<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>سامورایی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%b3%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:31:11 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>سامورایی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>زوج جوون و سکس رومانتیک</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa%db%8c%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa%db%8c%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 30 May 2019 07:05:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباطمون]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[بازکردم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبا]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[حالمون]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی]]></category>
		<category><![CDATA[داریوش]]></category>
		<category><![CDATA[داغونم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[روبوسی]]></category>
		<category><![CDATA[روزگار]]></category>
		<category><![CDATA[روزهای]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سامورایی]]></category>
		<category><![CDATA[سیگارم]]></category>
		<category><![CDATA[سیگاری]]></category>
		<category><![CDATA[فرودگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ماندانا]]></category>
		<category><![CDATA[مراقبم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[واساده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سعید بیچاره خیلی مراقبم بود فیلم سکسی ماندانا هم بیشتر از اون بعد از اون 3 بار دیگه با آنا سکس داشتم ولی اصلا لذتی نداشت درست سکسی مثل آدمی که بهش میگن دنیا مال شاه کس تو ولی 7 روز دیگه میمیری طرف جای اینکه لذت ببره بیشتر عذاب میکشه&#8230; منم کونی همین بودم.با [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>سعید بیچاره خیلی مراقبم بود فیلم سکسی ماندانا هم بیشتر از اون بعد</h2>
<p>از اون 3 بار دیگه با آنا سکس داشتم ولی اصلا لذتی نداشت درست سکسی مثل آدمی که بهش میگن دنیا</p>
<h3>مال شاه کس تو ولی 7 روز دیگه میمیری طرف جای اینکه</h3>
<p>لذت ببره بیشتر عذاب میکشه&#8230; منم کونی همین بودم.با ماندانا و سعید خیلی خاطره درست کردیم آنا که میگفت بهترین روزهای</p>
<h4>زندگیم جنده بود منم دست کمی از اون نداشتم. بقول یارو</h4>
<p>روزگار اما وفا با ما نداشت&#8230;طاقت پستون خوشبختی ما را نداشت. بهترین روزهای زندگی هممون خیلی زود تموم شد.ویلا سعید اینا</p>
<h5>نشسته بودیم کوس آنا سرش رو شونم بود ولی دیگه نمیخندید</h5>
<p>هممون حالمون گرفته بود.سعید دیگه شوخی نمیکرد هیچ کس دیگه نمیخندید همه ساکت بودیم آنا سرش رو گذاشت رو پام یواش گریه سکس داستان میکرد منم اخمام</p>
<h6>رو کشیده بودم ایکاش همونجا میمردم و روزهای ایران سکس بعدیش رو</h6>
<p>نمیدیدم.قرار شد وقتی آنا رفت ارتباطمون قطع نشه همه باهم در ارتباط باشیم.ساعت 7 شب فرودگاه بودیم آنا و پدرش و دیوید داشتن میرفتن آنا رو کشیدم کنار گفتم منتظر تماست هستم دلم برات تنگ میشه تورو خدا مواظب خودت باش اشک توی چشاش حلقه زده بود منم بدتر از اون ماندانا اومد آنا بهش گفت اینو میدم دست تو دست از پا خطا کرد بهم بگو پوستش رو بکنم یه خنده زورکی کردیم و آنا لبام رو بوسید با سعید اینا روبوسی کرد رفت سمت گیت یهو دست کرد تو کیفش پاکت سیگاری که اونشب بهش داده بودم رو در آورد برام تکون داد خندید دیگه اشکام تابلو میریخت پایین.سعید منو بغل کرد سرم رو بوس کرد کرد گفتم سعید داغونم گفت میدونم عزیزم بیا بریم آنا رفت سعید دستم رو گرفت من گریه میکردم اون منو راه میبرد با ماندانا رفتیم.دیگه از حس و حال افتاده بودم سعید و ماندانا هم بدتر از من ولی سعید خیلی کمکم کرد تا اینکه آنا زنگ زد حال هممون بهتر شده بود تاز داشتم بخودم میگفتم اینبار از دست روزگار در رفتیم که حرفم تموم نشد&#8230;.2 هفته بعد سعید و ماندانا تو جاده نزدیک ابوظبی تو یه تصادف درجا میمیرن.