<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>زناشویی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d8%b4%d9%88%db%8c%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 11:58:37 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>زناشویی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مامانی خوب بشین سر کیرم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1%d9%85/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Jul 2019 08:04:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرام‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انگیزه]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بخواهد]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشت]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[پایبند]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چیزهایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دستمالی]]></category>
		<category><![CDATA[دلخواه]]></category>
		<category><![CDATA[دلخواهش]]></category>
		<category><![CDATA[دلشوره]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روزگار]]></category>
		<category><![CDATA[زناشویی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سروصدای]]></category>
		<category><![CDATA[سلاممن]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[کارهای]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبی]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میبردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستمش]]></category>
		<category><![CDATA[می‌خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدانست]]></category>
		<category><![CDATA[میریزه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میمکید]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نتوانست]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمانده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواست]]></category>
		<category><![CDATA[همچنین]]></category>
		<category><![CDATA[وپایین]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت]]></category>
		<category><![CDATA[یادگیری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سال بعد از ازدواج کمکم فیلم سکسی شوهرم دچار سردی رابطه زناشویی با من شد و این برای زندگی آرام و بی سروصدای من شد بمب ساعتی.روز سکسی ها می گذشت بدون هیچ حرف عاشقانه شاه کس ای ٰرابطه ای یا حتی لمسی از طرف همسرم البته اگه من به سمتش می کونی رفتم و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سال بعد از ازدواج کمکم فیلم سکسی شوهرم دچار سردی رابطه زناشویی با</h2>
<p>من شد و این برای زندگی آرام و بی سروصدای من شد بمب ساعتی.روز سکسی ها می گذشت بدون هیچ حرف</p>
<h3>عاشقانه شاه کس ای ٰرابطه ای یا حتی لمسی از طرف همسرم</h3>
<p>البته اگه من به سمتش می کونی رفتم و ؛خوب رابطه بود ولی من دلم می خواست اون من رو بطلبه</p>
<h4>مثل جنده قدیم از وقتی به خونه بیاد جلوی در با</h4>
<p>هوس من رو دنبال کنه بغل پستون کنه و نوازش لطیف که استادانه بلد بود انجام بده ولی دریغ &#8230;. اوایل</p>
<h5>زیاد برام کوس بغرنج نبود و گذاشتم به حساب شلوغی کار</h5>
<p>و اضافه کاری هایی که مجبور بود انجام بده ولی یعد از مدتی دلشوره ای به جانم افتاد به نام رقیب. از سکس داستان تصورش ساعت ها</p>
<h6>گریه می کردم ،مرتب کارهایش را نامحسوس چک ایران سکس میکردم ولی</h6>
<p>هیچ ردی پیدا نکردم. توی بد مخمصه ای افتاده بودم .من دلم سکس عاشقانه می خواست جوری که دلم برایش پرپر میزد ولی فقط از طرف شوهرم نه کس دیگه.بارها گفتم بزار کمی بگذره درست میشه اما نشد.بد اخلاق شدم و این مساله شوهرم رو هم بیشتر از من دور کرد،انتظار داشت با این رویه من دور و برش بپلکم قربون صدقه اش برم اما من حتی از پس کارهای اداره ام هم برنمی آمدم و فقط فکرم دنبال حل مشکلم بود.بارها فکر خیانت به سرم زد اما من این کاره نبودم داشتم ذره ذره آب می شدم رابطه ما بعضی وقت ها 6ماه یک بار رسید.من از دو طرف ناراحت بودم اولش به خاطر اینکه خانم ها اگه سکس مرتب نداشته باشند حسابی اعصاب شون بهم میریزه ومن بهم ریخته بودم و هم فکر رابطه شوهرم با هم جنس دیگه ای وای&#8230;. تا اینکه شبی که از شدت شهوت و خواستن سایت شما رو پیدا کردم و با خوندن داستان ها و دیدن عکس ها خودم رو ارضا کردم و این شد کاره هرروزه من.بدو بدوکار اداره رو بکن بیا خونه کارهای خونه رو ردیف کن بعد برو تو سایت و حال کن.چه قدر خوب بود و لذت بخش.هفته بعد فکری جدیدی به سرم زد شروع کردم به یادگیری چیزهایی که مرد ها تو رابطه براشون لذت بخش و اون هارو یادداشت کردم با دیدن فیلم ها و عکس ها خیلی حرفه ای شدم.برای خودم کلی لباس سکسی خریدم کلی لوازم آرایش و کرم و&#8230;. گرفتم و روزها و ساعت هایی زیادی صرف زیبایی خودم و روی فرم شدن بدنم کردم و روز به روز دلخواه تر شدم.روز موعود دل رو به دریا زدم آرایش مناسبی کردم لباس خواب کوتاه سکسی نازک که سر سینه خیلی درشت و قلنبه زده بود بیرون پوشیدم بدون شورت عطر سکسی هم زده بودم لوسیون بدن سکسی و&#8230; و وقتی شوهرم روکاناپه خوابیده بود رفتم کنارش گوشه ای جاباز کردم و نشستم جوری که تنم بهش برخورد داشت ولی به سمتش نرفتم اما کمکم با انگشت های دستم موهاشو نوازش کردم آروم آروم به سمت سینه اش رفتم و موهای سینه اش رو نوازش کردم بعدچند دقیقه سرسینه اش که سفت شده بود بیرون و لبای شهوت انگیزه من رو می خواست منهم دریغ نکردم آروم با لبام با سر سینه اش بازی کردم. بعضی وقت ها یکم بیشتر فشار میدادم براش چشماش بسته شد و صدای ناله آرومی ازش می آمد من لذتم بیشتر شد تمام سینه اش زیر دست و لبم بود و به صورت دلخواهش برایش می مالیدم و فرمانروای وجودش شدم احساس رضایت زیادی درش موج میزد.مرحله بعد رفتم سراغه لبش ماهرانه(با کمک اطلاعات جدید سایت شما) بوسیدم، مکیدم واون هم برایم عاشقانه میمکید .