<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>علیرضا &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%b1%d8%b6%d8%a7/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:26:50 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>علیرضا &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>میلف  خوشگل حسابی از کون کرده میشه تا تربیت شده باشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 05 Nov 2019 05:23:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آذربایجان]]></category>
		<category><![CDATA[آرزوشو]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[ابتدایی]]></category>
		<category><![CDATA[الکترونیک]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[ایتالیا]]></category>
		<category><![CDATA[ایرونی]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینورو]]></category>
		<category><![CDATA[باحالیه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگشته]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگشون]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بنابراین]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پسرهای]]></category>
		<category><![CDATA[پشتشون]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالوی]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[چیزهای]]></category>
		<category><![CDATA[‫حدودا]]></category>
		<category><![CDATA[خصوصیات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود]]></category>
		<category><![CDATA[دبیرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دندانپزشکی]]></category>
		<category><![CDATA[دوبلکس]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[ریاضیم‬]]></category>
		<category><![CDATA[سفارشی]]></category>
		<category><![CDATA[شهریور]]></category>
		<category><![CDATA[صبحونه]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[‫کاملا]]></category>
		<category><![CDATA[کلفتشو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گوشتالو]]></category>
		<category><![CDATA[گوشتالویی]]></category>
		<category><![CDATA[لرزوند]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میبینه]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکی]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[هیپنوتیزم]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خاله جونم به شوهرش رو فیلم سکسی براتون تعریف کنم، اتفاق مسرت بخشی که من سعادت اینو داشتم تا شاهد اون باشم. خاله ی من هم تو سکسی تبریز زندگی میکنه بارز ترین خصوصیات ظاهری شاه کس که می تونم از خاله ام بهتون بگم اینه که یه زن حدوداً 36 ساله کونی قد بلند [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خاله جونم به شوهرش رو فیلم سکسی براتون تعریف کنم، اتفاق مسرت بخشی</h2>
<p>که من سعادت اینو داشتم تا شاهد اون باشم. خاله ی من هم تو سکسی تبریز زندگی میکنه بارز ترین خصوصیات</p>
<h3>ظاهری شاه کس که می تونم از خاله ام بهتون بگم اینه</h3>
<p>که یه زن حدوداً 36 ساله کونی قد بلند و خیلی خوش استیله، قدش ار 180 سانت بیشتره و کمر باریک</p>
<h4>ولی جنده باسن بزرگ و گوشتالویی داره، هروقت خونشون میرم پاهای</h4>
<p>تپل و سفیدش رو که میبینم پستون حسابی داغ میکنم و کیرم مثل یه فنر فوراً میاد بالا بخصوص وقتی که</p>
<h5>دامن کوتاه کوس میپوشه و جلوم اینورو اون ور میره منو</h5>
<p>هیپنوتیزم می کنه همیشه هم خط شرتش از روی دامن کاملاً مشخصه، ولی من هیچ وقت جرات نکردم که اون کون تپلشو سکس داستان لمس کنم خلاصه</p>
<h6>چند سالی بود که با این وضع می ایران سکس سوختم ومی</h6>
<p>ساختم…خاله ام یه شوهر مایه دار داره که ازاون خرپول های زبر و زرنگه البته خیلی هم آدم باحالیه و اهل خرج کردنه چند بار از خارج برام هدیه های گرون قیمت آورده، کارش تجارته یعنی از ترکیه و ایتالیا لوازم یدکی ماشین آلات سنگین وارد میکنه. به خاطر همین اکثر وقتها یا خارج از کشوره یا اینکه تو تهران توی دفتر فروشش مشغوله.دوتا بچه دارن، بچه بزرگشون دختره و توی دندانپزشکی می خونه همون جا هم از قرار عاشق یه پسر ترک شده و هی خبرهای ضد و نقیضی به گوش می رسه که نامزد کردن. بچه کوچیکشون هم اسمش یاشاره که دبیرستان می خونه، یاشار از اون پسرهای سوسول و بچه ننه ای که از اول ابتدایی تا حالا همش تو مدارس غیر انتفاعی درس خونده، ولی زبانش خیلی خوبه چون از بچگی میرفت کلاس زبان، مدرک تافل هم داره ولی در کل از نظر زرنگی اصلاً به باباش نرفته.ماجرا همین شهریور امسال اتفاق افتاد، وقتی که خاله ام به من زنگ زد و ازم خواست برم خونشون و با یاشار یه کم ریاضی کار کنم، چند روز دیگه امتحان داشت، خیلی هم اصرار داشت که قبل از ظهر بیام که ناهار رو باهم بخوریم منهم صبح روز بعدش رفتم خونشون آخه من ریاضیم خیلی خوبه و الان هم دانشجوی رشته برق الکترونیک هستم. البته من زیاد به خونه اونا رفت آمد میکنم، هم به خاطر دیدن خاله سکسی خودم و هم به خاطر ADSL یاشار که حسابی میتونستم فیلم و موزیک دانلود کنم…بابای یاشار تهران بود و قرار بود که امشب برگرده. اون روز تا غروب داشتم بهش ریاضی یاد میدادم، ولی مطمئن بودم چیزی تو کله پوکش نرفته فکر میکنم آی کیوش در حد جلبک بود شاید هم کمی بیشتر!!! شام که خوردیم خاله جونم رفت سراغ ماهواره تا سریال مورد علاقه خودش رو که از شبکه Lider آذربایجان هرشب میبینه تماشا کنه ماهم نشستم و سه نفری نگاه کردیم. بعد از سریال خاله ظرفهارو شست و رفت خوابید ماهم فوراً زدیم یه کانال سکسی و تا نصف شب فیلم سوپر نگاه کردیم. فیلم یه مرده بود که دخترا رو می دزدید و میکردشون. در طول فیلم همش به این فکر می کردم که کاش میشد منهم خاله ام رو بدزدم و دل سیر جرش بدم… بعد از فیلم منو یاشار رفتیم طبقه بالا تا بخوابیم، خونشون یه خونه دوبلکس بزرگه که اتاق یاشار طبقه بالاش بود.نصف شب نزدیکی های ساعت 3 از خواب بیدار شدم، وحشتناک تشنه ام بود، بنابراین آروم رفتم پایین تا از آشپزخونه آب بخورم، تو پله ها بودم که یه دفعه صدای خالم رو شنیدم که آروم داشت ناله میکرد، اولش فکر کردم داره گریه میکنه!!! ولی وقتی رفتم پشت در شنیدم که می گفت:«آخ… آخ … بکن محکم تر بکن… پارم کن …» همه چیز دستم اومد. بلافاصله رفتم بالا ببینم شوهرش اومده یا نه؟ دیدم بههههلهماشینش تو حیات بود از تهرون برگشته و بی معطلی پریده روی خاله جونم، انگار که یه لامپ گنده بالای سرم روشن شده بود با خودم گفتم فری جون صحنه رو از دست نده که وقت فیلم دیدنه اونهم یه فیلم مستند بکن بکن. یه نگاه انداختم به یاشار دیدم مثل اسب خوابه طفلک نمی دونست پاپا جونش داره مامان جونشو جر میده….بی سر و صدا مثل کاماندوهای جنگ ویتنام رفتم پائین دنبال یه روزنه میگشتم تا ماجرا رو دید بزنم. خیلی هیجان داشتم، صدای خاله هنوز میومد و معلوم بود که حسابی تو حاله «بکن بکن» گفتن های خالم منو دیوونه میکرد به هیچ وجه نمی تونستم بی خیال بشم… در بسته بود ولی بالای درشون یه قسمت شیشه ای بود که میشد ازش سرک کشید مبل توی هال رو یه کم جابجا کردم و رفتم روش، آخه چراغ اتاق اونا روشن بود و هال تاریک . بنابراین از طرف اونا هال دیده نمی شد ولی از طرف من خیلی واضح میشد اونا رو دید…. وای… خدای من… خالم به حالت سجده روی تخت قمبل کرده بود و سرشو گذاشته بود بین دوتا بالش، شوهرش هم داشت تلمبه میزالبته الان پشتشون رو به من بود و تنها چیزی که میتونستم ببینم کون پشمالوی شوهر خالم بود( شانس که نداشتم) شش دانگ حواسم به صحنه بود . شوهر خالم همچین داشت تلمبه می زد که صدای خوردن شکمش یه کون سفید و پرگوشت خالم تو حال می پیچید آه و اوه خالهم هم که رفته بود هوا… چند دقیقه بعد شوهر خالم، خالمو گرفت و مثل علیرضا حیدری با یه بارانداز جانانه به پشت خوابوند روی تخت ؛ از کشو یه اسپری برداشت و زد به کیرش، حالا دیگه خالم به پشت خوابیده بود و پاهاشو باز کرده بود داشت با دستش ماساژ میداد میتونستم حتی چوچولش رو هم ببینم، نامرد کسش خیلی ناز بود یه کس بزرگ گوشتی ، روی کسس اینقدر گوشتالو بود که قلمبه اومده بود بالا… یکم مو داشت، انگار کسشو برنزی کرده بود خلاصه بگم از اون چیزهای ایرونی پسند که من همیشه آرزوشو دارم. کیرم شده بود مثل یه باطوم و داشت تیک میزد، شورتم یکم خیش شده بود ولی در برابر کیر شوهر خالم تقریباً حرفی برای گفتن نداشت، بی شرف چه کیری داشت!!! کلفت و با صلابت، انگار این کیر رو سفارشی یرای هیکل خالم ساخته بودن. خوب معلومه کوسی که چنین کیری ازش پذیرایی میکنه دیگه کیر امثال منو میخواد چیکار.شوهر خالم رفت روی تخت و یه بالش گذاشت زیر باسن زنش و کیر کلفتشو گرفتو گذاشت دم کوس خال جون، خاله جون هم دستاشو دور کمر شوهرش حلقه زده بود و منتظر بود دوای دردش بره توش. شوهر خالم مثل اسب کرد تو کسش، طوری که خایه هاش چسبیده بود به کون خالم و هی داشت عقب و جلو میکرد. خالم داشت به معنای واقعی قاعیده میشد . سرعت تلمبه ها که بیشتر میشد صدای خاله ام هم بلند تر میشد در این حالت خاله هردو دستش رو گذاشته بود رو کمر شوهرش و هی میگفت: پاره شدم …پاره شدم… جرم بده عزیزم … این کیر مال خودمه …. مال خودمه.بعد از چند لحظه خالم محکم به شوهرش چسبید و یه آه بزرک کشید و هی کونشو می لرزوند و دیگه زیاد تقلا نکرد، فکر کنم اون لحظه ارضا شد. ولی شوهرش همچنان داشت با شدت تمام ادامه میداد تا اینکه با یه تقه ی محکم کیرشو تو کس خاله ام نگه داشت و همه آبشو ریخت تو کسش. منهم که فکر کردم کارشون تموم شده فوراً از روی مبل پریدم پائین و رفتم بالا گرفتم خوابیدم، باور کنید تا صبح همش کابوس هاس سکسی میدیدم و اصلاً خوب نخوابیدم.ساعت 9 صبح که از خواب بیدار شدم دیدم یاشارداره با دوست دخترش صحبت میکنه و خالم صبحونه می خوره،تا منو دید با لبخند بهم سلام کرد و گفت سریع بیام باهاش صبحونه بخورم منهم بهش سلام کردم و رفتم دستشویی. الان هروقت که خالو مببینم یاد اون شب می افتم و بیشتر از قبل حشری تر میشم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176809</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس با مادر و دختر حشری لاتین</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 29 Aug 2019 06:33:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرومتر]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتهای]]></category>
		<category><![CDATA[‫اولین]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بوددوست]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبه]]></category>
		<category><![CDATA[بودهمیشه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[جورهایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرومزاده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[دندونم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمه]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسونده]]></category>
		<category><![CDATA[سیگاری]]></category>
		<category><![CDATA[شهوتمون]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمهای]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوند]]></category>
		<category><![CDATA[‫میداد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[می‌رفت]]></category>
		<category><![CDATA[میشدم‬]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کرد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمت]]></category>
		<category><![CDATA[‫میکنن]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفت]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمکید]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستی]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[اینطوری همدیگه رو آزار می‌دادیم. فیلم سکسی از هم جدا می‌شدیم. از هم قهر می‌کردیم. می‌دونستیم طرف مقابل نابود می‌شه.هوا سرد بود و باد ملایلمی برگ‌های زرد سکسی رو از شاخه‌ها به زمین می‌ریخت.-چیه؟ حرفی شاه کس هم مونده؟یه نخ سیگار از جیبم در آوردم و آتیش زدم. هیچوقت پاکت تو جیبم کونی نمی‌زاشتم. بهش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>اینطوری همدیگه رو آزار می‌دادیم. فیلم سکسی از هم جدا می‌شدیم. از هم</h2>
<p>قهر می‌کردیم. می‌دونستیم طرف مقابل نابود می‌شه.هوا سرد بود و باد ملایلمی برگ‌های زرد سکسی رو از شاخه‌ها به زمین می‌ریخت.-چیه؟</p>
<h3>حرفی شاه کس هم مونده؟یه نخ سیگار از جیبم در آوردم و</h3>
<p>آتیش زدم. هیچوقت پاکت تو جیبم کونی نمی‌زاشتم. بهش قول داده بودم سیگاری نباشم. می‌گفتم بعضی وقت‌ها می‌کشم. ولی دروغ بود.</p>
<h4>زیاد جنده می‌کشیدم. به خودم دروغ می‌گفتم. به اون دروغ می‌گفتم.</h4>
<p>به همه.-باز هم سیگار؟-آره. مشکلی داره؟-بابا، پستون ضرر داره. چرا نمی‌فهمی.-سرطان آخرشه دیگه.پک عمیقی به سیگار زدم. می‌دونستم آماده اس گریه</p>
