<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>شددیدم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%b4%d8%af%d8%af%db%8c%d8%af%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:28:16 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>شددیدم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>کس مادرم</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 03 Sep 2019 05:31:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ازینجا]]></category>
		<category><![CDATA[اشارمو]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانش]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اووردم]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[باشهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخواین]]></category>
		<category><![CDATA[بدهگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[برقرار]]></category>
		<category><![CDATA[بلهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بودحالا]]></category>
		<category><![CDATA[بودمیه]]></category>
		<category><![CDATA[بودوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بیداری]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتره]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[بیشترین]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[توجهمو]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتش]]></category>
		<category><![CDATA[جوفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چراگفت]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خداییشم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دودولتو]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[دیگهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راستمو]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمو]]></category>
		<category><![CDATA[روناشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[شددیدم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارارو]]></category>
		<category><![CDATA[کارایی]]></category>
		<category><![CDATA[کرددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کردمخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کلنجار]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[متنفرم]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[مکافات]]></category>
		<category><![CDATA[منظورشو]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میلیمتر]]></category>
		<category><![CDATA[ندارهوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نوکشون]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وبابام]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[نمیدونم چی شد که اینطور فیلم سکسی شد.من یه خاله به اسم شهین دارم شوهرش راننده تریلیه معمولا نیست خونه. 2 تا دخترم داره و 44 سالشه.یه سکسی شب که مامان وبابام خونه نبودن خالم شاه کس زنگید خونه گفت تنها نشین تو خونه پاشو بیا اینجا شبو.منم گفتم چشم.دیگه پا شدم کونی ماشینو بر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>نمیدونم چی شد که اینطور فیلم سکسی شد.من یه خاله به اسم شهین</h2>
<p>دارم شوهرش راننده تریلیه معمولا نیست خونه. 2 تا دخترم داره و 44 سالشه.یه سکسی شب که مامان وبابام خونه نبودن</p>
<h3>خالم شاه کس زنگید خونه گفت تنها نشین تو خونه پاشو بیا</h3>
<p>اینجا شبو.منم گفتم چشم.دیگه پا شدم کونی ماشینو بر داشتم رفتم خونشون.وقتی سلام کردم رفتم تو حس کردم دست و رو</p>
<h4>بوسی جنده خالم یه کم با دفعات پیش فرق داره وهمچین</h4>
<p>به قول خودمونیش غلیظ تر بود.اونشب پستون خالم یجوری نگاه میکرد ولی راسیاتش من از اون بچه مثبت خفنام که حتی</p>
<h5>با دخترای کوس همکلاسیمم با مکافات حرف میزنم و اصلا منظورشو</h5>
<p>از نگاهش نمی فهمیدم.دیگه کم کم وقت خواب داشت میشد و دختر خاله هام که فردا باید میرفتن مدرسه رفتن خوابیدن. منم سکس داستان به خالم گفتم</p>
<h6>من کجا بخوابم گفت جاتو انداختم اون اتاق.منم ایران سکس تشکر کردمو</h6>
