<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>رسوندی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%b1%d8%b3%d9%88%d9%86%d8%af%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 11:55:34 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>رسوندی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>جنده خوشحال با عاشق سکس لب ساحل</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%84%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%d8%ad%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%84%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%d8%ad%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 10 Dec 2019 07:39:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بدهکار]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بیایید]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبخت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دخترمو]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندی]]></category>
		<category><![CDATA[روکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخی]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشون]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کنماین]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لامذهب]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهرانه]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیچه]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[موافقی]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میذارم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزه]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونسته]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستند]]></category>
		<category><![CDATA[هردوتا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[30 سالمه تازه ازدواج کردم. فیلم سکسی از سکس مقعدی(ازکون) خیلی خوشم میاد. یک برادر خانم دارم که از زنش خیلی خوشم میاد و اسمش نسرین است. سکسی همیشه تو فکرشمکه چطور بکنمش بدنش تپل شاه کس و سفیده با کون قلمبه ولی پیش من با حجابه حتی چند با ر خونه کونی ما خوابیده [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>30 سالمه تازه ازدواج کردم. فیلم سکسی از سکس مقعدی(ازکون) خیلی خوشم میاد.</h2>
<p>یک برادر خانم دارم که از زنش خیلی خوشم میاد و اسمش نسرین است. سکسی همیشه تو فکرشمکه چطور بکنمش بدنش</p>
<h3>تپل شاه کس و سفیده با کون قلمبه ولی پیش من با</h3>
<p>حجابه حتی چند با ر خونه کونی ما خوابیده خیلی حشری شدم و همون شب براش جلق زدم. حتی چند بار</p>
<h4>می جنده خواستم برم باهاش بخوابم ولی جرات نکردم و حتی</h4>
<p>یدونه برادر زن دارم که دخترش پستون خیلی منو شهوانی میکنه اسمش هم رویا ست و تقریبا 19 سالش می شه</p>
<h5>و حتی کوس خونه اونا میرم دست خودم نیست و مدام</h5>
<p>دارم کونشو زاغ میزنم و بالاخره تو کف این دوتا بدجوری موندم خونشون از ما خیلی دوره. بالاخره یه روز تصمیم جدی سکس داستان گرفتم سوار ماشین</p>
<h6>شدم و رفتم جلوی در نسرین تقریبا ساعت ایران سکس 11 ظهر</h6>
<p>بود و با این اوصاف زنگ را زدم ولی خیلی میترسیدم ودیدم یک صدای نازک گفت بله کیه گفتم منم صدای منو شناخت و فکر کرد با زنم اومدم با چادر اومد درو و باز کرد گفت تنها اومدی؟ گفتم سمیرا الان میاد رفت تو مغازه چیزی بخره البته این را هم بگم نسرین بچه هنوز نداره و شوهرش صبح ساعت 6 میره سرکار و 8 شب میاد. بگذریم بعد رفتم تو درو بستم یه ذره شک کرده بود ولی چون این کارو از من بعید می دانست رفت تو. بعد نگاه خیره کننده ای به من انداخت خیلی ترسیده بود گفتم چادررتو بردار گفت جیغ می کشما فکر کنم جریان را فهمیده بود به زور چادرشو برداشتم یه تی شرت صورتی پوشیده بود و سینه هاش زده بود بیرون کم مونوده بود جیغ بزنه سرخ سرخ شده بود گفتم ببین بزار حقیقت را بهت بگم من خیلی وقت تو کف توام و حتی خودتم میدونی ولی به من پا نمیدی الان هم اومدم بکنمت و حتی بیست هزار هم برات پول آوردم اگه میدی که هیچی نمیدی برم اولش گفت برو گم شو بعد میخواستم برم صدام کرد برگشتم اول ازش لب گرفتم دیدم اونم هم خیلی تحریک شده لباساشو در آوردم لباسهای خودمو هم درآوردم یک شورت قرمز رنگ هم پوشیده بود هیجان سراسر وجودم را گرفته بودم قلبم تند می زد شورتشو هم درآورد خوابوندم رو زمین و شروع کردم به خوردن سینه هاش انگار داشتم رو ابرا راه می رفتم بدن سفید و تپل که باب دندون من بود اونقدر خوردم که سینه هاش قرمز و سفت شد بعد رفتم سراغ کوسش زبونمو انداختم توش اونقدر خوردم اونم داشت پاهاشو تکون می داد و ناله می کرد. کیر بیچاره ام داشت از شق درد میمرد بعد از خوردن کس نوبت کونش بود بهش گفتم چهار زانو بشه و کونشو بده بطرف بالا همین کارو هم کرد دیگه داشتم می مردم کون نسرین الان جلوم بود چیزی که برام شده بود آرزوی دیرینه مشغول خوردن شدم یک کون بزرگ و سفید با سوراخی اندازه نخود که احتمالا تاحالا رنگ کیر به خودش ندیده بود داشتم می خوردم نسرین هم ناله میکرد بعد از این کارا بهش گفتم برام ساک بزنه اونم با جون و دل قبول کرد و بهم میگفت مال تو چند سانت از اندازه شوهرش بزرگتره و شوهرش تا حالا نتونسته یه حال درست حسابی بهش بده در یک چشم بهم زدن کیرم را تا ته کرد تو دهنش و با ولع تمام داشت می خورد تو این حال من خوابیده بودم و اوچهار زانو شده بود و پشت کونش یک آینه بود که از اونجا کونشو دید میزدم و قند تودلم آب میشد و بعد از کیر خوردن پاهاشو دادم بالا و آروم کیرمو تو اون کوس نازش جا دادم هنوز سرش نرفته بود صدای شیونش بلند شد یه کوس داغ تا کردم تو بعد شروع کردم با سرعت تمام به تلمبه زدن من هم قبل از عملیات چند تا قرص ترمادول خورده بودم که آبم نیاد بعد از چند دقیقه کیرم را درآوردم تا برام ساک زد بعد این بار خوابیدم زمین اومد نشست روکیرم و باز شروع کردم تلمبه زدن عین جک هیدرولیک کیرم نسرینو بالا میبرد و همش فکر میکردم حیف این کوس نیست که دست اون شوهرش مشنگش هست. بعد گفتم موافقی از عقب حال کنیم گفت نه درد می کنه چون تا حالا ندادم بعد گفتم نترس اگر درد کرد نمی کنم به زور راضیش کردم بعد به پشت خوابید و یک بالش گذاشتم زیر کمرش تا کونش بالا بیاد پاهاشو دادم بالا یه کمی خوردم لامذهب بوی ریاحین بهشتیو میداد بعد انگشتم را کردم تو سوراخش ولی انصافاً یه جوری زده بود که حتی یه ذره هم مو نداشت اول با یک انگشت و بعد با دو انگشت کردم تو کونش میخواستم یه جوری ماهیچه هاشو شل کنم تا بعد از چند دقیقه دیدم میشه کاریش کرد کیرم را اروم گذاشتم رو سوراخ کونش کمی فشار دادم سرش رفت تو. داشت التماس می کرد داره میسوزه شکمم درد میکنه و از این حرفا ولی گوش من بدهکار نبود گفتم خودتو شل کن بعد تا نصفه فرستادم و چند دقیقه ای کشید که شل بشه باالاخره تا کردم توش و آروم آروم شروع کردم تلمبه زدن دیگه داشت از شدت لذت جیغ میکشید بعد در آوردم دادم دهنش برام ساک زد. گفتم نسرین تو منو به آرزوم رسوندی مونده رویا گفت میخوای برات ردیفش کنم گفتم اگه ردیف کنی ده هزار رو پولت میذارم بشه سی تومان گوشیو برداشت به رویا زنگ زد گفت کجایی؟ گفت تازه از مدرسه تعطیل شدم گفت حالم بده بیا پیشم گفت زود میام دیگه داشتم پرواز میکرد نسرین به من گفت برو تو اون یکی اتاق الان میاد رفتم اونجا داشتم لحظه شماری می کردم که زنگ درزده شد از گوشه پنجره نگاش کردم دیدم خودشه تا اومد حیاط چادرشو برداشت کون نازش از مانتو زده بود بیرون کیرم کمی خوابیده بود باز هم بلند شد نسرین هم چادر پوشیده بود به رویا گفت چند روزه حالا نکردم تو کفم بیا باهم کمی حال کنیم دوبا ره نسرین لخت شد و اینبار رویا هم لخت شد یه لحظه رویا را دیدم دیگه داشتم از شق درد میمردم و این کیر من بود که به کون رویا سلام می داد خدایا چی دارم می بینم سه سال تو کفش مونده بودم الان توچنگم بود داشتن هم دیگر لیس می زدن که نسرین کفت با با این شهرام هم گیر داده به من . ول کن هم نیست من هم گذاشتمش توکف گفت کدوم شهرام کفت شوهر سمیرا رویا گفت اگه من جای تو بودم روهوا بهش میدادم هرچیه از شوهر خودت که بهتره نسرین گفت میخوای بهش زنگ بزنم بیاد رویا گفت مردونه بزن گوشی را برداشت الکی به من زنگ زد و فیلم بازی کرد بعد به رویا گفت ده دقیقه دیگه میاد بعد شروع کردن به حال کردن. رویا نشسته بود روی شکم نسرین داشت سینه هاشو میخورد کونش زده بود بیرون الان دیگه شهرام به تمام آرزوهایش رسیده بود کون رویا &gt;انگار توی رویا سیر می کرد آروم اومدم پشت رویا تا منو دید پاشد و دستش را گذاشت روی کوسش خیلی ترسیده بود من هم لخت با اون کیر کلفت نسرین<br />
