<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>دانیال &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%84/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:31:26 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>دانیال &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>جنده خانوم با تاتو های خوشگل و مو های قرمز به پسر خودش کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%85%d9%88-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%85%d9%88-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 21 Nov 2019 06:47:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[آوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[المللی]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بازدید]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمتگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[برگزار]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پرستار‬]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنش]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیش]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تورفتم]]></category>
		<category><![CDATA[توضیحات]]></category>
		<category><![CDATA[‫حدودا]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستین]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانیال]]></category>
		<category><![CDATA[دروازه]]></category>
		<category><![CDATA[دعوتمون]]></category>
		<category><![CDATA[دقیقاً]]></category>
		<category><![CDATA[دوستات]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوپرایز]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینی]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[‫عزیزم]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[کشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[کمربندی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوند]]></category>
		<category><![CDATA[گلستان]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[ملاقات]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرم]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نمایشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خیلی خوب بود و تقریباً فیلم سکسی هر وقت موقعیت مناسب بود با هم بود.یه روز یکی از دوستام بهم گفت میای برا نزدیکای عید تو نمایشگاه سکسی بین المللی گلستان ( شیراز) غرفه نوروزی شاه کس بزنیم؟ گفتم غرفه چی ؟ گفت غرفه آجیل و شیرینی و از اینا ،گفت در کونی آمدش بد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خیلی خوب بود و تقریباً فیلم سکسی هر وقت موقعیت مناسب بود با</h2>
<p>هم بود.یه روز یکی از دوستام بهم گفت میای برا نزدیکای عید تو نمایشگاه سکسی بین المللی گلستان ( شیراز) غرفه</p>
<h3>نوروزی شاه کس بزنیم؟ گفتم غرفه چی ؟ گفت غرفه آجیل و</h3>
<p>شیرینی و از اینا ،گفت در کونی آمدش بد نیست و برا تفریح و تنوع هم خوبه ، گفتم باشه من</p>
<h4>پایم. جنده برنامه کاری نمایشگاه اینجوری بود که صبح ها تعطیل</h4>
<p>بود و عصر ها از 2 پستون به بعد تا نزدیکای 10 مردم بازدید و خرید می کردن.و کلاً‌10 روزی میشد.</p>
<h5>منم که کوس چند روز بود با الهه نبودم و نزدیکای</h5>
<p>عید هم که میشه کلاسای دانشگاه برگزار نمیشه ،‌اگه استاد هم بیاد دانشجو ها نمیان.خلاصه اینکه زدیم تو کار فروش اجیل.از حاشیه سکس داستان نمایشگاه بیرون بیایم.</p>
<h6>نمایشگاه تموم شد ما هم به قول معروف ایران سکس پول لباس</h6>
<p>عیدمون رو اینجوری در آوردیم. با احتساب این 10 روز بیشتر از 2 هفته بود که با الهه فقط تلفنی ارتباط داشتم و دلم حسابی براش تنگ شده بود و اونم مثه بچه ها دائم می گفت بیا ببینمت. خونه الهه در منطقه هفتنان هست. راهی که ازپایین به چهار راه دلگشا ( باغ دلگشا ) و از اون بر هم به دروازه قران و کوهپایه میخوره، بود و من تو این مدت 10 روز هر روز از اونجا رد می شدم و از راه کمربندی اکبر آباد به گلستان می رفتیم.خلاصه عید شد و دید و بازدید شروع شد و اولین کسی که بهم اس ام اس داد الهه بود. متن: عشقه من ، دیدن تو شروع زندگیم بود، این لحظه شروع سال جدید هست، آرزوم اینه همیشه کنارت باشم ، و در آخر نوشته بود &#8221; عیدی من یادت نره بوسه من یادت نره گل واسه من یادت نره عیدی من یادت نره&#8221; منم نوشتم عزیزم دوست دارم ، عاشقتم ، عیدی کاری می کنم برای همیشه تو ذهنمون بمونه و منتظر سوپرایز من باشچند رواز اول عید رو با دیدن دائی و عمو و &#8230; گذشت تا اینکه دیدم اینجوری مثه پرنده ای می مونم که از داخل قفس داره منظره زیبا ای رو می بینه ، ولی نمی تونه از قفس خارج بشه، نشستم فکر کردم و تصمیم گرفتم برم خونه الهه ببینمش.به الهه زنگ زدم و گفتم کجایی ؟گفت خونه خالم هستم چطور مگه؟ گفتم می خوام بیام خونتون ببینمتگفت شوخی می کنی؟ گفتم نه گفت پس دیونه شدی؟!!! گفتم آره من دیونم ،‌دیونه تو ، خندید گفت دیونه دارم جدی میگم ، من گفتم ،پس فکر کردی من دارم به شوخی میگم؟!! گفت خوب می خوای بیای پیش بابام؟ ، گفتم نه ، ببین هرچی میگم خوب گوش کن ، وقتی باباتینا می خوان برن خونه خالت ، پرید وسط حرفم گفت الان ما خونه خالمیم دیگه ، گفتم باشه وقتی خواستین برین خونه عموت ،‌دائیت نمی دونم خونه اقوامت ،‌ تو به بهانه سر درد نرو همراشون و خونه بمون تا من بیام پیشتگفت : دانیال وایسا من برم تو اتاق مهسا دختر خالم اونجا بهتر می تونم حرف بزنم، گفتم باشه ،‌چند لحظه بعد گفت خوب ،‌گفتم خودت خوب ،خوب نداره که ،‌همین من میام اونجا می بینمت و عیدی تم بهت میدم، کمی ساکت موند و بعد گفت ببینم چی میشه ، گفتم پس خبر از تو ، گفت باشه و بعد خداحافظی کردیم. یکی دو روز گذشت تا اینکه الهه زنگ زد گفت عموم علی دعوتمون کرده برا نهار،‌موقعیت خوبیه چون خونه عموم دور است و رفت و برگشت حداقل چند ساعت طول میکشه ، گفتم خوب؟ گفت خودت خوب ،‌مشکل اینه اگه بگم سرم درد میکنه،‌میگن بیا همونجا زن عمو فشارتو میگیره و بهت میگه مشکلت چیه ( زن عموش پرستار است ). گفتم عجب شانسی داریم ما ، بعد یه فکر به ذهنم رسید.گفتم خوب گوش کن ببین دارم چی بهت میگم:من یه رب نیم ساعت دیگه بهت زنگ می زنم و تو من رو جای یکی از دوستات جا بزن و من دعوتت می کنم برا تولدم و اینجوری می تونی خونه عمو رو بیخیال شی و عیدیتو ازم بگیری، الهه گفت باشه فقط می گم تو مهناز هستی ( مهناز یکی از دوستای صمیمی الهه بود که رفت و آمد خونوادگی باهاشون داشت ) و مادر الهه هم مهناز رو خیلی دوست داشت.خلاصه نیم ساعت بعد زنگ زدمالو سلام الهه خوبی؟ الهه : سلام مهناز جون خوبی؟ مامان خوبه ؟ بابا خوبه؟ من هیچی دیگه احوال کل فامیل رو بپرس الهه : (خنده) الهی قربونت برم مبارک باشه ،‌ ایشا ا.. صدو بیت ساله بشی ( جوری صحبت می کرد که مامان و باباش بفهمن) . مهناز جون خیلی دوست دارم بیام ولی امروز خونه عموم ناهار دعوتیم وگرنه حتماً میومدم . من : دیونه معلومه چی داری میگی؟ زده به سرت؟ نمیام چیه؟ بگو چشم حتماً میام . الهه: باور کن دوست دارم ولی ناهار دعوتیم . من : خاک بر سرت خوبه من نقشه رو بهت گفتما . الهه: وای گفتم چرا اسرار می کنی ،‌بگو پس شیطون واسه کادو تولد میگی؟ صدای مادر الهه: الهه مامان خوب می خوای تو برو پیش مهناز جون ما خودمون میریم بعداً‌ وقت شد یه بار دیگه با هم میریم خونه عموت. من :‌ ای ول الهه می بینی چه مامان خوبی داری؟ دمش گرم الهه : می بینی ؟ مثه همیشه مامانم طرف تو هست و بهم میگه برو پیش مهناز ، تولدشه تنهاش نزار، باشه خوب پس من برم یه کادو بگیرم برات که می دونم بدون کادو راهم نمی دی . من : دستت درد نکنه فقط مردونه باشه و ترجیحاً پیرهن باشه رنگشم یاسی باشه و ایکس لارج هم باشه . الهه : (با خنده )باشه بابا برات یه گرونشون می خرم. من: خوب این حله ، کاری نداری من برم حموم . الهه : باشه عزیزم آره ،‌حتماً‌ منتظرم باش. یه چند دقیقه بعد الهه اس ام اس داد: ای شیطون می خوای بری تو حموم چیکار؟منم اس ام اس دادم: هیچی می خوام از عزاداری فراق یار در بیام، آخه رسیده زمان ملاقات محبوبیه نیم ساعت بعد سوار تاکسی شدم و روبروی خیابون &#8230;. پیداه شدم ، خونه الهه توخل کوچه &#8230;. دقیقاً سر نبش بود. به الهه زنگ زدم و گفتم رسیدم . گفت در رو باز میزارم کسی تو کوچه نبود زود بیا تو.رفتم دیدم کسی نیست و زود پریدم تو و در رو بستم که الهه از پشت سر دستش رو دور کمرم محکم حلقه کرد و سرشو رو کمرم گذاشتو با صدای گرفته ( بغض) گفت نمی دونی چقدر دلم برات تنگ شده بود ، منم نزدیک بود گریه ام بگیره ، گفتم فدای تو ،‌عزیزم می دونی که منم دلم برات شده اندازه سوراخ جوراب پای مورچه ( این رو گفتم از اون حال و هوا بیرون بیاد) یه خنده کرد و برم گردوند و محکم لباشو رو لبام گذاشت و حدوداً 10 بیست ثانیه نگه داشت. و بعد محکم بقلم کرد و گفت دوست دارم دیوونه. منم گفتم دوست دارم ولی اگه بخوای بیشتر از این دم در نگهم داری پشیمون میشم و بر میگردم. خندید و دستمو گرفت و برد تو اتاق خودش، از توضیحات اتاق بگزریم وفقط بگم یه خرس گونده داشت که شبها به جای من اون رو بقل<br />
