<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>دوربين &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a8%d9%8a%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 12:09:10 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>دوربين &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>کس خارجی رو گاییدن حال میده ها</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d8%a7%d8%b1%d8%ac%db%8c-%d8%b1%d9%88-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d8%a7%d8%b1%d8%ac%db%8c-%d8%b1%d9%88-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 19 Dec 2019 06:35:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آويزون]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامشم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[برخلاف]]></category>
		<category><![CDATA[برداري]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرستم]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمونم]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[حالتون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانا]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهاي]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوربين]]></category>
		<category><![CDATA[ديوانه]]></category>
		<category><![CDATA[روبروش]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سرازير]]></category>
		<category><![CDATA[سفيدشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهواني]]></category>
		<category><![CDATA[كامپيوتر]]></category>
		<category><![CDATA[كرستشو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[موبايل]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[ميتركيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردميه]]></category>
		<category><![CDATA[ميلرزيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكرد]]></category>
		<category><![CDATA[واستادم]]></category>
		<category><![CDATA[وسايلش]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[كردم رفتم يه ليوان آب فیلم سکسی خوردم اومدم همه خواب بودن لامپ اتاقش روشن بود رفتم لامپ اتاق خاموش كنم ديدم پتو ننداخته روش از تو سکسی كمد يه پتو برداشتم بردم بندازم روش شاه کس متوجه شدم تي شرتش اومده بالا بند سوتينش معلوم شده بود يه لحظه بي اختيار کونی دستم رفت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>كردم رفتم يه ليوان آب فیلم سکسی خوردم اومدم همه خواب بودن لامپ</h2>
<p>اتاقش روشن بود رفتم لامپ اتاق خاموش كنم ديدم پتو ننداخته روش از تو سکسی كمد يه پتو برداشتم بردم بندازم</p>
<h3>روش شاه کس متوجه شدم تي شرتش اومده بالا بند سوتينش معلوم</h3>
<p>شده بود يه لحظه بي اختيار کونی دستم رفت طرف بدنش همين دستم خورد بهش تو تخت چرخيد پتو رو انداختم</p>
<h4>روش جنده و اومدم بيرون نشستم پشت كامپيوتر vpn ام قطع</h4>
<p>بود هر طوري بود با يه پستون فيلتر شكن يه چندتا عكس سكسي ديدم تا يه ذره شهوتم زد بالا فك</p>
<h5>كنم ظرف کوس يه ساعت ده بار رفتم اتاقش با ترس</h5>
<p>و لرز بهش دست ميزدم داشتم ديوانه ميشدم هميشه اين بدنو ميديدم ولي تا به حال مث اون شب شهواني نشده بودم سکس داستان يه چند روزي</p>
<h6>درگيره اين موضوع شده بودم نگاهم همش دنبالش ایران سکس بود &#8230;يه</h6>
<p>جور ديگه ميديدمش(مث بعضي از اين داستانا اندامشم مانكن نيست خيلي معمولي)يه روز وقتي رفت حموم اومد بيرون واستادم قشنگ روبروش رومم برنگردوندم &#8230;وقتي رفت تو اتاقش &#8230;رفتم حموم ديدم شرت و كرستش رو شسته آويزون كرده لباسامو درآوردم شرت و كرستشو ماليدم به خودم شهوتم زده بود بالا رفتم يه فيلم كوتاه سكسي پيدا كردم ريختم رو موبايل بردم تو حموم يه جق به يادش زدم ..مث الان كه شما حالتون از داستان بد شده منم حالم دشت بهم ميخورد از اين زندگي دنبال يه فرصت بودم كه بهش بفهمونم ميخوام بكنمش &#8230;يه روز داشتم باهاش شوخي ميكردميه ذره آب ريختم روش اونم تلافي كرد بعد رفتم پارج آب آوردم گفتم ميريزم روتا گفت كيو ميترسوني پارچ گرفت همش رو ريخت رو خودش خيس خالي شده بود لباسش هم يه طوري بود كه وقتي آب ريخت روش حجم بدنشو نشون ميداد گفت يه عكس ازم بگير با موبايل يه عكس ازش گرفتم بعد يهو يه فكري به نظرم رسيد &#8230;دوربين موبايل رو روشن كردم گذاشتم رو زمين بعدم رفتم بيرون كه اون لباس عوض كنه داشتم از ترس سكته ميكردم به جز من و اونم كسي خونه نبود 5 دقيقه بعد با همون لباسا اومد تو اتاق موبايلو گذاشت رو ميز ..گفت نيازي به فيلم برداري نيست بعدشم رفت تو اتاقش&#8230;چند ثانيه نفهميدم چي شد بعد آروم بلند شدم رفتم تو اتاقش گقت بيا بشين شهوت و ترس تو وجودم بود داشتم ميمردم دستام گرفت بلند كرد گذاشت رو سينش يه لبخند كج و معوجي زدم داشتم ميلرزيدم يه ذره خودمو جم و جور كردم آروم سينشو فشار دادم &#8230;گفت پس تو كفي منم كه داشتم پررو ميشدم بهش چشمك زدم سرعت و شدت بيشتر كرده بودم هر چي پورنو ديده بودم ميومد جلو چشم بدجوري شق كرده بودم دستاشو آورد طرف كيرم بلند شدم شلوارمو درآوردم اونم تي شرتشو درآورد باورم نميشد دو تا سينه سفيدش خيس بود كرستش هم سفيد بود سرمو بردم رو سينش آروم به پسنونش زبون زدم آب رو سينه هاشو مك ميزدم دستمم آروم بردم تو شلوارش از رو شرت كسش رو ميمالوندم بلند شد معلوم بود شهوتي شده شلوار و شرتشو در آورد نشست رو تخت تكيه داد به ديوار پاهاي سفيدشو باز كردم شروع كردم به خوردن كسشصداش بلند شده بود اين كارش شهوت منو زياد ميكرد شرتمو درآوردم كيرم داشت ميتركيد موهاشو داد عقب اومد سراغ كيرم يه طوري ساك ميزد كه انگار صدساله اينكارست زبونشو دور كيرم ميجرخوند گفتم ادامه بدي آبم مياد اصلا توجه نميكرد يه دو دقيقه كه گذشت پشت به من نشست گفت زود باش من نميدونستم چي كار كنم رفتم از تو وسايلش يه كرم آوردم با انگشتم يه ذره تو كونشو ليز كردم يه ذره هم به كيرم زردم آروم كيرمو گذاشتم در كونش فشار دادم جيغ زد تو اين داستانا خونده بودم كه بايد آروم آروم بفرستم نو همين كارو كردم وقتي همش رفت تو شروع كردم به عقب جلو كردن خيلي حس خوبي بود كم كم خودشم داشت عقب جلو ميكرد گفتم آبم داره مياد گفت بريز همون جا تلمبه رو سريع تر كردم يهو آبم سرازير شد انگار كه داشتم ميمردم كيرمو درآوردم برگشت و ازش يه كم لب گرفتم ..بعدش هم رفتيم حموم البته جداگونه برخلاف تمام داستانهاي سكسي هم از اون موقع تا حالا اصلا با هم سكس نداشتيم&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d8%a7%d8%b1%d8%ac%db%8c-%d8%b1%d9%88-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177685</post-id>	</item>
		<item>
		<title>فیلم لز و همجنسبازی دو تا جنده خانوم زیر دوش آب</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%84%d8%b2-%d9%88-%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b2%db%8c%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%84%d8%b2-%d9%88-%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b2%db%8c%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 19 Dec 2019 06:35:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اينبار]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستونهاي]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلو]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستاني]]></category>
		<category><![CDATA[دربيار]]></category>
		<category><![CDATA[دربيارم]]></category>
		<category><![CDATA[دوربين]]></category>
		<category><![CDATA[ديوانه]]></category>
		<category><![CDATA[زندايم]]></category>
