه مشغول بودن یکی غذا میپخت می شوست یکی سبزی پاک میکرد منم داشتم با بچه ها تو کوچه با یه توپ پنچر نابود فوتبال بازی می کردیم . غزاله ام از همون اول دورو بر عباس (پسر همسایه خاله مامانم که یه 22 23 سالی داشت) میچرخید یه کم دربارش توضیح بدم تا بیشتر باهش آشنا بشید عباس تازه از سربازی اومده بود همیشه در حال کفتر بازی بود یه آدم کس کش معتاد سیاه زشت همشم موهاشم زل میزد و با همم گرم میگرفت جوریم بود که همه بزرگا بهش اعتماد داشتن که من تعجب میکردم از هیچکسم نمی گذشت همه فامیلای مامانم که میرفتن تو محلشونو کرده بود ساله بعد این جریانم منو تو لونه کفتری خودش با دوستش که ساقی جنسشو سورو ساتشم بود از شب تا صبح کردند .خوب بریم به روز مهمونی اون روز بعد تموم شدن فوتبال رفتم خونه و دیدم خواهرم نیست گفتم صد در صد رفته کفتر های عباس و ببینه رفتم ناهارو جلو جلو خوردم مامانم هم بهم میگفت برو غزاله رو صدا بزن فکر کنم رفته خونه مریم اینا باز (مریم خواهر عباس) منم رفتم دم خونشون مریم امد دم در گفتم غزاله این جاست گفت نه نیومده اینجا رفتم خونه خاله به مامانم گفتم اونم گفت حتمی رفته خونه یه 1 ساعتی گذشت رفتم تو کوچه بازی همون اون سعید رفیقم کشید زیر توپ رفت بالا پشته بم منم رفتم بیارمش رفتم تو راه پله دیدم در پشته بم بازه رفتم توپرو اندختم تو کوچه که بچه ها ساکت بشنو بازی کنن منم امدم برم پایین که صدای کفتره عباس از بالای پشته بومشون امد رفتم طرف لونه کفترا که دیدم صدایه ناله داره میاد رفتم جلو تر پشت کولر آبی قایم شدم و کلم اورد جلو صحنه تکون دهندهای دیدم که هنوزم باورم نمیشه : عباس و 2 تا از دستاش غزاله رو لخت روش خوابیدن اون وقت که من رسیدم اون یکیم اسمش رضا بود و فکر کنم سر باز بود چون کچل بود به نظرم تازه رسیده بودن هنوز با غزاله کاری نکرده بودن . غزاله به شکم خوابیده بود ودوست عباس علی هم همون ساقیش کیر شو داشت به زور می کرد تو دهن ناله میکرد به عباس گغت این مالو از کجا قاپ رفتی کس کش غزاله عباس هم داشت با دستمال کونشو پاک میکرد به اون یکی میگفت اگه بدونی چه کونی داره از 2 ساعت پیش تا حالا 3 بار ابمو اوردهرضا به عباس گفت اینو که گایدی کونش بازه بازه زود باش این کثافتا رو از روش پاک کن بعد ش عباسم خوب کون و کمر غزاله رو که پر آب منی های خودش بود و پاک کرد و رفیقش که خیلی شهوتی بود داشت از خماری می مرد کیر شو تنظیم کرد وکرد تو کون غزاله غزاله خواست جیغ بکشه اما کیر علی که داشت تو دهنش تلنبه میزد نزاشت به زور یه صدا کوچیک میتونست در بیاره رضا داشت کم کم روش می خوابید بعد یه چند دقیقه خوب کون غزاله رو دو دستی گرفت و با شدت تلنبه میزد اون یکیم که غزاله داشت براش ساک می زد به رضا گفت بسته دگه بده من بگامش . عباسم بهشون گفت زود باشین الان 3 ساعت این جاست الان دارن دنبالش میگردن علی هم بهش گفت به تخمم من هنوز نکردمش اینم دیگه گیرت نمیاد بزار خوب بگام این جنده رو تو کوچه که رد میشه منو جز آدم حساب نمی کنه الان این سگ داره زیر من میده جنده خانوم اف , آه &#8230;.جلب بود غزاله اصلا حرف نمیزد سرشم زیر بود فقط هر وقط رفیقای عباس کیرشون خشک می شود یه ساک براشون میزد سعی میکرد خوب بخوره تا اونام راضی باشند زود تر آبشون بیادو اون ول کنند , رضا و علی سیاه نوبتی غزاله رو از کون میکردند این آخری دیگه کیراشونو تا ته میکردند تو کونش و همش از کون و هیکل غزاله تعریف میکردن عباس هم داشت باکیرش ور میرفت که یه دفعه بلند شد و رفت طرف غزاله رضا که داشت عین وحشیا کیرشو میکرد تو دهن غزاله برد کنارو کیرشو کرد تو دهن غزاله گفت بخور خوشکل خوانوم آبم داره میاد هیف و میلش نکن غزاله هم فکر کنم از آب خوردن حالش به هم میخورد سرشو کشید کنار و نزاشت , عباسم سرسو به زور گرفت کیرشو چپوند تو دهنش گفت بخور لاشی اگه یه قطرش ریخت برون دندونات و میشکنم غزاله هم ناچار در هالی که داشت گریه میکرد کیر شو با سرعت میخورد عباسم بعد چند لحظه آبش پاشید تودهن غزاله انقدر آبش زیاد بو که از کوشه لب غزاله زد بیرون بیچارد 4 5 بار قورد داد تا تموم شد به گمونم عباس از صحنه 2 نفر گایدن غزاله خیلی تحریک شده بود من که داداشش بودو 3 -4 بار تو این مدت بدون دست زدن به کیرم آبم آمده بود شلوارم خیس خیس بود رضا علی سیاه هم 2-3 بارشون آمده بودو این عباس آباشونو دادن بخورد غزاله من هم دیدم که کارشون داره تموم میشه سینه خیز از پشت کولر رفتم رو پشت بوم خونه خاله ام اینا و در رفتم دیگه حوسله فوتبا ل و نداشتم رفتم تو خونه دیدم مامانم رفته خونه دم دم ایه ازون بود که منم با واحد و تاکسی رسدم خونه دلم واسه غزاله میسوخت که کاری واسش نکردم حتی یه لحظه هم از فکرش بیرون نمیومدم ؛ ساعت 6.30 اینا بود که مامانم که رفته بود نون بگیره امد خونه وگفت خواهرت کجاست چرا دیر امده منم که می خواستم واسش شر نشه گفتم با مریم . بعد یه ساعت زنگ خونه خورد و رفتم آیفونو دیدم که غزاله ست . من زود باز کردم و رفتم پشت پنجره انگار یکی هم پهلوش بود آره درست میدیدم عباس بود غزاله رفت طرفش گفت برو گم شو دیگه خیلی پستی عباسم رفت به زور بغلش کردو یه لب زوری ازش گرفتو رفت .ادامه دارد &#8230;هومن از مشهد</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%84-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%b4-%d9%88%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2415</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خواهرت که میلف شده باشه واقع حشرت میکنه و &#8230;</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d8%aa-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b4%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%87-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%d8%aa-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d8%aa-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b4%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%87-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%d8%aa-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 06 Oct 2019 17:59:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدید]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[باغمون]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[جریانی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونریزی]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[روستاهای]]></category>
		<category><![CDATA[زنداداشم]]></category>
		<category><![CDATA[سرازیر]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شبهایی]]></category>
		<category><![CDATA[شهرمون]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمبرداری]]></category>
		<category><![CDATA[کارمند]]></category>
		<category><![CDATA[کامیون]]></category>
		<category><![CDATA[کلفتشو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکشو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گاییده]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفت]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاریم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وسایلو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مجالس زنانه نرگس (زنداداشم) رو فیلم سکسی با خودم میبرم جریانی که تعریف میکنم بر میگرده به تابستون پارسال که من و نرگس برای فیلمبرداری از یه سکسی عروسی رفته بودیم به یکی از روستاهای شاه کس اطراف شهرمون عروسی که تموم شد دیگه خیلی دیر وقت بود و خیلی هم خسته کونی بودیم و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مجالس زنانه نرگس (زنداداشم) رو فیلم سکسی با خودم میبرم جریانی که تعریف</h2>
<p>میکنم بر میگرده به تابستون پارسال که من و نرگس برای فیلمبرداری از یه سکسی عروسی رفته بودیم به یکی از</p>
<h3>روستاهای شاه کس اطراف شهرمون عروسی که تموم شد دیگه خیلی دیر</h3>
<p>وقت بود و خیلی هم خسته کونی بودیم و چون صبح باید میرفتم بانک گفتم سریع وسایلو جمع و جور کنیم</p>
<h4>بریم جنده با کمک نرگس جمع وجور کردیم و راه افتادیم</h4>
<p>. تو راه یه خورده با پستون نرگس شوخی کردیم و راجب اینکه امشب داماد چه بلایی میخواد سر عروس بیاره</p>
<h5>صحبت کردیم کوس که منجر به شوخیه دستی شد و چون</h5>
