<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>ساندویچ &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%88%db%8c%da%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 11:59:55 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>ساندویچ &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>جنده وحشی تا به ارگاسم نرسه وحشیانه کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d9%86%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d9%86%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 21 Dec 2019 07:58:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برسونمش]]></category>
		<category><![CDATA[بشهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بوداروم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونحالا]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلات]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[جریانو]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دردودل]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستات]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[ساندویچ]]></category>
		<category><![CDATA[سواستفاده]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شوهرخالم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[فروشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کنیمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:پس]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[ملاقات]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمکه]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحته]]></category>
		<category><![CDATA[نخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نظراتون]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[اشکال داشت که دوستات از فیلم سکسی خجالت ما در اومدن!این داستان ادامه داستان سکس من با سارا دختر خالمه که براتون تعریف میکنم.داستان قهر فامیل با سکسی سارا و خاله و بایکوت سارا از شاه کس طرف فامیل تا عید غدیر ادامه داشت تا روز عید که ما و خاله اینا کونی کاملا اتفاقی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>اشکال داشت که دوستات از فیلم سکسی خجالت ما در اومدن!این داستان ادامه</h2>
<p>داستان سکس من با سارا دختر خالمه که براتون تعریف میکنم.داستان قهر فامیل با سکسی سارا و خاله و بایکوت سارا</p>
<h3>از شاه کس طرف فامیل تا عید غدیر ادامه داشت تا روز</h3>
<p>عید که ما و خاله اینا کونی کاملا اتفاقی در منزل دوست مشترک پدرم و شوهرخالم همدیگرو ملاقات کردیم و در</p>
<h4>اونجا جنده خاله و شوهرش کلی از من پوزش خواستن و</h4>
<p>فرمالیته اشتی کردیم.درست 1 هفته بعد پستون اون ماجرا من تصمیم گرفتم برم خونه سارا و مسعود!!!شب جمعه همراه مهسا جونم</p>
<h5>رفتیم منزل کوس سارا خانم و شوهرش و در بدو ورود</h5>
<p>کلی قربون صدقه ما رفتن و در اونجا من فقط با خواهش مهسا جونم آشتی کردم! ولی دم سارا گرم که از سکس داستان سکس منو خودش</p>
<h6>تو اتاق دایی چیزی نگفت! بعد این جریان ایران سکس رابطه من</h6>
<p>با سارا بهترو بهتر شد تا درست 1 ماه پیش به من زنگ زد گفت دلم خیلی درد میکنه و مسعود هم شهرستانه(مسعود در ابهر سربازه) و چون خاله با سارا قهر بود اون به من زنگ زده.منم سریع از فرصت استفاده کردم و چون همه خواب بودن و فرداش کلاس نداشتم رفتم خونش و رنگ زدم درو باز کرد رفتم بالا دیدم خیلی درد میکشه و سرسع بردمش بیمارستان ایرانهر و اونا سریع بردنش اتاق عمل بعد 2 ساعت دکتر اومد و گفت:شما همسرشی؟-نه دکتر پسر خالشم شوهرش تهران نیست.-حال مادر خوبه اما بچه&#8230;-بچه چی شده؟-بچش مرد.دیر رسوندینش بیمارستان.متاسفم&#8230;نمیدونستم چیکار کنم.شوکه شده بودم و اولین کاری که کردم این بود که به خاله و مامان زنگ زدم.خاله بعد 1 ساعت با مامان و بابام اومد و منم کل جریانو گفتم.بعد 3 روز سارا مرخص شد ولی خاله بردش خونه مسعود و گفت باید خونه شوهرش باشه.خاله هم رفت خونه خودش.اما من دلم براش سوخت و به مهسا زنگ زدم و بردمش خونه سارا تا 3 روز تعطیلات پیش سارا باشیم چون به مسعود مرخصی ندادن.بعد 3 روز که حالش بهتر شد ما دیگه گفتیم بهتره 3 یا 4 روز تنها باشه منم هرچی لازم داشت خریدم و یخچالو پر کردم رفتم خونه.2 روز بعد سارا پیامک زد که اگه کار نداری میای پیشم تنهایی میترسم.اول دودل بودم اما دلم سوخت و رفتم.وارد خونه که شدم دیدم لباسای قشنگی پوشیده و ارایش مختصری کرده که واقعا قشنگ شده بود.منم گفتم:اماده شو بریم بیرون تو خونه دلت میپوسه بیا شام بریم بیرون.اول کمی ناز کرد اما وقتی اصرار کردم اماده شد رفتیم بیرون.تو ماشین ساکت بود منم بردمش هایپراستار تا تو جمعیت دلش واشه.تو فروشگاه قدم میزدیم که وقتی جلو قفسه لباس بچه رسیدیم چشماش پر اشک شد گفت بریم خونه.منم دیدم ناراحته حرفی نزدم.سر راه 2 تا ساندویچ خریدم و راه افتادم سمت پارک لاله.تو پارک که قدم میزدیم گفت:-منو ببخش سعید من فکر میکردم دوستت دارم و عاشقتم اما زندگی جفتمون رو خراب کردم من خیلی اشتباه کردم اما به جون سارا تو قضیه سکسم با مسعود اون نامرد گولم زد.چون فهمیده بود دوستت دارم میخواست نذاره من با تو ازدواج کنم.من ازش متنفرم.اما هنوز دوستت دارم.حلالم کن..-درسته زیاد اشتباه کردی اما تقصیر منم بود منم کارم زشت بود که از عالقت به خودم سواستفاده کردم تو هم منو ببخش.اون شب کلی دردودل کردیم و حرف زدیم و از خاطرات کودکی گفتیم.منم دیگه کینه نداشتم بلکه دوستش هم داشتم.ساعت 11 بود که بردم برسونمش که اصرار کرد من تنهام بیا بالا منم قبول کردم و نخواستم دلش بشکنه. اون تو اتاق خواب خوابید منم تو پذیرایی.ساعت 2 رفتم اب بخورم دیدم از اتاق صدای گریه میاد.رفتم تو دیدم سرشو گذاشته رو لبه تخت داره گریه میکنه.از پشت رفتم بغلش کردم گفتم:-میدونم تو این 1 سال کلی سختی کشیدی اما باید محکم باشی سارا.بغلش کردم گذاشتمش رو تخت خودمم بغلش دراز کشیدم.با هق هق گفت:-تو درک نمی کنی وقتی ادم مجبوره با کسی که ازش متنفره زندگی کنه چه سخته.راست میگفت نه من نه شما نمیتونیم درکش کنیم.بعد چند لحظه سرشو گذاشت رو شونم منم اروم نوازشش میکردم.که اون لبشو اورد نزدیک لبم منم بوسش کردم و شروع کردیم لبای همو مکیدن من زبونمو تو دهنش میچرخومدم اونم لب منو میمکید.اروم اروم حرارت بدنش بالا میرفت و زیاد میشد.هر این حین رفتم پایین تر و گردنشو اروم میخوردم و اونم چشماشو بسته بود.اروم تاپشو در اوردم و سوتینشو باز کردم و شروع کردم به مالیدن و خوردن سینه هاش.اون شب تصمیم گرفتم هرکاری کنم تا اون بهش خوش بگذره و ارضا بشه.بعد سینه هاش رفتم پایین تر و شروع به لیسیدن شکمش کردم اما مواظب بودم به بخیه هاش دست نزنم تا دردش نیاد.و بعد اروم شلوار و شرتشو در اوردن و شروع به مالوندن کس و چوچولش کردم که صدای اه اه سارا بلند شد.بعد که کسش حوب خیس شد کلمو بردم لای پاش و شروع به خوردن و لیسیدن کسش کردم در این حین که چوچولشو میخوردم یهو کل بدنش لرزید و بعد فهمیدم ارضا شده و من انقدر کسشو خوردم که دوباره ارضا شد.بعد کنارش دراز کشیدم و بغلش کردم و بوسش کردم و لباشو مکیدم.در گوشم گفت:هنوزم عاشقتم.منم گونه سارا رو بوس کردم و پتو رو کشیدم روش پا شدم برم که گفت:پس خودت چی؟-همین که بتو خوش گذشت برام کافیه و اروم اومدم بیرون.حالا به نظر شما کار من بد بود یا خوب؟در صورت استقبال شما و دادن نظراتون خاطره دیگری براتون میزارم.بای تا بعد</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d9%86%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c%d8%a7%d9%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177780</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف دیوانه و جنده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 24 Aug 2019 08:13:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[آوردیه]]></category>
		<category><![CDATA[اشتیاق]]></category>
		<category><![CDATA[اظطراب]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اونجاش]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکار]]></category>
		<category><![CDATA[اینگار]]></category>
		<category><![CDATA[بازشون]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهزار]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بدممنم]]></category>
		<category><![CDATA[بدهکار]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بسیاری]]></category>
		<category><![CDATA[بشهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودچند]]></category>
		<category><![CDATA[بودمولی]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنش]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[جمعمون]]></category>
		<category><![CDATA[چیهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[حالتمون]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهای]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خونسرد]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دربیارم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشوئی]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دیدارمون]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[راههای]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ساندویچ]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[فرهادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[قیافشو]]></category>