		<category><![CDATA[زندايي]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارتو]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[كارمند]]></category>
		<category><![CDATA[‫كاملا]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهاي]]></category>
		<category><![CDATA[مينويسم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميومد]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<category><![CDATA[وخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[يكدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[8 من يك پسري هستم فیلم سکسی كه پیش تر از سكسو اينا خوشم نميومد تقريباً بچه مثبت ولي خيلي خيلي دوست داشتم تا يك كس خوشگلو سکسی ناز به بينم آزوم بود هميشه به شاه کس فيلم سكسي نگاه مي كردم خيلي حشري مي شدم (اينم بگم زياد نگاه نمي كردم کونی هر از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>8 من يك پسري هستم فیلم سکسی كه پیش تر از سكسو اينا</h2>
<p>خوشم نميومد تقريباً بچه مثبت ولي خيلي خيلي دوست داشتم تا يك كس خوشگلو سکسی ناز به بينم آزوم بود هميشه</p>
<h3>به شاه کس فيلم سكسي نگاه مي كردم خيلي حشري مي شدم</h3>
<p>(اينم بگم زياد نگاه نمي كردم کونی هر از گاهي) من يك زندايي دارم تقريباً 31 ساله ازهيكلش تصوركنين يك اندام</p>
<h4>جالب جنده وسكسي با سينه هاي توپو كونه بزرگ هيكلش كاملاً</h4>
<p>سكسي وخلاصه خيلي جالب (مانكن مانكن). پستون خيلي وقته زده بود به سرم تو نخ زندايي بودم كه چه جويري مي</p>
<h5>شه بهش کوس گفت اما هروقت كه مي ديدم نمي تونستم</h5>
<p>بگم خيلي مي ترسيدم هميشه هم لباسهاي سكسي مي پوشيد و من كه مي ديدم ديونه مي شدم واينم بگم يك روز سکس داستان رفته بودم خونشون</p>
<h6>تا كامپترو درست كنم خونه من بودمو پسردايم ایران سکس كه 8</h6>
<p>سال داره و رفتم اتاقه زندايم كمدو باز كردمو شرتشو بو مي كشيدم واي چه لحضه اي &#8230;&#8230; خلاصه دايم كارمند بود صبح مي رفت ظهر ميومدمن انوقت تو عكاسي كار مي كردم زندايم هي مي گفت مي خوام يك دوربين عكاسي بگيرم چه جور مدليشو نمي دونم از اين حرفا يك روز كه من مغازه بودم زندايم زنگ زد بهم ساعت 9 صبح بود گفت اون دوربيني كه گفته بوديو. مياري نگاه كنم تا خوشم اومد پولشو بدم(وضع توپي دارن)گفتم باشه تو خودم فكر كردم نرم چون خونه دايمو پسر دايم نيست كه بده گفتم چه بدي بروبابا حدود 15 دقيقه بعد رسيدم. زندايم منو واقعاً دوس داره وهميشه پيش من راحت بود يعني چادر سر نمي كرد خاصه رفتم تو ديديم يك تاپ و شلوار كه چسبيده بهش واي كيرم سيخ شد داشت مي تركيد نشستم رومبل زندايم اومد كنارم نشست باز كردم دوربين بهش آموزش دادم چندتا عكس گرفتم كه گفت خوبه بر مي دارم وقتي رفت اتاق پول بياره واسم منم رو مبل نشسته بودم از اتاق اومد بيرون ودرست جلو من خم شد پولو داد كه پستوناشو كامل ديدم يك جوري نگاه كردم كه زندايم فهميد بعدبهم گفت به چي خيره شده بودي ديوانه بد من ديگه زده بودم به سيوم آخر گفتم هيچي داشتم پستونارو ديد مي زدم كه به بينم تو لنز دوربين جا مي شه وقتي عكس مي گيرين يا نه گفت بزار تاپو دربيارم به بينيم مي شه يا نه واي چجوري بگم تو چند لحضه تاپشو دراوردلخت لخت شد پستونهاي زيبا خيييييييييييلي توپ بودن زدن بيرون گفت عكس بگير به بين جا مي شه گفتم اره مي شه كيرم كه داشت مي تركيد يكدفعه زندايم بهم گفت كيرشو نگاه چه خبرته دربيار هوا بخوره خفه مي شه گفتم نه بده گفت چه بدي دربيار نگاه كنم مال تو خوبه يا مال دايت منم داوردم گفت واي چه كيري خوبه با دستش داشت مالش مي داد وايييييييييي الان كه دارم مينويسم داره آبم مياد خلاصه گفتم زندايي تو هم شلوارتو دربيار من نگاه كنم گفت باشه خلاصه ما كامل لخت لخت شديم يك كس ناز تميز سفيد يك كون بزرگ وتوپ توپ دستمو بردم لاي كسش خيلي حال مي كرد وقتي به حال اومد دراز كشيد و گفت حامد بزار تو ديگه! گفتم باشه من مثل ديونه ها كه كس مس نديده يكمي از آب دهنم زدم چه حال مي داد آب دهن يواش يواش بردم تو يك چند دقيقه اي تولنبه زدم ديدم زندايم يك لرزه اي كرد بي حال شد فهميدم كه ارضا شد منم ديگه حال نداشتم داشت آبم مي اومد درآورم ريختم به سينه هاش واي چه روزي بود هنوزم با زندايم هرزگاهي سكس مي كنيم ولي اينبار از كونش مي زارم و كسشو درعوض بايد يك ساعتي بخورم &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.. باي موفق باشين</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%84%d8%b2-%d9%88-%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b2%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177680</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی اجازه میدی به پستون هات دست بزنم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%a7%d8%b2%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%af%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%87%d8%a7%d8%aa-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%b2%d9%86%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%a7%d8%b2%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%af%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%87%d8%a7%d8%aa-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%b2%d9%86%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 21 Sep 2019 05:49:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آشنايي]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمون]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقي]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[احتياج]]></category>
		<category><![CDATA[احساسي]]></category>
		<category><![CDATA[اختلاف]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[اصطلاح]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انتهاش]]></category>
		<category><![CDATA[انتهاي]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اولمون]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[اينكارو]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برم»بعد]]></category>
		<category><![CDATA[بود]]></category>
		<category><![CDATA[بودالبته]]></category>
		<category><![CDATA[بوداما]]></category>
		<category><![CDATA[بوداون]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودچند]]></category>
		<category><![CDATA[بيشتري]]></category>
		<category><![CDATA[پيشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تحريكم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستن]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده تو فامیل]]></category>
		<category><![CDATA[جورايي]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چيزايي]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خبردار]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[دارهمن]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمن]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوي]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دختراي]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآورده]]></category>
		<category><![CDATA[دروغگو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشويي]]></category>
		<category><![CDATA[دستمالي]]></category>
		<category><![CDATA[دستمون]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوربين]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[روبروي]]></category>
		<category><![CDATA[سكسمون]]></category>
		<category><![CDATA[سکس خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[شروع]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارك]]></category>