هم داشت می خندید بعد رفتم رویا را بغل کردم و شروع کردم به لب کرفتن و خوردن سینه و کوس و کون همه جاشو لیس زدم از همه بیشتر کونشو اونهم بدون اینکه من بگم شروع کرد ساک زدن خیلی ماهرانه ساک میزد ولی تا نصفه میفرستاد دهنش گفتم تا آخر بفرست گفت نه خفه میشم گرفتم از موهاش تا آخر کیرم را کردم دهنش سرخ شد بعد کشیدم گفتم تا حالا سکس انجام دادی راست بگو؟ گفت یکبار اونم به زور گفتم کجا گفت تو جاده با مامانم منتظر ماشین بودیم که سوار یه پراید شدیم دوتا پسر بود گفتن باید بریم مکان مگرنه همین جا میکشیمتون ولی اگه بیایید تازه پول هم میدیم چاره نداشتیم قبول کردیم ما رو بردن به یک اتاق نوار سوپر گذاشته بودن من هم هیجان زده بودم و هم ترسیده بودم ولی از مامانم خیلی خجالت می کشیدم مامانم اروم به یکی از اونا گفت دخترمو از جلو نکنین پرده داره اون هم قبول کرد بعد مارولخت کردن اونا هم لخت شدن یکیش مامانو کرد یکیش منو ولی نامرد منو از کون زد آخرش از درد گریه میکردم ولی مامانو هم از کون زدن هم از کوس حتی دوتایی میکردن موقع اومدن هم چهل هزار دادن بعد از اون دیگه به سکس علاقه مند شدم ولی کیر اونا از مال تو کوچک تر بود رویا را خوابوندم به پشت یک بالش نسرین گذاشت زیر کمرش باز هم شروع کردم کونشو خوردن با انگشتم گشادش کردم و آروم فرستادم تو ولی چند دقیقه ای کشید که شل شد خیلی داغ بود داشت جیغ می کشید و شروع کردم تلمبه زدن بعداز این کار نسرین اومد برام ساک زد و هردو کنار هم چهار زانو نشستند اول کیرم را انداختم کوس نسرین 5 دقیقه ای تلمبه زدم و بعد انداختم کون رویا انگار یک مار خزید لونه اش انقدر کردم دیگه داشت از حال می رفت خیلی دادو بیداد راه انداخته بود بعد انگشتم را انداختم کون نسرین حالا دیگه دوتایی ناله میردن بعد کار رویا تموم شد کمی هم نسرین را کون کردم و بعد هردوتا نشستند آبم را ریختم رو صورتشون بعد هر سه تا رفتیم یک دوش گرفتیم از اون موقع به بعد هر هفته میرم می کنمشون اول پولی بود دیگه پول هم نمی گیرن و تا جان در بدن دارم به این کیر خوشبخت باید خدمت کنماین هم ماجرای سکسی من که جز حقیقت چیز دیگری نیست.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%84%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%d8%ad%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177577</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کثافات کاری های من با خواهر و مادرم</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%ab%d8%a7%d9%81%d8%a7%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%ab%d8%a7%d9%81%d8%a7%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 12 Sep 2019 08:38:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمانش]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[‫ازدواجش]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاست]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باسناشو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پانزده]]></category>
		<category><![CDATA[پایینش]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تعارفم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادش]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونوادش]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمو]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندی]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کامران]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمش]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیتو]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزه]]></category>
		<category><![CDATA[میمونم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نبودیم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[42 سالمه اونا رو کم فیلم سکسی و بیش چن سالی کمتر از خودم می دونم از لحاظ سنی . من ازدواج نکردم چون راستش عشق و سکسی این چیزا سرم نمیشه اگه کس و شاه کس کونی گیرم اومده کردم و مابقی هم جلق می زنم . البته کردن من از کونی سه سال [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>42 سالمه اونا رو کم فیلم سکسی و بیش چن سالی کمتر از</h2>
<p>خودم می دونم از لحاظ سنی . من ازدواج نکردم چون راستش عشق و سکسی این چیزا سرم نمیشه اگه کس</p>
<h3>و شاه کس کونی گیرم اومده کردم و مابقی هم جلق می</h3>
<p>زنم . البته کردن من از کونی سه سال قبل تا حالا همش سه نفری شده. یعنی هر سه مون با</p>
<h4>هم جنده میریم جنس و میگاییم و حسابی هم کیف داره</h4>
<p>. گاهی دو تا رو سه پستون تایی میگاییم . من فقط یه بار یک پسر رو گاییدم که درسته لذت</p>
<h5>داشت ولی کوس از خودم بدم اومد. خلاصه هر وقت خبری</h5>
<p>از جنس کون و کس میشد کامران و سعید خبرم می کردن . یه بار من و کامران تو محل کار بودیم سکس داستان که کامران یه</p>
<h6>چیزایی درباره ی سعید گفت گفت که از ایران سکس ازدواجش راضی</h6>
<p>نیست و کارشو داره به طلاق میکشه . گفتم والله ازدواج هم شد کار همون بهتر . کامران گفت تو مهریش گیر کرده . گفتم چقدره . زیاد بود و دلم واسه سعید سوخت . گفتم اگه بشه باید بهش کمک کنی . کامران هم همین نظر رو داشت . یا باید کاری میکردیم طلاق نگیرن یا اینکه راضی کنیم زنه رو که از مهریه بگذره خلاصه سر ظهر که بر میگشتیم هر سه سوار پیکان کامران بودیم که کامران سر حرف رو باز کرد . من هم کلی حرف زدم ولی سعید فقط سیگار میکشید و حتی موقع پیاده شدن خداحافظی هم نکرد . به کامران گفتم ناراحت شد ؟ گفت نه . گفتم منو رسوندی برگرد ازش خبر بیار . کاری دست خودش نده . شب سعید بهم زنگ زد و با لحن غمگینی گفت باهام کار داره . بعد اصرار کرد که کامران نباشه . گفتم باشه . قرار گذاشتیم تو یه جای پرت . سعید گفت گوشیتو بده بهش دادم . خواهش کرد و گفت میخوام جدی حرف بزنم .یه موضوعیه که داره منو میکشه . فقط به تو میگم . هر چی نظرته بگو وگرنه ازت ناراحت میشم . گفتم : چاکرتم سعید بگو چی شده . سعید یه نخ سیگار تعارفم کرد . خودم فندک داشتم . گفت : در مورد زنمه . گفتم میدونم . طلاق ؟ دوستش داری . که سعید سرشو بلند کرد گفت دوست داشتن چیه ؟ کاش هیچوقت ازدواج نمیکردم . گفتم پس موضوع مهریه اس . گفن آره . و با سر هم تایید کرد . ولی ادامه داد : فقط این نیست لطیف جون . نگاهی بهم کرد و دیگه ساکت شد . گفتم موضوع حتما بچه است . زنت بارداره ؟ باز هم گفت نه . موضوع این نیست . از سر جایش بلند شد و کمی راه رفت .تردید داشت که من بگه یا نه . بعد نشست گفت . زنم میگه اگه مهریه نمیدی یه کار دیگه برام بکن میمونم پیشت . گفتم یه کار دیگه؟ سعید صوتشو نزدیکتر کرد و دیدم لب پایینش داره میلرزه . گفت که میگه سکس جمعی میخواد لطیف . سکس جمعی . میدونی یعنی چی . واوندم . خیلی جا خورده بودم . گفتم این چه حرفیه ؟ گفت : به هیچکس نگفتم ولی به تو میگم . چی میگی ؟ من که مهریشو ندارم . گفتم مهریشو جور کن بره لامصب . ما کمکت میکنیم . یه عددی گفت که فهمیدم اگر ده نفر هم باشیم جور نمیشه . خلاصه نمی دونستم چی بگم گفتم یه چند روزی صبر کن . باشه . گفتم مطمئن باش راه حلی هست . شب خیلی فکر کردم و با خودم گفتم من که زن سعید رو ندیدم تا حالا . برم باهاش حرف بزنم . زن سعید هم حتما خانوادش با خبر بشن نمیزارن این اتفاق بیفته . پس میشه به اونا خبر داد . حتی بهشون گفت که چی خواسته . صبح به سعید گفتم. سعید چمهاش باد کرده بود . گفت : وقتی با من ازدواج کرده خونوادش راضی نبودن و بعدش دیگه سراغی هم ازش نگرفتن . گفتم میخوام باهاش حرف بزنم . اتفاقا همون روز عصر کامران گفت که یه جنس خوب پیدا کرده میخواد بیارتش خونه من . گفتم بیارش ولی به سعید نگو پکره . اوونشب دوتایی یه زن تقریبا سیاه رو کردیم . با اینک سیاه بود ولی خوب بلد بود کس بده وقتی کیرم تو کسش بود بدنشو میچرخود و خیلی حال می داد . همه آبم رو خورد و فقط پانزده تومن گرفت . شب دیر وقت سعید زنگ زد گفت بیا خونمون و حرف بزن باهاش . گفت خودم نباشم بهتره . میرم تو اتاق . پیکان کامران رو برداشت و به آدرس سعید رفتم. سعید در ر باز کرد و من و به زنش که زهرا اسمش بود معرفی کرد . بعد خودش رفت تو اتاق . نشستیم و زهرا خانم گفت لطیف هستین نه ؟ گفتم چاکریم . کمی حرف زدم یعنی داشتم روع میکردم که دیدم اومد طرفم و دست کرد رو شلوارم کیرمو گرفت . که جا خوردمو و به طرف اتاق یله کردم بعد گفتم این چه کاریه زهرا خانم . گفت مگه سعید نگفت چی میخوام ؟ بعد دیگه لالمونی گرفتم . گفت . خب مگه نمیخوای کمکش کنی . کی از دوست سعید جون بهتر . فقط باید سه تاتون با هم منو بکنین . چند شب کافیه . بعدش تموم . حله ؟ خلاصه از فردا من هم پکر بودم و هم تردید داشتم .هی یاد لحظه ای می افتادم که کیرمو گرفت . بدنش م بوی خوبی می داد. حالا فهمیدم چرا سعید اینقدر ناراحت بود . زنش که خوشگل بود حتما به خودش کس نمیداده و تا حالا همینو میخواسته. سکس دسته جمعی . شب که شد فورا یه فیلم سوپر دسته جمعی نگاه کردم . کم کم قلبم داشت میتپید و اونشب چند بار جلق زدم . منتظر سعید بودم که چراغ سبز بده. بالاخره سعید دوباره منو کشند به جای پرتی گفت زنم راست میگه . اگه قبول کنی تا زنده ام مدیونتم . گفتم چی میگی پسر من بیام زن دوستمو &#8230; گفت آره . این چیزیه که خودم می خوام . به کامران هم گفت و یک شب به آپارتمانش رفتیم . زهرا خانم خودشو آماده کرده بود . سعید رفت تو آشپزخونه من طاقت نیاوردم و تو هال چند لب ازش گرفت که دیدم کامرن تعجب زده اونم دوباره کیر شق کردمو گرفت .وقتی رفتیم تو اتاق زهرا مثل یه فرماند دستور لخت شدن رو داد مثل یه مراسم مذهبی همه چیز آروم پیش می رفت . اول کیر کامران رو خوب خورد و ساک زد . بعد کیر منو و بعد سعید . حالا هر سه شق کرده بودیم . یه گرم هم گذاشت رو میز عسل گفت نرمم کنید و دیگه خودتون میدونید یالله . لخت شده بود من دهنم آب افتاده بود . ولی از عجله میترسیدم سعید ناراحت بشه . زهرا گفت شرو ع کنید دیگه . کونشو داده بود بالا م شزوع کردم باسناشو بوسیدم ماچ که می دادم صدای خوبی میداد . کامران کیر شو داد تو دهن زهرا بود . سعید نشست بود و سینه اشو مشت کیکرد . زهرا گفت سوراخ کونمو بلیس لطیف ون یه جوری گفت که حسابی سوراخشو لس زدم . بعد کیرمو گذاشتم در کونش . دیگه شعید یادم نبود . کرم هم زدم و فرستادم داخل . زهرا گت اول بازی کن با سوراخ کونم بعد بده تو ولی م طاقت نداتو و هی فشار میددم که زهرا هم میرفت لوتر . دو طرف کن برگشو گرفتم و فشار دادم که تا نصف رفت .یه آخ بلند گفتم و تو همون محیط وچک شروع به آمد و شد کردم . دلم میخواست یه زن دیگه بود حالا خایه امو میخورد . اینطوری خیلی حال میده . دو برابر . کیرم تا ته رفت و خایم چسید به کونش .کامران کیرشو بیرون آورده بود میخواست جلق بزنه . بعد کامران اومد پشت زهرا وایساد ولی من داشتم میکردم . کامران گفت میخوا کسشو بنم . . سعید گفت طوری باید بگاییش که دلم خنک شه زهرا آخ اوخ کنان گفت آره همینو میخوا . بعد کامران خوابید و کیرشو فرستادم تو کسش . دوباره از کون کردمش . می ترسیدم آبم زود بیاد بعضی وقتا کیرمو استراحت میدادم که کونشو میچرخوند حال میداد . سعید گفت زود باش لطیف. هوس کردم از کون بکنمش . زهرا خیلی داد میزد و هی میگفت بکنین. بیشتر . به سعید اشاره کردم کیرشو بده براش ساک بزنه بعد بیاد . تلمبه زدم شلپشلپ صدا می داد . بعد داد بلندی کشیدمو و آبو تا آخر ریخم تو کونش . آبم از سوراخ کونش کم کم میزد بیرون . سست شدم دراز کشیدم. کامران عرق کرده بود و تند تند می کرد . بعد سعید اومد جای منو گرفتو کرد . خلاصه اونشب حسابی کردیمش . ولی زهرا راضی نبود و گفت ارضا نشده . من کمی آجیل خوردم و از کس کردمش . ارضاش کردم و ابمو ریختم رو شکمش . هر هفته یه بار می کردیمشو اگر سه نفری نبودیم راضی نمی شد . چند هفت بعد دیدم سعید خوشحال به نظر می رسه. به کامران گفته بود اتفاقا از این کار ظاهرا خودشم خیلی کیف میکنه و از اون به بعد دمغ نبود . زهرا خانم هم گاهی زنگ میزد و دوباره همه چیو مرور میکرد . اینکه چطور کونو گاییدم و چطور کسشو تلمبه زدم یا موهاشو از پشت کشیدم و از پشت گوشی با کسش بازی میکرد و ارضا میشد . به من هم حال می داد . تا اینکه یه کیس خوب و توپ پیدا کردم . دیگه به سعید و کامران نگفتم . هر چی بود اونا زن داشتن . این کیس از زهرا ماهر تر بود و مهمش اینجاست که خواهر رئیسمون بود و تازه طلاق گرفته بود .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%ab%d8%a7%d9%81%d8%a7%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2584</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کیر خیس تو کس میلف بلوند گذاشته میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%db%8c%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%db%8c%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Jul 2019 05:44:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اسمتون]]></category>
		<category><![CDATA[اندامم]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینگار]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتیپ]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوششون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دخترمه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندی]]></category>
		<category><![CDATA[ساراست]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینهای]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[کالسکه]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوشو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینش]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمت]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلشو]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسونمتون]]></category>
		<category><![CDATA[میرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکه]]></category>
		<category><![CDATA[نیستند]]></category>
		<category><![CDATA[نیومدی]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[وابسته]]></category>
		<category><![CDATA[وکیرمو]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که یه زن و شوهری فیلم سکسی که تازه ازدواج کرده بودند به تازگی همسایه طبقه سوم ما شده بودند وقتی که من متوجه زن این اقا سکسی شدم دهنم کف کرد واقعا خوشکل و شاه کس خوش هیکل بود اون موقع که همسایه ما بود خواهرش زیاد کرم میریخت تا 3.4 کونی سال دیگه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که یه زن و شوهری فیلم سکسی که تازه ازدواج کرده بودند به</h2>
<p>تازگی همسایه طبقه سوم ما شده بودند وقتی که من متوجه زن این اقا سکسی شدم دهنم کف کرد واقعا خوشکل</p>
<h3>و شاه کس خوش هیکل بود اون موقع که همسایه ما بود</h3>
<p>خواهرش زیاد کرم میریخت تا 3.4 کونی سال دیگه که سال89 بودمن متوجه شدم که این خانم بچه دار شده اخه</p>
<h4>ما جنده از همسایگیشون بیرون امده بودیم جای دیگه زندگی میکردیم</h4>
<p>یه روز که منو پس از پستون چند سال دید یعنی قبلا هم گهگدای منو میدید ولی از بغلش رد شده</p>
<h5>بودم با کوس ماشین با هم برخورد نکرده بودیم ازدیدنم خیلی</h5>
<p>خوشحال شد وگفت بزنم به تخته هر روز که می گذره خوشکل تر و خوش قد و بالا میشیا. منم بش گفتم سکس داستان چشمای زیبایه شما</p>
<h6>منو اینجوری می بینه گفت نه تو واقعا ایران سکس خوشکلی و</h6>
<p>خوشتیپ گفتم قربونت برم که تو چشماش خوندم که از من خیلی خوشش میاد. راستی پسر کوچولوشو که تو کالسکه دیدم گفتم مثل مادرش خوشکله خدا حافظی کردیمو من که کیرم داشت منفجر می شد از دیدن این خانم زیبا عزممو جزم کردم که بکنمش. یه روز دیگه امدم بازار که دیدمش به کالسکه بچش داره ور میره تا بکنش تو صندلی عقب ماشین رفتمو کمکش کردم وکردمش تو. لپ بچشو کشیدمو خیلی هم تشکر کرد تا یه روز تو پاساژ دیدمش احوال پرسی باش کردمو با هم یه چرخی زدیمو من بش گفتم میرسونمتون گفت مزاحمت نمی شم گفتم مراحمید گفت تو رو خدا رسوند اخه بچمو گذاشتم پیش زن همسایه گفتم کدوم همسایه گفت نازنین &#8230; تو ماشین یه اهنگ از محسن یگانه گذاشتم اون موقع تازه مد شده بود که خیلی باش حال کرده بود با هم صحبت کردیم گفت چند تا دوست دختر داری گفتم اخه کی ما رو نگاه می کنه گفت غلط کردی همه دخترای محله از تو خوششون میاد. گفتم دخترای محله مثل تو که خوشکل نیستند خندید و گفت تو از من خوشت میاد؟ گفتم اره. با این حرفم روش تو روم باز شد و گفت دل به دل راه داره گفتم راستی اسمتون چیه گفت من اسمم ساراست بعد دیدم دستشو گذاشته رو پشت صندلی من تو چشماش می شد دید که حشریه. منم که به دم خونشون داشتم میرسیدم گفتم راستی چرا با شوهرت نیومدی؟ گفت شب کاره تو کونم عروسی شد به خونشون که داشتم میرسیدم گفت الان سفر دیگرو می زاره ولی ماهوارمون نمی گیره سر در میاری درستش کنی؟ گفتم باشه یه نگاهی به دیشتون می کنم البته اگه مزاحم نیستم. گفت نه بابا مگه میزارم منو تا خونه رسوندی بالا نییای دل تو دلم نبود تا زسیدیم من ماشینمو اون طرف خونشون پارک کردمو رفتیم بالا در رو باز کرد گفت برو تو و خودشم رفت بچه شو بیاره داشتم به ماهواره ور میرفتم که چی میدیدم وای لباساشو که عوض کرده بود یه شلوارک کوتاه که کونش اون رونای زیباش توشافتاده بود با یه تاپ سفید امد میوه گذاشت جلو منو سینهشو بالا داد و به بچش شیر داد من دیگه داشتم از حشر زیاد میمردم که بچش خوابش برد و گذاشتش تو رخت خوابش امد پیش منو منم ماهواره رو درست کردمو گذاشتم فارسی 1بعد گفت حوصلم سر میره بیا با هم صحبت کنیم گفت راست گفتی از من خوشت میاد گفتم اره چرا که نه گفت از خودم خوشت میاد یا از اندامم گفتم راستشو بخوای هر دوتاش یه نگاهی بم کردو صورتشو نزدیکم کردو منم یه لب ازش گرفتم وای مگه چفتش در میومد داشت خفه میشد که لباشو ول کردمو گردنشو گوششو مک زدم و رو تاپش سینهاشو میمالیدم که دیدم ولو شد رو دستم تاپش در اوردم داشتم سینه های ناز و گردشو می خوردم که گفت بریم رو تخت اتاق بقلش کردمو بردمش تو اتاق شروع کردم از لب تا نافش خوردن که دیدم از داخل کشوئ بقل تخت یه پماد بی حسی مالید به کیرمو یخورده ساک زدو گفت بکن داخل که دارم اتیش میگیرم منم دامن کوتاهشو دادم پایین کوسشو خوردم دیدم داره میگه خواهش میکنم کیرتو بکن دیگه طاقت ندارم و ارضاع شد ومن کیرمو اوردم جلو اون رونای که همیشه ارزوشونو داشتمو بوسکردمو کنار زدم وکیرمو کردم تو کوسش خیلی لزج بودو داغو تنگ تلمبه که زدم دیدم داره اه ناله قربون صدقم میره اینگار ازون وقتی که بچهدار شدهتا حلا نکرده بودش اخه دمو دقیقه ارضا میشد وکیر منو لزج تر میکرد تلمبه میزدمو واقعا لذت میبردم از این کوس خوشکلو و توپل داشت دیگه ابم میومد که بلند ش کردمو سجدهش کردم سوراخ کونش صورتی بود روش کیرم که باابا خانم خیس خیس بودگذاشتم وبا یه فشار همشو دادم داخل تلمبه که میزدم رونام با لمبهاش میخورد و از دیدن کون قشنگش که داشتم تولمبه باش میزدم اه ونالش خیلیبلند شده بود منم تا 2.3 دقیقه ابمو داخل کونش خالی کردمو عجب لذتی داد یادم نمیره هیچ وقت وبعدبغلش کردمو سینهای خوشکلشو دستم گرفتمو یه خورده پیشش خوابیدمو ساعت 3 صبح بود میخواستم بزنم بیرون که شماره موبایلشو گرفتم گفتم بش هر وقت که تونستی بم زنگ بزن تا صحبت کنیم فرداش که من ساعت 12 ظهر بیدار شدم دیدم گوشیم زنگ خورد برداشتم سارا بود گفتم دی شب خوش گذشت گفت خیلی نزدیکه 5 بار ارضا شدم و خیلی بات حال کردم از اون شب به بعد شوهرش که همش سر کاره روزای هم که خونست با ماشینش تاکسی کار میکنه روابط ما بیشتر شده به هم وابسته شدیم موندم چیکار کنم از یه طرف می دونم اگه کسی بفهمه بیچارم ازطرف دیگه هم انگار دوست دخترمه خاطرش برام عزیزه.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%db%8c%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175482</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دختر خوشگل و ناز خوب کرده میشه و هم زمان با دوربین حرف میزنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d9%87%d9%85-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d9%87%d9%85-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 09 May 2019 08:21:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراف]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انتقالی]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتای]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینجام”]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاها]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگردی]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینتر]]></category>
		<category><![CDATA[پررویی]]></category>
		<category><![CDATA[پرستار]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهنم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیش]]></category>
		<category><![CDATA[تحویلش]]></category>
		<category><![CDATA[تختشون]]></category>
		<category><![CDATA[ترکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهاست]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[جذابتر]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جوووون]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووون]]></category>
		<category><![CDATA[‫جووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چرخیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[چندسال]]></category>
		<category><![CDATA[چندساله]]></category>
		<category><![CDATA[چهاردست]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهاش]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتند]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراومده]]></category>
		<category><![CDATA[دربیار]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوزاریم]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندی]]></category>
		<category><![CDATA[روبوسی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زودباش]]></category>
		<category><![CDATA[زیرپوش]]></category>
		<category><![CDATA[سازمان]]></category>
		<category><![CDATA[سالهاست]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شیرموز]]></category>
		<category><![CDATA[صبحونه]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[قلمبگی]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمیه]]></category>
		<category><![CDATA[کمربند]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گفتم:”من]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرایی]]></category>
		<category><![CDATA[مادرزنم]]></category>
		<category><![CDATA[ماساژش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[ماموریت]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[موقعییت]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میادبهش]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[مینداختم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[میومده]]></category>
		<category><![CDATA[نتونسته]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمایان]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزنه]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیشگون]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[توی یک سازمان بزرگ دولتیه فیلم سکسی و ماهی یکی دوتا ماموریت داخلی یا خارجی داره و خیلی هم گرفتاره. از اون قدیمیهاست و اهل حال. بخاطر سکسی موقعییت شغلیش نمیتونه که هر کاریی دلش شاه کس می خواد بکنه ولی بعد از اینکه کاملا به من اطمینان پیدا کرد، هر از کونی گاهی براشون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>توی یک سازمان بزرگ دولتیه فیلم سکسی و ماهی یکی دوتا ماموریت داخلی</h2>
<p>یا خارجی داره و خیلی هم گرفتاره. از اون قدیمیهاست و اهل حال. بخاطر سکسی موقعییت شغلیش نمیتونه که هر کاریی</p>
<h3>دلش شاه کس می خواد بکنه ولی بعد از اینکه کاملا به</h3>
<p>من اطمینان پیدا کرد، هر از کونی گاهی براشون مشروب می بردم و اونها هم دیگه به یاد قدیما، خلاصه لبی</p>
<h4>تر جنده می کردند. 2 سال پیش همسرم که خیلی دوستش</h4>
<p>داشم، تو یه تصادف شدید فوت پستون کرد. بخاطر علاقه شدیدی که به همسرم و خانواده اش داششتم، تصمیم گرفتم دیگه</p>
<h5>ازدواج نکنم کوس و برای دخترم یه پرستار گرفتم که صبح</h5>
<p>میاد پیشش و تا 8 شب دائم باهاش بازی می کنه، شعر می خونه، بچه رو می بره بیرون و خیلی هم سکس داستان با هم خوبند.من</p>
<h6>و دخترم ماهی دو بار به خونه پدرزنم ایران سکس سر می</h6>