		<category><![CDATA[کدوممون]]></category>
		<category><![CDATA[کردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کلنجار]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهام]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیچه]]></category>
		<category><![CDATA[متنفرم]]></category>
		<category><![CDATA[مرتیکه]]></category>
		<category><![CDATA[ملاحظه]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادی]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[ناباوری]]></category>
		<category><![CDATA[ناراضی]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکی]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نوشابه]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وپاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[وخودشو]]></category>
		<category><![CDATA[وکیرمو]]></category>
		<category><![CDATA[ولیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[ومشغول]]></category>
		<category><![CDATA[ومیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[یادتون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بزرگتر بود داشتم ودر واقع فیلم سکسی اون بود که راههای مختلف سکس را بمن آموزش داد. در ادامه مطالب هم گفتم که با لی لی دوست سکسی زری آشنا شدم و در یک فرصت شاه کس استثنائی تونستیم یه سکس سه نفری داشته باشیم واونجا بود که بسیاری از مسائل سکسی کونی مثل کاندوم&#8230;.از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بزرگتر بود داشتم ودر واقع فیلم سکسی اون بود که راههای مختلف سکس</h2>
<p>را بمن آموزش داد. در ادامه مطالب هم گفتم که با لی لی دوست سکسی زری آشنا شدم و در یک</p>
<h3>فرصت شاه کس استثنائی تونستیم یه سکس سه نفری داشته باشیم واونجا</h3>
<p>بود که بسیاری از مسائل سکسی کونی مثل کاندوم&#8230;.از جلو کردن&#8230;.ساک زدن صحیح&#8230;.آبجو &#8230;.و&#8230;..خیلی از مسائل دیگه آشنا شدم&#8230;..به هر حال</p>
<h4>اونشب جنده من وزری ولی لی باهزار خاطره خوب تمام شد</h4>
<p>و فردای اون روز با بیمیلی پستون تمام شال و کلاه کردیم و هر کدوممون با هزار تا خاطره شیرین از</p>
<h5>هم جدا کوس شدیم&#8230;..ادامه:چند روز از این اتفاق خاطره انگیز گذشت</h5>
<p>و من وزری چند باری با تلفن های کوتاه تماس داشتیم تا اینکه یه روز زری گفت میای با لی لی و سکس داستان دوست پسرش بریم</p>
<h6>کافی شاپ؟راستش من تا اونروز نمیدونستم کافی شاپ ایران سکس چیه اما</h6>
<p>اینقدر خاطره اون سکس سه نفری برام جالب بود که بدون فکر کردن قبول کردم وقرارمونو گذاشتیم&#8230;.اونروز علاوه بر من وزری و لی لی یه پسر 18 19 ساله هم به جمعمون اضافه شد و اونجا بود که من با فرهاد آشنا شدم &#8230;&#8230;. توی کافی شاپ فقط حرفهای ساده زدیم وخیلی زود این دیدارمون تموم شد&#8230;.فردای اون روز داشتم میرفتم مدرسه که تلفن زنگ زد چون دیرم شده بود میخواستم جواب ندم ولی نمیدونم چی شد که بطرف تلفن کشیده شدم گوشی را برداشتم با کمال ناباوری صدای لی لی را از پشت گوشی شنیدم سلامی کردم و منتظر بودم ببینم چی شده که لی لی بامن تماس گرفنه&#8230;..لی لی هم که از سکوت من فهمیده بود گفت: میخوام یه پیشنهاد بهت بدم ولی بازهم شرطش اینه که زری متوجه نشه&#8230;.قبول کردم ومنتظر ادامه صحبیتهاش شدم&#8230;.برای اولین بار بود که احساس کردم لی لی داره خجالت میکشه&#8230;به هر حال گفت میخوام یه سکس سه نفره با فرهاد داشته باشیم&#8230;راستش اینقدر دست وپاچه شده بودم که به من ومن افتادم&#8230;.لی لی هم مثل اینکه خجالتش ریخته با شه یه کم خودشو لوس کرد وگفت خواهش&#8230;.. بخاطر اون محبتهاش قبول کردم وگفتم باشه کی؟&#8230;گفت همین الان بیا سر کوچه ما تا با هم بریم خونه فرهاد اون امروز خونشون خالیه&#8230;.بین دوراهی گیر کرده بودم از طرفی خیلی دلم سکس می خواست از طرفی هم مدرسه را نمیدونستم چطور بپیچونم&#8230;خلاصه دلو به دریا زدم وقرارمونو گذاشتیم &#8230;سریع رفتم یه دوش گرفتم ولباسهای خوبمو پوشیدم رفتم سر قرار &#8230;از دور لی لی تا منو دید به طرف من اومد واز ترس اینکه کسی نبینتمون تا رسید بمن یه تاکسی در بست گرفت وراهی خونه فرهاد شدیم هرچند که توی تاکسی جلو راننده حرفی نمی تونستیم بزنیم اما اظطراب تو چهره هر دومون مشخص بود &#8230;بالاخره رسیدیم و وارد آپارتمان فرهاد شدیم &#8230;فرهاد یه شلوارک کوتاه پوشیده بود و اونهم اظطراب تو صورتش موج میزد &#8230;بعد از چند دقیقه ای فرهادبا صدای لرزونش گفت بیاید شروع کنیم مامانم ساعت 4 برمیکرده &#8230;.تا این حرفو زد لی لی شروع به در اوردن پیرهنش کرد وگفت هرکی لباس خودشو در بیاره&#8230;یک دقیقه ای طول نکشید که فرهاد و لی لی لخت لخت جلو من ایستاده بودن &#8230;منم مثل اونا لخت شدم و یه مرتبه فرهاد خیره شد به کیر من وگفت: وای چقدر بزرگه!!!!لی لی خنده ای کرد ودستاشو انداخت دور کمر من وفر هاد وسه تا ئیمونو اورد نزدیک هم &#8230;من یه لحظه چشمم به کیر فرهاد افتاد که از انگشت شست من یه کم بزرگتر بود این اولین کیری بود که من از نزدیک میدیدم&#8230;همین موقع بود که زری زانو زد وبا هر کدوم از دستاش کیر یکیمونو گرفت و شروع به ساک زدن کردبعد از چند بار یه مرتبه فرهاد خودشو عقب کشید واز خنده لی لی فهمیدم که برای اینکه آبش نیاد این کارو کرده&#8230;ظاهرا مثل اینکه لی لی از این اتفاق خیلی ناراضی نبود زیر چشمی به من وفر هاد نگاه میکرد وبرای من ساک میزد&#8230;.همین موقع بلند شد وروی مبل طاق باز خوابید و از فرهاد خواست که بیاد براش ساک بزنه در همین حال منو به بالای مبل برد طوری که بتونه همزمان برای منم ساک بزنه&#8230;حالا دیگه لی لی هم به نفس زدن افتاده بود و با ولع بیشتری برای من ساک میزد&#8230;داخل دهن لی لی اینقدر داغ بود که گرمی اونو کاملا حس میکردم&#8230;مدتی گذشت که فرهاد بلند شد و گفت من دیگه طاقت ندارم آمد روی لی لی خوابید &#8230;.همین موقع بود که لی لی دوتا دستاشو انداخت دور کمر فرهاد ودوتا لمبر هاشو گرفت دوی دستش واز هم بازشون کرد &#8230;سوراخ کون فرهاد اینگار یه سکه پیدا شده بدود&#8230;.لی لی با آب دهنش سوراخو خیس کرد وبمن اشاره کرد که برم فرهادو بکنم&#8230;.با تمام بی میلی رفتم خوابیدم روی کمر فرهاد وکیرمو گذاشتم در سوراخش &#8230;.فرهاد سرشو برگردوند وگفت خیلی یواش تا اخرشم نکون همون سرش که رفت دس نگهدار&#8230;.منم که گوشم بدهکار حرفهای فر هاد نبود سر کیرمو نشونه کردم وبدون هیچ ملاحظه ای کیرمو دادم تو &#8230;هنوز نصف کیرم داخل نشده بود فرهاد کمشو خم کرد وسرشو اورد بالا گفت آخ مردم &#8230;یه کم یواشتر&#8230;.لی لی از اون زیر لبخندی زد وبااشاره گفت برو تو&#8230;.راستش من از این کار خوشم نیومده بود &#8230;لی لی در حالی که لای کون فر هاد را با تمام قدرت باز کرده بود از من خواست به کارم ادامه بدم&#8230;.منم نامردی نکردم وتا آخر کیرمو فشار دادم داخل وشروع کردم به تکان دادن فر هاد یه مرتبه جیغی کشید و کمرشو کج کرد و از روی لی لی بلند شد و افتاد پائین مبل&#8230;.لی لی ازم خواست که جعبه دستمال کاغذی را بهش بدم که متوجه شدم آب فرهاد امده وریخته روی شکم لی لی &#8230;.من آمدم کنار لی لی نشستم ولی لی هم شروع کرد به بازی کردن با کیر من&#8230;.فرهاد که رنگش مثل گچ سفید شده بود بزور خودشو بلند کرد وگفت من میرم یه دوش بگیرم&#8230;همین موقع بود که لی لی یه مرتبه مثل آدمای گرسنه از جاش بلند شد وممنو به پشت خوابوند روی مبل وپاهاشو گذاشت دو طرف من به شکلی که کیر من کاملا مسلط به کسش باشه &#8230;آروم اونوگرفت و سرشو گذاشت در سوراخش با یک لحن التماسی گفت مواظب باش آبتو نریزی تو&#8230;باشاره من کمرشو داد پائین تا کیر من کامل داخل کسش رفت&#8230;هرچه کیر من بیشتر وارد کسش میشد چشماش خمار تر میشد وآه ونفسهای بلند تری میکشید چند بار به آ هستگی خودشو بلند کرد وپائین آورد&#8230;.یه مرتبه 180 درجه چرخید وپشتشو بمن کرد &#8230;یه کم کمرشو خم کرد وازم خواست با سوراخ کونش بازی کنم &#8230;منم یه کم تف مالیدم در سوراخش و همینطور که کیر من تو کسش میرفت میامد منم باهاش بازی میکردم که یه مرتبه دیدم بلند شد ونشست ودرحالی که بشدت میلرزید ازم خواست انگشتمو بیشتر به سوراخ کونش فرو کنم&#8230;لی لی بد جوری میلرزید وتمام ماهیچه های بدنش منقبض شده بود &#8230;.راستش تا حال ندیده بودم که اینجوری ارضاء بشه&#8230;.بعد از یک دقیقه ای بلند شد وروی من سینه به سینه دراز کشید وبی حال افتاد و گفت چند دقیقه صبر کن الان ارضاء ات میکنم&#8230;.همین موقع بود که فرهاد با یه حوله کوچکی که دور خودش پیچیده بود از حمام بیرون امد ونشست پیش ما از حالتمون فهمید که چی شده&#8230;.دست کرد و یه نخ سیگار از روی میز برداشت وشروع کرد به کشیدن&#8230;راستش از بوی سیگار تا اون موقع بدم میومد اما احساس کردم این یه سیگار مخصوصه&#8230;..لی لی سرشو از روی سینه من بلند کرد ویه پکی به سیگار فرهاد زد و شروع کرد به مکیدن ولیسیدن سینه و شکم من وخودشو کشید پائین تا رسید به کیر من&#8230;تمام کیرمو بازحمت کرد تو دهنش احساس کردم تا نصفه های گلوش هم رفته اینقدر با کیرم بازی کرد وساک زد که یه مرتبه همه آبم با فشار ریخت بیرون خیلیشو دهن لی لی که باز بود تو دهنش ریخت بقیه اونم روی صورت لی لی و شکمم ریخت&#8230;.لی لی با کمال اشتیاق اونهائی که تو دهنش ریخته بود قورت داد وبا انگشتاش شروع کرد به بازی کردن با آبم که روی شکمم ریخته بود&#8230;..چند دقیقه بعد لی لی بلند شد برای شستن صورتش رفت بطرف دستشوئی فرهاد تا خودمونو تنها دید ازم سئوال کرد کاری میکنی یا دارو میخوری اپکه اینقد کیرت بزرگ شده؟ گفتم نه چطور مگه؟&#8230;گفت پشتم خیلی درد گرفته ولی اگه یه کم کمتر فشار میدادی خیلی بهتر بود&#8230;.تا آمدن لی لی ازم سئوال کرد دوست داری یکی ام تو رو بکونه؟ گفتم نه &#8230;اصلا از اینکار خوشم نیومد&#8230;فرهاد یه مرتبه همه قیافشو تو هم کشید و میخواست یه چیزی بگه که لی لی از دستشوئی برگشت &#8230;لی لی یه نگاهی به ساعت کرد و بمن اشاره کرد بریم داره دیر میشه&#8230;منم با لی لی شروع به پوشیدن لباسهام کردم وچیزی نگذشت که هردومون برای رفتن آماده شدیم&#8230;خدا حافظی کردیم واز خونه لغرهاد امدیم بیرون&#8230;موقع بیرون آمدن فرهادو دیدم که درست راه نمیرفت روکرد به لی لی و گفت: خیلی پشتم درد میکنه چه کار کنم؟ لی لی هم خیلی خونسرد گفت یه کم یخ بکون توش خوب میشه&#8230;..اینو گفت و دست منو گرفت واز خونه خارج شدیم &#8230;به کوچه که رسیدیم لی لی یه نگاهی بمن که ته قیافم نگرانی موج میزد انداخت وگفت : چیه&#8230;گفتم نگران فرهادم که چیزیش نشده باشه آخه خیلی فشارش دادم&#8230;.لی لی خنده ای کرد و گفت : خوبش کردی مرتیکه کونی فقط به پولش مینازه&#8230;..تازه متوجه شدم اون پاکتی که موقع بیرون اومدن ازش گرفته پول بوده&#8230;.یه کم توی فکر رفتم وبا خودم کلنجار میرفتم که این کار من درست بوده یا نه&#8230;.که یه مرتبه لی لی با دست کوبید پشت سرم وگفت بیا بریم یه ساندویچ بخوریم &#8230;من یه محاسبه ای کردم با پول تو جیبم ودیدم که به اندازه دوتا ساندویچ پول ندارم برای اینکه کم نیارم گفتم باشه ولی من فقط نوشابه میخورم از این مکثم لی لی متوجه اوضاعم شد خندید وگفت حالا بیا بریم&#8230;.راه افتادیم رفتیم داخل پارکی که اون نزدیکی ها بود&#8230;یه غرفه بود که ساندویچ سرد میفروخت رفتم که ساندویچو بگیرم لی لی دستمو گرفت ونگذاشت حساب کنم&#8230;دوتا ساندویچ ونوشابه گرفت و پولشو از داخل همون پاکت دادوبطرف یه نیمکت خالی رفتیم نشستیم ومشغول خوردن شدیم&#8230;همینطور که غذا میخوردیم لی لی ازم سئوال کرد با یه مر د رابطه داشتن چطور بود &#8230;..بدون ملاحظه اینکه فرهاد دوست لی لیه گفتم خیلی مزخرف بود &#8230;دیدم لی لی منتظر ادامه حرفامه بهش گفتم وقتی داشتم میکردمش احساس میکردم اینقدر کونش زبره که داره کیرم زخم میشه&#8230;.لی لی خنده ای کرد وشروع کرد به صحبت و گفت: فرهاد یه بچه خرپوله که من ازش متنفرم ومیخواستم امروز حاشو جابیارم&#8230;.لی لی لقمه دیگه ای از ساندویچشو خورد وگفت : مرتیکه فکر میکنه نوبرشو اورده اینقدر به اونجاش مینازه که انگار فقط اون کیر داره من دوبار باهاش رابطه داشتم هر دوبارش ازم خواسته بود براش ساک بزنم وانگشتمم بوکونوم تو پشتش&#8230;همین که انگشتمو تا اخر میبردم تو کونش آبش میومد بدون اینکه فکر طرف مقابلشو بکنه بلند میشد&#8230;خیلی هم اصرار داره آبشو بخورن.منم امروز عمدا آب تورو خوردم که کفرشو دربیارم من تا حالا آب هیچ کسو نخورده بودم.ولی خوشم میومد موقعی که داشتی میکردیش دستامو توری دور کمرش قفل کرده بودم که پشیمون نشه&#8230;.خلاصه اونروز با مسخره کردن فرهاد کلی خندیدیم&#8230;بالاخره وقت برگشتن شد لی لی پاکت پولو آورد بیرون و پول تاکسیو که من داده بودم از توش در اورد و یه کم دیگه هم برای برگشتنمون از روش برداشت وبقیشو هم داد به فقیری که بیرون پارک نشسته بود</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2644</post-id>	</item>
		<item>
		<title>لیزا و دوستش بخوبی از کون کرده میشن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%84%db%8c%d8%b2%d8%a7-%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%b4-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%84%db%8c%d8%b2%d8%a7-%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%b4-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 22 Aug 2019 03:17:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[باشهاونم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بوداونم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[حالیمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[دارمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوستیمون]]></category>
		<category><![CDATA[ساندویچ]]></category>
		<category><![CDATA[سلاممن]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شدماونم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتی‬]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کردمیکم]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرسنمون]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میشدم‬]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیهو]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناله‌ام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[هاشونو]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[هیچکدوم]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکاری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[۱۹۰ بود همیشه‌ام با دوستش فیلم سکسی بود که تقریبا هم قد بودن،ولی‌ این توپر بود،بعدا فهمیدم اسمش کیوانه خلاصه یه روز تو بوفه بودیم اون ۲تا سکسی اومدن جلو منم با دوستم سحر بودم،دوستش(محمد)از شاه کس اون بچه شرا بود که دست کمی‌ از سحر نداشت،شروع کردن با هم حرف زدن،کیوان کونی هم به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>۱۹۰ بود همیشه‌ام با دوستش فیلم سکسی بود که تقریبا هم قد بودن،ولی‌</h2>
<p>این توپر بود،بعدا فهمیدم اسمش کیوانه خلاصه یه روز تو بوفه بودیم اون ۲تا سکسی اومدن جلو منم با دوستم سحر</p>
<h3>بودم،دوستش(محمد)از شاه کس اون بچه شرا بود که دست کمی‌ از سحر</h3>
<p>نداشت،شروع کردن با هم حرف زدن،کیوان کونی هم به من گفت شما برا من خیلی‌ آشنا اید،انجمن نجوم نبودین؟(کلا می‌خواستم بگم</p>
<h4>خودتی جنده ولی‌ چون خیلی‌ ازش خوشم میومد چیزی نگفتم)اون روز</h4>
<p>گذشت اونا شماره هاشونو دادن به پستون ما،سحر هم شمارشو داد به محمدو یه قراره ۴تایی‌ گذاشتیم،خلاصه دوستیمون از اونجا شروع</p>
<h5>شد،من می‌خوام کوس یکی‌ از آخرین سکس‌ها مونو براتون تعریف کنم</h5>
<p>چون اون اولی‌ هاش خیلی‌ مسخره بود چون هیچکدوم هیچی‌ حالیمون نبودو من اصلا ارضا نمی‌شدم فقط دوس داشتم بغلش کنم اینا،خلاصه سکس داستان چند وقت پیش</p>
<h6>خونه دوستش خالی‌ شد‌و کلید گرفت رفتیم اونجا،من ایران سکس قبلش رفتم</h6>
<p>اپیلا سیون کلی‌ به خودم رسیدم،دیگه راه افتادم که چیکار کنم که اون دوس داشته باشه،اونم همینطور،خلاصه ظهر بود که رفتیم اونجا،چون از صبح هم دانشگاه بودیم جفتمون خیلی‌ گرسنمون بود،تو راه ساندویچ گرفته بودیم و ذغال،رفت تو آشپز خونه ذغال‌ها رو گذاشت روی چراغ،نوشابه‌ها رو ریخت تو لیوان اومد پیش من تو حال،اول یکم لب هم دیگرو خوردیم بعد دیگه داشتم از گشنگی میمردم که گفت غذاتو بخور عزیزم،بعد که غذا تموم شد،یه قلیونه باحال درست کرد،من از چایی و قلیونه بعد غذا خیلی‌ خوشم میاد،خلاصه این وسط یه شیطنت‌هایی‌ میکردیم وقتی‌ قلیون تموم شد،تلویزیون رو روشن کرد گذاشت یه کانالی که آهنگ آرش و گذاشته بود،منم رفتم نشستم رو پا ش شروع کردم لب‌ها شو خوردن،اونم گردنمو خوردو آروم سینه‌ها مو میمالید،کیرشو که شق شده بود احساس می‌کردم،نمیدونین واسه یه دختر چقدر لذت بخشه که تو بغل کسی‌ باشه که خیلی‌ دوسش داره،تو اون لحظه دوس داشتن و شهوت‌ام با هم قاطی‌ شده بود،تاپ مشکیمو در آورد شروع کرد سینه‌ها مو از رو سوتین مالیدن،واااای،بعد یه دستشو گذاشت پشتم اون یکی‌ هم زیر زانوم بلندم کرد ،این کارش صد برابر حشری م کرد،همونجوری بردم تو اتاق خواب گذشتم رو تخت،خودش خوابید روم آروم لب‌ها و گردنم رو خورد، محکم لباش رو گاز گرفتم اونم محکم تر گردنمو خورد،بعد اومد پائین یکم بین سینه‌ها مو لیس زد بعد سوتین صورتی‌ مو در آورد،سینه‌ها م بزرگ نیست،سایز ۷۰ ،من قدم ۱.۶۸ وزنم ۵۸،تو پرم پوست بدنم هم خیلی‌ نرمه و تقریبا سفید،شروع کرد سینه‌ها مو خوردن صدای اه و ناله‌ام بلند شده بود وقتی‌ سر سینم رو گاز می‌گرفت خیلی‌ حشری می‌‌شدم اونم با دستش از رو شلوار کسمو میمالید،بعد بهش گفتم حالا من،اون خوابید زیر من رفتم روش،یکم لب و گردن بعد دکمه‌های پیرهنشو یکی‌ یکی‌ باز کردم و درش آوردم وای بازو های ورزشکاری شو خیلی‌ دوست دارم،بعد رفتم پائین تر کمر بندش رو هر کار کردم باز نشد،خودش بازش کرد،زیپشو باز کردم،یکم همون طوری کیرشو مالیدم،بعد شرتو شلوارش رو در آورد،منم شلوارم رو در آوردم،اومد روم خوابید،کیرشو گذشت رو کسم وااای خیلی‌ داغ بود،یه کم رو کسم عقب جلو کرد،بعد خوابید کنارم طوری که پشت من بود،با دستش سینه‌ها مو گرفت کیرشم از پشت گذاشت رو کسم عقب جلو میکرد،صدای اه اه‌ام کل خونه رو بر داشته بود،اونم هی‌ حرکتش رو تند تر میکرد،یهو احساس کردم رفتم رو هوا،واااای ارضا شدم،اونم همون موقع یه اه کشید سریع کیرشو برداشت گرفت رو کمرمو آبشو خالی‌ کرد اونجا،منم بی‌ حال بی‌ حال همینطوری رو شکم خوابیدم،یکم که گذشت دستمال و از میز کنار تخت برداشت،کمرمو پاک کرد،بعد آروم شروع کرد ماساژ دادنم،امیدوارم خوشتون اومده باشه،ببخشید به خاطره اشکال هاش چون این اولین بار بود که داستان نوشتم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%84%db%8c%d8%b2%d8%a7-%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%b4-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2652</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف  ناز میزنه بالا و کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 29 Jun 2019 09:17:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرزوشو]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[احساساتش]]></category>
