<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>روستاهای &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%b1%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%87%d8%a7%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:32:27 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>روستاهای &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>خواهرت که میلف شده باشه واقع حشرت میکنه و &#8230;</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d8%aa-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b4%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%87-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%d8%aa-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d8%aa-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b4%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%87-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%d8%aa-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 06 Oct 2019 17:59:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدید]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[باغمون]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[جریانی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونریزی]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[روستاهای]]></category>
		<category><![CDATA[زنداداشم]]></category>
		<category><![CDATA[سرازیر]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شبهایی]]></category>
		<category><![CDATA[شهرمون]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمبرداری]]></category>
		<category><![CDATA[کارمند]]></category>
		<category><![CDATA[کامیون]]></category>
		<category><![CDATA[کلفتشو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکشو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گاییده]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفت]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاریم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وسایلو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مجالس زنانه نرگس (زنداداشم) رو فیلم سکسی با خودم میبرم جریانی که تعریف میکنم بر میگرده به تابستون پارسال که من و نرگس برای فیلمبرداری از یه سکسی عروسی رفته بودیم به یکی از روستاهای شاه کس اطراف شهرمون عروسی که تموم شد دیگه خیلی دیر وقت بود و خیلی هم خسته کونی بودیم و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مجالس زنانه نرگس (زنداداشم) رو فیلم سکسی با خودم میبرم جریانی که تعریف</h2>
<p>میکنم بر میگرده به تابستون پارسال که من و نرگس برای فیلمبرداری از یه سکسی عروسی رفته بودیم به یکی از</p>
<h3>روستاهای شاه کس اطراف شهرمون عروسی که تموم شد دیگه خیلی دیر</h3>
<p>وقت بود و خیلی هم خسته کونی بودیم و چون صبح باید میرفتم بانک گفتم سریع وسایلو جمع و جور کنیم</p>
<h4>بریم جنده با کمک نرگس جمع وجور کردیم و راه افتادیم</h4>
<p>. تو راه یه خورده با پستون نرگس شوخی کردیم و راجب اینکه امشب داماد چه بلایی میخواد سر عروس بیاره</p>
<h5>صحبت کردیم کوس که منجر به شوخیه دستی شد و چون</h5>
<p>ما از قبل هم با هم رابطه داشتیم رومون به هم باز بود از طرفی چون برادرم بیش از حد به من سکس داستان اعتماد داشت خیالم</p>
<h6>راحت بود گیر نمیده که چرا دیر اومدید. ایران سکس اینم بگم</h6>
<p>داداشم قبلا راننده کامیون بود و چون بچش کوچیک بود شبایی که تو جاده بود به من میگفت برو بخواب خونه ی ما از همون موقع رابطه ی من و نرگس شروع شد البته اولش رو خود نرگس شروع کرد چون واقعا حشرش بالا بود البته 2 تا خواهر دیگه داره که اونام دست کمی از نرگس ندارن البته نرگس قول داده خواهر کوچیکشو که اسمش نسترن هستش و واقعا هم تو مسایل سکسی توپ هستش رو برام ردیف کنه . خلاصه سرتونو درد نیارم برگردیم به داستان ما اومدیم به شهرمون یهو گفتم نرگس بد جور هوس سکس کردم اولش گفت خوابم میاد بمونه فردا بعد که دید حالم گرفته شد گفت چرا ناراحت میشی بریم اما کجا میخوای ببری؟ گفتم خیالت راحت ماشین روندوم سمت باغمون که یه اتاق وسطش هست که وسایل میزاریم و شبهایی که آبیاری داریم بعد آبیاری همونجا استراحت میکنیم بردمش باغ و ماشینو تا دم اتاق روندم و دور و برو وارسی کردم که ببینم کسی اونجا مارو نبینه بعد گفتم سریع پیاده شو و بدو تو اتاق رفتیم تو اتاق با خیاله راحت شروع کردیم به لب گیری اما غافل از اینکه همسایه دیوار به دیوار باغمون اونشب نوبت آبیاریشونه و چراغای ماشینو موقع اومدنمون دیدن شک کردن و مارو دارن دید میزنن خلاصه ما مشغول شدیم و همدیگرو لخت کردیم و نرگس شروع کرد به ساک زدن و منم با یه دستم داشتم سینشو میمالیدم و با دست دیگم داشتم با موهاش ور میرفتم اینم بگم که نرگس از لحاظ سکسی واقعا بی رقیبه خیلی تو کارش وارده بعد از اینکه حسابی کیرمو خورد گفت عادل شروع کن که دارم میمیرم منم بی معطلی درازش کردم رو پتویی که کف اتاق پهن کرده بودم یه خورده کیرمو مالیدم به کسش که حالا دیگه حسابی آبش سرازیر شده بود بعد آروم فرستادمش تو کسش و عقب جلو کردم هر دو تو اوج شهوت بودیم و داغ شده بودیم که یهو همون همسایه های باغمون که دو تا داداش بودن وارد اتاق شدن ما اصلا نفهمیدیم چی شد یه لحظه فکر کردم دارم خواب میبینم انگار کل بدنم بی حس شد و اصلا نتونستم از جام تکون بخورم بی حال افتادم رو زمین نرگس خواست سریع لباسشو برداره بپوشه که برادر بزرگتر دستش و گرفت و گفت کجا جیگر خانوم به ماهم یه حالی بده خیلی وقته منتظر همچین روزی بودم که بکنمت خواستم به سمتش حمله کنم که با دیدن گوشی دست داداشش متوجه شدم از ما فیلم گرفتن و مقاومت فایده ای نداره و ممکنه باعث خون و خونریزی بین منو داداشم جعفر بشه به ناچار نرگس رو توجیه کردم و اونم تن به خواسته اونا داد و داداش بزرگتر اول شروع کرد و ظاهره رو به شکم خوابوند رو زمین و یه بالش گذاشت زیر شکمش وبدون مقدمه کیر کلفتش و که با دیدن کس و کون نرگس شق کرده بود و چپوند تو کس نرگس و عقب جلو کرد داداش کوچیکه هم داشت با گوشی فیلم میگرفت و نرگس هم اولش با گریه و زاری داشت کس میداد ولی یه خورده که گذشت دیدم به پسره میگه درش بیار میخوام بخورم اونم درش آورد و نرگس سریع کیر کلفتشو تو دهنش جا داد و ساک زد بعد رو کمر خوابید و پاهاشو دور کمر داداش بزرگه حلقه کرد و اونم کیرشو تا ته کر تو کس نرگس و تلمبه زد و 5-6 دقیقه ای هم همینطور تلمبه زد و یهو دیدم ولو شد روی نرگس فهمیدم که آبشو خالی کرده تو کسش و یکی دو دقیقه بعد بلند شد و داداش کوچیکه اومدو اونم بدون هیچ تشریفاتی کیرشو تو کس نرگس جا داد یه کم که از جلو کردش و بعد گفت من همیشه آرزو داشتم از کون تورو بکنم نرگس که با مخالفت نرگس مواجه شد اونم یه سیلی محکم بهش زد و گفت ببین جنده خانوم الان فیلم گاییده شدنتو دارم بخوای مقاومت کنی میزارمش جلوی شوهرت و پخشش میکنم اونم دیگه چاره ای نداشت جز اینکه بگه بکن که اونم نامردی نکرد و کیرشو تا ته تو کون نرگس فرستاد بیچاره نرگس چه ناله ای میکرد بالاخره بعد از حدود 6-7 دقیقه اونم آبشو تو کون نرگس خالی کرد و بلند شدن و رفتن و ما هم برگشتیم خونه اما الانم که چند وقت از ماجرا گذشته بازم با فیلمی که تو دستشونه گاهگاهی کس و کون نرگس رو یکی میکنن.