<p>رفتم تو اتاق بخوابم. داشتم همینجوری به گوشیم ور میرفتم که دیدم نزدیک 2 ساعته دارم به گوشی ور میرم دیگه داشت خوابم می گرفت که دیدم خالم اومد تو اتاق گفت هنوز بیداری؟ گفتم بله هنوز خوابم نبرده. اومد کنارم دراز کشید رو پهلو خوابیدو روشو کرد به من گفت چه خبر؟از درسو دانشگاهو اینات؟گفتم هیچی انقدر سخته که دیگه بریدم.تا ترم 5(علوم پایه) هم همین وضعه خاله ولی وقتی علوم پایه رو پاس کنم دیگه واحدای عملیمون بیشتره کمتر اذیت میشیم.دیگه یه کم بحث در همین موارد کردیم که خالم گفت تو هنوز دوست دختر نداری؟ گفتم ولم کن خاله من همینجوری تو درسام موندم دیگه همینم مونده با یکی دوست بشم.اونم گفت اتفاقا خوب کاری می کنی. منم یه لبخند زدم تمام شد. در ضمن نمیدونم چرا من از همون اولا فکر میکردم خالم خیلی حشریه چون بچه که بودم همش بم میگفت دودولتو بذار ببینم منم می خندیدم سریع جیم میشدم.راستشو بخواین همین طور که حرف میزدیم سینه های خالم دو سه بار توجهمو جلب کرد ولی من سعی کردم خودمو کنترل کنم.یه دفعه بی مقدمه خالم گفت نیما؟ گفتم بله؟ گفت میشه قبل خواب من چند تا ماچه ابدارت بکنم.منم خندیدم گفتم اختیار دارین.خالم چند تا ماچ از لپم کرد یه هو لباشو گذاشت رو لبام و محکم فشار داد منم که روم نمیشد چیزی بگم. خب خداییشم داشت بهم حال میداد. همین جور که لباش رو لبام بود حس کردم کیرم داره بلند میشه.راسیاتش من جلق زیاد میزدم فیلم سوپرم زیاد دیده بودم.یه دفعه یه چیزی اومد تو ذهنم که امشب کمرویی رو بذار کنار ببین چی میشه.منم همون وقت این فکرا که داشت از تو ذهنم با سرعت نور میگذشت اروم تو حالت لبام تغییر دادم خالمم که معلوم بود بد جور تشنست کلی کیف کرد.دیگه منم کم رویی رو گذاشتم کنارو کامل لباشو داشتم می خوردم که دیدم خالم کم کم داره ولو میشه رو من. او کاملا معلوم بود منتظر یه حرکت از منه. منم انواع فکرا با یه سرعت سرسام اور داشت از ذهنم میگذشت که نا خود اگاه دستم رفت طرف سینه هاش که حس کردم خالم کامل داره شل میشه.جفتمون سعی میکردیم ارتباط کلامی برقرار نکنیم چون تقریبا رومون نمیشد.دیگه کم کم حس کردم همه وزن بدن خالم روی بدن منه. خالم اصلا برو خودش نیاوورد که من دارم سینه هاشو میمالم.همین پوزیشن ادامه داشت که من طلسم سکوتو شکستم گفتم خاله؟ گفت جانم . گفتم تا تهش بریم جلو؟ گفت نمیدونم.گفتم منم نمیدونم.اروم از رو خودم دادمش اون طرف.الان دیگه رابطه بدنی نداشتیم.فقط خالم کنارم خوابیده بود.خالم گفت نیما؟گفتم بله؟گفت دیگه کاریو که شروع کردی نا تمام نذار.منم منظورشو فهمیدم و همون وقت تصمیم گرفتم تا جایی که می تونم با تمام ناشیگریم بیشترین لذتو بهش بدم.حالا این دفه من همین طور که داشتم با خودم کلنجار میرفتم .لبامو به لباش رسوندمو باز شرو کردیم به خوردن لبای همدیگه.کم کم لبامو از رو لباش بر داشتم و شروع کردم به بوسیدن میلیمتر به میلیمتر صورتش.همینطور که این کارو میکردم حس میکردم نفسای خالم تند تر میشه.خودمم حس عجیبی داشتم. هم ترس هم لذت.اومدم پایین تر و اون قسمتای بدنش از یقه تیشرتش به بالارو می خوردم.اونم دیگه کم کم داشت نفساش به ناله تبدیل میشد. اروم اروم رفتم سراغ پایین تیشرتش وشروع به لیسیدن شکمش کردم.میلی متر به میلی متر تیشرتش رو که میزدم بالا همونجارو کامل لیس می زدم.تو همین حین خالم سکوتو شکست.گفت نیما دستتو پنجه کن تو دستم.منم دست راستمو همینطور گه به نافش ور میرفتم تو دست چپش پنجه کردم اونم مثل دیوونه ها دستمو میچلوند. هر از گاهی میومد تو ذهنم که واقعا من همون نیمای یکی دو ساعت پیشم؟ ولی الان دارم این کارارو میکنم؟خلاصه اروم اروم به سینه هاش نزدیک میشدم. واقعا دلم میخواست سینه هاشو ببینم.تیشرتش به لبالب سینه هاش که رسید گفتم خاله برگرد به پشت.حالا شروع کردم به خوردن و لیسیدن کمرش. کلا خیلی با ارامش می رفتم جلو و اصلا عجله نمی کردم.بعد از لیسیدن کامل کمرش رسیدم به بند سوتینش. اروم بازش کردم. اصلا کاری با سینه هاش نداشتم وهمون خوردن کمرو پشت شونه هاشو ادامه دادم.همون طور که به پشت بود با همکاری خودش تیشرتو در اووردم و کم کم چرخوندمش. دیگه سینه هاش الان لخت لخت جلو چشمام بود.وقتی دیدمشون کلی حال کردم یه حسی بم میگفت مگه گرسنت نیست؟اینم غذا!!شصت دستمو انگشت اشارمو اروم زیر سینه هاش جا سازی کردم و اروم کشیدم به سمت بالای سینه هاش. حس کردم یه تکون بیشتری خورد.حالا شرو کردم دور تا دور یکی سینه هاشو بوسیدن و لیسیدن ولی اصلا کاری با نوکش نداشتم.