<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>دوستانمن &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%85%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Fri, 24 May 2024 10:36:44 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>دوستانمن &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>جنده حشری و کس و کون گنده چه سکسی میکنه زیر دوش آب</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%da%86%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%b2/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%da%86%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%b2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 10 Dec 2019 07:39:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[آسمونا]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوري]]></category>
		<category><![CDATA[اينترنت]]></category>
		<category><![CDATA[اينكارو]]></category>
		<category><![CDATA[باشهاما]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بود]]></category>
		<category><![CDATA[بوداما]]></category>
		<category><![CDATA[بوداومدم]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بودماما]]></category>
		<category><![CDATA[بودواي]]></category>
		<category><![CDATA[بودومن]]></category>
		<category><![CDATA[بيروندوتا]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[توامگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[توجهمو]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خنديدو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندو]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهيم]]></category>
		<category><![CDATA[خودكشي]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دبيرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترگفت]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردن]]></category>
		<category><![CDATA[دوجنسه]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانمن]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[زندگيم]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شدمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[شدمريم]]></category>
		<category><![CDATA[شروع]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلكم]]></category>
		<category><![CDATA[كردمنو]]></category>
		<category><![CDATA[كنمچند]]></category>
		<category><![CDATA[كنهبعدش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباممنم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[منظورت]]></category>
		<category><![CDATA[ميتوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناشيانه]]></category>
		<category><![CDATA[نبودرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميشناسم]]></category>
		<category><![CDATA[همينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[واقعيت]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشتمو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[كسايي مي نويسم كه واقعيت فیلم سکسی دوست دارن&#8230;بگذريم.ماجرا از اولين روز دبيرستان رفتن من شروع شد كه يه دختريو ديدم به اسم مريم كه توجهمو جلب سکسی كرد.مريم خيلي ناز بود و خوش استيل.نميدونم شاه کس چي شد كه يهو عاشقش شدم تو نگاه اول!تصميم گرفتم كه باهاش دوست شم.از اونجا کونی كه من [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>كسايي مي نويسم كه واقعيت فیلم سکسی دوست دارن&#8230;بگذريم.ماجرا از اولين روز دبيرستان</h2>
<p>رفتن من شروع شد كه يه دختريو ديدم به اسم مريم كه توجهمو جلب سکسی كرد.مريم خيلي ناز بود و خوش</p>
<h3>استيل.نميدونم شاه کس چي شد كه يهو عاشقش شدم تو نگاه اول!تصميم</h3>
<p>گرفتم كه باهاش دوست شم.از اونجا کونی كه من آدم اجتماعي و شوخي هستم خيليا بودن كه ميخواستن باهام باشن اما</p>
<h4>من جنده مريمو ميخواستم. . .ولي اون اصلا منو نميديد!با همه</h4>
<p>حرف ميزد جز من.دلو زدم به پستون درياو رفتم جلو خودمو معرفي كردم و باهاش دادم و شمارشو گرفتم.اونم باهام دست</p>
<h5>داد واي کوس دستاش چقد لاغر بودن. . .يه حسي بم</h5>
<p>دست داد كه تا حالا اونجوري نشده بودم.دوس داشتم اون مال من شه!شايد باور نكنيد ولي مي خواستم باهام ازدواج كنه!از روز سکس داستان به بعد ديگه</p>
<h6>گچ دوست پسر واسم معني نداشت!شب و روزم ایران سکس مريم بود.اما</h6>
<p>اگه اون دوست پسر داشت چي؟شمارشو برداشتم و بهش ميس زدم اونم جواب داد!واي با اون صداي نازش موهام سيخ شد.مريم من بود&#8230;گفت شما؟گفتم مهسام نشناختي؟گفت آهان تويي.كاري داشتي؟گفتم نه همينجوري زنگيدم.يه سوال بپرسم مريم؟گفت دوتا بپرس.گفتم دوست پسر داري؟با يكم مكث جواب داد:نه بابا من از پسرا بدم مياد.داشتم تو آسمونا سير ميكردم&#8230;حالا ديگه مال خودم بود&#8230;مريم من.يهو گفت چطور مگه؟گفتم هيچي ،با هم تفاهم داريم.چطوره با هم عروسي كنيم ها ها ها ها!تندي گفت منظورت چيه؟گفتم شوخي بود.خداحافظي كردم وقطع كردم.واي خدا دوس پسر نداشت! ديگه زندگيم شده بود مريم.هر لحظه بايد بهش ميزنگيدم كه كجايي با كي هستي. . .يه روز واسش نامه نوشتم.گفتم:مريم من عاشقت شدم.ميخوام مال من باشي.نامه رو بهش دادم.خوندو خنديد.گفت دختر مگه تو دوجنسه اي؟گريم گرفت.اشكامو ديدو خنديد.گفت به خدا ديوونه اي.گفتم آره ديوونه ي توام.گفت ببين مهسا.من 2سال پيش مثه تو لز بودم.اما اون مردو من تنها موندم&#8230;حالامن نميدونم تو ميتوني جاي اونو واسم پر كني يا نه.گفتم:ميتونم.من عاشقتم مريم.اونم خنديدو گفت خواهيم ديد.اما يه سوال تو ذهنم بود.لز كه گفت يعني چي!از اونجا كه خيلي خرخونم نميدونستم! تصميم گرفتم برم تو اينترنت بسرچم.بعد از كلي گشتن،خلاصه پيدا كردم&#8230;يعني مريم همجنس باز بود؟!يه كم ديگه گشتم تا يه فيلم لز گير بيارم.فيلمو كه ديدم چشام از حدقه داشت ميزد بيرون!دوتا زن توي فيلم بودن يكي داشت كس اون يكيو ليس ميزد!واي خيلي واسم چندش آور بود!يعني مريم ازم ميخواست اين كارو بكنم؟!تاشب توفكر اون فيلم بودم.فرداش كه رفتم مدرسه به مريم گفتم همه جوره پايتم.گفت بهت نمياد!با اخم نگاش كردمو گفت باشه.امروز ساعت ٣ مياي خونمون؟تنهام.واي خدا مريمم ازم خواست برم خونشون.گفتم حتما ميام.از مدرسه كه برگشتم كلي به خودم رسيدم.لباس خوشگلمو پوشيدم .خلاصه زود راه افتادم تا 3 اونجا باشم.در زدم.قلبم داشت ميرفت تو شورتم!!درو واكرد.واي چه جيگري شده بود&#8230;چه آرايشي&#8230;يه نيم تنه پوشيده بود&#8230;واي&#8230; رفتم تو كه يهو لباشو گذاشت رو لبام!تا اون موقع كسي لبامو نبوسيده بود!شروع كرد به خوردن لبام!منم واسه اينكه كم نيارم لباشو به طرز ناشيانه اي خوردم!واي خيلي خوشمزه بود&#8230;عين عسل&#8230;همينجوري لب رولب رفتيم تا منو نشوند رو مبل.لباشو ورداشتوشروع كرد به درآوردن لباسام!راستش خجالت مي كشيدم.اما ميخواستم جلو مريم خودمو بچه خفن نشون بدم!واسه همين گذاشتم لختم كنه.بعدش گفت تو نميخواي مريمتو لخت كني؟