<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>صورتیش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa%db%8c%d8%b4/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 12:10:17 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>صورتیش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>جنده خانوم تین کییرشو میخوره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%aa%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%db%8c%d8%b1%d8%b4%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%aa%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%db%8c%d8%b1%d8%b4%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Nov 2019 10:03:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[اختلاف]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواجم]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[التماسش]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اورگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[باشهولی]]></category>
		<category><![CDATA[بالاگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بزنمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوریش]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودکیرمو]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[حشریتر]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرزنم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتراش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[داستانها]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیگهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[راحتتر]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شهرمون]]></category>
		<category><![CDATA[شیطانی]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیش]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[عکسهای]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کنمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[مادرزنم]]></category>
		<category><![CDATA[مامایی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنممنم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدمن]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نبوددیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیستخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[هستاون]]></category>
		<category><![CDATA[وخودمو]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشته]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/Zf12VGyk8pXy3_MMnMc12Q/023/667/328/v2/1280x720.238.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="جنده خانوم تین کییرشو میخوره" title="جنده خانوم تین کییرشو میخوره" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>من بی غیرتم من نزدیک فیلم سکسی 2ساله با سایت شما اشنا شدم ولی بیشتر داستانها رو نگه داشتم خب زیاد از بحث خارج نشیماز بدن خواهر سکسی زنم بگم یه بدن کاملا سکسی کونه شاه کس خوشتراش وسینه های بلوری من از اول ازدواجم با خانمم از خواهرزنم خیلی خوشم میومد کونی ولی اختلاف [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/Zf12VGyk8pXy3_MMnMc12Q/023/667/328/v2/1280x720.238.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="جنده خانوم تین کییرشو میخوره" title="جنده خانوم تین کییرشو میخوره" decoding="async" /></p><h2>من بی غیرتم من نزدیک فیلم سکسی 2ساله با سایت شما اشنا شدم</h2>
<p>ولی بیشتر داستانها رو نگه داشتم خب زیاد از بحث خارج نشیماز بدن خواهر سکسی زنم بگم یه بدن کاملا سکسی</p>
<h3>کونه شاه کس خوشتراش وسینه های بلوری من از اول ازدواجم با</h3>
<p>خانمم از خواهرزنم خیلی خوشم میومد کونی ولی اختلاف خانوادم نشد با اون ازدواج کنم چون یه بار ازدواج کرده بود</p>
<h4>واز جنده شوهرش جدا شده بودراستی اسم خواهرزنم سارا هستاون رشته</h4>
<p>مامایی و در بیمارستان شهرمون کار پستون میکنهیه روز که رفته بودم خونه مادر زنم اونم اونجا بود وتازه از کار</p>
<h5>اومده بودرفتم کوس بیشش و سلام کردم اون گفت که خسته</h5>
<p>هست و باید استراحت کنهاخه قرار بود شب بره سر کار منم گفتم باشه رفتم اطاق برادر زنم و نشستم بای سیستمداشتم سکس داستان عکسهای خانوادگیمون رو</p>
<h6>میدیدم ناگهان یه فکر شیطانی به سرم زدتو ایران سکس این فکر</h6>
<p>بودم که چجوری با این هوریه بهشتی سکس کنمولی از یه طرف هم نمیشد اخه خانواده مادرزنم خیلی غیرتی هستنحتی من جلوی بدر زنم با خانم هم شوخی نمیکنمخلاصه یواشکی رفتم در اطاق رو باز کردم دیدم داره با تلفن صحبت میکنه و دستش روی سینش بود وداشت با سینش بازی میکرد دلم هری ریخت نمیدونم کی بشت خط بودیه فکری به سرم زد گفتم بهتره ازش فیلم بگیرم تا بتونم راحتتر مخشو بزنماون اصلا حواسش به من نبوددیدم دستش رو برد زیر بلوزش وبا سینش بازی میکرد دیگه طاقت نیاوردم میخواستم برم تو ولبش رو بخورماما نمیشدمن رفتم تو اطاق وبعد از 30دقیقه اومد برای نهارموقع نهار بهش گفتم مثل اینکه تلفن مهمی داشتی فورا جا خوردوگفت نه در مورد کار بود قراره برای اعزام برم شیرازگفتم اره انگار کارش خیلی هم مهمهدیدم زود عصبانی شد و گفت به تو ربطی نداره خانمم ناراحت شد گفت چته با شوهرم درست صحبت کن که ناراحت میشه منم گفتم بی خیال خبری نیستخلاصه اون روز گذشت و فردا بهش بیام دادم و گفتم فیلم خیلی قشنگ بود روزی 100بار نگاه میکنمزودی زنگ زد و گفت سریع بیا بیمارستان کار دارم باهاتمنم نرفتم وقتی دید که نرفتم بیمارستان به زنم زنگ زدو گفت که به من بگه که برم بیششمنم رفتم بیشش تا منو دید یه کشیده خوابوند تو گوشمخیلی جا خوردم گفتم تمام نقشم به هم ریخته ترسیدم شاید به زنم گفته باشهولی نه اینطور نبود گفت فردا میاد بیشممنم تو کونم عروسی بود فردا زنم رو بردم خونه مادرش گفتم جایی کار دارم زود میامرفتم خونه وخودمو آماده کردم 30دقیقه بعد تک زنگ زد رفتم دم در اوردمش توگفت اول فیلمو ببینم منم نشونش دادم گوشی رو برداشت وگفت این مال من میشه باهات حساب میکنممنم گفتم باشه بیا زود شروع کنیم تا کسی نیومده اون هم گفت مدتها تو نخ من بوده ولی روش نشدهلبم رو گذاشتم رو لبش تا جایی که تمام رژ لبش باک شد گفت بسه دیگهمنم دستم رو گذاشتم روی سینش وفشار میدادمیه جیغ کوچولو زد تازه فهمیدم دردش اومدهمانتوشو در اوردمبرای بدن بلوریش لحظه شماری میکردم شلوارش رو در اوردم وایی چی میدیدم یه نخ مو هم نداشتانگار از قبل میدونست و تمام بدنش رو زده بود. شورت مشکی و توری بوشیده بودوحشیانه شورتو پاره کردمگفت احمق من که در اختیار تو هستم چرا پاره اش کردینزاشتم حرفش تموم بشه لبم رو تو لبش گره کردممهلت نداد اونم شورت منو پاره کرد اون از من حشریتر بودکیرمو گذاشت تو دهن کوچیکشاز بخت خوب یا بد کیر من یه کم بزرگه 25سانتچنان برام ساک میزد که صدای ملچ ملچ خونه رو ورداشته بود داشت آبم میومدمن اصولا دوس ندارم بعد از اینکه ابم اومد دوباره سکس کنمکشیدمش کنار سینشو تا جا داشت کردم تو دهنمیواش یواش رفتم پایین رسیدم به بهشت صورتیش با اولین زبونی که زدم آهش در اومداونقد زبونم رو تو کسش چرخوندم تا به اورگاسم رسید گفتم از کجا شروع کنمگفت من در اختیار خودتمباهاشو دادم بالا گذاشتم رو شونماول سرش رو فرستادم تو و با یه فشار آخش بالا رفت سریع از زیرم در رفتترسیدم گفتم شاید داغونش کردم باور کنین ریدم به خودمیه کمی که اروم شد گرفتمش و گفتم بیا خودت بشین روشاونم با احتیاط اومدو نشست روش اوف اواوفوایییییییییییییییییدیگه داشت ابم میومد گفتم بزار بکنم تو کونتگفت نهمگه قبول میکد. واقعا ترسیده بود اونقدر التماسش کردم که دیگه قبول کرد اول با یه انگشتی کردم تو کونش اوف و اوفش در اومدهمش داد میزد درد دارم بسهگفتم تا بارت نکنم نمیری از اینجاشهوت تمام بدنم رو فرا گرفته بودمدل سگی خوابوندمش اول سرش که می خواست بره پرید بالاگفتم نترس هنوز نکردم کهیواش سرشو کردم تو چند لحظه صبر کردم تا عضلاتش شل بشه یواش بقیشو هل دادم توبنده خدا داشت زیر کیر خفه میشدچند لحظه بعد دیدم خودش داره میگه تلمبه بزنمنم خیلی اروم شروع کردم تلمبه زدناوف وااااایییییچه کونی داشت این خواهر زن مااونم هی جیغ میکشی بکن جرم بده من در اختیار تو هستمدیدم داره ابم میاد گفتم بیا ساک بزنکیرمو کرد تو دهنش دو بار کیرم که رفت تو ابم با فشار باشیده شد ته حلقشتمام اب منو خورد با ولع تمامگفت خیلیوقت بوده کیر نخورده بودهبه نظر من کسی که ازدواج کرده وجدا شده نمیتونه بی کیری رو تحمل کنه امیدوارم خوشتون اومده باشهخوش باشینخواهر زن به نظر من مثل نون زیر کبابه</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%aa%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%db%8c%d8%b1%d8%b4%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/Zf12VGyk8pXy3_MMnMc12Q/023/667/328/v2/1280x720.238.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177134</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانم با آقا دکتر سوراخ کون بازی میکنن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%82%d8%a7-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%82%d8%a7-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 26 Oct 2019 09:48:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استخون]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانسل]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بیاریم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرتقالی]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهن]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[حالمون]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روبوسی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[قربونش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتند‬]]></category>
		<category><![CDATA[گذروندیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامونو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[رو معرفی بكنم . من فیلم سکسی پیمان ۱۹ سالمه و فرهاد هم هم سن منه ، فرهاد هم رفیق فاب منه كه تو همه كار ها سکسی پشت هم هستیم . داستان از اینجا شاه کس شروع شد كه فرهاد می خواد به یه شماره ای زنگ بزنه و ازش كارت کونی شارژ بخره [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>رو معرفی بكنم . من فیلم سکسی پیمان ۱۹ سالمه و فرهاد هم</h2>
<p>هم سن منه ، فرهاد هم رفیق فاب منه كه تو همه كار ها سکسی پشت هم هستیم . داستان از</p>
<h3>اینجا شاه کس شروع شد كه فرهاد می خواد به یه شماره</h3>
<p>ای زنگ بزنه و ازش كارت کونی شارژ بخره ، راستش ما تو كار خرید و فروش كارت شارژ و سیم</p>
<h4>كارت جنده های ایرانسل و همراه اول هستیم . حالا از</h4>
<p>داستان فاصله نگیریم ، فرهاد می پستون خواست یه شماره ای رو بگیره كه اشتباهی به جای شماره آخری ۸۷ زد</p>
<h5>۷۸ یه کوس خانمی گوشی رو برداشت كه فرهاد فكر كرد</h5>
<p>كه حتما خواهر اون برداشته و خانمه هم وقتی می گفت اشتباه گرفتی فرهاد باورش نمی شد بلاخره كم كم فرهاد دختره سکس داستان رو اورد تو</p>
<h6>راه &#8230; شب كه می شد به هم ایران سکس مسیج می</h6>
<p>دادند و با هم صحبت می كردند . بعد كه با هم صحبت كردند فهمید كه دختره معلمه و ۲۲ سالشه و اومده تو شهر اطراف ما درس بده . اون شهر هم تا شهر ما یه ۱۵ دقیقه ای با موتور راه است .بعد از اینكه فهمیدیم اسمش زهرا هست و ۲۲ سالشه و از این حرفا ، من نمی دونم چطور تو ۳ روز دختره رازی شد كه با هم سكس كنن . فرهاد هم كل ماجرا رو برای من تعریف كرد كه هم اكنون من دارم برای شما می نویسم . این قدر با فرهاد جور شده بود كه قول و قرار هایی با هم گذاشتن كه مثل شب جمعه كه هم اتاقی اون روفته بود سفر ۲ روزه به یه شهر دیگه و خودش تنها بود به فرهاد زنگ زد و قرار امشب یعنی شب جمعه رو گذاشتند . من و فرهاد هم شال و كلا كردیم بریم سراغ دختره تو راه چون هوا هم خیلی خیلی سرد بود داشتیم یخ می زدیم ، ولی به دروغ به دختره گفته كه با ماشین اومدم .خوب رسیدیم شهری كه دختره بود ، سر كوچه فرهاد رو پیاده كردم و بقیه راه رو خودش خواست بره چون به دختره گفته بود كه با ماشین میاد به همین خاطر نمی خواست ۳ بكنه . ن هم چون تو اون شهر كار داشتم و چون تو كافی نت كار می كنم رفتم پیش مسئول اون كافی نت و یه ۲ ساعتی رو به سختی گذروندیم چون نامرد فرهاد رفته بود حال بكنه و فقط سر من بی كلاه مونده بود . بقیه داستان رو فرهاد میگه : رفتم تو اون كوچه ای كه پیمان منو پیاده كرده بود زنگ زدم به دختره گفتم كجایی گفت : من الان دارم تو رو می بینم ولی من اونو نمی دیدم وقتی سرمو برگردوندم دیدم یه دختره با شلوار مشكی و لباس صورتی در یه خونه ای ایستاده و داره به من نگاه می كنه و به من گفت فرهاد تو هستی من هم كه حول شده بودم گفتم اره ، رفتم جلو و با هم دست دادیم و روبوسی كردم . اینقدر حوس برم داشته بود كه همون جا یه لب ازش گرفتم كیرم داشت شرتمو پاره می كرد كیرم بزرگتر از همیشه شده بود . زرا یه خنده ای كرد و گفت بزار برسیم تو خونه بعد . بعد با هم خندیدیم . از راه پله رفتیم بالا رسیدیم به در خونه من همش نگام به پستوناش بود . رفتیم تو نشستیم رو مبل و كمی در مورد خودمون و همین كسو شرا تعریف كردیم واسه هم . رفتم نزدیك تر و دستام رو انداختم دور گردنش و دست دیگم می كشیدم و پاهاش كه اجب پای نازی داشت . زهرا گفت كه لباسامونو در بیاریم من هم قبول كردم زهرا اومد لباس منو از تنم در بیاره ، لباسمو اورد بیرون شلوارم هم كشیدم پیین و یك شرت پرتقالی پوشیده بودم زهرا دست كرد كیرمو از تو شرتم مالیدن و لیس زدن ، دیگه كیرم داشت می تركید به زهرا گفتم هر ۲ تامون لخت باشیم راحت تریم من هم دست كردم دكمه های پیراهن صورتیش رو باز كردم زیرش یه تاپ زرد رنگ پوشیده بود اون كمكش كردم از تنش بیرون اوردم دیدم یه چیزی مثل حلو اومد طرفم یه پستون هایی داره كه نگوووووووو . از رو كرستش یه كام با پستوناش بازی كردم و كرستش رو بیرون آوردم و شروع كردم به خوردن پستوناش این كار ۱۰ دقیقه طول كشید ، كم كم شروع كردم لیس زدن از گردنش تا رسیدم به اصلیه وایییییییی چه كسی داشت سفید و ناز مامانی دیگه داشت آب از لب و لوچه هام پایین می اومدم مثل وحشی ها و كس ندیده ها خوابیدم رو كسش و اینقدر زبون زدم كه خسته شدم ، بهش گفتم بیا یه كم ساك بزن اول قبول نمی كرد بعد با اصرار زیاد قبول كرد اول خوشش نمی اومد بعد ولكن این كیر ما نبود پیدر كیرم و در اورد . بعد از گذشت ۱۵ دقیقه ساك زدن خودش خسته شد و ولش كرد كیرمم اینقدر سرخ شده بود و داشت منفجر می شد ، خوابوندمش رو تخت و بهش گفتم از جلو پلم هستی یا نه گفت پلمم و من هم می ترسیدم رو دستم بمونه از جلو نكردمش ، پاهاشو رو هم گذاشتم و كیرم رو دادم بغل پاهاش كه دیدم داره نفس نفس می زنه و همش میگه آه اه آه . و یك مرتبه آب زهرا اومد و ریخت رو كیرم من هم از اب های كه از كس زهرا زده بود بیرون علیه خودش استفاده كردم و از بر عكسش كردم و بر علیه كنش رفتم جلو ، كیرم رو زدم تو آب های كه از كس زهرا خارج شده بود و رها كردم تو كنش واییییییییییییییی ،،، چه كنی داشت تنگ و داغغغ ، كم كم و با جون مرگی تونستم كیرم رو تا ته بكنم تو كنش و زهرا هم همش داد می زد و شروع كرده بود به آ ه آه آه گفتن من هم شروع كرده بودم به تلمبه زدن این قدر زدم تا آبم داشت می اومد بهش گفتم داره میاد گفت بریز رو سینه هام من هم به گفته ی اون عمل كردم و ریختم رو سینه هاش اونم آب منو می كشید به پستوناش و با خودش حال می كرد چون آب كیر م داغ بود و به همین دلیل خیلی خوشش اومده بود ازش من هم دیگه از حال رفته بودم و تو بغل زهرا یه چند دقیقه ای خوابم برده بود . وقتی بلند شدم زهرا رفته بود شربت آماده كرده بود و با هم خوردیم تا حالمون بیاد سر جاش بعد زهرا پتو رو كشید سرش و گفت بیا زیر پتو تا سردت نشه من هم یه زنگی زدم با پیمان و بهش گفتم كه ۱۰ دقیقه دیگه بیاد سر كوچه تا من هم بیام من هم فقط ۲۰ دقیقه فرصت داشتم كه ۱ حال دیگه بكنم رفتم زیر پتو و دوباره یه لب ازش گرفتم و افتادم به جونم و وقتی دیگه آب خودم اومد دیگه جون در بدن نداشم و استخون خای بدن و كمرم داشت خورد می شد و هر ۲ تاییمون از حال رفتیم و وقتی بلند شدیم ۳۰ دقیقه گذشته بود و به زهرا گفتم كه بیا بریم حموم هر ۲ تاییمون رفتیم حموم تو حموم هم یه شیطونتایی با هم كردیم واومدیم بیرون لباسمو پوشیدم و با یه لب از زهرا جانم جدا شدم . طفلی پیمان كه تو سرما یخ زده بود ۴۰ دقیقه بود كه منتظر من ایستاده بود در كوچه ازش معذرت خواهی كردم و سوار موتور شدیم و رفتیم به شهر خودمون . انشاء الله دوشنبه هم یه سفر دیگه می خوایم بریم پیش زهرا جون البته ایندفعه پیمان هم باهام میاد كه خدا می دونه پیمان چه به روز زهرای عزیزم میاره . منتظر داستان بعدی باشید .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%82%d8%a7-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176842</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده بلند کلی با کیر کلفت حال میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%da%a9%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%da%a9%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 28 Jun 2019 06:31:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آسانسور]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقاتی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاقی]]></category>