دستم رو به سمت آلتش بردم وای داغ و تفتیده آماده کردن بود ولی من به این زودی نمی خواستمش پس شروع به دستمالی کردم و با تمام وجود برایش ساک زدم حسابی حال میکرد می خواستم دوباره روزگار خوش گذشته به خاطرش بیاد وای توی این چند وقت اینقدر بزرگ و ستبر ندیده بودمش اینقدر جلو و عقب کردمش تا فوران زد توی دهنم میدانست بدم میاد ولی با ولع براش خوردم می خواستم عمق خواستنم را بداند وای حال خودم دیدنی بود از شدت شهوت وخواستن خیس خیس بودم سینه ام سفت شده بود اما الان، نه وقتش نبود در بغلش جا گرفتم و رو سینه و رانش را نوازش کردم نفس هاش شمرده تر و آرامتر شده بود کمکم کیرش داشت با حالت قبلش برمیگشت. واین بار سراغ باسنش رفتم جوری خوابیده بود رو به من ازیک طرف لمس سینه دلخواهم و از طرف دیگه لمس باسن عزیزتر از جانم بار دیگر ارضا شدم و لی باز هم کار داشتم آلتش دوباره رستم شد و شق تر ازقبل میبوییدمش میبوسیدمش و هر کاری که بلد بودم یا از سایت شهوانی یادگرفتم انجام دادم آروم آروم زبانش باز شد که چرا تا به حال من رو اینجوری نخواستی و ندیدی، عقده دلش باز شد تمام وجودم شده بود گوش به خواسته های وجودش گوش پسپردم ودر دل اشک ریختم که چرا این مرد را درک نکردم وتا به حال غرورم مانع شده بود ببینم چه از من میخواهد. دوباره به مرحله ارضا رسیده بود و به حال خودش رهایش کردم لباس هایم را برایم عاشقانه درآورد لمسم کرد از لب وای چقدر احساس بی وزنی کردم آنقدر زیبا بوسیدم که برای بار سوم ارضا شدم نفسم به شماره افتاده بود ولی باز میخواستم. چند سال دوری جنسی من رو حشری کرده بود در گوشم زمزمه دوستی کرد باورش کردم چنان زبانش در گوشم حرکت میکرد که عمق گوشم را احساس کردم بوسید تا به سینه ام رسید وای من نوک سینه ات را تا به حال به زیبایی ندیده بودم مکید بوسید و آرام آرام به بهشتم نزدیک شد دیگر احساس کردم یا در خوابم یا مرده ام چون در این دنیا نبودم سرش کامل در بهشتم جا گرفت از شدت مکیدن و لیسیدن ،برای بار چهارم با لرزشی ارضا شدم خدایا من بودم ؟؟؟؟ امشب چه شبی است شب ضیافت دو کس که کنار هم ولی دوراز هم بودند.رمقی برایمان باقی نمانده بود ولی میخواستیم هردو. ادامه داد به سمت بالا دیگر واقعا میخواستمش ،کاملا روی هم خوابیدیم نفس هامون باهم شده بودویک تن شدیم.آلت زیبا و پراقتدارش را روی بهشتم بالا وپایین میبرد و هردو لذت میبردیم و آرم آرام در من فرو رفت تنگ تر آن بودم که دردی نداشنه باشم اما دردش شیرینی دوباره زندگیم شد بالا و پایین رفتنش برایم از هر نظر زیبا بود آرام آرام گرمتر گرمتر شدم ارضای کامل هردو صورت گرفت دلمان نمیخواست از هم جدا شویم اما تا صبح در بغل هم جم نخوردیم.روز بی خیال کار در کنار هم بودیم و من بهترین پذیرایی را از عشقم و پاره تنم کردم و صدها بار خدارا شکر کردم که به این مرد پاک زندگیم خیانت نکردم مردی که خواهش دلش را نتوانست برای من به زبان بیاورد و فقط در لاک خود فرو رفت.ماهها گذشته ولی ما هنوز یک پیکریم هرچه بخواهد برایش عاشقانه انجام میدهم و او هم همچنین . ما آلان منتظر نهال مشترک زندگیمان هستیمانشاله از داستان واقعی من لذت برده باشید و به همسرانتان پایبند باشید.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175010</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس با شیطان</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 10 Jun 2019 08:14:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرایشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[آنچنان]]></category>
		<category><![CDATA[اپیلاسیون]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[احمقانه]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواجمون]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاتون]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[ببینید]]></category>
		<category><![CDATA[بپوشونم]]></category>
		<category><![CDATA[بخواین]]></category>
		<category><![CDATA[بدترین]]></category>
		<category><![CDATA[برآورده]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترین]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[پررویی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تصورات]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تولیدی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جزییات]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[‫جووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چراگفت]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[حرومزاده]]></category>
		<category><![CDATA[حقیقتا]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خونسردی]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوزاریش]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[زناشویی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شیرازه]]></category>
		<category><![CDATA[طاقباز]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمهای]]></category>
		<category><![CDATA[كلنجار]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[مادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونین]]></category>
		<category><![CDATA[میذارم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میكشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرن]]></category>
		<category><![CDATA[میلیمتر]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونین]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكنه]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسبازی]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونیه]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وانمود]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[وقتهایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ببینید من سکسی همیشه دوست داشتم قبل از سكس &#8211; شاه کس برای بیشتر تحریك شدن فیلم پورنو نگاه كنم &#8211; مخصوصا با شریك سكسیم &#8211; (چه کونی همسر چه دوست دختر) ولی همسرم هیچ وقت با من همراهی نداشت و طوری وانمود جنده میكرد كه گویا اصلا از سكس شرعی و عرفی با همسرش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				ببینید من سکسی همیشه دوست داشتم قبل از سكس</p>
<h3>&#8211; شاه کس برای بیشتر تحریك شدن فیلم پورنو نگاه كنم &#8211;</h3>
<p>مخصوصا با شریك سكسیم &#8211; (چه کونی همسر چه دوست دختر) ولی همسرم هیچ وقت با من همراهی نداشت و طوری</p>
<h4>وانمود جنده میكرد كه گویا اصلا از سكس شرعی و عرفی</h4>
<p>با همسرش هم زیاد دل خوشی پستون نداره و صرفا به خاطر من و شاید هم انجام وظیفه زناشویی تن به</p>
<h5>سكس با کوس من میده.به این ترتیب خیلی به ندرت و</h5>
<p>زمانی كه یه كمی حشریش كرده بودم با من فیلم سوپر نگاه كرده بود ولی فقط سكس های عادی رو. یعنی اگه سکس داستان به همجنس بازی</p>
