<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>دراورد &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%AF/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Fri, 24 May 2024 10:58:06 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>دراورد &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>ماشینو میزنه بغل میزاره تو کس زیدش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%ba%d9%84-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%af%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%ba%d9%84-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%af%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 28 Nov 2019 06:56:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انجامش]]></category>
		<category><![CDATA[بذارید]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[برسونم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بغلشون]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسشون]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[چهارشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[‫خرمشهر]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[خیالشون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دماوند]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[راهنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[روزمین]]></category>
		<category><![CDATA[عموهام]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[کرستشو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذروندیم]]></category>
		<category><![CDATA[لامذهب]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موقعها]]></category>
		<category><![CDATA[میبینه]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[نبودماز]]></category>
		<category><![CDATA[ندارین]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجور]]></category>
		<category><![CDATA[هواپیما]]></category>
		<category><![CDATA[و‌رفتیم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[1 چرا نمیشه کسی بچه فیلم سکسی ابادان باشه ولی خونشون خرمشهر 2 من اون موقع درامدم ماهی1تا2میلیون بود که خرج کردن برای کس بازی یا کسی سکسی که نیاز داشت اصلا برام مهم نبود شاه کس پس بلیط هواپیما و خرجشونو خودم دادم ok؟ واون دوستانی که از سکس در اموزشگاه کونی ایراد گرفتن [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>1 چرا نمیشه کسی بچه فیلم سکسی ابادان باشه ولی خونشون خرمشهر 2</h2>
<p>من اون موقع درامدم ماهی1تا2میلیون بود که خرج کردن برای کس بازی یا کسی سکسی که نیاز داشت اصلا برام مهم</p>
<h3>نبود شاه کس پس بلیط هواپیما و خرجشونو خودم دادم ok؟ واون</h3>
<p>دوستانی که از سکس در اموزشگاه کونی ایراد گرفتن 1 چرا دختر چادری که کسو کونش بازه جنده نیست 2 وقتی</p>
<h4>تو جنده این مملکت با یه کس تنها شدی و حشری</h4>
<p>بودین تنها راهش کردنه حالا هرجا پستون میخواد باشه اگه شما جرات ندارین به من چه. در کل کسی که خودش</p>
<h5>از بوی کوس خوش زن و سکس حالی نبرده وقتی دستشو</h5>
<p>از لذتها کوتاه میبینه به دیگران فحش میده. دوست دیگرم هم خیالشون راحت باشه من عقده ای نیستم چون هم جوونی کردم سکس داستان هم تا دلت</p>
<h6>بخواد از کسهایی که کردم تجربه دارم تا ایران سکس هر زن</h6>
<p>و دختری رو به اوج لذت برسونم چه برسه به زن خودم. دوستان من دوست دارم خاطراتم رو بگم تا شاید کسی یاد بگیره اگه سکس میخواد نترسه و فقط انجامش بده. نیمه شعبان سال 78یا 79 بود یادم نیست فقط میدونم هوا گرم بود من تا اون موقع فقط با دخترای فامیل لاس میزدم و از سکس خبری نبود مثلا بغلشون میکردم بوسشون میکردم روشون میخوابیدم بدون اینکه لباسمو در بیارم ارضا میشدم که این حالت تا سوم راهنمایی ادامه داشت و در واقع از سکس چیزی بلد نبودم.از راهنمایی تا دبیرستان هم که به خاطر گناه واین مسایل کاری به کار این چیزا نداشتم هرچند این کیر لامذهب هیچی حالیش نبودو تقریبا هر شب از خواب بیدارم میکرد.خلاصه اون سال نیمه شعبان شب چهارشنبه بودو منم رفتم خونه خواهر بزرگم مهمونی وچون حوصله نداشتم رفتم پشت بوم تا به خیابون که مردم جشن گرفته بودن نگاه کنم تو همین حالو هوا از خدا گله میکردم که چرا این همه ادم کس میکنن ولی اتفاقی براشون پیش نمیاد ولی من از ترس سکس هیچ کاری نمیکنم و باید از پسر عموهام که کس بازای خوبی بودن تو سری بخورم.شب گذشت فردا صبح مادرم اینا با خانواده عموم تصمیم گرفتن تا جمعه برن دماوند خونه اون یکی عموم منو علی و سعید پسر عموها طبق معمول نرفتیم و تا غروب خونه اونا به کس کلک بازی گذروندیم .دم غروب سعید گفت بریم دور بزنیم منم سوار ترک موتورش شدمو رفتیم.خیلی دنبال کس گشت اون موقعها مثل الان وفور نعمت نبود انقدر گشتیم تا تو میدون تسلیحات نظام اباد به یه دختری بر خوردیم که من به سعید گفتم جلوتر منو پیاده کن خودت برو دنبالش من نیستم.اون رفت منم نگاه میکردم دیدم راه نمیداد سعید اومد گفت با من نمیاد تو برو با ترسو لرز واسه اینکه کم نیارم رفتم جلو نمیدونستم چی بگم باهاش راه رفتم از میدون رفتیم سمت پارک رد شدیم رفتیم محله ارمنیها ورفتیم سر خیابون تا اینجا سعید با موتور میومد ولی دیگه ندیدمش.راستش هواسم نبود و رفتیم خونه ما نگو سعید رفته بود خونه خودشون و منتظر من بود یه ماشین گرفتم رفتیم دم در خونه رفتیم بالا خیلی دست دست کردم سعید بیاد ولی نیومد خانوم لباساشو در اورد با یه شورت و کرست نشست رو مبل رفتم تو اطاق اومدم دیدم دستشو کرده تو شرتش داره ور میره اون دستشم رو سینشه منم کیرم بلند شده بود ولی هنوز از گناهش میترسیدم رفتم دستشویی همونجور که به سعید به خاطر نیومدنش فحش میدادم به این فکر افتادم چون شب قبلش از خدا گله کرده بودم این کسو داده تا بکنمو راحت شم.اومدم بیرون رفتم پیشش همین که نشستم بغلم کردو شروع کرد به لب گرفتن منم باترس این کارو کردم تا واسم عادی شدبعد دستمو گرفت گذاشت رو شورتش مالش دادم دیدم خیسه. خیلی حال داد گفت سینمو بخور شروع کردم ناشیانه لیس زدنو گاز گرفتن که دردش اومد بعد گفت لباساتو در بیار منم دراوردم اونم شورتو کرستشو دراورد خوابید روزمین منم روش کیرمو گذاشتم رو کسش شروع کردم مالوندن لبم رو لبش بود میخوردم همین موقع ابم اومد ریخت رو تنش کمی هم رو فرش بلند شدم خودمو شستم برگشتم گفت کسمو بخور منم با اکراه شروع کردم خیلی شور بود فکر میکردم همه کسا شورن ولی بعدا فهمیدم عرق کرده بوده خلاصه حسابی لیس میزدم که دیدم تکونی خورد و خودشو جمع کرد ابش اومده بود چند لحظه بی حرکت دراز کشید منم اروم شدم گفت بازم میخوام منم که دیدم کس جلومه منم نکرده ابم اومد رفتم اتاق داداشم میدونستم کاندوم داره یکی برداشتمو برگشتم سراغش خوابیدم روش گفت کاندومو بده دادم بهش بازش کرد بعد کیرمو گرفت کاندومو کشید روش خیلی حال داد با دستش کسشو باز کرد گفت بکن منم سر کیرمو که رو کسش بود با تمام وجود فشار دادم رفت تو خیلی داغ بود کلی حال داد شروع کردم تلمبه زدن که اونم کم کم استاد شدم چند دقیقه گذشت ابم میخواست بیاد ولی نمیومداونم فهمید پاهاشو جمع کرد انگار کسش تنگتر شده بود هینجوری تند تند میکردم که یهو ابم اومد کلی کمرم درد گرفت و تا چند روز رون پام درد میکرد بهش گفتم ابتو بیارم گفت اون موقع که پامو جمع کردم اب کسم اومد بلند شدیم و سرمست از اولین سکسم بدون این که دوش بگیریم رفتیم و دیگه دیدمش.دوستتون دارمالکس</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%86%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%ba%d9%84-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%af%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177206</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دست میزنه بهش , حشری میشه , چاره ای  به جز  کس دادن نداره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%b4-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%da%86%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%b2-%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%b4-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%da%86%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%b2-%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Nov 2019 10:04:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتاديم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[بابامو]]></category>
		<category><![CDATA[بادستش]]></category>
		<category><![CDATA[بازداشتگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ببينيم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوردن]]></category>
		<category><![CDATA[برجستگي‌هاي]]></category>
		<category><![CDATA[برجستگی]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بود]]></category>
		<category><![CDATA[بيچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بيخيال]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[خابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظي]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنشون]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[خيابون]]></category>
		<category><![CDATA[خیلی]]></category>
		<category><![CDATA[داریمو]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالت]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانی]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگي]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[شروع]]></category>
		<category><![CDATA[شمارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شهوتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[ماموریت]]></category>
		<category><![CDATA[مشروبو]]></category>
		<category><![CDATA[مونديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميريخت]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردو]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میامگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میچکید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگهبان]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونید]]></category>
		<category><![CDATA[هرجوري]]></category>
		<category><![CDATA[ومتوجه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[من راننده گشت 110 بودم فیلم سکسی و هفت هشت ماهي از خدمتم ميگذشتيه شب مثل هميشه شيفت و تحويل گرفتم و با افسر گشت شروع به سکسی گشت زدن تو حوزه خودمون کردیم.شب خسته شاه کس کننده بود چون خيلي خلوت بود و ادم زود خستهميشد. دور و بر ساعت3 بود کونی ونيمه خواب [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>من راننده گشت 110 بودم فیلم سکسی و هفت هشت ماهي از خدمتم</h2>
<p>ميگذشتيه شب مثل هميشه شيفت و تحويل گرفتم و با افسر گشت شروع به سکسی گشت زدن تو حوزه خودمون کردیم.شب</p>
<h3>خسته شاه کس کننده بود چون خيلي خلوت بود و ادم زود</h3>
<p>خستهميشد. دور و بر ساعت3 بود کونی ونيمه خواب رانندگي ميکردم که يهو خواب از سرم پريد . يه دختر 18</p>
<h4>ساله جنده نازکه معلوم نبود اون موقع شب تو خيابون چيکار</h4>
<p>ميکردو داشت تو خيابون در حالي پستون که دستش تو جيبش بود ومتوجه ما هم نبود راه ميرفت. افسر گشت تا</p>
<h5>چشماش به کوس اون افتاد سريع گفت برو کنارش. منم رفتم</h5>
<p>کنارش عجب هيکلي داشت.تمامي برجستگيهاي بدنش تو لباسش معلوم بود وصورت شهوت انگيز که دليلش لباي قرمز وکلفتش بود اين هيکل و سکس داستان سکسي ميکرد.</p>
<h6>افسر ازش پرسيد :ها اين وقت شب تو ایران سکس خيابون چکار</h6>
<p>ميکني دختره که معلوم بود از ترس داشت سکته ميکرد با تته پته گفت:هيچي دارم ميرم خونه.افسر گفت پس داري ميري خونه دختره گفت اره . افسره گفت بشين بريم کلانتري بايد تحويلت بدم. دختره ام شروع کرد التماس کردن ولي بي فايده بود وراه افتاديم سمت کلانتري . بيچاره خيلي التماس ميکرد و هي اشک ميريخت من چون حوصله ي گريه و زاري نداشتم برگشتم بهش گفتم اگه ساکت بشي ميگم که بزاره بري ولي ميدونستم اين افسر يزيد جنده به اين راحتي بيخيال نميشه .خلاصه رسيديم به کلانتري .افسره برگه هاي گزارش برداشت و گفت دست بند بزن بيارش و رفت داخل. تو همين حين دختره بایه لحن خاص گفت ترو خدا نزار تحويلم بده .تو صورتش که نگاه کردم چشم که به لباش افتاد سه سوت کيرم شق شد.با خودم گفتم نبايد از دستش بدم. افسر گشت گفت جناب سروان يه مورد اوردم بيسيم بزن مفاسد بيان ببرنش(چون دخترا رو شب تو بازداشتگاه کلانتري نگه نميدارن)دختره هم تا اسم مفاسد شنيد دوباره شروع کرد به گريه و زاري. افسر گشتم گزارش و تحويل داد گفت بريم ماموریت اعلام شد و رفت نشست تو ماشين.منم از اين فرصت استفاده کردم ورفتم رو مخ افسر نگهبان گفتم ببين اين بيچاره چجوري گريه ميکنه فکر کن دختر خودته ازاين کس شعرا&#8230;&#8230;افسر نگهبان از دختره پرسيد از خونه فرار کردي دختره ام گفت نه. پرسيد راستشو بگو گفت اره .پرسیدچرا گفت پدر مادرم ميخان از هم جدا بشن منم با پدرم زندگي ميکنم و از خونه فرار کردم ميخواستم برم پيش مادرمخلاصه با کلي خواهش جناب سروان راضي شد که بيخيال مفاسد بشه ولي به شرطي که برسونيمش به خونش که ببينيم واقعا راست ميگه يانه. رفتم به افسر گشت گفتم که جناب سروان ميگه دختره رو ببريد برسونيد خونش ورفتم دختره ام رو اوردم از اتاق که خارج شدم يه لب اب دارم ازش گرفتم داشتم ازشق درد میمردم بهش گفتم ديدي نزاشتم تحويلت بده خنديد گفت جبران ميکنمگفتم اسمت چیه گفت نیوشا .منم گفتم اسمم کیوان گفت شمارتو ياداشت کن بهمبده منم نوشتم رو يه کارت و بهش دادم .رفتيم سوار ماشين شديم گفتم کجا برمادرسو داد و راه افتاديم وقتي رسيديم يه اپارتمان شيک نشون داد گفت اونه رفتماهم مونديم ببينم واقعا همينجاست زنگ زد و رفت داخل ما هم رفتيم . تا سه چهار روز منتظر زنگش بودم ولي زنگ نزد و با خودم ميگفتم چقدر بي معرفت بود من ساده و باش چقدر واسه کي خواهش کردم . ديگه بيخيال شده بودم .يک هفته بعد اين ماجرا گوشيم زنگ خورد بعد سلام عليک گفتم شما گفت مننيوشام گفتم نيوشا کيه گفت همون که اونشب گرفتين منم که تازه دوزاريم افتاده بوداحوال پرسي کرديم گفت که ميخاد منو ببينه .قرار گذاشتيم واسه فردا بعدازظهر(چون من 24 ساعت خونه بودم 24ساعت کلانترئ).فرداي اونروز يه دوش گرفتم و لباسامو ست کردم رفتم کافي شاپي که قرارگزاشتهبوديم وقتي رسيدم اونجا بود رفتم پيشش بلند شد دست داد ونشستيم وبعد از کليلاس زدن گفت بايد يه جوري جبران کنم گفتم چجوري گفت هرجوري که تو بگيمنم تيز گرفتم گفتم خوب پس فردا بساتو برميداريم ميريم باغ يکي از دوستام گفتبسات چي؟ گفتم چي ميترسي گفت نه من اهل دود دم نيستم گفتم نه بابا بساتمشروبو ميگم گفت باشه بلند شديم بريم من رفتم که حساب کنم که گفت وايسا توامروز مهمون مني و حساب کرد وزديم بيرون خداحافظي کرد و رفت . سه شنبه ساعت حدوداي 11 صبح بود که زنگ زدم بهش گفتم اماده باش 20دقيقه ديگه ميام دنبالت و رفتم ماشين بابامو گرفتم رفتم دنبالش رسيدم سر قرارسوار شد ورفتيم سمت باغ دوستم تو خوشنام .وقتي رسيديم سريع بسات مشروبو روبه را کردم اونم مانتو وروسريشو دراورد امدنشست کنارم خيلي سکسي شده بود چون يه تاپ صورتيو يه شلوار جين خيليچسبون پوشيده بود.شروع کردیم بخوردن پیک اولو سلامتی دادو رفت بالا گفتماینکاره ای دو پیک دیگه ام خوردو معلوم بود داره چپ میشه بهش گفتم دخترچيکار کردي خنديد گفت در برابر کاري که تو کردي هيچه و امد نشست تو بغلمبدون مقدمه گفت دوست دارمو لبشو چسبوند يه لب مشتي ازم گرفت منم کهداشتم تو لباي بزرگو حجيمش گم ميشدم يواش يواش دستم رفت تو گردنش شروعکردم لباي نازشو خوردن انقدر خوردم که صداش درامد اخه من از خوردن لب وکس و ابش سير نميشم . تاپشو دراوردم ناقلا سوتينم نبسته بود دوتا سينه سفت خوشگل خود نمايي ميکرد.شروع کردم به خوردنشون يواش يواش اه ونالش بلند شد داشت بادستش چوچولشوميماليد .دستشو گرفتم کردم تو دهنم گذاشتم رو کسشو امدم رونافشو رسيدم بهکسش .لباي کسشو خوردم کسش خيلي پر اب وصورتی شهوت انگیز بود منم همهابشو خوردم .ديگه بريده بود ميگفت بببببببکنم اه دارم ميسسسسوزم جرم بده کيرتو بده بخورمبلند شدم لباسامو دراورد شرتمو کشيد پايين کيرم مثل نهنگ زد بيرون .شروع کرد بهخوردن خيلي حشري شده بودم .اين استيل بالانسو اين لباي بزرگش که کير17سانتي من توش گم شده بود ادمو ديوونه ميکرد بلندش کردم يه لب ازش گرفتم.لبش بوي عطر خاصيو ميداد.دمر خابوندمش گفت از کون نه گفتم پس چي گفت بکننننن توکسم گفتم مگهبازي گفت اره منم از خدا خواسته کيرمو کزاشتم يه فشار دادم شروع کردم به تلنبهزدن کسش تنگ بود خيلي داشتم حال ميکردم دستشو انداخت دور گردنم چسبيدبهم نوک سينه هاش ميخورد به نوک سينه هامو شهوتمو دوبله ميکرد تندتر تلنبه زدمبهش گفتم برگرد میخام از کون بکنمت گفت میترسم درد داره گفتم نترس من میدونمچکار کنم لای کونشو باز کردمچه منظره ای بودیه کون تنگ برنگ صورتی با برجستگی های منظم شروع کردم به لیس زدن عطر خاصی میداد با نوک زبونمداخل سورا<br />
خشو خیس میکردم بعدش یه انگشتمو کردم داخل کونشو یواش یواشمیچرخوندمو هی اه وناله میکردواب کسش قطره قطره میچکید و رفتم دوبارهکسشوخردم ديدم بيحال شدیواش کیرمو گذاشتم دم سوراخشو یه فشار دادمخیلی تنگ بودباهر بد بختیی بود رفت داخل شروع کردم به تلنبه زدنصدای جیغش با اه نالشقاطی شده بوددو سه بار کیرمو میکشیدم بیرون دوباره فرو میکردمخیلی بهش حالدادو کیرمم صورتی شده بود نمیدونم چرا .داشتم ارضا میشدم بهش گفتم دارم میامگفت بریزش تو کونم منم همشو ریختم نمیدونید چه حالی میده دوستانی که این کاروکردن می دونن الانم که یادش افتادمکیرم شق شده . خابيدم کنارش.يه خوردهباسينه هاشو کونش بازي کردم امد سر حال بلند شد خودشو تميز کرد وگفت تا حالا اينجوري ارضا نشدم بايد قول بدي هر وقت خواستم بياي مال من شي .بعدشم نهار خورديم تا غروب ازش لب ميگرفتمو مي مالوندمش لاس میزدم ازشتشکر کردم گفتم که دختر با معرفت مثل تو کم گیر میاد الان هم باهم رابطه داریمدارم میرم پیشش .خونه دوستش قرار داریمو میخایم گروهی سکس کنیمخوش باشين و در هر لحظه كه دلتون خواست سكس داشته باشين كه كاريست بس مفرح ذات و ممدد حيات!!!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%b4-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%da%86%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%b2-%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177141</post-id>	</item>
		<item>
		<title>الکسا وبرداشتن ۲ کیر در آن واحد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%b3%d8%a7-%d9%88%d8%a8%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86-%db%b2-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%86-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%b3%d8%a7-%d9%88%d8%a8%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86-%db%b2-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%86-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Nov 2019 10:04:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اطمينان]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[اميدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[اينجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببينمت]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيديم]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[خورديمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[داديمو]]></category>
		<category><![CDATA[داستانه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترونه]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دستمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سينهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلواره]]></category>
		<category><![CDATA[‫کاملا]]></category>
		<category><![CDATA[کردمالبته]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[لرزيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدمو]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورت]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنی]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونی]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوای]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميريزه]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليديم]]></category>
		<category><![CDATA[نارنجی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نميزنه]]></category>
		<category><![CDATA[نيومده]]></category>
		<category><![CDATA[همديگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[چت روما ی ديجی چت فیلم سکسی بودمديدم يکی با يه ايد دخترونه پی ام داد اولش توجه نکردم گفتم حتماً سر کاريه ولی بعدش گفتم جواب سکسی بدم ببينم چی ميشه خلاصه بد از شاه کس سلام و احوال پرسی گفتم اسمت چيه گفت رزا گفتم چند سا لته گفت 23 کونی گفتم متا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>چت روما ی ديجی چت فیلم سکسی بودمديدم يکی با يه ايد دخترونه</h2>
<p>پی ام داد اولش توجه نکردم گفتم حتماً سر کاريه ولی بعدش گفتم جواب سکسی بدم ببينم چی ميشه خلاصه بد</p>
<h3>از شاه کس سلام و احوال پرسی گفتم اسمت چيه گفت رزا</h3>
<p>گفتم چند سا لته گفت 23 کونی گفتم متا هلی گفت آره يه لحظه کپ کردم ولی بدش گفتم بی خيل</p>
<h4>بابا جنده اين که سر کا ريه بزار يه کم سرگرم</h4>
<p>بشيم خلاصه گفت تو چی گفتم پستون من مجردم يه دفعه نه گذاشت نه ورداشت گفت کيرت چند سانته گفتم عجب</p>
<h5>سؤاله فنی کوس پرسيدی گفت بگو ميخوام بدونم ميتونی از پس</h5>
<p>من بر بيای منم گفتم 20 سال، خوبه؟گفت حرف نداره. گفتم شوهرت الان کجاست گفت رفته همو م خلاصه اون شب اي سکس داستان دی شو گرفتمو</p>
<h6>ادش کردم بد از چند روز تو يا ایران سکس هو بودم</h6>
<p>ديدم ان شد سلامو احوال پرسی کرديم گفت شماره بده زنگ بزنم منم شماره دادمو زنگ زد ديدم عجب صدايه نازی داره کف کردم با ورم نميشد که زن باشه ولی ديدم که هست گفت ميخوام ببينمت منم اکسمو بهش نشون دادم اونم اکسو نشون داد ديدم چيزه نا زيه خلاصه با هم قرار گذشتيمو همديگرو ديديم خيلی از من خوشش امد البته منم همين طور يه کم از سکس حرف زديمو گفت که قبل از ازدوجش سکس زياد داشته ولی بد از ازدواج نه ولی تصميم گرفته بود با يه آدمه مطمئن سکس کنه به من گفت هستی؟ گفتم اين چيزيه که خودت ميخوای من که مجبورت نکردم گفت آفرين خوشم مياد فهميدی گفت جا رديف کن يه روز با هم باشيم منم که هميشه از نظره جا مشکل دارم (متا سفنه) يه چند وقتی گذشت و من نتونستم جا رديف کنم تا اينکه يه روز زنگ زد گفت بيا خونيه من اولش ترسيدم گفتم بابا بی خيل شوهرت مياد دهنمونو سرويس ميکنه گفت اگه اطمينان نداشتم نميگفتم بيا خلاصه منم قبول کردمو آدرس گرفتمو رفتم خونيه رزا خا نم حالا يه کم از هيکله رزا جون بگم:قد 170 وزن 80 کيلو سفيدو توپل يه شلواره تنگه سفيدم تنش کرده بود با يه تا پ با هم دست داديمو رو بوسی کرديمو رفتيم نشستيم رو مبل رفت ميوه اورد کلی تحويلمون گرفت گفتم رزا جون وقته اين کارا نيست بيا چند دقيقه بشين من ميخوام زود برم گفت کجا؟ مگه ميزرم به اين زودی بری؟ يه کم ميوه خورديمو حرف زديم از يه طرف کيرم راست کرده بود از يه طرف دلهره داشتم که نکنه کسی بياد خلاصه يه کم شوخی کرديمو بهش گفتم حالا ديگه سا يزه کيره منو ميپرسی؟ زد زيره خنده امد نشست تو بقلم شروع کرديم به لب گرفتن يه کم لبيه همو خورديم زبونه همو خورديمو گفت :اينجوری نميشه پا شو بريم تو اطاق دسته منو گرفتو رفتيم تو اطاق خواب اول خودش تا پو شلوارشو درا ورد با يه شرتو سوتينه ست نارنجی خوابيد رو تخت منم لبسا مو درا وردمو با شرت خوابيدم کنارش ديگه رسما مرا سم شروع شد افتادم به جونش حالا نخور کی بخور از سر تا پا شو ليسيدم و خوردم .راستی قبلاً بهم گفته بود که شو هرش کسشو ليس نميزنه منم بهش قول داده بودم که حسابی براش کس ليسی کنم.اروم شرتشو درا وردمو شروع کردم به ليس زدنه کسه خوشگله رزا جون وا ی عجب کسه ناز اخو ش ترشی داشت خدای تو عمرم همچين کسی نديده بودم انقدر تميزو رو فرم بود خلاصه حسابی براش ليس زدمو اهو نالشو درا وردم خيلی داشت حال ميکرد يه دفعه پاشد منو پرت کرد رو تخت شرتمو دراورد افتاد به جونه کيرم چنان سک ميزد که نزديک بود تخمم از جا کنده بشه يه 5 دقيقی برام ساک زد ديدم الانه که ابم بياد گفتم رزا جون بسه الان پنچر ميشما گفت باشه بلند شد به پشت خوابيد گفت بده بياد اون کيره نازتگفتم بزار کندم بزارم بيام گفت نه بدونه کندم بکن ميخوام کيرتو تو کسم حس کنم گفتم رزا جون من جنبه ندارم يهو ابم ميريزه اون تو کار ميده دستمون واسه خودتم بهترو مطمئن تره گفت باشه بد دست کرد تو کشو بقله تخت يه کاندم دراورد داد بهم منم کشيدم رو کيرمو گفتم آمادی گفت بکن توش مردم ديگه خيلی اروم سره کيرمو گذشتم تو کسش وی خدايه من اين ديگه چه جور کسيه چقدر تنگه گفتم رزا تو مطمئنی دختر نيستی؟گفت آره بابا اون اکسه اروسيمه گفتم چرا انقدر تنگه؟گفت:2 ساله يه کيره کوچولو داره ميره توش الان کيره تورو ديده تجب کرده.منم يه کم فشارو بيشتر کردم باور کنيد به زور ميرفت تو وقتی تا ته رفت تو کسش يه اهی کشيدو گفت:اخ جون به اين ميگن کيربکن بکن جووووووووووووونّنّنّنّن منم که تا حالا کسه به اين تنگی نکرده بودم شروع کردم اروم اروم طولمبه زدن گفت :تن تن بکن گفتم آخه ابم زود مياد بد شروع کردم با انگشت چوچولشو ماليدمو طولمبه ميزدم ازش لب ميگرفتم، سينهاشو ميخوردم زبونمو ميکردم تو دهنش اونم هی اهو ناله ميکرديه 10 دقيقی که گذشت يهو بدنش شروع کرد به لرزيدن چند تا تکونه شديد خورد و ارزا شد گفتم ابت امد؟گفت آره گفتم جون فدايه ابت بشم گفت ابتو ميخوام منم که مونتظره همين حرفش بودم چند تا طولمبيه شديد زدمو ابم امد همشو همونجا تو کسش خالی کردم(البته تو کاندم) بد 2 تای بی حال خوابيديم کناره هم هی همديگرو ميماليديم نوزش ميکرديم حرفايه اشقولنه ميزديم.بد بلند شدم گفتم رزا جون تا کسی نيومده من ديگه برم .گفت :نميشه يه کم ديگه بمونی گفتم خيلی دلم ميخواد ولی برم بهتره يه وقت مشکلی پيش نياد.خلاصه رو بوسی کرديمو ازش خدا حافظ اي کردمو رفتم&#8230;&#8230;.اخی مردم تا اينو تيپ کردم اميدوارم که خوشتون امده باشه</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%b3%d8%a7-%d9%88%d8%a8%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86-%db%b2-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%86-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177136</post-id>	</item>
		<item>
		<title>به آرامی سوراخ کردن کس زن بلوند</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%b2%d9%86-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%b2%d9%86-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 11 Nov 2019 07:27:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخواهد]]></category>
		<category><![CDATA[برادرش]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردن]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[روزهای]]></category>
		<category><![CDATA[سرازیر]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسها]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیما]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواهم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نکرديم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتوانستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدانم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[کوچە و خيلی باهم صميمي فیلم سکسی بوديم اسمش حسین بود. این پسر يك خواهر داشت کە سنش 16 سال و اسمش شیرین بود، اما خيلی خوشکل سکسی بود و خيلی وقتها فکر ميکردم کە شاه کس کاش دوست من باشد، اما بخاطر اينکە برادرش دوست صميمی بود این خيال را از کونی کلەام برطرف [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کوچە و خيلی باهم صميمي فیلم سکسی بوديم اسمش حسین بود. این پسر</h2>
<p>يك خواهر داشت کە سنش 16 سال و اسمش شیرین بود، اما خيلی خوشکل سکسی بود و خيلی وقتها فکر ميکردم</p>
<h3>کە شاه کس کاش دوست من باشد، اما بخاطر اينکە برادرش دوست</h3>
<p>صميمی بود این خيال را از کونی کلەام برطرف ميکردم. البتە روزهای زیاد ميرفتم بە خانه شان و حسین هم ميامد</p>
<h4>پیش جنده من، ضمنا هیچ وقتی دربارە سکس باهم صحبت نکرديم.</h4>
<p>یک روز ظهر بود و دوست پستون داشتم با او برويم سينما، ولی موقعی که در خانه شان را زدم، بعد</p>
<h5>از چند کوس دقيقەای حسین در را باز کرد و دیدم</h5>
<p>کە صورتش خیلی سرخ است و وقتی مرا ديد به من نگاه کرد و بعدا گفت بیا تو ساسان جان، من هم سکس داستان موقعی داشتم وارد</p>
<h6>خانە میشدم بهش گفتم کە ميخواهم با او ایران سکس بروم سینما،</h6>