<p>ما از قبل هم با هم رابطه داشتیم رومون به هم باز بود از طرفی چون برادرم بیش از حد به من سکس داستان اعتماد داشت خیالم</p>
<h6>راحت بود گیر نمیده که چرا دیر اومدید. ایران سکس اینم بگم</h6>
<p>داداشم قبلا راننده کامیون بود و چون بچش کوچیک بود شبایی که تو جاده بود به من میگفت برو بخواب خونه ی ما از همون موقع رابطه ی من و نرگس شروع شد البته اولش رو خود نرگس شروع کرد چون واقعا حشرش بالا بود البته 2 تا خواهر دیگه داره که اونام دست کمی از نرگس ندارن البته نرگس قول داده خواهر کوچیکشو که اسمش نسترن هستش و واقعا هم تو مسایل سکسی توپ هستش رو برام ردیف کنه . خلاصه سرتونو درد نیارم برگردیم به داستان ما اومدیم به شهرمون یهو گفتم نرگس بد جور هوس سکس کردم اولش گفت خوابم میاد بمونه فردا بعد که دید حالم گرفته شد گفت چرا ناراحت میشی بریم اما کجا میخوای ببری؟ گفتم خیالت راحت ماشین روندوم سمت باغمون که یه اتاق وسطش هست که وسایل میزاریم و شبهایی که آبیاری داریم بعد آبیاری همونجا استراحت میکنیم بردمش باغ و ماشینو تا دم اتاق روندم و دور و برو وارسی کردم که ببینم کسی اونجا مارو نبینه بعد گفتم سریع پیاده شو و بدو تو اتاق رفتیم تو اتاق با خیاله راحت شروع کردیم به لب گیری اما غافل از اینکه همسایه دیوار به دیوار باغمون اونشب نوبت آبیاریشونه و چراغای ماشینو موقع اومدنمون دیدن شک کردن و مارو دارن دید میزنن خلاصه ما مشغول شدیم و همدیگرو لخت کردیم و نرگس شروع کرد به ساک زدن و منم با یه دستم داشتم سینشو میمالیدم و با دست دیگم داشتم با موهاش ور میرفتم اینم بگم که نرگس از لحاظ سکسی واقعا بی رقیبه خیلی تو کارش وارده بعد از اینکه حسابی کیرمو خورد گفت عادل شروع کن که دارم میمیرم منم بی معطلی درازش کردم رو پتویی که کف اتاق پهن کرده بودم یه خورده کیرمو مالیدم به کسش که حالا دیگه حسابی آبش سرازیر شده بود بعد آروم فرستادمش تو کسش و عقب جلو کردم هر دو تو اوج شهوت بودیم و داغ شده بودیم که یهو همون همسایه های باغمون که دو تا داداش بودن وارد اتاق شدن ما اصلا نفهمیدیم چی شد یه لحظه فکر کردم دارم خواب میبینم انگار کل بدنم بی حس شد و اصلا نتونستم از جام تکون بخورم بی حال افتادم رو زمین نرگس خواست سریع لباسشو برداره بپوشه که برادر بزرگتر دستش و گرفت و گفت کجا جیگر خانوم به ماهم یه حالی بده خیلی وقته منتظر همچین روزی بودم که بکنمت خواستم به سمتش حمله کنم که با دیدن گوشی دست داداشش متوجه شدم از ما فیلم گرفتن و مقاومت فایده ای نداره و ممکنه باعث خون و خونریزی بین منو داداشم جعفر بشه به ناچار نرگس رو توجیه کردم و اونم تن به خواسته اونا داد و داداش بزرگتر اول شروع کرد و ظاهره رو به شکم خوابوند رو زمین و یه بالش گذاشت زیر شکمش وبدون مقدمه کیر کلفتش و که با دیدن کس و کون نرگس شق کرده بود و چپوند تو کس نرگس و عقب جلو کرد داداش کوچیکه هم داشت با گوشی فیلم میگرفت و نرگس هم اولش با گریه و زاری داشت کس میداد ولی یه خورده که گذشت دیدم به پسره میگه درش بیار میخوام بخورم اونم درش آورد و نرگس سریع کیر کلفتشو تو دهنش جا داد و ساک زد بعد رو کمر خوابید و پاهاشو دور کمر داداش بزرگه حلقه کرد و اونم کیرشو تا ته کر تو کس نرگس و تلمبه زد و 5-6 دقیقه ای هم همینطور تلمبه زد و یهو دیدم ولو شد روی نرگس فهمیدم که آبشو خالی کرده تو کسش و یکی دو دقیقه بعد بلند شد و داداش کوچیکه اومدو اونم بدون هیچ تشریفاتی کیرشو تو کس نرگس جا داد یه کم که از جلو کردش و بعد گفت من همیشه آرزو داشتم از کون تورو بکنم نرگس که با مخالفت نرگس مواجه شد اونم یه سیلی محکم بهش زد و گفت ببین جنده خانوم الان فیلم گاییده شدنتو دارم بخوای مقاومت کنی میزارمش جلوی شوهرت و پخشش میکنم اونم دیگه چاره ای نداشت جز اینکه بگه بکن که اونم نامردی نکرد و کیرشو تا ته تو کون نرگس فرستاد بیچاره نرگس چه ناله ای میکرد بالاخره بعد از حدود 6-7 دقیقه اونم آبشو تو کون نرگس خالی کرد و بلند شدن و رفتن و ما هم برگشتیم خونه اما الانم که چند وقت از ماجرا گذشته بازم با فیلمی که تو دستشونه گاهگاهی کس و کون نرگس رو یکی میکنن.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d8%aa-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b4%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%87-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%d8%aa-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176575</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم بلند خوشگل تو حیات خوب میخوره و میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 29 Sep 2019 06:29:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اونايي]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بالاشو]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[جلومون]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلش]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهاي]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روبرومون]]></category>
		<category><![CDATA[زيبايي]]></category>
		<category><![CDATA[زیباترین]]></category>
		<category><![CDATA[ضربدری]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[متفاوت]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میندازه]]></category>
		<category><![CDATA[نارنجی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[همديگه]]></category>
		<category><![CDATA[واستاده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[داستانهايم نظر داده و عکس فیلم سکسی فرستادند. چند ماهي رو با زنم سميرا به کانادا رفتيم اين بود که نتونستم بيام و داستان براتون بزارم به سکسی 3 درصد از اونايي که عکس گذاشته شاه کس بودن براي هديه عکس زنم سميرا رو دادم.اين داستان که ميخوام براتو تعريف کنم تو کونی کاناداتفاق افتاد. [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>داستانهايم نظر داده و عکس فیلم سکسی فرستادند. چند ماهي رو با زنم</h2>
<p>سميرا به کانادا رفتيم اين بود که نتونستم بيام و داستان براتون بزارم به سکسی 3 درصد از اونايي که عکس</p>
<h3>گذاشته شاه کس بودن براي هديه عکس زنم سميرا رو دادم.اين داستان</h3>
<p>که ميخوام براتو تعريف کنم تو کونی کاناداتفاق افتاد. و حال داستان آرمان برادر زنم همراه زنش نگاربراي هميشه به کانادا</p>
<h4>رفتند.و جنده بهد از اقامتشان يک دعوتنامه براي ما فرستادند. من</h4>
<p>و سميرا هم که خيلي خوشهال پستون شده بوديم به کانادا رفتيم از هواپيما که پياده شديم آرمان به استقبالمون اومده</p>
<h5>بود اما کوس نگين همراش نبود تا همديگه رو ديديم از</h5>
<p>هيجان داشتيم ميمرديم. ماچ و بوسه و همراه آرمان راهي خونه شديم آرمان گفت نگين تو خونه داره آماده ميشه که ما سکس داستان بريم اونجا به</p>
<h6>خونه آرمان که رسيديم دلم داشت تند تند ایران سکس ميزد آخه</h6>
<p>4 ماه بود که نگينو نديده بودم چه خونه اي بود آبشار مصنويي استخر بزرگ پارکينگ ماشين خلاصه خونه خيلي باکلاسي بود سميرا هم داشت با داداشش راه ميرفت و صحبت ميکرد تا به در ورود به حال رسيديم که يهو در باز شد نگين بود واي چي ميديدم يک تکه ماه شده بود يه تاپ کوتاه و مشکي که با چاک سفيد سينه هاش و ناف خوشکلش جنگ ميکرد و يه شورت لي بلند جلومون طلوع کرد . سلام و احوالچرسي کرديم و بعد از روبوسي به داخل خونه رفتيم.واقعا خونه زيبايي بود به چزیرایی رسیدیم و نشستیم که یهو سمیرا گفت نگین جون لباس کجا عوض کنم نگین هم گفت بیا سمیراجون بریم تو اتاق و با هم به اتاق رفتند آرمان هم که منتظر همین لحظه بود بلند شد و گفت برم ببینم حواهرم چطوره و یک چشمک به من زد میدونست الان لخته منم گفتم برو ناقلا تو درست نمیشی و آرمان خندیدو رفت سمت اتاق و تو اتاق رفت که صدای خنده بلند سمیرا و نگین اومد. در اتاق که باز شد سمیرا با یه شورت بدون سوتین اومد بیرون و با خنده داد زد تو اینجا چکمر میکنی این سرشو میندازه پایین میاد تو که یهو آرمان دستشو کشید برد تو گفت زشته اینجوری بیا تو و بعد دو تایی حندیدند و رفتند تو که نگار از تو اتاق اومد بیرونو روی پای من نشستدستمو رو پاش گزاشتم و یه بوس ازش گرفتم که طولانی شد در اتاق باز شد و زنم با داداششاومدن بیرون و ما رو تو اون حالت دیدن یهو آرمان داد زد زنمو خوردی ولش کن دیدم سمیرا با یک لباس سر هم توری بدون شورت و سونین جلوم واستاده و داره نگاه میکنه میگه به به چه حالی بکنیم امشب یهو آرمان اومد دست نگین رو کشید گفت این لباسا چیه تنته بلند شو عوض کن و نگین هم با خنده به طرف اتق رفت سمیرا هم اومد رو مبل کنار من نشست آرمان هم روبرومون بودکه مشغول صحبت شدیم آرمان رو دیدم که داره ای پای آبجیشو نگاه میکنه یه نگاه کردم دیدم سمیرا داره میوه پوس میکنه و هواسش نیست که کسش معلومه آحه شورت هم نداشت نگین اومد بیرون وای خدا نگین فقط یه تاپ بلد باز نارنجی پوشیده بود تا اومد نشست آرمان بهش گفت آفرین اینا رو بپوش دقت که کردم دیدم شورت هم ندارهو پاشو که باز کرد کسش مثل برف سفید بودکه بالاشو تاتو کرده بود&#8230;.