		<category><![CDATA[شيطوني]]></category>
		<category><![CDATA[عذرخواهي]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانيت]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[كارشون]]></category>
		<category><![CDATA[كارمند]]></category>
		<category><![CDATA[‫كاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[كردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[كنجكاو]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكي]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:«تو]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:«خب]]></category>
		<category><![CDATA[گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[گفتم:«خب]]></category>
		<category><![CDATA[لباساي]]></category>
		<category><![CDATA[لباممنم]]></category>
		<category><![CDATA[ماجراهاي]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرايي]]></category>
		<category><![CDATA[مادر]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامان]]></category>
		<category><![CDATA[متفاوت]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفتي]]></category>
		<category><![CDATA[مربوطه]]></category>
		<category><![CDATA[مسابقه]]></category>
		<category><![CDATA[مستقيم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[موبايل]]></category>
		<category><![CDATA[موبايلم]]></category>
		<category><![CDATA[مياورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميترسيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونستيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوره]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوري]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرسيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتي]]></category>
		<category><![CDATA[ميشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[ميفتاد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرد»يه]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[نامادری]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[نميترسم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكرد]]></category>
		<category><![CDATA[نميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنه]]></category>
		<category><![CDATA[نميگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نياورد]]></category>
		<category><![CDATA[همديگه]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[هيچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وايساد]]></category>
		<category><![CDATA[وايساده]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناكي]]></category>
		<category><![CDATA[وحشيانه]]></category>
		<category><![CDATA[يكيشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/bYrDJFFWcdXyln-5TtA50g/009/086/508/1280x720.3.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="مامانی اجازه میدی به پستون هات دست بزنم" title="مامانی اجازه میدی به پستون هات دست بزنم" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>كه هيچ كدوم از ما فیلم سکسی نفهميديم كي به اين مرحله اي كه الان توش هستيم رسيديم.من محسن هستم.22 ساله و دانشجوي يكي از دانشگاه هاي سکسی شهر تهران.توي خانواده ي ما به دليل شاه کس نداشتن مادر و پدر خيلي چيزا متفاوت بود.رفتارمون با همديگه،رفتارمون با بقيه ي مردم و کونی يا طريقه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/bYrDJFFWcdXyln-5TtA50g/009/086/508/1280x720.3.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="مامانی اجازه میدی به پستون هات دست بزنم" title="مامانی اجازه میدی به پستون هات دست بزنم" decoding="async" /></p><h2>كه هيچ كدوم از ما فیلم سکسی نفهميديم كي به اين مرحله اي</h2>
<p>كه الان توش هستيم رسيديم.من محسن هستم.22 ساله و دانشجوي يكي از دانشگاه هاي سکسی شهر تهران.توي خانواده ي ما به</p>
<h3>دليل شاه کس نداشتن مادر و پدر خيلي چيزا متفاوت بود.رفتارمون با</h3>
<p>همديگه،رفتارمون با بقيه ي مردم و کونی يا طريقه ي زندگي كردنمون.من و خواهرم مائده به همراه داييم و دختر داييم</p>
<h4>مريم،توي جنده يه خونه زندگي ميكرديم و هر كدوم زندگي هاي</h4>
<p>عجيب غريب و متفاوتي داشتيم. راستش پستون من پدر و مادرم رو به خاطر نميارم و تنها چيزي كه ميدونم اينه</p>
<h5>كه خيلي کوس وقت پيش توي يه تصادف اتوبوس توي جاده</h5>
<p>ي مشهد كشته شده بودن و از طرفي زن داييم هم طبق خاطرات مبهمي كه دارم حدودا 4 يا 5 سالم بود سکس داستان كه فوت كرد</p>
<h6>و باعث شد من و خواهرم به همراه ایران سکس دايي علي</h6>
<p>و دخترش از همون موقع با هم زندگي كنيم. داييم كارمند بانك بود.البته هنوزم هست.يه مرد چهل چند ساله ي مجرد كه كمتر وقتي براي من و خواهرم و حتي دخترش ميذاشت.خواهر بزرگم مائده 26 سالش بود و از ديد من يه دختر خيلي خيلي مذهبي بود و كاملا از من و مريم فاصله داشت.من و مريم هم همسن بوديم و فقط چند روز با هم اختلاف سني داشتيم و البته كاملا توي نقطه ي مقابل مائده قرار داشتيم.در واقع من و مريم هيچ قيد و بندي نداشتيم و خيلي حد و مرز ها كه بين دختر و پسرا وجود داره بين من و مريم وجود نداشت.از لباس عوض كردن جلوي همديگه شروع ميشد تا كمك كردن به همديگه توي حموم و يه جورايي هم يه رابطه ي جنسي خيلي خيلي محدود. مائده هميشه به خاطر اين رفتار ما از ما فاصله ميگرفت و خوب داييم اصلا به ما كاري نداشت.من و مريم هيچ وقت آبمون با مائده توي يه جوب نرفت.مائده از همون بچگيش تحت تاثير خواهر بزرگ مادرم كه يه زن به شدت خشكه مذهب بود قرار گرفته بود و يه جورايي تو مكتب اون بزرگ شده بود.بگذريم&#8230; حوالي 6 ماه پيش من و مريم توي اتاقمون نشسته بوديم و داشتيم به هم ور ميرفتيم.معمولا كير و كس همديگه رو اونقدر ميمالونديم تا طرف مقابل رو ارضا كنيم و بعضي موقع ها ازش يه مسابقه ميساختيم و مريم براي بردن شرط حتي برام ساك هم ميزد و منم بعضي مواقع كس ليس خوبي مي شدم.از لحاظ رابطه ي جنسي معمولا از اين حد جلوتر نمي رفتيم و تنها چيزي كه مانعمون بود وجود داييم بود.بعد از فوت پدر و مادرم تنها كسي كه مسئوليت من و خواهرم رو به عهده گرفت همين دايي علي بود و من نميخواستيم باعث ناراحتيش بشم.در واقع داييم حتي از اين رابطه ي جنسي محدود بين من و مريم هم خبر نداشت و هم من و هم مريم مطمئن بوديم كه اصلا براش اهميتي هم نداشت.با اين حال رعايت ميكرديم و نميخواستيم يه جورايي گاو پيشوني سفيد بشيم. من و مريم بيرون از اين خونه شريك جنسي داشتيم و از لحاظ سكس تامين بوديم ولي اين رابطه ي جنسي كوچيكي كه با هم داشتيم خيلي برامون لذت بخش بود.اون روز هيچ كس خونه نبود و مائده بيرون بود.با اينكه برامون اهميت نداشت ولي جلوي مائده اين كارا رو نميكرديم چون شر به پا ميكرد.دوتايي داشتيم يه تلوزيون نگاه ميكرديم و دستمون توي شلوار همديگه بود كه مريم دستش رو در آورد و برگشت سمت من و گفت:«ميدوني محسن.من تازگيا يه چيزي رو متوجه شدم.راجب مائده هست.فكر كنم يه جورايي داره از عمه نسيم فاصله ميگيره.»تعجب كردم و گفتم:« يعني چي كه داره فاصله ميگيره؟»مريم يه كم خودشو جابه جا كرد و شلوار و شرتش رو در آورد و روي كاناپه دراز كشيد و پاهاش رو باز كرد.منم رفتم بين پاهاش شروع كردم به خوردن كسش اونم به حرفاش ادامه داد و گفت:«خب ديگه كمتر ميره پيشش و پاي تلفن هم خيلي خشك باهاش حرف ميزنه و يه چيز ديگه اي كه متوجه شدم اينه كه فكر كنم سر و گوشش داره شروع ميكنه به جنبيدن.» كنجكاو شدم و گفتم:«جدي ميگي؟چطور؟»مريم يه كم نيشش رو باز كرد و گفت:«خب دو تا اتفاق افتاد كه اين فكر به سرم زد.