جنازه سعید رو بردن تهران بهشت زهرا و ماندانا رو همینجا (دبی) خاکش کردن.مراسم تشیع جنازه سعید من از همه جنازه تر بودم مثل یک مرده واقعی.بهترین دوستام رو از دست داده بودم احساس میکردم دنیا به آخر رسیده ولی حیف که فقط احساس میکردم.بعد از مرگ سعید و ماندانا ترجیح دادم تو همه چیز مساوی شیم تا روح اونا ازم راضی شه واسه همین سیمکارتم رو واسه همیشه خاموش کردم تا با اون آنا هم خاموش شه و یه شماره دیگه گرفتم. 1 ماه بعد داغون بودم ریشام رو اصلا نزده بودم به خودم اصلا نرسیده بودم و واقعا حق داشتم.تو اتاقم کنار شیشه های قدی واساده بودم به بیرون نگاه میکردم مثل همیشه به نور آسمونخراشها و چراغ خطرهای قرمزشون که چشمک میزدن به دبی نگاه میکردم این همه آدم این همه چراغ چرا من؟ یه خنده مسخره کردم دست کشیدم روی سرم ولی دیگه از موهای سامورایی خبری نبود خیلی وقت بود موهام رو از ته ماشین زده بودم دوباره خندیدم رفتم سمت کشوم اه لعنتی قرصم تموم شده بود ولی من سنی نداشتم که قرص اعصاب میخوردم. یه سیگار برداشتم رفتم پنجره وسط شیشه های قدی اتاقم رو باز کردم سیگارم رو روشن کردم با هر کام تمام خاطراتم از جلوی چشام رد میشد احساس میکردم تنها ترین آدم دنیام.گفتم خدایا به کدوم گناه تقاص پس دادم؟ دوباره یه سیگار دیگه روشن کردم بازم همون منظره همون شهر بزرگ و عظیم زیر پام بود همون آسمون خراشها همون شهر همون آدما همون چراغ خطر ها همون آسمون همه همون بودن ولی من دیگه من نبودم.استریو اتاقم رو روشن کردم دوست بسیار عزیزم و عشق ابدیم داریوش میخوند با شنیدن صداش بیشتر حالم گرفته شد چقدر دلم واسه داریوش اقبالی تنگ شده بود خیلی وقت بود ندیده بودمش دلم میخواست پیشش بودم و فقط گریه میکردم آهنگ به وسط هاش رسیده بود&#8230;.بعضیا قید همه چی رو زدن &#8230;. بعضی هام اسیر اقبال بدنیه دفعه هم زمان با داریوشم داد زدم:اون بالا نشستی گوش کن ای خدا &#8230;. چه عذابیه به دنیا اومدن پایان &#8211; متشکر از توجه شما &#8211; یه خاطره دیگه از دفتر خاطرات من (ارا)		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa%db%8c%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174334</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس آسیای به روش پاو</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d9%be%d8%a7%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d9%be%d8%a7%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 May 2019 07:33:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آنجلینا]]></category>
		<category><![CDATA[ابروهای]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امریکا]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابش]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[ایتالیا]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بارونی]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[برخلاف]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگردند]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بوداون]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بیایین]]></category>
		<category><![CDATA[بیحالی]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پوشنده]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[حالمون]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادش]]></category>
		<category><![CDATA[خریدارانه]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشمه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دونستی]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[سامورایی]]></category>
		<category><![CDATA[سیگارم]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات]]></category>
		<category><![CDATA[قشنگیه]]></category>
		<category><![CDATA[کارخونه]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینت]]></category>
