<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>دسشویی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%af%d8%b3%d8%b4%d9%88%db%8c%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 11:53:12 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>دسشویی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>دو تایی مثل کیر نخورده ها چه حالی میدن به آقا پسره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%85%d8%ab%d9%84-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%86%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7-%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%85%d8%ab%d9%84-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%86%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7-%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 08 Oct 2019 08:46:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آموزشی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اشتیاق]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[باشهاز]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بخواین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برجستگی]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگیه]]></category>
		<category><![CDATA[بگذرونم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بوددستمو]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خداییش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواننده]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[دارمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[داروخونه]]></category>
		<category><![CDATA[داستانمو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتم‬]]></category>
		<category><![CDATA[داشتید]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دردناک]]></category>
		<category><![CDATA[دسشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رونایی]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زدن]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتای]]></category>
		<category><![CDATA[سکسمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شدمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[صبحونه]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمای]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمتا]]></category>
		<category><![CDATA[کوچکترین]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گهگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدنشون]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرت]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نیومدی]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[یه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ی داستان.اون روز یعنی فردای فیلم سکسی اولین شبی که با مریم سکس کردم آرام و قرار نداشتم راستش بعد از اینکه از خونه ی عمه ام سکسی اومدم بیرون تا رسیدم به خونه ی شاه کس خودمون همش توی فکر بودم که چه جوری با مریم بیشتر و بهتر خوش بگذرونم کونی آخه من [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ی داستان.اون روز یعنی فردای فیلم سکسی اولین شبی که با مریم سکس</h2>
<p>کردم آرام و قرار نداشتم راستش بعد از اینکه از خونه ی عمه ام سکسی اومدم بیرون تا رسیدم به خونه</p>
<h3>ی شاه کس خودمون همش توی فکر بودم که چه جوری با</h3>
<p>مریم بیشتر و بهتر خوش بگذرونم کونی آخه من زیاد توی سکس تجربه نداشتم. تصمیم گرفتم اون روز برم چندتا فیلم</p>
<h4>سکسی جنده و آموزشی ببینم. از صبح تا ساعتای 3و4چندتایی دیدم</h4>
<p>بعدش رفتم داروخونه که اسپری تأخیری پستون بخرم که نداشت و به جاش قرص تأخیری و وازیلین خریدم راستش من مشکل</p>
<h5>زود انزالی کوس دارم.خلاصه برگشتم خونه یه حمومی کردم و نزدیکای</h5>
<p>غروب برگشتم خونه ی عمه.وقتی رفتم داخل مریم داشت با تلفن صحبت میکرد که از حرفاش متوجه شدم حدود پنج ماه زندان سکس داستان برای شوهرش تعین</p>
<h6>کردن.خیلی خوشحال شدم!بعد اینکه مریم تلفنو قطع کرد ایران سکس گفت به</h6>
<p>به خوش اومدی چرا برای نهار نیومدی منتظرت بودم من یه بهانه ی الکی جور کردم.مریم گفت اشکالی نداره بیا بهم کمک کن شامو بکشم بخوریم.منم ماهواره رو روشن کردم که دیدم داری یه فیلم اجتماعی نشون میده منم ولش کردم گفتم بذار همینو نگاه میکنیم.سر شام همش به هم نگاه میکردیم من میخواستم سر صحبتو باز کنم ولی نمی دونستم چه جوری که از شانس خوب من توی فیلم یه دختر با دوست پسرش داشتن از هم لب میگرفتن که مریم گفت ببین چقدر خوشگل دارن همدیگرو می بوسن منم که همین رو میخواستم سر صحبتو باز کردم و درباره ی دیشب و سکسمون حرف زدم و صحبت هامون کلأ سکسی شد!شامو تموم کردیم و این بار بدون مقدمه شروع کردیم مریم اومد کنارم بعد آروم بهم گفت من امشب مال توأم میخوای باهام چه کار کنی منم تحریک شدم و زود رفتم سراغ لباش.لباشو با دندون یواش می گرفتم و زبونمو به زبونش میزدم و با دستام هم سینه هاشو می مالوندم نوک سینه هاش سفت شده بود یه دو سه دقیقه ای از هم لب گرفتیم و دیگه کاملأ تحریک شده بودیم.مریمو به پشت خوابوندم و از زیر گوشاش و گردنشو لیسیدم صدای ناله های مریم در اومده بود منم در عین خوردن گلوش و لباش با یه دست سینه هاشو می مالیدم و با دست دیگه ام رفتم سراغ کسش که دیگه آبدار شده بود. اون شب یه دامن, بدون شلوار زیر و فقط با یه شرط و یه تاپ مشکی با کرست تنش بود.دستمو از زیر دامنش بردم بالا عجب رونایی داشت لامسب سفید و نرم,جوری که آدم از لیسیدنشون سیر نمیشد وقتی دستمو گذاشتم روی شرتش یه تکونی خورد و یه ناله ی شهوتی کرد,یه کمی کسشو مالیدم که فهمیدم این جوری زیاد حال نمیکنه بلندش کردم تا پشو در آوردم بعدش سوتینشو باز کردم.تا چشمام به سینه هاش افتاد دوباره آمپر شهوتم پرید!زود دامنشو کشیدم پایین و شرتشو هم در آوردم این بار اول از سینه هاش شروع کردم زبونمو به نوک سینه هاش می مالوندم و با انگشت وسطی دست راستم هم با چوچول کوسش بازی میکردم.آه و ناله های مریم بیشتر شد منم تا تونستم هر دو تا ممه هاشو خوردم دو سه باری نصف سینه هاشو توی دهنم جا میدادم و با زبونم لیس میزدم این کارو خیلی دوست داشت دورو بر شکمش و بالای کوسشو هم قشنگ لیسیدم و رفتم پایین از ساق پاهاش شروع کردم لیس زدم رسیدم به رونهاش.خیلی نرم بودن منم یواش نوک زبونمو روشون می کشیدم و گاهی هم دهنمو می چسبوندم بهشون و می مکیدم بعدش باهاشو کامل باز کردم و زبونمو گذاشتم روی کوسش,یه کمی دوروبرشو لیس زدم بعد با دوتا انگشت کوسشو از هم باز کردم و زبونمو گذاشتم توش بعدش شروع کردم به خوردن و میک زدن مریم هم آروم آه و ناله میکرد منم چون قرص تأخیری خورده بودم(بعد از شام رفتم به بهونه ی دسشویی خوردم)نگران زود انزالیم نبودم انقدر کوسشو خوردم که از شدت گرما داشتیم می سوختیم,گرمای تابستون هم از یه طرف!بالأخره آبش اومد. این دفعه خواستم امتحان کنم یه کمیشو لیس زدم راستشو بخواین فقط گرم بود و طعم خاصی نداشت مریم که آبش اومد دوباره از هم لب گرفتیم و مریم شروع کرد, مثل شب قبل ولی این بار با اشتیاق بیشتر ساک میزد اول زبونشو به کیرم و بیضه هام می مالید و لیس میزد بعدش آروم سر کیرمو میک میزد و گهگاهی هم همه رو توی دهنش جا میداد و با فشار هر چه بیشتر می مکید با هر بار میک زدن کیرم بیشتر قد میکشید و بزرگتر میشد بعد چند دقیقه ای از ساک زدن سیر شد و گفت حالا مثل یه گاو نر منو بکن منم که با دیدن فیلمای سکسی یه کمی تجربه کسب کرده بودم یه کمی وازیلین به کیرم مالیدمو گذاشتم سوراخ کوسش اول یه کمی مالیدم بین پاهاش و وسط لوپای کوسش,داشتم می مالوندم که مریم با دستش کیرمو گرفت و میزون کردو فرستاد داخل, وقتی سرش رفت یه ناله ی بلندی کرد منم آروم فشار دادم داخل و بعد چند ثانیه تا ته فرو کردم مریم با ناله گفت قربون کیرت برم انگار از دیشب تا حالا قد کشیده و هم کلفت تر شده ,با این حرفاش و آه ناله هاش بیشتر شهوتی میشدم.دو سه باری آروم در آوردم و تا دسته فرو میکردم بعد شروع کردم تلمبه زدن ,وقتی تلمه میزدم سینه های مریم که به پشت دراز کشیده بود تکون میخورد و بالا و پایین میکرد این بار حرکات مریم و بدنشو خوب میدیدم چون هیچ کدوم از لامپ هارو خاموش نکرده بودیم بعد یه خورده تلمبه زدن بلند شدم و صندلی پشت میز کامپیوتر پسر عمومو آوردم مریمو گذاشتم روش و یه بالش هم زیر کونش گذاشتم که کوسش قشنگ حالت برجستگی پیدا کنه این بار کاملأ و بدون کوچکترین فاصله ای بیضه هام می چسبید به سوراخ کونش و در عین تلمبه زدن شالاپ شلوپ میکرد این جوری میتونستیم راحت از هم لب بگیریم و منم سینه هاشو بخورم که خداییش اصلأ سیر نمی شدم از خوردنشون ,یه کمی هم اون جوری کردمش بعد بردمش روی دسته ی کاناپه روی شکم خمش کردم به طرف جلو که کوس و کونش از عقب در اومده بود دوباره گذاشتم توی کوسش , این جوری هم خیلی حال میداد منم خودمو روش خم کردم و شروع کردم دوباره تلمبه زدن,مریم هم فقط آه و ناله میکرد و چیزی نمی گفت.باز لرزش لوپای کونش فکرمو مشغول کرد که دوباره خواستم برم سراغ کونش,آخه انصافأ کی از یه کون تپل و سفید و نرم می گذره?!خلاصه دوباره یه کمی وازیلین به کیرم و دورو بر کون مریم مالیدم,میخواستم کیرمو بذارم توش که مریم گفت تو آخر از خیر کون ما نمی گذری منم بهش گفتم بابا بهم حق بده هر کی جای من بود حاضر بود از خیرش بگذره?مریمم خندید و گفت باشه کونمو هم بکن ولی یواش منم خیلی خوشحال شدم که رضایت داد,اولش یه کمی با انگشت بهش ور رفتم و انگشتمو فرو کردم تو مریم یه ناله ی دردناک کرد ,کونش داغ داغ بود مثل بخاری,و در کل یه جای گرم و نرم و خیس بود ! یه کمی عقب جلو کردم مریم دیگه درد نداشت این دفعه دو انگشتی فرو کردم دوباره ناله کرد ولی بعد از مدتی دوباره دردش کم شد و مریم شروع کرد به آه و ناله هاش! منم که دیدم این جوریه گفتم به کیرمم عادت میکنه!گذاشتم سوراخ کونش و یواش سرشو فرو کردم مریم یه تکونی به بدنش داد و گفت که وای مردم خیلی سوزش داره داری کونمو پاره میکنی و از این حرفا.منم هی قربون صدقه اش می رفتم که الان خوب میشی و تموم میشه و از این حرفا !اونم داشت میگفت بسه درش بیار بذار توی کوسم و..ولی کو گوش شنوا!یه کمی عقب جلو کردم حدود نصفشو بردم داخل بعد بیرون آوردم روغن زدم و به کونش ور رفتم و دوباره گذاشتم توش .خیلی گرم و نرم بود یه لحظه با خودم فکر کردم که نزدیک بود چی رو از دست بدم ! این بار بیشتر فرو کردم با هر بار عقب جلو کردن بیشتر جا باز می کرد و میرفت داخل,مریم داشت درد میکشید و من داشتم حال میکردم بعد یه مدتی دردش کم شد و مریمم دوباره با شهوت آه و ناله میکرد و قربون صدقه ی کیرم میرفت! منم دیگه با خیال راحت تلمبه میزدم و از برخورد باسنش به شکمم حال میکردم بعد یه مدتی احساس کردم داره آبم میاد به مریم گفتم اونم گفت بریز داخل کونم منم با فشار هر چه بیشتر تلمبه زدم و همه ی آبمو ریختم داخل کونش بعد همین جوری روی مریم افتادم احساس کردم کمرم خرد شده آخه سکسمون خیلی طول کشید هر جوری بود از روی مریم بلند شدم که مریم گفت امشب بیشتر حال کرده منم گفتم حالا کجاشو دیدی!اون شب کنار همدیگه با بدن لخت خوابیدیم من که خیلی خسته شده بودم زود خوابم برد ,صبح که بیدار شدم دیدم مریم حموم کرده و داره بساط صبحونه رو آماده میکنه.ببخشید که طولانی شد خواستم بهتر و بیشتر جزئیاتشو بگم تا خواننده گان عزیز بیشتر حال کنن.اگه دوست داشتید بگید تا بقیشو هم بنویسم که فکر کنم براتون جالب باشه,از همه ممنونم و منو به خاطر هر گونه کم و کاستی به بزرگیه خودتون ببخشید.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%85%d8%ab%d9%84-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%86%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7-%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176573</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ملف حشری کیر رو حسابی ساک میزنه تو آشپز خونه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 20 Aug 2019 05:10:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرایشم]]></category>
		<category><![CDATA[آرایشی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیارش]]></category>
		<category><![CDATA[ازطرفی]]></category>
		<category><![CDATA[استخوان]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انباری]]></category>
		<category><![CDATA[انتظارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[باشهبا]]></category>
		<category><![CDATA[باشهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگمو]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوداون]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدنم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پسرونه]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تمایلی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمونو]]></category>
		<category><![CDATA[جووووون]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهاش]]></category>
		<category><![CDATA[خابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودکار]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحاله]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنی]]></category>
		<category><![CDATA[دخترونه]]></category>
		<category><![CDATA[دسشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دلشوره]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[روانیم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زیرزمین]]></category>
		<category><![CDATA[سربازی]]></category>
		<category><![CDATA[سربازیش]]></category>
