<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>دخترمو &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%85%d9%88/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:37:27 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>دخترمو &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>جنده خوشحال با عاشق سکس لب ساحل</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%84%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%d8%ad%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%84%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%d8%ad%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 10 Dec 2019 07:39:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بدهکار]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بیایید]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبخت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دخترمو]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندی]]></category>
		<category><![CDATA[روکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخی]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشون]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کنماین]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لامذهب]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهرانه]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیچه]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[موافقی]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میذارم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزه]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونسته]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستند]]></category>
		<category><![CDATA[هردوتا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[30 سالمه تازه ازدواج کردم. فیلم سکسی از سکس مقعدی(ازکون) خیلی خوشم میاد. یک برادر خانم دارم که از زنش خیلی خوشم میاد و اسمش نسرین است. سکسی همیشه تو فکرشمکه چطور بکنمش بدنش تپل شاه کس و سفیده با کون قلمبه ولی پیش من با حجابه حتی چند با ر خونه کونی ما خوابیده [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>30 سالمه تازه ازدواج کردم. فیلم سکسی از سکس مقعدی(ازکون) خیلی خوشم میاد.</h2>
<p>یک برادر خانم دارم که از زنش خیلی خوشم میاد و اسمش نسرین است. سکسی همیشه تو فکرشمکه چطور بکنمش بدنش</p>
<h3>تپل شاه کس و سفیده با کون قلمبه ولی پیش من با</h3>
<p>حجابه حتی چند با ر خونه کونی ما خوابیده خیلی حشری شدم و همون شب براش جلق زدم. حتی چند بار</p>
<h4>می جنده خواستم برم باهاش بخوابم ولی جرات نکردم و حتی</h4>
<p>یدونه برادر زن دارم که دخترش پستون خیلی منو شهوانی میکنه اسمش هم رویا ست و تقریبا 19 سالش می شه</p>
<h5>و حتی کوس خونه اونا میرم دست خودم نیست و مدام</h5>
<p>دارم کونشو زاغ میزنم و بالاخره تو کف این دوتا بدجوری موندم خونشون از ما خیلی دوره. بالاخره یه روز تصمیم جدی سکس داستان گرفتم سوار ماشین</p>
<h6>شدم و رفتم جلوی در نسرین تقریبا ساعت ایران سکس 11 ظهر</h6>
<p>بود و با این اوصاف زنگ را زدم ولی خیلی میترسیدم ودیدم یک صدای نازک گفت بله کیه گفتم منم صدای منو شناخت و فکر کرد با زنم اومدم با چادر اومد درو و باز کرد گفت تنها اومدی؟ گفتم سمیرا الان میاد رفت تو مغازه چیزی بخره البته این را هم بگم نسرین بچه هنوز نداره و شوهرش صبح ساعت 6 میره سرکار و 8 شب میاد. بگذریم بعد رفتم تو درو بستم یه ذره شک کرده بود ولی چون این کارو از من بعید می دانست رفت تو. بعد نگاه خیره کننده ای به من انداخت خیلی ترسیده بود گفتم چادررتو بردار گفت جیغ می کشما فکر کنم جریان را فهمیده بود به زور چادرشو برداشتم یه تی شرت صورتی پوشیده بود و سینه هاش زده بود بیرون کم مونوده بود جیغ بزنه سرخ سرخ شده بود گفتم ببین بزار حقیقت را بهت بگم من خیلی وقت تو کف توام و حتی خودتم میدونی ولی به من پا نمیدی الان هم اومدم بکنمت و حتی بیست هزار هم برات پول آوردم اگه میدی که هیچی نمیدی برم اولش گفت برو گم شو بعد میخواستم برم صدام کرد برگشتم اول ازش لب گرفتم دیدم اونم هم خیلی تحریک شده لباساشو در آوردم لباسهای خودمو هم درآوردم یک شورت قرمز رنگ هم پوشیده بود هیجان سراسر وجودم را گرفته بودم قلبم تند می زد شورتشو هم درآورد خوابوندم رو زمین و شروع کردم به خوردن سینه هاش انگار داشتم رو ابرا راه می رفتم بدن سفید و تپل که باب دندون من بود اونقدر خوردم که سینه هاش قرمز و سفت شد بعد رفتم سراغ کوسش زبونمو انداختم توش اونقدر خوردم اونم داشت پاهاشو تکون می داد و ناله می کرد. کیر بیچاره ام داشت از شق درد میمرد بعد از خوردن کس نوبت کونش بود بهش گفتم چهار زانو بشه و کونشو بده بطرف بالا همین کارو هم کرد دیگه داشتم می مردم کون نسرین الان جلوم بود چیزی که برام شده بود آرزوی دیرینه مشغول خوردن شدم یک کون بزرگ و سفید با سوراخی اندازه نخود که احتمالا تاحالا رنگ کیر به خودش ندیده بود داشتم می خوردم نسرین هم ناله میکرد بعد از این کارا بهش گفتم برام ساک بزنه اونم با جون و دل قبول کرد و بهم میگفت مال تو چند سانت از اندازه شوهرش بزرگتره و شوهرش تا حالا نتونسته یه حال درست حسابی بهش بده در یک چشم بهم زدن کیرم را تا ته کرد تو دهنش و با ولع تمام داشت می خورد تو این حال من خوابیده بودم و اوچهار زانو شده بود و پشت کونش یک آینه بود که از اونجا کونشو دید میزدم و قند تودلم آب میشد و بعد از کیر خوردن پاهاشو دادم بالا و آروم کیرمو تو اون کوس نازش جا دادم هنوز سرش نرفته بود صدای شیونش بلند شد یه کوس داغ تا کردم تو بعد شروع کردم با سرعت تمام به تلمبه زدن من هم قبل از عملیات چند تا قرص ترمادول خورده بودم که آبم نیاد بعد از چند دقیقه کیرم را درآوردم تا برام ساک زد بعد این بار خوابیدم زمین اومد نشست روکیرم و باز شروع کردم تلمبه زدن عین جک هیدرولیک کیرم نسرینو بالا میبرد و همش فکر میکردم حیف این کوس نیست که دست اون شوهرش مشنگش هست. بعد گفتم موافقی از عقب حال کنیم گفت نه درد می کنه چون تا حالا ندادم بعد گفتم نترس اگر درد کرد نمی کنم به زور راضیش کردم بعد به پشت خوابید و یک بالش گذاشتم زیر کمرش تا کونش بالا بیاد پاهاشو دادم بالا یه کمی خوردم لامذهب بوی ریاحین بهشتیو میداد بعد انگشتم را کردم تو سوراخش ولی انصافاً یه جوری زده بود که حتی یه ذره هم مو نداشت اول با یک انگشت و بعد با دو انگشت کردم تو کونش میخواستم یه جوری ماهیچه هاشو شل کنم تا بعد از چند دقیقه دیدم میشه کاریش کرد کیرم را اروم گذاشتم رو سوراخ کونش کمی فشار دادم سرش رفت تو. داشت التماس می کرد داره میسوزه شکمم درد میکنه و از این حرفا ولی گوش من بدهکار نبود گفتم خودتو شل کن بعد تا نصفه فرستادم و چند دقیقه ای کشید که شل بشه باالاخره تا کردم توش و آروم آروم شروع کردم تلمبه زدن دیگه داشت از شدت لذت جیغ میکشید بعد در آوردم دادم دهنش برام ساک زد. گفتم نسرین تو منو به آرزوم رسوندی مونده رویا گفت میخوای برات ردیفش کنم گفتم اگه ردیف کنی ده هزار رو پولت میذارم بشه سی تومان گوشیو برداشت به رویا زنگ زد گفت کجایی؟ گفت تازه از مدرسه تعطیل شدم گفت حالم بده بیا پیشم گفت زود میام دیگه داشتم پرواز میکرد نسرین به من گفت برو تو اون یکی اتاق الان میاد رفتم اونجا داشتم لحظه شماری می کردم که زنگ درزده شد از گوشه پنجره نگاش کردم دیدم خودشه تا اومد حیاط چادرشو برداشت کون نازش از مانتو زده بود بیرون کیرم کمی خوابیده بود باز هم بلند شد نسرین هم چادر پوشیده بود به رویا گفت چند روزه حالا نکردم تو کفم بیا باهم کمی حال کنیم دوبا ره نسرین لخت شد و اینبار رویا هم لخت شد یه لحظه رویا را دیدم دیگه داشتم از شق درد میمردم و این کیر من بود که به کون رویا سلام می داد خدایا چی دارم می بینم سه سال تو کفش مونده بودم الان توچنگم بود داشتن هم دیگر لیس می زدن که نسرین کفت با با این شهرام هم گیر داده به من . ول کن هم نیست من هم گذاشتمش توکف گفت کدوم شهرام کفت شوهر سمیرا رویا گفت اگه من جای تو بودم روهوا بهش میدادم هرچیه از شوهر خودت که بهتره نسرین گفت میخوای بهش زنگ بزنم بیاد رویا گفت مردونه بزن گوشی را برداشت الکی به من زنگ زد و فیلم بازی کرد بعد به رویا گفت ده دقیقه دیگه میاد بعد شروع کردن به حال کردن. رویا نشسته بود روی شکم نسرین داشت سینه هاشو میخورد کونش زده بود بیرون الان دیگه شهرام به تمام آرزوهایش رسیده بود کون رویا &gt;انگار توی رویا سیر می کرد آروم اومدم پشت رویا تا منو دید پاشد و دستش را گذاشت روی کوسش خیلی ترسیده بود من هم لخت با اون کیر کلفت نسرین<br />