		<category><![CDATA[متناسب]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوایین]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‏خوردن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیریم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنی]]></category>
		<category><![CDATA[واسادم]]></category>
		<category><![CDATA[واساده]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[ویلایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بیچ نشسته بودم چایی میخوردیم. فیلم سکسی اسمش سعید بود کارخونه&#8230;&#8230; (یه محصول معروف تو ایران) مال بابای اون بود. 2 3 سالی از من بزرگتر بود سکسی ولی برخلاف اخلاق بد و سلیقه سختم شاه کس با اون حال میکردم.یجورایی جیگر بود.گفت پاشو بریم یه جای خوب گفتم کجا؟ گفت تو کونی بیا بریم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>بیچ نشسته بودم چایی میخوردیم. فیلم سکسی اسمش سعید بود کارخونه&#8230;&#8230; (یه محصول</h2>
<p>معروف تو ایران) مال بابای اون بود. 2 3 سالی از من بزرگتر بود سکسی ولی برخلاف اخلاق بد و سلیقه</p>
<h3>سختم شاه کس با اون حال میکردم.یجورایی جیگر بود.گفت پاشو بریم یه</h3>
<p>جای خوب گفتم کجا؟ گفت تو کونی بیا بریم ضرر نمیکنی گفتم هرچی تو بگی از جام بلند شدم گفتم من</p>
<h4>میرم جنده بیرون تا یه سیگار بکشم توام ماشینت رو از</h4>
<p>پارکینگ ویلا در بیار جلوی در پستون واسادم گفتم برو حله. اومدم بیام بیرون دیدم چه باد مخوفی میزنه! گفتم سعید</p>
<h5>من فقط کوس یه پیرهن تنمه چیزی داری (باد گیری چیزی)</h5>
<p>بپوشم؟ گفت واسا رفت و یه بارونی بلند آورد گفت از هیچی بهتره! راستم میگفت از یه پیرهن خالی بهتر بود.بارونی رو سکس داستان تنم کردم اومدم</p>
<h6>بیرون دیدم چه بادی بلند شده! رسیدم جلوی ایران سکس در ویلا</h6>
<p>البته در که نه همونن نرده ها.ویلا نزدیک خیابون اصلی جمیرا بود و رفت و امد تقریبا زیاد بود.اون موقع موهام خیلی بلند بود و از بالا مدل سامورایی میبستم.سیگاری روشن کردم و به اطراف خیره شدم از طرفی باد محکم میوزید میگفتم الانه که موهام کنده شده بره! از شدت باد بارونی فقط رو شونه هام رو پوشنده بود و پاهام بیرون بود به خودم گفتم زورو وارد شد و زدم زیر خنده! سیگارم به نصف رسیده بود اه سعید چرا نیومد؟ به اطراف خیره بودم که یه مرسدس بنز S کلاس از جلوم آروم رد شد رفت 20 30 متر پایین تر جلوی در یه ویلای دیگه واساد.توجهم بهش جلب شد یه راننده پیاده شد در عقب رو باز کرد یه خانم پیاده شد که پشتش به من بود یه پالتو پوست قهوه ای و بلند تنش بود با چکمه های همرنگ اون قدش متناسب بود و اندامی فوق العاده و غیر عادی. موهاشو از بالا بسته بود! به خودم گفتم اولین وجه تشابه رو باهاش پیدا کردم اونم اندازه و مدل موهامونه و دوباره خندیدم. به راننده چیزی گفت و راننده رفت سمت ماشین روش و برگردوند که بره توی اون ویلا منم تنم شل شد.امکان نداره؟ این آنجلینا جولی بود؟ یا من قاطی کردم؟ سرش رو برگردند سمت من همون موقع یه باد بلند زد چشام رو نازک کردم و به چهرش خیره شدم از سیگارم کام میگرفتم اخمام مثل همیشه تو هم بود. چند لحظه نگام کرد بعد یه اخم خشن کرد رفت توی اون ویلا. اگه هرکسی اینکارو میکرد بهم بر میخورد تو دلم 2تا فحش میدادم میرفتم ولی من تکون نخوردم! اصلا نفهیدم اون چیکار کرد. اگه واقعا آنجلینا جولی بود پس محافظاش کجان؟ فقط یه راننده رسوندش رفت؟ ولی اگرم آنجلینا جولی نبود پس خواهر 2 قلوش بود؟ شایدم من توهم زده بودم مغزم قاطی کرده بود.پورش مشکی کنارم واساده بود دستش یکسره رو بوق بود تازه به خودم اومدم دیدم سعید داره بوق میزنه البته از پشت شیشه معلوم بود 2 کیلو فحش هم بارم کرده.رفتم در رو وا کردم نشستم تو ماشین گفت چته تو؟ هویی؟ گفتم دیدی؟ گفت چیو؟ گفتم همون دیگه آنجلینا جولی رو که الان رفت اون تو؟ یکم نگام کرد یهو همچین زد زیر خنده ترسیدم! گفتم هوی با تو ام؟ دیدیش؟ بازم میخندید گفتم چیه؟ بگو منم بخندم.گفت از تو بعید بود با این همه ادعات! گفتم چی؟ گفت احمق جون آنجلینا کجا بود این نصف آنجلینا سن داره چند سال بیشتر! گفتم میشناسیش؟ با سر تایید کرد (برق از چشای من پرید) دوباره خندید گفت بریم تا برد پیت پیداش نشده! خودم خندم گرفت گفتم راست میگی برو تا برد پیت و بقیه نیومدن.سعید رفت تو خیابون الرقه پایین تر از مک دونالدز واساد تلفن رو برداشت زنگ زد گفت من سر قرارم شما کجایین؟ چند لحظه بعد تلفن رو قطع کرد زد رو شونم گفت چته؟ گفتم هیچی فکرم مشغوله.گفت خب چی؟ گفتم نمیخندی؟ زد زیر خنده گفت به انجلینا فکر میکنی نه؟ گفتم نخند اون کی بود؟ گفت ولش کن بابا تو چی کار با اون داری بیا حالمون رو بکنیم. گفتم من فقط سوال کردم حالا بگو؟ گفت اصلا ازش خوشم نمیاد همیشه خودش رو میگیره فکر کرده کیه با اون ادا اطوارش آنجلینا جولی بفهمه خود کشی میکنه (دوباره زد زیر خنده) گفتم خب حالا تو ام بابا. کی هست؟ گفت اسمش آناست حالا واقعیه یا اینکه فقط صداش میکنن نمیدونم بابای خرفتش هم سهام داره با عربها شریکه اون ویلایی که دیدی هم مال خودشون ولی کلا من در سال 2 3 ماه بیشتر ندیدم اینجا باشن فکر کنم امریکا زندگی میکنن معلوم نیست چقدر اون بابای خرفتش خرج دخترش کرده این شکلی شده (دوباره زد زیر خنده) گفتم دیگه چیزی نمیدونی؟ نه از کجا بدونم 100 سال نمیخوام ببینمش دختره افاده ای بهش میاد ازون بچه ننه ها باشه. گفتم ول کن حالا. همون موقع یه Nissan Altima اومد کنارمون شیشه رو داد پایین گفت شماره میگیرین شما؟ سعید نگاش کرد گفت تو باشی چرا نه دختری که پشت فرمون بود گفت میبینم که تو هم مهمون داری مثل من! سعید نگاش کرد گفت درست صحبت کن این داداشمه نمی دونستی مگه؟ دختره زد زیر خنده گفت کجا بریم؟ سعید گفت برو آرمان کافه فعلا قلیون بزنیم حال کنیم دختر چشمکی زد و حرکت کرد. سعید به من نگاه کرد گفت پسندیدی؟ بزنیم زمین امشب شاد شیم نظرت چیه؟ گفتم فعلا اصلا تو حسش نیستم با 10 تا وایگرا هم شق نمیکنم. گفت بابا ولش کن اون دختره رو باز تو گیر دادی؟ این همه جیگر اون چیه مثل عروسک دست ساز همه جاش از زیر جراحی اومده بیرون! گفتم حرف نزن برو سر قرارت.صدای غرش پورش تو خیابون پیچید حرکت کردیم رفتیم.شب با اون تا جیگر رفتیم ویلا سعید اینا (خانوادش رفته بودن مسافرت ایتالیا) نشسته بودن مشروب میخوردن سعید گفت بریزم؟ گفتم نه حوصلش رو ندارم یکی از دخترا نگام کرد گفت چرا بیحالی؟ با ما غریبی میکنی؟ زیر چشمی نگاش کردم گفتم من اوصولا فقط میکنم غریبه و آشنا هم فرقی نداره! دختره زد زیر خنده گفت تسلیم اینجوری که تو گفتی ما صبح از این خونه بیرون نمیریم. گفتم بعید نیست! سعید خندید گفت ولش کنین بابا اون خل و چله تک پری میکنه ارواح عمش ولی من میدونم چه جانوریه بیایین پیش خودم خوشگلا.اون یکی دختره گفت حالا راهی نداره من برم پیش اون؟ بگو سخت نگیره امشب رو. سعید چپ چپ نگاش کرد گفت دستت درد نکنه یهو بگو با اون بیشتر حال میکنی دیگه؟ دختره خندید گفت راستش رو بخوایی آره! ظاهرش که خیلی جیگره توش رو نمیدونم! سعید گفت برو بابا اون فقط ظاهر داره گولش رو نخور که مقتوله های قبلی هم همین اشتباه رو کردن اون احمق خون آشامه باورتم نمیشه دستت رو ببر بگو خونش رو بخوره! دختره یکمی نگام کرد گفت آره؟ گفتم آره همینطوره. دختر اولیه که تو بغل سعید نشسته بود گفت اگه نخو<br />
ردی چی؟ گفتم اگه نخوردم 500 درهم بهت میدم اگه خوردم تو باید به من حال حسابی بدی با اعمال شاقه! مکثی کرد گفت باشه! اومد کنارم دست راستش رو آورد جلو صورتم کارد میوه خوری رو برداشت محکم کشید رو شصت راستش سعید داد زد دیوونه شوخی بود همش ولی دیر شده بود از دستش بشدت خون میریخت یه خنده مسخره کردم شصتش رو گذاشتم تو دهنم شروع کردم به مکیدن سعید و دختر دومیه داد زدن نه! دختری که کنار من بود با تعجب و وحشت نگام میکرد تا چند دقیقه شصتش رو میمکیدم و خونش رو میخوردم اونا وحشت زده نگام میکردن شصتش رو در آوردم گفتم خدمت شما. سعید گفت احمق ایدز بگیری چی؟ دختره گفت خفه شو ایدزی خودتی منم گفتم دعوا نکنین خون آشام ها ایدز نمیگیرن! 1 ساعت بعد سعید گفت نخود نخود هرکی رود رو کس خود! خندیدم گفتم تو حسش نیستم بیخیال شو دختر دومی اومد کنارم گفت مگه من میزارم؟ دونه دونه موهای بلندت رو میکنم سامورایی.