میکرد می خوابید.گفتم پس باباتینا رفتن ،‌گفت آره یه 10 دقیقه ای میشه ،‌به موقع اومدی. گفتم خوب پاشو پذیرایی کن! گفت ای وای الان شیرینی و &#8230; میارم. داشت بلند میشد که دستش رو گرفتم و کشوندمش تو بغلم و یه لب طولانی گرفتم و گفتم شیرین ترین شیرینی دنیا الان تو بغله منه ، الان می خوام از خودم پذیرایی کنم. اون گفت خوب پس شروع کن .خوابوندمش رو تختش و خودمم روش خوابیدم و شروع کردم بوسیدن صورتش ، ‌از پیشونیش تا نرمی گوشش رو بوسیدم و همینجور داشتم میومدم پایین و به گردنش رسیدم.یکی از نقاط حساس خانوم ها گردن هست. مخصوصاً‌ قسمتی که نزدیک به گوش هست. شروع کردم به بوسیدن وکم کم دستم رو بردم داخل پیرهنش و سینه هاش رو می مالیدم و تکونشون میدادم پیرهنم رو دار آوردمو و داشتم دگمه های پیرهن الهه رو باز می گردم که صدای زنگ در اومد !!!!من : این کی می تونه باشه؟؟!!! الهه نگران نباش احتمالاً آشغالی هست اومده عیدیشو بگیره ،‌الان میام. چند لحظه شد دیدم الهه رنگش سرخ شده و میگه دانیال زود باش بابامینا هستن&#8230;..</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%85%d9%88-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177129</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ایندیا کونش رو برای کیر کلفت باز میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%af%db%8c%d8%a7-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%af%db%8c%d8%a7-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 09 Nov 2019 08:21:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آسمونا]]></category>
		<category><![CDATA[آنلاین]]></category>
		<category><![CDATA[آووردم]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استایل]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[انسانی‌]]></category>
		<category><![CDATA[اوردموای]]></category>
		<category><![CDATA[اومدبعد]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اووردم]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[باهاتون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بدنسازی]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برقرار]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودازش]]></category>
		<category><![CDATA[بوداول]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بوددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[بودممن]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدنم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونحالا]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[‫جاهامونو]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[حالیمون]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادش]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادشون]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواندن]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرتو]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خوبهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتونه]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتیپ]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونهخونه]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشه]]></category>
		<category><![CDATA[دادمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهای]]></category>
		<category><![CDATA[داشتاز]]></category>
		<category><![CDATA[داشتبهش]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتهمه]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانیال]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترشون]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دندانپزشکی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستیم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستیمون]]></category>
		<category><![CDATA[دونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیباشو]]></category>
		<category><![CDATA[سرقرار]]></category>
		<category><![CDATA[سکسمون]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شایانم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینم]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینه‬]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینو]]></category>
		<category><![CDATA[صمیمیم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتره]]></category>
		<category><![CDATA[کردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کردگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کردماون]]></category>
		<category><![CDATA[کردمدر]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کردنمن]]></category>
		<category><![CDATA[کردوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[کردیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کرستشو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکشو]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گنجیدم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامونو]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[مشکیشو]]></category>
		<category><![CDATA[معاینه]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلم]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلمو]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نپرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ندارین]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وجودمو]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دارم داشتم و هنوز ادامه فیلم سکسی داره رو براتون تعریف کنممن دوم دبیرستان بودم و مدتی بوداحساس نیاز عجیبی به یک دختر داشتم که هم دوستم سکسی داشته باشه و هم بتونیم از نظر شاه کس جنسی همدیگه رو ارضا کنیم البته احساس بودن با یه دختر خیلی جذاب تر از کونی رابطه ی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>دارم داشتم و هنوز ادامه فیلم سکسی داره رو براتون تعریف کنممن دوم</h2>
<p>دبیرستان بودم و مدتی بوداحساس نیاز عجیبی به یک دختر داشتم که هم دوستم سکسی داشته باشه و هم بتونیم از</p>
<h3>نظر شاه کس جنسی همدیگه رو ارضا کنیم البته احساس بودن با</h3>
<p>یه دختر خیلی جذاب تر از کونی رابطه ی جنسیه.با دوست صمیمیم دانیال خیلی رفت و آمد داریم و روزی نیست</p>
<h4>که جنده با هم نباشیم،من زیاد خونه شون می رم و</h4>
<p>اون هم همینطور خونه ی ما،دانیال پستون یه خواهر داره که یک سال و نیم ازش کوچیکتره،اسم خواهرش شیرینه،خیلی دختر خوشگلیه</p>
<h5>و من کوس از اول های دوستیم با دانیال و زمانی</h5>
<p>که واسه اولین بار رفتم خونشون خیلی مجذوب قیافه ی زیبا و اخلاق فوق العاده اش شدم،حتی سلام کردنش برام خیلی دوست سکس داستان داشتنی بود،از همون</p>
<h6>اولین دیدار عاشقش شدم و فکر دوستی باهاش ایران سکس تو مغزم</h6>
<p>جا گرفت،داستان ما هم از اونجا شروع میشه.چند ماهی از دوستیمون گذشت و من و دانیال بیشتر با هم رفت و آمد می کردیم،ولی من زیاد شیرینو نمی دیدم و کمتر موقعی جلوم ظاهر می شد،فکر کنم به خاطر این بود که خانوادش زیاد دوست نداشتن.من و دانیال خیلی با هم تو کامپیوتر فوتبال و ماشین بازی می کردیم و این یکی از دلایل رفت و آ مدمون بود،در ضمن هر دو تامون از کامپیوتر و اینترنت چیزای زیادی حالیمون بود و به جرات میتونم بگم تو مدرسه فقط ما دو تا حرف برای گفتن داشتیم.من و دانیال از نظر طرز تفکر خیلی شباهت داشتیم و هر دوتامون داشتن یه دوست دختر رو مهم و مفید می دونستیم البته دانیال اون موقع دوست دختر داشت و من هم دوستشو از نزدیک دیده بودم،من هم دنبال یه دوست خوب می گشتم که شیرینو دیدم ولی دانیال اون وقتا حتی به ذهنشم خطور نمی کرد که من به خواهرش علاقه مند باشم چون خانوادشون برعکس دانیال که پسری مدرن و منطقی بود یه خانواده ی نیمه مذهبی و خشک بودن و دوست پسر داشتن دخترشون رو قبول نمی کردن.من نمی تونستم به دانیال بگم که خواهرتو دوست دارم،بنابراین تصمیم گرفتم تو یکی از این روز ها یه جوری با خواهرش ارتباط برقرار کنم،دفعه ی بعدی که رفتم خونشون بعد از کمی درس خوندن با دانیال رفتیم سراغ کامپیوتر،بعد از بازی فوتبال و این که سه بار پشت سر هم دانیالو بردم رفتیم تو اینترنت بچرخیم،بعد یه ربع دانیال رفت شربت بیاره،من هم گفتم برم به یاهو مسنجرم سر بزنم که دیدم آی دی شیرین تو یوزرنیم نوشته،می خواستم وارد شم ولی دیدم کار درستی نیست،آیدیشو یه جا نوشتم تا بعدا ادش کنم،تو اکانت خودم نرفتم و از یاهو مسنجر رفتم بیرون تا شیرین شک نکنه اون روز گذشت و چند روز بعد من و دانیال بعد مدرسه رفتیم خونه ی ما و قرار بود ناهار بمونه و بعدش یه کم بهم عربی یاد بده،آخه من عربیم خیلی ضعیفه و اون بهتر بلده،بعد درس رفتیم سراغ کامپیوتر،ازم پرسید دختر خوبی پیدا کردی،گفتم هنوز نه،چون نمی خواستم قبل از صحبت با خواهرش بفهمه،ازش درباره ی دوست دخترش پرسیدم،گفت خیلی باهم دوستن و خیلی حال می کنن من دیگه بیشتر ازش نپرسیدم ولی با این جوابش منو بیشتر ترغیب کرد تا با خواهرش حرف بزنم.