		<category><![CDATA[ارضایی]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهمو]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[اعتیاد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افکارم]]></category>
		<category><![CDATA[انتقام]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنت]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاس]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[برقرار]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بوداون]]></category>
		<category><![CDATA[بودمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بیشترشون]]></category>
		<category><![CDATA[پرداخت]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پسربچه]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیده]]></category>
		<category><![CDATA[تاجایی]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[تونسته]]></category>
		<category><![CDATA[تونستی]]></category>
		<category><![CDATA[جلوشون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[حرفایی]]></category>
		<category><![CDATA[حواسمو]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونوادت]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[دادگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دارهوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[داریمو]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانای]]></category>
		<category><![CDATA[داستانتو]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[درموردش]]></category>
		<category><![CDATA[دقیقاً]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوسالی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[دونستی]]></category>
		<category><![CDATA[راهنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[رفتروز]]></category>
		<category><![CDATA[رویاهام]]></category>
		<category><![CDATA[زندانی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیمو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیه]]></category>
		<category><![CDATA[ساندویچ]]></category>
		<category><![CDATA[شدیدتر]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[صداشون]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فراموشش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدی]]></category>
		<category><![CDATA[کدوممون]]></category>
		<category><![CDATA[کردخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کردمیکم]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[کنیبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[منظورت]]></category>
		<category><![CDATA[مواظبت]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میریختم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میموند]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[نشستمو]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[نگهبان]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونی]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[نیازای]]></category>
		<category><![CDATA[نیشخند]]></category>
		<category><![CDATA[‫هرچقدر]]></category>
		<category><![CDATA[هرچیزی]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[وقتایی]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[باهام میاوردن، که اسمش رضا فیلم سکسی بود. آخرشم، هم سلولیم شد.چند ساعت از مستقر شدنم نگذشته بود، که یه آدم سبیل کلفت بهم گفت:- پسر! پاشو سکسی برو برا کوروش خان یه لیوون آب شاه کس ور دار بیار.- ببخشید وظیفه ی من آب آوردن برا کسی نیست.مشتشو برد عقب که کونی منو بزنه، [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>باهام میاوردن، که اسمش رضا فیلم سکسی بود. آخرشم، هم سلولیم شد.چند ساعت</h2>
<p>از مستقر شدنم نگذشته بود، که یه آدم سبیل کلفت بهم گفت:- پسر! پاشو سکسی برو برا کوروش خان یه لیوون</p>
<h3>آب شاه کس ور دار بیار.- ببخشید وظیفه ی من آب آوردن</h3>
<p>برا کسی نیست.مشتشو برد عقب که کونی منو بزنه، که یه کسی بهش گفت: منوچ مشتتو بنداز. برو خودت وردار بیار.همین</p>
<h4>که جنده منوچ رفت، یه زندانی اومد پیشم و گفت: گور</h4>
<p>خودتو کندی. می دونی کوروش خان پستون کیه؟؟؟- خب هرکی باشه، حق نداره به کسی دستور بده.- داداش از ما گفتن</p>
<h5>بود.اینو گفت کوس و رفت.روز بعد موقع ناهار یکی از اون</h5>
<p>گردن کلفتا دست کرد تو غذامو بیشترشو برداشت. سریع بلند شدم و گفتم: بذار سر جاش والا&#8230;- والا چی جوجه فکلی؟نه راه سکس داستان پس داشتم، نه</p>
<h6>راه پیش&#8230;تو فکر بودم که چی باید بگم، ایران سکس که صدایی</h6>
<p>از پشتم اومد: کاری به کارش نداشته باشین.تا اینو گفت یارو گفت: چشم کورش خانبعد فوری غذامو گذاشت سر جاشو رفت. بعد کورش خان بهم اشاره کرد که برم پیشش.یه مرد درشت هیکل و تقریباً مسنی بود. سر و وضعش مرتب بود و صورتشو سه تیغ کرده بود.- بشیننشستم و گفتم: بفرمایید.- ببین مهرت نشسته به دلم. اگه می خوای کسی اذیتت نکنه، بیا تو سلول من.- ممنونم اما من می تونم از خودم مواظبت کنم.- باشه جوون. هر جور راحتی اما در سلول ما همیشه به روت بازه. هر وقت خواستی بیا.همون شب اول ازم خواستن برم دفتر رئیس زندان. نمی دونستم چرا موقع رفتن همه بهم نیشخند می زدن. همین که رسیدم دم سلول کورش خان یکدفعه دستمو گرفت و به نگهبان گفت: این هیچ جایی با تو نمیاد.- آخه کورش خان رئیس دستور دادن.- به رئیست بگو امشبم با همین سگایی که پرورش داده سر کنه.با گفتن این حرف، نگهبان رفت و رضا رو با خودش برد.بعد کورش خان رو کرد به منو گفت: چرا داری لج بازی می کنی؟ می دونستی الان می خواستن کجا ببرنت؟- رئیس اینجاس. حتماً کار مهمی داشته.- خیلی خوش خیالی داداش. به نظرت با یه پسر خوشگل و سفیدی مثل تو این وقت شب چه کار مهمی می تونن داشته باشن؟؟؟همون لحظه چشام 4 تا شدن!!!بعد گفت: هنوزم نمی خوای بیای تو سلول ما؟؟؟نمی تونستم دیگه به کسی اعتماد کنم. یعنی این خودش داره برای رضای خدا بهم کمک می کنه؟؟؟ نه امیر آقا، اینم دنبال یه چیزی هست&#8230; شک نکن&#8230;- ممنون اما ترجیح می دم تو همون سلول بمونم. بازم ممنون که کمکم کردید.یه لبخندی زد و گفت: امان از دست شما جوونا&#8230;وقتی رفتم تو سلولم از یکی از زندانیا درباره ی شخصیت کورش خان پرسیدم، که گفت: تا حالا که من اینجا بودم، از ایشون فقط جوون مردی دیدم و تا جایی که تونسته نذاشته حق کسی خورده بشه. برا همینم همه قبولش دارن و به عنوان پیش کسوت اینجا می شناسنش. از وقتی که اومدی خیلی بهت توجه کرده ها!!! ناقلا چی کار کردی؟؟؟- هیچی&#8230; راستی اون منوچ چی؟- منوچ بی مخو می گی!!! اون نوچه ی کورش خانه&#8230; بی آزاره&#8230; اگه زبون داشته باشی می تونی بچرخونیش&#8230; بعد رفتم تو سلولمو یه گوشه نشستم. باید خیلی حواسمو جمع می کردم. نمی خواستم اجازه بدم، دوباره کسی ازم سوء استفاده کنه.همون موقع اون کشو از تو جیبم در آوردم و بوش کردم. منو داشت می برد به اون روزای زیبا. یه نفس عمیق کشیدمو اونو به سینم چسبوندم. نمی دونستم چرا اما یه آرامش خاصی بهم میداد، که می تونستم باهاش روح خودمو سبک کنم و پروازش بدم. اونقدر بالا ببرمش که دیگه زمینو همه ی کثیفیاشو فراموش کنم. اونجا می تونستم دوباره عشقمو ببینم. عشقی که تو قلبم جاودانه شده بود&#8230;اونجا دوباره بهارمو به آغوش می کشیدم و نوازشش می کردم. دیگه اون موقع هیچی نمی خواستم. چون همه چیز داشتم. فقط&#8230; فقط می ترسیدم!!! از این که کسی زیر پامو بکشه و دوباره به زمین سقوط کنم. چند شبی بود، که اینجوری شده بودم. یعنی برای خواب شب له له می زدم و صبح با اکراه بلند میشدم. وقتی به زمین برمی گشتم، حس می کردم غریبه ای هستم که منتظر برگشتن به دنیای خودشه&#8230;همین جوری تو عالم خودم بودم، که با صدای گریه ای به خودم اومدم. رضا بود. سریع اومد تو سلول، رفت تو تخت و خودشو زیر پتو قایم کرد. خیلی شدید گریه می کرد.خیلی دلم براش سوخت. چون آخه کم مونده بود همین بلا سر من بیاد. یاد اون ساندویچی افتادم. کسی که به خاطرش مجبور شدم تمام دوره ی دبیرستانمو با زجر سپری کنم، تا شاید بتونم تاوان تجاوزشو پرداخت کنم&#8230;حدود یه ساعت گذشته بود، که رضا آروم تر شد. پسر خوشگل و جوونی بود. آروم کنارش نشستمو گفتم: درکت می کنم&#8230; همین بلا تو 7 سالگی سر من اومده&#8230;با گفتن این حرف، یه لبخند تلخی زد و اومد تو بغلم. داشتم از بوش خفه میشدم!!! انگار شسته بودنش!!! اما تحمل کردم&#8230;یکم که گذشت، تقریباً به حالت عادی برگشت.بعد یکم آروم کردنش، گرفتیم خوابیدیم.روزها از آشنایی من و رضا می گذشت و هر روز صمیمیتمون بیشتر میشد اما خیلی حواسم بهش بود&#8230;تو این مدت بهم گفت که به خاطر ساده لوحی سرش کلاه گذاشتنو پولشو بالا کشیدن. کلاً به نظر شخصیت مظلومی میومد و یه جور سادگی خاص تو چشاش موج میزد. شاید همینم باعث شده بود، تا اونقدر تو این مدت کوتاه باهم صمیمی بشیم. کورش خان هم بعد از اون شب دیگه کاری به کارم نداشت اما نفهمیدم چرا&#8230;شبای آخر داشتن نزدیک میشدن&#8230;یکی از همون شبا، رضا اومد پیشم نشست و گفت: قولت که یادت نرفته؟؟؟ قرار بود امشب داستانتو برام تعریف کنی&#8230;- نمیشه امشبم بی خیال بشی؟؟؟ر: آخه هرشب داری همینو میگی&#8230; آخه تا کی؟؟؟ خیلی وقت نمونده ها!!!- خب باشه اما امشب یه کوچولو تعریف می کنم. قبوله؟