داستانم ادامه داره البته تو این مدت 3 بار ضربدری های متفاوت داشتیم که همشو میزارم منتظر نظرهاتون هستم.هر کس زیباترین عکس از سکس ضربدری رو بذاره عکس سمیرا زنم و نگین زن برادر خانمم رو براش میزارم&#8230;.به امید سکس ضربدری با شما</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176446</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی عاشق خوردن کیر پسرش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 26 Sep 2019 09:33:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدحام]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اومدمو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاست]]></category>
		<category><![CDATA[ببينيم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[بيرونو]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پايينتر]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدمو]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[تروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[تهرانم]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چهارتا]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادش]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دبيرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستشويي]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتاي]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شناسنامه]]></category>
		<category><![CDATA[فيلماي]]></category>
		<category><![CDATA[کوچيکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشيشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لبهامون]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانشم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانشو]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[ميترسيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخونيد]]></category>
		<category><![CDATA[مينويسم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[همديگه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دختر خوبيه و واقعا دوسش فیلم سکسی دارم(خواهشا اگه از داستان خوشتون نيومد و احيانا خواستيد فحش بدبد به خودم بديد). اين خاطره که دارم مينويسم واسه سکسی 4 روز پيشه و کار ما به شاه کس سکس نکشيد ، دليلشم تو طول داستان خودتون ميخونيد. من اهل تهرانم و سارا بچه کونی مشهده!!! سه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>دختر خوبيه و واقعا دوسش فیلم سکسی دارم(خواهشا اگه از داستان خوشتون نيومد</h2>
<p>و احيانا خواستيد فحش بدبد به خودم بديد). اين خاطره که دارم مينويسم واسه سکسی 4 روز پيشه و کار ما</p>
<h3>به شاه کس سکس نکشيد ، دليلشم تو طول داستان خودتون ميخونيد.</h3>
<p>من اهل تهرانم و سارا بچه کونی مشهده!!! سه بار تو اين دوسال رفتيم مشهد و ديدمش (پدر من نظاميه و</p>
<h4>هرسال جنده تابستونا از طرف کسکشاي نظام ميبرنمون مسافرت) و پارسال</h4>
<p>26 اسفند (دو هفته پيش ) پستون بود که با کلي دنگ و فنگ از بابام اجازه گرفتم تا با دوستام</p>
<h5>بريم مشهد. کوس قرارام با سارا واسه شب عيد ساعت 10</h5>
<p>شب بود. من از قبل ازش قول گرفته بودم که بياد هتل و اونم قول داده بود اگه شد و اومد فقط سکس داستان بالا تنه شو</p>
<h6>در اختيارم بذاره!!! واسه من که تاحالا هيچي ایران سکس جز کس</h6>
<p>و کون تو فيلماي سکسي نديده بودم خيلي هم زياد بود. روز 29 سارا با خانوادش اومدن حرم(از قبل قرار گذاشته بوديم ساعت 2 دم مسجد صديقي ها که يه فضاي سبز داره همديگه رو ببينيم تا من يه گوشي که واسش خريده بودمو بهش بدم آخه بخاطر بعضي دلائل داداشش گوشيشو گرفته بود) و منم رفتم ديدمش و گوشيو دادم بهشو نيم ساعتي کنار هم بوديم و قرارمونو واسه ساعت 10 شب همونجا گذاشتيم. رفتم هتل(هتل که نميشه گفت يه اتاق 3*4 که فقط سه تا تخت داشت) و چون خيلي خسته بودم رو تخت دراز کشيدم و با دوستام قرار گذاشتم که ساعت 10 اونا هم با من بيان بيرونو ديگه خونه برنگردن، حدودا ساعت 8 بود که سارا زنگ زدو گفت رفته دستشويي و وقتي برگشته ديده بخاطر ازدحام جمعيت درهاي حرمو بستن و ازم خواست که برم پيشش تا تنها نباشه!!! از يه شماره غريبه هم زنگ زد به مامانشو قضيه رو گفتو مامانشم بهش گفت يه جا همون دور و ورا بشينه تا بعد از تحويل سال درها باز بشه!!! منم سريع عجله عجله لباسامو پوشيدمو از خونه زدم بيرون!!! خونه ما تو ميدون سعدي مشهد بود و از اونجا يه نيم ساعتي (با پاي پياده) تا حرم راهه و جاده هارو هم واسه تردد ماشينا بسته بودن اونشب، يه موتور دربست گرفتمو تا دم در حرم رفتم!!! با هم رفتيم بيرون حرم پشت بازار غدير که سمت دستشويي هاي شماره 1 حرمه نشستيم. جاي خلوتي بود!!! همين که نشستيم يادم افتاد اي دل غافل کليد در اتاقو نيووردم!!! چهارتا فحش به خودم دادمو نشستيم، سارا خيلي ميترسيد و همش ميگفت الان ميان ميگيرنمونو از اين حرفا، دستمو دور بازوش حلقه کردمو يکم تو چشاش نگاه کردمو گونه اش رو بوس کردم، دوباره نگاهش کردمو لبهامون تو هم گره خورد!!! حسابي لب گرفتيم، بعد چادرشو کشيد روشو منم دستمو بردم زير چادرو از بالاي مانتوش رد کردم تو و سينه هاي خوشجل و خوردنيشو شروع کردم ماليدن، همش ميگفت آرش تروخدا بسه، يه 10 دقيقه اي که ماليدم دستمو بردم پايينتر! اول گفت آرش اگه بخواي دست به اينجا بزني پا ميشم و ميرم، منم کوتاه اومدمو دوباره اومدم رو سينه هاش! يکم ديگه که ماليدم احساس کردم حشرش بالاست، دستمو بردم پايينتر و آروم آروم از زير چادر زيپ شلوارشو باز کردم و از روي شورت شروع کردم ماليدن سارا کوچيکه!!! آروم آروم دستمو از بالاي شورتش بردم بالا و بردم داخل شرتش، تميز تميز بود، انقدر تميز بود که آدم فکر ميکرد داره کف دست يه نفرو ميماله!!! هي ميماليدمو اونم هي ميگفت بسه بسه!!! تا حدودا ساعت 11 شب اين برناممون بود که ديگه سرما بهمون فشار اورد و بهش گفتم بريم سمت هتل و اگه کليد يدک داشت بريم داخل!!! رفتيم وقتي رفتم پيش يارو گفتم کليد اتاق 209 رو ميخام، ميخام با خانمم برم بالا، گفت شناسنامه يا مدرکي که ثابت کنه ايشون خانمتونه دارين؟ گفتم نه، ولي مرد مومن آدم شب عيد ساعت 12 شب با &#8230; که نمياد خونه،در ضمن من ميخام برم يه پتو بردارمو بريم دوباره حرم تا سال تحويل پيش آقا باشيم، اينو که گفتم يکم شل شد و گفت چند لحظه وايسا، کليدهاي يدکو اورد و شروع کرد شمردن، اين 206 اين 207 اين 208 اين 210 ، اتاق 209 کليد يدک نداره، ازش يه پتو امانت گرفتيمو برگشتيم همونجا و دوباره شروع کرديم ماليدن و اين حرفا، با اين تفاوت که اين سري منم پتو رو انداختم رو پاهامو منم پطروسمو در اوردمو اون زير پتو انقدر ماليدش تا ارضا شدم، ساعتاي 2 بود که رفتيم پشت صحن غدير که خيلي شلوغ بود يه جا پتو رو انداختيمو تا سال تحويل کنار هم بوديم!!! عيدتون مبارک</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>5</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176427</post-id>	</item>
		<item>
		<title>وقتی کسم رو کردم تو دهنت دیگه از این گه  ها نمیخوری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%da%a9%d8%b3%d9%85-%d8%b1%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%aa%d9%88-%d8%af%d9%87%d9%86%d8%aa-%d8%af%db%8c%da%af%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%af%d9%87-%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%da%a9%d8%b3%d9%85-%d8%b1%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%aa%d9%88-%d8%af%d9%87%d9%86%d8%aa-%d8%af%db%8c%da%af%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%af%d9%87-%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 18 Sep 2019 05:48:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اووووف]]></category>
