<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>طولانیه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%D8%B7%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:32:30 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.1</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>طولانیه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مامان خواب بود که &#8230;</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%d9%88%d8%af-%da%a9%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%d9%88%d8%af-%da%a9%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 11 Nov 2019 07:27:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احساساتی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیاری]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اسکناس]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجام”]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیرمرد]]></category>
		<category><![CDATA[تحویلم]]></category>
		<category><![CDATA[تری سام]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چهارزانو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهه]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[سفیدتر]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[طولانیه]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کمربندم]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهش]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میزنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نگذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[همانجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[یادگار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[.خوب که چرخی زد خود فیلم سکسی را خسته روی مبل راحتی انداخت . شال سرش را برداشت و با حرکتی موهای افشان و حالت دارش را سکسی روی شانه هایش ریخت . همان اول شاه کس مرا یاد نگین انداخت که اولین عشقم بود. رو به من با خنده ای نگاه کونی کرده و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>.خوب که چرخی زد خود فیلم سکسی را خسته روی مبل راحتی انداخت</h2>
<p>. شال سرش را برداشت و با حرکتی موهای افشان و حالت دارش را سکسی روی شانه هایش ریخت . همان</p>
<h3>اول شاه کس مرا یاد نگین انداخت که اولین عشقم بود. رو</h3>
<p>به من با خنده ای نگاه کونی کرده و راحت تکیه می دهد . -&#8220;خب! نکنه قراره تموم شب همونجا وایستی</p>
<h4>و جنده بروبر نیگام کنی؟! &#8221; به خود می آیم -&#8220;</h4>
<p>. . . البته که نه! پستون چیزی می خوری ؟&#8221; -&#8221; والا چه میدونم، شما صاحب اختیاری !&#8221; فکر نمی</p>
<h5>کنم چیزی کوس در یخچال باشد . سه روزی که صفورا</h5>
<p>ترکم کرده است هیچی نخریده ام . جلو می روم و کنارش می نشینم . باز هم دقیقتر نگاهش می کنم . سکس داستان تمیزتر و مرتب</p>
<h6>تر از چیزی است که فکر می کردم ایران سکس .- &#8220;جنده</h6>
<p>ای؟!&#8221; زیر خنده می زند، آنقدر می خندد که اشکش در میآید . -&#8221; نه خیرم! یه دوشیزه از آکادمی آکسفورد هستم . . . خب معلومه!&#8221;- &#8220;باور کردنش سخته&#8221; -&#8221; چی، جنده بودن من؟! خب معلوم شد از اون احساساتی هاش هستی . من یکی حوصله ندارم یه ساعت جفنگ بگیم . زود شروع کن .&#8221; -&#8220;چرا اینقدر عجله داری ؟ . . . آخه بهت نمیاد، مثل همه دخترا و زنای معمولی هستی!&#8221; -&#8221; حالا شما فرض کن ما جنده ی معمولی هستیم . مشکلی داری گلم؟&#8221; دستش را از روی شلوار به کیرم می رساند .- &#8220;ای بابا این که هنوز خوابه! &#8220;- &#8221; اسمت چیه؟&#8221; -&#8221; چه فرقی میکنه! لاله ، ژیلا،آرزو. . . &#8221; -&#8220;من فرهادم&#8221;-&#8220;خب منم ندا&#8221; دستم را به موی سرش می کشم.نوازشش آرامم می کند . -&#8220;میخوام باهام باشی&#8221;-&#8221; فعلا که اینجام! خوب حساب کنی مردی کردی&#8221; -&#8221; نه منظورم یه مدت طولانیه .شاید . . . شاید ازدواج کنیم!&#8221; یک لحظه جا میخورد . تبسمی کرده و شالش را سر می کند . -&#8221; نه خیر! مثل اینکه شما مشتری نیستی!خدا روزیتو جا دیگه حواله کنه !&#8221; به سمت در می رود.خودم را زودتر از ندا به در می رسانم-&#8220;کجا؟! . .چرا عجله داری؟&#8221; -&#8220;جندتم به خدا . ولم کن برم . شما خودت معمولی نمیزنی!این شر و ورا چیه میگی،مگه زن و زندگی نداری؟میخوای ما رو کیر کنی!&#8221; دستش را میگیرم .- &#8220;زنم ترکم کرده . اصلا تنهام. هیچکس رو ندارم .&#8221; -&#8221; خب ، پس دپرسی داری هذیون میگی. آ قربونت،برو پیش یه دکتر. &#8221; -&#8221; تو با یه عاشق چیکار میکنی؟&#8221; -&#8220;هیچی! اگه کیر داشته باشه میخورمش!&#8221; -&#8221; باشه! همون کارو کن&#8221; همانجا روی زانو می نشیند . شالش را بر می دارم . کمربندم را بازکرده و شلوار و شورت را پایین می کشد . نوکش را می بوسد. با گرمای دهانش و دستان ظریفی که لمسم می کنند کیرم شق می شود. آرام مو هایش را نوازش می کنم .- &#8221; خیلی خوشگلی!حیف نیست! بیا زن من باش. تا حالا کسی عاشقت شده ؟&#8221; چشمان شوخش نگاهم می کنند. معلوم است می خندد. دکمه های مانتو اش را باز می کند . از زیر مانتو بنفش و کوتاهش فقط تابی پوشیده با شلوار جین تنگ . پوست بدنش سفیدتر از صفوراست . -&#8220;چته! زود باش دیگه!&#8221; شلوارم را کاملآ در می آورم . ندا روی زمین دراز می کشد و عشوه گر نگاهم می کند . مثل مار می پیچد . کنارش می نشینم و تابش را در میآورم . لب روی لب می گذارم و تن نرمش را می مالم . با باز شدن کورست پستان هایش رها می شوند . برایش می مالم و می مکم . در سکوتمان فقط نفس فریاد می کشد. شلوارش را که کاملا به بدنش چسبیده است پایین می کشم . برای اینکه باور کند دوستش دارم کسش را لیس می زنم . کمی ناله می کند وسرم را به خودش می فشارد. -&#8220;برگرد . . . &#8221; سریع برمی گردد و چهارزانو می شود . راحت تا ته ئکسش را می کنم . آبم می ریزد. از پشت بغلش می کنم و خود را به او می مالم .- &#8221; ندا&#8221; -&#8221; جووونم&#8221; -&#8221; خوب بود&#8221; -&#8221; ای . . . بدک نبود&#8221; -&#8221; میخوام کونت بزارم&#8221; -&#8221; اوکی&#8221; انگشتش می کنم و بازهم به راحتی اینبار کونش می گایم .کنارش دراز می کشم و ندا هم روی زمین ولو می شود. رو به من می خندد. پس از حمام روی تخت می خوابیم .می خواست برود، نگذاشتم .-&#8220;ندا جون واقعا عشقم رو باور می کنی؟&#8221; می خندد. -&#8221; میدونی فرهاد جون من و امثال من کارگر جنسی هستیم . . . &#8221; -&#8221; این دیگه یعنی چی؟&#8221; -&#8221; یه پیرمرد که می گفت استاد دانشگاهه بعد چهار بار سرویس به جای پول درست و حسابی این شر ورا رو تحویلم داد. البته چون آدم متشخصی بود ازش خوشم اومد، گفتم حالی هم به این داده باشیم مفتی &#8221; -&#8221; نه ندا جون حرفاش رو فراموش کن . تا حالا عاشق داشتی ؟!&#8221; -&#8221; آره که داشتم! بهرام سیریش! شونزده هفده سالم بود به بهانه ی عاشقی منو برد به یه خراب شده ای . با دوستاش ریختن سرم ! حالا نکن کی بکن! پشتم و ندیدی؟!