		<category><![CDATA[سروصدا]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[فروشنده]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلکم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمیعنی]]></category>
		<category><![CDATA[کردنیه]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کلاهکش]]></category>
		<category><![CDATA[کلفتشو]]></category>
		<category><![CDATA[کمربندشو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذروند]]></category>
		<category><![CDATA[لباسایه]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[ماموریت]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورم]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[مشروبه]]></category>
		<category><![CDATA[مصنوعی]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[مقایسه]]></category>
		<category><![CDATA[میبینه]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میخاست]]></category>
		<category><![CDATA[میخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشداین]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردند]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمونه]]></category>
		<category><![CDATA[میمونیم]]></category>
		<category><![CDATA[میوفته]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[با دیدن لباس خواب شورت فیلم سکسی توری قرمز یا سندل پاشنه بلند دلم میریختخیلی دوست داشتم تنم کنم برم جلو آینه و خودمو ببینمکلی لوازم آرایش سکسی وجوراب توری زنانه داشتم چند تا هم شاه کس سندل پاشنه 10 سانتاین وسایل رو با بد بختی تهیه کرده بودم چون خرید این کونی جور چیزها [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>با دیدن لباس خواب شورت فیلم سکسی توری قرمز یا سندل پاشنه بلند</h2>
<p>دلم میریختخیلی دوست داشتم تنم کنم برم جلو آینه و خودمو ببینمکلی لوازم آرایش سکسی وجوراب توری زنانه داشتم چند تا</p>
<h3>هم شاه کس سندل پاشنه 10 سانتاین وسایل رو با بد بختی</h3>
<p>تهیه کرده بودم چون خرید این کونی جور چیزها برای یه پسر تو سن 17 سالگی یکم غیر عادی به نظر</p>
<h4>میرسید جنده معمولا به فروشننده میگفتم واسه کسی کادو میگیرم هرچند</h4>
<p>این حرف هم زیاد قابل قبول پستون نبود و فروشنده باز جوری بهم نگاه میکردهیچ کس از دنیایه عجیب من خبر</p>
<h5>نداشت و کوس من همیشه وحشت داشتم که کسی بفهمه و</h5>
<p>آبروم برهپدر و مادر من وقتی 8 سالم بود از هم جدا شده بودند من تنها فرزندشون بودم پدرم بازرس شرکت برق سکس داستان بود که در</p>
<h6>ماه دو هفته ای ماموریت شهرستان میرفت و ایران سکس خونه نبودوقت</h6>
<p>زیادی برای تنها بودن داشتم نا راضی هم نبودم گاهی به دیدن مادرم میرفتم که با مادر بزرگم زندگی میکرد ولی بیشتر خونه خودمون بودم اونجا بیشتر خوش میگذشتآرایش کردن تو خونه بهترین تفریح من بود همه جور آرایشی بلد بودم در حد یه زن کاملا&#8221; حرفه ای !البته اینم بگم واقعا&#8221; اندام و پوست خیلی سفید بدون مو ضریفی داشتم باسنم مثل باسن بقیه دوستام نبود کمرم باریک باسن برجسته و گوشتیم همه جا تو چشم میزد پاهام ضریف و قشنگ بود هیچ زمختی پسرونه ای نداشت یادم میاد چند تا از دوستام می گفتند اندامت مثل دخترا میمونه به روم نمی آوردم ولی تو دلم یه جوری میشدم یعنی خوشم می اومدمعمولا&#8221; وقتی استخر میرفتم بعضی ها جوری نگاه می کردن که معلومه تو نخم هستن هم خجالت میکشیم هم هشری میشدم زیر چشمی به الت هاشون نگاه میکردم که چه جوری از زیر مایو معلومه که تا به اون زمان سکس واقعی نداشتماوایل که سنم کمتر بود مداد یا خودکار تو خودم میکردم بعدش خیلی چیزا یاد گرفتمیاد گرفتم چطوری خودم رو با شیلنگ آب گرم تمیز و خالی کنم که از کس هم تمیز تر باشهبعد آرایش کردن با خودم ور میرفتم لاک میزدم سندل پاشنه بلند میپوشیدم و جلو آینه قمیش میومدمبعد اون با خیار حال میکردم خیلی لذت بخش بود معمولا&#8221; از چند تا تو سایز های مختلف استفاده میکردم اونجوری احساس میکردم با چن نفر دارم حال میکنم هر چند دقیقه عوض میکردمشخوب فهمیده بودم که هرمون های زنونه بدنم خیلی بیشتر از مردونه غالبم شده دیوانه وار نیاز شدید به سکس با یه پسر یا مرد رو داشتم که دهنش چفت و بست داشته باشه نمیتونستم به هیچ کس اعتماد کنم وحشت آبرو ریزیش همیشه جلومو میگرفت باعث شده بود این قضیه فقط داخل خونه وتو تنهای باشهبا یکی از هم کلاسی هام صمیمی شده بودم میدونستم که روم نظر داره ولی به اون هم نمی شد اعتماد کرد ودر ضمن هم سن من بود زیاد تمایلی بهش نداشتممن یه خاله داشتم که در شهرستان بناب زندگی میکردند ودرهر ماه چند روزی رو خونه مادر بزرگم می آمدند من یه پسر خاله داشتم به نام &#8220;هادی&#8221; که مشغول خدمت سربازی بود که روز های آخرش رو می گذروند و من مدت زیادی بود ندیده بودمشاز مادر بزرگم شنیدم که خالم اینا فردا قراره که بیان شنیندم که این بار هادی هم مرخصی گرفته اون هم میادهادی از من هشت سال بزرگتر بود ولی از لحاظ هیکل و قد و قواره استخوان بندی خیلی درشت تر از سننش دیده میشد پسر شلوغی بودفردای اون روز من به خونه مادر بزرگم رفتم همه شون اومده بودند گفتیم و خندیدم خوش گذشتبا هادی بیشتر از قبل سمیمی شده بودم چند بار بیرون رفتیم کلی از خاطرات سربازیش برام تعریف کرده و خندیدیمتو فصل تابستون بودیم هوا گرم بود به سرمون زد بریم استخر و آب تنی کنیم که تازه از اونجا ماجرا شروع شد !!!تو رخت کن احساس کردم از دیدن بدن من یه جوری شده راستش من هم با دیدن بدن درشت و پر موی هادی داشتم دیونه میشدم خیلی خیلی مردونه و زمخت بود یه کم شکم داشت جلو موهاش یه کمی زود ریخته بود که ارثی بود و باعث شده بود مثل یه مرد نزدیک به چهل سال دیده بشه از همون لحضه به بعد شرو کرد به بیشتر صمیمی شدن و گفتن جوک سکسی از این حرف ها متوجه شده بودم با دیدن بدنم برام تیز کرده! به رو خودم نیاوردم ولی بد جور هیجان داشتم ولی باز میترسیدمتو آب که بودیم من جای عمیق نمی رفتم چون شنا بلد نبودم و هادی با این بهانه که بیا خودم شنا یادت میدم به بدنم دست میزد حتی چندین بار وقتی خیلی نزدیکم بود بدنم به الت سیخ شدش خورد که معلوم بود بزرگ و کلفته قلبم داشت از جا کنده میشداین جمله رو هادی هم گفت که بدنت خیلی دخترونه ست ! البته چیز جدیدی نبود زیاد شنیده بودم خودم خوب میدونستم که چه تیکه ای هستم تو دلم میگفتم&#8221;&#8221; بد بخت منو با آرایش و لباس سکسی ببینی دیونه میشی !از اونجا که بر گشتیم شب شده بود تو حیاط یه گوشه خلوت کرده بودیم صحبت میکردیم و میخندیدیم که بحث های جدیدی شروع شد از من پرسید که دوست دختر دارم یا نه سکس داشتم یا نه خلاصه از این حرف ها که خوب میدونستم چه نقشه ای داره از نوع رفتار من یه چیز های فهمیده بوددیر وقت بود وقت خواب شده بود ولی نه من خوابم می اومد نه هادی مار بزرگم جامون رو تو حیاط انداخت دراز کشیده بودیم و صحبت می کردیم دل تو دلم نبود هادی حرف های تحریک آمیزی می زد داشت رسما&#8221; سر حرف رو باز میکردمنم داشتم به این فکر میکردم که هادی پسر خاله منه به خاطر خودشم که شده دهنش جایی باز نمیشه اگه چیزی بگه آبرو خودشم میرهتو حرف های که میزد متوجه شده بودم که عاشق سکس از پشته و با چند نفر زن و پسر هم سکس داشته و بیشتر طالب کردن کونه تا کوس همین جور که داشت حرف میزد و من شدیدن تحریک شده بودم هادی فهمیده بود دستشو گذاشت روی رونم و یکم به من نزدیک شد! یه کم جا خوردم کشیدم کنار ولی مثل اینکه زده بود به سیم آخر گفت نترس کاریت ندارم دستم رو گرفت از رو شلوار روی کیرش گذاشت نمی دونستم چیکار کنم دلشوره داشتم کسی بیاد ببینه ازطرفی هشری شده بودماولین باری بود که به یه کیر واقعی به غیره مال خودم دست میزدم معلوم بود هم بزگ و کلفته مال من پیش کیر هادی دودول هم نبود !!! اون شب هادی منو کلی دست کاری کرد شرو به بوسیدنم کرد قلبم داشت تند میزد نمی دونستم چی میشه چطور میشه از شدت نیاز منم زدم به سیم آخر خودم رو شل کردم تو بغلش باورش نمیشد که من رام شدم گفت یه لحظه صبر کن من دستم رو از کیرش کشیدم زیر لحاف نازکی که روش کشیده بود شلوارش رو در آورد دوباره دستم رو گرفت این بارکیر لختش رو داد دستم &#8230; وای خدا داشتم دیونه می شدم کلفت و داغ بود داشتم آروم تکونش میدادم و به شکم و بدن پر موی هادی دست میزدم و لمس میکردم تو چشاش نمی تونستم نگاه کنم ازم پرسید که تا به حال به کسی دادم با خجالت جواب دادم نه یکم مکث کرد گفت میخوای تجربه کنی؟ زبونم بند اومده بود روم نمیشد چیزی بگم گفتم اینجا نمیشه یکی میاد میبینه بیچاره میشیم پا شد نشست گفت بریم زیرزمین (که یه حالت انباری داشت ) تو دلم گفتم هرچه بادا باد قبول کردم ساعت حوالی 3 شب بود باورم نمی شد قراره یه سکس واقعی بکنم به کیرش فکر میکردم در مقایسه با اون خیار های که تو خودم میکردم کلفت تر بود ترس شهوت وجودم رو تسخیر کرده بود به هادی گفتم یه شرط داره اگه قبول کنی نه تو پشیمون میشی نه من گفت بگو گفتم هیچ وقت به کسی نگو! قسم خورد که مثل یه راز بین خودمون میمونهگفتم تو برو من یه کم بعد میام پرسید چرا گفتم میرم دسشویی باوش نمی شد که من قبول کردمیعنی خودم هم باورم نمی شد فکر میکردم خوابمهادی خیلی آروم و بی سروصدا رفت زیر زمین من هم رفتم خودمو با آب خالی وتمیز کنم قلبم داشت از جا کنده میشد این بار با خیار طرف نبودم یه پسر درشت هیکل با یه کیر کلفت انتظارم رو میکشیدیکم خودمو انگشت کردم سوراخم کمی باز شهوحشت اینکه کسی بفهمه ناراحتم میکرد ولی &#8220;هوس&#8221; داشت منو میبرد پیش هادی!!! مسخ شده بودم آروم خودمو به پله ها رسوندم رفتم پایین تا چشمم به چشم هادی افتاد خجالت کشیدم از چهرم خونده بود که فقط خودش تو کف نیست رفتم جلو بغلم کرد برای اولین با ازم لب گرفت گرفت بد جور ی میک میزد انگار میخاست قورتم بده !!!زبونشو میکرد تو دهنم هم قلقلکم می یومد هم داشتم بیشتر دیونه میشدم بعدش از پشت بغلم کرد چون شلوارش راحتی بود و جنس نرمی داشت سفتی و کلفتی شو احساس میکردم شلوارو شورتم رو کشید پایین کیرشو گذاشت لای چاک کونم یه دستش رو شکمم بود اون یکی رو گردنم داشت گوشمو می خورد دیگه به نفس نفس افتاده بودم زبری ته ریشش داشت به گردن و شونه هام میخورد وای خدا &#8220;&#8221; باورم نمیشد باسنم تو بغلش بود کاملا&#8221; تو اختیارش بودمگفت که رو زمین قمبل کنم من هم سریع کاری رو که گفت کردم اول با انگشت شرو کرد یکم تکون داد بعدش دو تا انگشتشو کرد دیکه تحمل نداشتم شل شده بودم صدایه تف کردنش رو شنیدم مالید به سوراخم یه لحضه یه شوک بهم دست داد &#8220;&#8221; سر کیرهادی رو سوراخ کونم بود و داشت آروم اروم فشار میداد داشتم به آرزوم میرسیدم یکم درد داشت ولی دردش دوست داشتنی بود لازم نبود مثل خیار خودم بکنمش تو داشت خودش میرفت هادی پشت سر هم سوال میکرد دردت میاد؟ میگفتم یکم ولی قابل تحمله تا چند لحظه بیشتر طول نکشید که احساس کردم همش تومه صدای هادی رو شنیدم که از ته دل ولی آروم گفت آخخخخخخخخخ و شروع کرد به تکون دادن رفت و برگشت کیرشو داشتم احساس میکردم واقعا&#8221; قابل قیاس با خیار نبود&#8221;! تلمبه زدنش تند ترشد یکم دردم بیشتر شده بود از شدت لذت میخاستم جیغ بزنم شنیدم که هادی گفت داره آبم میاد داخلم داغ شد نبض ریختنش رو کاملا احساس کردم ولی من هنوز سیر نشده بودم گفتم درش نیار..چند ثانیه مکث کرد وگفت ساکت باش صدای اومد!!! خیلی ترسیدم!! شوهر خالم بود که میرفت دسشویی خوشبختانه متوجه نبود ما نشد ! با عجله خودمون رو جم کردیم رفتیم سر جامون باورش نمیشد که اولین کسی یه که منو کرده&#8221;&#8221;&#8221; گفتش که خیلی راحت رفت تو تو دفعه اولت نبود مجبور شدم بهش بگم که با خیار زیاد حال کردم چون نیاز دارم واسه همینه که کیر به او کلفتی زیاد اذیتم نکرد البته یه کم شکم درد داشتم یه چند دقیقه بعد گفت دوباره بریم گفتم نه میترسم دوباره کسی بیاد این دفعه کوفتمون بشه گفتم بخوابیم یه لحظه یادم افتاد عصر که خونمون رفته بودم وسایل استخر رو بردارم بابام گفت که صبح قراره بره معموریتمیدونستم که اگه بره حداقل دو سه روز نیست فکرای خوبی داشتم به هادی گفتم فردا بابا میره چند روز نیست میریم خونه ما شبم اونجا میمونیم لبخند زد و گفت خیلی خوبه از چهرش معلوم بود که خیلی خوشحاله .