<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>دستهاشو &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%88/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:24:54 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>دستهاشو &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مامانی یکم از این کیر بزرگ سیاه میخواد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%8c%da%a9%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%8c%da%a9%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%af/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 06 Nov 2019 07:37:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[اینجایی]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستانی]]></category>
		<category><![CDATA[پولداری]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرفایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دستهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[روبوسی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرایی]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرش]]></category>
		<category><![CDATA[میاومد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[نشناختم‬]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونین]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همچنین]]></category>
		<category><![CDATA[ویلامون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[من پدرم ایرانیه ولی مادرم فیلم سکسی ترکیه ای من بعد از 8 سال اومدم ایران چون ما ایران زندگی میکنیم و من در استانبول دانشجو بودم سکسی و مقیم اونجا هستم. خلاصه بخاطر برگشتن شاه کس من یک جشن مفصلی در ویلامون در لواسان مادرم گرفته بود و همه فامیل بابام کونی دعوت بودن [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>من پدرم ایرانیه ولی مادرم فیلم سکسی ترکیه ای من بعد از 8</h2>
<p>سال اومدم ایران چون ما ایران زندگی میکنیم و من در استانبول دانشجو بودم سکسی و مقیم اونجا هستم. خلاصه بخاطر</p>
<h3>برگشتن شاه کس من یک جشن مفصلی در ویلامون در لواسان مادرم</h3>
<p>گرفته بود و همه فامیل بابام کونی دعوت بودن اونجا بود که من همه دختر های فامیل رو دید میزدم و</p>
<h4>مامانم جنده دوست نداشت من از ایران ازدواج کنم ولی بابام</h4>
<p>می گفت هر دختریو دوست داری پستون بگو واست بگیرم . چون پدرم خیلی آدم پولداری هست اکثر دخترای فامیل می</p>
<h5>خواستن خودشونو کوس به من قالب کنن. تا اینکه من</h5>
<p>زن عمو زیبا رو دیدم اولش نشناختم چون خیلی خوشگل کرده بود خودشو من باهاش دست دادم و روبوسی کردیم و همچنین سکس داستان با عموم .</p>
<h6>من تا آخر جشن لباس کوتاه و اندام ایران سکس سکسی زیبا</h6>
<p>جان را تماشا می کردم. خلاصه بعداز 2 هفته که گذشت و من همش تو فکر سکس با زن عمو بودم تا اینکه زن عمو به من زنگ زد و گفت شام بیا خونه ما و شب هم من رفتم . در خونه عمو رو زدم که عموم در رو باز کرد و رفتم تو دیدم زن عمو با یک دامن کوتاه و تاپ قرمز جلوم ظاهر شد&#8230;&#8230;.. وای خدای من خیلی خوشگل شده بود( در ضمن زیبا جان 38 سالش بود در ان تاریخ) بعد از شام عموم به من گفت از ترکیه واسش تعریف کنم که منم شروع کردم به تعریف تا اینکه عمو زد به کلش که آخر هفته میره استانبول و منم بهش گفتم هر موقع خواستی بری کلید خونمو بهش بدم و زن عمو جونمم چون پزشک بود نمی تونست بره و کار داشت.