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d8%aa-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b4%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%87-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%d8%aa-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176575</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میگیره توآشپزخونه  مادرشو میگاد و آب رو هم میریزه تو دهن مامانش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%da%af%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4%d9%88-%d9%85%db%8c%da%af%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%da%af%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4%d9%88-%d9%85%db%8c%da%af%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 05 Oct 2019 08:04:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اردنگی]]></category>
		<category><![CDATA[البالو]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختن]]></category>
		<category><![CDATA[اوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[بازداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بازرسی]]></category>
		<category><![CDATA[بخونید]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمونم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهرحال]]></category>
		<category><![CDATA[بودبچه]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستونش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونهای]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهام]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهای]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[روستاهای]]></category>
		<category><![CDATA[سربازی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادن]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کارهای]]></category>
		<category><![CDATA[کردمدستشو]]></category>
		<category><![CDATA[کشوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسانس]]></category>
		<category><![CDATA[مجازات]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمم]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناچاری]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنن]]></category>
		<category><![CDATA[همراهش]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که همیشه در کون خر فیلم سکسی گیر میکنه بعد از دوره اموزشی یه اردنگی بهم زدن فرستادن به یه منطقه پرت اطراف مرز ترکیه . یه سکسی پاسگاه که نزدیک یه روستا بود.بچه های شاه کس اونجا بجز یکی و من همه اهل اونجا بودن حتی ریس پاسگاه. یه روز که کونی نوبت گشت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که همیشه در کون خر فیلم سکسی گیر میکنه بعد از دوره اموزشی</h2>
<p>یه اردنگی بهم زدن فرستادن به یه منطقه پرت اطراف مرز ترکیه . یه سکسی پاسگاه که نزدیک یه روستا بود.بچه</p>
<h3>های شاه کس اونجا بجز یکی و من همه اهل اونجا بودن</h3>
<p>حتی ریس پاسگاه. یه روز که کونی نوبت گشت من بود و داشتیم با ماشین گشت میزدیم به یه ماشین شک</p>
<h4>کردیم جنده و بعد از کارهای اولیه و بازرسی چندتا شیشه</h4>
<p>مشروب که نمیدونم اسمش چی بود پستون و کمی مواد پیدا کردیم. میخواهستم همونجا طرف رو سر کیسه کنم لااقل پولی</p>
<h5>کاسب بشیم کوس اما مامور همراه من از اون مادر به</h5>
<p>خطاها بود ترسیدم برام دردسر درست کنه. اون بابای هم که گرفتیم همراهش یه زن و یه بچه بود در حد بچه سکس داستان شیر خوره. جونم</p>
<h6>براتون بگم طرف رو اوردیم پاسگاه مرده رو ایران سکس که انداختن</h6>
<p>تو بازداشت و ماشین رو هم تو حیاط پاسگاه . زن و بچه هم تو راهرو کوچیک پاسگاه نشسته بودن من که کلا اونجا رفته بودم جنس مونث درست حسابی به چشمم ندیده بودم یه نگاه خریدارنه بهش کزدم اما مگه رو نشون میداد بی شرف همچین چادر رو رو خودش کشیده بود که فقط کمی از بینیش معلوم بود. منم بی تفاوت رفتم پی کارم. کمی بعد بهم خبر دادن که باید جانشین ریس باشم و بجز دو تا مامور بقیه برای یه کار رفتن بیرون . تو اتاق نشسته بودم که سربازی اومد و بهم گفت این زنه بدجوری بی تابی میکنه و میخواهد شما رو ببینه منم که حوصله خودمو نداشتم اما مجبور بودم بهرحال از هم صحبت شدن با این کیر کلفتها که بهتر بود. زنه اومد داخل بهش گفتم که بشینه.. نشست روبروی من .قبل از اینکه اون شروع کنه بهش گفتم.:ببین خانم شوهر شما رو با اون همه مشروب و اون مقدار مواد گرفتیم پس انتظار نداشته باش به این زودی خلاص بشه بهرحال هر جرمی مجازات خودشو داره شما هم خودتو خسته نکنننننننننن&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.داشتم این حرفها رو میزدم که چادر رو از صورتش برداشت. دهنم همینطوری وا موند. فکر کردم توهم زدم یا حشریتم زده به بشریتم و چشمهام داره البالو گیلاس میچینه. تو تهرون هم همچین حوری فکر نکنم پیدا بشه. فکر کنم خود دهاتیش هم فهمیده بود که مات مهبوتش شده بودم با شندین صداش از حال خودم درامدم..اون شوهر نیست.. پسر عمومه. چند ماه پیش شوهرم توی تصادف کشته شده . منم مجبور شدم واسه خرج این بچه قبول کنم همراهش بیام. تو رو خدا من کاری نکردم .. این سربازها گفتن منم همدست اون محسوب میشمم&#8230; و از این کسشعرها میگفت..همینطوری که چشمم به دهنش و لبای غنچه ایی خوشگلش بود فکر پلیدی تو ذهنم شکل گرفت..قیافه حق به جانبی گرفتم و گفتم: خب بهرحال شما هم تو اون ماشین بودید و این وظیفه قاضیه که تشخیص بده شما گناهکار هستید یا نه اما خب بستگی داره که من چی بنویسم تو گزارشم..برق امید رو میشد تو چشماش دید. دیدم بلند شد امد کنار میز بچه هنوز تو بغلش بود&#8230;جناب سروان الهی خیر ببینی به من و این بچه یتیم رحم کنید به خدا از روی ناچاری قبول کردم.. همین حالا هم پول نداشتم واسه این بچه شیر خشک بخرم .. گشنه اشه اگه میتونی برای من این بچه کاری بکنی تا اخر عمر کنیزت میشم..