<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>شلواری &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%D8%B4%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 11:55:34 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>شلواری &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>فونیکس و آب کیر رو کس قلمبه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%81%d9%88%d9%86%db%8c%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%82%d9%84%d9%85%d8%a8%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%81%d9%88%d9%86%db%8c%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%82%d9%84%d9%85%d8%a8%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Oct 2019 09:02:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[آدمهای]]></category>
		<category><![CDATA[آهستگی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[احتمال]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[اردنگی]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهن]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خودتان]]></category>
		<category><![CDATA[خودشان]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خیابان]]></category>
		<category><![CDATA[داستاني]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[روزهای]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[شلواری]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شهواني]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مراجعه]]></category>
		<category><![CDATA[مرتیکه]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[نتوانستم]]></category>
		<category><![CDATA[ندارند]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نشنیده]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دو سال پیش بود.دو سه فیلم سکسی ماهی بود که با زنم متارکه کرده بودم. از یک طرف فکر اینکه یک زن دیگه بگیرم را اصلا نمی سکسی کردم. از طرفی بالاخره مرد بودم و شاه کس به جنس مخالف نیاز داشتم. یک روز تو بقالی زن جوان چادری را دیدم که کونی برای خرید [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>دو سال پیش بود.دو سه فیلم سکسی ماهی بود که با زنم متارکه</h2>
<p>کرده بودم. از یک طرف فکر اینکه یک زن دیگه بگیرم را اصلا نمی سکسی کردم. از طرفی بالاخره مرد بودم</p>
<h3>و شاه کس به جنس مخالف نیاز داشتم. یک روز تو بقالی</h3>
<p>زن جوان چادری را دیدم که کونی برای خرید آمده بود. بدون توجه به او خریدم را کردم و از مغازه</p>
<h4>بیرون جنده آمدم. روز بعد وقتی در مغازه میوه فروشی بودم</h4>
<p>همان زن وارد شد و به پستون من سلام کرد. نگاهی به او کردم. زن جوان و زیبایی بود و لبخند</p>
<h5>زیبایی بر کوس روی لبانش داشت. من هم سلام کردم و</h5>
<p>بعد از خرید از مغازه بیرون آمدم. ولی تا مدتی به فکر لبخند زیبای او بودم. بعد از ظهر دو روز بعد سکس داستان وقتی از سر</p>
<h6>کار به منزل برگشتم . زنگ منزل به ایران سکس صدا درآمد.</h6>
<p>وقتی درب را باز کردم همان زن را دیدم که با همان لبخند زیبا دم درب ایستاده. پس از سلام و علیک خودش را مریم معرفی کرد و گفت که همسایه طبقه بالای ماست و پرسید آیا قبض موبایل آنها اشتباها برای ما آمده است یا نه. جواب دادمخیر . تشکر و خداحافظی کرد و رفت. آن روز مدت بیشتری به فکر او بودم . احتمال زیادی می دادم که موضوع قبض موبایل بهانه است. پس از کمی تحقیق متوجه شدم که آنها درست در طبقه بالای آپارتمان من زندگی می کنند. شوهر این زن جوان یک نجار نه چندان جوان ولی قوی هیکل است که هر روز صبح زود از منزل به سر کار می رود و حدود هشت ، نه شب به منزل بر می گردد. مریم هم خانه دار است و بچه ای هم ندارند. خود بخود به وضعیت آنها حساس شده بودم. در طول روزهای بعد مریم را در کوچه یا در مغازه می دیدم و همیشه با همان لبخند گرم و زیبا با من روبرو می شد. یک بار ایستاد و مدت بیشتری سلام و احوال پرسی کرد و احوال خانواده مرا پرسید. به او گفتم تنها زندگی می کنم و از همسرم جدا شده ام. جواب داد این را می داند و منظور از احوالپرسی از خانواده ، پدر و مادرم هستند. جواب دادم که پدرم چند سال است به رحمت خدا رفته و مادر پیرم در شهرستان نزد برادرم زندگی می کند . چند روز بعد زنگ درب آپارتمان مرا زد و یک کاسه آش به دست من داد و گفت که برای خودشان پخته بود و یک کاسه هم برای من ریخته.. چند روز صبر کردم تا برای کاری دیگر مراجعه کند تا کاسه آش را که کمی آجیل در آن ریخته بودم به او پس بدهم. ولی نیامد. از طرفی دلم می خواست باز هم او را ببینم. خلاصه یک روز بعد از ظهر دل به دریا زدم و رفتم طبقه بالا و زنگ در منزلش را زدم. کسی جواب نداد. ناچار به آپارتمان خودم برگشتم. فردای آن روز در خیابان او را دیدم و به او گفتم که روز گذشته برای پس دادن کاسه آمده بودم. عذر خواهی کرد و گفتحتما آن موقع حمام بوده و صدای زنگ درب را نشنیده. وقتی گفت حمام بوده به اختیار بدن لخت او را در زیر دوش تصور کردم. فردای آن روز بعد از ظهر به منزل ما تلفن کرد ( نمی دانم تلفن من را از کجا آورده بود) و خواهش کرد چند دقیقه بروم بالا. گفت که برای اینکه همسایه ها حساس نشوند درب را باز می گذارد و من بدون اینکه در راهرو صحبت کنم به آپارتمان او بروم. با اینکه بخاطر شوهر نجارش کمی احساس خطر می کردم ولی شوق دیدن او مرا به آپارتمان او کشانید. به آهستگی وارد شدم و درب را بستم.بدون چادر با لباس خانه یقه باز به پیشوازم آمد و کاسه پر از آجیل را از دستم گرفت و گفت چون با روغن داغ دستش را سوزانده از من خواست به او کمک کنم. مثل آدمهای جادو شده به دنبال او به اتاق خواب رفتم و خودتان می توانید تصور کنید چه اتفاقی افتاد. اصلا موضوع سوختن و این حرفها نبود. فقط این را بگویم در طول چند سال زندگی با زنم ، هیچوقت اینقدر از سکس لذت نبرده بودم. مریم کارش را حسابی بلد بود. در طول دو ساعتی که پیشش بودم چنان لذتی به من داد که تا عمر دارم یادم نمی رود. بعد از اینکه کمی آرام شدیم گفت از این به بعد وقتی شوهرش اول صبح به سر کار رفت بهترین موقع دیدار ماست . او درب را باز خواهد گذاشت و من می توانم پیش او بروم تا مدتها کار ما همین بود. وقتی شوهرش در راهرو از جلوی درب منزل ما می گذشت و من رفتن او را می دیدم . سریع می پریدم طبقه بالا و با مریم حالی می کردیم. در این مدت چند بار با شوهر او در خیابان و یا راهرو روبرو شده بودم و سلام و علیکی کرده بودیم. یک بار در حیاط با هم کمی صحبت کردیم . اسم او اکبر بود در مجموع آدم خشن و ضمختی بود. وقتی تصور می کردم این هیکل ضمخت چطور بدن لطیف مریم را در آغوش می کشد چندشم می شد. از طرفی عشق به مریم نمی گذاشت در مورد عواقب ادامه این رابطه فکر کنم. پس از مدتی مریم و شوهرش برای چند روز به مسافرت رفتند. من دلم به شدت برای مریم تنگ شده بود. خیلی به او نیاز داشتم.شبی که از مسافرت برگشتندتا صبح نتوانستم بخوابم.خیلی به او نیاز داشتم. نزدیکای صبح خوابم برد. صبح زود وقتی درب آپارتمان آنها صدا کرد با همان زیر پیراهن و زیر شلواری بیرون پریدم و به آپارتمان آنها رفتم. با آن وضعیت خواب آلود اصلا نفهمیدم که آن روز جمعه است. وارد تخت خواب شدم و از پشت او را بغل کردم. احساس کردم خیلی ضمخت است. بله درست حدس زدید، او اکبر آقا بود که در تخت خواب خوابیده بود. مریم برای خرید نان به بیرون رفته بود. اکبر آقا با تعجب و با خشونت به طرف من برگشت و گفت مرتیکه تو تخت خواب من چکار می کنی؟ تنها جوابی که داشتم بدهم این بود. اکبر آقا من آمدم تو منو بکنی &#8230;. خوشبختانه اکبر آقا حرف مرا باور کرد و مرا با اردنگی از منزل خود بیرون انداخت. من هم مجبور شدم خیلی زود از آن منزل نقل مکان کنم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%81%d9%88%d9%86%db%8c%da%a9%d8%b3-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%82%d9%84%d9%85%d8%a8%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2420</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف جدید میکنه تو کون خودش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 09 Sep 2019 05:18:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابروهاش]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[بخاطره]]></category>
		<category><![CDATA[برخلاف]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[پایینشو]]></category>
		<category><![CDATA[پریدمو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[‫جووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلترین]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشونو]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانای]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمو]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زودباش]]></category>