هم داشت می خندید بعد رفتم رویا را بغل کردم و شروع کردم به لب کرفتن و خوردن سینه و کوس و کون همه جاشو لیس زدم از همه بیشتر کونشو اونهم بدون اینکه من بگم شروع کرد ساک زدن خیلی ماهرانه ساک میزد ولی تا نصفه میفرستاد دهنش گفتم تا آخر بفرست گفت نه خفه میشم گرفتم از موهاش تا آخر کیرم را کردم دهنش سرخ شد بعد کشیدم گفتم تا حالا سکس انجام دادی راست بگو؟ گفت یکبار اونم به زور گفتم کجا گفت تو جاده با مامانم منتظر ماشین بودیم که سوار یه پراید شدیم دوتا پسر بود گفتن باید بریم مکان مگرنه همین جا میکشیمتون ولی اگه بیایید تازه پول هم میدیم چاره نداشتیم قبول کردیم ما رو بردن به یک اتاق نوار سوپر گذاشته بودن من هم هیجان زده بودم و هم ترسیده بودم ولی از مامانم خیلی خجالت می کشیدم مامانم اروم به یکی از اونا گفت دخترمو از جلو نکنین پرده داره اون هم قبول کرد بعد مارولخت کردن اونا هم لخت شدن یکیش مامانو کرد یکیش منو ولی نامرد منو از کون زد آخرش از درد گریه میکردم ولی مامانو هم از کون زدن هم از کوس حتی دوتایی میکردن موقع اومدن هم چهل هزار دادن بعد از اون دیگه به سکس علاقه مند شدم ولی کیر اونا از مال تو کوچک تر بود رویا را خوابوندم به پشت یک بالش نسرین گذاشت زیر کمرش باز هم شروع کردم کونشو خوردن با انگشتم گشادش کردم و آروم فرستادم تو ولی چند دقیقه ای کشید که شل شد خیلی داغ بود داشت جیغ می کشید و شروع کردم تلمبه زدن بعداز این کار نسرین اومد برام ساک زد و هردو کنار هم چهار زانو نشستند اول کیرم را انداختم کوس نسرین 5 دقیقه ای تلمبه زدم و بعد انداختم کون رویا انگار یک مار خزید لونه اش انقدر کردم دیگه داشت از حال می رفت خیلی دادو بیداد راه انداخته بود بعد انگشتم را انداختم کون نسرین حالا دیگه دوتایی ناله میردن بعد کار رویا تموم شد کمی هم نسرین را کون کردم و بعد هردوتا نشستند آبم را ریختم رو صورتشون بعد هر سه تا رفتیم یک دوش گرفتیم از اون موقع به بعد هر هفته میرم می کنمشون اول پولی بود دیگه پول هم نمی گیرن و تا جان در بدن دارم به این کیر خوشبخت باید خدمت کنماین هم ماجرای سکسی من که جز حقیقت چیز دیگری نیست.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%84%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%d8%ad%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177577</post-id>	</item>
		<item>
		<title>نمیتونستیم تا خونه صبر کنیم پس تو ماشین گذاشتم تو کسش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%86%d9%85%db%8c%d8%aa%d9%88%d9%86%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%85-%d8%aa%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b5%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85-%d9%be%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%86%d9%85%db%8c%d8%aa%d9%88%d9%86%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%85-%d8%aa%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b5%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85-%d9%be%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 08 Dec 2019 09:29:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقشون]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[ادامشو‬]]></category>
		<category><![CDATA[اضطرابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتاديم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب]]></category>
		<category><![CDATA[اونايي]]></category>
		<category><![CDATA[اينجور]]></category>
		<category><![CDATA[باشهرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بپوشونم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابي]]></category>
		<category><![CDATA[بخوريم]]></category>
		<category><![CDATA[بخورين]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگرديم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بوداما]]></category>
		<category><![CDATA[بودساعت]]></category>
		<category><![CDATA[بودوقتي]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمو]]></category>
		<category><![CDATA[بيدارش]]></category>
		<category><![CDATA[پشتشون]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[تختشون]]></category>
		<category><![CDATA[تنقلات]]></category>
		<category><![CDATA[تهرانه]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چهارشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[حرفامو]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادش]]></category>
		<category><![CDATA[خنديدو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمن]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دخترشون]]></category>
		<category><![CDATA[دخترمو]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دستمالم]]></category>
		<category><![CDATA[دندوناش]]></category>
		<category><![CDATA[دندونام]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستيه]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگي]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[روبروشون]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهام]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شد<معذرت]]></category>
		<category><![CDATA[شدمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شلواره]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فروردين]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[كارشونو]]></category>
		<category><![CDATA[گفتم:”من]]></category>
		<category><![CDATA[گوشيشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساي]]></category>
		<category><![CDATA[متنفرم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[موبايلم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواهي]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوره]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردن]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگذره]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگيرم]]></category>
		<category><![CDATA[ميلرزه]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونسته]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[نميومد]]></category>
		<category><![CDATA[همديگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همراهم]]></category>
		<category><![CDATA[همينجا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[:زود باش مخه دوست دخترمو فیلم سکسی زدم برام گفته اين شب ميتونم تا فردا باهات باشم.البته اينم بگم پري بچه تهرانه تو تبريز دانشجو هستش.7روزي ميشد سکسی كه دوست شده بودنيه دختر باكلاس خوشگل شاه کس حشري&#8230;.24 سالش ميشد ولي قدش195يا200سانتي ميشدسعيد به من گفت: علي برام مكان جور كن&#8221; منم کونی كه مكان [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>:زود باش مخه دوست دخترمو فیلم سکسی زدم برام گفته اين شب ميتونم</h2>