<p>زدیم. آخه اونها هم نوه شون رو خیلی دوست دارن و یک اتاق پر از وسایل بازی براش درست کردند که هروقت می ریم اونجا سرگرم باشه. ما هم اونها رو خیلی دوست داریم و دو سه هفته که نمی دیدیمشون، واقعا دلمون براشون تنگ می شد. ماجرایی که می گم مربوط به پارسال زمستونه. اون روز مادرزنم زنگ زد و بعد از احوالپرسی گفت که شب بریم خونشون. من هم قبول کردم. ما رفتیم خونشون. نمیدونستم که پدرزنم خونه نیست. وقتی فهمیدم تعجب کردم. آخه هر وقت که میرفت مسافرت، وقتی من زنگ می زدم که حالشونو بپرسم، می گفت که اون نیست و من هم سعی می کردم که وقتی برم که اون هم باشه. همیشه جلوی من راحت بود و معولا با شلوار و تی شرت یا دامن و تی شرت می گشت. من هم که اصلا تو این فکرها نبودم. یه خواهر زن هم دارم که تازه ازدواج کرده. زمان مجردیش، حتی با هم تنهایی مسافرت هم رفته بودییم ولی یک بار هم تو نخش نبودم و به این چیزها فکر نمی کردم. سرم به کار خودم بود. اونها هم همیشه به من اعتماد کامل دارند. تا اینکه اون شب دیدم که یه دامن کوتاه و یه تاپ سفید پوشیده که بالای سینه هاش و خط وسطش کاملا پیدا بود. طبق معمول بعد از سلام رفتم برای روبوسی ولی این بار بیشتر از همیشه طولش داد و درضمن یه کمی هم منو به سینه هاش فشار داد و گفت که خیلی دلش برامون تنگ شده. یه کمی تعجب کردم ولی به روی خودم نیاوردم و رفتم نشستم. دخترم هم که طبق معمول رفت به اتاقش و سرگرم شد. از پدرزنم پرسیدم، گفت ماموریته.یه میز شیشه ای 4 نفره کنار هال داشتند که همیشه روی اون مشروب می خوردیم. زود بساط رو آماده کرد و منو دعوت کرد که بریزم. همیشه من براشون می ریختم و می گفتند بدون من نمی خورند. رومیزی توری که همیشه روی میز بود، نبودش. گفت کثیف شده بود انداخته که بشوره. نشستیم و من ریختم. بلند شد رفت دستمال آورد و دوباره نشست. جوری پاهاشو زیر میز شیشه ای تکون میداد که من کاملا حواسم بهشون جمع شد. دامنش تا روی رونش رفته بود عقب و پاهاشو آروم به هم می مالید. هر از گاهی هم به پای من می زد. دو تا پک کوچیک خوردیم و من جای پدرزنم رو هم خالی کردم. انگار که یه کمی گرمش شده باشه، یه دستمال برداشت کشید به پیشونیش و بعدش هم بالای سینه هاش و در همین حین تاپشو داد پایینتر. کرست نداشت و یه کمی از قهوه ای نوک سینه اش هم معلوم شده بود. منم دیگه حالا به کاراش با دقت نگاه می کردم ولی هنوز هم فکر نمی کردم که امشب قراره چه اتفاقی بیفته.سه چهار تا دیگه هم خوردیم و دیگه کم کم پاهای منو با پاهاش می مالید. چند بار هم پاهاشو باز کرد که دیگه دامنش کلا رفت بالا و شورتش و تپلی کوسش نمایان شد. منم دیگه داشت دوزاریم می افتاد ولی هنوز هم دلم نمی خواست رابطه مون به اینجاها بکشه. دیگه حسابی هر دومون داغ شده بودیم که گفت: خیلی حالم خوشه. کاش یه نفر الان بود که مشت و مالم میداد. سه سال پیش که پادرد و کمر درد گرفته بود، من براش ماساژ داده بودم. این کار رو خیلی خوب بلد بودم و زنم ازم خواسته بود که مامانش رو ماساژ بدم. بعد از اون کم کم خوب شده بود و ورزش رو شروع کرده بود. هر روز ورزش می کرد و اندامش خیلی قشنگ شده بود. قدش 170 و وزنش 60 کیلو بود. سینه هاش سایز 75 و خیلی خوش فرم بودند. باسنش هم قشنگ بود و با اینکه 47 ساشه، آدم فکر می کنه 38 سالش هم نیست. خیلی به خودش می رسید. رفت رو کاناپه ولو شد و خمار نگاهم کرد و لبخند زد. فهمیدم که باید ماساژ بدم. از انگشتای پاش شروع کردم و خیلی آروم اومدم بالا.گفتم روغن بدن دارید؟ جاشو بهم گفت و آوردم. حالا پشت پاهاشو چرب کردم و دوباره ماساژ دادم. تا پشت زانو و پایین رونش 7-8 دقیقه طول کشید. به دامنش رسیدم و یه کمی هم انگشتام رو زیر اون چرخوندم که خودش دامنشو برد بالا تا روی کونش. باز هم شرت سفیدش معلوم شد و کوسش که کاملا باد کرده بود و قلمبه شده بود. ماساژ دادم و تا نزدیک شورتش رفتم بالا. بعد دامنش رو دادم پایین. یه کم تاپشو دادم بالا و کمرشو چرب کردم و شروع کردم. گفت می ترسم تاپ و دامنم چرب بشه. لطفا درشون بیار. منم تو همون حال مستی، آروم درشون آوردم و کمرشو کامل مالیدم. تازه کم کم داشتم از این کار لذت می بردم. دوباره برگشتم رو به پایین تا به شرتش رسیدم. چند سانت دادمش پایین که چرب نشه که خودشو داد بالا و گفت اونم دربیارم.با یه کمی خجالت درش آوردم و کونش رو هم چرب کردم و ماساژ دادن. آروم ناله می کرد و همش می گفت: جان، الان رو هوام. خیلی حالم خوشه و …. داشتم میومدم پایین به سمت رونش که لای پاشو باز کرد و منم اطراف سوراخ کونش و دور قلمبگی کوسش رو می مالیدم که دیدم یه کمی کوسش خیس شد. منم آروم انگشتم رو کنار چاک کوسش کشیدم و اونم یه آه ناز کشید. شروع کردم به مالیدن کوسش و دست چپم رو هم از روی کمرش آروم آوردم به سمت سینه هاش و کنار سینه اش رو می مالیدم. یه کمی سینه اش رو داد بالا که دستم بره زیر سینه اش. منم همین کار رو کردم و سینه اش رو گرفتم. اونم یه دفعه دستش رو روی دست من گذاشت و آروم آوردش سمت سینه ام و بعد رفت پایین تا شلوارم. کیرم سیخ شده بود و از زیر شلوار پارچه ای تابلو زده بود بیرون. خودمو بطرفش بردم و اون کیرمو گرفت. گفت: جون. کاش این مال من بود. با خجالت گفتم: شما که صاحب داری زری جون. (همیشه زری جون صداش می کردم) گفت: صاحبی که ماهی یه بار هم به زور لختم می کنه که صاحب نیست.بعدها فهمیدم که مادرزنم یه زن فوق العاده حشریه و شوهرش سرد. ولی سالهاست که همینطوری ساخته. واقعا به شوهرش خیانت نکرده بوده ولی اون سال که من برای کمر دردش ماساژش میدادم ، از ماساژ من لذت می برده و دوست داشته که یه روز با ماساژ لختش کنم. حالا هم بعد از دو ماه بدون سکس، دیگه نتونسته جلوی خودش رو بگیره. منم که دیگه هم داشتم حشری می شدم و هم تو حال خودم نبودم، گفتم اشکال نداره زری جون، تا باشه از این جور کمبودها باشه، اگه بخوایی من برات جبران کنم. برگشت رو به من، به پشت خوابید و با لبخند گفت: پس زود لباساتو دربیار. گفتم: آخه دخترم اگه بیاد و ما رو ببینه چی؟ بهش می گم امشب اینجا می مونیم. خیلی هم خوشحال میشه. وقتی خوابید من در خدمتم.گفت: خودت میدونی که اون تا موقع رفتن از اون اتاق بیرون نمیاد. تازه، من تا موقع خواب از دوری کیرت می میرم. ولی من قبول نکردم. اصلا نمیتونستم تصور کنم که مادرزنم داره این حرفا رو میزنه. یه کم بدنشو از بالا تا پایین بوسیدم. به کوسش که رسیدم سرم رو با دستش فشار داد روش. منم یه کم مکث کردم و لیسیدمش. اونم کیرمو با دستش از روی شلوار می مالید. حسابی داشت کیف می کرد. می گفت: جوووون، بخورش، همش مال خودته، … و بعد از حدود دو دقیقه یه آه بلند کشید و ساکت شد. ارضا شده بود. منو کشید طرف خودش که بخوابم روش. ولی من بوسیدمش و سرم رو گذاشتم رو سینه اش. بعد از چند دقیقه یه کم حال اومد و منم یه دستمال براش آوردم و اطراف کوسش رو تمیز کردم. ازم تشکر کرد و گفت که تا حالا شوهرش کوسش رو نخورده بوده. کمکش کردم لباسشو پوشید و رفت آشپزخونه برای آماده کردن شام. منم رفتم به دخترم سر بزنم که غرق بازی بود و نمیدونست که باباش از امشب دیگه یه جور دیگه به زری جون نگاه می کنه. خیلی زود شام رو خوردیم و دخترم هم ساعت 10 خوابید. گذاشتمش تو تختش و داشتم پتو مینداختم روش که دیدم زری جون از پشت چسبید بهم و کیرمو گرفت و گفت: زود باش دیگه دارم می میرم. آرش جونمو می خوام.یه لباس خواب خیلی نازک پوشیده بود. شورت و کرست صورتی هم که تازه پوشیده بود از زیرش پیدا بود. پتو رو انداختم رو دخترم و گفتم بریم عزیزم، همش تا صبح مال خودته. اتاق خواب و تختشون رو آماده کرده بود و یه چراغ خیلی کم نور روشن بود. اول ایستاده بغلم کرد. به هم لبخند زدیم و شروع کرد به لب گرفتن. زبونش رو روی لبای من می چرخوند. خیلی لذت می بردم. تو همون حال، آروم دکمه های پیراهنم رو باز کرد و اونو درآورد. دستش رو از زیر زیرپوشم برد تو و کمرم رو می مالید. منم کمرش و کونش رو می مالیدم. کمربند و زیپ شلوارم رو هم باز کرد. شلوارم افتاد پایین و دستش رو از پشت کرد تو شرتم و کونم رو مالید. زیرپوش و شورتم رو هم کم کم درآورد و برای اولین بار من لخت با یه کیر راست جلوی مادر زنم بودم. رفت پایین، کیرم رو با دستش گرفت و آروم به نوکش زبون زد. خیلی با حرارت و قشنگ تخمام و کیرمو می خورد و باهاشون بازی می کرد. منم موهاشو نوازش می کردم. آه و اوه من دراومده بود و گفت که باز هم برای اولین باره که درست و حسابی داره کیر می خوره.شوهرش نمیذاره کیرشو بخوره. چون تا کیرش می رفته تو دهن زری جون، آبش میومده و دیگه چیزی برای کوس زری جون نمیمونده. شوهرش حق داشت. انصافا خیلی قشنگ ساک می زد. بغلش کردم و انداختمش رو تخت. خودمم کنار تخت نشستم. از نوک انگشتاش شروع کردم به خوردن. می خوردم و میومدم بالا و لباس خوابش رو میدادم بالاتر. به شورتش رسیدم. بوسیدمش. چه بویی داشت. آروم درش آوردم و شروع کرم به خوردن کوسش. آروم آه می کشید. پاهاشو باز کرده بود. می کفت: جوووووون … بخورش … زودباش … همشو بخور … زبونم رو تا ته می کردم توش و درمی آوردم. با انگشتم هم با سوراخ کونش ور می رفتم و با یه دستم هم با سینه هاش بازی می کردم.