<h5>کنه. می‌دونستم کوس چند بار خواب دیده تو بغلش مرده‌ام.-قرارمون این</h5>
<p>نبود علیرضا-این نبود ترانه. این نبود.-خب تقصیر من چیه؟-اینه که ازم یه چیزی می‌خوای که من نمی‌تونم انجام بدم.-جون یه آدم درمیونه. سکس داستان من بهت اعتماد</p>
<h6>دارم. صمیمی‌ترین دوستمه علیرضا. موضوع جدیه.-بله. چشم. حتما. ایران سکس برم بگم</h6>
<p>من عاشق ترانه هستم لیلا. ولی از تو هم خوشم می‌آد. می‌شه با من سکس داشته باشی؟-زهرمار! بابا فقط دوستی.-چرا من؟-چون تو رو دوست داره! همیشه می‌گفت کاش یه کسی مثل علیرضا عاشق من بشه.-ترانه می‌دونی چه غلطی داری می‌کنی؟-نه!-باید برم. کلاست تموم شد بیا خونه.لم داده بودم رو مبل. آهنگ November Rain از Guns N Roses رو گذاشته بودم.به گذشته فکرمی کردم. به پنج سال عشق. عاشق هم بودیم. مثل رمان. مثل فیلم‌های سیاه و سفید.به سیگاری که می‌کشیدم فکر می‌کردم. به اوّلین سیگاری که کشیدم. هه. به دو و نیم سال دوری. و حالا که سوّمین سال ئه که یه جورهایی بهش رسیدم.هنوز به سولوی آهنگ نرسیده بود که اومد.-اووووووووو. اوری بادی نید سام تایم آل الون!‌ها ‌ها‌ها&#8230; بازم سیگار؟ امشب پیش هم نمی‌خوابیم آدم بشی.دیونه همه آهنگ‌هایی رو که دوست داشتم رو یاد گرفته بود.سیگار رو خاموش کردم. خودش رو انداخت روم و نشست رو پاهام.-بوی سیگارت رو می‌پرستم بی‌شرف.لب هاش رو گذاشت رو لب هام. فشارش می‌دادم&#8230; خودش رو بهم می‌مالید&#8230;دست هام رو گذاشتم پشتش. گردنم رو می‌مکید.‌‌ رها شده بودم. دست هام شل شد.-دیوونه یواش. دیگه پول پیرهن ندارم‌ها. آروم باز کن.صدام ضعیف بود&#8230; کیرم داشتم منفجر می‌شد. آهنگ هم شهوتمون رو بیشتر کرده بود.بالاتنهٔ خودش رو هم لخت کرد. سرم رو فشار داد به سینه هاش. می‌مکیدم شون. آروم ناله می‌کرد.-من جندهٔ توام علیرضا. من رو بکن.سینه هاش رو می‌مکیدم.-noooothing lasts forever Even cold November rain-یواش‌تر خره. می‌رم قطعش می‌کنم‌ها.-نه بزار بمونه. مثل دیوونه‌ها همیشه آهنگ هات رو ریپیت هستن.آهنگ تموم شد و داشت می‌رفت دوباره شروع بشه.سکس ما هم قرار نداشت تموم بشه.دستش رو گذاشت رو کیرم.-این آقا پسر کاری دارن؟خنده‌ام می‌گرفت.بلندش کردم گذاشتم ش رو کاناپه.-کیر می‌خوای؟ الان می‌کنمت می‌فهمی.-زهرمار. پر رو نشو. درش بیار ببینم.-نوچ.خودش کشید پایین و من و نشوند رو کاناپه. اومد نشست بین پاهامگرفتش تو دست ش. انگشت‌های ظریفش همیشه دیوونه‌ام می‌کرد. سه تا بوسه محکم بهش زد.با زبونش نوکش رو بازی می‌داد. می‌دونست دیوونه این کارم.در واقع هیچوقت ساک نمی‌زد. همیشه بازی می‌کرد! و در نتیجه من دیوونه‌تر!چند بار تو دهنش عقب جلو می‌کرد. بعد میلیسید. کیرم قرمز شده بود.با خنده گفتم-هیچوقت نتونستی اینطوری آبش روبیاری پس آماده باش بکنمت.-من نمی‌تونم؟ اون دفعه عمه‌ام بود اونقدر خوردم آبش اومد بعد بازم خوردم دوباره بلند شد کردی من رو؟-آهاا، یادم رفته بود.-زهرمار.موقع سکس طوری بودیم که انگار یه حروم‌زاده و یه جندهٔ مست دارن با هم سکس می‌کنن. البته خودمون اینطوری دوست داشتیم.آهنگ رفت روی دور سوّم! نزدیک به بیست دقیقه بود تو هم غرق بودیم. گفتم آماده کردن شو بیام. رفتم آهنگ Without You I» m Nothing از Placebo رو گذاشتم. برگشتم کمی کیرم خوابید. دیدم با شورت سفید خوابیده رو کاناپه.-اووووو. تیک، تاک. تیک، تاک. تیک، تاک!نتونستم بگم آروم‌تر. خمار بدنش شده بودم. رفتم سراغ پاهاش. سرد بودن. بوسیدمشون. می‌خندید. هروقت این کار رو می‌کردم می‌خندید. زانو هاش رو بوسیدم. صورتم رو بردم طرف شورتش و دماغم رو بهش می‌مالیدم. خیس خیس شده بود.دوست داشتم با دندونم پارش کنم. درست مثل فیلم‌های فانتزی.ولی باز هم می‌خندید و من عصبانی می‌شدم. با دستم هام شرتش رو در آوردم. پاهاش رو گذاشتم رو شونه هام. سرم رو بردم بین پاهاش.هر دوتا تو شعرآهنگ غرق شده بودیم. وقتی می‌خوند «به نظر قدرت صحبت کردن رو از دست دادم.» اینطوری بودیم.فقط لب هام بود که رو کسش می‌چرخید.ترانه زیر لب با آهنگ می‌خوند. چشم هاش رو بسته بود. غرق در لذت بود.Without you I&#8217;m nothingزبونم رو کرده بودم تو کسش&#8230; رسما داشت کس می‌گفت.-کیر می‌خوام علیرضام.کیرم رو فرو کردم توش&#8230; تو سن بیست و سه سالگی داشتم چندمین سکس کاملم رو با عشق اوّل و آخرم می‌کردم.پاهاش رو شونه هام بود. خیسی کس ش من رو به تموم آرزو هام رسونده بود. می‌کردمش. پاهاش رو می‌بوسیدم.خم شدم روش و سینه هاش رو می‌خوردم. داشتم ارضا می‌شدم. کشیدم بیرون بلند شد خواست بخوره خودم با دستم چند بار عقب جلو کردم پاشید رو صورتش.-لعنتی&#8230; ببخش. نمی‌خواستم اینطوری بشه.-باز شروع کرد. تو چرا اینقدر بچه‌ای؟! اشکالی نداره. خیلی هم خوشم اومد.-تو ارضا شدی؟-همون وسط‌ها.خسته افتادم کنارش.دستش رو بوسیدم.-می پرستمت.-من هم تو رو می‌پرستم.سینه هاش رو می‌کردم تو دهنم و مک‌های کوچیک می‌زدم.-علیرضام؟-جانم؟-لیلا رو تنها نزاریم.-چشم عشقم. فردا صحبت می‌کنیم.پاهاش رو گذاشت لای پاهام و مثل فرشته‌ها خوابید</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2625</post-id>	</item>
		<item>
		<title>زن بابا بهتر میدونه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%88%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%88%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 14 Jul 2019 08:32:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلاف]]></category>
		<category><![CDATA[انچنان]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[بفرستم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بینشون]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[توروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زندایی]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا]]></category>
		<category><![CDATA[کاراشو]]></category>
		<category><![CDATA[کرمانشاه]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کلنجار]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مستاجر]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستمش]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میشنید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میندازم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نارگیل]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[داریم به اسم نازنین که فیلم سکسی 27 سالشه و به شوهرش زندگی میکنه این نازی خانم واسه بعضی کارا میومد مغازه من گاهی اوقات البته بیشتر سکسی شوهرش میومد کاراشو انجام میداد ، راستش شاه کس من از روز اول تو کف اش بودم اخه چیز خوبی بود البته گاهی اوقات کونی چادر می [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>داریم به اسم نازنین که فیلم سکسی 27 سالشه و به شوهرش زندگی</h2>