ر: باشه&#8230; شروع کن که آماده م&#8230;- مممم&#8230; ماجرای من از کلاس سوم دبیرستان شروع میشه. همون زمانی که واقعاً احساس تنهایی می کردم و با هیچ دختری رابطه ی دوستی نداشتم. زندگیم واقعاً سخت شده بود. خودم افت خیلی شدیدی تو وضعیت درسیم احساس می کردم. کارم فقط دعوا با خودم بود. یه عالم خیلی پیچیده ای برا خودم تو ذهنم درست کرده بودم. عالمی که واقعاً آرزوی زندگی توشو داشتم.رضا: خب پسر به این خوشگلی!!! چرا با هیچ دختری دوست نشدی؟؟؟یه خنده ی تلخی زدم و گفتم: برا اینکه باید تاوان گناه بقیه رو که تو گذشته انجام داده بودنو پس می دادم.ر: من که دارم گیج میشم!!! یکم کامل تر توضیح بده دیگه&#8230;ماجرای اون ساندویچی رو براش تعریف کردم. یکم سکوت کرد. بعد گفتم: مشکل اصلی من دختر داییم بود، نه این&#8230;اون موقع من بچه بودم و اصلاً مفهوم این قضیه رو نفهمیدم و زود فراموشش کردم اما اون فامیلمون&#8230;ر: بابا کشتی منو&#8230; مگه داری فیلم تعریف می کنی!!!! بگو دیگه&#8230;- باشه&#8230; این ماجرا برمی گرده به زمانی که کلاس چهارم بودم. در واقع یه جور سوء استفاده ی دیگه از نفهمیه من&#8230; منو وسیله ای برا ارضا کردن خودش کرده بود. حالا این هیچی، همیشه هم سرم منت می ذاشت که دارم خیلی بهت حال میدما!!!! جوری که واقعاً بهم تلقین شده بود. تو ذهنم تصویر یه فرشته ازش داشتم.ر: مگه چند سالش بود؟- چهار، پنج سال ازم بزرگ تر بود.اون موقع هر کدوممون تو یه شهرستان زندگی می کردیم و گهگداری گذر خونواده هامون به هم میافتاد.البته مشکلاتم از اون موقعی شروع شد، که دوستام جلق زدنو سکس بازیو بهم یاد دادن. والا که قبلش فقط دستمالیش می کردم. برا اون سراسر لذت بود و برا من کنجکاوی&#8230;عاشق این بودم، که خوب نگاش کنم، برا دوستام تعریف کنم و افاده بیام!!!!!!!!روزگار همین جور گذشت، تا اینکه از تهران کوچ کردیمو اومدیم اینجا&#8230;یه دوسالی فکر می کنم، گذشته بود. من خیلی خوش حال بودم، که دارم برا همیشه میرم پیش فرشتم و تو عالم بچگی هزار جور نقشه و خیال تو سرم پرورونده بودم&#8230;خلاصه این خانوم که بحران های اولیه ی بلوغ رو پشت سر گذاشته بود، بدون توجه به نیازای من دست رد به سینم زد و از سرش بازم کرد.آخه می دونی بدبختیم چی بود!!! اینکه اونجا هم مظلوم نمایی می کرد!!!!! می گفت: معلماشون انقدر از عذاب این کار تو گوششون خوندن که دیگه جرئت نداره!!! جالب اینجا بود که تونسته بود منو هم متقاعد کنه که این کارا بده!!!! تا حدی تونسته بودم، با جلق زدن خودمو کنترل کنم و به قول ایشون، به کیفر جهنمی مبتلا نشم!!! تو این مدت، دوست صمیمی ایشون شده بودم و این خانوم تمام ماجراهایی که با دوست پسراش اتفاق میوفتادو برام تعریف می کرد&#8230;گذشت و گذشت تا اینکه اومدم دبیرستان. یواش یواش داشت چشم و گوشم باز میشد!!! تازه داشتم می فهمیدم، که این فرشته چه عفریته ای بوده!!! حس انتقام تو وجودم شعله می کشید.سال دوم بودم. یه روز که تو خونه مون باهاش تنها بودم، شروع کردم به تهدید کردنش&#8230;هیچی بهم نگفت. فقط گوش کرد&#8230;فکر کردم، تونستم راضیش کنم. خواستم برم بغلش کنم، که صدای هق هقشو شنیدم. خیلی تعجب کردم.- برا چی گریه می کنی؟؟؟هیچی نگفت. یکم صبر کردم، بعد خودش گفت: امیر&#8230; منو می بخشی؟؟؟خشکم زد!!! چند دقیقه سکوت کردم، بعد گفتم: یه چیزیو می دونستی؟؟؟- چی؟امیر: اینکه نفهمیدم این چند سال چه جور گذشت&#8230;- امیر خیلی وقتا خواستم صحبتشو پیش بکشم اما اون عزت نفست نذاشت. اون سخاوتی که تو این مدت از خودت نشون دادی نذاشت. هیچ چیز نذاشت. همه چیز بهم فشار میاوردن تا سکوت کنم.ا: من زود بزرگ شدم و عالم بچگیمو راحت از دست دادم. با عقل ناقص خواستم کارای آدم بزرگا رو انجام بدم و این منو زد زمین&#8230;گریه هاش شدیدتر شد. با هق هق گفت: یه چیزیو می دونستی&#8230; اون همه درد دل کردن، فقط بهونه بود. برا اینکه کنارت باشم و تاجایی که بتونم ازت مواظبت کنم تا شاید بتونم کمی از اشتباهمو جبران کنم. امیر خیلی سعی کردم کاری بکنم تا حرف دلتو بهم بزنی اما بازم اون غرور و عزت نفست مانع شد. برا همین روشمو عوض کردم. تا حالا به اون حرفایی که بهت زدم، فکر کردی؟؟؟ بیشترشون، فقط برا این بود که کمی دخترا رو از چشت بندازم تا وقتی که کمی عاقل تر بشی&#8230;چشام پراشک شد و گفتم: درد دل!!!! چه واژه ی غریبی&#8230; تا جایی که یادم میاد هیچ کیو نداشتم. همیشه همه چیو میریختم تو خودم. اون وقتایی که یکیو می خواستم گرمای شونشو بهم هدیه کنه و سنگ صبورم باشه، تنهای تنها بودم. با اون بچگی دریای غم بودم و از هرچیزی پر شده بودم. حالا واقعاً دوست داری بشنوی؟؟؟ از زندگی پسر بچه ی راهنمایی که شاید خیلی بیشتر از سنش می فهمید. از پسر بچه ای که هرشب با یاد اون قوسای بدنت و نوازشات به خواب می رفت و تو خواب باهات بازی می کرد.پسربچه ای که شاید بعضی روزا به خاطر فشارایی که بهش اومده بود، 6 نه 7 بار خود ارضایی می کرد و هیچی از عوارض اون نمی دونست و فقط از روی اعتیاد و سبک شدن به اون پناه می برد. کسی که اگه ترس از جهنم نداشت، شاید صد بار خودشو دار میزد&#8230;بازم میخوای بدونی؟؟؟ از پسربچه ای که ازت تصویر یه فرشته تو ذهنش داشت و به مرور تصویرت به یه عفریته تبدیل شد. کسی که بدست آوردنت براش یه عقده شده بود و فقط می خواست انتقام بگیره. نه از تو&#8230; از همه&#8230; از همه ی کسایی که تو بچگی اون همه بلا سرش آورده بودن&#8230; همه ی کسایی که از نفهمیش سوء استفاده کرده بودن&#8230; حتی از اون خدا&#8230; از اون خدایی که بنده شو بدون هیچ پناهی ول کرده بود&#8230; از اون خدایی که اگه چند دیقه، فقط چند دیقه خودشو جای اون بچه تصور می کرد شاید از خلقت آدم پشیمون میشد&#8230;یا از اون زندگی تو رویاهام برات بگم؟؟؟ که شاید نصف روزمو تلف می کرد. فکر می کنی برا چی؟؟؟ چون عقده اییم؟؟؟ نه&#8230; چون راه دیگه ای برا فرار از واقعیت بلد نبودم. واقعیتی که اگه باهم چشم تو چشم میشدیم، کارم ساخته بود. آخه مگه نمیدونی؟؟؟ خدا فقط زورش به آدم ضعیفا میرسه!!!! خدایی که اون همه گریه رو تو سجده هام ندید&#8230; اون همه شب زنده داریمو ندید&#8230; اون پدر و مادری که پسرشونو فراموش کردن ندید&#8230; مگه من با بقیه ی دوستام چه فرقی داشتم؟؟؟ وقتی اونا خاطرات رنگارنگشونو برا هم تعریف می کردن، منم از اون همه عقده می گفتمو از اون زندگیه خیالیم که آرزوشو داشتم. جوری که همه بهم قبطه می خوردنو آرزو می کردن جام بودن، در حالی که خودم&#8230; خودم بدبخت تر از همشون بودم&#8230;.همون لحظه بغضم ترکید&#8230;با هق هق گفتم: اصلاً تحمل شنیدن این حرفا رو داری؟؟؟ می تونی فقط برای چند لحظه خودتو جای من تصور کنی؟؟؟بعد سرمو رو دستام گذاشتمو زدم زیر گریه&#8230;اون همه دردی که از خیلی وقت پیش سعی می کردم ازشون فرار کنم، فوران کرده بودن&#8230;چند دقیقه سکوت برقرار شد.داشتم بدبختیای خودمو تو ذهنم دوره می کردم، که گفت: امیر تا حالا شده از خودت بپرسی اون دختر بچه این مسائلو از کجا می دونس؟؟؟ واقعاً نمی دونی چه بلایی سرم آوردن اما این حرفایی بود، که خیلی وقت پیش باید بهم می گفتیم. حالا اگه فکر می کنی با چند دیقه خوشی با من می تونی بر اون مسائل سرپوش بزاری، من مشکلی ندارم. تصمیم با خودته&#8230;اصلاً دیگه نمی تونستم تو روش نگاه کنم. آروم رفتم گیتارمو برداشتمو شروع کردم به نواختن یه آهنگ غمگین. تا اون موقع گیتارم اون همه درد رو به خودش ندیده بود. اشکام داشتن جاری میشدن، فقط به خاطر خودم و اون همه مصیبت!!! افکارم با نوتای گیتار قاطی شده بودنو آشفتگی خاصی ایجاد کرده بودن. چرا درموردش اون جوری فکر کرده بودم؟؟؟ چرا می خواستم انتقام اون همه عقده رو ازش بگیرم؟؟؟ چرا دقیقاً داشتم مثل اون ساندویچ فروشه برخورد می کردم؟؟؟ مگه نمی گفتم اون آدم کثیفیه؟؟؟ یعنی منم مثل اون شدم؟؟؟ نه!!! دوست ندارم مثل اون باشم&#8230;آهنگ تموم شد. سرمو که بالا آوردم رفته بود و منو با همه ی غصه هام تنها گذاشته بود&#8230;حرفای اون روز باعث شده بود، به خودم بیام. پشت سرمو نگاه کنمو ببینم تا حالا راهو چی جوری اومدم. چجوری دارم میرم و آخرش کجا رو می خوام بگیرم&#8230;تا دو هفته تو خودم بودم. همش داشتم حسرت این همه مدتو که الکی سوزونده بودم، می خوردم اما خوش حال بودم که یه آبجی پیدا کرده بودم که از این به بعد هوامو داره&#8230;وقتی خونشون زنگ زدم، مادرش بهم گفت که برا ادامه تحصیل رفته خارج&#8230;با شنیدن اون حرف دوباره تو خودم شکستم&#8230;- کی رفت؟؟؟- همین هفته ی پیش.- چرا انقدر زود؟؟؟- والا امیر جون منم نمی دونم. چند وقتی بود که براش بورسیه اومده بود اما منو داییت هرکاری کردیم، نتونستیم راضیش کنیم بره. تا اینکه فکر می کنم دو هفته پیش بود که یکدفعه خودش هوای رفتن کرد. تو نمی دونی چش شد؟؟؟- نه&#8230; ممنون که بهم گفتید.رضا، اون موقع بازم زمین خوردم. تو این مدت همش به خودم وعده میدادم که با اون همه چی درست میشه اما بازم نشد. دختری که شاید تا چند وقت پیش همش خوابشو میدیدم، برا همیشه از پیشم رفته بود. کاش اون روزم ساکت میموندمو چیزی نمی گفتم. حالا رفتن اینو کجای دلم جا می دادم. همیشه همین جوری بود. هر وقت فکر می کردم همه چی داره درست میشه، خراب میشد&#8230;همین دیگه&#8230;رضا: خب بعدش بالاخره با کسی دوست شدی یا نه؟؟؟- راستش بعد اون ماجرا خیلی بهم ریخته شدم. یه جوری خودمو گم کردم. آخه شوخی نبود اون همه سال به امید یه چیز پوچ بگذره. تو اون موقعیت می ترسیدم با کسی دوست بشم، که با احساساتش بازی کنم و برنجونمش. حالا فهمیدی چرا گفتم باید تاوان اشتباه یکیو پس می دادم؟؟؟رضا: تو اون سن خیلی باید سختی کشیده باشی&#8230;یه نیشخندی زدمو گفتم: سختیش تازه از اون موقعی شروع شد که حقیقت گذاشت یه چشمه از زندگیمو ببینم!!!!