راست میگفت بچه بدجوری رو اعصاب روان بود&#8230; حس فردین بازیم گل کرد و سربازو صدا کردم بهش کمی پول دادم فرستادمش بره تا ابادی یه قوطی شیر خشک تهیه کنه.. به زنه گفتم مگه خودت بهش شیر نمیدی.. گفت که شیر خودم کمه باید شیر خشک هم بهش بدم&#8230; گفتم خب فعلا از شیرخودت بهش بده تا شیر خشک هم بیارن.. گفت حالا میدم .. گفتم خب بچه اذیته&#8230; معلوم بود روش نمیشد. کمی خومو عصبی نشون دادم گفتم: د بهت میگم بچه گشنه است بهش شیر بده.. تقریبا داشتم به نیت پلیدم نزدیک میشدم. مجبور بود کمی چادر رو بیشتر باز کنه یه بلوز مشکی تنش بود اول یه نگاهی به من کرد و کمی چرخید که مثلا من چشمم به سینه اش نیفته.. بعد دکمه اول و دومش رو باز کرد چشم به پوست سفیدش که افتاد فهمیدم که بله عجب ماهی سفیدی صید کردم..دستشو کرد توی بلوزش و سر سینه سمت راستشو دراورد سعی میکرد این کارو جوری بکنه که من نبینم اما خب مگه چشمهای من ول کن بود.. نوک نسبتا قهوه ایی سینه اش بدجوری تو چشمم اومد روی اون سینه نسبتا درشت که پر از شیر هم بود حسابی خود نمایی میکرد.. نوک پستونش رو گذاشته بود تو دهن بچه که با ازش پرسیدم: اسمت چیه ؟ چند سالته؟شهرزاد.. 26 سالمه&#8230; لهجه داشت معلوم بود مال روستاهای اطرافه.. یه جوری میخواهستم بهش بفهمونم راه رفتنش از اینجا اینه که منو یه جورایی راضی کنه..بچه ه دوباره شروع کرد به نق زدن گفتم چشه این که داشت میخورد؟گفت/»: گفتم که من شیرم کمه..؟دیگه مثبت بازی رو گذاشتم کنار بهش گفتم : تو با این پستونهای بزرگت شیرت کمه؟قرمزی خجالت رو میشد خیلی راحت روی گونه هاش دید.؟ حرفی نزد.گفتم اون یکی پستونت؟مکث کرد.. خواست بلند شه .. چون میدونستم کسی نزدیکمون نیست کمی صدامو بلند کردم و گفتم؟ بشین&#8230; بدبخت واقعا باورش شده بود که من کاره ایی هستم.. ادامه دادم .. اون یکی پستونت.. حرفی نزد خواهست سینه ایی رو که بیرون بوده بکنه تو لباسش گفتم: نه ولش کن بذار بچه راحت باشه.. چه ربطی داشت خودمم نمیدونستم چی میگم اما اون دیگه فهمیده بود&#8230; این دفعه یه دکمه دیگه از بلوزش رو باز کرد و حالا سوتین کرم رنگش معلوم شد. با دستش سر سینه اش رو دراورد و گذاشت تودهن بچه.. بلند شدم رفتم طرفش . میخواهستم از نزدیک ببینم.. چادرشو کشید روی سینه هاش با دستم چادر رو پس زدم.. نمیدنم ترس یا چیز دیگه ایی باعث شده بود کمی بلرزه.. راست شدن کیرم رو میتونست از روی شلوارم ببینه رفتم پشت سرشش . اون نشسته بود و ایستاده.. اروم چادرش رو از روس سرش کشیدم انداختم روی شونه اش. یه روسری رنگ رو رفته روی سرش بود . بهش گفتم؟ میخواهی این مسله همینجا تموم بشه..؟ حرفی نزد صدامو بلند کردمم: میخواهی ؟ با ترس لرز سرشو تکون داد و تایید کرد.. برگشتم تو راهرو رو نگاه کردم و بعد در رو بستم و قفلش کردم. خیالم راحت بود کسی مزاحمم نمیشه.. برگشتم پشت سرش زیب شلوارم رو باز کردم و کیرم رو از زندان ازاد کردم . دستم رو گذاشتم روی شونه اش بهش گفتم برگرد.. روی صندلی برگشت و وقتی منو با وضع کیر به دست دید. دهنش باز موند. مجال فکر کردن بهش ندادم به یه دستم کیرم رو نگه داشتم و با دست دیگه که گذاشتم پشت سرش موهاشو گرفتم و سرشو کشوندم سمت کیرم. مقاومت کرد اما دیگه دیر بود و گرمای کیرمنو تو دهن خودش حس کرد&#8230; یکم طولانی شد اینو بخونید نیاز به نظر دادن هم نیست بقیش رو مینویسم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%da%af%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4%d9%88-%d9%85%db%8c%da%af%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176503</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان که شاه کس باشه هر روز و هر جا باید کرده بشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%da%a9%d9%87-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%87-%d9%87%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%88-%d9%87%d8%b1-%d8%ac%d8%a7-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%da%a9%d9%87-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%87-%d9%87%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%88-%d9%87%d8%b1-%d8%ac%d8%a7-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%a9/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 24 Sep 2019 07:11:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اومدند]]></category>
		<category><![CDATA[اونجات]]></category>
		<category><![CDATA[بابابزرگم]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخورید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتی]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیبش]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلات]]></category>
		<category><![CDATA[تنهاست]]></category>
		<category><![CDATA[چپوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرام]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روستاهای]]></category>
		<category><![CDATA[سرگرمی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[کارنامه]]></category>
		<category><![CDATA[کیرشون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتند‬]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گوسفند]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[می‌چسبید]]></category>
		<category><![CDATA[میخاست]]></category>
		<category><![CDATA[میخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردند]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنین]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتند,]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[ناگفته]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذارم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرسید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نوجوانی]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[واویلا]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[و از بچه گی با فیلم سکسی هم بودیم تو دری تو تعطیلات تو مسافرت خلاصه همیشهطوری بود که همه میگفتند این دوتا از اخر با هم سکسی ازدواج می کنند خلاصه یواش یواش بزرگ شاه کس میشدیم فهیمه سینه هاش در امده بود من هم پشت لبم سبز شده بود تا کونی اینکه تابستون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>و از بچه گی با فیلم سکسی هم بودیم تو دری تو تعطیلات</h2>
<p>تو مسافرت خلاصه همیشهطوری بود که همه میگفتند این دوتا از اخر با هم سکسی ازدواج می کنند خلاصه یواش یواش</p>