سعید گفت معرفت رو از اینا یاد بگیر ای بی معرفت پاشد دست دختر اولی رو گرفت گفت من رفتم تو اتاقم شما میخوایین تا صبح اینجا حرف بزنین یا عملیات انجام بدین با خودتون. داشتن میرفتن به دختره گفتم شرط رو باختی قولت یادت نره برگشت نگام کرد یه چشمک زد گفت تا صبح راه زیاده عجله نکن! دختر دومی که کنار من بود گفت خب موهات رو از جا بکنم یا راه میایی؟ گفتم ولش کن به هر دومون زهر میشه پاشو برو بخواب گفت نه! گفتم پس مرگ بشین من میرم بخوابم دستم رو گرفت گفت بیخود.همینجا باهم! گفتم پس زیاد طولش نمیدیم باشه؟ گفت قبول. برای اولین بار از غروب تا حالا یه بهش یه نگاه خریدارانه کردم. موهاش مشکی براق بود چشای مشکی کشیده داشت با ابروهای نازک لباش ظریف و قشنگ بودن و بینیش هم مشخص بود عمل شده با یه نوک تیز! پوستش تقریبا برنره بود هیکلش هم خوشگل بود و مناسب البته تعجبی نکردم چون انتخاب سعید بودن اون واسش فرقی نداشت خواهر مادر تک پر فقط مهم هیکل و قیافه بود مثل من تک پر نبود واسه همین تخصص خاصی تو انتخابش داشت! بهش گفتم اسمت چیه؟ گفت سارا گفتم اسم قشنگیه گفت اسم تو چیه آقای بد اخلاق؟ گفتم ارا گفت خب؟ حتما من باید شروع کنم بد اخلاق؟ خندیدم گفتم تو شروع نکنی شروع نمیشه! گفت از چشات معلومه! اومد رو پام نشست لباش رو آورد نزدیک لبام گفت بزن بریم بد اخلاق&#8230;.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d9%be%d8%a7%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174184</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس خوشگل و خوش هیکل رو باید هرجا دیدی بکنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d9%87%db%8c%da%a9%d9%84-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d9%87%d8%b1%d8%ac%d8%a7-%d8%af%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d9%87%db%8c%da%a9%d9%84-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d9%87%d8%b1%d8%ac%d8%a7-%d8%af%db%8c%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 07 May 2019 04:44:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آسانسور]]></category>
		<category><![CDATA[احتمال]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[استایل]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[العملی]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوریه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بخاطره]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیحالی]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونش]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیده]]></category>
		<category><![CDATA[تحویلش]]></category>
		<category><![CDATA[تحویلم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جوابمو]]></category>
		<category><![CDATA[چپوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرفاشو]]></category>
		<category><![CDATA[خداخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خدافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونه]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانشو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترونه]]></category>
		<category><![CDATA[دسشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتاشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوربین]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زنداییم]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[سامورایی]]></category>
		<category><![CDATA[سرعتشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوالات]]></category>