اوليش چند روز پيش بود وقتي از حموم اومده بودي و با شرت داشتي ميرفتي توي اتاقت.كيرت به طرز وحشتناكي جلوي شرتت رو داشت پاره ميكرد و مائده هم كه معمولا اين جور مواقع اصلا توجهي نميكرد اين دفه با نگاهش تا دم در اتاقت همراهيت كرد و بعد هم يه جوري شد.اتفاق دوم هم ديشب بود كه نصفه شب برعكس هميشه كه كاملا خودشو حتي جلوي من كيپ و كور ميكرد با شرت و سوتين بلند شد و رفت دستشويي و شايد حدود نيم ساعت طول كشيد تا برگرده و وقتي برگشت هم قيافش كاملا ژوليده پوليده بود.»يه كم فكر كردم و گفتم:«يعني ميگي خود ارضايي ميكنه؟»مريم سرش رو تكون داد و گفت: «نميدونم.ولي خب ظاهر كه اينو نشون ميده.اون مائده اي كه من ميشناختم حتي وقتي لباسش رو عوض ميكرد خودش هم به خودش نگاه نميكرد.» هم من و هم مريم تصميم گرفتيم بيشتر توي كاراي مائده دقت كنيم.از همون شب طبق چيزي كه مريم به من ميگفت دستشويي رفتن هاي نصفه شبي مائده ادامه پيدا كرد تا روز پنجم كه دوباره من و مريم تنها شديم.من شلوار و شرتم رو كامل از پام در‌آورده بودم و با يه ركابي روي مبل لم داده بودم و مريم بين پاهام نشسته بود و داشت برام ساك ميزد. همينطور كه مريم مشغول بود ازش پرسيدم:«خب اين شيطوني هاي نصفه شبي مائده به كجا كشيد؟تونستي بفهمي چيكار ميكنه؟»مريم كيرم رو از دهنش در‌آورد و شروع كرد برام جلق زدن و گفت:«راستش نه.ديشب به سرم زد كه دنبالش برم ولي در اتاق رو قفل ميكنه.ديشب حتي بيشتر هم كارش طول كشيد.نميدونم چيكار كنيم.»يه كم فكر كردم و گفتم:«حدودا چه ساعتي ميره؟»مريم گفت:«حدودا 2و نيم تا 3 اول صبر ميكنه من بخوابم بعد ميره ولي خودت كه ميدوني.من خوابم سبكه. تا بلند ميشه كه بره بيرون ميفهمم.»مريم دوباره كيرم رو توي دهنش كرد.يه كم فكر كردم و گفتم:«خب كاري نداره كه.اون در اتاق خودتون رو قفل ميكنه.در اتاق من كه بازه.امشب وقتي ديدي داره بلند ميشه كه بره سريع يه ميس كال برام بنداز تا من برم دنبالش.» مريم قبول كرد و اون شب من نخوابيدم و منتظر موندم.حوالي ساعت 3 بود كه گوشيم زنگ خورد و قطع شد. مريم بود.سريع بلند شدم و خيلي آروم در اتاقم رو باز كردم.اتاق من كاملا مشرف به حال بود.مائده رو ديدم كه با يه شرت و سوتين سفيد از جلوي در اتاقم رد شد.توي تمام اين سالها عادت كرده بودم مائده رو حتي توي خونه با لباس هاي كيپ ببينم و ديدنش با شرت و سوتين اون هم با اون اندام سكسي اي كه به هم زده بود واقعا تحريك كننده بود.هيچ وقت فكر نميكردم خواهرم مائده رو حتي با يه شلوارك ببينم و بيشتر مواقع توي خونه هم روسري سرش ميكرد اما حالا كاملا متفاوت بود.چند لحظه صبر كردم و بعد آروم سرم رو بيرون بردم.در دستشويي انتهاي حال و كنار آشپزخونه بود ولي بر خلاف اون چيزي كه انتظار داشتم مائده اون سمتي نرفت و بر عكس رفت سمت پله هاي طبقه دوم. تعجب كردم.توي طبقه ي دوم فقط دو تا اتاق بود.يكي اتاق داييم بود و اون يكي هم يه اتاق بي صاحب كه يه مشت اسباب اثاثيه قديمي توش بود و معمولا درش قفل بود.همين كه مائده رفت بالا من از اتاقم زدم بيرون و پاورچين رفتم سمت پله ها و بالا رو نگاه كردم.صداي در اتاق اومد.خيلي آروم رفتم بالا و چيزي ديدم كه سر جام ميخكوبم كرد.باورم نميشد.يعني چه اتفاقي ميخواست بيفته.حتي فكرش رو هم نميكردم. چيزي كه توي نيم ساعت بعد اتفاق افتاد كاملا منو شوكه كرده بود. مائده در اتاق دايي رو باز كرد و رفت داخل و در رو پشت سرش بست.سريع دويدم و رفتم پشت در و صداي دايي رو شنيدم كه گفت:«سلام خوشكلم.امشب يه كم دير كردي عزيزم.فردا بايد زود بلند شم.»بعد صداي مائده اومد كه گفت:«اشكال نداره علي.باشه واسه فردا شب.»پيش خودم گفتم:«چي؟دايي علي رو علي صدا كرد؟»دايي دوباره گفت:«نخيرم.هر كاري رو ميشه عقب انداخت ولي اين يكي رو نه.بيا بقل دايي قربونت برم.»بعد از اين من فقط صداي آه و اوه دايي علي رو شنيدم تا اينكه چند دقيقه بعد صداي آه و اوه مائده هم بلند شد و خب معلوم بود توي اون اتاق چه اتفاقي داره ميفته اما من به مدرك احتياج داشتم تا نشون مريم بدم. هنوز هم باورم نميشد خواهر مومن و چادري و مذهبي من الان داره با دايي علي كه حداقل براي من مثل پدر بود سكس ميكنه و در واقع هيچوقت فكر نميكردم كه بخواد رابطه ي جنسي داشته باشه چه برسه به اينكه اين اتفاق با دايي بيفته.هنوز هنگ بودم و توي همين حالت رفتم و از آشپزخونه ي پايين يه صندلي برداشتم و موبايلم رو هم آوردم.صندلي رو گذاشتم پشت در و رفتم روش و از شيشه ي بالاي در داخل رو نگاه كردم. ديگه مخم داشت ميتركيد.چيزي كه جلوي چشماي من داشت اتفاق ميفتاد كاملا منو شوكه كرد.خواهرم بزرگم و داييم.راستش من اصلا نميدونستم بايد چيكار كنم.در واقع اصلا روي مائده تعصبي نداشتم ولي خب بازم اين اتفاق براي من خيلي زننده و بد بود.توي اتاق، مائده توي حالت سگي رو تخت نشسته بود و داييم هم با شدت تمام داشت از پشت توي كس مائده تلمبه ميزد.يعني اين مائده بود كه به اين سرعت عوض شده بود؟دايي علي هم همينطور.هيچ وقت راجب اين دو نفر اينطوري فكر نميكردم.سريع دست به كار شدم و با دوربين موبايلم مشغول فيلم گرفتن شدم و به لطف چراغ شب تاب اتاق فيلم خوبي هم گرفتم.چند تا عكس هم لازم بود.تقريبا اون شب مائده تمام حالت هاي سكس رو با دايي تجربه كرد و منم چند تا فيلم و عكس خوب گرفتم و قبل از اينكه كارشون تموم بشه برگشتم توي اتاقم.فكر اتفاق اون شب طوري مخم رو گيج كرده بود كه به اس ام اس هاي مريم هم كه ميخواست بدونه چه اتفاقي افتاده جواب ندادم. تا صبح نتونستم بخوابم و منتظر بودم هر چه زودتر مداركم رو به مريم نشون بدم.واقعا باورنكردني بود.اينكه مائده هر شب با داييش سكس داشت با اون چيزايي كه من راجب دايي علي و مائده ميدونستم كاملا متناقض بود و هر كاري ميكردم نميتونستم اين مساله رو هضم كنم.بالاخره صبح شد و دايي علي صبح زود رفت سر كار و مائده هم حوالي 9 صبح رفت بيرون.مريم هنوز خواب بود. همين كه مائده رفت بيرون منم از اتاقم زدم بيرون و رفتم توي اتاق مريم و مائده.مريم كاملا خواب بود.سريع رفتم كنارش و اونقدر محكم تكونش دادم كه از جاش پريد و گفت:«چته؟خوبي محسن؟چرا اينطوري ميكني؟»اونقدر راجب چيزي كه ميخواستم به مريم بگم هيجان زده بودم كه زبونم بند اومده بود.مريم دوباره گفت:«راستي ديشب چي شد؟چرا وقتي بهت اس ام اس زدم كه چيكار ميكنه جواب ندادي؟»آب دهنم رو قورت دادم و گفتم:«به خاطر اينكه چيزي كه ميديدم اونقدر عجيب بود كه هيچ كاري نميتونستم بكنم.فكر ميكني مائده ديشب كجا بود؟»مريم سرش رو تكون داد و گفت:«خب توي توالت ظاهرا داشته به خودش ور ميرفته ديگه.»خنديدم و گفتم:«نخير.مائده وقتي از اتاقتون زد بيرون مستقيم رفت طبقه ي بالا.»مريم تعجب كرد و گفت:«يعني توي اون اتاق خاليه داشت كارش رو ميكرد؟»يه كم مكث كردم و گفتم:«نه.توي اتاق بابات دختر دايي جان»قبل از اينكه مريم چيزي بگه اولين فيلمي كه گرفته بودم رو جلوي چشماش گرفتم و يهو قيافه ي مريم همونطوري شد كه ديشب من بودم. حتي يه كلمه هم نميگفت و داشت فيلم رو نگاه ميكرد. تمام فيلم ها و عكسهايي كه گرفته بودم رو پشت سر هم به مريم نشون دادم و مريم هر لحظه گيج تر ميشد تا اينكه بلند شد و روي صندلي ميز كاپيوترش نشست.»هر دومون ساكت بوديم و عصباني.چند دقيقه اي همينطور گذشت.مريم زير لب داشت با خودش حرف ميزد و مي گفت:«چطور تونستن اين كارو بكنن؟&#8230;..اون مائده كه جلوي منم چادر سرش ميكرد!&#8230;..نميدونم بابام چطور تونست اين كارو بكنه&#8230;..»منم كمابيش همين حرفاي مريم به ذهنم ميومد تا اينكه يه لحظه فكرم به يه سمت ديگه رفت و به مريم نگاه كردم و وقتي مريم هم به من نگاه كرد مطمئن شدم اون هم همين فكر توي سرشه.توي يه لحظه مريم بلند شد و دويد سمت من كه روي تختش نشسته بودم و لباش رو گذاشت روي لبام.منم بي اختيار شروع كردم به بوسيدنش.مريم كم كم روي من خوابيد و هر دومون داشتيم همو ميبوسيديم.سر مريم رو گرفتم و عقب بردم و گفتم:«چيكار ميكني دختر؟»مريم خنديد و گفت:«همون كاري كه خيلي وقت پيش بايد ميكرديم.