		<category><![CDATA[سکسمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخت]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلواره]]></category>
		<category><![CDATA[شلواری]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فرودگاه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوشو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لامبادا]]></category>
		<category><![CDATA[لامذهب]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامونو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیده]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانشو]]></category>
		<category><![CDATA[موندیم]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میشکست]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکونه]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[میموندیم]]></category>
		<category><![CDATA[میمونم]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستمو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[واااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشتمو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که من یک هم کلاسی فیلم سکسی داشتم که با هم مثل یه داداش بودیم همیشه خونه همدیگه میرفتیم و بعضی شبا هم میموندیم. یه روز که سکسی نمیدونستم چه شبی پیشه رو دارم قرار شاه کس شد برم خونه اونا.باهم کامپیوتر بازی میکردیم که زنگ در به صدا در اومد مامانش کونی رفت در [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که من یک هم کلاسی فیلم سکسی داشتم که با هم مثل یه</h2>
<p>داداش بودیم همیشه خونه همدیگه میرفتیم و بعضی شبا هم میموندیم. یه روز که سکسی نمیدونستم چه شبی پیشه رو دارم</p>
<h3>قرار شاه کس شد برم خونه اونا.باهم کامپیوتر بازی میکردیم که زنگ</h3>
<p>در به صدا در اومد مامانش کونی رفت در رو باز کرد دیدیم دختر خاله بیوش اومد تقریبا 2 سالی بود</p>
<h4>که جنده طلاق گرفته بود خودشم این تن بمیره یک کونی</h4>
<p>داش که جنیفر گوه میخوره پیشش. پستون اومد گفت خاله مشتلق دائی داره از دانمارک میاد بعد مامان دوست با آبجیش</p>
<h5>رفتن فرودگاه کوس قرار بود ساعت 12 برسه منم و دوستمو</h5>
<p>دختر خالش موندیم خونه منم یه آدم شوخ طبعی هستم که همه دختر خاله هام عاشق اخلاقمم. دوست منم یه جی اف سکس داستان داشت که تا</p>
<h6>مامانشو میپیچوند میرفت خونشونو میکردتش. یهو دیدم دوستم ایران سکس اومدو گف</h6>
<p>&#8230;.. دارم میرم خونه جیگرم میخوام بازم بکنمش منم از خدام بود که با دختر خالش تنها باشم گفتم باشه برو ولی&#8230;&#8230;&#8230;. عیبی نداره بخاطره تو میمونم خونتون. ساعت 11 بود که دوستم رفت منم رفتم زود پیش دختر خالشو دیدم داره موهاشو شونه میکونه گفتم جیگر میخوای من شونه بکنم اونم گف نه&#8230;&#8230;.. کیرم به سنگ خورد و الکی رفتم رو مبل نشستم از الکی گوشیمو دستم گرفتمو مثلا خودمو به اون راه زدم که نمیبینتم دستمو میکشیدم رو کیرم دیدم از آینه نگا میکنه منم لامذهب کیرم یه جوریه که شخ نشدشم از زیر شلواری تابلو میشه چه برسه&#8230;&#8230;&#8230;.. خلاصه دیدم گف چشاتو ببند میخام بولیزمو عوض کنم فهمیدم داغ کرده چون اگه نمی خواست ببینمش میرف اون یکی اتاق منم گفتم باشه بعد تا 5 ثانیه گذشت گفتم وای چشام و زود چشامو باز کردم چشامو باز کردم و خندیدم اونم گف به درک دیدم رو خط یه سوتین قرمز تنش بود گفتم واااااااای منم عاشق لباس زیر قرمزم رفتم جلو کیرمم شخ شده گفتم تورو خدا برگرد گف دیوونه این قسم خوردن نداره وای تا برگشت به خدا آب دهنمو همچین قورت دادم که از خنده داش قش میکرد رفتم جلو دستشو گرفتم تو خوشگلترین دختر دنیایی(داشتم کون مالی میکردم) ولی خدایی خوشگل بود. گفتم میشه بوست کنم؟ با ابروهاش گف نه. منم هی اسرار کردم تا اینکه گف باشه پریدمو لبشو بوسیدم گفتم یکی دیگه خندید این دفه لبامو گذاشتو رو لباشو بر نداشتم لب پایینشو کشیدم لای لبام دیدم یواش یواش داره دستشو به گردنم حلقه میکنه همچین لباشو میک میزدم که خودشم داش قش میکرد. هی داشتم کیرمو میمالوندم به پاهاش اونم داش زبونشو میداد تو دهنم آروم دستمو بردم از پشت تا سوتینشو باز کنم هرکاری کردم باز نشد تا اینکه خودش برگشت و گف جون بکن باز کن&#8230;&#8230; منم کیرمو چسبوندم بو کون گندش واااااااااااااای خیلی تپل و نرم بود سوتینشو باز کردم آروم سینه هاشو تو دستم گرفتم و بازی میکردم راستی تا یادم نرفته اینم بگم که دلیل طلاقشم این بود که بچه دار نشده بودن خلاسه گفتم بریم اتاق خواب&#8230;&#8230;. رفتیم رو تخت و داشتم سینه هاشو میک میزدم وای خیلی تپل بودن گفتم میشه شلوارتو درارم اونم گف نه &#8230;&#8230;.. میاد گفتم نه رفته جی افشو بکنه خندید بلن شد یه شلواره تنگ جین تنش بود وای به خدا شلوارش در نمی اومد تا کشیدم پائین دیدم یه شرت لامبادا پوشیده دیگه داشتم وحشی میشدم گفتم پشت به بالا دراز بکش تا خوابید منم لخت شدم تا کیرمو دید گف این چیه منم کیرم 16 سانتی میشه نگو کیر شوهرش کوچیک بوده و واسه همین بچه دار نشدن منم خوابیدو روش کیرمو گذاشتم لایه پاش گفتم این کیر واسه تو هستش کون گنده ی من&#8230;&#8230;.. هی کیرمو لایه پاش بالا پائین میکردم تا داغ شه رو رونش نشستمو شورتشو دادم پایین وای چه کونی دستمو میکشیدم روشو حال میکردم رفتم کرم رو از جلو آینه ورداشتمو زدم رو کونش دیگه چاره ای نبود دوستا کونشو باز کردمو تا سوراخ تنگ کوچولوشو دیدم گفتم جاااااااااااااان چه سوراخی با کله رفتم تو که سوراخشو لیس بزنم دیدم نمیشه گفتم کونتو یکم بده بالا گلم تا کونشو داد بالا لیس زدم داش اه میکشید گفتم ور گرد تا برگشت به جونه خودم یه کسه تپل و صاف دیدم که حتی تو فیلم هم ندیده بودم گففتم پاتو باز کن با کله رفتم تو کسش تا چوچولشو پیدا کردو گف جووووووون دستشو گذاش رو سرمو فشارم میداد تو میگف من کیرتو میخوام&#8230;&#8230;میخوام واسه اولین بار باذ یه کیر بزرگ حال کنم دیدم کسش داره تر میشه بعد برگشتمو برعکس روش دراز کشیدمو زلنوهامو تکیه دادم زمینو کیرمو کردم دهنش&#8230;. همچین میخورد که کیرم داش میشکست. منم کسشو لیس میزدمو انگشتمو که کرو مالیده بودم ویکردم تو کونش. بعد از چند دقیقه گفت &#8230;&#8230;. دارم میمیرم زودباش کیرتو بکن تو کسم منم برگشتمو کیرمو گذاشتم لایه کسش آرو کردم تو داش آه آه میکرد وای تا کیرم رفت تو رحم دیدم همچین تنگه که وقتی کیرم یه ذرش میره تو انگار کیرمو قورت میده آروم تلمبه میزدم داش ناله میکرد میگفت جر خوردم آه ه ه ه ه ه ه منم خوابیدم روشو رفت رو گلوش منو همچین بغل کرده بود که داشتم خفه میشدم. چون کیر تا حالا نرفته بود تو رحمش خیلی تنگ بود منم آروم میکردمش تا اذیت نشه اونم خوشش می اومد میگفت فدات بشم محکم بکن نترس تا تندش میکردم ناله میکرد میگفت محکم بکن میخوام ببرنم بیمارستان میخوام پاره شم منم داشتم میمردم دیگه دیدم دستاش شل شد نگو ارضا شده منم کیرمو در آوردم و گفتم تا داغه کونشو بکنم گفتم برگرد میخوام کونتو بکنم گف اینو یواشا منم گفتم باشه برگشت دراز کشید گفتم پاهتو جم کن تا سوراخت بیاد بیرون اونم خودشو جم کرد وااااااااای چه کونی نوک انگشتم کرو زدمو مالیدم رو سوراخش یه ذره ام کشیدم رو کیره خودم چون میدونستم تنگه با دستام کونشو میکشیدم بعد کیرمو تو دستم گرفتم تا سرشو کردم گفت یواش بعد آروم همشو بردم تو وای به خدا از کس هم با حال بود 2تا دستمو بردم زیر شکمشو گفتم حالا 4 دست و پا شو کیرمم تو کونش بود میخواستم خودشو ول کنه دستمو میکشیدم رو کسشو آروم عقب جلو میکردم یواش یواش محکمترش کردم داش آ ه ه ه ه میکشید و جیگرمو به حال مییاورد دیدم آبم مییاد دیگه وقت نکردم بگم ریختم تو کونش و افتادم روش. بعد لباسامونو پوشیدیم و همدیگرو میخوردیم ساعت 2 بود که مامان دوست ز زد و گفت داییت الان رسید داریم برمیگردیم منم ز زدم به دوستم تا بر گرده اونم اومد و گف جات خالی یک حالی کردم منم گفتم خوش به حالت از وقتی رفتی داشتم فیلم سکسی نگاه میکردم بعد از اون 4بار کردمش که میگفت خوش به حال کسی که میخواد زنت شه. 6ماه بعد از آخرین سکسمون با یه مرد ازدواج کرد و رفت به یه شهر دیگه. امیدوارم شما هم یه سکس جانانه داشته باشین و داستانای الکی نگین. باااااااااااااااااااای</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2593</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مادر و دختر میرن تو ی تیم تا خوب به دوست پسر حال بدن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%86-%d8%aa%d9%88-%db%8c-%d8%aa%db%8c%d9%85-%d8%aa%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%86-%d8%aa%d9%88-%db%8c-%d8%aa%db%8c%d9%85-%d8%aa%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Jul 2019 07:34:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلاف]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[بتواند]]></category>