یه کمی رفتم طرفش. کیرمو گرفت تو دستش و بازی کرد و منم دیگه حسابی داشتم کوسشو می خوردم. صداش بلند شده بود و بعد از چند دقیقه ارضا شد. بی حس شد. رفتم خوابیدم روش. اما پایین. سینه ام رو کوسش بود. شکمش رو بوسیدم. منو گرفت فشار داد به خودش. منم آروم دلش رو می بوسیدم و می لیسیدم. با انگشتم کرستش رو دادم بالا و خودمو کشیدم بالاتر. شروع کردم به خوردن سینه هاش. یه کمی با هم چرخیدیم. کرستش رو از پشت باز کردم و با لباس خوابش با هم درآوردم. حالا دیگه کاملا روش بودم و از هم لب می گرفتیم. کیرم لای پاش بود و با تکونهای اون روی کوسش بالا و پایین می رفت و با دستش هم محکم منو فشار میداد. بعد از دو سه دقیقه، پاهاشو باز کرد و گفت: “حالا بکن تو کوسم. تا ته بکن” کیرمو گذاشتم رو کوسش یه کم مالوندم. اومدم که یه ذره بکنم تو و یواش یواش تا ته برم که با پاهاش محکم منو هل داد جلو و با یه ضربه تا ته رفت تو کوسش. یه داد کشید. آخه هرچی باشه به گفته خودش کیر من دو برابر شوهرش بود و داشت جر می خورد. اومدم بیارم بیرون. نذاشت و گفت: “آرش جون منو بکن … محکم بکن … جرم بده …. کوسمو پاره کن …” منم دیگه حالی به حالی شده بودم و شروع کردم به تلمبه زدن. از لذت داشت می مرد. همش با التماس می گفت که بیشتر پاره اش کنم. منم همین کارو می کردم. با ناخنهاش پشتم رو چنگ می زد و دو سه بار هم گازم گرفت. بعد از چند دقیقه، احساس کردم آبم داره میاد.بهش گفتم. درآوردش بیرون. فکر کردم برای اینه که تو کوسش نریزه. ولی گفت: “حالا زوده. با این کیر خیلی کار دارم” یه نیشگون کوچیک از سر کیرم گرفت. دردم اومد. احساس کردم یه کم کیرم می خواد بخوابه که گفت: “حالا از پشت بکن تو کوسم” منم یه چشم خوشگل بهش گفتم. رو تخت چهاردست و پا شد و یه کمی پاهاشو از هم باز کرد. سر کیرمو از پشت گذاشتم رو سوراخ کوسش. با یه فشار کوچیک نصفش رفت تو و با چند تا حرکت تا ته دادم تو. خودش هم مرتب عقب و جلو می کرد. آروم خم شدم روش و با دست راستم بالای کوسشو می مالیدم و با دست چپم سینه هاشو. داد و هوار می کرد و همش قربون صدقه کیر من می رفت و می گفت: “دارم به آرش جونم کوس می دم … کیر خوشگل آرش جونم داره کوسمو جر می ده … جووووووون …. کوس زری عاشق کیرته … محکم بکن … ” اعتراف می کنم که دیگه داشتم کم می آوردم. آخه تکونهاش و حرفهاش خیلی حشریم می کرد و بعد از دو سه دقیقه باز احساس کردم آبم داره میاد. گفتم می خوام بخوابم. منو به پشت خوابوند. تو این فاصله خودم یه نیشگون دیگه از کیرم گرفتم و اونم فهمید و خندید.نشست رو کیرم و بالا و پایین رفت. منم سینه هاشو می مالیدم و هر دومون آه و اوه می کردیم. باز هم قربون صدقه کیرم رفت و همون حرفا رو میزد. بعد از دو دقیقه که دیگه داشتم می ترکیدم بهش گفتم آبم داره میاد. خوابید روم گفت: “همشو بریز تو کوسم. لوله هامو بستم” منم از خدا خواسته، محکم بغلش کردمو با فشار تمام آبمو ریختم تو کوسش. اونم به خودش می پیچید و بعد بیحال شد. فهمیدم که اونم ارضا شده و بدون هیچ حرف و حرکتی یکی دو قیقه همدیگه رو فقط بغل کردیم. تو آسمون بودم. واقعا تو عمرم همچین سکسی نکرده بودم. لبم رو که بوسید به خودم اومدم. منم بوسیدمش. همونجوری که همدیگه رو بغل کرده بودییم، چرخیدیم و به پهلو خوابیدیم. موهامو نوازش کرد و گفت: “حسرت یه سکس با لذت تو تمام این سالها به دلم مونده بود ولی تو امشب منو به آرزوم رسوندی. ازت ممنونم” گفتم: “منم ازت ممنونم زری جون. میدونی که منم مدتهاسکس نداشتم. ولی امشب تو زندگیم رو عوض کردی” گفت:” آرش جون، کاش می شد هرشب با هم باشیم. میدونی که خیلی دوستت داشتم. حالا دیگه عاشقتم. قول بده هر وقت که موقعیت مناسب بود، شب مال من باشی. منم موهاشو ماساژ میدادم ودیگه با پررویی گفتم: “آخه زری قشنگم، قربون لب و سینه های قشنگت برم، مگه می تونم بگم نه؟ چرا تا حالا بهم نگفته بودی؟ منم مثل تو همیشه حشرم ولی فقط ماهی یکی دوبار با جق زدن خودمو خالی می کردم.” گفت: “نمیدونی که منم چند ساله که به یاد تو شبهای تنهایی، با خودم ور میرم و خودمو ارضا می کنم. ولی از این به بعد، فقط تو کوس من خالیش کن. حیفه به خدا” منم بوسیدمش و خندیدیم. بهش قول دادم که در فرصتهای مناسب با هم باشیم. خیلی خسته بودم. کم کم با نوازشش تو بغلش خوابم برد.نزدیک شش صبح بود که طبق عادت بیدار شدم. زری جون کنارم خوابیده بود. شرت و کرستش رو پوشیده بود و یه دستش رو سینه ام بود. اومدم آروم برش دارم و برم حموم. بیدار شد. گفتم: “ببخشید عسلم. من میرم یه دوش بگیرم. با عشوه گفت: “تنهایی میری؟” گفتم: “اگه زری جونمم بیاد که دیگه خیلی عالیه” زود بلند شد و منم یه شرت پام کردم. رفتیم طرف حموم. یه شورت و حوله از کمد شوهرش برام آورد و برای خودش هم یه حوله آورد. رفتیم تو و دوباره لب و سینه و کوس خوردن من شروع شد. حالا تو نور بدنشو میدیدم. واقعا بهش نمیخورد 47 سالش باشه. بدن ورزشکاریش رو سانت به سانت خوردم و مالیدم و اونم لذت می برد. بعد من ایستادم و اون برام ساک زد. انگار این دفعه برام جذابتر شده بود. وان هم دیگه پر از آب و کف شده بود و با هم رفتیم توش. اول من به پشت خوابیدم و اونم اومد پشت به من خوابید رو من. کیرم لای پاش سیخ بود و خودشو بالا و پایین می کرد. منم گردنشو می خوردمو سینه هاشو می مالیدم و اونم باز قربون صدقه ام میرفت. یک ساعتی اون تو مشغول بودیم و چند مدل عوض کردیم. یکبار وسط کار ارضا شد و آخر هم باز با هم ارضا شدیم. باز هم خواست که آب کیرم رو تو کوسش خالی کنم. وقتی آبم داشت میومد، گفت: “جوووووون … آتیشم می زنه … آبت خیلی داغه … کیرتم کوسمو می سوزونه …. بریز توش .. کوسمو پر کن … ” و منم با فشار ریختم توش و باز هم بیحال افتادیم. بعد از چند دقیقه بلند شدیم و خودمون رو شستیم. در تمام مدت شستن باز هم به من می چسبید و قربون کیرم می رفت. کیرم دوباره سیخ شده بود و می خواست دوباره برام ساک بزنه. گفتم: “زری جون، کم بخور، همیشه بخور” خندید و گفت: “آخه من تا شب که دوباره برگردی میمیرم” با تعجب گفتم: “مگه من امشبم اینجام؟” گفت: “از این به بعد نمی خوام هیچ شبی تنها باشم. هر وقت شوهرم رفت مسافرت، تو باید شوهرم بشی” خندیدم و گفتم:”من باید دعا کنم که یه موقع به شوهرت ماموریت چند هفته ای ندن وگرنه کمر من دیگه صاف نمیشه” خندید و گفت: “کاش یه انتقالی چندساله بهش بدن که خیالم راحت باشه تا چندسال هرشب کیرتو می کنی تو کوس من دوباره چسبید بهم و کیرم رفت لای پاهاش. میدونست چیکار کنه که دوباره حشری بشم و شدم و یه بار دیگه تا دسته کردم تو کوسش و باز هم ریختم تو کوسش. دیگه داشت دیرم می شد. یه دوش گرفتیم و اومدیم بیرون. تا من سشوار کنم و لباس بپوشم، صبحونه رو آماده کرده بود. عسل و شیرموز و خامه و کره و … همون حوله فقط تنش بود. گفتم: “چه خبره بابا؟” گفت: “بخور عزیز دلم. تو باید جون داشته باشی. نمی خوام به این زودیها از کمر بیفتی” نشستم که بخورم. اومد کنارم و منو بوسید و نشست روی پام. سینه هاش پیدا بود و حوله هم تا رونش رفته بود کنار. یه لقمه برام درست کرد. اومد بذاره تو دهنم. ازش گرفتم و مالیدمش به سینه هاش و گفتم: “حالا خوشمزه شد.” خندید و سینه هاش رو به صورتم فشار داد. گفت: “همش مال خودته عزیزم” منم بوسیدمش و چندتا لقمه دیگه هم با همین حرفها خوردیم. می خواستم وسایل دخترم رو که خواب بود جمع کنم و همونطوری تو خواب ببرمش تو ماشین که زری اومد و گفت: “بذار اینجا باشه” گفتم: “می دونی که پرستارش هر روز 8 صبح میاد تحویلش می گیره.” گفت: “زنگ بزن بگو امروز نیاد. امروز من میشم پرستارش. تازه، امشبم می خوای بیایی دیگه. نه؟” خندیدم و گفتم: “باشه عزیز دلم. تا شب دخترم پیشت باشه. شب تا صبح هم خودم پیشتم.” یه لب طولانی گرفت و من رفتم. موقع رفتن همش می گفت که مواظب خودم باشم و شب زود برم خونشون. از اون شب، تقریبا ماهی 5-6 شب که تنهاست خونه اشون هستم و همه مدل سکس با هم داشتیم. حتی کونش رو که آکبند مونده بود بهم هدیه کرد. من تا حالا کون نکرده بودم. یه روز صبح تو حموم ازم خواست که امتحان کنیم و من لذت این هدیه جدیدش رو تا حالا چند بار بردم. جالبه که پدرزنم هم میگه که دیگه به مسافرتهای من هم عادت کرده و دیگه غر نمیزنه که چرا اینقدر ماموریت میرم. !!!		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d9%87%d9%85-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173816</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس بلوند و سکس داغ رو تخت</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d8%ae%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d8%ae%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 May 2019 06:42:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احمقانه]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادی]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتت]]></category>
		<category><![CDATA[اهمیتی]]></category>
		<category><![CDATA[اومدمو]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاس]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتی]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[بودبچه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمشون]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پاشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[پیرمرد]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتم]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتمو]]></category>