		<category><![CDATA[استاده]]></category>
		<category><![CDATA[استکان]]></category>
		<category><![CDATA[اصفهان]]></category>
		<category><![CDATA[اصفهانی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراف]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[ایشالا]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بازاری‬]]></category>
		<category><![CDATA[بالاترین]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بپوشونه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بذاریم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برادران]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایین]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بیایین]]></category>
		<category><![CDATA[بیداری]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پایینی]]></category>
		<category><![CDATA[پرتقال]]></category>
		<category><![CDATA[پسرشون]]></category>
		<category><![CDATA[پلاستیکی]]></category>
		<category><![CDATA[پنجشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[پونزده]]></category>
		<category><![CDATA[پیرمرد]]></category>
		<category><![CDATA[تبلیغات]]></category>
		<category><![CDATA[ترکیبی]]></category>
		<category><![CDATA[ترکیده]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تهرانی]]></category>
		<category><![CDATA[تهرونی]]></category>
		<category><![CDATA[جزئیات]]></category>
		<category><![CDATA[جلوشون]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرومزاده]]></category>
		<category><![CDATA[حسابداری]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خشکیده]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونا]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجویی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاههای]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[درخشید]]></category>
		<category><![CDATA[درخونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دستتون]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاهش]]></category>
		<category><![CDATA[دلداری]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رویایی]]></category>
		<category><![CDATA[زحمتشو‬]]></category>
		<category><![CDATA[زمستون]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمان]]></category>
		<category><![CDATA[سرمایی]]></category>
		<category><![CDATA[سنگینی]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شناسنامه]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیش]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کارهایی]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کفشامو]]></category>
		<category><![CDATA[کلاسیک]]></category>
		<category><![CDATA[کلنجار]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشالا]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرم]]></category>
		<category><![CDATA[مهندسی]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونین]]></category>
		<category><![CDATA[میریزه]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میمونی]]></category>
		<category><![CDATA[میومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونسته]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[ندارین]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتین]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نسکافه]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نیفتاد]]></category>
		<category><![CDATA[‫هرچقدر]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[واسشون]]></category>
		<category><![CDATA[و‌اومدم]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[ودوباره]]></category>
		<category><![CDATA[وسایلو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[میزارم براتون &#8230;.من حمید هستم فیلم سکسی در این لحظه 22 سال دارم و هلو های امسال را که بخورم وارد 23 می شم . اصفهانی هستم سکسی و در یکی از شهرستانهای اطراف اصفهان شاه کس دارم درس میخونم . بابام هم پیش یکی از این حاجی بازاری های اصفهان حسابداری کونی می کنه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>میزارم براتون &#8230;.من حمید هستم فیلم سکسی در این لحظه 22 سال دارم</h2>
<p>و هلو های امسال را که بخورم وارد 23 می شم . اصفهانی هستم سکسی و در یکی از شهرستانهای اطراف</p>
<h3>اصفهان شاه کس دارم درس میخونم . بابام هم پیش یکی از</h3>
<p>این حاجی بازاری های اصفهان حسابداری کونی می کنه . خودمم واسه اینکه دستم تو جیب خودم باشه تو کار نصب</p>
<h4>ماهواره جنده هستم و در کل هر کاری که بوی پول</h4>
<p>توش بیاد را انجام می دم. پستون خب داستانی که می خوام واستون تعریف کنم بر می گرده به زمستون پارسال</p>
<h5>که یه کوس سرمای عجیبی اومده بود و واسه تهرانی ها</h5>
<p>یه هفته تعطیل شده بود ( واسه ما هم فقط سرماش اومد ) . تو همون سرما بود که حاجی و چند سکس داستان تا از همون</p>
<h6>رفقای شیکم گنده بازاریش هوس سفر مالزی به ایران سکس سرشون زده</h6>
<p>بود و خلاصه بار و بندیل و بستن و رفتن مالزی واسه صفا . این حاجی هم همونجور که حتما خودتون فکرشو کردین یه پیرمرد هفتاد و خورده ای ساله هست که صدای کلنگ قبرش هواست ولی انگار تا ما را زیر خاک نکنه قصد سفر به دیار باقی را نداره !!!خلاصه شب شد و بابام اومد خونه و از رفتن حاجی و این کس شعرا یه کم صحبت کرد . داشتیم شام را می خوردیم که یهو بابام حرف خرید واسه زن حاجی را پیش کشید و به من گفت که اگه کاری داشت تو باید واسش زحمتشو بکشی . منم همونجا یه لحظه خشکم زد و بعد چند لحظه به خودم اومدم گفتم مگه من نوکر خونه زاده حاجی هستم ؟؟!! می خواستی بهش بگی نوکر بابات غلوم سیاه بود . این مایه دارا حرومزاده فکر می کنند بقیه باید فقط جلوشون دولا و راست بشن و تعظیم کنن . ( این ها حرفهایی بود که من سر سفره می زدم ) . از اون طرف مادرم پشت سر من در اومد و گفت حاجی مگه خودش پسر نداره که حمید بیاد نوکری این تازه به دوران رسیده ها را بکنه . ( یادم رفت بگم همین حاجی یه پسر لاشی داره که الان فکر کنم ترم دوم باشه , اونم داره تو یکی از دانشگاههای آزاد اطراف اصفهان که زیادم دور نیست رشته زمین شناسی ( به قول ارحام صدر لنگ و پاچه شناسی ) می خونه و واسه اینکه بهتر بتونه درس بخونه از همون ترم اول با چند تا رفقای مایه دار مثل خودش خونه دانشجویی گرفته بودن تا هر شب دخترای مردم را به سیخ بزنند .!!!خلاصه داشتیم این جر و بحث ها را می کردیم که آخرش بابام اعتراف کرد و گفت من خودم از دهنم در رفت یه تعارف زدم که اگه زنش کاری داشت بگه تا واسش انجام بدیم ، حاجی هم سریع بل گرفت و گفت باشه . دیگه وقتی بابام این حرف را زد من چیزی نگفتم آخه احترام خیلی زیادی واسش قائل هستم ولی خب در کل بد جوری حالم را گچ گرفت . مادرم هم که دید اوضاع از این قراره شروع کرد به دلداری دادن من و گفت حالا آیا عالم کاری باشه که لازم بشه تو واسشون انجام بدی . حتما حاجی همه چیز را مهیا کرده و بعد بار سفر را بسته . منم دیگه زیاد چیزی نگفتم و گفتم حالا تا ببینم چی میشه ؟؟!!یه دو سه روزی از رفتن حاجی گذشت و هیچ اتفاقی نیفتاد . من هم ظهر از دانشگاه اومدم خونه و یه کم نشستم با مادرم به صحبت کردن و غیبت کردن از حاجی و زن حاجی و اینکه خوشبختانه انگار خبری ازشون نشد . خلاصه داشتیم پشت سرشون کلی حرف می زدیم و می خندیدیم که همون وقت بابام از راه رسید . وقتی بابام اومد سفره را پهن کردیم و نشستیم به کوبیدن گوشت و لوبیا یا به قول تهرونی ها همون آبگوشت بزباش . داشتیم به نوبت می کوبوندیم و همین جور قر و اطوار میومدیم که دوباره یه کیر خوردیم ( نمیدونم چرا ما همه بحث های فلسفی و خانوادگیمون سر غذا خوردن شروع میشه ؟؟!! ) . سرتون را درد نیارم بابا در اومد گفت زن حاجی امروز زنگ زده حجره و گفته این آنتن ما به هم ریخته و من تنهام تو خونه حوصلم سر میره . گفت به آقا پسرتون بگین اگه زحمتی واسشون نیست بیان یه سری بهش بزنن .وقتی این حرف را شنیدم گفتم حالا باید تو این سرما ( سرمایی که همونجور که خوتون می دونین واقعا تخم های آدم قندیل می بست ) برم واسه زن حاجی کار مفتکی بکنم . خلاصه بابام اصرار کرد و گفت برو این زبون بسته هم تنهاس و گناه داره . ( راستی یادم رفت بگم این زن حاجی در اصل زن دوم حاجی بود . چون زن اولیش انگار یه مریضی داشته و بچه دار هم نمی شده و خلاصه همون اوایل از این زندگی تخمی راحت شده بوده و حاجی بلافاصله این خانوم مثل هلو را که جای دخترش بوده را می گیره ) این ها حرفهایی بود که بعد ها از زبون خود زن حاجی شنیدم .خب برسیم به ادامه داستان . کم کم راضی شدم که برم واسش درست کنم . به بابام گفتم حالا کی باید برم . بابام گفت هر وقت تو بخوای , می خوای هین امشب بری ؟؟گفتم تو این سرما شب برم بالا پشت بوم مثل چوب خشک می شم . گفت خب بعد از ناهار برو . با تعجب بیشتر گفتم همینم مونده که بلند شم همین حالا برم واسه خانوم آنتن نصب کنم که پیش خودشون فکر کنند خیلی واسشون هلاک هستیم !!!تازه بذار یه ذره کلاس بذاریم واسش حالا فردا که از کلاس اومدم می رم براش درست می کنم . مامانم با این حرفم خیلی حال کرد و گفت ماشالا پسرم سرش تو حسابه !!اولش یه کم از این حرفش تعجب کردم چون من همیشه سرم تو حساب هست ولی بعد که یه کم فکر کردم دیدم کاری به حساب نداشته از این حرفم خوشش اومده که فهمیده من نظر به هیچ کسی ندارم ولی غافل از این که یکی دیگه به من نظر داره !!خب اون روز گذشت و فرداش اومد صبح زود بلند شدم که برم دانشگاه آخه اون روز فقط یه کلاس داشتم و اون هم درسی نبود به جز درس تخماتیک کلاسیک تنظیم بچه . رفتیم سر کلاس و یه کم از این کس شعرای استاده گوش کردیم تا تموم شد و اومدیم بیرون این استاده جاکش هم خیلی سخت گیر بود و می گفت اگه یه جلسه غیبت کنین حذفتون می کنم و شوخی هم با کسی نداشت و گرنه من آدمی نیستم که واسه یه کلاس تخمی بلند بشم این همه راه را برم و برگردم .خلاصه ساعت 8 تا 9:30 کلاس بود تا اومدم بیام سوار اتوبوس بشم و برسم اصفهان ساعت شد 12 و این جوری بود که یه نصفه روزم کاملا واسه یه کلاس کیری به گا رفت .رسیدم خونه و بلافاصله اومدم نشستم یه تحقیق واسه یکی از این ترم پایینی ها در بیارم تا شنبه ببرم بهش بدم . بابام هر روز ساعت 2 به بعد میاد خونه و ما همون وقت ناهار می خوریم . خلاصه تو این دو ساعت نشستم یه سرچ کردن و کپی و پیست کردن و بعد هم تو word تنظیم کردنش . سریع جمع و جورش کردم و پرینت گرفتم و گذاشتم تو پاکت . بابام هم دیگه اومده بود و سفره را پهن کرده بودند و مامانم داشت غذا را می کشید و بابام هم همین جور از تو آشپزخونه می گفت حمیـــــــــــد !!!! ( مثل تو این تبلیغات که تو این تلویزیون تخمی ایران می ذاره ) این یعنی اینکه غذا یخ کرد پاشو بیا ناهار . منم یه اخلاقی دارم وقتی می شینم سر یه کاری تا تمومش نکنم ول کن نیستم ولی خب دیگه کارم تموم شده بود . کامپیوتر را خاموش کردم و دور و برم را جمع و جور کردم و رفتم واسه نهار . جاتون خالی اون روز چلو مرغ و آلوچه داشتیم . منم خیلی این غذا را دوست دارم نشستیم به خوردن و من هم که از صبح ساعت 6 تا حالا هیچی نخورده بودم مثل یه گاو خوردم . نهار را خوردیم و من کمک مامانم شروع کردم به جمع و جور کردن ظرف و ظروف ها . بعدشم یه حال اساسی دادم و وایسادم ظرف ها را شستم ( کلی هم مورد تشویق و تحسین قرار گرفتم ) . بعد هم چای که دیگه دم کشیده بود را ریختم تو استکان و با پولک و قوری گذاشتم تو سینی رفتم تو هال که بابا مامانم نشسته بودن تلویزیون می دیدن . خلاصه یه کمی هم اونجا ماشالا و &#8230;.. شنیدم و چای را خوردیم و اومدم بالش را بزنم زیر سرم برم واسه خواب که بابام گفت مگه نمیخوای بری اونجا ؟؟ گفتم اونجا کوجاس ؟؟!!گفت خونه حاجی دیگه . تازه یادم اومد که ای بابا امروز قراره برم خر حمالی مفتکی . اگه یادم بود انقدر خودم را پشت کامپیوتر خسته نمیکردم !!بابام گفت امروز دوباره زن حاجی زنگ زد و گفت پس کی میایی ؟؟ منم بهش گفتم پسرم گفته امروز بعد از ظهر میام اونهم گفته پس حدود ساعت 3:30 منتظرم . نگاه کردم به ساعت دیدم 5 دقیقه مونده به 3 گفتم باشه حالا می رم . رفتم وسایل و آچار ماچارام را آماده کردم که برم ولی اون روز یه کم کر کثیف بودم آخه 4 روز بود حموم نرفته بودم و ریش هامم همه کیری شده بود . خلاصه رفتم جلوی آینه و یه کم موهامو صاف و صوف کردم ولی دیگه وقت واسه ریش زدن نبود و تازه اگرم میخواستم زیاد به خودم ور برم تابلو می شدم !!خلاصه ساعت حدود 3:15 شده بود که وسایلمو گذاشتم تو خورجین عقب موتور و آدرس دقیق را از بابام گرفتم و راه افتادم به رفتن وقتی آدرس را نگاه کردم دیدم خونه حاجی پس زیاد هم دور نیست . سوار شدم و رفتم ولی به خاطر اینکه یه وقت برادران نیروی افتضایی گیر کیری ندهند بهم بیشتر از کوچه پس کوچه ها رفتم تا نزدیکای خونشون که رسیدم یه کم پرس و جو کردم گرچه تو اون محله ها زیاد کسی به کسی نیست ولی خب از روی اسم کوچه و پلاک پیدا کردم . وقتی رسیدم پشت درخونشون ساعت دقیقا 3:30 شده بود . زنگ آیفون را زدم و منتظر شدم تا در را باز کنه تو این فاصله یهو چشمم تازه به نمای ساختمان افتاد . یه سوت دو زمانه زدم و گفتم &#8221; بیبین لامصب چی چی ساختس !!! &#8220;همش سنگ گرانیت بود و خیلی قشنگ با چیدن سنگ های رنگی کنار هم طرحهای هندسی خیلی قشنگی در آورده بودند .داشتم واسه خودم تجزیه و تحلیل مهندسی می کردم که در یهو باز شد .چند لحظه صبر کردم دیدم خبری نشد تا اینکه یه صدایی که عمرا فکرشو نمی کردم اینجوری باشه از پشت آیفون گفت بفرمایین تو آقای X ( به اسم فامیل صدام کرد )در را باز کردم و وارد حیاط شدم &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230; وای اینجا کجاست دیگه ؟؟؟ بهشت شداد که میگن همینه ؟؟!! وقتی وارد شدم چند لحظه خشکم زده بود و فقط محو جمال این کاخ کوچولو شده بودم . داشتم واسه خودم همه جای خونه را بر انداز می کردم و می رفتم جلو اصلا حواسم نبود که من واسه چی اومدم اینجا ؟؟ با اینکه اوج سرمای زمستون بود و همه درخت ها خشکیده بودند ولی باز دیدنی بود . یه آبنما وسط حیاطش بود که از شدت سرما 2 یا 3 سانتی آبش یخ زده بود . من داشتم همین طور که موتور به دستم بود همه جای خونه را می دیدم و واسه خودم صفا می کردم که یه کم دم همون آبنما مکث کردمو وایسادم به تماشا کردن که دیدم 10 یا 12 ماهی قرمز بزرگ دارند زیر آب ها واسه خودشون حال می کنند . نگاه کردم دیدم انقدر یخ بسته که حتی جایی واسه هوا نمونده . سریع پریدم پیچ گوشتی چار پخ را از عقب موتور برداشتم و یه چند تا سوراخ با ضربه زدن تو یخ ها انداختم که ماهی های زبون بسته بتونن اکسیژن بگیرن . معلوم نبود اصلا کسی به این زبون بسته ها سر زده بود یا نه ؟؟!! برگشتم بیام طرف موتور که دیدم انگار سنگینی نگاه یه نفر را دارم احساس می کنم .سرم را بالا کردم دیدم بله زن حاجی یه چادر سفید مثل چادر نماز سرش کرده و وایساده تو تراس طبقه بالا ، اومدم لب تر کنم بگم سلام که سریع با همون صدای رویاییش گفت زحمت ماهی های ماهم افتاد به گردن شما !! ( اینکه میگم صدای رویایی داشت واسه اینکه کمتر کسی را دیده بودم که اینجور ناز صحبت کنه مخصوصا این زنهای اصفهانی که همشون اسو فسشون هواس ) سریع خودمو جمع و جور کردم و اول سلام کردم بعد گفتم اختیار دارین خواهش می کنم ، خب این زبون بسته ها هم واسه خودشون زندگی دارن دیگه . گفت بله حالا بفرمایین بالا که بیرون خیلی سرده . اومدم موتور را بذارم همونجا تو حیاط و وسایلمو بردارم برم بالا که گفت چرا نمی ذارین تو پارکینگ ؟؟ گفتم پارکینگ ؟؟ گفت بله از همین راه مستقیم بیایین جلو . رفتم جلو و یه در کشویی شیشه سکوریتی بود . با فشار یه انگشت راحت باز می شد . دیدم یه 206 اسپرت همون گوشه پارک شده . با خودم گفتم صد در صد ماله این پسرشون هست . موتور را گذاشتم و رفتم جلو تر پارکینگ که تموم می شد بعد اونطرفش هم به صورت الی یه در دیگه که رفتم جلو . وای استخر با کاشی های آبی و سرمه ای و یه گوشه هم آسانسور و پله ها بود . یه آهی کشیدم و از کنار استخر رد شدم تا رفتم از پله ها بالا و خودمو رسوندم به پشت در تا اومدم بزنم به در باز شد و یه پری با همون چادر سفید با گلهای کوچولوی صورتیش جلوم ظاهر شد . وای من چی فکر می کردم و چی می دیدم ؟؟؟!!! اصلا اولش پیش خودم فکر کرده بودم یه پیرزن 60 ساله هست این زن حاجی ولی بعد که تو تراس دیدمش به نظرم جوون تر اومد ، اما حالا که داشتم از فاصله نیم متری می دیدمش کیر زدم به کل فرضیاتم !!! یه خانم چهل و خورده ای ساله که وقتی می دیدیش بیشتر از 30 نمیتونستی بهش نسبت بدی . دوباره بهش سلام کردم و اونم گفت سلام پسرم خوبی ؟؟ گفتم ممنون ، گفت حالا چرا دم در وایسادین بفرمایین تو . گفتم چشم . بند کفشهامو باز کردم و رفتم تو وای این خونه انگار همه جاش واسه آدم سورپریز بود . یه خونه مایه داری به تمام معنا با یه سلیقه خیلی قشنگ و ترکیبی از سنتی و تکنولوژی چیده شده بود . همین جور که وارد شدم فقط محو جمال خونه شده بودم . اصلا چند لحظه زن حاجی با اون مشخصاتش که بیشتر واستون توضیح می دم به کلی از یادم رفت که دوباره همون صدا گفت چرا وایسادین بفرمایین بشینین یه کمی گرم بشین و یه گلویی تازه کنین . گفتم چشم میشه یه نگاهی به دستگاهتون بندازم ؟؟ گفت بله خواهش می کنم کنترل دستگاه را برداشتم که ببینم قلق منو هاش چه جوریه ؟؟ خیالم راحت شد چون دستگاهش هایویژن بود و منوش مثل استارست 200 بود . منم که کار کردن با این نوع دستگاه را از حفظم . یه نگاهی کردم ببینم چند تا ماهواره داره و کدوماش به هم ریخته که باز خیالم راحت تر شد . چون فقط یه ماهواره هاتبرد بیشتر نداشت . تا داشتم کانال ها را پایین و بالا می کردم دیدم همون پری از آشپزخونه اومد بیرون با یه سینی . هرچی بهم نزدیک تر می شد هم بیشتر پی به جزئیات اندام خودش می بردم و هم بوی قهوه بیشتر مستم می کرد . اومد جلوم دولا شد گفت بفرمایین . گفتم دستتون درد نکنه چرا زحمت کشیدین . اومدم فنجون را از سر جاش بردارم که تازه چشمم افتاد به اون تاپ یاسی رنگش که از زیر چادرش می درخشید و زیر اون تاپ یقه گشاد هم دو تا پرتقال تامسون که آدم همون وقت می خواست بپره بخوردشون تا جیگرش حال بیاد داشت کنتاکت میزد . چشمم که افتاد بهشون یه لحظه رفتم تو آسمون هفتم و برگشتم ولی از اونجایی که آدم هیزی نیستم سرمو انداختم پایین و قهوه را برداشتم . وقتی برداشتم گفتم خیلی ممنون چرا زحمت کشیدین . گفت خواهش می کنم چه زحمتی ؟؟ قهوه را بو کردم واقعا بوش آدم را مست می کرد . پیش خودش فکر کرد ما تا حالا از این چیزها ندیدیم و نخوردیم گفت قهوه که دوست دارین . گفتم بله ولی من همیشه نسکافه را با شیر می خورم . گفت خب بده من تا واست با شیر درست کنم . منم که یه قلپ ازش خورده بودم و دیدم خیلی تلخه یه تعارف زدم گفتم آخه زحمتتون میشه و فنجون را دادم بهش . گفت نه خواهش می کنم چه زحمتی پسرم تو هم مثه پسر خودم میمونی . سینی را برداشت و رفت تو آشپزخونه و تا داشت می رفت منم از پشتم اون باسن خوش تراشش را ور انداز می کردم که با اینکه چادر سرش بود ولی بد جوری یکو بدو می کرد . رفت تو آشپزخونه و تا داشت کار می کرد بهم گفت راستی من هنوز اسم شما را نمی دونم پسرم . یه کم مکث کردم و بعد کفتم اسم من ؟؟ حمید !! گفت به چه اسم خوبی ، خب چند سالته آقا حمید . گفتم فکر می کنم 22 . زد زیر خنده و گفت فکر می کنی ؟؟؟!!! گفتم آخه تو این دوره و زمون نمیشه به هیچ چیزی یقین داشت حتی شناسنامه !!! صدای خندش بیشتر شد و گفت خب پس باید هم سن وسال احسان ما باشی . منم زیر لبی گفتم به تخم چپ مشت عباس !! قهوه که دیگه شده بود شیر قهوه را دوباره اورد و برداشتم دوباره گفتم شرمنده خیلی ممنون . گفت دشمنت شرمنده خواهش می کنم . داشتم یواش یواش می خوردم که فهمیدم داره زیر چشمی منو ور انداز می کنه ، سریع تمومش کردم و مثه فنر از جام پریدم و گفتم خب دیشتون کجاست ؟؟ زن حاجی که دیگه از این به بعد پری میگم بهش ( چون واقعا مثه یه پری هست ) انگار از حال خودش خارج شده بود و تا اومد به خودش بیاد چند لحظه طول کشید گفت جان ؟؟ فهمیدم که تو این عالم نبوده بهش گفتم دستتون درد نکنه خیلی خوشمزه بود . گفت نوش جانت . بهش گفتم حالا میشه بهم بگین دیشتون کجاست . گفت آره بالا پشت بومه و خودش اومد در را باز کرد و بعد کلید آسانسور را زد و گفت بیا از اینجا برو خسته نشی . رفتم بالا دیدم فیتون LNB شون از این پلاستیکی تخمی ها بود و از سرما انگار ترکیده بود و LNB ول شده بود . خلاصه دیدم کارم خیلی راحت شده . سریع پریدم بازش کردم و یه فلزی واسش بستم و بعد هم تو رسیور و تلویزیون LCD خودم نگاه کردم دیدم همشو داره با بالاترین سیگنال می گیره . وقتی کارم تموم شد نگاه کردم به ساعت دیدم هنوز یه ربع نشده که من اومدم بالا . اگه به همین زودی برم پایین پیش خودش فکر می کنه هیچ کاری نکردم . LNB شون از این دو سوزنه ها بود ، سر سیم ها را دنبال کردم دیدم یه سیم رفته بود طبقه بالا و یکی هم طبقه پایین ، خلاصه یه 5 دقیقه ای واسه خودم رو پشت بوم کس چرخ زدم و ساختمانهای اون اطراف که هر کدوم واسه خودش یه کاخ بود را دید زدم . ولی دیدم داره کم کم سردم میشه . وسایلو جمع کردم و اومدم پایین .اومدم پایین دیدم در نیمه باز هستش زدم به در تا اگه سرش بازه خودشو بپوشونه و بیاد و در را باز کنه . از تو صدا کرد گفت بفرمایین تو ، منم رفتم دیدم نشسته بود روی کاناپه و داشت واسه خودش مجله می خوند . رفتم تو ودوباره سلام کردم اونهم گفت سلام خسته نباشی آقا حمید . کارت تموم شد ؟؟؟!!! گفتم بله . گفت چقدر زود ؟؟!!. گفتم خب ما اینیم دیگه !! گفت هر بار میریزه به هم یه نفر میاد انقدر طول میده که اعصاب همه را خورد می کنه . ماشالا شما چقدر زرنگ هستی . منم گفتم لطف دارین . خودم رفتم کنترلشو برداشتم و چند تا فرکانس جدید بهش دادم و گفتم بفرمایین صحیح و سالم تحویل شما !!گفت ممنون زحمت کشیدی پسرم زحمت کشیدی . از این به بعد هر بار مشکلی پیش اومد پس باید بگم خودت بیایی زحمتشو بکشی . گفتم ایشالا که دیگه مشکلی پیش نمیاد چون واستون یه فیتون فلزی بستم که هیچ وقت دیگه نشکنه .گفت دستتون درد درد نکنه ، این چند روز که قطع بود خیلی حوصلم تو خونه سر می رفت . با اینکه همه برنامه هاش چرت و پرت هست ولی خب بهش عادت کردیم دیگه . کنترل را دادم بهش و گفتم خب من دیگه زحمت را کم می کنم .راستی طبقه پایین هم رسیور دارین ؟؟ گفت آره تو اتاق احسان هست ولی اون خودش بعدا کانالهاشو درست می کنه . حالا که از روزیکه حاجی رفته اومده ماشین خودش را گذاشته و ماشین حاجی را برداشته رفته و اصلا هم نمیگه من اینجا تنهایی مردم یا زندم ؟؟ گفتم دور از جون خب جوونیه دیگه !! گفت خب شما هم جوونی و هم سن و سال اون ولی من فکر نکنم کارهایی که اون می کنه شما بکنی . گفتم بهش خب ماهم آب نیست که شنا کنیم وگرنه می تونیم شناگر قابلی باشیم . وقتی این حرف را بهش زدم ابروش را انداخت بالا و منم برق شیطنت را تو نگاهش احساس کردم . گفتم خب دیگه اجازه می دین .گفت خواهش می کنم وبازم تشکر و &#8230;..اومدم وایسادم بیرون و داشتم بند کفشامو می بستم که دیدم رفت تو اتاق .کفشام را پوشیدم و دوباره خداحافظی کردم که از تو اتاق صدام کرد و گفت یه لحظه صبر کنید !! وایسادم دیدم یه سر رسید دستش بود و اومد جلو . لای سر رسید را باز کرد و گفت من نمیدونم چقدر تقدیم کنم . هرچقدر که میدونین خودتون بردارین . نگاه کردم دیدم ده پونزده تا 5 تومنی تا نخورده جلوم گذاشته . گفتم قابل شمارا نداشت باشه بعدا حساب می کنم با حاجی . گفت آدم عاقل نقد را ول نمیکنه و نسیه را بچسبه پسرم . بالاخره توهم زحمت کشیدی ، حالا کو تا حاجی بیاد ؟؟ ( با این حرفش خیلی حال کردم چون واقعا پری زن دست ودل بازی هست برعکس حاجی که جون به عزرائیل قسطی می ده !!! ) دست کردم و یه دونه 5 تومنی ها برداشتم و گفتم همین قدر کافیه . یه نگاهی به من کرد و گفت همین ؟؟ خودش دست کرد و دوتا دیگه هم برداشت بهم داد . گفتم نه همین قدر کافیه آخه کار زیادی نکردم !! گفت نه من که میدونم تعارف میکنی . بگیر بالاخره توهم دانشجویی و واسه خودت خرج داری . خلاصه با اینکه اون موقع بدم اومد ازش چون احساس کردم می خواد صدقه بده آخرش قبول کردم و برای اینکه منم یه حالی بهش داده باشم گفتم راستی اگه بخوایین واستون پروگرام هم می کنم . گفت ااااه کاش زودتر گفته بودی . حالا باشه تو همین هفته می گم اگه زحمتی نیست بیایی واسم پروگرام کنی . گفتم نه اگه می خواهین باید بدین تا ببرم خونه و براتون بیارم . گفت باشه خبرش را بهت میدم .تشکر کردم و خداحافظی کردم و اومدم پایین و موتور را برداشتم . دوباره چشمم به همن 206 افتاد .گفتم بگو پس چرا ماشینو گذاشته اینجا نگو می خواسته کمری را دودر کنه بره باهاش داف بلند کنه !!!اومدم از پارکینگ بیرون و دوباره رفتم سر آبنما یه نگاهی به ماهیا بندازم دیدم همشون جمع شدن دور سوراخ ها و دارن واسه خودشون حال می کنند . گفتم شما ها منو نداشتین چی کار می کردین ؟؟برگشتم که برم دیدم پری وایساده پشت پنجره داره منو نگاه می کنه منم یه دست واسش تکون دادم و خداحافظی کردم اونم واسم دست تکون داد و از کاخ رفتم بیرون .برگشتم اومدم خونه دیگه ساعت حدود 4:30 شده بود . مامانم گفت چقدر زود برگشتی . گفتم خب کارم زود تموم شد و رفتم تو اتاقم چون خیلی خسته بودم و از ساعت 6 بیدارشده بودم . خیلی خوابم میومد رفتم رو تخت دراز شدم و تا ساعت 7 خوابیدم با صدای زنگ گوشیم بود که داشتم کم کم بیدار میشدم گوشی را برداشتم ببینه کیه . از شرکت اینترنتی که دارم سرویس می گیرم دختره زنگ زد و گفت شارژتون داره زمانش تموم میشه و دو روز دیگه بیشتر وقت ندارین . خلاصه می گفت پولو بردار بیار تا واست تمدیدش کنیم . منم تو حال خواب و بیداری گفتم باشه فردا میام ( آخه فرداش پنجشنبه بود و منم کلاس نداشتم ) .بلند شدم و دیدم کسی خونه نیست یه آبی به دست و صورتم زدم و یه کم حالم سر جاش خواستم برم تو خیابونا به ذره بگردم و یه سری هم به رفقا بزنم که دیدم حسش نیست هواهم انقدر سرد شده بود که اصلا حالشو نداشتم . یاد این فیلم American pie که اسمش هست Beta House افتادم که سه چهار روز بود دانلود کرده بودم و دنبال یه فرصت مناسب می گشتم تا ببینمش افتادم . رفتم کامپیوتر را روشن کردم و نشستم به تماشا و کلی حال کردم . ( به شما هم توصیه می کنم اگه این یکیشو ندیدین حتما دانلود کنین ) .خلاصه فیلم تموم شد و کم کم مامان و بابام که رفته بودن باهم بیرون اومدن خونه . نشستیم به تلویزیون تماشا کردن که مامانم گذاشت کانال 3سریال بیداری را ببینیم . ( اه چه سریال تخمی ) . خلاصه تا شب بالاخره با این کنترل انقدر کلنجار رفتیم وکانال عوض کردیم که موقع خواب شد . ساعت 12 شب رفتم بخوابم . هرچقدر دنده به دنده افتادم خوابم نبرد از یه طرف اون سینه ها واون باسن جلوی چشنام میومد از یه طرف عشق وحال این آمریکایی ها تو این فیلم و از یه طرفم زندگی مایه داری و خلاصه واسه خودم همینجور خیال بافی می کرد که حدود ساعت 2 یا 2:30 خوابم برد . صبح ساعت 9 از خوابم بیدار شدم و دیدم شورتم خیسه خیسه !!! بله اژدر خان نتونسته بود تحمل کنه و خودش بغض خودش را ترکونده بود . اااه چه حال گیری . حالا خوب شد خودم می خواستم برم حموم . سریع حولمو برداشتم و پریدم تو حموم . منم وقتی میرم حموم همیشه پایین و بالا را حسابی صفا می دم و هفت تیغه می کنم . ساعت 10:15 شده بود که اومدم بیرون تا لباسهامو پوشیدمو سرمو خشک کردم دیگه شده بود 10:30 . رفتم یه چای ریختم واسه خودم و با دوتا کیک خوردم . یادم اومد که باید برم پول بی زبون را بدم واسه اینترنت !!!رفتم تریپ را درست کردم و ادکلن و افتر شیو و &#8230;. همه چی ردیف زدم به خودم و از خونه پیاده زدم بیرون ( این را هم بگم که من آدم خیلی خوشگلی نیستم ولی به سر و وضع خودم خوب می رسم چون به نظر من آدم خوش تیپ و تر تمیز باشه بهتر از اینکه فقط خوشگل باشه ) .خلاصه رفتم سوار تاکسی شدم و رفتم تو اون پاساژ که شرکت اینترنتی بود . دختره خودش تنها بود ، پولو دادم و فاکتورش را گرفتم اومدم بیرون . اون دختره هم خودش کف کرده بود و تا من اونجا بودم نیشش تا بنا گوش باز شده بود ولی من همی کیر زدم بهش واومدم بیرون .رفتم واسه خودم پیاده تا میدون انقلاب و رفتم دم سی وسه پل نشستم واسه خودم یه کم لب آب و صفا کردم واین پرنده های مهاجر را تماشا کردم . داشتم باز دوباره واسه خودم اتفاقاتی که از دیروز تا حالا افتاده بود را تو ذهنم مرور می کردم که گوشیم زنگ زد &#8230;.!!!!ادامه دارد&#8230;.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%da%a9%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174910</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس خوشگل خو کرده میشه و آب خودش هم میاد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ae%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d9%87%d9%85-%d9%85%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ae%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d9%87%d9%85-%d9%85%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 23 Jun 2019 06:56:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرومتر]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[اشكالی]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پرسید:]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوزخند]]></category>
		<category><![CDATA[جموجور]]></category>
		<category><![CDATA[خندشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونسردی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[سلاممو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیش]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[قشنگیه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانتم]]></category>