به زور سعی کردیم بخوابیم ولی نمیشد فکر فردا داشت جفتمونو دیونه میکرد هر جور که بود اون شب رو صبح کردیمفردا شد و من رفتم خونه یه دوش گرفتم نشستم با حوصله آرایش غلیظ کردم ناخون مصنوعی گذاشتم لاک قرمز به دستام و پاهام زدم موهام کمی بلند بود با ریمل مویه طلای موهام رو رگه رگه طلای کردم لباس خواب قرمزی که داشتم رو پوشیدم یکی از سندل های پاشنه بلندم رو پام کردم وقتش شده بود که خودمو تمیزو خالی کنم با حوصله این کارم کردم دوباره هیجان سراسر وجودم رو گرفته بود رفتم دوباره جلو آینه خودم رو برنداز کردم خیلی کردنی شده بودمنزدیک ظهر بود تلفون رو برداشتم شماره خونه مادر بزرگمو گرفتم مامانم جواب داد گفتم خونهتنهام به هادی بگو بیاد اینجا گوشی رو به هادی داد گفتم وقتشه پاشو بیا گوشی رو گذاشتم تو این فاصله خودمو با خیار حسابی گشاد کردم باز کردم دل تو دلم نبود زنگ خونه به صدا در اومد اف اف رو برداشتم هادی بود در و باز کردم تو حال خونه منتظر موندم بیاد هادی در حال رو که باز کرد از دیدن من شوکه شد چشاش گرد شده بود باور نمیکرد که منم چند ثانیه کپ کرده بود رفتم جلو همونجا کمربندشو باز کردم دیگه خجالت نمیکشیدم کیرش سفت شده بود جلوش زانو زدم شروع کردم به ساک زدن هنوز باورش نمیشد داره چه اتفاقی میوفته مثل یکی از فیلم های پورنی که دیده بودم کیر کلفتشو گرفتم کشیدمش دنبالم بردمش تو اتاق خودم&#8221; گفتم تمیز تمیزم خیار هنوز تو کونم بود درش آوردم گفتم هر کاری میخوای باهم بکن شروع کرد به لیسیدن رون و باسن گوشتیم باز به نفس نفس افتاده بودم این بار باسنم رو مثل روانی ها داشت لیس میزد و گاز میگرفت صدام در اومده بود با زبونش رفت سراغ سوراخ کونم وقتی داشت سوراخمو می لیسید من دیگه داشتم جیغ میزدم کنترل خودمم رو از دست داده بودم تمام لباس هاش رو در آورد بدن مردونه و پوشیده از موی زبرو سیاهش داشت روانیم میکرد بر عکس من سفید یه زره توپل حتی رو صورتم کورک هم نبود چه برسه به مو با اون آرایشی که من کرده بودم هادی فیوزهای مغزش پریده بودگفتم میخام زیاد بکنی می خوام جرم بدی به پیشنهاد من قبول کرد یه بار آبش رو با ساک زدن بیارم بعدش بکنه نشت روی تخت خوابم کیرش تو دستم بود باعشوه شروع به ساک زدن کردم زیاد طول نکشید که گفت داره آبم میاد ول کردم کیرشو میخواستم دوباره آبشو داخلم حس کنم یه کم سوراخمو چرب کردمکیرش با آب دهم خیس و لذج شده بود آروم نشستم روش زیاد درد نکرد چون خودمو قبلش با خیار باز کرده بودم توم کمتر از چند بار که خودمو روی کیرش تکون دادم آبش اومد برای باره دوم ریختنش توم و از داخل گرم شدم پا شدم باز یه کم دلم درد میکرد کیرش واقعا کلفت بود ولی دوست داشتم رفتم یکم به آرایشم رسیدم &#8221; تو دلم میگفتم کاش همیشه اینجا بود کاش هر وقت نیاز داشتم حسابم رو میرسید از یخچال شیشه مشروبه بابام رو برداشتم یه پیک اساسی ریختم و برای هادی میدونستم حال میکنه پیک دادم بهش نشستم دوباره با کیرش ور رفتم خیلی زود از حالت نیم خیز در اومد و سیخ شد شرو کردم به ساک زدن هادی هم داشت نم نم مشروب رو میخورد پاشدم اینبار خودم قومبل کردم داشتم سوراخم رو میمالیدم از جاش بلند شد یه ظرف کرم آورده بودم که استفاده کنه یه کم به سر کیرش زد کیرشو گذاشت رو سوراخم با یه فشار رفت تو شرو کرد به تلمبه زدن صدا آه و نالم از شدت لذت بلند شد خیالم راحت بود که هیچ کس صدام رو نمی شنوه هر جوری و با هر صدایی میخواستم آه ناله میکردم و عشوه میومدم هادی بد جور به جونم افتاده بود باسیلی میزد رو باسنم خوشم میومدعالی تلمبه میزد ریتم خوبی داشت تو آینه ( تمام قد) که رو دیوار اتاقم بود میدیدمش صورتش عرق کرده بوددرست همون کسی بود که من می خواستم خیلی زمخت و مردونه جلوش قمبل کرده بودم و تو اختیارش بودم تلبه زدنش رو تند تر کرد انگار از صدای ناله من خیلی لذت می بردگفت که به پهلو بخوابم میخواد که تو اون پوزیشن بکندم به پهلو خابیدم کیرشو کرد داخل شرو کرد به تکون دادن خم شد روم در حالی که کیرشو تکون میداد لب هام رو میخورد از شدت لذت و کلفتی کیرش که یه کم برام بزرگ بودکلافه شده بودم نمی شد تحمل کنم التماس می کردم یه لحظه درش بیاره بهم استراحت بده ولی انگار نه انگار که دارم جر میخورم سعی میکردم از زیرش فرار کنم ولی نمی تونستم هیکلش سه برابر من بود یه لحظه تلمبه زدنش متوقف شد گفت که برو رو تخت قمبل کن گفتم هادی جان یه لحظه استراحت بده هنوز حرفم تموم نشده بود که پرتم کرد روی تخت مجبورم کرد که قمبل کنم کیرشو تا ته کرد تو با دستاش کمرو رو گرفته بود و تلمبه میزد و با هوس میگفت :اوففففف عجب کونی داری &#8221; خیلی کردنیه &#8221; جووووون &#8221; با حرفهاش تحریکم میکرد و از لذت با صدای بلند آه و ناله میکردم تا این که گفت آبم داره میاد کم مونده این بار وقتی میاد بگیر دهنتریتم تلمبه زدنش تند شده بود جیغ میزدم فشار دستاش که دوره کمرم حلقه کرده بود احساس میکردم کیرشو با سرعت زیادی توی کونم تکون میداد که شنیدم گفت اومد بر گشتم طرفش کیرشو دهن گرفتم و مکیدم کلاهکش تو دهنم بود و با دستم تکونش میدادم با دست دیگم تخم هاشو میمالیدم چنان میک میزدم که هر چی داشت ریخت تو دهنم کیرش داشت نبض میزد یه کم شور مزه بود میخواستم قورت بدم ولی نشد اگه تف نمی کردم ممکن بود بالا بیارم به هر حال یه تجربه تازه بوداون روز تا شب بیشتر از هفت هشت بار سکس کردیم داشت جونمون در میومد نه من سیر میشدم و نه هادی از اون روز چهار سال میگذره و تا به حال هر ماه اومده و با هم سکس کردیم .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175834</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی و عشقو حال با کیر سیاه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d8%b4%d9%82%d9%88-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d8%b4%d9%82%d9%88-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 19 Aug 2019 06:54:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمو]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجور]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باباته]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برسونه]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرمو]]></category>
		<category><![CDATA[بوداروم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پایینو]]></category>
		<category><![CDATA[پرتغال]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پیششون]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیمو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تندتند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدی]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرمو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دسشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دقیقه‏ای]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روسوراخ]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شاهکار]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیکه]]></category>
		<category><![CDATA[ظرفارو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قرصارو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشامو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشویی]]></category>
		<category><![CDATA[لیوانو]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرام]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانتم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردو]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میوفتاد]]></category>
		<category><![CDATA[میومده]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نصیحتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مامانم که 37سالش پدرم 44سالشوخواهرم12 فیلم سکسی وخودم درحال حاضر 18سالمه. من از بچگی شهوتم زیاد بود نمیدونم چرا دست خودم نبود یادم میاد دختر خاله هام سکسی از دستم فراری بودن چون تو یه شاه کس فرصت کوچولو میمالیدم بهشون یا وقتی تو خواب بودن مخصوصا شبا پیششون میخوابیدم تا حسابی کونی بهشون بمالم. [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مامانم که 37سالش پدرم 44سالشوخواهرم12 فیلم سکسی وخودم درحال حاضر 18سالمه. من از</h2>
<p>بچگی شهوتم زیاد بود نمیدونم چرا دست خودم نبود یادم میاد دختر خاله هام سکسی از دستم فراری بودن چون تو</p>
<h3>یه شاه کس فرصت کوچولو میمالیدم بهشون یا وقتی تو خواب بودن</h3>
<p>مخصوصا شبا پیششون میخوابیدم تا حسابی کونی بهشون بمالم. یادم حدودا 16سالم بود یه شب که خانوادگی خونه عمم رفته بودیم</p>
<h4>دختر جنده عمه ام که 11سالش بود تو حموم خونشون روی</h4>
<p>سکوی حمام شلواروشورتشو باهم کشیدم پایینو پستون گذاشتم لای کونش لا پایی حسابی کردمش ابمو ریختم لای کونش با حوله حمام</p>
<h5>تمیزش کردم کوس بعد اومدیم بیرون تازه فهمیدم چیکار کردم شانس</h5>
<p>اوردم به کسی نگفت تا صبح مثل سگ میترسیدم که نکنه به کسی بگه ولی شانس باهام یار بودو به کسی نگفت سکس داستان .از موضوع اصلی</p>
<h6>دور شدیم .یه روز تلفن خونمون زن خورد ایران سکس مامانم گوشیرو</h6>
<p>برداشت از صحبتها فهمیدم خالمه که داشت درباره من حرف میزد چون به من نگاه میکردو سرشو تکون میداد منم جفت کرده بودم شاهکارامو مرور میکردم که کی چیزی گفته. مادرم میگفت نه بابا امکان نداره مگه میشه اونجور بچه ای نیست بزار ازش سوال کنم بهت زنگ میزنم فعلا بین خودمون باشه خلاصه گوشیرو گذاشت با عصبانیت منو نگاه کردو لباسای بیرونشو تنش کردو رفت بیرون .بعد از تقریبا یه ساعت اومد خونه( البته اینو بگم که سابغه خوبی پیش مادرم ندارم ) میدونست که من جق میزنم دوبار منو برده بود پیش دکتر صامت که دکتر اعصاب بود اونم یه مشت قرص ایمی پرامین داده بود که شبا بخورم ولی نمیدونست که جق ساعت مشخصی نداره. خلاصه اومد به من چیزی نگفت فقط با من سنگین صحبت میکرد منم داشتم دیوونه میشدم که چی شده خالم چی گفته.شب شدو بابام اوم همراه خواهر کوچیکم که اون موقع 9سالش بود مادرم شام خوردیم منم که انگار زهر مار میخوردم بابام بهم گفت چته تو فکری منم گفتم هیچی حالم خوب نیست شامو خوردمو رفتم تو اتاقم بعد از تقریبا نیم ساعت مادرم اومد تو اتاقمو بهم گفت بازم شاهکار کردی خالت زنگ زده بود گفتم میدونم گفت میدونی چیکار کردی گفتم نه گفت میخوای به بابات بگم گفتم اخه چیو بگی من که نمیدونم یه نگاه بهم کردو گفت فردا بهت میگم بیچاره دکتر گفت این با قرص خوب نمیشه این تنها راه حلش چیز دیگه ایه . ولش کن فردا با کسی قرار نزار خونه بمون باهات کار دارم منم گفتم باشه خلاصه فردا شد بابام رفت سر کارو خواهرمو با خودش برد که برسونه کلاس تابستانه نقاشی وخطاطی و من منتظر بودم ببینم چی میشه مادرم صبحونرو اوردو با هم خوردیم گفت میدونی چیکار کردی گفتم نه خوب بگو از دیروز دیوونم کردی گفت اونروز که رفتیم خونه خالت تو شب بغل خالت خوابیدی دامنشو دادی بالا خودتو روش راحت کردی گفتم من . گفت حتما من بودم. اونشب تنها مرد خونه تو بودی صبح که خالت از خواب بیدار شده وقتی رفته دستشویی دیده یه قسمتی از شرتش به بدنش چسبیده به من گفت که شب تو خواب حس کرده که کاملا بهش چسبیدی ولی از بس خوابش میومده حال نداشته که برگرده ببینه کیه. من سرمو انداختم پایین گفتم خودت که مشکل منو میدونی گفت مگه اونشب قرص نخورده بودی گفتم چرا ولی اثر نکرد خوابم نبرد (در صورتیکه دروغ میگفتم قرصارو از قبل خورد کرده بودم تویه فرصت مناسب ریخته بودم تو لیوان شربت سن ایچ پرتغال خالم اونم خورده بودو خوابش سنگین شده بود) گفت دیگه موندم با تو چیکار کنم واقعا در نوع خودت بی نظیری بعد گفت تو سنی هم نیستی یه زن برات بگیرمو از دست اینکارات راحت بشم. دلم شکست بغض گلومو گرفت زدم زیر گریه بهش گفتم نمیتونم خودمو کنترل کنم اگه شنیدی با خاله این کارو کردم دست خودم نبود خاله پشتش به من بودو دامنش رفته بود بالا منم دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم گفت شانس اورد کار دیگه ای باهاش نکردی فقط موندم که بهش چی بگم شانس اوردی تا به حال به شوهرش نگفته چون من ازش خواستم خجالت نمی کشی با خواهر من این کارو کردی حتما یه شبم خودو می خوای رو من خالی کنی دیگه منم سرمو انداختم پایین (پیش خودم گفتم خبر نداری وقتی میری توالت میرم از بالا پشت بام از تو روشنایی دید میزنمت تازه من تا به حال بارها ابمو رو کون خاله ریختم نمی دونم چرا ایندفعه متوجه شده)خلاصه اینقدر نصیحتم کردو منو کلافه کرد. شب شدو موقع خواب گفت از امشب پیش خودم می خوابی تا من کنترلت کنم در ضمن قرصتم فراموش نشه منم طبق معمول نخوردم. نیمه های شب از صدا. از خواب بیدار شدموزیر چشمی دیدم مامانم روش به سمت منه ولی صدای اه اه خیلی ارومی داره میاد فهمیدم پشت مامانم خبریه بله بابام از پشت داشت ترتیب مامانمو میداد خودمو زدم به خوابوسرمو برگردوندم یه طرف دیگه گوشامو تیز کردم بابام به مادرم گفت این از فردا شب تو اتاق خودش میخوابه مامانم گفت باشه بنده خدا دیشب تو خواب ترسیده اوردمش اینجا که نترسه منم فهمیدم مامانم چیزی در رابطه بامنو خاله جق هر شبم نگفته کلی حال کردم .یواش یواش رفتم تو کار مامانم پیش خودم می گفتم فقط مامانم چاره این کاره یه روز که از خواب بیدار شدم گفتم امروز یه حالی به مامانم بدم دم ظهر بود که ناهار حاضر شدو منم رفتم دوتا لیوان شربت درست کردم 2تا قرص ایمی پرامینو خورد کردم ریختم تو شربتش دادم خورد منم شربت خودمو خوردم منتظر شدم تا ببینم چی میشه خلاصه بعد از ناهار خوابیدو گذاشتم تا خوابش سنگین بشه رفتم یه بالش گذاشتم کنارش چون روی شکمش خوابیده بود اروم دامنشو دادم بالاتا رسیدم به شورتش یه شرت مشکی تنش بود منم کیرمو دراوردمو گذاشتم روی شرتش یواش فشار دادم لای کونش بعد ترسیدم بیدار بشه شروع کردم جق زدن ریختم روی کونش خیلی بهم حال داد اینقدر صبر کردم تا ابم جذب شرتش بشه وبریزه روسوراخ کونش کلی حال کردم بعد یکی دو ساعت از خواب بیدار شدورفت اشپزخونه تا ظرفارو بشوره به من با حالت مشکووکی نگاه میکرد انگار به من شک کرده بود بعد رفت دسشویی وقتی از دسشویی اومد بیرون دیدم شورتشوگوله کرده یواشکی انداخت تو لباسشویی .منم از پشت داشتم نگاش می کردم یواش گفتم قربون اون کونت بشم که الان شرت روش نیست رفتم اشپزخونه کیرم دوباره راست شده بوداروم به بهانه اب خوردن اروم چسبوندم بهش و لیوانو پر اب کردم سر کشیدم نمیدونم چی شد که دستام بردم دور شکمش سرمو گذاشتم رو شونش اروم چسبوندم بهش اونم پیشونیمو بوسیدو گفت میدونم خیلی نیاز داری ولی من مامانتم ادم که با مامانش از این کارا نمیکنه منم بغض کردم گفتم من دارم میمیرم یکی به دادم برسه بابا چقدر قرص بخورم اونم هیچی نگفت گذاشت بهش بچسبم حسابی مالیدمش کم کم اونم داشت به هوس میوفتاد زبونمو به گردنش میگشیدمو با دستام سینشو میمالیدم کیر راست شدمو به کونش میمالیدمبا دست راستم اروم شلواروشورتمو کشیدم پایین با دستم کیرمو به کونش میمالیدم چون میدونستم شورت تنش نیست اروم دامنشو دادم بالا کیرمو گذاشتم رو کونش مامانم گفت دیگه برای امروز بسه ولی کو گوش شنوا گفتم بزار ابم بیاد بعد که اون گفت بده من مامانتم دیگه من حالیم نبود فقط تندتند داشتم لای پاش تلمبه میزدم اونم گفت من هر چی میگم تو که حالیت نمیشه بیا بریم تو حال اونجا راحتتری منم همینجور چسبیده باهاش رفتم تو حال اونجا مامانم دراز کشیدو من تازه سوراخ کونشو دیدم سریع تا پشیمون نشده رفتم پماد سوختگیرو از توجعبه دارو اوردمو زدم سر کیرمو یه ذره هم رو سوراخ کونش زدمو اروم سر گیرمو فشار دادم تو کونش (خلاصه کیر بابام دیشب حسابی گشادش کرده بود) راحت کیرم رفت توشو شروع به تلمبه زدن کردم حدودا ده دقیقهای داشتم میکردمش تو عمرم اینقدر حال نکرده بودم سوتینشو باز کرده بودمو دستم رو سینه هاش بود وتند تند تلمبه میزدم ابمو با فشار ریختم توش همونجوری خوابم برد بعد بیدار شدم روم نمشد تو صورتش نگاه کنم اونم سعی میکرد منو کمتر نگاه کنه دیگه با کسی کار نداشتم هر وقت نیاز داشتم دیگه مامانم بود فقط از کون بهم میداد می گفت جلوش برای باباته دیگه بعد ازاون جق زدن از یادم رفت .ممنون که به ماجرام گوش کردید.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d8%b4%d9%82%d9%88-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175838</post-id>	</item>