		<category><![CDATA[باشهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بالایی]]></category>
		<category><![CDATA[بخواین]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشته]]></category>
		<category><![CDATA[بودکیرمو]]></category>
		<category><![CDATA[بیداره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینو]]></category>
		<category><![CDATA[تخمامو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[جریانو]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[حلقویم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خودنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنی]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانشو]]></category>
		<category><![CDATA[متناسب]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوایم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میشناخت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگاشون]]></category>
		<category><![CDATA[همونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[می بریممینا دوستی به نام فیلم سکسی تینا داره که خیلی هیکل و چهره خوبی داری با قدی حدود 170 و سینه های سایز 80 باسن متناسب سکسی و کمری باریکخود مینا هم بسیار خوش شاه کس هیکل هستش قد 165 سینه های 70 ولی باسن بسیار بزرگو خوردنی که همیشه خوراک کونی منهماجرا از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>می بریممینا دوستی به نام فیلم سکسی تینا داره که خیلی هیکل و</h2>
<p>چهره خوبی داری با قدی حدود 170 و سینه های سایز 80 باسن متناسب سکسی و کمری باریکخود مینا هم بسیار</p>
<h3>خوش شاه کس هیکل هستش قد 165 سینه های 70 ولی باسن</h3>
<p>بسیار بزرگو خوردنی که همیشه خوراک کونی منهماجرا از اینجا شروع میشه که یه روز خونه ی مینا اینا مکان میشه</p>
<h4>و جنده منم طبق عادت سریع شال و کلاه می کنم</h4>
<p>تا به اونجا برمقبل رفتن یه پستون دوش توپ گرفتم یه حالی به کیرم دادم اهل خالی بستنم نیستم کیرم 16</p>
<h5>سانته ولی کوس کمر صفتی دارم و به راحتی آبم در</h5>
<p>نمیاد .وقتی رسیدم به خونه مینا اینا ساعت 5 بعد از ظهر بود و رفتم تو دیدم اوووووووف مینا مثله همیشه کس سکس داستان کرده حسابی واسم</p>
<h6>، یه لباس خواب یه سره تا بالای ایران سکس زانو فقط</h6>
<p>تنش بودو یه آرایش غلیظم کرده بود منم از همون جلو در بغلش کردم رفتیم تو اتاقش انداختمش رو تخت خوابیدم روشو شروع کردم لباشو خوردن ، حالا بخور کی نخورحسابی ملچ ملوچ می کردیممینا شروع کرد به در آوردن لباسای من همه رو در آورد فقط یه شرت پام موند و من همونطوری روش بودمو به هم میپیچیدیمرفتم سراغ سینه های خوش فرمشو انقد خوردمشون تا حسابی قرمز شدن و با دستم کس تپلشو از رو شرت حسابی میمالیدم . اووووف کیرم سیخ شد :)یه چرخ زدم تا مینا بیاد روم ، رفت پایینو شرتمو در آورد و شروع کرد به ساک زدن . اول حسابی تخمامو خورد بعد لباشو دور کیرم حلقه کردو حسابی ساک میزددیگه طاقت نداشتم و میخواستم بکنمش حالات چهار دستو پا زد رو تخت منم رفتم پشتش وای از این نما کونش واقعا قشنگه دوتا لپه گنده که وسطش دوتا سوراخ خوشگل خودنمایی می کنه ، کونشو از هم باز کردمو شروع کردم به خوردن سوراخ کونو کسش اووووووووووووووووووم عالیهدیگه وقت کردنش بود تا اومدم کیرمو بکنم تو یهو صدای در اومد من سریع پریدم زیر تخت قایم شدم و مینا هم لباس پوشید رفت ببینه کیه .بابای مینا رفته بود مامانشو گذاشته بود خونه ی داداشش و خودش برگشته بود مثل اینکه فردا صبح واسش کاری پیش اومده بود .مینا سریع اومد تو اتاق و به دوستش تینا زنگ زد و جریانو تعریف کرد و تینا گفت که به خونه اونا بیاد تا بتونه در اتاق ببنده و به باباش بگه که دوستش اومده تو اتاقش نیاد منم زیر تخت از شق درد و ترس داشتم میمردم .نیم ساعتی گذشت تا تینا اومد و وارد اتاق شد و مینا در اتاقو بستو منم از زیر تخت بیرون اومدم البته لخت ، تینا تا منو دید روشو کرد به دیوار و خندید منم لباسامو تنم کردم و سه تایی نشتیم فیلم دیدنبدش شام خوردیمو آماده شدیم واسه خوابیدن .تینا رو تخت خوابید و مینا دوتا جا رو زمین انداخت برای خودمو خودش که مثلا از هم جدا میخوایم بخوابیمیکم که گذشت و مینا مطمئن شد که تینا خوابه اومد پیش من تا جفتمون از تو کف در بیایمانقد بی طاقت بودیم که دیگه سریع رفتیم سراغ اصل مطلب ، به حالت 69 مینا خوابید رو من و بخور بخور شروع شد با زبونم سوراخ کونشو لیز میکردم و انگشتمو میکردم توش اونم داشت حسابی کیرمو می خورد بعد چوچولشو گرفتم بین لبامو حسابی مکیدم اووووووووووووم اونم تخمامو میخورد ، حسابی خوردمو انگشت کردم تا سوراخ کونش آماده شدمینا به پشت خوابید و من رفتم روشو پاهاشو گذاشتم رو شونه هام تا سوراخ کونش حسابی بزنه بیرون ، بدنه خیلی نرمی دارهسر کیرمو مالیدم رو چوچولشو لای کسش دیگه از لذت داشت میلرزید و آبه کسش سوراخ کونشم لیز کرده بودکیرمو مالدم به سوراخ کونشو آروم فشار دادم تو ، خیلی راحت تا نصف رفت تو دیگه کونش کیرمو میشناخت بازم فشار دادم و تا ته رفت تو که مینا یه آه بلند گفت .من ترسیدم و برگشتم ببینم تینا بیدار شد یا نه که دیدم تینا رو تخت نشسته و داره مارو نگاه میکنه و کسشو میماله نگو که خیلی وقته بیداره .وقتی دید منو مینا متوجهش شدیم اومد جلو شروع کرد از مینا لب گرفتن مالیدن سینه های مینا منم همینطور تلنبه میزدمتینا شروع کرد به لخت شدن و من با دیدن بدن لخت و خوشگلش انگار جون تازه ای گرفته بودم ، وقتی تینا لخت شد شروع کرد از من لب گرفتن و منم همینطور که تو کون مینا تلنبه می زدم با سینه های تینا هم بازی می کردم سینه های فوق العاده ای داشت ، تینا برنز بود و سینه های گرد و سر بالایی داشت که باد کرده بودنمینا از زیرم در اومد و شروع کرد لب گرفتن از تینا و منم نگاشون می کردمو کیرمو میمالیدم که مینا حولم داد و به پشت خوابیدم رو تشک ، اومد و با سوراخ کونش نشست رو کیرم ااااااااااااااهههههههههه کیرم تا ته رفت تو کونش همینجور که بالا پایین میشد تینا اومد نشست رو دهنم و منم حسابی کسشو مکیدمتینا که دیگه حسابی طلب کیر می کرد کنار من خوابید و شروع کرد به مالیدن کسش منم با اجازه از مینا رفتم سراغشکیرمو گذاشتم دم سوراخ کونش که گفت چیکار می کنی از کس بکن من گفتم پرده چی پس که گفت من حلقویم و منم از خوشحالی بال در آوردمیه لحظه مثل وحشیا تمام کیرمو کردم تو کسش که جیغ زد و سکوت همه جارو گرفت وقتی دیدم همه چی امنه شروع کردم به تلنبه زدن تو کس تنگو ناز تینا و مینا هم داشت چوچولشو میمالیدو به من لب میدادبعدش مینا اومد رو تینا خوابید و من کردم تو کون میناتند تند تلنبه میزدم درآوردم و دوباره کردم تو کس تینادیگه داشت آبم میومد که کیرمو کیردم تو کون مینا و همشو اون تو خالی کردمتینا بلند شد و سوراخ کون مینا که آب منم توش بودو خوردبعد سه تایی بغل هم خوابیدم تا صبح که بابای مینا رفتو ما هم رفتیم خونه هامونامیدوارم از داستنم خوشتون اومده باشهبعد این موضوع چندتا دیگه از دوستای دوست دخترمم کردم که اگه بخواین واستون مینویسم .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%da%a9%d8%b3%d9%85-%d8%b1%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%aa%d9%88-%d8%af%d9%87%d9%86%d8%aa-%d8%af%db%8c%da%af%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%af%d9%87-%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2518</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چشم های خوشگل بادومیش  کیری میشن</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d8%b4%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d8%b4-%da%a9%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d8%b4%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d8%b4-%da%a9%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 25 Aug 2019 07:06:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آبروتو]]></category>