<p>تا فردا باهات باشم.البته اينم بگم پري بچه تهرانه تو تبريز دانشجو هستش.7روزي ميشد سکسی كه دوست شده بودنيه دختر باكلاس</p>
<h3>خوشگل شاه کس حشري&#8230;.24 سالش ميشد ولي قدش195يا200سانتي ميشدسعيد به من گفت:</h3>
<p>علي برام مكان جور كن&#8221; منم کونی كه مكان نداشتم براش گفتم ولي ناراحت شد و رفت. بعد از 1ساعت به</p>
<h4>همراهم جنده زنگ زد وگفت علي اگه مكان و حل كني</h4>
<p>راضيش ميكنم تو هم بكنيش&#8221;واييييي چي پستون شنيدم !منم ميتونستم پري جيگرو بكنم&#8230;.ديگه ديوونه شدمگفتم اگه مكان پيدا كردم برات زنگ</p>
<h5>ميزنم.ديگه وقت کوس ميگذشت.خدايا چيكار كنم رفتم يه قليان بكشم تا</h5>
<p>بيبينم چي ميشه.وقتي ديدم نيميتونم مكان پيدا كنم به سعيد زنگ زدم گفتم:من نتونستم جا جور كنم كه سعيد گفت تو دوست سکس داستان دختراتو ميبردي سرعين///230كيلومتر</p>
<h6>تا تبريز فاصله داره// اونجا من نيميتونم اتاق ایران سکس بگيرم &#8220;برام</h6>
<p>منت بزار با هم بيريم.من گفتم اگه من نتونستم بكنمش ديوونه ميشم سعيد /كه فوري برگشت گفت:بابا تو كاريت نباشه من حلش ميكنمساعت 9 شب شد كه برام زنگ زد گفت به پري گفته كه ميريم سرعين اونم قبول كردهمن رفتم مغازمون به بابا گفتم يه كار پيش اومد ميرم شهرستان فردا مييام /به سعيدم گفتم بره ماشينمو بياره تا من يه قليان ديگه بيكشم///ساعت 9:40 پري رو سوار كرديم اينم بگم پري خونه شخصي گرفته ولي با هم كلاسي هاش. واييييييي چه هيكلي داشت سفيد سفيد بود كيرم داشت فرمان ماشينمو لمس ميكرد عجب كوسي بود اين پريديگه داشتم از شهر خارج ميشدم كه پري گفت علي اقا فردا داداشم ميياد تبريز تا باهاش برگردم تهران فقط لطف كنين فردا تا ظهر برگرديم&#8221;گفتم رو چشام ///اين حرفو تا حالا به مامانام نگفتم رو چشامبعد از نيم ساعت رسيديم بستان اباد تا سيگار و تنقلات بگيريم/سعيد رفت خريد كنه من تو ماشين برگشتم عقب ديدم پري خوابيده//واييي رو پهلوش خوابيده بود كونش قلنبه شده بودوقتي نگاهش ميكردم يهو دلم يجوري براش سوخت //كه الان خانوادش فكر ميكنن دخترشون ميخاد دكتر بشه ولي اين ميرفت تا كوس بده///و اشك از چشمام اومد&#8230;&#8230;.سعيد امد و دوباره راه افتاديم//تو شهر سراب نگه داشتم تا شام بخوريم كه وقتي وارد رستوران شديمسافراي 2 اتوبوس اونجا شام سرو ميكردن كه همشون يه تور ورزشي مرد بودن. اگه دروغ نباشه نصفشون دست از غذا كشيدن فقط پري مارو نگاه ميكردن رفتيم سر يك ميز خالي نشستيم سعيد و پري پيش هم و من روبروشون نشستم واييي سينيه سفيد مثل برف ميدرخشيد يه مدال طلا هم زينت بخش سينه پري جون .من 3 تا جوجه كباب سفارش دادم. ولي به پري گفتم :شما بايد شيشليك بخوري تا برات خون و گوشت بشه .گفت :علي اقا شما چي بخورين منم همونو ميخورم.ساعت 11 شب بود .ولي بد از 15 دقيقه از غذا خبري نشد .به سعيد گفتم پاشو بيبين چي شد اين جوجه هامون وقتي سعيد رفت ديدم الان ميتونم احساس پري رو بيدونم براش گفتم تا حالا عاشق شدي؟ گفت نه. گفتم چرا همش تو فكري؟ گفت همينجوري.سعيد اومد نتونيستم ادامشو بيگم.سعيد منو كشيد كنار گفت مرگه من كاري نكن از دستم بپره. قول ميدم اونجا كاري كنم بتوني بكنيش&#8221; گفتم سعيد اگه قبول نكنه چي؟ كليد ماشينمو دادم دستش گفتم من يه سواري شخصي ميگيرم برگردم تبريز. گفت امكان نداره بزارم برگردي حتما ميكنيش . بد از 25 دقيقه ديديم اين پدر سگ غذامونو نداد پري يهو گفت :بيريم خود سرعين شاميمونو بخوريم .من گفتم :پري جان تا برسيم 12 شب اونجا بستنگفت نه بابا &#8230;. سعيد برام بازم چشماشو درشت كرد كه چرا پري جان گفتيراه افتاديم تا رسيديم سرعين .فوري اتاقو حل كردم .ولي يادم نموند كه 1 خوابه باشه از شانس من 2 اتاق داشت./// رفتيم يه غذا خوري بازم گفتم جوجه بياره. بعد از خوردن سعيد حساب كرد اومد, براش گفتم سعيد اين پري تازه گيها اومده اينجا چون ساعاته كارشونو بلده ///داشتم به خودم قول ميدادم كه حتما ميكونمشامديم جايي كه گرفته بوديم.فوري بخاري روشن كردم .كه سعيد گفت :علي اون يكي اتاقم بخاريشو روشن كن .من ديگه قاتي كردم گفتم تو كوس مادرت كار منو خراب نكنچاره نداشتم امدم تا بخاريرو روشن كنم .هي دستكاريش كردم روشن نشه تا منم پيش اونا بخابمولي از شانس گوه من روشن شدامدم اتاق سعيد وپري ديدم روسري شو باز كرده &#8220;خدايا چي خلق كردي عجب محشري بوديه سيگار روشن كردم نشستم اونجا.كه اين پدر سگ سعيد ما گفت علي جان ميشه بري اتاق خودت؟ من ديگه ديوونه شدم ميخاستم بيپرم رويه پري سعيد فهميد فوري دستمو گرفت اورد بيرون/گفت قول ميدم تو هم بكنيش.///خدايا عجب غلطي كردم اين 2 رو اوردم.چاره نداشتم اومدم اين يكي اتاق.واي پشت ديوار الان چي كسي داشت نفس ميكشيد؟ پري جانكاپشنمو در اوردم وقتي جيبهامو نگاه كردم ديدم گوشيم نيست&#8221; از خدا خاسته يهو وارد اتاقشون شدم چي ميديدم .مانتوشم در اورد بود // اييييييي خدا قلبم داشت منفجر ميشداصلا از جاش تكون هم نخورد يه تاپ صورتي با يه شلواره مشكييادم رفته بود واسه چي رفتم اتاقشون_بازم سعيد گفت علي امري داشتي؟ميخاستم با يه مشت بكوبم دندوناش خورد بشه // &lt;تو دلم گفتم وقتي كيرتو كردي تو كسش انوقت ميام حالتو ميگيرم&gt; گفتم موبايلم نيست تو نديديش؟پدر سگ فوري گوشيشو برداشت به خط من زنگ زد ديديم مونده تو رستوران.رفتم اوردمش.امدم تو اتاقماتاق كه نه برام انفرادي بودساعت2 نصف شب بود كه يهو سعيد امد گفت :علي ميشه از ماشينت دستمال كاغذي بياري؟گفتم واسه چي؟ گفت :پري ميخواد بره توالتاااااا به خدا قسم چاقو ميزدي ازم خون نيميومد .واي خدايا مگه من كارگر جنده خونم كه دستمالم باراشون بيارمخوب دوستم بود قبول كردم.سعيد منو بوسيد گفت تا 2ساعت ديگه تو هم ميكونيش////دستمالو اوردم تا اين كوس طلايه ما بره جيش كنهديگه ساعت 2:30شده بودمن خوابم ميومد ولي علي كوچولويه من نيميذاشت بخوابمفقط سيگار ميكشيدم و يا گوشمو ميچسبوندم در اتاق اونا تا بيبينم چه خبرهميشنيدم كه سعيد داره براش التماس ميكنه/پري هم ميگفت :سعيد يادته برات گفته بودم من ضد حالم 20 هست؟بورو كنار ميخام بخابم///سعيد يه جوري التماس ميكرد كه من خاستم برم پيشش لخت بشم بگم بيا منو بكناخر سر ديدم كه دارم از سرما ميلرزم.امدم جلوي بخاري كمي اضطرابم كم شده بود چون ميديدم سعيدم نميتونه كاري بكنه///راستش باورم شده بود پري حتما از اونايي نيست كه بده&lt;خودمو انجوري راضي ميكردم&gt;كه يهو سعيد با شورت وارد اتاق من شد&lt;معذرت ميخوام سلول انفرادي&gt;گفت علي يارو از اونا نيست كه بده///منم تو كونم شادي ميكرد<br />
م كه حالا من ميتونم راحت بكنمشولي به روم نياوردم/گفتم برو يه بار ديگه سعي تو بكن گفت باشه و رفت ساعت3 رو نشون ميدادمن بازم رفتم پشت در وايستادم//ديدم پري ميگه: سعيد علي خوابش برده؟سعيد گفت :نه بابا اون قرص خواب اور ميخوره از شانس ما يادش رفته قرصاشو بياره تا قرص نخوره 2رخظشئ خوابش نيميبرهوايييي خدايا منو ديوونه هم كرد منم داشتم با اين حرفاش ديوونه ميشدم&lt;اخه پدر سگ من از كي تا حالا قرص خوردم&gt;ديدم يواش يواش صداي مارچ مورچ مي ياد/اره داشتن لبايه همديگرو مي خوردن////اين كير من نيميدونم گوشش كجاست ؟تو اين26 سال گوش كيرمو پيدا نكردم //تا صيداي لب گرفتنشونو شنيد بلند شدبد از 5 دقيقه ديدم صداي جير جير تختشون مياد. كمي درو باز كردم ديدم سعيد افتاده رو پريزبونشو كرده تو كسشو داره ليس ميزنه ////داشتم انفاكتوس ميكردم از شهوت خفه ميشدم//// فوري اين تكبيرو زمزمه ميكردم حتي يه مهر نماز بود اونجا بوسش ميكردم ميگفتم خدايااگه اينجور چيزا راسته اين كسو به منم حواله كنخدايا خدايا تا انقلاب مهدي واسه منم از اين كوس عطا بفرمايواش يواش ديدم سعيد داره سوتينشو دار مياره /اي خدا من ديگه ميخاستم گريه كنم اجب سينه هايي داشتمن كم كم ميخاستم لخت بشم تا يهو برم تو اتاق كه..