<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>دخترمه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D9%85%D9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:37:47 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>دخترمه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>رفتن دو تایی عاشقانه تو هوای آزاد کس کون هم میزارن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d9%87%d9%88%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af-%da%a9%d8%b3-%da%a9%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d9%87%d9%88%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af-%da%a9%d8%b3-%da%a9%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 18 Nov 2019 07:33:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آسمونها]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[بابایی]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بودولی]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیده]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تااینکه]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهای]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترمه]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانم]]></category>
		<category><![CDATA[روبوسی]]></category>
		<category><![CDATA[سرانجام]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاش]]></category>
		<category><![CDATA[سینهای]]></category>
		<category><![CDATA[شدنمون]]></category>
		<category><![CDATA[شناختی‬]]></category>
		<category><![CDATA[صحبتهاش]]></category>
		<category><![CDATA[فرارسید]]></category>
		<category><![CDATA[فشارشون]]></category>
		<category><![CDATA[فشارها]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[کدومشون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هم کمی از نظر قیافه فیلم سکسی تغییر کرده بودم کسی از من شناختی نداشت که برام مشکل حکومتی داشته باشه واسه همین هم بعد از مدتها سکسی به کمک یکی از دوستانم که در شاه کس ایران بود وارد ایران شدم وچون در کانادا که بودم شرکت داشتم شعبه ای از کونی این شرکت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>هم کمی از نظر قیافه فیلم سکسی تغییر کرده بودم کسی از من</h2>
<p>شناختی نداشت که برام مشکل حکومتی داشته باشه واسه همین هم بعد از مدتها سکسی به کمک یکی از دوستانم که</p>
<h3>در شاه کس ایران بود وارد ایران شدم وچون در کانادا که</h3>
<p>بودم شرکت داشتم شعبه ای از کونی این شرکت را در ایران دایر کردم وبعد از چهار سال که در ایران</p>
<h4>فعالیت جنده داشتم مشغول گذران زندگی ام بودم وچون خاطرات گذتشه</h4>
<p>من از بین رفته بود ویادم پستون نمی آومد که قبلاً زنی داشتم یا پدر زنی و غیر ه و اصلاً</p>
<h5>توی بحر کوس این چیزا نبودم و همش مشغول کارم بودم</h5>
<p>تااینکه از طرف اون دوستی که داشتم از رازی مطلع شدم و اون راز این بودکه من یه بچه دارم اصلاً باورم سکس داستان نمی شدکه بچه</p>
<h6>ای دارم ومن از اون بی خبرم خلاصه ایران سکس بعد از</h6>
<p>چند ماه تحقیق و بررسی وجمع آوری اطلاعات مطمئن تر شدیم که پدر زنم زنده است و بعداز کلی گشتن ودوندگی سرانجام آدرس برادر خانمم را پیدا گردم در اولین برخورد من با برادر خانم اونکه اصلا من را نمی شناخت ومنهم اورا و لی یه حس درونی خوبی نسبت بهش داشتم بعد از معرفی شدنمون با برادر خانم که اون فکر می کرد من در خارج مرده ام روبوسی کردیم و اون از من سوالها می کرد ومن هم جواب میدادم واون گفت که از خانمت نمی پرسی که دوستم، اتفاقی که برای من افتاد بود برای برادر زنم توضیح داد که من هنوز فقط 25 درصد از خاطرات گذشته ام را دارم و بقیه اش یاد م نیست بعداز کلی صحبت که چه کار می کنم و او چه کار می کنه از بین صحبتهاش فهمیدم که کار درست حسابی نداره و در حد بخور نمیری درآمد داره وقتی که شنید من یه شرکت چند ملیتی دارم و شعبه ای هم در ایران دارم خوشحال شد و بعد قرار گذاشتیم تا من حتما یه سری به پدر زنم بزنم در مورد بچه هم ازش سوال کردم و گفت که الان 17 سالشه ونمی دونه که اصلاً بابایی بوده یا نه .خلاصه بگذریم قرار شد فرداش برم خونشون آقا ما که مردیم و زنده شدیم تا ساعت موعد مقرر فرارسید خودما شیک شیک کردم طوری که مثل یه جوون 28 یا 30 ساله می موندم در حالی که من 42 سالم بود رسیدم دم در خونشون در زدم یه خانم خیلی خوشگل وناز در را واسم باز ش کردو سلام کرد بعد دیدم یه پدر مرد وپیر زن و برادر خانم و یه خانم دیگه و چند تا بچه همه آمدن بیرون ومنهم چون شناختی از هیچ کدونم نداشتم فقط با برادر خانمم که قبلاً دیده بودمش حرف زدم وبعد علی برادر خاننم یکی یکی جمع خانواده را به من معرفی کرد که در آخر گفت این هم شقایق خانم دختر گل شما در حین معرفی با همه خوش بش کردم ودر آخر وقتی نوبت شقایق شد و معلومشد که دخترمه بغلش کردمه وبوسیدمش وگریه می کردم چنان محکم بغلش کرده بودم که از خودم بی خودشده بودم شقایق هم گریه می کرد وقتی به همه نگاه کردم همه خانواده در حال گریه کردن با من وشقایق بودند جوی دیگه بود اصلا فکر این را نمی کردم که بچه ای داشته باشم اون هم دختر بعدش به این زیباییو خوشگلی بدن پری داشت و خیلی نرم سینهاش هنوز ندیده بودولی معلوم بود که وجود داره تا به این جا من شقایق را از روی چادری گلی که داشت دیده بود بعد با همراهی پدر زنم مصطفی وارد حیاط شدیم وپر از دخت بود تابب و غیره وبعد رفیتم داخل خونه .در تمام این مدت شقایق را به خودم فشارش می دادم و بوسش می کردم و اصلاً باورم نمی شد معلوم بود شقایق هم اینطور فکر می کرد و باورنمیکرد که من باباش باشم در تمام این لحظالت مصطفی و علی و حکیمه خاتون مادر زنم همه حرف می زند ولی بخدا من اصلا صدای هیچ کدومشون را نمی شیندم مثل اینکه من تو ی یه دونیای دیگه بود و همش شقایق را به خودم فشار می دادم در این فشارها گاهاًمی شد که من سینهای شقایق را هم فشارشون می دادم و بوسش می کردم بعد از یک ساعت دیگه متوجه شدم که آروم همه من و شقایق را تنها گذاشتن تا پدر ودختر باهم تنها حرف می زدیم در این اتاق ما تنهابودیم ومنوشقایق هنوز همدیگرا بغل کرده بودیم واقعاً هنوز دلم نمی خواست از شقایق جدا بشم و اونهم همین تور.همین جور که بغلم بود ازش حالش پرسیدم و چند سالشه وخیلی حرفهای دیگه ، شقایق هم دیگه الان یه پاش اونور و یه پاش این ور بود ومن مدام بوسش می کرد انقدر بوسش کرده بودم که لپهاش قرمز شده بود در همه این بوسیدنها 50 درصدش مال لباش بود اونقدر از لباش بوسیده بودم که دیگه تبدیل شده بود به کمی مکیدنیه مدتی گذشت دیگه شقایق تو حال خودش نبود احساس کردم که شقایق خیلی خوش می آید راستش من هم خیلی خوشم آمده بود نمی دونم شاید 1 ساعتی می شد که ما تنها توی اتاق باهم بودیم وتو این مدته هم فقط همدیگه را می مالید باور کنید که شقایق اصلاً بوسیدن بلد نبود ولی دیگه داشت لباهای من هم می خورد چند لحظه ای از خود بی خود شدم وچنان لباش را می خوردم و زبانم با زبانش قفل کرده بودم که یک لحظه احساس کردم که شقایق به شدت می لرزه شاید 10 ثاینه ای لرزش ادامه داشت وبیحال همینطور توی بغل آروم شد بعد 5 دقیقه باز هم نوازشش کردم حالش جا آمد ازش پرسیدم چی شده بابا گفت بابا نمی دنم اما مثل اینکه توی آسمونها بودم ( در آن لحظه فهمیدم که شقایق ارگاسم شده برای اولین بار) چون همینطور که بغلم نشسته بود جلوی شلوار من را هم خیس کرده بود مشخص بود که آبش اومده بود بعد به شوخی گفتم بلا اینا دیگه چی هستند دستما به سینه هاش می یزدم&#8230;. ادامه دارد لطفا نظر بدین</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d9%87%d9%88%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af-%da%a9%d8%b3-%da%a9%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177144</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس رو برده تو طبیعت و نشونده سر کیرش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 20 Oct 2019 07:04:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاج]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواجم]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارش]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاترین]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختم]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بشناسیم]]></category>