آخر هفته شد و عمو با پسر عموم رفتن . همون روز ظهر من تو پارک جمشیدیه بودم که فکری به سرم زد و رفتم جلوی بیمارستانی که زن عمو اونجا کار میکرد منتظرش ماندم تا اومد تا منو دید تعجب کرد و شروع کرد به سوال وجواب منم بهش گفتم چون می دونستم تنهایی اومدم ببرمت خونه ما اونم قبول کرد. تو راه من حرفایی در مورد زن های ترکیه و اینکه عمو رفته حالی عوض بکنه زدم و دیدم خوشش نیومد و هی در مورد اونا از من سوال می کرد بعد یهویی گفت بریم خونه ما تا من لباس عوض کنم . رفتیم خونه عموینا زن عمو رفت اتاق لباس عوض بکنه که من بعد از 2 دیقه پشته سرش رفتم اتاق خواب دیدم لخت شده و داره دنباله لباس می گرده از پشت آروم به طرفش رفتم تا بغلش کنم که یهو برگشت نمی دونم چی برداره که منو دید و هول شد گفت آراز تو اینجایی چرا بی صدا اومدی تو منم ترسیده بودم گفتم شاید کمک لازم دارین . من که داشتم زن عمو رو با سوتین صورتی و شورت سفید می دیدم از خود بیخود می شدم که اروم رفتم پیشش و دستهاشو گرفتم و به چشمایه هم خیره شدیم که من به زبان ترکی بهش گفتم ( sani seviyorum) معنیش یعنی دوست دارم بعدش شروع کردم به لب گرفتن اونم دیدم خوشش اومد وشروع کرد به لب خوردن بعدش بغلش کردم و گذاشتم رو تخت و آروم از زیر گوشش شروع کردم به خوردن و اونم با صدای اروم آه آه میکرد رفتم سراغ سینه هاش و بعد کوسش وای نمیدونین خوردن کوس زیبا جان اونم اصلاح شده و سفید و تپل چه حالی میداد داشت حال میکرد و کم کم ابش میومد . بلند شدم لباسامو در اوردم و 69 خوابیدم و اونم کیرمو ساک میزد ومنم کوسو کونشو می خوردم بعد که خوب حشرش زده بود بالا بلند شدم و کیرمو گذاشتم رو کوسش آروم فشار دادم وشروع کردم به تلمبه زدن جوری محکم میکردمش که جیغش در اومد کیرمو از کوسش در اوردم و گفتم برگرده واییییییییییییییییی یک کون سفید خوشگل با یه سوراخ قرمز خانم دکتر زیبا جلوم ظاهر شد کیرمو گذاشتم سوراخ کونش اروم اروم فشار دادم همش می گفت آراز جان بکن منو تو خیلی خوب میکنی منم شروع کردم به تلبه زدن بعد از چند بار تلمبه زدن داشت آبم میاومد که سریع از کون زن عمو در اوردم و اونم فهمید برگشت و کیرمو گرفت به طرف صورتش منم با فشار خالی شدم رو صورتش اونم می گفت جوووووووونم همشو بریز بعدش با انگشتاش آبمو می خورد. بلند شدیم و حمومی که تو اتاق خوابشون بود رفتیم ودوش گرفتیم . بعد از این ماجرا من زود زود میام ایران و با هم هماهنگ می شیم زیبا جان را می برم ویلا و دوتایی سکس می کنیم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%8c%da%a9%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176999</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف  با نمک خوب ,کیر میخوره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%d9%85%da%a9-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%d9%85%da%a9-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Jul 2019 06:49:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمانش]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[احساسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلاف]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اوفتاد]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکار]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[اینگار]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینین]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بذاریم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگردم]]></category>
		<category><![CDATA[بشینید]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بیایین]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینتر]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تماشای]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[حالاها]]></category>
		<category><![CDATA[حدودای]]></category>
		<category><![CDATA[حرفارو]]></category>
		<category><![CDATA[خاموشش]]></category>
		<category><![CDATA[خانومه]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خدمتتون]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودتونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستتون]]></category>