هم بابام و هم مائده جفتشون برن به درك.»منظورش رو اين دفعه خوب متوجه شدم. چند لحظه بعد هر دوي ما كاملا لخت رو تخت مريم خوابيده بوديم و داشتيم لباي همو ميخورديم و همديگه رو دستمالي ميكرديم.اگه من و مريم تا اون روز با هم سكس نكرده بود به خاطر دايي علي بود و حالا كه اون خودش زودتر كارو شروع كرده بود ما ديگه بهونه اي نداشتيم.مريم رو محكم بقل كردم و سريع چرخوندمش و حالا من روي مريم خوابيده بودم.لبام رو از لباش جدا كردم و گفتم:«آماده اي مريم؟»مريم يه چشمك بهم زد و چشماش رو بست.كيرم رو گرفتم و روبروي كس مريم تنظيم كردم.اونقدر حشري بوديم كه هر دومون يه سكس تمام عيار ميخواستيم. كس مريم كاملا خيس بود و آماده ي ورود كير من و منم با بي رحمي تموم كيرم رو توي يه لحظه تا نصفه توي كس مريم فرو بردم طوري كه مريم يهو چشماشو باز كرد طوري كه داشتن از حدقه ميزدن بيرون و يه آه بلند كشيد.كيرم رو دوباره بيرون كشيدم و دوباره كردم تو اين دفعه بيشتر داخل شد.چند لحظه بعد صداي آه و اوه هر دوي ما كل اتاق رو گرفته بود و من داشتم كاملا محكم و وحشيانه توي كس دختر داييم كه يه جورايي مثل خواهر دوقلوم بود تلمبه ميزدم.اونقدر سنگين تلمبه ميزدم كه مريم با هر تلمبه انگار ميخواست از روي تخت بيفته پايين و منم هر لحظه به ارضا نزديك تر ميشدم. براي اولين بار نبود كه مريم رو كاملا لخت ميديدم و بارها و بارها كس و سينه هاش رو براش خورده بودم ولي هيچ وقت انتظار سكس نداشتم اما حالا داشتم اين كارو ميكردم و همين باعث شد زود به مرحله ي ارضا برسم و توي يه لحظه كيرم رو بيرون كشيدم و آبم رو روي كس مريم خالي كردم.قطرات آب كس مريم هم خيلي آروم بيرون اومدن و از بين چاك كونش روي ملافه ي تخت ريختن.هر دومون نفس نفس ميزديم.شايد كل سكسمون 5 دقيقه هم طول نكشيد و همين سرعت نفس هر دومون رو گرفته بود. من طاق باز روي تخت مريم خوابيدم و داشتم سقف رو نگاه ميكردم كه مريم بلند شد و كيرم رو توي دهنش فرو كرد و شروع كرد ساك زدن.كيرم كاملا خوابيده بود و مريم داشت باقي مونده ي آب كيرم رو بيرون ميكشيد.شايد ده دقيقه كيرم توي دهن مريم بود تا دوباره راست شد و اين بار مريم چيزي رو بهم پيشنهاد داد كه هميشه با دوست پسرش حميد انجام ميداد.سكس از كون.از اون چيزايي كه مريم از سكس هاش توي اين سالها برام تعريف ميكرد ميدونستم كه با تمام دوست پسرهاش از پشت سكس ميكرده و فقط يكيشون چند سال پيش مستش كرده بود و پردش رو زده بود و از جلو باهاش سكس كرده بود كه مريم فورا باهاش كات كرد و منم به تلافي ،يكي از دوستام رو فرستادم تا ترتيب پسره رو بده و رفيق منم سر بلند از ماموريتش بيرون اومد و يه ماه بعد خبر داد كه پرده ي خواهر طرف رو زده و پيچوندتش.بگذريم.مريم به سكس از پشت عادت داشت و دوست دختر منم كاملا از سكس مقعدي ميترسيد و دليلش هم خاطرات تلخ بچگيش بود و منم هر كاري ميكردم راضي نميشد و حالا مريم داشت منو به آرزوم ميرسوند.معطل نكردم و بلند شدم.مريم به حالت سگي روي تخت نشسته بود. سريع رفتم پشتش و كيرم رو به كسش ماليدم و آروم روي سوراخ كونش گذاشتم.از چند دفعه ي انگشت شماري كه يه دختر رو از كون كرده بودم ميدونستم بايد آروم اين كارو بكنم ولي همين كه يه ذره كيرم رو روي سوراخ كون مريم فشار دادم خيلي راحت و آهسته تا ته توي كونش فرو رفت و مريم هم توي اين چند ثانيه كه كيرم توي كونش پيشروي ميكرد فقط يه آه پيوسته و بلند كشيد و بعد هم ساكت شد. كيرم كاملا توي كونش بود و حالا نوبت تلمبه زدن بود.مريم واقعا كون گشادي داشت ولي همين هم خيلي لذت بخش تر از سكس اولمون بود.شروع كردم به تلمبه زدن و اوايل هيچ احساسي نداشتم چون تازه ارضا شده بودم ولي كم كم سر و صداي مريم و حرفهايي كه ميزد و از همه مهم تر ديدن كيرم كه راحت توي كونش جلو و عقب ميرفت تحريكم كرد و منو كه شايد ده دقيقه اي داشتم توي كون مريم تلمبه ميزدم رو به ارضا نزديك كرد. همينطور مشغول تلمبه زدن بودم و هر دوي ما خبر نداشتيم توي اون لحظه چه اتفاقي منتظر ما بود.من همينطور مشغول بودم كه يه دفعه صداي آشنايي رو از پشت سرم شنيدم.صدايي كه باعث شد سريع كيرم رو از كون دختر داييم مريم بيرون بكشم و پشت سرم رو نگاه كنم.مائده با چادر مشكي كه هنوز سرش بود توي چهارچوب در اتاق وايساده بود و به من و مريم زل زده بود.قبل از اينكه حرفي بزنم مائده بلند گفت:«داريد چه غلطي ميكنيد كثافتاي آشغال؟خجالت نميكشيد؟بلند شيد از جلوي چشمام گمشيد آشغالا.»هم من و هم مريم به مائده زل زده بوديم.مائده دوباره داد زد:«مگه من با شما دو تا لجن نيستم.خاك بر سرتون.فقط صبر كنيد دايي علي بياد خونه.»واقعا باورم نميشد كه با اين پر رويي جلوي ما وايسه.خودش كه تا ديشب هر شب زير دايي علي ميخوابيد بيشتر مستحق سر زنش بود تا من و مريم.حد اقل از نظر دين خودش من و مريم ميتونستيم با هم سكس كنيم ولي اون و دايي علي چطور؟به خاطر همين هم مريم طاقت نياورد و با عصبانيت همونطوري لخت از زير من بلند شد و جلوي مائده وايساد و گفت:«تو چي ميگي عوضي؟فكر ميكني بهتر از من و محسني؟ما دو نفر هر غلطي ميكنيم به خودمون مربوطه!تو برو هر شب به باباي من كس بده!لازم نيست جلوي ما زر زر كني!»مائده يهو سر جاش ميخكوب شد.معلوم بود كه شوكه شده و فكر نميكرد كه ما دو نفر از رابطه ي جنسيش با دايي خبردار باشيم.به خاطر همين سريع شروع كرد به انكار كردن:«خفه شو جنده خانوم.چرا حرف مفت ميزني!» همين كه اين حرف رو زد مريم يه دونه محكم زد زير گوش مائده طوري كه مائده پرت شد روي زمين.بعد هم سريع موبايل منو برداشت و فيلم ها و عكسايي كه ديشب از مائده و دايي علي گرفته بودم رو آورد و يكي از فيلم ها رو پلي كرد و بعد هم گوشي رو پرت كرد سمت مائده.مائده كه روي زمين افتاده بود گوشي من رو از كنارش برداشت و همينطور كه با يه دستش داشت جاي سيلي مريم روي صورتش رو ميمالوند فيلم رو نگاه كرد.از قيافش معلوم بود كه شوكه شده و زبونش بند اومده بود ولي باز هم كم نياورد و گفت:«كدوم يكيتون اين فيلم رو گرفته؟هان؟به شما چه ربطي داره؟من به خاطر دايي علي اينكارو ميكنم!»مريم بلند زد زير خنده و گفت:«به خاطر بابام؟شوخي نكن!توي فيلم كه بدجوري داري حال ميكني!ميدوني چيه!واقعا حالم ازت بهم ميخوره مائده.توي تموم اين سالا اداي دختراي معصومو در مياوردي ولي زير اون چادرت يه دختر آشغال دروغگو قايم كرده بودي.هر گهي ميخوري به خودت مربوطه ولي ديگه براي ما فيلم بازي نكن.ديگه دستت براي ما رو شده!» همين كه مريم اين حرفا رو زد مائده زد زير گريه.اونقدر بلند گريه ميكرد كه هم دل من و هم دل مريم براش سوخت.مريم به من نگاه كرد.هيچ كدوممون نميدونستيم بايد چيكار كنيم.مائده همينطوري روي زمين افتاده بود و داشت گريه ميكرد تا اينكه خودش رو جمع و جور كرد و گفت:«باشه.حالا كه اينطوره گور پدر رازداري!همه چيزو بهتون ميگم!ديگه از هيچكس نميترسم. فكر نكنم حالا ديگه قايم كردنش فايده داشته باشه!آره!من جنده ام!ولي نه اون چيزي كه خودم بخوام.حتي يه قرون پول واسه اين كارام نگرفتم!فكر ميكنيد كي منو به اين روز انداخت؟كسي كه بعد از فوت مادر منو بزرگ كرد!خاله نسيم&#8230;..» من و مريم از شنيدن داستان مائده واقعا شوكه شده بوديم.در واقع خاله نسيم توي تمام اين سالها مائده رو به صيغه ي موقت يه عده آدم ثروتمند در مياورد و پول هاي خوبي به جيب ميزد و مائده هم كه تحت تعاليم به اصطلاح مذهبي خاله نسيم بزرگ شده بود هيچ مخالفتي نميكرد تا اينكه چند ماه قبل وقتي صيغه ي يكي از مايه دار هاي جنوب شهر تهران ميشه و شب ميره خونه ي طرف چند نفر هم همراه اون يارو ميريزن سرش.فرداي اون روز وقتي به خاله نسيم اطلاع ميده و ميخواد كه خاله بهش كمك كنه تا از اون طرف شكايت كنه خاله كمكش نميكنه و ميگه اتفاقي بود.اما چند روز بعد مائده متوجه ميشه كه خاله قبل از اين اتفاق از جريان مطلع بوده و پول بيشتري گرفته بوده.همين بين خاله و مائده رو به هم ميزنه و مائده باهاش قطع رابطه ميكنه و ميره سراغ دايي علي و داستان رو براش تعريف ميكنه.