ر: بعد این قضیه از جلق زدن متنفر شدی؟؟؟- کاش اون چیزی بود، که تو می گفتی. از خودم متنفر شدم!!!ر: خب تونستی ترکش کنی؟؟؟- آره!!!! انقدر راحت بود که دویست بار ترکش کردم!!! مگه الکی بود؟؟؟شاید بشه گفت شبیه یه باتلاق میموند که هرچقدر بیشتر سعی می کردم ازش بیرون بیام، بیشتر فرو میرفتم!!!! تازه می دونستی اون موقع چقدر فشار روم بود؟؟؟ راه دیگه ای هم برا آروم شدن بلد نبودم. کمرمو خم می کرد اما چاره ی دیگه ای نداشتم&#8230;رضا: خونوادت چی؟ چیزی نفهمیده بودن؟- اونا زیاد بهم اهمیت نمی دادن و درگیر مسائل خودشون بودن. البته تا جایی که می تونستمم جلوشون ظاهرو حفظ می کردم.ر: خب بعدش چی شد؟؟؟- هرچقدر خواستم همه چیو بهتر کنم، بدتر شد. تاجایی که دیگه مجبور شدم برم پیشه یه روان پزشک. از اونجا به بعد دیگه یواش یواش تونستم دوباره خودمو پیدا کنم. بفهمم از زندگیم چی میخوام و آروم آروم رو پام وایسم.ر: خب خدا رو شکر اما همه ی اون سختی ها باید ازت یه مرد ساخته باشه دیگه!!!!!یه نفس عمیق کشیدم و گفتم: باید می ساخت اما یه درساییو ازش دیر فهمیدم. شاید اصلاً همه ی اونا فقط به خاطر فهموندن یه چیز به من بود اما حیف&#8230; اما حیف که به خاطر سطحی نگریم به عمقش نرفتم و از همین جا خوردم&#8230;ر: منظورت چیه؟؟؟- حالا به وقتش می فهمی&#8230;ر: باشه&#8230; راستی با هیچ دختری دوست نشدی؟؟؟یه خنده ای زدمو گفتم: داداش تازه داستان من از همین جا می خواد شروع بشه!!!!ر: هی می گما این مسائل چه ربطی به زندان اومدنت داره!!!! نگو بهم وابستن!!!! به به!!! من میمیرم برا داستانای عشقی. خب بگو&#8230;با یه لبخند گفتم: الان بقیه صداشون درمیادا!!!! دیگه برام نای حرف زدنم نمونده. بقیش فردا&#8230;ر: باشه اما فقط یه سوال دیگه، تو این مدت دوست صمیمی چیزی نداشتی؟؟؟- یه دونه داشتم، آرش، حاضر بودم جونمم براش بدم. خیلی با حال بود. از وقتی که اونجا کوچ کرده بودیم، هم تختی مدرسه و همبازیم شده بود اما درباره ی این مشکلام چیزی نمی دونست. وقتی سال اولو تموم کردیم، کوچ کردن رفتن رشت و بعد از اون دیگه با کسی صمیمی نشدم.ر: این کشی که دستته چیه؟بازم خندم گرفت: اینم قضیه داره!!!! حالا به وقتش!!! حالا اجازه هست بخوابم؟؟؟ر: باشه اما یادت باشه که امشب فقط پیچوندیما!!! بگیر بخواب&#8230; شب خوش&#8230;ادامه دارد&#8230;		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174904</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کس لیسی و سکس خوشگل با دختر جنده بلوند</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 15 May 2019 07:28:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احساس‬]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استخدام]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اورگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاش]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینکار]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخورمشون]]></category>
		<category><![CDATA[بدنسازی]]></category>
		<category><![CDATA[براحتی]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[بغلشون]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بنابراین]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستونام]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[پستونهای]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تاثیری]]></category>
		<category><![CDATA[توبغلم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چرخیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چهارتامون‬]]></category>
		<category><![CDATA[چهارتاییمون‬]]></category>
		<category><![CDATA[‌خلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدو]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[‫دوستم]]></category>
		<category><![CDATA[دونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[دونفری]]></category>
		<category><![CDATA[رفتاری]]></category>
		<category><![CDATA[رفتیم‬]]></category>
		<category><![CDATA[روابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[زنامون‬]]></category>
		<category><![CDATA[زنامونو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیباترین]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[ساندویچ]]></category>
		<category><![CDATA[سربازی]]></category>
		<category><![CDATA[سروصدا]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[قانونی]]></category>
		<category><![CDATA[‫کشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتم‬]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[موضوعی]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نباشین]]></category>
		<category><![CDATA[نبودیم]]></category>
		<category><![CDATA[نپوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ندادیم]]></category>
		<category><![CDATA[ندارند]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونید]]></category>
		<category><![CDATA[هرجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگر]]></category>
		<category><![CDATA[همونجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وپاهاش]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/HQ2kOk_ldPIV56Nk3ulVFg/008/414/061/1280x720.5.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="کس لیسی و سکس خوشگل با دختر جنده بلوند" title="کس لیسی و سکس خوشگل با دختر جنده بلوند" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>هستیم . قبل‬ ‫از کار فیلم سکسی با هم دوست بودیم و سربازی رو با هم بودیم و با هم در این اداره مشغول بکار بودیم . سکسی دوران مجردی‬‫ با هم بودیم . و شاه کس با هم حموم می رفتیم ولی هیچ وقت احساس هم جنس بازی را نسبت به کونی هم نداشتیم‬.‫بعد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/HQ2kOk_ldPIV56Nk3ulVFg/008/414/061/1280x720.5.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="کس لیسی و سکس خوشگل با دختر جنده بلوند" title="کس لیسی و سکس خوشگل با دختر جنده بلوند" decoding="async" /></p><br />
<h2>هستیم . قبل‬ ‫از کار فیلم سکسی با هم دوست بودیم و سربازی</h2>
<p>رو با هم بودیم و با هم در این اداره مشغول بکار بودیم . سکسی دوران مجردی‬‫ با هم بودیم .</p>
<h3>و شاه کس با هم حموم می رفتیم ولی هیچ وقت احساس</h3>
<p>هم جنس بازی را نسبت به کونی هم نداشتیم‬.‫بعد از استخدام هم ازدواج کردیم . منتها زنهای ما دو تا دوست</p>
<h4>بودن جنده عین ما ولی دوران دوستی آنها کوتاه بود.‬اونا در</h4>
<p>یه باشگاه بدنسازی آشنا شده بودن پستون . اول دوستم ازدواج کرده و من زنم رو تو عروسی اونا دیدم و‬پسندیدم‬.</p>
<h5>‫زنم واقعا کوس زیبا بود و بدن شهوت ناکی داشت .سینه</h5>
<p>هاش برجسته و پاهای کشیده و بدن سفیدی داشت . همان‬لحظه روز عقد باهاش دوست شدم‬. ‫این رو هم بگم زن دوستم سکس داستان هم بسیار زیبا</p>
<h6>و عین زن خودم هستش .انگار این دوتا ایران سکس رو از</h6>
<p>مرمر سفید تراشیدن .‬ هیچ چیزی از داشتن زیبایی و سکس کم ندارند‬. ‫خلاصه من و زنم بسیار شهوتی هستیم . شاید باور نکنید هر روز دو بار هم سکس داریم ولی سیر نمی شیم .‬من قبل از رفتن به اداره حتما یکبار باید باهاش سکس کنم . شب هم بعد از شام نیز این کار رو داریم‬.‫برای هر بار یه موضوعی داریم که این باعث میشه سکس ما لذت بیشتر داشته باشه . یه شب داشتیم فیلم‬سکسی می دیدم که در اون فیلم دوجفت داشتن با هم سکس می کردن .یهو زنم گفت چه لذتی داره دوتا جفت‬‫باهم باشن .من گفتم نمی دونم ولی مطمئن هستم خیلی لذت داره . بعد بهش یه چشمک زدم و خندیدم اونم خندید‬‫و افتاد توبغلم من هم بغلش کردم.لباشو بوسیدم و رفتم پایین . این هم بگم ما درست و حسابی لباس نمی پوشیم .‬‫معلوم نمیشه. هرجوری دوست داریم لباس می پوشیم . خلاصه رفتم سراغ سینه های سکسیش . نمیدونید چه‬‫سینه هایی داره . داغ و برجسته . همیشه وسطون خیس شهوته . اینو بگم که سکس من باعث شده این طوری‫باشه .همیشه سرحال و اماده تحریک نگهش داشتم . خلاصه حیفم می اید که بخورمشون . نوک سینه هاش‬‫همیشه برجسته هستن . خلاصه شروع کردم بخوردنشون . رفتم پایین تر . ناف شو بوسیدم رفتم سراغ کسش‬‫بهم گفت ببین دوست داری به یه جفت دیگه با هم سکس داشته باشیم . گفتم نمی دونم تا حالا تجربه نداشتم نمی‬‫دونم بعد از اون کار با هم چه رفتاری داشته باشیم . زنم گفت : باید این مورد رو تو روابطمون داخل نکنیم .‬این طوری شاید تاثیری نداشته باشه‬. ‫گفتم : حالا با کدوم زوج بتونیم این کار رو شروع کنیم . بعد سرم رو انداختم پایین و شروع کردم کسش رو‬‫لیس زدن و خوردن داشت تحریک می شد اب کسش داشت راه می افتاد . من اول زنم رو تحریک می کنم و‬بعد که به اورگاسم رسید خودم شروع می کنم‬ . ‫زنم موهامو گرفت کشید بالا و سرم رو برد بالا و لبام رو بوسید و گفت بگو این کار رو می کنیم تا الان یه‬ ‫سکسی برات درست کنم که مزه اش از یادت نره . من هم که اینطوری دیدم گفتم من که از خدامه که پیش یه‬ زوج دیگه با تو سکس داشته باشم. خلاصه یه سکسی بهم داد که تا الان هیچ کس از نوع سکس نداشته‬ کس زنم بی همتاس هر چقدر با کیرم جرش می دم باز هرروز تنگ تر میشه‬. ‫خلاصه اون شب به همه زوج ها فکر کردیم تا بالاخره به دوست و زنش رسیدم . دو سه هفته در این مورد‬ ‫فکر کردیم . خلاصه تصمیم گرفتیم این کار رو عملی کنیم . بنابراین سعی کردیم نسبت به اونا نزدیکتر بشیم .