		<category><![CDATA[بعدازظهر]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بوداونم]]></category>
		<category><![CDATA[بوددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیارید]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشانیش]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکش]]></category>
		<category><![CDATA[تحصیلی]]></category>
		<category><![CDATA[تحقیقات]]></category>
		<category><![CDATA[تراکتور]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتش]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتشو]]></category>
		<category><![CDATA[جاروبرقی]]></category>
		<category><![CDATA[جذابتر]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[جوفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماتو]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[چندباری]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرفامو]]></category>
		<category><![CDATA[حرفایی]]></category>
		<category><![CDATA[حقیقتش]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[داریوش]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترات]]></category>
		<category><![CDATA[دخترام]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دختربازی]]></category>
		<category><![CDATA[دخترمه]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[درمیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درواقع]]></category>
		<category><![CDATA[دروغگو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[‫راهنماییش]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیش]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتها]]></category>
		<category><![CDATA[سریعتر]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[سیستمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقشم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدی]]></category>
		<category><![CDATA[قشنگیه]]></category>
		<category><![CDATA[کارامو]]></category>
		<category><![CDATA[کاردانی]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوترش]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوترم]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لاپایی]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینش]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[ماهرانه]]></category>
		<category><![CDATA[متنفرم]]></category>
		<category><![CDATA[مخلفات]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنم]]></category>
		<category><![CDATA[مغازرو]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرم]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[منظورمو]]></category>
		<category><![CDATA[‫موقعیتم]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میپرید]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میریختم]]></category>
		<category><![CDATA[میشکست]]></category>
		<category><![CDATA[میشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنند]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نالهاش]]></category>
		<category><![CDATA[ناهارم]]></category>
		<category><![CDATA[ناهارو]]></category>
		<category><![CDATA[نباشید]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتی]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرسید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگیره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[هرجوری]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همدردی]]></category>
		<category><![CDATA[ویندوز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مغازه فروش کامپیوتر و تعمیرات. فیلم سکسی هنوزم تو دانشگاه دانشجو بودم اونم نمونه به خاطر بالاترین رتبه توی ترمای تحصیلی. یه ۳ سالی بود که داشتم سکسی کاردانی میخوندم البته نi که تنبل باشم شاه کس به خاطر همین کارای شرکت بود. اخه شریک کاریم هیچ وقت اونجا نمیومد و دنبال کونی تاسیس یه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مغازه فروش کامپیوتر و تعمیرات. فیلم سکسی هنوزم تو دانشگاه دانشجو بودم اونم</h2>
<p>نمونه به خاطر بالاترین رتبه توی ترمای تحصیلی. یه ۳ سالی بود که داشتم سکسی کاردانی میخوندم البته نi که تنبل</p>
<h3>باشم شاه کس به خاطر همین کارای شرکت بود. اخه شریک کاریم</h3>
<p>هیچ وقت اونجا نمیومد و دنبال کونی تاسیس یه دامپروری حوالی شهر بود. راحت بگم داشتم خرحمالی میکردم ولی چه میشه</p>
<h4>کرد جنده باید از یک جایی خرج اون دانشگاه لعنتی رو</h4>
<p>درمیاوردم. نزدیکای ظهر بود که یک پستون پراید جلوی شرکت ایستاد و رانندش که یه خانم چادری بود به سمت مغازه</p>
<h5>اومد.وارد مغازه کوس شد و با سلام و یک زبان شیرین</h5>
<p>خسته نباشید گفت. تو نگاه اول بنظرم یه دختر ۲۷یا ۲۸ ساله میومد ازش سوال کردم چه کمکی میتونم بهتون بکنم و سکس داستان اونم شروع کرد</p>
<h6>به توضیح دادن که کامپیوترم خراب شده و ایران سکس واسم خیلی</h6>