		<category><![CDATA[دستهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوزاریش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستشم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زحمتشو‬]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیش]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیه]]></category>
		<category><![CDATA[سالهاست]]></category>
		<category><![CDATA[سرایدار]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاش]]></category>
		<category><![CDATA[شرکتها]]></category>
		<category><![CDATA[شرکتهای]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونه]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمهای]]></category>
		<category><![CDATA[قرارداد]]></category>
		<category><![CDATA[کارایی]]></category>
		<category><![CDATA[کارهایی]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهی]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدنش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[گوشتیه]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورم]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[مدتهاست]]></category>
		<category><![CDATA[مربوطه]]></category>
		<category><![CDATA[مسابقه]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلات]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میدونین]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[میشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکنین]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[نپوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیارم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشم]]></category>
		<category><![CDATA[همسایگی]]></category>
		<category><![CDATA[همسایمون]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینکه]]></category>
		<category><![CDATA[واستاده]]></category>
		<category><![CDATA[وانمود]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[واحدی تو سعادت آباد بود. فیلم سکسی کمی خسته بودم و رفتم که دوش بگیرم. وقتی از حمام اوومدم بیرون احساس کردم که نیاز به سکس دارم سکسی و باید ترتیب یکی رو بدم ، شاه کس ولی از اوونجا که مجرد بودم کسی، دم دستم نبود که بکنمش.حال و حوصله کس کونی چرخ زدن [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>واحدی تو سعادت آباد بود. فیلم سکسی کمی خسته بودم و رفتم که</h2>
<p>دوش بگیرم. وقتی از حمام اوومدم بیرون احساس کردم که نیاز به سکس دارم سکسی و باید ترتیب یکی رو بدم</p>
<h3>، شاه کس ولی از اوونجا که مجرد بودم کسی، دم دستم</h3>
<p>نبود که بکنمش.حال و حوصله کس کونی چرخ زدن تو خیابوناروهم نداشتم تا یکی رو بلند کنم. اغلب جنده هایی رو</p>
<h4>هم جنده که میشناختم اونقدر ناز داشتن که کیر آدم میخوابید.</h4>
<p>یه فیلم سوپر که از قبل پستون داشتم از کمد در آوردم و مشغول تماشا بودم جای حساس فیلم بود و</p>
<h5>پسره داشت کوس آبشو میریخت تو دهن دختره ، منم داشتم</h5>
<p>با کیرم ور میرفتم که زنگ آپارتمانم صدا کرد. تعجب کردم چون منتظر کسی نبودم تو اون موقع. خلاصه خواستم برم درو سکس داستان باز کنم دیدم</p>
<h6>کیرم بدجوری شق شده و خیلی تابلوس ، ایران سکس خلاصه با</h6>
<p>زحمت راست و ریستش کردم و دره آپارتمانو باز کردم . با کمال تعجب دیدم یه خانم ناز با مانتو و بدون روسری جلوم سبز شد و گفت- ببخشید که مزاحم شدم ، من همسایه بغلی شما هستم و شرمنده، داشتم دوش میگرفتم که یک دفعه کله شیر اومد تو دستم و هرچی سعی کردم که شیر آبو ببندم نتونستم ، شوهرم هم خونه نیست و حالا حالاها هم نمیاد ، آب هم داره همینجوری میره ، اگه ممکنه بیایین نگاه کننین ببینین میشه کاریش کرد یا نه .