		<item>
		<title>همسایه بزار</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 11 Jul 2019 09:06:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرایشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[آرهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال]]></category>
		<category><![CDATA[اظطراب]]></category>
		<category><![CDATA[انتقام]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگردم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوداون]]></category>
		<category><![CDATA[بودنمن]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پولدار]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیش]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلات]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جایگاه]]></category>
		<category><![CDATA[جوووون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خدافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاری]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دسشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستها]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رقصیدم]]></category>
		<category><![CDATA[شدیماز]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[صحبتهای]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقمه]]></category>
		<category><![CDATA[عروسیش]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فرانسه]]></category>
		<category><![CDATA[فرودگاه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کتابخونه]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کنمفقط]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفت]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسید]]></category>
		<category><![CDATA[میبینه]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدادن]]></category>
		<category><![CDATA[میداشت]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میومدن]]></category>
		<category><![CDATA[میومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتم]]></category>
		<category><![CDATA[نبودتو]]></category>
		<category><![CDATA[نشستمو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[هرموقع]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[هواپیما]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[تیپ و خوش قیافه داره فیلم سکسی به اسم مهران که تقریبا با هم بزرگ شدیم.از بچگی خیلی از هم دیگه خوشمون میومد.ولی وقتی 17 سالم بود سکسی رسما عاشقش شدم.می دونستم اونم عاشق من.هر شاه کس روز یه بهانه ای میومد خونه ما ولی من میدونستم بخاطر من هولی صحبتهای ما کونی در حد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>تیپ و خوش قیافه داره فیلم سکسی به اسم مهران که تقریبا با</h2>
<p>هم بزرگ شدیم.از بچگی خیلی از هم دیگه خوشمون میومد.ولی وقتی 17 سالم بود سکسی رسما عاشقش شدم.می دونستم اونم عاشق</p>
<h3>من.هر شاه کس روز یه بهانه ای میومد خونه ما ولی من</h3>
<p>میدونستم بخاطر من هولی صحبتهای ما کونی در حد سلام و احوالپرسی بود.اون موقع ها وضع مالیشون خیلی معمولی بود.یه چند</p>
<h4>سالی جنده اینطوری گذشت و تو ای مدت دیگه بخاطر رابطه</h4>
<p>نزدیک خانواده ها و اینکه تو پستون هر مجلسی سعی میکرد پیش من بشینه هی سرخ و سفید میشد و 4</p>
<h5>سالی بزرگتر کوس از من بود و خیلی به هم میومدیم</h5>
<p>همه دوستها و فامیل و حتی بابا مامانامون فکر می کردند که ما ازدواج می کنیم.سال اول دانشگاه بودم که بابا تصمیم سکس داستان گرفت بخاطر مسائل</p>
<h6>کاریش یه چند سالی بریم فرانسه. منم دانشگاه ایران سکس رو ول</h6>
<p>کردم رفتم.روزی که اومده بودن بدرقه خیلی حالش گرفته بود.سعی میکرد که باهام خصوصی حرف بزنه ولی انقدر شلوغ بود که نمی شد.تو فرودگاهه اومد جلوم وایساد و گفت می دونی چی میخواستم بگم؟منم با سرم اشاره کردم آره.بعد هم خدافظی کردم و رفتیم.خیلی گریه کردم.حیف اون اشکها! بلاخره ما 4 سال اونجا بودیم و چند باری هم واسه تعطیلات اومدیم.هر بار میومدن فرودگاه استقبال و کلی مهمونی میدادن و مهران هم خیلی خیلی ذوق میکرد.ولی مثل همیشه حرفا درحد احوالپرسی بود.وضع مالی اینا هم خیلی عالی شدن بود.2سال پیش بود که ما برگشتیم ایران. من که درسم تموم شده بود زودتر اومدم. تو هواپیما فکر میکردم که حتما اون میاد دنبالم.از هیجان قلبم داشت کنده میشد.خیلی دوستش داشتم.وقتی دیدم داییم اومده تعجب کردم.2ماه بعدش باباینا اومدن و تو این مدت خبری از مهران نشد.فقط عمو چند بار تلفن کرد. یه بار در زدن بازش کردم دیدم سبناست . داشتم از خوشحالی دیوونه میشدم.متو که دید رنگش پرید.یه پاکت داد دستم و رفت.باز کردم دیدم کارت عروسیشه. اینکه تا روز عروسیش چه حالی داشتم بماند!ولی گریه نکردم.روز عروسیش رفتم آرایشگاه بهترین لباسمو پوشیدم.تو سالن دقیقا رو به روی جایگاه عروس دوماد نشستم. و تا حد مرگ رقصیدم طوری که کف پام تاول زده بود.آخرشم رفتم و خیلی عادی بهش تبریک گفتم.باهاش که حرف میزدم رگهای پیشونیش زده بود بیرون و لباش کبود شده بود. برگشتیم خوته رفتم حموم و 2ساعت زار زدم و گریه کردم.نگاه های سنگین اطرافیان واینکه کسیکه عاشقش بودم زن گرفته بود سخت بود ولی دلم از این سوخته بود که هم نامزدیشو نگفته بودن هم عروس خیلی خوشگل بود. تصمیم گرفتم انتقام بگیرم.چند ماه بعد با یکی به اسم امیر آشنا شدم.تو کتابخونه هر دو کتاب لغت فرانسه میخریدیم. 12 سال از من بزرگتر بود ولی بهش نمیخورد. خوش تیپ و خوش قیافه و خوش هیکل.پرسید میتونی ترجمه کنی؟ گفتم آره.ID منو گرفت .متنو فرستاد.گاهی هم همدیگه رو میدیدیم.ولی من فکر میکردم فقط همکاریم.یه روز یهویی ازم خواستگاری کرد.اولش شوکه شدم ولی بعد جند روز قبول کردم. روزی که اومدن با مادرش و خواهرش خونمون من تاره فهمیدم مامانش فرانسویه باباش ایرانی و خودش هم خیلی خیلی خیلی پولداره !اولش ناراحت شدم چرا دروغ گفته جون ترجمه و ایتا الکی بوده ولی اون گفت دنبال یه دختر ساده بوده واسه ازدواج و عاشقم شده و اینجور حرفا. بالاخره پولدار بودنم چیز خوبیه. در ضمن من خیلی ساده بودم حتی آرایش هم زیاد نمیکردم.به هر حال سن زیادش و این موارده بالا باعث شد بابا مخالفت کنه. ولی ما ازدواج کردیم.انتقام رو فراموش نکرده بودماینکه مهران با دیدن منو این تو 4 ماهی که نامزد بودیم و روز عروسیمون چه حای داشت بماند! مخصوصا که امیر هم خوش تیپتر بود هم با شخصیت تر هم باسواد تر هم پولدارتر. چند ماه بعد عروسی واسه آشتی کنون بین بابا و امیر قرار شد با هم بریم ترکیه. عمو اینام چون میخواستن برن قرار شد با هم بریم. مهران و زنش هم اومده بودن.من هنوزم با دیدنش دلم میلرزید.تو این مسافرت فهمیدم زنش خیلی آدم مزخرفی.بد اخلاق افاده ای ندید بدید.مثلا با هم رفته بودیم خارج شهر این کفش پاشنه ده سانتی پوشیده بود! انقدر هم آرایش می کرد که شبیه جادوگرا میشد. منو امیر رابطه مون خیلی خوب بود. فاصله سنی باعث شده خیلی لوسم کنه. مخصوصا که میدونه من بخاطر پولش باهاش ازدواج نکردم.اونجا هم هرموقع خسته میشدم منو میداشت رو گردنشو دستامو میگرفت. همینا باعث میشد مهران عصصبی بشه ولی برای من کافی نبود.تو هتل دو تا سوییت گرفته بودیم که جدا بود. هر کدوم 2 اتاق داشت. جوونا تو یه سوییت بودیم. یه روز بعد از ظهر امیر رفت بیرون منم تا تو راهرو دنبالش رفتم. رومو که برگردوندم دیدم مهران داره میره اتاق ما. فکر کرده بود منم دارم میرم. بدو رفتم تو اتاق. دیده بود برمیگردم رفته بود تو کمد.ته دلم گفتم وقتشه! خیلی عادی جلوی آینه نشستمو شروع کردم موهامو شونه کردن.داشتم فکر میکردم چیکار کنم. در کمد از این شبکه ایا بود. میدونستم داره منو میبینه. یه فکری به ذهنم رسید. صورت زن این خیلی خوشگله. شبیه گلشیفته فراهانیه ولی اندامش افتضاحه. عین چوب خشک که بهش پوست چسبیده باشه. مخصوصا پاهاش.خودمو سرگرم کردم تا امیر اومد. از در که اومد تو از گردنش آویزون شدم و بوسش کردم. انقدر اظطراب داشتم که قلبم تند تند میرد. گفت چته قلبت داره از جاش کنده میشه؟ گفتم میخوام. همین الان. کیف کرد! همونجوری سر پا بلندم کرد بغلش گرفت و شروع کرد به لب گرفتن. مهران داشت میدید. بعد منو زمین گذاشت و بولیزم رو در آورد. خودمم شلوارم رو در آوردم. میخواست بشینه رو کاناپه که گفتم نه بیا رو تخت. کاناپه رو به روی کمد بود. وی تخت جایی بود که مهران نمی تونست ببینه. همونطوری که لبلساشو در میاورد داشت قربون صدقم میرفت. اومد خوابید کنارم و شروع کرد به بوسیدن لب و گردنم. یهویی من خندم گرفت. تصور میکردم که اون الان تو کمد و من اینجا دارم سکس میکنم. میدونستم هنوزم عاشقمه. هر موقع امیر بغلم میکرد این کبود میشد رنگش. نمیتونشتم خندم رو کنترل کنم. اینم باعث میشد امیر دیوونه بشه. هی میبوسید هی میگفت عاشقمه. صورتش و کل بدنش سرخ سرخ شده بود. عادتش که تو سکس وقتی خیلی حال میکنه بلند بلند نفس میکشه انگار که نعره میزنه. منم داشتم از خنده خفه مشدم. با اینکه از سکس از پشت خوشم نمییاد ولی اون روز کاملا تسلیمش بودم. بعد سکس بلند شد رفت دسشویی. فقط از این ناراحتم که از جلوی کمد لخت رد شد. بعدش همدیگرو بغل کردیمو خوابیدیم. تلفن زنگ زد دیدم زنشه. گفت از مهران خبر داری؟ گفتم نه! امیر پرسید کی بود گفتم زن مهران. برگشت گفت اه ! من چقدر از این زنه بدم میاد. مهران چرا رفته اینو گرفته. ته دلم گفتم آخ جوووون! ولی ظاهرا گفتم آخه چرا! دختره بدی نیست. امیرم شروع کرد که این عقده ایه&#8230; اتقدر آرایش میکنه آدم خجالت میکشه باهاش بره تو خیابون&#8230; خبلی بد اخلاق. ..بیچاره مهران! کلاه سرش رفته&#8230;با اون اندامش خجات نمیکشه دامن کوتاه میپوشه و از این جور حرفا! منم کیف میکردم ولی ااکی میگفتم اونقدرام بد نیست. آخرشم گفت که پاشو بریم بیرون. من گفتم الان نمیتونم راه برم! امیرهم گفت که میزارمت رو شونه هام. میدونستم از اون به بعد هر موقع رو شونه های امیر بودم مهران دیوونه میشه.همه جلوی هتل بودیم که دیدیم مهران اومد.آشفته با لبای کبود.رگای پیشونیش و گردنش زده بود بیرون.فوری خودمو چسبوندم به امیر. یجوری بهم نگاه کرد که یه لحظه دلم سوخت. زنش و مامانش پرسیدن کجا بودی ولی جواب نداد. تو ساحل داشتیم قدم میزدیم یجوری که مهران بشنوه گفتم که امیر جان نمیتونم راه برم بعدشم گفتم ولی امشب بازم میخواما!رابطه بابام و امیر از اون به بعد خوب شده. مهران رم دیگه ندیدم. میدونم رابطه اش با زنش خوب نیست ولی حتی اگه منم باعثش شده باشم اصلا عذاب وجدان ندارم. خودمم میگم که این کارو از رو حسادت کردم.درضمن باور کنین یا نکنین حالا دیگه یه تار موی امیرو با 100 تا مهران عوض نمی کنم.فقط این وسط نمیدونم مهران که انقدر عاشقم بود چرا رفت ازدواج کرد؟؟؟</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175222</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کسم میخاره عزیزم میشه با کیررت بکنی توش</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%ae%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%b1%d8%aa-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%ae%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%b1%d8%aa-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 07 May 2019 04:44:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[استارت]]></category>
		<category><![CDATA[اصفهان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختن]]></category>
		<category><![CDATA[اونایی]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ببینین]]></category>
		<category><![CDATA[بخاطره]]></category>
		<category><![CDATA[بخواید]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بودمتو]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[تقصیری]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داستانه]]></category>
		<category><![CDATA[درمیون]]></category>
		<category><![CDATA[دسشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوطرفه]]></category>
		<category><![CDATA[سوپر مدل]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخه]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخی]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[فابریک]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوهنوردی]]></category>
		<category><![CDATA[کیرکلفت]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مراقبت]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردن]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادن]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردین]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[نکردنی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[اصلا کونی هارو درک نمیکردم.من فیلم سکسی تا سن ۱۵ سالگی اصلا چیزی تو کونم نرفته بود و پلمپ بود سوراخه کونم ولی خیلی سخت بود پلمپ سکسی نگه داشتن این کون و مراقبت ازش.من شاه کس الان ۲۵ سالمه و کونم به شکل باور نکردنی فابریک سفید و تمیز و نرم کونی و پوستش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>اصلا کونی هارو درک نمیکردم.من فیلم سکسی تا سن ۱۵ سالگی اصلا چیزی</h2>
<p>تو کونم نرفته بود و پلمپ بود سوراخه کونم ولی خیلی سخت بود پلمپ سکسی نگه داشتن این کون و مراقبت</p>