<p>مهمه که تا شب درست بشه یکمی که واسم توضیح داد حدس میزدم که باید یکی از قطعاتش سوخته باشه ولی با حرفایی که زده بود گفتم شما بعدازظهر کیستونو بیارید تا بتونم تا شب درستش کنم و تحویلتون بدم. رفت و ساعت نزدیکای ۵ بود که دوباره ماشینسو پارک کرد و به سمت مغازه اومد با خودم گفتم پس چرا دست خالی؟ که وارد مغازه شد و ازم خاست که کیسو از عقب ماشینش بیارم تو مغازه اینم از شخصیت مشتری مداری. شروع کردم به بررسی سیستم خانم افتخاری که مثل تراکتور ازش کار کشیده بود. افتخاری فامیلش بود درواقع سارا افتخاری. یک ساعتی به خاطر تعمیر کامپیوتر توی مغازه نشسته بود و منم که از زبون بازی کم نمیاوردم خاستم بدونم چرا باید حتما تا شب کیسش اماده بشه. سارا اینجوری واسم داستانو تعریف کرد که کامپیوترش همه زندگیشه مادر، پدر،شوهر و&#8230; چون تنها مونس اون توی خونه کوچیکشه وقتی به دردو دل سارا گوش میکردم واقعا دوست داشتم هرچه زودتر سیستمشو درست کنم گفتم چرا حالا تنها؟ گفت دانشجوی رشته مدیریت بازرگانیم و اینجا درس میخونم ولی پدرو مادرم مشهد زندگی میکنند. دیگه تا تونستم از زیر زبونش حرف کشیدم وحرفاشو باور کردم. بهش قول دادم اگه سیستمش درست نشد کیس خودمو برای امشب بهش قرض بدم. یک ساعت شد دو یا سه ساعت و من ازش خواستم شب شام مهمون من باشه.سارا هم قبول کرد و منم در مغازرو بستم و سوار ماشین سارا شدیم و توی راه ازش پرسیدم واقعا چندسالته مثل همه دخترا ناز کردو باید براش حدس میزدم. نظرمو دادم همون ۲۷یا ۲۸ که گفت ۲۶ سالمه. تازه اونجا اسمشو بهم گفت و منم کامل خودمو معرفی کردم. راستی اسمم داریوشه و زمان این خاطره ۲۱ سالم بود که الان ۳ سال ازین ماجرا میگذره. اولین بارم بود داشتم با دختری بزرگتر از خودم دوست میشدم. به فست فودی که همیشه با دوست دخترام میرفتم راهنماییش کردم و سارا هم گفت جای قشنگیه چندباری رفتم بعد سفارش پیتزا و مخلفات شروع کردیم به خوردن و بازحرف کشیدن من. سارا چرا ازدواج نکردی ؟ دوست پسر داری ؟ گفت: مردی که دوست دارم باهاش ازدواج کنمو پیدا نمیکنم و یه جورایی از مردا متنفرم. گفتم حتی از من ! اونم زد تو ذوقم و گفت تو هنوز مرد نشدی شیطون. خیلی بهم برخورد. شامو خوردیمو جای همتون خالی رفتیم به سمت خونه. سارا تو راه کلی منو خندوند و از دوستای دانشگاش شیطنتاش و خیلی چیزای دیگه تعریف کرد. دیگه باهم صمیمیتر شدیم رسیدم به خونه ازش خواستم منتظرم بمونه تا کیس خودمو براش بیارم. برگشتم و رمز سیستمو بهش دادم که اسم دوست دختر تریپ ازدواجم بود.اونم خندید و گفت خیلی دوسش داری گفتم عاشقشم و شمارمو بهش دادم گفتم اگه یوقتی به مشکل خوردی زنگ بزن ساراهم شمارشو به گوشیم تک انداخت و به هم دست دادیم و خداحافظی کردیم. نزدیک نیم ساعتی گذشت که گوشیم زنگ خورد. سلام داریوش جان سارام دیدی گفتم شانس ندارم صدای کامپیوتر در نمیاد چیکار کنم. هر راهی به ذهنم میرسید گفتم ولی نچ این نمیخواست درست بشه یهو گفت خواهر کوچیک داری بیای اینجا درستش کنی منم گفتم اخه ساعت ۱۱ شب. سارا جان با دقت به حرفای من گوش کن با هم میریم جلو تا شاید درست بشه. بالاخره صداش دراومد و کلی تشکر فقط بهش گفتم سارا فیلم هایی هست که شاید تو ازشون خوشت نیاد پس بهتره زیاد فضولی نکنی. شب گذشت و صبح اول وقت رفتم مغازه .قطعه سوخته کامپیوترشو عوض کردم و کار سیستمش تموم شده بود که برای اطمینان خواستم تستش کنم تا از بالا اومدن ویندوزش مطمئن بشم وقتی ویندوز بالا اومد خشکم زد . عکس پس زمینه دسکتاپش یک عروس بود که روی یک تاب نشسته بود یعنی این سارا بود خدای من یعنی همه حرفاش دروغ بود. کلافه بودم اصلا شخصیتی نداشتم که به اطلاعات شخصی مشتریام نگاه بندازم ولی واقعا داشتم از کنجکاوی منفجر میشدم. بله سارا بود کنار شوهرش وای خدای من اینا بچه های سارا بودن ؟ گیج شده بودم چطوری امکان داشت من که از ۱۴ سالگی دختربازی میکردمو زبون باز بودم نتونستم بفهمم که این دختر نیست و یک زن شوهر داره. هنگ کردم حالا دیگه خودم احتیاج به ریست داشتم. نفهمیدم ساعتها چطوری گذشت که گوشیم زنگ خورد.سلام داریوش جون ؛ خوبی ؟ صدای سارا بود ولی من هنوز توی بهت چیزایی که دیده بودم قرق شده بودم فقط گفتم سارا سیستمت درست شده ! راست میگی داریوش ؟ اره چرا باید دروغ بگم. میخواستم بگم من مثل تو دروغگو نیستم ولی منتظر عکس العمل سارا بودم. یهو گفت واسم میاریش خونه ؟ گفتم مشکلی نیست ولی &#8230; ! داریوش جان من حالم یکمی خوب نیست اگه میشه ناهارم بگیر به حساب من بیا پیشم اگه قلیونم میکشی یه توتون با هر طعمی دوست داری بگیر بیار میترسیدم برم ولی دلمو زدم به دریا سفارش نهار دادم کارامو تموم کردم و اژانس گرفتم به ادرسی که سارا داده بود. سر کوچه پیاده شدم و به سارا زنگ زدم اونم در اپارتمانو باز کردم و گفت بیا طبقه دوم بدون هیچ مکثی. منم گفتم یا میریم برمیگردیم یا &#8230; .باکفش رفتم داخل خونه کوچیکش. سارا یک چادر گلگلی سفید سرش بود. کیسو گذاشتم ناهارو توتون قلیونو دادم دست سارا. سارا نهارو واسه خوردن اماده کرد منم توی این چند لحظه کیسشو با کیس خودم جابجا کردم. سیستمو روشن نکردم تا خودشم باشه. میخواستیم ناهار بخوریم که گفت الهی فداش بشم گفتم با منی گفت نه کیسمو میگم.داریوش روشنشم کردی ؟ نه سارا واسه چی؟ هیچی بابا حالا ناهارو بخوریم که از دیشب کن پیتزا خوردیم چیزی نخوردم. ناهار تموم شد قلیونو ردیف کرد اومد کنارم ؛ داریوش معذرت میخوام! میدونم فهمیدی ولی داریوش من با یه نامرد زندگی میکردم. اگه الانم دارم اینجا به این بدبختی سر میکنم به خاطر بچه هامه. داریوش تموم زندگیم اون دو تا پسر و اون یدونه دخترمه. حتی یک شب &#8230; حرفای سارا رو قطع کردم گفتم مگه تو چند سالته سارا؟ گفت باورت نمیشه ولی ۳۲ سالمه ! گفت نزدیک ۸ ماهه طلاق گرفتم اینجا زندگی میکنم داشت اروم اروم اشک میریخت منم بهش نزدیک شدم و سرشو روی شونم گذاشتم. با اینکه گریه میکرد ولی واقعا روحیه شادابی داشت بهم گفت چیه مثل اینکه قلیون گرفتت گفتم نه عزیز برق چشای تو منو گرفته و محکم بقلش کردم کنار تخت طوری نشسته بودیم که من به تخت خوابش تکیه داده بودم. سارا یه تیشرت با شلوار جین تنش بود حالا دیگه واقعا نگاه من به سارا از وی شهوت بود. یک بدن خوش تراش قد کوتاه و سبزه با لبی که یه خال زیبا چهرشو جذابتر کرده بود. با دستام شروع به نوازش تموم بدنش کردم طوری نشسته تو بقل هم بودیم که سینه هاش به سینه هام چسبیده بود با ارامش خاصی دستمو به زیر تیشرتش بردم و سردی دستم گرمای وجود سارا رو حس کرد. بقدری برام لذت داشت که هر دو تا دستمو به زیر تیشرتش بردم. نمیدونستم اونم حس شهوت داشت یا نوازش منو بخاطر همدردی و ارامش قبول کرده بود. استرس عجیبی داشتم به خاطر وزن کمی که داشت یک دستمو به زیر رونای پاش گذاشتم و روی تخت درازش کردم.هنوز قطره های اشک روی گونه هاش بود ولی اشکاش باعث شده بود چشاش برق عجیبی بزنه. بهش گفتم سارا میشه چشماتو ببندی! چرا داریوش؟ چشمات سارا ! چشمات ! برق چشمات داره منو میکشه میشه چشاتو ببندی ! وقتی چشماشو بست لبامو روی لباش گذاشتم ولی خیلی راحت از لبای اتیش گرفته من گذشت و با جواب سردی اتش لباموخاموش کرد. چشاشو باز کرد گفت داریوش چرا اینقد قلبت تند تند میزنه ؟ باره اولته ؟ من اون چیزی که تو فکر میکنی نیستم. گفتم سارا استرس من به خاطر اینکه نمیخوام فکر کنی من دارم از موقعیتم &#8230; سارا حرفامو قطع کردو گفت ببین عزیزم ما ادما باید همو بشناسیم تا بتونیم کنار هم بخوابیم ولی توی ایران همه دنبال بهونن و با هر کسی که پایه باشه حاضرا سکس داشته باشن. داریوش شاید تنها کسی هستی که توی این چند ماهی بهش اجازه میدم که بهم نزدیک بشه و میخوام که تا اخرش باهات باشم. حالا میخوام دوباره چشامو ببندم عزیزم تا به قول خودت برق چشام تپش قلبتو بیشتر نکنه. با بسته شدن چشای سارا بوسه ای به پیشانیش زدم و با حرارت نفسم به سمت لباش حرکت کردم و لباشو برای جواب دادن به لبای سرد شدم دعوت کردم با اولین تماس لبای سارا واقعا فهمیدم پشت این سد باریک و ناز چه مذابی درحال جوشیدن بوده. دوست نداشتم دست از لبای شیرینش بردارم هم ماهرانه و هم معشوقانه لبای همو میخوردیم. بیشتر کارم با دوست دخترام عشق بازی در حد لب بود و توی خونه خالی هم که به خاطر مشکل پسندی من به خاطر دوست دخترام همشون ناز نازیو مامانی و منه بدبخت باید در حد نهایت به لاپایی قانع میشدم. سارا هر لحظه بیشتر داغ میشد و من دنبال رسیدن بدون مانع به این گرمای مدهوش کننده بودم. با ارامش تیشرت سارا رو بالا زدم و با زبونم شروع به لیس زدن تنش کردم تا جایی که رسیدم به سوتین مشکی سارا. این هیکل ریز و این سینه های درشت و سفت بهش نمیومد