		<category><![CDATA[آشناییمون]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابمو]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اونجاها]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برسونمت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودمتا]]></category>
		<category><![CDATA[بودمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیداری]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالت]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوازده]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[رفتچند]]></category>
		<category><![CDATA[رفتگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[روزگار]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیمو]]></category>
		<category><![CDATA[سربالا]]></category>
		<category><![CDATA[سلاماسم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[صندلیشو]]></category>
		<category><![CDATA[صندلیم]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کردماونم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکش]]></category>
		<category><![CDATA[کونشون]]></category>
		<category><![CDATA[گاییده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینتو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینش]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانه]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتی]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میمالم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نپوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ندارهیه]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیه]]></category>
		<category><![CDATA[ندیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بود تو محله اونا.ما محله فیلم سکسی قبلی که بودیم نصف دخترای همسایمونو گاییده بودم تقریبا هر روز می کردمشون.از این که اومده بودیم محله جدید شاکی سکسی بودم که دیگه تا یه مدت سکس شاه کس ندارم قاطی بودم.تا اینکه یه ماهی گذشت.خدایی من خوشتیپم هر دختری میبینتم یه براندازی میکنه.من کونی همش بیرون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بود تو محله اونا.ما محله فیلم سکسی قبلی که بودیم نصف دخترای همسایمونو</h2>
<p>گاییده بودم تقریبا هر روز می کردمشون.از این که اومده بودیم محله جدید شاکی سکسی بودم که دیگه تا یه مدت</p>
<h3>سکس شاه کس ندارم قاطی بودم.تا اینکه یه ماهی گذشت.خدایی من خوشتیپم</h3>
<p>هر دختری میبینتم یه براندازی میکنه.من کونی همش بیرون بودم می خواستم یکی مخ یکی از دخترای همسایه رو بزنم که</p>
<h4>بکنمشون.این جنده نسیم تو محله اسمشو زیاد شنیده بودم که میگفتن</h4>
<p>خوشگله پا نمیده پسرا رو اسکول پستون می کنه اگه بهش گیر بدی یه جوری آبروتو میبره که دیگه نتونی سرتو</p>
<h5>تو کوچه کوس بلند کنی.چون تازه تو محل اومده بودیم گفتم</h5>
<p>بذار یه کم با جو آشنا بشم بعد برم سراغش. چند بار دیدمش اونم همیشه یه نگاه طولانی میکرد و می رفت سکس داستان خونه.یه روز اومد</p>
<h6>در حیاط دنبال خواهر کوچیکش منم دم در ایران سکس بودم طبق</h6>
<p>معمول یه نگاهی کرد منم بهش چشمک زدم ولی محل نداد.خلاصه چند روزی همین کارمون بود و متلک می نداختمو اشاره می دادم دیدم فایده نداره.یه روز با ماشین افتادم دنبالش مدرسشو پیدا کردم.اونم داداشش می بردش مدرسه با ماشین داداشش.دیگه خیالم راحت بود کسی از بچه های محل هم اونجا نبودن که اگه ضایعم کرد کسی ببینه.یه چرخی خوردم چند تا شماره دادم تا اون از مدرسه بیاد بیرون زنگ که خورد کیرم حال اومد.هر چی نگاه کردم ندیدمش تا یهو با دو تا از دوستاش اومد بیرون منم با ماشین رفتم جلوش بوق زدم اما محل نداد یکی از دوستاش مثل خر حال می داد اما من دنبال خودش بودمخلاصه چند روزی هم همین کارم بود اما فایده نداشت.یه روز که خیلی قاطی بودم از دستش گفتم واسه آخرین بار یا سوار ماشینش میکنم یا دیگه بی خیالش میشم.از سر شانس اونروز تنها از مدرسه اومد بیرون تا سر خیابون که می خواست تاکسی بگیره یه کم دور بود رفتم یه کم جلوتر وایسادم پیاده شدم وقتی اومد دستشو گرفتم گفتم وایسا کارت دارم هیچی نگفت فقط نگام میکرد ترسیده بودم آخه گشت هم اونجاها میومد همش تو این فکر بودم که سر نرسه دهنم سرویس شه خلاصه گفتم بیا بشین تو ماشین کارت دارم گفت نمیام بی شعور چی از جونم می خوای چرا همش ول میچرخی دنبال من؟خلاصه بعد از خواهش و تمنا مخشو گرفتم که من و تو همسایه ایم می خوام برسونمت و از این کس شعرا که اونم گفت فقط تا سر خیابون بقیشو واسه اینکه کسی نفهمه یه کم جلوتر پیادم کن.من که کیرم کلاهشو می نداخت بالا.خلاصه تو ماشین سر بحثو باز کردم که من خیلی دنبالت اومدم و تو محل تکی و خوشگلی و همه دنبالتن و &#8230;. اونم گفت میدونم.رسوندمش و شماره خواستم بدم که پیاده شد و گفت دیگه نیا دنبالم.ولی من ول کن نبودم خلاصه فردا بازم سوارش کردم روزای بعد دیگه خودش سوار می شد منم که دیگه با کیرم آناناس می شکوندم از خوشحالی.بچه های محل فهمیده بودن که با منه کونشون می سوخت همه به من گیر میدادن منم که از اون شرهای روزگار روزی دو سه بار دعوام می شد سر نسیم خانم.یه روز به نسیم گفتم ممن که همش سر تو دعوامه تو هم که هیچ کمکی بهم نمیکنی طرفداریمو نمی کنی.گفت همه چی به موقعش.خلاصه یه ماهی از آشناییمون میگذشت دیگه بیش از حد با هم راحت بودیم کونی تو این یه ماه خیلی حال میداد ولی نمی ذاشت بکنمش.میگفت دوس ندارم مریضی میاره.خلاصه یه روز که رفته بودیم بیرون چون عاشق شیر کاکائو بود و هی می خورد که منم بهش گیر دادم دیگه وقتشه که بهم حال اساسی بدی باید بهم کون بدی من گیر داده بودم اونم هی می گفت نه تا اینکه قاطی کرد کل شیر کاکائوشو ریخت تو ماشینم منم رو ماشین خیلی حساس بودم قاطی کردم گفتم دختر خر این چه کاری بود اونم گفت می خوام پیاده شم منم سریع زدم کنار وقتی می خواست پیاده شه محکم با دست زدم در کونش جوری که گفت اووووووی.منم گاز ماشینو گرفتم اومدم خونه.شب خودش زنگ زد معذرت خواهی.منم سربالا جوابشو دادم گفتم فکر کردی کی هستی گفت می خوام بیام ماشینتو بشورم.شب بود فکر کردم مسخره میکنه گفتم شوخی خوبی نبود قسم خورد که میاد منم گفتم جرات داری بیا ببین چه کارت میکنم قطع کرد 2 دقیقه بعد زنگ زد گفت پشت درم بیا درو باز کن منم رفتم دم در دیدم راس میگه ساعت دوازده و نیم شب بود درو که باز کردم سریع پرید تو.من که هنگ کرده بودم گفتم تو چطور اومدی گفت کاری به این کارا نداشته باش بعدا فهمیدم فقط مامانش خونه بوده اون شب دیگه کسی خونشون نبوده مامانه هم که خواب خوش.ماشین تو حیاط بود گفت می خوام ماشینتو بشورم منم که از قبل خودم شسته بودم گفتم نیازی به زحمت نیست شستم گفت می خوام ببینم چه طور شستی خلاصه گیر داد در ماشینو باز کن داداشم فهمیده بود وایساده بود پشت پنجره داشت نگاه میکرد.خلاصه من رفتم کلیدا رو بیارم دیدم پشت پنجرس گفتم بخواب تو چرا بیداری گفت این چرا اینجائه گفتم دمت گرم حواست باشه کسی بیرون نیاد وقتی کسی خواست بیاد بیرون یه تک بهم بزن.خلاصه در ماشینو براش باز کردم نشست طرف شاگرد گفت خوب تمیز کردی نمیایی بشینی تو ماشین کارت دارم؟ من از اون طرف نشستم پشت فرمون درا رو بستیم شیشه ها هم که دودی بود اصلا معلوم نبود از بیرون خلاصه معذرت خواهی کرد و گفت خودت اعصابمو خورد کردی خلاصه انداخت گردن من.بعد هم گلایه که چرا محکم زدم در کونش دوباره محکم زدم رو رونش لباشو گاز گرفت که جیغ نزنه قیافش خیلی حشری نشون میداد منم یه کم کیرم داغ شده بود می خواست راست شه بعد قفل مرکزی رو زدم درا قفل شد گفت باز کن می خوام برم گفتم چرا اومدی که می خوای بری خلاصه دستی کشیدم روی سینه هاش که خیلی نرم بود کیرم شق شده بود چند وقت بود نکرده بودم کیرم داشت می ترکید اون هی دستمو بر می داشت می گفت نکن بسه نمی خوام می خوام برم.منم یواش یواش صندلیشو خوابوندم تا آخر که خودش دراز کشید روش منم که دیدم طرف از خداشه دستم بردم به دامنش دیدم هیچی زیرش نیست کف کردم دستمو بردم طرف کوسش دیدم شرت هم نپوشیده دامنشو درآوردم دستشو گذاشت رو کسش گفت دیگه بسه تاریک بود یه کم یه مانتو هم پوشیده بود رو دامنش دکمه هاشو باز کردم دیدم فقط یه سوتین زیرشه گفتم کلک تو که آماده کیر اومدی خندید مانتو رو هم درآوردم خلاصه لختش کردم چه سینه هایی داشت از اونا بود که وقتی میگرفتی تو مشتت از لای انگشتات میزد بیرون.