&#8221; بر می گردد و حوله را کنار زده قمبل می کند . درست روی هر دو طرف کونش جای سوختگی است . وقتی می کردمش متوجه نشدم . -&#8221; اینا یادگار همون روزن . &#8221; -&#8221; میدونم سختی کشیدی خونواده چی؟ &#8221; -&#8221; یتیمم . عمه گلی مثلا قیمم بود. شوهرش مفنگی بود .میدونستم یه روز میفروشتم، از کجا میدونستم قرار ه بهرام اوراقم کنه!&#8221;تا نصفه های شب حرف میزنیم . با بوسه بر لبش آخرین جمله ام را می گویم &#8221; دوست دارم&#8221;صبح زود از خواب بیدار میشوم . ندا کنارم نیست . صدایش می کنم . کاغذی برایم نوشته است:&#8221;فرهاد جون ببخشی فضولی کردم و سری به کمد و کشو زدم . میدونم صفورا جانت رو طلاق دادی چون یه ماه دیگه قراره بمیری . لابد دوسش داشتی . خوش به حالش . با اجازه به قدر کارمزدم اسکناس زدم به جیبم . دیشب واقعا باورم می شد . ولی حرفای اون پیرمرد خیلی ارزشمند بوده! آقا فرهاد، من شاید کارگر جنسی باشم، ولی هیچوقت برده ی عشقی نمیشم !&#8221;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%d9%88%d8%af-%da%a9%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2570</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اما جنده انگلیسی حسابی به پسر خونده حال میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 05 Sep 2019 06:10:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[اعتمادش]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[الهامو]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[امیرعلی]]></category>
		<category><![CDATA[انجامش]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اونطرف]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اووردم]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوریه]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکاره]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[باشمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[باشهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[بایستم]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخواین]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختم]]></category>
		<category><![CDATA[بدونید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشت]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنداشته]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بشوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بعدیمون]]></category>
		<category><![CDATA[بفرستم]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بلوتوث]]></category>
		<category><![CDATA[بلوزشو]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بینمون]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیچوندم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیش]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[ترسوند]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[توروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتمو]]></category>
		<category><![CDATA[جزییات]]></category>
		<category><![CDATA[جلوشون]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[جووووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چرخیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چسپیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خدافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خداییش]]></category>
		<category><![CDATA[خرمایی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانش]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجویان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجویی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترهای]]></category>
		<category><![CDATA[دربیاره]]></category>
		<category><![CDATA[دستشون]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دنیارو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتاییمون]]></category>
		<category><![CDATA[دورانی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمو]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ریختمش]]></category>
		<category><![CDATA[زانومو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شدهوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[طرفشون]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[طولانیه]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عشقولانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[کردنمون]]></category>
		<category><![CDATA[کشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمه]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کنممنم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرسنگی]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتین]]></category>
		<category><![CDATA[گفتم:حالا]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مازیار]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهرانه]]></category>
		<category><![CDATA[متنفرم]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورم]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتی]]></category>
		<category><![CDATA[منتظره]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبارید]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوامت]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادن]]></category>
		<category><![CDATA[میداره]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدبعد]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[مینشستم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناپذیری]]></category>
		<category><![CDATA[ناخونای]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتم]]></category>
		<category><![CDATA[ناسلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکشید‌]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومدن]]></category>
		<category><![CDATA[نیووردم]]></category>
		<category><![CDATA[همانطور]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[وابسته]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادیم]]></category>
		<category><![CDATA[وپاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[یادتون]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[کنم داستان من یک چیزی فیلم سکسی تو مایه های اون شعر معروف ایرج میرزا هست که میگه :بیا تا گویمت من داستانی که چند و چون سکسی این چادر بدانی تا اخرش که خانوم شاه کس چادری رو همچین درست و حسابی میکنه.راستی یادم رفت خودمو معرفی کنم اسم من امیرعلی کونی هست و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کنم داستان من یک چیزی فیلم سکسی تو مایه های اون شعر معروف</h2>
<p>ایرج میرزا هست که میگه :بیا تا گویمت من داستانی که چند و چون سکسی این چادر بدانی تا اخرش که</p>
<h3>خانوم شاه کس چادری رو همچین درست و حسابی میکنه.راستی یادم رفت</h3>