<h6>زنها میرسید یهو از حالت سكسی خارج میشد ایران سکس و میگفت</h6>
<p>این كثافت كاریها رو بزن بره منم كه حقیقتا یكی از فانتزیهای ذهنیم و ایده آل هام دیدن همجنس بازی دو تا زن از نزدیك بود &#8211; حتی تو فیلمهای سوپر از دیدن لزبین ها بیش از سكس های معمولی تحریك میشدم- الهه همیشه تو این جور موارد ضد حال بود میدونین واسه امتحان الهه یه بار بهش گفتم الهه دیشب خواب دیدم با سارا (دختر دایی زیبا و لوند همسرم) داری همجنس بازی میكنی یهو خیلی آشفته شد &#8211; و منی كه بعضی وقتها با خیال همجنس بازی همسرم با زیبا روی دیگر خودم رو تحریك میكردم &#8211; از این آشفتگی برام مسجل شد بی نهایت از همجنس بازی بدش میادو منزجره تا روزی كه گفت دوست جدیدی به نام تینا پیدا كرده كه از مشتری های آرایشگاهشه و وقتی عكسهای عروسی ما رو دیده به همسرم گفته حیف تو كه با این (منو گفته) ازدواج كردی و شوهرت اصلا بهت نمیاد و تو خیلی ازش سر تری ( البته همه اینها رو الهه به من گفت) &#8211; و الهه هم گفت ساسان منم جوابشو دادم ولی راستشو بخواین حس كردم یه جورایی دچار غرور شده و خودش رو گرفته &#8211; از تعریف تینا خودش رو گم كرده &#8211; مثلا همیشه تو سكس هامون واسم ساك میزد دیگه بازی در میاره و به نوعی مثل قبل به من حال نمیده حدس زدم همه این آتیشا داره از تو کوره تینا بلند میشه &#8211; شروع كردم به صورت غیر مستقیم از تینا پرسیم &#8211; فهمیدم از همسرش طلاق گرفته و 29 سالشه و تو باشگاه محلمون مربی آیربیكه و خانواده درست و حسابی هم نداره &#8211; مادر ناتنی و اینكه تینا رو تو 15 سالگی مجبور به ازدواج كردن &#8211; و تنها داره زندگی میكنه و خونه مجردی داره یه حسی به من گفت شیرازه زندگیم در خطره و باید بیشتر حواسم رو جمع كنم تا اینكه یه روزی كه من وقت دندونپزشكی داشتم و قرار بود دیرتر سر كارم (كه پیش پدرم تو كارخونش &#8211; تولیدی گرده های آْلومینیومی برای ظرفهای تفلون- هستم) برم &#8211; الهه از من خواهش كرد زودتر برم از خونه بیرون &#8211; تعجب كردم گفتن چرا؟گفت تینا قرار بیاد آرایشگاه (در ضمن یكی از اتاق خواب ها رو الهه كرده آرایشگاه) گفتم خوب بیاد &#8211; گفت میخواد اپیلاسیون كنه &#8211; منم با شیطنت پرسیدم همه تنش رو؟ (البته چون میدونستم الهه از این كارا نمیكنه نهایت فقط دست و پا روانجام میده)الهه هم گفت آره همه تنش رو &#8211; چون با هم صمیمی هستیم و اونم خواهش كرده &#8211; منم قبول كردم حالا زودتر برو كه تو رو ببینه معذب میشه &#8211; منم با بیمیلی و یه طوری كه سرش منت بذارم (چون منو از نعمت ساك زدن كیرم توسط همسرم محروم كرده بود) گفتم باشه ولی این جور مشتری ها و رفیق ها رو آدم نداشته باشه به نفعشه &#8211; الهه هم با شیطنت گفت چیه چون گفته خوش قیافه نیستی ازش دلخوری؟منم بهش گفتم : منم صد تا رفیق دارم كه میگن من از تو سر ترم- حالا منم بیام واسه تو قیافه بگیرم؟ یا اصلا چه دلیلی داره كه بخوای این حرفا رو مطرح كنی؟ تو همین حین آیفون زنگ زد &#8211; گفتم بیا اینم همونیه كه ریده به زندگی مون- اومدم بیرون در محكم پشتم كوبیدم &#8211; موقع پایین اومدن دیدم تینا داره میاد بالا &#8211; یه نگاه كشداری به هم كردیم و سلام كرد &#8211; منم بدون جواب از كنارش رد شدم &#8211; ولی نگاهش آنچنان گیرا بود كه من تو یه لحظه تو ذهنم باهاش تا تو رختخواب هم رفتم &#8211; تو یه لحظه فكر اینكه تینا اومده كس شو مومك بندازه- كلافم كرد- تصور كس مو دارش یا كس بی موش یه لحظه رهام نمیكرد تو همین فكرا بودم كه الهه در و باز كرد و از بالای راه پله ها پایین نگاه كرد ببینه من اونجا هستم یا نه؟ احتمالا زاغ سیاه منو چوب زده بود و دیده بود كه من از در ساختمون بیرون نرفتم &#8211; بعدا به من گفت فكر كردم واستادی بیای بالا جلوی تینا به من چیزی بگی من ضایع شم- به تینا هم بر بخوره و بره پی كارش-ولی تو یه لحظه دیدن اپیلاسیون كس تینا بزرگترین هدف زندگی من تو اون لحظه شده بود &#8211; و این فكر سمج ولم نمیكرد كه صورت به این زیبایی و گیرایی ببین عورتش چیه؟ و دائم این آیه شریفه رو زمزمه میكردم كه: كس كسه بی مو ، با آب لیمو گفتم تا كار و شروع نكرده به بهانه ای برم بالا و كلید رو ذره ای از تو مغزی خارج كنم تا بتونم از بیرون با كلید خودم در و باز كنم شاید بتونم به آرزوی بزرگ اون لحظم جامه عمل بپوشونم دویدم بالا در زدم الهه در و با اخم و سردی باز كرد- گفت چیه؟(با حالت عصبانی)منم خودم رو زدم به غد بازی گفتم اگه دوست محترمتون تو هال نیستن میخوام برم از تو كشو پول بردارم &#8211; پول تو جیبم كمه-اونم با سردی گفت واسا الان خودم میارم – همینكه رفت آروم كلید رو به اندازه دو سه میلیمتر از مغزی خارج كردم &#8211; به امید اینكه شاید بتونم صحنه نابی از كس تینا رو شكار كنم &#8211; و به آرزوی بزرگ اون لحظم برسم(میدونین آدمها در موقع عصبانیت و شهوت تصمیماتی میگیرن كه تو حالت عادی به قدری ملاحظات هست كه انسان حتی بهشون فكر نمیكنه- حالا یكی نیست به من بگه بابا كس كسه دیگه چه كسه الهه كه هر روز زیارتش میكنی چه كسه تینا كه اینطوری در حسرت دیدارش میسوزی از خود بیخود شدی!الهه با یه دسته پونصدی برگشت &#8211; منم گرفتم و از پله ها پایین اومدم و از درب حیاط هم خارج شدم و متوجه بودم انگار الهه داره از پشت پنجره رفتن منو چك میكنهیه چند دقیقه ای صبر كردم تا الهه خیالش از رفتن من راحت شه &#8211; دیگه دندونپزشكی تخمم هم نبود &#8211; فقط فكر كس تینا بود كه برام آروم و قرار نذاشته بود &#8211; با سلام و صلوات اومدم و در حیاط رو باز كردم &#8211; و اومدم بالا پشت درب منزل &#8211; گوشام رو تیز كردم &#8211; دیدم صدای موهومی از داخل به گوش میرسه &#8211; ولی قابل فهم نبود &#8211; منم مستاصل نشستم رو پله ها &#8211; با خودم گفتم چی كار كنم؟ فكر كسه تینا( در حین اپیلاسیون) دیوونم كرده ! وقت دندونپزشكی رو چیك<br />