		<category><![CDATA[مجبوری]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااااااااااای]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سکسی سلام اسم من امید است و شاه کس می خوام یه داستان توووووووپ كه واقعی هم هست رو براتون تعریف کنم.ماجرا از انجایی کونی شروع شد كه: داشتم از مدرسه میرفتم خونه كه یهو بین راه بهناز رو دیدم. جنده بهناز دختر خاله ام بود كه خیلی هم هلو بود وای چه اندامی.آدم وقتی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				سکسی سلام اسم من امید است</p>
<h3>و شاه کس می خوام یه داستان توووووووپ كه واقعی هم هست</h3>
<p>رو براتون تعریف کنم.ماجرا از انجایی کونی شروع شد كه: داشتم از مدرسه میرفتم خونه كه یهو بین راه بهناز رو</p>
<h4>دیدم. جنده بهناز دختر خاله ام بود كه خیلی هم هلو</h4>
<p>بود وای چه اندامی.آدم وقتی می پستون دیدش این سیكش ( سیك به تركی یعنی كیر ) می خواست بهش سلام</p>
<h5>كنه ! کوس رفتم جلو و گفتم : سلامون علیكم با</h5>
<p>یه خنده جواب سلاممو داد (آخه من تو گفتن این كلمه مهارت دارم و هر وقت هم میگم همه خندشون میگیره)خلاصه بعد سکس داستان از سلام و</p>
<h6>احوالپرسی گفت كه مادرش یعنی خاله ام خواهر ایران سکس كوچكش رو</h6>
<p>برده دكتر و به بهناز گفته كه بیاد خونه ما بعداً خودشم میاد. بیچاره بهناز هم رفته در زده هیشكی درو باز نكرده آخه مادرم بهم گفته بود كه میخواد بره بازار. وقتی این موضوع یادم افتاد یه فكری به سرم زد و به بهناز گفتم: خب اشكالی نداره حالا كه من اومدم میریم خونه ما بعد مامانتم میاد اونجا. اونم هم قبول كرد و رفتبم خونه ما بععععععععععله. خونه هیشكی نبود كیفمو انداختم كنار دیوار و به بهناز تعارف زدم كه بشینه.اونم درست نشست كنار كیفم. چون خیلی گرسنه بودم چپیدم تو آشپزخونه. البته ماه رمضون بود ولی خب من روزه نبودم. از آشپزخونه بهناز رو صداش زدم وقتی اومد پرسیدم: روزه ای؟گفت: نه روزه نیستم ولی میل هیچی ندارم تو راحت غذا تو بخور گفتم: تعارف كه نمی كنی؟ گفت: نه گفتم: ok داشت از آشپزخونه بیرون می رفت كه یهو برگشت و با حالت سوالی گفت: امید؟ زود گفتم: جونم؟ یه كم مكث كرد و پرسید: اجازه میدی كتاباتو نگام كنم؟ (آخه من سال سوم دبیرستان بودم و اون سال اول) گفتم: باشه. ببین. چند دقیقه گذشته بود كه یهو یادم اومد اون سی دی سوپر كه از دوستم گرفتم لای كتابمه وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای سریع از آشپزخونه پریدم بیرون. چشتون روز بد نبینه. دیدم سی دی توی دستشه یه نگاه به من انداخت و با لبخند ازم پرسید: چیه این؟ منم با خونسردی گفتم: سی دی آموزش ریاضی گفت: باشه پس بذار ببینیم سرخ شدم گفتم: ببین . كلید نكن. این یه فیلمه كه توش صحنه های بد هم دارهبا یه پوزخند گفت: فیلم كه حد اقل دو تا سی دی میشه. پس سی دی دومش كو ؟ آقا ما قفلیدیم اینم گیر داد كه باید سی دی رو بذاری خلاصه بعداز ده دقیقه بحث كردن منم مجبوری دیگه سیدی رو گذاشتم تا تصویر سی دی امد بهناز حالی به حالی شد بهم گفت: عجب اموزش ریاضی قشنگیه یهو خودشو انداخت روم و منو بوسید منم كه دیدم موقعیت جوره شروع كردم به لب گرفتن كم كم خودش مانتو و روسریشو در اورد و منم شلوارمو كشیدم پایین و گفتم: میخوری؟ یهو شیرجه زد رو كیرم و شروع كرد به خوردن به زور كیرمو از دهنش بیرون كشیدم و گفتم : شلوارتو در آر با یه حركت شلوار و شورت صورتیش لغزید به زیر زانوهاش پرسیدم : بهناز جون اوپنی؟ گفت: اوپن مادرته درست صحبت كن بعدش چار دستوپا نشست جلوم و گفت: فقط از عقب منم عین خر كیرمو تا نصف كردم تو كونش یه جیغی زد و گفت : امید آرومتر. سوختم كیرمو كشیدم بیرون و این دفه اروم اروم كردم توش . وقتی تا ته رفت گفتم اماده ای؟ گفت: آره بزن شروع كردم به تلمبه زدن و با یه دستمم با كسش بازی میكردم چقدر نرم بود اون یكی دستم رو بردم رو سینه اش وااااااااااااااای اونم نرم بود بهنازم داشت آه و اوف میكرد یهو از ذهنم گذشت اگه تو این حال بابام بیاد تو و ما رو ببینه چی میشه؟ با خودم گفتم طوری نمیشه كه. بابام میگه پسرم تو كارتو بكن منم از پشت تو رو میكنم!!! با این فكر خندم گرفت آخرشم آبم رو خالی كردم تو كونش و تا كیرمو كشیدم بیرون بهناز با عصبانیت گفت: خیلی نامردی خودتو خالی كردی پس من چی؟ گفتم پاشو جموجور كن كه الان مامان اینا میان بعد بهش قول دادم كه دفعه بعد حتماً ارضاش كنم.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ae%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d9%87%d9%85-%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1997</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس داگی با بلوند خوشگل ودوست داشتنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 13 Jun 2019 07:09:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادن]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختی]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[بیشعور]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرائی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[خابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خونهمن]]></category>
		<category><![CDATA[داداشه]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دخترونه]]></category>
		<category><![CDATA[دستشوئی]]></category>
		<category><![CDATA[روبروشون]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[سوزناک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیش]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلکم]]></category>
		<category><![CDATA[کنخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[مادرشم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمت]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میخنده]]></category>
		<category><![CDATA[میخندی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواره‬]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادو]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرقصید]]></category>
		<category><![CDATA[میرقصیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکنید]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میومدن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[نیلوفر]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[پنجره پذیرائی رو باز کردم فیلم سکسی دیدم وای چی میبینم ! یه زن حدودآ 32 ساله که خیلی جونتر از سنش باز به نظر میرسید با سکسی یه دختره 24 ساله شوهر دار( که شاه کس بعدآ خبرش رسید بچه محل ها فشارش دادن) خوابیدن کف حیاط یه دختر کوچولو هم کونی که اونم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>پنجره پذیرائی رو باز کردم فیلم سکسی دیدم وای چی میبینم ! یه</h2>
<p>زن حدودآ 32 ساله که خیلی جونتر از سنش باز به نظر میرسید با سکسی یه دختره 24 ساله شوهر دار(</p>
<h3>که شاه کس بعدآ خبرش رسید بچه محل ها فشارش دادن) خوابیدن</h3>
<p>کف حیاط یه دختر کوچولو هم کونی که اونم بعدآ فهمیدم بچه زنست داشت با روغن تن این 2 تارو ماساژ</p>
<h4>میداد&#8230; جنده وای من که باورم نمیشد&#8230; زنه سفیده سفید با</h4>
<p>مو های مشکی بلند ست شرت پستون سوتین مشکی تنش بود دختره هم ست رنگی یه عینکم یه چشمش بود&#8230;. وای</p>
<h5>کیرم راست کوس کرده بود از یه طرفم همه خونه بودن</h5>
<p>تابلو بود&#8230; واسه همین پنجره رو بستم! دلم طاقت نیاورد یه7/8 دقیقه بعد باز رفتم نگاه کردم&#8230; وای تو اون آفتاب سکس داستان سوزناک بدن هر</p>
<h6>دوشون برق میزد&#8230; کاش جای دختر کوچیکه بودم! ایران سکس دستش رو</h6>
<p>میکشید رو سینه های هر دوشون میمالید با روغن ! یه دفعه مادره لاشو باز کرد دختره کشید لایه کسش که مادره خندید ! ولی دختر کوچیکه چیزی بارش نبود که بخواد عمدی این کارو بکنه ! خلاصه کنم یه دفعه دیدم یه پسره خونه روبروشون داره با تل تو بالکن حرف میزنه یدفعه اونم چشمش به اینا افتاد ! تل رو قطع کرد شلوارکشو در آورد کیرشو گرفت دستش ارضا شد رفتتو خونه&#8230;من ولی هنوز آتیشی بودم&#8230; بی خیال شدم خیلی چیز ها از دخترای محل دیدم ولی این دید زدن ها باعث شد من چشمم به یه دختره 15 ساله بیفته&#8230; دوست داشتم تجربه کنم&#8230;یه شب هیمنجوری به پنجره یه خونه خیره شدم&#8230; شیشش رفلکس بود اونا خودشونو میدیدن ولی بیرون رو نه&#8230; منم راحت داشتم نگاه میکردم انگار مهمون داشتن&#8230;دخترا هی میومدن جلو آینه میرقصیدن منم با این حرکت فوق العاده دیونه میشم&#8230;دختره هی نازو عشوه میومد با موهاش بازی میکرد پریشونش میکرد. دست میکشید رو سینش قر میداد خلاصه یکیم که بیشتر نگاه کردم دیدم بله همون دختر کوچولوست که هر وقت از جلموم رد میشود چپ چپ نگاه میکرد&#8230; چرا تا حالا نمیدونستم رو برو پنجره آشپز خونه مان ؟ خلاصه یه روز داشتیم از باشگاه با رفیقم بر میگشتیم که بهو دیدیم دو تا بچه اوبی دنبال این دختره افتادن&#8230; رفیقمم میدونست من اینو میخوام فشار بدم رفیم جلو طرف دختره داشت حرف میزد که آره مزاحمت شدن یا نه منم یه چشم خوره رفتم به پسره با تشر گفتم: برو عقب بینم پسره هم خفه خون گرفت یه دفعه دیدم یکیشون شیر شد نعره کشید که آره من کس خلم قاطیم&#8230; منو میگی دیدم یه دفعه رفیقمو خوابوند رو زمین اومدم طرفش جداشون کنم واسه منم شاخ شد اومد بزنه زدم با ساک تو سرش دیدم چاقو در آورد دنبال ما کرد دیدم دختر کوچیکه داره جیغ میزنه&#8230;.خلاصه شر شد سره این انتر خانوم&#8230; رفیم سره محل به بچه ها گفتیم قضیه رو که دیدیم پسره داره میاد یهو رفیقم گفت این که داداشه منه شروع کرد چکو لقتی کردنش&#8230; سرتونو درد نیارم شبم تو باشین با رفیقم نق میزدیم سره یه انتر شبمون خراب شد ! منم گفتم یه جوری میکنمش که گریه کنه.. آخه دختره ی بیشعور عین خیالش نبود تازه نمیدونم چی گفته بود به ننش که وقتی مارو جلو در دید با حرکات دستش میگف : چیه ؟ نگاه میکنید ؟ ماهم میگفتیم کس کش معلوم نیست چی رفته گفته که ننش داره اینطوری میکنه..! بیاو خوبی کن&#8230;خلاصه کنم یه روز گیرش آوردم چسیدم بهش گفتم همه چیرو این که دید زدمت &#8230;اونم به کسشم بر نخورد ! گفت از کدوم خونه منو نگاه میکردی ؟ منم نگفتم ! خداحافظی کردیم ! عصر داشتم نگاه میکردم که دیدم اونم تو بالکنه&#8230;یه دفعه سوت زدم همه جارو نگاه کرد تا یهو چشمش بهم افتاد ذوق کرد دست تکون داد یکم خندید&#8230; با دستم نشون دادم تل&#8230; دیونه از اون فاصله رفت رو کاغذ تلشون رو نوشت&#8230; منم داد زدم دیونه کاغذ که دیده نمیشه&#8230; با دستش یکی یکی شماره هارو گفت ! البته داشتم ولی خواستم طبیعی باشه&#8230; زنگ زدم بعد کلی احوال پرسی ! بهم گفت دیگه چی دیدی.؟! گفتم بگو چی ندیدی ! گفت حالا بگو گفتم لخته لختتو گفت کجا ؟ گفتم پشت بوم داشتم با ماهواره ور میرفتم دیدم از حموم برگشتی داری خودتو خشک میکنی &#8230;یکمم ادامه دادم گفتم مثلآ دست انداختی لایه کست رو خشک کردی سوتینت این شکلیه همیشه و غیره&#8230;دیدم جیغ زد گفت مامان ببین چی میگه: میگه لختمم دیده&#8230; وای شاخ در آوردم ! دیونه چرا به ننش گفت؟!؟!!!! نکنه میخوان دهنمو سرویس کنن&#8230;.وای دیگه نمیشد کاری کرد هم تلم رو داشت هم آدرس رو&#8230; دیدم میگه با مامانم حرف میزنی ؟ گفتم نههههههههههههههههههههههههه گوشی رو داد &#8230;آخ آخ آخ چیکار کنم حالا چی بگم&#8230; زنه گفت سلام خوبین تا اومدم بگم سلام دیدم میگه خوب علی آقا حال میکنی ها ! خوب مارو دید میزنی ! سایز همه جامون رو بلدی ! وای قفل کردم یکیم چرت و پرت گفتم ! بعد گفت گوشی رو میدم نیلوفر! منم سرش قر زدم چرا گوشی رو دادی که گفت من با مامان راحتم خلاصه گفت شب ساعت 8:30 بیا از پشت بوم دید بزن میخوام برم حموم رفتم دیدم یکی یکی لباساشو در آورد رفت تو حموم&#8230; مادرشم نمیدونم عمدآ همش جلو اون یکی پنجره بود هی میرقصید پشت میکرد به پنجره کونش رو تکون میداد واسه رفیقم که تعریف کردم میگفت خاک بر سرت ! چرا ننش رو نکردی !گفتم زر زر نکن بابا زن شوهر دارو&#8230; گفت زنی که میخواره باید خاروند! منم دیگه کشش ندادم.. دختر رو دعوت کردم خونه ناز شده بود ! یه شلوار لی پوشیده بود با یه مانتو تنگ بالای کونش ! یه تاپ سورمه ای با شرت سوتین صورتی&#8230;جورابشم که مثل بیشتر دختر ها ازین رنگی ها&#8230; یکیم گپ زدیم یه کوچولو آرایش دخترونه کرده بود ! 18 سالش بیشتر نبود اما حشرش تو چشماش موج میزد&#8230; شورتش رو آوردم جلو لبشو بوس کردمو خوردم&#8230;خودش موهاشو باز کرد !ریخت تو صورتش&#8230;لب بازی کردیم خابوندمش رو مبل شلوارشو در آوردم تاپشو دادم بالا سینش کوچیک بود کلآ تاپ رو هم در آوردم. هیچی نمیگفت&#8230;فقط یه شرم دخترونه ی صورتش داشت دوست داشت امتحان کنه سکس رو نازش کردم.سینشو چنگ زدم با اون صدای نازش ناله کرد گفن تو هم لخت شو &#8230;منم یکی یکی رو در آوردم دیدم اصلآ یه کیرم نگه نمیکنه&#8230;امدم جلوش گفتم دوسش داری ؟ گفت نمیدونم چشماشو بست گرفت دستش. چشماشو اصلآ باز نکرد &#8230;گفت باید الان بخورم ؟ تمیزه ؟ خندیدم. گفتم دیووووونه&#8230;گذاشت سرشو تو دهنش وای با اون لبای گوچولو صورتیش داشت میخورد حرفه ای نبود ولی واقعآ جالب میخورد چون تجربه نداشت مثل بستنی ! یکیم خورد بعد چشماشو باز کرد خندید تخممو مالید کشیدم بیرون پشتشو کرد بهم قمبل کرد! گفتم فیلم دیدی ؟ گفت 24 ساعته<br />
دارم تو ماهواره میبینم&#8230; گفتم پس دهنتو سرویس ! کیرمو چرب کردم دیدم کونش کوچولو جم و جوره گذاشتم جلوش امدم فرو کنم دیدم میخنده میگه قلقلکم میاد &#8230;تو دلم گفتم بکنم تو بازم میخندی ؟ یه دفعه کردم توش وای داغ بود تنگ شروع کردم به عقب جلو کردن دیدم هیچی نمیگه &#8230;.از خودم داشت بدم میومد ! گفتم باید جر بخوری یهو تا ته کردم تو کونش جیغی کشید گفتم انگار دو تاش کردم شروع کردم به کردن&#8230;دعوا و شری که سرش داشتیم اومد جلو چشمم&#8230; اون موهائی که مدام جلو آینه بهش میرشیدو بچه ها باور کنید روزی 30 دفعه موهاشو باز میکرد شونه میکرد باز میبست ! گرفتم دستم سروع کردم به کشیدن.. محکم میزدم در کونش ..براش جالب بود این کارها&#8230;چون زیره لب میگفت وووووووووئی بکن بزن سرخش کن&#8230;. منم محکم تر میکردم دیگه داشتم خالی میشدم گفت بریز تو یکمشم بزار ببینم از نزدیک. منم خالی کردم با دو تا تکون تو کونش در آوردم &#8230;گرفت آروم تو دستش بو کرد مکش زد بعد رفت تو دستشوئی منم خودمو جمو جور کردم امد بیرون فرستادمش رفت&#8230; دیگه هم سراغش نرفتم اونم کرم داشت همه پسر بازی میکرد دیگه به همه پا میدادو سرو گوشش میجنبید روی سخنم با شما آقا پسر های گله : به صبح هنگام که کیره راست داری___یه خود مغرور نشو چون شاش داری		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174618</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جق رو در رو دو تا جنده خانوم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%82-%d8%b1%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%82-%d8%b1%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 05 Jun 2019 07:43:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقات]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدحام]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدری]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باشیمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[پاترول]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پشتشون]]></category>
		<category><![CDATA[تحقیقات]]></category>
		<category><![CDATA[تغییراتی]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[توهنوز]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[خوابونده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانش]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهیش]]></category>
		<category><![CDATA[درگیری]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رفتمبه]]></category>
		<category><![CDATA[روزهای]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سرنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[سلاممن]]></category>
