<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>درآوردیم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%af%d8%b1%d8%a2%d9%88%d8%b1%d8%af%db%8c%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 12:46:57 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>درآوردیم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>دختر لاشی ۱۸ ساله اهل اروپا</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%84%d8%a7%d8%b4%db%8c-%db%b1%db%b8-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%a7%d9%87%d9%84-%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%84%d8%a7%d8%b4%db%8c-%db%b1%db%b8-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%a7%d9%87%d9%84-%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Dec 2019 09:26:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخانه]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاست]]></category>
		<category><![CDATA[ببینید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بپوشید]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگرد]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بیارید]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهید]]></category>
		<category><![CDATA[خودمان]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتید]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[روزگار]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینی]]></category>
		<category><![CDATA[غافلگیر]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موندیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواید]]></category>
		<category><![CDATA[میزنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیاره]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/-Z9l71OIHIqQk5AclBDWAw/023/010/250/v2/1280x720.217.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="دختر لاشی ۱۸ ساله اهل اروپا" title="دختر لاشی ۱۸ ساله اهل اروپا" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>دوستم مهمان ما بود یه فیلم سکسی رفیق دارم که از اون بچه های ناز روزگار است هم خودش هم خانمش. این خاطره برمیگرد به شب مهمونی سکسی که خانه ما دعوت داشتن اون شب شاه کس خانم جاتون خالی مرغ و فسنجان درست کرده بود واقعا دست پخت عالی داره من کونی خانه پدریم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/-Z9l71OIHIqQk5AclBDWAw/023/010/250/v2/1280x720.217.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="دختر لاشی ۱۸ ساله اهل اروپا" title="دختر لاشی ۱۸ ساله اهل اروپا" decoding="async" /></p><h2>دوستم مهمان ما بود یه فیلم سکسی رفیق دارم که از اون بچه</h2>
<p>های ناز روزگار است هم خودش هم خانمش. این خاطره برمیگرد به شب مهمونی سکسی که خانه ما دعوت داشتن اون</p>
<h3>شب شاه کس خانم جاتون خالی مرغ و فسنجان درست کرده بود</h3>
<p>واقعا دست پخت عالی داره من کونی خانه پدریم زندگی میکنم و ان هفته پدرم همراه مادرم و بردار دانشجوم رفته</p>
<h4>بودن جنده شمال و خانه رو دست من داده بودن. شب</h4>
<p>که شد مهدی همراه خانمش آمدن پستون خانه ما وقتی که آمدن داخل خصلت مهدی این بود که هرجا مهمون باشه</p>
<h5>شیرینی و کوس یه چیز دیگر که اونم همه جا نمیاره</h5>
<p>جاهای خاص همراه خودش آورده بود بعد خانمش همراه خانم رفت تو اتاق تا مانتوش رو در بیاره آخه من و مهدی سکس داستان خیلی با هم</p>
<h6>نداریم خانمش به بعد از درآورد مانتو و ایران سکس روسری آمد</h6>
<p>بیرون مثل همیشه تیپ زده و ردیف کرده بود خودش رفت تو آشپزخانه پیش خانم بعد با هم آمدن بیرون یه سینی شربت خانم آورد بعد از تعارف کردن نشست کنار مینا خانم بعد با مهدی مشغول صحبت بودیم همش دنبال مسخره بازی و شوخ طب بازی آدم واقعا لارجیه خیلی باهاش حال می کنم. شروع کرد با چوک گفتن و کونده بازی وقتی یه جا هست آدم اصلا ناراحت نمیشه وقت می خنده بعد از چند دقیقه که گذشت مهدی سیگار وینستونش درآورد یکی یه دونه به همه تعارف کرد بعد هر چهار تا مشغول کشیدن سیگار شدیم بهش گفتم کلاست رفته بالا وینستون می کشی گفت آخه دیدم داریم میام خانه شما گفتم یه بسته سیگار بگیرم از اون جای که می دونستم تو هم وینستون می گشی گفتم بگیرم بعد گفت پدرت اینا نیستن گفتم نه همه رفتن شمال خانه امن امن خودمون هستیم و خودمان هر کار بخواهیم می کنیم بعد از چند ساعت زنها رفتن داخل آشپرخانه مشغول آمده کردن شام شدن من و مهدی هم رفتیم تو حیاط توی هوای آزاد یه نخ دیگه سیگار بکشیم لب استخر که نشسته بودیم مهدی گفت جریان رو به خانمت گفتی چیه شد ناراحت که نشد گفتم نه من که بهت گفتم خدا یه زن با منطق بهم داده مثل خانم خودت جنبه اش بالاست گفتم بعد شام میریم پایین تو جکوزی می خوریم خوب همون جا هم برنامه رو ردیف می کنیم بعد از چند دقیقه مینا خانم گفت بیاید داخل شام. شام نگو سفره هفت سین بگو چه سفره واقعا خانم انداخته بود سر سفره که نشسته بودیم مهدی دوباره کونده بازیش گل کرده بود همش از دستش خندیم بعد از شام خوردن رفتیم رو کاناپه ولو شده بودیم بعد مهدی گفت بریم پایین گفتم بریم به خانم ها گفتم ما میریم جکوزی دوست داشتید مایوهاتون بپوشید بیاید پایین بعد با مهدی رفتیم پایین جریان رو برداشت رفتیم پایین تو جکوزی که بودیم با مهدی درباره کار و زندگی صحبت می کردیم که یک دفعه خشک و مات و مبهوت دو تای موندیم دو تا پری از پله های زیر زمین آمدن پایین سحر زنم و مینا خانم دو تای مایو پوشیده با یه آرایش خلیجی که آخرش بود آمدن پیش ما گیر من که همون جا درجا گله کرده بعد دوتای وارد جکوزی شدن بعد مهدی گفت کی میره این همه راه و شما دو تا حوری کجا بودید تا حالا که ما ندیده بودیم خانم گفت چشم بسیرت می خواد که ما دوتا را ببینید مهدی گفت میشه ما با اینا چشمام ببینیم خانم بهش گفت یواش یواش عجله نکن بعد چهار تاری خندیدم سحر کنار من وایسوده بود خانم مشغول پرکردن لیوان های گلاس خوری بود آخه مهدی یه ویسکی ناز با خودش آورده بود چهارتایی مشغول خوردن شدیم اولش مهدی گفت میزنیم با سلامتی این دو تا حوری که امشب ما رو غافلگیر کردند بعد به سلامتی دو تا حوری خوردیم چه