<h3>ازش.من شاه کس الان ۲۵ سالمه و کونم به شکل باور نکردنی</h3>
<p>فابریک سفید و تمیز و نرم کونی و پوستش لطیف و بدنه لکه. و اگه عکسشو بخواید ببینین همین الان پی</p>
<h4>بدین جنده به ایدیم تا واستون بگیرم تاریخه۹۸/۱/۳۰ و الان ۷ماهه</h4>
<p>که اصلا تمیزش نکردم و فابریکشو پستون میبینین که چقد تمیزه و تو سن ۱۵ سالگی تازه کونم هم سفید تر</p>
<h5>و سفت کوس تر و ژله تر از الان بود. اصلا</h5>
<p>جرئت نداشتم جاهای عمومی مثل استخر و باشگاه و &#8230; برم چون همه ناخودآگاه خیره میشدن به کونم و تقصیری نداشتن و سکس داستان میترسیدم یوقت کنترلشونو</p>
<h6>از دست بدن و جرم بدن. ولی زنگه ایران سکس ورزشه مدرسه</h6>
<p>رو مجبور بودم لباس عوض کنم و از نگاهه بقیه از خجالت آب میشدم.۵نفر از سن بالاترای مدرسه یروز به بهانه ی کوهنوردی میان دنبالم و میریم کوه و اونجا بود که ۵نفرشون زوری لختم میکنن و رو شکم میخوابوننم و سوراخه پلمپ و تنگمو فقط یه تف کوچولو انداختن و اولی کیرشو هول داد تا دسته تو سوراخم. ( اونایی که تاحالا کون دادن میفهمن اولین بار کون دادن چقد سخته چون سوراخ تنگ و سالمه) منه بیچاره اولین بارم ۵نفر کردنم اونم زوری و اونم نفری ۲دست و ۲نفرشون بدجور کیرکلفت بودن.اونروز یه فیلمه کوتاه ازم گرفتن و بخاطره همون فیلم از اون روز تا ۲ساله بعدی که تو اون مدرسه بودم هرروز یا ۱روز درمیون ۵نفرشون یجایی جمع میشون و واسه حق سکوت میکردنم گاهی وقتا مهمانم میاوردن واسه کونم و منم از کونی شدنه خودم از خودم متنفر شده بودم.تو این ۲سالی که اونا منو میکردن ثابت سوراخم گشاد مثله یه حفره بود طوری بود که بعد از یمدت دیگه هرروزی که میکردنم از روزای قبل گشاد بودم و از استارت محکم هول میدادن تو کونم و دسشویی رفتنم دیگه زور نمیخواست.بطور اتفاقی ۱بار منو تو ۳.۴ روز نکردن و بعد ازون که خواستن بکنن خواستن مثل همیشه تا خوابیدم هول بدن کیرو تا ته تو کونم ولی من ۳ .۴ روز نداده بودم و سوراخم یکم جمع شده بود و با فشاره اولی سوراخم پاره شد و اشکم درومد و ولی ولم نکردن و باز ۳نفره بعدی هم کردنم و بعد رفتم خونه.این ۲سال که گذشت و ازون مدرسه که خوزستات بود رفتم و دیگه ندادم تا ۱ساله بعدش که یهو دیدم هوسه کیر میکنم و دوس دارم عکسای کیرمو مجازی بزارم و کون بدم و ساک بزنم و کونی شدم الان که ساکن اصفهانم تو این چند سال ۳بار دوطرفه سکس کردم سوراخی و ساک . ۱بارم به دونفر تو ماشین تو جاده دادم و ۱بارم به یه کیرکلفت به تنهایی کون دادم و ۲بارم فقط ساک زدم و الانم ۱ساله که کون ندادم و دوطرفه حضوری از اصفهان پایم.اون ۵نفر درسته کارشون نامردی بود ولی بهشون حق میدم چوناگه خودمم کونی مثل کونه خودمو لخت جلوم ببینم نمیتونم ازش بگذزم و نکنمشفقط دوس دارم شما بکنا و کونیا هم قضاوت کنین بهم بگین اونا حق داشتن که کردنم و شماهم بودین میکردین یا کونم اونقدرا حشری کننده نیست و اونا حق نداشتن؟ عکسه دیگه ی کونمو به آیدیم پی بدین تا واستون عکسشو بزارم تا سن ۱۵سالگی به سختی از کونم مراقبت کردم چون خیلی چشم دنبالش بود ولی از اون سن به بعد دیگه نتونستم. پارش کردن واسم واقعا سخته مراقبت از چنین کونی .		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%ae%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%b1%d8%aa-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173756</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس خوشگل و خوش هیکل رو باید هرجا دیدی بکنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d9%87%db%8c%da%a9%d9%84-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d9%87%d8%b1%d8%ac%d8%a7-%d8%af%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d9%87%db%8c%da%a9%d9%84-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d9%87%d8%b1%d8%ac%d8%a7-%d8%af%db%8c%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 07 May 2019 04:44:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آسانسور]]></category>
		<category><![CDATA[احتمال]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[استایل]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[العملی]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوریه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بخاطره]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیحالی]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونش]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیده]]></category>
		<category><![CDATA[تحویلش]]></category>
		<category><![CDATA[تحویلم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جوابمو]]></category>
		<category><![CDATA[چپوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرفاشو]]></category>
		<category><![CDATA[خداخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خدافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونه]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانشو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترونه]]></category>
		<category><![CDATA[دسشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتاشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوربین]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زنداییم]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[سامورایی]]></category>
		<category><![CDATA[سرعتشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوالات]]></category>
		<category><![CDATA[سوپرایز]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[صدامون]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[فشارشون]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتین]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیشو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخنده]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[متنفرم]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفت]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادی]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکه]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هیکلیم! فقط مث سگ زبون فیلم سکسی بازو کصکشمD:این خاطره مربوط به سه روز پیشه و اینقدر این داستان واسم جالب بود که نتونستم جلوی خودمو بگیرم سکسی و با شما به اشتراک نزارمش:)دقیقا &#8220;۱۱&#8221; شاه کس روز پیش ما دعوت شدیم به خونه داییم و ازونجایی که من از داییم و کونی اون پسره [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>هیکلیم! فقط مث سگ زبون فیلم سکسی بازو کصکشمD:این خاطره مربوط به سه</h2>
<p>روز پیشه و اینقدر این داستان واسم جالب بود که نتونستم جلوی خودمو بگیرم سکسی و با شما به اشتراک نزارمش:)دقیقا</p>
<h3>&#8220;۱۱&#8221; شاه کس روز پیش ما دعوت شدیم به خونه داییم و</h3>
<p>ازونجایی که من از داییم و کونی اون پسره اوبیش و زنه مشترکش با کل ۲۱ منطقه تهران متنفرم در همون</p>
<h4>لحظه جنده اول مخالفت کردم و سریعا به دوست دخترم یه</h4>
<p>پی ام با مضمون: &#8220;امشب مامان پستون اینا نیستن سر راه یه پَک وید گُل بگیر بیا لش کنیم&#8221;ولی مامانم گفت</p>
<h5>تو بیجا کوس میکنی زشته دعوت کردن و باید بیای وگرنه</h5>
<p>شب تو کوچه میخوابی و منم اون پی ام رو ادیت کردم به مضمون:&#8221;من میرم خونه داییم اینا آفلاینم فعلا خدافظ&#8221;:(((نا امید سکس داستان لش کرده بودم</p>
<h6>رو تختم و داشتم خودمو واسه رو به ایران سکس رو شدن</h6>
<p>با اون کصخلا آماده میکردم که مامانم گفت پاشو آماده شو!لباسامو پوشیدم یکم به خودم عطر زدم موهامو شونه کردم و رفتم پارکینگ منتظر مامانم اینا و ازونجایی که مامانم ۱ ساعت آماده شدنش طول میکشه یه نصف رول که از قبل قایمش کرده بودمو روشن کردم کشیدم و نفازولینو چکوندم و منتظر بودم که بیان پایین اومدن حرکت کردیم و چون خونمون بهشون یکم نزدیکه پنج دقیقه ای رسیدیم!آیفونو زدیم درو باز کردن رفتیم بالا سلام علیکو این کصشرا نشستیم و پکیج سوالات تخمی تخیلی داییم که شامله &#8220;خب دانشگاه چطوره؟! کاروبار چجوری پیش میره؟! این چرا اینجوریه اون چرا اونجوریه چرا پنگوئنا زانو ندارنو ازین قبیل کصشرا!زنداییم گفت اگه حوصلت سر رفته برو تو اتاق علی منم خداخواسته قبول کردم خلاصه سر و کله زدن با اون اوبی بهتر از جواب دادن به سوالات تخمی داییم و جوکای مسخرش بود رفتم تو اتاق دیدم رو صندلی یه گوشه افتاده و سرش تو گوشیه و اصلا متوجه من نشد رفتم جلو سلام کردم سرشو اورد بالا تا منو دید یه لبخند کیری همراه جواب سلام تحویلم داد و شروع کرد به زر زدن راجب دوس دختر جدیدش که خونشون طبقه دوم ساختمون خودشونه! و هی میگفت آره خوشگله ممه هاش اینجوریه کونش اونجوریه و معلوم بود بدجوری تو کفه منم حرفاشو جدی نمیگرفتم و تعریفاشو میزاشتم پای هَوَل بودنش!تا اینکه عکسشو نشون داد و فهمیدم طفلی حق داره یه دختره ۱۸ ساله به اسم نیوشا خوش استایل و تو دل برو با لبای برجسته و چشمایی که هر پسریو دیوونه میکرد! باورم نمیشد تو ۲ ثانیه اینجوری تو نخش برم با خودم گفتم &#8220;به هر قیمتی شده باید بکنمش&#8221;همینجوری تو خیالاتم داشتم نیوشارو به ۹۸ روش سامورایی میگاییدم که علی پا شد و رفت سمت دسشویی گوشیش رو برداشتم قفلش الگو بود گرفتم جلو نور و جای انگشتاش مونده بود سریع قفلشو باز کردم و شماره دختره رو زدم تو گوشیم گوشیشو گذاشتم سر جاش و وقتی علی اومد یه لبخنده معنی دار تحویلش دادم که میشد تو چشمام کونی تورو چه به این حرفا رو خوند صبر نداشتم بریم خونه تا بهش مسیج بدمو داشتم جملات مناسب رو واسه پی ام دادن آماده میکردم که زنداییم صدامون زد بریم برا شام شامو خوردیم و بیست دقیقه بعد راهی خونه شدیم تو راه دل تو دلم نبودرسیدیم خونه رفتم تو اتاقم درو بستم و پریدم رو تختم تلگرامو باز کردمرفتم رو پروفایلش پره گل و بلبل و این متنای دخترونه دری وری بوددلو زدم به دریا و پی ام رو دادم :سلامچند دقیقا صبر کردم جوابی نیومدرفتم تو بالکن یه نخ سیگار کشیدم اومدم سر گوشیم دیدم جواب داده:شما؟!من:اگه معرفی کنم میشناسی؟گفت:نه:/گفتم: پس برای چی میپرسی!<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f610.png" alt="😐" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /><img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f602.png" alt="😂" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />منتظر بودم برینه بهم که دیدم جواب داد:که آشنا شیم دیگه:/این پی ام چراغ سبزی بود که جرقه کل فکرای پلید تو سرم رو زدآره خلاصه کلی چت کردیم حدود دو شبشب سوم عکسشو گرفتم و باهاش قرار گذاشتم یه کافه نزدیک خونشون و رفتیم سر قرار و فهمیدم اصلا دوس پسر نداره و این پسر دایی جقیه بنده فقط شمارشو داشته و برام خالی میبسته مث بنز شایدم دوست بودن و دختره جنده بود من نمیدونم قاضی خداس<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f602.png" alt="😂" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />البته احتمال مورد دوم رو بیشتر میدم چون سر قرار دوم ازش قول گرفتم بیاد خونمون!بعله قرار شد دو شنبه شب بیاد خونمون و هرچی منتظر شدم خونه خالی شه نشد ولی جا نزدماومد پایین زنگ زد گفتم وایسا میام پایینرفتم پایین و کلید پشت بومو بهش دادم و گفتم اول برو طبقه پنجم از آسانسور که خارج شدی برو پشت بوم چند دقیقه دیگه میام چون آسانسور دوربین داشت نمیشد دو نفری بریمخلاصه رفت منم یه سیگار کشیدمو رفتم بالا از تو اتاقم یه عرق کیریه دست ساز که 70% اتانول بود ۱۰% شاش اون 20% ام نمیدونم چی شد مملکت بخور بخوره به خدا خلاصه برداشتم با دوتا لیوان یبار مصرف زدم زیر هودیم و بردم بالا در پشت بومو وا کردیم رفتیم بالا و من چون خودم پاتوقم بالاس یه کاناپه داغون و یه سری خرت و پرت گذاشته بودم از قبل! رفت نشست رفتم کنارش و عرقو در آوردم و گفتمدادادادام سوپرایز دیدم قیافش عوض شد و قیافه میخوای مستم کنی سولاخیمو بچاقی رو به خودش گرفت:))گفتم مشروب میخوری دیگه گفت نه تا حالا نخوردم البته کص میگفت میخواست از زیر کار در ره شروع کردم به خالی بستن که این عرقه فلانه اینجوریه اونجوریه نابه عموم انداخته در صورتی که به سگ میدادی چپه میشد خلاصه یه پیک ریختم خوردیم مزه ام نداشتیم و این موضوع به نفع من بود چون سک میخوردیم زودتر مست میشد و من زودتر به هدف شیطانیم میرسیدم<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f608.png" alt="😈" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />پیک دوم و سوم رو هم رفتیم و دیدم دستو پاش شله:)) پیک چهارم رو ریختم خوردیم سر پنجمی گفت نه بسه نمیخورم! با اصرار پنجمی رو هم خوروندم و صبر کردم یه زره بگیرتش تا باقیشم به خوردش بدم خلاصه ۸ تا پیک خورد و ته دبه عرقه اندازه سه تا پیک مونده بود دستمو انداختم دور گردنش کشیدمش سمت خودم دیدم بیچاره نا نداره اصلا تو عالم دیگه ایه!کشیدمش سمت خودم لبشو بوسیدم و هی لباشو میخوردم سیر نمیشدم انگار به آرزوی بچگیم رسیده بودم وحشیانه و با ولع میخوردم و زبونمو تو دهنش میچرخوندم اومدم پایین و گردنشو میخوردمو لیس میزدم ولی عکس العملی نداشت انگار حسی نداشت دستمو گذاشتم رو اون سینه های لعنتیش یکم فشارشون دادم و لباشو محکم تر بوسیدم مانتوشو در آوردم یه تاپ نیم تنه و یه سوتین زرد تنش بود سرمارو حس نمیکرد الکله کاملا برده بودش به یه بعد دیگه دستمو بردم زیر تاپش سوتینشو هول دادم به سمت بالا ممه هاش افتاد بیرون دیدم با بیحالی یه تکون خورد و با صدای خمارو کش دار گفت بــــردیـــــا چیکـــار میـــکــنـی؟!