<p>میکنه این نازی خانم واسه بعضی کارا میومد مغازه من گاهی اوقات البته بیشتر سکسی شوهرش میومد کاراشو انجام میداد ،</p>
<h3>راستش شاه کس من از روز اول تو کف اش بودم اخه</h3>
<p>چیز خوبی بود البته گاهی اوقات کونی چادر می پوشید منم هی دو سالی بود این دل و اون دل می</p>
<h4>کردم جنده که چیکار کنم ، بعد گفتم تلفنی مخشو. بزنم</h4>
<p>تا اینکه چند ماه به حالت پستون مزاحم که نشناسه زنگ میزدم و پیام می دادم تا اینکه یه روز بعد</p>
<h5>از رد کوس کردن هفت خان رستم قرار شد بیاد ببینه</h5>
<p>کی هستم .تا گفتم بیاد تو پارک البته توضیح بدم اون از شوهرش خیلی سرتر بود با همم زیاد اختلاف داشتن و سکس داستان وضع مالشونم زیاد</p>
<h6>روبه راه نبود ولی مال من بد نبود ایران سکس به هر</h6>
<p>حال مغازه داشتم و ماشین و &#8230;. چیزای دیگه خلاصه جونم واستون بگه نازنین قدش حدود 160 سانت با وزن حدود 55 کیلو با صدای نازک که ادم میشنید شق می کرد و پوست خیلی سفید که چند بار دید زده بودم.خلاصه من با ماشین رفتم سر پارکی که قرار بود بیاد اونجا یکم که وایسادم اومد و وایساد منم دیدمش. رفتم پایین گفتم سلام نازنین خانم اونم روشو برگردوند تا منو دید خشکش زد و گفت از شما توقع نداشتم و رو شما یه حساب دیگه میکردم و شما یه جوره دیگه نشون میدادین منم تو دلم گفتم چه گهی خوردم اومد و خودمو نشون دادم خلاصه گوز پیچ کردم ، گفتم راستش خیلی با خودم کلنجار رفتم ولی نشد اخه راستش من واقعا عاشق شما شدم و می خوام مال من باشین اونم گفت که نمیشه و من شوهر دارم و از این کس شعرا خلاصه راضیش کردم بریم تو ماشین یه چرخی بزنیم و بعدش رابطمون تلفنی شد و دیگه دوست شده بودیم چند بارم رفتیم بیرون با هم و با هم راحت شده بودیم مثلا باهاش دست می دادم و اینا و چون من واسه سکس میخواستمش با پیام شروع کردم اوایل از دستم ناراحت شده بود بعد راضیش کردم با هم حال کنیم فقط بعد یه روز خونه پوریا یکی از دوستام که خالی شده بود باهاش هماهنگ کردم و به نازنین گفتم اونم تا منو دق نداد راضی نشد خلاصه رفتیم اونجا تا رسیدیم تو شروع کردم ازش لب گرفتن و سینه هاشو میمالیدم اونم دست میزد به کیرم بعدش شلوارمو دراوردم و اون از خجالت سرخ شده بود تا کیرمو از رو شرت دید جا خورد گفت چیه این چه خبره چرا اینقدر بزرگه مال محسن ( شوهرش ) نصف اینم نیست اخه من نسبتا قد بلند بودم اگه ریا نشه خیلی خوش تیپ البته به نظر خودم. بعد مشغول اون شدم و مانتو و شلوارشو دراوردم وای چه سفید و سکسی بود یه شرت و کرست ست مشکی پوشیده بود که ادم ابش میخواست بزنه بیرون بعد خودش مقنعه شو دراورد که موهاش که های لایت بود افتاد بیرون دیگه کفم بریده بود سوتینشو باز کردم با سینه هاش بازی می کردم و بعد کیرمو دراوردم گذاشتم بینشون و اونارو بهش فشار میدادم بهد شروع کردم تمام بدنشو بوسیدن دیگه اون خیلی حشری شده بود می گفت تو که مجردی چطور اینقدر حرفه اید بعد بهش گفتم برام ساک میزنی گفت به خدا عاشقت شدم واسه محسن تا حالا نزدم (البته دروغ یا راستش پای خودش ) ولی واسه تو میزنم منم سریع رفتم اسپری اوردم تا طعم نارگیل زدم به کیرم و اونم شروع کردم با ولیع خوردن کیرم راستی از کیرم نگفتم طولش 18 سانته با 5 یانت و نیم کلفتی بعد حدود 7 یا 8 دقیقه ساک زدن که تا حالا اینقدر از سکس لذت نبرده بودم کیرمو از رو شرت هی به کس و کونش می مالیدم و بعد شرتشو دراوردم و با کیرم با کسش بازی کردم چند دقیقه و گذاشتم توش انچنان جیغی زد که نگو و نپرس کسش خیلی تنگ بود شروع کرد خون اومدن نمیدونم چرا گفت پاره شدم و منم پاکش کردم و دوباره گذاشتم توش ولی هی می گفت علیرضا جون یواش توروخدا و اه و اوهش تا تو کوچه ام میرفت بعد حدود 10 دقیقه درش اوردم و به سینه به حالت سگی خوابوندمش و باز کردم تو کسش وای چه حالی میداد بعد دو سه دقیقه تلمبه زدن دراوردمگفتم میخوام از کون بکنمت گفت اخه تا حالا ندادم گفت عیب نداره راش میندازم بعد یواش یواش کیرمو که خیسخیس بود کردم تو ای اونقدر جیغ می کشید که دلم براش کباب شده بود ولی بدون توجه تا ته کردم توش و شروع کردم تلمبه زدن حدود یه دقیقا که کردم ابش از جلو زد بیرون با دیدن اون منم ابم اومد و همشو تو کونش خالی کردم و بعد همونجوری یه ده دقیقه دراز کشیدیم که گفت دیرهبریم منم حسابی ازش تشکر کردم و اون از من بیشتر که خاک بر سر محسن سکس به این می گن که با تو داشتم علیرضا جون بعد رفتیم بعد از اون یه بار خونه خودمون و دوبارم خونه خودشون کردمش یه بارم ابمو ریختم تو کسش که یه هفته باهام حرف نزد و می گفت حامله شدم ، مرسی از همراهیتون اگه خوشتون اومد بگین که ماجرای سکس با زندایی و یکی از فامیلامونو براتون بفرستم ، ( تمامی اسامی مستعاره )</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%88%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175317</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جسی و سکس تو خیابون</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 May 2019 07:33:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[احتمال]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاجی]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[اصطلاح]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادن]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برادرا]]></category>
		<category><![CDATA[برخلاف]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشته]]></category>
		<category><![CDATA[بکناونم]]></category>
		<category><![CDATA[بگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[پاشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرداخت]]></category>
		<category><![CDATA[پررویی]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکه]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعاونی]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جریانو]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[حالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتیپ]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونهتو]]></category>
		<category><![CDATA[خیابان]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشه]]></category>