ویسکی اصلا اسکاتلند بود گیرایش بالا تو جکوزی که بودیم مهدی خیلی اذیت می گردد هر دفعه پاشو به جریان من میزد می گفت این چیه اینقدر راست شده مثل برج ایفل راست شده بهش گفتم خیلی دوست داری ببینی بیا بدم دستت مهدی هم که از اون کونده ها بود گفت تو حرفت اگه ندی منم بهش گفتم در میارم گفت تو حرف گفتم نترسی گفت نه تو در بیاره منم با کمال پروری در آوردم یه دفعه مهدی گفت این چیه گیر یا برج ایفل چه جوری سحر خانم زیر این طاقت میاره سحرم که دید مهدی اینجوری گفت میخواید برای شما رو هم ببینیم فکر کنم همچین فرقی با شوهر من نکنه مهدی هم که منتظر این کونده بازی ها بود هنوز حرف زن من تمام نشده بود درش آورد مال اون هم دسته کمی از مال من نداشت سحر بهش گفت دیگ به دیگ میکه روت سیاه مهدی گفت حالا که ما لباس و شورت رو درآوردیم شماهم نمی خواهید مایوهایتون در بیارید بعد دو تایشون مایوهاشون در آوردن چه سینه های داشت مینا خانم روی سینه های زنم از پشت بسته بود مهدی رو به زنم کرد و گفت نمی خواهی لیوان ها رو برامون پر کنی بعد لیوان رو سحر یکی یکی پرکرد یه جو سکسی داشت بر پا می شد سحر کنار مهدی نشسته بود مهدی بهش گفت این چیه اینجا سحر تا سرش کرد پایین مهدی یه دونه زده به دماغش از اونجا دیگه شوخی بالا گرفت و سحر سر مهدی و گرفت کرد تو آب ما هم از دست حرکت مهدی خندهمون گرفت بود مهدی یه دفعه زیر آب گیر من گرفت کشید گفتم اگه می خواهی بدم دستت جریان اذیتش می کنی بعد منم مینا خانم هول دادم تو آب مینا خانم گفت داشتیم بعد مهدی تو آب که بود پای سحر رو کشید گفت بیا تو آب حیف اون جا نشستی بیا اینجا بشین سحرم خودش پرت کرد رو مهدی دوباره مهدی رفت زیر آب که اومد بیرون نوک سینه سحر و گرفت گفت بکنم اینا رو سحر بهش گفت دلت میاد اینا رو بکنی باید اینا رو بخوری مهدی هم مشغول خوردن شد منم که با دستم داشتم زیر آب باسن مینا رو میمالوندم اومد نزدیک من و مشغول مالوندن گیرم شد دیگه چهارتای باهم راحت شده بودیم بعد من اومد آب جکوزی و مینا مشغول ساک زدن شدن از اون طرف هم مهدی داشت سینه های سحر رو می خورد بعد اونم نشسته لب جکوزی و سحر مشغول ساک زدن شدن مهدی یه نگاه به من کرد و یک چشمک زد گفتم تو چه کونده ای هستی مهدی بعد چهارتای از تو جکوزی آمدیم بیرون رفتیم طرف اتاق خواب بعد مشغول سکس شدیم چه سکسی اون شب تا خود صبح چند دفعه سکس کردیم بعدش چهارتای رفتیم حمام دوش گرفتیم دو صبح بود که رفتیم گله پاچه ای یه شکم سیر خوردیم و آمدیم خانه واقعا که چه شبی بود اون شب از این بعد هر موقع که مهمون همدیگر بودیم این برنامه ها ادامه داره الان حدود سه سال با مهدی رفت و آمد خانوادگی دارم ./</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%84%d8%a7%d8%b4%db%8c-%db%b1%db%b8-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%a7%d9%87%d9%84-%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/-Z9l71OIHIqQk5AclBDWAw/023/010/250/v2/1280x720.217.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177696</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پسر خوب عصای مادرش میشه و کس و کون و دهنش رویکی میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b9%d8%b5%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%af%d9%87%d9%86%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b9%d8%b5%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%af%d9%87%d9%86%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 29 Oct 2019 07:59:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آفریده]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقات]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[احساساتی]]></category>
		<category><![CDATA[ارضایی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استثنایی]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتتاح]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[بادستاش]]></category>
		<category><![CDATA[بالأخره]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[پادگان]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پولداری]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونسته]]></category>
		<category><![CDATA[جنده تو فامیل]]></category>
		<category><![CDATA[چنددقیقه]]></category>
		<category><![CDATA[حرارتش]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتی]]></category>
		<category><![CDATA[خاکستری]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلتر]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دخترخالم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترخاله]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردن]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[دراومده]]></category>
		<category><![CDATA[دربیار]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دلایلی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[دودستم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[سفیدتر]]></category>
		<category><![CDATA[سفیدشو]]></category>
		<category><![CDATA[سکس خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[سکسمون]]></category>
		<category><![CDATA[سکسیمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[شومینه]]></category>
		<category><![CDATA[طوریکه]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عزیزان]]></category>
		<category><![CDATA[عشقبازی]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فشارشون]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کلفتمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامونو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[مادر]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامان]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[ملاقات]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نگهداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[‫هرچقدر]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[واااای]]></category>