رفتم سر اون سینه و به همین ترتیب ادامه دادم.الان دو تا سینه هاش جز نوکشون کاملا خیس بود.حالا اروم انگشت اشارمو مالیدم به نوک سینه هاش بعد اروم اروم نوک یکیشو کردم تو دهنم دیگه صدای نالش به راحتی به گوش من میرسید ولی جوری نبود که به اتاق دختر خاله هام برسه. به همین ترتیب اون سینش.دیگه حس کردم واسه بالا تنه کافیه.خالم دامن پاش بود .گفتم خاله به پشت بخواب لطفا.خالم باز روزه ی سکوتو شکست گفت نیما؟گفتم بله؟گفت دمت گرم.منم با خجالت تمام گفتم قابلی نداره.وقتی به پشت برگشت. از پشت ساقه پاهشو خوردم رفتم بالا کم کم داشتم شورتشو می دیدم. یه شورت سفید با خال های قرمز.دامنشو در اووردم.داشتم با خودم فکر میکردم باید کسشو بخورم یا نه؟بعد گفتم اگه تمیز بود امتحانش ضرر نداره. گرچه با خودم گفتم دیوونه تو دانشجو پزشکی هستیا!!!بهداشت؟بعد گفتم گور بابا بهداشت.خلاصه تا تونستم اطراف شورتشو لیسیدم و اروم اروم رفتم که شورتو بدم پایین&#8230;نمی دونستم اون زیر کی به کیه.دیدم بله داره مثه برف می درخشه تمیز تمیز.خالم اولش واسه باز کردن پاش انگار یه حالی بود ولی دیگه من پاشو باز کردم و دستمو که بردم سمت کسش دیدم مرطوبه. یه نگا تو صورت خالم کردم ولی اون انگار خیلی خجالت کشید.خلاصه مثل قبل شرو کردم اروم اروم زبونمو کشیدم رو کسش. خالم گفت نکن نمی تونم.گفتم چرا؟گفت تحملشو ندارم.گوش ندادم روناشو سفت گرفتم و ادامه دادم.گفت نیما تورو خدا حالا جیغ میکشم بچه ها بیدار میشن. بسه دیگه.گفتم اکی و خندیدم.دیگه کمکم روی جوفتمون باز شده بود.حالا اون لخت لخت ولی من همه لباسام تنم.خالم گفت انقد داشتم حال میکردم که یادم رفت لباساتو در بیارم.خودم پا شدم تیشرتو شلوارمو کندم.که دیدم خالم چشماش قفل شد رو کیرم.گفت بدتم نیستا.از یه اقای دکتر همچین مامله ای بعیده.خندیدیم 2تایی.خالم یهو گفت بذار برم در اتاق بچه هارو قفل کنم چون چراق این اتاق روشنه یه هو تابلو نشه.رفت 2 دقیقه بعد اومد گفت حله.اومد یه لب گرفتیمو رفت پایین.گفت با اینکه از خوردن متنفرم ولی با این کارایی که تو کردی امشب حاضرم تا تهشو بمکم.خندیدم گفتم نمیخواد بخوری.گفت نه میخوام.گفتم باشه.بعد گفتم خاله من مطمئنم زود ارضا میشم گفت دیگه ازینجا به بعدش با منه.شروع کرد به خوردن یه کم خورد گفتم خاله داره میاد اوورد بیرون و شروع کرد به مالیدنش. ابمو ریخت تو دستشو منم ولو شدم وسط اتاق که اونم رفت دستاشو بشوره. اومد رو من دراز کشید طوری که کیرم که خواب بود باز بلند شد.خالم وقتی دید کیرم داره بلند میشه اروم لای پاش جفت و جورش کرد و شروع به خوردن لبام کرد تا من جون بگیرم.باز سر حال که شدم گفتم نوبت اصل کاریه .خندیدو از روم پا شد کنارم خوابیدو پاشو از هم باز کرد.منم که واقعاکنجاو که اون تو کی به کیه.اروم با سر کیرم مثل فیلما به کسش ور می رفتم که دست انداخت پشت کمرم و کشیدم جلو که تا ته کیرم رفت تو.یهو گفت واییییییییییییییی.منم که گفتم الان باز ابم میاددد!!!!!!!اروم عقب جلو کردم.خیلی عالی بود. بعد از یه مدت تلمبه خالم کفت اه اه اهحس کردم یهو شل شد گفتم کارت تمام شد؟ گفت اره ولی تو ادامه بده.گفتم منم داره میاد .گفت بریز تو.منم همین طور که تلمبه میزدم حس کدم یه دفه 3 کیلو کم کردم !!!!!!ابم که اومد دیگه نفهمیدم چی شد.دیدم ساعت 5 صبحه خالم میگه نیما پاشو لباساتو بپوشو باز بخواب بچه ها کم کم بیدار میشن&#8230;مرسی</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2610</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم عاشق گیتار هستش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%af%db%8c%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%af%db%8c%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 10 Jun 2019 08:14:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آقایون]]></category>
		<category><![CDATA[احتمال]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهی]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انباری]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختن]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوریه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بمالمش‬]]></category>