<p>اما حسین گفت باشه اما یك کم صبر کنيم. خانەشان یك حياط خوب داشت و چند تا درخت میوە اينجا و اونجا بودند. طولی نکشيد کە دیدم خواهر خوشکلش شیرین امد پیش ما و داشت بە طوری غریبی به برادرش نگاه میکرد و حسین هم یك خندە بر لبش بود و من احساس کردم کە چیزی در میان هستش. شیرین ناگهان گفت: حسین امشب پدر و مادر برنمیگردند بە خانە، اگر دوست داريد بگذار ساسان بیات پیشت تا وقت خوبی با هم بسر ببرن. حسین گفت؛ دوست دارم بیات شب باهم باشیم أما بە شرط کە هرچە دلمان بخواهد انجام بدهیم. حسین به من یك نگاه انداخت و بعدا بلا فاصلە گفت؛ ساسان، دوست داری شب بیائي خانەای ما؟ من هم بدون هیچ تردیدی گفتم حتما. حسین خنديد و گفت خوب است، قبل ان شب بیاید باید یك امتحان کنیم ببینیم بە درد میخوری یا نه! واقعا خیلی متعجب شدم زیرا حرفهایش مرموز و غریب بە نظر میرسید، أما حسین هیچ فرصتی بە من نداد و مستقیما گفت: ساسان، من میدانم تو خیلی خوشت از شیرین میاد و اگر جدی باشید یك کاری انجام میدهیم کە من و تو و شیرین را خیلی شاد و خوشحال میکند، آيا امادە هستی برای چنین کاری یان نه؟ من مثل یك لال شدم و نمیدانم چرا نمیتوانستم یك حرف بزنم، اما ان چیزی کە بیشتر مرا مبهوت کرد شیرین بود کە بە طرف کیرم نیگاه میکرد و مثل اينکە بگوید یلا پسر راضی بشو. من بعد از چند دقيقە گفتم؛ من هیچ نمیفهمم. حسین دهانش از گوشم نزدیك کرد و گفت: میخواهی شیرین رو بگائی؟ اگر میخواهی بگو همین حالا این کاررا انجام میدهیم أما تنها یك شرط وجود دارد. من کە همە تنم داشت مثل یك برگ خشك میلرزید بە حسین گفتم: شرط چی؟ گفت: من هم ترا میگایم، یعنی وقتی کیری تو داخل کون او میرود من هم کیرم می کنم داخل کون شما.من مثل اينکە باور نمیکردم چ میکذرد اما شیرین ناگهان گفت ترا خدا ساسان بس کن و راضی بشو بگذار اين کار را انجام بدهیم. حسین بە شیرین گفت خوب بیا و لخت شو تا پستانت را بخورد و کمی نگاه بە کست بکند تا جرأت پیدا کند و شیرین بلافاصلە ان کار را اجرا کرد و همە لباسها دراورد و امد پیش من و حسین بە من دستور داد؛ یالا دیگر ساسان شروع کنيد و وقتی دیدم حسین هم لباسهایش دراورد و کیر گلفتش مانند یك سیخ مستقیم بود و خواهریش شروع کرد بە درآوردن لباسهایم و کیرم را گذاشت تو دهانش حسین هم کیری کذاشت داخل کفی دستم و گفت خیالت راحت باشد شب هم هم باهم اين کاررا انجام میدهیم. البتە رفتە رفتە داشتم خجالت از دست میدادم و تا بە ان وقت رسید کە کیرم تو کون شیرین کذاشتم و حسین هم کون مرا برای اولین بار إفتتاح کرد ان ظهر کە سريعا من و حسین و شیرین ارضاشديم، زبدگی من کاملا سرازیر کرد. وقتی داشتم لباسهایم میپوشیدم حسین بە من گفت: یادت نرود شب حتما باید بیائید تا همین کاررا بە جوری دیگر انجام بدهیم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%b2%d9%86-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177039</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کس خیس دو شاه کس , حتما ببینید</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%ae%db%8c%d8%b3-%d8%af%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ad%d8%aa%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%ae%db%8c%d8%b3-%d8%af%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ad%d8%aa%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d8%af/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 Nov 2019 08:07:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسو]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنی]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفه]]></category>
		<category><![CDATA[باحالی]]></category>
		<category><![CDATA[باکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینتر]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهنمو]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تعمیرگاه]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جامونو]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[حالاها]]></category>
		<category><![CDATA[حالمون]]></category>
		<category><![CDATA[خانومش]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زیرانداز]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقونه]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گفتیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لبامون]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مهندسی]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشید]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نگاشون]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[80 و با دختر عموم فیلم سکسی 1سالی میشه که ازدواج کردم پسر عموم که اسمش امینه 1 سال زود تر از من ازدواج کرده و اسم سکسی خانومش لیلی است از همون اولی که شاه کس من این لیلی خوشگله رو دیدم بدجور ازش خوشم اومده بود البته به نظر میومد کونی که اونم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>80 و با دختر عموم فیلم سکسی 1سالی میشه که ازدواج کردم پسر</h2>
<p>عموم که اسمش امینه 1 سال زود تر از من ازدواج کرده و اسم سکسی خانومش لیلی است از همون اولی</p>
<h3>که شاه کس من این لیلی خوشگله رو دیدم بدجور ازش خوشم</h3>
<p>اومده بود البته به نظر میومد کونی که اونم همین احساسو نسبت به من داره اخه زیاد با من صمیمی شده</p>
<h4>بود جنده و جلوی من خیلی راحت میپوشید ولی من چون</h4>
<p>تازه نامزد کرده بودم و از پستون طرفی لیلی زن پسر عموم بود سعی میکردم زیاد بهش فکر نکنم در مورده</p>
<h5>لیلی هم کوس بگم که قدش حدود 165 و وزنش 60</h5>
<p>سینه های رو فرم و اندامی کاملا سکسی داره خلاصه 1 مدت گذشت 1 روز که سر کار بودم لیلی جونم اس سکس داستان داد یادم نیست</p>
<h6>دقیقا چی بود ولی یادمه 1 اس عاشقونه ایران سکس بود منم</h6>
<p>1 اس براش فرستادم باز اون فرستاد و خلاصه اون روز شاید 15تا اس برام فرستاد که من احساس کردم که اونم بدش نمیاد اینجوری بود که رفتم تو نخش روز بعدشو مرخصی گرفتم یه خورده کار داشتم میبایست برم نظام مهندسی که به محل کار لیلی هم نزدیک بود و همینطور تعمیرگاه شوهرش کارم تموم شد زنگ زدم بهش و گفتم میرم پیش امین اونم گفت منم میام اونجا بعد میرم خونه بابا(منظورش عموم بود)خونه من نزدیک عمومه که گفتم بیا اگه شد با هم میریم خلاصه ما رفتیم پیشه امینو بعد از نیم ساعت لیلی جونم امد من که خواستم برم امین گفت اگه خونه میری لیلی رو هم ببر که من هم قبول کردم و این اولین باری شد که منو لیلی تنها شدیم انداختم تو یه مسیر خلوت و سر صحبتو باز کردم ولی اونروز فقط تونستم یه لب ازش بگیرم چند روز بعد با لیلی جونم هماهنگ کردیم و با هم قرار گذاشتیم من همیشه تا ساعت 6 سر کارم اونروز ساعت 1 مرخصی گرفتم و رفتم دنبال لیلی و با هم رفتیو بیرون 1 جای دنج دور از دسترس زیر سایه درخت پیدا کردیمو نشستیم من همیشه 1 زیرانداز تو ماشینم هست خلاصه چند دقیقه ای همینطور الکی کس شعر گفتیمو کم کم شروع به بوسیدن لیلی جون کردم از دستش شرو کردم که تئ دستم بود بعد یه بوس کوچولو از لپش کردم و همینطور به لباش نزدیک شدم اول که لبشو بوسیدم یه بوس کوچولو بود بعد همینجور طولانیتر شد تا لبامون تو هم گره خورد وشروع به خوردن لبای هم کردیم که واقعا تو کارش وارد بود الان که دارم مینویسم ارش کوچولو داره نبض میزنه البته منم تو خوردنو حشری کردن دخترا مهارت دارم بعد از یه کم خوردن شالشو دراوردم و شرو کردم به خوردن گردن و لاله گوشش لیلی هم خیلی زن حشری و هاتیه و انتچنان اه ناله میکرد که پیش خودم میگفتم خدا رو شکر که جای خلوتی هستیم کم کم لیلی دکمه های پیراهنمو باز کرد و شرو کرد به خوردن سینه و شکم من منو دست انداخته بودم تو مانتوش و سینه هاشو میمالیدم که یواش یواش دکمه هاشو باز کردم و تاپشو دادم بالا و از رو سوتین یه گاز کوچولو از نوک سینش گرفته یه اه باحا کشید که نزدیک بود ابم بیادبعد سوتینشو زدم بالا وای عجب سینه ای داشت سایز 75 سفید با نوک قهوه ای یه چند لحظه فقط نگاشون میکردم بعد شرو کردم به خوردن یکیشونو میخوردم و اون یکیرو با دست میمالیدم لیلی هم که دیگه تو این دنیا نبود چشاشو بسته بود و اه و نالش رو هوا بود بعد حدود 10 دقیقه خوردن باز رفتم بالا تر و گردن و گوششو شروع به خوردن کردم و بعد لب زبونمو کرده بودم تو دهنش واونم الحق که اینگاره بود باز دوباره اومدم سمت سینه کم کم پایینتر رفتم و دکمه شلوارشو باز کردم وهمینجور که شکمو سینشو میخوردم دستمو کردم تو شلوارش و شرروع کردم با بازی کردن با کسش از روشرت بعد دستمو کردم تو شرتش وای کس داغشو که لمس کردم باورم نمیشد که کس خوشگل لیلی جون تو دستمه خیس خیس بود البته اونم بیکار نبود و دستش تو شرت من بود و داشت باکیرم ور میرفت دیگه لیلی تو این عالم نبود شلوارو شرتشو دراوردم پاهاشو دادم بالا یه کم کسشو با انگشت مالیدم بعد شرو به خوردن کردم از رونش شروع کردم و کم کم زبونمو به کسش رسوندم عجب کسی بود صورتی موهاشم که تازه زده بود واقعا دیوونه کننده بود یکی دو بار زبونمو روی درز کسش از پایین تا بالا کشیدم و بعد شروع به خوردن چوچولش کردم چه مزه باحالی داشت هنوز مزش تو دهنمه الان که یادش میفتم دهنم اب میشه وچند باری هم زبونمو میکردم توی سوراخ کسش و میچرخوندم حدود 10دقیقه تو همین حال بودم که دیدم لیلی دیگه اه و نالش تبدیل به جیغ شده و سر منو محکم به کسش فشار میده یه لحظه یه جیغ زدو اروم گرفت و دهنو صورت منو پر اب کرد منم بلند شدم کنارش دراز کشیدم یه کم ماسازش دادم تا سر حال اومد حالا دیگه نوبت لیلی جون بود شرو کرد به خوردن من از ابم گرفت رفت سمت گوش وگردن سینه وتارسید به شکمم همینجور که شکمو سینمو میخورد از رو شلوارم که هنوز درش نیورده بودم کیرمو میمالید بعد شلوارو شرتمو با هم دراورد و کیرم که حالا راست راست ونزدیک بود دیگه زیر اون فشار بشکنه مثل یک فنر پرید بیرون گفت وای چه کیر باحالی داری ارش جون گفتم چطور گفت خیلی خوش فرمه از ماله امین بزرگترو کلفت تره مال امین خیلی گوچیکه ،کیر من حدوده 20سانت و حدود 3سانت قطر داره گفتم همش ماله خودته لیلی جونم تا اینو گفتم عین این کیر ندیده ها افتاد به جون کیرم خیلی باحال میخورد همه کیرمو میکرد تو دهنش ودر میاورد و بیضه هامو میخورد که خیلی حال میداد سر کیرمو مک میزد بع د چند دقیقه من چرخوندمش روی خودم به حالت 69 و همزمان که لیلی کیرمو میخورد منم کسشو میخوردم و انگشتمو خیس مسکردم و میکرد توی سوراخ کونش که این خیلی بهش حال میداد چون هر وقت این کارو میکردم یه اه جانانه میکشید 10 دقیقه ای که کیرمو خورد احساس کردم دارم میام گفتم لیلی دارم میام و اون همینطور ادامه داد تا ابم اومد و همشو ریختم تو دهنش و انم همشو خورد دیگه هر دوتامون بی حال شده بودیم کنار هم 5 دقیقه ای دراز کشیدیم تا یه کم حالمون سر جاش اومد یه نگاه بهش کردمو دستمو گذاشتم روی کسش دیدم یه لبخند ناز زد منم خندیدمو باز شروع کردیم اینبار زیاد نخوردمش پاهاشو دادم بالا و کیرمو با کسش تنظیم کردم یه کم کیرمو روی کسش مالیدم تا خودش بگه بعد دو سه بار مالیدن گفت ارش دارم دیوونه میشم بکن تو کسم منم نامردی نکردم کش که هنوز خیس بود تا دسته کردم تو کسش انگار راست میگفت که کیر امین خیای کوچیکه چون کسش خیلی تنگ بو داغ وشروع کردم به تلمبه زدن چون ابم یه بار اومده بود خ<br />
یالم راحت بود که حالا حالاها نمیاد من تلمبه میزدم و اونم قربون صدقه خودمو کیرم میرفت بعد چند دقیقه جامونو عوض کردیم و لیلی اومد روی من کیرمو با کسش تنظیم کرد وشروع به بالا و پایین شدن کرد منم سینه های خوشگلشو میمالیدم و گاهی خم میشد و همزمان لب میگرفتیم اما انگار اب من اومدنی نبود ایندفه به حالت سگی کردمش وای که کردن کس از پشت چه حالی میده بعد کلی تلمبه زدن همزمان با انگشتمم با سوراخ کونش ور میرفتم اونم با چوچولش بازی میکرد بعد کیرمو دراوردم وگفتم لیلی از عقب اجازه میدی یه کمی ناز کرد ولی قبول کرد منم که طی گایش کسش حسابی کونشو با انگشت اماده کرده بودم کیرمو اول گذاشتم دهنش که بخوره تا ببینه کسش چه مزه ایه بعد یه تف انداختم دم سوراخ کونشو کیرمو اروم حول دادم تو و صی سه مرحله کیرم تا دسته تو کون لیلی جونم بود که عجب کونی بود انگار گذاشته بودم لای گیره چند لحظه نگه داشتم بعد تلمبه زدن شروع شد اول یه خورده اخ و ناله کرد و میگفت ارش سوختم جون لیلی در بیار من گفتم چند لحظه صبر کن خوب میشه و همینطورم شد بعد چندتا تلمبه زدن دیدم که داره اه اه میکنه و میگه تند تند بکن منم که دیگه تو اوج بودم نزدیک بود ابم بیاد گفتم لیلی دارم میام گفت همونجا خالی کن منم چنتا تلمبه زدم همه ابمو با فشار تو کونش خالی کردم و همونجا روش افتادم بعد 2،3 دقیقه بلند شدم کیرم که از تو کونش در اومد دیدم کلی گشاد شده یه بوس کوچولو از لپش کردم ازش تشکر کردم و کنارش چند دقیقه دراز کشیدم و ماسازش دادم تا سر حال شد لبلسامونو پوشیدیم برگشتیم طرف خونه بهش گفتم این بهترین سکسم بود که تا حالا داشتم اونم گفت که به اونم خیلی حال داده و دو سه بار ارضا شده رسوندمش جلوی خونشون یه لب جانانه گرفتیم و پیاده شدبعد از اونم چند بار با هم سکس کردیم که بعدا می نویسم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%ae%db%8c%d8%b3-%d8%af%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ad%d8%aa%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176998</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان شیطون عاشق کون دادن و سکس آنال هستش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d9%88%d9%86-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%84-%d9%87%d8%b3%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d9%88%d9%86-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%84-%d9%87%d8%b3%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 03 Nov 2019 07:12:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[انداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[باشهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگرده]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[خاردار]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمنم]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[سریعتر]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمای]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[گاییده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمه]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمت]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نشستمو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[یادمه اون موقع تازه وارد فیلم سکسی مدرسه جدید شده بودم و کسی رو نمیشناختم و مثل همیشه کل کل کردن با بچه ها که کی کیرش سکسی کلفت تره تو مدرسه داغ بودمن هم شاه کس با یکی از بچه ها که اسمش فرزاد بود و پسر خوش قیافه ای هم کونی بود سر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>یادمه اون موقع تازه وارد فیلم سکسی مدرسه جدید شده بودم و کسی</h2>
<p>رو نمیشناختم و مثل همیشه کل کل کردن با بچه ها که کی کیرش سکسی کلفت تره تو مدرسه داغ بودمن</p>
<h3>هم شاه کس با یکی از بچه ها که اسمش فرزاد بود</h3>