ولي ديدم بدنم داره ميلرزه حتي دندونام به هم ميخورد زانوهام يجوري شده بود با خودم گفتم بزار وقتي سعيد خواست از كسش بكنه برم تو شايد پري از شدت حشريش چيزي نگه.5/6دقيقه صبر كردم از لاي در نگاه كردم ديدم اره ه ه ه كم كم ميخواد بياد پايين بدنش /از شدت استرسم بازم سيگار روشن كردم يهو صدايه جيغ شنيدم فوري امدم ديد بزنم كه ديدم سعيد داره يواش يواش تلمبه ميزنه // آي فلك ديگه داشتم ديونه ميشدم .يادم نيست كي وارد اتاق شدم ولي متوجه من نميشدن ديدم ديگه دارن تموم ميشن اينو از حركات سعيد متوجه شدم.فقط تو تنم شورتم بود &#8221; يهو سعيد زد كنار و ابشو خالي كرد رو شكم پري .برگشت ديد من پشتشون ايستادم/پري هم ديد ولي فوري پتو را كشيد روي بدنش من با صداي لرزاني گفتم :زود برو بيرون منم ميخوام بكنمش&lt;خدا وكيلي سعيد تا حالا حرف منو زمين نينداخته&gt;سعيد فوري رفت بيرون منم لباساشو دادم دستش.تا امدم بخوابم بغل پري جيغ كشيد داشت به سعيد فحش ميداد .رو به من كرد گفت:علي من لاشي نيستم با من كاري نداشته باشگفتم عزيزم ميدوني من در چه حالييم ببين دارم ميلرزم بذار خودمو خالي كنم كه زد زير گريهسعيد امد تو تا ببينه چي شده كه پري داد ضد پدر سگ نامرد بي عرضه برو بيرون نيميخوام صداتو بشنوم//من فوري گفتم سعيد برو بيرون كاريت نباشه من ارومش ميكنم/ بنده خدا فوري رفتخواستم پيش پري دراز بكشم گريه كرد گفت علي هر كاري ميخواهي بكن ولي بجون مادرت قسم ميدم بعدا منو خفه كن تا بميرم/ گفتم نه تا وقتي بخوام بايد با من باشي شايد تا وقتي درست تموم نشده/ چنان از ته دل گريه ميكرد كه نگو.حالا مونده بودم چيكار كنم با خودم گفتم يه كمي نازش كنم بوسش كنم درست ميشه تا امدم دست بهش بزنم گفت حق نداري به من دست بزني من چي شنيدم ديگه داشت اعصاب منو خراب ميكرد دستمو بردم كه پتو رو بكشم كنار كه از ته دل اهي كشيد بعد ديگه چشماش بسته شد و به سختي نفس ميكشيد فوري سعيد امد تو گفت چي شد علي گفتم داره ميميره ولي نميدونم چي كار كنم سعيد زود اب اورد زد به صورتش كه كمي حالش جا امد بازم اسعيد ديد از حا رفت سعيد بازم بيرون كردمدست رو صورت پري كشيدم ديدم گرمه گرمه فوري پتورو كنار زدم واي چي ميديدم سينهاش/شكمش كه اب سعيد هنوز مونده بود كسش كه كمي مو داشت ولي پري از حال رفته بود واين بهترين فرصت واسه من بوداما نتونستم اين كارو بكنم و رفتم اب بيارم تا بزنم رو صورتش تا بيبينم چي ميشه رفتم ابو اوردم زدم صورتش حالش كمي جا امد ديد پتورو كنار زدم ناراحت شد رنگش تغيير كرد ديگه من گفتم يا ميكنم يا ديگه اسممو پسركير دار نميزارمبوسش كردم با موهاش بازي كردم حالش كمي جا اومد ساعتو نگاه كردم ديدم 4 نصفه شب گفتم پري بيا دستو صورتتو بشورم حالت جا بياد گفت نميتونم بلند شم . با هزار مكافات بلندش كردم تا ببرم دستشويي.واي عجب كوني داشت سفت سفت سفيد سفيد كيرم يهو بلند شد و دست پري يهو خورد به كيرم&lt;البته شورتم هنوز تنم بود&gt; ديدم جا خورد و از من فاصله گرفتديگه شهوت داشت ديوونم ميكردبازم نتونستم كاري بكنم تا امديم بازم رو تخت به خودم جسارت دادم رو به پري كردم گفتم:پري ببين دوست دارم كه با من سكس كني هر چي هم بخواي برات انجام ميدم از لحاظ مالي تامين ميكنم اجاره خونه تو ميدم ماشين ميندازم زير پات خلاصه هر چي بگي انجام ميدمولي پريبازم گريه كرد گفت فقط ميخوام منو بكشي ديگه از خودم متنفرم .منم گفتم اگه حرفامو قبول نكني من خودمو ميكشم تا خونم گردن تو بيفته. خواستم بلند بشم كه برم ديدم شدت گريشو زياد كرد و گفت نه نرو نميخوام اينجا تنها باشم/نميخوام با سعيد بي شرف منو تنها بزاريتو كونم شادي كردم عجب دختريه/بازم امدم بغلش دراز كشيدم گفتم دستتو بنداز دور گردنم و منو بوس كن . با هزار مكافات قبول كرد ولي يهو بازم ديدم حالش خراب ميشه ديگه داشت نفسش به شماره ميفتاد/سرشو گذاشت رو شونم و گفت :علي با من كاري نداشته باشمنم الان اينجا تنهام با اينكه ميتوني با من هر كاري دلت خواست انجام بدي ولي فكر كن من خواهرتمواي اين حرفش منو داغون كرد كه من اينجا تنهام/زود پتو رو كشيدم رو تنش دستاشو بوسيدمو رفتم لباسامو بيارمديدم سعيد خوابيده / لباسامو اوردم تا بپوشم كه گفت يعني نميخواي با من &#8230;. كني؟ گفتم نهگريه كرد كه تا حا<br />
لا گريه جانسوز ي مثل ان نديده بودم. منم گريم گرفت كه خدايا من عجب انسان كثيفي هستم كه اين كارو كردم .برگشتم گفتم لباس زير كجاست ميخوام بپوشونم تنت.به كنار تخت اشاره كرد فوري شورتشو تنش كردمحتي بخدا نگاهي از شهوت براش نكردم بعدا سوتينشو بستم لباساي خودمم پوشيدم خاست بخوابه كه گفتم من ميرم اون يكي اتاق كه گفت نه بايد همينجا بخوابي گفتم پس بايد شلوارتم بپوشونمديگه داشت كم كم هوا روشن ميشد براش قول دادم تا صبح بالايه سرش بشينم و كاريش نداشته باشم ازش منم قول گرفتم كه ديگه گريه نكنه ///سرتونو درد نيارم ساعت 7:30بيدارش كردم بلند شد طفلكي ناي بلند شدن نداشت تا منو ديد زد زير گريه كه عجب برادري كردي به من كه كاري نكردي با منمنم چاقو ميزدي ازم خون نميومد چون نتونسته بودم بكنمش هم از كاري كه كرده بودم از خودم بدم ميومد/ ديدم سعيد امد تو تا خاست حرفي بزنه پري هر چي از دهنش ميومد نثارش كردعجب كاري كرده بودم هم از سعيد كجالت ميكشيدم هم از خودماتاقو تحويل داديم سوار ماشين شديم تا با كوله باري از شرم برگرديم تبريز تو راه فقط من حرف ميزدم/بعد از سراب سعيد گفت علي بيده من رانندگي كنم تو باهاش حرف بزن شايد راضيش كني كه من تقصيري نداشتمگفتم باشه.رفتم عقب پيشش نشستم گفتم پري منو ببخش تقصير من بود سعيد كار بدي باهات نكرده اين كارها همش تقصير من بود بيا باهاش اشتي كن كه گفت حتي بميرمم اين كارو نميكنم.گفتم ميخوام باهات حرف بيزنم گفت الان حالشو ندارم شماره همراهتو بده من برات زنگ بزنم .داشتيم ميرسيديم تبريز.گفتم ميخواي كجا پياده بشي؟گفت ولي عصرانجا پيادش كرديم /الان درست 1 هفته از اون اتفاق ميگذره ولي دوستيه منو سعيد محكمترم هم شدهالان بايد تا 15 فروردين صبر كنم تا پري بياد تبريز چون از ان روز ديگه زنگم نزده ميخوام يه كاري براش انجام بدم كه از دلش در بيارم.ولي خدا وكيلي خيلي ناز بود وقتي داشت پياده ميشد براش گفتم كه مانكني مثل عروسكي كه خنديدو رفت</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%86%d9%85%db%8c%d8%aa%d9%88%d9%86%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%85-%d8%aa%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b5%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85-%d9%be%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177472</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان لاتین پستون و کون گنده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 11 Sep 2019 05:40:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اخخخخخ]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[التماسش]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[باسلام]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بیداره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیرنشو]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولمو]]></category>
		<category><![CDATA[حالمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترات]]></category>
		<category><![CDATA[دخترمو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[سرعتشو]]></category>
		<category><![CDATA[سرعتمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[صبحونه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[لنگاشو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانتم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سکس کنن ولی من پا فیلم سکسی نمی دم ولی در کل خیلی حشریم نمی دونم چرا دوست داشتم با دامادم سکس کنم شاید به خاطر این سکسی بود که کیرشو دیدم و فهمیدم که شاه کس نا کس منم می خواد. یه شب تابستون با دخترم اومده بودن خونمون چون هوا کونی گرم بود [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سکس کنن ولی من پا فیلم سکسی نمی دم ولی در کل خیلی</h2>