		<category><![CDATA[سوپرایز]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[صدامون]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[فشارشون]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتین]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیشو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخنده]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[متنفرم]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفت]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادی]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکه]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هیکلیم! فقط مث سگ زبون فیلم سکسی بازو کصکشمD:این خاطره مربوط به سه روز پیشه و اینقدر این داستان واسم جالب بود که نتونستم جلوی خودمو بگیرم سکسی و با شما به اشتراک نزارمش:)دقیقا &#8220;۱۱&#8221; شاه کس روز پیش ما دعوت شدیم به خونه داییم و ازونجایی که من از داییم و کونی اون پسره [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>هیکلیم! فقط مث سگ زبون فیلم سکسی بازو کصکشمD:این خاطره مربوط به سه</h2>
<p>روز پیشه و اینقدر این داستان واسم جالب بود که نتونستم جلوی خودمو بگیرم سکسی و با شما به اشتراک نزارمش:)دقیقا</p>
<h3>&#8220;۱۱&#8221; شاه کس روز پیش ما دعوت شدیم به خونه داییم و</h3>
<p>ازونجایی که من از داییم و کونی اون پسره اوبیش و زنه مشترکش با کل ۲۱ منطقه تهران متنفرم در همون</p>
<h4>لحظه جنده اول مخالفت کردم و سریعا به دوست دخترم یه</h4>
<p>پی ام با مضمون: &#8220;امشب مامان پستون اینا نیستن سر راه یه پَک وید گُل بگیر بیا لش کنیم&#8221;ولی مامانم گفت</p>
<h5>تو بیجا کوس میکنی زشته دعوت کردن و باید بیای وگرنه</h5>
<p>شب تو کوچه میخوابی و منم اون پی ام رو ادیت کردم به مضمون:&#8221;من میرم خونه داییم اینا آفلاینم فعلا خدافظ&#8221;:(((نا امید سکس داستان لش کرده بودم</p>
<h6>رو تختم و داشتم خودمو واسه رو به ایران سکس رو شدن</h6>
<p>با اون کصخلا آماده میکردم که مامانم گفت پاشو آماده شو!لباسامو پوشیدم یکم به خودم عطر زدم موهامو شونه کردم و رفتم پارکینگ منتظر مامانم اینا و ازونجایی که مامانم ۱ ساعت آماده شدنش طول میکشه یه نصف رول که از قبل قایمش کرده بودمو روشن کردم کشیدم و نفازولینو چکوندم و منتظر بودم که بیان پایین اومدن حرکت کردیم و چون خونمون بهشون یکم نزدیکه پنج دقیقه ای رسیدیم!آیفونو زدیم درو باز کردن رفتیم بالا سلام علیکو این کصشرا نشستیم و پکیج سوالات تخمی تخیلی داییم که شامله &#8220;خب دانشگاه چطوره؟! کاروبار چجوری پیش میره؟! این چرا اینجوریه اون چرا اونجوریه چرا پنگوئنا زانو ندارنو ازین قبیل کصشرا!زنداییم گفت اگه حوصلت سر رفته برو تو اتاق علی منم خداخواسته قبول کردم خلاصه سر و کله زدن با اون اوبی بهتر از جواب دادن به سوالات تخمی داییم و جوکای مسخرش بود رفتم تو اتاق دیدم رو صندلی یه گوشه افتاده و سرش تو گوشیه و اصلا متوجه من نشد رفتم جلو سلام کردم سرشو اورد بالا تا منو دید یه لبخند کیری همراه جواب سلام تحویلم داد و شروع کرد به زر زدن راجب دوس دختر جدیدش که خونشون طبقه دوم ساختمون خودشونه! و هی میگفت آره خوشگله ممه هاش اینجوریه کونش اونجوریه و معلوم بود بدجوری تو کفه منم حرفاشو جدی نمیگرفتم و تعریفاشو میزاشتم پای هَوَل بودنش!تا اینکه عکسشو نشون داد و فهمیدم طفلی حق داره یه دختره ۱۸ ساله به اسم نیوشا خوش استایل و تو دل برو با لبای برجسته و چشمایی که هر پسریو دیوونه میکرد! باورم نمیشد تو ۲ ثانیه اینجوری تو نخش برم با خودم گفتم &#8220;به هر قیمتی شده باید بکنمش&#8221;همینجوری تو خیالاتم داشتم نیوشارو به ۹۸ روش سامورایی میگاییدم که علی پا شد و رفت سمت دسشویی گوشیش رو برداشتم قفلش الگو بود گرفتم جلو نور و جای انگشتاش مونده بود سریع قفلشو باز کردم و شماره دختره رو زدم تو گوشیم گوشیشو گذاشتم سر جاش و وقتی علی اومد یه لبخنده معنی دار تحویلش دادم که میشد تو چشمام کونی تورو چه به این حرفا رو خوند صبر نداشتم بریم خونه تا بهش مسیج بدمو داشتم جملات مناسب رو واسه پی ام دادن آماده میکردم که زنداییم صدامون زد بریم برا شام شامو خوردیم و بیست دقیقه بعد راهی خونه شدیم تو راه دل تو دلم نبودرسیدیم خونه رفتم تو اتاقم درو بستم و پریدم رو تختم تلگرامو باز کردمرفتم رو پروفایلش پره گل و بلبل و این متنای دخترونه دری وری بوددلو زدم به دریا و پی ام رو دادم :سلامچند دقیقا صبر کردم جوابی نیومدرفتم تو بالکن یه نخ سیگار کشیدم اومدم سر گوشیم دیدم جواب داده:شما؟!من:اگه معرفی کنم میشناسی؟گفت:نه:/گفتم: پس برای چی میپرسی!