		<category><![CDATA[بخواهم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برقرار]]></category>
		<category><![CDATA[برگرداند]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[تااینکه]]></category>
		<category><![CDATA[تختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[تراشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[توانایی]]></category>
		<category><![CDATA[جیغهای]]></category>
		<category><![CDATA[چشمانم]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستانش]]></category>
		<category><![CDATA[دستانم]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[شدماول]]></category>
		<category><![CDATA[شلواری]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدی]]></category>
		<category><![CDATA[کردحالا]]></category>
		<category><![CDATA[کردمبرای]]></category>
		<category><![CDATA[محترمانه]]></category>
		<category><![CDATA[مقدمات]]></category>
		<category><![CDATA[موقعییت]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدارم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میمالم]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نتوانست]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیاید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتوانستم]]></category>
		<category><![CDATA[هرلحظه]]></category>
		<category><![CDATA[ودوباره]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[فقط میخواهمبا نوشتن خاطرات ان فیلم سکسی روزها را یک بار دیگر برای خودم مورو کنمبعد از فوت همنفسم دیگر هیچ چیز یا هچکس نتوانست جای خالی سکسی او را برایم پر کند هر چه شاه کس مادرم بیشتر تلاش میکرد کمتر نتیجه میگرفت تا مرا متقاعدکند تا با یکی از خواستگارهایم کونی ازدواج کنم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>فقط میخواهمبا نوشتن خاطرات ان فیلم سکسی روزها را یک بار دیگر برای</h2>
<p>خودم مورو کنمبعد از فوت همنفسم دیگر هیچ چیز یا هچکس نتوانست جای خالی سکسی او را برایم پر کند هر</p>
<h3>چه شاه کس مادرم بیشتر تلاش میکرد کمتر نتیجه میگرفت تا مرا</h3>
<p>متقاعدکند تا با یکی از خواستگارهایم کونی ازدواج کنم و زندگی عادی را از سر بگیرم من تنها حاضر شدم اسباب</p>
<h4>و جنده اثاثی منزل را کمی تغیر دهم و مادرم امید</h4>
<p>داشت شاید این تغیرات بتواند افکار پستون مرا کمی از گذشته دور کندو من به زندگی عادی باز گردم از مادرم</p>
<h5>خواستم علی کوس برادر کوچکترم را که تنها دو سال اختلاف</h5>
<p>داشتیم را برای کمک به خانه ما بفرستت رابطه من وعلی قبل از این بسیار محترمانه و من حتی یادم نمیاید در سکس داستان طول این بیست</p>
<h6>و نه سال از زندگیم حتی یک شوخی ایران سکس نامربوط با</h6>
<p>هم کرده باشیم ولی ان روز اتفاقی افتاد که تمام زندگی من رنگ و بوی دیگری گرفتساعت نه صبح بود که علی زنگ در خانه مرا زد ان روز من یک زیر شلواری مرداته و یک تیشرت تنم بود بعد از خوشامدگویی از علی خواستم برای اینکه لباسش کثیف نشود یکی از زیر شلواریهای ان مرحوم را بپوشد و هر کدام برای کار به قسمتی از خانه رفتیم من سعی میکردم یک چمدان از لباس های قدیمی که مدتها زیره کمد بود را بیرون بکشم اماهرچه زور میزدم نمیتوانستم تا جایکه دمر روی فرش خوابیده بودم و هی دسته ساک را میکشیدم و بلاخره مجبور شدم از علی کمک بخواهم علی نیز مانند من دراز کشد و هر دو سعی در بیرون اوردن ساک کردیم در این کش و قوس علی نیمه تنش به روی من کشیده شده بود خدای من میتوانستم التش را روی باسنم حس کنمتمام بدنم داغ شده بود احساسی گم شدای تمام وجودم راگرفته بودشهوت در وجودم موج میزدحرکتهای علی باعث شت کاملا التش میان دو باسن من باشد به ناگهان از روی منبلند شد اما نتوانست از خیسی لباس من جلو گیری کند و با گفتنه ببخشد مریم جون یادم امد یه کار فوری دارم سریع لباس عوض کردو زیرشلوری را به بهانه کثیف شدن توی ماشین لباس شویی انداخت و رفت دیگه توانایی کار نداشتم سعی میکردم افکار خودم را از حادثه پیش امده دور کنم اما نمی شد وقتی شب به رختخواب رفتم این افکار بیشتر شد و وقتی به خود امدم متوجه شدم با یک دست سینه و با دست دیگر زیرشکمم را میمالم از جا بلند شدم و توی تختخواب نشستم شیطان چنان وسوسه ام کرد که تصمیم خودم را گرفتمعلی باید کام مرا براورد اما ججوری چه کار باید میکردم البتهاینجور مواقع شیطان خود به کمک شما میایدفردا به مادرم زنگ زدمو گفتم مادر علی را بفرست من او را شام نگه میدارم و برای اینکه کار زودتر تمام شود شب او را پیشه خودم نگه میدارم اما شما از بابت ماندن او چیزی به او نگویدممکن است بهانه اورده و نیاید مادرم قبول کرد و من مشغول اماده کردن مقدمات شدماول به بازار رفتم و یک شلوار استرج چسبان و یک تاپ خریده وخانهبرگشتم حمام کردم و تمام مو های زاید را تراشیدم و منتظر امدنعلی شدم ساعت هفت شب بود که علی امد با شنیدن صدای زنگ چنانقلبم به تپش افتاد که صدای ان را میشنوفتمخیلی سعی کردم خودمرا ارام کنم بعد از دو دقیقه به اعصاب خود مسلط شدم و مدانستماگر حرف یا حرکت خواستی انجام دهم ممکن است تمام کارها را خراب و او از نیت من اگاه گرددسلام علی جون دیروز کجا دررفتیببخشد مریم جون الان در خدمتت هستم هر چه کار داری به خودم بگومن کوچک تو اسباب اثاثیت هستممتعجب شدم از اینکه اون بیشتر از من سعی میکرد اوضاع را عادیجلوه دهدراستش یکم دیر امدی اول شام بخور بعد اگه راست میگی امشب اینجابمون تا فردارنگ علی برگشت یک نگاهی به سراپای من انداخت تازه یادش امدتا به حال من را با یک همچین لباسی ندیده است و خدا میداند توی اون لحظه به چی فکر میکرددر تمام ان مدت بین ما سکوت بود وتلاش میکردم راه حلی پیدا کنمو این بار نیز شیطان به کمکم امدراستش علی جون از دیروز من کلی کار کردم فقط یکی دوتا کارمونده که باشه صبحعلی بدونه انکه حرفی بزند رفت یک متکا و پتو برداشت و منموندم که چکار کنم ناگهان گفتمعلی جون اگه زحمتی نیست این قولنج مرا بگیریچشمان علی برقی زد از جا بلند شد وخیره مرا نگاه کردعلی جون فهمیدی چی گفتمدادش من بلد نیستمکاری نداره من دستم را پشتم جمع میکونم تو مرا بلند کنبدون معطلی پشتم را به علی کردم و منتظر شدم به اتاق من بیایدبه ناگهان گرمی تنش رو پشتم احساس کردمبرای چند لحظه سکوت بین ما برقرار شد من دستانم را به پشت بردمو علی دستانش را به دور سینه هایم حلقه کردو ارام هر دو سینهمرا دردستانش گرفت و فشار ارامی داد که من اه از وجودم برخواستبا اه من او که شهوتی شده بود یک دستش را به ارامی پاییناوردو بین دو پای من گذاشت و من با این کارش به ارش رفتمعلی چکار میکونی &#8230; علی ترا به خدا &#8230;علیوچنان اه و اوهی کردم و در بقلش پیچ و تاب میخوردم که او هرلحظه شهوتی تر میشدعلی ترا به خدا خواهش میکنمعلی مرا به پشت رو تخت انداخت و شلوار را از پایم در اورد یک متکا به زیر شکمم گذاشت جوری که باسن من کاملا بالا امدبا دستانش لومبرهای مرا از هم باز کرد و با زبانش شروعبه تیسیدن سوراخ من کرد زنانی که شوهرانشان این کار را با ایشان کرده باشد میفهمندمن چه میگویم و چه لذتی در این کار استمن به خواستهام رسیده بودمدیگر به جای اینکه بگویم علی جون نکن فقط اه واو میکردمچشمانم را بستم و از موقعییت پیش امده لذت میبردمدر همین گیرودار علی مرا برگرداند و من چشمم به الت بزرگ علیافتاداین بار دست بردم التش را گرفتم و به داخل کوسم هل دادم ودوباره چشمانم بستم وگفتمعلی جون جرم بدهعلی ترا به خداعلیلحظاتی بعد صدای جیغهای شهوت الود ما بود که فضای اتاق را پرکرده بودتا صبح سه بار با هم سکس کردیم و من تلافی این چند سال را در اوردمبعد از ان علی هفته ایی یکی دو بار پیش من میامد تااینکه ازدواج کردحالا دیگر او حاضر نیست پیش من بیاید و مرتب التماس میکندکه ازدواج کنم ولی من نمی توانمبرای من دیگر هیچ کس علی نمی شود</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%86-%d8%aa%d9%88-%db%8c-%d8%aa%db%8c%d9%85-%d8%aa%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d9%be/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175591</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف بلوند کیر جدید هدیه میگیره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%87%d8%af%db%8c%d9%87-%d9%85%db%8c%da%af%db%8c%d8%b1%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%87%d8%af%db%8c%d9%87-%d9%85%db%8c%da%af%db%8c%d8%b1%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 16 Jul 2019 04:37:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آمادست]]></category>
		<category><![CDATA[احساسی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اصطلاح]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باغمون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[برگشته]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگان]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنش]]></category>