<p>حشریم نمی دونم چرا دوست داشتم با دامادم سکس کنم شاید به خاطر این سکسی بود که کیرشو دیدم و فهمیدم</p>
<h3>که شاه کس نا کس منم می خواد. یه شب تابستون با</h3>
<p>دخترم اومده بودن خونمون چون هوا کونی گرم بود من لباس راحتی پوشیده بودم یه پیرن یکسره نخی بدن نما با</p>
<h4>یه جنده شورت مشکی تا موقع خواب نگاه های دامادم را</h4>
<p>رو خودم حس می کردم خلاصه پستون بعد شام و کمی نشستن خوابیدیم من و شوهرم توی هال و مجید و</p>
<h5>دخترم توی کوس اتاق که با یه در شیشه ای بزرگ</h5>
<p>از هال جدا می شد به خاطر گرمای هوا در را نبستیم تو جا کوسم خیلی می خارید واو نو می مالیدم سکس داستان شوهرم گفت چته</p>
<h6>گفتم می خارم گفت زشته بزار باشه فردا ایران سکس شب دست</h6>
<p>بردم کیرشو گرفتم اونم دیگه راضی شد منو بکنه بلند شدم یه نگاه تو اتاق بندازم که اون صحنه رو دیدم مجید به پشت ولو بود دکمه های پیرنش باز بود وزیر پوش نداشت چه سینه های گنده ای داشت تا حالا به اون دقت نکرده بودم هیکل ورزش کاری و بدن قویی داشت نا خود اگاه پایین کمرشو نگاه کردم شورت پوشیده بود کیر گندش افتاده بود بیرون عجب کیری 20سانت می شد با کلفتی زیاد همین طور میخ بودم که مجید دست برد زیر کیرش و خایه هاشو خاروند فهمیدم بیداره و عمدا این کارو می کنه با صدای شوهرم به خودم اومدم رفتم پیشش گفت چی بود؟گفتم خواستم ببینم بیدارن یا نه. می دونستم که مجید بیداره ولی هوس کردم جلو چشاش به شوهرم بدم لباسمو کامل در اوردم چون لامپ تراس روشن بود هم هال وهم اتاق قشنگ روشن بود شوهرم به پشت خوابیده بود کوسمو جلو دهنش بردم اون زبون زد اوییی گفت که شوهرم گفت کوفت یواش بیدار می شن گفتم بیدار شن فوقش دخترمو می کنه دست بردم توی شلوار شوهرم کیرش با اینکه گنده بود احساس کردم که امشب خیلی کوچیکه و منو سیر نمی کنه ولی خوب چاره ای نداشتم.بالشو روبرو به در گذاشتم و گفتم اگه بیدار شدن بفهمیم شوهرم سر شو گذاشت رو بالشو به حالت69 شدیم من رو بودم و کونم طرف اتاق شوهرم کوسمو لیس می زد و من کیر اونو ساک می زدم تو حال خودمون بودیم و توجهی به اطراف نمی کردیم دو انگشتی تو کونم کرده بودم شوهرم برام می خورد خواستم ارضا بشم خودمو کشیدم کنار و رو کیر شوهرم نشستم اونو گذاشتم تو کوسم بالا پایین می کردم از روبرو قشنگ معلوم بود تو فکرم انگار دامادم منو می کرد شوهرم دندون قرچه می کرد فهمیدم داره می ریزه منم سرعتمو زیاد کردم و بدنم لرزید ارضا شدم بی حال افتادم کنار شوهرم اونم حال خودش نبود حالمون که جا اومد اون لباسشو پوشید و خوابید من رفتم دستشویی و امدم دیدم مجید گرفته از کیرش لباسمو جلو در پوشیدم البته بدون شورت و رفتم تو جا شوهرم حسابی خر وپف می کرد دیدم مجید با کیر باد کرده بلند شد رفت تو اشپز خونه چون اپن بود می شد دید چیکار می کنه اسپری لیدو کائین رو برداشت زد به کیرش فهمیدم می خواد دخترمو بکنه اومد تو هال عمدا پاهامو باز کردم تا کوسمو ببینه اون مکثی کرد و لا پامو دید زانو زد جلو پاهام با خودم گفتم نکنه می خواد منو بکنه دلو زدم بدریا شورتشو کشید پایین کیرشو در اورد و شروع به جلق زدن کرد داشتم می مردم با خودم گفتم ناکس بزار توش ولی از طرفی هم نمی شد اون قدر جلق زد تا ابشو ریخت رو کوس ولای رانم داشتم می سوختم از دهنم در رفت یک جووووونی گفتم اونم با دستش بوسی برام انداخت و رفت و دیگه رومان به هم باز شده بود رفت سراغ دخترم منم بالشمو جلو در گذاشتم تا اونا رو ببینم دخترم بیدار شد مجید دست برد لا پاش دخترم راضی نبود گفت اونا بیدارن مجید گفت نترس الان کیر خرم بره تو مامانت نمی فهمه الان بابات گاییدش دخترم گفت مگه بیدار بودی مجید گفت داره ولی دیگه بقیه ماجرا رو تعریف نکرد فهمیدم که باید برا دادن به دامادم اماده باشم شلوار و شورت نازی رو باهم در اورد نازی بهش التماس می کرد مجید تورو خدا زشته مامانم الان بیدار می شه. مجید هم می گفت نترس مامانتم می کنم نازی کم کم حشری می شد گفت برو بکن فقط دست ازسرم بردار مگه دیشب نکردی؟مجید کیرشو می مالید کوس نازی اونم می گفت پس یواش بزار دردم نیاد پاهای نازی انداخت زیرش وبا یه فشار تا خایه هاش کرد تو نفس نازی بند اومده بود نمی تونست جیغ بزنه گوشه پتو رو گاز می گفت تا اینکه دردش افتاد نازی گفت خدا لعنتت کنه مردم چه خبرتت اونم گفت تقصیر مامانت ازبس حشریم کرده کیرشو در می اورد تا اخر می کرد تو کوس نازی صدای شالاب شولوبش من می شنیدم چهار انگشتی تو کوسم کرده بودم .بعد نیم ساعتی مجید گفت نازی کیرم تو مامانت باز کن کیرم تو خواهرت بازش کن نازی هم با اخخ وجوووون تا اونجا که جا داشت لنگاشو برده بود هوا مجید سرعتشو زیاد کرد ویک دفعه تو کوس نازی فشار داد فهمیدم خالی کرد تو کوس نازی .نازی می گفت اخخخخخ سوسوختم اونم خالی شد .منم شاید سومین بار بود که خالی شدم دیگه جون نداشتم همین طور ولو افتادم. صبح با صدای شوهرم بیدار شدم گفت بلند شو خود تو مرتب کن الان بچه ها بیدار می شن. بیدار شدم نازی و مجید هنوز خواب بودن رفتم صبحانه حاضر کردم شوهرم خورد و رفت سر کارش تا شوهرم رفت مجید بلند شد در حالی که منو نگا می کرد شورت و پیرنشو مرتب می کرد اومد اشپز خونه باسلام و صبح بخیر بوسی ازش کردم گفتم عزیزم خوب خوابیدی خوش گذشت؟اونم با شیطنت گفت جای شما خالی گفتم پسرم دختر مثل گلمو زیاد اذیتش نکن.گفت مامان جووون من کی اذیتش کردم چیزی گفته؟ گفتم نه عزیزم دیشب رو می گم طفلک زیرت داشت تلف می شد.اون مثل من نیست که&#8230;ادمه ندادم گفت مثل شما نیست که چی؟با ناز خاصی گفتم بارم کنی بکشم بره .دست انداخت لای پام یه کم مالوند حواسم به نازی بود که بیدار شد نبینه لبامو می خوردم انگشتشو کرد تو کوسم گفت دیشب کیف داد گفتم کی موقعی که ریختی رو کوسم؟خیلی حال داد. مواظب باش قضیه سه نشه موقعیت جور شد زنگ می زنم براش صبحونه حاضر کردم گفتم برو یه دوش بگیر سر حال بشی تا بعد. رفت حموم .نازی بیدار شد اومد اشپز خونه نشست رو صندلی باهم احوال پرسی کردیم سراغ مجید رو گرفت گفتم موهاش شکسته بود رفت دوش بگیره توهم بعد صبحونه برو سرحال شی مجید در حالی که سرشو خشک می کرد اومد بیرون نازی گفت به به سحر خیز شدی مجید گفت ادم واسه صبحونه مامان جون بایدم زود بیدار شه. تو این صحبتها بودیم که تلفن زنگ خورد نازی گوشی برداشت . دختر بزرگم نگار بود گوشی رو که گذاشت نازی گفت ابجی نگار گفت برا ظهر مهمون داره برم کمکش منم گفتم اره عزیزم برو طفلک دست تنهاس مجید گفت اماده شو تا ببرمت به من یه چشمکی زد.نازی صبحونشو خورد با مجید رفتند البته دوتا کوچه فاصله بود .با خودم گفتم وقت بهتر از این نمی شه به مجید بدم می دونستم بر می گرده رفتم تو حموم بعد ده دقیقه ای مجید اومد کلید رو برده بود منو صدا کرد از تو حموم گفتم مجید جون حمومم مجید اومد تو گفت مامانی نمی خوای برات لیف بکشم گفتم چرا عزیزم اگه زحمتی نیست با شلوارک اومد تو لخت بودم ولی پشتم بهش بود لیف گرفت می مالید همه بدنم با یه دست داشت کتفمو لیف می زد دست دیگشو از زیر کونم رسوند به کوسم چوچولمو می مالید خیلی حال می کردم انگشت کرد تو کوسم منم ناز می کرد م می گفتم اه نکوووون مجید حالمو خراب می شه مچید گفت بریم بیرون ؟ گفتم نه همین جا بزن توش گفت نه اینطوری کیف نمی ده یه دوش گرفتم حوله رو پیچیدم به خودم رفتیم تو اتاق مجید تشک انداخت و منو هول داد رو تشک حوله از روم افتاد به پشت خوابیدم لنگام برد بالا افتاد به جو کوسم انگار رو ابرا بودم اخ و اوفم در اومده بود گفتم وایییییییی مجید من کیر می خوام مجید اومد بالا کیرشو جلو دهنم گرفت با ولع تموم انداختم تو دهنم ساک زدم مجید سرمو از کیرش جدا کرد رفت پایین پاهامو زیر خودش جمع کرد التماسش کردم مجید جووون یواش بزار اونم گفت چشم جیگر فقط اینو فهمیدم که یه چیز داغ کوسمو شکافت و رفت تو نفسم بند اومد بریده بریده گفتم نامرد جرم دادی یه کم صبر کرد تو چشام زل زد گفت جیگر دردت اومد گفتم بد جنس پارم کردی کم کم به کلفتی کیرش عادت کردم مجید بالا پایین میکرد دیگه لذتی داشتم که تو سی سال دادنم تجربش نکرده بودم مجید محکمتر می کرد منم هی نرکو نرک می کردم مجید گفت پری کیرم تو عروسات گفتم باشه گفت تو دخترات گفتم باشه گفت پری نگین رو می اری بکنمش؟ نگین دختر کوچیکم بود که تازه دو ماه بود عروسی کرده بود گفتم ای بروی کوسم فقط قول بده یواش بکنیش اونم گفت پس به عشق نگین فشاری داد که انگار کیرش از پشتم می زد بیرون ابشو ریخت تو کوسم منم با گرمای اب اون ارضا شدم بی حال رو من خوابید بعد یه کم بلندش کردم رفتیم با هم دوش گرفتیم انگشت می کرد تو کونم نذاشتم گفتم هم دیره هم مهمونیم گشاد راه می رم سه می شه باشه هر موقع نگین رو کردی بزار تو کون من باهم اومدیم بیرون و رفتیم خونه دخترم.بقیه داستان در قسمت بعد</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2587</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی شاه کس رو باید خوب بکنی و نزاری  خجالت بکشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%86%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%ae/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%86%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%ae/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 01 Sep 2019 17:24:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتهای]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونمن]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[‫پاهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامون]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامونو]]></category>
		<category><![CDATA[تراشیده]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[تماشای]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[‫حدودا]]></category>
		<category><![CDATA[‫خستگیم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خواندن]]></category>
		<category><![CDATA[خواییم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترمو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دلایلی]]></category>
		<category><![CDATA[دمپایی]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگی]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[شانزده]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[صبحونه]]></category>
		<category><![CDATA[طوریکه]]></category>
		<category><![CDATA[کارهای]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کفشامو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسها]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیکی]]></category>
		<category><![CDATA[ملتمسانه]]></category>
		<category><![CDATA[موندیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیری]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[وحسابی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[من که تنها فرزند آنها فیلم سکسی بودم دیگر به جز چند تا فامیل کسی را نداشتم . فامیل پس از کلی سروچانه زدن سرپرستی من را سکسی به داییم سپردند که در شرکت نفت شاه کس آبادان مشغول به کار بود و فقط ماهی شش روز به تهران می آمد و کونی زن و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>من که تنها فرزند آنها فیلم سکسی بودم دیگر به جز چند تا</h2>
<p>فامیل کسی را نداشتم . فامیل پس از کلی سروچانه زدن سرپرستی من را سکسی به داییم سپردند که در شرکت</p>
<h3>نفت شاه کس آبادان مشغول به کار بود و فقط ماهی شش</h3>
<p>روز به تهران می آمد و کونی زن و تنها دخترش بقیه ی این مدت را تنها زندگی می کردند و</p>
<h4>یکی جنده از دلایلی که من را به آنها سپردند همین</h4>
<p>بود که کمک حال آنها باشم. پستون راستی خودم را معرفی نکردم اسمم امین است، شانزده سال بیشتر ندارم و کلاس</p>
<h5>اول دبیرستان کوس هستم. همسر دایی ام الهام حدوداً چهل و</h5>
<p>دو ساله است با قد حوالی صد و شصت، هیکل تراشیده و موهای شرابی و پوست سفید. با وجود وضع مالی متوسط سکس داستان زن دائیم خیلی</p>
<h6>اهل مد است وخیلی شیک پوش و افاده ایران سکس ای و</h6>
<p>دوست دارد از همه برتر باشد. دختر دائیم مرجان هم هجده ساله است، قدش حدود صد و شصت و دو و بخاطر تنبلی شدید و بی تحرکی کمی تپل است. مرجان برای کنکور درس می خواند و چون تنها فرزند خونه بود خیلی لوس بود. اوایل بد نبود ولی بعد از چند ماه سرکوفت های زن داییم شروع شد که تو سربار هستی و ما توی خرج خودمون موندیم و بعد از مدتی که گذشت او می گفت: باید توی کارهای خونه کمک کنی و جارو و شستن ظرفها را به من سپرد. کم کم شستن دستشویی و حمام و لباسها را هم به وظایف من اضافه کرد و پس از مدتی همه ی کارهای خانه حتی پخت و پز را من انجام می دادم و زن داییم و دخترش دست به سیاه و سفید نمی زدند. البته دایی من از این موضوع خبر نداشت و زنش هم تهدید کرده بود که اگر چیزی بگم روزگارم رو سیاه میکنه؛کارهای خانه آنقدر زیاد بود که دیگه وقتی برای درس خواندن باقی نمی گذاشت طوریکه آخر سال شش تا تجدید آوردم و زن دایی ام هم از این فرصت استفاده کرد و در گوش دایی ام خواند که این بچه اهل درس نیست و باید بفرستیش سرکار تا خرج خودش رو در بیاره. همین طور هم شد و من در یک مکانیکی تو همون محله مشغول به کار شدم؛صبح ها قبل از رفتن صبحانه رو آماده می کردم و زن داییم و دخترش رو بیدار می کردم و بعد سر کار می رفتم. چون مغازه نزدیک بود ظهر برای ناهار خونه می آمدم ولی همیشه پسمانده ی نهار آنها را باید می خوردم. یه روز عصر بود مشغول نظافت خانه بودم که زن داییم از بیرون آمد و یه راست بدون اینکه کفشهاشو در بیاره، آمد و روی کاناپه لم داد و گفت: ن شربت خنک بیار &#8220;نون یه حیف!&#8221; من سریع آوردم. معلوم بود خیلی راه رفته وحسابی خسته شده. من همونجا ایستاده بودم که گفت: &#8220;هی پسر کفشامو در بیار پاهام توش دم کرد!&#8221; من که شوکه شده بودم سر جام ایستاده بودم که با صدای بلند تر گفت: &#8221; با توام الاغ&#8221; من سریع جلو پاهاش زانو زدم و شروع کردم به باز کردن بندهای کفشش! زن داییم کفشهای سفید اسپوت با خط های صورتی و جوابهای سفید پشمی ساق کوتاه به تن داشت طوریکه قوزک پاهاش معلوم بود. ابتدا کفش پای راست و سپس پای چپ را به آرامی در آوردم. زن داییم که مشغول خوردن نوشیدنیش بود پنجه های پاهاش را جلوی صورتم بالا و پایین کرد و گفت: &#8220;حالا ماساژ بده تا خستگیم در بره!&#8221; من که از این رفتار هنوز در شوک بودم با ضربه ی آرومی پنجه های پای زن داییم به صورتم و فرمان &#8221; یاللا&#8221;ی او به خود آمدم و شروع کردم به ماساژ دادن از پنجه تا پاشنه و بلعکس. روی پا وانگشت ها. این کار را با هر دو پا کردم از قیافه زن داییم معلوم بود از اینکه یکی داره پاهاشو ماساژ می ده واو راحت برای خودش لم داده خیلی احساس خوشی داره. بالاخره پس از ربع ساعت ماساژ دادن گفت: &#8220;کافیه! زود جورابامو در بیار ببر بشورشون که خیلی پاهام توشون عرق کرده!&#8221; من به آرامی اولین جوراب رو در آوردم سپس نوبت دومی که رسید زیبایی خیره کننده ی ناخن های پاهاش زیر لاک قرمز منو دچار حال خیلی غریبی کرد. تا اون موقع هیچ وقت اون پاها اینقدر برام زیبا جلوه نکرده بودند. اون موقع بود که برای اولین بار حس کردم که چقدر در برابر زن داییم حقیر هستم؛&#8230; زن داییم که از اینکه من مثل یک کرم زیر پاهاش بودم احساس قدرت می کرد با لحنی تحکم آمیز گفت:؛حیف نون از این به بعد هر وقت من از بیرون می آم، با ید جلوی پاهام زانو بزنی با احترام اول کفشامو در بیاری بعدش هم جورابامو و شروع کنی به ماساژ دادن تا من بگم بسه!