<p>خودمو معرفی کنم اسم من امیرعلی کونی هست و دانشجوی یکی از شهرستان های کوچک هستم که خانوم ها به خاطر</p>
<h4>فرهنگ جنده عامه ای که جا افتاده در این شهر،اکثرا چادری</h4>
<p>هستند و حتی دانشجویان دختر هم پستون که به این شهر میان به خاطر اینکه از نگاه مرد های اینجا به</p>
<h5>دور باشند کوس اکثرا مجبور هستند که چادر بپوشند درست یا</h5>
<p>غلط بودن این فرهنگ به من ربطی نداره ولی کلا از چادر متنفرم و مجبورم توی این شهر کیری دیدن دختر ها سکس داستان چادری رو تحمل</p>
<h6>کنم.همه چیز بر میگرده به پارسال که من ایران سکس هم خونه</h6>
<p>ایم که خیلی پایه هست و خلاصه همه نوع خلافی رو با هم تجربه کردیم یک هفته نبود و من داشتم از تنهایی دق میکردم دوست دخترمم خوب توی شهر خودمون بود و من که برمیگشتم به شهر خودمون میرفتم میدیدمش و خلاصه دیگه &#8230;ولی وقتی که میومدم به این شهر تخمی کسی نبود که برم ببینمش و حالی به این کیرم بدم داشتم میگفتم که تنها بودم و حوصله ام سر رفته بود واسه همین زنگ زدم به مازیار دوستم که با اونم خیلی رفیق بودم و قرار گذاشتیم که این چند روز باقی مونده که کلاس داشتم رو برم خونه ی اون و با هم بریم دانشگاه شب اول سر خودمونو با قلیون و مشروب گرم کردیم و فرداش رفتیم دانشگاه و امدیم خونه و دوش گرفتیم و شب رفتیم یکی از پارک های معروف که اکثرا کس بازار بود.داشتیم همینجور قدم میزدیم که دیدم 3 تا دختر چادری که فقط داشتن به پسر ها حال میدادن با خنده به ما نزدیک میشن به نظر میرسید ازین دانشجو های کس ترمی بودن که اهل این شهر هم نبودن اخه ساعت 9 شب بود و بعید بود دخترهای اهل خود این شهر این موقع شب بیان بیرون و اینجوری حال بدن.منو مازیار هم که تریپ پررو برداشتیم و رفتیم جلوشون وایسادیم و من رو کردم به یکیشون که از همه چهره اش قابل تحمل تر بود گفتم: ببخشید شما دانشجوی فلان دانشگاه هستین که با خنده گفت: نه گفتم:اخه خیلی به چشمم اشنا میاین من دانشجوی فلان دانشگاه هستم و شما رو خیلی دیدم گفت: اشتباه گرفتین من تازه اینجا دانشجو شدم و اصلا شما رو ندیدم. پدر سوخته حرفی زد که هیچی واسه گفتن برای من نذاشت دوباره یکم فکر کردم و گفتم:ا ترم اول هستین چه زشته ای میخونی. فهمید که دارم زیر پوستی مخشونو میزنم هیچی نگفت و از کنارمون رد شدن ولی طبق معمول با خنده و حال دادن ما هم کمکم ازشون دو شدیم رفتیم یک طرف پارک که چند تا از بچه های هم رشته ای مون داشتن پینت بال بازی میکردن و ما هم همینجوری که داشتیم نگاه میکردیم نزدیک 50متر اونطرف تر دیدم 3تا دختر خیلی کس که چادر هم خدارو شکر نداشتن روی چمن ها تو تاریکی نشستن و دارن با گوشیاشون ور میرن منم همینجور رفتم به طرفشون که دیدم از پشت مازیار داره داد میزنه کونی کجا رفتی و پشت سرم داره با قدم های تند تر از من میاد چند قدمی که راه رفتیم رسیدیم به دختر ها و الحق که یکیشون فوق العاده خوشکل بود پوست صاف صورت گرد خیلی تو دل برو یک مانتو اندامیه کرم رنگ پوشیده بود با یک کون تپلی که وقتی با اون پوزیشن روی چمن ها نشسته بود وپاهاشو جمع کرده بود تو دستاش، میشد از زیر اون کون روانی کننده شو دید رو کردم بهش و دوباره من شروع کردم به حرف زدن که اره خیلی اشنا هستی و من یک عشقی قبلا داشتم که خیلی شبیه تو بوده و تو احتمالا یک عشقی نداشتی که شبیه من باشه خوشبختانه شگردم جواب داد و شروع کرد به خندیدن ما هم که پررو نشستیم شروع کردیم به کس گفتن و کس وشعر شنفتن یک کمی بلوتوث بازی کردیم و اخر سر هم من شماره شو با هک کردن گوشیش در اوردم که حالا داستانش طولانیه که با مرجان خانوم چه کردم شاید بعدا براتون نوشتم.از اصل ماجرا دور نشیم وقتی که ازشون دور شدیم دیدم همون 3تا دختر چادری که حالا ساعت 10:30شب بود از کافی شاپ اون پارک اومدن بیرون و روی یکی از نیمکت ها نشستن مشخص بود دنبال سوژه هستن منم به مازیار گفتم من بدجور پایه شدم به اینا شماره بدم اونم گفت بابا چادرین نمیشه ول کن گفتم:حالا امتحان میکنیم و رفتم جلوشون که حالا نشسته بودن و میشد باهاشون حرف زد و مثل کیر خر از کنارت رد نشن.رفتم جلو و گفتم خانوم من حرف بدی زدم که شما اینجوری از کنارم رد شدین؟هیچی نگفت و دوباره خندید گفتم گاهی وقتا ادم باید صداقت داشته باشه راستشو بخوای ازت خیلی خوشم اومده و دوست دارم باهات بیشتر اشنا بشم خدا رو چه دیدی شاید باب دوستی خیلی صمیمی بشه بازم فقط به هم نگاه میکردن و با هم به حرفام میخندیدن دیگه داشت کونم میسوخت که چند تا کس ترم خوشحال منو کیر خودشون بکنن ولی فقط محض رو کم کنی شمارمو از جیبم اووردم بیرون و دادم به همونی که قیافه ی قابل تحملی داشت و گفتم خوشحالم میکنی بهم بزنگی. بعد برگشتم با مازیار و رفتیم خونه شام خوردیم و بعد از یک قلیون خوابیدیم صبح که بیدار شدم دیدم یک میسد کال دارم که شماره اش نا شناس وقتی که از کلاس برگشتم بهش زنگ زدم و خودشو معرفی کرد و بعد از 10دقیقه کس و شعر گفتن دیدم که داره خرجم میره بالا خداحافظی کردمو بحث پیچوندم .خودشو الهام معرفی کرد و گفت از همون اول از من خوشش اومده ولی چون جلوی دوستاش خجالت میکشید نمیخواست سوتی به دستشون بده ازین کس و شعر ها همانطور که حدس زده بود ترم اولی بودن و اهل این شهر هم نبودن خلاصه اینکه طرف کسی رو نداشت و ما اولین دوست پسرش بودیم .دائم من بایستم بهش بزنگم و اون بگه که چه گناه بزرگی مرتکب شدم که با تو حرف میزنم منم که اصلا حال و حوصله ی این کس و شعر ها رو نداشتم و از طرفی میدونستم که یکم وابسته شده چند روزی باهاش قهر کردم که خودش برگرده توی این جور موقعیت ها بهتون پیشنهاد میدم اینکارو بکنید خیلی جواب میده به تجربه ثابت شده.وقتی که دوباره باهاش اشتی کردم اینبار دیگه ازین مزخرفها نمیگفت راستشو بخواین خودش دختر خوبی بود ولی دوستاش پرش میکردن که منو بتیغه و ازین حرفا منم خداییش ازش بدم نمیومد تا اینکه دیدم زنگ میزنه جلوی دوستاش از من میخواد براش شارژ بفرستم و یه جورایی جلوی دوستاش کلاس بذاره که دوست پسرشو میتیغه منم که توی این جور مسائل خیلی کنس بازی در میارم که چهار روز دیگه نگه که منو تیغیده.این اولین عقده ای بود که ازش به دل گرفتم یکبار دیگه هم با هم قرار بیرون گذاشتیم من به خاطر این قرار یک روز دورتر رفتم به شهر خودمون که ببینمش قرار بود با دوستش بیاد بیرون و بعدش با هم بریم قدم بزنیم که اومد بیرون ولی دوستش عین کنه بهش چسپیده بود و ول کن نبود اخر سر هم من اعصابم خورد شد و رفتم بهش اس ام اس دادم که دیگه باهات کاری ندارم.چند لحظه ی بعد زنگ زد که بخدا نمیخواستم اینجوری بشه دوستم منو ترسوند که نکنه یک اشنا مارو با هم ببینه و منم یک دفعه انگار بهترین خبر دنیارو بهم داده باشن بند همین کلامو گرفتمو بهش گفتم ببین الهام تو تا حالا هر وقت با من قرار گذاشتی یا منو بردی یک کافی شاپ خلوت یا اینکه اینجوری با من دزد و پلیسی بازی کردی خوب اگه ازت یک چیزی بخوام جون امیرعلی قول میدی که انجامش بدی ؟اخه هم برای تو خیلی خوبه و هم برای من گفت چی تا ببینم چی باشه؟گفتم نه اگه بگم باید قبول کنی ناسلامتی گفتم جون امیرعلی؟گفت:باشه بگوگفتم:ازت میخوام قرار بعدیمون تو خونه ی من باشه چون هیچ جایی خلوت تر از خونه ی من نیست و هیچ جای دیگه نمیشه مثل خونه ی من با هم دیگه حرف بزنیم گفت :باید فکر روش کنم.