ولی هر چی بود الان داشت منو دیونه میکرد. سینه هاشو از زیر سوتینش بیرون کشیدم و با مهارت خاصی شروع به لیس زدن نوک سینه های درشت سارا کردم. به خاطر بچه هایی که شیر داده بود نوک سینه هاش بیشتر بیرون زده بود و رنگش تیره تر شده بود. صدای ناله های خفیف سارا پشت همون سد منتظر فوران بود نمی دونستم باید چطوری بیشتر تحریکش کنم. توی مکیدن سینه های سارا بودم که یکی ار پاهامو بین پاهای سارا گذاشتم و با نوک زانوم شروع کردم به مالیدن کسش. بیشتر از سارا خودم از حرارت داشتم عرق میریختم توی این موقیعت هم شلوار جین سارا دژ محکمی برای ضد حال به حوس من بود. تیشرتشو دراوردم اجازه داد تا سوتینشو باز کم چون با عرق شهوتی که داشتیم مزاحم کار خراب کنی بیش نبود. دست به دکمه شلوار سارا زدم گفت نه ! یک لحظه گفتم خاک تو سرت اون از دوست دخترات اینم از سارا جونت داریوش خان . تیشرت خودمم دراوردم. حالا دیگه از دست چندتا مزاحم راحت شده بودم اومدم سارا رو بقل کردم و سینه هاشو به سینه هام چسبوندم. گرمای بی نظیری داشت چیزی که بهم لذت میداد حرکات موجوارانه ای بود که منو سارا بهم چسبونده بود. اروم گفتم سارا مگه نگفتی تا اخرش هستی پس چرا نذاشتی&#8230;؟ داریوش اگه خندت نمیگیره ولی خجالت میکشم بهتره زیر پتو این کارو بکنیم. وقتی فکر کردم گفتم شاید مشکلی این وسط هست یا بوده به هر حال خیالم از بابت ادامه کار راحت شد ولی حقیقتش توی دلم یکمی ترس داشتم چون باره اول بود میخواستم کس بکنم. اخه تو دوست دخترام سکس از عقب داشتم ولی نه در اون حد که بخوان ارضام کنن چون از گریه هاشون دلم میشکست و به لاپایی یا اصلا ارضا نشدن بسنده میکردم. دلم نمی خواست یلحظه از سارا جدا بشم.باید برای رسیدن به هدفم هرکاری میکردم. پاشدم یه پتو کشیدم روی جوفتمون و باز رعشه های بدن منو سارا بود که زیر پتو داشت از خود بیخودمون میکرد. دست گذاشتم و اروم دکمه شلوار بعد زیپ و با کمک خودش شلوارو از پاش دراوردم. همون لحظه قلبم داشت میومد تو شرتم یکمی جراتمو جمع کردمو شلوار خودمم دراوردم حالا دیگه فقط یک مزاحم بود. لذت حرارت بدن داغ سارا و عطری که توی اون فضا بجز شهوت چیزی نبود پخش بود. ناله های کوچک منو سارا دیگه ازادتر شده بود.دیگه وقتش بود دستمو گذاشتم رو سینه های سارا و شروع به مالیدن کردم هنوزم سفت بودن واقعا سینه های جذابی داشت حداقل در مقابل جوش های اون دخترای سوسول. این کارامو ادامه دادم تا اروم اروم شروع کردم به پایین اومدن و دست گذاشتم رو کس سارا. از روی شرت یکمی کسشو مالیدم بعد شرتشو پایین کشیدم سارا نالهاش ازادتر شد معلوم بود دنبال اینه که خودشو راحت کنه. شرتش خیس بود یعنی داشت لذت میبرد به خودم مطمئن شدم و دستمو گذاشتم رو کسش. من میگم کس شما باور نکنین چون اینقدر داغ بود که بهتر بود بگی کوره اجرپزی. داشتم کسشو میمالیدم که اطمینان بخودمو سارا با یه حرفش به باد برد گفت داریوش اگه میشه یکم پاینترشو بمال. خیلی بهم برخورد بهش گفتم عزیزم اخه چیز به این داغیو که نمیشه یهو دست زد. داشتم کسشو واسش میمالیدم و زبونم روی سینه های سارا ملغزید و ازین تپه به اون تپه میپرید. سارا تو اوج لذت بود شهوت تو چشاش موج میزد. مست مست بود شرتشو کامل دراورد و از زیر من بلند شد و بدون هیچ حرفی شرتمو پایین کشید و با زبون داقش فقط یه لیس از تخمام به سمت بالای کیر بدبختم کشید که تازه یادم بهش افتاده بود. زبونش داغتر از قبل شده بود دنبال دید زدن کس سارا بودم تا چشم بهش خورد کسش از وسط باز شده بود و روی کیر من با حرکات سارا عقبو جلو کشیده میشد. وای میخواستم پرواز کنم با هربار کشیدن کس داقش روی کیرم انگار داشت جونم از سر کیرم بیرون میزد سارا اینقدر اینکارو انجام داد که بی حال شد و توی بقلم ولو شد. سارا تو اغوش من بیحال بود و فهمیدم ارضا شده یک لحظه بهم نگاه کرد و یواش لباشو به گوشم نزدیک کرد و گفت داریوش ازت ممنونم واقعا بهش احتیاج داشتم. داریوش دوست دارم. من با حرفای سارا احساس غرور میکردم منم اروم درگوشش گفتم سارای من خسته شده دیگه ! یعنی میخوای بگی من &#8230; دوباره حرفمو برید و گفت فدات بشم هر چی میخوای ازم بگیر. منم گفتم اجازه میدی ؟ نگاه منو دنبال کرد و منظورمو فهمید و بهم گفت مال خودت عزیزم. منم که منتظر بله سارا خانم بودم یواش یواش کیرمو بروی کس لیزش میکشیدم. گفت داریوش میخوای بکشیم بذار راحتم کن دیگه . منم کیرمو گذاشتم توی کس داغ سارا . از دمای کسش تو چندبار عقب جلو کردن میخواستم ارضا بشم ولی اصلا اینو نمی خواستم. سارا که اصلا حواسش به من نبود و فقط میگفت تندتر داریوش تندتر. منم کیرمو از داخل کسش در میاوردم و دوباره تو کسش هل میدادم. باهر بار ورود کیرم یه اه شهوت وار از سارا میشنیدم. کسش مثل یه جاروبرقی کیرمو هورت میکشید. واقعا از لذت تو اسمون بودم. نمای زیبایی داشت رفتن کیرم تو کس پف کرده سارا که مدام لیزتر میشد دیگه داشت دمای کسش برام عادی میشد و تندتر کیرمو تو کسش فشار میدادم. بهم گفت داریوش دوباره میخوام بیام گفتم الهی فدات بشم میخوای پوزیشنمونو عوض کنیم هرجوری که میخوای ازش لذت ببری. تو یک چشم بهم زدن سریع زیر سارا دراز کشیدم و کسشو روی کیرم میزون کردو روش نسشت یه اه بلند کشید و ازم خواست مراقب باشم که یک وقت ابمو داخل کسش نریزم تا اون دوباره ارضا بشه. سارا شروع کرد کسشو با حرکات بدنش روی کیرم بالا و پایین کشیدن و هر لحظه به سرعتش اضافه میکرد اینکارش به ارضا شدن زودتر منم کمک میکرد . سرعت سارا اینقدر زیاد شد که بعد از چند دقیقه دوباره یه جیغ خفیف کشید و مدام داد میزد داریوشی جونم . داریوش دیونتم داریوش منو کشتی و خودشو ول کرد توی بقلم. منم دیگه نزدیکای اومدنم بود سارا رو برگردوندم و کیرمو هر چه سریعتر توی کسش که حالا شده بود یه اب انبار که خیلیم داغ بود فشار دادن بهش گفتم سارا دارم میام و اونم سریع کیرمو بیرون کشید و با دستش کیرمو به سمت سینه هاش گرفت و برام جلق میزد تا ابم با چند تا پرش کوچولو روی سینه و شکم سارا ریخت. نایی واسم نمونده بود کنار سارا دراز کشیدم و بابت سکس ازش تشکر کردم و بوسیدمش. سارا به سمت حموم خونش رفت و دوش گرفت از منم خواست برم حموم . منم اینکارو کردم وقتی بیرون اومدم سارا گفت حالا که تمیز شدی بذار از داریوش کوچیکه تشکر کنم. جلوم نشست و بوسی به سر کیرم زد و اروم لبای نازشو بروی کیرم فشار داد. داغی زبونش به گرمای کسش نمیرسید ولی طوری واسم کیرمو میک میزد که دوباره مثل قبل سفتو قطور شد. گفتم سارا دیونه شدی گفت اره دیونه این لامنصبم میخوام مال خودم باشه . سارا طوری کیرمو میک میزد که داشت پوست کیرمو ازش جدا میکرد. اینقدر اینکارو انجام داد تا ابم دوباره اومد و لحظه اخر اب ناچیزمو بروی سینه هاش مالید و مقداریشم روی پوست صورتش کشید میگفت کرم خوبیه واسه پوست. گفتم جالبه که ما معدن کرم هستیمو خبر نداریم. وقتی بخودمون اومدیم غروب بود ازش خواستم حاضر بشه و باهم بریم بیرون تا منم مغازرو کامل ببندم. شب هم برنامرو طوری چیندیم که پیش هم باشیم. دنبال این بودم که با سارا صیغه بشیم و با تحقیقات کامل اینکارو کردم و نزدیک به ۶ ماه باهم بودیم. بعد رابطمون دوباره سارا به خاطر بچه هاش به زندگیش برگشت. امیدوارم از خاطره من خوشتون اومده باشه . اینم گفته باشم به خاطر تایپ این داستان با گوشیم مطمئنم اشتباه و کسری زیاد داره که به خوبیه خودتون ببخشید.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176751</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کیر خیس تو کس میلف بلوند گذاشته میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%db%8c%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%db%8c%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Jul 2019 05:44:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اسمتون]]></category>