نوکشو مکیدم یه اوووفی گفت با صدای شهوتی گفت می خوام برم مامانم الان بیدار میشه من که دیگه اصلا نمی فهمیدم دارم چه کار میکنم شروع کردم به خوردن اون هی آخ و اووف می کرد و سرمو فشار می داد عقب یواش یواش اومدم پایین طرف نافش وقتی که خواستم بسم به کوسش یه کم با دست مالوندمش دیدم داره خوشش میاد دوباره برگشتم رو گردنش و لباش چه لبایی داشت غنچه ای دوباره میومدم پایین طرف کوسش نمی خوردمش دوباره می رفتم بالا خواستم خودش بگه که یهو گفت کشتی منو بخورش صداش بالا نمیومد شروع کردم به خوردن کوسش چه کسی بود بدنش یه مو هم نداشت تمیز بود کوسشو گاز می گرفتم می ترسیدم پاره نشه خودش سرمو فشار می داد رو کوسش و همش آه می کشید می ترسیدم صداش بیرون نره ولی وقتی می خوردم همه چی از یادم می رفت.گفتم من خوردم پس تو هیچی نمی خوری؟گفت من تا حالا نخوردم گفتم باید بخوری من خوردم تو هم بخور خلاصه کردمش تو دهنش اولش نمی تونست ولی واسش که عادی شد قشنگ می خورد کیرم شق شده بود تا حلقش می رفتچند دقیقه ای می خورد خودش گفت بسه من دیگه برم همینو گفت چرخوندمش طرف پشت می گفت مرتضی نمی خوام درد داره کیرت بزرگه نمی تونم اولش دلم سوخت ولی گفتم به درک می خواست نیاد به زور که نیاوردمش پاهاشو یه کم باز کردم کیرمو گذاشتم دم سوراخش فشار دادم تو نرفت دردش میومد بیچاره انگشتمو به زور کردم تو کونش معلوم بود دردش میاد دوباره خواستم نکنم گفتم شاید پاره بشه دوباره کیرم اجازه نمیداد از زیر دستش در برهدوباره خودم خیسش کردم تف زدم در کونش چرخوندم تو کونش سرشو گذاشتم در کونش یه کم با دست انداختم زیر شکمش کونشو یه کم دادم بالا سوراخش یه کم باز شد بیشتر فشار دادم که یهو سرش رفت تو جیغ کوچیک کشید ولی جلوی خودشو گرفت که یهو زد زیر گریه آروم آروم می فرستادم تو دستمو کرد تو دهنش چنان گازی گرفت که یهو که دستمو کشیدم عقب تکون خوردیم تا دسته رفت تو بیچاره داشت چنگ می نداخت به صندلی ماشین و آخ آخ میکرد داغ داغ شده بود بدنش مخصوصا کونش کیرم داشت می سوخت منم کمرم سفته دیر آبم میاد هر چی میگفت بکش بیرون در نمیاوردم گفت جیغ میزنم منم گفتم بزن و تلمبه میزدم اونم هی گریه میکرد و آخ آخ میکرد هی میگفت نامرد خلاصه بعد از چند دقیقه که آروم می کردمش دیدم گریه نمیکنه یه بار درآوردم دوباره با زحمت کردم تو یه جیغ کوچیک زد و دوباره تند تر میکردم فقط آخ و اووووفشو می شندیم و با دستش از رونم گاز میگرفت منم دوباره تا جون داشتم فشار میدادم جوری که می گفت مرتضی مردم پاره شدم بسه نمی خوام غلط کردم گوه خوردم مامانمو می خوام کونم داره می سوزه جر خوردم دوباره گریه کرد منم که دیگه داشت آبم میومد گفتم می خوام بریزم تو کونت گفت نه بریز بیرون دیگه دیر شد با فشار جانانه طوری که از حال رفت ریختم تو کونش و درزار کشیدم روش و آروم تلمبه کوچیک میزدم تا خوب تخلیه بشم چند دقیقه ای دراز کشیدم روش کیرم خودش خوابید و از تو کونش اومد بیرون ولی صندلیم دو روز بعد شکست.خلاصه حالش که جا اوم پاکش کردم گفت می رم از قرصای مامانم می خورم که حامله نشم آبت نرفته باشه تو کوسم و خلاصه از این چرت و پرتا.وقتی که خواست بره انگشتمو تا ته کردم تو کونش گفت نکن می سوزه.بدبخت درست نمیتونست راه بره تا دو روز میگفت پماد میمالم که دردم کمتر بشه ولی نمیتونست درست راه بره تا چند روز.دیگه بعد از چند وقت که حالش جا اومد دوباره مخشو گرفتم هر روز می بردمش تو باغ دوستم ولی الان براش عادی شده عین خر میگایمش فقط اخ و اوووف میکنه گریه نمیکنه.هر دختری می خواد بکنمش نظرشو بنویشه ایمیل بده تا بکنمش.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d8%b4%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d8%b4-%da%a9%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2642</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم تو آشپزخونه کسش کرده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%aa%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%aa%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 23 Aug 2019 05:46:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ارومیه]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهی]]></category>
		<category><![CDATA[اشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانات]]></category>
		<category><![CDATA[اندامهای]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاشو]]></category>
		<category><![CDATA[اوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[برنداشت]]></category>
		<category><![CDATA[پسرخاله]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تابستان]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلات]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبأ]]></category>
		<category><![CDATA[جاهارو]]></category>
		<category><![CDATA[جیغهای]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونه]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوندید]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشکده]]></category>
		<category><![CDATA[دخترخالم]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دستمالی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[روزهای]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زنگیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتهای]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقمه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتید]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مردانه]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میخنده]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردتا]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونسم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نوکشون]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ازاونجا شروع شد که من فیلم سکسی تازه از امتحانات نهایی سال سوم تمام شده بودم و اواسط امتحانات خاله پدرم فوت کرد و من چون امتحان سکسی داشتم روزهای اول رو نتونستم برم اما شاه کس در چهلمین روز در گذشت چون تعطیلات بود رفتم و من همراه خانواده رفتیم خونه کونی پسرخاله پدرم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ازاونجا شروع شد که من فیلم سکسی تازه از امتحانات نهایی سال سوم</h2>
<p>تمام شده بودم و اواسط امتحانات خاله پدرم فوت کرد و من چون امتحان سکسی داشتم روزهای اول رو نتونستم برم</p>
<h3>اما شاه کس در چهلمین روز در گذشت چون تعطیلات بود رفتم</h3>
<p>و من همراه خانواده رفتیم خونه کونی پسرخاله پدرم چون مراسم اونجا بود و وقتی وارد شدم چندتا دختر همسن خودم</p>
<h4>دیدم جنده هست اما یکیش که واسه طرف مردانه چای میاورد</h4>
<p>خیلی بانمک بود و از همون پستون اول بهش نگاه کردم هنگام برداشتن چای دیدم میخنده فهمیدم اونم خوشش اومده ولی</p>
<h5>من مونده کوس بودم بهش چطور پیشنهاد دوستی بدم که دختر</h5>
<p>خالم اومد گفت یک دختر هستش ازت خوشش اومده میخواد باهات دوس شه منم قضیه رو فهمیدم قبول کردم و شمارشو از سکس داستان دخترخالم گرفتم و</p>
<h6>بعد چند روز بهش زنگ زدم منم تازه ایران سکس با جف</h6>