‬‫ما با هم رفت وامد داشتیم ولی سعی کردیم مراتب باز تر و سکسی تر بشه . زنم شروع کرد با زن دوستم‬ ‫دوباره باشگاه بره و یا تو خونه اونا و یا خونه ما با هم به حموم برن . البته قبلا دو سه مورد با هم بودن . اینزنم بهم گفت‬. دوستم کم کم داشت از روابط اونا بهم شروع صحبت کرد‬. ‫گفت : زنم میگه که با هم به حموم میرن . با هم لخت می شن و حتی تو تخت خواب با هم می خوابن و‬همدیگر رو بوس می کنن . من هم داشت تو دلم اب می افتاد. بهش گفتم : مگه ما دوتا تو دوران مجردی با هم نبودیم‬ ؟ گفت : اخه ما سکس نداشتیم‬! ‫گفتم : می بخشی ولی این دوتا جزو سکسی ترین و زیباترین زنای دونیا هستن . هر مردی دوست داره این‬جور زن داشته باشه . خوب این دوتا بهم برسن . چی میشه . دوستم داشت سرش رو تکون می داد و گفتراست میگی . خیلی شهوتین. من که سیر نمیشم هر روز سکس دارم ولی روز به روز هم تشنه تر میشم‬گفتم : من هم هر روز دو بار سکس دارم‬. ‫بعد دلم رو به دریا زدم گفتم : ببین تا حالا سکس دسته جمعی دیدی؟گفتش : اره . گفتم : نظرت چیه ؟ گفتش خوبه ولی یه بدی داره اونم اینه که زنت رو مرد دیگه ای میکنه. اینجاش بده‬ . ‫گفتم : خوب میشه قانونی گذاشت که کسی حق اینکار رو نداره . خوبه؟ یهو برگشت گفت: مگه ما می خوایم‬ ‫این کار رو بکنیم ؟ . گفتم مگه عیبی داره؟‌بهم نگاه کرد و گفت : تو راضی هستی؟ گفت : زیاد بدم نمی اد‬ ‫ولی میترسم زنم موافق نباشه . و باعث از بین رفتن زندگیم بشه و چون من اونودوست دارم نمی خوام از دستش بدم‬. . . گفتم این کار با من . باهاش کلی صحبت کردم قرار گذاشتیمنقشه رو کم کم پیاده کنیم‬.. ‫هفته ها و روزها گذاشت . تو روابطمون تاحدی نزدیک شده بودیم که دیگه ما زنامون دیگه تولباس پوشیدن‬‫زیاد رعایت نمی کردن . سینه هاشون باز بود . کرست نمی بستند .موقع خم و راست شدنها سینه هاشون کامل‬‫دیده می شد . مخصوص زن دوستم زیاد دوست داشت که این کار رو جلوی شوهرش بکنه. موقع نشستن‬ ‫شرت زنم کامل دیده می شد . فیلم های نیمه رو براحتی جلوی هم می دیدیم . خلاصه اوضاع داشت مرتب می‬شد. البته دوماه گذشت . تا اینکه کم کم هر چهارتامون اماده بودیم و می دونستیم که چه چیزی در انتظارمونه‬‫روابط من و زنم بسیار شهوتی شده بود . بعد از رفتن اونا از منزل ما دیگه کامل لخت می شدیم . تا خودمونرو خالی نمی کردیم راحت نمی شدیم . اونام همینطور بودن‬. اون روز شروع شد‬: ‫عصر زنها تازه از باشگاه اومده بودن و من و دوست بیرون بودیم . موقع برگشت برای شام ساندویچ گرفتیم .‬‫اومدیم درخونه . در و باز کرد رفتیم تو . دیدیم خونه ساکته . تعجب کردیم . صدای آرومی داشت از اتاق‬‫خواب می اومد . یواش رفتیم نزدیک در اتاق خواب . چی ببینیم خوبه !!! زنها داشتن با هم سکس می کردن .‬ ‫کس همدیگر رو می خوردن . زنامونو لخت پیش هم دیدیم . کیرم داشت راست می شد . مال دوستم هم‬همینطور‬. ‫دستش رو گرفتم و بردم نزدیک در بیرون . یواش گفت بیا یهو بریم تو اتاق و دیگه کار رو تموم کنیم . گفتم نه‬اینجوری حال نمی ده . صبر کن . کمی سروصدا می کنیم بعد اونا دست پاچه میشن نمی تونن لباس بپوشن.اونجوری بهتره‬. ‫خلاصه با باز و بسته کردن در فهموندیم که اومدیم . در اتاق خواب نیمه باز بود و میشد توش رو دید . یهو‬ ‫اونو با عجله شروع کردن لباس پوشیدن که ما امان ندادیم و رفتیم جلوی اتاق . زنم داشت شرت می پوشید‬. ‫سینه هاش بیرون بود و زنم دوست فقط تونست لباساشو جلوی خودش بگیره. کیرم داشت بلند میشد. ما‬ خندیدیم‬. ‫اونا گفتن خوب شما که به ما حال ندادین ما داشتیم با خودمون لذت می بردیم . گفتم دوست دارین پیش ما لخت‬باشین . نگاهی بهم کردن گفتن بشرطی که شما هم لخت بشین . گفتم باشه شما باید ما رو لخت کنید . زنم‬ ‫شرتش رو که تا بالای زانوهاش پوشیده بود پایین داد . زن دوستم هم دستاشو پایین داد . اون پستونهای خوش ‫شده بودن . زنم منو داشت لختم می کرد و پستوون های ‪ PlayBoy‬فرمش رو برامون نشون داد . اونا مثل دوتا عروسک سفید‬ بودند . پیرهن زیرم رو که در اورد با یه شرت موندم که مثل خیمه شده بود البته جلوش از اب اولیه کیرم خیس‬ ‫شده بود . دوستم کاملا لخت شده بود . زنش نشسته بود زمین و کسشدیده نمی شد. داشت کیر شوهرش رو‬ ‫می مالید . زنم شرتم رو پایین داد کیرم افتاد بیرون . زنم داشت اونو لیس می زند . بعداز چند لحظه احساس‬ ‫کردم دارم خالی می شم . به زنم گفتم دارم خالی میشم. زن دوستم گفت راحت باش همین جا بریز زنم هم گفت‬ پس بریز رو پستونام . من هم صورت و پستوناشو با اب منیم خیس کردم‬ . ‫دوستم داشت اخ واوف می کرد اونم مثل من خالی کرد . زنا شروع کردن همدیگررو بغل کردن اب منی‬ ‫هایی که به روی هم ریخته شده بودن یه هم می مالیدن . من و دوستم رفتیم و بغلشون کردیم. رو تخت دراز‬ ‫کشیدم . داشتیم زنامونو می مالیدیم . می مکدیم خلاصه محشری اونجا بپا شد بود . هر چهارتاییمون بد جوری‬ ‫عرق کرده بودیم . دوستم داشت کس زیبای زنش رو با کیرش نوازش می کرد. تلمبه های زیبا و محکم و ‫بسیار تحریک کننده ای می زد . من داشتم از نگاه کردن اونا ارضا می شدم . زنم داشت زیر من از لذت می‬ ‫مرد . پستونهای زنا داشتن به زیبایی بالا و پایین می رفتن . زنا داشتن لبای همدیگر رو می مکیدند . صدای ‫سکسی لذت بخشی از اونا می اومد . زنم گفت می خوام بیام بالا . همون جور کیرم تو کسش بود کمرش رو‬ ‫گرفتم و چرخیدم . زنم اومد بالا داشت خودش رو بالا پایین می کرد. یه مدتی اینجوری گذشت . زنم گفت‬ اینبار می خوام از پشت کسم رو صاحب شی‬.‫رو دست وپاهاش قرار گرفت . کسش از پشت زده بود بیرون . کیرم با یه فشار کم رفت تو داشت دیگه ابم می‬ اومد‬. ‫دوست و زنم هم داشتن تموم می کردن . زن دوستم گفت همشو بریز تو کسم . زنم هم گفت تو هم بریز توکسم‬. ‫.‬ ‫خلاصه بعد از چند لحظه چهار نفر سست و بی حال کنار هم لخت دراز کشیده بودن . دو تخت دونفری چهار‬ ‫نفر لخت و عرق کرده کنار هم دراز کشیده بودن. زنا وسط و مردا کنار اونا . دوتا کس سفید از اب منی‬ ‫.پستونای تحریک شده و کبود شده از مکیدن تا اونجا نباشین نمی دونید چقدر ادمو تحریک میکنه . بعد رفتیم‬ ‫حموم . زن دوستم رو من شستم و اون هم زن منو . تو حموم هم کار رو برعکس کردیم . دیگه تو اون لحظه‫همسر بودن معنی داشت . شده بودیم زن و مرد . خلاصه توی بخار حموم داشتیم یه فیلم واقعی سکسی اجرا‬‫می کردیم . زنم داشت زیر کیر دوستم داد می زد و زن دوستم از بس کسش رو با کیرم زده بودم سرخ سرخ‬‫شده بود. بعدها گفت تا دو روز حال راه رفتن درست حسابی رو نداشت . اومدیم بیرون . لباس هم نپوشیدم شام‬رو همونجور لختی خوردیم و تا صبح تو هم بودیم و از اون شب به بعد دیگه کار ما سکس بود و سکس&#8230; ‫‫		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>7</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/HQ2kOk_ldPIV56Nk3ulVFg/008/414/061/1280x720.5.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173811</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس جنده خانوم خوشگل و شاه کس با کیر  دوست داشتنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%b3/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%b3/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 05 May 2019 03:46:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشكالی]]></category>
		<category><![CDATA[اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اینارو]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[بازشون]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بالایی]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایبند]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعارفی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جندهای]]></category>
		<category><![CDATA[چندوقت]]></category>
		<category><![CDATA[چهارتا]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشفرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[دخترشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[دورانی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[روبوسی]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[ساندویچ]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارك]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیه]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مختلفی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مرجانه]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[موذیانه]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میكشید]]></category>
		<category><![CDATA[میكشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیكای]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیوردم]]></category>
		<category><![CDATA[هدایتش]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[واحدشون]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دم خونه هیچكدوممون هیچ حرفی فیلم سکسی نمیزدیم فقط سیستم صوتیه ماشینم بود ك میخوند همون بهتر هم ك چیزی نمیگفتیم دم در خونه برگشت سمتموگفت ازت سکسی نیم ساعت وقت میخوام بعد بیا تو شاه کس خونم موافقت كردم پیاده شد و به سمت خونه حركت كرد از پشت ب این کونی زن زیبای [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>دم خونه هیچكدوممون هیچ حرفی فیلم سکسی نمیزدیم فقط سیستم صوتیه ماشینم بود</h2>
<p>ك میخوند همون بهتر هم ك چیزی نمیگفتیم دم در خونه برگشت سمتموگفت ازت سکسی نیم ساعت وقت میخوام بعد بیا</p>
<h3>تو شاه کس خونم موافقت كردم پیاده شد و به سمت خونه</h3>
<p>حركت كرد از پشت ب این کونی زن زیبای شیرازی ك بعد از فوت همسرش با دخترش ب تهرون اومده بود</p>