ار كنم؟ &#8211; خلاصه با اكثریت آرا به این نتیجه رسیدم برگشتن به منزل حماقت محضه و احتمالا چیزی هم نصیب كیرم نمیشه &#8211; به قول شاعر: دست بردم به ابول دیدم شده چوب طغور &#8211; گفتم یه راه كف دستیه رو بریم فكرمون آزاد شه ؟ چون طبقه آخر هستیم خیالم از اینكه كسی منو ببینه راحت بود القصه &#8211; گرفتم دستمو و لحظه های اپیلاسیون كس تینا رو با جزییات كامل به تصویر كشیدم &#8211; كه مثلا من كلید انداختم تو در و رفتم تو و الهه و تینا هم كه حشری شده بودن &#8211; الهه از لمس كردن كس تینا و تینا از لمس كردن كسش توسط الهه &#8211; همین كه منو دیدن اومدن سراغم &#8211; تینا كمربندم رو باز كرد &#8211; كیرم رو در اورد گذاشت تو دهنش و د بخور &#8211; چون وقتم كم بود دیگه زود میخواستم تو ذهنم بكنمش برم برسم به دندونپزشكی &#8211; ( می دونین تصورات سكسی واسه جلق زدن انقدر بعضیاش احمقانه ست كه فقط به درد كف دستی میخوره و بس) آقا افتادم رو تینا و گذاشتم نو كسش ( حالا انگار الهه اونجا برگ چغندره &#8211; اصلا الهه كیرمم نیست) داشتم تو ذهنم جلو عقب تینا یكی میكردم كه&#8230;..- یهو صدای جیغ های كوتاه و شیطنت آمیز از داخل خونمون به گوشم رسید &#8211; كه حس كردم دارن دنباله هم میكنن &#8211; منم كه فكرم دنبال كس و كون وسكس بود هیچ فكری به ذهنم نیومد جز اینه حتما قضیه سكسیهتو دلم گفتم جووووووون_ همونجا سجده شكر به جا آوردم &#8211; كه انگار دارم به آرزوم میرسم&#8230;&#8230;&#8230;.(گوشم رو تیز كردمو منتظر موندم &#8211; صدا بعد از مدتی قطع شد &#8211; همینطور داشتم با خودم كلنجار میرفتم &#8211; كه خدایا چی كار كنم ؟- برم تو؟ &#8211; نكنه اون چیزی كه من فكر میكردم نباشه؟ &#8211; ولی حشر چنان قالب شده بود كه اگه نمی رفتم تو ، مطمئن بودم كه تا آخر عمر حسرت می خورم- با تمام حشری كه كس تینا برام به وجود آورده بود ، بازم یه ملاحظاتی نمیذاشت بی پروا عمل كنم &#8211; اگه میرفتم تو و الهه دیوونه بازی در میورد؟ اگه تینا جیغ و داد میكرد؟ و خیلی اگه های دیگه ولی&#8230;&#8230;.. &#8211; ولی مطمئن بودم اون تو یه خبر هایی هست &#8211; ولی ممكن بود با این كار زندگیم از هم بپاشه &#8211; دل رو به دریا زدمو &#8230;&#8230;.. خودم رو واسه عملیات استشهادی آماده كردم &#8211; (به هر حال ممكن بود تو این راه به مقام رفیع شهادت نایل بشم &#8230;&#8230;&#8230;) شهادتین رو بر زبان جاری كردمو- با رمز مبارك و مقدس یا باب الحوائج &#8211; عملیات رو آغاز كردم كلید رو با احتیاط كامل وارد مغزی كردمو &#8211; آروم چرخوندم &#8211; در قفل نبود فقط بسته بود &#8211; تقریبا بدون صدا در باز شد &#8211; نفسم تو سینم حبس شده بود &#8211; خدا خدا میكردم تیرم به سنگ نخوره &#8211; وارد خونه شدم &#8211; كسی تو هال نبود &#8211; اومدم پشت در آرایشگاه ( همون اتاق خواب وسطی) &#8211; گوشم رو چسبوندم به در &#8211; خبری نبود &#8211; از سوراخ كلید نگاه كردم همینطور &#8211; بازم خبری نبود &#8211; یه لحظه به خودم اومدم و خواستم اگر دیده شدم ( كه قطعا دیده میشدم ) ورودم عادی به نظر بیاد &#8211; فقط اونقدر حول بودم كه حتی نمی تونستم درست فكر كنم و یه دروغ واسه برگشتنم بسازم &#8211; مخم كاملا از كار افتاده بود &#8211; رفتم به سمت اتاق خوابمون &#8211; همینكه در و باز كردم &#8211; در دم خشكم زد &#8211; الهه روی تخت به صورت طاقباز خوابیده بود و تینا تو لاپاش بود &#8211; سرش لای كسه الهه بود &#8211; ولی تنها چیزی كه سریعا توجه منو جلب كرد &#8211; كسه خوش استیل و مو دار تینا بود &#8211; كه به صورت چهار دست و پا خم شده بود &#8211; و كس استخونیش تو بین لاپاش جلب توجه میكرد &#8211; نمیتونستم چشم از روش بردارم &#8211; البته همه اینها در كسری از ثانیه اتفاق افتاد تینا یهو مثل برق گرفته ها كسو كونشو جمع كرد &#8211; الهه هم كه سكس از سرش پریده بود با پررویی گفت تو اینجا چه غلطی میكنی؟ منم با خونسردی رو كردم به تینا گفتم انگار شما داشتین كسه الهه رو اپیلاسیون میكردین؟ الهه گفت برو گم شو بیرون &#8211; منم یهو قاطی كردم &#8211; گفتم بی پدر &#8211; تو حین هرزگی مچت رو گرفتم دوقورت و نیمت هم باقیه؟ لاشی تینا به سرعت لباساشو پوشید و خواست بره كه من دستم رو اوردم جلوش گفتم تشریف داشته باشین &#8211; باهاتون كار دارم &#8211; با عصبانیت دستم رو كنار زد و رد شد &#8211; منم همچین هولش دادم كه محكم خورد به در اتاق خواب &#8211; یهو با صدای بلند، آخی گفت كه همراه با گریه بود ( یه لحظه دلم سوخت براش )گفتم حرومزاده یه بار دیگه ببینمت مادر تو به عزات میشونم ها &#8211; با گریه در وا كرد و به سرعت خارج شد كه الهه هم با بی شرمی اومد جلو ( همینطور كون برهنه) گفت كثافت چیكارش داری؟ منم كه كیرم رو صابون زده بودم واسه كسه تینا &#8211; با این پیش آمد شدیدا عصبی شده بودم &#8211; یهو الهه خواست به من تعرض كنه ( احتمالا بزنه تو صورتم ) &#8211; كه ناخودآگاه هولش دادم ناگهان یه فكری مثل برق از ذهنم گذشت &#8211; الهه كه از اول ازدواجمون منو تو حسرت گاییدن كونش گذاشته بود &#8211; حالا بهترین فرصت بود &#8211; ازش آتو هم داشتم &#8211; اگه بازی درمیورد &#8211; خوارش رو میگاییدم &#8211; خواست با عصبانیت از كنارم رد بشه كه گرفتمش &#8211; محكم هولش دادم رو تخت &#8211; تو یه چشم به هم زدن شلوار و شورتم رو در اوردم و با زور زیرم نگهش داشتم &#8211; دائم به من فحش میداد &#8211; ولی كیرمم نبود &#8211; از پشت افتادم روش &#8211; یه لحظه حس كردم خودشو شل كرد &#8211; حتما پیش خودش گفته یه راه كس بهش میدم خرش میكنم &#8211; ولی كور خونده بود سریع تف زدم سر كیرم &#8211; و گذاشتم در سوراخ تنگ كونش &#8211; یه حركتی به خودش داد و كیرم رفت تو چاك كسش &#8211; سریع در اوردمش- و دوباره دستم رو تفی كردم مالیدم به سوراخ كونش و كمی هم زدم به سره كیرم &#8211; تو این مدت لاینقطع فحش میداد و میگفت كثافت ولم كن و آشغال&#8230;&#8230;&#8230;- من كه گوشم اصلا بدهكار نبود &#8211; همینكه تف زدم دم سوراخ كونش دوزاریش افتاد كه چه خوابی براش دیدم گفت احمق چیكار میكنی؟ منم كه تو بدترین لحظات دست از لودگی بر نمیدارم &#8211; گفتم باید تنبیه بشی &#8211; همچین كونت می<br />