راستش قبلا این خانوم و ندیده بودم چون کار من طوریه که ساعت 7 صبح از خونه در میام و وقتی که برمیگردم تقریبا 5 و 6 بعد از ظهره از اونجا که مجتمع ما سرایدار داره تعجب کردم که چرا به اون نگفت، خلاصه زیاد مجال فکر کردم نداشتم با عجله گفتم:بله حتما یه لحظه اجازه بدین الان میام خدمتتون و رفتم که لباسمو عوض کنم اصلا حواسم نبود که ویدئو رو خاموش نکردم و داره فیلم سوپر نشون میده ، لای در هم که کمی باز بود و از بیرون آپارتمان میشد تلویزیونو دید و خانم مربوطه زیر چشمی داشت تلویزیونو تماشا میکرد و درست جایی بود که پسره داشت حسابی دختره و میکرد و آخ و اوخ دختره همه جارو گرفته بود.وقتی از اتاق خواب اومدم تازه فهمیدم که ویدئو روشنه ، زود خاموشش کردم و رفتم به طرف در. همراه خانومه رفتیم به آپارتمانش تو مسیر چشمم به پاهای لخت و سفیدش افتاد و دلم یه طوری شد . کلید و از جیب مانتوش بیرون آورد و در و باز کرد ، وارد آپارتمان که شدیم یه نگاهی به اطراف انداختم ، به نظر مرتب میرسید . منو به طرف حموم برد ، نزدیک حموم که شدم صدای شر شر آب بگوشم خورد وقتی رفتم تو حموم دیدم راست میگه آب همینجوری داره از دوش میاد و کله شیر هم توی وان افتاده سعی کردم کله شیرو بذارم سر جاش و سفتش کنم ولی فایده ای نداشت کمی تقلا کردم ولی مثل اینکه این دفعه درست شد و شیر بسته شد ، گفتم مثل اینکه درست شده بیایین ببینین وقتی اومد نزدیک گفت خیلی ممنون و همین که خواست شیرو باز کنه آب با شدت از دوش ریخت رو سرشو با جیغ کوتاهی برای اینکه خیس نشه خودشو کشید عقب و تازه مثل اول کله شیر اومد تو دستش . من با کمی لبخند گفتم مثل اینکه این دوش با شما شوخی داره و ازشما خوشش نمیاد . اون هم برای تصدیق حرف من سرشو تکون داد و گفت : مثل اینکه اینطورهخلاصه چون رو لباسش آب ریخته بود لباسش خیش شده بود به تنش چسبیده بود . با یه نظر که نگاه کردم احساس کردم که زیر مانتو چیزی تنش نیست و کاملا لخته دوباره چشممم به پاهاش افتاد طوری واستاده بود که یه کمی از مانتوش کنار رفته بود و چشمم به پرو پاجه سفیدش افتاد دوباره مثل دفعه قبل دلم یه طوری شد و فکرای بد به سرم زد که شیطونو لعنت کردم و گفتم:- باید شیرو از فلکه ببندم ، میدونین فلکه آب کجاس؟گفت :- اره و رفت به طرف آشپزخونه و منم دنبالش راه افتادم .فلکه زیر سینک ظرفشویی بود و برای اینکه اونو ببندم باید خم میشدم و سرمو میبردم اون زیر ، دولا شدم و فلکه رو بستم ، خانوم هم واساتده بود اون جلو و داشت زیر لب یه آهنگی زمزمه میکرد که دوباره تو اون حالت چشمم به پاهاش اوفتاد و یه دفعه انگار چیزی به ذهنم رسیده باشه گفتم اگه ممکنه شیر آشپزخونه رو باز کنید و ببینید که آب قطع شده یا نه ، حالت ایستادنش طوری بود که وقتی میخواست این کارو بکنه مانتوش بیشتر باز شد و من که اون زیر بودم دوباره چشمم به پاهای سفیدش افتاد و سرمو یه کمی پایینتر بردم با دیدن رونای سفیدش یک دفعه کیرم راست شد یه احساسی به من میگفت که شورت پاش نیست ، کم مونده بود که دست دراز کنم و رون پاشو لمس کنم که دوباره به خودم گفتم بر شیطون لعنت این یه زن شوهر داره و اگه سوتی بدم خیلی برام گرون تموم میشه مضافا اینکه همسایمون نیز هست.خلاصه سرمو از اون زیر آوردم بیرون و گفتم حالا لازمه که یه شیر نو بخرین و با شیر قبلی عوض کنین ، گفت:والا من که از این چیزها سر در نمیارم ، شوهرمم که وقت نمیکنه به خونه زندگیش برسه ، چه به تعمیر شیر حموم ، ناچارم یک کسی رو از بیرون بیارم راستی شما کسیرو نمیشناسین . گفتم: چرا اما نیاز به این کار نیست اگه بخواهین خودم شیرشو براتون میخرم و درستش میکنم . گفت: دستتون درد نکنه راضی به زحمت شما نیستم . گفتم چه زحمتی پس همسایه به چه درد میخوره. خنده ای کرد و گفت پس کی زحمتشو میکشین ؟ ساعتو که نگاه کردم ، گفتم الان نزدیک 6.5 بعد از ظهره و من تا برم و شیر حمام و تهیه کنم شب میشه اگه اشکالی نداره بذاریم برای فردا، گفت : نه هیچ اشکالی نداره ممنون شما میشم . خواستم برم که گفت خیلی بهتون زحمت دادم ولی بدون پذیرایی خیلی بده بفرمایید بشینید یه چایی میارم خدمتتون . من که انگار ته دلم نمیخواست که از اونجا برم ، گفتم : خیلی ممنون و رفتم روی مبل راحتی نشستم . گفت : لباسم خیس شده میرم لباسمو عوض کنم الان میام خدمتتون . اینو گفت و به طرف اتاق خواب رفت. با چشمام دنبالش کردم وتنگی مانتوشو بیشتر احساس کردم . مشفول تماشای اطراف بودم و پیش خودم فکر میکردم که یه همچی گوشتی تو همسایگی من هست و من دست به کیر تو خماری، تو این فکرا بودم که صدای اومدنشو شنیدم سرمو بالا کردم و دیدم یک تی شرت آستین حلقه ای قرمز با یه دامنی که به زور تا رو زانوش میرسید پوشیده و جلوم سبز شد ، چشمم که به لنگ و پاچش افتاد دوباره کیرم راست شد وقتی رفت طرف آشپزخونه که چایی بریزه چشمم به سینه های بزرگش افتاد که به شدت جلب توجه میکرد و خوب که دقت کردم دیدم کرست نبسته و چون تی شرتش تنگ بود قشنگ به سینه هاش چسبیده بود و نوک سینه هاشو میشد تشخیص داد ، دیگه حال عجیبی پیدا کرده بودم و به خودم گفتم شیطونه میگه برو از پشت سینه هاشو بگیرو کارو تموم کن ، ولی از ترس دوباره سعی کردم رشته افکارمو به جای دیگه ای مشغول کنم . تو این حال و احوال بودم که دیدم دولا شده و سینی چایی رو گرفته جلوم و گفت: بفرمایید. تا اومدم چایی رو بردارم چشمم اوفتاد به سینه هاش ، مدل یقه تی شر تش باز بود و لای سینه هاشو معلوم بود . خدا میدونه که چه حالی داشتم همونطور که چشمم به سینه هاش بود چایی رو برداشتم ، بعدش رفت روبروی من نشست و ضمن اینکه داشت چايی شو میخورد گفت : شما تنها زندگی میکنین؟ گفتم : بله . خندید و دوباره گفت چرا شما،دوره زمونه طوری شده که جوونا اینقدر از ازدواج میترسند ، گفتم بیشتر به خاطر خرج و مخارج زندگیه . گفت: آره ولی بالاخره چی ، هر جوونی باید زندگی طبیعیشو داشته باشه مثلا شما مشکلات جنسی خودتونو چطوری حل میکنین ؟ ببخشید که انقدر بی پرده صحبت میکنم . تا اوومدم چیزی بگم ، گفت : البته هر ازدواجی هم موفقیت آمیز نیست ، مثلا دلم خوشه که شوهر دارم ، ،آخه بابا یکی نیست بهش بگه منم یه زنم و صوای از مادیات خواسته های دیگه اي هم دارم ، وقتی داشت این حرفارو میزد فهمیدم که خانوم بدجوری کسش آب افتاده و منتظر یه کیر کلفته تا حسابی بکنتش اما چون شوهر داشت سعی کردم که زیاد به این مسئله فکر نکنم و چایی مو بخورم و برم به آپارتمانم. یک دفعه تلفن زنگ زد و رفت که گوشی رو که رو میز بغل کاناپه بود برداره خم شد که گوشی برداره دامنش بالاتر رفت و رونش معلوم شد ولی انگار از خدا خواسته توجهی به این مسئله نکرد و با همون وضع مشغول صحبت با تلفن شد و از حرفاش معلوم بود که با یه زن که از دوستاشه حرف میزنه و با طرف خیلی صمیمیه ، هرچی بیشتر حرف میزد دامنش بیشتر بالا میرفت مثل اینکه عمدأ اینکارو میکرد ضمن صحبت با صدای بلند میخندید و توجهی به حضور من نداشت یا لا اقل این طوری وانمود میکرد. همینطوری که داشت حرف میزد میشنیدم که به دوستش میگفت :اره چیز خوبیه ولی حیف که دوزاریش کجه به نظر میاد که کمر محکمی داشته باشه و با گفتن این حرف با لبخند یه نگاهی به من انداخت و حالت نشستنشو عوض کرد چون روبروی من بود پاشو انداخت رو پاش طوری که دامنش بیشتر بالا رفت و وانمود میکرد که توجهی به من نداره و مشغول صحبت با دوستشه که یک دفعه گفت دوستم به شما سلام میرسونه و میشنیدم داره ماجرای خرابی شیر حمومو براش تعریف میکنه . گوشمو تیز کرده بودم تا ببینم چی میگه که خدای من یه دفعه چشمم افتاد به پاهاش ، از بس سر جا ش وول خورده بود دامنش حسابی جمع شده بود زیر تنش و کس و کونش اوفتاده بود بیرون و اینگار من اصلا وجود ندارم. شورت نپوشیده بود و چشمام که پشمای کسش افتاد آب دهنم خشک شد به اندازه ای حشری شده بودم که میتونستم یه فیلو بکنم . وقتی دیدم طرف خودش دلش میخواد ، به خودم گفتم شوهر داره که داره اگه من الان نکنمش سرم کلاه رفته چون کسی که تا این حد حشریه اگه نکنمش ، میره سراغ یه کس دیگه ، خلاصه منم شروع کردم به مالیدن کیرم وتو چشماش نگاه کردمو رفتم طرفش ، همینطوری که بهش نزدیک میشدم شنیدم به دوستش میگفت که تازه راه افتاده و داره میاد طرفم. بهش که نزدیک شدم نشستم رو زمین و شروع به مالیدن پاهاش کردم و از ساق پاش شروع به لیسیدن کردم و همینطوری رفتم بالا ، شنیدم که داشت واسه دوستش کارایی رو که باهاش میکردم