من از خدام بود تنشو ببينم.نيم تنشو در آوردم سوتين نبسته بود.وااي كه چه سينه هايي داشت&#8230;شلواركشم در آوردم.همينطورشورتشو.حالا لخت جلوم بودومن نميدونستم چيكار كنم!ياد فيلمه افتادم.شروع كردم به خوردن سينه هاش.واي چه خوش طعم بود&#8230;يخم آب شده بودو داشتم سينه هاشو ميخوردم اونم آه وناله ميكرد.سرمو با دستاش گرفتو گذاشت رو كسش چندشم ميشد كسشو بليسم!اما واسه اينكه اون لذت ببره اينكارو كردم يكم كه كسشو خوردم خوشم اومد!تند تند ميخوردمو اون اهو ناله ميكردبعد از 10 دقيقه ديدم ارضا شد.بعد اومد سراغ من.منو خوابوندو يه راست رفت سراغ كسم!اولش قلقلكم گرفت.اما بعد خوشم اومد.واااي چه حالي داشت!داشتم حال ميكردم.سينه هامو مي مالوند.خيلي زود ارضا شدم.بعد كلي لباي همو خورديم.ديگه وقت رفتن من بود.اومدم خونه ولي تمام فكرم اونجا بود.تا آخر سال من هر 2روز يه بار ميرفتم خونشون&#8230;تا اينكه سال تموم شدو كارنامه گرفتم.مهساي شاگرد اول ٦ تا تجديد آورده بود!اعصابم داغون بود.يه هفته اي از مريم خبر نداشتم،گوشيو ورداشتمو بهش زنگيدم يه پسره برداشت پرسيد شما؟گفتم من مهسام.صداي مريم از اونور خط اومد كه گفت:امير قطع كن.امير بش گفت ميگه مهساست.مريم گوشيو گرفت:الو؟گفتم تو معلومه كجايي دختر؟گفت شما؟گفتم من مهسا ام ديوونه!گفت نميشناسم مزاحم نشو.قطع كرد.بغض داشت خفم ميكرد&#8230;آرزو ميكردم خواب باشه.اما نبود&#8230;رفتم در خونشون از اونجا رفته بودن&#8230;.الان فقط يه اسكلت ازم مونده.ديگه از اين دنياي نامرد خستم.اون منو با يه پسر عوض كرد&#8230;منو فروخت.خيلي ارزون.شما بگيد چيكار كنم؟چند بارم خودكشي كردم.خدا نخواست&#8230;. شما بگيد بايد چيكار كنم&#8230;&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%da%86%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177573</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سر صبح اینو بکنی یه راه مخفی تو زندگیت باز میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%b1-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%d8%a7%db%8c%d9%86%d9%88-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%db%8c%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%ae%d9%81%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d8%aa-%d8%a8/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%b1-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%d8%a7%db%8c%d9%86%d9%88-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%db%8c%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%ae%d9%81%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d8%aa-%d8%a8/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 27 Aug 2019 06:34:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتتاح]]></category>
		<category><![CDATA[ببینید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابمالبته]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برشگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بود]]></category>
		<category><![CDATA[بوداون]]></category>
		<category><![CDATA[بودمکه]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرستار‬]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[ترسناک]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدو]]></category>
		<category><![CDATA[ترهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهاست]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[توکونش]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[دادماز]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[درشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانمن]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[سنیمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینم]]></category>
		<category><![CDATA[شروع]]></category>
		<category><![CDATA[فروردین]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کنمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانشم]]></category>
		<category><![CDATA[مامایی]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[میادمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میخونه]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌دیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میریزه]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[ندارهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذارم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[ننوشتم]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[یه سری از سکسامون از فیلم سکسی همه خاطره انگیز تره.منم دوس دارم داستان سکس 2 سالم که البته به زودی دوباره ادامه داره با دختر مستاجرمونو سکسی براتون بگم دلم میخواد نظر کسیکه میخوندشو شاه کس بدونم.البته اولین باره خاطره تعریف میکنم اگه خوب ننوشتم ببخشید.ما 4 ساله که یه خونواده کونی مستاجرمونن.البته پدره [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>یه سری از سکسامون از فیلم سکسی همه خاطره انگیز تره.منم دوس دارم</h2>
<p>داستان سکس 2 سالم که البته به زودی دوباره ادامه داره با دختر مستاجرمونو سکسی براتون بگم دلم میخواد نظر کسیکه</p>
<h3>میخوندشو شاه کس بدونم.البته اولین باره خاطره تعریف میکنم اگه خوب ننوشتم</h3>
<p>ببخشید.ما 4 ساله که یه خونواده کونی مستاجرمونن.البته پدره هم دوست بابامه.ابن مستاجرمون یه دختر دارن که اسمش آزیتاست.آزیتا الان 18</p>
<h4>سالشه جنده .تو این 4 سال یعنی از 14 سالگیه آزیتا</h4>
<p>که شروع کرد به بالغ شدن پستون آزیتارو دید میزدم.آزیتا نسبت به سنش زودتر بالغ شد یعنی زود سینه هاش بزرگ</p>
<h5>شدنو هیکلش کوس زنونه شد. منم چون آزیتا میومد تو حیاط</h5>
<p>بازی میکرد همیشه دیدش میزدم..تا اینکه عید دو سال پیش که آزیتا 16 سالش بود واسه عید دیدنی اومدن خونمون.(ما طبقه بالا سکس داستان میشینیم)آزیتا هم که</p>
<h6>یه کم توپول موپول بود البته چاق نبود ایران سکس ولی مثل</h6>