		<category><![CDATA[بوددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[بودهمه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیارمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیداره]]></category>
		<category><![CDATA[بینمون]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پسرخاله]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهای]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشون]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانم]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[شددیدم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[فرودگاه]]></category>
		<category><![CDATA[فریادی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدن]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کرددوباره]]></category>
		<category><![CDATA[کردمبا]]></category>
		<category><![CDATA[کردنمن]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[مادربزرگم]]></category>
		<category><![CDATA[ماساژش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرتم]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میبینی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزه]]></category>
		<category><![CDATA[میومده]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[نبوددیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نگهبان]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[نیومدن]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[هستشمن]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادیم]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناک]]></category>
		<category><![CDATA[یادشون]]></category>
		<category><![CDATA[یلداست]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[رابطه من و یلدا از فیلم سکسی 8سالگی من شروع شد. مادر بزرگم رفته بود آلمان. روز قبل از برگشتش همه خونه مادر بزرگم جمع شدیم. قرار سکسی بود 10صبح فردا هواپیماش فرود بیاد. اینو شاه کس بگم خونه از 1 هال و 1اطاق پذیرایی بزرگ و 2 اطاق خواب تشکیل شده کونی بود&#8230;همه رختخوابهارو [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>رابطه من و یلدا از فیلم سکسی 8سالگی من شروع شد. مادر بزرگم</h2>
<p>رفته بود آلمان. روز قبل از برگشتش همه خونه مادر بزرگم جمع شدیم. قرار سکسی بود 10صبح فردا هواپیماش فرود بیاد.</p>
<h3>اینو شاه کس بگم خونه از 1 هال و 1اطاق پذیرایی بزرگ</h3>
<p>و 2 اطاق خواب تشکیل شده کونی بود&#8230;همه رختخوابهارو تو اطاق پذیرایی ردیف انداخته بودن، منو برادرمو پسر خالم گوشه دیوار</p>
<h4>بودیم جنده و 2تا از خاله ها و مادرم بین من</h4>
<p>ویلدا بودن یعنی من اینور دیوار پستون و اون اونور دیوار. خوابیدیم ، قرار شد که بچه ها خونه بمونن و</p>
<h5>آقایون بیان کوس دنبال خانوما برن فرودگاه. صبح که بیدار</h5>
<p>شدم همه خواب بودن رفتم که آب بخورم دیدم یلدا بیداره. گفتم سلام چه زود بیدار شدی ،آره میخواستم با مامانم برم سکس داستان نذاشتن. رفت سر</p>
<h6>جاش خوابید منم رفتم کنارش خوابیدم&#8230;یادم نیست که ایران سکس چه جوری</h6>
<p>شروع کردم و چی شد(آخه قضیه برای 13سال پیشه)دیدم رو یلدام دارم ازش لب میگیرم خیلی باحال بود قلبم تند میزد نمی دونستم باید چیکار کنم. فقط روش بودم و لب می گرفتم (راستی پتورو رو خودمون کشیدیم که کسی مارو نبینه،بچه بودیم)گفتم شلوارتو در بیار گفت نه ،می خواستم در بیارمش نزاشت گفتم خودم در میارم دراوردمو لب می گرفتم(خیلی تشنمون می شد. هی بلند می شدیم می رفتیم آب می خوردیم)که دیدیم دیگه بچه ها دارن بیدار میشن واسه همین از روش بلند شدم رفتم سر جام خوابیدم. دیگه بیشتر من و یلدا با هم بودیم سعی می کردیم از دست بقیه خلاص شیم و تنهاشیم تا از هم لب بگیریم&#8230;چند باری سوتی دادیم&#8230;داشتیم خاله بازی میکردیم یه چادر کشیده بودیم فکر می کردیم کسی متوجه نمیشه که عمه یلدا موچمونو گرفت&#8230;یبار دیگه داشتیم قایم موشک بازی می کردیم تو انباری که 1مزاحم داشتیم اونم برادرم بود، هر جوری بود دکش کردیم و شروع کردیم به لب گرفتن که برادرم اومد و مارو دید گفت چیکار می کنید که ماهم خودمونو زدیم به خستگی رفتیم پیش بقیه،برادرم تا 1هفته بهم بد نگاه می کرد. همه چیز داشت خوب پیش میرفت تازه داشتم می فهمیدم که چی به چیه که بین خواهرا دعوا شد و قطع رابطه کردن شاید باورتون نشه 6سال. بعد از 6سال دوری از خاله و پسرخاله و مهمتر از همه یلدا به واسطه گری مادربزرگم آشتی کردن.