		<category><![CDATA[اندامم]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینگار]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتیپ]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوششون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دخترمه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندی]]></category>
		<category><![CDATA[ساراست]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینهای]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[کالسکه]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوشو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینش]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمت]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلشو]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسونمتون]]></category>
		<category><![CDATA[میرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکه]]></category>
		<category><![CDATA[نیستند]]></category>
		<category><![CDATA[نیومدی]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[وابسته]]></category>
		<category><![CDATA[وکیرمو]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که یه زن و شوهری فیلم سکسی که تازه ازدواج کرده بودند به تازگی همسایه طبقه سوم ما شده بودند وقتی که من متوجه زن این اقا سکسی شدم دهنم کف کرد واقعا خوشکل و شاه کس خوش هیکل بود اون موقع که همسایه ما بود خواهرش زیاد کرم میریخت تا 3.4 کونی سال دیگه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که یه زن و شوهری فیلم سکسی که تازه ازدواج کرده بودند به</h2>
<p>تازگی همسایه طبقه سوم ما شده بودند وقتی که من متوجه زن این اقا سکسی شدم دهنم کف کرد واقعا خوشکل</p>
<h3>و شاه کس خوش هیکل بود اون موقع که همسایه ما بود</h3>
<p>خواهرش زیاد کرم میریخت تا 3.4 کونی سال دیگه که سال89 بودمن متوجه شدم که این خانم بچه دار شده اخه</p>
<h4>ما جنده از همسایگیشون بیرون امده بودیم جای دیگه زندگی میکردیم</h4>
<p>یه روز که منو پس از پستون چند سال دید یعنی قبلا هم گهگدای منو میدید ولی از بغلش رد شده</p>
<h5>بودم با کوس ماشین با هم برخورد نکرده بودیم ازدیدنم خیلی</h5>
<p>خوشحال شد وگفت بزنم به تخته هر روز که می گذره خوشکل تر و خوش قد و بالا میشیا. منم بش گفتم سکس داستان چشمای زیبایه شما</p>
<h6>منو اینجوری می بینه گفت نه تو واقعا ایران سکس خوشکلی و</h6>
<p>خوشتیپ گفتم قربونت برم که تو چشماش خوندم که از من خیلی خوشش میاد. راستی پسر کوچولوشو که تو کالسکه دیدم گفتم مثل مادرش خوشکله خدا حافظی کردیمو من که کیرم داشت منفجر می شد از دیدن این خانم زیبا عزممو جزم کردم که بکنمش. یه روز دیگه امدم بازار که دیدمش به کالسکه بچش داره ور میره تا بکنش تو صندلی عقب ماشین رفتمو کمکش کردم وکردمش تو. لپ بچشو کشیدمو خیلی هم تشکر کرد تا یه روز تو پاساژ دیدمش احوال پرسی باش کردمو با هم یه چرخی زدیمو من بش گفتم میرسونمتون گفت مزاحمت نمی شم گفتم مراحمید گفت تو رو خدا رسوند اخه بچمو گذاشتم پیش زن همسایه گفتم کدوم همسایه گفت نازنین &#8230; تو ماشین یه اهنگ از محسن یگانه گذاشتم اون موقع تازه مد شده بود که خیلی باش حال کرده بود با هم صحبت کردیم گفت چند تا دوست دختر داری گفتم اخه کی ما رو نگاه می کنه گفت غلط کردی همه دخترای محله از تو خوششون میاد. گفتم دخترای محله مثل تو که خوشکل نیستند خندید و گفت تو از من خوشت میاد؟ گفتم اره. با این حرفم روش تو روم باز شد و گفت دل به دل راه داره گفتم راستی اسمتون چیه گفت من اسمم ساراست بعد دیدم دستشو گذاشته رو پشت صندلی من تو چشماش می شد دید که حشریه. منم که به دم خونشون داشتم میرسیدم گفتم راستی چرا با شوهرت نیومدی؟ گفت شب کاره تو کونم عروسی شد به خونشون که داشتم میرسیدم گفت الان سفر دیگرو می زاره ولی ماهوارمون نمی گیره سر در میاری درستش کنی؟ گفتم باشه یه نگاهی به دیشتون می کنم البته اگه مزاحم نیستم. گفت نه بابا مگه میزارم منو تا خونه رسوندی بالا نییای دل تو دلم نبود تا زسیدیم من ماشینمو اون طرف خونشون پارک کردمو رفتیم بالا در رو باز کرد گفت برو تو و خودشم رفت بچه شو بیاره داشتم به ماهواره ور میرفتم که چی میدیدم وای لباساشو که عوض کرده بود یه شلوارک کوتاه که کونش اون رونای زیباش توشافتاده بود با یه تاپ سفید امد میوه گذاشت جلو منو سینهشو بالا داد و به بچش شیر داد من دیگه داشتم از حشر زیاد میمردم که بچش خوابش برد و گذاشتش تو رخت خوابش امد پیش منو منم ماهواره رو درست کردمو گذاشتم فارسی 1بعد گفت حوصلم سر میره بیا با هم صحبت کنیم گفت راست گفتی از من خوشت میاد گفتم اره چرا که نه گفت از خودم خوشت میاد یا از اندامم گفتم راستشو بخوای هر دوتاش یه نگاهی بم کردو صورتشو نزدیکم کردو منم یه لب ازش گرفتم وای مگه چفتش در میومد داشت خفه میشد که لباشو ول کردمو گردنشو گوششو مک زدم و رو تاپش سینهاشو میمالیدم که دیدم ولو شد رو دستم تاپش در اوردم داشتم سینه های ناز و گردشو می خوردم که گفت بریم رو تخت اتاق بقلش کردمو بردمش تو اتاق شروع کردم از لب تا نافش خوردن که دیدم از داخل کشوئ بقل تخت یه پماد بی حسی مالید به کیرمو یخورده ساک زدو گفت بکن داخل که دارم اتیش میگیرم منم دامن کوتاهشو دادم پایین کوسشو خوردم دیدم داره میگه خواهش میکنم کیرتو بکن دیگه طاقت ندارم و ارضاع شد ومن کیرمو اوردم جلو اون رونای که همیشه ارزوشونو داشتمو بوسکردمو کنار زدم وکیرمو کردم تو کوسش خیلی لزج بودو داغو تنگ تلمبه که زدم دیدم داره اه ناله قربون صدقم میره اینگار ازون وقتی که بچهدار شدهتا حلا نکرده بودش اخه دمو دقیقه ارضا میشد وکیر منو لزج تر میکرد تلمبه میزدمو واقعا لذت میبردم از این کوس خوشکلو و توپل داشت دیگه ابم میومد که بلند ش کردمو سجدهش کردم سوراخ کونش صورتی بود روش کیرم که باابا خانم خیس خیس بودگذاشتم وبا یه فشار همشو دادم داخل تلمبه که میزدم رونام با لمبهاش میخورد و از دیدن کون قشنگش که داشتم تولمبه باش میزدم اه ونالش خیلیبلند شده بود منم تا 2.3 دقیقه ابمو داخل کونش خالی کردمو عجب لذتی داد یادم نمیره هیچ وقت وبعدبغلش کردمو سینهای خوشکلشو دستم گرفتمو یه خورده پیشش خوابیدمو ساعت 3 صبح بود میخواستم بزنم بیرون که شماره موبایلشو گرفتم گفتم بش هر وقت که تونستی بم زنگ بزن تا صحبت کنیم فرداش که من ساعت 12 ظهر بیدار شدم دیدم گوشیم زنگ خورد برداشتم سارا بود گفتم دی شب خوش گذشت گفت خیلی نزدیکه 5 بار ارضا شدم و خیلی بات حال کردم از اون شب به بعد شوهرش که همش سر کاره روزای هم که خونست با ماشینش تاکسی کار میکنه روابط ما بیشتر شده به هم وابسته شدیم موندم چیکار کنم از یه طرف می دونم اگه کسی بفهمه بیچارم ازطرف دیگه هم انگار دوست دخترمه خاطرش برام عزیزه.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%db%8c%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175482</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان پولدار و کیر خور</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%88%d9%84%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%88%d9%84%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Jun 2019 10:27:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقاتی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسی]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال]]></category>