<p>این زنای عرب هیکلش پر بود و واقعاهیکلش واسه سکس عالی بود.اومدن عید دیدنی آزیتاهم روبرو من نشست اونجا بود که فهمیدم آزیتا سرو گوشش میجنبه و کرم میریزه.منم گفتم این بچست بابا جوابشو بدم سوتی میده همه میفهمن در ضمن من الان 28 سالمه ینی 10 سال فاصله سنیمون بود.اون روز گذشتو دهم یازدهم فروردین بود که چون باباش راننده اتوبوس بود مامانشم پرستار بود.باباش رفت سرویسو مامانشم شد شیفت شب بیمارستان.خونه ماهم از یه هفته پیش رفته بودن شمال منم چون اهل مسافرت نیستم مثل همیشه نرفتم.میدونستم آزیتاهم تنهاست چون خیلی پیش میومد که تنها باشه تک بچم بود.اون شب من داشتم فیلم سوپر نگا میکردم از ماهواره (کانال pg )که یه سکس کون کردن خیلی باهال نشون داد.بدجوری شهوت گرفته بودم.که یهو آزیتا وکرم بازیه اون روزش اومد تو ذهنم.گفتم شاید آزیتا میخواست یه چیزی حالیم کنه که من محلش نذاشتم بزار ببینم کرم میریزه دوباره یا نه.وایه همین رفتم تو راه پله الکی با تلفن حرف زذن که متوجه شدم آزیتا یواشکی منو دیدمیزنه.فهمیدم که آره هنوزکرم میریزه.بعد 5 مین دوباره اومدم تو راه پله که آزیتاهم تو همون لحظه درو باز کرد چون راه پله مون مشترک بود.شروع کرد به سلام کردنو احوال همو پرسیدن که ازش پر سیدم تنهایی گفت آره یککمم میترسم گفتم واسه چی.گفت از ماهواره یه فیلم ترسناک دیدم حالا میترسم بخوابم.البته فهمیدم دروغ میگه چون میدونستم به خاطر درسش مدتیه باباش ماهواره شونو جمع کرده.گفتم خوب بیا خونه ما که بدون تعارف گفت باشه.الان میام بعد چند مین دیدم آزیتا با یه شلوار استرج تنگو یه تی شرت بلند اومد بالا.واای چه کسی شده بود .سوتینم نبسته بود چون از زیر تی شرتش سینه های بزرگو نرمش مثله ژله میلرزید.بعد نیم ساعت حرف زدن سر صحبتو بازکردیمو یه کم صمیمیتر شدیم واسه همین گفتم دوس داری فیلم سکسی ببینی گفت آره خیلی تاحالا ندیدم.منم ماهواره رو گذاشتم رو کانال pg خودمم رفتم تو آشپزخونه الکی لفتش دادن .وقتی برگشتم واقعا شهوتو تو صورت آزیتادیدم منم که کیرم راست شده بود رفتم بغل دستش نشستم هینطور که باهم دیگه سوپر میدیدیم دستمو بردمو سینه شو مالوندن .لامسب خوشش اومد فهمیدم که امشب یه سکس افتادم چون کرم میریخت حسابی.یه کم باهاش ور رفتمو بوس کردنو لب گرفتن که آزیتا گفت دلم میخواد کیرتو ببینم.گفتم بریم تو اتاقم با هم دیگه لخت شیم. آزیتا بدجوری شهوتی شده بود هرچی میگفتم میگفت باشه.شروع کردیم لبا سای همو در آوردن واقعا که چه هلویی بود سینه های خیلی نرم،کون پهنو گنده،رون پر ،با یه کس سفیدو قلمبه. بار اولش بود که میخواست سکس داشته باشه.واسه اینکه دسپاچه نشه یا نترسه خودم شروع کردم به خوابوندنش رو تختو خوردن سینه هاش .بعد رفتم پایین که کسشو لیس بزنم که خودش ولو شدو پاهاشو باز کرد.عجت کسی قلمبه و سفید.چوچولشم قرمز شده بود حسابی.من تقریبا 15 مین فقط کسشو خوردم خیلی تمیزو ناز بود.کاری کرده بودم که آزیتا بی حال افتاده بود.کیرمم داشت میترکید گفتم نوبت توئه گفت چیکار کنم.گفتم اول کیرمو بوخور.اولش گفت حالم بد میشه ولی یواش یواش که مالیدم به لبش خودش رام شودو شروع کرد به خوردنش واای چه حالی میداد .سرشو گرغته بودمو تلمبه میزدم تو دهنش .خودشم ساک میزد برام.با سینه های نرمش ور میرفتمو میمالوندمش مثل پنبه نرم بودنو گرم.حسابی شهوت گرفته بودم گفتم دلت میخواد بیشتر حال کنیم گفت چطوری منم گفتم دیدی تو فیلم سوپر زنه چطوری کونشو کردن گفت آره گفتم دلت میخواد.اولش ترسیدو گفت درد نداره؟گفتم نمیذارم دردت بیاد چربش میکنم.راضی شودو برشگردوندم عجب سورخ کونی داشت دلم میخواست لیسش میزدم.قرمزو تمیز.رفتم روغن زیتون آوردمو کیرمو کونشو حسابی چرب کردم یواش یواش سر کیرمو هل دادم داخل اولش دردش اومد ولی اینقد کیرمو چرب کرده بودم که نمی تونستم خودمو کنترل کنمو تا ته نبرم تو کونش هی میگفت آآآخ کونم منم دردم میادمنم هی بیشتر فشار میدادم نمیتونست از زیرمم در بره داشت گریش میگرفت تا اینکه تا ته کردم توکونش یه کم که تلمبه زدم اونم درد کونش خوابید .اولین بار بود کیر میرفت تو کونش.میگفت دردم کمتر شده فط یواش تلمبه بزن .من اون شب تا صبح آزیتارو کردم 3بار آبمو ریختم تو کونش حسابی بهش حال دادم.از 2 سال پیش که کردمش تا قبل اینکه دانشگاه شهر دیگه ای قبول شه بالای 100 بار کردمش سوراخ کونش حسابی باز باز شده .حیف که کسش پرده داشت .بهش یاد دادم که آبمم بخوره .تو این دو سال کار من شده بود کون کردن آزیتا،آبمو بهش خوروندنو،کوسشو لیس زدن.حالا قول داده اگه تابستون برگرده کسشم براش بکنم.چون مامایی میخونه مثل اینکه یاد گرفته چطوری میشه پردشو ترمیم کنه.تابستون امسالم کسشو افتتاح میکنم کونش که خوراکمه اینقد گشاد شده که تنها چیزی که حس نمیکنه درده.خودش میگه از سکس باهام لذت میبره .انقد تو این دو سال سینه هاشو خوردم که به قول خودش 2 سایز بزرگتر شده از زیر مانتو سینه هاش آدمو شهوتی میکنه حالا ببینید چه حالی میکنم که وقتی لخت لخت تو بغلمه.تو محلمون همه تعریف کون پهنشو سینه های درشتشو میکنن .خبر ندارن که بالای 100 بار خودم کردمش .انقد دوس دارم که آبمو میخوره همشو قورت میده.البته منم اب کسشو میخورم .کس تمیزی داره یه دونه مو تو بدنش پیدا نمیشه.تابستون امسال میخوام هر روز بکنمش ببینم میشه .ممنون از خوندن خاطره م دوستان.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%b1-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%d8%a7%db%8c%d9%86%d9%88-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%db%8c%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%ae%d9%81%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d8%aa-%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176035</post-id>	</item>
		<item>
		<title>زن حشری و شیطون به شوهرش خیانت میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d9%88%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1%d8%b4-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d9%88%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1%d8%b4-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 13 Aug 2019 07:24:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استخدام]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انتظارش]]></category>
		<category><![CDATA[اومدگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[اومدمنم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنم]]></category>
		<category><![CDATA[ایشالا]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باشهمن]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمتگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[برمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفت]]></category>
		<category><![CDATA[پیچوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[تادیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[ترافیک]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[چراگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهای]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبخت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانمو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیمتا]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوزاریم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانمن]]></category>
		<category><![CDATA[دوهفته]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رفیقام]]></category>
		<category><![CDATA[سرکلاس]]></category>
		<category><![CDATA[شددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[شدیگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[شناختم]]></category>
		<category><![CDATA[شهرهای]]></category>
		<category><![CDATA[طرفمون]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادن]]></category>
		<category><![CDATA[فرودگاه]]></category>