		<category><![CDATA[وبعداز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[العاده سکسی بود و مراسمهای فیلم سکسی زیادی با هم داشتیم ! اما من اتفاقات و خاطراتی که بهم چسبید و به نظرم جالب جذاب و سکسی سکسی است رو مینویسم که امیدوارم خوشتون بیاد.خاطره شاه کس ی افتتاح آلت در سال 77 اتفاق افتاد یعنی در سن 16 سالگی. تا سال کونی 80 که [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>العاده سکسی بود و مراسمهای فیلم سکسی زیادی با هم داشتیم ! اما</h2>
<p>من اتفاقات و خاطراتی که بهم چسبید و به نظرم جالب جذاب و سکسی سکسی است رو مینویسم که امیدوارم خوشتون</p>
<h3>بیاد.خاطره شاه کس ی افتتاح آلت در سال 77 اتفاق افتاد یعنی</h3>
<p>در سن 16 سالگی. تا سال کونی 80 که سال اعزام من به خدمت بود چند باری با هم سکس داشتیم</p>
<h4>و جنده من بارها اونو از پشت مورد حمله قرار دادم</h4>
<p>! الآن که ازدواج کرده اثرات پستون اون قابل مشاهدس چون فقط اونه که توی 7 خواهر و برادر کونه بزرگ</p>
<h5>و گردی کوس داره !!روزها گذشت و من به خدمت اعزام</h5>
<p>شدم و در یکی از پادگانهای ارتش تهران مشغول به انجام وظیفه شدم . اوایلش فقط تلفنی حرف میزدیم و کم کم سکس داستان که از آشخوری</p>
<h6>دراومدیم به ما اجازه ی ملاقات دادن به ایران سکس دیدنم اومد.یادم</h6>
<p>نمیره دوشنبه بود و حدودا 40 &#8211; 45 روزی از آموزشیه من گذشته بود که دخترخالم با دوستش شادی به دیدنم اومدن اولش با دیدن کچلی و خاکی بودن من (به علت تنبیه و بیگاری)کلی خندیدن بعدش صحبت و خوشگذرونیه صوتی ! تا حدودا 45 دقیقه.آخرای وقت ملاقات موقع خداحافظی آروم بهم گفت دارم مخ شادی رو میزنم که خونشونو برامون خالی کنه _ لازم به ذکره بگم دخترخاله ی من ذاتا دختر بدی نبود توی یک خونواده ی فوق العاده مذهبی ، نمیدونم اینو خدا بانیه آرامش یا گناه من آفریده بود که فقط با من بود و به قول معروف تک پر بود اون حتی با پسرای دیگه ی فامیل حتی شوخی هم نمیکرد چه برسه به پسرای غریبه _ خلاصه منم تو فکر حرف اون بودم تا حدودا دو روز بعد دیدم تنها اومد ملاقاتم گفتم پس دوستت کو ؟ شروع کرد به فحش دادن بهش .گفتم چرا؟ گفت کثافت برام شرط گذاشته اگر خونه ی خالی میخوای منم شریک باید سکسمون 3 نفره بشه ! من اولش تعجب کردم چون شادی دختر خوشگل و پولداری بود و از پسرا کلا بدش میومد چرا به سکس با من که همچین آش دهن سوزی نبودم راضی شده بود نمیدونم ، بعد از کلی حرف به دخترخاله گفتم چون شما دوطبقه ی خالیه خونتونو اجاره دادین دیگه باید فکره سکسو از سرت بیرون کنی اونم داشت رام میشد که وقت ملاقات تموم شد! اصرار من اولا بخاطر خودش بود چون واقعا دلم برا خوردنا و کون سفیدش تنگ شده بود دوما نمیخواستم سکس با شادی رو که بعدها فهمیدم بخاطر تعریفای دخترخاله از سایز کیر و طرز و علاقم به خوردن راضی به سکس با من شده ، از دست بدم . خلاصه تلفنی و حضوری هرطوری شد دخترخاله رو راضی کردم اما آموزشیه من تموم شد و در دوره ی کد که همون دوره ی درجه دهی به سربازاست قبول شدم البته در همون پادگان .بین دو دوره و اصطلاحا میان دوره 5،6 روزی به ما مرخصی دادن منم به دخترخاله گفتم الآن بهترین فرصت برا عشقبازی با اعمال شاقست !! اونم قبول کرد و با شادی هماهنگ کرد و قرار شد ( دقیقا یادمه ) 21 دیماه 80 که سومین روزه مرخصیه من بود به خونه ی شادینا که یه کوچه پائینتر از دخترخاله بودن بریم . صبح روز موعود رسید و من به حموم رفته و بدنمو با کرم موبر تمیز کردم و آماده شده و به طرف مکان راه افتادم یادم نمیره هوا فوق العاده سرد بود و من چند روز بعد به علت حموم رفتن و بیرون اومدن توی اون هوا چند روزی رو تخت خوابیدم ! سرتونو درد نیارم اونجا رسیدم و بعد از یه لب گیریه طولانی با دخترخاله رو کاناپه کنار شومینه نشستم تا قندیلای بدنم آب شه ! نیم ساعتی با هم ور رفته و اصطلاحا عشق بازی کردیم تا اینکه سروکله ی شادی از اتاق خوابش پیدا شد. وااای یادش به خیر یه تاپ کوتاه و خوشگل که بالاتر از نافش بود شکم و ناف سفیدشو انداخته بود بیرون سینه های گرد و کوچولو و البته قلمبه که داشتن از زیر تاپ به لبام چشمک میزدن همراه با یک دامن کوتاه و تنگ یه وجب بالای زانو . اومد جلو باهام دست داد .دستاش اینقد داغ بود که با حرارتش کیرم یهو اومد بالا و نزدیک بود شلوارمو سوراخ کنه !!توی اون لباسا چند برابر خوشگلتر شده بود . دخترخاله متوجه تغییر حالتم شد و فهمید اگه واسطه نشه دوستشو درسته قورت میدم ، بادست محکم به پام زد که هم حواسم بیاد سرجاش هم عصبانیت وحس حسادتش فروکش کنه . شادی هم جلوی من شد ملکه ی عذاب ، پای راستشو رو پای چپش انداخت طوری که رونای سفیدش داشت دامنشو پاره میکرد . من ازاون موقع تا الآن عاشق اینطوری نشستنه خانمام وقتی کسیو اینطوری میبینم دیوونه میشم واقعا حالت دیوونه کننده ایه البته برا من .چنددقیقه ای گذشت و اون باحرکاتش قصد تحریک منو داشت که الحق به هدفشم رسید!توی دلم گفتم طوری بکنمت که تا یه هفته نتونی بشینی و طوری بخورمت که تا چند روز لبام و بدنت قرمز و کبود باقی بمونن . بالأخره طاقتم تموم شد و به دخترخاله گفتم تا شب باید بشینیم ؟پاشو شروع کن که دارم میترکم.لحظه ی موعود رسید و سه نفری به اتاق خواب رفتیم شهوتی که شادی به بدنم انداخته بود باعث شد دخترخاله رو رو تخت که تختخوابه دو نفره ی بابا و مامان شادی بود انداختم.چنددقیقه ای به لب بازی و مالیدن اعضای برجسته ی بدنامون گذشت ! تا اینکه لباسامونو درآوردیم و شادی درین لحظات فقط نظاره گربود لخت که شدیم از پیشونیه دخترخاله شروع کردم به خوردن تا شصت پاش .خوردم و خوردم ، با شدت تمام کسشو میخوردم طوری که از شدت درد و شهوت موهام که کم کم دراومده بودنو میکشید.خلاصه به وسیله ی انگشت لبها و زبونم بعد از خوردن کس و سوراخ کونش ارضا شد و آبش اومد وبادستاش به صورتم مالید .از روش بلند شدم ودیدم شادی داره به خودش ور میره بهش گفتم شریک شدن در سکس یعنی این ؟از اونجا خود ارضایی کنی؟! دخترخاله که حسابی از ارضا شدنش خوشحال و سرحال بود لباسای منو درآورد و مثل خودم از بالا شروع کرد به خوردن تا رسید به کیر بیضه ها و پشت . دیوونه وار کیرو میخورد و درحال خوردن به شادی می گفت ببین بهت راست گفتم اینم دسته بیل و &#8230; .