ذارم كه دیگه از این غلط ها نكنی &#8211; حالا واسه من فیلم بازی میكنی؟ همجنسبازی رو خاموش كن یا بزن بره؟( موقع فیلم سكسی دیدن)همینكه متوجه شد چه خیالی تو سرمه &#8211; عضلات كونش و سوراخ كونش رو شدیدا منقبض كرد &#8211; منم دیدم اینجوری دیگه محاله بتونم كونش بذارم &#8211; یهو بی هوا گذاشتم تو كسش &#8211; جا خورد و یهو شوك زد &#8211; تو همین حال خودش رو یه كم رها كرد &#8211; منم وحشیانه كیرم رو دراوردم و گذاشتم سر سوراخش &#8211; یه ذره رفت تو &#8211; دیگه با فشار وزنم سعی كردم نذارم بیاد بیرون &#8211; یهو انگار كه یه كوچه بن بست تهش باز شده &#8211; جر خورد و رفت تو سوراخش &#8211; چنان جیغی زد &#8230;. مامان مامان مامان &#8211; آخ نمیدونین چه حالی داد &#8211; كیرم تا دسته تو كون الهه رفته بود و آرزوی دیرینم برآورده شده بود- طفلی الهه با دستش تمام رو تختی رو چنگ زده بود و مچاله كرده بود &#8211; آروم داشت اشك میریخت- حالا وقتش بود كه آروم تلمبه بزنم تو كونش &#8211; باورتون نمیشه وقتی كیرم رو میكشیدم بیرون انگار سوراخ كونش هم چند میلیمتری به سمت بیرون كشیده میشد &#8211; چون من حالت تلمبه زدن رو حس نمیكردم &#8211; فقط سوراخ كونش به بیرون كشیده میشد و برمی گشت سره جاش طفلك به التماس افتاده بود &#8211; تو رو خدا &#8211; تو رو خدا &#8211; مردم &#8211; پاره شدم &#8211; پاره شدم &#8211; بسه دیگه &#8230;&#8230;&#8230;. گفتنش بی وقفه ادامه داشت &#8211; فكر كنم طفلك از درد داشت زمین و گاز میگرفت ولی&#8230;&#8230; ولی بالاخره باید تنبیه میشد &#8211; به هر حال از نظر شرعی هم كه حساب كنیم &#8211; تنبیه زن یه وقتهایی لازمه &#8211; حالا من این تنبیه رو در نظر گرفته بودم &#8211; البته مطمئنم كه شما هم حق رو به من میدین &#8211; مگه نه؟ خلاصه اونقدر عجز و ناله كرد كه زودتر از همیشه به اوج لذت جنسی رسیدمو به سرعت آبم اومد &#8211; منم ریختم تو سوراخ كونش &#8211; خیلی حال داد &#8211; خیلی &#8230;&#8230;. همینكه در آوردم &#8211; مادرشو گاییدم &#8211; دیدم سره كیرم انی شده &#8211; خاركسده انش قهوه ای بود &#8211; گفتم ریدی رو كیرم &#8211; اونم با صدای بلند شروع كرد به گریه كردن&#8230;&#8230;(دلم واسش سوخت)ولی همینكه چشمم دوباره به كیر انی شدم افتاد شاكی شدم می خواستم به زور كیرم رو بكنم تو دهنش ساك بزنه &#8211; ولی&#8230;&#8230;&#8230;&#8230; ولی گفتم خدا رو خوش نمیاد و از مسلمانی هم به دوره رفتم به سمت حموم واسه نظافت و غسل جناب..		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174533</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پول  که داشته باشی همچین جاهایی با همچین کس هایی سکس میکنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d9%88%d9%84-%da%a9%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%87%d9%85%da%86%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85%da%86%db%8c%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d9%88%d9%84-%da%a9%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%87%d9%85%da%86%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85%da%86%db%8c%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 10 May 2019 09:41:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاج]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواجمون]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخانه]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اشکاشو]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدم‌]]></category>
		<category><![CDATA[اومده‬]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوریه]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوریه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بخورین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[براورده]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[برنداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بفرسته]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیرون‬]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[ترکیده]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[‫چشماش]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونریزی]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روبرویی]]></category>
		<category><![CDATA[زحمتشو‬]]></category>
		<category><![CDATA[زناشویی]]></category>
		<category><![CDATA[سرایدار]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلامون]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کارامو]]></category>
		<category><![CDATA[کوبیده]]></category>
		<category><![CDATA[کوچکتر]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسات]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیده]]></category>
		<category><![CDATA[ماموریت]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مقداری]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونا]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[میزاری]]></category>
		<category><![CDATA[میشینه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمالم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالی]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نبودیم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمی‌رسه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[‫همیشه]]></category>
		<category><![CDATA[ویلامون]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/hG6jRU-7kaL-Q7xdIRJTHg/011/349/910/1280x720.4.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="پول  که داشته باشی همچین جاهایی با همچین کس هایی سکس میکنی" title="پول  که داشته باشی همچین جاهایی با همچین کس هایی سکس میکنی" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>سکسی ‫سلام به همگی‬ ، ‫امیدوارم شاه کس که همه جاتون چاقالو باشه .‬ ‫براتون گفته بودم که توی یه شرکت کونی کار میکنم که فرشاد هم توی اتاق من کار میکرد . بعد از اون واقعه جنده ای‬ ‫که برای رضا پیش اومده بود دیگه هیشکی جز من و فرشاد پستون توی دفتر کار [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/hG6jRU-7kaL-Q7xdIRJTHg/011/349/910/1280x720.4.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="پول  که داشته باشی همچین جاهایی با همچین کس هایی سکس میکنی" title="پول  که داشته باشی همچین جاهایی با همچین کس هایی سکس میکنی" decoding="async" /></p><p>				سکسی ‫سلام به همگی‬ ،</p>
<h3>‫امیدوارم شاه کس که همه جاتون چاقالو باشه .‬ ‫براتون</h3>
<p>گفته بودم که توی یه شرکت کونی کار میکنم که فرشاد هم توی اتاق من کار میکرد . بعد از اون</p>
<h4>واقعه جنده ای‬ ‫که برای رضا پیش اومده بود</h4>
<p>دیگه هیشکی جز من و فرشاد پستون توی دفتر کار نبودیم . فرشاد هم که همش یا‬ ‫مرخصی بود</p>
<h5>یا ماموریت کوس . البته مرخصی هاش بهونه بود و همش</h5>
<p>دنبال خانم بازی بود . یه ویلا توی شمال‬ ‫همیشه هم سر این موضوع باهاش بحث داشتم میگفتم تو که سکس داستان خانم به این</p>
<h6>خوبی داری چرا اینقدر دنبال سوژه‬ ایران سکس ‫هستی .</h6>