		<category><![CDATA[قرارها]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کردگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتی]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مشخصات]]></category>
		<category><![CDATA[میامگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیمو]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[ناامید]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیارم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نیوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومدی]]></category>
		<category><![CDATA[همکلاسی]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[وباهاش]]></category>
		<category><![CDATA[وبیشتر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[اون زمان که تو دانشگاه فیلم سکسی بودم بارفقام خیلی سر به سر دخترای همکلاسی وهمدانشگاهی میزاشتم وتفریح من تودانشگاه وبیرون همین بود اما رفقای من با سکسی خیلی از اونادوست می شدن وحتی کارشون شاه کس به سکس هم میکشید من نمیگم از سکس بدم میاد یا بلد نبودم بادختراصحبت کنم کونی بر عکس [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>اون زمان که تو دانشگاه فیلم سکسی بودم بارفقام خیلی سر به سر</h2>
<p>دخترای همکلاسی وهمدانشگاهی میزاشتم وتفریح من تودانشگاه وبیرون همین بود اما رفقای من با سکسی خیلی از اونادوست می شدن وحتی</p>
<h3>کارشون شاه کس به سکس هم میکشید من نمیگم از سکس بدم</h3>
<p>میاد یا بلد نبودم بادختراصحبت کنم کونی بر عکس خیلی خوب مخشون میزدم ولی برای تفریح کردن واذیت کردن همین.البته میدونم</p>
<h4>کارم جنده درست نبود ولی تفریح من همین بود .ازتفریحات دیگه</h4>
<p>من ورفیقام این بود که با پستون تلفن به این واون زنگ میزدیمو کسشعر میگفتیم و میخندیدیم البته اگه طرف پایه</p>
<h5>بودبا بعضی کوس از این طرفها رفیق هم میشدیم وهنوز هم</h5>
<p>رفیقیم.البته میگم میدونم کارم درست نبوده ولی خوب انجام میدادم نمی تونم دروغ بگم چون داستان آشنایی من وسحرم ازاین قضیه شروع سکس داستان شد. راستی اسم</p>
<h6>عزیز دلم سحر هستش.بعضی وقتهاتلفن هایی که مامیزدیم ایران سکس طرفمون دختر</h6>
<p>ازکاردر میومدوما بازهم شروع به چرت وپرت گفتن میکردیم امابعضی از اونها پایه رفاقت میزاشتن ورفیقای من هم با اونها قرار میزاشتن و تو بعضی از این قرارها من هم میرفتم برای کنجکاوی.من تلفن زدن با رفیقام انجام میدادم وهیچوقت به تنهایی این کارو نکردم تا یه دفعه که انجام دادم. راستی بگم من اصلا این که یک دختر وپسر به هم عشق داشتن قبول نداشتم ومیگفتم اینا همش تو فیلماست ورفقای عاشقمو هم مسخره میکردم اما نمیدونستم خودم یه روز این بلا سرم میاد.خوب بریم سر اصل ماجرا.من بعد دانشگاه وسربازی-2سال پیش رفتم سرکار تو فرودگاه استخدام شدم البته بگم با پارتی.مارو برای 6ماه دوره فرستادن شمال ومن دور شدم از همه اون رفقا واون تفریحات.بالاخره واردمحیط جدیدی شدم بارفقای جدید از شهرهای مختلف. حالا دیگه سرگرمیهای من عوض شده بود ورفته بودم به یه سمت دیگه مثل ورزش-آشنایی با مسائل کارم وغیره وبگم ما 8-9 نفربچه تهران بودیم که میزاشتن هر دوهفته یکبار 5شنبه وجمعه رو بریم خونه.2-3ماه از رفتن من به شمال گذشته بود که یه شب حوصلم سر رفته بود یاد بچه های قدیم وکاراشون افتادم. گفتم بزارامشب یکیو بزارم سرکاروشروع کردم به اس دادنو یه اس خنده دار به یه شماره که شانسکی گرفتم دادم اما جوابی نیومد ومن به کل منصرف شدم.تا این که فردا سرکلاس دیدم گوشیم زنگ میخوره.گوشیم رو ویبره بود ومن هم دیدم شماره غریبست جواب ندادم.اما یه اس داشتم که مال سعت 2نصف شب بود باهمین شماره که الان بهم زنگ زده بودوپیغام اومده بود که u؟(یعنی شما)ومن دوزاریم افتاد که این همون شمارست که من دیشب بهش اس داده بودم.خوب من دیگه از فکرش در اومدم تا این که همون شب دوباره رفتم تو فکر که زنگ بزنم واذیت کنم.اس دادم ویه دستی زدم که شما؟ گفت شما اس داده بودید به گوشیه مامانم.بعد من دیدم ضایع شده گفتم ببخشید آقا احتمالا اشتباه گرفتم.میشه باهم آشنا بشیم؟من سعید هستم شما؟نمی خواستم باهاش حرف بزنم چون به گوشیه مامانش اس داده بودم وتابلو شده بود.اس داد که آشنا بشیم اشکالی نداره منم اسمم سحره.یهو برق گرفتم فکر نمی کردم دختر باشه.اس دادم دختری؟راستشوبگو؟اس داد.به خدا راست میگم خوشحال شدی؟گفتم برام فرقی نمیکنه.بعد شروع کردیم یکم اس بازی کردن.به خودم گفتم بزار زنگ بزنم ببینم واقعا دختره که دیدم آره وقطع کردم ودیگه هم زنگ نزدم واز فکرش دراومدم.چند روز دیگه محرم بودوبه ما مرخصی دادن تا 15 محرم.من دیگه بهش زنگ نزدم و اونم نزد تامن اومدم تهران.یه دوروزازتهران اومدنم گذشته بود که دوباره کنجکاوی اومد سراغم دوباره بهش زنگ زدم وباهاش شروع به صحبت کردم واونم گفت فکر میکردم دیگه زنگ نمیزنی؟گفتم میخوام ببینمت؟گفت آخه من بچه کرجم وتو بچه تهرون.گفت البته من از شب تاسوعا تا روز عاشورا تهران خونه خالمم.میام ببینم.گفتم راستی چند سالته.گفت 18سال.گفتم بابا من 26سالمه.گفت راستی من چادریما.گفتم اشکال نداره.خلاصه یکم شوخی کردیمو تودلم گفتم عجب کیسیه برای اسکل کردن.باهاش در تماس بودم واونم اومد تهران. بهم زنگ زد وگفت بیا ببینمت.گفتم باشه.ساعت چند؟گفت9.30شب.گفتم آخه اون موقع شب دسته های عزاداری میان بیرون وشلوغه نمیشه اومد.گفت خوب زودتر بیا تانیومدن بیرون. گفتم باشه ولی نرفتم واونم زنگ زدو من هم پیچوندمش که تا یه جایی اومدم ولی ترافیک بود وبرگشتم.فردا زنگ زد گفتم امشب نمیشه خودمون هیئت داریم.بزار فردا.گفت ما فردا داریم میریم کرج.من هل شدم وگفتم باشه اصلا میام کرج.گفت برو بابا سر کارمون گذاشتی. گفتم نه باور کن میام.گفت تواینجا نیومدی میای کرج.من دیدم داره راست میگه حالا دیگه نمیشد جمش کرد.گفتم نهپس فردا یه کاری دارم کرج میام اونجا همو می بینیم.اونم گفت باشه.من با خودم گفتم عجب غلطی کردم ولی دیگه راهی نداشتم اصلا دوست داشتم ببینم طرف کیه برای همین صبح اون روز رفتم کرج سر قرار.دیدم نیومده.زنگ زدم گفتم میخوای تلافی کنی پس چرا نیومدی؟گفت تا10دقیقه دیگه اونجا هستم.گفتم باشه.البته بگم تو قراری بعدی که باهم میزاشتیم هم همینطوری تاخیر میکرد ومن هم به خاطر اینکه عاشقش بودم انتظارش بهم لذت میداد.بگذریم چون از قبل مشخصات همو گفته بودیم تادیدمش شناختم .اونور خیابون وایساده بود وزل زده بود توچشای من.از دور مثل یه دختر 25 ساله میمونست.اومد طرفم ونزدیک که شد بایه اشاره چشم گفت بیا بریم.همونجا بود که دلم هوری ریخت پایین.با هم قدم زدیم تا رسیدیم دم خطیهای ماشین.با یه عصبانیت قشنگی بهم گفت چرا دیر کردی بچه پرو. خیلی خوشم اومد یه جور خاصی بود .دوست داشتنی بود.گفت میگه با مشت بزنم تو دماغشا.از این عصبانیتای همراه با خندش خوشم اومد.منم یکم باهاش شوخی کردمو باهام دست داد گفت خوب من برم.گفتم چرا اینقدر زود.گفت آخه به مادرم گفتم زود بر می گردم.دیدم نمی تونم ازش دل بکنم اما بروم نیوردم وگفتم باشه. رفت ومنم رفتم خونه. خونه که رسیدم همش تو فکرش بودم.حالا این من بودم که تا آخر شب 100بار بهش زنگ زدمو تلفن سحر می گفت در دسترس نمی باشد.من ناامید شدم که دیدم فردای همون روز بهم اس داد که سعید از من خوشت نیومد.منم مثل فشنگ جواب دادم.چرا خیلی خوشم اومد.