من هنوز تو فکر یلدا بودم فکر می کردم هنوز همون یلداست و مثل من که بهش فکر می کردم اونم بهم فکرمی کنه ولی این طور نبود،دیگه مثل قبل باهام خوب نبود،دیدم این طوری نمیشه شروع کردم به تیکه انداختن با خودم گفتم شاید اینجوری نرم بشه ولی بدتر شد،دیدم یلدا موبایل داره منم شروع کردم با خونه جروبحث کردن که موبایل می خوام بعد از2ماه چونه زدن موبایل گرفتم،شروع کردم از طریق موبایل باهاش رابطه بر قرار کردن (من خیلی بچه بازی دراوردم و بجای اینکه نزدیکتر بشم دورتر میشدم اینو خودش بعدها بهم گفت خوب اون 2سال ازم جلوتر بود) شروع کردم چرتوپرت بهش اس ام اس دادن دیدم گفت دیگه اس نده بدجوری رفت رو اعصابم که دلم زدم به دریا و گفتم دوست دارم خوشگلی مگه من چمه که اینجوری میکنی دیگه جواب نداد&#8230;2روز بعد دیدم مامانم میگه بیا تو اطاق کارت دارم رفتم چیزی که میشنیدم باورم نمی شد یلدا همه چیو گذاشته بود کف دست مامانش ،خالمم به مامانم&#8230;من که مونده بودم چی بگم بعد از این گندی که زده بودم گفتم که اشتباهی اس دادم می خواستم به 1کی دیگه بدم که اشتباه شده مامانم گفت که شمارشو از گوشیت پاک کن همین کارم کردم(با اینکه الان با هم خیلی خوبیم ولی بازم شمارشو تو گوشیم ندارم. این 1درس شد که دیگه این اشتباهو نکنم)وقتی مهمونی می شد و خاله ها و پسرخاله هام بدجوری بهم نگاه می کردن و محلم نمیزاشتن. فهمیدم بلللله همه قضیه من و یلدا رو فهمیدن دیگه آبروی تو خانوادم برام نمونده بود تا چند وقت خونه خاله هام نمی رفتم تا اینکه داییم از آلمان اومد دیگه همه باید 1جا جمع می شدن (20سال بود که داییم ایران نیومده بود بعدشم خان دایی دیگه)همه خونه مادر بزرگه جمع شدن چشم که به پسر خاله بزرگم(برادر یلدا)افتاد رنگم پرید، خود یلدارو که دیدم می خواستم بکشمش&#8230;پسر خالم به روم نیاورد دمش گرم درسته 6سال ازم بزرگتره ولی بعدها فهمیدم با سیاسته و با سیاستی که داشت خوردم می کونه. هنوز که هنوزه همین طوریه. خلاصه داییم اومد .موقع خواب بود که داییم گفت کمرم درد میکنه منم معروف به ماساژور شروع به ماساژ دادنش کردم بعد از داییم خاله بزرگم (مادر یلدا)گفت پشتشو ماساژ بدم خیلی خوشحال شدم با خودم گفتم دیگه اون قضیه یادشون رفته و منو بخشیدن .شروع کردم به ماساژ دادن تمام فوتوفنامو اجرا کردم خیلی حال کرد یلدا که دید اینجوریه گفت پشت منم ماساژ بده ، کف کردم نمی خواستم این کارو بکنم نمی خواستم دوباره از خانوادم دور بشم واز دستشون بدم ولی چاره ای نبود گفتم باشه شروع کردم به ماساژ دادن خالم مثل نگهبان ها بالا سرم بود&#8230;یک مقدار سفت ماساژش دادم گفتم شاید انجوری بیخیال بشه گفت آروم تر بدتر بدنم درد گرفت منم شروع کردم نرم ماساژ دادن دیدم خیلی حال میکنه با احساس تر ماساژ دادم خیلی حال کرده بود 1لحظه رفتم زیر بقلشو ماساژ بدم که دستم می خورد به سینه هاش هیچی نمی گفت که دیدم خالم صداش درومد گفت بسه چپ چپ نگاه می کرد،دوباره رابطه من با همه بهتر شد. با یلدا هم کمی خوب ولی با احتیاط بر خورد می کردم &#8230; . می خواستم 1عکس درست کنم که همه خانواده داخلش باشن از همه عکس گرفته بودم بجز یلدا،1روز که رفته بودم خونه خالم ظهر بود همه خواب بودن بجز یلدا که تو اطاقش بود، رفتم پیشش گفت چیه گفتم میخوام ازت عکس بگیرم گفت نه بلند شد که بره دستشو گرفتم گفتم کجا؟ گفت نمی خوام عکس بگیری.شونه هاشو گرفتم و چسبوندمش به دیوار اگه نزاری عکس بگیرم گوشتو گاز می گیرم گفت نه و منو زد کنار و رفت ،دستشو گرفتم وکشیدم سمت خودم صورتمو بردم جلو گوشش و گوششو خوردم هیچی نگفت و بعد بهش نگاه کردم گفتم حالا چی میبینی که جدیم گفت باشه عکسو گرفتم و همه چی عادی پیش رفت ،نمی خواستم زیاده روی کنم و دوباره از دستش بدم (اینم بگم من از 2ور پشت بوم افتادم یعنی هم از توجه زیاد هم از کم توجه ای) داییم گفت بریم شمال ،برنامه شد بریم چون ماشین نداشتیم خاله هام و پسر خاله بزرگم نیومدن. شب حرکت کردیم ، یلدا اومد تو ماشین ما نشست اول بغل من نشست منم پرو دستمو گذاشتم زیرش خودشو جمع کرد منم دستمو دراوردم .وایسادیم تا استراحت کنیم وقتی نشستیم تو ماشین کن<br />