گفتم هیشش هیچی نگو میخواست مخالفت کنه اما جون نداشت تاپشو کشیدم بالا دوتا ممه سفید با نوک قهوه ای روشن که نوکاش حسابی سیخ شده بود و فهمیدم زیادم بی اختیار نیس یه چیزایی میفهمه:)))نوکشو گرفتم بین انگشتام و اون یکی ممشو چپوندم تو دهنم میک میزدم و با زبونم نوکشو بازی میدادم تو دهنمو هی لیس میزدم و میرفتم سراغ اون یکی ممه اینکارو واسه چند دقیقه ادامه دادم مدام صدای ناله های بی جونش میخورد به گوشم و بیشتر حشریم میکرد دکمه شلوارشو باز کردم زیپشو کشیدم پایین و دستمو بردم زیر شرتش دستم سرد بود باعث شد یکم به خودش بیاد و فازش بپره سعی کرد دستمو بکشه بیرون ولی نتونست شروع کردم با مالیدن و بالا پایین کردن زل زدم تو چشمای خمارش دیدم داره نفس نفس میزنه خواستم انگشتمو بکنم تو جیغ ضعیفی زدو خودشو کشید عقب گفتم چته گفت من هنوز دخترم روانی پرده دارم منصرف شدم نمیخواستم شر شه شلوارشو شرتشو تا زانو کشیدم پایین رفتم پایین کاناپه سرمو گذاشتم بینه پاش یه کصه تمیز بیرونش کرمی تیره و توش کاملا قرمزو مرطوب بود بوی آب لزجه کصش تو دماغم پیچیده بودو کیرم مث چوب سیخو مث سنگ سفت شده بود زبونمو گذاشتم رو کصش از پایین با بالا کشیدم یه رعشه خواصی افتاد بین دوتا رونش شروع کردم به میک زدنو لیس زدن زبونمو همه جاش میکشیدم و میبُردم تو سوراخش میچرخوندمو چوچولشو بوس میکردم دستشو گذاشته بود رو سرم و فشار میداد به کصش پاهاشو قفل کرده بود و من کاملا چسبیده بودم به اون ۲۰۰ گرم گوشته بهشتی لرزه هاش بیشتر شد میخواست ارضا شه ولی حشرش اگه میخوابید نمیزاشت بکنمش! سرمو کشیدم عقب که یه ضد حال اساسی خورد گفت چیکار میکنی گفتم حشریتو لازم دارم کارم تموم شه چشم! دمر خوابوندمش رو کاناپه لای چاک کونشو وا کردم یه تف غلیظ کردم رو سوراخش گفت اییی چیکار میکنی گفتم بعدا بخاطر این تفه ازم تشکر میکنی!سرشو گذاشتم رو سوراخ کونش آروم سرشو کردم تو جا خورد یه جیغ زد و خواست پاشه دستمو گذاشتم رو کمرش و چسبوندمش به کاناپه و گفتم تکون نخور! شروع کرد به گریه و بدو بیرا که درد داره بکش بیرون نمیخوام گفتم تکون نخور دردش کمتر میشه یکم تقلا کرد دید نمیشه دیگه تکون نخورد! درش آوردم دیدم سوراخش یکم وا شده یکم دیگه کیرمو تف مالی کردم دوباره راهیش کردم به سوراخ محترم آروم آروم سانت به سانت میبردم جلو و واسه هر سانت یه جیغ میزد با بدبختی نصفشو کردم تو و خوابیدم روش شروع کردم گردنشو خوردم و سعی کردم یکم حشریش کنم تا کمتر دردو حس کمه حدود پنج دقیقه گذشت و بیخیال گردنش شدم کاملا کبود شده بود! اینبار حوصله آروم آرومو نداشتم‌ دستمو گذاشتم جلو دهنشو تا خایه بش فرو کردمو خوابیدم روش یه ثانیه نفسش بند اومدو شروع کرد به جیغ زدنو تقلا کردن هی تکون میخورد و جیغ میزدو فحش میداد ولی فایده نداشت چند دقیقه ادامه داد ولی نطیجه ای نگرفت تا اینکه بیخیال شد تو همون حالت روش خوابیده بودم و منتظر بودم دردش کم شه تا تلمبه زدنو شروع کنم! شروع کردم به عقب جلو کردن و هی سرعتشو بیشتر کردم توی دوقیقه رسما داشتم تلبمه میزدمو جاش وا شده بود همینجوری که تلمبه میزدم ازش لب میگرفتمو گردنشو میخوردم دیدم این پوزیشن زیاد مناسب نیس داگ استایل شدیم و ادامه دادم حدود سه چهار دقیقه کردم که یه حسی از نوک پام شروع کرد به بالا اومدن و یه حسی سرم شروع کرد به پایین اومدن و دوتاشون تو کیرم به هم متصل شدن و سرعت تلمبه هامو بیشتر کردمو کل آبمو خالی کردم تو کونش! انگار یکی منو از پریز کشید لش افتادم روش و سنگینیمو انداختم روش افتادیم رو کاناپه چند دقیقه همینجوری روش بودم افتاده بودمو نفس نفس میزدم تا اینکه کشیدم بیرون و دیدم سوراخش کاملا گشاد شده پا شدم شلوارمو کشیدم بالا و اونم خودشو جمع جور کرد سواره آسانسور شد و منم درو قفل کردم و بخاطره دوربین از پله ها رفتم پایین دم در بوسیدمش هیچی نمیگفت خدافظی کردیم رفت و تا یه هفته جوابمو نمیداد کم کم دوباره دلشو به دست آوردم اما فعلا که بام بیرون نمیاد!اگه تونستم بازم بکنمش حتما داستانشو براتون مینویسم شرمنده طولانی شد و ممنون که وقت گذاشتین خوندین!<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f339.png" alt="🌹" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />[بدرود]<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/2764.png" alt="❤" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /><img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/2764.png" alt="❤" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d9%87%db%8c%da%a9%d9%84-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d9%87%d8%b1%d8%ac%d8%a7-%d8%af%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173753</post-id>	</item>
		<item>
		<title>وقتی شاه کس جلوت زانو زده و کیرت  رو فشار میدی رو لب هاش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%84%d9%88%d8%aa-%d8%b2%d8%a7%d9%86%d9%88-%d8%b2%d8%af%d9%87-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%aa-%d8%b1%d9%88-%d9%81%d8%b4%d8%a7%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%84%d9%88%d8%aa-%d8%b2%d8%a7%d9%86%d9%88-%d8%b2%d8%af%d9%87-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%aa-%d8%b1%d9%88-%d9%81%d8%b4%d8%a7%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 03 May 2019 07:25:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقای]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[احترامی]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بدهکار]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بوددیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابونده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلترین]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونوادم]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشام]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[داستانها]]></category>
		<category><![CDATA[دسشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دعوامون]]></category>
		<category><![CDATA[دلداری]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستامون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیت]]></category>
		<category><![CDATA[سفارشی]]></category>
		<category><![CDATA[سوپر مدل]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شدهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عشقولانه]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمای]]></category>
		<category><![CDATA[کلفتیش]]></category>
		<category><![CDATA[کناونم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکتره]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکم]]></category>
		<category><![CDATA[گاییده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینش]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[مشترکمون]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنم]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[مهربون]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشه]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادی]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاریم]]></category>
		<category><![CDATA[میشکست]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیهو]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسید]]></category>
		<category><![CDATA[مینشست]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[میوفته]]></category>
		<category><![CDATA[میومددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونسته]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیبرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیبردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونین]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/M7qeNOCJAm3QZCQoq2STFQ/005/644/990/1280x720.7.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="وقتی شاه کس جلوت زانو زده و کیرت  رو فشار میدی رو لب هاش" title="وقتی شاه کس جلوت زانو زده و کیرت  رو فشار میدی رو لب هاش" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>خودمو تشریح کنم !۲۱ سالمه فیلم سکسی ،قدم ۱۷۸ و وزنم ۷۲ کیلو هستش .کمبود ندارم از خوشگلیم تعریف کنم چون همه بهم میگن وبحث تعریف از سکسی خود نباشه ،تقریبا مطمئنم که خوشگلم ،و شاه کس انقدر اتفاقای جور واجور برام افتاده فقط به خاطر قیافه ام که مطمن شدم که کونی نه تنها [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/M7qeNOCJAm3QZCQoq2STFQ/005/644/990/1280x720.7.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="وقتی شاه کس جلوت زانو زده و کیرت  رو فشار میدی رو لب هاش" title="وقتی شاه کس جلوت زانو زده و کیرت  رو فشار میدی رو لب هاش" decoding="async" /></p><br />
<h2>خودمو تشریح کنم !۲۱ سالمه فیلم سکسی ،قدم ۱۷۸ و وزنم ۷۲ کیلو</h2>
<p>هستش .کمبود ندارم از خوشگلیم تعریف کنم چون همه بهم میگن وبحث تعریف از سکسی خود نباشه ،تقریبا مطمئنم که خوشگلم</p>
<h3>،و شاه کس انقدر اتفاقای جور واجور برام افتاده فقط به خاطر</h3>
<p>قیافه ام که مطمن شدم که کونی نه تنها خوشگل هستم بلکه سکسی هم هستم البته بیشتر برا پسرا چون برا</p>
<h4>دخترا جنده زیادی خوشگلم و مردونه نیست به نظرشون البته برامم</h4>
<p>مهم نیست چون در هر صورت پستون من به دخترا علاقه ندارم.خوشگل ترین جاهای صورتم لبم و چشم و ابرومه و</p>
<h5>خوشگلترین جای کوس بدنم اینجور که دوست پسرم میگه کمر به</h5>
<p>پایینمه ،که خیلی شبیح پاهای دختراس .مخصوصا پشت پام .حالا بماند این حرفا این دومین داستانم هستش که اینجا مینویسم و تو سکس داستان داستان اولم شرح</p>
<h6>دادم که چطور با دوست پسرم آشنا شدم ایران سکس و تنها</h6>
<p>کسی که با من سکس میکنه همین دوست پسرم هستش که یک سال هم از من کوچیکتره ولی قدش نزدیک دو متره و وزنش هم نزدیکای ۱۱۰ کیلو ولی چاق نیست و خیلی هم خوش تیپه اسمش هم تو این داستان علی میزاریم. خونه مون دو طبقه بود که یک طبقه اش رو برادرم با خونواده اش زندگی میکرد یک طبقه اش هم پدرم و مادرم.انقدر اصرار کردم به پدرم که من میخوام جدا بشم و مستقل زندگی کنم پدرم قبول کرد و چند خیابون اون طرفتر خودشونیک خونه اجاره کرد برام و همه وسیله ای هم خرید برا خونه که منو تشویق کنه زن بگیرم ولی خبر نداره که من به پسرا علاقه دارم و علاقه ای به دختر ندارم .البته قبلا هم گفتم که من فقط با علی سکس کردم البته چند بارم تو بچگی بوده که نمیشه اسمش رو سکس گذاشت و کسی هم نتونسته زورکی باهام سکس کنه .علی هم پدرش دو تا خونه داره که یکیش خارج شهره و فقط برا آخر هفته برا تفریح خونواده اش میرن اونجا ،به خاطر همین هم من همیشه خونه دارم ۲۴ ساعته هم اون و جفتمون هم ماشین داریم علی خیلی خیلی دوسم داشت همه چیزای خوب رو اول برا من میخواست و بعد برا خودش ولی همین دوست داشتن هم خیلی باعث دردسرم شد.اولا که با علی سکس میکردیم باهام خیلی تو سکس آروم بود و حتی خجالت هم میکشید ،حتی وقتی قرار میذاشتیم که سکس کنیم و وقتی من میرفتم پیش اون ازم با فاصله مینشست و من هر چی منتظر میشدم کاری نمیکرد که من اعصابم خرد میشد بهش میگفتم دوست نداری سکس کنیم ؟اونم میگفت چرا دوست دارم میگفتم خوب شروع کن.اونم میومد با محبت تمام لباسام رو در میاورد و شروع میکرد همه جام رو میخورد عشقش این بود که سوراخ کونو بخوره و نیم ساعت تمام میخوره و برام خسته کننده میشد و من هر کاری میکردم که تموم کنه وکاری دیگه انجام بده نمیکرد به زور پاهام رو میکشید رو سینم و با دستش محکم میگرفت و نمیزاشت پاهام رو بیارم پایین و دهنش رو میذاشت تو سوراخم زبون میکرد تو کونم و میلیسید ومیمکید و همه کار میکرد و بعدش ازم میپرسید میشه کیرم رو بخوری منم بار اول و دوم زیاد خوشم نیومد ولی هر بار برام لذت بخش تر میشد و خیلی حال میکردم با خوردن کیرش جوری که دیگه یک ساعت کیر و تخماش رو میخوردم .کیرش رو آروم میکرد تو دهنم و اصلا تلمبه نمیزد و فقط نگاهم میکرد و بعضی وقتا کیرش رو در میاورد و پیش آبش خیلی زیاد بود و میکشید رو ابروهام و چشمم و لبم و میگفت حیف نیست پسر خوشگلی مثل تو اینجوی کیر بخوره تو میتونی با خوشگلترین دخترا سکس کنی ،خودمم میدونستم ولی میل جنسی لامصب به پسر تمایل داشت.انقدر با مهر و محبت و عاشقانه باهام سکس میکرد دیگه برام خسته کننده شده بود وقتی که میکردم تا یک آخ کوچولو میگفتم میگفت چی شد دردت اومد،میخوای دیگه نکنم ؟منم که تو اوج شهوت بودم میگفتم چی میگی این آخ من از رو شهوته نه از رو درد .البته درد هم داشت ولی درد با لذت .خیلی کمرش سفت بود و بعضی وقتا شیره هم میخورد دو ساعت میکرد ولی آبش نمیومد.هیچ پوزیشنی رو پیشنهاد نمیداد و من همش باید میگفتم اینجوری بکن و اونجوری بکن.دیگه خسته کننده شده بود این سکس عشقولانه و دوست داشتم کمی خشن تر باشه تو سکس ولی بهش نمیگفتم.یک روز ازم پرسید تا حالا شده غیر من دوست داشته باشی کسی دیگه بکنتت ؟اول گفتم فقط تو انقدر اصرار کرد منم یکی از دوستای مشترکمون که خیلی هم خوشگله و اسمش امیره رو اسم بردم دیدم خیلی ناراحت شد و گفت نکنه باهاش سکس هم کردی .من گفتم دیونه چی میگی من فقط با تو سکس کردم حالا هم چون خیلی اصرار کردی فقط خواستم یک اسم بگم .کمی داد و بیداد کرد و گفت من این همه دوست دارم انقدر واست کادو میخرم و هر جا میگی میام و هر کاری میگی میکنم بعد میگی دوست داری با امیر سکس کنی خلاصه خیلی ناراحت شد و تموم شد و گذشت تا چند هفته بعد خونه یکی از دوستامون دعوت شدیم من و علی و امیر و صاحب خونه .شب وقت خواب صاحب خونه رختواب من و امیر رو کنار هم انداخت البته قبلش هم کمی مواد زده بودیم .شب علی و اون یکی دوستم خوابیدن و من و امیر تا نصف شب با هم حرف زدیم البته حرف عادی و ایر روحشم خبر نداشت که من از اون خوشم میاد و منم قصد نداشتم بهش بگم چون علی واسم مهم بود و هم دوسش داشتم و هم سکس باهاش بهم حال میداد امیر خوابید و منم چشام رو بسته بودم که دیدم علی اومد بیخ گوشم گفت خیال کردی نمیدونم داشت باهات ور میرفت وایسا فردا بریم بیرون از این خونه کار به کارت دارم منم جدی نگرفتم گفتم اشتباه میکنی یا خواب دیدی ویا اثر مواده ولی اون میگفت خودم دیدم داش ت میمالیدت.