دو روز بعدش بعد از باشگاه بدنسازی داشتیم می رفتیم خونه،خونه ی دانیالشون نزدیک بدنسازیه، دم درشون رسیدیم و تعارف کرد برم داخل ولی من تشکر کردم و گفتم الان باید برم خونه،چون بوی عرق می دادم و باید دوش می گرفتم،خداحافظی کردیم و من راه افتادم به سمت خونمون چند قدم جلوتر دیدم یه دختر خوش استایل داره از ته خیابون میاد،نزدیک تر که شد فهمیدم شیرینه،قلبم شروع به تالاپ تولوپ کرد،وقتی به هم رسیدیم سلام کردم،اون هم سلام کرد،بعد یکی دو ماه داشتم دوباره صورت زیباشو میدیدم،خیلی استرس داشتم،بعد احوالپرسی میخواست خداحافظی کنه که بهش گفتم ببخشید شیرین خانم،بعد یه کاغذ از تو کیفم در اووردم و شماره موبایلمو واسش نوشتم،بعدش یه لبخند کوتاه زد که واسم یه دنیا می ارزید و خداحافظی کرد و سریع دوید رفت خونشون.اون روز خیلی خوشحال بودم که گام اولو برداشتم.فردای اون روز دیدم موبایلم زنگ خورد،شماره ی خونه ی دانیال بود،گوشیو گرفتم گفتم سلام داداشه عزیزم که یه دفعه دیدم شیرینه و سلام کرد،منم گفتم ببخشید فکر کردم دانیاله،اون هم گفت خواهش می کنم،من گفتم دوست دارم بیشتر باهاتون آشنا بشم،شما چطور،گفت منم همینطور،گفتم میشه شماره موبایلتون رو بدین بهم که گفت موبایل ندارم،منم بهش گفتم پس میتونیم با یاهو مسنجر چت کنیم،گفت آره خیلی خوبه،گفتم اوکی اگه کاری ندارین تو یاهو مسنجر ادامه بدیم،گفت الان نمی تونم دانیال پشت کامپیوتره گفتم باشه بعدا،بعد خداحافظی کردیم اون روز در پوست خودم نمی گنجیدم. بعد دو روز از وقتی که ادش کردم دیدم آنلاین شد سلام و احوالپرسی کردیم و بهش گفتم که از روز اولی که دیدمش عاشقش شدم اون هم گفت که بهم علاقه داره اون روز حدود سه چهار ساعت چت کردیم.بعد چند روز بهش گفتم که میای بریم پارک،اون هم قبول کرد،قرار گذاشتیم فردا ساعت 6 غروب پارک همدیگه رو ببینیم.فردا شد و غروب به خودم رسیدم و عطر و ادکلن زدم و شیک و خوش تیپ سر ساعت 6 سرقرار حاضر شدم،رسیدم پیشش بهم دست داد،دستاش خیلی نرم بود و صورتش خیلی زیبا،بهش گفتم امروز خیلی خوشگل شدی،یه مانتوی کرم داشت با شلوار جین آبی و روسری قرمز،اون هم به من گفت خوشتیپ شدی،من گفتم چشات خوب می بینه،بعد رفتیم دو تا بستنی گرفتیم و دوتایی رو یه نیمکت نشستیم و بستنی می خوردیم و حرف عاشقانه می زدیم،دیگه شب شده بود ساعت 8 بود داشتیم تو پیاده رو راه می رفتیم،کشیدمش تو یه کوچه فرعی و خیلی آروم دستامو گذاشتم دور گردنش و لبامو آروم گذاشتم رو لباش،اولین بوسه ام بود،حس محشری داشت،واقعا تو آسمونا بودیم،بعد 2 دقیقه لب گرفتن بهم گفت خیلی دوستت دارم اولین بارمه،گفتم من عاشقتم شیرینم،منم اولین بارمه،خیلی حس خوبی نسبت به هم داشتیم،اون شب تا سر خیابونشون با هم رفتیم و با هم خدا حافظی کردیم.روز ها پشت سر هم می گذشت و ما هر روز بیشتر عاشق هم می شدیم ولی هنوز کسی از رابطمون خبر نداشت حتی دانیال.تا یه روز که دانیال اومد خونمون و رفتیم تو اینترنت،یاهو مسنجرم هم باز بود که یکدفعه شیرین آنلاین شد و اسمش اون پایین اومد،دانیال چشمش خورد به اسم شیرین و رو اسم شیرین کلیک کرد و همه ی چت های قبلی من و خواهرش اومد،بعد دانیال یه نگاه به من کرد و خندید،یه بوس بهم داد و گفت چه کسی بهتر از دا<br />
داش شایانم ولی ناراحت شدم از این که بهم نگفتین،من گفتم فکر کردیم شاید ناراحت شی،گفت خیلی هم خوشحال شدم ولی بابا و مامان من و شیرین نباید بفهمن،منم گفتم آره.اون روز گذشت و تا یکی دو ماه سکسمون در حد لب و لیسیدن بالاکمر بود ولی حس می کردیم نیاز هر دو تامون بیشتر از اینه.یه روز جمعه که پدرم کوه بود و مادرم نوبت دندانپزشکی داشت به شیرین پی ام دادم که امروز میای خونمون؟،اون هم قبول کرد.من صبح اون روز رفتم حموم و به سر و وضعم رسیدم تا ساعت 3 شد و زنگ در خورد،دیدم شیرینه،گفتم بفرما گلم،اومد بالا،همون مانتوی کرم تنش بود با شلوار مشکی و روسری آبی آسمونی،براش میوه آووردم و بهش گفتم راحت باشه،روسریشو در اوورد موهای بلند و سیاهش مثل آبشار ریخت بیرون،خیلی زیبا بود،بعد از خوردن میوه رفتم کنارش زانو زدم و لبامو به لباش رسوندم،چند دقیقه ای داشتیم بوسه می گرفتیم بعد بلند شدم و بهش گفتم دستتو بذار تو دستم،دستشو گرفتم و بردمش به سمت اتاق خوابم،رفتیم داخل اتاق بهش گفتم تخت خودتونه رفت لبه ی تخت نشست، من هم کنارش نشستم در همون حال که پاهاش روی زمین بود دراز کشید روی تخت،من هم همین کارو کردم،در همون حال از هم لب می گرفتیم،لب های نرم و معصومی داشت،بهش گفتم کاملا روی تخت دراز بکشه،آروم آروم دکمه های مانتوشو باز کردم،زیرش یه تاپ سفید داشت،از رو تاپ سینه های کوچیکشو بوسیدم بعدش تاپشو آهسته کشیدم بالا و درش آووردم،وای چه بدن سفیده داشت،همه جای پوست نرم شکمشو لیسیدم،دور نافش فوق العاده بود،سر و صدا و آخ و اوفش در اومده بود،ازش اجازه گرفتم شلوارشو در بیارم،گفت در بیار عزیزم،آروم دکمه های شلوار مشکیشو باز کردم و درش آووردم،وای چی می دیدم یه شرت سفید و رون های زیبا تر از اون،شلوارشو کشیدم بیرون،حالا یه فرشته ی زیبا با شرت و کرست سفید جلوم بود،دیگه نوبت لباس های من بود،یه شلوار گرمکن سورمه ای و تی شرت قرمز داشتم،ازش پرسیدم لباسامو خودم در بیارم،گفت نه،من در میارم تی شرتمو از تنم در آوورد بعدش شلوارمو ،شرتم هم سورمه ای بود،تا چشمش به کیر نیمه شق من افتاد گفت اوهوه،من کمی خندیدم،بعد این که کاملا شلوارمو در آوورد من به پشت خوابیدم رو تخت و بهش گفتم بخوابه روم،افتاد روم و شروع به بوسیدنم کرد من هم صورت و لب و گردنشو می بوسیدم،بند کرستشو گرفتم و یواش بازش کردم دو تا سینه ی کوچولوی قشنگ می دیدم جاهامونو عوض کردیم و من خوابیدم روش اونقدر سینه هاشو خوردم که صداش بلند شد ،بعدش نشستیم و با دستم مو ها و صورت نازشو نوازش می کردم،گفتم خیلی دوستت دارم اون هم گفت دوست دارم شایان جونم،گفتم شیرین منی،شروع کرد به در آوردن زیر پیراهنم،حالا هر دومون فقط شرت داشتیم،گفت اول من مال تو رو در میارم گفتم حرف حرف شماست،شرتمو کاملا از تنم در آورد موهای کیرمو کاملا تیغ کرده بودم،صاف صاف بود،بادستش کیرم رو گرفت و دست مالی کرد،گفتم دوست ندارم بخوریش،گفت منم دوست ندارم بخورم،حالا دیگه نوبت شرت شیرین بود،اول از رو شرت یه بوس به کسش دادم،بعد شرتشو آروم کشیدم پایین و درش اوردم،وای که چی می دیدم یه کس بی موی سفید با لبای صورتی بوسیدمش و شروع به لیسیدن کردم،آخ و اوخش دوباره بلند شد،کسش خیس شد،زبونمو داخلش میچرخوندم سر و صداش بیشتر می شد،سرمو بلند کردم و با دست کسشو معاینه کردم،پرده اش معلوم بود دوباره لیسیدمش،گفت کیرتو بذار توش،دارم میمیرم،گفتم آخه تو هنوز دختری،گفت من فقط تو رو میخوام،گفتم منم همینطور،ولی باید بهم قول بدی همیشه باهام باشی تا با هم ازدواج کنیم،گفت قول میدم،منم یه بوسه ازش گرفتم و آروم کیرمو گذاشتم جلوی کسش،بهش گفتم اگه دردت زیاد بود بگو بس کنم،آروم گذاشتم تو کسش،گرمای کسش وجودمو فرا گرفت اول یه کم دردش اومد چون پرده اش چند قطره خون اومد ولی کم کم آخ و اوفش در اومد و داشت مثل من حال می کرد تلمبه هامو شدید تر می کردم که آخ و اوفش رفت بالا و گفت داره آبم میاد،کیرمو سریع کشیدم بیرون که دیدم آبش فواره زد رو تن و گردن و صورتم و پاهاشو که می لرزیدن به هم می زد،آبش که تموم شد دوباره کیرمو کردم تو کسش و دو سه دقیقه ای تلمبه زدم تا وقتی داشت آبم میومد،خیلی دوست داشتم بریزم تو ته کس گرمش ولی کیرمو در آووردم و تمام آبمو رو سینه و دور نافش خالی کردم وبعد افتادم روش و در آغوش هم به بغل خوابیدیم.بیدار شدم،ساعت پنج و نیم بود،6 مادرم میومد،شیرینو بوسش دادم و بهش گفتم بهترین دوست دختر جهانی،اونم گفت خیلی حال کردم،دوست دارم،منم گفتم دوستت دارم شیرینم اون گفت کاش همیشه با هم باشیم منم گفتم خدا منو از تو جدا نکنه،بعدش لباشو بوسیدم و لباسامونو پوشیدیم ومن لباس بیرون پوشیدم و دست در دست هم رفتیم تا سر خیابونشون رسوندمش و &#8230; پایانراستی تو رو خدا به شیرین عزیزم و من توهین نکنید در پایان چند نکته:1.این اولین سکس من و شیرین دوست دخترم بود و هنوز هفته ای حداقل یه بار سکس داریم،اگه خدا بخواد قصد هم ازدواج داریم.2.تمامی اسامی مستعار بود.3.به همه پیشنهاد می کنم دنبال یه دوست خوب و سکس سالم باشن و از خواندن داستانهای سکس با محارم بپرهیزند چون انسانی نیست.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%af%db%8c%d8%a7-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2573</post-id>	</item>
		<item>
		<title>زن جنده فاحشگی میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%81%d8%a7%d8%ad%d8%b4%da%af%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%81%d8%a7%d8%ad%d8%b4%da%af%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 25 Jul 2019 03:40:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آماتوری]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[آوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[آِِییی]]></category>