<h4>نگاه جنده كردم دخترش قشنگ طبق فانتزیای من بود یعنی قد</h4>
<p>متوسط كمر باریك و دارای ی پستون كون كوچیك و خوشفرم و سینه های گردو خوردنی طبق همون چیزی ك از</p>
<h5>بچگی با کوس خودم فكر میكردم ك حتمن با ی همچین</h5>
<p>ادمی ازدواج میكنم مرجانه خودش از دخترش مرسده قد بلند تر تو پر و كون نسبتا بزرگی داشت و هم خودش و سکس داستان هم دخترش بسیار</p>
<h6>زیبا بودن و هر مردیو ب زانو در ایران سکس میوردن.با صدای</h6>
<p>بسته شدن در از تو توهماتم بیرون اومدم پیاده شدم درو باز كردم و رفتم تو واحد خودم نیم ساعت وقت داشتم از دودو الكل همیشه متنفر بودم دودو نمیدونم ولی الكلو اولین نفر بابام بهم داد تو بچگی و من چقد ازش ممنونم چون تو همون بچگی ازش متنفر بودم با بابام خیلی خوب بود رابطم و هیچوقت منو نزد و منم همیشه ازش خجالت میكشیدم تا ترس برا همین كلی كارارو نمیكردم ی لیوان اب واسه خودم ریختم و نشستم رو مبل ب فكر كردن ك زندگی روی خوششو داره بهم نشون میده منی ك توی ی خانواده از نظر عقاید معمولی و پایبند با درامد خانوادگی بالا یعنی ایقدی بود ك بابام بتونه توی ی محله ی خوب تهران واسه من خونه اجاره كنه تا من راحت ب درسم برسم و خودشون هم تو كرمان زندگی خیلی خوبی داشته باشن.كمی بیام جلوتر تو این چندوقت اخیر اولین بار ك اومدم توی واحد مرجانه صاحب خونم درست بعد راهی كردن مامان و بابام ب كرمان بود دخترش مرسده رو فرستاد دنبال تا واسه شام دعوتم كنه ما كرمانی ها هم ك خودتون بهتر میدونید ادمای تعارفی حالا مگه قبول میكردم بالاخره ب هر زوری بود قبول كردم و رفتم تو واحدشون درو ك برام باز كردن واقعا تعجب كردم مادر دختر هر دوتا تاپ شلوارك بودن و مرجانه بهم دست داد و روبوسی كرد مرسده رو درك میكردم ومث مرسده تو مهمونی هایی ك توی كرمان بچها میگرفتن زیاد دیده بودم ولی تا حالا زن نا محرم جلوم تاپ شلوارك نبود تازه اون هم شلوارمش تا نزدیكای شرتش از بغل چاك داشت و من ازادانه میتونستم رونش هم ببینم خب من ك باهام راحتن منم باهاشون زود صمیمی شدم ولی بی جنبه بازی در نیوردم مرجانه راجب زندگیم پرسید و منم همه چیو واسش گفتم یعنی اول خودش از خودش صحبت كرد و اطلاعات كاملو راجب خودش گفت گفت ك پدرش اهل اهواز بوده و مادرش شیرازی و تك فرزند بوده تو سن كم ب اسرار باباش با پسر عموش ك اون هم عرب بوده ازدواج میكنه و بعد مرگ پسر عموش یعنی سیو چهار سالگی ی ارثی بهش میرسه و بخاطر اینكه وقتشو پر كنه توی ی شركت خصوصی ی پست خیلی بالایی میگیره ك الان یادم نیس و ازم خواست توی درس دخترش كمكش كنم و یه طورایی مشاورش باشم چون وقتی مرجانه داشت ازم پذیرایی میكرد سر بحثو راجب درس با مرسده باز كردم و همش سعی میكردم بهش نزدیكتر شم توی این مشاوره ها یكی دوتا راهكار خوب بهش دادم مرجانه واسه همین خواهش كرد كمك دخترش باشم ك منم با كمال میل قبول كردم بعد تموم شدن شب منم هفته ی بعد اونارو ب یكی از رستوران های خوب تهران دعوت كردم و كلی پیاده شدم اشكالی هم برام پیش نیومد چون مرجانه ازم بخاطر كمك ب دخترش كرایه خونه رو نصفه حساب كرد و منم ب خانواده نگفتم باقی پول كرایه خونه رو ب عشق و حالم میپرداختم همین طوری رفت و اومد ها شروع شد و اكثر مواقع بدون مرسده بود چون بهش برنامه میدادم و مشغول بود و من به یكی دیگه از بزرگترین ارزوهام رسیدم اونم این بود ك مرسده با چهارتا از دوستاش صحبت كرده بود و هم بهشون درس میدادم همم برنامه پول خوبی هم از اینا گرفتم بالاخره رتبه برتر كنكور بودم و هركاری خودمو مشاور خودم بهم گفته بودن با رو اینا انجام میدادموقتم داشت تموم میشد میدونستم ك جلوی این همه زیبایی نمیتونم تحمل كنم واسه همین از اسپرم استفاده كردم و تا موقع اثر كردنش وایسادم درست چهل دقیقه بود ك بهش وقت داده بودم رفتم پایین درو ك باز كرد دهنم باز موند با ی تاپ دامن طوسی ك خیلی بهش میومد اومد تو بغلم میدونست از لب گرفتن بدم میاد حتی از همچین فرشته ای اومد تو بغلم و دستشو گذاشت رو كیرم و سرشو اورد دم گوشم گفت اگه روز اول تو املاكی از رو شلوار ندیده بودمش اصن قبولت نمیكردم منم گفتم اون روز رو تو سیخ بود ك یك خنده موذیانه كرد دستمو گذاشتم رو شونه هاش و ب پایین هدایتش كردم خودش فهمید سریع دكمه و تسمه رو باز كرد سر كیرمو گذاش رو لباش ك گفتم صبر كن با اون چشای ابیش ك توش رگای سفید بود و اگه بخوام تشبیه هش كنم فقط میتونم ب حوض اب مسجد ك كفش با سرامیكای كوچیك ابی پوشیده شده و ال زلالی هم توی حوض است و با تابش نور رگای سفیدی درست میشه نگام كرد گفتم میدونی سكس ی عمل حیوانیه پس هرچی خشن تر و كثیف تر انجام شه لذتش بیشتره ك چشاشو ب نشونه ی باشه رو هم گذاشت و باز خندید دستاشو برد پشتش دبونشو اورد بیرون و كیرمو با زبونش یكم اورد بالا و یك دفعه دهنشو باز كرد و تا جایی ك میتونست كیرمو كرد تو دهنش و نگه داشت بعد تو چشام خیره شد و با حركت دورانی سرشو برد عقب همینطوری ك داشت اروم كیرمو از دهنش میورد بیرون پاهای منم شروع كردن ب لرزیدن اصن نمیتونستم رو زانو وایسم نه اینكه قبلا سكس نداشته باشم ن چون تو زمان پیش دانشگاهی هر دو هفته یبار سكس میكردم تا خالی شم و بهتر بتونم درس بخونم و با جنده های مختلفی هم بودم ولی هیچكدوم ب اندازه ی مرجانه ساك زدنش حال نداده بود بهم بالاخره قبل من سواركار عربش خوب تربیتش كرده بود و پایبند هر نوع رابطه ای هم بود بهش گفتم كامل لباساتو درار و بیا تو اتاق خودت زودتر از اون لباسامو در اوردم و رفتم تو اتاق وقتی اومد سرش پایین بود یكم خجالت میكشید اولین باری بود كامل جلوم لخت شده بود مگه میشد ازش لب نگیرم دستمو اوردم زیر چونش و سرشو اوردم بالا دستمو كردم تو موهای نسكافه ایش ك دم اسبی بسته بودشون و سرش نزدیك لبام كردم خوشال شد و سریع خودش شرو كرد ب خوردن یكم ك خورد باز نشوندمش دوتا دستمو گذاشتم پشت سرش و كیرمو تا جایی ك میشد كردم دهنش و نگه داشتم ایقدی نگه داشتم ك دستاشو ك روی رونم صاف نگه داشته بودو مشت كرد ولش كردم میخواست اعتراض كنه ك باز كیرمو كردم تو بهش گفتم هیچ اعتراضی نداریم من سكس خشن دوست دارم و تو هم قبول كردی پس باید تا اخرش باشی فهمیدی ك سرش تكون داد و این حرفا رو داشتم در كمال ارومی میگفتم حرفام كه تموم شد ولش كردم قرمز شده بود رو دوزانو بود اب دهنش ریخت بیرون ك ریختن رو سینه هاش و به پشت خم شد و دستاشو گذاشت رو زمین و نفس نفس میزدو سینه هاش بالا پایین میشدن و بزرگتر ب نظر میرسیدن منظره ی عالیی بود ی چند بار دیگه این كارو كردم و اون هر بار اب دهناشو رو سینه هاش میریخت و كل سینش پر شده بود میخواستم اینارو بریزه رو صورتش واسه همین رو تخت خوابوندمش طوری ك سرش اویزون بود بعد كیرمو كردم تو دهنش هی میرفتم جلو تر تا جایی ك بیضه هام دیقن رو بینیش بودن كشیدم بیرون میخواست بلند شه چون مجبور بود اول اب دهنش خالی كنه بعد نفس بگیره گرفتمش و نزاشتم باز كیرو كردم تو از رزاق همسرش ممنون بودم ك ی همچین چیزیو تربیت كرده بود ك در هر حال مطیع همسرش باشه ایندفعه خیلی سریع تر از دفعات قبل كشیدم بیرون سریع اب دهنش ریخت بیرون و نفس گرفت ایقد این كارو انجام دادم تا كل اون صورت نازو خوردنیش كاملا خیس شده بود ولش كردم رفت صورتشو شست و برگشت یكم متورم شده بود موهاش بهم ریخته بود و سرخ شده بود من حالم كردم حالا نوبت اون بود ك حالشو بكنه برنامم این بود یكم واسش سخت بگیرم و یكم بهش حال بدم رفتم طرفش و ازش لب گرفتم خودمم متعجب بودم چرا از مرجانه ایقد لب میگرفتم حتی بعد اینكه كیرمم تو دهنش كردم و باز انداختمش رو تخت و خودشو لوس كردو گفت دوباره نه فكم درد گرفت عوضی بغل تخت رو دوزانو نشستم فهمید ك میخوام واسش بخورم و گفت حالا شدی پسر خوبی از روناش گرفتم و كشوندمش سمت خودم شروع كردم خوردن سوراخ كونش و زبونمو میكردم توش كس كون صورتی خوشكلی داشت از خط كونش تا كسش لیس زدم كسش لبه هاش بیرون افتاده بود یعنی مث ساندویچ كالباسی ك از نون بزنه بیرون هیچ كسیو ب قشنگی كس مرجانه ندیدم اول شروع كردم لیس زدن شیارش و بعد هر كودوم از لبه هاشو خوردم بین پاهاش اب زیادی راه افتاده بود حق هم داشت بعد دوسال سكس ازش پرسیدم كس مرسده هم مث مال خودته ك چون خیلی حشری بود گفت اره هر دوتامون جندهای تویم ك منم جری تر شدم و بهتر خوردم فهمید ك دوس دارم ب خودش فوش بده و خودشو دخترشو تحقیر كنه دوتا از ناخون هامم كردم تو كونش و خیلی سریع تكون دادم ك تو دهنم ارضا شد موهاشو باز كرد و سرش دباره از تخت اویزون كرد چون ما از عرض رو تخت بودیم منم ب پ شت رو زمین جلو كسش بودم و ارنجامو ستون خودم كردم هی میگفت خنك شدم مرسی و اه و ناله میكرد پامو گذاشتم رو كسش و یكم با پام كسش مالیدم بعد ناخون شصت پامو كردم تو كسش ك اهو ناله هاش باز شروع شد بعد ناخونم اوردم بیرون پامو از كسش فاصله دادم اون حال خودشو كرده بود نوبت من بود محكم زدم رو كسش ك از حالت خوابیده مث فنر پریدو نشست دوتا دستاشو گذاش رو كسش و ب حالت سجده افتاد رو زمین رفتم بالا سرش دوتا لمبراشو باز كردم و سوراخ صورتیه كونش ی تف انداختم كیرم گذاشتم دم سوراخ و هل دادم تو صدای دادش بیشتر شد دستاشو از رو كسش برداشتم و گذاشتم رو لمبراش خودش بازشون نگه داشت و منم زور میزدم و ب پایین هل میدادم از شدت درد نمیدونم چش شد پاهاشو ك تو شكمش جمع بودنو صاف كرد ولی هنوز كونش بالا بودو من فشار میدادم دیگه اخراش بود ك كامل بره تو ك میخواست از دیر دستم در بره خودش داد بالا تر و كیرم بدتر بیشتر رفت تو كونش ك داد زد و كامل خوابید صبر كردم تا جا باز كنه.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173631</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 34/44 queries in 0.011 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-11 19:50:51 by W3 Total Cache
-->