در حالی که اصلا همچین اتفاقی نیوفتاده بود .علی تا صبح نخوابید و منم از ترس علی خوابم نمیبرد چون وقتی عصبانی میشد دیونه میشد و چون هیکلش هم بزرگ بود همه کار ازش بر میومد و وقتی قاطی میکرد هر چی براش توضیح میدادی حرف خودش رو میزد و چیز میشکنه و آبرو اصلا براش مهم نیست ومنم همش سعی میکردم از امیر فاصله بگیرم که آروم بشه .فردا از بچه ها خداحافظی کردیم تا نشستیم تو ماشین یک سیلی زد تو گوشم و گفت خیال کردی نمیدونم با امیر رابطه داری و داره میکنتت ولی همش میگی فقط با من سکس داشتی و من اولین پسر تو زندگیت هستم. من بهش گفتم آخه من که بیست و چهار ساعته با توام کی رفتم پیش اون تنهایی، به خدا داری اشتباه میکنی .دیدم شروع کرد گریه کردن و به خودش فحش دادن و گفت به داداشات و پدرت وهمه میگم که هر روز داری کون میدی به من و کیرم رو یک ساعت تمام میخوری و عشق کیری.منم که ترسیده بودم گریه میکردم و همش قسم میخوردم که داره اشتباه میکنه ولی گوشش بدهکار نبود .بعد گفت گم شو از ماشین برو بیرون وقتی به خونواده ات گفتم اون موقع میفهی. چند هفته گذشت و جواب زنگام رو نمیداد،دم خونشون رفتم ماشینش دم خونه بود ولی مادرش رو مجبور میکرد بگه خونه نیست داشتم سکته میکردم همش میترسیم به همه بگه که منو میکنه. یک روز جمعه بعد اظهر تو خونه نشسته بودم خیلی حالم بد بود و انقدر این مدت استرس اینو داشتم که علی به خونوادم بگه از خواب و خوراک افتاده بودم.یهو دیدم گوشیم زنگ خورد و دیدم علی خیلی خوشحال شدم گفتم دلش برام تنگ شدهو با خودم گفتم حالا میتونم باهاش حرف بزنم و قانعش کنم که اشتباه کرده.منم دلم هم دلم براش تنگ شده بود هم دلم سکس میخواست.تا گوشی جواب دادم گفتم سلام جواب سلامم رو نداد گفت کجایی؟گفتم خونه .گفت الان میام میخوام بکنمت و گوشی رو قطع کرد.از لحن حرف زدنش خیلی بدم اومد مثل جنده ها باهام حرف زد .منم با خودم گفتم علی خیلی دوسم داره میخواد اذیتم کنه و به خودم دلداری میدادم. بعد نیم ساعت اومد زنگ زد در و باز کردم دیدم علی یک ساک کاغذی کوچیکم دستشه سلام کردم گفت سلام اومد تو حیاط ولی با اخم و برعکس همیشه که وقتی میومد تو خونه یا من میرفتم خونه شون همدیگه رو بغل میکردیم ی نگاهی بهم کرد و رفت تو .با خودم گفتم حتما هدیه واسم گرفته چون قبل دعوامون خیلی برام هدیه میخرید .رفتیم تو خونه نشستیم رو تخت و بغلش نشستم و برعکس همیشه که اون منو بوس میکرد من بغلش کردم وبوسش کردم و شروع کردم واسش توضیح دادن که اشتباه کرده و این حرفا که گفت مهم نیست ولی نه از لب گرفتن خبری بود مثل همیشه نه از ابراز محبتاش.گفت دلم برا کردنت و ساک زدنات تنگ شده.منم که خوشحال بودم که دیگه ماجرای گفتن به خونواده ام تموم شده و رابطه مون مثل قدیم شده گفتم منم دلم واسه کیر خوش مزه ات و کردنات تنگ شده الان دیگه سکس میچسبه.کمی شیره تریاک با خوش آورده بود کمی به من داد گفت بخور و خودشم کمی خورد و .بعد گفت بدنت مثل همیشه شیو شده اس یا نه منم با خوشحالی گفتم شیو کردن که کاری نداره تا تو چایی بخوری و یک سیگار تو حیاط بکشی منم میرم حموم شیو میکنم میام بیرون گفت باشه.سریع رفتم حموم با خوشحالی براش سفارشی شیو کردم و اومدم بیرون . اومدم بغلش نشتم کمی دست آوردم رو کیرش حسابی حشری شده بودم که کیر و خایه اش رو حسابی بخورم و گفت امروز میخوام کونت رو پاره کنم منم خندیدم و گفتم دلم برا خوردن کیرت تنگ شده بود.دیدم ساک که آورده بود آورد و یک جفت جوراب زنونه ساق بلند توری در آورد گفت اینو بپوش.من نه زنونه پوشم نه تا اون وقت امتحان کرده بودم.خنده ام گرفت و حشری شده بودم و گفتم باشه پوشیدم و همش میخندیدم و وقتی نگاه پاهام میکردم خیلی حشرم میزد بالا و خیلی دوست داشتم گاییده شدنم تو اون جوراب رو ببینم .دیدم بهم گفت خودت که جنده ای تیپ جنده ای هم باید بزنی.فورا فهمیدم منظورش چیه چون هیچ وقت قدیما با من اینجوری حرف نمیزد و به خاطر جریان امیر داره اینجوری حرف میزنه بهش گفتم که اشتباه میکنه که حرفم رو قطع کرد گفت گه نخور کونی. گفتم گه هم خوردی که زد تو گوشم گریه ام گرفت و زدم زیر گریه گفتم گمشو بر بیرون خواستم جورابا رو از پام در بیارم که گفت در نیار بعد از این مثل جنده ها باهات رفتار میکنم و پر رو بازی در بیاری به خونوادهات میگم.منم میدونستم وقتی عصبانی بشه هر کاری از دستش بر میاد چه یک لیوان آب بخوره چه الان بره به پدرو داداشام بگه نمیدونستم چیکار کنم اصلا به حرفمم گوش نمیداد منم دیدم چاره ای ندارم جز اینکه به حرفش گوش بدم.گفت بشین بخورش نشستم سرم رو با دو دستش گرفت و دهنم رو از رو شلوارش فشار میداد رو کیرش طوری که نفس نمیتونستم بکشم شلوارش رو در آورد این بار از رو شرت گذاشت دهنم . کیرش دراز بود ولی کلفتیش متوسط بود کیرش رو در آوردم سنگ شده بود دیدم کیرش کلفتر از قبلش شده گقتم کیرت کلفت شده گفت آره چند وقته دارم پماد میزنم برات کلفتش میکنم که کونت رو پاره کنم کونی بعد ببینم من خوب میکونمت یا امیر.حسابی وحشی شده بود مثل تو فیلمای پورن که وحشیانه سکس میکنن اینم اینجوری شده بود. فکر کنم این مدت که با هم قهر بودیم فقط فیلمای پورن وحشیانه نگاه کرده و بود و به ذهن سپرده بود که با منم این کار رو بکنه.با کیرش همش میزد تو صورتم محکم .گفت میخوام بشاشم تو دهنت،درسته که من براش ساک میزدم ولی هم خیلی وسواسم هم خیلی به خودم میرسم و تمیزم .علی هم میدونست شاید به خاطر همینم این حرف رو زد .منم قسمش دادم به روح داداشش که مرده بود گفتم نکن این کا رو. دوباره زد تو گوشم گفت یک بار دیگه روح داداشم رو قسم بخوره همینجا خفه ات میکنم .ولی بیخیال شاشیدن تو دهن شد به محض اینکه کیرش رو گذاشتم دهنم دیدم تا آخر کردش تو حلقم حالم به هم نمیخورد با اینکه نسبت به قبل کلفت تر هم شده بود ولی تا تو گلوم رفته بود .یهو دست کرد تو موهام و همچی موهام رو کشید که اشک از چشام اومد پاین گفتم چیکار میکنی گفت گه نخور ساک بزن .داشت گریه ام میگرفت. کسی که همیشه با من مهربون بود حتی تو سکس الان داشت اینجوری باهام رفتار میکرد منم دیگه هیچی نگفتم و با خودم گفتم اگه الان عصبانیش بکنم کتکمم میزنه منم که زورش رو نمیام پس وایسا هر کاری میگه واسش بکنم.کیرش رو کرده بود تو دهنم و همش فشار میداد نمیزاشت نفس بکشم .خودم رو کشیدم عقب که کیرش در بیاد که اونم باهام عقب اومد و به پشت خوابوندم رو فرش سرم رو گذاشت وسط دو تا پاش و با آخرین قدرتش کیرش رو فشار میداد تو گلوم.هر چی خودم رو میکشیدم رو فرش رو به عقب اونم باهام میومد.دیگه واقعا گریه ام گرفت اشک از چشم اومد پایین همش حرفای بد بهم میزد و موهام رو میکشد جوری که دردم بیاد و تف میکرد تو صورتم .داشتم سکته میکردم تنها کسی که تو عمرم بهاش سکس داشتم داشت منو مثل جنده های تو فیلم میکرد .سکس جای خودش ولی رابطه ما اول عشق و عاشقی بود و هیچ وقت به هم بی احترامی نمیکردیم ولی حالا داشت شخصیتم رو خورد میکرد.یهو دیدم پاهام رو تا رو سرم آورد بالا نشست رو پاهام و کیرش رو گذاشت تو دهنم .داشت کمرم میشکست ولی عین خیالش هم نبود همش بهم میگقت کیر بخور کونی .و.کونت پاره اس امروز .منم اصلا کیرمم راست نمیشد شوکه شده بودم.بعد وقت کردن رسید بهش گفتم لوبریکنت بزن گفت نمیخوان زیاد لیز بشه میخوام دردت بیاد .توف زد سر کیرش و یهو همچی کردش تو کونم همون لحظه کونم زخم شد .مثل وحشی میکرد منم انقدر درد داشتم پاهام رو سفت کرده بودم همش خودم رو میکشیدم عقب ولی اون بدتر میکرد .وقتی پاهام رو میاورد تا رو سرم کیرش تا آخر میرفت تو کونم داشتم ضعف میکردم .بدنم میلرزید و میگفتم جون مادرت تمومش کن اصلا عین خیالش نبود همش کونی کونی میکرد و به پشت خوابونده بودم و لنگام رو گذاشته بود رو شو نه هاش انقدر پاهام رو فشار میداد رو به سرم و میگفت باید کیر خودت رو بخوری داشت کمرم میشکست.شیره هم خورده بود نزدیک یک ساعت به همون شکل منو کرد واقعا کونم پاره شده بود .هیچ لذتی نمیبردم .هر کاری میکردم پاهام رو جفت کنم که کیرش تا ته نره تو کونم با زور پاهام رو باز میکرد و بیشتر فشار میداد تا دردم بیاد اصلا اومده بود که با کردن شکنجه ام کنه.قبلنا هر چقدر میگفت آبمو بخور نمیخوردن حتی نمیزاشتم بریزه تو دهنم چون حالم به هم میخورد اونم گیر نمیداد ولی اینبار فرق داشت داشت آبش میومد که کشید بیرون موهام رو دوباره کشید و گفت باید آبم رو بخوری گفتم حالم به هم میخوره گفت به درک میگم باید بخوری .آبش اومد ریخت تو دهنم یکمش رو خوردم که حالم به هم خورد رفتم تو دسشویی هوق زدم چند دقیقه اونجا بودم اومدم بیرون دیدم داره لباس میپوشه بره جورابا رو از پام در آوردم لباس تو خونه پوشید رفتم تو حیاط نشستم گریه کردم گفتم این چه کاری بود باهام کردی .گفت خودت خواستی و اصلا براش مهم نبود که من ناراحت شدم .خیلی راحت گفت کاری نداری و رفت .میدونم که داستانم شبیح فیلم سوپراس ولی یک کلمه اش دروغ نبود حتی میتونم بگم خیلی بدتر از این بود ولی من نتونستم بهتر از این توضیح بدم .این تازه اول ماجرا بود و تازه روش بهم باز شده و خیلی بدتر از اینا برام اتفاق افتاده و داره هنوزم میوفته که فکرشم نمیتونین بکنین .		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%84%d9%88%d8%aa-%d8%b2%d8%a7%d9%86%d9%88-%d8%b2%d8%af%d9%87-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%aa-%d8%b1%d9%88-%d9%81%d8%b4%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/M7qeNOCJAm3QZCQoq2STFQ/005/644/990/1280x720.7.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173622</post-id>	</item>
		<item>
		<title>آب کسم بعد از دیدن کیرت راه افتاد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a2%d8%a8-%da%a9%d8%b3%d9%85-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%aa-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a2%d8%a8-%da%a9%d8%b3%d9%85-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%aa-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 26 Apr 2019 06:34:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاشو]]></category>
		<category><![CDATA[اونیکی]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بحثشون]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بودماونم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بودیهو]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیارمنم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوزخندی]]></category>
		<category><![CDATA[پیشمون]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[حرفاشو]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنیه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوششون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراورده]]></category>
		<category><![CDATA[دربیار]]></category>
		<category><![CDATA[درمیارم]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دسشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رویایی]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارتو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[قرصارو]]></category>
		<category><![CDATA[کنارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کوبوند]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[گزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لیوانو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[متمایل]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مرتیکه]]></category>
		<category><![CDATA[میترسید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخاست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدبعد]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ندارید]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نیشخند]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشت]]></category>