		<category><![CDATA[داداشی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجویی]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[درگیری]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوجنسه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندیم]]></category>
		<category><![CDATA[رنگارنگ]]></category>
		<category><![CDATA[سرشونو]]></category>
		<category><![CDATA[سرمایه]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شیطانی]]></category>
		<category><![CDATA[طرفشون]]></category>
		<category><![CDATA[طوریکه]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکم]]></category>
		<category><![CDATA[کیلویی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گورشونو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[محدوده]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[میاریم]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبینن]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میچسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاره]]></category>
		<category><![CDATA[میرداماد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرن]]></category>
		<category><![CDATA[میگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[هرگونه]]></category>
		<category><![CDATA[همینکه]]></category>
		<category><![CDATA[واساده]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[ولیعصر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[/&#62; فیلم سکسی P { margin-bottom: 0.21cm } &#8211;&#62; با سلام سکسی مجدد من علیرضا هستم که چند روز شاه کس پیش یه خاطره از دوران دانشجویی براتون فرستادم اما قضیه ای که می خوام تعریف کونی کنم مربوط میشه به همین جمعه گذشته.عصر جمعه خونه داداش بزرگم بودم که میخواستن برن جنده مهمونی منم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>/&gt; فیلم سکسی P { margin-bottom:</h2>
<p>0.21cm }<br />
&#8211;&gt;<br />
با سلام سکسی مجدد من علیرضا هستم که چند</p>
<h3>روز شاه کس پیش یه خاطره از دوران دانشجویی براتون فرستادم اما</h3>
<p>قضیه ای که می خوام تعریف کونی کنم مربوط میشه به همین جمعه گذشته.عصر جمعه خونه داداش بزرگم بودم که میخواستن</p>
<h4>برن جنده مهمونی منم با بی حالی از خونشون زدم بیرون</h4>
<p>یه ساعت کوس چرخ زدم زنگ پستون زدم خونه دادش کوچیکم دیدم خانمش رفته خونه مادرش شهرستان اینم تنهاس رفتم خونشون</p>
<h5>برش داشتم کوس زدیم بیرون که بیفتیم دنبال یه کوس بگردیم</h5>
<p>و روز جمعه ای یه حالی به خودمون بدیم!اول عصر یه کم خبری نبود و کل محدوده میرداماد تا ونک و ولی سکس داستان عصر تا تخت</p>
<h6>طاووس عاری از هرگونه کون و کوسی بود ایران سکس یه خورده</h6>
<p>بعد زنگ زدم پسر عمم که همیشه تعداد متنابهی کوس زیر دست و بالش داره خلاصه اون کس کش هم دم لایه تله نداد و 2 ساعت تمام ما رو کیر کرد خلاصه هوا که تاریک شد جنده های محترم کمکمک فعالیت شبانه خود را شروع کردن و خیابان پر شد از کوس های رنگارنگ در انواع مختلف. کیس اول رو تو خیابون ولیعصر نرسیده به ونک زدیم که دو نفر بودن یکیش کیری بود و اون یکی چیز توپی بود دیدم از جلو ماشین در میرن پیاده شدم رفتم طرفشون تا گفتم سلام پیریه برگش گفت نفری 40 میگیریما! یه لحظه مخم تیر کشید که اووووووووووو چه خبره یه راه میخوای بکنیش تو کوس طرف حالا معلوم نیس دفه اول ابت زود بیاد بعدش زرتی 40 چوب پیاده بشی ولی به روی خودم نیاوردم گفتم بابا کی حرف پول زد در راه کوس جان دادن رواس که لااقل سوارشون کنم و بعدش مخشونو کار میگیریم قیمت رو میاریم پایین القصه این دو فقره کوس رو بلند کردیم اومدن چپیدن تو ماشینو تا نشستن پیریه گفت که ما نصفشو تو ماشین میگیریم نصف بعدی تو خونه قبل از عملیات!دیدم کاملا حرفه ای ان و به هیچ وجهی من الوجوه نمیشه سرشونو شیره مالید دوباره شروع کردم به مزه ریختن که بابا بیخیال حالا یه تخفیفه کوچولو بدین ما هم از شرمندگیتون در میایم و یه دفه که نیس ما میخایم مشترک بشیم و از این کوس شعرا که پیریه یه دفه ای وحشی شد که یالا نیگهدار پفیوس بچه کونی!بعد با عشوه به اون یکی گفت که مریم جون پیاده شو بریم اینا پول بده نیستنو اسو پاسن. ناکس انقد حرفه ای بود که فوری به افکار پلید من پی برد و با صدتا فحش که لطیف ترینش مادر قحبه بود پرین پایین تو این اثنا دیدم اووووووو اون ور خیابون یکی دیگه واساده انده کوسه خیلی توپ و خوش هیکل تا خواستم دور بزنم برم جلوش واسم فوری دو تا کوس اولی رفتن سراغش که بابا با این بچه کونیا نریا اینا پول ندارن که خودشون کونین و از این کوس شرا خانم کوس دومی هم اگه 1% احتمال سوار شدنش بود با این حرفا دیگه رایش برگشت اونم بی خیال شدیم و دوباره تلاش مستمری رو برا یافتن لااقل 1 فقره کوس تعاونی و اعلا شروع کردیم نیم ساعت بعد دو مورد دیگه رو سوار کردیم که نسبت به اولی ها هم خوشگل تر بودن و هم قیمتشون 30 تومن بود و همینکه مهربونتر هم بودن اما اینا هم گیر داده بودن که نصفش باید تو ماشین پرداخت بشه که منم یه تراول بیستی اماده کرده بودم که بهشون بدم ایناهم میگفتن باشه 40 تا هم خوبه میدین ولی نظر من این بود که تو خونه هم 20 تا دیگه بدیم و بی حساب بشیم که بعد از کمی چونه زدن متآسفانه این دو مورد نیز رمیدن و پریدن!دیگه داشت اعصابم خرد میشد به زمین و زمان فحش میدادم که ای کیر تو این شانس هیچ جنده ای یعنی حاضر نمیشه یکم بامون راه بیاد عجب زمونه ای شده عجب گرانی شده گوشت خوب کیلویی 5000 تومن اون موقع 250 گرم گوشت خوک 30-40 هزار تومن ای ریدم تو این مملکت از این پسر عمه کوس کشم خبری نشد که نشد مثل اینکه اونم رو فرم نبود اخه این جور مواقع کوسای تیری می اورد میکردیم حیف. ساعت دیگه داشت 11 میشد و دیگه هرکی هم قرار بود بده سوار یکی شده و رفته بود خیابونم کمکم داشت خلوت میشد که یه هو سمت مخالف خیابون کیس تازه ای به چشم خورد از دور خیلی کوس به نظر اومد فور دور زدیمو من پیاده شدم دیگه باید هر طور شده مخ این یکی رو می زدیمو یه فیضی به کیر مبارک کی رسوندیم خلاصه تا پیاده شدم خانم گفتش که 30 میگیرم منم گفتم باشه زود بیا سوار شو دو قدم به طرف ماشین اومد بعهد وایساد منم برگشتم دیدم دو تا جوجه بسیجیه کونی بغل ماشین به داداشه گیر دادن حوصله درگیری رو نداشتم پریدم تو ماشین دستی بردم بالا گفتم برادر سوتفاهم شده یا مهدی ادرکنی!