ارم نشست حالا بینمون برادرم بود(4نفری عقب نشسته بودیم)تو راه دستم خواب رفت دستمو انداختم دور گردن برادرم گفت گردنم درد می گیره دستتو بردار گفتم دستم خواب رفته اونم 1کم خودشو کشید جلو که دستم خورد به یلدا ، می تونستم سینه یلدا حس کنم منم پشت دستمو می مالوندم بهش(همه خواب بودن)دیدم خودشو جابجا کرد با این کارش دستم برگشت کاملا می تونستم حسش کنم نرم و گرد بود خیلی خوب بود . 10دقیقه داشتم می مالیدمش احساس می کردم قلبش داره تند تند می زنه که یهو برادرم خودشو کشید عقب گفت دستتو بردار کمرم درد گرفت منم دستورو اجرا کردم تا خود سویت به یلدا فکر می کردم. وقتی رسیدیم تقسیم اطاق شد مامانم و بابا تو 1اطاق و من و داییم و برادرم همین طور یلدا تک تو 1 اطاق&#8230; از وعد خستگی و فکر یلدا خوابم نمی برد. بعد از 30دقیقه بلند شدم رفتم تو اطاق یلدا دیدم خواب خوابه. می خواستم مثل تمام داستانهای سکسی تو خواب بمالمش ولی منصرف شدم و این ریسک بزرگ رو نکردم&#8230;کل شمالم به همین صورت بود&#8230;دیگه یلدا با من خیلی خشک بر خورد می کرد هم من میدونستم قضیه چیه هم اون &#8230; (منتظر من بود که کاری انجام بدم ولی منم ترسو هیچ غلطی نکرده بودم)&#8230;1جا دستمو ول کرده بودم و می خورد به پاش که صداش درومد و فریاد زد. از اون به بعد دوباره با هم خشک بر خورد می کردیم . 1مدت از این قضیه گذشت تا 1روز دوباره رفتم خونه خالم فقط من بودم و یلدا و خالم&#8230;خالم گفت علی جان من میرم بیرون خرید زود میام. رفت حالا من بودم و یلدا. رفتم پیشش گفتم از من ناراحتی؟ &#8230;نه&#8230;آخه خشک بر خورد می کنی&#8230;جواب نداد و از من داشت دور می شد که دستشو گرفتم و بوسیدمش. دیگه هیچی نمی گفتیم و فقط از هم لب می گرفتیم همون طور که وایساده بودیم گوشش و گردنشو میخوردم گفت اینجا نه رفتیم تو اطاق خوابش لخت شدیم همون طور ایستاده همدیگرو لخت لخت بفل کردیم و از هم لب می گرفتیم رفتم سینشو بخورم که گفت خیلی وقت منتظرتم با این حرفش دیوانم کرد رفتیم رو تخت سینه هاشو که خردم لیسیدمش رفتم سمت کسش چه کس ای موهاشو نزده بود خیسم شده بود نمی خواستم بخورم ولی چاره نبود زبونم که خورد به کسش فریادی زد که تا عمر دارم یادم نمیره ،منم حالم بد شده بود نمی شد خورد 1دستمال کاغذی بر داشتم و کسشو تمیز کردم حالا 1کم می شد خورد 1کم که خوردم دیدم داره میلرزه ول کردم خوردنو و کیرمو می مالوندم بهش (داشت قلبم میومد تو دهنم)حی به کسش می مالوندم هیچی نمی گفت می خواستم از کون بکونمش ولی کون کثیفه (چون کاندوم نداشتم نکردم وگرنه 100بار تا حالا از کون کردمش)گفتم از جلو گفت نه یعنی پرده دارم گفتم باشه گفتم من خوردم حالا نوبت توه گفت باشه کیرمو گذاشت تو دهنش فکر نمی کردم اینقدر خوب ساک بزنه ولی وحشتناک می خورد همین که می خورد گفتم اومد از دهنش دراوردم و ازش لب گرفتم 1کم که کیرم آروم شد می مالوندم به کسش و سینشو می خوردم که آبم اومد&#8230;می خواستم ولوشم روش تا 2ساعت بخوابم ولی نمی شد و هر لحظه احتمال اومدن خالم بود. از اون روز رابطه من و يلدا خیلی معمولی و خوب شد و سعی نمی کردیم که تابلو بشیم ولی از کوچک ترین لحظه ها هم استفاده کردیم و می کنیم!!!		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%af%db%8c%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174537</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خانوم معلم آبش رو میریزه رو دانش آموزش تو مدرسه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%a2%d8%a8%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%b2%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%a2%d8%a8%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%b2%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 18 May 2019 05:00:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آلبالو]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالامنم]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[بودسوراخ]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جوووون]]></category>
		<category><![CDATA[جووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خانومی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دلداری]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستشو]]></category>