<p>دعوا کرده بودم و میخواستم با دختری دیگه باشم وقتی زنگیدم برنداشت بیش اس دادم منم ارسام و&#8230; بعد چند ساعت اس داد سلام منم نگارم و اینطور اشنایی ما شروع شد و کار ما شده بود تا ساعت 4صبح حرفیدن و چون تابستان بود و درس هم نبود عادت کرده بودیم تا اینکه دیدم یک شب حشرم زده بالا و دیگه هم حرفی نمونده بزنیم من بحث سکس رو باز کردم تا اینکه دیدم بله خانوم از منم حشری هستش و از اون به بعد هم کار ما شده بود تا صبح درباره اندامهای جنسی هم و اگه پیش هم بودیم دوست داشتی چیکار کنیم و&#8230;تا اینکه نگار احساس کردم بدجوری دوس داره با من سکس کنه اما جا نداشتیم و اون قسم میخورد بخاطر اینکه عاشقمه میخواد با من تجربه کنه و چند بار باهم رفتیم بیرون و یک کافی شاپ بود خلوط و اونجا فقط چندبار لب رفتیم منم راستش اولین بارم بود و کیرم بی جنبگی میکرد.تا اینکه یک شب نگار گفت پدر و مادرش همراه داداشش اینا قرار برن بانه(شهری هست که وسایل ارزان میفروشن)و گفت اون بخاطر کلاس زبان نمیره و گفت فردا برم خونشون تا اینکه ادرس کامل خونشون رو گرفتم و رفتم دیدم خونشون بالا شهر دانشکده هستش و یکی از کوچه ها که به زور پیدا کردم وقتی رفتم جلوی درشون چون مطمئن نبودم خونه خودشونه گفتم که اول بیا در رو باز کن مطمئن شم بعد بیام تو چون ترسیدم ماله اونا نباشه اشتباهی در زده باشم؛تا اینکه اومدم باز کرد رفتم داخل بعد سلام و احوال پرسی یکم که نگاش کردم دیدم با یک تاپ همراه شلوارک هستش و چون باهم راحت بودیم قبل از اینکه چیزی بگم خودش اومد پشت در لباشو گذاشت لبام و گفت عاشقمه و تقریبأ قدش 170 و وزنش 65میشد اما با نمک بود و رفتیم داخل و نشستیم رو مبل و من امان نداده مثل دیوونه ها بغلش کردم و شروع کردم به لیسیدن گردنش و خوردن لباش نگار دختری بود سفید نه چاق نه لاغر و با نمک همان طور که میلیسدمش احساس کردم چشاش خمار شد چون اولین بار بود ترسیدم فک کردم چیزیش شده اما بعدش فهمیدم از رویه حال کردن دخترا چشاشون اینطور میشه.نگار گفت ارسام بیا بریم اتاق رفتیم اتاق شروع کردیم دوباره سر پا خوردن و لیسیدن هم تا اینکه لباسهای همو در اوردیم اول من تاپشو در اوردم سوتین نداشت بعد شلوارکشو در اوردم اونم اول پیرهن استین کوتاهمو در اورد بعد شلوارمو و جز شرت چیزی تنمون نموند بعد من که کیرم متوسط بود داشت از زیر شرت میترکید رو دادم از رو شرت دست نگار بعد که یکم مالید گفتم دراز بکش رو تخت و من شروع کردم به لیسیدنش اول لبهاش بعد گوش و صورتش بعد گردنش که بوی عطرش دیوونم میکردم اومد پایین تر رسیدم به سینه هاش و نوکشون زیاد قهوه ای نبود اما خوش فرم بود هردوتاشون رو مثل دیوونه ها میخوردم دیگه جیغ نگار اروم در میومد بعد اومد نافشو لیسیدم تا رسیدم شورتش اما قبل در اوردن اون اومد پایین تر و پاهای تمیزشو لیسیدم و انگشتاشو کردم دهنم تا اینکه اومد بالا به شرتش و از روی شرت کس نازشو و ساق پاشو میلیسیدم و اونم جیغهای خفیف میرد تا اینکه شرتشو کشیدم پایین و دیدم یک کوس سفید بدون مو و تپل که ابش اومده بود داره نگام میکنه اما یکم که سرمو اوردم جلو بویی داشت که موندم بخوردم یا نه اما دل رو زدم به دریا و زبونمون گذاشتم و اروم کشیدم روش و میک میزدمش وقتی زبونمو گذاشتم نگار یک اه از دل کشید و من باعث شد بیشتر بخورم و بمکمش و همه کسش رو کردم دهنم با اینکه شور بود اما نتونسم از خوردنش دست بردارم و اونم فقط اه میکشید و میگفت عاشقمه و سرمو فشار میداد به کوسش یا هم مو هامو چنگ میزد تا اینکه انقدر خوردم ارضا شد بعد گفت حالا بیا نوبت توست اونم پا شد اینبار من دراز کشیدم و اون شروع کرد به لیسیدن بدنم و لب گرفتن بعد اومد سر کیرمو از رو شرت گرفت و بعد اروم مالش داد بعد شرتمو در اورد و کیرمو دید گفت چقد قشنگه و کلفت و بزرگ هستش اما به نظر خودم متوسط هست کیرم تا اینکه کرد اول سرشو دهنش و بعد اروم همش کرد دهنش و جوری میخورد که داشت ابم میومد از تخمام گرفته تا سر کیرم لیس میزد منم بهش گفتم و دروغ نگم ابم چون اولین بارم بود زود اومد و در اوردم ریختم سینه هاش تا اینکه دراز کشیدیم تا بعد چند دقیقه دوباره شروع کردیم اما اینبار اصلی کاری بود و چون پرده داشت مجبور بودم ازعقب بکنمش تا رفت یکم روغن اورد خودش مالید به کیرم و از یک طرفم داشتیم لب میگرفتیم و منم سینه و کس اون رو میمالیدم تا اینکه کیرم اماده کردن شد و یکم هم روغن به کون نگار مالیدم گفت مدل سگی بشه و من اروم اول انگشت وسطمو بعد دو انگشت و 3انگشت تا اینکه کونش باز شد و اونم اروم اه میکشید و من نوکشو اروم گذاشتم و وقتی با هزار بدبختی دادم سرشو داخل یکم صداش در اومد بعد اروم فشار میدادم تا اینکه با یک فشار محکم تا ته رفت تو و نگار سرشو گذاشت بالش و داد زد منم اروم بعد اینکه جا باز کرد تلمبه زدم و دیدم نگار دیگه جیغ هاش به ناله تبدیل شده و داره کسشو میماله و هی میگه عاشقتم تندتر جرم بده و چندبار لرزش خورد و ارضا شد و منم دیگه ابم اومد ریختم کونش و بعد در اومدم کیرم با دستمالی که اب اول روی سینشو پاک کرده بودم کنشو پاک کردم و اروم همو بغل کردیم و کنار هم دراز کشیدیم بعد یک نیم ساعت پا شدیم و باهم رفتیم حموم و اما چون خسته بودیم فقط لب گرفتیم اومدیم بیرون همدیگرو خشک کردیم لباس هامون رو پوشیدیم و جاهارو درست کردیم زنگ زدیم دوتا پیتزا از پیتزا فروشی 81اوردن خوردیم تا دوباره یکم لب گرفتیم و رفتیم بیرون رو گشتیم ساعتهای 7بود رسوندم خونشون که هنوز بابا ماماش نیومده بودند تا اینکه دیگه سکس نداشتیم و ماماش فهمید رابطمون رو و از هم جدا شدیم اما این یک داستان واقعی بود هر انچه که بعد نوشته باشم اولین و اخرین بارم بود ممنون که وقت گذاشتید خوندید.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%aa%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2653</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف  جنده کیر رو تو کونش دوست داره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 21 Aug 2019 09:01:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آخوندا]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقي]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختند]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[برادرش]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بيچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پادگان]]></category>
		<category><![CDATA[پشيمون]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواننده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[كارخونه]]></category>
		<category><![CDATA[كوچكترش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[ميبردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنند]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتند]]></category>
		<category><![CDATA[يكباره]]></category>
		<category><![CDATA[يكدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هاي زيادي ميكرد من هم فیلم سکسی از اين نگاه ها حشري ميشدم گاهي به شوخي دستش را مي گرفتم و بهش مشت مي زدم يه روز سکسی كنار بابام اين كار را در باغ شاه کس كردم كه جمعه هفته بعد اومد پيشم و آهسته گفت كه هفته قبل جلوي بابات کونی خجالت كشيدم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>هاي زيادي ميكرد من هم فیلم سکسی از اين نگاه ها حشري ميشدم</h2>
<p>گاهي به شوخي دستش را مي گرفتم و بهش مشت مي زدم يه روز سکسی كنار بابام اين كار را در</p>
<h3>باغ شاه کس كردم كه جمعه هفته بعد اومد پيشم و آهسته</h3>
<p>گفت كه هفته قبل جلوي بابات کونی خجالت كشيدم ديگه اين كارها را نكن من هم گفتم باشه ديگه باهاش شوخي</p>
<h4>نكردم جنده كه يه شب تو باغ دائيم بوديم هفته بعدش</h4>
<p>عروسي خواهر كوچكترش بود البته صبا پستون ناز از خواهرش بزرگتر بود و قصد ازدواج را نداشت خلاصه زنها و دختر</p>
<h5>ها اون کوس شب تو باغ بزن و برقص راه انداختند</h5>
<p>و دختر خاله ها و دختر دايي ها جلوي ما پسر ها رقص را راه انداخته بودند ما هم موقع نگاه كردنمون سکس داستان بود مادرم به</p>
<h6>دخترها چيز ميگفت كه جلوي پسرها نرقصند ولي ایران سکس اونا گوش</h6>