انتظارا به سررسید و صبر شادی سراومد و اومد کنار پاهام نشست و شروع کرد به فشار دان و مالیدن بیضه هام بهش گفتم پاشو لباساتو دربیار بلند شد و لخت شد واااای چه بدنه سفیدی چندبرابر سفیدتر از دخترخاله با یه کون قلمبه و خوشگل که زیر دامن تنگش پنهون شده بود و من کشفش نکرده بودم !چشام که به کونش افتاد _به علت علاقه ی شدیدم به کون &#8211; که الآنم بیشتر شده ! &#8211; پاهاشو کشیدم سمت خودم گفتم پشت به من رو به کیرم و دخترخاله بشینه روصورتم اونم نشست و دل سیر کس تپل و سوراخ کون خاکستری و خوشمزشو مکیدم .اونم کم کم شروع کرد به خوردن کیر من و به گفته ی خودش عاشق خوردن و بازی با بیضه های قلمبم بود محکمتر از دخترخاله میمکیدشون و فشارشون میداد طوریکه دردم میگرفت منم تلافیشو سر سوراخ کونش درآوردم و طوری میخوردمش که نفسم میگرفت .به زور بعد چند دقیقه اونا رواز پام بلند کردم چون میدونستم اینطوری ارضا نمیشم (در اینجا باید بگم جز همون خاطره ی اول یعنی افتتاح آلت تا الآن با حدود 60،70 بار سابقه ی سکس به یاد ندارم کسی با خوردن کیر و اصطلاحا ساک زدن تونسته باشه آبمو بیاره .باور کنید لاف نمیزنم نمیدونم اشکال از منه یا از روش خوردن اونا ولی جدی میگم با خوردن کیرم توسط هر کی و با هر روش و شدتی ارضا بشو نیستم !!این یکی از دلایلی بود که به نظر دخترخاله و دوست جذابش یه حسن بود و باعث میشد هرچقدر دوست داشتن کیر و بیضه ها رو بخورن)خلاصه دخترخاله رو طبق معمول دمر که حالت مورد علاقه ی من توی سکسه خوابوندم و بعد از خوردن چند ثانیه ای و چرب کردنه سوراخو آماده کردنش آروم آروم شروع کردم به کردنه توش.سوراخش بعلت حدودا سه ماه دوری از کیر من و بلا استفاده موندن ! تنگ شده بود به زور بازش کردم و با احتیاط و البته شوق فراوون کردم توش چند ثانیه نگه داشتم تا عادت کنه و باز بشه بعد شروع کردم به عقب جلو کردن به شادی گفتم اونم دمر روی دخترخاله طوری بخوابه که کونش بیفته دقیقا روی کله ی دخترخاله !! خودم خوابیدم روی دخترخاله کیرم توی کون اون بود و صورتم لای کون شادی ! با دودستم کون دخترخاله رو وا کرده و به شادی گفتم بادستاش کونشو واکنه.از بالا خوردن کون و سوراخ کون شادی از پائین تلمبه توی کون دخترخاله . خیلی حالت سختیه و به بدن مخصوصا کمر فشار زیادی میاد ولی خیلی حال میداد هم به من هم به دخترخاله هم به شادی که از خوردنم و شهوت خودش داشت منفجر میشد ! چند دقیقه گذشت که حالتو عوض کرده و حالتای مختلفو امتحان کردیم و نوبت کردنه شادی رسید . الآن خودم به یاد اون روز استثنایی و فراموش نشدنی دارم میترکم و کیرم داره شورتمو پاره میکنه !! به شادی گفتم دمر بخواب و شیوه ی مورد علاقمو امتحان کردم که دیدم اجرا نمیشه خیلی تگتر از دخترخالس چند شیوه ی دیگه هم امتحان شد که همش مردود شدن تا اینکه خودم روکمر خوابیدم و کیر شق شده و کلفتمو سیخ نگهداشتم و بهش گفتم آروم بشین روش و خودت آماده و بازش کن اونم انجام داد و بعد از چند دقیقه آه و ناله سوراخ خوشمزه و تنگش باز شد .خودش شروع کرد بالا پایین کردن تا اینکه به درد همراه با لذتش عادت کرد و سپرد دست خودم منم چند دقیقه ای مدارا کردم و بعد از درآوردن و چرب کردن دوباره ی کیرم گفتم دمر بخواب که ارضا بشم اونم خوابید یک لب حسابی از سوراخش گرفتم و کردم توش جیغش بلند شد دستاشو گرفتم و دیوونه وار شروع کردم به قول چند ساعت پیشم عمل کردن ! چهار پنج دقیقه ای با شدت فراوون کردم وبعداز ارضا شدنه اون آب منم اومد و ریختم توی کونش و بیحال افتادم روش و دخترخاله ی که شاهد ما و در حال مالیدن خودش بود خوابید رو من که دوباره صدای شادی از سنگینیه دوتامون دراومد و بعداز نیم ساعتی خودمونو تروتمیز کردیم و بعد از خوردن ناهار و یه سکس خوشگل و سه نفره ی دیگه که تقریبا با همون حالتا و خوردن آب دخترخاله و شادی توسط من و آب من توسط دخترخاله همراه بود ، به خونه برگشتم اینم بگم تا چند روز کمر درد و بیضه درد داشتم !! این روز و سکساش به یکی از بهترین و موندگارترین خاطرات زندگی و سکسی من تبدیل شد وهروقت یادم میفته واقعا احساساتی و حشری میشم . خب ببخشید یه کم طولانی شد تا خاطره ی سکسی بعدیم بای .دوستدار شما عزیزان : Mah3x</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b9%d8%b5%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%af%d9%87%d9%86%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2409</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دوست دختر اجیب غریب</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d8%ac%db%8c%d8%a8-%d8%ba%d8%b1%db%8c%d8%a8/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d8%ac%db%8c%d8%a8-%d8%ba%d8%b1%db%8c%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 06 Sep 2019 07:15:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشته]]></category>
		<category><![CDATA[اونطرف]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بدهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بودرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودلباس]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیالش]]></category>
		<category><![CDATA[چپوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خرابتر]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوردین]]></category>
		<category><![CDATA[دادگاه]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردن]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[زیادتر]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرمون]]></category>
		<category><![CDATA[قرارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کردماز]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشالا]]></category>
		<category><![CDATA[موقعها]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفتاد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردموقتی]]></category>
		<category><![CDATA[میگفته]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نبودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[نکنیم تصمیم گرفتیم کس پولی فیلم سکسی بکنیم.این شد که فرشاد به 1 جنده ی 24 ساله که دانشجوی شهرمون هم بود زنگ زد و ردیفش کرد سکسی واسه فردای اون روز.عصرش تصمیم گرفتیم که شاه کس سکس رو دو نفره انجام بدیم ببینیم حالش چطوره انقد تعریف میکنن.فردا شد و من کونی و فرشاد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>نکنیم تصمیم گرفتیم کس پولی فیلم سکسی بکنیم.این شد که فرشاد به 1</h2>