		<category><![CDATA[استقبالم]]></category>
		<category><![CDATA[اشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترین]]></category>
		<category><![CDATA[بشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بودیمو]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بینمون]]></category>
		<category><![CDATA[پریدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پیرمرد]]></category>
		<category><![CDATA[پیرمرده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[حرفامو]]></category>
		<category><![CDATA[خداییش]]></category>
		<category><![CDATA[خطرناک]]></category>
		<category><![CDATA[خودتونو]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[خیالمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستانها]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دخترمه]]></category>
		<category><![CDATA[درخواست]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[سالهای]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شناسنامه]]></category>
		<category><![CDATA[عزیزمو]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[کارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کیرتون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرسنگی]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینش]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفانه]]></category>
		<category><![CDATA[مردونگی]]></category>
		<category><![CDATA[مسئولش]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخواییم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادن]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میگذروندم]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مینشست]]></category>
		<category><![CDATA[نکردنی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونین]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[‫هرچقدر]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همشهری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[وابسته]]></category>
		<category><![CDATA[یادتون]]></category>
		<category><![CDATA[یجورایی]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بهم فحش نداد . گرچه فیلم سکسی میدونم کاربرای این سایت کاملا خودشون به راست بودن یا دروغ بودن داستانها واقف هستن و میدونن به چه کسی سکسی فحش بدن یا چه کسی رو تمجید شاه کس کنم&#8230; این جریان رو که میخوام بگم مربوط میشه به سالهای84-85&#8212;مدتی بود که میرفتم سایت کونی اویزون رو [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بهم فحش نداد . گرچه فیلم سکسی میدونم کاربرای این سایت کاملا خودشون</h2>
<p>به راست بودن یا دروغ بودن داستانها واقف هستن و میدونن به چه کسی سکسی فحش بدن یا چه کسی رو</p>
<h3>تمجید شاه کس کنم&#8230; این جریان رو که میخوام بگم مربوط میشه</h3>
<p>به سالهای84-85&#8212;مدتی بود که میرفتم سایت کونی اویزون رو دید میزدم و یجورایی خوشم اومده بود ازش. بیشتر وقتمم تو قسمت</p>
<h4>دوستیابیش جنده میگذروندم و هر روز تاپیکهایی که دخترا میزدن رو</h4>
<p>چک میکردم تا شاید یه همشهری پستون پیدا کنم . هرچی میگشتم کمتر کسی رو پیدا میکردم که به موقعیت مکانی</p>
<h5>من بخوره&#8230; کوس یه روز طبق معمول داشتم تو سایت چرخ</h5>
<p>میزدم که دیدم یه دختر به اسم مونا ازگرگان یه تاپیک زده که دنبال دوس پسر میگردم میخوام با کسی دوس باشم سکس داستان که از همه</p>
<h6>نظر ساپورتم کنه و از این کسشعرا&#8230; بعدشم ایران سکس ایمیلشو گذاشته</h6>
<p>بود نوشته بود یه عکس از خودتونو کیرتون بفرستید.. منم که از بس گشته بودم یه همشهری پیدا نکرده بودم با خودم گفتم حالا بذار واسه این یه میل بفرستیم ببینیم چی میشه.. یه عکس از خودمو یه عکسم از کیرم به ایمیلش فرستادم و یه نامه احساسی هم نوشتم که اره من فقط واسه سکس نمیخوامت و&#8230;. خداییش هم هرچی براش نوشتم واقعی نوشتم چون شدیدا دنبال یه دوس دختر میگشتم که از همه لحاظ باهم باشیم نه فقط سکس. خلاصه گذشت و بعد از 4-5 روز دیدم برام جواب نامه امو داده و کاملا معلوم میشد این یه جوابی بود که بصورت روتین برای همه کسانی که بهش ایمیل میدادن میفرستاد تو ایمیلش چند تا سوال خصوصی تر نوشته بود(بحساب خودش کسانی که به ایمیلش نامه میدادن رو گزینش میکرد و از جواب هرکسی که بیشتر خوشش میومد میذاشتش تو مرحله بعدی) منم به سوالاش پاسخ دادمو دوباره براش فرستادم..خلاصه سوال جوابامون تا جایی رسید که قرار شد تلفنی حرف بزنیم.من تو همون نامه اول که بهش داده بودم شمارمم گذاشتم اما اون تا وقتی که مطمئن نشد تماس نگرفت. بالاخره بعد از چند مدت که نامه نگاری کردم باهاش زنگ زد.صدای خیلی جذابی داشت و واقعا ادم رو دیوونه صداش میکرد.چند وقت باهم تلفنی حرف زدیم و جوری که هر دو تقریبا به هم وابسته شده بودیم.روزی که عکسشو برام میفرستاد رو یادم نمیره چقدر هیجان داشتم. خیلی لحظه قشنگی بود. چندتا عکس برام فرستاد چقدر زیبا بود واقعا زیبا بود. بهم قول داد دیگه سایت اویزون نره حتی پاسورد ایمیلی که تو سایت گذاشته بود رو هم بهم داد. وقتی بازش کردم بیشتر از 200 تا نامه درخواست دوستی داشت..خیلی بهم وابسته شده بودیم. تنها مشکلی که بینمون بود مسافتی که بینمون بود که خیلی اذیتم میکرد.گرگان کجا و شهر ما کجا &#8230;. کارمون این شده بود اون پشت وبکم برام لخت میشد و من جلوش جلق میزدم. یه مدت همینجوری گذشت و تا اینکه دیدم اینجوری نمیشه باید یه فکری کنیم. قرار شد من برم گرگان پیشش. مشکل این بود که اونجا هم جا نداشتیم.نه دوستی نه اشنایی. خونه خودشونم که نمیشد بریم. مونده بودم چکار کنم. به خودم لعنت میفرستادم چرا عاشق کسی که ازم دوره شدم.. دل بود دیگه چکارش میشد کرد. خلاصه بلیط گرفتمو رفتم گرگان. باورتون نمیشه وقتی اومد استقبالم باورم نمیشد که از نزدیک دارم عزیزمو میبینم. هر دومون در حسرت سکس داشتیم میسوختیم. با ماشین اومده بود دنبالم حدود ظهر بود که رسیدم گرگان سوار ماشینش شدمو رفتیم یکی از رستورانهای اونجا و ناهار زدیم. بعد از رفع گرسنگی و خستگی شروع کردیم به فکر کردن و بحث کردن که حالا کجا بریم که بتونیم حداقل یه لبی ازهم بگیریم.که یهو مونا فکری به ذهنش رسید گفت بریم کافی نت &#8230;. که تو خیابون&#8230;. هست. چندبار رفتم اونجا خیلی خلوته میشه اونجا کنار هم بشینیم.. من که نمیشناختم جایی رو موافقت کردم باهم رفتیم کافی نت. حدود ساعت 3ظهر بود یه دختر خوشکل هم مسئولش بود که پشت سیستم نشسته بود. رفتیم ردیف اخر یه میز تحریر بزرگ گذاشته بودن که دوتا سیستم همراه با کیس هاشون روی میز گذاشته بودن. طوری که وقتی کسی مینشست پشت این میز تقریبا میشه گفت اون کسی که جلو نشسته نمیتونه ببینه &#8230; مونا نشست کنار دیوار منم کنار اون که میشه سر میز. چون ردیف اخر هم بودیم خیالمون راحت بود که کسی از پشت نمیتونه ببینه مارو. تنها نگرانیمون یه پسره دو ردیف جلوتر بود با همون دختره که ردیف اول پای سیستم نشسته بود هر از گاهی از جاش پا میشد&#8230; دیگه طاقت نیاوردیم مونا به عنوان اینکه میخواد چیزی رو از زمین برداره دو زانو نشست رو زمین منم زیپ شلوارمو کشیدم پایین و کیرمو که مثل تیراهن شده بود اوردم بیرون دادم دستش&#8230; وای چه لحظه ای شده بود. چه صحنه ای بود. وقتی کیرمو کرد تو دهنش انگار دنیا رو بهم داده بودن. جوری ساک میزد برام که تصورشو نمیتونستم بکنم&#8230; اینقدر حشری شده بودم که در عرض 3-4 دقیقه ابم با قدرت زیاد اومد و تا تهش رو ریختم تو دهن مونا اونم بدون اینکه کم بیاره کاملا قورتش داد. نمیدونین چقدر لذت بردیم .