<p>و پسر خوش قیافه ای هم کونی بود سر این ماجرا کل انداختیم البته اینو بگم که من هم قیافه بدی</p>
<h4>ندارم جنده و خیلی از بچه ها به خاطر همین با</h4>
<p>من دوست بودناما یه روز قرار پستون شد بریم دستشویی مدرسه تا ببینیم کی کیرش کلفت تره من که حدس میزدم</p>
<h5>فرزاد باید کوس کیر نسبتا کلفتی داشته باشه تو دستشویی بهش</h5>
<p>گفتم اول تو در بیاراونم قبول کرد و شلوارشو دراورد همین که کیرشو دیدم از شهوت داشتم میمردم گفتم کیر قشنگی داریا سکس داستان اونم گفت میخوای</p>
<h6>مال تو باشه منم که منتظر این حرف ایران سکس بودم گفتم</h6>
<p>چرا که نه بعدش نشستمو شروع کردم به لیس زدن کیرش اونم دستشو گرفته بود پشت سر منو سرمو هی عقب جلو میکرد منم با شدت تمام کیرشو میخوردمتا اینکه گفت ابم داره میاد من هم محکم کیرشو گذاشتم تو دهنمو ابش با فشار ریخت تو دهنم منم همشو خوردم وای چه اب خوشمزه ای بود مثل عسل شیرین بودبعد بهم گفت تا حالا دوست داشتی کون بدی؟ گفتم اره ولی روم نمیشد گفت امروز بیا خونمون منم بعد از ظهر به بهانه درس خوندن رفتم خونشون سر راه یه کاندوم از نوع خاردار هم گرفتم چون خیلی وقت بود احساس خارش شدیدی داشتم در رو که باز کرد همدیگرو بغل کردیم کسی خونه نبود منو برد تو اتاقش به من گفت میخوای از این به بعد تو کونی من باشی و کیر من مال تو باشه؟گفتم اره به شرطی که کسی نفهمه گفت مطمئن باش بعد لباسامو در اورد گفت بخواب رو تختمنم رفتم رو تختو اونم رفت یه کرم اورد بهش گفتم این چیه گفت کرم گشاد کننده دور کون مال مامانمه میخوای هر بار که میکنمت درد نداشته باشی؟گفتم اره خوببعد نشست رو تختو با کونم ور رفت با انگشتش میکرد تو سوراخم البته من که بار اولم بود حس خاصی داشتم اضطراب عجیبی بود بعدش گفت میخوام مثل زنا بکنمت یه کم از اون کرما زد دور کونم منم کاندومو دادم بهش بعد پاهامو داد بالا کیرشو با دستش گذاشت رو سوراخم بعد اروم کرد تو کونمحس خوبی بود یه کیر کلفت تا ته تو کون من بود اصلا باورم نمیشد وقتی که کیرش میرفت داخل درد نداشت ولی موقع بیرون کشیدن کیرش درد میکشیدم ولی اون که هوامو داشت اروم اینکارو میکردواقعا احساس خوبی داره که فکر کنی یه کیر داره کون تو رو جر میده و خیلی حال میده تازه میفهمیدم که زنها چه حالی میکنن وقتی یکی اونارو میکنه وقتی که کون من کم کم برای این مهمون عزیز یعنی کیر فرزاد جا باز کرد اونم تلمبه زدنو سریعتر کرد با اینکه خیلی درد داشت ولی خیلی حال میداداین صحنه رو تو خیلی از فیلمای سوپر دیده بودم که یه دختر رو تخت خوابیده و یه پسر داره اونو میگاد ولی اینکه خودت جای اون دختر باشی یه حال دیگه داره فرزاد با تمام وجود کیر نازشو میکرد تو کونمو منم از گاییده شدن لذت میبردم تا اینکه دیدم کیرشو برای چند لحظه تو کونم نگه داشتمنم تو کونم احساس قاقلکی کردم فهمیدم ابشو ریخته تو کونم این دیگه اخر لذت بود که یه کیر بعد از زحمت زیاد ابشو بریزه تو کون ادمبعد از تموم شدن سکس ما رفتیم تو اشپزخونه و حسابی از خودمون پذیرایی کردیم بعدش هم گفتم من باید برم و خداحافظی کردم و رفتم خونه بعد از اون هم هفته ای 2 تا 3 بار سکس داریم که هنوزم من میرم پیششو اونم حسابی از خجالت کون من در میاد البته من واسه دادن به اون دیگه مشکلی ندارم چون اون کرمه کار خودشو کرده و سوراخم حسابی باز شده و تحمل کیرای کلفت تر رو هم داره به شما هم پیشنهاد میکنم از این کرما استفاده کنید حتما</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d9%88%d9%86-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d9%84-%d9%87%d8%b3%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176910</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میاف بلند حسابی دیوانه وار کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 24 Oct 2019 08:51:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرایشش]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[ادامشو‬]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیرعلی]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونجاییکه]]></category>
		<category><![CDATA[اونموقع]]></category>
		<category><![CDATA[ایرادی]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکار]]></category>
		<category><![CDATA[بازکردم]]></category>
		<category><![CDATA[باشهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بخاطره]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[بلندشدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوداگه]]></category>
		<category><![CDATA[بودبلند]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بودماز]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونبعد]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پریدیم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تواتاق]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چیکارش]]></category>
		<category><![CDATA[حسودیم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنی]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داریگفت]]></category>
		<category><![CDATA[داشتخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردن]]></category>
		<category><![CDATA[دربیار]]></category>
		<category><![CDATA[دربیارم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیه]]></category>
		<category><![CDATA[شدمدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکشو]]></category>
		<category><![CDATA[صبحونه]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیه]]></category>
		<category><![CDATA[فروشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[كذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[کابینت]]></category>
		<category><![CDATA[کردمدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوتو]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرش]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میداری]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاری]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکندم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهاش]]></category>
		<category><![CDATA[نکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرسید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینکه]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مامانت خوابه چند دقیقه باهم فیلم سکسی حرف بزنیم؟؟؟؟؟؟ تخمام گره خورد گفتم راجع به چی؟؟؟؟ گفت من معذرت میخوام بابت اینکه از راه که میومدم با سکسی مامانت میرفتیم تو اتاق دیشب هانیه بهم شاه کس گفت که از این قضیه ناراحت شدی ولی روت نشده به خودم بگی؟؟؟ چیزی نگفتم کونی و حسابی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مامانت خوابه چند دقیقه باهم فیلم سکسی حرف بزنیم؟؟؟؟؟؟ تخمام گره خورد گفتم</h2>
<p>راجع به چی؟؟؟؟ گفت من معذرت میخوام بابت اینکه از راه که میومدم با سکسی مامانت میرفتیم تو اتاق دیشب هانیه</p>
<h3>بهم شاه کس گفت که از این قضیه ناراحت شدی ولی روت</h3>
<p>نشده به خودم بگی؟؟؟ چیزی نگفتم کونی و حسابی عرق کرده بودم گفت خوب ما اشتباه کردیم ولی فکر میکردم تو</p>
<h4>این جنده روابط زناشوئی رو درک کنی اما من قول میدم</h4>
<p>که دیگه از این اتفاقا پیش پستون نیاد.خلاصه فرشاد خداحافظی کرد و رفت منم رفتم تو اتاق مامانم دیدم هنوز خوابه</p>
<h5>رفتم روتخت کوس کنارش خوابیدم یه رکابی تقریبا نازک تنش بود</h5>
<p>با یه شلوارک جوری خوابیده بود که پشتش بمن بود کیرررررررم راست شده بود آروم کووووووونشو مالیدم کیررررررم داشت میترکید.آروم از روی سکس داستان تخت بلند شدم</p>
<h6>لباسامو دراوردم راستش سکس دیشب خیلی بهم حال ایران سکس داده بود</h6>
<p>و فکرم رو یه جورایی سبک کرده بود.لخت شدم و دوباره خوابیدم کنارش خیلی آروم رکابیشو از پشت زدم بالا باز چشمم به جای کبودی خورد یه خورده شلوارکشو که اومدم بدم پایین بیدار شد یهو برگشت تا دید منم گفت بلایی که دیشب سرم اوردی بس نبود بازم میخوای با زور کتک باهام سکس کنی؟؟؟؟؟؟؟ گفتم نه بخداااااااا الان چشمم به کبودیه خورد خیلی ناراحت شدم دست خودم نبود اونموقع؟؟؟؟؟؟؟؟ پرید وسط حرفم و گفت الان که دست خودته برو بیرون با این که کیررررررررم داشت میترکید لباسامو ورداشتمو رفتم بیرون.بعد از صبحونه مامانم رفت تواتاق 1 دقیقه بعد بلند شدم برم که ازش بازم معذرت بخوام دیدم جلو آینه ایساده و داره سعی میکنه روجای کبودیو چرب کنه ولی دستش خوب نمیرسید گفتم اگه بذاری من بیام چرب کنم؟؟؟؟ چیزی نگفت رفتم و پشتشو کرم زدم ازش پرسیدم دیشب به فرشاد چی گفتی راجع به کبودیه؟؟ گفتش بهش گفتم خورده به تیزی در کابینت کرم رو که زدم رفت و کرستش رو برداشت که تنش کنه رفتم و کمکش کردم و تی شرتشو پوشید بهش گفتم میشه بغلت کنم؟؟؟؟ گفت تو که هرکاری بخوای میکنی اون از دیشبت امروز صبح هم که لخت شده بودی میخواستی بکنیم؟؟؟؟ حتما اگه بگم نه کتک میزنی؟؟؟؟ گفتم فقط میخواستم ازت معذرت بخوام گفتم که دست خودم نبود مگه نمی بینی چند وقته عین دیوونه ها شدم بسکه تواین مدت بهم بی توجهی کردی اینجوری گوه شدم.دیدم اشک تو چشماش جمع شده بغلش کردم تا اونجاییکه میشد فشاررررررش میدادم کیررررررررم داشت راست میشد دیگه نمیتونستم تحمل کنم دو سه تا ماچچچچچچچچچ آبدار ازش کردم شروع کردم گردنشو بووووووووووس کردن کیرررررررررم هی میخورد بهش و اون چیزی نمیگفت گفت بسه دیگه میترسم دوباره از دستت در بره باز وحشی بشیهاااااااااا؟؟؟ قضیه صبح و فرشاد رو به مامانم گفتم ساعت طرفای 11 بود که گفت میخواد بره شهروند خرید گفتم باهاش میام بنظرم میومد که هنوز شاکی باشه با اون قضیه دیشب حقم داشت.خلاصه یه مانتو کرم تخمی داره اونو پوشید و یه روسری تخمیتر از مانتوش هم سرش کرد منم تو اتاقم شال و کلاه کردم بهش گفتم مامان میشه امروز یه لباس دیگه بپوشی؟؟؟ گفت لباس دیگه ای ندارم همش کثیفه بهش گفتم اون مانتو مشکیه رو بپوش با اون روسری آبیه.این مانتو مشکیه خیلی تنگه و هربار که میپوشتش تموم بدنش میزنه بیرون انگار که لخت باشه.گفت اون مال مهمونیه گفتم بپوش دیگه بزار روحیت عوض شه.خلاصه با اصرار من قبول کرد اومد که بپوشش گفتم یه خورده ام آرایش کن اینجوری بری تو خیابون همه فکر میکنن پسرت مرده؟؟ خلاصه یه آرایش ملایم کرد اما خیلی خوشم نیومد رفتم جلو آینه و بهش گفتم خیلی تغییر نکردی آخه صورتت خیلی خستس یه نگاه غضبناک بهم کرد و شروع کرد به آرایش دیدم خیلی عصبانیه اومدم بیرون و تو پله ها منتظرش شدم بالاخره اومد ووااااایییییییی عجب کوووووووووسی شده بود.اگه تواتاق بودیم درجا میکردمش خیلی آرایشش سنگین بود خلاصه پریدیم تو ماشین من و رفتیم تو فروشگاه یه کله حواسم به مامانم بود و از شق درد داشتم میمردم بعضی وقتا هم خودمو میمالیدم بهش اما اون مدام میرفت کنار یجا دولا شد که گوشت برداره رفتم چسبیدم در کوووووونش که یهو برگشت با عصبانیت گفت جلو مردم اینجوری میکنی فکر میکنن جنده ام بفهم اینوووووووو؟؟؟؟ خلاصه تو راه برگشت بودیم که مجدد من خایه مالی کردم و تموم حواسم فقط به بدن مامانم بود.خلاصه اومدیم و خریدارو گذاشتیم تو آشپزخونه مامانم وقتی دولا شد که کیسه ها رو بزار زمین چشمم خورد به سینه هاش که تو اون مانتو تنگ رو به پاین افتاده بودن دیگه نمیتونستم خودمو نگه دارم مامانم رفت تو اتاقش تا لباس عوض کنه دنبالش رفتم همینکه روسریشو برداشت بهش گفتم بزار کمکت کنم تابلو بود که هدفم چیه بهم گفت اگه بزارم کمکم کنی دست از سرم بر میداری میزاری بعد از اون زندگیه گوهیم با بابات حالا که فرشاد رو پیدا کردم باهاش زندگی کنم؟؟؟؟ اگه فرشاد از کارات شاکی بشه ول میکنه میره هاااااااا.پریدم وسط حرفش گفتم من دیگه اون آدم قبلی نیستم و هم تو و هم فرشاد رو دوست دارم من فقط به فرشاد حسودیم میشه که اونو بیشتر از من دوست داری.گفت اصلا اینجوری نیست برای اینکه اگه اینجوری بود قضیه دیشبو بهش میگفتم گفتم حالا کمکت کنم؟؟؟؟؟؟؟ چیزی نگفت رفتم جلو گفتم بزار یه بووووووووست کنم از دلت در بیارم یه بوووووووس از لپش کردم و بغلش کردم تا اونجاییکه میشد فشاررررررررش دادم شروع کردم به گرنشو لیس زدن همینجوریکه گردنشو لیس میزدم سینه هاشو هم میمالیدم.کم کم اومدم طرف لباش و ازش اساسی لب میگرفتم هیچوقت فکر نمیکردم که لبای مامانم اینقدر خوردنی باشه دیگه داشتم لباش رو درسته میکندم بعد لباسامو سریع دراوردم کیرررررررم داشت خودش رو میکشت مامانم همینجوری ایساده بود و داشت منو نگاه میکرد چشمش که به کیرررررررم خورد گفت همش بخاطره اینه لامصبههههههههه؟؟؟ گفتم دیشب که معرف حضور شده گفت دیشب اگه میتونستم میکندمش که تا آخر عمرت حصرتش به دلت بمونه.گفتم الان نکنیشاااااااا؟؟؟؟ گفت بعید نیست رفتم طرفش و گفتم بعید نیست هانننننننن؟؟؟؟؟؟؟ میخواستم زودتر لختش کنم اما دیدم حیفه از رو مانتو نمالمش آخه اون مانتو خیلی سکسیش کرده بود بردمش روتخت بهش گفتم دولاشه روتخت واااییییییییی سکسی ترین لحظه عمرمو داشتم میگذروندم.رفتم از پشت شروع کردم سینه هاشو مالیدن اساسی میمالیدم و گردنشو هم گاهی یه لیسی میزدم مامانم هم کم کم داشت صدای نفسهاش بیشتر میشد همینجوری دستمو انداختم و دکمه های شلوارشو بازکردم شلوارشو آروم دراوردم ولی هنوز مانتوشو درنیاورده بودم.از روی شرتش یخورده سوراخ کووووووون و کووووووووسش رو خوردم اوووووووووف.تو همون حالت دولا شرتشو دراوردم اومدم کیرررررررم رو بکنم تو سوراخ کوووووسش که یادم افتاد برام ساک بزنه آروم در گوشش گفتم برگرده و برگشت کیرررررررررمو بردم جلو گفت چیکارش کنم؟؟؟؟؟ گفتم بخورشششششش.اول قبول نکرد اما بالاخره کیررررررم رفت تو دهنه هانیه جوووووووووووووون.برای منکه یکی کیررررررررمو میخورد خیلی عالیییییییییی بود خیلی خوشم اومده بود.پشت سرشو گرفتم و محکم کیرررررمو هول دادم تو دهنش یهو اوق زد و گفت اگه بخوای اینجوری کنی معاملمون نمیشهاااااااا؟؟؟؟؟ گفتم ببخشید فقط تو ادامه بده و اون ساک میزد چند بار که حس کردم داره آبم میاد کیررررررمو از دهنش دراوردم و بعد دوباره میکردم توش بعد کیرررررررمو اوردم بیرون خوابوندمش روتخت و پاهاش رو باز کردم شروع کردم به لیس زدن کووووووووووسش جاااااااااااااااااان.مامانم با اینکه سعی میکرد خودشو بی تفاوت نشون بده اما تابلو بود که داشت اساسی حال میکرد بلندشدم و خوابیدم روش اومدم کیررررررررررمو بکنم توکوووووووووووسش بهش گفتم بازم دولاشه و اونم سگی دولا شد کیرررررمو کردم توکووووووووسش و آروم عقب و جلو کردم دولا شدم روش و سینه هاش رو میمالیدم خیلی عالیییییییییی بود.سعی میکردم آروم تلمبه بزنم تا کیررررررررم بیشتر طاقت بیاره مامانم سعی میکرد آه ه ه ه و نالهههههه نکنه ولی خیلی آروم میکرد بعد از اینکه حسابی سینه هاشو از روی مانتوش مالیدم و آبم داشت میومد کیرررررررم رو اوردم بیرون و بهش گفتم مانتوتو دربیار خودم نشستم لبه ی تخت و اونم شروع کرد مانتوشو دراوردن مانتوشو که دراورد به کرستش اشاره کرد و گفت اینم دربیارم یا نه؟؟؟؟؟؟ گفتم آرهههههههه دیگه اونم بکنننننننن زودتر میخوام سینه هات رو بخورمششششششششششششش کرستش رو دراورد خوابوندمش روتخت و سینه هاش رو تا اونجایی که میشد میخوردم نمیتونم بگم چقدر ولی اساسی سینه هاش رو خوردم و کیررررررمو دوباره کردم توکوووووووووووسش و همینجوریکه میکردم ازش لب میگرفتم تابلو بود که خودشم داره حال میکنه همینکه بخودم اومدم فهمیدم که آبم داره میاد اما دیگه دیر شده بود و همشو خالی کردم تو کوووووووووووسش.مامانم چیزی نگفت بعدش که آبم خالی شد همینطوریکه روش خوابیده بودم بهش گفتم نمیخواستم اینکار رو کنم و تازه کارم.گفت ایرادی نداره این تاوان عشق به فرشاد اصلا فکر نمیکردم که یه زنه 45 ساله اینقدر بتونه خوب آدم رو ارضا کنه یه چند دقیقه ای همونجوری روهم خوابیدم و بعد گفت بزار برم این گند کاریت رو درست کنم ساعت طرفای 2 بود.بلند شد و از کشوی خودش 2 تا قرص ضدحاملگی خورد و من اونجا برای اولین بار قرص های ضدحاملگی رو که تو درس تنظیم خانواده صحبتش شده بود رو دیدم اومد و از کشوش لباس برداره که بره حموم همین که دولا شد و سوراخ کونش رو دیدم یادم اومد که از کوووووووون نکردمش؟؟؟؟ بلندشدم رفتم طرفش همینطوریکه خم شده بود کمرشو گرفتم و اومدم کیرررررررمو که با دیدین سوراخ کوووووونش راست شده بود بکنم توششششششششش که بهم گفت امیرعلی خواهش میکنم اون نهههههههههه.دیگه دلم نیومد ادامه بدم بهش گفتم بجاش برام ساک میزنی آخه دوباره شق شده؟؟؟؟؟؟؟.اومد شروع کنه به ساک زدن و منم کلی حال کردم و تموم آبمو تو دهنش خالی کردم.دیگه تا امروز همیشه یواشکی باهم سکس داریم.پایان؛اين زود ادامشو براتون كذاشتم كه علاف نشيد دوستان شاد باشيد</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176811</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف بلند و کس دادن بیرون از خانه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 20 Oct 2019 07:04:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اخخخخخخخخخخ]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[اییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهاست]]></category>
		<category><![CDATA[جندهای]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرشم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنه]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[زنامونو]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[صابونی]]></category>
		<category><![CDATA[ضربدری]]></category>
		<category><![CDATA[فردایی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قربونه]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[مردشور]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[واییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییییییییییییییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/P5jA0jsvNcFmnLTxs4twPg/003/303/469/1280x720.6.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="میلف بلند و کس دادن بیرون از خانه" title="میلف بلند و کس دادن بیرون از خانه" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>خیلی سکسیه در ضمن ما فیلم سکسی عاشق کثیف کاری تو سکسیم اخره همه سکسامون میرینه رو کیرم و تو سکسم زیاد میگوزه خیلی حال میده وقتی سکسی میگوزه عاشق اب خوردنه خلاصه تو سکس شاه کس حسابی جنده و کونیه یه روز داشتم تو مسنجر چت میکردم دیدم نوشته زوج بعد کونی چت کردن [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/P5jA0jsvNcFmnLTxs4twPg/003/303/469/1280x720.6.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="میلف بلند و کس دادن بیرون از خانه" title="میلف بلند و کس دادن بیرون از خانه" decoding="async" /></p><h2>خیلی سکسیه در ضمن ما فیلم سکسی عاشق کثیف کاری تو سکسیم اخره</h2>
<p>همه سکسامون میرینه رو کیرم و تو سکسم زیاد میگوزه خیلی حال میده وقتی سکسی میگوزه عاشق اب خوردنه خلاصه تو</p>
<h3>سکس شاه کس حسابی جنده و کونیه یه روز داشتم تو مسنجر</h3>
<p>چت میکردم دیدم نوشته زوج بعد کونی چت کردن و نشون دادن زنش تو وب گفت میای زنامونو عوض کنیم من</p>
<h4>از جنده خدا خواستم بود ولی باید مخ مریمو میزدم و</h4>
<p>راضیش میکردم خلاصه یه قرار گذاشتم پستون و رفتم. زنو شوهرو دیدم واقعا سکسی بود اسم زنش مهیا بود خودش ارش</p>
<h5>اینم بگم کوس زنش فقط با یه شرت اومد جلو و</h5>
<p>اول بسم ا.. یه لب حسابی داد بهم قرار شد من به مریم بگم ارش همکلاسم بوده و تازه از خارج امدن سکس داستان بلاخره رفتم خونه</p>
<h6>شب یه مشروب مفصل خوردیم رفتیم تو اتاق ایران سکس خواب من</h6>
<p>لخت شده بودم با کیرم بازی میکردم مریمم داشت لخت میشد از فرصت استفاده کردم و یه فیلم سوپر گذاشتم که سکس ضربدری بود البته خارجی گفت این چیه گفتم زن شوهرن عوض کردن گفت چقدر پستن گفتم حتما یه حالی داره گفت مردشور ببره این حالو مگه کیر با کیر فرق داره گفتم نمیدونم ولی شاید کوس با کوس فرق کنه خلاصه مریم که مست شده بود امد به پهلو خوابید و ساک زدن منم داشتم سوراخ کونشو میخوردم چه حای میداد جاتون خالی اونم قربون صدقه کیرم میرفت و کونشو فشار میداد تو دهنم منم میگفتم بخور جنده من کونیه من بخور جنده خانم مریمم میگفت باشه کسکش من میخورم جاکشه من گفتم اه اه مریم میخوام برات کیر بیارم کسکشیتو بکنم گفت باشه 10 تا بیار جرم بدن حاملم کنن گفتم اخخخخخخخخخخخخخ چه حالی میده ادم زنش جلوش کوس بده واییییییییی گفت دوست دای گفتم میمیرم برات گفت جنده بشم برام میمیری گفتم اره برگشت به حالت لب گرفتن گفت قربون شوهره بی قیرتم برم که میخوا منو بده دوستاش بکنن اینو که گفت داشتم دیونه میشدم با اخو واخ گفتم مریم جونم جنده من کونیه من بزار برات کیر بیارم عزیزم گفت اخخخخخخخخ بیار کسکش بیار الان کاش 2 تا کیری میگاییدم گفتم اییییییی مریم تو جون بخواه خلاصه تو حل بودیم برش گردوندم و خودش لپ کونشو وا کرد اومدم بزارم تو گفتم مریم یجور وایسا که ارش بزاره تو کست گفت ارش کیه گفتم دوستم از خارج امده گفت پس واقعا میخوای بدی منو بگاد تا اینو گفت حشری شدم محکم کردم تو کونش یه کوز ابدار زد جیغ کشید گفت پارم کردی کسکش گفتم میخوام گشاد شی برا ارش عزیزم گفت مه کیرشو دیدی گفتم اره کلفت بلند گفت اخ جون بگو الان بیاد وایییییییییی محسن میخوام کیرشو گفتم میارم برات جون ن ن ن ن ن ن ن ابم امد ریختم تو کونش لبشو گاز کرفتم گفت محسن انم میاد گفتم اخخخخخخخخخخخخخخ قربونه انت نشست رو سینم شورو کرد ریدن خیلی حال میداد با دهنم ابشو اوردم رفتیم حموم تو حموم گفتم مریم کی ارشو بیارم گفت دیونه باور کردی گفتم تورو خدا گفت خری گفتم جون من گفت بعد بگی زنم جندست طلاقم بدی گفتم مینیویسم که من گفتم خلاصه راضی شد فردایی به ارش زنگ زدم مهیا گوشیو برداشت گفتم مهیا امشب میاین خونمون گفت حتما عصر امدم خونه به مریم گفتم گفت تنهاست گفتم با زنش گفت حتما تو هم میخای زنشو بکنی گفتم اگه تو بخوای گفت نه گفتم باشه مریم یه پیرهن طوری پوشید با یه شورتو کرست سفید که انگار اصلا لباس تنش نبود ارش و زنش شب امدن و اما&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;میرم برا اینکه اعصاب منو خورد کنه سریع امد جلو ارشو بغل کرد گفت قربونه کیرت برم ارش جون میخام امشب حسابی جندت بشم شروع کرد به لب دادن انگار صد ساله میشناسش همونجا جلو در کیر ارشو دراورد شرو کرد به ساک زدن من از شهوت داشتم دیونه میشدم یه لحظه مریم گفت قربونه خال سوراخ کونت برم ارش برگرد میخوام کونتو بخورم مهیا هم همینطوری نگاه میکرد مریم کون ارشو میخورد هی مگفت ارش انتو میخام گوزتو میخوام ارشم دولا شده بود میگفت بخور جنده محسن چه زن جندهای داری منم داشتم حال میکردم مریم گفت محسن قصه نخور میتونی کون مهیارو بخوری ولی نکنیشا وگر نه من هر روز میرم کوس میدم شوروع کردم جق زدن و کون مهیارو خوردن جوننننننننننننننننننن مهیا فدای کونت قربونه انت انتو میخوام بگوز برام وایییییییییییییییییییییی چه حالی میداد مهیا که محسن بگا منو ارش داره زنتو میگاد کسکش الان حاملش میکنه گفتم جون من تورو میخوام از کون حاملت میکنم فت منو هرشب دارن حامله میکنن اخخخخخخخخخخ محسن انمو بحور برگشتم مریمو نگاه کردم دیدم مثل سگ مونده ارشم داره مگادش دا تخماش تو کونش بود کیرسو دراورد مریم یه گوز ابدار داد ارش گفت کونی بازم بگوز گفت باشه کی کلفت من میگوزم ارش جون میشه برینی روم بشاشی روم میخوام با شاشت دوش بگیرم جون منم داشتم حال می کردم که ارش تو اطاق جلو در شاشید رو کمر مریم .مریم داد زد جون چه داقه شاش تموم شد دوباره کرد تو کونش جنده کس پاره کونی گوزو هرزه کستگی کن مریم میگفت باشه عزیزم من کسته توام تو بکنه منی ارش تو ماله منی محسن منو برا تو عقد کرده تو منو بگای حاملم کن ارشم مثل سگ داشت میکرد گیساشو رفت با خوشونت اوردش بالا یه مشت تف کرد تو دهن مریم گفت بخور کیرم تو کونه خواهرت مریمم میگفت جون خاهرمم میرام بگای کونشو پاره کنی ارشم داد میزد اخخخخخخخخ مریم جون دلم برا گایدنت لک زده بود مریم میگفت وای یادته 14 سالم بود منو کردی شب عروسیم اول تو منو گاییدی میمیرم برا کیرت اخخخخخخخخخخخ محسن ارشو بیار پیش خودمون هر شب منو بکنه من مات مونده بودم از ی طرف خال میکردم از ی طرف مونده بودم این چی میگه گفتم حالا که مریم از 14 سالگی سکس کرده مهیارو دولا کردم تا ته کردم تو کونش داد زد سوختم گفتم الان پارت میکنم گفت پاره کن جرم بده زن جنده گفتم تا نرینی ولت نمی کتم گفت باشه همینو گفت ابش اومد انوقت یه انه حسابی کرد رو کیرم بوش پیید تو اطاق دیدم مریمم خوابیده ارش داره میرینه رو کونش مریمم داره انشو میماله به همه جاش ارش کیرشو زد تو انش کرد تو دهن مریم تا ته تو حلقش ابش اومد مریمم مثل سگ میخورد گفتم مریم نه به اون موقع که نمی دادی نه به حالا که انشو خوردی گفت انه ارش می ارزه به ابه تو خودت گفتی جنده بشم منم به دوستت دادم که از خارج اومده 4 تایی رفتیم حموم دوش گرفتیم ارش شروع کرد لب گرفتن از مریم منم از مهیا کیر ارش و من دوباره یدار شد مریم کفت محسن جون گفتم یه جنده خانم گفت یه کاری بگم میکنی گفتم بگو خواهر جنده گفت کیره ارشو ساک بزن بکن تو کسم گفتم زشته ارش امد دولا شد کیرمو ساک زدن چه حالی میداد حی میگفت زنتو گاییدم چه کیری داری حشرم زد بالا دراز کشیدم مهیا نشست رو کیرم منم کیر ارشو میخورم مریمم کونه ارشو ارشم از مهیا لب میگرفت که موقع ساک زدن کیرش کونش رو صورتم بود دیدم یه خال رو سوراخ کونشه تعجب کردم ولی به روم نیاوردم حشری شدم کونشو خوردن که ابم اومد تو کس مهیا اونم ارضا شد ما اومدم بیرون مریمو ارش موندن تو ارش 4 تا انگشتی تو کون مریم بود کیرشم دست مریم کیرشو صابونی کرد کرد تو کون مریم داد زد ارش جون تو گلومه گفت جنده تو که 10 ساله داری به منو رضا میدی جنده حرف بزنی فیلمتو میزارم برا شوهره کسکشت تازه فهمیدم زنم 10 سله جندست ولی خوب حالم کردم وقتی فهمیدم جندست حالا جلوم داره میده ارش خواهرشم کرده بود این باعث شد که منم مرتب مریلا خواهر مریمو بکنم بیشتر وقتا دو تایی میکردمشون تقریبا هفته ای 4 بار ارش مریمو میکرد من مهیارو با مریلارو مهیا حامله شد گفت ماله تو ولی ارش گفته نگهش دارم اینم بگم رضا پسر خاله مریم بود و تو 10 سالگی مریمو از کون کرده بود و اینا همه نقشه رضا بود که با مریم دست به یکی کرده بود تو مسنجر و اون لب دادن مهیا روز اول برنامه رضا بود ولی در کل لذت میبرم الانم 3 تا زن دارم مریم مریلا و مهیا ارش از ایران رفت و من مهیارو اوردم پیش خودمون سرتونو درد اوردم خوش باشید ولی سکس ضربدری با زنو شوهر یه دنیاییه.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/P5jA0jsvNcFmnLTxs4twPg/003/303/469/1280x720.6.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176752</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس رو برده تو طبیعت و نشونده سر کیرش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 20 Oct 2019 07:04:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاج]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواجم]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارش]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاترین]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختم]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بشناسیم]]></category>
		<category><![CDATA[بعدازظهر]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بوداونم]]></category>
		<category><![CDATA[بوددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیارید]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشانیش]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکش]]></category>
		<category><![CDATA[تحصیلی]]></category>
		<category><![CDATA[تحقیقات]]></category>
		<category><![CDATA[تراکتور]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتش]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتشو]]></category>
		<category><![CDATA[جاروبرقی]]></category>
		<category><![CDATA[جذابتر]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[جوفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماتو]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[چندباری]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرفامو]]></category>
		<category><![CDATA[حرفایی]]></category>
		<category><![CDATA[حقیقتش]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[داریوش]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترات]]></category>
		<category><![CDATA[دخترام]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دختربازی]]></category>
		<category><![CDATA[دخترمه]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[درمیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درواقع]]></category>
		<category><![CDATA[دروغگو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[‫راهنماییش]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیش]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتها]]></category>
		<category><![CDATA[سریعتر]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[سیستمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقشم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدی]]></category>
		<category><![CDATA[قشنگیه]]></category>
		<category><![CDATA[کارامو]]></category>