<p>جنده ی 24 ساله که دانشجوی شهرمون هم بود زنگ زد و ردیفش کرد سکسی واسه فردای اون روز.عصرش تصمیم گرفتیم</p>
<h3>که شاه کس سکس رو دو نفره انجام بدیم ببینیم حالش چطوره</h3>
<p>انقد تعریف میکنن.فردا شد و من کونی و فرشاد رفتیم دختره رو سوار کردیم و بردیم خونه فرشاد اینا که خالی</p>
<h4>بود.رفتیم جنده نشستیم و یکم کس کلک بازی درآوردیم و کم</h4>
<p>کم کارو شروع کردیم.من نشستم اینور پستون دختره و فرشاد هم اونور.شروع کردیم به خوردن گردن طرف.همینجور که داشتیم لیس میزدیم</p>
<h5>دختره هم کوس آه و اوه و خنده رو با هم</h5>
<p>قاطی کرده بود و نفس نفس میزد.سینه هاش رو تو دستم گرفتم چه سینه هایی.با اینکه شل و ول بود اما آخره سکس داستان سینه بود.گفتم اینجور</p>
<h6>نمیشه بریم رو تخت تو اتاق.دختره گفت قرارمون ایران سکس یکی یکیه</h6>
<p>دوتایی من عمرا نمیدم.فرشاد زد در کونش و گفت بدو زرزر نکن.سارا (اسم مستعار)هم خندید و رفت تو.رفتیم تو اتاق بغلش کردم پرتش کردم رو تخت و شروع کردم به درآوردن لباساش.فرشاد هم گیر داده بود داشت گردنش رو میخورد سارا هم هی آخ و اوخ میکرد و دیگه کاملا وا داده بود.لباس و سوتینشو که درآوردم پریدم رو سینه هاش.بزرگ-سفید-نرم مثل بادکنک.شروع کردم به خوردن سینه هاش اونم سرم رو گرفته بود و رو سینه هاش فشار میداد.به فرشاد گفتم بپر رو پایین تنه کار کن سارا هم گفت آره راست میگه کونی بپر.فرشاد رفت پایین و شروع کرد به انجام عملیات.کیرم و درآوردم دادم دست سارا اونم شروع کرد به ورز دادنش.پاشدم نشستم رو سینش و کیرم و گذاشتم تو دهنش.لامسب سینش مثل بالش میموند.دیدم فرشاد رفته داره کسش رو میخوره منم از فرصت استفاده کردم دستام رو اهرم کردم و تند تند تو دهنش تلمبه میزدم(البته هواسم بود زیاد نره تو دهنش که بیاره بالا).بالا پایین میکردم و تو اوج لذتم بودم دیدم بیچاره داره خفه میشه بیخیال تلمبه شدم رفتم سراغ سینه.سینه هاش رو تو دستام مشت کردم به هم چسبوندم و کیرم و کردم لای سینه هاش.شروع کردم به تلمبه زدن.فرشاد هم اونور داشت کیرش رو میمالید به کس سارا.همینجور که حالش بیشتر میشد منم سرعتم و زیادتر میکردم.وقتی داشت آبم میومد همونجا لای سینه هاش آبم رو تخلیه کردم.از لای سینه هاش داشت آبم میریخت بیرون و سارا هم کیف میکرد واسه خودش.کشیدم بیرون و افتادم اونور.فرشاد داشت نگاه میکرد که دید 1ذره از آبم ریخت رو تخت مامان باباش.عصبی شد گفت پاشین بابا گند زدین به حال و احوالم.دیگه خلاصه فرشاد رو آروم کردم و رفتیم تو حموم که کثافت کاری هم نشه.فرشاد که حشرش بالا بود دختر رو روی زمین خوابوند کونش رو آورد بالا و شروع کرد به کردن سارا.اونم که ماشالا جنده گشاد تخمش هم نبود.منم رفتم گذاشتم تو دهنش.فرشاد که ارضا شد پاشد آبش رو ریخت رو کون سارا و منم دیدم تا تنور داغه وقتشه.پریدم پشت سارا و کیرم رو چپوندم تا خرخره تو کون خانم.کونش رو گرفته بودم تو دستام و تابش میدادم از زیر هم دستم رو قلاب کرده بودم و کسش رو میمالوندم.فرشاد که تازه ارضا شده بود رفته بود بیرون سیگار بکشه.سارا گفت وحشیانه بکن.جر بده.منم محکم با دست ضربه میزدم به کونش و انگشتمم با کیرم کرده بودم تو.تلنبه تلنبه تلبنه تا ارضا شدم.کشیدم بیرون ریختم رو صورتش.رفتیم بیرون 1 پیتزا زدیم و دوباره حشر گل کرد(ای کاش نمیکرد)رفتیم تو حموم و فرشاد گفت دیگه اینسری از کس میکنمت(سارا دیگه باید میرفت عجله داشت دیگه از غید لفت و لیس گذشتیم)فرشاد کاندوم آورد که دختره گفت با کاندوم نه.خلاصه پاشو کرده بود تو 1 کفش که با کاندوم نه.به فرشاد گفتم این 1 ریگی به کفششه بیخیالش شیم.فرشاد خان گیر داد که نه.دوستام هم بی کاندوم کردن همه هم سالمن(بعد معلوم شد دروغ میگفته سارا خانوم به همه اینو میگفته ولی کسی زیر بار نمیرفته)دیگه فرشاد پرید رو دختره و شروع کرد به تلنبه.جفت انگشته فاکش هم کرده بود تو سوراخ دختره و فشار میداد.منم اونور با کیرم ور میرفتم تا شق بمونه.دختره به فرشاد گفت بخواب روم(با اشوه و حشر تمام)فرشاد خوابید روش و ادامه تلنبه.نزدیکای ارضا شدنش بود که دختره پاشو غلاب کرد دوره کمر فرشاد.تا فرشاد اومد بکشه بیرون این مثل کنه چسبید بهش و نذاشت و تموم آب فرشاد ریخت تو خانم.فرشاد حیرون پا شد و منو نگاه میکرد.دختره میخندید و گفت باید منو بگیری.نگیری میرم شکایت که منو زور گیر کرده.حالا ما هم مونده بودیم چی کنیم.نه میشد بریم دادگاه بگیم یارو جندس میگن گه خوردین جنده بردین از اونطرف کی حاضر میشد بگه آره منم بردمش.از طرفی هم اگه شکایت میکرد میفتاد گردن فرشاد.فرشاد قاطی کرد و رفت که بزنه سارا رو بکشه که من جلوش رو گرفتم.چون دیگه اینجوری کار خرابتر میشد.بگذریم به سلامتی الان فرشاد الاف دادگاه شد و آخرش هم مجبور شد یارو رو بگیره.سارا هم بعد اینکه بچه رو به دنیا آورد مهرش رو قسط بندی کرد و زد به چاک.بیچاره الانم که الان دپرسه.منم از اون موقع جرات ندارم طرف جنده برم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d8%ac%db%8c%d8%a8-%d8%ba%d8%b1%db%8c%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2600</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی تو باشگاه از کون کرده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 03 Aug 2019 06:31:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجام]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بلندشو]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[دادگاه]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[دراومده]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دیوارو]]></category>
		<category><![CDATA[سرعتمو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوبیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسایه]]></category>
		<category><![CDATA[معمولیه]]></category>