دیشب بهت زنگ زدم اما در دسترس نبودی.گفت دیشب تلفنم آنتن نمی داد ورفاقت ما آغاز شد.دیگه سرتون درد نمیارم از اینکه همیشه این من بودم که بخاطر عشقم میرفتم کرج وباهم میرفتیم قهوه خونه چون خیلی علاقه به قلیون داشت وچه درد دلهایی باهم می کردیم.اون همچیه خودشو خانوادشو به من گفت ومن هم همینطور.بله من عاشق شده بودم اونم بدجور.البته بگم من باهاش اصلا سکس نداشتم فقط در حد بوس ودست زدن.من واقعا دوسش دارم.وقتی بوسم میکرد تمام غمهامو فراموش میکردم.از لبخندش .عصبانیتش.همیچیزش ودوست داشتم ودارم.تا اینکه یه روز من بهش گفتم (البته میخواستم ببینم چی میگه ونظرش چیه)که من وتو نمی تونیم با هم ازدواج کنیم.گفت چرا؟گفتم چون هیچ دوست دختروپسری بعد از ازدواج-ازدواجشون به سر انجام خوبی نرسیده چون بعد از ازدواج به هم مشکوک میشن واز این حرفا.اونم فقط گوش میداد.بگذریم از حرفهای دیگه ای که بهم زدیم وخاطراتی که با هم داشتیم.تا اینکه 2-3 ماهپیش گفت سعد من یه خاستگار دارم که احتمالا با هم ازدواج می کنیم ومنم گفتم مبارک باشه فکر نمی کردم راست بگه گفتم شاید می خواد منو امتحان کنه.تا اینکه 1ماه پیش باهاش ازدواج کردوزنگ زد گفت من ازدواج کردم. من خیلی ناراحت شدم اما به روم نیوردم بهش گفتم ایشالا خوشبخت بشی.برام مهم نیست که داستانمو باور کردید یانه.چون من اینا رو نوشتم شاید یکم آروم بشم اما فایده ای نداره .نمی تونم از فکرش در بیام خیلی برام سخته.دیگه نمی تونم ادامه بدم چون تمام صورتم رو اشک گرفته.سحری من هر جا هستی خوشبخت باشی.بدون تا آخر عمر جات تو قلبمه.ببخشید سرتون درد اوردم.تمام</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d9%88%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1%d8%b4-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175757</post-id>	</item>
		<item>
		<title>نیکی جنده سکس توپی میکنه با این زوج جوون</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%86%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d9%88%d9%be%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%86%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d9%88%d9%be%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 04 Jun 2019 07:22:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آبرومون]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمو]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمون]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسي]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اصفهان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اورگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقت]]></category>
		<category><![CDATA[اينجاست]]></category>
		<category><![CDATA[اينکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابيم]]></category>
		<category><![CDATA[بخورين]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتو]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بزنهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بندازه]]></category>
		<category><![CDATA[بودچون]]></category>
		<category><![CDATA[بودکونش]]></category>
		<category><![CDATA[بودمادرم]]></category>
		<category><![CDATA[بودواي]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدنش]]></category>
		<category><![CDATA[بيداره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[ترتيبشو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[‫جاهامونو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيدم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبيده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهاي]]></category>
		<category><![CDATA[خوابمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلتو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلي]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشمو]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتشروع]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتايي]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانمن]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[شيريني]]></category>
		<category><![CDATA[عليرضا]]></category>
		<category><![CDATA[فرودگاه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمچون]]></category>
		<category><![CDATA[کرستشو]]></category>
		<category><![CDATA[کلنجار]]></category>
		<category><![CDATA[کنمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنش]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماماني]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همديگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[وايساده]]></category>
		<category><![CDATA[يواشکي]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بگم.اين داستان مال حدود 3 فیلم سکسی يا 4 سال قبله..چون معمولا ما موقعي هم ديگرو مي بينيم که همه جمع بودن.البته چون شوهر عمه ام خيلي سکسی مايه دار بود ،دختر عمه ما خيلي شاه کس خودشو مي گرفت و من و داداشم هميشه بخاطر اين مسئله کلاس گذاشتن اون زياد کونی طرفش نمي [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>بگم.اين داستان مال حدود 3 فیلم سکسی يا 4 سال قبله..چون معمولا ما</h2>
<p>موقعي هم ديگرو مي بينيم که همه جمع بودن.البته چون شوهر عمه ام خيلي سکسی مايه دار بود ،دختر عمه ما</p>
<h3>خيلي شاه کس خودشو مي گرفت و من و داداشم هميشه بخاطر</h3>
<p>اين مسئله کلاس گذاشتن اون زياد کونی طرفش نمي رفتيم چون مي ترسيديم ضايع مون کنه.دوستان گل ما يه دختر عمه</p>
<h4>داريم جنده به اسم فرنوش خانوم .که بدون هيچ اغراقي خيلي</h4>
<p>خوشگله و خيلي هم بدنه .من پستون از اون روزي که کير خوشگل پسندم خودشو شناخت طلبه بودم يه حالي باهاش</p>
<h5>بکنم.بعدا متوجه کوس شدم داداشم که 3 سال از من بزرگتره</h5>
<p>هم همين حس و نسبت به فرنوش داره،ولي چون اونها اصفهان بودن و ما تهران بوديم .هيچ وقت اين مسئله پا صه سکس داستان . يه روز</p>
<h6>تلفن خونمون زنگ زد.عمم بود ،با مادرم صحبت ایران سکس کرد من</h6>