<p>اگه منو میگین باور کنین دنبالش نیستم نمیدونم چی میشه که سر راهم برنامه های مختلف پیش میاد و‬ اونم همیشه میگفت که فریده رو ولش کن اصلا صحبت اون رو نکن .‬ ‫یه روز که توی دفتر داشتم کارامو میکردم تلفن زنگ زد و گوشی رو گرفتم فریده بود خانم فرشاد با گریه‬ ‫گفت سلام و احوالپرسی کرد و گفت گوشی رو بدین به فرشاد منم گفتم که مرخصی و گفته خانمم رو میخوام‬ ببرم شمال خونه مادرش اونم بدون خداحافظی گوشی رو قطع کرد .‬ ‫رفتم شمارشو بگیرم که از اتاق رییس کارم داشتن منم دیگه انقدر کار برام پیش اومد که سر ظهر بود یادم از‬ ‫فریده اومد بهش زنگ زدم گوشی رو برنداشت راستش دلواپس شدم یه کاری هم بیرون داشتم از شرکت زدم‬ ‫بیرون یه بسته ای رو باید میدادم وزارت امر خارجه دادم و رفتم سر راه خونه فرشاد.‬ ‫چند بار زنگ زدم تا فریده در رو باز کرد و تعارف کرد بیام تو .‬ منم داخل شدم و رو مبل نشستم و اونم یه چایی اورد و نشست روی مبل روبرویی . انقدر گریه کرده بود‬ ‫چشماش حسابی پف کرده بود . بهش گفتم با خودت چکار کردی گفت نمیدونم از دست این دوستت .‬ ‫اونم گفت حالا چاییتون رو بخورین سر نشه . گفتم اخه چی شده .‬ ‫یه نگاه به من کرد و گفت یه بار تو ماشین با یکی دیده بودمش ولی میگفت همکارمه داشتم میرسوندمش منم‬ ‫بی خیالش شدم یعنی میدونم که منو دوست نداره و همش دنبال کثافت کاری های خودشه ولی هنوز مچشو‬ ‫نگرفتم . تا اینکه امروز سرایدار ویلامون در شمال زنگ زد و گفت که لوله اب ترکیده باید تعمیر کنم و‬ ‫‪x‬تومن پول لازم دارم گفتم به اقا میگم برات بفرسته توی همین حین گفت نه لازم نیست مثل اینکه اقا اومده‬ ‫ویلا خودم بهش میگم منکه حسابی شوکه شدم که فرشاد ویلا چکار میکنه 01 دقیقه بعد بهش زنگ زدم گفتم‬ ‫کی بود گفت اقا با خواهرشون اومدن ویلا فردا میرن من تو دلم گفتم اقا که خواهر نداره هیچی نگفتم و قطع‬ ‫کردم . خوب شما بگین من چکار کنم حتما یکی رو اورده باهاش خوش باشه .‬ ‫بهش گفتم حالا چرا قصاص بل از جنایت میکنی شاید &#8230;‬ ‫گفت شاید چی ؟ گفتم چی بگم واقعا مونده بودم چی بگم .‬ ‫گفتم اخه میدونی فریده مردا به یه چیزایی احتیاج دارن که نمیدونم چطوری برات بگم . گفت راحت حرفتو‬ ‫بزن . اخه فرشاد همیشه از تو گله داره میگه تو این دو سالی که ازدواج کردم فریده اصلا بهم پا نمیده .‬ ‫فریده گفت فرشاد اینو گفته . بی غیرت میشینه سر کارش راجع مسائل زناشویی صحبت میکنه .‬ گفتم خوب شاید تقصیر شماست . یکم نگاهم کرد و گفت حالا که اینجوریه بزار همه چی رو بگم .‬ ‫شب اول ازدواجمون من ۲۸ سالم بود و تا بحا ل با کسی نبودم و همون شب اول چنان وحشی بازیهایی‬ دراورد که از هر چی مرده بدم اومده و اصلا از سکس بدم میاد تقصیر خودم نیست .‬ ‫میدونی وقتی که مهمونا رفتن اولش خوب بود بعد دست و پام رو بست به تخت و با یه دستمال هم دهنمو بست‬ ‫بعد مثل دیوونه ها همه کار باهام کرد انقدر دردم میومد که نمیدونستم چکار کنم بعد رفت از توی یخچال یه‬ ‫خیار بزرگ اورد چربس کرد و بزور همشو کرد توی کونم که تا مدتها خونریزی داشتم باور کنین خیلی کلفت‬ و بزرگ بود اینها رو که میگفت همش گریه میکرد و دیگه گریه امونشو بریده بود و با صدای بلند هق هق‬ میکرد . بلند شدم و رفتم دستشویی که در اصل راحت بتونه گریشو بکنه یه چند دقیقه ای صبر کردم و بعد‬ ‫اومدم نشستم پهلوش دلم خیلی براش سوخت و سرشو تکیه داده به سینم و گفتم گریه کن ادم راحت میشه .‬ ‫بدون اغراق ۱۰ دقیقه ای گریه کرد و کم کم گریش قطع شد منم سرشو از رو شونم کنار زدم و نشستم کنار .‬ ‫یه دستمال دادم بهش که اشکاشو پاک کنه اونم گرفت و اشکاشو پاک کرد گفت خیلی وقت بود گریه نکرده بودم‬ ‫چاییمو دید گفت میرم چاییتونو عوض کنم حتما سرد شده . رفت اشپزخانه و با چای و میوه اومد .‬ ‫توی این مدتی که رفته بود اشپزخونه یه کاسه روی میز بغل مبل بود که نمیدونستم چیه و فریده که اومد گفتم‬ ‫گفت قهوه کوبیده با روغن زیتون . گفتم این که سیاهه . گفت از دمصبح مونده سیاه شده . گفتم بدرد چی میخوره‬ ‫گفت قرار بود هفته دیگه بریم ویلا با فامیلامون . اینو میمالم و میرم جلوی افتاب برنزه میشم .‬ ‫گفتم میشه یکم به دستم بمالم گفت بمال یکم مالیدم دیدم رنگ دستم برگشت . گفتم چکارش کنم گفت برو‬ ‫بشورش ولی راحت نمیره بعد خندید گفت اینطوری نیست که .‬ ‫یکم از قهوه رو گرفت و اروم دستمو مالید . بعد گفت اینطوریه .‬ ‫گفتم همه جاتو میمالی گفت خوب اره گفتم اونجاهایی که دستت نمیرسه و نمی بینی چی گفت میرم جلوی اینه.‬ ‫گفتم میزاری یکم بمالم یاد بگیرم برای خانمم استفاده کنم .‬ ‫یه مقداری گرفتم و مالیدم به پایین پاش حسابی به همه جای پاش زدم بعد یکم دیگه گرفتم و بالاترش رو زدم‬ ‫حدود چند دقیقه ای مالیدم بعد نمیدونم با چه جراتی یکم دامنش رو زدم بالا و یکم هم رونش رو مالیدم یکدفعه‬ گفتم این بیچاره از سکس ترسیده نمیدونستم ادامه بدم یا نه . گفت چرا نمیمالی .‬ گفتم اخه این لباسات کثیف میشن گفت خوب درش بیار .‬ ‫منم سریع دامنش و شرتش رو در اوردم و یه مقداری از مایه گرفتم و شروع کردم به مالیدن . یه مدت که‬ ‫گذشت لباسش و سوتینش رو هم در اورد و گفت همه جامو بمال دو رنگ میشه راست میگفت چون قهوه مونده‬ بود حسابی سیاه شده بود . یادمه هر وقت که فیلم سوپر میدیدم ارزوم بود یه زن سیاهپوست رو بکنم .‬ حالا داشت ارزوم براورده میشد منم کاسه رو اروم خالی کردم رو شکمش و همه جاشو میمالیدم سینه هاشو .‬ ‫کسشو . رونشو بعد برش گردوندم و پشتش و کونشو خلاصه هر جایی که فکر کنین مالوندم . حسابی سیاه شده‬ ‫بود و از بس سینه هاشو و کسشو مالیده بودم دیگه صدا نمیکرد جیغ میکشید .‬ ‫بهش گفتم اجازه میدی یکم شیر قهوه بخورم اونم گفت همش مال تو دیگه معطل نکردم و سینه هاشو شروع‬ ‫کردم به خوردن دستمم هم بیکار نبود و با چوچولش بازی میکردم .‬ ‫گفت دیگه طاقت ندارن لباساتو درار . منم در یک چشم به هم زدن لباسامو در اوردم .یکم قهوه ریخت رو‬ ‫کیرم گفت حالا من کیر قهوه بخورم کیرمو همشو گذاشت توی دهنش مثل اینکه تلافی دو سال بی کیری رو‬ ‫یکم که خورد گفت تو همه جامو نمالیدی اون داخل هنوز برنزه نشده منم دیگه معطل نکردم و رفتم سراغ کس‬ ‫لیسی که دیگه خودشو به همه جا میمالید گفت بزار توش منم معطل نکردم و فرستادمش توی کسش یه جیغی‬ ‫از خوشحالی کشید میگفت توتر گفتم این خیلی بزرگه تو کجات داری جا میدی گفت از اون خیاره که کوچکتر‬ ‫نیست اونو جادادم این که نرمه . منم که دیگه حشری کامل بودم تا دسته فرو کردم و شروع کردم به تلمبه زدن‬ ‫یکم که گذشت صدای ناله های عجیبی از فریده میومد که دیدم داره ارگاسم میشه . بلله و خانم خانما ارگاسم شد‬ ‫و بیحال شد و منم همزمان داشت ابم میومد گفتم چکار کنم گفت بریز توش از امشب قرص میخورم منم همشو‬ خالی کردم و بیحال افتاده پهلوش چند دقیقه ای که گذشت .