		<category><![CDATA[مهربون]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیته‬]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسم]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مینوشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسممن]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستن]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سالمه و یه دوست دختر فیلم سکسی دارم اونم 27 سالشه اسمشم سمیه هستش. من 2 سالی بود به خاطر بعضی مسایل از زنم جدا شده بودم سکسی و تو این 2سال سکس نداشتم و شاه کس بد جوری عذاب میکشیدم تا این که با سمیه آشنا شدم. شهر ما کوچیکه منم کونی به خاطر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سالمه و یه دوست دختر فیلم سکسی دارم اونم 27 سالشه اسمشم سمیه</h2>
<p>هستش. من 2 سالی بود به خاطر بعضی مسایل از زنم جدا شده بودم سکسی و تو این 2سال سکس نداشتم</p>
<h3>و شاه کس بد جوری عذاب میکشیدم تا این که با سمیه</h3>
<p>آشنا شدم. شهر ما کوچیکه منم کونی به خاطر موقعیته شغلیم اصلا نمیتونم که با دخترا وزنا تابلو بازی در بیارم.</p>
<h4>بریم جنده سراغه خاطره.زمستونه پارسال بود که با سمیه به طور</h4>
<p>اتفاقی دوست شدم. دختر مهربون و پستون خوشگلی بود. یه کم توپل و چشم ابرو مشکی که من دوس داشتم. در</p>
<h5>کل متوسط کوس به بالا بود.منم چهرم معمولیه نه زیاد خوشگل</h5>
<p>نه زشت. بگذریم 2 هفته بود با هم با موبایل حرف میزدیم که یه شب بحث و کشیدم به سکس که اونم سکس داستان استقبال کردو گفت</p>
<h6>که اینو میدونست که یه روزی میپرسم نظرشو. ایران سکس خلاصه اونشب</h6>
<p>حرف زدیم و بعد با هم تله سکس کردیم. میگفت منم حشریم و&#8230;. یه چیزم گفت که خیلی حال کردم البته اولش دلم واسش سوخت. گفت یه پسری با نامردی پردشو زده و دیگه دادگاه و&#8230;. که نتونستن ثابت کنن کار اون بوده. 10 روز بعد بود که من و دادشه کوچیکم تو خونه تنها شدیم بقیه خونواده رفتن تهرون خونه اون یکی داداشم. دادش کوچیکمم مغازه داشت وشب 9 میومد من که تنها بودم عصر با سمیه تلفنی حرف میزدم گفتم تنهام میتونی بیای؟ اونم یه کم منو من کردو بعد گفت 20 دقیقه دیگه اونجام. خلاصه اومدو نشستیم میوه آوردم خوردیمو حرف زدیم بعد دستمو انداختم گردنش اول هر دومون خجالت میکشیدیم اما بعد رومون به هم وا شد و لب گرفتمو اونم همکاری میکرد بعد کلی لب گرفتن گرفتم بغلم و بردمش تو اتاق خواب. لباسایه همدیگه رو درآوردیم افتادیم به جون هم اول لبایه همو میخوردیم آروم رفتم سراغه گردنش. بدنش برنزه مادرزادی بود فقط یه کم سینه هاش بزرگ بود و شل که زیاد خوشم نیومد. چشاش خمار بود وتو اون حال خمارتر شده بود که آدمو میکشت. با بوسه هایه ریز رفتم سمته گوشش دیدم نفسش تندتر شد فهمیدم به گوشش خیلی حساسه.کلی گوششو مکیدم دیگه داشت داد میزد منم مثه ندید بدیدا ولش نمیکردم. بهم گفته بود سکسه وحشی دوس داره. بلندش کردم کوبیدمش به دیوارو از روبرو چسبیدم بهش لب گوش و&#8230;اونم کیرمو گرفته بودو باش بازی میکرد. خوابوندمش رو تخت و افتادم روش کیرمو به کوسش میمالیدم خیلی حال میکرد آه و اوهش دراومده بوداز روش بلند شدم و کیرمو گرفتم سرشو میمالیدم چاکه کوسش خیسه خیس بود گفت علی بکن دیگه طاقت ندارم. گذاشتم در کوسش تا ته کردم تو وااااااااااااای چه حالی داد بعده 2 سال. یه جیغه شهوتی کشیدو به خودش میپیچید. شروع کردم تلمبه زدن سرعتمو بیشتر کردم که آهههههههههههه و اوووفش تبدیل شد به فریاد. چنگ اندتخته بود کمرمو داشت ناخنایه بلندشو میکرد تو گوشته تنم منم تو حاله خودم نبودم. گفت علی جرم بده محححححححححکم تر .محکم علی تا ته بکن وای مردم تندتر. با این حرفاش حشرم زد بالا احساس کردم آبم داره میاد. درش آوردم گفت نه الان نه اما من داشتم ارضا میشدم با یه دستم کوسشو میمالیدم و با دست دیگم جق میزدم رو سینش که یه هو دیدم تنش لرزید و منم آبم اومد و ریختم رو سینه هاش. بعد با دستمال کاغذی پاک کردمو روش دراز کشیدمو لب گرفتیم. بعدش یه بار دیگه سکس کردیمو رفت. پیشه خودم گفتم چرا آبم زود اومده کهاونم دلیلش این بود خیلی وقت بود سکس نداشتم. اگه خوشتون اومد یه سکسه توپ دیگه با سمیه روبراتون مینویسم.دوستتون دارم اگه خوب نبود دلیلش اینه که اولین داستانم بود که مینوشتم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175592</post-id>	</item>
		<item>
		<title>زن زندگی هوس کیر  کرده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%87%d9%88%d8%b3-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%87%d9%88%d8%b3-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 29 Jun 2019 09:17:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[باشهمن]]></category>
		<category><![CDATA[باکمال]]></category>
		<category><![CDATA[بالاترین]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برم»بعد]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودالبته]]></category>
		<category><![CDATA[پسرعموی]]></category>
		<category><![CDATA[پوزخند]]></category>
		<category><![CDATA[پیرمرد]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمانش]]></category>
		<category><![CDATA[حالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواندن]]></category>
		<category><![CDATA[خواهشی]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوندین]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانا]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زودباش]]></category>
		<category><![CDATA[سالشهمن]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[شیطنتم]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارارو]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کردرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[کیرتون]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[ماساژش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلات]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرم]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>
		<category><![CDATA[میادمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورن]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاری]]></category>
		<category><![CDATA[میشنوم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکنماز]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکنید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ندارمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[ننشستم]]></category>