دايي هم بدون اينكه من و مريم از ماجراهاي مائده بويي ببريم بهش كمك ميكنه و اونو پيش مشاور ميفرسته. توي تمام اين مدت وقتي مائده از خونه بيرون ميرفته و يا با تلفن صحبت ميكرده بر خلاف فكر من و مريم با خاله نسيم نبوده و در واقع داشته با مشاورش صحبت ميكرده.چند شب قبل هم به پيشنهاد خودش رابطه ي جنسيش با دايي رو شروع ميكنه و اون هم مخالفتي نميكنه.توي ماجرايي كه مائده براي من و مريم تعريف كرد چند شب قبل مائده ميره توي اتاق دايي علي و شروع ميكنه به گريه كردن و در نهايت خودشو در اختيار دايي قرار ميده. من و مريم هر دومون تعجب كرده بوديم.مريم سريع كنار مائده نشست و دستش رو روي صورت مائده كشيد و ازش عذرخواهي كرد.منم همينطور.از اون روز ديگه هيچكدوممون به رابطه ي جنسي همديگه كاري نداشتيم و حتي بروز هم نميداديم.دايي علي هنوز از رابطه ي جنسي من و مريم بي خبر بود و ما هم تظاهر ميكرديم كه از رابطه ي جنسي مائده و اون خبر نداريم.از اون روز به بعد مائده خيلي تغيير كرد.ديگه خبري از اون لباساي كيپ و كور و قيافه ي وحشتناكش نبود.حالا بيشتر به خودش ميرسيد و تازه داشت خودش رو پيدا ميكرد. من نميگم مخالف رابطه ي جنسي با محارم نيستم ولي رابطه ي جنسي مريم با دايي علي واقعا بهش كمك كرد تا از توي اون جهنمي كه توش افتاده بود در بياد و به يه آدم جديد تبديل بشه. تا امروز اين رابطه ها به هر چهار نفر ما كمك كرده و با اينكه انتهاش معلوم نيست ولي شايد انتهاي خوبي داشته باشه.موفق و پيروز باشيد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%a7%d8%b2%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%af%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%87%d8%a7%d8%aa-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%b2%d9%86%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/bYrDJFFWcdXyln-5TtA50g/009/086/508/1280x720.3.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2515</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اولین سکس جنده خانوم خوش بدن , حالا کی باور میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%a7-%da%a9%db%8c-%d8%a8%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%a7-%da%a9%db%8c-%d8%a8%d8%a7/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 26 Aug 2019 07:13:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[آسمونها]]></category>
		<category><![CDATA[احتمال]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادند]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[اينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بودخيلي]]></category>
		<category><![CDATA[بوددوست]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمونو]]></category>
		<category><![CDATA[جلوشون]]></category>
		<category><![CDATA[‫جووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتراش]]></category>
		<category><![CDATA[خيابون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوي]]></category>
		<category><![CDATA[دبيرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترامون]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوربين]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رانهاي]]></category>
		<category><![CDATA[سرازير]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[ضربدري]]></category>
		<category><![CDATA[فهميديم]]></category>
		<category><![CDATA[فيلماي]]></category>
		<category><![CDATA[فيلمهاي]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتند]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[مردهاي]]></category>
		<category><![CDATA[مهرداد]]></category>
		<category><![CDATA[مياورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميبيني]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواهي]]></category>
		<category><![CDATA[ميديديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردند]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ميميرم]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدش]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[هستماين]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطوري]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مينشست..چشماي عميق و مشكي اون فیلم سکسی يك نفوذ كشنده داشت. همه توصيف از سن 17 سالگي اون در اندامش پنهان بود ..كمري باريك و باسني با سکسی رانهاي گوشت آلود و خوشتراش، آدم جز شاه کس هوس گاييدن اين دختر چيزي به مغزش راه پيدا نميكرد..اسمش شيما بود..من دانشجوي مهندسي بودم کونی و اون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مينشست..چشماي عميق و مشكي اون فیلم سکسی يك نفوذ كشنده داشت. همه توصيف</h2>
<p>از سن 17 سالگي اون در اندامش پنهان بود ..كمري باريك و باسني با سکسی رانهاي گوشت آلود و خوشتراش، آدم</p>
<h3>جز شاه کس هوس گاييدن اين دختر چيزي به مغزش راه پيدا</h3>
<p>نميكرد..اسمش شيما بود..من دانشجوي مهندسي بودم کونی و اون سال دوم دبيرستان بود..دوست پسري به نام مهرداد داشت كه وضعش توپ</p>
<h4>بود جنده ..اون همكلاس من بود..خيلي رفيق بوديم من هميشه خونه</h4>
<p>اش ميرفتم..صميمي بودن ما تا حدي پستون بود كه از روابط سكسي دوست دخترامون هم به هم ميگفتيم..اون شيما رو به</p>
<h5>خونه مجرديش کوس مياورد و باهاش عشق بازي ميكرد..شيما اوپن نبود</h5>
<p>اما ميتونست هر پسري را حتي با حرف به اوج لذت برسونه&#8230;مهرداد از عشق من به شيما با خبر بود ولي من سکس داستان و مهرداد كه</p>
<h6>اولين بار علايق سكسي مون به هم گفتيم ایران سکس فهميديم هردومون</h6>
<p>سكس گروهي و 2 به 1 رو دوست داريم يا اينكه دختر مورد علاقه جفتمونو باهم بكنيم خيلي اتفاق نظر داشتيم. فيلماي زيادي ميديديم گاهي تو 17 – 18 سالگي با پيداكردن يك سوژه غير قابل دسترس باهم جق ميزديم يا براش ميزدم..من عاشق سكس گروهي و ضربدري هستم..اين احساس رواز اول با مهرداد مشترك داشتيم و هميشه ديدن فيلمهاي مردهاي سوينگر يا لذت جو كه همسرشونو يك يا چند نفر جلوشون ميكردند از دست نميداديم. اول ها وقتي دست مهرداد روي كون شيما ميلغزيد و من از لاي در يا دوربين وبكم جاسازي شده داشتم ديد ميزدم چه حالي ميداد&#8230;حس اينكه اين زن منه و مهرداد داره حال ميكنه باهاش، كلي كيف ميداد بمن.يادمه كه مهرداد از شدت عشق سكسي اش به شيما جون قصد داشت باهاش ازدواج كنه . اما خانواده اش نميذاشت..با اينكه شيما بيرون و خيابون ظاهر بدي نداشت زيبا بود و خوش انداماما خواهر و مادرش نذاشتند با شيما ازدواج كنه. با اين حال باهم فكر ميكرديم اون نامزدشه و منم موقع سكس ديد ميزدم ..و از اندام زيباش كيف ميكردم..تو يكي از اين دفعات مهرداد در حال ماليدن اندام شيما ميگفت:مهرداد: اين بدن چه بدني كه لختش منو ديونه كرده و با مانتو تو خيابون مرداي ديگه روشيما: ممممم&#8230;.آرررره&#8230;جووووون عزيزم&#8230;.الان زير تو ام&#8230;.مال تو ام.آخخخخخ مهرداد جووون دوست داري .بيرون كه هستم مال مرداي ديگه باشم؟&#8230;مممممممهرداد : آآخخخ&#8230;.نگو..از اين حرفا نگو كه ميميرم برات&#8230;..خيلي دوستت دارم وقتي برام فانتزي ميسازي &#8230;..مي خواهي يكي از اين مردا ديد بزنه گاييدن مارو&#8230;.؟ جنده من؟&#8230;آرههههتو اين لحظه من كيرم دستم بود براي شيما جون و كون زيباش ميزدم&#8230;..وقتي سوالش با ناله و آخ و اوخ شيما همراه شد مهرداد به من اشاره كرد بيا تو&#8230;با ترس نزديك شدم مهرداد به آرومي دم گوشش گفت اين مرد داره كون زيباتو ديد ميزنه&#8230;.شيما از شدت سكس ناله ميكرد و احتمال اومدن منو از راهرو به اطاق ميداد و با حسس ما آشنا بود &#8230;ميگفتشيما : مهردادجون&#8230; لختم كن&#8230;..ممممم&#8230;.