منم تا اینو شنیدم بدون خدافظی قطع کردم دوباره زنگ زد و من اشغالش کردم مطمئن شد که ناراحت شدم اس ام اس داد باشه قبول میکنم ولی اگه فقط بخوای حتی کنارم بشینی جیغ میزنم و میام بیرون حالا اشتی؟ بهش اس دادم :اشتی ولی اینقدر بی اعتماد نباش خلاصه من اون روز رفتم شهر خودمون .ماجرای اونروز رو هم گرچه پیش درامد قرار خونه بود ولی بازم نتونستم به خودم بقبولونم که اینجوری کیر دست یک دختر شده باشم.خلاصه طی تماس ها ی بعدی که گرفتیم قرار هفته اینده که من میومدم به شهر محل دانشگاه رو فیکس کردیم قرار شد یک روزی که کلاس زیادی نداره از صبح تا بعد از ظهر بیاد پیشم 2تا از کلاس ها رو هم بپیچونه همینطور هم شد و با کمی تاخیر بالاخره پاشو به خونه باز کردم.قسمت خنده دار ماجرا از اینجا شروع میشه که خدا میدونه لحظه ای که اومد وارد خونه شد رنگش مثل گچ سفید بود و ترس رو میشد از تو چشماش دید معلوم بود منتظره اینه که 6-7تا عرب خر کیر بیان کونشو پاره کنن منم که دیدم اینجوریه به روی خودم نیووردم و رفتم فاصله 5متریش نشستم و شروع کردم به کس و شعر گفتن 5دقیقه ای که گذشت حالش بهتر شده بود رفتم دوتا رانی از تو یخچال اووردم و یکیشو دادم بهش اون یکی رو هم باز کردم که بخورم اولین قورت رو که رفتم بالا دیدم رانی خودشو که باز کرده بود داد به من و رانی منو گرفت شروع کرد به خوردن دیگه داشت اعصابم خورد میشد ولی بازم تحمل کردم و بیخیال قضیه شدم همینجوری که داشتیم میخوردیم اومدم کمی نزدیک تر که وقتی رانی شو خورد ازش بگیرم و بندازم سطل اشغال اونم که از بس اولش ترسیده بود اروم اروم میخورد و من از موقعیت استفاده کردم و زیر رانی رو همون لحظه ای که داشت میخورد دادم بالا گفتم زود بخور دیگه که نصفش ریخت روی چادرش گفت ا ببین چکار کردی حالا من چطوری برم خونه با این منم بدون اینکه بهش چیزی بگم چادرشو از سرش برداشتم و گفتم طوری نیست حالا دستشو گرفتمو بلندش کردم و بردمش سمت حمام که خیلی از ما فاصله ای نداشت اشاره کردم به دوش و گفتم بیا این اب و این پودر یک دقیقه بشورش تا بخای بری خشک میشه مونده بود چکار بکنه این ازین که دستشو گرفتم و اینم از اینکه حالا باید تو حموم چادر بشوره و حجاب اسلامی در خطر افتاد منم بهش مجال ندادم که نظر بده و رفتم سمت اتاق اینقدر وقت داشتم که نخوام با عجله همه چیرو خراب کنم اونم سریع چادرشو شست داد به من که ببرم پهنش کنم حالا تقریبا نیم ساعتی میشد که ما پیش هم بودیم اون هر لحظه که میگذشت اعتمادش بیشتر میشد حالا با یک مانتو کنار اتاق نشسته بود و داشت کس و شعر بهم تحویل میداد رفتم کنارش نشستم یخورده جابجا شد ولی نه زیاد حال بیشتر میشد تو صورتش نگاه کرد وقتی حرف زدناش تموم شد من تریپ عشقولانه برداشتم و گفتم راستی تو چقدر خوشکل بودی ما خبر نداشتیم اونم با شیطنت خاصی گفت پس چی فکر کردی منم خندیدم تو همین حین اروم دستشو گرفتم و گفتم نه جدی میگم خیلی خوشکلی عزیزم تا حالا باهاش اینجوری تریپ عشقولانه برنداشته بودم اونم دستش تو دستم بود و دوست نداشت فضای کیری بینمون خراب بشه واسه همین مقاومتی نشون نداد همینجوری داشتم ازش تعریف میکردم و اونم تو اوج اسمونا فکر میکرد حوری بهشتی هست اروم لپشو بوسیدم یکه خورد ولی بدشم نیومد بهش گفتم من خیلی خسته ام میخوام چند دقیقه دراز بکشم بیا بریم اونجا که داشتم به تخت اشاره میکردم بشینیم تو فکر بود که بیاد یا نیاد زیر بغلشم گرفتمو کشوندمش سمت تخت دستم به پستوناش میخورد حرفی نمیزد خودشو زده بود به خریت که من نمیفهمم تو چه کار داری میکنی وقتی به تختم رسیدیم من دراز کشیدم اونم لبه ی تخت نزدیک به کیرم پشت به من نشسته بود سرشو چرخونده بود و کس و شعر میگفت منم اروم دوباره دستشو گرفته بودم و حرفای عاشقانه بهش تحویل میدادم چند دقیقه بعدش بهش گفتم عزیزم من اینجوری خیلی ناراحتم اگر خسته نبودم کنارت مینشستم ولی حالا که خسته ام تو بیا کنارم دراز بکش گفت نه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه گفتم اذیت نکن دیگه دست گذاشتم روی شونه شو سرشو اوردم سمت بالشت مخصوصا هم خیلی ازش فاصله گرفتم که بخوابه وقتی که خوابید به کمر خوابید گل سرش رفت توی سرش وگفت اه به حدی سکسی گفت یک لحظه فکر کردم یک جنده اینکاره کنارمه خلاصه گفتم چی شد عزیزم؟داشت گل سرشو جابجا میکرد که من مقنعه شو بدون اینکه ازش بپرسم در اووردم و یک حالتی که خیلی برام مهمه که چی شده داشتم پوست سرشو نگاه میکردم تا اون موقع توی این فاز ها نبودم که موهاش چه شکلی هستن ولی وقتی که خوابیدم اون بلند شد گل سرشو گذاشت بالای تخت و خواست که دوباره مقنعه شو بپوشه که با حالت التماس گونه ای گفتم نه خواهش میکنم موهات خیلی خوشکلن (و واقعا هم همین جور بود موهای خرمایی خیلی بلند که تا پایین کونش بودن ولی زیر مقنعه میبافتشون و یک جوری جمعشون میکرد که اصلا یک شاخشم مشخص نبود ) دوست دارم نوازششون کنم توروخدا وقتی حالت چهره ی منو دید دلش نیومد مقنعه رو از دستش گرفتم و گذاشتمش کنار تخت دوباره کشیدمش طرف بالشت و این دفعه ازش دور نشدم بر عکس کیرمو چسپودم بهش و داشتم با موهاش ور میرفتم انگار جنس موهاش از ابریشم بود خیلی نرم و جالب بودن همینطور که داشتم با موهاش بازی میکردم دستمو اووردم به سمت پیشونیش که با موهایی جلوی سرش بازی کنم ولی چون دست راستم به راحتی نمیچرخید یکم از سر جام بلند شدم و چرخیدم به سمتشو دستمو بردم توی موهای نزدیک گوشش و شقیقه هاش دوسه بار به راه موهاش حالت دادم دیدم نفس ها ی سکسی میکشه و چشماشو به زور ثابت نگه میداره که من نفهمم کسش خیس کرده ولی من این حالت دختر رو تجربه کرده بودم و فهمیدم نقطه ی حساسش همون نوازش کردن موهاش هست اکثر دخترا اینجوری هستن امتحان کنید میفهمید که چقدر دوست دارن موهاشونو نوازش کنید.حالا نوبت من بود که از این فرصت استفاده کنم سرمو گذاشتم روی بالشت و اروم شونشو گرفتمو چرخوندمش به طرف خودم حالا دوتاییمون به بغل رودرروی هم خوابیده بودیم و من داشتم کاری رو میکردم که اون بیشتر خیس کنه همینطور که داشتم موهاشو نوازش میدادم پای خودمو جوری تو شکم جمع کردم که سر زانوم روی کسش باشه بازوی چپم رو زیر سرش گذاشتم و کامل سرشو اوردم به سمت سر خودم اونم چشماشو بسته بود و نفس ها نیمه عمیق میکشد که وقتی بازدم میکرد از گرمای نفسش داغ میکردم.صورتشو بالا تر اوردم از روی لپش اروم اروم شروع کردم به بوسه های کوچیک که فقط یک حالت شهوت با قلقلک ایجاد میکنه واسه همین هم دوست داشت بوسش کنم و هی سرشو جابجا میکرد تا جایی روی صورتش پیدا کنه که وقتی من اروم بوس میکنم فقط شهوت باشه نه قلقلک همینجوری که اروم همه جای صورت گردنشو میبوسیدم بالاخره رسیدم به لب هاش انگار دوست نداشت که لب بده ولی وقتی که من بوسه ی روی لب هاشو طولانی انجام دادم خیلی خوشش اومد وصورتشو جابجانکرد منم داشتم لباشو میخوردم لبای گوشتی داشت از لبای من یکم بزرگتر بودن خلاصه مشخص بود که داره حسابی حال میکنه دست کردم و اروم ملافه ای که کنارمان بود رو انداختم رومون و زانومو که روی کسش بود صاف کردم و دستمو انداختم روی پشتش جوری که نصف دستم روی برامدگی کونش بود کشیدمش سمت کیرم که حالا خیلی خفن راست کرده بود و داد میرد من کس میخوام یالا من کس میخوام یالا .