		<category><![CDATA[کاردانی]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوترش]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوترم]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لاپایی]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینش]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[ماهرانه]]></category>
		<category><![CDATA[متنفرم]]></category>
		<category><![CDATA[مخلفات]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنم]]></category>
		<category><![CDATA[مغازرو]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرم]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[منظورمو]]></category>
		<category><![CDATA[‫موقعیتم]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میپرید]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میریختم]]></category>
		<category><![CDATA[میشکست]]></category>
		<category><![CDATA[میشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنند]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نالهاش]]></category>
		<category><![CDATA[ناهارم]]></category>
		<category><![CDATA[ناهارو]]></category>
		<category><![CDATA[نباشید]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتی]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرسید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگیره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[هرجوری]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همدردی]]></category>
		<category><![CDATA[ویندوز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مغازه فروش کامپیوتر و تعمیرات. فیلم سکسی هنوزم تو دانشگاه دانشجو بودم اونم نمونه به خاطر بالاترین رتبه توی ترمای تحصیلی. یه ۳ سالی بود که داشتم سکسی کاردانی میخوندم البته نi که تنبل باشم شاه کس به خاطر همین کارای شرکت بود. اخه شریک کاریم هیچ وقت اونجا نمیومد و دنبال کونی تاسیس یه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مغازه فروش کامپیوتر و تعمیرات. فیلم سکسی هنوزم تو دانشگاه دانشجو بودم اونم</h2>
<p>نمونه به خاطر بالاترین رتبه توی ترمای تحصیلی. یه ۳ سالی بود که داشتم سکسی کاردانی میخوندم البته نi که تنبل</p>
<h3>باشم شاه کس به خاطر همین کارای شرکت بود. اخه شریک کاریم</h3>
<p>هیچ وقت اونجا نمیومد و دنبال کونی تاسیس یه دامپروری حوالی شهر بود. راحت بگم داشتم خرحمالی میکردم ولی چه میشه</p>
<h4>کرد جنده باید از یک جایی خرج اون دانشگاه لعنتی رو</h4>
<p>درمیاوردم. نزدیکای ظهر بود که یک پستون پراید جلوی شرکت ایستاد و رانندش که یه خانم چادری بود به سمت مغازه</p>
<h5>اومد.وارد مغازه کوس شد و با سلام و یک زبان شیرین</h5>
<p>خسته نباشید گفت. تو نگاه اول بنظرم یه دختر ۲۷یا ۲۸ ساله میومد ازش سوال کردم چه کمکی میتونم بهتون بکنم و سکس داستان اونم شروع کرد</p>
<h6>به توضیح دادن که کامپیوترم خراب شده و ایران سکس واسم خیلی</h6>
<p>مهمه که تا شب درست بشه یکمی که واسم توضیح داد حدس میزدم که باید یکی از قطعاتش سوخته باشه ولی با حرفایی که زده بود گفتم شما بعدازظهر کیستونو بیارید تا بتونم تا شب درستش کنم و تحویلتون بدم. رفت و ساعت نزدیکای ۵ بود که دوباره ماشینسو پارک کرد و به سمت مغازه اومد با خودم گفتم پس چرا دست خالی؟ که وارد مغازه شد و ازم خاست که کیسو از عقب ماشینش بیارم تو مغازه اینم از شخصیت مشتری مداری. شروع کردم به بررسی سیستم خانم افتخاری که مثل تراکتور ازش کار کشیده بود. افتخاری فامیلش بود درواقع سارا افتخاری. یک ساعتی به خاطر تعمیر کامپیوتر توی مغازه نشسته بود و منم که از زبون بازی کم نمیاوردم خاستم بدونم چرا باید حتما تا شب کیسش اماده بشه. سارا اینجوری واسم داستانو تعریف کرد که کامپیوترش همه زندگیشه مادر، پدر،شوهر و&#8230; چون تنها مونس اون توی خونه کوچیکشه وقتی به دردو دل سارا گوش میکردم واقعا دوست داشتم هرچه زودتر سیستمشو درست کنم گفتم چرا حالا تنها؟ گفت دانشجوی رشته مدیریت بازرگانیم و اینجا درس میخونم ولی پدرو مادرم مشهد زندگی میکنند. دیگه تا تونستم از زیر زبونش حرف کشیدم وحرفاشو باور کردم. بهش قول دادم اگه سیستمش درست نشد کیس خودمو برای امشب بهش قرض بدم. یک ساعت شد دو یا سه ساعت و من ازش خواستم شب شام مهمون من باشه.سارا هم قبول کرد و منم در مغازرو بستم و سوار ماشین سارا شدیم و توی راه ازش پرسیدم واقعا چندسالته مثل همه دخترا ناز کردو باید براش حدس میزدم. نظرمو دادم همون ۲۷یا ۲۸ که گفت ۲۶ سالمه. تازه اونجا اسمشو بهم گفت و منم کامل خودمو معرفی کردم. راستی اسمم داریوشه و زمان این خاطره ۲۱ سالم بود که الان ۳ سال ازین ماجرا میگذره. اولین بارم بود داشتم با دختری بزرگتر از خودم دوست میشدم. به فست فودی که همیشه با دوست دخترام میرفتم راهنماییش کردم و سارا هم گفت جای قشنگیه چندباری رفتم بعد سفارش پیتزا و مخلفات شروع کردیم به خوردن و بازحرف کشیدن من. سارا چرا ازدواج نکردی ؟ دوست پسر داری ؟ گفت: مردی که دوست دارم باهاش ازدواج کنمو پیدا نمیکنم و یه جورایی از مردا متنفرم. گفتم حتی از من ! اونم زد تو ذوقم و گفت تو هنوز مرد نشدی شیطون. خیلی بهم برخورد. شامو خوردیمو جای همتون خالی رفتیم به سمت خونه. سارا تو راه کلی منو خندوند و از دوستای دانشگاش شیطنتاش و خیلی چیزای دیگه تعریف کرد. دیگه باهم صمیمیتر شدیم رسیدم به خونه ازش خواستم منتظرم بمونه تا کیس خودمو براش بیارم. برگشتم و رمز سیستمو بهش دادم که اسم دوست دختر تریپ ازدواجم بود.اونم خندید و گفت خیلی دوسش داری گفتم عاشقشم و شمارمو بهش دادم گفتم اگه یوقتی به مشکل خوردی زنگ بزن ساراهم شمارشو به گوشیم تک انداخت و به هم دست دادیم و خداحافظی کردیم. نزدیک نیم ساعتی گذشت که گوشیم زنگ خورد. سلام داریوش جان سارام دیدی گفتم شانس ندارم صدای کامپیوتر در نمیاد چیکار کنم. هر راهی به ذهنم میرسید گفتم ولی نچ این نمیخواست درست بشه یهو گفت خواهر کوچیک داری بیای اینجا درستش کنی منم گفتم اخه ساعت ۱۱ شب. سارا جان با دقت به حرفای من گوش کن با هم میریم جلو تا شاید درست بشه. بالاخره صداش دراومد و کلی تشکر فقط بهش گفتم سارا فیلم هایی هست که شاید تو ازشون خوشت نیاد پس بهتره زیاد فضولی نکنی. شب گذشت و صبح اول وقت رفتم مغازه .قطعه سوخته کامپیوترشو عوض کردم و کار سیستمش تموم شده بود که برای اطمینان خواستم تستش کنم تا از بالا اومدن ویندوزش مطمئن بشم وقتی ویندوز بالا اومد خشکم زد . عکس پس زمینه دسکتاپش یک عروس بود که روی یک تاب نشسته بود یعنی این سارا بود خدای من یعنی همه حرفاش دروغ بود. کلافه بودم اصلا شخصیتی نداشتم که به اطلاعات شخصی مشتریام نگاه بندازم ولی واقعا داشتم از کنجکاوی منفجر میشدم. بله سارا بود کنار شوهرش وای خدای من اینا بچه های سارا بودن ؟ گیج شده بودم چطوری امکان داشت من که از ۱۴ سالگی دختربازی میکردمو زبون باز بودم نتونستم بفهمم که این دختر نیست و یک زن شوهر داره. هنگ کردم حالا دیگه خودم احتیاج به ریست داشتم. نفهمیدم ساعتها چطوری گذشت که گوشیم زنگ خورد.سلام داریوش جون ؛ خوبی ؟ صدای سارا بود ولی من هنوز توی بهت چیزایی که دیده بودم قرق شده بودم فقط گفتم سارا سیستمت درست شده ! راست میگی داریوش ؟ اره چرا باید دروغ بگم. میخواستم بگم من مثل تو دروغگو نیستم ولی منتظر عکس العمل سارا بودم. یهو گفت واسم میاریش خونه ؟ گفتم مشکلی نیست ولی &#8230; ! داریوش جان من حالم یکمی خوب نیست اگه میشه ناهارم بگیر به حساب من بیا پیشم اگه قلیونم میکشی یه توتون با هر طعمی دوست داری بگیر بیار میترسیدم برم ولی دلمو زدم به دریا سفارش نهار دادم کارامو تموم کردم و اژانس گرفتم به ادرسی که سارا داده بود. سر کوچه پیاده شدم و به سارا زنگ زدم اونم در اپارتمانو باز کردم و گفت بیا طبقه دوم بدون هیچ مکثی. منم گفتم یا میریم برمیگردیم یا &#8230; .باکفش رفتم داخل خونه کوچیکش. سارا یک چادر گلگلی سفید سرش بود. کیسو گذاشتم ناهارو توتون قلیونو دادم دست سارا. سارا نهارو واسه خوردن اماده کرد منم توی این چند لحظه کیسشو با کیس خودم جابجا کردم. سیستمو روشن نکردم تا خودشم باشه. میخواستیم ناهار بخوریم که گفت الهی فداش بشم گفتم با منی گفت نه کیسمو میگم.داریوش روشنشم کردی ؟ نه سارا واسه چی؟ هیچی بابا حالا ناهارو بخوریم که از دیشب کن پیتزا خوردیم چیزی نخوردم. ناهار تموم شد قلیونو ردیف کرد اومد کنارم ؛ داریوش معذرت میخوام! میدونم فهمیدی ولی داریوش من با یه نامرد زندگی میکردم. اگه الانم دارم اینجا به این بدبختی سر میکنم به خاطر بچه هامه. داریوش تموم زندگیم اون دو تا پسر و اون یدونه دخترمه. حتی یک شب &#8230; حرفای سارا رو قطع کردم گفتم مگه تو چند سالته سارا؟ گفت باورت نمیشه ولی ۳۲ سالمه ! گفت نزدیک ۸ ماهه طلاق گرفتم اینجا زندگی میکنم داشت اروم اروم اشک میریخت منم بهش نزدیک شدم و سرشو روی شونم گذاشتم. با اینکه گریه میکرد ولی واقعا روحیه شادابی داشت بهم گفت چیه مثل اینکه قلیون گرفتت گفتم نه عزیز برق چشای تو منو گرفته و محکم بقلش کردم کنار تخت طوری نشسته بودیم که من به تخت خوابش تکیه داده بودم. سارا یه تیشرت با شلوار جین تنش بود حالا دیگه واقعا نگاه من به سارا از وی شهوت بود. یک بدن خوش تراش قد کوتاه و سبزه با لبی که یه خال زیبا چهرشو جذابتر کرده بود. با دستام شروع به نوازش تموم بدنش کردم طوری نشسته تو بقل هم بودیم که سینه هاش به سینه هام چسبیده بود با ارامش خاصی دستمو به زیر تیشرتش بردم و سردی دستم گرمای وجود سارا رو حس کرد. بقدری برام لذت داشت که هر دو تا دستمو به زیر تیشرتش بردم. نمیدونستم اونم حس شهوت داشت یا نوازش منو بخاطر همدردی و ارامش قبول کرده بود. استرس عجیبی داشتم به خاطر وزن کمی که داشت یک دستمو به زیر رونای پاش گذاشتم و روی تخت درازش کردم.هنوز قطره های اشک روی گونه هاش بود ولی اشکاش باعث شده بود چشاش برق عجیبی بزنه. بهش گفتم سارا میشه چشماتو ببندی! چرا داریوش؟ چشمات سارا ! چشمات ! برق چشمات داره منو میکشه میشه چشاتو ببندی ! وقتی چشماشو بست لبامو روی لباش گذاشتم ولی خیلی راحت از لبای اتیش گرفته من گذشت و با جواب سردی اتش لباموخاموش کرد. چشاشو باز کرد گفت داریوش چرا اینقد قلبت تند تند میزنه ؟ باره اولته ؟ من اون چیزی که تو فکر میکنی نیستم. گفتم سارا استرس من به خاطر اینکه نمیخوام فکر کنی من دارم از موقعیتم &#8230; سارا حرفامو قطع کردو گفت ببین عزیزم ما ادما باید همو بشناسیم تا بتونیم کنار هم بخوابیم ولی توی ایران همه دنبال بهونن و با هر کسی که پایه باشه حاضرا سکس داشته باشن. داریوش شاید تنها کسی هستی که توی این چند ماهی بهش اجازه میدم که بهم نزدیک بشه و میخوام که تا اخرش باهات باشم. حالا میخوام دوباره چشامو ببندم عزیزم تا به قول خودت برق چشام تپش قلبتو بیشتر نکنه. با بسته شدن چشای سارا بوسه ای به پیشانیش زدم و با حرارت نفسم به سمت لباش حرکت کردم و لباشو برای جواب دادن به لبای سرد شدم دعوت کردم با اولین تماس لبای سارا واقعا فهمیدم پشت این سد باریک و ناز چه مذابی درحال جوشیدن بوده. دوست نداشتم دست از لبای شیرینش بردارم هم ماهرانه و هم معشوقانه لبای همو میخوردیم. بیشتر کارم با دوست دخترام عشق بازی در حد لب بود و توی خونه خالی هم که به خاطر مشکل پسندی من به خاطر دوست دخترام همشون ناز نازیو مامانی و منه بدبخت باید در حد نهایت به لاپایی قانع میشدم. سارا هر لحظه بیشتر داغ میشد و من دنبال رسیدن بدون مانع به این گرمای مدهوش کننده بودم. با ارامش تیشرت سارا رو بالا زدم و با زبونم شروع به لیس زدن تنش کردم تا جایی که رسیدم به سوتین مشکی سارا. این هیکل ریز و این سینه های درشت و سفت بهش نمیومد ولی هر چی بود الان داشت منو دیونه میکرد. سینه هاشو از زیر سوتینش بیرون کشیدم و با مهارت خاصی شروع به لیس زدن نوک سینه های درشت سارا کردم. به خاطر بچه هایی که شیر داده بود نوک سینه هاش بیشتر بیرون زده بود و رنگش تیره تر شده بود. صدای ناله های خفیف سارا پشت همون سد منتظر فوران بود نمی دونستم باید چطوری بیشتر تحریکش کنم. توی مکیدن سینه های سارا بودم که یکی ار پاهامو بین پاهای سارا گذاشتم و با نوک زانوم شروع کردم به مالیدن کسش. بیشتر از سارا خودم از حرارت داشتم عرق میریختم توی این موقیعت هم شلوار جین سارا دژ محکمی برای ضد حال به حوس من بود. تیشرتشو دراوردم اجازه داد تا سوتینشو باز کم چون با عرق شهوتی که داشتیم مزاحم کار خراب کنی بیش نبود. دست به دکمه شلوار سارا زدم گفت نه ! یک لحظه گفتم خاک تو سرت اون از دوست دخترات اینم از سارا جونت داریوش خان . تیشرت خودمم دراوردم. حالا دیگه از دست چندتا مزاحم راحت شده بودم اومدم سارا رو بقل کردم و سینه هاشو به سینه هام چسبوندم. گرمای بی نظیری داشت چیزی که بهم لذت میداد حرکات موجوارانه ای بود که منو سارا بهم چسبونده بود. اروم گفتم سارا مگه نگفتی تا اخرش هستی پس چرا نذاشتی&#8230;؟ داریوش اگه خندت نمیگیره ولی خجالت میکشم بهتره زیر پتو این کارو بکنیم. وقتی فکر کردم گفتم شاید مشکلی این وسط هست یا بوده به هر حال خیالم از بابت ادامه کار راحت شد ولی حقیقتش توی دلم یکمی ترس داشتم چون باره اول بود میخواستم کس بکنم. اخه تو دوست دخترام سکس از عقب داشتم ولی نه در اون حد که بخوان ارضام کنن چون از گریه هاشون دلم میشکست و به لاپایی یا اصلا ارضا نشدن بسنده میکردم. دلم نمی خواست یلحظه از سارا جدا بشم.باید برای رسیدن به هدفم هرکاری میکردم. پاشدم یه پتو کشیدم روی جوفتمون و باز رعشه های بدن منو سارا بود که زیر پتو داشت از خود بیخودمون میکرد. دست گذاشتم و اروم دکمه شلوار بعد زیپ و با کمک خودش شلوارو از پاش دراوردم. همون لحظه قلبم داشت میومد تو شرتم یکمی جراتمو جمع کردمو شلوار خودمم دراوردم حالا دیگه فقط یک مزاحم بود. لذت حرارت بدن داغ سارا و عطری که توی اون فضا بجز شهوت چیزی نبود پخش بود. ناله های کوچک منو سارا دیگه ازادتر شده بود.دیگه وقتش بود دستمو گذاشتم رو سینه های سارا و شروع به مالیدن کردم هنوزم سفت بودن واقعا سینه های جذابی داشت حداقل در مقابل جوش های اون دخترای سوسول. این کارامو ادامه دادم تا اروم اروم شروع کردم به پایین اومدن و دست گذاشتم رو کس سارا. از روی شرت یکمی کسشو مالیدم بعد شرتشو پایین کشیدم سارا نالهاش ازادتر شد معلوم بود دنبال اینه که خودشو راحت کنه. شرتش خیس بود یعنی داشت لذت میبرد به خودم مطمئن شدم و دستمو گذاشتم رو کسش. من میگم کس شما باور نکنین چون اینقدر داغ بود که بهتر بود بگی کوره اجرپزی. داشتم کسشو میمالیدم که اطمینان بخودمو سارا با یه حرفش به باد برد گفت داریوش اگه میشه یکم پاینترشو بمال. خیلی بهم برخورد بهش گفتم عزیزم اخه چیز به این داغیو که نمیشه یهو دست زد. داشتم کسشو واسش میمالیدم و زبونم روی سینه های سارا ملغزید و ازین تپه به اون تپه میپرید. سارا تو اوج لذت بود شهوت تو چشاش موج میزد. مست مست بود شرتشو کامل دراورد و از زیر من بلند شد و بدون هیچ حرفی شرتمو پایین کشید و با زبون داقش فقط یه لیس از تخمام به سمت بالای کیر بدبختم کشید که تازه یادم بهش افتاده بود. زبونش داغتر از قبل شده بود دنبال دید زدن کس سارا بودم تا چشم بهش خورد کسش از وسط باز شده بود و روی کیر من با حرکات سارا عقبو جلو کشیده میشد. وای میخواستم پرواز کنم با هربار کشیدن کس داقش روی کیرم انگار داشت جونم از سر کیرم بیرون میزد سارا اینقدر اینکارو انجام داد که بی حال شد و توی بقلم ولو شد. سارا تو اغوش من بیحال بود و فهمیدم ارضا شده یک لحظه بهم نگاه کرد و یواش لباشو به گوشم نزدیک کرد و گفت داریوش ازت ممنونم واقعا بهش احتیاج داشتم. داریوش دوست دارم. من با حرفای سارا احساس غرور میکردم منم اروم درگوشش گفتم سارای من خسته شده دیگه ! یعنی میخوای بگی من &#8230; دوباره حرفمو برید و گفت فدات بشم هر چی میخوای ازم بگیر. منم گفتم اجازه میدی ؟ نگاه منو دنبال کرد و منظورمو فهمید و بهم گفت مال خودت عزیزم. منم که منتظر بله سارا خانم بودم یواش یواش کیرمو بروی کس لیزش میکشیدم. گفت داریوش میخوای بکشیم بذار راحتم کن دیگه . منم کیرمو گذاشتم توی کس داغ سارا . از دمای کسش تو چندبار عقب جلو کردن میخواستم ارضا بشم ولی اصلا اینو نمی خواستم. سارا که اصلا حواسش به من نبود و فقط میگفت تندتر داریوش تندتر. منم کیرمو از داخل کسش در میاوردم و دوباره تو کسش هل میدادم. باهر بار ورود کیرم یه اه شهوت وار از سارا میشنیدم. کسش مثل یه جاروبرقی کیرمو هورت میکشید. واقعا از لذت تو اسمون بودم. نمای زیبایی داشت رفتن کیرم تو کس پف کرده سارا که مدام لیزتر میشد دیگه داشت دمای کسش برام عادی میشد و تندتر کیرمو تو کسش فشار میدادم. بهم گفت داریوش دوباره میخوام بیام گفتم الهی فدات بشم میخوای پوزیشنمونو عوض کنیم هرجوری که میخوای ازش لذت ببری. تو یک چشم بهم زدن سریع زیر سارا دراز کشیدم و کسشو روی کیرم میزون کردو روش نسشت یه اه بلند کشید و ازم خواست مراقب باشم که یک وقت ابمو داخل کسش نریزم تا اون دوباره ارضا بشه. سارا شروع کرد کسشو با حرکات بدنش روی کیرم بالا و پایین کشیدن و هر لحظه به سرعتش اضافه میکرد اینکارش به ارضا شدن زودتر منم کمک میکرد . سرعت سارا اینقدر زیاد شد که بعد از چند دقیقه دوباره یه جیغ خفیف کشید و مدام داد میزد داریوشی جونم . داریوش دیونتم داریوش منو کشتی و خودشو ول کرد توی بقلم. منم دیگه نزدیکای اومدنم بود سارا رو برگردوندم و کیرمو هر چه سریعتر توی کسش که حالا شده بود یه اب انبار که خیلیم داغ بود فشار دادن بهش گفتم سارا دارم میام و اونم سریع کیرمو بیرون کشید و با دستش کیرمو به سمت سینه هاش گرفت و برام جلق میزد تا ابم با چند تا پرش کوچولو روی سینه و شکم سارا ریخت. نایی واسم نمونده بود کنار سارا دراز کشیدم و بابت سکس ازش تشکر کردم و بوسیدمش. سارا به سمت حموم خونش رفت و دوش گرفت از منم خواست برم حموم . منم اینکارو کردم وقتی بیرون اومدم سارا گفت حالا که تمیز شدی بذار از داریوش کوچیکه تشکر کنم. جلوم نشست و بوسی به سر کیرم زد و اروم لبای نازشو بروی کیرم فشار داد. داغی زبونش به گرمای کسش نمیرسید ولی طوری واسم کیرمو میک میزد که دوباره مثل قبل سفتو قطور شد. گفتم سارا دیونه شدی گفت اره دیونه این لامنصبم میخوام مال خودم باشه . سارا طوری کیرمو میک میزد که داشت پوست کیرمو ازش جدا میکرد. اینقدر اینکارو انجام داد تا ابم دوباره اومد و لحظه اخر اب ناچیزمو بروی سینه هاش مالید و مقداریشم روی پوست صورتش کشید میگفت کرم خوبیه واسه پوست. گفتم جالبه که ما معدن کرم هستیمو خبر نداریم. وقتی بخودمون اومدیم غروب بود ازش خواستم حاضر بشه و باهم بریم بیرون تا منم مغازرو کامل ببندم. شب هم برنامرو طوری چیندیم که پیش هم باشیم. دنبال این بودم که با سارا صیغه بشیم و با تحقیقات کامل اینکارو کردم و نزدیک به ۶ ماه باهم بودیم. بعد رابطمون دوباره سارا به خاطر بچه هاش به زندگیش برگشت. امیدوارم از خاطره من خوشتون اومده باشه . اینم گفته باشم به خاطر تایپ این داستان با گوشیم مطمئنم اشتباه و کسری زیاد داره که به خوبیه خودتون ببخشید.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176751</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف لاغر از صورت کرده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%84%d8%a7%d8%ba%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%84%d8%a7%d8%ba%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 08 Oct 2019 08:46:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آذربایجان]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبان]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ارضایی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختن]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوریه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بالایی]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برسونمش]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگردم]]></category>
		<category><![CDATA[بزارین]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بغلمون]]></category>
		<category><![CDATA[بگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرند]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیده]]></category>
		<category><![CDATA[بیارمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پرتقالی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوزخندی]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهن]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تایتانیک]]></category>
		<category><![CDATA[تخمامو]]></category>
		<category><![CDATA[تقاضای]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهاست]]></category>
		<category><![CDATA[توکونش]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[چرخیدن]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[چیکارش]]></category>
		<category><![CDATA[حرفامو]]></category>
		<category><![CDATA[خاکستری]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خطرناکه]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدوگفت]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستند]]></category>
		<category><![CDATA[خواهیم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خودنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خوندیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دخترشو]]></category>
		<category><![CDATA[درآورده]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دردودل]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستون]]></category>
		<category><![CDATA[دولیوان]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رویاهام]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیش]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیشون]]></category>
		<category><![CDATA[زیباتر]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سالگرد]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[صندلیشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشون]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[عضلاتم]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[فرودگاه]]></category>
		<category><![CDATA[فشردمش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فوتسال]]></category>
		<category><![CDATA[کارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کارمونو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کمربند]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[گائیدن]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشویی]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مادرشم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهرانه]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[مشغولی]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلتون]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونا]]></category>
		<category><![CDATA[مودبانه]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسه]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادن]]></category>
		<category><![CDATA[میدانست]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[مینداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین]]></category>
		<category><![CDATA[نباشین]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ندادمو]]></category>
		<category><![CDATA[ندارمو]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمایان]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدانم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نویسنده]]></category>
		<category><![CDATA[نیازهای]]></category>
		<category><![CDATA[نیرویی]]></category>
		<category><![CDATA[همانند]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگر]]></category>
		<category><![CDATA[واسشون]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[وبیشتر]]></category>
		<category><![CDATA[وپایین]]></category>
		<category><![CDATA[وجودمو]]></category>
		<category><![CDATA[وخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ودخترش]]></category>
		<category><![CDATA[ودوباره]]></category>
		<category><![CDATA[وشیرینی]]></category>
		<category><![CDATA[ومشغول]]></category>
		<category><![CDATA[یادگار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[کوچیکترین سوتی که شاید در فیلم سکسی واقعیت به سختی تونستیم ماسمالی کنیم اینجا اونو باور نداریم ازش استفاده می کنیم تا از نویسنده تشکر کنیم(با الفاظی سکسی که لایق بعضی هاست)پس لطفا اگه از شاه کس مقدمه خوشت نیومد نخون خوندی فحش نده انتقاد کن ببخشید هم که طولانی نوشتم خواستم کونی واسه شما [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کوچیکترین سوتی که شاید در فیلم سکسی واقعیت به سختی تونستیم ماسمالی کنیم</h2>
<p>اینجا اونو باور نداریم ازش استفاده می کنیم تا از نویسنده تشکر کنیم(با الفاظی سکسی که لایق بعضی هاست)پس لطفا اگه</p>
<h3>از شاه کس مقدمه خوشت نیومد نخون خوندی فحش نده انتقاد کن</h3>
<p>ببخشید هم که طولانی نوشتم خواستم کونی واسه شما هم جذاب باشه.القصه&#8230;بر عکس همه که تو داستاناشون قدشون به آینه نرسیده</p>
<h4>ماشین جنده سوار می شن میرن شمال وانداختم رو تخت و</h4>
<p>&#8230; ما کارمون رو زمینه.آقا ما پستون هم مثل بقیه ملت دختر بازی می کردیم اونم چند تا چند تا، اما</p>
<h5>خودتون بهتر کوس می دونین از اونجایی که دختر خوشکل وتیز</h5>
<p>رو زمین نمی مونه واسه ما هم همون دختر دبیرستانی هایی موند که با خانواده شون سر بند انداختن رو صورتشون مشکل سکس داستان داشتن ماهم کارمونو</p>
<h6>با اونا را مینداختیم چه کنیم دیگه شاید ایران سکس از بی</h6>
<p>عرضه گیه.خلاصه ما(من و چهار تا از دوستام) که از دانشگاه قبول شدیم (دو سال پیش)&#8230; اولین روزی که رفتیم (بعد یه هفته مثل دبیرستان) حراست دانشگاه بهمون گیر داد که شما&#8230;ماهم هرچی می گفتیم اونم مثل خر می گفت کارت دانشجوییتو بده که دوستم قات زدو دعوا که بعدش با وساطت امور فرهنگی بخیر گذشت با تاخیر اومدیم سر کلاس زبان که استادشم خانم بود اونم گیر داد که گفتم بعد من کسی نیاد کلاسو این چیزا اما به کی می گفت ما که نشسته بودیم و بحث دعوا هم بالا بودخلاصه بعد تذکر دوم من یه نیگا به استاد انداختم که کیرم عین ماهواره امید رفت هوا،زن به این خوشگلی کم دیده بودم ما که رفتیم تو هپروت یه آن دیدم استاد بالا سر منه داره تو کلاس می چرخه تا اومدم خودمو جمع و جور کنم دیر شد کیر ما که بلند شده بودو رو رونم قرار داشت از روی شلوار لی که پام بود قشنگ معلوم بود که تا دید رفت نشت رو صندلیشو یه نگاه چپ هم به ما کرد کلاس تموم شدو اومدیم بیرون تازه چند تا از بچه محل ها اعم از دختر و پسررو دیده بودیم داشتیم خوش و بش می کردیم که این استاد از بغلمون رد شد که دیدم یهو همه سرها به طرفش چرخیدن یه ملت هم پشت سرش راه افتادنو دارن از کونش تعریف و تمجید می کنن منم گفتم که عجب تیکه ایه که یکی از دخترا که قبلا یه لاسی هم باهاش زده بودم گفت به پروپاش نپیچ که می زنتت زمین و بحث درباره خانم بالا گرفت وقتی دخترا رفتن به بچه ها جریان کلاسو گفتم، که ترم بالایی با یه مشورت گفتن خدا رحمتت کنه برو تا حذف واضافه تموم نشده یه کاری بکن منم گفتم بیخیال و رفتیم کافه تریا دانشگاه وساعت بعد هم با اون بودیم خلاصه روزها گذشت دو بعدهم به خاطر ثبت نام تو فوتسال نرفتیم سر کلاس هفته بعد که رفتیم با استاد باهم وارد کلاس شدیم دیدیم ملت که 50 نفری میشدن چپیدن عقب کلاسو دخترا هم که عین اعلامیه رو دیوارن ما هم که یه ساعت بیشتر کلاس خانم نرفتیم نمی دونیم قضیه چیه و هی تیکه می پرونیم که از پشت سریم پرسیدم گفت که هفته گذشته بچه ها مزه پرونی کردنو کلاسو بگا دادن حالا هم گفته میپرسه هر کی نتونه بگه منفی پنج نمره از پایان ترم که گلوم خشکید حالا من یکم زبان بلد بودم کتاب یارو رو گرفتم دستمو ده بخون که نامرد(نا زن) نفر سوم من صدا زد چندتا گرامر پرسید جواب دادم که با مرسی خوب بودی منو بدرقه کرد و کلاس که تموم شد منم گفتم برم بابت اون رزو معذرت خواهی کنم آخه تو کلاس دیدم که آدم منطقی و روشن فکریه. رفتم پیشش وبا یه لحن خیلی مودبانه باهاش صحبت کردمو عذر خواهی کردم که ازم پرسید چرا اینکارو کردم؟ منم چیزی نگفتم و از کلاس خارج شدم آخرای ترم بود که احساس کردم خیلی دوسش دارمو دل میخواد باهاش حرف بزنم بچه ها هم که فهمیده بودن با اخلاقی هم که ازش دیده بودیم میگفتن به سرت زده آخر ترمه خودتو بد بخت نکن اما چه کنیم که دلم به این حرفا راضی نمی شد.اون ترم تموم شدو ما هم با هزاربدبختی تونستیم یه آردی بخریم یه روز که داشتم میرفتم دانشگاه کنار اتوبان (اخه دانشگاه آزاد تو ورودی شهر اول اتوبان هستش) دیدم خانم کنار اتوبان وایساده پرایدش خراب شده بود هر کاری کردیم درست نشد گفتم یه آشنا دارم برم بیارمش درست کنه وقتی رسیدم دم در ماشین برگشتم سوئیچ ماشینشو ازش گرفتمو درشو قفل کردم گفت چیکار میکنی که گفتم خطرناکه یه خانم با شخصیت وخوشگلی مثل شمارو اینجا تنها بذارم شمارو می رسونم دانشگاه برمیگردم تعمیرکارو میارم سوار ماشین که شدیم زنگ زد به دانشگاه و گفت که نمیام ماشینم خراب شده موندم تو راه قطع که کرد گفتم نگران ماشین نباشین نمیدزدم که خندیدوگفت آره جون خودت تو آدم زنده رو درسته میخوری چه برسه به ماشین. دید من اخم کردمو ظبط ماشینو روشن کردم که پرسید یه سوالی ازت بپرسم راستشو میگی؟منم یه نگاه بهش کردمو گفتم به حرف آدم دزد چه راست و دروغ نباید اعتماد کرد که یه معذرت خواهی کردو گفت شوخی کردم ودوباره بپرسید که با تائید من گفت چرا این همه دنبال منی یه جوریی به من نگاه می کنی ؟