		<category><![CDATA[جاهاشونو]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمانم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولمو]]></category>
		<category><![CDATA[خاموشش]]></category>
		<category><![CDATA[خانومه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکله]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دریاچه]]></category>
		<category><![CDATA[دزدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[دگرگون]]></category>
		<category><![CDATA[دندونات]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندی]]></category>
		<category><![CDATA[رویاهام]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سنگینی]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخمو]]></category>
		<category><![CDATA[سیگاری]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلواری]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدی]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدنت]]></category>
		<category><![CDATA[کلفتمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوی]]></category>
		<category><![CDATA[گاییده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتی]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینت]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[معصومیت]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[موهایم]]></category>
		<category><![CDATA[میبارید]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستی]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادی]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسونمتون]]></category>
		<category><![CDATA[میرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتی]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میسوختم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکوبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتی]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتی]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتی]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنی]]></category>
		<category><![CDATA[نوکشون]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/Dr7vAWAyVhv8XEOgM6nYLA/013/634/821/1280x720.6.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="شاه کس بلوند و سکس داغ رو تخت" title="شاه کس بلوند و سکس داغ رو تخت" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>نبود دختر بچه بودم 19 فیلم سکسی ساله هم داغ بودم هم بی تجربه تو رویاهام اونو شوهر آیندم میدونستمانکار هم نمیکنم من عاشقش بودم حتی الانم سکسی با فکر بهش پوست بدنم یجوری میشه شاه کس به قول معروف جیگرم آتیش میگیره خلاصه که تو این چارسال حسابی خودمو ساختم یا کونی بازم به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/Dr7vAWAyVhv8XEOgM6nYLA/013/634/821/1280x720.6.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="شاه کس بلوند و سکس داغ رو تخت" title="شاه کس بلوند و سکس داغ رو تخت" decoding="async" /></p><br />
<h2>نبود دختر بچه بودم 19 فیلم سکسی ساله هم داغ بودم هم بی</h2>
<p>تجربه تو رویاهام اونو شوهر آیندم میدونستمانکار هم نمیکنم من عاشقش بودم حتی الانم سکسی با فکر بهش پوست بدنم یجوری</p>
<h3>میشه شاه کس به قول معروف جیگرم آتیش میگیره خلاصه که تو</h3>
<p>این چارسال حسابی خودمو ساختم یا کونی بازم به قول معروف میگن داف پلنگ یا هر چی خلاصه آب زیر</p>
<h4>پوستم جنده رفته بود انگار بعد مردن شوور و ارث رسیدنش</h4>
<p>قشنگ بهم ساخته بود موهای کوتاه پستون آبی رنگ لنزای طبیعی ابروهایی که دیگه مشکی نبودن و حالا قهوه ای شده</p>
<h5>بودن من کوس نمیگم زیبا نبودم اما حالا اونجوری شده بودم</h5>
<p>که میخاستم از یک کیلو متر یه زن عوضیو زیبا به نظر میرسیدم حالا که اینجا اومده بودم بعد چارسال با بیتا سکس داستان دوست خیلی وخت</p>
<h6>پیشا قبل اینکه با پیرمرد ازدواج کنم و ایران سکس برم بود</h6>
<p>باهاش ارتباط اندکی داشتم که وقتی فهمید از شیراز برگشتم خیلی خوشحال شد گفت که بچه هارو دوره هم جمع میکنه تا سوپرایزشون کنه دل تو دلم نبود بازم به دلم گفتم احمق شدی؟ هنوزم عاشقشی؟با خودم گفتم یعنی اونم میاد؟ میدونستم ازم متنفره اما بازم میخاستم ببینمش امروز قرار بود اون روز باشه از صبحش بنا کردم به خودم رسیدن دامن تا روی ساق پام پوشیدم زیرش جوراب شلواری کلفتمو و گپ کلفت و بافتنیمو فرو کردم توش تا شول مانند از کمر دامن بزنه بیرون موهای آبیمو اتو کشیدم و با یه پالتو و یه کلاه بافتنیو یه جفت بوت بلند کارمو تموم کردم آرایش کم برعکس چهار سال پیش خودمو تو آرایش خفه میکردم تا به چشمش بیام حالا من فرق داشتم من یک زنه با اعتماد به نفس باید میبودم بر حسب عادت بد قبلی سه بار مسواک زدم و ساعت شیش باید تو رستوران میبودم میخاستم با ماشین خودم برم اما نقشه زیرکانه نذاشت برای همین اسنپ گرفتم و رفتم به کافه رسیدم فقط بیتا و نهال و محمد اونجا بودن با دیدنم تعجب کردن و یکمم انگار ناراحت شدن ولی بروی خودشون نیاوردن سلام گرم کردن و نشستیم به بیتا گفتم کاش به بقیه ام میگفتی که گفت تو راهن چشمامو ازش دزدیدم میدونست منظورم از بقیه کیه احمق که نبود اون موقع ها از هر دوستی نزدیک تر بود دست توی کیفم کردم و پاکت سیگار و در آوردم یه نخ بیرون کشیدم و آتشش زدم لبام دور ته سیگار جمع شد کام محکم بود و دود غلیظ رفت تا ریه ها رو بسوزونه از پشت سر صداش اومد پلک هامو محکم روی هم فشردم صداش روحم گرسنه بود موادش حالا رسید باید بهش نگاه میکردم بچه ها بلند شدن و منم بلند شدم برگشتم سمتت آقای کیوان با سینا اومده بودی بیتا دستمو گرفت و فشرد با لبخند گفت کیوااان ببین کی اینجاس لبخند مسخره و ماتمو بروت پاشیدم و تو منو از بر میگذروندی به هر جا که نگاه میکردی اونجا داغ میشد به سیگار دستم نگاه کردی یادت میاد ؟ بهت میگفتم سیگار نکش فلش بک : کیواااان اه نمیدونم این کوفتی چی داره که تو همش میکشی بابا بوش خفمون کرد برا ریتم ضرر داره تازه پایان فلش بک حالا چقد مزحک و مزخرف که من همون کوفتی که نمیدونستم چی داره رو دارم میکشم چقد با ولع دودشو قورت میدم با نگاه خیره و معنی دارت آخرین کاممو دمبال کردی که توی جا سیگاری خاموشش کردم صدای سینا این دوست هیز چندش آورت رشته افکارمو پاره کرد سینا: به به ببین کی اینجاس هلما خانوممم پارسال دوست امسال آشنا ستاره سهیل شدی جیگر طلا بلا ملا واسه تو میخرم طلا ملا توقعش این بود خش و بشم باهاش اوج بگیره ؟ شبیه گذشته ها؟ اگر این فکرو میکرد کاملا در اشتباه بود به گفتن : منم از دیدنت خوشحالم آقا سینا بسنده کردم لبخند سینا روی لبش ماسید و تویی که داشتی لبخندتو میخوردی تا از چشم های ریز بین من دور بمونه اما گناه نداشتم ؟ چند سال بود که ندیده بودمشون ؟ ناخودگاه نیشم از لبخندت باز شد میخاستم جمعش کنم اما نمیشد امروز روزم مثله گذشته ها بود کامل از لبخند پر؟ بحث باز شد به عاشقانه های نهال و محمد چشم خیره کرده بودم و تویی که داشتی با چشم هایت که شیشه ای بود هیچ ازش پیدا نبود نیم رخ منو می پاییدی و دمبال پیدا کردن چی بودی چشمامو ازت میدزدیدم که نبینی چی توی دلمه نگاه های معنی دار بیتا به سینا از چشمم دور نبود و چقدر دلم میسوخت که میدیدم از چه آدمی خوشش اومده ساعت ها گذشت و تموم شد وقت رفتن زمان عملی کردن نقشه شومم بیتا گفت هلما جان با چی میری؟ گفتم عزیزم ماشینم خراب شده با اسنپ اومدم با اسنپم میرمدل توی این دل نبود که ببینم منو میرسونی من که میشناختمت قبل از پیش دستی سینا صدات و شنیدم که مردونه و آروم گفتی من میرسونمتون از سوم شخص برای من استفاده میکنی؟ یادت رفته منو؟ یادت رفته که چه وقتا زیرت صدام اوج میگرفت حالا سوم شخص بودم؟ تعارف کردم و تو خواهش و من سوار ماشینت شدم روی صندلی شاگرد جا گرفتم و تو ماشینت از جا کنده شد آدرس خواستی که دادم قلبم میتپید که آرومش نکردم توی راه اومدی چیزی بگی که نتونستی جلوی در نگه داشتی تعارفت کردم و تو خواهش خواهشت کردم و تو تعارف و پذیرفتی کمی هم سخت نبود این رو میخاستی ؟ از چشمانم فهمیدی پا توی خونه تاریک گذاشتی لامپ و روشن کردم و خونه غرق نور شد و تمیزی ازش میبارید این هم کار بود وگرنه خونه من تمیز نبود روی مبل جای گرفتی چند لحظه رفتم توی اتاق لباس هامو در آوردم و وارد حموم شدم واژنم و با خوشبو کننده شست و خشک کردم موهایم که کوتاه بود لباس هایم را با تیشرتی ساده و آبی رنگ و شلوار لی راسته سفید عوض کردم و اومدم توی حال از من مشخص بود که چی میخام یا تو مشتاق بودی؟ معذرت خواستم و وارد اشپز خونه شدم تا چایی و برات دم کنم خرمان خرمان چای آوردم و موسیقی گذاشتم حرفی بین ما نبود جو سنگین بود و حال من خوش حتی هرم نفس هات برام کافی بود اخ که چقد پشیمون بودم کاش الان با هم بودیم چایی رو مینوشیدی و من دونه دونه انگور میخوردم صداتو شنیدم : چقدر عوض شدی انگار که همون آدم نیستی مستقیم در حالی که میخاستم صدام نلرزه به چشمات نگاه کردم: خوب شدم یا بد؟ و تو گفتی : با وقار بنظر میرسی دیگه هلی نیستی حالا دیگه هلما شدی قلبم ریخت میخاستم تو صورتت فریاد بزنم: نهههه من هنوزم همون هلی ام همون هلی اما نمیشد دیگه بین دو راه حرفت موندی اما بالاخره از نوک زبونت سر خورد و بیرون اومد: زیبا تر شدی و البته سکسی تر دونه انگور از دستم افتاد و مستقیم به چشمات خیره شدم تمام احساسمو ریختم توی چشمام و تو هم نفسات به شماره افتاد با صدای گرفته گفتم: اما تو هنوز همونی و به شلوارم چنگ زدم تا دستام برای به آغوش کشیدنت هوسی نشن ولی تو نگاهت روی دستم خیره موند منو به سمت خودت کشیدی و نگاهت از چشمام به لبام در حال نوسان بود در آخر رضایت دادی منو مال خودت کردی لبات روی لب های من فرود اومدن و سخت اونارو تو کشیدن خیسی زبونت و لبات داشتن با من چیکار میکردن با زبونت و لبات لبامو باز کردی و من که مثله دیوونه ها بی حال بودم و کاری نمیکردم داشتم میسوختمو میسوختم اما به خودم اومدمو از لبات کام گرفتم کام پشت کام سیگاری که تموم نمیشد میبوسیدم و دندونات و با زبونم میشمردم زبونت و میک میزدم و در لذت لبات غرق میشدم لبامو ازت جدا کردم به سمت گوشت رفتم و تو نفس عمیقی کشیدی زبونم به لاله و نرمی گوشت و میک زد و لیس زد زبونمو توی گوشت فرو کردم و چرخوندم و تو که به تیشرتم چنگ میزدی و با انگشات به کمرم چنگ میزدی و من بیشتر از قبل دیوونه میشدم در آخر رضایت دادم و اومدم به سمت لبات نذاشتی و رفتی روی گردنم گوشم که دیوونه شدم ترقوم گردنم که زبون نرم و خیست اشکال نا مفهومی رو میکشید و اروم اروم میرفتی پایین خو وحشیانت داشت اشکار میشد تیشرتمو از سرم بیرون آوردی و من بودم که سینه هامو بدون هیچ سوتینی و بی پروا و بدون خجالت در اختیار مردمکای تنگ شده چشمات گذاشتم و اجازه دادم تا دستات به سینه هام چنگ بزنن و نوک صورتی ساختگیشو لای انگشتات بفشاری و زبونت نرم نرم روی پف سینم پچرخه تا اینکه به اون لحظه آسمونی رسیدم لبات دور سینم جمع شد و شروع به مکیدن گاز گرفتن و ساک زدن سینم کرد جاهاشونو عوض میکردی میخاستی عدالت و رعایت کنی زبونت از روشون سر میخورد آب دهنت روشون جاری میشد و دهن مثل کوره آتیشت و دندونات که نوکشو میگزیدن و من که سینه هام نوکشون بیرون زده بود از روی سینه هام سر خوردی و پایین رفتی روی شکمم و میبوسیدی و میرفتی بین دو تا پام قرار گرفتی دکمه شلوارمو باز کردی و بیرون کشیدیش و به شورت کرم رنگ توریم خیره شدی و بعد به چشمام بالا اومدی لبامو بوسیدی و تو گوشم گفتی یار قدیمی کوچولوت دست کیا چرخیده چشمامو بستم از شدت درد حرفت ولی لذتم بیشتر بود اما چه فکری تو سرت در موردم بود که من یک روسپیم؟روی شرتمو بوسیدی و بعد روی زانو هامو روی کشاله رونم روی شرتمو دوباره و میخاستی منو دیوونه کنی انگشات چنگ زد به کش بی قدرت شرت و اونو از روش برداشتی کشیدی و از روی مچ پام رد کردی درش آوردی و پاهامو باز کردی خیره شدی به همون یار قدیمی که از خیسی برق میزد توقع دیدن همون کوچولوی تیره رنگ دون دون بخاطر بیش از حد استفاده از تیغ و داشتی نه حالا یه سفید رنگ کوچولوی بدون ذره ای مو و صورتی جلوت بودکه بوی عطر خوشبو کننده واژنش توی فضا پخش شده بود و از شدت لذت خیس تر و خیس تر میشد و تو با نگاهت بهش منو دیوونه تر میکردی بهم گفتی که چیکار کردم؟ گفتی : کصت بخاطر من خیسه؟ هنوزم بخاطر من این کوچولو خیس میشه؟ حرفات وای من میخاستم که به فاک برم میخاستم خودتو وحشیانه تو وجودم فرو کنی و انقد محکم کمر بزنی تا حس به فاک رفتن عمیق و تجربه کنم دوباره و دوباره سرتو نزدیک همون بقول معروف کص کردی و زبونت و تو آخرین لحظه قبل از بستن چشمام دیدم که به اون چوچول کوچولو رسوندی و لیسی که بهش زدیآه بی پروام تو فضای بی صدای خونه پخش شد گفتی: چی؟ آه؟ هنوز که کاری نکردم برای من جیغ بزن زیر من میخابی جوری که من میکنم این کص و تا عمر داری فراموش نکن و بهم گفتی بگو گفتم چی گفتی بگو میخام بگو میخام التماس کن گفتم خواهش میکنم کیوان از زبونت مثل جادو استفاده کن خودت طاقتت به طاق رسید زبونت کشیده شد رو چوچولمو به دندون گرفتیش میک میزدی میگفتی چی: هااان ؟ پیرمرد میتونست یکاری کنه کصت دریاچه بشه؟ یا من میتونم؟ حرص داشتی آه و ناله هام بلند میشد وای کیوان خواهش میکنم تو میگفتی: خواهش میکنم چی و من جوابی نمیدادم انگشتت و فرو کردی از سوراخ صورتی تو خیس بود صدام اوج گرفت لحنت ناگاه آروم شددو قطبی بودی؟ گفتی: چیه عشقم آروم باش تموم میشه میخای؟ چشمام خمار خواستن بود از کشاله رونم گاز محکم گرفتیو شلوارتو در آوردی میخاستی فرو کنی نباید میذاشتم به سختی از جام بلند شدم باکسر لعنتیه جذابتو پایین کشیدم اون بیرون افتاد اما یکم شل بود به چشمات مستقیم نگاه کردم و سرشو بوسیدم و به لبام مالیدم لبام بسته بود و تو سعی میکردی فرو کنی توی دهنم اما لبام بسته بود دولا شدی با انگشتات دو لپمو گرفتی که لبام قلوه جلو اومد میخواستی فرو کنی تو دهنم اما چشمت به لبام افتاد بیشتر خم شدیو با لبات لبامو بی قرار کردی و گاز میگرفتی کمرتو صاف کردیو و میخاستی فرو کنی تو دهنم ولی نذاشتم دستمو دورت حلقه کردم و سرشو تو دهنم فرو کردم و از سر تا قامتتو لیس زدم با لذت با عشق گفتی : چی میخوری چیزی نگفتم موهامو کشیدی گفتم ماله تورو کمر خودم از لذت ذوق ذوق کرد گفتی چیه منو گفتم کیرتو محکم فرو کردی تو دهنم حالت بالا آوردن بهم دست داد ولی چه اهمیتی داشت خودم شروع کردم نوک کیرتو میک میزدم اون آب خوشی از سرش میومد و من با لذت میخوردم و خودم عقب جلو میکردم دستمو گرفتی و کشوندی تو اتاق و پرتم کردی روی تخت و بوسیدیم سوراخمو بوسیدی و بعد سرشو روش گذاشتی فرو نمیکردی میخاستی که خواهش کنم دستتو گاز گرفتم نمیخاستم خواهش کنمگفتی خواهش کنم و نکردم از بین دندونات گفتی تورو باید کرد تو کردنی هستی پاهام رو شونه هات افتاد و با تمام فشار کیرت توی سوراخم رفت جیغ و آه و نالم به هوا رفت تو کصم که آب انداخته بود کمر میزدی و من حس به فاک رفتن کصمو با تمام وجود حس میکردم جیغ میزدم درد و لذت درد بیشتر لذت بیشتر سینه هامو تو چنگ میگرفتی و فشار میدادی مثله لیمو شیرین اب لمبو کمرمو بلند میکردمو میکوبیدم روی تخت نفسام تند تر و بی قرار تر شد بدنم زیرت میپیچید و آخ میگفتم با حرفات گفتی کص خوشکله عروسکیت حالا داره با چی گاییده میشه آخخخ اینو میگفتی صدام بلند تر شد لذت توی تمام بدنم پیچید جوری میلرزیدم و میسوختمو به ارگاسم میرسیدم تو چند تا کمر زدی کنترلت از دستت در رفت و کام لذت بخشت توی سوراخ من با فشار و داغی تمام خالی شد و بی حال روی من افتادی وزنت سنگینی میکرد و من میپرستیدمش افتادی کنارم و بوسیدمت و به حموم رفتم تو آینه به خودم خیره شدم تو صورتم گفتم هر چقدم زیبا تر شده باشی تو دیگه معصوم نیستی معصومیت از چهرت رخت بر بست تو هیچوخت اون زیبایی و پیدا نمیکنی خودمو شستمو مسواک زدم و اومدم و دیدم که از شدت خستگی بیهوش شدی لباس راحتی پوشیدمو کنارت خوابیدم صبح با صدای تلفن حرف زدنت بیدار شدم و ای کاش که بیدار نمیشدم میگفتی: باشه عشقم باشه خانومه خوشکلم نه من خونم الان میام دمبالت میریم همونجا که تو بخای و من کمرم یخ میزد و حالم دگرگون بود برگشتی سمتمو چشمای بازمو دیدی جا خوردی بهت تلخ ترین و مزحک ترین لبخندمو پاشیدمو تو رفتی جوری که انگار اصلا نبودی سرمو توی بالش فرو کردمو به حماقت خودمو این عشق به حال خودم گریه کردم توی قفسه سینم درد بود و دردشکای نجس تلخی که روی بالش جاری بودو به آرزوی احمقانه خودم لبخند میزدم کاش میشد از اسپرمای نازنینت توی رحمم بچه ای داشتم که بچه تو بودبچه کیوانی که هیچوخت ماله من نبوداین داستان واقعی نبود		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d8%ae%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/Dr7vAWAyVhv8XEOgM6nYLA/013/634/821/1280x720.6.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173627</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 40/44 queries in 0.004 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-11 13:21:58 by W3 Total Cache
-->