کوس کش نیششو باز کرد و به راننده گفت بریم برادر خودین. گازشو گرفت رفت دختره هم از ترسش پرید تو یه پیکان قراضه و رفت ما هم دنبالش یه خرده بعد پیاده شد اون بغل یه فرعی بود رفتیم تو صداش کردم بدو اومد پرید تو ماشین گازشو گرفتیم رفتیم یه هو دیدم دوباره این دو تا کسکش بغل ماشین دارن علامت میدن که وایسا خوشبختانه بزرگراه نزدیک بود و مسیر باز و ساعت حدوده 11.5 منم با این اطمینان زنجیری که همیشه تو ماشین بود در اوردمو اومدم از شیشه بیرون جاتون خالی یه 4 5 تا حسابی حواله این مادر قحبه ها کردم و گاز دادیم و رفتایم خوشبختانه این مورد اخری دیگه از پول پیش و این حرفا چیزی نگفت و منم اصلا راجع به پول صبتی نکردم فقط تو را واسه غذا و کاندوم نیگه داشتیم رفتیم خونه!تو خونه اولش نفری یه قرص خوردیم و بعد شامو زدیم بعدش دختره پاشد که کی اول میاد منو داداشی به هم نیگاه کردیم و با اشاره به من گفت که اول تو برو منم قبل از اینکه برم اتاق خواب به پسر عمم زنگ زدم که کونده تو که کوس جور نکردی لااقل اگه دوس داریس یکی اوردیم بیا بکن.اونم مثل قرقی از اون ور شهر حرکت کرد که بیاد. خلاصه من تا رفتم تو جنده خانم چراغو خاموش کرد به طوریکه اتاق تاریکه تاریک شد بعد هم فوری لباساشو دراورد و کاندوم رو سریع کرد تو کیرم و شروع کرد از رو کاندوم ساک زدن (البته اینم مدل جدیدیه که چند وقتیه در میان جنده های محترم مد شده و به خیال کوس کششون فکر می کنند که به این طریق جلو ایدزو میگیرن که البته از همین جا به عنوان یک پزشک به کلیه جنده های محترم اعلام میکنک که ایدز از طریق سکس اورال منتقل نمیشود&#8221; و از این به بعد با فراق خاطر نسبت به کیر رنج کشیده مردم ساک بزنن و لذت یه ساک اساسی رو به ملت زهر مار نکنن و صد البته تنها کاری که جنده ها خوب انجام میدن همین ساک زدنه که اونم بیشتر به خاطر اینه که اب مشتریه<br />
بخت برگشته زودتر بیاد و زودتر اسکن ها رو بگیرن و گورشونو گم کنن) خلاصه دیدم این جنده الانه که ابمو بیاره اول خواستم یه بار ابمو بیارم بعد دیدم که ممکنه بعدش کیرم راس نشه بی خیالش شدم و رویا رو کشیدم کنار!خواستم به کوسش دست بزنم که دیدم خودشو میکشه کنار و نمیذاره دست بزنم برگشت گفت دست نزن ابم میاد گفتم اشکالی نداره خوب بیاد دیدم بهونه اورد بیخیال شدم در ضمن هی پاهاشو به هم میچسبوند که دستم به لای پاش نخوره خلاصه رویا دراز کشید و یه چیزی مثل کرم مالید به کیرم بیشتر شک کردم که واسه کوس کردن که کرم نمیخواد اخر سرم یه متکا خواست که بذاره زیر کمرش در حالیکه دستاش رو جلوی کوس کذاییش گرفته بود تقریبا مطمئن شدم که خانم دو جنسس و به اصطلاح شی مل تشریف دارن منم به روی خودم نیاوردم و کیرم رو اروم گذاشتم لب کونش که گشاده گشاد بود معلوم بود که حسابی واسش زحمت کشیده و موقع ریدن دیگه احتیاجی به زور زدن نداره و خیلی راحت رفع حاجت میکنه با بی میلی شروع به تلمبه زدن کردم و تو این فکر بودم که این دوجنسه کونی پیش خودش سرمون کلاه میذاره لذا از افکار سکس خارج شدم و ابم هم که موقع ساک کم مونده بود بیاد دیگه سست شد و با وجود فشارهایی که رو کون طرف میاوردم ابم نمی اومد دو بار پوزیشن عوض کردیم تا بالاخره ابم اومد واز لجم کشیدم بیرون کاندومو در اوردم و پاشیدم به سر و کولش بلافاصله اومدم بیرون جریانو به داداشم گفتم برخلاف من حالش گرفته نشد و خوشش هم اومد و گفت که اتفاقا من از دو جنسه ها خیلی خوشم میاد خلاصه یه نیم ساعتی هم اون با رویا ور رفت و دو بار کاندوم ترکوند اخرشم ابش نیومد که نمیدونم به دلیله گشادیه بیش از حد کونه رویا بود یا قرصه اثر خوبی داشت پشت سر داداشم رویا ذرتی لباس پوشید اومد بیرون تو این بین پسر عمم هم اومد ولی هر چقدر اصرار کردیم که تو رو خدا به این بنده بینوا هم بده نداد که نداد و برگشت گفت که دیرم شده ازین قرتی بازیها!خلاصه بهش گفتم چقدری بدم راضی بشی برگشت گفت که 2 نفر 60 تومن مخم تیر کشید با خودم گفتم ای کوس کش کون گشادتو جای کوس حواله کردی این همه هم پول میخای هر چقدر کردم به 30 تومن راضی نشد که نشد و تز منم این بود که من فکر کردم 2 نفرو گفتی 30 تومن و الا 20 تومنم کوس توپ فراوون بود تازه فکر کردی با بچه 15-16 ساله طرفی اندازه موهای سرت تو کون و کوس گذاشتم دیگه فرق این دو رو نفهمم باید برم بمیرم کس کش حروومزاده با پررویی تمام با اون صدای کلفت کیریش از رو نمیرفت که من کوس دارم بش گفتم جای دور که نیس مایه همین جاس بکش پایین ببینیم ولی نکشید که نکشید!دیدم به هیچ صراطی مستقیم نمیشه یه نقشه شیطانی واسش کشیدم گفتم راستشو بخوای من اصلا پول همرام نیس باید از عابر بانک بگیرم بهت بدم که لااقل از خونه ببرمش بیرون که یه موقع ابرو ریزی نکنه از خونه زدیم بیرون و به پسر عمم گفتم تو از پشت بیا که یه موقع مشکلی پیش نیاد الکی دنبال عابر بانک بودم واین کونیه مدام تکرار میکرد که من خودم ختم روزگارم یه موقع فکر نکن میتونی منو دور بزنی و از این حرفا که تو این بین دوباره 2 نفر از برادرها به دادم رسیدن اونا که داشتن با موتور گشت میزدن 2 نصفه شب ما رو میبینن و شک میکنن و با موتور میفتن دنبالمون منم یه معکوس کشیدمو گازش و گرفتم! پست سر من پسر عمم و پشتش برادرا عجب صحنه ای بود خیلی زود گمشون کردم ولی رویا که معلوم بود خیلی ترسیده و دنبال درد سرم نمیگرده هی اصرار میکرد که پولم نمیخام فقط نیگر دار پیاده بشم تو دلم میگفتم کوس عمت باستی پولم بدی که دو تا پسر خوشگل و خوشتیپ و علاف خودت کردی تو این بین با موبایل پسر عمم تماس گرفتم و مثلا با ترس بهش گفتم که این کوس کشا افتادن دنبالمون نمیتونم برم بانک پول همرات داری و جوری که رویا بشنوه بلند گفتم صدیه باشه دختره میاد اونجا صدیو بهش بده بره. برگشتم به رویا گفتم زود 40 تا پیاده شو میخام یه صدی بت بدم گورتو گم کنی ما کی امروز همش بد اوردیم اینم روش اولش قبول نمیکرد و هی میگفت نیگر دار میخام پیاده شم بالاخره خم شدم به زیر صندلی که ترسید گفت چاقو در بیاری جیغ میزنم!بهش گفتم بچه بازیا چیه الان کلتو در میارم یه دونه تو مغزت خالی میکنم که نتونی نفس بکشی بد جوری ترسیده بود و عرق کرده بود در اورد 40 تومن داد بهش گفتم برو ماشین پشتی بگیر تا پیاده شد جفتمون گاز دادیم رفتیم و. پشت سرمون صدای ناهنجار رویا که داد میکشید مادر جنده ه ه ه ه ه وایساااااااا و ما تو سیاهی شب گم شدیم تا اولا واسه خیلی ها درس عبرتی بشه که کونو به جای کوس قالب نکنن و مهم تر اینکه زیاد سر پولش چونه نزنن که ممکنه اعصاب طرف بریزه به هم و مادرشونو بگاد و به قول جنده ه ای قدیمی هر چی دادی خدا بده برکت سرمایه دادی مگه مایش چیه؟ خوش باشین و منتظر خاطرات بعدی		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d9%88-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174175</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اول صبح کس دادن چه حالی میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 May 2019 06:11:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتنایی]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[اهمیتی]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمند]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیبش]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[جریانو]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خشکمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواننده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درخواست]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[زنانگی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[طرفشون]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا]]></category>
		<category><![CDATA[فکرایی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[مادرزاد]]></category>
		<category><![CDATA[ماساژش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماهرانه]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیچه]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمت]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانش]]></category>
		<category><![CDATA[نمی‌رسه]]></category>
		<category><![CDATA[وانمود]]></category>
		<category><![CDATA[وشلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[ویلایی]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[/&#62; فیلم سکسی P { margin-bottom: 0.21cm } &#8211;&#62; سلام . سکسی من علیرضا هستم . دوست داشتم که شاه کس اولین خاطره سکسی خودم رو براتون به قلم در بیارم . قضیه از این جا کونی شروع شد : ما توی یک خونه ویلایی در شمال تهران زندگی می کنیم . جنده خانواده ما [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>/&gt; فیلم سکسی P { margin-bottom:</h2>
<p>0.21cm }<br />
&#8211;&gt;<br />
سلام . سکسی من علیرضا هستم . دوست داشتم</p>
<h3>که شاه کس اولین خاطره سکسی خودم رو براتون به قلم در</h3>
<p>بیارم . قضیه از این جا کونی شروع شد : ما توی یک خونه ویلایی در شمال تهران زندگی می کنیم</p>
<h4>. جنده خانواده ما کم جمعیت هستند من و یک خواهر</h4>
<p>بزرگتر به اسم شهناز به همراه پستون عمه ام پریسا و مادر و پدرم . ما زندگی خوبی داشتیم . اما</p>
<h5>این اواخر کوس اوضاع یکم بهم ریخت . جریان این بود</h5>
<p>که یه شب شهناز تا ساعت 2 شب خونه نیومد . اتفاقا پدر و مادرم هم برای خوشگذرونی رفته بودن شمال . سکس داستان اما عمه ام</p>
<h6>با اونها نرفت . شهناز هم که دانشجو ایران سکس هست. منم</h6>
<p>که عشق بدن سازی دارم یکوب دارم 3 ساله که کار می کنم . باورتون نمیشه بگم شاید تو این سه سال غیبت های من رو جمع کنید به 20 روز هم نمیرسه . همیشه عشق تمرین بودم . مربیمون هم خودش میگه که واقعا پشتکار دارم و خوب انصافی تو این مدتی که باشگاه رفتم حسابی هیکل بهم زدم و قدم هم حدود 7 سانت بیشتر رشد کرده . خب از داستان اصلی خارح نشیم . گفتم که اون شب من و عمه ام تنها بودیم توی خونه و شهناز هم تا ساعت دو خونه نیومد . من نگرانش شده بودم چون هیچ وقت از بیشتر از ساعت 10 دیر نمی کرد . حدودا ساعت یک ربع سه بود که اومد . وقتی اومد تو حالش خوب نبود.حالت طبیعی نداشت و همین باعث شد من بهش شک کنم . رفتم جلو و گفتم که کجا بودی ؟ گفت هیچی یکی از بچه ها امشب مهمونی گرفته بود منم دعوت بودم .خیلی بی حوصله به سوالام جواب می داد .گفتم آخه چرا این قدر دیر؟گفت خب طول کشید . دیگه چیزی نگفتم و اون هم رفت توی اتاقش من که بهش شک کرده بودم رفتم و یواشکی از سوراخ در اتاقش داخل اتاقش رو نگاه کردم .دیدم داره لباس هاش رو در میاره . بعد از این که مانتو رو در آورد فقط یه پیرهن و شلوار تنش بود . روی شلوارش چیزی ریخته شده بود که حبعدا فهمیدم که منی بوده ! پیرهن و شلوارش رو هم درآورد . بعد از این که شرت و کرست ها شو رو باز کرد اون ها رو یک طرف انداخت و اومد که از اتاق بیاد بیرون . من سریع دویدم و رفتم توی اتاق خودم و وانمود کردم که خواب هستم . شهناز هم با من این طوری نبود . یعنی مثل این خواهر های مزخرف که حتی نمی ذارن برادرشون موهای سرشون رو ببینه . من تا حالا خیلی اون رو لخت دیده بودم . خودش هم می دونست . حتی دو سه بار اطراف ران های پاهاشو ماساژ داده بودم . چون می دونست که من پسر بی جنبه ای نیستم . ( دخترها اگه بفهمند که طرفشون بی جنبه و حریص باشه حتی اگه برادرشون هم باشی نمی ذارن بهشون دست بزنی اما اگه بدونن که با چشم هوس بهشون نگاه نمی کنی مثل خواهر من حتی لخت مادرزاد هم بیان جلوت براشون اصلا اهمیتی نداره ) .خلاصه خواهرم از اتاق اومد بیرون و رفت طرف حمام . یه 20 دقیقه ای بود که توی حمام بود بعد اون که مطمئن بود من هنوز بیدارم من رو صدام کرد تا برم پیشتشو کیسه بکشم . وقتی در حموم رو باز کردم زیر دوش بود و داشت خودش رو می شست.گفت علی جان یه لحظه صبر کن &#8230; بعدش شیر آب رو بست و نشت روی زمین تا من پشتشو بمالم . انصافی کیف می کرد که من پشتشو بمالم چون این کار رو بلد بودم و حتی یه میکروب هم تو تنش نمی موند . بعد از این که پشتشو مالیدم کیسه رو گذاشتم لبه وان . عادت داشت که همیشه من یه ماساژ به پشتش بدم . گفت : علی جون یه ماساژ هم بدی دیگه توپ توپ میشه . من هم نخواستم بهش نه بگم شروع کردم . اول از گردنش شروع کردم و تا پایین فیله کمر ( پایین ترین ماهیچه کمر ) ادامه دادم.