		<category><![CDATA[تراشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووووووووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[درازکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[روبروم]]></category>
		<category><![CDATA[رویایی]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شاعرانه]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلواری]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[قهوهای]]></category>
		<category><![CDATA[کارخونه]]></category>
		<category><![CDATA[کارهای]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[کمربندی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کیلومتر]]></category>
		<category><![CDATA[کیلویی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[موزیانه]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین]]></category>
		<category><![CDATA[نازنینم]]></category>
		<category><![CDATA[نازنینه]]></category>
		<category><![CDATA[ناشناس]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نبودبه]]></category>
		<category><![CDATA[نپوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نگذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیریم]]></category>
		<category><![CDATA[نهایتا]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیلوفر]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییییییییییییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وبیشتر]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناک]]></category>
		<category><![CDATA[وکاملا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بهش داشتم .کلا ما زیاد فیلم سکسی خونه کسی نمیریم و خوب دائم هم از این قاعده مستثتا نبود،به همین دلیل دیدار ما با هم محدود به سکسی همون عید تا عید می شد . شاه کس سالها همینجور گذشت و ما کمکم بزرگ و بزرگ تر می شدیم .این داستان هم کونی مربوط به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بهش داشتم .کلا ما زیاد فیلم سکسی خونه کسی نمیریم و خوب دائم</h2>
<p>هم از این قاعده مستثتا نبود،به همین دلیل دیدار ما با هم محدود به سکسی همون عید تا عید می شد</p>
<h3>. شاه کس سالها همینجور گذشت و ما کمکم بزرگ و بزرگ</h3>
<p>تر می شدیم .این داستان هم کونی مربوط به 4ماه پیش میشه. باید بگم که من حالا 29ساله و دختر دائم</p>
<h4>19سالست جنده .داستان از اونجا شروع شدکه نازنین موبایل دارشد ،پس</h4>
<p>نتیجه می گیریم هرچی مصیبت سر پستون ما جوونا می یاد به خاطر این آمریکائیاست:))))))خلاصه منکلا آدم آروم وبه اصطلاح جمع</p>
<h5>با کلاسی کوس هستم و خدا رو شکر از چهره زیبایی</h5>
<p>برخوردارم ( البته اگه قصد جونمو نکنید )واسه همین دختر های دور و برم کلا خوب به من پا میدن ولی اگه سکس داستان نخندین من اصلا</p>
<h6>اهل دختر بازی نیستم آخه همیشه دوست داشتم ایران سکس با کسی</h6>
<p>سکس داشته باشم که عاشقش باشم و همراه سکس بتونم لذت عشق رو هم باهاش حس کنم.القصه اون روز مثل همیشه از کارخونه برگشته بودم(لازمه بگم شغل پدر من تولید مواد صنعتی و منم طبعا کارهای اونجا رو انجام میدم)توی اتاقم مشغول درس خوندن بودم(پر حرفی منو ببخشید ولی لازمه بگم که رشتم مدیریت صنعتی تا بهتر منو تجسم کنید) که دیدم یه اس ام اس ناشناس اومد . بازش کردم و دیدم نازنینه ! تعجب کردم خلاصه بعد از احوال پرسی و تبریک من واسه موبایل دارشدنش نازنین گفت دوست داره که با من در ارتباط باشه. تو کونم عروسی راه افتاده بود بیا وببین ،ولی تیریپ اومدم و با اکراه قبول کردم خلاصه از اون روز به بعدکار ما شده بود مسیج بازی جوری که به نیمه شبها کشیده شده بود واز اونجا که بزرگان گفتن بین دختر و پسر توی شب شیطان حکم میکنه که جیگرشو برم ،یواش یواش کارما کشید به حرف های سکسی زدن و از اونجا که با هم جور شده بودیم نازنین یه روز به من گفت که دوست پسر داره و از من خواهش کرد کمکش کنم تا باهاش باشه ،با این حرفش گه گذاشته بود تو اعصابم ولی به روی خودم نیاوردم و قبول کردم اما تو دلم به خودم قول دادم که کون پسره رو پاره کنم آخه هیچ جور نمیتونستم قید کس و کون ناز دختر دائم رو بزنم . اصلا اجازه بدید یکم ازش تعریف کنم که بفهمید چه هلویی ،جووووووووووووووون . قدش 170 تو پر با پوستی به سفیدی برف با گونه هایی به رنگ انار ،چشاش قهوهای و مثل دوتا گردوی بزرگ توی صورتش آدم رو دیونه می کنه یه لب داره نهایت عرضش 2 سانته سرخ وکاملا پف کرده ،چی بگم از سینه هاش : سایز 75 سفت و عجیب سر بالا با نوک سینه هایی به رنگ صورتی روشن که وقتی شق میشن یه یک سانتی میشن ،وای که وقتی بهشون فکر میکنم دهنم آب میفته،همه اینا یه طرف کس و کونشم یه طرف ،یه کس داره سفید که وسطش به رنگ نوک سینه هاش صورتی روشنه و خوش گوشت (یه چی میگم یه چی میشنوید)،کونشو که دیگه نگو هر کمبش اندازه قطر کمر منه به اینا اضافه کنید یه کمر باریک که نهایتا اندازه رون یه آدم معمولی ، اصلا نمی دونم معده و رودش چجوری توی شکمش جا شده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟خلاصه یواش یواش مخشو زدم و از پسر جداش کردم ،جوری که یه مهیار می گفت 5000000000000000مهیار از دهنش می ریخت (منظورم اسم خودم بود) امااین وسط یه مشکل بزرگ وجود داشت و اونم این بود که زن داییم مثل سرهنگ های گشتاپو 1 دقیقه هم تنهاش نی گذاشت واسه همین هم فقط وقت هایی می تونستیم با هم باشیم که من می رفتم دم کلاس زبان دنبالش اولا فقط قصدم با اون بودن بود ولی مگه این شیطون لامسب می گذاره. اولین باری که ازش لب گرفتم یادم نمیره داشتم می رسوندمش خونه که گفت :مهیار جون هنوز وقت دارم ،بریم یه دوری بزنیمکه منم از خدا خواسته گفتم : چشم عزبزم الان می ریم یه جای خووووووبخندید و گفت : کجا مارمولکگفتم:کمربندییه دفعه دیدم هاج و واج داره نگام می کنه. پرسید :کمر بندی؟خاک تو سرت کنن جا بهتر از این نبود؟؟؟؟؟حیف من ،اصلا تو لیاقت داشتن یه دختر دائی ناز مثل منو نداری ، برگرد بریم خونه . . .خندیدم و گفتم : الهی قربونت برم منظورم این بود که این وقت شب کمربندی خلوت تره وراحت تریمیه خنده موزیانه گوشه اون لبای نازش نشست که دیونم کرد و گفت :حالا حتما باید بریم جای تاریک ؟؟؟؟؟مگه می خوای چیکار کنی ؟؟؟؟گفتم : هیچی عزیزم فقط می خوام باهات درد دل کنم.خندید و گفت : نکبت درد دل یا درد زیر دلیه لحظه فقل کردن ،فقط گفتم هر جور شما امر کنید .خلاصه تصمیم گرفتیم که بریم باغمون . به زن دائم زنگ زدم و یه بهونه تراشیدم .توی راه توی فکر اون هیکل نازش بودم که دیدم دستش رو گذاشت روی رونم و آورد طرف مهیار کوچولو که حالا بهتر بود بگم حاج مهیار آخه انقدر بزرگ شده بود که راحت می گرفت زیر فرمون:)))))خندید و گفت :اوه اوه اوه عجب دایناسوری گازت نگیره و محکم گرفتش توی دست ،یه جوری فشارش می داد که هر لحظه منتظرشکستنش بودم ،گفت :الهی بمیرم واسه بسر عمه خوشکلم که از بس تو کف مونده اینجوری قاط زدهگفتم : ای گفتیرسیریم تو باغ من پیاده شدم و در رو واسش باز کردم وقتی پیاده شد یه لحظه کاملا صورتش به صورتم نزدیک شد ،منم نامردی نکردم و لبشو بوسیدم گفت : چه حولیییییی یا نبوس یا درست ببوس و لبش رو روی لبم گذاشت نمی دونید چه طعمی داشتن شیرینننننننننننننننننننننن وگرم ،باورم نمی شد . خدایا یعنی این لبای نازنین منه که دارم می بوسم!!!!!!یه جوری زبونشو تو دهنم می چرخوند و لبهام رو محکم می مکید که یه لحظه خندم گرفت .گفت چته دیونه چرا می خندی ؟؟؟؟؟گفتم : آخه اینجور که تو لب منو می بوسی و می خوری فک کنم اونی که می خواد بکنه تو هستی و اونی که میده منم ، خندش گرفت و پرید تو بغلم ،محکم منو بغل کرد و در گوشم گفت :آخه پسر عمه نازم کردم داری ، می دونی چند ساله خواب این لبها رو می بینم ؟؟؟؟؟از تعجب دهم باز مونده بود ،گفتم ولی من فکر می کردم که من عاشق تو بودم و تورو تور کردم ، باز یه لبخند موزیانه زد و گفت : آخه خره تو چرا اینقدر ساده ای ، هنوز نمی دونی دختر ها چقدر موزینگفتم : چرا ؟؟؟گفت : راستشو بخوای این منم که تورت کردم نه تو !!!گفتم :بی خود تو که دوست پسر داشتی ؟؟؟دوباره خندید وگفت : وقتی میگم خری نگو نه . . اون ساسان داداش نیلوفر دوستم بود ،من با نیلوفر ازش خواسته بودیم که نقش دوست پسر منو بازی کنه تا حسادت تو تحریک بشه !!!!!نمی دونستم چی بگم ،گفتم : جدییییییییییییییییه دست به صورتم کشید و بعد از لمس کردن لبهام با یه صدایی که شهوت توش موج می زد گفت : آره نفسم ،پس چی ..فک کردی من یه پسر عمه به این نازی رو می گذارم که دخترای درپیت کف بزنن ،عمراً. . .من عاشقتم دیونهدیگه نمی دونستم چی بگم ،بغل کردم و بوسیدمش ، همین جور که لباش رو لبام بود وارد عمارت شدم ویه راست رفتم طبقه بالا توی یکی از اتاق خواب ها ،نازنین رو گذاشتم روی تخت و خودم کنارش دراز کشیدم ، یه دستم زیر سرش بود و با دست دیگم مو های بلند ومجعدش رونوازش میکردم.