		<category><![CDATA[آیییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[اونایی]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانسل]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوریه]]></category>
		<category><![CDATA[باحالی]]></category>
		<category><![CDATA[بادستم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برجستگی]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزاریم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بودولی]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونها]]></category>
		<category><![CDATA[پشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تحصیلی]]></category>
		<category><![CDATA[تمامتر]]></category>
		<category><![CDATA[تودهنش]]></category>
		<category><![CDATA[جزییات]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چندانی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خانومم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونسردی]]></category>
		<category><![CDATA[داستانا]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانیال]]></category>
		<category><![CDATA[درخشان]]></category>
		<category><![CDATA[دردناک]]></category>
		<category><![CDATA[درنیاد]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستپاچه]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دندوناش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمم]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلی]]></category>
		<category><![CDATA[فشارداد]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمای]]></category>
		<category><![CDATA[کنمشروع]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکشو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرمایی]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[متمایل]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[منظورمو]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوایم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میخونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[میدونین]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌دیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[میمالی]]></category>
		<category><![CDATA[مینداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نخندید]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزنه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[واییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[وداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ومامان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دارم مینویسم من تا به فیلم سکسی حال 3 بار سکس رو تجربه کردم 19 سالمه و در 18 و 19 سالگی سکس داشتم.بار اول رو میخوام سکسی براتون بنویسم اگر کم و کسری بدی شاه کس خوبی هر چی داشت فحشم ندید!!!خانواده ما از 5 نفر تشکیل شده من پسر سومم کونی و دو [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>دارم مینویسم من تا به فیلم سکسی حال 3 بار سکس رو تجربه</h2>
<p>کردم 19 سالمه و در 18 و 19 سالگی سکس داشتم.بار اول رو میخوام سکسی براتون بنویسم اگر کم و کسری</p>
<h3>بدی شاه کس خوبی هر چی داشت فحشم ندید!!!خانواده ما از 5</h3>
<p>نفر تشکیل شده من پسر سومم کونی و دو خواهر بزرگتر از خودم دارم کار ما طوریه که برای آوردن جنس</p>
<h4>به جنده قشم میریم تا خرید کنیم و برای فروش بزاریم</h4>
<p>توی مغازه. ما عمده فروش مانتو پستون اییم و به همین خاطر سالی یک یا دوبار مجبوریم با قطار بریم بندر</p>
<h5>از اونجا کوس هم با لنج بریم قشم. برای اینکه هزینه</h5>
<p>سفر و هتل و &#8230; کم بشه همین طور سفر خوش بگذره ما با یکی از افراد فامیل میریم. سال پیش تابستون سکس داستان بعد از یک</p>
<h6>سال تحصیلی تخمی و نمراتی بس زیبا و ایران سکس درخشان بیکار</h6>
<p>توی خونه میشستیم و نامجو گوش میدادیم تا اینکه به گوشم رسید که میخوایم بریم قشم. از آقام پرسیدم که با کی ؟ گفت با خانوم معظمی و دخترش و مامانت . دادم رفت هوا که ای بابا من دیگه چرا بزار خودشون زنونه برن دیگه بابام هم در کمال خونسردی گفت خفه شو!!!آخه میدونین درسته قشم حال میده ولی اولا تو تابستون پدرت در میاد از گرما دوما من زیاد خوب با خانم ها کنار نمیام چون نه میدونم سر صحبت رو چجوری باز کنم نه با این غیبت کردناشون حال میکنم.خانواده معظمی که بحث ما سر مادر و دخترشه خانواده خونگرمین که علی رغم اینکه من زیاد تو مهمونیای فامیلی شرکت نمیکنم اما میدونم که خیلی به جوش و اهل بگو بخندند که تو این مسافرتم بهم ثابت شد. مادر خانواده اسمش ناهید و دخترش که دو سال از من بزرگتره مینو است.با همه کلکها و به مریضی زدن ها و اینها ما راهی شدیم اگه میدونستم چی در انتظارمه که با کله میرفتم.روز موعد فرا رسید همه خوشحال وخندون بودن من اعصابم کاملا کیری بود و از همون بدو قضیه شروع کردم به اخم و تخم.توی قطار ناهاره که خوردیم (ساعت 11 راه افتادیم) گرفتم خوابیدم بلند که شدم حواسم نبود شروع کنم به اخم و تخم ناهید خانومم شروع کرد به حرف زدن در مورد مدرسه و درس و از این کس شعر ها که هر وقت بزرگترا حرف کم میارن میگن. من و مینو تا اون موقع حیا رو خفن رعایت کرده بودیم و حتی درست حسابی بهم نگاه نکرده بودیم.البته منم همچین قیافه آنچنانی هم ندارم که با یه نگاه مجذوب کنم ولی خوب قیافه معمولی دارم و مثل همه فشن میکنم و &#8230;مینو نه از اون حزب اللهیا بود نه از اون جنده هایی که دیگه خودتون میدونید یه دختر معمولی.سر درس و مدرسه که باز شد خود به خود انگار ما که تا اون موقع ساکت بودیم رو به حرف انداخت در مورد مدرسه درس و &#8230; حرف زدیم تو این مدت هی بگی نگی یه دیدکی هم به قنبل خانوم و برجستگی ها مینداختیم به فکر حرف رفیقم افتادم که میگفت اونایی که کون ندارن پستونها و کوس های باحالی دارن تو این حال هوا بودم که گفت درسته؟؟ منم الکی گفتم آره!!!باز دوباره ساکت شدیم تا ناهید خانوم ومامان از من قیمت نکسوس رو پرسیدن منم برای اینکه دقیق بگم با گوشیم تو گوگل سرچ کردم و گفتم. یهو مینو رو کرد به من گفت شما گوشیتون اینترنتش براست؟ من برای اینکه سر شوخیو یه خرده باز کنم گفتم نه به چپ!!! اونم نخندید کیر شدم!!!اصلا نگرفت یعنی چی!!! گفتم آره چطور گفت آخه من هر چی باهاش ور میرم درست نمیشه شما بلدید گفتم بدید به من. خنگ اکسس پوینتش رو تنظیم نکرده بود درستش کردم و دادم بهش گفت مرس راستی ایرانسل فیلترشیکنم داره؟ گفتم فیلتر شکن برا چی یهو دستپاچه گفت برا فیس بوک میخوام. منم زیر لب گفتم آره ارواح عمت حاجی یه لحظه شک کردم شنید یا نه آخه یه نگاه خرکی کرد بهم. خلاصه بعد از اون دیگه راه افتادیم با هم در مورد فیسبوک حرف زدیم و &#8230; داشتیم با هم حرف میزدیم وسط حرفش یهو جو گرفتتش کلش خورد بالای کوپه ( ما تختای بالا بودیم) سرش رو گرفته بود میگفت درد داره منم تو دلم گفتم اینم درد داره میخوای؟ بهش گفتم چیزیت شد گفت نه من و جو میگیره از این ک &#8230;&#8230;رید سوتی رو داد اومد بگه اوسکل بازی گفت ک&#8230; بقیشو نگفت یهو منم خوب چشام باز شد از هم خندش گرفت گفت خب حواسم نبود ببخشید. دو تایی خندیدیم منم اون رگه بچه پررو ایم زد بالا گفتم راحت باش!!! گفت حالا ما یه سوتی نگفتم.یه دادیما.گفتم چقدر میدی به کسی نگم گفتی ک&#8230;( بقیشو نگفتم).یه نگاه بهم کرد منم اصلا حواسم به کس شعری که داشتم میگفتم نبود یهو روم و برگردوندم اونم همینجوری داشت نیگام میکرد یه جورایی خجالت کشیدم ولی بازم وقتی داشتم میرفتم پایین گفتم من با همه چیز راضی میشما (منظورم حتی با یه صد تومنی بود)ولی مثل اینکه اون یه جور دیگه منظورمو فهمید.رفتم پایین گفتم مامان من میرم دستشویی سر واگنیه چون این تهی خرابه آخرشم یه نگاه به بالا انداختم اومدم نمک بریزم گفتم هر چی ( یعنی هر چی بدی راضی میشم ) رفته بودم توالت با فراغ بال بعد از 5ساعت نشاشیده بودن داشتم میشاشیدم که در زدن. گفتم کسیه. باز دوباره در زدن گفتم بابا کسیه یهو دیدم مثل اینکه یه صدایی میاد رفتم دم در یکی میگفت منم باز کن مینو ام (مینو خیال کرده بود میگم میرم دستشویی تو بیا اونجا یه چیزی بهم بده!!!!) .درو باز کردم دیدم وایساده تو دلم گفتم جان ولی تومغزم هنگ کرده بودم یهو اومد تو در و بست منو نیگاه کرد. منم عین این اوسکلها داشتم نیگاش میکردم. یهو به خودم اومدم گفتم دستشویی داری؟ دیگه هیچی نگفت فقط اومد لبش رو گذاشت رولبهام من بازم جا خورده بودم انصافا درکم کنید منی که تا حالا سکس نکرده بودم و با فیلم سکسیو جق خودم رو ارضا میکردم حالا تو یه همچین وضعیتی بودم بچه های گلی که تا حالا سکس نداشتن بدونن که سکس واقعی با اون چیزی که تو فیلما میبینید از زمین تا آسمون فرق داره.مثل فیلما سعی کردم منم یه حرکتی کنم و لب بگیرم وتا حدودیم موفق بودم.