<p>نمي دادند ما هم براي اينكه تابلو نشيم خودمون را زده بوديم به بي خيالي كه همه يكدفعه رقص از سرشون افتاد به خاطر اينكه آهنگ خوبي نداشتند ورفتند داخل اتاق صباناز پيشم اومد و گفت تو ماشينت آهنگ خوب داري گفتم آره بيا بريم تو كوچه بهت بدم رفتيم تو كوچه شب تاريك بود من كه انگار از قبل خودم را مي خواستم براي سكس آماده كنم تو ماشينها را يه ديد زدم كه كسي اتفاقي توش نباشه رفتم در ماشين را باز كردم سي دي را درآوردم و تو دستگاه گذاشتم و چند آهنگ توپ جديد كه از ماهواره در آورده بودم و تبديل به mp3 كرده بودم را گذاشتم اونهم خوشش اومد و گفت بده من در حين دادن cd بهش دستش را هم ماليدم كه يهو خنديد و گفت اي كثافت بهش گفتم بذار جاي چند آهنگ جديد ديگه را هم تو cd بهت نشون بدم كه بعد از دادن cd مجددا بهش همين كار را كردم اين كار را چند بار تكرار كردم و اون هم كه خوشش ميومد cd را مجددا بهم ميداد تا اينكه بار آخر خواست بره كه بهش گفتم صبا بيا اون طرف ماشين سمت خودم كارت دارم اونهم اومد گفت ديگه چيه گفتم گوشت را بيار كارت دارم كه يكدفعه يه بوس رو لپ هاي نرمش انداختم اون هم گذاشت رفت كه من با صداي كم هي ميگفتم برگرد برگرد هر وقت اومد بهش گفتم من مجردم تو هم مجردي خواهر كوچيكت هفته ديگه به حال ميرسه ولي تو بزرگتر چي بيا با هم تو اين كوچه روبرويي حال كنيم گفت نه گفتم تو تا حالا با خودت ور رفتي ؟ ميدوني بدن جنس مخالف روي بدن آدم حس و حالش چندين برابره؟ اين همه آدم دارن تو دنيا حال ميكنند ما هم روش برا چي دخترا با پسرا دوست ميشن و فكر آبروشونم نيستن به خاطر همين حس اصل مهم دنيا همينه حال حال حال اگه نخواهي حال كني دستور آخوندا رو اجرا كردي (اونم كه از آخوندا شديدا بدش ميومد و حساس بود) يه باره ديدم راضي شد من هم گفتم اين آخوندا بلاخره به يه دردي خوردند با هم رفتيم تو كوچه اول از ماليدن كمرش شروع كردم بهد هم رفتم پايين و ضمن ليسيدن گردنش قنبل هاش هم ميماليدم كم كم ران ها و همين جو كه داشتم ميماليدم پيش خودم گفتم ممكنه نگذاره كسش را در بيارم تا حواسش به ماليدنه من هم كم كم زيپش را ميكشم پاييين اين كار را كردم يه بار زيپش را پايين گشيدم و كسش را گرفتم و شروع كردم به ماليدن كه ديدم هيچي نمي گه معلوم بود خيلي حال ميكنه از بس كس قشنگي داشت هوس افتادم ليسش بزنم كه اين كار را كردم اون هم هاي ش رفت بالا اينقدر از اين كار لذت ميبردم كه كيرم داشت از شق درد ميمرد يه باره بهش گفتم دولا شو گفت پرده را نميگذارم پاره كني كفتم مگه خر شدم ميخام تو كونت كنم اون هم كه نمي دونست تو كون كردن چقدر درد داره قبول كرد من هم تا پشيمون نشده اول كونش را ماليدم بعد انگشتم را درونش كردم تا عادت كنه يهو كيرم را درآوردم و آروم آروم تو كونش هول دادم اون هم داشت از درد ميمرد ولي از اينكه صداي ما را كسي در باغ نفهمه بيچاره هيچي نمي گفت بهد از چند بار تلمبه زدن آبم اومد تمام بدنم داشت مي لرزيد آبم را ريختم روي زمين بعد هم كيرم را گفتم ساك بزن اونهم شروع كرد به ساك زدن حالا بعداز چند ماه گاهي وقتي تو باغ هستيم آهسته به هم زنگ مي زنيم و ميريم كوچه پشتي باغ صباناز هم مثل بار اول سوسول نبود حالا خوش حرفه اي اين كاره با من . اينم بگم كه اسم هاي همو تو گوشيامون يه چيز ديگه گذاشتيم چون چند وقت پيش برادرش براي كار اومد كارخونه ما يكباره صبا زنگ زد كه من با همون اسم صباناز ذخيره كرده بودم كه داداشش نزديك بود ببينه .حالا هم ميگم قربون اون cd برم با آهنگاش دمش خواننده هاش هم گرمدوستان عزيز دفعه ديگه از خاطره با دختر عمم و يه بار ديگه از هم خدمتيم تو پادگان يه بار تو تركيه يه بار هم تو ارمنستان ميگم منتظر باشيد</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175823</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دختر خانوم شکلاتی حسابی سکس لز میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%84%d8%b2-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%84%d8%b2-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Jul 2019 02:44:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آخخخخخخ]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمو]]></category>
		<category><![CDATA[انداختو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[باباشو]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برشگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشونو]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[سکس دختر با دختر]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[کانالو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لباساش]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[مکافات]]></category>
		<category><![CDATA[میخاره]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میریختم]]></category>
		<category><![CDATA[میمونه]]></category>
		<category><![CDATA[مینداخت]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نشناختم‬]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ما یه همسایه دیوار به فیلم سکسی دیوار داشتیم به اسم لیلا اون موقع 4 سال از من بزرگتر بود یعنی 23 سالش بود خلاصه تو کوچه سکسی ک میدیدمش باهاش زیاد شوخی دستی می شاه کس کردم خیلی وقت هم میشد همسایه بودیم یه روز رفته بودم پشت بوم دیش ماهواره کونی رو تنظیم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ما یه همسایه دیوار به فیلم سکسی دیوار داشتیم به اسم لیلا اون</h2>
<p>موقع 4 سال از من بزرگتر بود یعنی 23 سالش بود خلاصه تو کوچه سکسی ک میدیدمش باهاش زیاد شوخی دستی</p>
<h3>می شاه کس کردم خیلی وقت هم میشد همسایه بودیم یه روز</h3>
<p>رفته بودم پشت بوم دیش ماهواره کونی رو تنظیم کنم دیدم با یه شلوارک و یه تاپ اومد رو پشت بوم</p>
<h4>. جنده اول منو دیدمثلا بگه خجالت کشیده رفت تو منم</h4>
<p>کم نیاوردم از جامم تکون نخوردم پستون دیدم دوباره اومد بدون اینکه حرفی بزنه لباساشو رو ظناب پهن کرد منم زوم</p>
<h5>کرده بودم کوس روش چشم ازش بر نمیداشتم آخ چه کونی</h5>
<p>داشت . برگشت بهم گفت یه وقت خجالت نکشیا منم گفتم منو تو که این حرفا رو نداریم می خوای منم لباسمو سکس داستان در بیارم محشور</p>
<h6>شیم هیچی نگفت خندیدو رفت خونه اینم بگم ایران سکس باباش از</h6>
<p>اون آدمای بی بخار. یه روز باباش گفت علی بیا این ماهواره مارو درست کن اون روزم فقط باباشو خودش بودن خلاصه رفتم خونشونو یه ذره این ور اون ور کردم به باباش گفتم شما برو بالا یه ذره دیشو تکون بده هروقت گفتم خوبه جاشو سفت کنهلاصه بباش رفت بالا منم کنترل رو پرت کردم رفتم سراغ لیلا که تو آشپزخونه بود خودشم کونش می خارید با هزار زور یه لب 1 دقیقه ای ازش گرفتم یه دفعه صدای باباشو شنیدم که اون بابلا از گرما داشت میمرد . ماهوارشونو درست کردمو اومدم خونه بدجور تو کف لیلا بودم که گوشیم زنگ خورد شمارشو نشناختم برداشتم صدی لیلا بود گفت هفته بعد باباشینا میرن شمال این میمونه با داداش کوچیکش که 8 سالشه گفت اگه وقت داری این ماهوارمون دوباره خراب شده هفته بعد بیا درستش کن .معلوم بود کونش میخاره مم تا هفته بعد مدام تو فکرش بودمو همیشه کیرم راست بود که روز موعود فرا رسید تو کوچه بودم دیدم مامانشینا دارن خداحافظی میکنن میرن اونا که رفتن یه نگا به من انداختو خندید رفت تو خونه . داداشش بیرون تو کوچه داشت بازی میکرد بردمش گذاشتمش کلوپ تا 4 5 ساعت بشینه بازی کنه سپردمش دست بچه ها . منم رفتم زنگ زدم گفتم برای تعمییر ماهواره اومدم درو باز کردو رفتم بالا یه پیرنو شلوار پوشیده بود تنننننننگ این کیره ماهم نرسیده داشت شلوارو جر میداد. رفتم بالا دیشو تنظیم کردم روسایروس اومدم یه کانال سکسی گذاشتم بهش گفتم اینا خوبه؟ یه دفه داد زد گفت نه اینا رو قفل کن رمزشم بده ب خودم منم گفتم اصلا حذفشون می کنم یه دفه گفت نه تو این مدتم داشت فیلم پخش میشد نگاش از تلویزیون برداشته نمیشد که من یهو کانالو عوض کردم دیدم مثل وحشیا پرید کنترلو گرفت زد کانال سکسیه و نشست نگاه کردن منم دیگه بهتر از این موفعی ندیده بودم از پشت کرم میریختم هیچی نمیگفت یکی دوبار انگشتش کرد م بازم هیچی نگفت از پشت سرمو آوردم گردیشو شروع کردم به خوردن برگشت منو نگاه کرد شروع کرد به لب گرفتن اصلا فکر نمی کردم این قدر حشری باشه منم شروع کرئم به در آوردن لباساش آخخخخخخ چه سینه هایی داشت انقدر سینه هاشو خوردم داشت از شهوت ار ار می کرد کیر بدبخت منم داشت پوست مینداخت که برشگردوندم به پشت واییییییی چی بووود چه کونی چه کسی تا بیاد بفهمه چی شده تفو انداختمو کیرمو تا دسته کردم تو کونش دستمم گرفتم جلو دهنش تا داد نزنه اینفدر کونش تنگ بد که انگار کیرم داشت نصف می شد خلاصه بعد از کلی عرف ریختنو کلی مکافات آبمو ریختم رو سرو صورتشو با هم یه چیزی خوردیمو من پا شدم اومدم. امیدوارم خوشتون اومده باشههههههههه</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%84%d8%b2-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175588</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 21/37 queries in 0.009 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-17 01:36:53 by W3 Total Cache
-->