لبهاش توی اون تاریک و روشنی مثل الماس می درخشیدو می گفت :بیا منو بخور . . .شروع کردم به خوردن لبهاش ،همینجور که لبهاش رو می خوردم با دستم دگمه های مانتو و پیرهنش رو باز کردم که دیدم بهبههههههههههههههه،دختر دائی نازم زحمت منو کم کرده و اصلا کرست نپوشیده ،نمی دونید اون سینه های نازش چه جوری سفت و شق شده بود و از سفیدی اتاق رو روشن کرده بود اون نک های تیزش رو که نگو دوست داشتی تا صبح مکشون بزنی ،همینجور محو تماشاشون بودم که گفت : چیی صفر کیلومتر سینه ندیده ،بخورشون دیگه . .من دیگه طاقت نداشتم ،افتادم روش ،حالا بخور کی بخور یواش یواش رفتم پایی تر روی نافش ،با زبون شکم و نافشو میلیسیدم،نازنین یه دستش رو روی سنش گذاشته بود و به یه دستش مو های منو نوازش میکرد ،با هر لیسی که زیر نافش می زدم یه آه می کشید و قربون صدقم می رفت آخه اونم اولین بارش بود ، توی اون حال موهای منو میکشید و می گفت : الهی قربونت برم مهیار جونم ،واقعا ارزش منتظر بودن و شیطونی نکردن منو تو این سالها داشتی عزیزم .بلیس و برو پائین ،همش مال خودته عشقم . تو این سالها به خاطر تو نگذاشتم حتی آفتاب رنکشو ببینه ،برو پائین عزیزم مال خودته .با حرف هاش دیونم کرده بود ،وقتی دیدم اوکی رو داد رفتم پائین ،شلوارش رو مخواستم در بیارم که از زور تنگی شرتشم باهاش کشیده شد پائین ،چی دیدم ،تجسم کنید شرت و شلواری رو کهتا زیر کس پائین اومده اونم یه کس سفید و تپل بدون مو که خیس خیس باشه نمی دونید دیدن این صحنه زیر نور ماه که از پنجره داخل اتاق می تابه چه شاعرانه و شهوت بر انگیزههههههههههههمن که اصلا نفهمیدم چجوری شلوار و شرتش رو از پاش در آوردم ،پاهاش رو باز کردم و رفتم وسطش،شروع کردم به خوردن کسش ،واییییییییییییییییی که چه خوش مزه وشیرین بود شنیدین میگن فلانچیز بوی نویی میده ؟؟؟کس نازنینم بوی نوییی و تازگی می داد وبیشتر آدم رو به خوردنش تحریک می کرد ،اونقدر خوردمش که یه لحظه نازنین شروع کرد به لرزیدن و به ارگاسم رسید با نفس نفس گفت :نفسم بکن منو ،دیگه طاقت ندارم گفتم از پشت ،یه خنده شهوتی زد و گفت : آره جونم جلوم بمونه واسه شب ازدواج ،می خوام گرمای داخل کسم اون شب سورپرایزت کنه. . .با این حرف هاش مثل گرگ گرسنه وحشی شده بودم و مشتاق فتح کردن کونش،یه جوری با عجله برش گردوندم که گفت:چیه گرگ کوچولو ،می ترسی فرار کنه ، نه خیر نترس همش تا ذره آخر مال خودتهچی بگم وقتی کونش واسه اولین بار روبروم قرار گرفت ،یه کون سفید و درشت و نرم که با کوچک ترین نسیم مثل ژله می لرزید با یه سوراخ تنگ و صورتی وسطش . کیرم همچین شق شده بود که ترسیدم یه دفعه خودم رو گاز بگیره.دیدم حیفه زود بکنمش واسه همین پاهاش رو به هم چسبوندم تا اول کسش رو از عقب بخورم ، نازنینم اینو فهمید و با یه حرکت سکسی کونش رو فر داد و یه دفعه قمبول کرد ،وایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی که چی دیدم یه کس تپل که از عقب از بین رونش زد بیرون و لای پاش جا خوش کرد ، فک کنم یه نیم کیلویی بود،تجسم کنید من بدبخت چه ستمی کشیدم ، آخه مگه آدم دلش می یاد این کس و کون رویایی رو بکنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟شروع کردم به خوردن کسش که حالا از خیسی لیز شده بود ،نازنین هم که تو اوج حال کردن بود کسش رو بیشتر به دهن من فشار می داد ،نمی دونید چه حالی داشتم ،دیگه طاقت نداشتم بلند شدم و با آب کسش سوراخ کونش رو خیس کردم و یواش یواش اول با یه انگشت و بعد با دو و سه انگشت سوراخش رو حسابس آماده ورود حاج مهیار کردم ،دیگه وقتش رسیده بود و میشد از آه و اوه نازنین فهمید که اونم آمادست ،کیرم رو با دست گرفتم و شروع کروم به کشیدنش لای چاک کس نازنین تا خیس و آماره بشه ،این کار اونقدر به نازنین حال می داد که با تکون دادن کسش شروع کرد به همراهی کردن با من و مدام می گفت :جونننننننننننننننن ،بگا منو مال خودته ،همش مال خودته ،کی بشه بکنیش تو کسم این کیر کلفتو با حرکت دادن کسش و با توجه به خیسیس اون هر از کاهی کیرم لیز میخورد و یکم می رفت تو کسش ،فک کنم حاج مهیار خیلی بی تاب کس نازنین جونم بود ،خلاصه ترسیدم یه دفعه پردشو بزنم و شر بشه واسه همین کیرم رو گذاشتم رو سوراخ کونش و عملیات فتح تپه های نازنینیه با رمز جوووووووووووووووون آغاز شد ،کار خیلی سخت بود ولی با فشار زیاد و همراهی و همکاری نازنین سرش رو کردم تو ،نازنین یه آخ شهوتی از روی درد گفت و با کمال تعجب به جای این که من فشار بدم اون کونش رو داد عقب و کیرم که خیس خیس بود تا خایه رفت تو کونش ،یه جیغ وحشتناک زد و با درد گفت : قله فتح شد ،وای مهیار سوختم ، زود تر بکن که بی تابم ،منم که از این حرفش شهوتی شده بودم شروع کردم به تلمبه زدن با فشار زیاد،نمی تونم بگم چه احساسی داشتم روی ابرها بودم آخه خودتون می دونید که دختر جماعت به داحتی کون نمی ده و اگه بده هم جیگر آدم رو خون میکنه،ولی خدا قسمتتون کنه یه دختر پایه مثل نازنین که با جون و دل با درد وحشتناک بهتون کون بده تا بفهمید کون کردن چه حالییییییییییییییییییییییی میده ،خلاصه اونقدر تلمبه زدم که آبم با سرعت مافوق صوت ودر مقیاس دریای خزر خالی شد تو کون نازنین (آخه بدبخت چون اولین بارش بود معدش تعجب کرده بود و حول شد)نازنین یه وایییییییییییییییییییییی بکن پسند کشید و گفت :مهیار سوختم ،عزیزم سوختم،چه حالی داره این سوختن و همون جور دراز کشید و منم در حالی که کیرم تو کونش بود درازکشیدم روش ،خدا قسمتتون کنه چه حالی کردم واسه اولین بار،الهی قربون نازنینم برممممممممممممم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%87%d8%af%db%8c%d9%87-%d9%85%db%8c%da%af%db%8c%d8%b1%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175310</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم لاتین عاشق کیر میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 12 Jul 2019 09:28:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[‫ازدواجش]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهه]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتای]]></category>
		<category><![CDATA[اونایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونطور]]></category>
		<category><![CDATA[ایرادی]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[باهشون]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بودحسابی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشرفته]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تمامشو]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[جاهامون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خوابمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنی]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دلایلی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمان]]></category>
		<category><![CDATA[سکسمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلواری]]></category>
		<category><![CDATA[عموهام]]></category>
		<category><![CDATA[فروردین]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدی]]></category>
		<category><![CDATA[کوهنوردی]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفانه]]></category>
		<category><![CDATA[مراعات]]></category>
		<category><![CDATA[مراقبم]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنم]]></category>
		<category><![CDATA[مقداری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میندازه]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[واااای]]></category>
		<category><![CDATA[وفادار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[یا 16 سال داشتم این فیلم سکسی داستان سکس من و پسر عمومه که 1 سال از خودم بزرگتره من اون موقع حس شدیدی نسبت به پسر سکسی عموم داشتم و همیشه دوست داشتم واسه شاه کس یه شب هم که شده در کنارش لختی بخوابم البته قبل از این ما با کونی بروبچ محله [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>یا 16 سال داشتم این فیلم سکسی داستان سکس من و پسر عمومه</h2>
<p>که 1 سال از خودم بزرگتره من اون موقع حس شدیدی نسبت به پسر سکسی عموم داشتم و همیشه دوست داشتم</p>
<h3>واسه شاه کس یه شب هم که شده در کنارش لختی بخوابم</h3>
<p>البته قبل از این ما با کونی بروبچ محله یه شیطنتهای می کردیم ولی سکس به حساب نمی اومد اونم زمانی</p>
<h4>که جنده اول دبستان بودم که متاسفانه یه بار بابام با</h4>
<p>یکی از این بروبچ محل خونمون پستون مارو دید که خیلی ضایع شدم و کلی بابا منو به خاطر این که</p>
<h5>با کیر کوس دوستم بازی می کردم دعوام کرد و تهدید</h5>
<p>کرد که اگه ببینه بیشتر از این غلطا می کنم منو با تی پا از خونه میندازه بیرون هیچ وقتم بهم نگفت سکس داستان که چرا این</p>