الهام که شهوت از سر و روش میبارید و معلوم بود توی کسش ابشار راه افتاده هیچ مقاومتی نسبت به کارای من نشون نمیداد شاید نزدیک 30دقیقه من فقط داشتم سر و گردنو لباشو میخوردم بعدش اروم دست چپشو که گذاشته بود بین سینه ی منو پستونای خودش که سینه من به پستوناش نچپه گرفتمو انداختم دور گردن خودم یکم مقاومت کرد ولی من چون سریع رفتم توی بغلش وقت نذاشت که دستشو دوباره جمع کنه حالا کاملا توی بغل هم سفت به هم چسپیده بودیم و من داشتم از بالا لباشو میخوردم و از پایین از روی لباس به کسش تقه میزدم دستمو بردم کاملا روی کونش و به طرف کیر خودم میکشدم که کاملا کسش بخوره به کیرم اولی بود که نفسهای گرمش به ناله ها خیلی ظریف تبدیل شده بودن منم اروم مانتو شو تا بالای کونش دادم بالا و اروم اروم دستمو از پشت کردم توی شلوارش کون تپلی شو که نیمه نرم بود رو میمالیدم ولی دستم از یک حدی پایین تر نمیرفت مجبور شدم دوباره دستموبیارم بیرون و به طرزی که نفهمه دکمه شلوارشو باز کنم واسه همین به بهانه اینکه میخوام کیرمو جابجا کنم یکم ازش فاصله گرفتم به جای کیر حالا این دستم بود که میخورد به کسش وقتی بیشتر میمالیدم اونم بیشتر اه و اوه میکرد ولی خیلی با صدای ضعیف بود که اینم حال خودشو میده دیگه وقتش بود که دکمه شلوارشو باز کنم ولی از شانس کیری ما دکمه اش خیلی محکم بود و مجبور شدم جوری بازش کنم که کیر زد وسط حال کردنمون و دستشو گذاشته بود روی دکمه ی شلوارش و بیخیال نمیشد خلاصه با کلی عزیزم قربونت برم راضی شد منم بالاخره این دکمه ی کیری رو بازش کردم دستمو از پشت کردم لای کونشو 2-3تا لب حرفه ای ازونا که فهمیده بودم دوست داره ازش گرفتمو دستمو بردم پایین تر که رسیده بود به اون کس خیسش که انگار صابون ریختن لای کوسش چون خیلی لیز شده بود هیچ وقت تا حالا کس به این خیسی و لیزی نکرده بودم که داشت قسمت میشد امتحان کنیم داشتم کسشو از پشت میمالیدم که نفس های گرمش داشت دیوونم میکرد دستمو از توی همون شلوارش اوردم جلو که از جلو کسشو بمالم موهاشو معلوم بود چند روز قبل زده بود چون یکم بالای کسش زبری داشت ولی نه اونقدر که توی ذوق بزنه داشتم چوچوله شو به حالت دورانی میمالیدم چند لحظه ای یک بار هم انگشت بزرگم میکشیدم لای درز کسش که با این کارم الهام میرفت تو اسمون و برمیگشت دیگه حسابی اماده دادن بود در حدی که اگه ولش میکردم پاچه مو میگرفت .از اونجایی که نمیشد با یک دست این شلوار جین تنگی که الهام پوشیده بود در اورد اون یکی دستم رو هم از زیر سرش اوردم بیرون الهامو به کمر خوابوندم همینجور که داشتم لباشو میخوردم شلوارشو بالاخره تا نصفه کشیدم پایین به حدی که اگر کیرمو لای پاهاش میذاشتم زیر کیرم به شلوارش میگرفت ولی از زور شهوت که داشتم دیوانه میشدم کیرمو که داشت منفجر میشد رو گذاشتم لای پاهاش و به کسش میمالیدم اونم داشت اه و ناله هاش قویتر میشد و راحت میشد بشنوی که چجوری اه و ناله میکنه اه اه اه اوووووووم اه ه ه 4-5تا تقه که زدم به نشانه ی نارضایتی بلند شدم و به حالتی که جرات نکنه حرفی بزنه شلوارشو تا ته کشیدم از پاش بیرون مانتو شو هم تا بالای سینه هاش به همراه سوتین و بلوز زیر مانتوش دادم بالا و خوابیدم روش و کیرمو دوباره کردم لای پاهاش دوباره بعد از 10-12تا تقه که داشتیم خیلی حال میکردیم دیدم که الهام نمیتونه خوب نفس بکشه اخه لباساشو تا روی گلو داده بودم بالا و اینبار خودش دست به کار شد و یکم بهش فرصت دادم که مانتو شو که خیلی مدل تخمی بود و از پشت زیپ داشت رو دربیاره بلوزشم خودم به محض اینکه مانتوشو در اورد در اوردم سوتینش رو هم خودش دوباره کشید روی سینه هاش که من حالا داشتم به خودم نگاه میکردم که تیشرتمو در نیاوردم تا اون سوتینشو داشت میکشید روی پستونای خوشکلش منم تیشرتمو در اوردم حالا هر دو لخت بودیم داشتیم توی فضا سیر میکردیم با وجود اینکه لای پاهاش هم به قدری خیس شده بود که مثل کس شده بود ولی من اینجور کردنو دوست ندارم واسه همین بلند شدم و پاهاشو بیشتر باز کردم کیرمو تا فقط تا سر کلاله اش میکردم تو اخه خانوم هنوز باکره بودن و نمیشد پلمبشو دست کاری کرد الهام: اه اه اه اه اه اه اه اه اه امیرعلی دوست دارم میخوامت خیلی دوست دارم اه اه اه اه اه اه اه بیشتر بکن تو میگفتم میخوای بدبختم کنی پاهاشو انداخت دور کمرم محکم منو با دستاش کشید سمت خودش.با دست راستش گردنمو گرفته بود که ازش جدا نشم و دست چپش هم با ناخونای بلندش پوست کمرمو داشت چنگ میزد ولی به حدی شهوتی بودم که اصلا دردی احساس نمیکردم 3تا اه که هر کدوم نسبت به قبلی بلندتر بودن گفت و با یک چنگ که بعد از چند وقت جاش روی پشتم بود ارضا شد شل و ول افتاده بود منم اخرایی بود که داشت ابم میومد میدونستم که تمام وجودم از تو کیرم میزنه واقعا دیگه داشت میومد دوتا تقه زدم سریع پاهاشو کنار هم جفت کردم و کیرمو دوباره گذاشتم لای پاهاش و2تا تقه ی دیگه و ابم اومد ریختمش وسط پاهاش بعدا که برام تعریف کرد اول تعجب کرده بود که خودش چرا اینطوری شده میگفت یک لذت خاص که هیچ وقت تجربه اش نکرده بود بهش دست داد دو برابرش ازین تعجب کرده بود که من چرا اینطوری شدم یک دفعه خلاصه وقتی از روش بلند شدم از دست من شاکی بود که چرا پاهاشو کثیف کردم منم یک مشت دستمال کاغذی اوردمو کیرمو تمیز کردم بعدشم پاهای الهام رو پاک کردم و دوباره پتو رو انداختیم روی خودمون لخت خوابیدیم تو بغل همدیگه یک بوس از لبام کرد که ازش ناراحت نباشم پشتشو کرد بهم و خوابید زودتر از اونی که فکرشو میکردم خواب رفت منم خوابیدم وقتی بیدار شدیم4 بعد از ظهر بود من که داشتم از گرسنگی میمردم بهش گفتم عزیزم واسم یک چیزی درست میکنی اونم خیلی گرسنه بود شرتشو پوشید جالب اینجا بود از من خجالت هم میکشید و بهم میگفت نگاه نکن خلاصه شلورک دوستمو دادم بهش و بلوز خودشو هم پوشید و رفت که نهار درست کنه خوشبختانه تویخچال سوسیس و ازین ات و اشغالای دانشجویی بود سریع درست کرد و نشستیم خوردیم و دوباره شروع کردیم به کس و شعر گفتن که چه جوری بود حال داد بهت وازین حرفا هنوز 3ساعت دیگه وقت داشتم بهش گفتم الهام جان پایه شدم برم حموم گفت خوب به من چه گفتم اخه تنهایی نه فاز نمیده یک جوری که انگار کفر گفته باشم نگام کرد بعد پیش خودش یکم فکر کرد و فکر میکنم پیش خودش گفت تجربه ی قبلی که خیلی خوب بود بذار دوباره تجربه اش کنم رو کرد و بهم گفت زشته گناه داره منم گفتم عزیزم مگه تو نگفتی که من کثیفت کردم خوب حالا میخوام تمیزت کنم قول میدم نگاه نکم فقط همدیگرو بشوریم همینطور که داشت فکر میکرد دستشو گرفتمو گفتم فکر نکن دیگه بین اومدن و نیومدن بود که بغلش کردم بردمش تو حموم میخواست بره بیرون از روی شیطونیش بود که بعدا بگه من نمیخواستم برم حموم تو منو به زور بردی تو حموم منم سریع گرفتمش و زیر دوش یکم خیسش کردم بعد کشیدمش کنار گفتم اگه با من حموم نکنی بخدا همینجوری با لباس خیست میکنم که مجبور باشی امشبم پیشم بمونی که گفت نه تو رو خدا اقا خیلی لوسی من خجالت میکشم منم گفتم منم قلیون میکشم دلیل نمیشه زود باش همینطوری خودم هم شروع کردم به کردن اول تیشرت و بعد شلوار و اومدو شرتمو در بیارم که دیدم عین بز داره منو نگاه میکنه گفتم تو که هنوز هیچ کار نکردی زود باش دیگه زل زده بود به قلبه ی کیرم خودم رفتم جلو بلوزشو که یکم خیس بود در اوردم بعد سوتین سبزشو که تازه داشتم حجم اون سینه ها رو میدیدم در حدی بودن که اگر میگرفتیشون توی مشت یک کوچولو در اطراف دستت میزد بیرون نوک قهوه ای خوشرنگی داشتن گفتم جون یکی از سینه ها شو مالیدم و یک لب درست حسابی گرفتیم یکم راه افتاده بود و لبامو اروم مک میزد اومدم دکمه شلوارشو باز کنم که دستم و زد کنار و خودش دست به کار شد تا من شرتمو در اوردم اونم لخت شد گرفتمش تو بغلم کیرمو بین پاهاش بازی دادم که یکم شهوتی بشه بعد رفتیم زیر دوش همون طور که قول دادم خوب شستمش اون موهای بلندش زیر اب خیلی خوشکل تر شده بودن بعد از اینکه مطمئن شدم خوب تمیز شده شروع کردم به خوردن کسش ریز اب دیگه نمیتونست بایسته نشست کف حموم منم ول کن کسش نبودم اخه معلوم بود تا حالا هیچکس نکردتش کسش خیلی خوش فرم بود تپلی و سفید که ات و اشغالم از وسطش نزده بود بیرون که کسشو زشت کنه هرچی میلیسیدم بازم میخواستم برای اونم بد نبود که داشت حالشو میبرد با پاهاش سرمو از دو طرف فشار میداد وقتی که پاهاشو باز میکرد با دست سرمو به کسش فشار میداد اخر سر دیگه داشتم نفس کم میاوردم اگه یکم گشاد بود کلم میرفت توی کسش با این زوری که این میزد.