<p>هم فکر کردم که احوالپرسي مي خواد کنه، سريع جيم شدم که نخواد باهام صحبت کنه.آخه اصلا ازش خوشم نمي يومد. شب سر شام متوجه شدم که عمه جونمون چون يه مشکلي تو کمرش داره بايد بره انگليس عمل کنه و از مادرم خواسته فرنوش جون يکماه بياد تهران پيش ما يعني خونه ي دايي بزرگ مهمون باشه تا عمه و شوهر عمه از انگليس برگردن.با داداشم يه زير چشمي همديگرو نگاه کرديم .قند تو دلمون آب شد،ولي واسه چسي اومدن يکمي اه و اوه کرديم که فرنوش خانوم با کلا سه ما بي کلا سيمو &#8230;خلاصه از اين حرفها. مادرم گفت : به جاي اين حرفهاي مفت زودتر شام تون و بخورين که صبح ساعت 7 بايد برين فرودگاه دنبالش .تا اينو گفت منو داداشم دوباره شروع کرديم به چسي اومدن الکي.ولي قند داشت تو دلمون آب مي شد.خلا صه شب تو اتاقمون با داداشم شروع کرديم به نقشه ريختن که چطوري تو اين يک ماه تلافي يه عمرشق دردي رو در بياريم. صبح سر ساعت هفت منو داداشم با يه دسته گل تو فرودگاه، خيلي ژيگول آماده براي خود شيريني بوديم. محمد رضا (داداشم ) گفت علي بايد تو راه مخشو بزني تو زبونت خيلي چرب تر از منه ،منم قبول کردم .با يه ساعت تاخير خانوم تشريف اوردن.اينقدر با خودش ساک اورده بود که ما فکر کرديم تا ابد مي خواد بمونه ، حسابي گرم احوالپرسي کرديم .بعد هم سوار ماشين شديم و به طرفه خونه حرکت کرديم.تو راه سره صحبت و يه جوري باز کردم ولي در حد خيلي پاستوريزه.به خاطر گل و تحويل گرفتنش يکمي ازفيس و افاده هاش کم کرده بود .ولي بيشعور اصلا از اينکه ما رو تو زحمت انداخته بود تشکر نکرد!!!!!!!رسيديم خونه .خلاصه دختر عمه خوشگل ما همينطوري با اون شلوار لي تنگش با اون تي شرت کوتاهو قرمز رنگش جلوي منو داداشم رژه رفت تا شب شد. واقعا حشري کننده بود.کونش يکمي گنده تر شده بود وسينه هاش هم مثل دو تا پرتقاله گنه بهم چسبيده از زير تي شرتش خودنمايي مي کرد.خونه ي ما يه آپارتمان سه خوابه بود .يکي من ،يکي محمد رضا داداشم يکي هم پدر مادرم.اتاق منو داداشم کنار هم بود.مادرم اتاق منو به فرنوش داد تا توي يکماه راحت باشه ومن هم رفتم پيش محمدرضا.خلاصه شب که همه رفتن خوابيدن من و محمد هم رفتيم بخوابيم ،اما مگه خوابمون ميبرد.فکر کن يکي که يه عمر طلبه بودي بکنيش،با کون قلمبه تا شب جلوت بره و بياد بعد هم تو اتاق بغليت بخوابه.نه نمي شد از خيرش گذشت.به داداشم گفتم ممل بايد بريم ترتيبشو بديم .اگه نکنيم يه عمر بايد حسرت بخوريم.ممل گفت ميکنيمش داداش کوچيکه.صبر کن تا مطمئن بشيم همه خوابيدن.حودود ساعت 3 بود که رفتيم در اتاقمو باز کرديم.واي چه صحنه اي فرنوش با يه شرت لي و يه تاپ صورتي خوابيده بود رو تخت من.يه لحظه آرزو کردم که اي کاش جاي تختم بودم ،به تختم حسوديم شد.اون پاهاي سفيدش و مي شد زير نور چراغ خواب ديد.واي چه کون قلنبه و رو حساب کتابي داشت.انگار که سالها وقت صرفه تراشيدنش کرده بودن.سينه ي سفيدش چقدر از زير تاپ برجسته بود.همينطور نگاه مي کردم و با دستم کيرمو مي ماليدم.تا حالا سوژه جق به اين نازي نديده بودم .توي همين فکرها بودم که داداشم يه ضربه بهم زدو منو به خودم آورد.گفت کجايي؟بهش گفتم ممل نمي شه چي جوري شروع کنيم ؟ اگه يکي بياد ؟اگه شاکي بشه ؟يه دفعه مي بيني دادو بيداد مي کنه .اونوقت آبرومون ميره.گفت : راست مي گي ولي &#8230;.حرفشو قطع کردمو گفتم آره ولي نمي شه ازش بگذريم.داداشم عادت داشت هميشه منو بندازه جلو.بهم گفت من از اينجا يواشکي ديد مي زنم تو برو شروع کن .هيچي نمي شه.من هم مثل هيشه بهش اعتماد کردم و رفتم جلو.واي هرچي بيشتر جلو مي رفتم بيشتر کيرم راست مي شد.دلم مي خواست لباشو بوس کنم آخه لباش خيلي خوشگل بودن.يکمي ساق پاهاشو ماليدم بعد هم از روي شرت ليش يه کم ماليدم ،قلبم داشت مي يومد تو دهنم .به خودم گفتم علي دل و بزن به دريا.دستمو از روي شرتش گذاشتم روي کسش .حس کردم يه تکوني خورد.خيلي ترسيدم.ديدم برگشتو روي دست چپش خوابيد واي ،حالا مي تونستم کنارش روي تخت بخوابم.همين کارو کردم .از پشت چسبيدم بهش و خودمو مي ماليدم بهش .اول يواش اينکارو مي کردم بعد حس کردم بيداره و بروي خودش نمي ياره من هم محکم خودمو مي ماليدم بهش.دستم انداختم از روي تاپ سينه هاشو گرفتم و شروع کردم به ماليدن.وقتي ديدم هيچي نمي گه .همونطور که دوتايي روي دست چپ خوابيده بوديم دهنمو بردم و لاله ي کوششو کردم تو دهنم و شروع کردم به خوردن با دستم هم سينه هاشو مي ماليدم.حالا ديگه دستم زير کرستش بود.واي چه سينه هايي داشت.در عين سفتي ،نرمي ولطافت زيادي داشت.شروع کردم گردنشو خوردم .ديگه مطمئن بودم بيداره،برش گردوندم و خوابيدم روش و شروع کردم لباشو خوردن .واي چه لبايي داشت خيلي خوشمزه بود يواش گفتم بيدار شو خوشگل خانوم بزار اون چشماي خوشگلتو ببينم.بدون اينکه چشماشو باز کنه گفت علي جون خجالت مي کشم.يه لحظه حس کردم با يک علي ديگه بود.چون دختر عمه ما عادت نداشت از اين حرفا بزنه.گفتم خجالت نکش جيگر من . چشماشو باز کرد .داشتم ديوونه مي شدم.چشماي درشتش يکمي خمار شده بود .شروع کردم به بوسيدنش . اول پيشو نيشو بوسيدم،بعد چشماشو ،بعداز چشماش هم گونه هاي خوشگلشو بعد هم لباشو کردم تو دهنم .همينطوري خوردم تا رسيدم به وسط سينه هاش چون تاپ پوشيده بود مي شد يکمي وسط سينه هاشو خورد.ديگه خون جلوي چشمامو گرفته بود،تاپشو بعد هم کرستشو دراوردم.چه سينه هايي ماماني خوشگلي داشت .ديگه داشت محمد رضا يادم مي رفت.بهش گفتم محمد هم اينجاست صداش کنم.حس کردم يکمي ناراحت شد.قبل از اينکه چيزي بگه بهش گفتم نفس<br />
يه منو ممل خيلي تورو دوست داريم .دلمون مي خواد با هم باشيم . قول مي دم بين خودمون بمونه .گفت بگو بياد .من هم با اشاره به محم رضا که کير به دست دمه در وايساده بود اشاره کردم ،اومد اون هم مثل من کف کرده بود .شروع کردم سينه هاشو خوردن ممل هم رفت بين پاهاشو شرتشو دراورد و سرشو کرد بين پاهاي فرنوشآه و ناله هاي فرنوش بلند شده بود دستشو کرده بود تو مو هاي من و موهامو چنگ ميزد.يعد از چند دقيقه حس کردم اورگاسم شد. منو ممل جاهامونو عوض کرديم.حالا من کس فرنوش رو مي خوردم و ممل سينه هاشو واي چه کس خوشگلي داشت.حسابي ليس زدم تا دوباره اورگاسم شد.بلند شديم به فرنوش که يکمي بي حال شده بود گفتم حالا نوبت منو ممل که بهمون حال بدي.با صداي نازش گفت چيکار کنم.گفتم تو کاري نمي خواد بکني ما خودمون مي کنيم بعد هم مدل سگي روي تخت مي زونش کردم.چون قبلا هم با محمد رضا با دو سه تا دختره ديگه اين کارو کرده بوديم با هم هماهنگ بوديم .مثل فروادهاي تيم بارسلونا.محمد رضا رفت جلو و کيرشو گرفت دمه دهنه فرنوش اول نمي خورد بعد از يکمي ناز کردن کم کم شروع کرد به خوردن .من هم رفتم کرم اوردم حسابي کيرمو چرب و چيلي کردم .کونه قلمبش هر کيري و وادار به عکس العمل مي کرد .مي خواستم سوراخشو چرب کنم که کير محمد رضا رو از تو دهنش دراورد و روشو به من کرد و گفت علي جون نه.درد داره.هر کاري مي خواي بکن ولي از عقب نه .گفتم قول مي دم يواش بکنم .کلي باهاش کلنجار رفتم تا راضي شد .حسابي که کونشو چرب کردم .اول انگشتمو کردم تو تا يکمي جا باز کنه بعد هم سر کيرمو گذاشتم دمه سوراخ کونش و خيلي آروم کردم تو .اونهم يه آخ بلند گفت شانس اورديم در اتاق و بسته بوديم وگر نه همه مي شنيدم .يه 5 دقيقه اي تلمبه زدم.خلا صه ما از کون داداشمون از دهن .محمد رضا آبش اومد و خالي کردش رو صورت فرنوش.من هم چند ثانيه بعد آبمو ريختم رو پشتش..بعد هم دوتايي با محمد حسابي خورديمش به طوري که چند بار ارگاسم شد.ديگه ساعت نزديک 5 صبح شده بود .بعد از چند تاماچ بو سه ازش دل کندي مو رفتيم بخوابيم.موقعي که داشتم از اتاق ميرفتم بيرون با صداي خوشگلش گفت عليرضا مرسي.منم جو گير شدم دوباره رفتم يه نيم ساعت ديگه لباشو خوردم.وقتي رفتم تو اتاق محمد رضا ديدم خوابيده .من هم گرفتم خوابيدم.تو اون يکماه که فرنوش خونمون بود يه بيست دفعه اي کرديمش. اونم از اون به بعد خيلي با منو محمد رضا خوب شده.حالا هر موقع مي يان خونمون يا ما مي ريم اصفهان حال به هولي با هم مي کنيم		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%86%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d9%88%d9%be%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174459</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس داغ بابایی با پرستار</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 02 Jun 2019 07:29:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آههههههه]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادن]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[انگیزه]]></category>