<h3>بزرگ شاه کس میشدیم فهیمه سینه هاش در امده بود من هم</h3>
<p>پشت لبم سبز شده بود تا کونی اینکه تابستون شد و تعطیلات شروع شد چه تعطیلاتی.خدابیامرز بابابزرگم توی روستاهای اطراف مشهد</p>
<h4>یه جنده باغ داشت خودشون هم اونجا زندگی میکردند گاو و</h4>
<p>گوسفند و باغ و استخر و&#8230;. پستون این چیزها هر ادمی را مست میکرد الان که 30 سال دارم هر وقت</p>
<h5>میرم اونجا کوس خاطره اون روزها برام زنده میشهاول تابستون همه</h5>
<p>بچه ها بابا مون را مجبور میکردیم ما راببره روستا تا تابستون اونجا باشیم من و فهیمه پای ثابت این کار بودیم سکس داستان اون تابستون من</p>
<h6>زودتر رفتم دمق بودم که چرا فهیمه من ایران سکس نیومده بعد</h6>
<p>از یک هفته اومدند میگفت باباش کار داشته و نبوده خلاصه اون روز گذشت و بزگترها برکشتند شهر و ما را اونجا گذاشتند که دست به کمک بابابزرگم باشیم اخه اون مریض بود ونمیتونست همه کارها رابکنه.چند روز طول کشید تا با فهیمه روم باز بشه گاهی به شوخی میگفتم سینه هات از بی بی هم بزکتر شده اونم میخندید بد جوری تو کفش بودم ولی نمیشد کار بکنم چون هم خواهرام بودن هم هنوز روم باز نشده بود نمیودنستم چی بگم تا اینکه یک روز توی باغ بودیم که دیدیم بابابزرگم یک گاو نر بزرگ داره میاره ما که دنبال سرگرمی بودیم رفتیم ببینیم چه خبره بابا اون گاو را بست و رفت اون گاو ماده خودشون را هم اورد و بست جلوی اون گاو طوری که نتونه تکون بخوره من دیدم از کس گاو اب لزجی میاد بعد اون گاو نر را باز کرد گاوه رفت کس اون یکی را بو کشید یهو مست شد بابا ما را دعوا کرد که چی نگاه میکنین برین دنبال بازیتون بابا خیلی بد اخلاق بود اگه حرفش گوش نمیکردیم واویلا بودمارفتیم و دوباره یواشکی برگشتیم دیدیم اون گاو گنده کیرش سیخ کرده وپریده روی اون یکی حالانکن کی بکنچشام داش در میامدکه دختر عموم گفت چه دودول قرمزی داره گفتم جان دیگه چشام قشنگ در امدنمیدونم شما اهل کجا هستین ولی ما وقتی گاوها هم دیگه را میکنن میگیم دارن بوقه میدناز اون روز بد جوری تو کف رفتم از هر فرصتی برای دست زدن و تیکه گفتن به فهیمه استفاده میکردم ولی زیاد نمیشد بهش نزدیک بشم چون خواهرام بودن . اعصابم داغون بود تا اینکه کارنامه های خرداد را دادن و معلوم شد خواهرام هر دو تجدید اوردن و بایذ برن شهر سر کلاس تجدیدی توی کونم عروسی شد با ساز و دهلخلاصه اونها رفتند ومن موندم و فهیمه جونم کوسش بخورمدیگه هر وقت تنها میشدیم به سینه اسش دست میزدم و میزدم پشت کونش که مثل ژله بود میدونستم به کسی چیزی نمیگه خودش هم دلش میخست تا اینکه یک شب که همه خواب بودند من و فهیمه تو اون اتاق میخابیدیم اخه بابا بزرگ و بی بی زود میخابیدند ولی ما تا نیمه شب کس کلک بازی در میاوردیم یک شب یواشکی بهش گفتم اون گاو یادته چکار میکرد یکم سرخ شد گفتم خجالت نکش میدونم توی فکرت چیه گفت دیگه حرفش نزن و گرنه به بی بی میگم منم دمق شدم و پشت بهش خوابیدمچند روز باهاش سر سنگین بودم تا اینکه امد و گفت مجتبی بیا اشتی دیگه گفتم اگه به بی بی نگی میام اشتی میدونستم چون اونجا تنهاست چیزی نمیگه گفت میخای چکار کنی گفتم هیچی میخام اونجات ببینم گفت نخیر اصلا اشتی نمیکنم و رفتتاشب که میخاستم بخوابم امد پشتم و گفت مجتبی جونم هنوز قهری گفتم تو قهری برو میخام بخابم گفت خوب باشه اما نمیذارم ببینی فقط بهش دست بزن با خودم گفتم قدم اول که برداشتی تا اخر میری گفتم باشه گفت پس بزار بابا و بی بی بخابن کیرم داشت میترکید هی لای پام قایمش میکردم گفت چیه چرا به خودت میپیچی شاش داری گفتم نه مار دارم ناگفته نمونه کیر من نسبت به هم سنام بزرگتر بود کله گنده ای هم داشت خلاصه وقتی همه خوابیدن رفتیم &#8230;..فهیمه امد کنارم گفت بفرما فقط انگت توش نکنی گفتم باشه دست من گرفت اروم گذاشت روی کسش چقدر داغ بود همونجا میخاست ابم بیاد نمیدونستم کجاشو بمالم کیرم داشت میترکید گفتم میشه کیرم بمالم بهش گفت نخیر قرار شد نگنهش نکنی بعد میخای دودلت بمالی بهش گفتم دودول چیه کیر خجالت میکشید بگه کیر گفتم پس تو هم به کیرم دست بزن گفت بدم میاد گفتم تورت خدا و&#8230;.گفت باشه فقط یکم دستش گرفتم گذاشتم روی کیرم اروم شدم گفت این چیه چقدر کلفته گفت من مال داداش کوچولوم دیدم یه ذره بود این 10 برابر اونه گفتم این مال مرده گفتم یکم بمالش چند تامالید ابم با فشار ریخت توی دستش گفت اح شاش کردی دیونه گفتم نه این اب مرداس وقتی کیرشون بمالی یا بکننت میاد بیرون بعد گفت پاشو برو خودت بشور خیلی کثیف کاری کردیاز اون شب به بعد احساس میکردم فهیمه زن منه روش غیرت خاصی داشتم خلاصه تا تنها میشدیم دستم میرفت لای کس و کونش اونم کیر من میمالید یه روز گفتم دیگه امروز باید کست نشونم بدی گفت اخه خجالت میگشم گفتم جخالت نداره بیا مثل من بعد کیرم که نیم خیز شده بود دراوردم انداختم بیرون دهنش باز مونده بود تا حالا ندیده بودش اومد جلو گرفت دستش گفت چه خوشگله سفید با سر قرمز و خوش تراش گفتم دیگه نوبت منه مال تو را ببینم گفت نه و فرار کرد توی خونه اون جلو من پشت سرتا اینکه روی رختخوابها گیرش اوردم و چون زورس به من نمیرسید با یک حرکت شلوارش در اوردم اونم مقاومت نکرد خودش هم دلش میخاست چفدر کسش ناز بود بوی خوبی میداد موهاش تازه در امده بود هنوز کاملا نرم بود تازه میخاستم لفت و لیس کنم که صدای بی بی امد گفت کجایید بچه ها بیاین گیلاس اوردم بخورید ضد حال زد اون روز تاشب خایه هام از شهوت درد میکرد همش تو فکر این بودم که چطور ترتیبش بدم تا اینکه چند رزو بعد توی باغ رام میرفتم دیدم صدای جوجه یه نوع پرنده که بهش میگیم سشک تقزیبا اندازه کبوتر با رنگهای قشنگ روی پرهاش داره صداش میاد گشتم تا پیداش کردم فکر کنم از خونش پریده بود بیرون گرفتمش بردم خونه فهیمه عاشقاون شد گفت بدش به منمن هم یکم فکر کردم گفتم به شرطی که کیرم بخوری بعد هم بذارم توی کونت یکم ناز کرد گفت فقط اروم بذاری بردمش توی باغ لای علفها کیرم داشت شلوارم جر میداد نشستیم و اونم یواش کیرم برد توی دهنش گفت بدم میاد گفتم بخور خوشت میاد یکم که خورد دیدم داره ابم میاد هیچنی نگفتم تا اینکه ابم پاشید توی دهنش زود کیرم در اورد گفت قرار نبود ها گفتم دست خودم نبود گفتم حالا برگرد میخام کونت بزارم برگشت چه کونی سفید مثل برف ادم میخاست فقط لیسش بزنه ولی من که بار اولم بود دختر میکردم همه چی یادم رفت کیر کلفتم چپوندم تو کونش نفسش بند امد جیغ کشید و گریه کرد خیلی دردش امد زود در اوردم بعد قشنگ تف زدم و اروم کردم تو و جلو وو عقب کردم کیرم توی بهشت بود چون کمر دوم بود طول کشید تا ابم بیاد ولی خیلی حال کردم هیچ وقت یادم نمیره از اون به بعد تا اخر تابستون هر روز فهیمه را میکردم اون جوجه را هم دادم به فهیمه اونم اهلی اش کرد فهیمه دیگه رام من شده بود طوری که تا خودش میدید اوضاع