<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f610.png" alt="😐" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /><img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f602.png" alt="😂" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />منتظر بودم برینه بهم که دیدم جواب داد:که آشنا شیم دیگه:/این پی ام چراغ سبزی بود که جرقه کل فکرای پلید تو سرم رو زدآره خلاصه کلی چت کردیم حدود دو شبشب سوم عکسشو گرفتم و باهاش قرار گذاشتم یه کافه نزدیک خونشون و رفتیم سر قرار و فهمیدم اصلا دوس پسر نداره و این پسر دایی جقیه بنده فقط شمارشو داشته و برام خالی میبسته مث بنز شایدم دوست بودن و دختره جنده بود من نمیدونم قاضی خداس<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f602.png" alt="😂" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />البته احتمال مورد دوم رو بیشتر میدم چون سر قرار دوم ازش قول گرفتم بیاد خونمون!بعله قرار شد دو شنبه شب بیاد خونمون و هرچی منتظر شدم خونه خالی شه نشد ولی جا نزدماومد پایین زنگ زد گفتم وایسا میام پایینرفتم پایین و کلید پشت بومو بهش دادم و گفتم اول برو طبقه پنجم از آسانسور که خارج شدی برو پشت بوم چند دقیقه دیگه میام چون آسانسور دوربین داشت نمیشد دو نفری بریمخلاصه رفت منم یه سیگار کشیدمو رفتم بالا از تو اتاقم یه عرق کیریه دست ساز که 70% اتانول بود ۱۰% شاش اون 20% ام نمیدونم چی شد مملکت بخور بخوره به خدا خلاصه برداشتم با دوتا لیوان یبار مصرف زدم زیر هودیم و بردم بالا در پشت بومو وا کردیم رفتیم بالا و من چون خودم پاتوقم بالاس یه کاناپه داغون و یه سری خرت و پرت گذاشته بودم از قبل! رفت نشست رفتم کنارش و عرقو در آوردم و گفتمدادادادام سوپرایز دیدم قیافش عوض شد و قیافه میخوای مستم کنی سولاخیمو بچاقی رو به خودش گرفت:))گفتم مشروب میخوری دیگه گفت نه تا حالا نخوردم البته کص میگفت میخواست از زیر کار در ره شروع کردم به خالی بستن که این عرقه فلانه اینجوریه اونجوریه نابه عموم انداخته در صورتی که به سگ میدادی چپه میشد خلاصه یه پیک ریختم خوردیم مزه ام نداشتیم و این موضوع به نفع من بود چون سک میخوردیم زودتر مست میشد و من زودتر به هدف شیطانیم میرسیدم<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f608.png" alt="😈" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />پیک دوم و سوم رو هم رفتیم و دیدم دستو پاش شله:)) پیک چهارم رو ریختم خوردیم سر پنجمی گفت نه بسه نمیخورم! با اصرار پنجمی رو هم خوروندم و صبر کردم یه زره بگیرتش تا باقیشم به خوردش بدم خلاصه ۸ تا پیک خورد و ته دبه عرقه اندازه سه تا پیک مونده بود دستمو انداختم دور گردنش کشیدمش سمت خودم دیدم بیچاره نا نداره اصلا تو عالم دیگه ایه!کشیدمش سمت خودم لبشو بوسیدم و هی لباشو میخوردم سیر نمیشدم انگار به آرزوی بچگیم رسیده بودم وحشیانه و با ولع میخوردم و زبونمو تو دهنش میچرخوندم اومدم پایین و گردنشو میخوردمو لیس میزدم ولی عکس العملی نداشت انگار حسی نداشت دستمو گذاشتم رو اون سینه های لعنتیش یکم فشارشون دادم و لباشو محکم تر بوسیدم مانتوشو در آوردم یه تاپ نیم تنه و یه سوتین زرد تنش بود سرمارو حس نمیکرد الکله کاملا برده بودش به یه بعد دیگه دستمو بردم زیر تاپش سوتینشو هول دادم به سمت بالا ممه هاش افتاد بیرون دیدم با بیحالی یه تکون خورد و با صدای خمارو کش دار گفت بــــردیـــــا چیکـــار میـــکــنـی؟!گفتم هیشش هیچی نگو میخواست مخالفت کنه اما جون نداشت تاپشو کشیدم بالا دوتا ممه سفید با نوک قهوه ای روشن که نوکاش حسابی سیخ شده بود و فهمیدم زیادم بی اختیار نیس یه چیزایی میفهمه:)))نوکشو گرفتم بین انگشتام و اون یکی ممشو چپوندم تو دهنم میک میزدم و با زبونم نوکشو بازی میدادم تو دهنمو هی لیس میزدم و میرفتم سراغ اون یکی ممه اینکارو واسه چند دقیقه ادامه دادم مدام صدای ناله های بی جونش میخورد به گوشم و بیشتر حشریم میکرد دکمه شلوارشو باز کردم زیپشو کشیدم پایین و دستمو بردم زیر شرتش دستم سرد بود باعث شد یکم به خودش بیاد و فازش بپره سعی کرد دستمو بکشه بیرون ولی نتونست شروع کردم با مالیدن و بالا پایین کردن زل زدم تو