یه بوی اب منی ته کافی نت رو گرفته بود که هرکسی اضافه میشد به اون قسمت میفهمید خبریه.. سریع خودمونو جمع و جور کردیم از کافی نت زدیم بیرون. مونا گفت بیا بریم جنگل نمیدونم اسمش چی بود توسکان بود توستسکان بود دقیق یادم نمیاد اسمش چی بود سوار ماشین شدیم و رفتیم همون جنگل. یخورده اونجا قدم زدیم پشت چندتا درخت هم یخورده لب گرفتیمو سینه خوردم ولی میترسیدیم سکس کنیم نمیشد.. تا اینکه مونا گفت بیا بریم مسافرخونه ای پیدا کنیم شاید قبول کنه پول بهش بدیم بیخیال بشه و شناسنامه نخواد ازمون.. رفتیم پایین شهر یه میدون بود که داخل یکی از کوچه های مشرف به میدون یه مهمان پذیر بود داخلش شدیم یه پیرمرد باحال بود (اگه زنده هست خدا حفظش کنه) بهش گفتم حاجی من از &#8230; اومدم این خانم هم دوس دخترمه. نه میخواییم ادم بکشیم نه دزدی کنیم نه کار دیگه ای فقط میخواییم این دوروزی که اومدم شهرتون با ایشون باشم/ اگه حرفامو باور میکنی مردونگی کن و بذار ما باهم باشیم. پولشم هرچقدر میشه میدم. واقعا خدا حفظش کنه پیرمرده قبول کرد اجاره رو دوبل بگیره بذاره تا شب مونا پیشم باشه .وقتی رفتیم تو اتاق اول باهم پریدیم تو حموم وای چه لذتی داشت.بدن همو لیف میزدیم. لب میگرفتیم&#8230; باور نکردنی بود.از حموم که اومدیم بیرون پریدیم رو تخت . حالت 69 شدیمو میخوردیم مال همو. مونا اوپن نبود نمیتونستم از جلو بکنمش. بهم گفت از پشت بکن. دوسه بار از پشت کیرمو کردم تو کونش ولی راستش با ساک زدن بیشتر حال میردم&#8230;خلاصه دو روزی که گرگان بودم همش پیش هم بودیمو همدیگرو ارضا میکردیم&#8230; چندبارم رفتیم ناهارخوران قلیون کشیدیمو غذا خوردیم.. دوستان باور کنین سکسی که همراه عشق باشه بزرگترین لذتیه که برای یه پسر و دختر فکر میکنم میتونه باشه.امیدوارم همتون این نوع سکس رو همیشه تجربه کنین/ سالهای ساله که ازجریان منو مونا میگذره و متاسفانه اتفاقاتی پیش اومد که اگه دوس داشتین براتون تعریف میکنم که چی شد ما بهم نرسیدیم دیگه///		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%88%d9%84%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174898</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دوست دخترم به همه میداد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%af-2/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%af-2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 29 Apr 2019 06:08:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[الاچیق]]></category>
		<category><![CDATA[انتقام]]></category>
		<category><![CDATA[اونورو]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بودمداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینتر]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تلگرام]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[خرابتر]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دخترمه]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[دربیار]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمو]]></category>
		<category><![CDATA[رفیقمون]]></category>
		<category><![CDATA[روشکمش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمها]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوها]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکشو]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخاست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناخوداگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگهداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[یجورایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دوستم کردمش گفتم به دوستمم بده نداد . اینو گف کلا جا خوردم و یه جوری شدم بدجوری کیرم راست شد هنگ کرده بودم گفتم الان باید پاشم جرش بدم ولی وقتی گفت کردمش از لذت تموم بدنم میلرزید گفتم کسشعر میگه اخه خیلی دوسش داشتم باور نمیکردم شب شد رفتم خونه با سپیده دوسه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h6></h6>
<p>دوستم کردمش گفتم به دوستمم بده نداد . اینو گف کلا جا خوردم و یه جوری شدم بدجوری کیرم راست شد هنگ کرده بودم گفتم الان باید پاشم جرش بدم ولی وقتی گفت کردمش از لذت تموم بدنم میلرزید گفتم کسشعر میگه اخه خیلی دوسش داشتم باور نمیکردم شب شد رفتم خونه با سپیده دوسه روزی بود قهر کرده بودیم بیشتر اوقات قهر میکردیم دعوابهش پی ام دادم یهو زد بسرم یدستی بزنم ببینم سکس کرده یا نه که از یجایی شرو کردم دیدم که بله پسره پی ام داده بهم دهن لق من به تو گفتم به کسی نگفتم فلان دیدم اره جدی جدی کردتش من که به سپیده گفتم رفته گذاشته دست اون رفیقمون دیدم وضعیت خرابه شر کردم گفتم خوشم امده عشقم کشیده که پسره بلاک کرد من موندم سپیده که گف با فلانی دوست شدی قهر بودیم اینا از لج کردم منم که گردن گرفت کات کردی دوسه هفته ای بود کات کرده بودیم ک اون روحیش خرابتر میشد عذاب وجدان که یه شب پی ام داد تا صبح حرف زدیم کشید کشعر که گف اخرش تنهاس مامانش و باباش رفتن دکتر داداش کوچیکشو بردن یجای دیگه چون داداشش یه مریضی داشت . زد به سرم رفتم نخش گف بیا خونمون اولین سکسم بود دستم میلرزید پشت گوشی زود رفتم حموم شب دیگ تموم بود صب چهار اینا بود که حرف زدیم بعدحموم گف میره حموم بیاد ک منم تو فکر چیکار کنم نکنم از کجا شرو کنم اومد که بعد چت کردیم ساعت شد شش نیم که گف بیا منم دلو زدم دریا و راه افتادم بدجوری استرس داشتم کلا ته دلم یجوری میشد انگار تو این دنیا نبودم رفتم خونشون کوچه رو اینور اونورو نگا کرد بچه کوچولوها میرفتن مدرسه اینا قشنگ یادمه در باز کرد گف بیا تو چشام سیاهی میرفت با ترس لرز رفتم بالا دیدم موهاشو وا کرده سلام و احوال بغلش کردم لب و بوس بفلعادی بود انگشت اینا هم قبلاکرده بودمش که خوردن لب شرو شد نمیدونم چیشده بود ولی انگار عجله داشتم خوابوندمش رو زمین گف آرمین اروم تر چته گفتم فقط هیچی نگو داشتم میخوردم که لباساشو دراوردم قبلا سینشو دیده بودم خورده بودم ولی پایینتر نرفته بودم یجوری حس انتقام داشتم یجوری حس شهوت حس ترس حس نفرت نمیدونم همشون قاطی هم بودن لباساشو کندم شلوارشو دراوردم پاهاشو دیدم ناخوداگاه دیدم صدام عوض شده کلفتر شده بود شرتشو دراوردم پاهاشو چسبوند بهم گف لباساتو دربیار لباسامو دراوردم کیرم بدجوری شق شده بود انگار منفجر میشد بیشتر از همیشه کلفتر و بزرگتر شده بود سرش شیره شده بود قبل اب شیره کیر میاد خود بخود شیرش اومده بود که رفتم نشستم روشکمش اروم رفتم بالا جلو لبش قبلا ساک زده بود ولی اینبار لخت جلوم خوابیده بود هرچند سکس کامل نداشتم کامل لخت نشده بودیم تو سینما الاچیق تجربه نصفه داشتم ساک زد رفتم بین پاهاش کسشو لیس زدم سرمو فشار میداد یهو گف بهم میشه مک بزنی مک زدم دیدم اهش دراومد برش گردوندم یکم تف زدم کف دستم کونشو کلا تفی کردم بعد کیرمو اروم سرشو گذاشتم