سفید میومد میچسبید به مناز اون خاطره 15 سال میگذره فهیمه عروس شده و 2 تا بچه داره منهم زن گرفتم و پسرم تو راه ولی هیچ سکسی به اندازه اون کون به من حال ندادهامیدوارم خوشتون امده باشه کوچک شما مجتبی از مشهد</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%da%a9%d9%87-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%87-%d9%87%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%88-%d9%87%d8%b1-%d8%ac%d8%a7-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>3</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176351</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شق  کردن در هنگام یوگا</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d9%86%da%af%d8%a7%d9%85-%db%8c%d9%88%da%af%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d9%86%da%af%d8%a7%d9%85-%db%8c%d9%88%da%af%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 18 Jul 2019 07:13:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[اعتیاد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادن]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انباری]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[باتجربه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابمالبته]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابی]]></category>
		<category><![CDATA[بخورین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برخلاف]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بگوگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[بودآروم‬]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بیاد:یه]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتره]]></category>
		<category><![CDATA[پاشدمو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پلاستیکی]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چندساله]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درمیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیدمیه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[روستاهای]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[زدیمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[زیرانداز]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکمو]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونو]]></category>
		<category><![CDATA[صابونو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کارتون]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کنارشو]]></category>
		<category><![CDATA[کنمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کنیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[لیدوکائین]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانشو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[متوسطی]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میارمش]]></category>
		<category><![CDATA[میانسال]]></category>
		<category><![CDATA[میبینی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میریختم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرن]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همبازی]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[برام &#8230;خب خانم میانسالی که فیلم سکسی من باهاش سکس کردم حدود 52سالشه و اسمش ثریا خانمه و همسایه دیوار به دیوارمونه.این خانم شوهر درست و حسابی سکسی نداره یعنی اینکه خب یه آدم خلاف شاه کس که همش دنبال کسای مفته و از اونجایی که تو محله ما یه مواد فروش کونی هست این [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>برام &#8230;خب خانم میانسالی که فیلم سکسی من باهاش سکس کردم حدود 52سالشه</h2>
<p>و اسمش ثریا خانمه و همسایه دیوار به دیوارمونه.این خانم شوهر درست و حسابی سکسی نداره یعنی اینکه خب یه آدم</p>
<h3>خلاف شاه کس که همش دنبال کسای مفته و از اونجایی که</h3>
<p>تو محله ما یه مواد فروش کونی هست این یارو و بقیه میرن این زن معتادارو که جنس میخوان ولی پول</p>
<h4>ندارن جنده با دو-سه هزار تومن میکنن و الان هم یکی</h4>
<p>دو ماهی هست که شوهرش رفته پستون تو این روستاهای اطراف تو یه پروژه سد سازی کار میکنه و منم که</p>
<h5>چند وقتی کوس بود هوس کرده بودم یه کس جاافتاده بکنم</h5>
<p>گفتم بهتره که از این موقعیت استفاده کنم ولی خب اولش حتی نمیخواستم بهش فکر کنم&#8230;اما آخرش با خودم کنار و اومدم سکس داستان و فکر کردم</p>
<h6>و گفتم حالامن بهش میگم یا میگه نه ایران سکس و به</h6>
<p>خاطر آبروی من و خودشم که شده هیچی نمیگه یا قبول میکنه و من تجربه کس میانسال رو هم بدست میارم&#8230;یه روز که من تازه از کرمان(شهری که دانشگاه میرم) اومده بودم و تنها تو خونه بودم رفتم تو فکر اینکه یه جنده بیارم خونه و میخواستم پاشم و برم دنبالش که در زدن&#8230;گفتم کیه؟ یه دفعه ثریا خانم گفت منم! منو میگی کیرم بلند شد و گفتم خودشه الان میارمش تو و بهش میگم&#8230;اونم که به من اعتماد داره پس میاد تو و راضی کردنش هم دیگه&#8230;همین طورم شد&#8230;گفتم بفرمایید تو&#8230;یکم تعارف کرد و آخرش گفتم بیاین تو کارتون دارم باید یه چی بهتون بگم!اومد و نشست&#8230;احوال شوهرش و بچه هاشو پرسیدم و گپ زدیم.گفتم که بهتره الان بهش بگم!گفتم ثریا خانم&#8230;یه چیزی ازتون بخوام نه نمیگین؟ گفت چی؟ من گفتم میخوام یه کاری بکنم ولی شمام باید راضی باشین و بهم اجازه بدین&#8230;قول میدم بین خودمون بمونه و به کسی نگم!فکر کنم یکم شک کرده بود ولی باورش نمیشد&#8230;چون سنش حتی از مادر خودمم بیشتره و بخاطر همین گفت: بگو ببینم چی میخوای که رضایت منم شرطه&#8230;نکنه میخوای دومادم بشی و خندید؟من که حسابی ترسیده بودم رفتم قران آوردم و گفتم قسم بخورین که اگه قبول نکردین به کسی هیچی نگین چون آبروم میره&#8230;بلند شدم دیدم نگاش افتاده به کیرم و اونم که شق کرده بود و از رو شلوارک حسابی تابلو شده بود حتی موقع برگشتن هم با اینکه صافش کرده بودم ولی هنوز تابلو بود&#8230;گفت لازم به قسم خوردن نیست نمیگم به کسی حالا زود بگو!گفتم من الان چند وقته میخوام با یه خانم میانسال آشنا بشم و باهاش&#8230;یه نیم ساعتی فس فس کردم و گفتم&#8230;باهاش بخوابم(البته نه به این راحتی هااا) و حتی حاضرم پولم بهش بدم. شما کسیو میشناسین؟گفت حیف تو نیست با پیرزنا بخوابی !حتما زیاد فارسی وان میبینی و فکر کردی همه ویکتوریان ؟مگه تو دانشگاهتون (آزاد) دختر نیست که میخوای با زنای هم سن مادرت بخوابی؟