<h6>کار اشتباهه که این قدر منو دعوا کرد ایران سکس بعدشم هم</h6>
<p>من و دوستم و کدخن کرد که دیگه حق نداریم همو ببینیم خلاصه که اون روزا واقعا روزای بدی بود و از اون موقع همش مراقبم بود و هیچ وقت تنهایی اجازه نمی داد با دوستام برو بیرون یا که خونه کسی بخوابم شبو. خلاصه این که همش درسو خونه فقط خونه عموم اینا راحت بودم و این چند سال واقعا تنها بودم البته من اون موقع واقعا پسری مثبت بودم از موقعی که دبستان بودم همیشه نمازمو می خوندم، دروغ نمی گفتم رتبه اول کلاس بودم و تو خونه هم به مامی و بابی کمک می کردم و این باعث شد که یه پسر دوست داشتنی برای باب و مام باشم و اعتماد بابی رو به خود جلب کنم البته بازم این باعث نشد بابا اونطور که باید منو آزاد خودم بزاره، خلاصه بریم سر بحث اصلیمون. من بیشتر رفت وآمدم با خانواده عموم اینا بود و همیشه با پسر عموم می رفتیم استخر شاید هم همین باعث شد که می قعی که بدن لخت پسر عموم رو توی استخر میدیدم بهش علاقه مند بشم.باور کنید این حس که من به یه پسر داشتم همیشه تو وجودم بود شایدم چون بدن هیچ زنی رو ندیدم و فقط با اون بودم این طوری بودم. همیشه سعی می کردم خودمو بهش بجسبونم باهاش کشتی می کرفتم اون هیکلش از من بزرگتر بود و موقعی که باهم کشتی می گرفتم تمام بدنش می افتاد روم و برام لذت بخش بود. بله کمکم این و کاملا حس می کردم که اونم یه علاقه ای به من داره این کاملا واضح و مشخص بود هرکی تجربه داشته میدونه من چه می گم.یادمه اواخر فروردین بود هوا واقعا خوب بود حال میداد واسه کوهنوردی، با بروبج فامیل و بابام و دوستای بابام قرار شد که واسه چند روزی بریم کوه بریم کمی جلو خلاصش می کنم.ما اونجا چادر زدیم دختر عموهام و دختر عمم و خواهرم اینا هم بودن خانوما هم واسه خودشون چادر جدا داشتن پهلوی چادر ما شب موقع خواب تو چادر جا نبود همه بهم چسبیده بودیم من و پسر عمه ام کنار هم خوابیده بودیم پسر عموم هم دقیقا زیر پای من خوابیده بود یادش بخیر چه شبی بود بابام هم توی چادر خانما خوابید چون اصلا دیگه جا نبود کوه هم واقعا هوا سرد بود و هر کدممون 2 تا پتو روی خودمون کشیده بودیم گرچه جاهامون گرکو نرم بود چون حسابی بهم چسیده بودیم.هوا هم تاریک چشم همو نمی دید نیمه های شب که شد دیدم یکی داره انگشتای پامو میگیره و داره باهاش بازی می کنه و داره دست میکشه پاهام اول زیاد چدی نگرفتم گفتم شاید دستش الکی به پاهام برخورد کرده ولی بعد نه دیدم واقعا داره دست می کشه به پاهام و داره لمسش می کنه و داره کمکم میاد بالا وااای شک نداشتم که این علی هس البته اسمش علی نیس به دلایلی حالا ما علی صداش می زنیم اینجا، اومد بالا لای پام داشت قلبم بیرون میزدداشت کونمو لمس می کرد جون من با شکم خوابیده بودم مشخص بود دستش نمی رسه می خواست کیرمو بگیره کیرم اولی که داشت از پام بالا میومد شق شده بود یه ذره خودمو کشیدم پایین تا دستش راحت به کیرم برسه وووووی چه حالی داشت بخدا وقتی کیرمو گرفت برای ایدکه خیالشو راحت کنم که منم باهاشم دستشو گرفتم و محکم کیرمو دستش دادم و نگهش داشتم رو کیرماینکارو که کردم دیگه اطمینان خاطر پیدا کرد و بلند شد و اومد کنارم جا تنگ بودحسابی به هم چسبیدم و کونشو به کیرم چسبوند آخ چه کونه کوپلی داشت مطمئنم هیچ کدوم ار شماها تا حالا کون به این خوش فرمی ندیدن بخدا دارم تمامشو راست می گم نه کم نه بیش.کونشو می مالیدم از رو زیر شلواری کمکم دستم بردم تو زیر شلواریش و جوووووووووووووون دیگه هیچی بین دست من و کونش نبود گرررررم گررررررررررررم یه تیکه گوشت لذیذ تو دسم بود هی دست میکشیدم می رفتم سراغ سوراخش لپ کونش نرم نرم بود یه تیکه گوشت خالی بخدا تو دستم بود. کم کم ازپشت رفتم سروقت کیرش اول تخماش تو دسم اومد بعد کیرش عجب کیری بود نمی دیدمش ولی لمسش که می کردم میشد فهمیدی چه کیر خوش تراشیه کیرش رو که فشار میدادم مثل ماهی که تازه از آب گرفتی می خواست از دسنم فرار کنه بعدش برگشتم و زیر شلواریمو پایین شیدم اونم اومد سروقت کون من و کیرشو لا پام گذاشت با تمام وجودم کیر نازشو حس می کردم و واقعا یه چیزه گنده رو بین لپ کونم حسش می کردم اون شبو تا همین جا تمومش کردیم صبح که از خواب بیدار شدم اصلا روم نمیشد تو چشاش نگاه کنم اصلا نمی شد باهاش بحرفم.فردای آن روز که برگشتیم از کوه پسر عموم خونمون تماس گرفت گفت بیا خونمون سیستمم ایرادی داره برام درسش کن من کامپ.. یه چیزای حالیم بود البته این بهونه اش بود منم ار خدا خواسته رفتم وقتی رفتم منو برد تو اتاقش و1 و 2 در اتاق بست و خودشو لخت کرد و رفت رو تخت به شکم خوابید و من ماتو مبهوت داشتم نگاش می کردم تا حالا بدن لخت ندیده بودم بهم گفت که لباسمو در بیارم منم لخت شدم دقیق یادمه بهم گفت بیا روم بخواب منم رو کونش حدود 20 دقیقه بدون هیج حرکتی خوابیدم اینقدر گرم بود کونش خودشم داشت لذت می برد نزدیک بود 2تای خوابمون ببره بعد نوبت من شد که بخوابم منم به شکم خوابیدم اومد کمی تف کشید لاپام نمیدونسم چرا این کارو می کنه خوب تاحالا تجربه سکسی نداشتم آخه بعدشم کیرشو گذاشت لاپام و چخ چخ کیرش که خیس تف بود دم سوراخم می کشید خوب کار شو بلد بود حسابی خیس شده بود خوشم میومد از این حالت یه کمکی احساس سوزش می کردم شاید بخاطر تفش بود که می سوخت لا کونم دیدم یه تکونی بخودش دادو یه آخی کشید احساس کردم یه چیزی گرمی ریخته شد دم مقعدم اول فکر کردم داره میشاشه روم آخه من بخدا اون موقع پرت پرت بودم چه می دونسم آب منی چیه آخه من بچه مثبت بودم همیشه مسجد می رفتم همراه بابام و اصلا حالیم نبود از این چیزا تو مدرسه که هیچ وقت به دوستام اجازه نمیدام بهم نزدیک بشن گرچه بعضی وقتا انگلکم می کردن و هوس کونمو داشتن ولی با چشم زهری که بابام بهم داده بود جرات چنین کارای هم نداشتم و بعضی وقتا باهشون دعوا می کردم بارها هم خواسته بودن گولم بزنن ولی هیج وقت بهشون امان ندادم برگردیم سر سکسمون آبش که ریخت دم سوراخم بهش گفتم شاشیدی روم یه دستی کشیدم در کونم و مقداری ازش برداشتم گفتم این چیه و بعد از کلی که بهم خندید گفت آب کیره ور برام همه چیو توضیح داد باورتون میشه 16 سالم بود و چیزی نمی دونسم شرتمو پوشیدم و تری دم کونمو احساس می کردم خیلی خوشم اومد ما هفته بار باهم میسکسدیم البته هفته اول همش لا پایی بود تا رسید به یک روز قرار شد تو یه ساختمان نیمه تمام سکس کنیم اول قرار شد اون بکنه یه گونی انداخت و شلوارمو تا نیمه پایین کشیدم وای اون کیرش خیلی کلفته تقریبا کیرای ما اندازه همه من که خوابیدم بهم گفت که می خواد بکنه تو کونم من گفتم بکن آخه نمی دونسم درد داره فکر می کردم عادیه منم کونم شل گرفتم واااای خدا فقط سرش رفت تو سوراخم همچی هوایی گرفتم که یه ساعت دم سوراخمو گرفتم می گفتم آخ که پاره شدم مردم فقط اخ اخ می کردمو از شدت درد بهم گفت بخواب اینبار یواش می کنمت بهش گفتم برو گم شو نمی خوام شلوارمو بالا کشیدم و پا به فرار تا یه دو هفته از سکس زده بودم نمی رفتم خونه عموم اینا هرچی ازم خواهش می کرد نمی رفتم بخدا تو این دو هفته راه نمی تونسم برم دستشویی نمی تونسم راحت بشینم یه بارم یکی از دوستام به شوخی بهم گفت نکنه کوون دادی لنگ لنگ راه میری اخه به فکر کسی هم نمیگنجه که من کوون داده باشم بعد 2 هفته باز برنامه هامو شروع شد اینبار اون خوابید گفت منو بکن ولی یواش یواش با کرم منم همین کارو کردم ولی ظاهرا خودش تجربه داشت ولی هیج وقت به من نگفت من موندم اونایی که می گن ما بار اول از کووون دادن خوشمون اومده و نمی دونم دست توش می کردنو جا باز کرده همش دروغ می گن امکان نداره آدم با بار اول و دوم احساس لذت بکنه چون جز درد چیزی دیگه ای نیست خلاصه این که ما اینقدر همو می کردیم اونم با مراعات که بلاخره شدیم بچه کونی البته فقط ما دونفر می دونیم کوونی هستیم و الان حدود 7 ساله به جووون هم می افتیم و همو می کنیم البته این اواخر بیشتر اون منو می کرد و آخه بعضی شبا اون زن من میشد و بعضی وقتا شبا هم او. سکسمون حالا پیشرفته شده آخه با هم حالم می کنیم مثلا از هم لب مگیریم و سینه همو می خوریم البنه از ساک زدن براتون نگفتم ساک زدنو من اول شروع کردم بعد اون 69 یادم داد اینا گذشته ای از خاطرات سکسم بود اون الان چند ماهه که ازدواج کرده آخرین بارم یه ماه قبل ار ازدواجش بهش کوووون دادم اون همیشه به من وفادار بود ولی من همیشه بهش خیانت کردم چون حقش بود و با آدمای زیادی بودم اگه خدا بخواد براتون از سکسم در آینده در داخل اتوبوس با شاگرد اتوبوس هم براتون تعریف می کنم به امید دیدار.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175215</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس بلوند و سکس داغ رو تخت</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d8%ae%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d8%ae%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 May 2019 06:42:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احمقانه]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادی]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتت]]></category>