کم کم راه افتادم شروع کردم به بوسیدنش تو ذهنم داشتم فیلم سوپرایی که دیده بودم رو بررسی میکردم لبای غنچه ای و خوشگلی داشت که با یه ماتیک کم رنگ قرمز رنگ شده بود. کم کم رفتم پایین رو گردنش و میبوسیدم و لبم و میکشیدم بهش جای ماتیک روی گردنش میدیدم. حسابی داغ شده بود گرمایی که از بدنش بیرون میومد رو قشنگ حس میکردم. چون خودمم یه همچین حسی داشتم داغی شدید داخل وبیرون بدن به همراه طپش فوق العاده سریع قلبم شروع کردم پایین اومدن و آروم شروع کردم به باز کردن دکمه های مانتواش . اصلا باورم نمیشد .دستمو روی کونش میکشیدم وسفت فشار میدادم باز دوباره شروع کردم به باز کردن دکمه ها وقتی دکمه آخر رو باز کردم خودش با شدت و و شهوت دو طرف مانتو رو گرفت و کنار زد دو باره اومدم بالا شروع کردم به بوسیدن گردن و بعدشم دوباره لباش خودمونیم خیلی با لبای کوچولوش حال کرده بودم همون طور که یه دستم به گردنش و اون یکی دستم روی کونش بازی میکرد اونم یه دستش رو از دور گردنم برداشت و کیر سیخ وکلفت منو از رو شلوار گرفت . انگار توی دلم ریخت طپش قلبم بیشتر شد و نا خودآگاه نفسم هم با گرفتگی خاصی همراه شد.از روی شلوار کیرم رو بالا و پایین میکرد یهو هلم داد که چسبیدم به دیوار دستشویی وحشیانه اومد سمتم صورتش یک نوع شهوت و حس وحشی گری داشت. معلوم بود شدیدا داغ شده بود و کیرم خیلی روش اثر داشته.یه خورده ازم لب گرفت بعد اومد یه خورده گردنمو خورد وای خدا چه حسی داشت. دکمه های پیرنمو دونه دونه باز میکرد و میرفت پایین آره بالاخره رسید به دکمه شلوارم خیلی سریع و با وحشی گری دکمه رو باز کرد و زیپ رو کشید پایین.از رو شورتم کیرمو گاز میگرفت. شورتمو کشید پایین کیرمو که دید سرشو بالا کرد و با شیطنت خاصی گفت چقدر کلفت وبا دستش یه خورده مالید. من عقده ای جقی هم گفتم عزیزم نمال بکن تو دهنت میمالی یهو آبم میاد هنوز کلی باهات کار دارم.کیرم رو از ته گرفت اول سرش رو لای دندوناش گذاشت یه خورده فشارداد. بعد یه خو رده یه خورده زیر کیرمو لیس زد اومد پاینن تا به تهش رسید.منم دستمو گذاشته بودم رو سرشو فقط چشم به دهنش بود. یکهو رفت سر کیرمو تا نصفه کرد تو دهنشو همین جوری تودهنش لیس میزد.واااایییی یه خورده با دهنش بالا پایین کرد که احساس کردم یه حسی تو گلومه انگار یه چیزی داشت خفم میکرد با دست سرشو هل دادم جلو تا کیرم بیشتر بره تو دهنش .تا ته کیرم تو دهنش بودو اونم داشت لیس میزد بعد با یک حرکت آروم آروم سرشو اورد عقب و همینجوری که دندونشو میکشید به رگ زیر کیرم میومد عقب تا به سرش رسید که آروم لبشو گذاشت کناره های سر کیرمو لبگیران کیرمو از دهنش در آورد. گفتم عزیزم حالا نوبت منه گفت نه دانیال دیگه نمیتونم صبر کنم بزار توم گفتم عزیزم ما این جا هیچی نداریم اومدیمو یهو آبم ریخت توت چه غلطی کنیم؟ گفت نمیدونم تو رو خدا فقط یه کاری بکن!!! چشمم افتاد به کون کوچیکش یه دست کشیدم لای کونش گفتم میخوای اینو برات یه خورده گنده تر کنم؟شروع کرد مانتو و لباس زیرشو در آورد حالا من موندم و اون کرست که بکنم و برسم به اون سینه ها وااااایییییییییییییییییییی.بند کرست رو با دستم باز کردم و باز هاج و واج موندم چه سینه های خوشگلی سرش متمایل به صورتی میزد و حسابی هم تیز شده بود برای اینکه بیشتر حشریش کنم سر سینه هاشو فشار دادم یهو صورتش یه شکلی شد انگار که یه کیر کلفت رفته باشه تو کونش حشر داشت میکشتش گفت دانیال فقط بکن تو جان من !!!شروع کردم به خوردن سینه هاش نرم بود نرم همین فقط نرم یه خورده سرش لیس زدم که دیدم داره هل میده سرمو رو به پایین منم با اینکه خیلی رفته بودم تونخ سینش ولی میخواستم به اونم حال بدم رفتم پایین شلوارشو خیلی سریع کندم. یه شرت از اینا که پشتش هفتیه پوشیده بود. شورتو گرفتم کندم. یهو به خودم گفتم بابا ممد باید حرفتو طلا بگیرن گفته بود اینا که کونای کوچیک دارن کسشون خوشگله ها. کسش رو به صورتی میزد عین و همرنگ سر پستوناش یه خورده پشم دور بر کسش بود که نشون میداد این اواخر پشماشو زده ولی واقعا کس قشنگی بود که تو عکسا فیلمام من کمتر دیدم یه خورده زبون زدم بهش دیدم نه داره هلاک میشه لبشو گاز گرفته بود دستاشو دو طرف سر من فشار میداد زیر لب آی آی میگفت چشاش تنگ شده بود مثل اینکه میخواد گریه کنه من دیدم اگه زیادی بخورم یهو ارضا نشه ما سوراخ از دست بدیم ولی وقتی دیدم تو اون حالته دلم سوخت یاد وقتی افتادم که داشت برام میخورد که چه حسی داشتم.تصمیم گرفتم همه جای کسشو بلیسم یه دقیقه بعد برم سراغ اون کونش.آروم آروم زبون میزدمو زبونمو تو و بیرون میکردم و به خودم میگفتم آخه احمق چرا این صحنه ها رو تو فیلمای سکسی میزدی بره؟آخه من از این صحنه ها اصلا خوشم نمیومد ( از کسلیسی ) تو این حال و هوا بودم که یهو احساس کردم قلبم یه لحظه گرفت و افتاده نشستم رو زمین مینو رو نگاه کردم دیدم اونم داره منو با ترس نگا میکنه!!! کیرم تو این شانس آخه کی ساعت 11:15 شب شاشش گرفته بیاد بشاشه اونم واگن آخر که خر پر نمیزنه بهش گفتم هیچی نیست عزیزم بغلش کردم. گفت میترسم آروم زیرلب گفتم هیس آروم باش ببینه نمیایم بیرون بیخیال میشه میره گفتم بیا آروم باش صدایی ازت درنیاد بیا برات بخورم کستو گفت باشه یه 10 یا 20 ثانیه دیگه به طرز کاملا آماتوری براش خوردم که دیدم نه من تو اون حال دیگه شجاعتشو دارم نه اون. گفتم یه دقیقه وایسا برم ببینم شاید یارو فکر کرده خرابه رفته تو پشت در وایسا آروم گفت باشه ترس و تو صداش راحت تشخیص دادم.شلوارو شورتو کشیدم بالا الکی آبم باز کردم که مثلا آب ریختم درو باز کردم دیدم یه پسر 23 یا 24 ساله پشته دره اومد بره تو یهو یه فکری به ذهنم خورد گفتم آخ آخ دلم ببخشید دوباره رفتم تو. خوب چیکار میتونستم بکنم که یهو شنیدم از پشت در گفت ای بابا بیخیال بعدم صدای پا.آخیششش. گذاشتم یه خورده گذشت درو باز کردم دیدم رفته .درو بستم برگشتم دیدم مینو تکیه داده به دیوار توالت داره کسشو با دست میماله و لباشو گاز میگیره گفتم دیگه نمیتونم شلوارمو در آوردم شورتمم در آوردم مینو رو گرفتم گفتم عزیزم برگرد و بغلش کردم آوردمش دم دستشویی توالت . (دستشویی های قطارو که دیدین جلو دره و یه پله کوچولو میخوره میره بالا؟) دستاشو گذاشت روی میر دستشویی کلشو آورد پایین کمکش کردم کمرشو دادم تو تا یه خورده قمبل شه کونش.پاهاشو از هم وا کردم به قدری که از عرض شونه هاش بیشتر باز بود. روی یه پا نشستم و اون کون کوچیکشو بو کردم یه خورده پوست فوق العاده نرمشو لیس زدم ولی حال چندانی نداد بهم ولی معلوم بود حشر مینو رو برده بود بالا.یه کون قمبل شده جلوم بود . واییییی من خواب نیستم پسر تو همیشه منتظر این لحظه بودی ولی یه احساس ترسی داشتم نمیدونم چی بود . مینو گفت دانیاااال.یهو به خودم اومدم یه خورده مایع دستشویی که کم هم داشت برداشتمو مالیدم لای کونش وای چقدر داغ بود . خیلی داغتر از اونی که همیشه فکر میکردم.لای کونشو با دست باز کرد تا من راحت بتونم به سوراخش مایع بزنم سوراخ تنگی داشت خیلی تنگ. دور وبرشو قشنگ مایع مالیدم بعدم یه خورده دیگه مایع زدم که دیگه مایع هم تموم شد.چون کونشو گرفته بود با دست حالت قمبلیش بهم ریخته بود با دست دوباره برگردوندم به حالت اول آروم بادستم کیرمو گرفتم با اون یکی دستم لای کونشو بازکردمو آروم گذاشتم دم سوراخش وای وای وای چه حالی بود آب دهنمو نمیتونستم قورت بدم آروم سرشو خواستم بکنم تو که انقدر مایع زده بودم که یهو سرش یه خورده بیشتر رفت تو کونش یهو سرشو گرفت بالا همدیگرو تو آیینه میدیدیم انتظار داشتم مثل همه فیلما و اکثر داستانا یه آی کوچیک بکشه یا دادش بره هوا یا&#8230; ولی فقط لبشو گاز گرفته زیر لب یه آی کوچیک گفت انگار داشت گریه میکرد دیدم اینطوریه آروم آروم فشار دادم تو به وسطا رسیده بود که یهو گفت آی آی دانیال دانیال بیشتر نکن خیلی درد داره تورو خدا دانیال آِِییی . من حواسم نبود یهو یه خرده دیگه کردم گفت دانیال نکن تو رو خدا بعد احساس کردم واقعا داره گریه میکنه به خاطر همین تا همون جایی که تو کرده بودم در آوردم کردم تو در آوردم کردم تو من لبامو گاز گرفته بودم اونو تا آیینه میدیدم که داشت زجر میکشید تمام بدنم داغ بود عرق از سرو صورتم پایین میومد دستمو تو همون حالت بردم دم کسش ودور کسشو تند تند مالیدم از همه جهت بالا پایین . با اون یکی دستمم کمرشو گرفته بودممو عقب جلو میکردم احساس کردم داره آبم میاد آه آه های زیر لبی مینو تند تر و دردناک تر شده بود آه آه آیییییییی آه لباش و گاز میگرفت و آه آه آِی یهو احساس کردم دستم خیس شد کمرشم شل شده از حالت قنبلی در اومد. منم از آه های آخر اون یه حس آشنا بهم دست داد آبم داشت میومد فشار تو کیرم حس میکردم گفتم آآآآآآآآآ یهو با فشار آبم اومد چشامو بسته بودم حالی داشتم که خودتون بهتر میدونید حسیه که به این راحتیا نمیشه توصیف کرد احساس خالی شدن کمر احساس اینکه اون نفس تنگی میره و نفس های عمیق و خس دار میکشی کیرت یک خورده از حالت شقی خارج میشه و&#8230; کشیدم بیرون و با تمام وجود گفتم وای عجب چیزی بود مینو رو رسما نمیشد بلند کرد تکیه داده بود به میز دستشویی وسرشو گذاشته بود رو ی بازوی راستشو چشماشو بسته بود و یه دستشم بی تحرک دم کسش بودبا کلی بدبختی وشلی هر چه تمامتر بادستمال کاغذی و آب سر وته کثافت کاری و هم آوردیم قرار شد من اول برم و بگم که رفته بودم بعد دستشویی دم بوفه تا یه چیزی بخورم وداشتم بیرون رو نگاه میکردم مینو هم بگه دل درد داشته و داشته قدم میزده تا حالش بهتر شه من رفتم و مینو هم 15 دقیقه بعد من اومد وقتی اومد تو ودلیلشو گفت روی صندلی نشست بیحال بود و یه لبخند ملیح روی لبش داشت!!!