تعریف میکرد و از اینکار مثل اینکه خیلی لذت میبرد ، به بالای رونش که رسیدم حسابی حشرو شده بود و نالش در اومده بود و به دوستش میگفت که دارم چکار میکنم و مثل اینکه دوستشم داشت با تعریفای این با خودش حال میکرد ، وقتی زبونمو گذاشتم رو کسش و شروع به لیسیدن کسش کردم ، با ناله قشنگی که نشان دهنده اوج لذت و هیجان بود گفت خوبه خیلی خوبه و من از بس فیلم سوپر دیده بودم خوب میدونستم که چطوری باید کس لیسید که طرف حسابی حال کنه و خودم هم از این کار لذت میبردم و میشنیدم که داره برای دوستش تعریف میکنه که دارم کسشو حسابی لیس میزنم و منم خیال داشتم هر چی راجع به سکس تو چنته دارم رو کنم ، همتطوری که داشتم کسشو میلیسدم ، حسابی آب افتاده بود و هرچه بیشتر لیس میزدم و با نوک زبونم جای حساس کسشو میلیسیدم صدای نالش بلندتر میشد و حال بیشتری میکرد . بعد همینطوری رفتم بالا و مشغول لیسیدن نا فش شدم و زبونمو کردم تو نافش و بعد به لیسیدن به سمت بالا ادامه دادم و مرتب تمام کارایی رو باهاش میکردم برای دوستش پای تلفن تعریف میکرد و مثل اینکه اونم همونقدر که این داشت لذت میبرد ، حال میکرد. تی شرتشو در آوردم و سینه هاشو و گرفتم و مشغول بوسیدن زیر گلو و لیسیدن زیر گلو و سینه هاش شدم ، عجب سینه هایی ، تو دستم جا نمیشد و نوک قهوه ای رنگشو میمکیدمو و اون از این کار خیلی خوشش میومد . کیرمو در آوردمو دادم دستش با دستش حسابی کیرمو میمالید و من که خیلی حشری شده بودم کیرمو آوردم دم دهنش و خواستم که بکنم تو دهنش و مثل اینکه مدتهاست منتظر این کار باشه به دوستش گفت که میخواد کیرشو بکنه تو دهنم وای چقدر بزرگه ، جات خالیه و بعد گوشی رو از دم دهنش کنار آورد و شروع به ساک زدن کرد و طوری ساک میزد اینکار سالهاست درحسرت یه همچین وقتیه ، بعد از اینکه حسابی کیرمو ساک زد ، کیرمو گذاشتم لای سینهاش و شورع به عقب جلو کردن ، کردم و خدا میدونه که چه حالی میداد. تو این فاصله دوباره گوشی تلفنو گذاشت دم گوشش و مثل اینکه داره لحظه های یک مسابقه ورزشی مهم و گزارش میکنه ، لحظه به لحظه کار هایی رو که با هاش میکردم واسه دوستش تعریف میکرد. همین طورکه داشتم کیرمو لای سینه هاش عقب و جلو میکردم مشغول مالیدن کسش شدم و حسابی آب انداخته بود و آماده گاییدن ، پاهاشو باز کردم و کیرمو یواش گذاشتم دم کسش و مالیدم رو کسش و داشت دیوونه میشد . بعدش یواش سر کیرمو گذاشتم دم کسش و فشار دادم ، پدر سوخته اینگار 5 کیلو کس داشت و اونم همش گوشت خالص ، از بس فیلم سوپر دیده بودم و کس و کون های مختلف رو دیده بودم ، میتونستم تشخیص به که کسش چقدر گوشتیه و کردن این کس آدمو حداقل 10 سال جوون میکنه. خلاصه همین که کیرمو کردم تو کسش ناله بلندی کشید و من معطلش نکردم و تا ته کیرمو کردم تو و مشغول عقب جلو کردن شدم و هرچی سرعت کردن من بیشتر میشد ، آه و ناله اون هم بیشتر میشد و از اون جایی که تمام کارهایی که باهاش میکردم و برای دوستش تعریف میکرد ، خودم هم بیشتر خوشم میومد و محکمتر میکردمش ، بعد پاهاشو دادم بالا و آوردم رو سرش طوری که کسش حسابی جمع شده بود و منم با تمام قدرت مشغول تلمبه زدن بودم وتمام تنم شده بود عرق و هرچی محکمتر میکردمش جیغ و ویغش بلندتر میشدو مثل اینکه دوستش هم از پشت تلفن داشت با کسش بازی میکرد و صدای اونم میشنیدم . همینطور که مشغول گاییدنش بودم میگفتم که اینطوری خوبه یا نه و اون میگفت آره بکن ، محکمتر بکن و حرفاش به من قدرت بیشتری مییداد و محکمتر میکردمش و حال بیشتری میکردم . گاهی سرعت کردنمو کم میکردم تا نفسی تازه کنم و دوباره پس از کسب انرژی با تمام قوا پاهاشو میاوردم نزدیک سرش و کیرمو فشار میدادم تو کسش. یواش یواش احساس کردم که داره آبم میاد و با صدای بلند بهش گفتم که عزیزم داره آبم میاد وهنوز حرفم تموم نشده بود که تا خواست آبم بیاد ، کیرمو از تو کسش کشیدم بیرون و هر چی آب تو کمرم بود خالی کردم رو شکمش و کیرمو مالیدم رو کسش و مثل یه جنازه بیحال افتادم روش و مشغول بوسیدم لباش و مکیدن سینه هاش شدم و اون اینگار که خیلی حال کرده باشه