بعد از چند دقیقه به خودم گفتم حالا وقت کردنه کیرمو میکشیدم لای پاهاش اونم بیخیال همه چی خوابیده بود کف حموم اه و اوه میکرد اکوی صداش توی فضای حموم با صدای شرشر اب صحنه ی وصف ناپذیری ترسیم کرده بود که فقط باید تجربه اش کنید تا بفهمید چی میگم حسابی که کیرمو تا کلاله میکردم تو حس کردم ابم داره میاد این دفعه بهش گفتم که داره ابم میاد اون هنوز ارگاسم نشده بود واسه همین بهم گفت بکن اه اه بکن همین از روی شهوت سکسی حرف زدنش منو دیوونه کرد و ابم کمتر از دفعه اول ولی بازم به نسبت خوب کند واقعه ی جالب این بود که با هم به ارگاسم رسیدیم و خیلی حال کردیم دوباره بلند شدم و شستمش اونم همینطور منو دیگه خجالت نمیکشید و راحت به کیرم دست میزد و قربون صدقه اش میرفت اخر سر اومدیم بیرون من سشوارمو دادم بهش موهاشو کامل خشک کنه منم لباس پوشیدم دیگه وقتش بود که بره لباساشو پوشید اون چادر کیری رو هم دادم بهش سرش کرد واسش اژانس گرفتم واسه اینکه توی اون محل تابلو نشم سر کوچه اژانس اومد دنبالش و منم نرسوندمش که کسی مارو باهم نبینه واز سوز کونش به صاحب خونه چغلیمو نکنه وقتی رفت تو راه بهم اس ام اس داد که خیلی خوش گذشت دوست دارم امیرعلی جووووووووون منم جوابشو دادم منم همینطور میخوامت تا پای جووووووووون.بعد از اونم چند باری کردمش ولی دیدم داره وبال گردنم میشه و تریپ ازدواج برداشته به طرز ماهرانه پیچوندمش.این خاطره من بود ببخشید که طولانی بود ولی ذکر جزییات خالی از لطف نیست امیدوارم خوشتون اومده باشه و بدونید هرچی عشقیه زیر چادر مشکیه .نظر یادتون نره.بای</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2604</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شهوت لب استخر</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa-%d9%84%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa-%d9%84%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 31 May 2019 07:39:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمو]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندامه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بازشون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[برسونم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذرونم]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودفکر]]></category>
		<category><![CDATA[بودماز]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پریشون]]></category>
		<category><![CDATA[پسراشون]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیچوندم]]></category>
		<category><![CDATA[جلوشروع]]></category>
		<category><![CDATA[جیغهای]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندن]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[حرفاشو]]></category>
		<category><![CDATA[حواسمو]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترهای]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[راستمو]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[روبروش]]></category>
		<category><![CDATA[روبوسی]]></category>
		<category><![CDATA[رونهای]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشم ]]></category>
		<category><![CDATA[‫طرفهای]]></category>
		<category><![CDATA[طوریکه]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[طولانیه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کشوندم]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاو]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمیه]]></category>
		<category><![CDATA[گوشتالو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیده]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورش]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[مقابله]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میبینیم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدادمش]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[مینداخت]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونین]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وایسته]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[آشنا شده بودم. اون سال فیلم سکسی من 28 سالم بود وتصمیم داشتم واسه تولدم یه سری از دوستامو با دوست دخترهاشون و دوست پسراشون شام دعوت سکسی کنم بیرون .شب تولدم که شد با شاه کس بچه ها هممون رفتیم رستوران. جاتون خالی اون شب خیلی به من خوش گذشت. توی کونی اکیپ بچه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>آشنا شده بودم. اون سال فیلم سکسی من 28 سالم بود وتصمیم داشتم</h2>
<p>واسه تولدم یه سری از دوستامو با دوست دخترهاشون و دوست پسراشون شام دعوت سکسی کنم بیرون .شب تولدم که شد</p>
<h3>با شاه کس بچه ها هممون رفتیم رستوران. جاتون خالی اون شب</h3>
<p>خیلی به من خوش گذشت. توی کونی اکیپ بچه ها یه دوست دختر دوست پسر بودن به اسمه ساناز و علی.</p>
<h4>من جنده خیلی اون دو تا رو خوب نمیشناختم ولی از</h4>
<p>بچه ها شنیده بودم مدت طولانیه پستون که با هم هستن و حسابی هم همدیگرو دوست دارن. سر شام با بچه</p>
<h5>ها کلی کوس گفتیم و خندیدیم ولی من متوجه شدم ساناز</h5>
<p>انگار زیاد تو جمع نیست و فکرش یه جای دیگست. خیلی کنجکاو شدم. بعد از اینکه شام تموم شد و کلی کادوی سکس داستان خوب گیرم اومد،</p>
<h6>بچه ها چند تا چند تا با هم ایران سکس مشغول صحبت</h6>