مهرداد:الان جيگرم&#8230;..(شرت مشكي شيما را با يه ضرب از بدنش كند&#8230;شيما چاردست وپا كونش بالا و سرش نزديك فرش مهردادپشتش با كير شق شده تو دستش و دست ديگش ميزد رو كون شيما)&#8230;ببين شيما جونم چه كوني داره مازي جون( مازيار اسم من) عشق من بهترين بدن دنياست&#8230;..مازيار : آرهههههه&#8230;چه كون ناز و گرديه &#8230;خيلي بزرگ و لوند ه &#8230;..ممممم&#8230;مهرداد جون دوست داري چي بگم از اين كون و بدن &#8230;..چي كار كنم برات&#8230;.؟؟؟؟شيما با صداي من بدجوري كونشو بالا پايين ميكرد&#8230;له له ميزد&#8230;&#8230; مهرداد كيرشو تف زد لاي كون شيما جون گذاشت و بالا و پايين ميبرد كون و كس شيما رو با سر كيرش نوازش ميداد&#8230;. ميكشيد و شيما هم ناله ميكرد&#8230; سوال من از مهرداد جوابي رو ميخواست كه اين اطاق منفجر بشه..مهرداد: مازي جون هرچي كيرت ميخواد بگو تا حال كنم&#8230;بگوووو..مازيار: آخخخ مهرداد عجب نامزدي داري&#8230;چه كوني داره&#8230;آخخخخ&#8230;.مهرداد&#8230;مهرداد&#8230;مهرداد: چيه عزيز بگوووووومازيار: كيرن تو كس نامزدت&#8230;كيرم تو كون زنت&#8230;مهرداد: وايييييييييييي آرهههه &#8230;جووووووون كيرت تو كون نامزدم&#8230;كيرت تو كس زنم آخخخخخخخ&#8230;بيا كيرتو بزارم لاي كون نامزدم&#8230;..مهرداد جلو كيرم زانو زده بود و كيرمو گرفت يه كم ماليد &#8230;مهرداد: اره چه كيريه&#8230;.عزيزم شيماجونوم كير غريبه ميخوايي لاي پات بذارم خودم ؟ آرهه جنده من ؟ عزيزم بگوووووو شيما كه به اوج رسيده بود و كسش را به سرعت ميماليد گفتشيما: آره&#8230;ميميرم براي دو كير همزمان&#8230;.مهرداد جون&#8230;ميدونم ميخواهي جندت باشم&#8230;عزيزم&#8230;.مممممم&#8230;.مهرداد&#8230;مهرداد..مهرداد: چيه؟ بگو&#8230;چي دوست داري ؟ &#8230;مممممممهرداد همينطوري كه ميماليد كيرمو منم راست راست كرده بودم و آه ميكشيدم&#8230;. شيما چاردست وپا پشت به ما بود سرشو برگردوند و با چشماي نيمه بسته و خمارش با ناله گفت :شيما: مازي جون &#8230;.مازي جون&#8230;..مازيار: چيه&#8230;..ممممم&#8230;چه كسو كوني داري شيما جووون&#8230;.مهرداد كيرم رو ميماليد و كيرش كه رو كون نامزدش بود رو بالا پايين ميكرد.شيما: مازي&#8230;.كيرت تو كس و كونم&#8230;.ميميرم برا كيرت ..بتپون تو كونم&#8230;.ممممممممن كه حشري شده بودم دست مهرداد از كيرم كشيدم كيرمو جلو صورت مهرداد گرفتم و با حرص و شهوت گفتم: مازيار: مهرداد&#8230;. بيا &#8230;.كسكش زن جنده &#8230;سر كيرمو تف بزن بزارم لاي كس و كون زنت مهردادكه يه دفعه حشر من و ديد &#8230;كلي حال كرد &#8230;له له ميزد برا اين لحظه &#8230;يه جوري مست و خمار از پايين به بالا نگام كرد &#8230;يه تف انداخت سر كيرم و با دست كيرمو ماليد &#8230;..گذاشت لاي كون نامزدش &#8230;.داشتم از حس لمس كون شيما پرواز ميكردم&#8230;كس و كون همون دختري كه از پشت سرش تو خيابون دنبالش ميرفتم و هر روز و آرزوي داشتن او بدن و گاييدنش هر روز تو خيالم بود الان جلوي من و كيرم لاي كون سفيدش بود..مازيار: آخ چه كوني داري شيما جون &#8230;.كيرم توشه &#8230;..شيما :‌ مممم ديوونه اشي اره&#8230;.ميديدم كف كون مني&#8230;.كيرت تو من چه حالي ميده&#8230;.مهرداد: &#8230;.آخخخخخ&#8230;جون&#8230;شيما &#8230;عزيزم&#8230;لاي پات يه كير كلفته &#8230;.جلوم داره ميگاد تورو.. &#8230;. چه مرد كسكشي شدم برات&#8230;.ممممممممممممم.من همينطور كه لاپاش گذاشتم با حشر زياد گفتممازيار: مهرداد لاي كون نامزدتو بازكن برام.. نامزد كوني تو رو ميگام .. &#8230;مهرداد جون&#8230;. جون&#8230;&#8230;.مهرداد لاي كون شيما رو باز كرد سوراخشو ماليد برام&#8230;.كون چاقو سفيد و برام كامل از هم باز كرد. منم كه كنترل نداشتم رو خودم يه دفعه سر مهرداد رو گرفت فشار دادم روي كون نامزدشت طوري كه از نزديك نزديك سوارخ كون شيماو كيرمو ببينه&#8230;. شروع كردم تپوندن تو كون نامزدش&#8230;مازيار: آخخ&#8230;.ببين چه ميره توششش&#8230;تو كون زنت &#8230;. كير من تو كون تنگ زنت ميره ميبيني؟ ممممم&#8230;..جون&#8230;..( سرش كه رفت &#8230;شيما ناله اي جيغ مانند كرد و . كم كم باز شد &#8230;.تو آسمونها بودم كيرم رو عقب جلو تو كون تنگش ميكردم &#8230;&#8230;مهرداد هم نفس نفس ميزد&#8230;. كيرمو كشيدم بيرون كه يه دفعه مهرداد سر كيرمو تف انداخت &#8230;من حشري تر شدم دست خودم نبود &#8230;سرشو كه سفت نگه داشتم ..كيرمو جلو دهنش بردم و با يه ضربه تو دهنش كردم&#8230;نميدونستم چكار ميكنم . اما مهرداد بدش نيومد&#8230; دوباره و دوباره كردم داشت ابم مي آمد كه زدم تو كون نامزدش&#8230;با سه بار حركت عقب جلو آبم پمپ شد توش&#8230;از بغل كيرم زد بيرون &#8230;ناله هاس شيما تمومي نداشت &#8230;دستمو از سر مهرداد برداشتم و ديدم كه كيرش شل شل شده اما آب كيرش سرازير آروم مياد بيرون&#8230;گذاشت جاي كير من تو كون نامزدش &#8230; اونم آبشو ريخت &#8230;و افتادند زمين كف اطاق تو بغل هم لب گرفتند&#8230; نميدونم چي شد بالا سرشون رفتم كيرمو گذاشتم بين صورتهاشون&#8230;.چه جور ميليسدنش &#8230;. واي كه مرده بودم از سكس&#8230;&#8230;..آخ&#8230;.. اينطوري بود كه اين حس شوهر لذت جو تو خونم رفت و سوينگر شدم&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%a7-%da%a9%db%8c-%d8%a8%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2635</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خالی شدن آب کیر تا ته رو سینه های داغ جنیفر</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%ac%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%ac%d9%86%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 21 Jun 2019 07:46:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آسمونها]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اشتياق]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[العملي]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببينمش]]></category>
		<category><![CDATA[برداري]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونش]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[تصويري]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[خابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوربين]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[روبروي]]></category>
		<category><![CDATA[فراوان]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[کامپيوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسها]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهامو]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[موبايل]]></category>
		<category><![CDATA[موبايلم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردن]]></category>
		<category><![CDATA[ميکشيد]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[همراهش]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[وبوسيد]]></category>
		<category><![CDATA[ومشغول]]></category>
		<category><![CDATA[يکدفعه]]></category>
		<category><![CDATA[يواشکي]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سن داره و بابام حدود فیلم سکسی 45 سال سن داره وکارمند يکي از شرکتهاي اينجا هست که يک ماه شيف شب ويک ماه شيفت روز کار سکسی ميکنه . الان ساعت 3بعد از ظهر شاه کس هست و بابام خوابيده تا شب بره سر کار . مامانم داره خياطي ميکنه . کونی يه دامن [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سن داره و بابام حدود فیلم سکسی 45 سال سن داره وکارمند يکي</h2>
<p>از شرکتهاي اينجا هست که يک ماه شيف شب ويک ماه شيفت روز کار سکسی ميکنه . الان ساعت 3بعد از</p>
<h3>ظهر شاه کس هست و بابام خوابيده تا شب بره سر کار</h3>