شروع به نوازشم کرد و گفت جون عزیزم تازه کشفت کردم و به دوستش گفت که من آبم اومده و وقت خداحافظیه ، بعد با دوستش خداحافظی کرد و بعد از گذاشتن گوشی رو کنار کاناپه دستهاشو دورم حلقه کرد وگفت مرسی ، خیلی خوب بود. پس از اینکه همونطور چند دقیقه با هاش ور رفتم و آبمو که رو شکمش ریخته بود با دستم روی سطح شکمش مالیدم و انگار دارم از بهترین کرم دنیا برای ماساژ تنش استفاده میکنم، بلند شدم تازه به خودم آمدم یه نگاهی به ساعت انداختم و دیدم ساعت حدود 8 شبه ، یه دفعه یادم اومد که طرف شوهر داروهمین الانه که شوهره پیداش بشه و دهن مارو سرویس کنه. بهش گفتم مثل اینکه زیاده روی کردم و ازش معذرت خواستم . ولی اون گفت نگران نباش شوهرم زودتر از ساعت 11 شب خونه نمیاد و این کار هر شبشه. ازش پرسیدم که مگه شغل شوهرت چیه که این قدر دیر میاد خونه، گفت والا ظاهرأ که آقا تجارت میکنه و میگه چون باید مرتب با کشورهای خارجی در تماس باشم و به شرکتهای طرف قرارداد تلفن یا فکس بزنم و وقت آنها با ما اختلاف داره مجبورم تا دير وقت تو شرکت بمونم و با اون شرکتها تماس داشته باشم، خدا میدونه که راست میگه یا دروغ ولی یکی دو دفعه که بهش زنگ زدم دیدم تلفنش اشغاله ، موبایل هم نداره شاید هم مخصوصأ نگرفته تا نتونم پیداش کنم. الان 3 ساله که ما با هم ازدواج کردیم و غیر از چند ماه اول عروسی به ندرت با هم سکس داشتیم و الان هم حدود 6 ماه که هر شب تا دیر وقت تو شرکته و وقتی میاد خونه حال هیچکاری رو نداره چه برسه به سکس. ولی ناقلا تا حالا فکر نمیکردم که سکس اینقدر مزه داره ، تو که مجردی این جور کردنو از کی یاد گرفتی ؟ با لبخند بهش گفتم از بس که فیلم سوپر دیدم ، به اندازه یه هنر پیشه فیلمهای سکسی مهارت پیدا کردم و تازه کجاشو دیدی؟ خنده بلندی کرد . بهش گفتم :بهتره که لباسمو بپوشم و زودتر برم.گفت: در هر صورت خیلی ممنون ، واقعأ از بودن با تو لذت بردم . بعد اینکه لباسمو پوشیدم و اون هم لباساشو پوشید ، یه بوسه جانانه ازش گرفتم و خداحافظی کردم تا دم در آمد و درو برام باز کرد ، همینکه خواستم برم بیرون بهش گفتم: راستی ناقلا نگفتی اسمت چیه ؟ با خنده بهم گفت ناهید و منم بلافاصله گفتم اسمم شهرامه و گفت آقا شهرام از آشنایی با شما خوشحالم و منم گفتم همینطور و دوباره لبشو بوسیدم و دستمو گذاشتم رو کسش و فشار دادم و گفتم به امید دیدار. وقتی کلید در آپارتمانمو از جیبم در آوردم و در و باز کردم ساعت نزدیکای 9 شب بود اون شب من با احساس خیلی خوبی به رختخواب رفتم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%d9%85%da%a9-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175225</post-id>	</item>
		<item>
		<title>لز بازی میلف حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 May 2019 07:33:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آبنبات]]></category>
		<category><![CDATA[اطلاعی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انگلیسی]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینکاره]]></category>
		<category><![CDATA[بذارید]]></category>
		<category><![CDATA[بطوریکه]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دستهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوالات]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکهای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیبینم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واااای]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[و بعدش اینکه پابند نمیشم&#8230;.بهرحال فیلم سکسی دفعه قبل که اگهی دادم متقاضیان زیادی داشتم . من طبق معمول و بعد از اینکه ازشون تقاضا نامه و سکسی سابقه کار میگیرم یه چند سوالی هم شاه کس میپرسم مثلا سرعت تایپ کردن&#8230; زبان انگلیسی&#8230; و اخرش هم اینکه بتونه اضافه کاری کنه&#8230; کونی طرف هم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>و بعدش اینکه پابند نمیشم&#8230;.بهرحال فیلم سکسی دفعه قبل که اگهی دادم متقاضیان</h2>