		<category><![CDATA[اهمیتی]]></category>
		<category><![CDATA[اومدمو]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاس]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتی]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[بودبچه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمشون]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پاشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[پیرمرد]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتم]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتمو]]></category>
		<category><![CDATA[جاهاشونو]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمانم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولمو]]></category>
		<category><![CDATA[خاموشش]]></category>
		<category><![CDATA[خانومه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکله]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دریاچه]]></category>
		<category><![CDATA[دزدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[دگرگون]]></category>
		<category><![CDATA[دندونات]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندی]]></category>
		<category><![CDATA[رویاهام]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سنگینی]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخمو]]></category>
		<category><![CDATA[سیگاری]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلواری]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدی]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدنت]]></category>
		<category><![CDATA[کلفتمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوی]]></category>
		<category><![CDATA[گاییده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتی]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینت]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[معصومیت]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[موهایم]]></category>
		<category><![CDATA[میبارید]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستی]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادی]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسونمتون]]></category>
		<category><![CDATA[میرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتی]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میسوختم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکوبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتی]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتی]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتی]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنی]]></category>
		<category><![CDATA[نوکشون]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/Dr7vAWAyVhv8XEOgM6nYLA/013/634/821/1280x720.6.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="شاه کس بلوند و سکس داغ رو تخت" title="شاه کس بلوند و سکس داغ رو تخت" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>نبود دختر بچه بودم 19 فیلم سکسی ساله هم داغ بودم هم بی تجربه تو رویاهام اونو شوهر آیندم میدونستمانکار هم نمیکنم من عاشقش بودم حتی الانم سکسی با فکر بهش پوست بدنم یجوری میشه شاه کس به قول معروف جیگرم آتیش میگیره خلاصه که تو این چارسال حسابی خودمو ساختم یا کونی بازم به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/Dr7vAWAyVhv8XEOgM6nYLA/013/634/821/1280x720.6.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="شاه کس بلوند و سکس داغ رو تخت" title="شاه کس بلوند و سکس داغ رو تخت" decoding="async" /></p><br />
<h2>نبود دختر بچه بودم 19 فیلم سکسی ساله هم داغ بودم هم بی</h2>
<p>تجربه تو رویاهام اونو شوهر آیندم میدونستمانکار هم نمیکنم من عاشقش بودم حتی الانم سکسی با فکر بهش پوست بدنم یجوری</p>
<h3>میشه شاه کس به قول معروف جیگرم آتیش میگیره خلاصه که تو</h3>
<p>این چارسال حسابی خودمو ساختم یا کونی بازم به قول معروف میگن داف پلنگ یا هر چی خلاصه آب زیر</p>
<h4>پوستم جنده رفته بود انگار بعد مردن شوور و ارث رسیدنش</h4>
<p>قشنگ بهم ساخته بود موهای کوتاه پستون آبی رنگ لنزای طبیعی ابروهایی که دیگه مشکی نبودن و حالا قهوه ای شده</p>
<h5>بودن من کوس نمیگم زیبا نبودم اما حالا اونجوری شده بودم</h5>
<p>که میخاستم از یک کیلو متر یه زن عوضیو زیبا به نظر میرسیدم حالا که اینجا اومده بودم بعد چارسال با بیتا سکس داستان دوست خیلی وخت</p>
<h6>پیشا قبل اینکه با پیرمرد ازدواج کنم و ایران سکس برم بود</h6>
<p>باهاش ارتباط اندکی داشتم که وقتی فهمید از شیراز برگشتم خیلی خوشحال شد گفت که بچه هارو دوره هم جمع میکنه تا سوپرایزشون کنه دل تو دلم نبود بازم به دلم گفتم احمق شدی؟ هنوزم عاشقشی؟با خودم گفتم یعنی اونم میاد؟ میدونستم ازم متنفره اما بازم میخاستم ببینمش امروز قرار بود اون روز باشه از صبحش بنا کردم به خودم رسیدن دامن تا روی ساق پام پوشیدم زیرش جوراب شلواری کلفتمو و گپ کلفت و بافتنیمو فرو کردم توش تا شول مانند از کمر دامن بزنه بیرون موهای آبیمو اتو کشیدم و با یه پالتو و یه کلاه بافتنیو یه جفت بوت بلند کارمو تموم کردم آرایش کم برعکس چهار سال پیش خودمو تو آرایش خفه میکردم تا به چشمش بیام حالا من فرق داشتم من یک زنه با اعتماد به نفس باید میبودم بر حسب عادت بد قبلی سه بار مسواک زدم و ساعت شیش باید تو رستوران میبودم میخاستم با ماشین خودم برم اما نقشه زیرکانه نذاشت برای همین اسنپ گرفتم و رفتم به کافه رسیدم فقط بیتا و نهال و محمد اونجا بودن با دیدنم تعجب کردن و یکمم انگار ناراحت شدن ولی بروی خودشون نیاوردن سلام گرم کردن و نشستیم به بیتا گفتم کاش به بقیه ام میگفتی که گفت تو راهن چشمامو ازش دزدیدم میدونست منظورم از بقیه کیه احمق که نبود اون موقع ها از هر دوستی نزدیک تر بود دست توی کیفم کردم و پاکت سیگار و در آوردم یه نخ بیرون کشیدم و آتشش زدم لبام دور ته سیگار جمع شد کام محکم بود و دود غلیظ رفت تا ریه ها رو بسوزونه از پشت سر صداش اومد پلک هامو محکم روی هم فشردم صداش روحم گرسنه بود موادش حالا رسید باید بهش نگاه میکردم بچه ها بلند شدن و منم بلند شدم برگشتم سمتت آقای کیوان با سینا اومده بودی بیتا دستمو گرفت و فشرد با لبخند گفت کیوااان ببین کی اینجاس لبخند مسخره و ماتمو بروت پاشیدم و تو منو از بر میگذروندی به هر جا که نگاه میکردی اونجا داغ میشد به سیگار دستم نگاه کردی یادت میاد ؟ بهت میگفتم سیگار نکش فلش بک : کیواااان اه نمیدونم این کوفتی چی داره که تو همش میکشی بابا بوش خفمون کرد برا ریتم ضرر داره تازه پایان فلش بک حالا چقد مزحک و مزخرف که من همون کوفتی که نمیدونستم چی داره رو دارم میکشم چقد با ولع دودشو قورت میدم با نگاه خیره و معنی دارت آخرین کاممو دمبال کردی که توی جا سیگاری خاموشش کردم صدای سینا این دوست هیز چندش آورت رشته افکارمو پاره کرد سینا: به به ببین کی اینجاس هلما خانوممم پارسال دوست امسال آشنا ستاره سهیل شدی جیگر طلا بلا ملا واسه تو میخرم طلا ملا توقعش این بود خش و بشم باهاش اوج بگیره ؟ شبیه گذشته ها؟ اگر این فکرو میکرد کاملا در اشتباه بود به گفتن : منم از دیدنت خوشحالم آقا سینا بسنده کردم لبخند سینا روی لبش ماسید و تویی که داشتی لبخندتو میخوردی تا از چشم های ریز بین من دور بمونه اما گناه نداشتم ؟ چند سال بود که ندیده بودمشون ؟ ناخودگاه نیشم از لبخندت باز شد میخاستم جمعش کنم اما نمیشد امروز روزم مثله گذشته ها بود کامل از لبخند پر؟ بحث باز شد به عاشقانه های نهال و محمد چشم خیره کرده بودم و تویی که داشتی با چشم هایت که شیشه ای بود هیچ ازش پیدا نبود نیم رخ منو می پاییدی و دمبال پیدا کردن چی بودی چشمامو ازت میدزدیدم که نبینی چی توی دلمه نگاه های معنی دار بیتا به سینا از چشمم دور نبود و چقدر دلم میسوخت که میدیدم از چه آدمی خوشش اومده ساعت ها گذشت و تموم شد وقت رفتن زمان عملی کردن نقشه شومم بیتا گفت هلما جان با چی میری؟ گفتم عزیزم ماشینم خراب شده با اسنپ اومدم با اسنپم میرمدل توی این دل نبود که ببینم منو میرسونی من که میشناختمت قبل از پیش دستی سینا صدات و شنیدم که مردونه و آروم گفتی من میرسونمتون از سوم شخص برای من استفاده میکنی؟ یادت رفته منو؟ یادت رفته که چه وقتا زیرت صدام اوج میگرفت حالا سوم شخص بودم؟ تعارف کردم و تو خواهش و من سوار ماشینت شدم روی صندلی شاگرد جا گرفتم و تو ماشینت از جا کنده شد آدرس خواستی که دادم قلبم میتپید که آرومش نکردم توی راه اومدی چیزی بگی که نتونستی جلوی در نگه داشتی تعارفت کردم و تو خواهش خواهشت کردم و تو تعارف و پذیرفتی کمی هم سخت نبود این رو میخاستی ؟ از چشمانم فهمیدی پا توی خونه تاریک گذاشتی لامپ و روشن کردم و خونه غرق نور شد و تمیزی ازش میبارید این هم کار بود وگرنه خونه من تمیز نبود روی مبل جای گرفتی چند لحظه رفتم توی اتاق لباس هامو در آوردم و وارد حموم شدم واژنم و با خوشبو کننده شست و خشک کردم موهایم که کوتاه بود لباس هایم را با تیشرتی ساده و آبی رنگ و شلوار لی راسته سفید عوض کردم و اومدم توی حال از من مشخص بود که چی میخام یا تو مشتاق بودی؟ معذرت خواستم و وارد اشپز خونه شدم تا چایی و برات دم کنم خرمان خرمان چای آوردم و موسیقی گذاشتم حرفی بین ما نبود جو سنگین بود و حال من خوش حتی هرم نفس هات برام کافی بود اخ که چقد پشیمون بودم کاش الان با هم بودیم چایی رو مینوشیدی و من دونه دونه انگور میخوردم صداتو شنیدم : چقدر عوض شدی انگار که همون آدم نیستی مستقیم در حالی که میخاستم صدام نلرزه به چشمات نگاه کردم: خوب شدم یا بد؟ و تو گفتی : با وقار بنظر میرسی دیگه هلی نیستی حالا دیگه هلما شدی قلبم ریخت میخاستم تو صورتت فریاد بزنم: نهههه من هنوزم همون هلی ام همون هلی اما نمیشد دیگه بین دو راه حرفت موندی اما بالاخره از نوک زبونت سر خورد و بیرون اومد: زیبا تر شدی و البته سکسی تر دونه انگور از دستم افتاد و مستقیم به چشمات خیره شدم تمام احساسمو ریختم توی چشمام و تو هم نفسات به شماره افتاد با صدای گرفته گفتم: اما تو هنوز همونی و به شلوارم چنگ زدم تا دستام برای به آغوش کشیدنت هوسی نشن ولی تو نگاهت روی دستم خیره موند منو به سمت خودت کشیدی و نگاهت از چشمام به لبام در حال نوسان بود در آخر رضایت دادی منو مال خودت کردی لبات روی لب های من فرود اومدن و سخت اونارو تو کشیدن خیسی زبونت و لبات داشتن با من چیکار میکردن با زبونت و لبات لبامو باز کردی و من که مثله دیوونه ها بی حال بودم و کاری نمیکردم داشتم میسوختمو میسوختم اما به خودم اومدمو از لبات کام گرفتم کام پشت کام سیگاری که تموم نمیشد میبوسیدم و دندونات و با زبونم میشمردم زبونت و میک میزدم و در لذت لبات غرق میشدم لبامو ازت جدا کردم به سمت گوشت رفتم و تو نفس عمیقی کشیدی زبونم به لاله و نرمی گوشت و میک زد و لیس زد زبونمو توی گوشت فرو کردم و چرخوندم و تو که به تیشرتم چنگ میزدی و با انگشات به کمرم چنگ میزدی و من بیشتر از قبل دیوونه میشدم در آخر رضایت دادم و اومدم به سمت لبات نذاشتی و رفتی روی گردنم گوشم که دیوونه شدم ترقوم گردنم که زبون نرم و خیست اشکال نا مفهومی رو میکشید و اروم اروم میرفتی پایین خو وحشیانت داشت اشکار میشد تیشرتمو از سرم بیرون آوردی و من بودم که سینه هامو بدون هیچ سوتینی و بی پروا و بدون خجالت در اختیار مردمکای تنگ شده چشمات گذاشتم و اجازه دادم تا دستات به سینه هام چنگ بزنن و نوک صورتی ساختگیشو لای انگشتات بفشاری و زبونت نرم نرم روی پف سینم پچرخه تا اینکه به اون لحظه آسمونی رسیدم لبات دور سینم جمع شد و شروع به مکیدن گاز گرفتن و ساک زدن سینم کرد جاهاشونو عوض میکردی میخاستی عدالت و رعایت کنی زبونت از روشون سر میخورد آب دهنت روشون جاری میشد و دهن مثل کوره آتیشت و دندونات که نوکشو میگزیدن و من که سینه هام نوکشون بیرون زده بود از روی سینه هام سر خوردی و پایین رفتی روی شکمم و میبوسیدی و میرفتی بین دو تا پام قرار گرفتی دکمه شلوارمو باز کردی و بیرون کشیدیش و به شورت کرم رنگ توریم خیره شدی و بعد به چشمام بالا اومدی لبامو بوسیدی و تو گوشم گفتی یار قدیمی کوچولوت دست کیا چرخیده چشمامو بستم از شدت درد حرفت ولی لذتم بیشتر بود اما چه فکری تو سرت در موردم بود که من یک روسپیم؟روی شرتمو بوسیدی و بعد روی زانو هامو روی کشاله رونم روی شرتمو دوباره و میخاستی منو دیوونه کنی انگشات چنگ زد به کش بی قدرت شرت و اونو از روش برداشتی کشیدی و از روی مچ پام رد کردی درش آوردی و پاهامو باز کردی خیره شدی به همون یار قدیمی که از خیسی برق میزد توقع دیدن همون کوچولوی تیره رنگ دون دون بخاطر بیش از حد استفاده از تیغ و داشتی نه حالا یه سفید رنگ کوچولوی بدون ذره ای مو و صورتی جلوت بودکه بوی عطر خوشبو کننده واژنش توی فضا پخش شده بود و از شدت لذت خیس تر و خیس تر میشد و تو با نگاهت بهش منو دیوونه تر میکردی بهم گفتی که چیکار کردم؟ گفتی : کصت بخاطر من خیسه؟ هنوزم بخاطر من این کوچولو خیس میشه؟ حرفات وای من میخاستم که به فاک برم میخاستم خودتو وحشیانه تو وجودم فرو کنی و انقد محکم کمر بزنی تا حس به فاک رفتن عمیق و تجربه کنم دوباره و دوباره سرتو نزدیک همون بقول معروف کص کردی و زبونت و تو آخرین لحظه قبل از بستن چشمام دیدم که به اون چوچول کوچولو رسوندی و لیسی که بهش زدیآه بی پروام تو فضای بی صدای خونه پخش شد گفتی: چی؟ آه؟ هنوز که کاری نکردم برای من جیغ بزن زیر من میخابی جوری که من میکنم این کص و تا عمر داری فراموش نکن و بهم گفتی بگو گفتم چی گفتی بگو میخام بگو میخام التماس کن گفتم خواهش میکنم کیوان از زبونت مثل جادو استفاده کن خودت طاقتت به طاق رسید زبونت کشیده شد رو چوچولمو به دندون گرفتیش میک میزدی میگفتی چی: هااان ؟ پیرمرد میتونست یکاری کنه کصت دریاچه بشه؟ یا من میتونم؟ حرص داشتی آه و ناله هام بلند میشد وای کیوان خواهش میکنم تو میگفتی: خواهش میکنم چی و من جوابی نمیدادم انگشتت و فرو کردی از سوراخ صورتی تو خیس بود صدام اوج گرفت لحنت ناگاه آروم شددو قطبی بودی؟ گفتی: چیه عشقم آروم باش تموم میشه میخای؟ چشمام خمار خواستن بود از کشاله رونم گاز محکم گرفتیو شلوارتو در آوردی میخاستی فرو کنی نباید میذاشتم به سختی از جام بلند شدم باکسر لعنتیه جذابتو پایین کشیدم اون بیرون افتاد اما یکم شل بود به چشمات مستقیم نگاه کردم و سرشو بوسیدم و به لبام مالیدم لبام بسته بود و تو سعی میکردی فرو کنی توی دهنم اما لبام بسته بود دولا شدی با انگشتات دو لپمو گرفتی که لبام قلوه جلو اومد میخواستی فرو کنی تو دهنم اما چشمت به لبام افتاد بیشتر خم شدیو با لبات لبامو بی قرار کردی و گاز میگرفتی کمرتو صاف کردیو و میخاستی فرو کنی تو دهنم ولی نذاشتم دستمو دورت حلقه کردم و سرشو تو دهنم فرو کردم و از سر تا قامتتو لیس زدم با لذت با عشق گفتی : چی میخوری چیزی نگفتم موهامو کشیدی گفتم ماله تورو کمر خودم از لذت ذوق ذوق کرد گفتی چیه منو گفتم کیرتو محکم فرو کردی تو دهنم حالت بالا آوردن بهم دست داد ولی چه اهمیتی داشت خودم شروع کردم نوک کیرتو میک میزدم اون آب خوشی از سرش میومد و من با لذت میخوردم و خودم عقب جلو میکردم دستمو گرفتی و کشوندی تو اتاق و پرتم کردی روی تخت و بوسیدیم سوراخمو بوسیدی و بعد سرشو روش گذاشتی فرو نمیکردی میخاستی که خواهش کنم دستتو گاز گرفتم نمیخاستم خواهش کنمگفتی خواهش کنم و نکردم از بین دندونات گفتی تورو باید کرد تو کردنی هستی پاهام رو شونه هات افتاد و با تمام فشار کیرت توی سوراخم رفت جیغ و آه و نالم به هوا رفت تو کصم که آب انداخته بود کمر میزدی و من حس به فاک رفتن کصمو با تمام وجود حس میکردم جیغ میزدم درد و لذت درد بیشتر لذت بیشتر سینه هامو تو چنگ میگرفتی و فشار میدادی مثله لیمو شیرین اب لمبو کمرمو بلند میکردمو میکوبیدم روی تخت نفسام تند تر و بی قرار تر شد بدنم زیرت میپیچید و آخ میگفتم با حرفات گفتی کص خوشکله عروسکیت حالا داره با چی گاییده میشه آخخخ اینو میگفتی صدام بلند تر شد لذت توی تمام بدنم پیچید جوری میلرزیدم و میسوختمو به ارگاسم میرسیدم تو چند تا کمر زدی کنترلت از دستت در رفت و کام لذت بخشت توی سوراخ من با فشار و داغی تمام خالی شد و بی حال روی من افتادی وزنت سنگینی میکرد و من میپرستیدمش افتادی کنارم و بوسیدمت و به حموم رفتم تو آینه به خودم خیره شدم تو صورتم گفتم هر چقدم زیبا تر شده باشی تو دیگه معصوم نیستی معصومیت از چهرت رخت بر بست تو هیچوخت اون زیبایی و پیدا نمیکنی خودمو شستمو مسواک زدم و اومدم و دیدم که از شدت خستگی بیهوش شدی لباس راحتی پوشیدمو کنارت خوابیدم صبح با صدای تلفن حرف زدنت بیدار شدم و ای کاش که بیدار نمیشدم میگفتی: باشه عشقم باشه خانومه خوشکلم نه من خونم الان میام دمبالت میریم همونجا که تو بخای و من کمرم یخ میزد و حالم دگرگون بود برگشتی سمتمو چشمای بازمو دیدی جا خوردی بهت تلخ ترین و مزحک ترین لبخندمو پاشیدمو تو رفتی جوری که انگار اصلا نبودی سرمو توی بالش فرو کردمو به حماقت خودمو این عشق به حال خودم گریه کردم توی قفسه سینم درد بود و دردشکای نجس تلخی که روی بالش جاری بودو به آرزوی احمقانه خودم لبخند میزدم کاش میشد از اسپرمای نازنینت توی رحمم بچه ای داشتم که بچه تو بودبچه کیوانی که هیچوخت ماله من نبوداین داستان واقعی نبود		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%b1%d9%88-%d8%aa%d8%ae%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/Dr7vAWAyVhv8XEOgM6nYLA/013/634/821/1280x720.6.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173627</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 21/44 queries in 0.010 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-01 04:47:21 by W3 Total Cache
-->