<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>فرستادمش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%81%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af%d9%85%d8%b4/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 12:08:14 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>فرستادمش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>عاشق کرده شدنه این جنده خانوم اما بازیگوش هم هست</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 09 Dec 2019 06:14:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امروزم]]></category>
		<category><![CDATA[اميدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتي]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اينهمه]]></category>
		<category><![CDATA[باداباد]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختي]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بيمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[تحويلش]]></category>
		<category><![CDATA[تلويزيون]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[جريانو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظي]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلش]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشمو]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستشويي]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانم]]></category>
		<category><![CDATA[ديگران]]></category>
		<category><![CDATA[رفتبعد]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[فهموندم]]></category>
		<category><![CDATA[کارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مساعده]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتي]]></category>
		<category><![CDATA[مهرداد]]></category>
		<category><![CDATA[مواقعي]]></category>
		<category><![CDATA[موقعيت]]></category>
		<category><![CDATA[ميخاست]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميريختم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزارم]]></category>
		<category><![CDATA[ميفهميد]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[مينويسم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسيده]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمي‌رسيد]]></category>
		<category><![CDATA[نميرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نميومد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ميافته که بدم.اين داستان واقعي فیلم سکسی رو که براتون مينويسم مربوط ميشه به حدود 15 سال پيش يه بچه اي توي کوچه ما بود که کون سکسی لبي داشت چاق نبود ولي توپر بود شاه کس من چند بار به بهانه هاي مختلف آوردمش خونمون و يواش يواش و با حوصله کونی زياد و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ميافته که بدم.اين داستان واقعي فیلم سکسی رو که براتون مينويسم مربوط ميشه</h2>
<p>به حدود 15 سال پيش يه بچه اي توي کوچه ما بود که کون سکسی لبي داشت چاق نبود ولي توپر</p>
<h3>بود شاه کس من چند بار به بهانه هاي مختلف آوردمش خونمون</h3>
<p>و يواش يواش و با حوصله کونی زياد و کار مداوم و خستگي ناپذير شروع کردم به ماليدن کونش اولش دستمو</p>
<h4>هنگام جنده رد شدن از کنارش ميزدم به کونش و بعد</h4>
<p>از مدتي که ديدم چيزي نميگه پستون و تازه همچين بدشم نمياد تو مواقعي که خونمون خلوت بود ميرفتم دم در</p>
<h5>خونمون و کوس اگه مشغول بازي بود با طرفندهاي مختلف مياوردمش</h5>
<p>خونه ميبردمش تو اتاقم تا از پشت ميچسبيدم بهش خودش ميفهميد و راحت بدون هيچ مقاومتي ميخابيد منم شلوارشو پايين ميکشيدم و سکس داستان کيرمو لاي پاهاش</p>
<h6>ميکردم واقعا عجب کوني داشت من نميدونستم اينقدر ایران سکس خوشش مياد</h6>