<p>زیادی داشتم . من طبق معمول و بعد از اینکه ازشون تقاضا نامه و سکسی سابقه کار میگیرم یه چند سوالی</p>
<h3>هم شاه کس میپرسم مثلا سرعت تایپ کردن&#8230; زبان انگلیسی&#8230; و اخرش</h3>
<p>هم اینکه بتونه اضافه کاری کنه&#8230; کونی طرف هم اگه اینکاره باشه که خوب میفهمه من چی میخوام&#8230; بهر حال این</p>
<h4>منشی جنده جدیدم بعد از اینکه همه سوالات رو ازش کردم</h4>
<p>به من گفت که از اقای پستون فلانی (که اونم تقریبا هم شغل منه) برام یک معرفی نامه داره ازش گرفتم</p>
<h5>( پاکت کوس نامه در بسته) و گفتم که در صورت</h5>
<p>قبولی بهش تلفن میزنم&#8230;پاکت نامه رو گرفتم و گذاشتم لای پروندهش و اونم رفت&#8230;. یه روز که تو تقاضا نامها نگاه میکردم سکس داستان چشمم به این</p>
<h6>معرفی نامه خورد و بازش کردم که بخونم&#8230; ایران سکس نوشته بود</h6>
<p>که&#8230;.. سلام و احوال پرسی و &#8230;. بعله این خانم خیلی در کارش مهارت داره&#8230;. وقت شناسه&#8230; محرم اسرار شرکته و از این حرفا ولی آخرش نوشته بود که &#8221; اما مهارت اصلی این خانم تو ساک زدنه!!! بطوریکه میتونه یک توپ تنیس رو از داخل شیلنگ آب ساک بزنه بیاد بیرون&#8230;&#8221; من خیلی تعجب کردم ولی از طرف دیگه حالم خراب شد&#8230; با اینکه دیر وقت بود به دختره زنگ زدم و گفتم اگه میتونه از شنبه بیاد سر کار&#8230;بهر حال شنبه اومد و من چیزی بروش نیاوردم&#8230; تا اینکه دو سه روز بعد تقریبا نزدیکهای ساعت چهار بعد از ظهر که بقیه کارمندام رفتن صداش کردم تو اتاقم و گفتم خانم فلانی&#8230;من لنز چشمم افتاده رو زمین نمیتونم پیداش کنم ممکنه شما یه نگاهی بندازی&#8230;گفت کجا؟؟ گفتم اینجا و پشت میزم رو نشون دادم گفت حتما و امد و شروع کرد چهار دستو پا رو زمین گشتن&#8230;. منم رو صندلی نشسته بودم&#8230; و همینطور که کل و کپلش رو دید میزدم با خودم میگفتم چه جوری شروع کنم&#8230;. که یهو خودش برگشت و گفت من که چیزی اینجا نمیبینم&#8230;. بذارید اون جا رو نگاه کنم اینو گفت و دستشو آورد طرف زیپ شلوارم و بی رو درواسی زیپم رو کشید پائین&#8230; من کف کرده بودم &#8230; دلم هور هور میکرد کیرمو دراورد شروع کرد میکیدن&#8230;. واااای ی ی چه دهنی&#8230;.داغ ..مرطوب&#8230;.تنگ&#8230;چشمهاش اول بسته بود ولی بعدش شروع کرد زل زل تو چشم من نگاه کردن و همزمان کیر منو گرفته تو دهنش و هی سرشو میچرخوند &#8230;.عقب و جلو&#8230; وآآآا ی ی ی داشتم میمردم&#8230; از صدتا کوس بیشتر مزه میداد &#8230; دهنشو تنگ تر کرد و شروع کرد مثل آبنبات میکیدن&#8230;.کیرمو از دهنش بیرون کشید &#8230;داد بالا و شروع کرد از زیر خایه هام تا نوک کیرم لیسیدن&#8230;به نوکش که میرسید میکرد تو دهنش.. میمیکید&#8230; منم هیچی نمیفهمیدم و فقط قربون صدقش میرفتم تا اینکه دیدم داره ابم میاد گفتم آآآآآاا اونم دستهاشو برد دور کونم منو بغل کرد سرشو رو کیرم فشار داد بطوریکه تمام کیرم تو دهنش رفت&#8230;.سر کیرم(کله گربه) رو تو حلقش حس میکردم گفتم آآآآبم داره میاد .. تکون نخورد&#8230;. تو چشام زل زده بود.. منم ابم رو تو دهنش ریختم&#8230; بی حال رو صندلی ولو شدم&#8230; یه چند لحظه صبر کرد&#8230;. لباشو دور کیرم حلقه کردو اروم آروم کیرمو از دهنش بیرون کشید &#8230;.حتی یه قطره هم بیرون نداد&#8230;. .سه چهار ماه بعد تو یه مجلسی اون دوستم رو که این منش رو بهم معرفی کرده بود دیدم ازش خیلی تشکر کردم و بهش گفتم که خیلی از منشیم راضیم&#8230;.دوستم ابراز بی اطلاعی کرد و گفت که منظورم رو نمیفهمه و اصلا نامه ای به من نداده&#8230;..تازه من فهمیدم که جریان چیه&#8230;نگو این دختر خانم خودش اون معرفی نامه رو نوشته و به من داده&#8230;&#8230;		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174182</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 20/37 queries in 0.068 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-16 22:34:57 by W3 Total Cache
-->