سوراخش اون کلا دراز کشیده بود منم رو کونش خوابیدم کلشو فشار دادم تو اه کشید ک شرو کردم گوششو خوردن اروم تا ته فشار میدادم میخاست چیزی بگه که عین فیلمها دست خودمم نبود دهنشو گرفتم محکممممم فشار دادم تووووو کونش گف نگهدارررر یکم نگهداشتم گوششو گردنشو خوردم دیدم اروم شدهتلمبه زدم اولین بارم بود حس میکردم وقتی تلمبه میزنم کلا وجودم داره خالی میشه از دلم پایین تو این حس بودمداشتم میزدم که خیلی زود ارضا شدم خوابیدم روش خالی شدم توشبعد یکم دراز کشیدم پاشد شرتشو پوشید باشرت خوابید پیشم بغلم کرد پرسید نارحت نشدی به دوستت کون دادم منم گفتم ن خیلی بهم حال داد دوس دارم جلومم بکننت اونم گفت قربونت بشم عشقم بیغیرتم کسکش خودمی دوباره کیرم شق شد هرکاری کردم نزاشت بکنمش گف دیگه نمیشه بعدش رفتم خونه و کلی ماجرا که یبارم خونه دوستم خالی بود بردم سکس کردیم و بعدشم دوستمو صدا کردم جلوم کردش منم کسشو لیسیدمو و همه آبشو خوردم که بعدش تموم کردیم بعد ها دیدم معتاد سکس شدم با زن و نامزد که خودش اومد طرفم و چندتا دخترم سکس داشتم یجورایی حرفه ای شدم ولی اون منو معتاد سکس کرد من بلد نبودم میترسیدم اولین تجربم بااون بود ولی خدا میدونه اون مقصر من شد که الان لاشی شدم همه چی رو تو سکس میبینم باید باهرکی دوس شدم بکنمش یه بکن تمام عیار . این اولین داستانی بود که نوشتم کاملا هم واقعی بود اگه دوس داشتین حال داشتم بعد هم براتون میگم از ماجراهام.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%af-2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173497</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دوست دخترم به همه میداد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Apr 2019 23:20:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[الاچیق]]></category>
		<category><![CDATA[انتقام]]></category>
		<category><![CDATA[اونورو]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بیغیرتی]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینتر]]></category>
		<category><![CDATA[تلگرام]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[خرابتر]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترمه]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[دربیار]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمم]]></category>
		<category><![CDATA[رفیقمون]]></category>
		<category><![CDATA[روشکمش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوها]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکشو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[ناخوداگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دوست دخترم به همه میداد میداد بیغیرتی دوست دختر یروز نشسته سکس بودم سفره خونه یکی از دوستا که دوستم نمیشه گف امد پیشم نشست حرف از سکس گروهمون شد که تلگرام داشتیم گف سپیده هست تو گروه میشناسی منم سکس بروم نیاوردم دوست دخترمه گفتم اره سکس بروم نیاوردم دوست دخترمه گفتم اره چطور [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>دوست دخترم به همه میداد میداد</p>
<p>بیغیرتی دوست دختر<br />
یروز نشسته سکس بودم سفره خونه یکی از دوستا</h2>
<p>که دوستم نمیشه گف امد پیشم نشست حرف از سکس گروهمون شد که تلگرام داشتیم گف</p>
<h3>سپیده هست تو گروه میشناسی منم سکس بروم نیاوردم دوست دخترمه گفتم اره</h3>
<p>سکس بروم نیاوردم دوست دخترمه گفتم اره چطور گفت دیروز بردمش خونه دوستم کردمش گفتم</p>
<h4>چطور گفت دیروز بردمش خونه دوستم کردمش گفتم به دوستمم بده نداد</h4>
<p>امد پیشم نشست حرف از گروهمون شد که تلگرام داشتیم گف سپیده هست تو گروه میشناسی منم بروم نیاوردم دوست سکس دخترمه گفتم اره چطور گفت دیروز بردمش خونه دوستم کردمش گفتم به دوستمم بده نداد . اینو گف</p>
<h5>دوست دخترم به همه میداد بودم سفره خونه یکی از فیلم سکسی دوستا که دوستم نمیشه گف امد</h5>
<p>گف سپیده هست تو گروه میشناسی منم بروم سکس داستان نیاوردم دوست دخترمه گفتم اره چطور گفت دیروز بردمش</p>
<h6>دوست دخترم به همه میداد دخترمه گفتم اره چطور گفت دیروز بردمش خونه دوستم کردمش گفتم به دوستمم</h6>
<p>دخترمه گفتم اره چطور گفت دیروز بردمش خونه دوستم کردمش گفتم به دوستمم بده نداد . اینو گف کلا جا خوردم و یه جوری شدم بدجوری کیرم راست شد هنگ کرده بودم گفتم الان باید پاشم جرش بدم ولی وقتی گفت کردمش از لذت تموم بدنم میلرزید گفتم کسشعر میگه اخه خیلی دوسش داشتم باور نمیکردم شب شد رفتم خونه با سپیده دوسه روزی بود قهر کرده بودیم بیشتر اوقات قهر میکردیم دعوا<br />
بهش پی ام دادم یهو زد بسرم یدستی بزنم ببینم سکس کرده یا نه که از یجایی شرو کردم دیدم که بله پسره پی ام داده بهم دهن لق من به تو گفتم به کسی نگفتم فلان دیدم اره جدی جدی کردتش من که به سپیده گفتم رفته گذاشته دست اون رفیقمون دیدم وضعیت خرابه شر کردم گفتم خوشم امده عشقم کشیده که پسره بلاک کرد من موندم سپیده که گف با فلانی دوست شدی قهر بودیم اینا از لج کردم منم که گردن گرفت کات کردی دوسه هفته ای بود کات کرده بودیم ک اون روحیش خرابتر میشد عذاب وجدان که یه شب پی ام داد تا صبح حرف زدیم کشید کشعر که گف اخرش تنهاس مامانش و باباش رفتن دکتر داداش کوچیکشو بردن یجای دیگه چون داداشش یه مریضی داشت .</p>
<p>زد به سرم رفتم نخش گف بیا خونمون اولین سکسم بود دستم میلرزید پشت گوشی زود رفتم حموم شب دیگ تموم بود صب چهار اینا بود که حرف زدیم بعدحموم گف میره حموم بیاد ک منم تو فکر چیکار کنم نکنم از کجا شرو کنم اومد که بعد چت کردیم ساعت شد شش نیم که گف بیا منم دلو زدم دریا و راه افتادم بدجوری استرس داشتم کلا ته دلم یجوری میشد انگار تو این دنیا نبودم رفتم خونشون کوچه رو اینور اونورو نگا کرد بچه کوچولوها میرفتن مدرسه اینا قشنگ یادمه در باز کرد گف بیا تو چشام سیاهی میرفت با ترس لرز رفتم بالا دیدم موهاشو وا کرده سلام و احوال بغلش کردم لب و بوس بفل<br />
عادی بود انگشت اینا هم قبلاکرده بودمش که خوردن لب شرو شد<br />
نمیدونم چیشده بود ولی انگار عجله داشتم خوابوندمش رو زمین گف آرمین اروم تر چته گفتم فقط هیچی نگو داشتم میخوردم که لباساشو دراوردم قبلا سینشو دیده بودم خورده بودم ولی پایینتر نرفته بودم یجوری حس انتقام داشتم یجوری حس شهوت حس ترس حس نفرت نمیدونم همشون قاطی هم بودن لباساشو کندم شلوارشو دراوردم پاهاشو دیدم ناخوداگاه دیدم صدام عوض شده کلفتر شده بود شرتشو دراوردم پاهاشو چسبوند بهم گف لباساتو دربیار لباسامو دراوردم کیرم بدجوری شق شده بود انگار منفجر میشد بیشتر از همیشه کلفتر و بزرگتر شده بود سرش شیره شده بود قبل اب شیره کیر میاد خود بخود شیرش اومده بود که رفتم نشستم روشکمش اروم رفتم بالا جلو لبش قبلا ساک زده بود ولی اینبار لخت جلوم خوابیده بود هرچند سکس کامل نداشتم کامل لخت نشده بودیم تو سینما الاچیق تجربه نصفه داشتم ساک زد رفتم بین پاهاش کسشو لیس زدم سرمو فشار میداد یهو گف بهم میشه مک بزنی مک زدم دیدم اهش دراومد برش گردوندم یکم تف زدم کف دستم کونشو کلا تفی کردم بعد کیرمو اروم سرشو گذاشتم سوراخش اون کلا دراز کشیده بود منم رو کونش خوابیدم کلشو فشار دادم تو اه کشید		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173446</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.007 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-07 22:24:42 by W3 Total Cache
-->