		<category><![CDATA[هرزگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[هستشمن]]></category>
		<category><![CDATA[وداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[وهمیشه]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<category><![CDATA[یکراست]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[و بهزاد الان 18 سالشه.من فیلم سکسی وبهزاد با هم قوم و خویش هستیم،یعنی اون پسرعموی منه.من یکسال و نیم هست که باشگاه میرم وبهزاد هم که سکسی 2 ساله به کشتی فرنگی میره.ما به شاه کس هم خیلی خیلی صمیمی هستیم وهمیشه با هم بیرون میریم ومردمو اسگل می کنیم.از بهزاد کونی بگم که [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>و بهزاد الان 18 سالشه.من فیلم سکسی وبهزاد با هم قوم و خویش</h2>
<p>هستیم،یعنی اون پسرعموی منه.من یکسال و نیم هست که باشگاه میرم وبهزاد هم که سکسی 2 ساله به کشتی فرنگی میره.ما</p>
<h3>به شاه کس هم خیلی خیلی صمیمی هستیم وهمیشه با هم بیرون</h3>
<p>میریم ومردمو اسگل می کنیم.از بهزاد کونی بگم که اون از وقتی که کوچیک بود همه سعی میکردن یک انگولکی بزننش</p>
<h4>چون جنده اون واقعا سفید وناز بود.البته یک چیزی بگم که</h4>
<p>من تو همه داستانا خوندم که پستون دختره کونش درشت بود یا اینکه پسره خیلی کون خوش فرمی داره که 80</p>
<h5>درصدش کس کوس شعر هست،واسه همینم من به کس شعر گویی</h5>
<p>عادت ندارم.خلاصه بگم که این بهزاد پسر عموم خیلی سفیده و من هم جز آن دسته از آدم هایی که کون کردن سکس داستان رودوست دارم و</p>
<h6>پوست های سفید هم که عاشقشونم، حالا میخواد ایران سکس پسر باشه</h6>
<p>میخواد دختر باشه میخواد زن یا مرد یا پیرزن یا پیرمرد باشه واسه من فرقی نمی کنه فقط من از کون کردن خوشم میاد وبه بهترین روش از کون دیگران استفاده میکنم.از بهزاد هم بگم که اون یک پسر کاملا شهوتی و از یک نظر خیلی دوست داره یکی کونشو ماساژ بده مخصوصا اگه ماساژ هم شهوانی باشه.من این موضوع رو از زمانی فهمیدم که اون میگفت به خاطر تمرین های سخت کشتی بدنش گرفته و باید یکی اونو ماساژ میداد، در انجا بگم که هر کی باشگاه یا کشتی میره میدونه که کوفتگی عظلات یعنی چی .بهزاد وقتی میگفت بیا ماساژ بده منم به حرف پسرعموی نازم گوش میدادم و اونو ماساژ میدادم تا روزی که وقتی یه روز داشتم ماساژش میدادم که یک ده دقیقه گذشته بود که متوجه ناله های یواش بهزاد شدم که یعنی داره با ماساژای من حال میکنه، منم در حالیکه خونمون خالی بود و منم علاقه شدیدی به خوندن کتاب های غیر درسی دارم و توی کتابی نوشته بود برای ماساژ شهوانی باید با دو انگشت اولیه یعنی سبابه و انگشت نشانه ی فاک یو ماساژ را به حالتی آرام و یواش باید روی نقاط تقریبا حساس و تحریک کننده بکشیم و نوازش کنیم.منم یاد اون نوشته ی کتاب افتادم و بادو انگشتم شروع کردم به آرامی و نوازش روی قسمت های کوفتگی شده بدنش می کشیدم،یک پنج دقیقه ای گذشت که خودش گفت بسه دیگه مگه داری مشق مینویسی درست ماساژ بده منم دوباره شروع کردم به ماساژ معمولی که یک ده دقیقه ای طول کشید و بهزاد بلند شد به بی حالی و گفت من خسته ام باید استراحت کنم منم بهش گفتم که منم کمی خسته ام وبهش گفتم که بریم توی اتاق من و اونجا یک موسیقی بی کلام آرامشبخش بزارم و روی تخت دراز بکشیم اونم موافقت کرد.رفتیم سمت اتاق شخصی من،در ضمن اون روز خونه ما خالی بود و خونواده من و بهزاد رفته بودند آستارا وقراره یک چند روزی اونجا اقامت کنند.منم از فرصت استفاده کردم که از بهزاد یک ثوابی هم به من برسه و رفتیم داخل اتاق که شدیم بهزاد که افتاد روی تخت ودراز کشید منم کامپیوترمو روشن کردمو موسیقی بی کلام گذاشتم ورفتم پیش بهزاد دراز کشیدم یک ربعی میشد که موسیقی گوش میدادیم که یکدفعه تو حال خودم بودم که داشتم با موسیقی حال میکردم بهزاد با دستش زد روی پام دقیقا کنار کیرم که یکی از انگشتاش خورد به سر کیرم که از جا پریدم گفتم چته مغول کیرم به فاک رفت مواظب باش،بعد گفت که حامد هنوزم از اون فیلم سکس های نابت داری بهش گفتم آره ولی یه هفت هشت ماهی میشه که نگاه نکردم اونم گفت میشه لطفا بذاری ببینیم منم گفتم با کمال میل ولی اگر میخوای جق بزنی جلوی من انکارو نکن اونم گفت تو حالا بزار ببنم ارزش جقو داره یا نه منم یکی از معمولی ترین فیلم های سکس رو گذاشتم البته با کیفیت بعد نشستیم روی تخت نگاه کردیم من که با یکی از داف هام که بهم زده بودم به خاطر بی توجهی به من و خواندن کتاب های درسی خیلی روم فشار بود و توکف کون کردن حسابی بودم .یکم فیلمرو نیگا کردیم و یکدفه بهزاد گفت بابا تو که زیاد ففیلم سکسی داری یک باحالشو بزار حال مارو گرفتی ها؟ منم گفتم باشه یه لحظه صبرکن رفتم جلوی کامپیوتر و یک فیلم ناب ناب گذاشتم بعد خودم اومدم کنارش نشستم بعد باهم فیلم رو نیگا کردیم بهزاد داشت فیلم رو نیگا میکرد که من زیر چشمی به چشماش نیگا کردم شهوت بسیار بسیار عجیبی رو در چشمانش می دیدم دستم رو گذاشتم روی شونه اش و با احتیاط کم کم فشار های متعددی میدادم و شونشو ماساژ میدادم که گفت:حامد یک سوال دارم گفتم بگو میشنوم عزیزم که گفت من هنوز بدنم کوفته هست رخصت میدی یک ماساژ بدی منم یکم مکث کردمو گفتم البته.بهش گفتم کجات بیشتر درد میکنه؟اونم گفت ناحیه پشت به خاطر اینکه وقتی کشتی می گیره پشتش رو محکم به زمین میزنن.منم که متعجب شده بودم که بهزاد،همچین حرفی زده ذوق زدم و بهزاد واقعا رفته بود تو کف دادن کون،منم بیکار ننشستم گفتم به دمر بخواب که اونم گوش داد ،من که حسابی تو کف یک کون سفید وخوش تراش بودم سریعا رفتم کنارش یواش یواش شروع کردم به ماساژ که از کف پاش کم کم میمالوندم و به بالا رفتم وکمکم دستم رو بالا میبردم و بردم وبردم سمت پشت زانوهاش منظورم جای گود پشت قوزک پا و یکم مالوندم و کم کم بالا رفتم که ضایع بازی نشه و لو برم جاش،منم که هرچی به کون سفیدش نزدیکتر میشدم داشتم دیوونه میشدم.کم کم دستم رو بردم سمت پشت پاش یعنی پشت روناش و ماساژ میدادم،انجا بود که شیطنتم گل کرد وماساؤ شهوانی رو از پشت رون هاش شروع کردمو با دو انگشتم میمالوندم وکم کمک به کونش نزدیک کردم ولی یک پنج دقیقه ای طول کشید وقتی داشتم ماساژ شهوانی میدادم متوجه یک چیزی شدم که فککم افتاد دیدم بهزاد چشماشو بسته و داره پوزخند میزنه و اصلا متوجه نیگاه من نشد منم داشتم میمالوندم به بهزاد گفتم بهزاد جون اونجا هم کوفتگی ایجاد شده (منظورم از اونجا کونش بود و دستمامو گذاشتم روی دو تا لپ کونش)بهزاد که چشاشو بسته بود گفت آره امروز موقع تمرین 3 .4 باری خورده زمین منم که فهمیدم بابا اون حسابی حشرش زده بالا اگه الان کونشم جر بدم بازم راضیه.