		<category><![CDATA[راستمو]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخه]]></category>
		<category><![CDATA[شددیدم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیه]]></category>
		<category><![CDATA[کردماین]]></category>
		<category><![CDATA[کردمحالا]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مجردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچید]]></category>
		<category><![CDATA[میترسه]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخونه]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نوشابه]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[وفادار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دیدم خیلی عصبانیه چون در فیلم سکسی ماشین و محکم بست &#8230;گفتم خانوم یواش&#8230;.. بعد از چند لحظه که گذشت گفت ببخشید من عصبانی بودم&#8230; ازش پرسیدم سکسی چرا ناراحتی؟ کاری هست که من بتونم شاه کس برات انجام بدم؟ یهو پقی زد زیر گریه و گفت که با دوسته پسرش دعوا کونی کرده. پرسیدم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>دیدم خیلی عصبانیه چون در فیلم سکسی ماشین و محکم بست &#8230;گفتم خانوم</h2>
<p>یواش&#8230;.. بعد از چند لحظه که گذشت گفت ببخشید من عصبانی بودم&#8230; ازش پرسیدم سکسی چرا ناراحتی؟ کاری هست که من</p>
<h3>بتونم شاه کس برات انجام بدم؟ یهو پقی زد زیر گریه و</h3>
<p>گفت که با دوسته پسرش دعوا کونی کرده. پرسیدم سر چی؟ گفت که اره&#8230;.بعد از 3 سال که با هم دوست</p>
<h4>هستن جنده امروز مچه دوستشو با یه دختر دیگه گرفته میگفت</h4>
<p>که سه سال باهاش دوستم و پستون تو این سه سال همه کاری براش میکردم حتی خرجشو میدادم. پرسیدم چطور؟ گفت</p>
<h5>که آره کوس دوستم درس میخونه و کار نمیکنه. خودم هم</h5>
<p>تو یه شرکت هواپیمائی کار میکنم. خلاصه خیلی ناراحت بود. بهش گفتم که تقصیر خودته که لوسش کردی برای همین هم ارزش سکس داستان تو رو نمیدونه.</p>
<h6>اگه تو هم با خودش مثله خودش رفتار ایران سکس کنی یا</h6>
<p>روش کم میشه و دیگه از این کارها نمیکنه چون از عکس العمل تو میترسه و یا اینکه لااقل تو هم دیگه دلت نمیسوزه و باهاش بیحسابی. یه فکری کرد و گفت شما راست میگی من خودم هم چند دفعه وسوسه شده بودم ولی به خودم میگفتم که نه من باید وفادار باشم اما حالا میبینم که اون اصلا لیاقته منو نداره&#8230;&#8230;ولی من چه جوری این کارو بکنم&#8230;.من تا حالا با کسی دیگه نبودم. منم گفتم تو نگرانه اون نباش&#8230;.بعد با لبخندی بهش گفتم مگه من مردم؟؟اینو که گفتم یهو از خجالت قرمز شد و گفت یعنی با شما؟ گفتم آره من از تو سو استفاده نمیکنم میخوام بهت یاد بدم که چه جوری آزاد باشی و آزاد فکر کنی. بعد از اینکه اینو گفتم دیگه هیچ چیزی نگفت و منم مسیر و به طرفه خونه مجردیم کج کردم. تو خونه که رسیدیم براش یک شربت آلبالو درست کردم که یک کمی سر کشید بعدش من شروع کردم بغلش کردن و لب گرفتن&#8230;. اولش خودشو جم و جور میکرد اما به محض اینکه شروع کردم کسشو (از رو شلوار) مالوندن دیگه شل شد&#8230;.. همزمان که لب میگرفتم با دست چپم بغلش کرده بودم و با دست راست از پشت گردن تا بالای کونش دست مکشیدم بعد دستم رو به زور تو شلوارش کردم و انگشت وسطیم رو به سوراخه کونش رسوندم و شروع کردم سوراخ کونش رو مالوندن&#8230;..جوووووون چه لبهای شیرینی&#8230;..سوراخ کونش نرم و مرطوب شده بود و همزمان با انگشت من کونش میچرخید&#8230;.آروم آروم انگشتمو تو کونش کردم و شروع کردم چرخوندن&#8230;یه چند دقیقه که گذشت بردمش تو اتاق خواب و همزمان که لختش میکردم ..بوسش میکردم&#8230;.لبش&#8230;.گردنش&#8230;.سینهاش. همین که امدم شورتشو دراوردم دیدم کسش خیس خیس و بی مو&#8230;&#8230;بهش گفتم چی کار میکنی &#8230;.تو که اول خودتو خیس کردی&#8230;..زود لخت شدم تا چشمش به کیرم افتاد گفت وووواااا ی ی ی این چی دیگه &#8230;چه کلفته&#8230;.چه گنده س &#8230; مثل یه نوشابه خوانوادس &#8230;..حالا دیگه هر دومون لخت بودم. خوابوندمش رو تخت&#8230;.خودم هم روش و بین دو پاهاش&#8230;.دست چپم زیر سرش و با دست راستم کیرمو به داخل کسش هدایت کردم.سرش که تو کسش رفت گفت آآآآآآ ی ی ی ی کسم داره پاره میشه &#8230;.خواهش میکنم یواش بکن&#8230;.