<p>. مامانم داره خياطي ميکنه . کونی يه دامن کوتاه و يه تي شرت پوشيده که نوک پستونش از زير لباسش</p>
<h4>معلومه جنده . مثل اينکه سوتين نبسته . امنم هيکل خوبي</h4>
<p>داره البته قدش يکم کوتاه هستش پستون حدود 160. هميشه وقتي مامانم ميخواد بره حموم چند تا از لباسهامو با</p>
<h5>خودش ميبره کوس وتوي حموم ميشوره . يک با رشرتمو انداختم</h5>
<p>توي لباس چرکام و اتفاقا حمون روز مامنم لباسها رو برده بود توي حموم تا بشوره . وقتي از حموم بيرون اومد سکس داستان شروع به پهن</p>
<h6>کردن لباس ها کرد و بعد از اينکه ایران سکس کارش تموم</h6>
<p>شد اومد پيش من و گفت شرتت خيلي لکه داشت . مگه بهداشتو رعايت نمي کني . گفتم چرا مگه چي شده اونم گفت از اين به بعد بايد شرتتو خودت بشوري .منم گفتم باشه. اينو گفت ورفت توي اتاقش تا استراحت کنه . تقريبا يک ماه از اين قضيه گذشته بود و باز هم پدرم شب کار شده بود. شب وقتي که خواب بودم به ارزوم رسيدم (داشتم خواب سکس با مامانمو ميديدم وبا دست خودم داشتم لباسشو در مي آوردم و همش اين جمله رو تکرار ميکردم .. مامان بزار پستون تو بخورم .. مامان مثل بچگي هام به من شير بده ) در همين حال بودم که يدفعه ابم اومد و همش ريخته شد روي شرتم و منم از خواب بيدار شدم و رع رفتم حموم ويه دوش گرفتم و اومدم توي اتاقم . وقتي به ساعت نگاه کردم ديدم ساعت 3 نيمه شب هست . يه چيزي نظر منو به خودش جلب کرد . برق اتاق مامنم روشن بود . يواشکي رفتم توي اشپزخونه ( بين اتاق من واتاق مادرم اشپزخونه هست که به تراس راه داره) رفتم توي تراس واز گوشه پنجره يواشکي توي اتاق رونگاه کردم .واي چي داشتم ميديدم .خيلي برام جالب شده بود .ولي هوا هم سرد بود وهم باراني . رفتم به اتاق خودم ولباس گرم پوشيدم و زير پتوي خودم يه بالش گذاشتم تا کسي نفهمه که من بيرون هستم . رفتم توي تراس و مشغول نگاه کردن مامانم شدم . مامانم داشت ماهواره نگاه ميکرد .روي کانال xxl بود و داشت يه فيلم نيمه رو توي کامپيوتر خودش ذخيره ميکرد . طوري نشسته بود که پشتش به من بود واسه همين خوب نمي تونستم ببينم که فيلم چه اثري روش گذاشته .همش تکون ميخورد ولي نمي دونستم داره چي کار ميکنه. فردا صبح وقتي که از خونه رفت بيرون تا خريد کنه رفتم سراغ کامپيوتر وهرچي گشتم نتونستم فيلم رو پيدا کنم . فکر کنم فيلم رو توي يکي از فايل ها پنهان کرده بود.يه دفعه يه فکري زد به کلم .. رفتم ويه فيلم سوپر آوردم وريختم توي هارد کامپيوترش و ايکونشم گذاشتم روي دکستاب و زود رفتم اتاق خودم.(تو فيلم 6 تراک بود که توي هر تراک يه پسر جوون و يه زن حدودا 40 ساله به عنوان مادر و پسر داشتن سکس ميکردن.) شب که شد موبايل رو گذاشتم رو شارژ و به مامانم گفتم که من خسته ام وامشب زودتر ميخوابم .بهش شب بخير گفتم ورفتم توي اتاقم .موبايل رو از برق کشيدم و منتظر شدم تا مامان برق ها رو خاموش کنه وبره توي اتاقش .تا ساعت 1 شب منتظر شدم . وقتي مامنم برقها رو خاموش کرد ورفت توي اتاقش منم مثل شب قبل يه بالش گذاشتم زير پتو وحسابي صحنه آرايي کردم تا همه چيز طبيعي باشه . يواشکي رفتم توي تراس و از گوشه پنجره يه نگاه انداختم وديدم مامانم داره لباس عوض ميکنه .چون برق اتاقش خاموش بود وفقط نور مونيتور اتاق رو روشن کرده بود اين امکان وجود نداشت که بتونه از پشت شيشه منو ببينه .تازه شانس اورده بودم که اون شب هوا خوب بود وروي شيشه بخار نبسته بود .وقتي ملمن لباس خوابشو پوشيد رفت ونشست پشت کامپيوتر ومشغول گذاشتن اهنگ بو د .اينو وقتي مه مديا پلير رو باز کرد فهميدم .اخه مامان واسه ديدن فيلم هيچ وقت از مديا پلير استفاده نميکه.وفقط از واسه ديدن فيلم استفاده ميکنه. موبايلم رو در اوردم ومشغول فيلم برداري شدم در اين مواقع هست که ادم به قابليت هاي پي ميبره گوشي رو گذاشتم روي حالت فيلم برداري در شب و مشغول بع فيلم برداري شدم. مامنم متوجه يه ايکون اضافي روي دکستاب شده بود وقتي که روي ايکون کليک کرد ديد فايل تصويري هستش .يکي از فايلها رو باز کرد ومشغول نگاه کردنش بود که ديدم بلند شد ويکدفه برگشت .سريع خودم کشيدم کنار . حدود 2_3 دقسقه از وضعيت داخل اتاق خبر نداشتم . وقتي دوباره اومدم پشت پنجره ديدم که مامانم روي تخت خودش دراز کشيده وداره با خودش ور ميره دوباره از مامنم فيلم گرفتم در همون حال دوربين رو روي صفحه مونيتور زوم کردم واز فيلم هم فيلمبرداري کردم . ديدم امانم از روي تخت بلند شد ورفت توي حموم . منم سريع رفتم و فيلم رو از گوشي موبايل ريختم توي کامپيوتر خودم و خوابيدم . فردا صبح منتظر بودم که مامان از خونه بره بيرون . اما نرفت هرچي صبر کردم نرفت .شب که شد يه فکري به سرم زد . به مامان گفتم که ويندوز سيستم من بالا نمي ياد و کلي کار دارم که بايد انجام بدم .ازش خواهش کردم که اجازه بده با سيستم اون کارمو انجام بدم .مامان اونقدر سرگرم کارش (خياطي ) بود که يادش رفت روي دکستابش فلم سوپر هست .بالاخره راضيش کردم ورفتم روي کامپيوترش و مشغول شدم . يه فيلم ديگه که مربوط به سکس مادر و پسر بود ریختم توي هارد و جاشو با فيلم هاي قبلي عوض کردم . فيلم در حال کپي شدن بود که يکدفعه مامانم اومد توي اتاق و گفت اون سي دي چي هست که داري کپي ميکني و منو بلند کرد وخودش نشست. خواستم سي دي رو در بيارم که فت بزار ميخوام ببينمش. رفت روي فيلم و نگاه کرد و هيچ عکس العملي نشون نداد . خيلي آروم به من گفت اي شيطون پس اون فيلم ها تو ريختي توي هارد کامپيوتر . من فکر کردم بابات اينها رو گذاشته تا من ببينم. کير من در اين لحظه به اخرين سايز خودش رسيده بود واز زير شلوار خيلي مشخص شده بود . مامان دست منو گرفت و برد روي تخت و گفت از کي تا حالا پسر من به من علاقه مند شده و دستشو اورد روي کيرم و اونو گرفت . و از زير شلوار بيرون اورد وگفت واي چه بزرگه .اصلا فکر نمي کردم که کير تو ايقدر بزرگ باشه . حالا فهميدم چرا شورتت کثيف ميشد آخه بار زيادي توش بود.يواش يواش پيرهنمو در اورد ومنو کاملا لخت کرد. وگفت دوست داري منو لخت کني منم با اشتياق فراوان شروع کردم . جاي شما خال چه ميوه هاي رسيده اي بودند .شروع کردم به ليسيدن بدنش و مامانم همش داشت منو نوازش ميکرد وبا کيرم<br />
بازي ميکرد .داشتم نوک پستون راستش رو مي خوردم که يکدفعه احساس کردم پام خيس شده به مامان گفتم اين چيه گفت هيچي حالا وقتشه بايد بکني توش. منم کيرمو کذاشتم توش . مامان يه اه کشيد افتاد روي تخت و منو روي خودش فشار داد . کمرم داشت خورد ميشد که کفتم ولم کن کمرم درد گرفت .. مامان بهم گفتم که براش تلمبه بزنم و منم شروع کردم . کيرم اونقدر بزرگ شد که ديگه داشت ميشکست . وي آسمونها بودم انقدر با قدرت تلمبه ميزدم که مادر داشت جيغ ميکشيد ولي جلوي دهنشو با دست گرفتم .مامانم ديگه کارش تموم شده بود منو بلند کرد و روبروي خودش نشوند و محکم منو در آغوش گرفت وبوسيد. بوي عرق لاي پستونش منو مست وخراب کرد و اونو خابوندم و کيرمو گذاشتم لاي پستونش و با دو سه تا تلمبه ابم ریخت وسطش. خيلي حال کردم تا حالا اينطوري سر حال نبودم سه برابر موقعي که جلق ميزدم اب ريختم وسط پستوناش. اين کارو از فيلم يادگرفته بودم . مامانم بلند شد ورفت حموم و منم همراهش رفتم . توي حموم هم يه بار ديگه ازش خواستم واسم جلق بزنمو باز هم اب زيادي ريختم روي دستش و همونطور با اب کيرم داشت برام جلق ميزد که ديگه از درد فرياد کشيدم و از جا پريدم &#8230;چه خواب خوشي بود . وقتي صبح شد ديدم مامانم يه جور ديگهاي نگام ميکنه . به من گفت که ديشب توي خواب حرف ميزدي اونم با صداي بلند .چه خوابي ميديد . گفتم هيچي و زود رفتم توي اتاقم و دوباره اون فيلمي رو که با موبايل گرفتم رو يه بار نگاه کردم . خيلي خوب همه چي واضح افتاده بود.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%ac%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174727</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 34/44 queries in 0.009 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 05:47:16 by W3 Total Cache
-->