چشمای خمارش دیدم داره نفس نفس میزنه خواستم انگشتمو بکنم تو جیغ ضعیفی زدو خودشو کشید عقب گفتم چته گفت من هنوز دخترم روانی پرده دارم منصرف شدم نمیخواستم شر شه شلوارشو شرتشو تا زانو کشیدم پایین رفتم پایین کاناپه سرمو گذاشتم بینه پاش یه کصه تمیز بیرونش کرمی تیره و توش کاملا قرمزو مرطوب بود بوی آب لزجه کصش تو دماغم پیچیده بودو کیرم مث چوب سیخو مث سنگ سفت شده بود زبونمو گذاشتم رو کصش از پایین با بالا کشیدم یه رعشه خواصی افتاد بین دوتا رونش شروع کردم به میک زدنو لیس زدن زبونمو همه جاش میکشیدم و میبُردم تو سوراخش میچرخوندمو چوچولشو بوس میکردم دستشو گذاشته بود رو سرم و فشار میداد به کصش پاهاشو قفل کرده بود و من کاملا چسبیده بودم به اون ۲۰۰ گرم گوشته بهشتی لرزه هاش بیشتر شد میخواست ارضا شه ولی حشرش اگه میخوابید نمیزاشت بکنمش! سرمو کشیدم عقب که یه ضد حال اساسی خورد گفت چیکار میکنی گفتم حشریتو لازم دارم کارم تموم شه چشم! دمر خوابوندمش رو کاناپه لای چاک کونشو وا کردم یه تف غلیظ کردم رو سوراخش گفت اییی چیکار میکنی گفتم بعدا بخاطر این تفه ازم تشکر میکنی!سرشو گذاشتم رو سوراخ کونش آروم سرشو کردم تو جا خورد یه جیغ زد و خواست پاشه دستمو گذاشتم رو کمرش و چسبوندمش به کاناپه و گفتم تکون نخور! شروع کرد به گریه و بدو بیرا که درد داره بکش بیرون نمیخوام گفتم تکون نخور دردش کمتر میشه یکم تقلا کرد دید نمیشه دیگه تکون نخورد! درش آوردم دیدم سوراخش یکم وا شده یکم دیگه کیرمو تف مالی کردم دوباره راهیش کردم به سوراخ محترم آروم آروم سانت به سانت میبردم جلو و واسه هر سانت یه جیغ میزد با بدبختی نصفشو کردم تو و خوابیدم روش شروع کردم گردنشو خوردم و سعی کردم یکم حشریش کنم تا کمتر دردو حس کمه حدود پنج دقیقه گذشت و بیخیال گردنش شدم کاملا کبود شده بود! اینبار حوصله آروم آرومو نداشتم‌ دستمو گذاشتم جلو دهنشو تا خایه بش فرو کردمو خوابیدم روش یه ثانیه نفسش بند اومدو شروع کرد به جیغ زدنو تقلا کردن هی تکون میخورد و جیغ میزدو فحش میداد ولی فایده نداشت چند دقیقه ادامه داد ولی نطیجه ای نگرفت تا اینکه بیخیال شد تو همون حالت روش خوابیده بودم و منتظر بودم دردش کم شه تا تلمبه زدنو شروع کنم! شروع کردم به عقب جلو کردن و هی سرعتشو بیشتر کردم توی دوقیقه رسما داشتم تلبمه میزدمو جاش وا شده بود همینجوری که تلمبه میزدم ازش لب میگرفتمو گردنشو میخوردم دیدم این پوزیشن زیاد مناسب نیس داگ استایل شدیم و ادامه دادم حدود سه چهار دقیقه کردم که یه حسی از نوک پام شروع کرد به بالا اومدن و یه حسی سرم شروع کرد به پایین اومدن و دوتاشون تو کیرم به هم متصل شدن و سرعت تلمبه هامو بیشتر کردمو کل آبمو خالی کردم تو کونش! انگار یکی منو از پریز کشید لش افتادم روش و سنگینیمو انداختم روش افتادیم رو کاناپه چند دقیقه همینجوری روش بودم افتاده بودمو نفس نفس میزدم تا اینکه کشیدم بیرون و دیدم سوراخش کاملا گشاد شده پا شدم شلوارمو کشیدم بالا و اونم خودشو جمع جور کرد سواره آسانسور شد و منم درو قفل کردم و بخاطره دوربین از پله ها رفتم پایین دم در بوسیدمش هیچی نمیگفت خدافظی کردیم رفت و تا یه هفته جوابمو نمیداد کم کم دوباره دلشو به دست آوردم اما فعلا که بام بیرون نمیاد!اگه تونستم بازم بکنمش حتما داستانشو براتون مینویسم شرمنده طولانی شد و ممنون که وقت گذاشتین خوندین!<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f339.png" alt="🌹" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />[بدرود]<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/2764.png" alt="❤" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /><img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/2764.png" alt="❤" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d9%87%db%8c%da%a9%d9%84-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d9%87%d8%b1%d8%ac%d8%a7-%d8%af%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173753</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.010 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-06 15:07:27 by W3 Total Cache
-->