؛سپس با انگشتهای پاش ضربه ای به صورتم زد و گفت:؛حالا برو گم شوچند روز به همین وضع گذشت و زن داییم حسابی به اینکه من پاهاشو ماساژ بدم عادت کرده بود. حالا دیگه حتی موقع رفتن بیرون هم روی کاناپه لم می داد و من باید جلو پاهاش زانو می زدم و جوراب و کفشاشو که از قبل تمیز کرده بودم، پاش می کردم. کم کم کار به جایی رسید که موقع تماشای تلویزیون و یا حتی غذا خوردن من پاهاشون رو ماساژ می دادم. این کارها رو برای دختر لوسش هم انجام می دادم. روزها به همین منوال سپری می شد تا یه روز، طبق عادت برای بیدار کردن زن داییم به اتاق ایشون رفته بودم هر چه صدا زدم بیدار نشد. زن داییم که یک شورت و کرست صورتی تنش بود روی شکم خوابیده بود من از ترس اینکه صبحانشون سرد نشه به آرومی با دست ضربه ای به کمرش زدم تا بیدار بشه که یهو زن داییم برگشت و شروع کرد به جیغ کشیدن و فحش دادن که پسرک یتیم می خواستی به من تجاوز کنی! در همین موقع هم دختر داییم وارد اتاق شد و شروع کرد به لگد زدن به من. زن داییم که از فحش دادن دست بردار نبود به دخترش گفت:؛زنگ بزن صد و ده بیان این حیوونو ببرن!؛من حسابی ترسیده بودم! اوضاع بدی بود و همه چیز بر علیه من بود! اینه که چاره ای جز التماس کردن ندیدم. در حالی که زن داییم کنار تخت نشسته بود بی اختیار به پاهاش افتادم و شروع کردم به التماس کردن و مدام پاهاش رو می بوسیدم این کار رو تند تند انجام می دادم روی پا، پاشنه، انگشت ها وهر جایی که می تونستم! زن داییم هم در این حین با پاهاش مدام به سر و صورتم ضربه می زد. در آخر پس از حدود نیم ساعت پابوسی ملتمسانه آروم شد و با پاهاش چونمو آورد بالا و زل زد توی چشمام و گفت:؛به یه شرط از گناهت می گذرم! این که از امروز مث یه برده و غلام حلقه به گوش نوکری من و دخترمو بکنی! البته این موضوع یک راز بین ما و توئه و احدی هم نباید از این ماجرا با خبر بشه، بخصوص داییت! اگه سر سوزنی نافرمانی یا تنبلی و اشتباه ازت سر بزنه، همین بلایی که قرار بود، امروز سرت بیاد، منتظرته و سر و کارت با پلیس و زندانه!؛زن داییم ادامه داد:؛از این به بعد همه ی کارای شخصی من و خانم مرجان به عهده ی توئه! صبحها هم میایی کف پاهامونو میبوسی تا بیدار بشیم. یادت باشه هر وقت من یا خانم مرجان رو دیدی، فوراً زانو می زنی و پاهامون رو می بوسی. حالا گمشو و زیر میز صبحونه بتمرگ تا من و خانم مرجان تشریف بیاریم!؛من زیر میز منتظر بودم که صدای تق تق دمپایی های زن داییم آمد. آخه اون عادت داشت توی خونه دمپایی پاشنه دار بپوشه. زن داییم رو صندلی نشست و در حین صبحونه خوردن با پاهاش با سر و صورت من بازی می کرد. صبحونه که تموم شد گفت:؛بیا بیرونمن با حالت چار دست و پا آمدم بیرون و سرم پایین بود که تکه نانی رو روی زمین انداخت و گفت:؛بخور حیوونمن سرم رو آوردم که نان رو بخورم که پاشو روی اون گذاشت و گفت:؛الاغ بی شعور! اول تشکر کن بعد کوفت کنمن تشکر کردم و پاهاش رو بوسیدم. سپس زن داییم پاشو برداشت. نون حسابی له شده بود به زمین چسبیده بود. من مشغول خوردن شدم و زن داییم پاهاشو گذاشت روی سرم و فشار می داد و می گفت:؛بخور حیوونو با دخترش با صدای بلند می خندیدند. من که حسابی تحقیر شده بودم مثل یک سگ زمین رو لیس میزدم و نون های چسبیده به اون رو می خوردم. زن داییم در همین حال لگدی به من زد و گفت:؛کارت دیر شد. زود برو تا بیرونت نکردن. ظهر هم موقع برگشتن می ری بانک و تمام موجودیتو میگیری و زود می آیی خونه! می خواییم بریم خرید!؛من پاهای زن داییم و دخترش رو بوسیدم و رفتم سر کارم.؛</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%86%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%ae/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2612</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس از کس و کون با جنده خانوم خوشگل بلوند</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 22 Jul 2019 09:20:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرند]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پرونده]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدو]]></category>
		<category><![CDATA[تابستونی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[تفریحه]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشامد]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترمو]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدند]]></category>
		<category><![CDATA[رفتیمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارت]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلواره]]></category>
		<category><![CDATA[شهوتمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[شونهام]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانیش‬]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدرخشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[وابسته]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که برادرم زنگ زد وگفت فیلم سکسی که من و خانمم به همراه نازننین خواهر خانمم داریم میاییم ویلا شمال من حتی به فکرمم نمی رسید که سکسی با نازنین سکس کنم از قضا برادرم شاه کس با خانمش و خواهر خانمش شب رسیدند که من و خانواده به خوشامد گوی رفتیمو کونی بعد به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که برادرم زنگ زد وگفت فیلم سکسی که من و خانمم به همراه</h2>
<p>نازننین خواهر خانمم داریم میاییم ویلا شمال من حتی به فکرمم نمی رسید که سکسی با نازنین سکس کنم از قضا</p>
<h3>برادرم شاه کس با خانمش و خواهر خانمش شب رسیدند که من</h3>
<p>و خانواده به خوشامد گوی رفتیمو کونی بعد به صرف شام رفتیمو از خستگی خوابیدند وصبح که بیدار شدند صبحانه بخورند</p>
<h4>و جنده دوش بگیرند من یک لحظه چشمم از لبه در</h4>
<p>باز اتاق به باسن خوشکل نازنین پستون تو اون شلوار استرز مشکی خورد که امد رد شد نظرممو جلب کرداینم بگم</p>
<h5>نازنین 23 کوس سالشه بیشتر خوابیدم و بعد رفتم دست و</h5>
<p>صورتمو شستمو اومدم سر میز صبحانه تا منو دید سلام و علیک گرمی کردو ا حوالمو پرسیدو گفت شمال خوش می گذره سکس داستان منم بعد از</p>
<h6>احوال کردن گفتم بد نیست تفریحه دیگه ویاداوری ایران سکس کردم که</h6>
<p>اینجا افتاب سوزانی داره از ضد افتاب استفاده کن بقیه هم لب دریا بودنو من هم همراه نازنین بعد از صبحانه پیش اونا رفتیم یه چند روزی گذشت خیلی با هم صمیمی شدیم بعداز اون همه بازی های دست جمعی شبا وبا ماشینم بیرون بردنو فرووشگاهها رو تاب خوردن حسابی رومون تو روی هم باز شده بود و اون خیلی جلوی من و بقیه راحت لباس می پوشید من حس شهوتمو کنترل میکردم اخه هم خوشکل بود هم خوش هیکل وقد بلندو چشمای ابی مادرم خیلی دوست داشت اونو واسه من بگیره ولی من دوست دخترمو دوست داشتم خلاصه اونم با حرفای مادرم که می گفت عروسم میشی سعی می کرد خودشو بیشتر به من نزدیک کنه تا یه شب که با شلوارک جلوی من نشسته بود و مشغول بازی کردن پاسور بودیم من نمیدونستم چیکار بایدبکنم از یه طرف چشم به پاهای سفیدش می خورد منو طهری میکرد از یه طرف فرق کسش که افتاده بود تو شلوارکش که چاهار زانو نشسته بود از این طرفم که بلای سینه های نازش از بلای تاپش دقت میکردی می شد دید خودمو هر جور که می شد کنترل میکردم که التم بلند نشه تو شلواره استرزم بفهمندابروم بره اصلا فکر کنم اومده بود شمال که مخ منو بزنه یه شب که نزدیکای ساعت 1 بود که من داشتم ماهواره نگاه می کردم نازنین اومدو گفت خوابم نمی بره میای بریم لب دریا یه چرخی بزنیم گفتم چرا که نه رفتیم بیرون من یه شلوار ساتن تابستونی سفید پوشیده بودم لب ساحل اون شهرک ساحلی که ماتوش ویلا داشتیم کسی