ما دیگه از هم خجالت نمیکشیدیم!!!!!!بعد از قضیه دیگه سکس نداشتیم و تا خود امروز فقط با هم میریم بیرون. بعد از این که کردمش یه خورده کونش گنده تر ورو فرمتر شده ولی هنوز به نظر من کوچیکه ما روابط عاشقانه رو فعلا به سکس ترجیح میدیم . الانم با رضایت خودش این مطلب رو نوشتم . مینو عزیزم امیدوارم وقتی اینو میخونی ناراحت نباشی چون سعی کردم تمام جزییات بگم!!!! اسم ها و فامیل های بقیه بر طبق مصلحت تغییر یافته بود.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%81%d8%a7%d8%ad%d8%b4%da%af%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175489</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس جنده میلف  و کس دادنش به پسر کلفت</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d8%b4-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d8%b4-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 03 Jul 2019 07:24:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودمگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[بیداری]]></category>
		<category><![CDATA[بیکاری]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چراگفت]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظ]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانیال]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمه]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکش]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[عزیزمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[عکسهای]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کوچکتر]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرت]]></category>
		<category><![CDATA[منظورت]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین]]></category>
		<category><![CDATA[نازنینه]]></category>
		<category><![CDATA[ناشناس]]></category>
		<category><![CDATA[ندارهوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونید]]></category>
		<category><![CDATA[وباهاش]]></category>
		<category><![CDATA[وسالمه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[همینطور.دایی سومیم که 23سالشه بامن فیلم سکسی خیلی راحته و خونه مادر بزرگم زندگی میکنه ومن بیشتر شبها پیش داییم میرم وباهاش PS3بازی میکنم.یه روز که تمام سکسی فامیل خونه مادر بزرگم بودن ماهم به شاه کس اونجارفتیم ومن دختر خالم نازنین رو دیدم خیلی خوشکل شده بود اون شب من حالم کونی گرفته بود [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>همینطور.دایی سومیم که 23سالشه بامن فیلم سکسی خیلی راحته و خونه مادر بزرگم</h2>
<p>زندگی میکنه ومن بیشتر شبها پیش داییم میرم وباهاش PS3بازی میکنم.یه روز که تمام سکسی فامیل خونه مادر بزرگم بودن ماهم</p>
<h3>به شاه کس اونجارفتیم ومن دختر خالم نازنین رو دیدم خیلی خوشکل</h3>
<p>شده بود اون شب من حالم کونی گرفته بود اخه با دوست دخترم دعوام شده بود. رفته بودم تو حیاط نشسته</p>
<h4>بودم جنده که دیدم یکی دست گذاشت رو شونم.نازنین بود گفت_چته</h4>
<p>کشتی هات غرق شده گفتم نه پستون کاپیتان فوت کرد بعد خندید گفت دانیال شماره تلفنت رو میدی گفتم چرا؟گفت میخوام</p>
<h5>تو درسهام کوس کمکم کنی.نکه من رشته ریاضی میخوندم وسال اخر</h5>
<p>بودم واون یه سال از من کوچکتر بود و اونم رشته اش ریاضی بود. بهش گفتم نه نمیشه و بلند شدم رفتم سکس داستان داخل. چند دقیقه</p>
<h6>بعد از من امد ونشست.اون شب تمام شد ایران سکس و داییم</h6>
<p>گفت شب بمون وگفتم حوصله ندارم بزار فردا میام. رفتم خونه. ساعت 1شب بود نشسته بودم پای کامپیوتر داشتم عکسهای زمان بچگیم رو نگاه میکردم که یه عکس دیدم که من و نازنین داخلش بودم.بعد یادم امد که چه گندی زدم.فردا ظهر ساعت نزدیکای 3ظهر بود که گوشیم زنگ خورد شمارش ناشناس بود برای همین جواب ندادم بعد داییم زنگ زد گفت برم خونشون.وقتی رسیدم داییم گفت دیشب شمارت رو دادم به نازنین فهمیدم شماره ناشناس نازنینه. زنگ زدم بهش گفت چه اجب جواب دادی دیگه داشتم فکر میکردم شماره اشباست گفتم کاری داشتی؟گفت نه اگه فردا صبح بیکاری بیا خونمون تو درس هندسه کمکم کن گفتم باشه شاید بیام گفت شایدنداره فردا منتظرت هستم وخداحافظی کرد.فردا رفتم خونشون زنگ زدم دیدم خواهرش در رو باز کرد رفتم داخل به خالم سلام کردم ودیدم نازنین داره ماهواره نگاه میکنه گفت امدی گفتم نه تو راهم.لبخند زدبعد گفت بیا بریم تو اتاقم. بعد از نیم ساعت گوشیش زنگ خورد و بهم گفت دوستمه میگه بیا بریم سینما من گفتم خداحافظ من برم گفت کجا؟گفتم خونه.گفت مگه باهام نمیای؟ خندیدم گفتم زشته دوستت خجالت میکشه گفت نه با دوست پسرش میاد من که تعجب کرده بودم گفتم باشه.بعداماده شدورفتم سینما.وقتی رسیدیم سینمادوست نازنین رو که دیدم کونم سوخت اخه دوست دختر قبلیم بود وقتی رفتیم تو سینما فیلم شروع شد ومن که کلا از فیلم ایرانی بدم میامد زیاد به فیلم توجه نکردم.تو فکر بودم که دیدم نازنین در گوشم گفت دانیال خیلی دوست دارم ودستم رو گرفت. از تعجب داشتم سکته میکردم که ایا این همون نازنینه که به هیچ پسری رو قبول نداره.وقتی فیلم تمام شد.بردمش تا در خونشون وبعد رفتم خونه مادر بزرگم که شب اونجا بخوابم.شب ساعت حدود 2‎:30‎بود که یه اس فرستادم براش که بیداری یانه؟اون جواب داد نه خوابم.خندیدم جواب دادم اگه خوابی پس خداحافظ.گفت شوخی کردم کارداشتی؟گفتم منظورت از دوست دارم چی بودتو سینما؟جواب داد شاید باورت نشه تا همین الان به فکرت بودم.گفتم من همینطور.گفت فردا صبح میای خونمون؟گفتم باشه عزیزم.گفت پس شب بخیر گلم.فردا صبح رفتم خونشون در زدم بعد چند بار زنگ زدن در باز کرد ورفتم داخل راستش رو بگم تا اون موقع حتی فکر سکس با هیچ دختری رو نکرده بودم بعد رفتم رو مبل نشستم اومد با یه شلوارک ویه تاپ که روشPUMAنوشته شده بود.میوه و شربت اورد وامد پیشم نشست کنترل مهواره رو برداشت و گذاشت روی فیلم داشتیم فیلم نگاه میکردیم که یه دفعه مرده زنه رو میبره تو اتاق تا باهاش سکس بکنه رو به نازنین کردم دیدم داره با خودش ور میره من که شهوتی شده بودم رفتم نزدیکش و ازش لب گرفتم اون هم شروع کرد به لب گرفتن بعد تاپش رو در اوردم وشروع کردم به خوردن سینه هاش چه حالی میداد بعد امدم پایین تر رسیدم به شلوارکش که چسبیده بود به پاش با کمک خودش از پاش درش اوردم و بعد کسش رو دیدم نمیدونید چقدر سفید بود شروع کردم به خوردنش بعد چند دقیقه لرزش شدیدی کردو ارضا شد بعد بلند شدم ولباس هام رو در اوردم کیرم که مثل یک چوب شده بود رو به روی نازنین بود نازنین گفت خوشش نمیاد ساک بزنم و من گفتم باشه وبهش گفتم چهار دست وپا بشینه وکیرم رو گذاشتم در کونش و کمی توف زدم وکیرم رو تا ته کردم تو کونش جیغی کشید که گوشم تا 5دیقیقه سوت میکشید وبعد زد زیر گریه و من که حشری بودم فقط تلمبه میزدم بعد چند دیقیقه ابم امد وریختمش تو کون نازنین بلند شدیم وباهم رفتم حمام بعد حمام از نازنین پرسیدم خاله کجاست گفت رفته شهرستان و تا دو روز دیگه هم نمیان چونکه یکی از فامیل های باباش فوت کرده من شب اونجا پیش نازنین خوابیدم وبعد صبح رفتم خونه بعد از اون سکس بازهم باهم سکس داشتیم امیدوارم خوشتون امده باشه.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d8%b4-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175011</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس زیبا با سامانتای  حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%a7%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%a7%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 21 Jun 2019 07:46:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[احساسات]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اورگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اونطرف]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقت]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[باغشون]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پریشون]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تابلوئه]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترشحاتش]]></category>
		<category><![CDATA[تصمیمی]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[تماشای]]></category>
		<category><![CDATA[توپولش]]></category>
		<category><![CDATA[توپولی]]></category>
		<category><![CDATA[توکونش]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتش]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابگاهشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خیییلی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانیال]]></category>