		<category><![CDATA[بازشون]]></category>
		<category><![CDATA[بازکرد]]></category>
		<category><![CDATA[بازکردم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[ببوسمت]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بهترینی]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستونشو]]></category>
		<category><![CDATA[پهلوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[پهلوهام]]></category>
		<category><![CDATA[پیداست]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تخمامو]]></category>
		<category><![CDATA[تندتند]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماتو]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[درازکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[درحالی]]></category>
		<category><![CDATA[درخواست]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دندوناش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانمن]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زودباش]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[کیرکلفت]]></category>
		<category><![CDATA[گازشون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لبهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرجوابش]]></category>
		<category><![CDATA[میخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[‫هرچقدر]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[‫وکونشو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/q55sDTmmmewzwO9M90gf_g/024/059/065/v2/1280x720.221.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="سکس داغ بابایی با پرستار" title="سکس داغ بابایی با پرستار" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>&#60;h2&#62;بین زن و شوهر هست فیلم سکسی که امیدوارم همه دوستان (متاهلین) اهمیت&#60;/h2&#62; این ارتباط ویژه رو در زندگی زناشوئیشون به مسائل جنسی بدن .من خیلی خلاصه سکسی و بدون مقدمه شروع می کنم : شاه کس خاطره ای که میخوند یکی از بهترین و اولین سکس های من و خانمم هست کونی &#8230;. آسمان [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/q55sDTmmmewzwO9M90gf_g/024/059/065/v2/1280x720.221.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="سکس داغ بابایی با پرستار" title="سکس داغ بابایی با پرستار" decoding="async" /></p><pre><code>            &lt;h2&gt;بین زن و شوهر هست فیلم سکسی که امیدوارم همه دوستان (متاهلین) اهمیت&lt;/h2&gt;
</code></pre>
<p>این ارتباط ویژه رو در زندگی زناشوئیشون به مسائل جنسی بدن .من خیلی خلاصه سکسی و بدون مقدمه شروع می کنم</p>
<h3>: شاه کس خاطره ای که میخوند یکی از بهترین و اولین</h3>
<p>سکس های من و خانمم هست کونی &#8230;. آسمان هفتم &#8230;رفته بودیم خونه پدر خانمم.. شب که شد، مادر زن جونم</p>
<h4>رختخواب جنده من و خانمم رو تو اتاق قبلی خانمم انداخت.</h4>
<p>من درازکشیده بودم و چشمام داشت پستون گرم می شد. بعد از ربع ساعتی متوجه شدم در اتاق کمی رو هم</p>
<h5>رفت ، کوس مثل این که کسی بخواد نور ما رو</h5>
<p>اذیت نکنه. کمی کنجکاو شدم. از لای باز مانده در یه نگاهی کردم دیدم مادرخانم جونم بود. منم دوباره درازکشیدم. یه کمی سکس داستان دست به کیرم</p>
<h6>زدم و باهاش ور رفتم. بلند شدم در ایران سکس رو بستم</h6>
<p>و از پشت اونو قفل کردم &#8230;. دیدم نه خیر آقا کوچیکه بیدار و نمی خواد که بخوابه دست زدم &#8230; یه کم مالوندمش سفت تو دستم بود. تکون تکونش می دادم تا اینکه حسابی اومد بالا. یه نگاهی به زنم کردم دیدم پاهاش رو جمع کرده تو شکمش و رون و شورتش پیداست. سفید ونرم. آروم دستمو کشیدم رو رونش. داغ داغ بود. دلم می خواست کسش پاره کنم. کیرم همین طور بالا بود و تکون که می خوردم بیشترحشری می شدم. مثل یه نور بود. سفید و سفید و کمی هم چاق. آروم پاهاشو باز کردم و تو بغلم محکم فشارش دادم . خانمم خوابش سبک بود. دیدم یه آهی کشید و چشماش نیمه باز شد. دستش گرفت رو پستوناش. گفت: تویی؟ و تندتند نفس می کشید.. گفت: می خوای چکارکنی؟ گفتم: هیچی. و بهش نزدیکتر شدم. خنکی و طراوت تنشو حس می کردم. رون های تپل و سفیدش چسبیده بود به هم. گفتم: فقط می خوام ببوسمت. البته اگه اجازه بدی. چشماش آروم شد و نفسش بهتر می اومد. یه کمی لبخند زد و ساکت بود. یه لحظه مثل این که ازش درخواست ازدواج کردم و منتظرجوابش بودم. یادم افتاد که سکوت علامت رضاست. آروم با دو تا دستم صورتشوگرفتم. با شستم گونه هاشو نوازش می کردم. می دونستم هرچقدر بیشتر طولش بدم ، بیشترحشری میشه ولی نه به این زودی. صورتم رو بهش نزدیک کردم. به چشماش که بسته بود نگاه کردم. بهش گفتم: فوق العاده زیبایی ، لطیفی ، خوشگلی. و فقط لبخند رضایت مندی می زد. آروم گونه هام رو به صورتش مالوندم. نرم و نرم. می دونستم به این زودی و سادگی نباید بوسه را بگیرم. همین که صورتم به صورتش چسبیده بود. گفتم: دوستت دارم. عشق منی ،. و او فقط ساکت بود و چشماشو بسته بود. دو تا دستم رو پایین تر به سمت پهلوهاش آوردم.. آروم پهلوهاش می مالوندم.من این کارو خیلی دوس داشتم . چیزی نمونده بودکه بغلش کنم و هنوز زود بود. عزیزدلم. عشق من. دوباره ازش فاصله گرفتم. بهش نگاه کردم. اون هم نگاه کرد. گفتم: چشماتو ببند. و بست. بعدگفتم: بازکن. و اونم بازکرد. گفتم: وقتی چشماتو می بندی چقدر زیبا میشی وقتی بازشون می کنی دیوونم می کنی. هیچی نمی گفت.. دو تا دستمو دوکمرش بردم و دوباره بهش نزدیک شدم. آروم لب هامو به صورتش نزدیک کردم. دهنم باز و با ولع تمام شروع کردم به خوردن گونه هاش. دستامو قفل کردم. و گردنشو می خوردم. فقط چشماش بسته بود و کمی نفسش تند شد. شروع به خوردن گونه دیگش کردم. نفس های من هم تندشده بود. محکم فشارش دادم. و با صورتم نوازشش می کردم. دستامو از پشت پایین تر آوردم و باهاش حرف می زدم: خیلی می خوامت. دوستت دارم. عشق منی. عزیزدلم. تا این که دقیقا دستم رو کونش بود. دوباره شروع کردم به خوردن صورتش. و با دو دست هم زمان کونشو مالش می دادم. و لبامو گذاشتم رو لباش. مثل دیوونه ها لباشو می خوردم و اون فقط تندتند نفس می کشید و منو همراهی میکرد . زبونشو تو دهنم می کرد و اونو می چرخوند. من لب بالای اونو می خوردم و اونم لب زیریه منو . سرش روکمی به عقب و سینه رو به جلو داده بود و نفس های تند می کشید. یه مرتبه با دو تا دستش از پشت منو بغل کرد و چنگ زد تو موهام. من تمام گردنش رو می خوردم. اومدم پایین تر و تندتند کونشو می مالوندم. لبام رسید به پستوناش. دهنم رو با همه قدرت بازکردم و پستونشو تا جا داشت تو دهن کردم و شروع کردم به خوردن. آروم گردیستوناشو