کیرمو دراوردم و یه خورده سرشو لای چاک کسش بالا و پائین میکردم و بعد دوباره تو کسش کردم&#8230;این دفعه تا ته کیرم کردم تو&#8230;..از درد و لذت و تعجب دهنش باز مونده بود و برای چند لحظه نفس نمیکشید&#8230;.یهو داد زد آآآی ی ی ی ی کسم جر خورد!!!!!&#8230;کیرت کسمو پر کرده!!!!!&#8230;&#8230;کیرتو تو کونم حس میکونم!!!! منم هی میگفتم جوووون&#8230;قربونت برم&#8230;..یه کمی تحمل کن&#8230;..دردت میاد؟؟؟؟ الان خوب میشه و هی عقب و جلو میکردم. دست چپم هنوز زیر سرش بود ماچش میکردم بعد دست راستمو بردم زیر کونش&#8230;دادم بالا&#8230;حالا دیگه جفت پاهاش بالا بود وکیرم تا خایه هام تو کسش میرفت و در میامد. میگفتم جووووون خوشت میاد؟؟؟کیرم قالب کست هست؟؟؟؟ ببین چه جوری کیرم مثل شیشه شور تو کست بیرون و تو میشه!!!! اونم هی آه و ناله میکرد. انگشتم رو دوباره تو کونش کردم&#8230;.حالا دیگه خودم آمد و رفت کیرم و حس میکردم&#8230;دیگد دختره خودش هم شروع کرده بود به حال کردن و هی خودشو عقب و جلو میکرد&#8230;.دیدم حالش خیلی خراب شده هی میگفت آخ جون ببین چه کیری تو کسمه جوووون ن این کسو بگا&#8230;.. به خودم گفتم این کس اگه امروز از اینجا بره شاید بر نگرده پس بهتر که منم حسابی بگامش&#8230;کیرمو در اوردم&#8230;.به دو زانو برش گردوندم &#8230;کیرمو تا ته تو کسش کردم و هی عقب و جلو میکردم&#8230;..کمرش قوس برداشته بود &#8230;سرش رو به بالا&#8230;..منم با دو دستم لمبه های کونشو باز کردم و با شستم سوراخ کونش رو میمالوندم. کیرمو (که از ابه کسش خیس شده بود) از کسش دراوردم گذاشتم رو چاک کونش و عقب و جلو میکردم گفتم ببین نترسی ها میخام بکنم تو کونت .گفت نه نه نه دردم میاد &#8230;کیرت گندس کونمو پاره میکنه گفتم نترس یواش یواش میکنم توش. سر کیرمو چسبوندم در سوراخه کونش&#8230;.دو طرفه کمرشو گرفتم و شروع کردم فشار دادن&#8230;دادش بلند شد&#8230;دیدم توش نمیره&#8230;.دستامو گذاشتم سر شونه هاش فشار دادم&#8230;. سر کیرم رفت توش که یهو جیغ زد و خودشو پرت کرد جلو&#8230;دو دستی کونشو گرفته بود و از درد به خودش میپیچید. بعد از کلی قربون صدقه و دلداری دو باره ازش خواستم که لب تخت برام قمبل کنه. یکمی کرم نرم کننده با آب کسش به سوراخه کونش مالیدم و اول یک انگشتی بعدش دو تائی تو کونش کردم بعد دوباره سر کیرمو گذاشتم دم سوراخ کونش و فشار دادم توش. نفسش بند امده بود&#8230;.سوراخ کون تنگش دور کیرم قفل کرده بود کیرمو یواش یواش عقب جلو کردم تا یکمی که باز شد دو طرفه کمرشو محکم گرفتم و کیرمو تا خایه هام تو کونش کردم. داد میزد&#8230;.آآآآی ی ی کونمو پاره کردی&#8230;.ووووواااای ی ی ی کسو کونمو یکی کردی&#8230;..دیگه نمیتونم سوراخ کونمو جم کنم&#8230;.دیگه نمیتونم بشینم&#8230;.. ووواااای ی انم داره میاد بیرون&#8230;.کیرت تو کونمه ولی تو کسم هم حسش میکنم&#8230;.. منم میگفتم&#8230;.جووون ن فدات شم دردت میاد؟؟&#8230;..فکر کردم کونت پاره میشه&#8230;.تحمل کن الان اب میدم میگفت دارم از درد میمیرم&#8230;.منم کیرمو دراوردم نشونش دادم گفتم ببین این داره تو کونت میره برای همین اینقدر درد میکشی تحمل کن &#8230;بعد از من به هر کی دیگه که بدی درد نمیکشی. اینو که گفتم حشری شد و گفت پس منو بگا&#8230; منم دوباره کردم تو کونش و ایندفه از حال رفت و رو شکم خوابید منم همینطور افتادم روش و تند تند میکردم تو کونش و همزمان شروع کردم با کسش بازی کردن. یهو دیدم هوار کشید&#8230;سرش عقب و جلو میرفت و داد زد بیا اینم ابه کسم. منم دیگه وقتی داشت ابم میامد گفتم بیا..داره ابم میاد&#8230;.همینطور که روش خوابیده بودم دستامو بردم پائین دو تا لمبرهاشو از هم باز کردم &#8230;ت<br />
ا ته کیرم فشار دادم تو کونش و همونجا ابمو ریختم. وقتی کیرمو از کونش بیرون کشیدم دیدم کونش به اندازه قطر کیرم باز مونده و بسته نمیشه&#8230;.بعد جفتمون بیحال افتادیم کنار تخت &#8230;وقتی امد بره خودشو تو حموم بشوره&#8230;..اب کیرم(که به زردی میزد) از کونش تا سر زانوش راه افتاده بود.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%a2%d8%a8%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%b2%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174023</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.007 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-07 11:17:13 by W3 Total Cache
-->