		<category><![CDATA[شددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[شدمتوی]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[صادقیه]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمچند]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاو]]></category>
		<category><![CDATA[کنمفقط]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنم]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:«چرا]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[مهندسی]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیتش]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میلیون]]></category>
		<category><![CDATA[ناباوری]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نیفتاد]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناک]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هیچ زن و دختری سکس فیلم سکسی نداشتم و همیشه حسرت یه سکس خوب رو تو دلم داشتم ولی موقعیتش پیش نمی اومد.اطرافم هم دختر زیاد بود سکسی و اولین و نزدیک ترین دختر بهم،خواهر شاه کس بزرگم شیدا بود.خب من دو تا خواهر دارم ولی اونقدری که به شیدا احساس نزدیکی کونی می کردم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>هیچ زن و دختری سکس فیلم سکسی نداشتم و همیشه حسرت یه سکس</h2>
<p>خوب رو تو دلم داشتم ولی موقعیتش پیش نمی اومد.اطرافم هم دختر زیاد بود سکسی و اولین و نزدیک ترین دختر</p>
<h3>بهم،خواهر شاه کس بزرگم شیدا بود.خب من دو تا خواهر دارم ولی</h3>
<p>اونقدری که به شیدا احساس نزدیکی کونی می کردم نسبت به شراره این احساس رو نداشتم.گرچه نمی دونستم که سرنوشت چیز</p>
<h4>دیگه جنده ای رو برام رقم میزنه و اتفاقات طور دیگه</h4>
<p>ای می افته.شیدا خواهر بزرگم یه پستون سال ازم بزرگتر بود و شراره هم دو سال از من کوچیک تر بود</p>
<h5>و تقریبا کوس من و شراره خیلی با هم درگیر بودیم.در</h5>
<p>واقع بعد از اینکه پدرم بعد از به دنیا اومدن شراره از دنیا رفت مادرم به تنهایی ما رو بزرگ کرد و سکس داستان این درگیری من</p>
<h6>و شراره خیلی باعث زحمتش می شد.مادرم هم ایران سکس جوون بود</h6>
<p>و هم خوشکل و خوش هیکل و آرزوی هر مردی بود ولی خودش دوست داشت مجرد بمونه.حتی من هم دلم میخواست باهاش باشم.داستان من از اونجایی شروع شد که شراره کنکور داد و توی یکی از دانشگاه های تهران قبول شد و همه خوشحال بودن از اینکه شهرستان قبول نشده و البته من ناراحت بودم چون فکر میکردم بالاخره یه نفس راحتی می کشم ولی اینطور نشد. شراره شروع کرد به رفتن دانشگاه و کم کم یه تغییراتی توش دیده شد.تیپ و لباسش خیلی باز تر شد و آرایش هاش هم 180 درجه فرق کرد در واقع اصلا شراره ی قبلی نبود.یواش یواش شب دیر اومدن ها هم شروع شد و به بهونه ی رفتن به خونه ی دوستاش حتی بعضی شب ها هم خونه نمی اومد.مامانم با این قضیه مشکلی نداشت و خیلی توی این مسائل باز فکر میکرد و حتی دوست پسر شیدا بعضی شب ها پیش شیدا تو اتاقش میخوابید و منم مشکلی نداشتم ولی شراره دیگه خیلی داشت مشکوک میزد.این شد که تصمیم گرفتم سر از کارش در بیارم.هر کاری کردم نتونستم تا اینکه اون اتفاقی که میخواستم بیفته خود به خود افتاد.یکی از روزهای پاییز سال 87به یه مهمونی حوالی صادقیه دعوت شدم.اونطوری که دوستم تعریف می کرد قرار بود آخرش سکس پارتی داشته باشیم و خودش چند تا جنده هم ظاهرا دعوت کرده بود در کنار مهمونا.منم که تجربه ای تو سکس نداشتم اول رد کرد ولی بعدا به اصرار دوستم قرار شد من آخر سر نمونم و جنده ها که کارشون رو شروع کردن من دیگه برم.اینطوری شد که رفتم.توی مهمونی جمعیت زیاد بود و شاید 50-60 نفر بودیم که پسرا حدودا 20-25 نفر بودن و بقیه دختر بودن.تا ساعت 12 شب مهمونی ادامه داشت تا اینکه رفیقم اومد بهم گفت:«امیر اگه میخوای بری همین الان برو.اگه بمونی هم که منو خوشحال میکنی.میخوایم شروع کنیم». چشمکی زدم و گفتم که دیگه می رم. کتم رو برداشتم و از درب خونه بیرون رفتم و بعد رفتم به سمت در حیاط و وارد کوچه شدم. ماشینم دقیقا جلوی درب پارک بود.به سمت درب ماشین رفتم که صدای 5-6 تا دختر شنیدم.کنجکاو شدم و برگشتم و صحنه ای رو دیدم که از تعجب شاخ در آوردم.شراره به همراه 5 تا دختر دیگه با تیپ های وحشتناک سکسی و آرایش غلیظ از یه پاترول پیاده شدن و به سمت درب حیاط رفتن.خودم رو سریع پشت ماشین قایم کردم تا اونا وارد خونه بشن.سریع به دوستم زنگ زدم و گفتم:«جنده هات همینا بودن که اومدن تو؟»رفیقم خندید و گفت:«اره.چطور؟میخوای تو هم بیای تو؟»منم گفتم آره.رفیقم هم در رو زد و رفتم تو.هنوز باورم نمیشد که شراره اومده اینجا تا جنده گی کنه.به آرومی رفتم بالا و وارد شدم.توی سالن پذیرایی دنبال شراره گشتم.یه گوشه روی مبل نشسته بودو یکی دیگه از رفقا کنارش بود و دستش رو روی پاهاش گذاشته بود.منم یه جایی که دیده نشم پشت چند نفر نشستم و مشغول نگاه کردن شدم.مهمونی داشت یواش یواش وارد فاز سکسی میشد و دختر و پسرا رفته بودن تو فاز لب بازی و دست مالی همدیگه.تو همین لحظه یه دختر هم به سمت من اومد و گفت:«چرا تنهایی جیگر»روم رو بهش کردم و گفتم:«برو یکی دیگه رو پیدا کن.من دارم میرم»طرف هم یه ایییش کرد و با اکراه رفت.رفیقم داشت یواش یواش رکابی شراره رو در میاورد که یهو هم رکابی و هم سوتین صورتیش رو با هم در آورد و سینه های شراره که سفت شده بود رو هوا موند.خیلی دوست داشتم از این صحنه فیلم بگیرم ولی به خاطر ازدحام جمعیت نمیشد.باید جلو تر میرفتم.خیلی آروم از پشت مبل ها رفتم و وارد آشپزخونه شدم.حالا شراره و سعید پشتشون به من بود و هر دوشون هم به شدت مست بودن. یواش گوشیم رو در اوردم و از پشت گلدون مشغول فیلم گرفتنم از اون دوتا شدم. جو مهمونی اونقدر بالا بود که کسی متوجه من نشد. سعید کم کم رفت سراغ شلوار و چند لحظه بعد شراره رو لخت لخت روی مبل خوابونده بود و داشت کسش رو میخورد. من هم دیگه تو حال خودم نبودم و از دیدن بدن سکسی خواهرم حشری شده بودم. سعید یواش یواش بلند شد و از توی جیبش یه کاندوم در آورد و روی کیرش گذاشت.پیش خودم فکر کردم یعنی میخواد شراره رو از کس بکنه؟و این سوال رو با خودم مدام مرور میکردم که این اتفاق افتاد.سعید کیرش رو دم کس خیس خواهرم گذاشت و با یه فشار ساده کیرش تا ته توی کس گشاد خواهرم جا شد و مشغول تلمبه زدن شد.دیگه تو حال خودم نبودم و بد جوری فاز سکسی گرفته بودم.تقریبا 10 دقیقه فیلم ضبط کرده بودم و از کس دادن شراره هم گرفته بود ولی خودم هم میخواستم وارد کار بشم.گوشیم رو خاموش کردم و توی آشپزخونه تمام لباس هام رو در آوردم و یه دابل شات برای خودم ریختم و خوردم.یه کم صبر کردم و بعد خیلی آروم به سمت سعید و شراره رفتم.حالا سعید روی مبل خوابیده بود و شراره روش نشسته بود و داشت تلمبه می زد.شراره پشتش به من بود ولی سعید منو دید.یه چشمک به سعید زدم و اونم متوجه شد.دستش رو آورد رو کمر شراره و اونو روی خودش خم کرد طوری که سوراخ کون خواهرم سمت من قرار بگیره.من هم از پشت به شراره نزدیک شدم و کیرم رو به کیر سعید که توی کشس شراره بود مالیدم تا خیش بشه.یه کم با انگشتم به سوراخ کون شراره ور رفتم و شراره هم چیزی نمی گفت و کاملا توی فاز عشق و حال بود.من هم کیر کلفتم رو که حتی کل کیر سعید رو میخوابوند رو روی سوراخ کون شراره گذاشتم که یهو شراره با یه صدای حشری کننده گفت:«آخ جون.من عاشق کون دادنم.کونم رو جر بده.زود باش»و حواس مهمونی به ما پرت شد.این حرفش من رو حشری تر کرد و من کیرم رو فشار دادم داخل که یهو شراره جیغ کشید و کل مهمونی دوباره یه لحظه به ما سه نفر نگاه کردن. شراره ساکت شد و من کیرم رو دیدم که خیلی راحت تا ته توی کون شراره فرو رفت و طبق تجربه<br />
هایی که بعد ها به دست آوردم فهمیدم شراره خانوم کونی حرفه بودن اون موقع.کیرم که جا شد شروع کردم به عقب و جلو کردن.سعید چون نشسته بود کیرش تا ته توی کس شراره بود و نمی تونست تلمبه بزنه.شراره هم ثابت بود و فقط اه و اوه میکرد و منم با شدت تلمبه میزدم.منی که موقع جلق زدن خیلی سریع آبم میومد این بار انگار کمرم خشک شده بود و هر لحظه وحشیانه تر کیرم رو توی کون خواهرم فرو میکردم.حدود دو سه دقیقه به کارم ادامه دادم تا اینکه حس کردم آبم داره میاد و آبم رو با فشار توی کون شراره خالی کردم.چند لحظه همونطور ایستادم وسکوت کردم.شراره داشت آه میکشید.کیرم رو آروم در آوردم و عقب رفتم.به محض اینکه کیرم رو بیرون آوردم شراره ی حشری شروع کرد روی کیر سعید تلمبه زدن و آه و اوه جفتشون بلند شد.برگشتم آشپزخونه تا لباس هام رو بپوشم.توی حال خودم نبودم و همش به سکس گروهی که با خواهرم داشتم فکر میکردم.لباس هام رو تنم کردم و از صاحب مهمونی خدافزی کردم و سوار ماشین شدم و رفتم. مدام به کاری که کرده بودم و فیلم ده دقیقه ای که گرفته بودم فکر میکردم.کیفیت فیلم بالا بود و شراره کاملا توش معلوم بود و نمیدونستم با فیلمی که از سکس خواهرم گرفتم چیکار کنم.فقط پیش خودم مونده بودم بعد از این چیکار کنم چون شراره واقعا خوشکل ترین دختری بود که دیده بودم و میخواستم یه دفه واقعا با هم سکس داشته باشیم.بعد از اون روز کنجکاو شدم که شراره چطور این کاره شده و یه سری تحقیقات انجام دادم تا بالاخره یکی از دوستای دانشگاهیش بهم گفت دلیلش بی جنبه بودن شراره توی عرق خوردن بود و بهم گفت شراره اولین بار که سکس کرد خیلی عرق خورده بود و تو حال خودش نبود و وسط مهمونی کاملا لخت شده بوده و اه و اوه می کشیده و همونجا همزمان با چند نفر سکس کرده و پردش رو هم همونجا از دست داده بوده. بالاخره اولین سکس من هم قرار بود اینطوری باشه. بعد از اون من چندبار دیگه هم با نزدیکام سکس کردم و بالاخره با شیدای دوست داشتنیم هم سکس کردم و خب شیدا بعد از اینکه با دوست پسرش به هم زد رسما هر شب نصفه شب میاد اتاق من.در نهایت هم تونستم یه نیمه سکس با مامانم داشته باشم که این آخری مربوط به هفته ی گذشته هست و هنوز تو کفشم چون بهترین اتفاق عمرم بود و داستان جریان خیلی خیلی جالبی پیش اومد تا این اتفاق افتاد و داستانش رو به زودی براتون می نویسم.ولی در کل هنوز که هنوزه نتونستم شراره رو بکنم و نکته ی جالب قضیه همینه. وضع مالی ما به لطف ارث و میراثی که از پدرم مونده خوبه و هیچ کمبودی نداریم ولی شراره یه مدت بعد گفت که میخواد توی یه شرکت مهندسی کار کنه و بعد مامانم هم قبول کرد و همه فکر میکردیم که داره خوب کار میکنه چون پول خوبی داشت و دیگه نه تنها از مامانم پول تو جیبی نمیگرفت بلکه یه دفه در کمال ناباوری 10میلیون تومن برای خرید ماشین به مامانم کمک کرد و همه مونده بودن ولی من میدونستم خواهرم در حقیقت کارش چی بود. هیچ شرکت مهندسی وجود نداشت بلکه خواهرم به خاطر چهره و اندامش و حرفه ای بودنش یکی از گرون ترین جنده های تهران بود و ظاهرا اون طوری که آمارش رو در آورده بودم شبی بین 50 تا 100 تومن میگیره.با این وجود مادرم یه دفه میخواست شوهرش بده که شراره تهدید کرد و این اتفاق نیفتاد و خانوم هنوز از پول در آوردن سیر نشده.یکی از دوستام هم میگه شراره اینقدر در آورده که یه خونه برای کارش توی میدون رسالت خریده.فکر همه چیز رو میکردم جز اینکه یه دانشگاه رفتن، از خواهرم یه جنده ی حرفه ای بسازه. . . . .		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%82-%d8%b1%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174442</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جرم بده عوضی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d8%af%d9%87-%d8%b9%d9%88%d8%b6%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d8%af%d9%87-%d8%b9%d9%88%d8%b6%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 16 May 2019 09:08:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[‫آوردم]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انباری]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انقدر‬]]></category>
		<category><![CDATA[‫اونجا]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[‫ببینم]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمائید]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بودیم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرروئی]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[حرفاست]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادش]]></category>
		<category><![CDATA[‌خلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[‫خندید]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوششون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رقصیدن]]></category>
		<category><![CDATA[روسریش]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلواره]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتی]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لمبرای]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[معرفتی]]></category>
		<category><![CDATA[میترکه‬]]></category>
		<category><![CDATA[میخنده]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدادن]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌رفت]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاری]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنم‬]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[‫نشستم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوری]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوران]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[یهدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/h9IXV7rsQS4ltlGDbsS7gg/017/546/206/v2/1280x720.218.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="جرم بده عوضی" title="جرم بده عوضی" decoding="async" /></p>فیلم سکسی ‫یه دوست دختر داشتم تو چت شاه کس باهاش آشنا شده بودم. دختره بچه ی نیاوران بود&#8230;. یه دختر با قد ۱۶۵ صورت‬ کونی ‫سفید چشم و ابرو مشکی سینه های گرد و سفت که فکر کنم سایر هفتاد جنده بود! البته برای یه دختر ۱۸ ساله بد هم ‫! نبود &#8230; خلاصه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/h9IXV7rsQS4ltlGDbsS7gg/017/546/206/v2/1280x720.218.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="جرم بده عوضی" title="جرم بده عوضی" decoding="async" loading="lazy" /></p><br />
<h2>فیلم سکسی ‫یه دوست دختر داشتم تو</h2>
<h3>چت شاه کس باهاش آشنا شده بودم. دختره بچه ی نیاوران بود&#8230;.</h3>
<p>یه دختر با قد ۱۶۵ صورت‬ کونی ‫سفید چشم و ابرو مشکی سینه های گرد و سفت که فکر کنم سایر</p>
<h4>هفتاد جنده بود! البته برای یه دختر ۱۸ ساله بد هم</h4>
<p>‫! نبود &#8230; خلاصه با این پستون خانوم یه رفاقت مسخره کردیم ‫! بعضی وقت ها حرف رو میکشیدم یه سکس</p>
<h5>که اونم کوس داغ میکرد ولی بعد گذشت زمان دیدم نرم</h5>
<p>شده ‫مثلآ یه شب ساعت 2 شب داشتیم گپ میزدیم خودش گفت میخوام یه قضیه رو برات بگم علی ولی باید هیچ سکس داستان وقت تو سرم</p>
<h6>نزنی این مسائل رو‬ &#8230; ‫منم گفتم بفرما‬ ایران سکس .</h6>