گفتم چرا اما من واسه تنوع میخوام&#8230;چندتا فیلم دیدم میخوام تجربه کنم!گفت والا نمیدونم یه چندنفری هستن اما خیلی پیرن. تو چندساله میخوای چه جوری باشه چاق لاغر پیر یا خیلی پیر؟تازه اونام فکر نکنم اهل این کارا باشن بنده خداها&#8230; شاید صیغه بشن. تازه اونم یکی همسن خودشون تو که آخه!گفتم:خب صیغش میکنم واسه یه هفته مثلا.اصلا ببینم کسی نیست شوهرم داشته باشه مشکلی نیست فقط دلش بخواد به یاد جوونیاش یه حالی با یه آدم تازه نفس بکنه! با جوجه خروس!آخه میگن جوجه خروس واسه پادرد خوبه.و یه اشاره ای به پاش کردم و خلاصه یه نیم ساعتی حرفای به نظر خودم شهوتی زدم و وقتی فکر کردم آمادس رفتم طرفش که یه دفعه بلند شد و گفت نه و رفت طرف در که بره&#8230;دستشو گرفتم و شروع کردم قسم دادن و حرف زدن و گفتم فکر کن شوهرتم&#8230;اصلا چشاتو ببند یا پشتتو بکن بهم&#8230;گوشه دیوار نگهش داشتم و خودمو چسبوندم بهش وگفتم تو که الان چند ساله سکس نکردی چقد میخوای تحمل کنی؟کی از من بهتر به کسی هم نمیگم و شروع کردم به ماچ کردن لباشو و لیسیدن صورتش و چادرشو کندم و همینطوری لباشو لیس میزدم روسریشو کندم و گردنشو و گوششو میلیسیدم. با یه دست گرفته بودمش و با یه دستم سینه هاشو میمالیدم و اونم سعی میکرد که بره&#8230; ولی خب فکر کنم زیادم تلاش نمیکرد والا میزد تو تخمم و در میرفت&#8230;یه دفعه یاد نقطه حساس تموم زنا افتادم و دستمو آروم بردم بغلشو دامنشو کشیدم بالا و آروم از گوشه شورتش کردم تو و آروم مالیدم رو کسش که یکم باد کرده بود و گرم بود&#8230;آروم شروع کردم مالیدن و سینه هاشو از رو پیرهن کرده بودم تو دهنم و اونم میگفت خدایا چیکار کنم&#8230;خدایا منو مرگ بده&#8230;این شیطونو از من دور کن&#8230;و آروم نفس نفس میزد ولی یکم شل تر شده بود&#8230;آروم انگشتمو رو کسش میمالیدم و یکم هم انگشت وسطمو کردم تو کسش&#8230;احساس کردم آروم شده و همونطور که دستم تو شرتش بود و تو گوشش زمزمه میکردم آوردمش طرف هال و نشوندمش رو مبل و دستمو درآوردم و شلوارکمو با شرتمو باهم درآوردم و رکابیمو هم درآوردم و نشستم کنارش نگاش که به کیرم افتاد رنگش سرخ شد و آروم دستشو آورد طرفشو شروع کرد مالیدن&#8230;منم دکمه هاشو سریع باز کردم و پیرهنشو درآوردم و اونم همینطوری سرشو بالا گرفته بود و منو نگاه میکرد. انگار باورش نمیشد اون بچه ای که تا دیروز همبازی پسراش بود و بهش میگفت خاله&#8230;الان میخواد بپره روشو تا دسته کسشو بکنهکم کم اومد تو راهو وتف کرد رو کیرم و خایه هاموم مالید و بعدش خوابوندمش رو کاناپه و دامنشو و شرتشو درآوردم و چیزیو که میخواستم از نزدیک ببینم دیدم..یه کس باد کرده که شکم گندش افتاده بود روشو و پوست شل دور بر کسش اونو کوچیکتر کرده بود. فقط سوتینش مونده بود همینطور که کسشو میمالیدم و چسبیده بودم به شکم گندش با دهنم سوتینشو دادم بالا و سینه های شل و ول و نسبتا بزرگش افتادن بیرون&#8230;دلم میخواست به روش خودم کسشو بخورم ولی دلم بهم خورد آخه یاد شوهر قراضش افتادم که چقد کیرشو کرده تو این کس و چقدر تف انداخته رو این کسه و بیخیال شدم و خواستم بهش بگم واسم ساک بزنه ولی روم نشد و گفتم بذار یکم خوشش بیاد&#8230;یه دفعه یاد یه داستان سکسی افتادم که پسره گفته بود موهای کس مامانشو میزده من گفتم حالا من اینکارو رو این میکنم.رفتم صابون و یه ظرف آب و یه دستگاه قدیمی آوردم بایه زیر انداز پلاستیکی و خوابوندمش روش و همونطور که کسشو خیس میکردم صابونم روش مالیدمو و داشتم موهاشو میزدم&#8230;نگام تازه افتاد به کون خیلی گندش که واقعا عین برف سفید بود و به پهلو چرخوندمش و یه قمبلشو گرفتم بالا و خودشم همکاری کرد و پاشو گرفت بالا همینطوری صابون میزدم به کونش و آب میریختم روش و واسه نرمتر شدن کونش سر صابونو میکردم توش و یکم میکردمش توش و درمیاوردم و بعد انگشتمو کردم تو بعد دوبار کف مالیش کردمیهو بیچاره گفت:میخواستی بکنی یا بازی کنی!گفتم چشم! خوابیدم پشتشو و کیرمو با دست صابونیم نرم کردم و کردم آروم تو کسش و آروم میزدم&#8230;اونم فقط سرشو داده بود عقب و با صدای بلند نفس میکشید!یادم اومد قرص نخوردم و رفتم تموم خونه رو گشتم و هیچی ندیدم جز یه دونه اسپری لیدوکائین نصفشو خالی کردم رو کیرمو و برگشتم تو هال و دیدم به پشت خوابیده &#8230;رفتم از پشت خوابیدم روشو کیرمو کردم بین قمبلاشو یکم بالا پایین کردم تا اسپری جواب بده و بعد باز صابونو برداشتم و مالیدم دم سوراخ کونش و خوابیدم روشو کیرمو کردم تو کونشو و شروع کردم تلمبه زدن و چون کیر سایز متوسطی دارم زیاد بهش فشار نیومد!چرخوندمشو خوابیدم روکسش ولی میخواستم تندتر بزنم چون کسش گشاد بود پس گفتم بخوابه رو مبل و پاهاشو گذاشتم رو شونمو شروع کردم تند تند زدن و حتی یه بار سرش خورد به گلدون رو میز کنار کاناپه که بعدش خودشو محکم گرفت&#8230;دیدم خیلی کسش گشاده و اصلا حال نمیده.گفتم پاشو بریم و بردمش تو انباری ته حیاط که بابام و داداشم و فامیل ازش برا عرق خوری و تریاک کشیدن تو مهمونیای فامیلی استفاده میکنن&#8230;منقلو گذاشتم کنارو یه بطری نصفه برداشتمو یکم ریختم تو لیوان و دادم بخوره&#8230;بو الکلو شنید و نخورد و من به زور ریختم تو حلقش که تفشون کرد و من کردم تو دهن خودم و دهنمو چسبوندم به دهنش&#8230;دهنشو بست و از دماغ نفس میکشید و من دماغشو گرفتم که مجبور شه از دهن نفس بکشه یه چند بار سریع دهنشو باز کرد و بست که حسابی عصبانی شدم و زدم تو دهنش&#8230;از تعجب چشماش گشاد شدن و از ترس دهنشو باز کرد و منم از تو دهنم ریختم تو حلقش و حالا دیدم که میشه&#8230;گفتم ما که آب از سرمون گذشته پس بذار حال کنیم و کیرمو تا ته کردم تو حلقش و میزدم به ته دهنش و اونم میخواست یه چیزی بگه ولی نمیتونست کیرمو درآوردم و گفتم چی میگی؟گفت خفه شدم جون مادرت نکن دیگه. من گفتم تو که دیگه به من نمیدی پس این دفعه آخری بذار هرکار میخوام بکنم و گفت نه بخدا میدم اگه درست بکنی باز که گفتی میام به جون فریبا(دختر کوچیکش) میام و من گفتم الان بیا یکم بخور بخدا بیشتر بهت حال میده و بزور یه لیوان پر دادمش و خودمم خوردم و فکر کردم اگه بمالم رو کسش شاید تنگتر بشه و به خاطر همین پریدم اون زیرانداز همه کارمو آوردم و کسشو با شراب شستم و سر قوطی رو تا جایی که میرفت کردم تو کسش و ریختم توش&#8230;نمیدونم چرا اینکارو کردم&#8230;بیچاره داشت آتیش میگرفت نمیدونم راست میگفت یا فیلم بود ولی بعدا گفت که خوشش اومده بوده)همینطور ریختم رو کونش و سینه هاشو و شروع کردم لیسیدن بدنشو بعد اومدم سگی نشوندمش ولی دستاشو دراز کردم رو زمین و کیرمو کردم تو کسش و شروع کردم زدن دیدم فرقی نکرده و در آوردمو کردم تو کونش که حسابی دردش گرفت چون دیگه صابون و تفا خشک شده بودن ولی بزور کردم توش و اونم همچین مست شده بود که فقط آروم ناله میکرد ونفس نفس میزد