<p>شدن.منم دیدم بهترین فرصته واسه اینکه از حال و هوای ساناز سر در بیارم. صندلیمو آروم کشیدم به طرفه اون و باهاش مشغول صحبت شدم. همینطور که راجع به چیز های مختلف داشتیم حرف میزدیم، علی دوست پسرش اومد نشست کنار ما و دستشو گذاشت رو پای ساناز. احساس کردم ساناز یه خرده خودشو جمع کرد و علی هم با دیدن عکس العمل بد اون ، دستشو همینطور به وسط پاش نزدیکتر کرد. به طوریکه دستشو کاملا لای پای اون گذاشت و یه کمی هم بهش فشار آورد.یهویی ساناز با یه حالته عصبی از جاش بلند شدو با گفتن ببخشید از کنار ما رفت. خیلی تعجب کردم. باورم نمیشد. آخه بچه ها میگفتن این دو تا با هم خیلی خوبن . تصمیم گرفتم از سر کنجکاوی هم که شده سر از کارشون در بیارم. بهمین خاطر موقع خداحافظی بطرفه ساناز رفتم و بعد از روبوسی باهاش شماره خونمودادم بهش و ازش خواستم اگه دوست داره بهم زنگ بزنه.اون روز گذشت و درست دو روز بعد طرفهای ظهر بود که تلفن خونه زنگ زد و من در نهایت خوشحالی صدای ساناز و شناختم.بعد از حال و احوال ازش دعوت کردم اون روز بعد از ظهر بیاد خونم. آخه من تنها زندگی میکردم و بدم نمیومد یه چند ساعتی وقتمو با اون بگذرونم. ساناز هم بلافاصله قبول کرد و حدود ساعت 6 اومد پیشم. تو که اومد بهش اتاقمو نشون دادم که اگه میخواد بره لباساشو در بیاره.رفت تو اتاق و بعد از 10 دقیقه اومد بیرون. یه لحظه نفسم بند اومد. عجب هیکلی داشت. یه تاپ صورتی روشن پوشیده بود که با کمال تعجب دیدم زیرش سوتین تنش نیست. ولی لامصب عجب سینه هایی داشت.بزرگ و سفت و سر بالا.نوک صورتی پر رنگ اونم از زیر تاپش حسابی منظره توپی به راه انداخته بود( چیزی که من ازش بی نصیبم) رونهای پر و خوش ترکیب با باسن گرد و یه کمی هم گوشتالو و بزرگ. موهاشم که حسابی بلوند کرده بود ریخته بود رو شونه هاش. اینقدر حواسم به اندامه نفسگیرش بود که یادم رفت بهش تعارف کنم بشینه و بیچاره خودش اجازه گرفت و نشست.با هزار زور و زحمت حواسمو جمع کردم و با هم مشغول صحبت شدیم. کلی با هم گپ زدیم.بحثو اونقدر پیچوندم تا صحبتو کشوندم به علی و رابطش با اون. اون که انگار منتظر سوالم بود شروع کرد به درد دل کردن. تازه فهمیدم بر خلاف اون چیزی که بقیه فکر میکنن اصلا رابطه خوبی با علی نداره چون حدود 1 سال پیش مچ علی رو با یه دختره گرفته بود و فهمیده بود که بله علی آقا کارشه و با وجود اینکه با اون سکس کامل داره ولی این واسش ارضا کننده نیست و باز هم میره سراغ دخترهای دیگه و با اونا سکس داره. همینطور که برام تعریف میکرد آروم آروم اشک میریخت. خیلی دلم واسش سوخت. پا شدم رفتم از کمد بطری ویسکی رو آوردم و دو تا لیوان آماده کردم و یکیشو دادم دستش. اونم در مقابله چشمایه وق زده من یه نفس رفت بالا. واسش یه لیوان دیگه ریختم و مشغول شدیم . یه کم که گذشت احساس کردم سرم حسابی گرم شده و دیگه حرفاشو نمیشنوم. ناخود آگاه محو لبهاش و مدل حرف زدنش شده بودم.از حق نگذریم خیلی سکسی و ناز بود.فکر کنم خیلی ضایع نگاش میکردم و ظاهرا اونم بدش نیومده بود. با یه حرکتی که منو یاد ناز کردنه یه گربه مینداخت به طرف میز دولا شد تا لیوان مشروبشو بر داره. احساس کردم عمدا طوری دولا شد که کونشو به طرف من داد عقب و من متوجه یه زیبایی دیگه تو اون شدم و اون چاک کون خوشگلش بود که حسابی بالا بود و از وسط اون کون خوشگل کس توپول و قلنبش معلوم شد. احساس کردم حالم داره خراب میشه. اونم ظاهرا قضیه رو فهمیده بود و باز شروع کرد موقع حرف زدن به تکون دادن سینه های بدون سوتینش و دستشو لای موهای بلوندش میکرد و اونا رو مدام تو صورتش پریشون میکرد. احساس کردم دلم میخواد دستمو از پشت بکشم رو چاک کونش و برسونم بهاون کس قلنبش. انگار فکرمو خوند. دوباره به بهانه برداشتن مشروب پشتشو کرد به من و تا میتونست کونشو دادعقب و عمدا هم بیشتر از دفعه پیش تو اون حالت موند و یه تکون خفیفی هم به کمر و باسنش داد. دیگه احساس کردم بیشتر از این نمیتونم تحمل کنم.بلند شدم و خودمو از پشت چسبوندم بهش . اینقدر خوشو خوب داده بود عقب که داغیه کسشو روی رونم حس کردم.کمرشو گرفتم تو دستام و فشارش دادم به کسم که مثله یه پارچه آتیش شده بود. اونم شروع کرد به تکون دادن و مالوندن کس و کونش یه رون و کس من. دیگه حسابی حشری شده بودم. با همون حالت هلش دادم رو کاناپه و از پشت دولا شدم چنگ زدم تو موهاش و سرشو برگردوندم و یه لب حسابی ازش گرفتموهمونطور که گردن و گوششو لیس میزدم دستمو از پشت بردم لای پاش و کسشو چنگ زدم. یواش یواش صدای آه و اوهش بلند شده بود. با یه حرکت برش گردوندم تاپشو زدم بالا .سینه های برنزش که خط مایو روشون معلوم بود نفسمو برید. با یه حرکت تاپشو درآوردم و شلوارشم از پاش کشیدم بیرون. آآآآآآآآه. لا مصب شورت هم پاش نبود. اون چیزی که میدید باورم نمیشد. یه کس خوشگل و توپول لای رونهای پر برنزه. ازشکمش شروع کردم به لیسیدن تا رسیدم وسط پاهاش . با یه حرکت برش گردوندم و مجبورش کردم روی چهار دستو پاش وایسته. زبونمو آروم کشیدم رو چاک کونش و قبل از اینکه برم سراغ کسش، حسابی کونش و سوراخشو لیس زدم .تا اونجایی که میتونستم سینه وشکمشو دادم پایین تا کسش بیشتر و بیشتر بزنه بیرون. با دستم لای کونشو وا کردم و کس صورتی خوشگلشو بو کردم. زبونمو اول آروم از بالا به پایین چاک کسش کشیدم. چند بار این حرکتو تکرار کردم و هر دفعه هم اون با صدایی آه مانند که لذت لرزونش کرده بود حال کردنشواز این کار من بیشتر نشون میداد. با دستام لای کسشو حسابی باز کردم و تا ته زبونمو کردم تو سور<br />
اخش. وااااااای نمیدونین چه حالی میداد. آبش شیرین و خوشمزه بود. دستامو بردم دو طرفه باسنش و با زبونم شروع کردم به کردنش . میدادمش جلو و وقتی میکشیدمش عقب زبونمو تا ته میکردم تو کسش. دیگه صدای ناله هاش تبدیل به جیغهای کوتاه ونا منظم شده بود. همینطور که با زبون باهاش حال میکردم، رفتم زیر پاشو با زبون شروع به لرزوندنه چوچولش کردم. دو تا از انگشتامم با آب کسش خیس کردم و محکم کردم تو کسش. با انگشتام میکردمشو با زبونم واسش محکم لیس میزدم. شروع کرد به جیغهای کوتاه کوتاه کشیدن و یهو با یه جیغ طولانی و بلندی که کشید و با تکونهای شدیدی که به خوذش داد فهمیدم ارضا شده. آروم رفتم بالا تر و زیرش قرار گرفتم. و با دهنی که هنوز آب کس اون توش بود ازش یه لب حسابی و طولانی گرفتم.یه کم که آروم شد،از رو خودم بلندش کردم و نشوندمش پایین مبل.بهش گفتم حالا دیگه نوبت توئه که منو ارضا کنی. اونم فورا لباسامو از تنم در آورد و نشست پایین پاهام و از هم بازشون کرد. سرشو برد لای کسمو و با لبای قرمزو قلوه ایش شروع کرد به ساک زدنه کس من. از اون جایی که من به این سادگیها ارضا نمیشدم،چنگ زدم تو موهاشو بعد از یه لب حسابی که ازش گرفتم بهش گفتم میخوام به سبکه خودم باهات حال کنم. اونم موافقت کرد. نشوندمش زمین و خودمم روبروش نشستم. محکم کشیدمش طرفه خودم و پای راستم انداختم روی یه پاش و پای چپمو گذاشتم زیر اون یکی پاش و لبه های خیس و باد کرده کسمو چسبوندم به کسه خیس و داغ اون. دسته راستمو انداختم دورش. محکم هم خودمو و هم کسمو فشار دادم بهش . دسته چپمم حایل کرده بودم رو زمین که بتونم خودمو هل بدم جلو.شروع کردم به تکونهای محکم به خودم دادن و چرخوندن و مالوندن کسم به کس اون. اونم به خودش تکون میداد و کسهامون بیشتر و محکمتر به هم مالیده میشد. صدای آه و اوه هر دو تامون با هم مخلوط شده بود و از دیدن صورتهامون از نزدیک که حسابی حشری و بهم ریخته شده بود بیشتر حال میکردیم. احساس کردم ساناز دوباره میخواد ارضا بشه بهمین خاطر تکونهای رو به جلومو بیشتر کردم و لبه های کسمو بیشتر به چوچولش مالیدم. با شنیدن صدای جیغ اون فهمیدم دوباره ارضا شده. منم با دیدن ارضا شدن اون و با دیدن بالا پایین پریدن سینه هاش ، اینقدر خودمو رو کسش چرخوندم تا با یه حالت دیوانه وار ارضا شدم . هر دو تامون تو صورت هم نگاه میکردیم و از سکس بینظیری که داشتیم لذت میبردیم.آروم دراز کشیدم و بعد از گرفتن یه لب آروم اونو تو بغلم گرفتم و با هم خوابیدیم و از اون به بعد باز هم همدیگرو میبینیم و به سبک های خاص من با هم حال میکنیم.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d9%87%d9%88%d8%aa-%d9%84%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174336</post-id>	</item>