		<category><![CDATA[دخترامون]]></category>
		<category><![CDATA[دخترایی]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمم]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخه]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاش]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[فکرکردم]]></category>
		<category><![CDATA[فهموندم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گیرمون]]></category>
		<category><![CDATA[لیسانس]]></category>
		<category><![CDATA[ماشالله]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مشغوله]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلات]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میآورد]]></category>
		<category><![CDATA[میآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌بوسه]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدی]]></category>
		<category><![CDATA[میذاری]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردو]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[نامردیه]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[هاشونو]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[اون یه جنده پولی گیرمون فیلم سکسی اومده بود یکی دوباری زدم اما من زیاد اینجوری حال نمیکردم.خلاصه من چند وقت پیش با یکی از دوستام داشتم سکسی راجع به دوست دخترامون حرف میزدیم ( شاه کس من دوست دختر داشتم اما همشون از اون دخترایی بودن که به آدم رو نمیدن کونی و من [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>اون یه جنده پولی گیرمون فیلم سکسی اومده بود یکی دوباری زدم اما</h2>
<p>من زیاد اینجوری حال نمیکردم.خلاصه من چند وقت پیش با یکی از دوستام داشتم سکسی راجع به دوست دخترامون حرف میزدیم</p>
<h3>( شاه کس من دوست دختر داشتم اما همشون از اون دخترایی</h3>
<p>بودن که به آدم رو نمیدن کونی و من تخم نمیکردم بهشون پیشنهاد سکس بدم) بعد دوستم گفت یکی از دوستاش</p>
<h4>که جنده دیگه میخان تموم کنن اوپنه و اسمشم عاطفه هستش</h4>
<p>منم گفتم حالا که می خوای پستون تموم کنی تلفنشو بده تا مخشو بزنم اونم قبول کرد. منم گرفتم ولی گذاشتم</p>
<h5>1 ماه کوس از تموم شدنش با دوستم بگذره یه شب</h5>
<p>با کلی خالی بندیو تبحر مخشو زدم و از همون اول با مسائل و شوخی های سکسی وارد شدم. ماشالله خیییلی شهوتی سکس داستان بود با هم</p>
<h6>دوست شدیمو کم کم تموم مسائل سکسو با ایران سکس هم میحرفیدیم</h6>
<p>طوری شده بود که وقتی شهوتی میشد به من زنگ میزد میگفت دانیال از پشت تل ارضام کن منم یه خورده کس شعر میگفتم اونم پشت تل با کسش ور میرفت و آبشو می آوردم بعد تصمیم گرفتیم همدیگه رو ببینیم یه روز تو پارک قرار گذاشتیم و اونو دیدم بدن خوش فرم با سینه های درشت و کون قلمبه و گرد انحنای کون و رونش ازرو شلوار معلوم بود. وقتی که به هم رسیدیم و رو چمن نشستیم کسشو که دید میزدم میدیدم که خیلی از تو شلوارش تابلوئه میخواستم بپرم روشو کسشو جر بدم یاد اون حرفای پشت تل افتادم اونم به خاطر اون حرفا اصلا خفه خون گرفته بود از خجالت. منم که خیلی پر رو هی باش ور میرفتم اما نمیشد اونجا کاریش کرد. بعد 3 ساعت گردش من رفتم خونه اونم رفت خوابگاهشون ( آخه اونجا دانشجو بود) بعد که رفتم خونه هی اس ام اسو هی زنگ و قربون صدقه بدن هم میرفتیم اون کس کش هم نگو از اول تا آخر این کیر مارو داشته دید میزده و میگفت عجب کیر بزرگی داری ها ، آخه از رو شلوار خیلی تابلو بود هی یواشکی جا بجاش میکردم( اینم یکی از مشکلات ما پسراست دیگه )اما اگه همونجا میفهمیدم داره کیرمو تجسس میکنه از خجالتش یه جوری در میو مدم اما حیف. خلاصه منم که جا مکان نداشتم به زور خایه مالی رفتم باغ یکی از دوستامونو جور کردم و بعد به عاطفه گفتم اونم با یکم ناز کردن قبول کرد و رفتیم باز همدیگه رو دیدیم و دوستمم مارو تا باغشون رسوند بعد رفتیم اون وسط مسط های باغ و یه جا خوب و امن پیدا کردیمو نشستیم منم شالشو در آوردم گفتم جولوی من راحت باش. اونم کاری نداشت بعد فقط تو چشای همدیگه نگاه کردیم و اون همش قربون صدقه رنگ چشام می رفت و و هی با دستش با مژه هاو ابرو هام ور میرفت منم هی با موهاش ور میرفتم کلی فضا عاشقانه شده بود منم کیرم هی میگفت بسه دیگه یکمم به ما فکر کن. منم دیدم کیرم داره دکمه های شلوارمو می خوره و میاد بیرون گفتم کم کم دست به کار شم بعد عاطفه روخوابوندمش و هی از هم لب میگرفتیم ، دهن سرویس تو لب گرفتن همتا نداشت من که مونده بودم انگار فوق لیسانس لب گرفتن داشت طوری زبونمو میخورد طوری لبای منو میخورد که گفتم الاناست که دیگه لبام کنده بشه ، بعد از 20 دقیقه ای که همچنان داشتیم لب می گرفتیم با دستم دکمه های مانتوشو باز می کردمو با سینه هاش ور میرفتم بعد لباشو ول کردم و وقتی تو چشاش نگاه کردم یه التماس شهوت زایی تو چشاش بود که انگار میگفت تاپ ماپمو جر بده زودتر و منو بکن منم از چشاش همه چیو خوندم ، یه تاپ قرمز داشت تاپشو زدم بالا یه سوتین سفید داشت که روی سینه ی سمت چپش عکس یه هاپو ی خوگشل موگشل بود بعد سوتینو زدم بالا و هی سینه هاشو میخوردم اون هم هی میگفت بخور عزیزم قورتش بده گازش بزن منم مثل نوکرا به فرمان هاش عمل میکردم. سینه های سفیدو توپولش حالادیگه قرمزو سفت شده بود بعد همینجور که سینه هاشو میخوردم با کسشم از رو شلوار ور میرفتم دیگه دانیال کوچولو ( کیرم) داشت فحش بارم میکرد منم از روش بلند شدم گفتم عاطفه ؟ گفت جون دلم ؟ گفتم دانیال کوچولو دستتو میبوسه ها بگیر بخورش و گفت من بلد نیستم منم تو دلم گفتم تو غلط میکنی دختره ی اوپن ( یعنی همون زنکه ی اوپن) 100 تا کیر بلعیده بعد میگه بلد نیستم بعد به شوخی و آروم زد رو کیر راست شدم و رو به کیرم گفت تو چرا پا شدی ؟ ها ؟ که چی ؟ من که با تو کاری ندارم ، منم پیاز داغشو زیاد کردمو الکی مثل مار پیچیدم به خودمو گفتم عاطفه تخمام از گلوم در اومد وای چه محکم زدی بعد اومد دکمه هامو وا کرد بعد گفت بوسش کنم خوب میشه؟ منم گفتم تو بوس کن ببینم خوب میشه یا نه بعد شرتمو زد کنار یههو کیرم عین قحطی زده ها پرید بیرون ، وجدانن با او ن فشاری که به کیرم میومد آرتروز کیر گرفته بودم بعد گرفت تو دستاش و تا سرمای دستاش به کیر داغو راستو سفیدم خورد دلم غش رفت بعد اومد سرشو بوس کرد و یه نگاه بهم کرد و یه چشمک ناناز بهم زد و گفت چقدر خوش بوئه (نخندینا !!!! آخه به کیرم اودکلون زده بودم تا خوشبو شه) و منم یه اشاره به کیرم زدم و با لبخند بهش فهموندم که ادامه بده بعد من همونطور که دراز کشیده بودم سرمو چرخوندم اونطرف آخه میخواستم کیرمو عاطفه رو با هم تنها بذارم که راحت و بدون خجالت کیرمو بخوره بعد یه لحظه احساس کردم کله کیرم دماش رفت رو هزار فهمیدم تو دهنشه اصلا بر نگشتم تا خجالت نکشه خیلی قشنگ ساک میزد و خیلی هم سعی میکرد طوری نشون بده که مثلا اولین بارشه کیر میخوره اما شهوت بهش اجازه فیلم بازی کردنو نمیداد هی کیرمو میمالید به صورتش، هی کیرمو تو دهنش میچرخوند هی در میآورد و تند تند واسم جلق میزد منم دیدم داره روش باز میشه صورتمو برگندوندمو نگاش کردم دیدم موهاش پریشون شده و چشاش بستستو اون دستشم با سینهو شکمو کسش مشغوله منم صدام در نیومد هی داشت کیرمو خایه هامو لیس میزد ( اینو بگم که میدونستم آبم حالا حالا ها نمیاد آخا یه قرص که الان اسمشو نمیدونم و دوستم بهم داده بود خورده بودم ) بعد با تماشای این صحنه به وجد اومدم. خیلی باحال بود انگار تو تلویزیون سه بعدی داری فیلم سوپر سه بعدی میدیدی حال میکردم خفن ، منم که تاحالا کسی واسم اینجوری ساک نزده بود واقعا الان نمیشه اون حالو به صورت متنی تشریح کرد.خلاصه بعد دیدم سرعتش کم کم داره کم میشه بعد موهاشو ریخت رو کیرمو افتاد رو کیرم یه لحظه فکرکردم خفه شده و کیرم تو حلقش گیر کرده سرشو آوردم بالا نگاش که کردم دیدم چشاش به زووور وامیشه و یه نگاه خمار آلود بهم انداخت فهمیدم که ببببععله خانوم آبش اومده بود بعد آروم خوابوندمش رو زمین و باهاش لب گرف<br />