		<category><![CDATA[یادشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/S1BP8lSuwYz6UHKHn4KdAg/005/624/199/1280x720.6.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="آب کسم بعد از دیدن کیرت راه افتاد" title="آب کسم بعد از دیدن کیرت راه افتاد" decoding="async" /></p>زنو دیدم ک قبلا همیشه تو کف پاهاش بودم(لاک نمیزد ولی پاهاش بزرگو پهان یه جوری بود ادم میخاست بمیره واسشون)با شوهرش بودیهو بسرم زد تعقیبشون کنم تا ادرسشونو یاد بگیرمرفتیمو رفتن تو یه کوچه تقریبا تاریک در یه خونه وایسادنولی انگار کلید یادشون رفته بودمنم گفتم تابلو نشم میرم از کنارشون رد میشم از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/S1BP8lSuwYz6UHKHn4KdAg/005/624/199/1280x720.6.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="آب کسم بعد از دیدن کیرت راه افتاد" title="آب کسم بعد از دیدن کیرت راه افتاد" decoding="async" loading="lazy" /></p><p>				زنو دیدم ک قبلا همیشه تو کف پاهاش بودم(لاک نمیزد ولی پاهاش بزرگو پهان یه جوری بود ادم میخاست بمیره واسشون)با شوهرش بودیهو بسرم زد تعقیبشون کنم تا ادرسشونو یاد بگیرمرفتیمو رفتن تو یه کوچه تقریبا تاریک در یه خونه وایسادنولی انگار کلید یادشون رفته بودمنم گفتم تابلو نشم میرم از کنارشون رد میشم از اون سر دور میزنمدیدم بحثشون شد یه دفعه زنه به مرده گفت پدرتو درمیارم من پاهام درد میکنه زود باش از دیوار برو بالا درو واکن مرده انگار ازش میترسید تا خواست بگه من نمیتونم زنه گفت ببخشید اقا میتونی از دیوار بری بالا برا ما این درو وا کنی منم گفتم باشهگوشیو واسایلو دادم دست زنه از دیوار کشیدم بالا تو فکر این بودم چجوری ب پاهاش نزدیک بشم ک فکری بسرم زدپریدم تو حیاط درو وا کردم زنه فوری پرید داخل گفتم فقط شرمنده دسشویی شدید دارم میشه دسشوی برم راستی یادم رفت زنه یه جفت صندل پاش بود و منم یه ریز چشم به پاهاش بودو قلبم تند تند میزدبعد دیدم دستمو گرفت گفت بیا تو داخل خونس یه دفعه مرده گفت کجا دیدم زنه رفت با پشت دس زد تو دهنش گفت برو بیرون امشب حق خونه اومدن نداریاونم جیک نزد رفت بیرون اینم درو پشبندش بستگفت برو تو پسرم من ک خشکم زده بود با منو من گفتم اول شما یه پوزخندی زد از درحال رفت تو صندلشو دراورد دنبالش رفتم چادرشو دراورد یه دامل کوتاه تنش بود با یه تاپ که ساق های بزرگ پاش و بازو هاش پیدا شد همونجا کیرم یه تکونی خورد هموجوری پشتش را رفتم تا رفت جلو tv رو مبل بشینه یه دفه برگشت منو دید گفت ببخشید تورو ندیدم یه نیشخند زد گفت من خستم ته اون راه رو نرسیده ب اتاق خواب دسشوییه خودت برو گفتم چشم راه افتادم تو دسشویی حسرت اینو میخوردم ک هیچ کاری نتونستم بکنم و الان باید برم دستامو شستم اومدم بیرون همش چشم به کفه پاهاش بود که دراز کرده بود رو میز عسلیه جلوش فهمید نگا میکنم نگامو دزدیدم۱تو چشای مشکیو درشت نگا کردم گفتم اگه امری ندارید من برمک گفت یه لیوان اب از تو یخچال بیار لطفا من قرصامو بخورم رفتم اوردم کنار پاهاش نشستم لیوانو دادم نمیتونستم خودمو کنترل کنم همش چشام میرفت سمت پاش اونم میفهمید ولی چیزی نمیگفت بعد گفت زیر این میز قرصامم بده دستمو دراز کردم زیر میز صورتمو عمدا نزدیک کف پاش کردم واییی نمیدونید چه حسی بود دیگه یادم رفت واسه چی دست بردم زیر میز یکم طول کشید دیدم پاشو کشید اروم کوبوند توصورتم انقد نرم وداغ بود دوس داشتم دوباره بزنه گفت قرصو بده دیگه دقیقا دماغم جلو پاش بود یه لحظه تو چشش نگا کردم دیدم خوشش اومد پای چپشو گزاشت رو راست بیشتر نزدیک صورتم شد منم دیگه لفتش ندامو قرصارو پیدا کردم دادم بهشهمونجا وایسادم پاهاشو نگا میکردم ک گفت خوشت اومداگفتم از چی بعد اومدم کنارش از روبرو انگشتاشو ببینم گفت پاهام گفتم راستش اره گفت اولین نفری نیستی ک خوشت میاد وقتی لاک میزنم تو خیابون را میرم همه فقط پاهامو نگا میکنن منم احساس قدرت میکنم، ولی عجیبه نمیدونم چرا از پام خوششون میاد گفتم منم این حسو دارم اخه شما دیگه پاتون فوق العاده جذابو خوردنیه من بدون لاک عاشقشون شدم حساب کن با لاک چی بشه ک گفت اگه پسر خوبی باشیو پاهامو ماساژ بدی میدم برام لاکی ک دوس داریو بزنی گفتم نوکرتم هستم یه پاشو گذاشت رو شونم یکیش داد دستم وایی رویایی بود یه پای نرمه دآغه سنگین شروع کردم حسابی پاشو مالیدم کم کم دست بردم مچ پاشم گرفتم رفتم بالا تر جوری ماساژ میدادم ک اگه به کونشم دست میزدم هیچی نمیگفت ساق پای گوشتیشو گرفتم فشار دادم و حسابی ماساژ دادم داشت خوشش میومد یهو کف پاش رفک رو کیر راست شده ی ما دیدم تعجب کرد بیشتر فشار داد کیرمو گفت یه الف بچه تو شرتش چ چیزای گنده ای داره کیرت تو کون شوهر بی عرضم شصت پای من از کیر اون بزرگ تره منم شرو کردم کصلیسیو تعریف کردن ک شما ملکه زنان دنیا هستینو زیبا ترین پای جهانو دارین گفت اره بنظر خودمم برا مردا پام خیلی جذابه اخه یه روز رفته بودم خیاطی مرده همش باهام حرف میزد پاهامو نگا میکرد اون روز یه لاک ابی تیره متمایل ب سرمه ای زده بودم مرده قدش ازم کوتا تر بود خیلی ام لاغر بود هیچ کی ام پیشمون نبود دوس داشتم با یه دست خفش کنم کفش پاشنه دار پام بود گفت کفشاتو دربیار تا قدتو اندازه بگیرم منم برا اینکه نیوفتم گردنشو گرفتم تو دست تپلم گردنش خیلی باریک بود دلم براش میسوخت یه لنگو دراوردم یه لحظه خواستم بیوفتم گردنشو محکم فشار دادم داد زد توپیدم بهش گفتم صداتو بیار پایین اون پامو گزاشتم زمین این یکی لنگه رو درارم حالا دست مخال فو گزاشتم رو شونش از بقل گردنشو گرفتم از عمد شصت دستمو فشار دادم تو گردنش بعدش دیدم جای ناخنم افتاد خلاصه قدو اینا رو اندازه گرفت دور کمر دور ران رسید ب مچ پام خم شد جوری ک انگار میخواست سجده کنه بهم خواست اندازه بگیره ک عطسش گرفت مرتیکه عقب مونده عقلش نرسید دست بگیره جلو دهنش، دهنش چار تاق باز شد منم از قصد یه لحظه مونده بود که عطسه کنه پامو کردم تو دهنش عسطشو با دماغ داد بیرون پامو با لباسش پاک کردمنگام کرد اب دهنشو قورت داد بعد شروع کرد اندازه گیری همینجوری که حرفاشو میزد حسابی مساژ دادم پاهاشو بعد خودش گفت بسه برو از تو اتاق رو میز لوازم ارایشیام یه لاک وردار بیارمنم رفتم یه لاک سرمه ای سکسی اوردم شروع کردم به لاک زدن خلاصه کارم تموم شد روی پاشو بوسیدم گفت خوشم اومد و کف پاشو بلند کرد گرفت جلو صورتم منم بوسیدم بعد اونیکی پاشو از رو شونم گزاشت پشت گردنم تا به عقب نرم یه دفعه پاشو برد عقب یه لبخند بزرگ زد اروم پاشو نزدیکم کرد بعد ک پاهاش صورتمو لمس کرد اوج حقیر بودنم زیر پاشو احساس کردم همینطور کف پای نرمشو فشار میداد دماغو لبامو له کرد من دیگه رو ابرا بودماونم داشت لذت میبرد .یه دفعه پاشو ورداشت دیدم شلوارشو نصفه دراورده شرتم پاش نبود شلوارو دراورد سرمو باپاهاش کشید برای کسش قیافش مثه اون زنایی بود ک تا دسته کردی توشون هم حال میکنن هم درد میکشن خیلی سکسی شده بود صورتش، دوسداشتم لبمو بزارم رو لباش که صورتم چسپید رو کصش گفت بخور توله ناله میکرد اونقد کصشو خوردم تا ابش اومد نصفش رف تو دهنم نصفش پاچید تو صورتم بعد پاشو گزاشت رو صورتم بیحال گفت شمارتو بگو بزنم تو گوشیم بعد گفت میتونی بری پاشو ورداشت منم اومدم بیرون رفتم خونه کلید انداختم دیدم کفش زیاده دمه در یه کتونی زنونه بود افتادم زمین داخلشو بو کشیدم اوووف چ بوی شدیدی میداد رفتم تو دیدم مهمون داریم چه مهمونایی&#8230;ادامه داد&#8230;		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a2%d8%a8-%da%a9%d8%b3%d9%85-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%aa-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/S1BP8lSuwYz6UHKHn4KdAg/005/624/199/1280x720.6.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173490</post-id>	</item>
		<item>
		<title>فوق شاه کس</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%81%d9%88%d9%82-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%81%d9%88%d9%82-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 26 Apr 2019 06:34:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آووردم]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاشو]]></category>
		<category><![CDATA[اونایی]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[برجستگی]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بکناونم]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[توروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[تونسته]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوندین]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونا]]></category>
		<category><![CDATA[دادنیه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دسشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوبرابر]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شدهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شمارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شناخته]]></category>
		<category><![CDATA[شهرمون]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانیمن]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کردمخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کردمساعت]]></category>
		<category><![CDATA[کردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کنمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[منتظره]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستن]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناخت]]></category>
		<category><![CDATA[میشناختن]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمت]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهشو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکاری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[و اونو کردم.خیلی حشری و داغ هستم .هم دوست دارم بکنم و هم از دو سه ماه قبل عاشق کیر شدم.دوست دارم کون بدم.یعنی شاید اونایی که دادن بفهمن من چی میگم.برای من لذت دادن از کردن بیشتره.خلاصه به هر بهونه ای شده خونه خالی میکنم و با هر چیزی که شد یه حالی به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h6></h6>
<p>و اونو کردم.خیلی حشری و داغ هستم .هم دوست دارم بکنم و هم از دو سه ماه قبل عاشق کیر شدم.دوست دارم کون بدم.یعنی شاید اونایی که دادن بفهمن من چی میگم.برای من لذت دادن از کردن بیشتره.خلاصه به هر بهونه ای شده خونه خالی میکنم و با هر چیزی که شد یه حالی به کونم میدم.چند وقت پیش تو یه اسباب بازی فروشی که برای دوستم بود رفتم یه سری بهش بزنم چشمم افتاد به یه حباب ساز بچه گونه.بکند بود حدود 25 سانت شاید دیده باشین.مثل دیلدو میمونه.جاکشا یه جوری ساختن که هر کس دید بخره بجای کیر استفاده کنه.خلاصه به بهونه خریدنم برای بچه آبجیم خریدمش و اومدم خونه و از شانس من خونه خالی بود.فلش رو زدم پشت تی وی و یه فیلم آنال گذاشتم و حسابی از خجالت کونم در اومدم.واقعا لذت داره وقتی تلمبه میزدم روش همزمان جق میزدم واقعا آبه آدم دوبرابر میاد&#8230;بگذریم داستان کون دادنم از همین جا شروع شد.واقعا دوست داشتم زیره یه کیر بخوابم و گاییدن خودم با این ابزارا چیزی جز حسرت برام نمیزاشت.دنبال یه نفر میگشتم از یه طرف چون آدمه شناخته شده ای بودم و همه منو میشناختن نمیتونستم به کسی اعتماد کنم.خلاصه یه نفر تو ذهنم اومد یکم سنش بالا بود ولی مطمئن بود چون خودش گی بود .اکثر شهر هم میشناختنش. اگر واقعا کسی رو تو ذهنت بخای بهش میرسی.منم فکر و ذهنم رو گذاشتم روی اون.شمارشو با بدبختی گیر آووردم و زنگش زدم.تن و بدنم لرزی و گوشی رو قطع کردم.زیاد تو خیابونا پرسه میزنه شهرمون کوچیکه یه روز که واقعا کلافه شده بودم و با ماشینم داشتم دور میرفتم نگاهم بهش افتاد که دیده داره سرپایینی بلوار رو میاد پایین و نگاهشو عقب میکنه و منتظره تاکسیه.منم تا دیدمش انگار که عشقمو دیدم سریع رفتم میدون دور زدم و دوباره بلوار روبرگشتم و جلوش وایسادم و سوارش کردم.خیلی هیزه تا سوار شد نگاه به رون پام کرد.منم از خدا خاسته.کیرم راست شد .داشتم به آرزوم میرسیدم.خلاصه بهش گفتم کجا میری گفت منو دمه بان پارسیان پیاده کن.بهم گفت شمارتو بده .البته اینو بگم من مغازه&#8230; دارم و وضعه مالیم خوبه. این احمد خان هم منو میشناخت .خلاصه شماره گرفت و من پیادش کردم و به راهم ادامه دادم و اومدم مغازه.حدود یک ربع گذشت و زنگم زد. منم شمارشو داشتم تو گوشی سیو کرده بودم احمد ک.استرس داشتم و جواب ندادم.یه چند دقیقه ای گذشت و دیدم اومد تو مغازه.بله احمد خان برام راست کرده بود منم بیشتر&#8230;اومد بغلم نشست احساس کردم دخترم باورتون نمیشه و با ناز باهاش حرف میزدم.همش نگاهش لا پا من بود .یکم با هم حرف زدیم و دستشو گذاشت روی رونم و برجستگی کیرم رو دید گفت چرا بلند شده.گفتم میخاد.گفت چی گفتم این نمیخاد پشتیش میخاد.دستمو گرفت گذاشت رو کیرش گفت این خوبه؟؟؟هیچی نگفتم نمیدونم چرا ولی خجالت کشیده بودم مثله سگ.یکم گذشت گفت ساک میزنی گفتم اینجا جاش نیست به وقتش.بهش گفتم برو تابلو داره میشه تا زنگت بزنم چون واقعا همه میدونستن چیکارس.دو روز بعد خونه رو خالی کردم و زنگش زدم اول نشناخت. وقتی شناخت خوشحال شد و گفت چطوری.برات یه قرص(ویگادول) گرفتم بخور میخام امشب منو بکنی.اونم از خدا خاسته گفت باشه .قرص رو به دستش رسوندم ساعت حدود 6 عصر بود.گفتم برو حمام حدود ساعت 7 به بعد زنگت میزنم.منم رفتم سریع حمام و خودمو حسابی تمیز کردم.انگار دارم خودمو برای شوهرم آماده میکنم.اتاق رو ردیف کردم و یه فیلم آنال آماده کردم.ساعت شد حدود7/30.زنگش زدم و گوشی رو جواب داد و رفتم دنبالش. از لحظه ای که قرص رو بهش دادم تا موقع کردن کیرم راست شده بود و هیچ جوره نمیخوابید.خلاصه سوارش کردم و حدود 5 دقیقه ای رسیدیم خونه.رفتیم تو و من بردمش تو اتاق و گفتم آماده شو تا من برم دسشویی و بیام.رفتم و برگشتم دیدم لخت خوابیده و یه کیره حدود 18 تا 20 سانتی ولی کلفت و حسابی شق آماده برای کردنه من.قرص یکم حالشو خراب کرده بود ولی به روی خودش نمیاوورد.با دیدن کیرش به آرزوم رسیده بودم.اومدم بغلش نشستم و گفتم توروخدا آبت زود نیاد من حسابی کیر میخام.اونم بهم گفت همچین میکنمت که هر روز زنگم بزنی .منم گفتم بببینیم تعریف کنیم.کیرشو گرفتم تو دستم و شروع به خوردن کردم مثله یه دختر جنده.کونمو قمبل کردم سمتش و دستشو گرفتم بردم دمه سوراخ کونم .یعنی کونمو باز کن تا آماده بشه.آرووم کرد تو و داشتم لذت میبردم و ساک میزدم.حدود 5 دقیقه خوردم و اون تا اون موقع تونسته بود دوتا انگشتاشو بکنه تو کونم.آماده بودم برای اولین لذت کون دادن.یه روغن بچه با قرص گرفته بودم.آووردم و ریختم رو کیرش و نشستم و لای کونم عقب جلو میکردم.واقعا خیلی لذت داشت.آروم رو کیرش نشستم .سرش کیرش با یکم ور رفتم رفت تو ول کمر کیرش واقعا کلفت بود.از هرچی تاحالا تو کونم کرده بودم کلفت تر بود.واقعا نمیرفت تو دیگه با هزار تا فریاد و درد رفت تو.یکم صبر کردم اونم داشت مثل وحشیا گردن و لبمو میخورد.یکمکه کونم آروم شد شروع کردم تلمبه زدن اولش درد داشت ولی حسابی داشتم لذت میبرد.خیلی حشرم زده بود بالا.بلند شدم و به شکم خوابیدم و یه بالش گذاشتم زیرم.بهش گفتم حالا نوبت توست.تا میتونی بکن.اونم نامردی نکردو حدود یک ربع داشت فقط میکرد.کیرم رو بالش بود و با تکون خوردنامون آبم به طرزه فجیهی اومد جوری که تاحالا نیومده بود.آخره لذت بود و اونم ول بکن نبود تا بالاخره همه آبشو تو کونم ریخت.بی حال شده بودم و اوج لذت نمیخاستم کیرشو در بیاره ولی چاره ای نبود.وقت زیادی نداشتمازش قول گرفتم که هر وقت کیر خواستم بیاد و اونم قبول کرد.مرسی از همه که تحمل کردین و خوندین.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%81%d9%88%d9%82-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173489</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 32/44 queries in 0.011 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 05:41:10 by W3 Total Cache
-->