نبوددستشوحلقه کرده بود دور دستم و خودشو چسبونده بوهمکه سینشو زیر بغلم حس می کردم التم رو شلوارم تابلو شده بود که متوجه شده بود نشستم لب یه سکوی و بغلم اومد وسرشو گذاشت رو شونهام وبم گفت من خیلی به تو وابسته شدم این چند روز و خیلی دوست دارم تو شوهرم بشی وبغلم کرد و منم گفتم منم بتو وابسته شدم لبهی سکو لباشو بوس کردم و رو مانتوش دستمو رو سینههاش گذاشتماومد رو پاهام نشستو وسفت بغلش کردمو لب می گرفتیم گفتم بریم تو اتاق من جوری که کسی متوجه نشه رفتیم تو اتاقو درو قفل کردمو لامپش خاموش که کسی چیزی نفهمه شب خوابیو روشن کردمو رو تخت با یهلب روش دراز کشدم لباشو میخوردم مانتوشو در اوردموسینه هاشو رو تاپش مالیدمو تاپشو سوتینشو در اوردمو سینه هاشو مکیدم بدنش مثل برف تو تاریکی میدرخشید به صورتش نگاه کردم دیدم رضایت بخشه رفتم سراغ شلوارش که ست مانتوش ساتن سفید بود در اوردم یه شورت یاسی پاش بود اونم در اوردم چون فکر می کردم دختره با کسش کاری نداشتم اوومد تی شرتمو شلووار رو شورتمو یه جا در اوردو تا التمو دید گفت رو شلوارت که بلند میشد فهمیدم خیلی کلفته یه نیش خندهای زدم گفت هیس و شروع کرد با التم بازیو با خواهش خورد یه 5 دقیقه بعد اومدم یکم کوسشو بخورم متوجه شدم باکره نیست خوشحال شدم بش گفتم گفت تو ژیملاستیک پاره شده پرونده پزشکی هم از ورزشگاه دارم راستو دروغشو نمیدونم کیرمو با کرم چرب کردمو لب کسش اوردم مگه داخل میرفت تا بعد نیمساعت این پا اون پا کردن سرش داخل رفت جیقو دادش داشت بالامیرفت خودشو کنترل میکرد تا جا شد توش چند تا تلمبه به این کس صورتی خوشگل زدم که با اه و ناله ارضاع شد و کیر منو لزج کرد بیشتر که تامبه زدمو روش خوابیده بودمو لبا سینهاشم می خوردم در اوردم از پوشت بعد از20 دقیقه کرم مالیدنو و التمم با ابش لزج کردن تا یه زره رفت تو داشت گریش در می اومد تا جاش شد تو او منم تلمبه زدم و تاابم اومد رو باسن مامانیش خالی کردم و خیلی لذت برده بودم بعد نیم ساعت از بغل هم در اومدیمو با دستمال ابمو رو باسنش پاک کردمو لباساشو پوشیدو رفت خوابید فردا صبحش هم دیگه رو دیدیم هر دومون از هم تشکر کردیم سکس ما تا اون چند روزی که شمال بود ادامه داشت.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175403</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس مادرم با همکارم فیلم سکسی جنده حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%85-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%85-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 25 Apr 2019 05:27:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بخونید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[بیایید]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دارهخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترمو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[سینهای]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستانی]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مادرتو]]></category>
		<category><![CDATA[مادرمو]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفانه]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[میخنده]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستم]]></category>
		<category><![CDATA[میفرسته]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمه]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاره]]></category>
		<category><![CDATA[همکارم]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیته]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[&#160; سکس مادرم با همکارم مامان سلام من حامد هستم ۳۶ساله تو سکس فست فود کار میکنم و یه مادر ۵۲دوساله سفید با سینهای برجسته سایز ۸۵خوش فرم سکس دارم خیلی هم خوشگل .این داستان متاسفانه کاملا واقعیته و خیلی ناراحتم سکس که مادرم به دست خودم خراب سکس که مادرم به دست خودم خراب [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<h2>سکس مادرم با همکارم مامان<br />
سلام من حامد هستم ۳۶ساله تو سکس فست فود کار میکنم و یه</h2>
<p>مادر ۵۲دوساله سفید با سینهای برجسته سایز ۸۵خوش فرم سکس دارم خیلی هم خوشگل .این داستان</p>
<h3>متاسفانه کاملا واقعیته و خیلی ناراحتم سکس که مادرم به دست خودم خراب</h3>
<p>سکس که مادرم به دست خودم خراب شد شما ها دوستان بخونید مثل من گول</p>
<h4>شد شما ها دوستان بخونید مثل من گول نخورید .داستان از اینجا</h4>
<p>سینهای برجسته سایز ۸۵خوش فرم دارم خیلی هم خوشگل .این داستان متاسفانه کاملا واقعیته و خیلی ناراحتم که مادرم به سکس دست خودم خراب شد شما ها دوستان بخونید مثل من گول نخورید .داستان از اینجا شروع شد که</p>
<h5>سکس مادرم با همکارم فست فود کار میکنم و فیلم سکسی یه مادر ۵۲دوساله سفید با سینهای</h5>
<p>داستان متاسفانه کاملا واقعیته و خیلی ناراحتم که سکس داستان مادرم به دست خودم خراب شد شما ها دوستان</p>
<h6>سکس مادرم با همکارم دست خودم خراب شد شما ها دوستان بخونید مثل من گول نخورید .داستان</h6>
<p>دست خودم خراب شد شما ها دوستان بخونید مثل من گول نخورید .داستان از اینجا شروع شد که من ازدواج نکردم و دنبال دختر بودم تا اینکه این موضوع رو همکارم که سالن کار هست میفهمه اونم تفلکی به پچه شهرستانی هست از اراک حدود ۳۲ ساله مجرد ،خلاصه به من میگه برات خودم زن پیدا میکنم قصه از اینجا شروع شد این منوبه هر کی معرفی میکنه قسمت نمیشه ازدواج کنم به من میگه من دیگه خسته شدم داداش بزار مادرت برات پیدا کنه منم گفتم باشه یروز به من گفت میخام دوس دخترمو بکنم جا داری منم گفتم بیا خونه ما منم کلید خونرو دادم بهش یه چند ساعتی اونجا بود وقتی از خونمون برگشت گفت عکساتونو تو دیوار خونه دیدم با اجازت منم گفتم اشکال نداره (ما تو خونه عکسامون با قاب روی دیوار هست مادرمم چند تا عکس تقریبا لختی داره)خلاصه نگو این چشمش مادر مارو گرفته بود یروز به بهانه اینکه با مادرم حرف بزنه به من گفت بریم خونتون من مادرتو راضی کنم سریع یرات زن بگیره ما رفتیم خونه با مادرم چند ساعتی حرف زد مادرمم خیلی خندوند طوری شد که مادرم گفت شما هر وقت تونستید بیایید اینجا صحبت کنیم سعیدم پرو پرو گفت شما شماره موبایلتونو بدید من همش براتون جک میفرستم شما بخندید. خلاصه شماره مادرمو راحت گرفت منم اصلا شک نکردم.</p>
<p>خلاصه یه دو هفته ای میدیم مادرم همش سرش تو گوشیه میخنده همشم به من میگه اقا سعید چقدر پسر اقا و گلی من خیلی دوسش دارم وقتیم میومدم سر کار سعید میگفت اینقدر مادرتو خندوندم که شیفتم شده همش میگه با من چت کن نمیزاره کارمو بکنم منم گفتم خودت مقصری زیاد جواب نده کارتو بکن خلاصه این روال پیش رفت تا جایی که مادرم کمتر میخندید همشم تو گوشی بود یروز که مادرم گوشیش رو میز بود دیدم سعید براش داره چیزی میفرسته مادرمم توی دستشویی بود رفتم نگاه کردم سعید نوشته ابت اومد من چشمام گرد شد رفتم بالاتر دیدم سعید فیلم جق زدنشو برای مادرم فرستاده میگه ببین ابم برات میاد تو هم بخاطر من ابتو بیار اونم نگو ابشو رفته دستشویی بیاره ،چتای مادرم با سعیدو دیدم چشمام گرد شد بله تمام عکس سینه و کص مادرم بود که برای سعید فرستاده بود وسعید حتی گفته بود دوسش داره و عاشقشه و میخاستن قرار سکس بزارن تا مادرم اومد گوشیو گزاشتم زمین خودمو زدم که چیزی نمیدونم خلاصه اینقدر ادامه داشت تا یروز مادرم گفت میخاد بیاد فست فود شام بخوره ساعت ۸شب مادرم اومد دیدم سعید داره از خوشحالی دیوونه میشه منم دیدم اینا چقدر</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%85-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1527</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.008 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-17 00:04:06 by W3 Total Cache
-->