تم انگار دوباره بهش دستگاه شک زده باشم جون گرفتو لبامو خورد یه صحنه یادم اومد چه گهی خوردم آخه داشتم لبهایی رو میخوردم که چند لحظه پیش کیرم توش بود یه لحظه خواستم بالا بیارم بعد بیخیال لباش شدم و اومدم رو سینه هاش و اونارو گاز زدمو اومدم رو نافش بعد نافشو میلیسیدمو دکمه های شلوارشو باز کردم دیدم یه شرت سفید که ست سوتینش بود پاشه شلوارو تا زانوش کشیدم پایین بعد سرمو گرفت فشار داد رو کسش ، شرتش هنوز پاش بود شرتش خیس خیس بود سرمو برداشتم شرتشو کشیدم پایین دیدم بعععله چه کس توپولی سفیییدو ناناز با لبه های صورتیو خوش فرم میخواستم بپرم روش و قورتش بدم و حتی تو فیلم سوپرا عاااشق اون قسمت ساک زدن و قسمتی که کس رو میخورن بودم اما تا اون کس رو با اون بوی ترشحاتش دیدم یه جوری شدم یه دستمال گرفتم و افتادم به جون کسش و قشنگ همه جاشو خشک کردم بعد چشامو بستمو یهو مثل کسایی که عزم خودشونو جزم میکنن و به اکراه زبونمو زدم روش بعد بهم گفت دانیال ؟ گفتم ها؟ گفت نامرد من خودمو واسه کیرت پاره کردم اونوقت تو داری با کسم بازی میکنی ؟ خوب بخور دیگه منم گفتم باشه عزیز. یکم فکر کردم به خودم گفتم واقعا نامردیه و باید یکمم من بهش حال بدم خلاصه تمومه احساسات چندشیو از خودم دور کردمو تو ذهنم احساس کردم که مثلا دارم هلو میخورم بعد افتادم به جون کسش ،حالا نخور کی بخور چوچولشو با زبونم گاییدم هی زبونمو تو سوراخه کسش میکردمو لیس میزدم اولش بدم میومد بعد خوشم اومد طوری که اگه بازم یکیو بخوام بکنم اول کسشو میخورم . بعد یهو دیدم تنش شل شدو آبش پاشیده شد رو صورتم منم تو دلم بهش انواع و اقسام فحشا رو دادم بعد بهش گفتم نمیتونستی بهم یه ندا بدی داری اورگاسم میشی؟ گفت شرمنده منم از اون تصمیمی که گرفته بودم و گفتم اگه بخام یکیو بکنم اول کسشو میخورم کاملا منصرف شدم خلاصه بهش گفتم دولا شو و کونتو قنبل کن گفت میخوای بذاری تو کونم دیگه ؟ گفتم آره بعد گفت من دخترما گفتم میدونم تو دلم گفتم خبر نداری که تموم عالم میدونن اوپنی بعد یه ذره کرم از کوله پشتیم در آوردمو انداختم سوراخ کونش انگشتمو کردم تو کونش بعد بهم گفت ووووای دانیال جونم زود باش دیگه دانیال جونم جر بده تازه بهم میگفت همسر آیندم من داشتم تو دلم از خنده پاره میشدم بهش گفتم بلبل زبون شدیا گفت میای خاستگاریم منو بگیری ؟ گفتم بببعععله که میگیرمت بعد تو دلم خندیدم ( قابل توجه پسرا اینو بگم که این دخترا وسط سکس همه تقاضا هاشونو میگن ،عاطفه که فکر کرده بود من الان کس خل شدم ) خلاصه همینجوری یهو حواسش نبود کیرمو کردم تو کونش یهو جاخوردو گفت واییییییییییییی دانیال بهم بگو تا شل کنم بعد بزار ، منم گفتم اوهو واردیا !! گفت نخیر از فیلما یاد گرفتم منم گفتم باشه تو که راس میگی.خلاصه شل کردو تا دسته کردم توکونش یه دادی زد که من خودم ترسیدم بعد بهم گفت وای نستا تند تند بزن تا کم کم عادت کنه سوراخم منم گفتم ای به چشم حالا نزن کی بزن منم هی تلمبه میزدم تمووومه بدنم عرق کرده بود بعد از کونش هی در میآوردم باز میذاشتم اون تو بعد اونم هی قربون صدقه این کارم میرفت بعد یهو وسط کار در آوردم از پشت گذاشتم تو کسش بعد گفت دانیال اونجا کسمه گفتم فرقه کسو کونو که میدونم گفت پس چرا میذاری داخل اون ؟ گفتم هیییییییس حرف نزن گفت باشه تو که همسر آیندمی منم تو دلم گفتم آره جون عمممت بعد کردم اون تو یهو گفت دانیال دهنت سرویس جرم دادی گفتم این اولشه بعد از پشت به حالت سگی روش رفتمو هی تلمبه میزدم و با سینهاش بازی میکردم تموم سنگینیم رو دستاش بود اما هی ااااه و اااووه میکردو میگفت جرم بده پارم کن همیشه مال توام منم انگار غلام سیاه بودمو به حرفاش عمل میکردم یهو کیرم وول وول کرد فهمیدم داره آبم میاد گفتم عاطفه ؟ گفت جوون؟ گفتم آآبم!! گفت بریز تو دهنم گفتم باشه بعد برگشت و تنظیم کردم رو صورتش و همه رو ریختم رو چشو بینیو ابروش حااال کردم بعد آبمو با انگشتش برداشد کرد تو دهنش بعد اومد باهام لب بگیره که منم لبمو نزدیک کردم و تا فهمیدم لبش آب کیریه بحثو عوض کردم و گفتم پس پردت کو؟ گفت راس میگیا گفتم خونی نیومد که؟ گفت فکر کنم پردم یا ارتجاییه یا حلقوی منم گفتم آخ جون پس تا قبل ازدواج تا دلمون بخاد همه جوره سکس میکنیم اونم گفت آره عزیزم بعد لباساروتنش کردمو اونم لباسا منو تنم کردو بلند شدیم رفتیم بعد دوستم هی فحش بارم کرد و میگفت دهنتو گاییدم حال کردی نه ؟ منم گفتم خخخخخخیلیییییی امیدوارم شما هم حال کرده باشین با این خاطره. بااااباااای		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%a7%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174730</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کاشته تا از کس کرده بشه و آب رو با صورت پذیرایی کنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d9%be%d8%b0/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d9%be%d8%b0/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 06 May 2019 16:43:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالامنم]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بزنمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونمنم]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چراغهای]]></category>
		<category><![CDATA[خانومه]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[دادمسلام]]></category>
		<category><![CDATA[داشتید]]></category>
		<category><![CDATA[دانیال]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیش]]></category>
		<category><![CDATA[شدمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شدهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[قرارداد]]></category>
		<category><![CDATA[کردمساعت]]></category>
		<category><![CDATA[کردنبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مستاجر]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرت]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرتم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرم]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلش]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[ننوشتم]]></category>
		<category><![CDATA[هرجایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[داد تموم شد من قرار فیلم سکسی شد برم بنگاه یک خورده از پول رهن رو بهشون بدم در ضمن قرارداد خونه به نام خانومه بودرفتم بنگاه سکسی دیدم خانومه تنها اومده بیرون از بنگاه شاه کس بهش گفتم چرا تنها اومدی پس کو اقاتوناونم در جواب من گفت که خودش سرطان کونی سینه داشته [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>داد تموم شد من قرار فیلم سکسی شد برم بنگاه یک خورده از</h2>
<p>پول رهن رو بهشون بدم در ضمن قرارداد خونه به نام خانومه بودرفتم بنگاه سکسی دیدم خانومه تنها اومده بیرون از</p>
<h3>بنگاه شاه کس بهش گفتم چرا تنها اومدی پس کو اقاتوناونم در</h3>
<p>جواب من گفت که خودش سرطان کونی سینه داشته خرج درمانش زیاد بوده واسه همین هم شوهرش ازش جدا شدهمنم گفتم</p>
<h4>خیلی جنده ناراحت شدم ولی اگه کاری داشتید شماره امو که</h4>
<p>دارید بهم زنگ بزنید اونم گفت پستون باشه مزاحم تون میشمفردا ظهر به موبایلش پیام دادمسلام خوبی خانم &#8230; اگه میخوای</p>
<h5>با هزینه کوس خودم دوتا کارگر بگیرم بیارم وسایلاتو جمع کنناونم</h5>
<p>گفت مرسی ممنون عزیزم فقط ببخشید من روک ام در عوضش چی میخوای؟منم گفتم حالا حضوری هم رو ببینیم با هم صحبت سکس داستان میکنیمگفت کیگفتم هرزمان</p>
<h6>شما بگیدگفت امروز چطورهگفتم خوبهگفت پس من امروز ایران سکس ساعت ۵</h6>
<p>بعداز ظهر منتظرتم بیای دنبالم با هم بریم بیرونمنم قبول کردمساعت ۴ رفتم در خونشون ( خونه ای که مالک اصلیش خودم بودم)بهش پیام دادم آزیتا جون من یک ساعت زودتر اومدم بخاری های ماشین ام هم خرابه اگه اشکالی نداره بیام بالا توی خونه منتظرت بشینمزنگ زد گفت بیا بالامنم رفتم بالا جلوی در منتظرم بود با یک شرط و سوتین قرمز که روی بدن تپل مثل برفش خودنمایی میکردمنم انگار که نمیبینمش احوالپرسی کردم نشستم روی مبل بعد از چند دقه گفتم چایی داری و شروع کردم به چایی خوردناونم رفت توی اتاق و شروع کرد خودشو به ارایش کردنبعد از چند دقه گفت دانیال یک چیزی بگم ناراحت نمیشی گفتم نه گفت راستش الان دوماه شوهرم ترک ام کرده اینقدر هوس کیر کردم منم گفتم خوب جلسه اوله شما با خودت فکر بد نکنی والله از لحاظ من مشکلی ندارهرفتم توی اتاق و الهی به امید تو نمیدونم دقیقا ۵ تا یا ۶ تا تلمبه زدم دیدم یک جیغی کشید و بیهوش شد یکم ترسیدم بهش گفتم آزیتا چی شد اونم گفت ارضا شدم گفتم به همین زودی گفت اون کیر بلند و کلفتی که تو داری تازه خیلی هم دیر ارضا شدمگفتم پس من چی گفت تو راحت باش تا هر زمان دوست داشتی میتونی منو بکنیمنم سعی کردم سریع ارضا بشم که اذیت نشهبعدش رفتیم طرقبه قلیون یکم توی کافه هم مالوندمشبرگشتنا گفتم آزیتا میتونم به سینه هات دست بزنم (در ضمن سینه های آزیتا ۱۱۰ بود یک چیزی که من توی عمرم فقط توی فیلم سوپرا این سایز سینه رو دیده بودم) اونم گفت باشه منم شروع کردم با یک دستم رانندگی کردن با اون دست دیگم مالوندن سینه های آزیتایهو گفت بزن بغل میخوام برات ساک بزنمگفتم اینجا نمیشه سه تا خیابون مونده بود به ویلاژ توریست (مشهدی ها میدونن کجا رو میگم ) رفتم داخل کوچه چراغهای ماشین رو خاموش کردم و اینه ها رو هم تنظیم کردم که اگه کسی اومد متوجه بشم کمرمو باز کردم و شروع کرد ساک زدن منم دستمو هرجایی که دلم میخواست میکردمبعدشم اب مو تا قطره اخر خوردخلاصه توی خونه خودم ۶ مرتبه باهاش سکس کردم توی خونه ای که بعد از خونه من گرفته بود ۵ بار باهاش سکس کردم بعدشم عروس شد منم بهش پیام تبریک فرستادم و ازش خواستم شماره منو از توی گوشیش پاک کنه که زندگیش خراب نشهببخشید اگه خوب ننوشتم اخه این اولین باری بود که یکی از خاطره هامو نوشتم		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d9%be%d8%b0/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173749</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.275 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 17:24:13 by W3 Total Cache
-->