لیس زئم و کم کم رسیدم به نوک پستوناش . خیلی خوشگل و تر و تازه و خوردنی . داشت می لرزید&#8230; دستاشو از هم باز کردم و پاهش رو کمی از زانو آورد بالا و من خود به خود وسط پاهاش قرارگرفتم. کیرم داشت منفجر می شد. متورم و سیاه شده بود. سر کیرم ورم سختی کرده بود و تمام مویرگ هاش رو می شد دید. باز حمله کردم به لباش. خوردم و خوردم. اونم می خورد و تو خوش و من میلولید . بعد ز اینکه کلی پستوناش رو خوردم. دستمو گرفت و برد سمت کسش. شروع کردم به مالوندن کسش. می مالوندم. فشار می دادم. تندتند کسش می لرزوندم. پاهاشو به پهلوهام فشار می داد و باز هم شلشون می کرد.. وآه بلند می کشید. دست زدم پایین کسش دیدم خیس خیسه. دستم کامل خیس شده بود. روی پهلو برش گردوندم. یه پاش زیر و یه پاش انداخت رو پهلوی من. شروع کردم به مالوندن روناش و ازش لب می گرفتم. بهش گفتم: خیلی دوست دارم عزیزم. تشنه کست بودم. تشنه کس خیست. وکونشو می مالوندم و لب می گرفتم.. همینطور پستوناشو مک می زدم. ضمن آه وناله کردن ، صداش با نفس زیاد دم گوشم بود. گفت: کیر می خوام ، کیر. و تندتند نفس می کشید. فقط منو بکن. خواهش می کنم زودتر منو بکن. و پاهاشو کامل بازکرد. بلند شدم رو زانو و نگاهش کردم. به حالت التماس نگاه می کردم. سرمو بردم طرف کس خیسش و مثل آدم تشنه گرمای تابستون رسیده باشه به یه چشمه خنک می خوردم. و تمام دهنمو روی کسش می مالوندم. آروم زبونمو بصورت عمودی بین لبهای کسش می کشیدم . بوی خیلی خوبی می داد . بدون مو و خیلی خوشگل و قلمبه شده بود و داغ داغ . من هی کسشو می خوردم . با انگشتام لبهای کسشو از هم باز کردم و با زبونم بین اونو می خوردم. چوچولشو با نوک زبونم تحریک می کردم هی تکونش می دادم و می خوردمش . چنگ می زد تو موهام و سرمو به کسش فشار می داد. می گفت: بخورش. بخورش دارم دیوونه میشم. کسمو بخور. بعد منو کشید بالاتر. شروع کردم به خوردن لباش و پستوناش . می گفت دارم می میرم. کیر می خوام. کیرتو بکن توکسم. کیر می خوام. کیرکلفت تو رو می خوام. حمله کرد به کیرم. منو یه مرتبه خوابوند و شروع کرد به خوردن کیرم. باورم نمی شد کامل تو دهنش جا بگیره. گفتم الان خفه میشه. ولی مدام درش می آورد و می خوردش و به من نگاه می کرد. با ولع خاصی به سر کیرم بوسه میزد و اول کله بعد<br />
هم تا آخر می کرد تو دهنش . خیسش می کرد و من آه از نهادم بلند شد. تخمامو لیس می زد. و آروم گازشون گرفت. داشتم از لذت می مردم . خیلی خوب کیرم و می خورد. چند دقیقه ای کیر مو می خورد و منم دست میکشیدم تو موهاش و سرشو سمت خودم بیشتر فشار می دادم تا کیرم و تا تهش بخوره اونم خیلی خوب این کار و می کرد . دوباره خوابوندمش . ولی روی شکم. کامل خوابیدم روش. کیرم لای شکاف کونش افتاده بود. نرم و لطیف. شروع کردم به لرزیدن و مالوندن. احساس می کردم آبم داره میاد ولی جولو خودمو می گرفتم. با همه قدرت خودمو بهش می مالوندم. و دستام داشتن کونشو دوتکه می کردن و می مالوندن. از بین روناش دستم به کسش رسید و اونو می مالوندم . خیس خیس شده بود و خیلی داغ بود . به زورخودشو برگردوند. کنارش درازکشیده بودم. پاهاش باز بود. دو زانو. من نگاش می کردم. دهن و زبونم را به صورتش می مالوندم. تو گوشم می گفت که تو بهترینی&#8230; زود باش منو بکن عزیزم.کلفتت مال منه . بکنش تو کسم که ذیگه طاقت ندارم&#8230; آروم انگشتمو بردم بین لبهای کسش و یه کمشو کردم توکسش. چند بارکه داخلش کردم چشماشو بست. بعد تاته کردم و یکم دیگه دو تا انگشتمو کردم تو. حس می کردم کسش بیشتر خیس شده. تندتند دو انگشتی می کردم توکسش. و فقط هوا رو از لای دندوناش داخل می داد و آه و ناله می کرد. این صدا شهوتم رو صد برابر می کرد. با اون یکی دستم سینه هاشو می مالوندم . چشماشو بسته بود و می گفت: کس من مال تو. تیکه پارش کن باکیرت. دلم می خواد کیرتو تا ته توکسم حس کنم. دلم می خواد از درد کیرت بمیرم. پاشو دیگه الان آبم میاد. دلم می خواد وقتی آبم میاد کیرت توکسم باشه. بلند شدم و نشستم بین پاهاش. آروم با کیرم به لبه های کسش زدم. با دست کیرمو گرفتم و به کسش می زدم. چشماش بسته بود و زبونش بیرون می داد و لباشو لیس می زد. آه بلندی کشید. فهمیدم دیگه طاقت نداره. آروم کیرمو مالوندم رو لبای کسش و آروم بین لبهاش بالا و پایین می کردم . لیزِ لیز و خیسِ خیس.خیلی گرم و نرم و جالب بود تا آخر کردم توکسش که آهی همراه با جیق بلندی کشید از شدت شهوت لبهاشو می خورد و با دستاش پهلوهامو چنگ می زد. گفت: بزن. تندتند بزن. و من طوری می زدم که تمام هیکلش تکون می خورد. چند بارکه می زدم بعد مکث می کرد. می گفت: زودباش دیگه چکارمی کنی؟ دارم می میرم زود باش بکن توش. دراز بکش روم. وزنتو بنداز روم. منم افتادم روش پستونانش رو آورد جلوتر. من می خوردم و ازکس می کردمش. چند بار پشت سر هم آه می کشید. آه. آه. داد می زد محکم تر ، تند تر تند تر منو جر بده، کسمو بکن . و من طوری می زدم توکسش که پستوناش از جا کنده می شد. سرش رو داده بود بالا و من فقط گردنشو رو می دیدم. می زدم و می زدم. داشتم خسته می شدم. یه کمی روی پهلو جابجاش کردم. اصلا نمی فهمید کجاست. گیج نگاهم می کرد. چشماش مثل آهو و التماس آمیز نگاه می کرد و شهوت و حشریت ازشون می بارید و این خیلی حشر منو بیشتر می کرد. دوباره شروع کردم به کردنش. چشماش کامل افتادن روی هم. فقط سفیدی چشماشو می دیدم. و سرش برگشت. اومدم پستوناش دوباره بخورم سرمو کامل چسبوند به پستوناش. و شروع به لرزیدن کرد. چنان می لرزید. داد می زد: بکن. بکن. بزن. و من هم می کردم. طوری فشار داده بودم توکسش که بدنش از کمر دولا شده بود. مثل لول کردن قالی. تا یه مرتبه از هم باز شد. شل شد.یهو تکون خورد و لرزید و آه بلندی که بیشتر شبیه به جیق بود کشید ، فهمیدم ارضا شده ، یه کم به همون حالت موندم . نفساش داشت آروم تر میشد ، چشماشو نیمه باز کرد و لبخند ملیحی رو لباش نقش گرفت . کسش نرم و لیز و خیلی لزج بود منم آرم دوباره شروع کردم به تلمبه زدن . پاهاشو حلقه کرد دور کمرم و خیلی محکم دستاشو حلقه کرده بود دور گردنم . کامل تو همدیگه لول شده بودیم . تو اوج لذت بودم و اون هم دوباره نفساش تند تر شد و گردنمو می خورد . تلمبه ها مو تند تر و تندتر کردم داشتم منفجر می شدم . نفسها خیلی تند تر شده بود و اونم هی می گفت بکن تند تر و تند تر بکن توم . این حرفاش خیلی روم تأثیر داشت و در همین حین گفتم که دارم میام &#8230;. آههههههه که منو محکمتر چسبوند به خودش و گفت بریزش تو کسم عزیزم و با فشار هر چه تمام تر آبمو ریختم تو کسش آه از بنیادم بلند شد و افتادم روش . اونم هی آه میکشد و میگفت که آبت خیلی داغه خیلی دوسش دارم . کل تنم داغ شده &#8230; درحالی که هنوز کیرم تو کس عزیزم بود همونطور تو بغل همدیگه خوابیدیم&#8230;. تو گوشش آروم ازش تشکر کردم و اونم ازم خواست که همیشه همینطور هات هات با هم سکس داشته باشیم و تشکر کرد و &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/q55sDTmmmewzwO9M90gf_g/024/059/065/v2/1280x720.221.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174324</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 34/44 queries in 0.007 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-11 03:38:34 by W3 Total Cache
-->