ولی تکون نمیخوردیادم نیست دقیقا ولی حدود 20-15دقیقه یه ریز زدم و بعد از بغل خوابوندمشو و رفتم جلوش به بغل خوابیدم و از جلو کردم تو کسش و همینطور که میزدم احساس کردم آبم داره میاد چرخوندمشو و به پشت خوابوندمشو چندتا بالش کوچیک گذاشتم زیرشو آوردم بالا و حدودا یه دقیقه زدم که آبم با فشار اومد و منم همشو ریختم رو بدنش و سینه هاشو و بعد نشستم رو شکم گندش رو همون منی خودم و حسابی خودمو و کیرمو مالیدم توشون و خایه هامو که شل شده بودن مالیدم تو منی و کیرمو کردم لای سینه هاشو بعد که دیدم خیلی بیحال و ملنگه و رفتم یکم منی مالیدم رو صورتش و خایه هامو کردم تو دهنش و بعد از خستگی خوابیدم کنارشو و سرمو گذاشتم رو دستشو پستون راستشو که آویزون شده بود رو کردم تو دهنمو و به فکر ارضا کردنش افتادم ولی گفتم یه ربع ساعت صبر کنم دوباره و بعد یه بیست دقیقه پاشدمو چون دلم هوس کرده بود دلو زدم به دریا و شروع کردم کسشو لیسیدن و چوچولشو با دندون گرفتم و کلی زور زدم ولی خبری از ارضاء نبود و من باز شروع کردم از کس کردمش و باز آبم اومد ولی ثریا خانم ارضاء نشد&#8230;یه دوساعتی همون کف انباری ولو بود و منم یه ده باری همینطور کردمش و هرکاری رو که میخواستم روش انجام دادم و آخرش بردمش حموم که هم مستیش بپره هم تو حموم بکنمش که جاتون خالی خیلی هم خوش گذشت&#8230;روز بعد داشت با مامانم حرف میزد که دیدمش سرما خورده بود:گفتم خدا بد نده خاله ثریا&#8230;گفت خدا که بد نمیده اینا کار ما بنده هاست و لبخند زد و عصر همون روز رفتم درخونش و ازش قول گرفتم باز بیاد باهم سکس کنیم ..یعنی اونروز که رفتم تا بکنمش ولی دخترش خونه بود و نشد!الان که اینو مینویسم کرمانم و امیدوارم زودتر این امتحانام که از دو سه روز دیگه شروع میشن&#8230;تموم بشن و برگردم پیش همسایه عزیزمونولی یه چیزی! سکس با زنای میانسال و باتجربه هرچند خیلی دلپذیره و کیف میده و اونا برخلاف هیکلای ضایعی که دارن فوق العاده پارتنرای سکسی خوبی هستن اما خیلی اعتیاد بهشون بده مثلا خود من الان تو کرمان دربدر دنبال یه همچین چیزی میگردم تا باز یه همچین سکس خفنی بکنم&#8230; پس بچسبین به همون دوست دخترای 16-17سالتون که یه لب میخوان بدن&#8230;سردرد میگیرن &#8230;دل درد میگیرن&#8230;کلاس زبانشون دیر میشه و تو نخ این خانوما نرید!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d9%86%da%af%d8%a7%d9%85-%db%8c%d9%88%da%af%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175305</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم فونیکس رو دو نفری خوب از کس و کون میکنن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%81%d9%88%d9%86%db%8c%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%af%d9%88-%d9%86%d9%81%d8%b1%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%81%d9%88%d9%86%db%8c%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%af%d9%88-%d9%86%d9%81%d8%b1%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 02 May 2019 07:43:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آقایان]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامم]]></category>
		<category><![CDATA[ایشالا]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[برادری]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیفایده]]></category>
		<category><![CDATA[پرداخت]]></category>
		<category><![CDATA[پرونده]]></category>
		<category><![CDATA[چیزهای]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خداوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشان]]></category>
		<category><![CDATA[دادگاه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دقایقی]]></category>
		<category><![CDATA[دوربین]]></category>
		<category><![CDATA[دوشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[دوهزاریم]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روستاهای]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتهای]]></category>
		<category><![CDATA[کلنجار]]></category>
		<category><![CDATA[کمرباریک]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتار]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینش]]></category>
		<category><![CDATA[متمایل]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[ملاقات]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میلیون]]></category>
		<category><![CDATA[ناخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[نخوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نگهبانی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنن]]></category>
		<category><![CDATA[نهایتش]]></category>
		<category><![CDATA[نیستیم]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ازدواج کردم که راننده تاکسی فیلم سکسی بود و با درامد مسافر کشی الهی شکر شکممان را سیر میکردیم اما دیگه از خیلی چیزهای دیگه زندگی محروم سکسی بودیم نه تلویزون ال ای دی بالا شاه کس نه یخچال سای بای ساید نه مبل نداشتیم اما دلمان خوش بود که زندگی آبرومندانه کونی ای داریم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>ازدواج کردم که راننده تاکسی فیلم سکسی بود و با درامد مسافر کشی</h2>
<p>الهی شکر شکممان را سیر میکردیم اما دیگه از خیلی چیزهای دیگه زندگی محروم سکسی بودیم نه تلویزون ال ای دی</p>
<h3>بالا شاه کس نه یخچال سای بای ساید نه مبل نداشتیم اما</h3>
<p>دلمان خوش بود که زندگی آبرومندانه کونی ای داریم و محتاج کسی نیستیم سال دوم ازدواجمان خداوند دوتا پسر دوقلو به</p>
<h4>ما جنده هدیه داد و شوهرم هم روزها با تاکسی کار</h4>
<p>میکرد و شبها هم به نگهبانی پستون یه شرکت راه سازی میرفت که حالا با وجود فرزندانمان مخارج بالا رفته و</p>
<h5>بیچاره قدرت کوس بدون استراحت تلاش میکرد مدتی از نگهبانیش گذشت</h5>
<p>که دزد نامرد مارا تباه کرد و خیلی وسایل گران شرکت را دزدید و چون دوربین مدار بسته نداشت که دزد مشخص سکس داستان بشه و صاحب</p>
<h6>شرکت هم یه لیست بالا از وسایل دزدی ایران سکس را گرفت</h6>