‬ ‫اگه سکس به این خوبیه این کله خر چرا اینجوری میکنه گفتم شاید اونشب دیوونه بوده .‬ ‫گفتم یکم باهاش راه بیا شاید برگرده به زندگی . یکم فکر کرد گفت شاید ولی &#8230;.‬ ‫بعد دوتایی رفتیم حموم حسابی خودمونو شستیم بعد موقع خداحافظی بوسیدمش .‬ ‫گفت من هر چند مدت خودمو برنزه میکنم باید زحمتشو بکشی . بعد خندید و در و بست .‬		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d9%88%d9%84-%da%a9%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%87%d9%85%da%86%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%a7%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85%da%86%db%8c%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/hG6jRU-7kaL-Q7xdIRJTHg/011/349/910/1280x720.4.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173849</post-id>	</item>
		<item>
		<title>وکیل داغ من (۱)</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d9%85%d9%86-%db%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d9%85%d9%86-%db%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 22 Apr 2019 19:22:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیارش]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[امکانش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بدترین]]></category>
		<category><![CDATA[برآمدگی]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بعدیمون]]></category>
		<category><![CDATA[بفرسته]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشتی]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونش]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاتو]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[تمرکزم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولمو]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهاش]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهای]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمو]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتراشش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلت]]></category>
		<category><![CDATA[دادگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دربیاد]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[زناشویی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخِ]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[صحبتای]]></category>
		<category><![CDATA[فانتزی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[ملاقات]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونی]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیتی]]></category>
		<category><![CDATA[می‌افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌بوسه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میخنده]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میریزه]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[ناله‌ام]]></category>
		<category><![CDATA[نشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نظرتون]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمی‌فهمید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نیشخند]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[هیچکدوم]]></category>
		<category><![CDATA[وسایلم]]></category>
		<category><![CDATA[وقتایی]]></category>
		<category><![CDATA[یادتون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[وکیل داغ من (۱) دنباله دار نگاهش میکردم و با هر سکس جمله‌اش سرم رو تکون میدادم که یعنی متوجهم‌.. ولی خیرگی نگاهم لب‌های خوش‌ترکیبش رو شکار سکس میکرد&#8230; طول مدتی که داشت حرف میزد یاد حرف‌های سمیرا می‌افتادم که گفته سکس بود &#8221; وقتی با اون لباش از سکس بود &#8221; وقتی با اون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>
<h2>وکیل داغ من (۱) دنباله دار<br />
نگاهش میکردم و با هر  سکس جمله‌اش سرم رو تکون میدادم که </h2>
<p> یعنی متوجهم‌.. ولی خیرگی نگاهم لب‌های خوش‌ترکیبش رو شکار  سکس میکرد&#8230;<br />
طول مدتی که داشت حرف میزد </p>
<h3> یاد حرف‌های سمیرا می‌افتادم که گفته  سکس بود<br />
&#8221; وقتی با اون لباش از </h3>
<p>  سکس بود<br />
&#8221; وقتی با اون لباش از لاله‌ی گوشم تا سمت کصم رو میمکه دلم </p>
<h4>لاله‌ی گوشم تا سمت کصم رو میمکه دلم هُری میریزه پایین &#8221;</p>
<p>و </h4>
<p>نگاهم لب‌های خوش‌ترکیبش رو شکار میکرد&#8230;<br />
طول مدتی که داشت حرف میزد یاد حرف‌های سمیرا می‌افتادم که گفته بود<br />
&#8221; وقتی با  سکس اون لباش از لاله‌ی گوشم تا سمت کصم رو میمکه دلم هُری میریزه پایین &#8221;</p>
<p>و به این فکر </p>
<h5>وکیل داغ من (۱) جمله‌اش سرم رو تکون میدادم  فیلم سکسی که یعنی متوجهم‌.. ولی خیرگی نگاهم </h5>
<p>میزد یاد حرف‌های سمیرا می‌افتادم که گفته بود<br />
&#8221;  سکس داستان وقتی با اون لباش از لاله‌ی گوشم تا سمت </p>
<h6>وکیل داغ من (۱) اون لباش از لاله‌ی گوشم تا سمت کصم رو میمکه دلم هُری میریزه </h6>
<p> اون لباش از لاله‌ی گوشم تا سمت کصم رو میمکه دلم هُری میریزه پایین &#8221;</p>
<p>و به این فکر میکردم که اگه لباش روی تنِ من بلغزه و چوچولمو بمکه صدای ناله‌ام تا کجا میتونه بره؟</p>
<p>دیگه نمیتونستم روی حرفاش تمرکز کنم و فقط نگاهم روی شلوارش و اون کلفتی که داخل شورتش قایم کرده بود میچرخید..<br />
همون کیر کلفتی که سمیرا گفته بود خوب جِـر میده&#8230;<br />
خوب سوراخِ کص‌تو پر میکنه و بلده چطور کمر بزنه تا اون آخرِ کصت حال بیاد و از لذت زیاد حتی نتونی جیغ بزنی!</p>
<p>فقط دوست داشته باشی پاهاتو بدی بالا و لای کصتو با دستت باز کنی و ازش خواهش کنی با اون کیـر کلفت و درازش جوری بزاره توی سوراخِ تنگ کصت که نفست بالا نیاد !</p>
<p>جوری که متوجه نشه دستم رو بردم زیر میز و کردم توی شورتم&#8230;<br />
چوچولمو بین انگشت‌هام گرفتم و فکر کردم که زبونش داره با لبه‌های کصم بازی میکنه و غرق شدم توی صداش که قطعا وقتی بغل گوشم از لذت نفس نفس میزد میتونست دیوونه کننده باشه..</p>
<p>عجیب این مرد سکسی بود&#8230;<br />
هیکل مردونه‌ای داشت .. با قد بلند و تیپ‌ی که حرف نداشت..<br />