با دو دستم کونشو میمالوندم و هرزگاهی هم با دو انگشت یواش یواش ماساژ شهوانی میدادم که دیدم بهزاد اصلا خودش نیست و کاملا دا ره حال میکنه من که از خدا خواسته گفتم بهزاد.بهزاد گفت بله،منم گفتم بهزاد جون من این همه به حرف تو گوش میکنم یه خواهشی ازت دارم .بهزاد گفت بگو میشنوم منم گفتم میذاری بکنمت اونم سریع برگشت و گفت منو خر کردی حامد منم گفتم خواهش میکنم من دارم از فرط شهوت می میرم تو هم که میدونم وضعت چیه منم یواش باهم سکس می کنیم باشه.بهزاد یکم مکث کرد و بعد گفت به شرط اینکه این موضوع جایی درز نکنه منم گفتم باکمال میل.بعد کار من شروع شد و با ماساژ های شهوانی شروع کردم به مالوندنش،بعد ده دقیقه ای کم کم شلوارشو با کمک هم درآوردیم و شرتشم خودم آهسته در آوردم و کم کم میمالوندم.من که همیشه خدا فکر سکسم بودم یک اسپری تقریبا نصفه بی حسی رو از زیر تخت ازداخل کیف باشگام داخل اون یک زیپ مخفی داشت که اونو باز کردمو یکم به سر کیرم زدم.بهزاد برگشت گفت وای چه کیر خوش فرمی داری وگفت میخوای از بی حسی استفاده کنی منم گفتم آره مگه عیبی داره اونم گفت فقط مواظب باش از سوراخم غارملاصدرا درست نکنیا منم گفتم باشه قربون اون گون گردت برم.بعد اینکه بی حسی زدم به کیرم با سوراخ بهزاد ور رفتمو یکمی انگشت کردم که گفت حامد میشه یکم بیشتر انگشت کنی داره خوشم میاد،منم گفتم البته و انگشت کردنو ادامه دادم وبعد چند لحظه یکم سر کیرم تف زدم و آروم سر سوراخ بهزاد جونم گذاشتم و یکمی فشار دادم که بهزاد گفت به خدا اگه زیاد درد داشته باشه دیگه باهات صحبت نمیکنم منم گفتم عزیزم اگه شل بگیری همه ی مشکلات درست میشن.و یواش یواش کیرمو داخل کونش کردم وچند لحظه صبر کرم که بهزاد گفت داری چکار میکنی زودباش دیگه منتظرم منم گفتم بهزاد جون گفتم همه کارارو بزار به عهده من که منم کم کم کیرمو تا نصفه دادم تو که میدونستم بهزاد یکم درد داره ولی به خاطر حال که داره چیزی نمیتونست بگه منم کم کم عقب و جلو میکردم و تف میزدم یکم که جا باز کرد دیدم بهزاد سرش آروم گذاشت به کنار طوری که گوشه چپش به تخت چسبیده بود منم بایه فشار نیمه باقیه کیرمو فرستادم داخل کونش وکم کم میکردم تو باز در می آوردم.از اینکه بهزاد داره بارضایت کامل به من کونشو تقدیم میکنه بسیار بسیار خوشحال بودم وبلندش کردم گفتم بهزاد میخوام روش گاییدن رو عوض کنم که اوم بلند شد منو یواش حل داد روی تخت که من بخوبم و اومد روی کیرم نشست نمیدونید چه حالی داره وقتی کیرتون تا ته تو کون یکی بره وای داشتم بالاترین حال رو میکردم من که اسپری رو روی تخت گذاشته بودم برداشتم و یکم به کیر بهزاد زدم و به کیرش بازی کردم و تف زدم روی دستم وکشیدم روی کیرش که نگه لابد من بی مرامم منم واسش جق زدم و اون تو یه حالتی بود که خ.دشم که الان پیش منه نمیتونه توصیف کنه.من که داشتم بالا و پایین رفتنشو میدیدم و لذت میبردم گفتم بهزاد جون بیا یک لب ازت بگیرم که سریع پاشد اومد لبشو گذاشت رو لبم وبا دهنم بازی بازی میکرد منم چشامو بسته بودم وداشتم تو کائنات پرواز میکردم.بعد اونو به حالت سگی درآوردم و گفتم آماده ای بهزاد گفت آره منم یواش کیرمو تا نصفه تو کونش کردم وعقب و جلو می کردم.وای نمیدونید این مدل سگی چقد حال میده مخصوصا وقتی که تو کون میکنید یکم تلمبه زدم و بهش گفتم بهزاد چونم بیا برام بخورش که اون گفت ابدا من بدم میاد منم گفتم تو یه بار امتحان کن بعد حرف بزن که بهزاد گفت آخه من یاد ندارم که من گفتم بابا تو که تو فیلما ی من می بینی که چجوری میخورن اونم اول یکم سر کیرم می کرد تو دهنش وچشاش قرمز میشد انگار حالت خفگیه و باز دو باره درمی آورد باز تو دهنش میکرد منم گفتم بهزاد جون به چیزی که میگم گوش کن بعد گفتم اول سر کیرمو تودهنت میکنی بعد یکم میک میزنی بعد بازبونت داخل سوراخ کیرم میکنی اونم همین کارارو کرد که الان دیگه استاد ساک زنی شده.بع که داشت زبونشو دور کیرم می چرخوند فهمیدم داره آبم میاد و بهش گفتم بهزاد چکار کنم .اونم گفت کجا باشه بهتره منم گفتم اگه بریزم تو دهنت وتو اونو قورت بدی از نظر شرعی بدنت به کلی نجس میشه ودیگه نه میتونی نماز بخونی نه روزه بگیری و &#8230; وگفتم اگه میخوای تو کونت بریزم بعدا اگه دستشویی بری خودش خارج میشه اونم گفت پس بیا بریز تو کونم منم که کیرمو کردم تو کونش با چند تا تلمبه آبمو با هرچی انرژی درون داخلش خالی کردم و وقتی بی حس شدم با خودم گفتم نکنه بهزاد فکر کرده ما بی مرام هستیم که رفتم یکم کیرشو بالا و پایین کردم تف زدم بعد یک ده دقیقه ای آبش اومد بنده خدا اونقد شهوت گرفته بودتش که زود آبش ریخت روی دستم و با هم رفتیم خودمونو یکراست تو حموم انداختیم و یک دوش گرفتیم که من هم اونجا هم کیرم شقید و بزرگ شد من بهش گفتم بهزاد جون یه بار دیگه بده اونم که اصلا بعد اومدن آبش اصلا دلش نبود گفت نه منم ناراحت شدم و دوش گرفتم و میخواستم برم بیرون که دیدم داره میگه خوب حالا ناراحت نشو فقط همین دفعه،منم پریدم جولوشو دوباره شروع کردیم با هم سکس البته اینم بگم که من برای سکس رفتم از اتاق اسپری بی حسی رو آوردم و باز باهم یک سکس خفن همراه با رطوبت رو داشتیم.بعد از اون قضایا همیشه وقتی خونه ما یا بهزاد شون خالی میشه بهزاد میگه من ماساژ میخوام ومنم طبق حرفه خودم هم ماساژش میدم هم میکنمش و الان 4 ماه هست که همیشه اونو میکنم و اون مثل زن من میمونه.هرکس دوست داشت ماساژ شهوانی من در خدمتم فقز میدونید که تقاظای من چیه.ای آیدی من هست من حامد از مشهد هرکس سوالی درباره علم سکس یا طریقه ی ماساژ شهوانی رو داره به این آیدی پی ام به.باتشکر از اینکه داستان منو خوندین قربون تک تکتون برم الهی.خداحافظی سخته&#8230;&#8230;DarkoobSamuel@Yahoo.com : ID		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%87%d9%88%d8%b3-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174899</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 30/44 queries in 0.195 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-12 20:55:22 by W3 Total Cache
-->