<p>و حدود 20 میلیون تومان بودن که سریع از قدرت شکایت کرد و دادگاه هم اورا مجبور به پرداخت پول کرد و چون این مبلغ برای ما خیلی بالا بود و توانای پرداختش نداشتیم شوهر بی گناه من به زندان افتاد و هر دری زدیم بیفایده بود با دوتا بچه ام پیش رییس شرکت رفتم و التماس کردم اما نتیجه نداد و بهش گفتم رضایت بهش بده و تا وقتی پولت تمام میشه برات نگهبانی میدهد اما مگه حرف تو گوشش میرفت چکار کنه بیچاره سرمایش کم بود و به قول بقیه فقط درین شرکت بالای 20 میلیارد تومان ماشین راه سازی داره و همزمان چند جای دیگه هم چنین پیمانکاری گرفته است وقتی دیدم این آقا مثل ما کم پول است ( مقصر نبود ما یه تاکسی داشتیم که حدود 6 میلیون پولش بود اما او بیچاره از نعمت تاکسی محروم بود و یه شاسی بلند نیم میلیاردی زیر پاش بود ) دیگه قید رضایت را گرفتم و حالا دو ماه گذشته که شوهرم کنج زندان است وحاظر نبود کمکان کند یا قرض بدهد با خودشان میگفتن اگه قرض بدیم از کجا بیاره پس بدهد و شاید حق با آنها بود &#8230; چاره ای نبود باید این پول را جمع میکردم و حالا تک و تنها یه زن آن موقع 27 ساله مگه چکار میتونستم انجام بدم هر جا میرفتم بدون اینکه گوش به حرفهام بدن نگاهشان چپ چپ به باسنم بود از خودم بگم که صورتی سبزه متمایل به سفید با سینه های 75 و یه کمرباریک اما باسنی بزرگ نسبت به اندامم داشتم و از دید آقایان این بدن جان برای سکس میداد اما هرگز حتی فکرم به سکس با غیر نرسیده است و خدارا شکر عمری با آبرو زیسته ام و جز شوهرم با کسی نبوده ام و حالا نمیگم معصوم هستم مثلا بیش از دو ساله اکثر روزها درین سایت داستان شما سروران گرامی را میخونم فقط اینکه اهل خیانت به شوهرم نبوده ام &#8230; تنها راه خلاص پرداخت پول به پیمانکار بود و چندین بانک برای وام رفتم اما بیفایده بود تا اینکه از طریق یکی از آشناهای دور همسرم مرا به بانک &#8230;. معرفی کرد و گفت با رییسش دوستم و برات بهش گفته ام و صبح روز بود با شادی دوتا پسرم را پیش مادر شوهرم گذاشتم و بانک رفتم و مستقیم پیش رییس رفتم هنوز پیشش نرسیده بودم از دور نگاهش به اندامم انداخت و سرتا پای بدنم و دید زد و رفتم خودم را معرفی کردم نخست خیلی تحویل گرفت و گفت ایشالا وام بهت میدهیم و ازم مدارک خواست که سریع از کیفم دراوردم و بهش دادم که زمان تحویلشان دستش را عمدی به دستام مالید و تمام سرخ شدم اما با خویش گفتم اتفاقی بوده است دقایقی بعد بهم گفت که در چندین بانک بدهی داری و تا انها صاف نشه نمیشه کاری کرد که به اصرار کردن افتادم که شوهرم کنج زندانه و خیلی گرفتار هستیم با خنده ای گفت نگران نباش درستش میکنم برات و الان برو بیرون بانک صبر کن تا بیام و بریم بانکها و بهشان میگم برات درستش کنن گرچه با خویش گفتم سوار بشم و اگه اشنایی منو ببینه هزار حرف پشت سرم در میارن اما گفتم که من از خدای خویش پاکم و گفتم چشم &#8230; یه شش هفت دقیقه بعدش رییس بیرون امد و من رفتم صندلی عقب نشستم که گفت چرا جلو ننشستی که گفتم ممنون اینجا راهتم &#8230; چند دقیقه بعدش در بانک &#8230; رسیدیم که گفت صبر کن تا برم و دقایقی بعدش آمد و بهم گفت که باهاش حرف زده ام بیفایده است و منم سریع شروع به اصرار و خواهش کردم که این برادری را در حقم بکن که سریع حرفم و قطع کرد و گفت چنین نگو اسم برادر نیار و اگه بتونی یه کاری برام کنی برات درستش میکنم که من دیگه دوهزاریم افتاد و خواستم پیاده بشم اما گفتم شاید من اشتباه برداشت کرده باشم و ماشین براه افتاد و آقا رییس هم بی تعارف حرفش را زد و اگه دقایقی وقتت بهم بدی وام برات جور میکنم و مشکلت حل میشه &#8230; خیلی خیلی فشار بهم وارد شد ناخواسته گریم گرفت و شروع به سری حرفها کردم که من گفتم بخاطر رضای خدا این کار و میکنی و &#8230;. اما حرفش همان حرف بود و گفتم نخواستم لطفا بایست پیاده بشم و خیلی حرفا زد اما من اخرش پیاده شدم و از شادی ساعتهای قبلم الان غم و دردی مانده و دارم منفجر میشم و با نامیدی خانه رفتم &#8230; چند روز بعدش دوشنبه ظهرش ملاقات قدرت رفتم که با گریه ازم خواست کاری برام بکن که اینجا بیشتر نمیتونم باشم و شاهرگ خودم را میزنم &#8230; شبش تا صبح نخوابیدم و فقط گریه کردم و خیلی با خود کلنجار رفتم اما در نهایتش با خدای خویش درد دل کردم که خدایا خودت ناظر بر منی و الان که شوهرم نیشت حتی شکم فرزندانم را نمیتونم سیر کنم و مجبودم تن بکاری بدم که عمری پاک نگهش داشته ام و حالا نه خانواده خودم نه شوهرم هیچ کمکی بهم نمیکنن و نمیتونن هم بکنن که وضع مالیشان از ما بدتر است پس خدایا من را به حق فاطمه زهرا ببخش &#8230;. صبح ساعت 9 بانک رفتم و پیش رییس و گفتم من بیرون حاظرم و یه ده دقیقه بعدش سوار ماشینش شدم و بازم ازش خواستم کمکم کن که بیفایده بود با تنفر از خودم وارد خانه ای خلوت شدم و حالا خودم را کنار مردی غریبه میبینم که باید زیرش بخوابم &#8230; از همه عذر میخوام نمیتونم شرح حال ان لحظات سکس را بگم فقط همین و بس که حدود بیست دقیقه لخت بغل رییس بودم و دو بار پشت سر هم مرا گایید و یه لکه ننگ برام بجا ماند تا ابد &#8230; بعد سکس ازش خواستم که سریع برام جورش کند که گفت باشه فردا مدارکت و یه ضامن بیار که گفتم ضامن از کجا بیارم من کسی را ندارم که گفت اشکال نداره به امین ( همان فامیل دور شوهرم که این رییس را بهم معرفی کرد ) میگم ضامنت بشود و سریع گفتم از ماجرا بویی نبره که گفت نه خیالت راهت &#8230; دو روز بعدش که تو بانک پرونده ام تکمیل شد و امین هم امد و ضامنم شد بعد آن مجدد مجبور بودم با رییس به خانه اش برم که با ورود به خانه و سکسی حدود ده دقیقه که داشتیم زنگ خانه به صدا رد آمد و من بدبخت بدبختر شدم و امین وارد شد و دیگه مگه چاره ای داشتم و زحمت کیر امین را هم با شرمساری کشیدم &#8230; وقتی خانه رسیدم با نگاه بچه هام خجالت کشیدم و مدام گریه میکردم و اما فکر اینکه ازین به بعد چه میشود داغانم میکرد حالا امین را چکارش کنم ایا باید همیشه جورش را بکشم &#8230; خیلی تو فشار بودم و جالبه همان روز که صبحش زیر جفتشان خوابیدم ظهرش حدود ساعت 4 بود که امین خانه امان آمد و یکبار دیگه زیرش خوابیدم &#8230; شبش تمام فکرم بکار انداختم که ازین موضوع خلاص یابم و یه تصمیم گرفتم بدون فکر کردن &#8230;. دو روز بعدش وام را به حسابم ریختن و من هم بانک رفتم که کل پول را نقدی تحویل بگیرم و از دل با تنفر و از لب با خنده ای از رییس تشکر کردم و ازش خواستم که به پاس تشکر الان خانه برویم و طبق معمول من بیرون بانک ماندم تا رییس بیاد و من هم دست بکار شدم تا نقشه ام را پیاده کنم و گوشی را برداشتم تا شماره مورد نظرم را بگیرم و &#8230;&#8230;. ایشالا قسمت بعدی این حکایت تلخ را ادامه میدم که چه بلایی سر جفتشان و خودم آمد و اینکه قدرت هم آزاد شد شکر خدا چند روز بعدش اما روز تحویل پول از بانک من نقششه ام را پیاده کردم &#8230;..		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%81%d9%88%d9%86%db%8c%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%af%d9%88-%d9%86%d9%81%d8%b1%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173636</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.007 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-11 13:24:19 by W3 Total Cache
-->