این کار رو چند بار تکرار کردم . گاهی وقتا وقتی که داشتم ماساژش می دادم می فهمیدم با دستاش پاهای من رو می ماله اما خب من اعتنایی نمی کردم . خلاصه بعد از یه حال درست و حسابی از حموم اومدم بیرون . یهو یه فکری به ذهنم رسید . رفتم داخل اتاقش و سراغ اون شرت و کرست که موقع اومدن درشون آورده بود . وقتی اون ها رو پیدا کردم و بهشون دست کشیدم یک مایع لزج روی اونها احساس کردم وقتی که شرت رو بو کردم فهمیدم که بله ! آبجی ما امشب رو به یکی داده . راستش رو بخواهید یکم ناراحت شدم اما خب با خودم گفتم دختره دیگه و شهوات زنانگی هم یه موقع هایی سراغ آدم میاد . یهو دیدم که داره من رو صدا میکنه و می خواد که حوله و لباس هاش رو براش ببرم . لباس ها رو براش بردم و گذاشتم دم در حموم . راستش رو بخواهید ازش بدم اومده بود . این که می تونست مشکلش رو به من بگه یا حتی این که &#8230; . نمی دونم شاید پسر غریبه بیشتر بهش مزه داده خلاصه لباس هاشو پوشید و از حموم اومد بیرون . اون شب به خوبی تموم شد و خوشبختانه عمه هم خواب بود و متوجه اومدن شهناز و سرک کشیدن های من نشد فردا شب من انتظار داشتم که شهناز ساعت 9 خونه باشه چون قرار گذاشته بودیم که 3 تایی بریم بیرون . اما ساعت 12 شد و خبری ازش نشد . من نگرانش شدم . عمه ام شک کرده بود و نگران بود . ما صبر کردیم تا ساعت حدود یک و نیم شد . یهو صدای بسته شدن در رو شنیدم . با خودم گفتم شهنازه . رفتم و دری که مشرف به حیاط بود رو باز کردم دیدم که شهناز ماشین رو آورده تو و داره در اصلی رو می بنده . من سریع رفتم تو و نشتم روی مبل و وانمود کردم که سر جام خوابم برده . عمه هم توی اتاقش بود و نمی دونم داشت چی کار می کرد . وقتی شهناز در رو باز کرد من طوری که وانمود کنم از خواب بیدار شدم از جام پریدم و گفتم شهناز تویی ! چرا دیر اومدی مثلا ما امشب قرار داشتیما گفت ببخشید نشد دیگه و سریع رفت توی اتاقش . من مطمئن بودم که رفته تا دوباره شرت و کرست های کثیفشو در بیاره و بره حموم . رفتم دم در اتاقش و شروع کردم به دید زدن . وقتی دیدم داره پیرهنشو در میاره سریع در رو باز کردم و پریدم تو. یکم حول شد . گفت علی چه خبره من ترسوندی . گفتم شهناز قضیه چیه ؟ گفت چه قضیه ای ؟ گفتم خودت رو به اون راه نزن . من تا ته ماجراهاتو می دونم . گفت نمی فهمم . بهش نزدیک تر شدم و دستش رو محکم گرفتم یه جیغ آرومی زد و گفت : علی رضا دستمو شکستی . من که حسابی عصبی شده بودم گفتم اگه جریانو برام نگی از اینم بدتر می کنم . گفت باشه دستمو ول کن . یکم آروم شدم و نشتم روی تختش . گفتم خب بگو . گفتش راستش یه چند وقتی بود با یه پسری توی دانشگاه آشنا شده بودم &#8230; همه قضیه رو برام گفت حتی این که چطوری حمید به زور ازش درخواست کرده بهش بده و &#8230; قول ازدو<br />
اج که من مطمئن بودم دروغه ! گفتم خب همین . فکر نمی کردم دختری به سن و سال تو اینقدر راحت گول یه پسر رو بخوره . سرش رو انداخت پایین . من که حسابی عصبی شده بودم بلند شدم و توی اتاق شروع کردم به راه رفتن . یه دفعه شهناز گفت منم می دونم اشتباه کردم . امشب هم نرفته بودم که بهش بدم رفته بودم که آبروشو پیش دوستاش ببرم . اما نبود .با خودم گفتم کار رو خراب کردی حالا می خوای زوری درستش کنی . بعد گفتم عیبی نداره . اما دیگه دور و بر این پسره نچرخ .اگه کسی هم تو دانشگاه مزاحمت شد به من بگو . گفت چشم . داشتم از اتاقش می رفتم بیرون که گفت داداشی پشتمو می مالی ؟ برگشتم و یه نگاهی بهش کردم . شهوت رو توی چشماش خوندم . با خودم یه فکرایی کردم و گفتم باشه . لباست رو در بیار شروع کرد به در آوردن لباسش . لخت لخت شد . فهمیدم که از عمد این کار رو می کنه چون هیچ وقت این طوری برای یه ماساژ لخت نمی شد . من رفتم جلو خواستم دستمو بذارم رو کمرش که یهو گفت علی جون می خوام امشب پاهام رو بمالی . گفتم باشه . شروع کردم از ساق پای چپش به بالا اومدن . دستم رو بردم روی ران های سفیدش و حسابی براش مالوندم . نحوه مالشم هم امشب فرق می کرد . طوری می مالوندم که حسابی حشریش کرده بود . بعد یکم جرات کردم و دستم رو گذاشتم روی کون تپلش . چه کونی بود . واقعا تو این داستان ها نمیشه برای شخص خواننده توصیف کرد که موقع سکس چه اتفاقی می افته ! یکم شروع کردم به مالوندن کپل های کونش . دیدم هیچی نمی گه . دستم رو گرفتم به شونه هاش و چرخوندمش طرف خودم . دیدم داره زبونش رو می خوره . گفتم آبجی دوست داری کست رو هم بمالم . گفت من امشب مال توام .از این حرفش حسابی حال کردم . همون جا یه لب جانانه ازش گرفتم . بعد رفتم سراغ کسش یه کس تمیز که همه پشم هاش رو هم زده بود و جون می داد برای خوردن . یه 10 دقیقه ای با کسش ور رفتم . بعد رفتم سراغ کونش . گفتم شهناز می خوام کیرم رو فرو کنم توی کونت . برگشت وشلوارم رو درآورد . شرتم رو کشید پایین وقتی کیرم رو دید گفت وای تو همچین کیری داشتی و من خبر نداشتم . یکم سرخ شدم . شروع کرد به خوردن . چه حرفه ای می خورد من که همون اول آبم اومد و ریختم تو دهنش . بعد برگشت و گفت بکن این لامصب رو دیگه . منم سریع کیرمو که هنوز با آب منی خودم خیس بود فرو کردم تو کونش . چه کون داغی . مثل آتیش بود . شهناز هی جیغ کشید . من کیرمو در اوردم و گفتم می خوای بی خیال شیم. گفت نه بکن . من حاضرم . داشتم دوباره کیرم رو فرو می کردم توی کونش که یهو عمه پریسا در اتاق رو باز کرد. من و شهناز همون طور خشکمون زد . یهو عمه اومد تو و در رو بست . گفت علی رضا بهم نگفته بودی !!! من که جسابی زبونم بند اومده بود هیچی نگفتم .اما معلوم بود که عمه عزیز ما حشری شده . شروع کرد به در آوردن لباس هاش . وای چه اندامی از یه زن تقریبا 33 ساله بعید بود همچین اندامی . عجب پستون هایی . مثل 2 تا انار بزرگ و شیرین . بعد اومد و شروع کرد به خوردن کیر من . این قدر ماهرانه این کار رو کرد که توی همین ساک اول آبم اومد و ریخت تو دهنش .یهو دیدم شهناز یه جیغ هوسناک کشید و گفت : منم می خوام کیرم رو از تو دهن عمه در آوردم و گذاشتم تو دهن شهناز حسابی می خورد . من که دیگه داشتم حسابی حال می کردم . عمه هم تو مدتی که شهناز ساک میزد بی کار نموند. طوری که ساک زدن شهناز خراب نشه من رو خوابوند رو رو تخت و کسش رو گذاشت روی دهن من و هی عقب و جلو می کرد. منم حسابی کسشو لیس می زدم . بعد عمه بلند شد گفت علی جون من کیر می خوام . خبی عمه این بود که می تونستم از کس بکنمش چون قبلا شوهرش ترتیبش رو داده بود . البته باید بگم که عمه من بیوه هست و الان با ما زندگی می کنه . بعد از 3 سال زندگی با شوهرش طلاق گرفت . وای عجب کسی داشت . ماه . کیرم رو تا ته فور کردم توی کسش و هی عقب جلو کردم . شهناز هم حسابی کیف می کرد و داشت از زیر تخم های من رو می خورد . وای که چه شبی شد . خیلی حال داد . از اون موقع به بعد هم دیگه سابقه نداشت شهناز دیر بیاد خونه !مادر و پدرم هم 3 روز بعد از شمال اومدن ما هم تو اون 3 روز حسابی حال می کردیم . از این به بعد قرار شده هر وقت خونه خالی شد یه سکس توپ با عمه داشته باشم البته شهناز هم که جای خودش داره . امیدوارم خوشتون اومده باشه !		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174020</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.009 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 09:07:58 by W3 Total Cache
-->