دلم میخواست همینجا بکشم پایین و براش قمبل کنمو بگم بیا بکن توش.. بیا با اون کیـر خوشگلت جوری منو بگـا که نتونم تا چند روز راه برم..<br />
بیا گشادم کن لعنتی !</p>
<p>بزار با تموم وجودم اون کیـر خوشگلت حس کنم که داره جرم میده.<br />
بزار صدای نفس نفس زدنات آرومم کنه!</p>
<p>بین پام از حرکت انگشتام خیس و لزج شده بود و اون نمی‌فهمید که چطور داره با تن صداش دیونه‌ام میکنه و تو آتیشش دارم میسوزم وگرنه نمی‌پرسید که؛<br />
_حواستون به منه؟</p>
<p>گوشه‌ی لبم به دندون گرفتمو آروم ول کردم و گفتم: بله ادامه بدید</p>
<p>گرمم شده، با دم‌ و بازدم‌های عمیق دور از چشمش سعی داشتم خودم آروم کنم قبل اینکه دستم پیشش رو بشه!<br />
ولی مگه می‌شد؟!<br />
چشمم به برآمدگی بین پاش افتاد که از زیر شلوار داشت خودنمایی می‌کرد.<br />
باز یاد حرف سمیرا افتادم که گفته بود<br />
&#8220;یه وقتایی دوست داره تو گلوم ارضا بشه&#8230; ته حلقم میذارتش و تا وقتی که ارضا نشه بیرونش نمیاره&#8221;</p>
<p>فکر کردم اگه کیرش بزار تو دهنم و بفرسته تا ته حلقم اونقدر نگه‌‌ش داره تا ارضا بشه چه حسی داره؟<br />
فکر کنم بعد از اینکه از دهنم دربیاد لبم بخاطر کش اومدن زیاد چروک بشه!</p>
<p>خودمو به جلو خم کردم تظاهر کردم که دارم به حرفهاش گوش میدم ولی در واقع خم شدم تا بیشتر دستم باز باشه‌.</p>
<p>انگشتمو آروم بردم سمت سوراخ کصم و رو دهنش چند بار ضربه زدم و چوچولمو به بازی گرفتم.</p>
<p>تصور کردم که دستامو پشتم بسته و با زبون و لب‌های کصمو می‌بوسه و مک میزنه و قبل اینکه ارضا بشم عقب می‌کشه.<br />
کیرش با دهنه کصم تنظیم میکنه با فشارای آروم کیرش سوراخ کصمو پر میکنه.</p>
<p>گوشه‌ چشم راستم مثل هر وقت دیگه که حشری میشم می‌پره، پرید برای ثانیه‌ای پلکام از لذت روهم افتاد.<br />
مطمئناً اگه تو چهره‌م دقیق بشه میتونه بفهمه که توی سرم چی میگذره و چطور تو کف کیر خوشگلشم.</p>
<p>با حس تشنگی دستمو از شورتم بیرون در آوردم و برای خودم آب ریختم لیوان که بالا آوردم از بوی گس رو دستم دلم پیچ خورد، سریع آب خوردم و لیوان رو میز برگردونم.<br />
یادم بمونه که بعداً بشورمش&#8230;!</p>
<p>موقع حرف زدن برعکس خیلی‌های دیگه از دستاش استفاده نمیکنه نشون میده که خوب رو جملاتش تسلط داره میدونه که چی میخواد بگه.<br />
به انگشتاش که توهم قلاب شده بود نگاه کردم.‌<br />
کشیده و مردونه!<br />
لعنتی&#8230; فکر اینکه وقتی داره ازم لب می‌گیره انگشتاش با چوچولم ور میره و تند تند تو سوراخ کصم عقب و جلو میشه‌ آتیشم میزنه&#8230;</p>
<p>تا به این سن از هیچ مردی خوشم نیومده بود چه برسه به اینکه پشت میزم بشینمو خیره تو چشماش فانتزی سکس باهاش بسازم!<br />
اگه کسی بهم میگفت که قرار تو همچین موقعیتی قرار بگیرم می‌خندیدمو می‌گفتم که امکان نداره، ولی حالا با دیدن این مرد جذاب سکسی نمی‌تونم اینو بگم.</p>
<p>سمیرا چطور می‌تونه ازش بگذره وقتی به گفته خودش این مرد می‌تونه به راحتی آب خوردن با دستاش ارضاش کنه؟!</p>
<p>تکیه‌م به صندلی دادم و بهش نگاه کردم. بیش از حد جذاب بود، باعث می‌شد به سرم بزنه خودم تمام و کمال در اختیارش بزارم تا جون دارم بزارم بکنتم و بگام بده.</p>
<p>_خوب نظرتون چیه؟</p>
<p>نظرم؟ اگه می‌فهمید که یک ساعت حرف زده و من هیچکدوم از حرفهاش نشنیدم حتما یه بلایی سرم می‌اورد.<br />
و چه خوب بود که درازم کنه رو میزو خشن اون ک*ر کلفتش بکنه تو کصم و بخاطر اینکه حرفهاش یادم نمونده محکم کیر خوشتراشش تو کصم عقب و جلو کنه و تخماش بخوره به بدنم و من با صدای بلند بخوام تند تندتر کنه ضرباتش.</p>
<p>نفسم بیرون دادم و چشمام بستم و فکر کردم که چی بگم تا این حواس پرتیم جمع و جور کنم، که یاد ضبط صوت رو میز افتادم که وقتی شروع به صحبت کرد طبق عادت همیشه‌ام روشنش کرده بودم تا بعدا دقیقتر گوش کنم.<br />
فقط باید الان یک جوری دست به سرش می‌کردم تا بعد که به حرفهاش گوش دادم نظرم بگم.</p>
<p>_من باید به حرفهاتون خوب فکر کنم تا بتونم راهنماییتون کنم، اگه امکانش هست من و شما یه قرار دیگه‌ باهم بزاریم.</p>
<p>_باشه، یادتون نره که نتیجه این دادگاه برام مهمه میخوام همه چیز خوب پیش بره.</p>
<p>با اطمینان لبخند زدمو گفتم: به من اعتماد کنید‌.</p>
<p>و تو دلم نیشخند زدم و گفتم خبر نداری که زنت چه آشی برات پخته.</p>
<p>_بهتون اعتماد کردم که الان اینجام.</p>
<p>بلند شد و گفت: با اجازه‌تون&#8230;</p>
<p>_با منشی ملاقات بعدیمون هماهنگ کنید. خدانگهدار</p>
<p>با رفتنش از اتاق سریع تلفن برداشتمو شماره اتصال به تلفن منشی رو گرفتم. به محض برداشتنش گفتم: با خانم نیکپور تماس بگیر بگو که تا قبل ساعت 8 منتظرشم‌. ده دقیقه دیگه نفر بعدی بفرس</p>
<p>منتظر جوابش نشدم و گوشی گذاشتم. نیاز داشتم تمرکزم بدست بیارم تا صحبتای نفر بعدی گوش کنم.</p>
<p>دستمو تو سرویس بهداشتی تو اتاق شستمو برگشتم پشت میز و تقی به در خورد و خانم مسنی وارد اتاق شد.</p>
<p>مشغول جمع کردن وسایلم بودم که در صدای زنگ تلفن شنیدم گوشی برداشتم.<br />
_خانم نیکزاد اومدن.</p>
<p>به ساعت نگاه کردم و گفتم: بفرستشون داخل.<br />
وارد اتاق شد حین بستن در گفت: معذرت&#8230;<br />
_اشکال نداره‌‌ گفتم بیای باهم حرف بزنیم..<br />
نفسش بیرون داد و گفت: فکر کردم که پشیمون شدی‌.</p>
<p>_نه تا وقتی که سر حرفت باشی&#8230; بشین دیروز حرفهامون نصفه موند.<br />
از اینکه خواسته بودم بیاد قصدم این بود که بیشتر در مورد این مرد جذاب سکسی بدونم و بشناسمش.<br />
سمیرا که شروع به تعریف کردن کرد همه تن گوش شدمو شنیدمش<br />
_اولین شب رابطه زناشویی برای همه بهترین شب ولی برای من تبدیل به بدترین شب زندگیم شده&#8230;<br />
با مهربونی خوابوندمو گفت که باهام کاری نداره اما وقتی بیدار شدم دیدم که دستام و پاهام تخت بسته شده و نمی‌تونم تکون بخورم جیغ کشیدم و صداش زدم. تو چهار چوب در دیدمش که میخنده با ترس نگاه‌ش کردم یه دستگاه دستش بود دکمه‌ش زد و اون دستگاه روشن شد.<br />
با وحشت نگاه‌ش کردم. دستگاهی که بعد فهمیدم اسمش ویبراتوره رو گذاشت بین پام روی کصم اما داخل نبرد</p>
</h2>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%88%da%a9%db%8c%d9%84-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d9%85%d9%86-%db%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173418</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 34/44 queries in 0.007 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 10:09:07 by W3 Total Cache
-->