<p>‫شروع کرد به حرف زدن که : آره یه روز شوهر خالم تو پارکینگ خونمون بود منم ۱۶ سالم بود رفتم اونجا‫&#8230; دیدم ایستاده داره سیگار میکشه‬. ‫یه جوری نگام میکرد! منم اعصابم خورد شد زود رفتم در انباری رو باز کردم برم چیزی بر دارم یکدفه یه‬ ‫چیزه کلفت و گرم رو رو کونم احساس کردم‬ . ‫شوهر خاله کثافتم دستش رو داشت میکشید رو باسنم‬ . ‫اون موقع من یه چشلواره چسب مشکی پام بود با یه تیشرت قرمز ! دیدم با پرروئی داره کونم رو میماله منم‬ . ‫فحشش دادم گفتم دستت رو بکش عوضی اونم دستش رو گذاشت رو دهنم در رو بست اومد تو! دهن من رو‬ ‫گرفت منم شروع کردم به دست و پا زدن و جیغ زدن و فحش دادن‬ ‫که یکدفه محکم زد تو صورتم منم گریم گرفت بعد به زور دستش رو برد تو شلوارم و لمبرای سفیدم رو مالید‬ ‫اه و اوه میکرد به زور چند تا لب ازم گرفت تیشرتم رو داد بالا‬ ‫&#8230; یکم سینم رو گاز گاز کرد گفت حالا گم شو‬ . ‫اگه به کسی هم چیزی بگی جرت میدم دفعی بعد ضمنا آبروی خودت هم میره بیچاره !منم انقدر بچه بودم که‬ ‫از حرفاش ترسیدم و جز خواهرم به کسی چیزی نگفتم ! تازه همین طور که داشتم میرفتم از پارکینگ بالا‬ خوردم زمین زانوم خون اومد&#8230; همه ریختن بیرون گریه به خاطر کار شوهر خالم با پام یکی شد. کسی چیزی نفهمید‬ ‫خلاصه هر چی میگفت من بیشتر راست میکردم با حال میگفت ! اون شب هم گذشت تا اینکه یه روز زنگ ززد گفت دانشگاه آمل قبول شدم‬ . گفت اینجا خونه گرفتم 2 نفر دیگه هم میان پیشم‬ &#8230;.‫وای قند تو دلم آب شد. گفتم 3 به 1 حال میکنم‬ . ‫انقدر لوس بازی در آورد که نمیتونم بیارمت خونمون سخته صاحب خونه مارو چون دختریم با پسرش زیرنظر دارن‬ . ‫تو طول این مدت برام از همه گفت از دخترای هم خونه ایش که یکیش پرستوی قصه ی ماست بود و یکیشم شیما‬ . ‫میگفت: شیما دختر خوبیه ولی یه روز من نبودم ۱۲ تا پسر دختر آورده خونه یا اینکه پرستو هر شب بخاطر‫ماشین پسره که ببره بگردونتش لب دریا باهم هر شب بیرونن ! حتا یه شب برا پری (همین دختره چتی) اس ام‬ ‫اس اومد. دیدم جیغ زد گفتم چی شد ؟ گفت هیچی دوست پسره پرستو میگه پرستو شب پیشه من میمونه&#8230;..منم گفتم جوووووووووووون عجب دختریه اون دیگه ‫گفتم پری یکم برام از پرستو بگو اونم دلخور شد ولی با مکث گفت هیچی یه دختر نازه که با یکی رفیق شده ‫همش با هم حال میکنن باهم لاو میترکونن. منم گفتم تو دلم این کردن داره بد جور. ‫سرتون رو درد نیارم ما با پری بهم زدیم بعد چند روز زنگ زدم خونشون تو همون آمل‬ ‫هرچی میگفتن الو من بوس می کردم از پشت تل ! انگار خوششون اومده بود ! با ناز پری میگفت‬ ‫جووووووون مرسسسسسسسی عزیزم بوست رسید منم راست میکردم‬ ‫دوباره زنگ میزدم اونم شهوتی حرف میزد ! تا اینکه یه روز زنگ زدم پرستو تنها بود خودش برداشت. منم‬ ‫شروع کردم بوس کردن اونم میگفت بفرمائید التماس میکرد حرف بزن درست ببینم کی هستی منم گفتم‬ جووووووووون بکنمت. اونم گفت خوب باشه ولی بلند حرف بزن ببینم‬ . ‫منم بلند حرف زدم با خنده گفتم سلام‬ ‫نشناختی ؟ گفت نه ! گفتم : دوست پسر پری ! علی هستم ! آخه یکبار باهاش حرف زده بودم! اونم گفت آره‬ ‫منم شروع کردم به لاس زدن اونم بی معرفتی نکرد رفیق شد‬ . بعد یه مدت امد تهران همدیگرو ببینیم‬ . وای دلم تاپ تاپ میکرد تو راه به خودم میگفتم خدا چی میخواد بشه رفتم از 21 متری سر قرار رو نگاه کردم ‫دیدم یه دختره تیریت جیگریییی ایستاده منو دید اشاره کردم اومد جلو وای ی ی ی ی ی ی چی بگم بهتون ! با‬ ‫خودم گفتم تا الان پشت تل با این من سکس تل میکردم ؟؟؟؟؟؟ اگه جلوم بود روم نمیشد حتا دست بزنم بهش !‬ آخه سکس تا زیاد کردیم مثلا یه روز با خیار و موز حال کرد از کون ولی گفت پرده رو نمیزنم کیر خودت‬ پارش کنه نه خیاره بی ارزش! ‫وای چی میدیدم؟ دستو پام لرزید گفتم کجا بریم گفت هر جا تو دوست داری منم کلید خونه رو تکون دادم خندید‬ ‫گفت بریم خونه‬ تون. ‫تو راه دل تو دلم نبود رفتیم از پله ها بالا وای خدا دارم با کی تنها میشم تو یه خونه ! آخه میگ وقتی یه پسر‬ ‫دختر برن زیر یه سقف شیطان با دارو دسته هاش شروع میکنن به رقصیدن و هل هله کردن&#8230;&#8230;رفتیم تو‬ ‫بدون اینکه بهش چیزی بگم خودش مانتوی چسب قهوه ایش و در آورد یه شلواره لی ابی با یه جوراب خوش رنگ سفید آبی‬ &#8230; ‫روسریش رو در آورد نشست رو مبل پاهاشو آورد بالا گذاشت کناره بدنش یوری نشست رو مبل&#8230; منم نشستم‬ کنارش‬ &#8230; ‫وای خدا تصور کنید یه دختر چشم و ابرو قهوه ای روشن با موهای بلند تا روی باسنش که هنوزم نمیدنم بگم‬ ‫چه رنگی بود ولی رنگ موهای خودش بود ولی خیلی روشن و ناز بود بهتر بگم تو مایه طلائی تیره&#8230;&#8230;.وای‬ ‫! لب کوچولو صورت ناز ملیح &#8230;پوست بدنش بخدا مثل پنبه بود‬ . ‫منم دستش رو گرفتم همدیگرو بغل کردیم شروع کردیم به نوازش کمر همدیگه ! وای چه بوی عطری داشت‬ ‫بدنش&#8230;..تو صورتش نگاه کردم گفتم کاره دنیا رو ببین ! ما الان باید کنار هم باشیم ! اون لبای کوچولوی‬ ‫صورتیش خندید سرش رو انداخت پائین ! سرش رو آوردم بالا شروع کردیم لب گرفتن ! پدر سوخته همون‬ ‫لحظه زبون داق و لیزش رو کرد تو دهنم شروع کرد به عقب جلو کردن تو دهنم منم‬ ‫خوردم&#8230;&#8230;.اوووووووووم ! تاپش رو دادم بالا سرم رو گرفت به سینش منم سوتینش رو هم زدم بالا دیدم وای‬ ‫عجب هاله ی نازی داره دوره نوکه سینش تا حالا تو هیچ عکس و فیلمی ندیده بودم ! خوردم سینشو دیدم داره میترکه نمیتونه تحمل کنه‬ ‫منم دکمه های شاوارش رو باز کردم اومدم نشستم جلو مبل اونم پاشو باز کرد ! گذاشت رو شونم ! چقدر‬ ‫سنگین بود پاهاش! تقریبآ ۶۳ کیلو بود با قد ۱۷۰ &#8230; خلاصه شرتش رو در آوردم دیدم یه کس تمیز صاف ‫صاف صورتی رنگ شروع کردم به خوردن که شروع کرد ناله های بلند !گفتم پرستو آروم آبرو داریم ما ‫اینجا ! اونم خندید سرمو ناز میکرد میگفت بخور همهش ماله لبهای علی جونمهههههههه&#8230;.. آخ اه خوشم میاد ‫ووووووووووووئی&#8230;.منم دیگه کیرم رو در آوردم دیدم میخنده گفتم نمیخوری ؟ گفت امتحان نکردم ! 2 تا‬ ‫مک زدن ولی جوری زد که نزدیک بود بپاچه بیرون&#8230; گرفتم گفتم بسه خودش رفت رو مبل قمبل کرد منم‬ ‫کونش رو دیدم وای سفید مثل پنبه نرم کمی گرم&#8230;.. پهن ولی لبه های کونش گرد بود ! کیرم رو چرب کردم‬ ‫روش کاندوم کشیدم&#8230;.کردم یکم تو هیچی نگفت دیدم پر رو تر از این حرفاست یهدفعه تا ته کردم گفت‬ ‫واییییییییییییییییییییییییییییی جر خوردم چته آروم گفتم هیس شروع کردم بکردن ! دیگه داشت از حال میرفت‬ ‫&#8230; ناله میکرد میگفت چقدر منتظر این لحظه گذاشتی منو بی انصاف بکن جبران کن علیییییییییییییییی جون‬ . ‫وای من علی میخوام&#8230;.. انقدر کردم که ارضا شد منم با 6/7 تا کمره دیگه خالی شدم کاندوم رو در آوردم‫&#8230; لب گرفتیم نازش کردم تازه فهمیدم کسش مونده البته اون مشکلی نداشت با اپن شدن ولی من دلم نمیومد چون ‫خانوادش داشتن شوهرش میدادن&#8230;.. ترسیدم مشکلی پیش بیاد براش&#8230; اون روز گذشت و هر دومون راضی‬ ‫بودیم. بعد ها پری فهمید ما باهم رفیق شدیم زنگ زد منت کشی. منم گفتم 1 شرط داره ! اینکه بزاری بکنمت و ‬ ‫اون هم قبول کرد ولی من میخواستم بپیچونمش چون پرستو دوست نداشت اسم پری رو حتا بیارم منم دیدم مثل‬ اینکه برو نیست&#8230; گفتم پس قبوله ؟ میزاری گفت آره چرا که نه منم گفتم بیلاخ خدافظ.‬		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d8%af%d9%87-%d8%b9%d9%88%d8%b6%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/h9IXV7rsQS4ltlGDbsS7gg/017/546/206/v2/1280x720.218.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173814</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس با گروهکی خیلی سکسی از جنده های خوش نام</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%af%d8%b1%d9%88%d9%87%da%a9%db%8c-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%af%d8%b1%d9%88%d9%87%da%a9%db%8c-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 15 May 2019 07:27:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استخدام]]></category>
		<category><![CDATA[استریپ]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اسکناس]]></category>
		<category><![CDATA[اصالتاً]]></category>
		<category><![CDATA[اطرافش]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[المللی]]></category>
		<category><![CDATA[اندازی]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[بازرگانی]]></category>
		<category><![CDATA[باقیشو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بخورمش]]></category>
		<category><![CDATA[‫برگشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بیرون‬]]></category>
		<category><![CDATA[بیش‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[پائینه]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرائی]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوزخند]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیده]]></category>
		<category><![CDATA[تابستونی]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکش]]></category>
		<category><![CDATA[تراشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تماشای]]></category>
		<category><![CDATA[تمامشو]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چارشاخ]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[حالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[خاموشش]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[‫خندید]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داشتند]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورده]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشوئی]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روزمره]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمان]]></category>
		<category><![CDATA[سریعتر]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سیگارش]]></category>
		<category><![CDATA[سیگاری]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیش]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[‫ظاهرا]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[فهموند]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کارهای]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرا]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[مکافات]]></category>
		<category><![CDATA[مهماندار]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موزیانه]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[‫میرسونمت]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمش]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتی]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگاهی‬]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نوشیدنی]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[&#160; سال شاه کس 77 که بازار روسها در مشهد خیلی داغ بود و تردد زیادی داشتند . یک کونی روز ‫گرم تابستونی حدود ساعت ۱۲ ظهر شدیدا مشغول کارهای روزمره بودم و فرصت سر جنده خوروندن نداشتم ‫صفورا منشیم در زد اومد تو و گفت آقای شهریاری یا شما کار پستون داره با تعجب [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				&nbsp;</p>
<h3>سال شاه کس 77 که بازار روسها در مشهد خیلی داغ بود</h3>
<p>و تردد زیادی داشتند . یک کونی روز ‫گرم تابستونی حدود ساعت ۱۲ ظهر شدیدا مشغول کارهای روزمره بودم و فرصت</p>
<h4>سر جنده خوروندن نداشتم ‫صفورا منشیم در زد اومد تو و</h4>
<p>گفت آقای شهریاری یا شما کار پستون داره با تعجب گفتم خودش اومده یا کارپردازش ‫گفت خودش و خیلی هم عجله</p>
<h5>داره این کوس آقای شهریاری یه جوری همکار ما بود شرکت</h5>
<p>باربری بین المللی داشت ‫و البته کارپردازش هم از اون کس بازهای بسیار قهار مشهد بود و هست و فکر کنم کسی سکس داستان زنده از دستش</p>
<h6>در ‫نرفته باشه شهریاری برای خودش کسی بود ایران سکس و معمولا</h6>
<p>خودش برای کاری نمیومد شرکت. گفتم تعارف کن بیاد تو‬ ‫. چند لحظه بعد دیدم شهریاری با عجله پرید تو اتاق و گفت کیوان جان دستم به دامنت یه کاری دارم فقط بتو روم‬ ‫میشه بگم. گفتم بگو هر کاری باشه واست میکنم گفت ببین اگه به ریشم بخندی یا مسخرم کنی دیگه کلا رابطه‬ ‫مون بهم میخوره با کمی تعجب گفتم خوب بابا بگو چی شده نصفه جون شدم یکی نگاهی به دور و بر کرد و‬ ‫گفت راستش من یه مهمونی دارم که میخوام تو دفتر شما ازش پذیرائی کنم با پوزخند گفتم خوب اینکه چیزی‬ ‫نیست دفتر من مال شما گفت آخه نباید اینجا کسی باشه گفتم تیکه است کمی خجالت کشید. گفتم موردی نیست‬ ‫رفیق و صفورا رو صدا زدم و گفتم به آقای بابائی بگو سریع بره اتاق بازرگانی و ثابت و رضایی رو هم‬ ‫بفرست دنبال نخود سیاه بعدش خودتم برو تا ساعت 5 عصر لبخند موزیانه ای زد و گفت حتما و رفت بیرون ‫شهریاری گفت ببین اون طرف الان پائینه میشه بیاد بالا منکه تو شرکت کاملا راحت بودم گفتم آره بابا بگو بیاد ‫گفت من میفرستمش بالا و خودم میرم یه ربع دیگه میام و رفت پائین چند لحظه بعد دیدم صفورا یه دختر قد ‫بلند با پوست سفید و چشمای رنگی که لباسی مثل لباس فرم تنش بود رو با خودش آورد تو اتاق من اصلا وا ‫رفتم موندم چارشاخ که شهریاری دست و پا چلفتی کس به این نابی رو از کجا آورده. بهش تعارف کردم و اون‬ ‫به روسی azderasti‬ گفت یعنی سلام. تازه دوزاریه افتاد که بابا این مال مملکت دوست و همسایه هستش تو ‪ : ‬ ‫کونم عروسی وحشتناکی با ارکستر و جاز کامل بر پا شد به صفورا گفتم سریعتر دیگه بابا در حالیکه چادرشو‬ ‫میندخت سرش که بره گفت میخوای واستم کمکت کنم یه فحش ناب بهش دادم و با خنده رفت رفتم تو طرف تو‬ ‫همین حین شهریاری که ظاهرا پائین منتظر بود پرید تو دفتر و گفت ببین کیوان جون من ۱۰ دقیقه طرف رو ‫بکنم و میرم بعدش مال تو ؟ گفتم زکی بابا بکنی و بعدش بری من تا صبح باید به یاد این ۲۰ دست بزنم دختره ‫خندید گفتم فارسی بلدی گفت آره اما این  (شهریاری) گفته بود تا من نیام بالا فارسی حرف نزن گفتم بهرام ‫خیلی کس کشی فکر کردی میکنمش و میرم گفت نه بابا اما ترو خدا بذار من بکنم سریع میرم گفتم بعدش چی ‫گفت این ساعت 4 باید هتل باشه یه آژانس براش بگیر خودش میره هتل &#8230;&#8230;.. دختره با سر گفته بهرام رو ‫تصدیق کرد و گفتم خیلی خوب اومدم تو هال و اونها رفتن تو اتاق جلسات من تو هال کیرم به طرز ناجوری ‫زده بود بالا و تو فکر این بودم که این دختره از دستم در نره برا همین در هال رو از تو قفل کردم و اومدم رو ‫صندلی صفورا نشستم میخواستم کیرم رو بیارم بیرون که دیدم در باز شد و بهرام به چیشونی عرق کرده زد ‫بیرون پشتش دختره با لباس کامل روی یکی از مبلها نشسته بود و دیده میشد در حالیکه سیگار باریک و بلندی‬ ‫رو دود میکرد تیموری گفت خوب اینم مال تو من رفتم گفتم کردی یا کردت خندید و درو براش باز کردم و ‫رفت دوباره در قفل شد و برگشتم پیش کس روسی نشستم و بهش گفتم سیگاری هستی خندید و گفت برای ‫کلاس. گفتم این دوستم چه جوری کردت کمی لای پاشو باز کرد و دیدم شورت نداره فهمیدم فقط شورت طرف ‫رو درآورده و گذاشته . تو دلم به کس خلی بهرام خندیدم اخه همچین لعبتی رو که نباید اینطوری کرد سیگارش ‫تموم شد و گفت اینجا حموم هست گفتم آره گفت چون باید بتو بدم حتما دوش لازم دارم تو دلم گفتم بابا الحق که ‫خیلی فهمیده ای و حموم رو نشونش دادم. منکه تیز کرده بودم برای استریپ تیزش رفتم و لخت شدنش رو از‬ ‫لای در دیدم وای که چی بود هیکل و قد به این قشنگی به عمرم ندیده بودم عجی چیزی بود همونجا درآوردم و‬ ‫کمی چیکو رو ماساژ دادم و اونهم با قدی برافراشته با تنها چشمش شدیدا مشغول تماشای دختر روس بود کمی‬ ‫بعد رفتم و نوشیدنس خنک براش ریختم و اونهم اومد بیرون حوله منو دورش پیچیده بود و تا اومد تو اتاق باز‬ ‫سیگار روشن کرد گفت چیه بابا چقدر سیگار خندید و خاموشش کرد کمی لای پاشو باز کرد و لیوان رو‬ ‫دستش گرفت و گفت من اسمم نادیا و مهماندار هواپیمای مسافربری هستم. دیدم که الحق عجب مهمونداری آب‬ ‫تمام مسافرا که میاد ! کمی نوشید و لبخندی زد و همونطور لبشو شل کرد و ربخت رو سینه اش و رفتم سمتش‬ ‫استاد سکس بود حوله رو دادم عقب و سینه هاشو دیدم با زبونم کمی نوشیدنی رو از رو سینه اش لیسیدم‬ ‫دهنشو نزدیک گردنم برد و دم گرمشو ریخت روی پوست گردنم تو یه لحظه چیکو میخواست پوست خودشو‬ ‫پاره کنه طرف واقعا استاد سکس بود. نوک زبونشو روی نقطه ای از گردنم گذاشت کم مونده بود خومو خراب‬ ‫کنم یه لحظه کشیدم کنار و طرف که دستش از روی شلوار روی کیرم بود فهمید و منو کشید سمت خودش‬ ‫گفت مهم نیست بریز بازم دوباره بلند میشه و به