من که دیدم خودش سر صحبتو باز کرده و من تو عمرم همچین فرصتی پیدا نمی کنم که حرفامو بهش بگم دلو زدم به دریا و گفتم اگه اون کاری که اول ترم کردمو چماق نکنی بکوبی تو سرم خیلی حرف دارم که بهتون بگم قبول کردو گفت من همچین کسی نیستمو اگه اینجوری بود بهت نمره نمیدادم که راست هم می گفت آخه من تو درس زبان پیش 18 شدم منم با منو من گفتم که من خیلی دوستون دارمو اخلاقتونو میپسندم و عاشق طرز فکرتون شدم وقتی که دیدم داره جلو شلوامو نگاه میکنه گفتم منظورم هم از این دوستی اصلا سکس نیست که خودشو جمع کردو با یه مکث گفت اگه اینطوریه منم دوستیتو قبول می کنم و دست نازشو به طرفم دراز کرد منم دستشو تو دستم گرفتم و یه بوسه ی داغ هم نثارش کردم تو راه از اینکه چقدر دوسش دارم و همیشه تو رویاهام بهش فکر می کردم بهش گفتم و تعمیرکار آوردیم سر ماشین که اونم ده دقیقه ای درست کرد و این استاد ما که اسمش سپیده است خواست بهش پول بده که اوس تقی هم قبول نمی کرد هی از مون تعریف می کرد که خیلی به سرمون منت دارن از این کس شعرا که من سوارش کردم آوردم دم در مغازش و5 تومن هم بهش دادم رفت خواستم دور بزنم برم دانشگاه که دیدم سپیده خانم هم پشت سرمه که پیاده شدو اومد گفت اگه وقت داری بریم یه چیزی بخوریم که منم بیخال دانشگاه شدم و رفتیم یه کافی شاپ ویه ساعتی گپ زدیم و اونم شمارمو گرفت و شماره خودشم داد و رفت شب شده بود که گوشیم زنگ زد یه آقایی پشت خط بود که خودشو شوهر سپیده خانم معرفی کرد تا اینو شنیدم به خودم گفتم شروع نشده با جنگ دعوا میخواد تموم شه که آقا شهرام شروع کرد به تشکر و این که بتونیم جبران کنیم که منم هاج واج مونده بودم که گفت سپیده از شما خیلی تعریف کردو منم مشتاق شدم ببینمتون واسه همین اگه منت سرمون بزارین فردا واسه شام بیاین خوشحال میشیم وپرسید که میاین منم که تو بهت بودم به نشانه این که نفهمیدم چی گفتین گفتم بله که ایشون هم مجال ندادنو گفتن که آدرسو واسم اس ام اس میکنه گوشیو قطع کردن منم هی به مغزم فشار آوردم تا بفهمم قضیه چیه که دیدم نه نمیشه واسه همین یه اس به سپیده دادمو ازش پرسیدم که اونم گفت فردابهت میگم تقریبا 10 صبح بود که زنگ زد و گفت اینجوری خواستم با شوهرم هم دوست شی واونم خیلی تنهاست به جز کارش دل مشغولی نداره شب شده بود ما هم به خودمون رسیده بودیم آماده رفتن که سر راه یه دسته گلم هم خریدم و رفتم اون شب خیلی خوش گذشت شوهرش هم خیلی با شعور و فهمیده بود دخترش هم که 4 سالش بود عین خودش خوشگل و بامزه بود در کل زندگی خوبی داشتن اما با گذشت زمان می فهمیدم که از زندگیشون زیاد هم راضی نیستن چون هر دوشون وقتی زیادی داغ می کردن بهم زنگ میزدن و میرفتیم بیرون که یبار شوهرش که خیلی عصبانی بود گفتم اخه مشکلتون چیه؟چیزی گفت که مخم سوت کشید گفت وقتی رفته خونه ازش تقاضای سکس کرده مشغول شدن بعد سکس خانم با اینکه سه بار ارضاء شده بوده ولی راضی نشده که تو این حین واسشون مهمون میاد ولی سپیده بجای اینکه از مهمونا پذیرایی کنه میره تو اتاق مشغول خود ارضایی میشه و از سر و صداش مهمونشون بهش میگه مثل اینکه بد موقع مزاحم شدیم و پا میشن میرن اینم باهاش دعوا میکنه او میاد بیرون بعد چند روز من فهمیدم سر اون موضوع با هم قهرا ما هم که یه پنج ماهی میشد باهاشون صمیمی شده بودیم به شوهرش گفتم اگه اجازه بدین من باهاش صحبت کنم قضیه رو حل کنیم بره پی کارش لااقل به فکر دخترت باش که هی بهونه تورو میگیره(یه سوتی بود که بخیر گذشت و نفهمیدمن دم به ساعت با زن وبچش میرم بیرون)خلاصه شب باهاش یه دسته گل وشیرینی خریدیمو رفتیم خونه که به سپیده هم سپرده بودم شام درست کنه خلاصه دوروز بعد بود که شهرام و تو خیابون دیدم وگفت می خواد بره چین دنبال یه سری از کاراش معلوم هم نیست چند روز طول بکشه به منم سفارش کرد که شب هم برم برسونمش فرودگاه یه بسته ای رو هم بهم بده تا در غیاب اون بدم به یکی از دوستاش.خلاصه عصر روز بعد وقتی داشتم از دانشگاه بر میگشتم رفتم خونه سپیده و یکم باش حرف زدیم برگشتم خونه ولی من دیگه اون آدم سابق نبودم شب همش میخواستم برم ترتیب سپیده رو بدم پس فردای اون روز وقتی کلاسم تموم شد تو راهرو دیدمش که پرسید کلاست تموم شد منم گفتم اره دارم میرم نهار بخورم برم خونه که گفت منم کلاس ندارمو بیا بریم خونه ما نهار بخوریم از اونجایی که هر کوسخلی غذای خونگی رو به چلو لاستیک دانشگاه ترجیح میده منم قبول کردم و رفتیم وقتی رسیدیم خونه سپیده رفت تو اتاقشودرش هم نیمه باز گذاشت ومشغول عوض کردن لباسش شد ولی من نمی تونستم چیزی ببینم وقتی برگشت یه آن موهای تنم سیخ شد اون چیزی رو که میدیدم باور نمیکردم لامسب با یه تاب آستین کوتاه و یه شلوار کشی که چسبیده بودن به تنش وهمه پستی وبلندی بدنشو نمایش میدادن رفت تو آشپزخونه مشغول درست کردن غذاشد تلفنو برداشت به خونه مادرش که تقریبا نزدیک خونشون بود زنگ زد و احوال دخترشو جویا شدو گفت عصری میاد دنبالش(چون هر دو میرفتن سر کار دخترشونو نزدیک خونه مادرش به یه مهد ثبت نام کرده بودن مادرشم بعد مهد می بردش خونه اش) بعد غذا وقتی داشتیم ماهواره نگاه میکردیم شهوت داشت تو پذیرایی موج میزد که بلاخره سپیده نتونست دوم بیاره و رفت شربت بیاره ولی وقتی برگشت پاشو زد به کنار میزو دولیوان شربتو ریخت رو من و افتاد زمین و شلوارشوکشید بالا تا زانوشوببینه بعد رو به من کردو گفت ببخشید وحمومو بهم نشون میداد که برم حموم و منم یه دوش گرفتمو ازش لباس خواستم که یه حوله واسم اورد که اونم دوبرابرم بود پوشیدمو اومدم بیرون اونم لباسامو انداخت تو ماشین لباسشویی و اومد اما دیدنی بود شلوارش هنوز رو زانوش بود که من بهش خندیدم وقتی متوجه شد اومد به طرفم ومنو زد که بخاطر تو اینجوری شده ولی بعدش این سپیده بود که میخندید چون کیر من از خیمه زده بود بیرون وقتی حوله رو کشیدم روش سپیده گفت چیکارش داری گرمش شده زده بیرون اومد نشست رو پامو به چشمام زل زد و لبشو گذاشت رو لبم که این آغاز سکس منو اون بود وقتی از خوردن لب هم سیر شدیم پاهام سست شده بودن واسه همین از رو مبل به طرف زمین خزیدم که سپیده کمربند حوله رو باز کرد و حوله رو زمین افتاد ولی بر عکس همه این سپیده بود که سر و سینه منو می خورد ومن فقط اونو تو بغلم فشار میدادم وقتی خسته شد تاپشو از تنش در اوردم سینه هاشو که تو یه سینه بند کوچیکتر از سایز سینه هاش جا خوش کرده بودنو دستم گرفتم و شروع به لیسیدن کردم نمیدانم چه مدت گذشت اما وقتی به خودم امدم که سپیده لرزید و ارضاءشد و تازه من فهمیدم هنوز بهشت کوچکی که در این دنیا نصیبم شده را ندیده ام اززیرش بلند شدم و شلوار چسبانش را از تنش کندم که شرتش راکه به همانند سینه بند خاکستری رنگش با طرحی از شاخ وبرگ سفید بود تا زانو پایین اومد ومن دوباره مشغول لیسیدن شدم این بار از زانو به طرف کسش.شرتش که تا زانوش پایین اومده بود درش اوردم وجلوی چشماش یه لیس زدم که سپیده خنده ای کردو شورتشو گرفت لیسید ومن دوباره مشغول خوردن شدم انگار که نهار نخوردم و این سهم منه ولی با آرامش تمام میخوردم وقتی رسیدم به کوسش لبه های بیرونی کوسشو میخوردم و دستام سینه های اونو ماساژمی دادوقتی دیدم ناله هاش داره تندتر میشه لبه های کوسشو باز کردم وکوسشو از هر طرفی می لیسیدم وقتی چوچولشو چند بار مکیدم آبش مزه دهنمو عوض کرد که من از این مزه خوشم نمی اومد ولی اون که برای بار دوم ارضاءشده بود از این کارم راضی بود و با دستش منو به طرف کوسش میخواند تا ادامه بدم ولی من با چند بوس از کوسش جدا شدم وخواستم آب کوسشو با خودش شریک شم ازش لب گرفتم و اب دهنمو رو زبونم جمع کردمو وقتی زبونم کرد تو دهنش کارم تموم شد و این بار من بودم که کم کم داشتم لذت می بردم چون سپیده داشت با آبی که تو دهنش جمع شده بود کیرمو شستوشو میداد که خیلی ماهرانه و با ابتکار خودش میخورد چیزی از کارش نگذشته بود که تخمام رو تو دهنش کرد وسرشو عقب کشید و تخمامو ول کرد چند بار تکرار کرد که آبمو دراورد از منقبض شدن عضلاتم فهمید واسم جق زد و ابمو ریخت تو لیوانی که روی میز بود ودوباره کیرموکرد تو دهنش میک زد ولی باقیمونده آبمو خورد کیر من داشت بی حال می شد اونم مثل قبل حشری نبود واین تحریک کننده نبود واسه همین تو بغلم کشیدمش چون نمیخواستم اونم آب خودمو بهم برگردونه لپشو بوسیدمو تو بغلم فشردمش بی هیچ حرکتی تو بغل هم بودیم که سکوتو شکست و گفت خیلی دوست دارم ووقتی شنید من بیشتر خندید ولی خنده اش از ته دل نبود که من رو وادار کرد ازش بپرسم خاطره ای بد رو واسش زنده کردم ؟که با پوزخندی گفت نه وقتی دید زل زدم بهش گفت تو این 6 سالی که ازدواج کرده هیچ وقت مثل الان بدون اینکه بده اینطور حس خوبی نداشته و از سکسش راضی نبوده که آخرش به دردودل ختم شد ومن دیدم بیشتر از اینکه به سکس نیاز داشته باشه به محبت نیاز داره که با زنگ خوردن گوشی از هم جداشدیم مادرش بود واسه شام دعوتش می کرد اونم بهونه آورد و گفت اگه میشه نازنین (دخترش) هم پیش اونا بمونه و جواب بله رو گرفت خداحافظی کرد بهم گفت تو هم تا صبح مهمون منی منم به خونمون زنگ زدمو پیچوندمشون تک تک رفتیم حموم و دوش گرفتیم وقتی اومدم بیرون دیدم حوله خودشو تنش کرده و داره لباسای منو که از لباسشویی درآورده اطو میکنه تا کاملا خشک بشه منم با همون حوله ای که قبلا داده بود رو مبل نشستم واز خودم پذیرایی میکردم کارش که تموم شد پرتقالی رو که پوست کنده بودمو از دستم قاپید و گفت آماده شو بریم بیرون هم بگردیم هم شام بخوریم وقتی برگشتیم خونه ساعت ده و نیم بود لباساشو عوض کرده بودو با دو لیوان و شراب قزمز در دستش اومدپیشم نشست و بطری رو هم گذاشت رو میز لیوان هارو پرکرد وماهواره یکی از شبکه های آذربایجان داشت تایتانیک رو پخش میکرد که داشتن از هم لب میگرفتن وقتی لیوان دوم رو که از لبم جدا کردم لبای نازشو چسبوند به گردنم ودوباره عشق بازی ما سرگرفت لبو لوچه همو حسابی خیس کرده بودیم این بار سپیده خودش تاپ فسفری رنگشو و پیراهن منم از تنم دراورد ومن بی اختیار به سمت سینه هاش که حالا بیشتر از قبل خودنمایی میکرد رفتم سوتین سفید پارچه ای که وسط سینه هاش گره زده بودو باز کردم ومحو سینه هاش شدم وبا بوسه ای که به پیشانیم نشست فهمیدم فیلم نیست و سینه های نازشو که اصلا هم آویزون نبودو دستم گرفتمو مثل نوزاد دو ماهه میک میزدم و با سینه هاش بازی میکردم که به یاد ظهر افتادم که من اصلا تو این بهشت دنیوی که در آرزوش بودم پا نذاشتم واسه همین زیاد مانور ندادم و اومدم پایین تر و شلوارک عزیزترینمو از پاش در آوردم که باز محو اندام زیبای سپیده شدم انگار با شورت و کرست حوری آسمانی میشد که به زمین اومده تا برا من بهشتو معنی کنه تصور کنید زنی 30 ساله با قدی 170 تقریبا 65 کیلو وزن با موهای بلندو سیاه وخوش حالت که با کمی پریشونی زیباتر هم شده بود که رو صورتش ریخته شده بود وشرت سفیدش تو بدن برنزه اش واقعا جلوه زیبایی داشت با چند بوس از بدنش شرتشو از پاش دراوردم تصمیم گرفتم اول اونو ارضا کنم که این کار مساوی بود با لیسیدن کوس وکون سپیده عزیزم که طولی نکشید که دیدم ناله هاش داره منظم میشه واین خبر از ارضا شدن می داد که زرنگی کردمو این بار با انگشت کردن تو کسش ارضا شد ومن که کارمو به خوبی انجام داده بودمو می دونستم کونش رو هم فتح خواهم کرد ابشو هدر ندادمو دم سوراخ کونش هدایت کردم تا واسه عملیات انتهاری آمادش کنم سپیده با یه چرخش شروع به ساک زدن محشرش شد وطولش نداد و منم کشید رو زمینو نشست رو کیرمو خودش به ارامی فرستاد تو بهشتش وای با اینکه کم کوس و کون کرده بودم ولی ناب بودن کوس سپیده رو می شد فهمید با بالا وپایین شدن سپیده و لیز شدن کیر من با آب کوسش دیگر سکان کار را به من سپرد تا من رانیز به عالمی دگر ببرد من هم به خاطر علاقه خاصی که به پوزیشن کنار هم خوابیدن دارم برگشتم و پشت سپیده قرار گرفتم و پای چپشو جمع کردم به طرف شکمش و کیرمو فرستادم توکوسش ومشغول گائیدن آرزوها وافکارم(سپیده )شدم وقتی رعشه هایی تو تنم حس کردم منم مثل سپیده ناله ای کردمو کشیدم بیرون اما عضلاتمو منقبض کردمو تا آبم نیاد سپیده رو به حالت سگی در آوردم تا هم تو کوسش کنم هم با سوراخ کونش بازی کنم تاآماده شود حین تلنبه زدن دو انگشتمو تو کونش کرده بودمو این کار نوید از آماده بودن کونش می داد که منم معطل نکردمو کیرمو از کوشس بیرون کشیدم و با مکث تو کونش کردم تا کیرم یه نیرویی دوباره بگیره تو این مدت کار سپیده فقط ناله بود و ور رفتن با سینه هاش وکوسش که وقتی سر کیرمو توکونش احساس کرد ناله ای کردو دستشو عقب آورد تا خودش تعیین و تنظیم کننده باشه که با مکث های پیاپی تمام کیرمو تو کونش جمع کرد و دستشو کشید وبیشتر قمبل کرد واین یعنی رضایت از سکس (اااای ی ی جونا به زور تو کون کسی نذارین&#8230;) کمی که تلمبه زدنم روان شد با بوسه های که نثارش می کردم ازش تشکر کردمو با نوک انگشتام رو کمرش پیاده روی می کردم که دوباره ارضاء شد و با ناله ای که سر داد منم قطره هایی از وجودمو تو کیرم حس کردم که تو کون سپیده دنبال جایی برای ادامه حیات می گشتن با بوسه هایی از لب همدیگر از هم جدا شدیم ومن راهیه دستشویی شدم وقتی برگشتم هنوز سپیده با اب کوسش بازی میکرد ولی کونش که بعدها فهمیدم تا آن روز بیشتر از 4 بار فتح نشده بود کمی خراشیده شده وسپیده که طاق باز به پشت خوابیده بود می شد دید که هنوز به حالت اولیه برنگشته واسه همین وقتی دیدم حس عجیبی پیدا کردم دوباره کنارش نشستم و با بوسه های بابت اینکه کاری کردم که دردش بیاد ازش معذرت خواهی کردم وکمکش کردم تا بره دستشویی وقتی رفتیم روی تخت بخوابیم که نیمه شب شده بود وما عاری از هر فکری در آغوش هم بودیم صبح وقتی بیدار شدم سپیده کنارم نبود و صبحانه آماده روی میز بود و یاداشتی برای من وقتی صورتمو می شستم جای رژ لبهای سپیده که گردنم را بوسیده بود نمایان بود. دوستی ما پابرجا بود و به نیازهای غریزیمان هم توجه داشتیم تا اینکه یک روز شهرام زنگ زد و گفت بیا محضر &#8230;کاری نداشتم رفتم اما آنچه میدیدم باور نداشتم آنها می خواستند از هم طلاق بگیرند ومن شاهد طلاق بودم شهرام خانه،ماشین،شرکتش،وچیزهایی راکه داشت به نام سپیده کرد و خودش با یک چمدان و دویست هزار دلار به آلمان رفت واز من که شاید تنها رفیق خود میدانست خواست تا احوالی ازدخترش جویا شوم و او را بی خبر از یادگار زندگیش نگذارم چند ماه بعد سپیده بهم پیشنهاد ازدواج موقت داد و الان بعد از یک سال من عاشق سپیده و دخترش نازنین شده ام و زندگی آرامی داریم ودخترش به من بابا می گوید اگربتوانم خانواده ام را راضی کنم تا با زنی 7 سال بزرگتر از خودم که یک بچه هم داردازدواج کنم در سالگرد ازدواجمان به طور دائمی ازدواج خواهیم کرد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%84%d8%a7%d8%ba%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176574</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 32/44 queries in 0.012 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-08 09:44:27 by W3 Total Cache
-->