		<item>
		<title>عشق ورزیدن به کیر نعمتی بزرگ است</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%88%d8%b1%d8%b2%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%86%d8%b9%d9%85%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%88%d8%b1%d8%b2%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%86%d8%b9%d9%85%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 02 May 2019 07:43:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[از]]></category>
		<category><![CDATA[اوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونموقع]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانه]]></category>
		<category><![CDATA[بازشون]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بعد]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بلند]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهرحال]]></category>
		<category><![CDATA[بود]]></category>
		<category><![CDATA[بودیم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تفریحی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[زمستون]]></category>
		<category><![CDATA[سرگیجه]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرمون]]></category>
		<category><![CDATA[طولانیه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهتر]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنو]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسارو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مردونه]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنی]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسید]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونیم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همونجور]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[یه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[چهارسال پیش و قبل ازدواجمونه فیلم سکسی اونموقع 23 سالم بود و با همسر فعلیم یکسال بود که دوست بودیم,ظاهر هر دوتامون خوب بود اون تیپ مردونه سکسی و شیکی داره قد بلند و هیکل شاه کس درشت و همیشه ته ریش داره منم قدم 165 و وزنم 56 موهای بلند,از نظر کونی قد خیلی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>چهارسال پیش و قبل ازدواجمونه فیلم سکسی اونموقع 23 سالم بود و با</h2>
<p>همسر فعلیم یکسال بود که دوست بودیم,ظاهر هر دوتامون خوب بود اون تیپ مردونه سکسی و شیکی داره قد بلند و</p>
<h3>هیکل شاه کس درشت و همیشه ته ریش داره منم قدم 165</h3>
<p>و وزنم 56 موهای بلند,از نظر کونی قد خیلی کوتاهتر از سینا,بگذریم ,من دختر خیلی حشری ایی هستم همیشه رابطه هام</p>
<h4>با جنده دوست پسرام در حد لب و مالیدن بود ولی</h4>
<p>هیچوقت اجازه ندادم شلوارمو در بیارن پستون اما سینا فرق میکرد رابطمون جدی بود و همو دوست داشتیم و من وقتی</p>
<h5>باهاش بودم کوس بی نهایت حشری میشدم اما میترسیدم ازش رابطه</h5>
<p>بخوام که یوقت طرز فکرش نسبت به من عوض بشه بهرحال اینجا ایرانه و خوب میدونیم در مورد سکس چه فکری میکنن سکس داستان همه ,با اینکه</p>
<h6>از طرز فکر سینا میترسیدم ولی یکبار که ایران سکس باهم تفریح</h6>
<p>رفته بودیم اب گرم شهرمون که یه محیط کاملا تفریحی هست و فقط اب گرم و سوییت نداره ازش خواستم سوییت بگیریم و باهم بریم تو وان اب گرم ,سوییت رو گرفت و همون اول که رفتیم تو و درو بستیم بغلش کردم و ازش لب گرفتم انقدر با شهوت لب میگرفتیم که همونجوری وایساده کج و کوله راه میرفتیم و لباسای همو در میاوردیم زمستون بود و هوا سرد لب گرفتنو ول کردم و بدو بدو رفتم اب رو باز کردم تا وان پر بشه و برگشتم تو این فاصله سینا لباسای بالا تنه اش رو در اورده بود منم که همون اول خودم در اورده بودم دوباره رفتم بغلش و شروع کردیم لب گرفتن و دستشو گذاشتم رو سینه هام سینه هام زیاد بزرگ نیست و با سوتین کامل تو دستش جا میشد همونجور که لب میگرفتیم با دستم کمرش رو فشار میدادم و بیشتر به خودم میچسبوندمش و اونم محکم تر سینه هامو میمالید داغ داغ شده بودیم همزمان باهم من دستم رفت سمت شلوارش که باز کنم اونم سوتین منو باز کرد,لباسارو در اوردیم و فقط شورت تنمون بود,یه مبل توی سوییت بود رفتیم روی مبل سینا دراز کشید و منم روش دراز کشیدم دستمو بردم زیر سرش و لبامو چسبوندم به لباش اونم با دستش کونمو محکم گرفته بود و فشار میداد به کیرش و بالا و پایینم میکرد حسابی حشری شده بودیم بهش گفتم بیا بریم تو وان امروز میخوام مال تو بشم گفت مطمئنی,بعدا پشیمون نمیشی؟گفتم نه ما مال همیم بیشتر مال هم بشیم بهترم هست نمیتونم تحمل کنم سینا بلندم کرد و رفت سمت حمام ولی نرفت تو حمام و رفت اتاقی که کنار حمام بود و منو گذاشت روی تخت,گفتم نمیخوای؟گفت چرا ولی نمیخوام اولش اذیت بشی,رو تخت دراز کشیدم و سینا اومد کنارم دراز کشید,اروم اروم لبامو میبوسید و با دستش سینه هامو میمالید و کم کم دستش رو میبرد پایین تر دستشو برد تو شورتم و اروم اروم کسمو میمالید و ازم لب میگرفت خیس خیس شده بودم خودم شورتم رو در اوردم و سینا رفت پایین پاهام و زبونش رو لای کسم میکشید و یه مک محکم میزد داشتم دیوونه میشدم اما اون بیشتر منو تحریک و حشری میکرد و با زبونش دور سوراخم رو لیس میزد و با دستش چوچولم رو میمالید بعدش اومد روی من دراز کشید شورتش رو در اوردم و با دستم کیرش رو گرفتم و میمالیدم به کسم دستمو گرفت تو دست چپش و خودش با دست کیرشو میمالید لای کسم و ازم لب میگرفت,بعد پاهامو یکم اورد بالا و بازشون کرد از هم و خودش اومد روم با دستش کیرشو گرفت و اروم اروم میبرد سمت سوراخم هم حسابی حشری و شهوتی بودم هم میترسیدم از دردش ولی همیشه شهوت غالبه چشمامو بستمو خودم سپردم دست سینا دستشو یکم تفی کرد و مالید به کیرش و کس من و دوباره کیرشو اروم میمالید رو سوراخم بهم گفت اماده ایی؟ بهش لبخند زدم اونم لبامو با زبونش خیس کرد و یه لب محکم ازم گرفت و یهو بدنم پر از درد شد و حس یخی و سرگیجه بهم دست داد فهمیدم که کیرش رو کرده تو و پرده مو زده , اون لحظه هیچ حس لذتی نداشتم و همش درد بود ولی بعد از چند دقیقه کم کم برگشتم به حالت قبل و داشتم لذت میبردم و محکم کمر سینا رو چنگ میزدم و اونهم آروم آروم کیرش رو تو کسم عقب و جلو میکرد و گوش و گردنم و لبام رو میخورد. اون روز تا شب تو اون سوییت بودیم و همش رو هم بودیم چون طولانیه نمیتونم تو یه قسمت بنویسم این اولین بار بود اگر خوشتون اومد سه دفعه ی بعدی تو همون روز رو براتون مینویسم ,در ضمن اینم بگم که در حال جق زدن نیستم و مهمونیم حوصلم سر رفته بود گفتم داستان اولین بار خودم رو بنویسم.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%88%d8%b1%d8%b2%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%86%d8%b9%d9%85%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173635</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-05-30 03:50:32 by W3 Total Cache
-->