راحتی چیکو رو درآورد و دستاشو محکم دورش حلقه کرد و‬ ‫با زبونش زیر سرشو تحریک میکرد برای اولین بار بی اختیار دادم در اومد و دادشتم نعره میزدم تمام آبم رو‬ ‫صورتش ریخت و وقتی خوب حسابی با زبوش تحریکش کرد و دید که چیکو کاملا مرد بل دستمال کاغذی‬ ‫چیکو و صورت خودشو پاک کرد و رفت دستشوئی صورتشو شست و اومد یه سیگار درآورد و یه نگاهی‬ ‫بمن کرد و دوباره گذاشت تو پاکت. بهش گفتم راحت باش بابا اما روشن نکرد و شروع به صحبت کرد فارسی‬ ‫رو با لهجه قشنگی صحبت میکرد مثل اهالی سمرقند چشماش خیلی درشت و رو به بالا بود تقریبا رگه هائی‬ ‫از نژاد ترکمن در چهره اش دیده میشد پاهاش بسیار بلند و باریک و کلا یه باربی تمام عیار بود پوست خیلی‬ ‫لطیفی داشت و سرخی گاز کوچکی که از لپاش گرفته بودم قشنگ پیدا بود گونه هاش بصورت طبیعی سرخ و‬ ‫وقتی از نزدیک نگاه میکردی مویرگ های زیرش کاملا پیدا بود دیدم خیلی معذبه اینه که خودم براش یه‬ سیگار روشن کردم و دادم دستش ایندفعه با خیال راحت اونو گرفت و کشید گفت که شوهر داشته و شوهرش با‬ ‫یه زن آذربایجانی فرار کرده و اونهم مجبور شده بره سر کار و بخاطر زیبائیش سریع در شرکت هواپیمائی‬ ‫بوده اما بعد از ‪ Guzel‬استخدام شده و اصالتا در تاشکند متولد شده از پدری روس و مادری ازبک اسمش قبلا ‫ازدواج به نادیا تغییر داده ! سیگارش تموم شد و گفت شروع کنیم با سر اشاره کردم و لای پاشو باز کرد و‬ ‫گفت اول تو کمی بهم حال بده کس جمع و جوری داشت که کمی لبهای صورتیش اومده بود بیرون بسیار تمیز‬ ‫و تازه تراشیده اطرافش هم کاملا سفید بود فکر کنم از کرم مخصوصی برای سفیدیش استفاده کرده بود خیلی‬ ‫آهسته زبونمو گذاشتم لای لبهاش و تا بالا کشیدم لاش باز شد و عطر تحریک کننده ای به مشامم خورد زبونمو‬ ‫بیشتر لای کسش فشار دادم و اونهم دستشو تو موهام برده بود و بازی میکرد باز دیدم کار داره خیلی سریع‬ پیش میره بلند شدم و با عذر خواهی رفتم اتاق خودم و اسپری لیدو رو در محل کوپر استفاده کردم تا هم متوجه‬ ‫نشه و هم خودم لذت کامل ببرم برگشتم و برای تاخیر اندازی یه گیلاس ویسکی براش آوردم با تشکر زیاد‬ ‫خورد و ۱۰ دقیقه ای علاف کردم و دوباره شروع کردم با تمام قوا کسشو میخوردم کمی بعد جاها عوض شد‬ ‫و اون برای من ساک میزد خیلی قشنگ و قوی . اصلا دندونهاش به چیکو نخورد و لی با فشار زیادی میک ‫میزد بلند شد و چیکو رو تنظیم کرد و نشست روش دستشو روی چوچولش گذاشته بود و با خودشم ور میرفت ‫کمی بعد روی مبل وا داد و افتادم روش سینه هاش خیلی سفت بودم به شوخی گفتم پروتز داری اخم شوخی ‫کرد و گفت نه اهلش نیستم با دستاش دونه دونه موهای سینه مو میکند که باز خودش لذتی داشت بعد بلند شد و ‫پشت بمن کرد و گفت با شدت . گذاشتم و شدید شروع کردم هر دو نفس نفس میزدیم و اون ارضا شد خودم دلم ‫میخواست تموم بشه زیر تخمام داشت درد میگرفت و معلوم بود که کوپرم لبریز آبه ولی بی حسی نمی گذاشت ‫خالی بشم. کمی نفس تازه کردم و گفت از جلو دیگه نمی تونم از عقب میخوای کفم برید اصلا فکر نمیکردم از‬ ‫عقب بهم بده سوراخ ریزی داشت که به سختی دیده میشد بقول ایرج میرزا : گفتم میتونی خندید و چیزی نگفت سر چیکو رد مالید به سوراخ کونش و‬ ‫ظاهرا خودشو ول کرده بود چون به راحتی داشتم باز شدنشو با کله چیکو حس میکردم کمی بعد سرش داخل‬ ‫بود و با یه نگاه بهم فهموند که باقیشو بفرست بی هوا و با فشار تمامشو کردم تو دیدم رومبلی رو محکم چنگ‬ ‫زد فهمیدم که فشار زیادری رو تحمل کرده صورتشو سمت خودم گردوندم دیدم محکم لب پائینشو گاز گرفته به‬ ‫نرمی شروع کردم و کمی بعد آروم شد و خودشو ول کرد و ظاهرا داشت لذت میبرد به مکافات خودمو خالی‬ ‫کردم که منو محکم به خودش فشار داد و کل آبم تو کونش خالی شد کشیدم بیرون و افتادم رو مبل سوراخش‬ ‫باز مونده بود و خیلی ملتهب بودم کنارم دراز کشید و از هم لب میگرفتیم بلند شد و دوباره دوش گرفت وقتی‬ ‫برگشت لباس پوشید و گفت باید برم اما سکس لذت بخشی بود و منو که داشتم لباس میپوشیدم سرپا نگه داشت‬ ‫و کیرمو کشید بیرون و کمی با لبا و زبونش باهاش بازی کرد و بلند شد یه لب طولانی گرفت و گفتم خودم‬ ‫میرسونمت اما قبول نکرد و گفت مجاز نیست. بهش پول تعارف کردم و گفتم بالاخره حتما پولیه گفت که‬ ‫دوستت بهرام حساب کرده و از لای پولهائی که جلوش گرفته بودم یه پونصدی کشید بیرون و گفت امضاش‬ ‫کن کردم و خودشم یه اسکناس از کیفش بیرون آورد و امضا کرد داد بهم به همراه عکسش و با بوسه آخر‬ ‫خداحافظی کرد یه تاکسی تابلو دار براش گرفتم و فرستادمش رفت هنوز خودمو جمع و جور نکرده بودم که‬ ‫صفورا اومد و چون کسی نبود شوخی رو شروع کرد گفت چطور بود گفتم خیلی رویائی گفت اونی که من‬ ‫دیدم حاظر بودم با دختر بودنم بخورمش تو که هیچی. بهش گفتم خیلی وارد بود اگه شگرد هاشو یاد میگرفتی‬ ‫خیلی بدردت میخورد اخم کرد و گفت دادنو خوب بلدم بی هوا بغلش کردمو و گاز محکمی رو که از نادیا‬ ‫میخواستم بگیرم از صفورا گرفتم و جیغش تو ساختمان پیچید‬ .		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%af%d8%b1%d9%88%d9%87%da%a9%db%8c-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173806</post-id>	</item>
		<item>
		<title>زن جنده   گایید و کرد  شوهرو</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 05 May 2019 03:47:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آزمایش]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهمو]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[التحصیل]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونموقع]]></category>
		<category><![CDATA[اووووم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاس]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[باشهبه]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بچرخیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرمت]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینتر]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمونم]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تحویلم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادم]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خرمایی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوراکی]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلشم]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونا]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاهش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روناشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیش]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[عضلاتم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کارخونه]]></category>
		<category><![CDATA[کوبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لاپایی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مساعده]]></category>
		<category><![CDATA[مشکیشو]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[منفیلم]]></category>
		<category><![CDATA[مهندسم]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[می‌برد]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادمو]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌رفت]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کرد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکوبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میلیون]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکش]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیبینی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[نیوفته]]></category>
		<category><![CDATA[هرکدوم]]></category>
		<category><![CDATA[همراهیم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[یه شرکت خیلی بزرگ دوره فیلم سکسی میدیدم. یه روز مهندس دبیرم ازم خواست که به یه کارخونه برم. همه دستگاه‌ها خارجی بودن و تعمیر و نگهداری‌شون سکسی واقعا سخته. خلاصه رفتم اونجا و صاحب شاه کس کارخونه کلی تحویلم گرفت. منم خانوادم از طبقه مرفه جامعه هست و وضع مالی مون کونی خیلی خوبه. [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>یه شرکت خیلی بزرگ دوره فیلم سکسی میدیدم. یه روز مهندس دبیرم ازم</h2>
<p>خواست که به یه کارخونه برم. همه دستگاه‌ها خارجی بودن و تعمیر و نگهداری‌شون سکسی واقعا سخته. خلاصه رفتم اونجا و</p>
<h3>صاحب شاه کس کارخونه کلی تحویلم گرفت. منم خانوادم از طبقه مرفه</h3>
<p>جامعه هست و وضع مالی مون کونی خیلی خوبه. با مسئول رفتم تو سالن. 24 تا دستگاه داشتن که اوضاعشون اصلا</p>
<h4>خوب جنده نبود. دوتا از دستگاه‌ها دونفر نشسته بودن رفتم جلو</h4>
<p>تر دیدم دو تا دختر با پستون هم نشستن سنشون به 21 یا 22 می‌خورد. مهدیس و حدیث. دوست بودن باهم.</p>
<h5>یه هفته کوس ای گذشت و کم کم با همشون آشنا</h5>
<p>شدم. چندبار با مهدیس حرف زده بودیم اما زیاد تحویل نگرفت! گفتم اگه من تو رو رام نکردم شلوار زن پامه. سکس داستان یه ماهی گذشت</p>
<h6>و مشغول بودم اونجا. ساعت 5 شیفت بچها ایران سکس تموم میشد.</h6>
<p>من که دستگاه هارو سر و سامون میدادمو هر وقت میخواستم میرفتم. اصلا به حقوق اونجا نیاز نداشتم اما صاحب کارخونه ماهی دو میلیون و 200 هزار می‌ریخت به حسابم. چون قبل از من هر دستگاهش بخاطر خرابی دو سه روز میخوابید. یروز من نرفتم سر کار. اونموقع یه اسپورتج سفید داشتم و داشتم خیابونا رو بالا پایین میکردم دیدم اوهووو ون سرویس خانوما از جلوم رد شد و مهدیسو پیاده کرد. ون سرویس که رفت رفتم بغل دستش و گفتم خیر باشه خانوم مغرور از این ورا. گفت خونمون اینجاس آقا بردیا. گفتم اهااا. گفت اوهوووم. دیدم به به لاش باز شد. گفتم خب میای بریم یه دوری بزنیم؟ گفت نه. گفتم بیا بریم حالا یکم بچرخیم حوصله‌مون سر رفته. یکم که نه خیلی ناز کرد اولش بعدش اومد نشست صندلی جلو بغل دستم. وای تونستم خوب اندام شو ببینم قدش میشه گفت 170 کمرش باریک و اندام خیلی خوبی داشت. چیزی که بیشتر از همه چشممو گرفت سینه هاش بود. دروغ نگم 75 بود منم که عاشق 75ام. آقا انقد نگاهش کردم یدفعه گفت تو گلوت گیر نکنم. به خودم اومدم. خاک تو سرم. همینجوری داشتیم میچرخیدیم از جلو سینما رد شدیم. خودش گفت بریم سینما. با تعجب گفتم بریم. رفتیم و نشستیم تا فیلم شروع شه. این دختر کلی خوراکی خرید همرو هم به حساب من.فیلم آس وپاس شروع شد. یکم از فیلم گذشت یهویی بیخ گوشم زمزمه کرد چرا فیلمو نمیبینی. انگاری فکرمو خونده بود دستمو گذاشتم رو دستش. با تعجب نگاهم کرد. مثلا جاخورده. خخخ. یکم نگاهش کردم دیدم چشماش خمار شد. آروم آروم سرمو بردم نزدیکش و لبامو گذاشتم رو لباش. اولش بی حرکت بود اما چندثانیه بعدش نرم شد و همراهیم کرد. جدا شدم ازش اما بازم چشاش خمار بود. گفتم صبر کن تا فیلم تموم شه. یهو دستمو فشار داد. میدونستم دلش میخواد باهام باشه. فیلم که تموم شد اومدیم بیرون و نشستیم تو ماشین رفتم سمت خونه خودم. گفت کجا میری؟ گفتم میریم خونه من. خدایی اولش ترسید. گفت نه من میرم خونه. گفتم به من اعتماد نداری؟ گفت چرا دارم. گفتم پس بشین. رسیدیم خونه. ساعت 7 شده بود. به مادرش زنگ زد و گفت من خونه الینا دعوتم یکی دو ساعت دیگه میام. رفتیم تو و نشست رو مبل. معلوم بود مضطربه. رفتم تو آشپزخونه گفتم چی میخوری؟ گفت چیزی نمیخورم الان کلی هله هوله خوردیم. گفتم خب حالا وقت بگذره یچیزی بخوریم. گفت اگه زحمت نمیشه قهوه. گفتم اوکی. قهوه‌ساز و روشن کردم و دوتا فنجون قهوه با شیر و شکر. کیکم گرفته بودم آوردم. خونه خودم بود و جدا بودم از خانوادم. خدایی همشم با زحمت خودمه. قهوه که تموم شد گفتم مهدیس؟ گفت بله. گفتم تو سینما اگه کاری کردم که ناراحت شدی معذرت میخوام قصدمم از آوردن تو به خونه خودم این بود که خواستم جبران کنم اشتباهمو یهو انگشتشو گذاشت رو لبام و گفت هییسس من اصلا دلخور نیستم. دوباره دیدم چشاش خماره. چسبیدم به لباش. اونم تا نفس داشت همراهیم می‌کرد. شالشو از سرش در آوردم و خودش گیره موهاشو باز کرد. موهای خرمایی رنگ و لختش تا کمرش بود. انقد لب گرفتم ازش که دیگه عین موم تو دستم بود. گردنشو خیس کردم. بوی ادکلن لالیکش مستم می‌کرد. دکمه اول مانتوشو باز کردم خیره شد بهم. اونم دکمه پیرهن منو باز کرد. مانتو شو در آوردم. زیر پوششم خودش در آورد پیرهن منم همینطور. بلند شد و افتاد رو من. دستشو می‌کشید رو سینه و شکمم. از دیدن عضلاتم کیف می‌کرد. اومد جلو دوباره لب تو لب شدیم. دستمو بردم و از پشت بند سوتين مشکیشو باز کردم سینه هاش دقیقا همونی بود که فکر میکردم. 75 نوک قهوه ای. نوبتی میخوردمشون و میمالوندم. اهههههش شهوتی ترم می‌کرد. از جام بلند شدم بغلش کردم بردمش رو تختم. خیمه زدم روش. انقد خوشبو بود که از خوردن سینه و گردنش سیر نمی‌شدم. اومدم پایین‌تر که رسیدم به شلوارش. آروم از رو شلوار روناشو مالش دادم و ازش لب می‌گرفتم. دیگه فهمیدم که اوضاع مساعده آروم دستمو گذاشتم رو کصش. یجوری لرزید انگار برق گرفتش. یواش یواش مالوندم واسش صدای آه و ناله مهدیس اتاقو پرکرد. دستمو از زیر کمرش بردم و شلوارشو کشیدم پایین. شرت خوشگلشم بوی تنشو میداد. از رو شرت دستمو بالا پایین کردم و لباشو میبوسیدم. انقد لذت می‌برد که میپیچید تو خودش. دستشو آورد جلو و دکمه شلوارمو باز کرد خودم شلوارمو کندم و آقا جهان عین دسته کلنگ سفت و محکم ایستاده بود. دستشو می‌کشید روش و من دلم ضعف می‌رفت. اومدم پایین از تخت و سرم بردم لای پاهاش. اووووم هیچ وقت یادم نمیره تن و بدنش چه عطری داشت. رونای بلوری شو با زبون خیس کردم و همینجور رفتم پایین تا رسیدم کص کلوچه ایش. زبونمو انداختم لاش. خیس خیس بود. شرتشم در آوردم کص صورتیش حتی یه مو هم نداشت. یعنی کل تنش مو نداشت. عاشقش شدم انصافا. چوچولشو مک میزدم و لیس میزدم. دستشم تو دستم بود. انقد بهش حال دادم که داش از هوش میرفت. گفتم بی انصاف پس من چی. خندید و اومد پایین جلوم زانو زد. آقا جهان و آورد بیرون از تو شرتم. میزون 22 سانته. کردش تو دهنش. این دختر انقد دندون زد که از حرفم پشیمونم کرد. خندیدم و گفتم بشین رو تخت. نشست لبه تخت و پاهاشو داد بالا. جهانو گذاشتم دم کصش و بالا پایین کردم. آوردمش پایین‌تر و گذاشتم دم سوراخ کونش. یکم فشار دادم که گفت نه نه. گفتم چیه چیشده؟ گفت از عقب نه. گفتم انقد منو حشری کردی که لاپایی بهم بدی؟ گفت بکن تو کصم. چشام گرد شد یهویی. گفتم مگه تو دختر نیستی؟ من که نمیخوام بگیرمت که پردتو بزنم. گفت حلقوی‌ام نگران نباش. گفتم دروغ که نمیگی؟ قبلا سکس داشتی حتما روت نمیشه بگی؟ گفت دیوونه اصلا به عمرم ندادم به کسی. نامزد بودم رفتیم آزمایش گفتن حلقوی‌ام. اما بهم خورد نامزدیم. گفتم باشه.به شکم خوابوندمش و آوردمش لبه تخت گفتم پاهاشو بذاره زمین. همین کارو کرد. کیرمو با تردید گذاشتم دم کصش و فشار دادم که جیغ کشید. ترسیدم. معلوم بود نداده چون واقعا تنگ بود. آروم آروم کردم توش خون نیومد دیدم داره چنگ میزنه به رو تختی. هنوز ده سانتشم نرفته بود که کمرش قرچ صدا داد. اوه اوه این دیگه عشق خودمه. خیلی آروم عقبو جلو کردم. فشار که میدادم جیغ میزد. کشیدم بیرون و رفتم ژل روان کننده اوردمو زدم سر جهانم و دوباره کردم تو. این دفعه راحت تر رفت و جیغ مهدیس دیگه شده بود آه و ناله. 5 دقیقه تلمبه زدم توش. سرپا خسته شدم درش آوردم رفتم رو تخت. خوابوندمش به بغل خودمم خوابیدم پشتش پاشو دادم بالا و دوباره کردم توش. انقدی که این دختر بهم حال میداد با هیچکس حال نکردم. در گوشش زمزمه میکردم اخخ دختر تو چقد خوبی عشقم تو از همه بهتری. یدونه‌ای مهدیس عاشقتم. اونم با کمرش موج میداد و کیرم بیشتر میرفت تو هرچند نصفش بیرون بود. آروم زمزمه می‌کرد بردیا اااخ آه آهههههههه. این آهو گفت دلم ضعف رفت و محکم تر میزدم تو کص تنگش. 5 دقیقه زدم همینجوری یهو آب کصش پاشید و ارضا شد. برش گردوندم و به شکم خوابوندمش یه بالش گذاشتم زیر شکمش و دوباره کردم توش. ایندفعه نصف بیشتر جهانمو میکردم تو کص کلوچه‌ای عشقم. دستم دو طرفش بود و میکوبیدم توش. دیگه عین خیالم نبود دختره اول بارشه. تا دسته میزدم. مهدیس رو تختی رو گاز میزد و صداش دیوونه ترم می‌کرد. در آوردم از کصش و بلندش کردم و به پشت خوابوندمش بالشو گذاشتم زیر سرش. کیرمو دوباره کردم تو عشق کلوچه‌ایش و تلمبه زدم. همون جوری خیمه زدم روش و لباشو میخوردم. اونم دستاشو حلقه کرد دور گردنمو تو گوشم آه و ناله می‌کرد. کمرم که کمر نیست آهنه. گفتم عشقم تعویض جا کنیم. همونجوری کیر تو کص بلندش کردم و جابجا شدیم. من خوابیدم زیر. انقد توش کوبیدم که جونم در اومد که دوباره آب کصش روون شد. منم دیدم داره آبم میاد بغلش کردم و کیرمو تا آخر میزدم تو کص خوشگلش. گفتم داره آبم میاد. هیچی نگفت منم نتونستم کنترل کنم و تا تخمام فشار دادم تو کصش و تمام آبمو ریختم توش. جیغ کشید و بی حال شد تو بغلم. یذره که حالم جا اومد فهمیدم چه گندی زدم. دختر بیچاره اول بارش بود منم 22 سانتو تا خایه جا کردم تو کصش. زدم تو سرم. نگاهش کردم انقد خوشگل بود که حد و حساب نداشت. لباشو بوسیدم و خوابیدیم تو بغل هم. با تکون خوردنش چشمام باز شد. اصلا نمیتونست راه بره. ساعت 11 شب بود و مدام بهش زنگ میزدن از خونش. خواست دوباره بلند شه که پاهاش میلرزید و افتاد زمین. سریع رفتم بلندش کردم و بردمش حموم. با کیسه و آب گرم کمرشو ماساژ دادم. چشمم به کص باد کرده‌ش افتاد. پشیمون شدم. خلاصه یه داستان سر هم کرد با دوستش و اون شب بخیر گذشت. بدتر اینکه بعد فهمیدم حامله شده. اما اونم بخیر گذشت. الان هرکدوم زندگی خودمونو داریم و عین دوستای معمولی هستیم باهم.یه سال و نیم پیش بود عروسش که منم رفتم و براش آرزوی خوشبختی کردم. چند روز پیش فهمیدم بچه دار شده با شوهرش. ببخشید طولانی شد اما خواستم چیزی از قلم نیوفته. بدرود.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af-%d9%88-%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173634</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده سیاه و کیر من تو کس خیسش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%85%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%db%8c%d8%b3%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%85%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%db%8c%d8%b3%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 29 Apr 2019 23:45:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آزمایش]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباهمو]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[التحصیل]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونموقع]]></category>
		<category><![CDATA[اووووم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاس]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[باشهبه]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بچرخیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرمت]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینتر]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمونم]]></category>
		<category><![CDATA[تحویلم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادم]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خرمایی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوراکی]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلشم]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونا]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاهش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روناشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیش]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[عضلاتم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارخونه]]></category>
		<category><![CDATA[کوبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لاپایی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مساعده]]></category>
		<category><![CDATA[مشکیشو]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[منفیلم]]></category>
		<category><![CDATA[مهندسم]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[می‌برد]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادمو]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌رفت]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کرد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکوبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میلیون]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکش]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیبینی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[نیوفته]]></category>
		<category><![CDATA[هرکدوم]]></category>
		<category><![CDATA[همراهیم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/kidxYjizDSVYU51a5B9S4w/002/290/742/1280x720.2.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="جنده سیاه و کیر من تو کس خیسش" title="جنده سیاه و کیر من تو کس خیسش" decoding="async" loading="lazy" /></p>یه شرکت خیلی بزرگ دوره فیلم سکسی میدیدم. یه روز مهندس دبیرم ازم خواست که به یه کارخونه برم. همه دستگاه‌ها خارجی بودن و تعمیر و نگهداری‌شون سکسی واقعا سخته. خلاصه رفتم اونجا و صاحب شاه کس کارخونه کلی تحویلم گرفت. منم خانوادم از طبقه مرفه جامعه هست و وضع مالی مون کونی خیلی خوبه. [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/kidxYjizDSVYU51a5B9S4w/002/290/742/1280x720.2.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="جنده سیاه و کیر من تو کس خیسش" title="جنده سیاه و کیر من تو کس خیسش" decoding="async" loading="lazy" /></p><br />
<h2>یه شرکت خیلی بزرگ دوره فیلم سکسی میدیدم. یه روز مهندس دبیرم ازم</h2>
<p>خواست که به یه کارخونه برم. همه دستگاه‌ها خارجی بودن و تعمیر و نگهداری‌شون سکسی واقعا سخته. خلاصه رفتم اونجا و</p>
<h3>صاحب شاه کس کارخونه کلی تحویلم گرفت. منم خانوادم از طبقه مرفه</h3>
<p>جامعه هست و وضع مالی مون کونی خیلی خوبه. با مسئول رفتم تو سالن. 24 تا دستگاه داشتن که اوضاعشون اصلا</p>
<h4>خوب جنده نبود. دوتا از دستگاه‌ها دونفر نشسته بودن رفتم جلو</h4>
<p>تر دیدم دو تا دختر با پستون هم نشستن سنشون به 21 یا 22 می‌خورد. مهدیس و حدیث. دوست بودن باهم.</p>
<h5>یه هفته کوس ای گذشت و کم کم با همشون آشنا</h5>
<p>شدم. چندبار با مهدیس حرف زده بودیم اما زیاد تحویل نگرفت! گفتم اگه من تو رو رام نکردم شلوار زن پامه. سکس داستان یه ماهی گذشت</p>
<h6>و مشغول بودم اونجا. ساعت 5 شیفت بچها ایران سکس تموم میشد.</h6>
<p>من که دستگاه هارو سر و سامون میدادمو هر وقت میخواستم میرفتم. اصلا به حقوق اونجا نیاز نداشتم اما صاحب کارخونه ماهی دو میلیون و 200 هزار می‌ریخت به حسابم. چون قبل از من هر دستگاهش بخاطر خرابی دو سه روز میخوابید. یروز من نرفتم سر کار. اونموقع یه اسپورتج سفید داشتم و داشتم خیابونا رو بالا پایین میکردم دیدم اوهووو ون سرویس خانوما از جلوم رد شد و مهدیسو پیاده کرد. ون سرویس که رفت رفتم بغل دستش و گفتم خیر باشه خانوم مغرور از این ورا. گفت خونمون اینجاس آقا بردیا. گفتم اهااا. گفت اوهوووم. دیدم به به لاش باز شد. گفتم خب میای بریم یه دوری بزنیم؟ گفت نه. گفتم بیا بریم حالا یکم بچرخیم حوصله‌مون سر رفته. یکم که نه خیلی ناز کرد اولش بعدش اومد نشست صندلی جلو بغل دستم. وای تونستم خوب اندام شو ببینم قدش میشه گفت 170 کمرش باریک و اندام خیلی خوبی داشت. چیزی که بیشتر از همه چشممو گرفت سینه هاش بود. دروغ نگم 75 بود منم که عاشق 75ام. آقا انقد نگاهش کردم یدفعه گفت تو گلوت گیر نکنم. به خودم اومدم. خاک تو سرم. همینجوری داشتیم میچرخیدیم از جلو سینما رد شدیم. خودش گفت بریم سینما. با تعجب گفتم بریم. رفتیم و نشستیم تا فیلم شروع شه. این دختر کلی خوراکی خرید همرو هم به حساب من.فیلم آس وپاس شروع شد. یکم از فیلم گذشت یهویی بیخ گوشم زمزمه کرد چرا فیلمو نمیبینی. انگاری فکرمو خونده بود دستمو گذاشتم رو دستش. با تعجب نگاهم کرد. مثلا جاخورده. خخخ. یکم نگاهش کردم دیدم چشماش خمار شد. آروم آروم سرمو بردم نزدیکش و لبامو گذاشتم رو لباش. اولش بی حرکت بود اما چندثانیه بعدش نرم شد و همراهیم کرد. جدا شدم ازش اما بازم چشاش خمار بود. گفتم صبر کن تا فیلم تموم شه. یهو دستمو فشار داد. میدونستم دلش میخواد باهام باشه. فیلم که تموم شد اومدیم بیرون و نشستیم تو ماشین رفتم سمت خونه خودم. گفت کجا میری؟ گفتم میریم خونه من. خدایی اولش ترسید. گفت نه من میرم خونه. گفتم به من اعتماد نداری؟ گفت چرا دارم. گفتم پس بشین. رسیدیم خونه. ساعت 7 شده بود. به مادرش زنگ زد و گفت من خونه الینا دعوتم یکی دو ساعت دیگه میام. رفتیم تو و نشست رو مبل. معلوم بود مضطربه. رفتم تو آشپزخونه گفتم چی میخوری؟ گفت چیزی نمیخورم الان کلی هله هوله خوردیم. گفتم خب حالا وقت بگذره یچیزی بخوریم. گفت اگه زحمت نمیشه قهوه. گفتم اوکی. قهوه‌ساز و روشن کردم و دوتا فنجون قهوه با شیر و شکر. کیکم گرفته بودم آوردم. خونه خودم بود و جدا بودم از خانوادم. خدایی همشم با زحمت خودمه. قهوه که تموم شد گفتم مهدیس؟ گفت بله. گفتم تو سینما اگه کاری کردم که ناراحت شدی معذرت میخوام قصدمم از آوردن تو به خونه خودم این بود که خواستم جبران کنم اشتباهمو یهو انگشتشو گذاشت رو لبام و گفت هییسس من اصلا دلخور نیستم. دوباره دیدم چشاش خماره. چسبیدم به لباش. اونم تا نفس داشت همراهیم می‌کرد. شالشو از سرش در آوردم و خودش گیره موهاشو باز کرد. موهای خرمایی رنگ و لختش تا کمرش بود. انقد لب گرفتم ازش که دیگه عین موم تو دستم بود. گردنشو خیس کردم. بوی ادکلن لالیکش مستم می‌کرد. دکمه اول مانتوشو باز کردم خیره شد بهم. اونم دکمه پیرهن منو باز کرد. مانتو شو در آوردم. زیر پوششم خودش در آورد پیرهن منم همینطور. بلند شد و افتاد رو من. دستشو می‌کشید رو سینه و شکمم. از دیدن عضلاتم کیف می‌کرد. اومد جلو دوباره لب تو لب شدیم. دستمو بردم و از پشت بند سوتين مشکیشو باز کردم سینه هاش دقیقا همونی بود که فکر میکردم. 75 نوک قهوه ای. نوبتی میخوردمشون و میمالوندم. اهههههش شهوتی ترم می‌کرد. از جام بلند شدم بغلش کردم بردمش رو تختم. خیمه زدم روش. انقد خوشبو بود که از خوردن سینه و گردنش سیر نمی‌شدم. اومدم پایین‌تر که رسیدم به شلوارش. آروم از رو شلوار روناشو مالش دادم و ازش لب می‌گرفتم. دیگه فهمیدم که اوضاع مساعده آروم دستمو گذاشتم رو کصش. یجوری لرزید انگار برق گرفتش. یواش یواش مالوندم واسش صدای آه و ناله مهدیس اتاقو پرکرد. دستمو از زیر کمرش بردم و شلوارشو کشیدم پایین. شرت خوشگلشم بوی تنشو میداد. از رو شرت دستمو بالا پایین کردم و لباشو میبوسیدم. انقد لذت می‌برد که میپیچید تو خودش. دستشو آورد جلو و دکمه شلوارمو باز کرد خودم شلوارمو کندم و آقا جهان عین دسته کلنگ سفت و محکم ایستاده بود. دستشو می‌کشید روش و من دلم ضعف می‌رفت. اومدم پایین از تخت و سرم بردم لای پاهاش. اووووم هیچ وقت یادم نمیره تن و بدنش چه عطری داشت. رونای بلوری شو با زبون خیس کردم و همینجور رفتم پایین تا رسیدم کص کلوچه ایش. زبونمو انداختم لاش. خیس خیس بود. شرتشم در آوردم کص صورتیش حتی یه مو هم نداشت. یعنی کل تنش مو نداشت. عاشقش شدم انصافا. چوچولشو مک میزدم و لیس میزدم. دستشم تو دستم بود. انقد بهش حال دادم که داش از هوش میرفت. گفتم بی انصاف پس من چی. خندید و اومد پایین جلوم زانو زد. آقا جهان و آورد بیرون از تو شرتم. میزون 22 سانته. کردش تو دهنش. این دختر انقد دندون زد که از حرفم پشیمونم کرد. خندیدم و گفتم بشین رو تخت. نشست لبه تخت و پاهاشو داد بالا. جهانو گذاشتم دم کصش و بالا پایین کردم. آوردمش پایین‌تر و گذاشتم دم سوراخ کونش. یکم فشار دادم که گفت نه نه. گفتم چیه چیشده؟ گفت از عقب نه. گفتم انقد منو حشری کردی که لاپایی بهم بدی؟ گفت بکن تو کصم. چشام گرد شد یهویی. گفتم مگه تو دختر نیستی؟ من که نمیخوام بگیرمت که پردتو بزنم. گفت حلقوی‌ام نگران نباش. گفتم دروغ که نمیگی؟ قبلا سکس داشتی حتما روت نمیشه بگی؟ گفت دیوونه اصلا به عمرم ندادم به کسی. نامزد بودم رفتیم آزمایش گفتن حلقوی‌ام. اما بهم خورد نامزدیم. گفتم باشه.به شکم خوابوندمش و آوردمش لبه تخت گفتم پاهاشو بذاره زمین. همین کارو کرد. کیرمو با تردید گذاشتم دم کصش و فشار دادم که جیغ کشید. ترسیدم. معلوم بود نداده چون واقعا تنگ بود. آروم آروم کردم توش خون نیومد دیدم داره چنگ میزنه به رو تختی. هنوز ده سانتشم نرفته بود که کمرش قرچ صدا داد. اوه اوه این دیگه عشق خودمه. خیلی آروم عقبو جلو کردم. فشار که میدادم جیغ میزد. کشیدم بیرون و رفتم ژل روان کننده اوردمو زدم سر جهانم و دوباره کردم تو. این دفعه راحت تر رفت و جیغ مهدیس دیگه شده بود آه و ناله. 5 دقیقه تلمبه زدم توش. سرپا خسته شدم درش آوردم رفتم رو تخت. خوابوندمش به بغل خودمم خوابیدم پشتش پاشو دادم بالا و دوباره کردم توش. انقدی که این دختر بهم حال میداد با هیچکس حال نکردم. در گوشش زمزمه میکردم اخخ دختر تو چقد خوبی عشقم تو از همه بهتری. یدونه‌ای مهدیس عاشقتم. اونم با کمرش موج میداد و کیرم بیشتر میرفت تو هرچند نصفش بیرون بود. آروم زمزمه می‌کرد بردیا اااخ آه آهههههههه. این آهو گفت دلم ضعف رفت و محکم تر میزدم تو کص تنگش. 5 دقیقه زدم همینجوری یهو آب کصش پاشید و ارضا شد. برش گردوندم و به شکم خوابوندمش یه بالش گذاشتم زیر شکمش و دوباره کردم توش. ایندفعه نصف بیشتر جهانمو میکردم تو کص کلوچه‌ای عشقم. دستم دو طرفش بود و میکوبیدم توش. دیگه عین خیالم نبود دختره اول بارشه. تا دسته میزدم. مهدیس رو تختی رو گاز میزد و صداش دیوونه ترم می‌کرد. در آوردم از کصش و بلندش کردم و به پشت خوابوندمش بالشو گذاشتم زیر سرش. کیرمو دوباره کردم تو عشق کلوچه‌ایش و تلمبه زدم. همون جوری خیمه زدم روش و لباشو میخوردم. اونم دستاشو حلقه کرد دور گردنمو تو گوشم آه و ناله می‌کرد. کمرم که کمر نیست آهنه. گفتم عشقم تعویض جا کنیم. همونجوری کیر تو کص بلندش کردم و جابجا شدیم. من خوابیدم زیر. انقد توش کوبیدم که جونم در اومد که دوباره آب کصش روون شد. منم دیدم داره آبم میاد بغلش کردم و کیرمو تا آخر میزدم تو کص خوشگلش. گفتم داره آبم میاد. هیچی نگفت منم نتونستم کنترل کنم و تا تخمام فشار دادم تو کصش و تمام آبمو ریختم توش. جیغ کشید و بی حال شد تو بغلم. یذره که حالم جا اومد فهمیدم چه گندی زدم. دختر بیچاره اول بارش بود منم 22 سانتو تا خایه جا کردم تو کصش. زدم تو سرم. نگاهش کردم انقد خوشگل بود که حد و حساب نداشت. لباشو بوسیدم و خوابیدیم تو بغل هم. با تکون خوردنش چشمام باز شد. اصلا نمیتونست راه بره. ساعت 11 شب بود و مدام بهش زنگ میزدن از خونش. خواست دوباره بلند شه که پاهاش میلرزید و افتاد زمین. سریع رفتم بلندش کردم و بردمش حموم. با کیسه و آب گرم کمرشو ماساژ دادم. چشمم به کص باد کرده‌ش افتاد. پشیمون شدم. خلاصه یه داستان سر هم کرد با دوستش و اون شب بخیر گذشت. بدتر اینکه بعد فهمیدم حامله شده. اما اونم بخیر گذشت. الان هرکدوم زندگی خودمونو داریم و عین دوستای معمولی هستیم باهم.یه سال و نیم پیش بود عروسش که منم رفتم و براش آرزوی خوشبختی کردم. چند روز پیش فهمیدم بچه دار شده با شوهرش. ببخشید طولانی شد اما خواستم چیزی از قلم نیوفته. بدرود.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%85%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%db%8c%d8%b3%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/kidxYjizDSVYU51a5B9S4w/002/290/742/1280x720.2.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173577</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 32/44 queries in 0.010 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 11:19:18 by W3 Total Cache
-->