<p>از دادن تا اينکه برادرم که خونشون با ما فاصله زيادي نداشت بچه دار شد و روزي که زن داداشمو از بيمارستان آوردن خونه خونه ما کلا خالي شد يعني فقط بابا و مامان پيرم خونه بودن که اونا رو هم مشکلي به حساب نمياوردم ديدم صبحش تو کوچه ديدمش گفتم ميواي تو؟ بدون هيچ حرفي اومد بردمش تو اتاقم دست کذاشتم رو کون خشکلش خودش با پاي خودش رفت خابيد رو تختم.الان که دارم اين خاطره رو مينويسم هر از گاهي دستمو ميمالم به کيرم من مثل ديگران از خودم کس شعر نميگم جدا عين حقيقته.منم رفتم روي تخت و نشستم پشتش و شلوارشو کشيدم پايين واي عجب کوني بود سفيد و توپر بدون يه نخ مو. شلوارمو کشيدم پايين و کير خوشکلمو در آوردم يه تف غليظ و با صرفه عين مايع ظرفشويي گلي به کيرم زدم و يه تف جانانه هم لاي پاي حسين جون(ببخشيد معرفي نکردم) انداختم سير کردمش و آبمو ريختم لاي پاهاش بعدم شلوارمو کشيدم بالا اونم شلوارشو کشيد بالا و رفتيم جلوي تلويزيون نشستيم بهش جريانو گفتم که امروز خونه خاليه در حين فيلم نگاه کردن ديدم نيستش تا حسين جون بخاطر اينکه تابلو نشه رفته خونشون.آخراي فيلم بود که ديدم حسين آقا بدون در زدن اومد کنارم نشست.شهوت چنان تو چشماش برق ميزد که منو خيلي حشري کرد. دور برم رو نگاه کردم ديدم اوضاع مساعده بلند شدم و با اشاره گردن و چشمک زدن بهش فهموندم که دمبالم بياد تو اتاقم اونم بدون هيچ معطلي پشت سرم راه افتاد.عين دفه قبلي فقط کونشو خوب ماليدم و چند تا بوسش کردم و قربون صدقش رفتم کارمون که تموم شد بعد از چند دقيقه باز دوباره حسين آقا بدون خداحافظي رفت. ظهر شد و پسر اون يکي داداشم چون مجلس زنونه بود براي ناهار اومد خونه ما و بعد از خوردن نهار يکراست رفت رو تخت من گرفت خابيد منم گفتم شانس مارو باش همه جارو ول کرده اومده رو تخت من.آقا تازه خابش برده بود که باز حسين آقا اومد خونمون که من ديگه از تعجب چشام از کاسه زده بود بيرون به خودم گفتم امروزم که طرف خودش کونش پا شده مزاحم داريم .يه سر زدم به پسر داداشم ديدم خواب خوابه گفتم باداباد به حسين اشاره کردم اونم با اکراه اومد تو اتاق آروم بهش گفتم خوابش سنگينه.بردمش پايين تختم و به حالت زانو زده شلوارشو کشيدم پايين هر بار که شلوارشو پايين ميکشيدم برام يه تازگي خاصي داشت کيرم زياد بلند نشد ولي حسابس کردمش بعدم سريع فرستادمش رفت.بعد از ظهر جمعه بود و فيلم سينمايي شبکه يک رو ميديدم که يه دفه از اومدن ناگهاني حسين آقا جا خوردم.نشست کنارم ولي من ديگه نا نداشتم که بکنمش. از روي سيري تحويلش نگرفتم اونم بعد از نيم ساعتي که جا خشک کرده بود ول کرد رفت کونده با اين بچه گيش خيلي سياست داشت.اتا شب يه بار ديگه هم اومد منم کيرم ديگه بلند نميشد نيم ساعت رو کارش بودم تا آبم اومد.لابد ميگين اين چه ربطي به دادن خودت داره؟عرض ميکنم خدمتتون.اون جريان گذشت و ديگه هم همچين موقعيت خوبي پيدا نشد ولي هر چند ماه يکبارميکردمش تا اينکه يه روز بمدت 2 ساعت خونه خالي شد سريع رفتم تو کوچه ديدم نيست بعد از چند بار کشيک دادن پيداش شد بهش اشاره کردم نميدونم چرا نميومد يا يکي ديگه جاي منو گرفته بود يا احتمالا از بوي بدنش که من لاي پاش منيمو ميريختم تابلو شده بود آخه عقلم نميرسيد که بگم بره دستشويي خودشو بشوره.منم رفتم بيرون و تو راه برگشتن بهش گفتم حسين مامانم نظري درس کرده بيا ببر تا اومد دم در گرفتم بردمش تو يکم مقاومت کرد نميخابيد هرچي بيشتر مقاومت ميکرد منم حشرم بيشتر ميزد بالا مجبور شدم ايستاده شلوارشو بکشم پايين يه دستم از کمرش و دست ديگم از جلو شلوارش گرفتم تا کشيدم پايين يهو چشمم به کير شق کردش افتاد ديگه نتونستم خودمو کنترل کنم ايندفه حشرم زد بالا ولي براي دادن به حسين آقا.کيرشو ماليدم جلوش به حالت سجده خابيدم و بردمش پشت خودم يه تف جانانه به کيرش زدم و يه تفم به سوراخ مبارکم و محکم با دستام از عب کون حسينو گرفتمو به کونم چسبوندم هر چي بسمت خودم فشارش ميدادم نميرفت تو چون من کون خيلي تنگي دارم مجبور شدم انگشتمو تف بزنم و بکنم تو سوراخم تا يکم بازبشه بازم نشد تا اينکه 2 انگشتي کردم توش درد داشت ولي موثر واقع شد ديگه تف کم آوردم بهش گفتم تف بزن سر بلت اونم به زحمت يکم تف جور کرد و زد به بل خوشکلش همش 3 سانت بود ولي چنان منو حشري کرده بود که بعد از اينهمه کردنش داشتم بهش ميدادم.ميگن بهرام گور که روزي گور ميگرفتي ديدي که چگونه گور بهرام گرفت.خلاصه به هر بدبختي بود با درد کردش توش ولي حالم ميکردم اونم وارد نبود به زور چند دقيقه عقب جلو کرد تا کيرش بيحس شد و چون هنوز به سن بلوغ نرسيده بود ابش نيومد فقط سوزش داد و بخاطر بار اولش بود ميخاست گريه کنه گفتم طوريت که نشده آبت اومده که آروم شد بلند شد شلوارشو کشيد بالا که دربره که من گرفتمش گفتم کجا؟حالا نوبت منه و خابوندمش و يه دل سير کردمش.از اون به بعد ديگه به حسين آقا به چشم يه کوني نگاه نميکردم و خيلي دلم ميخاست بهش بدم ولي ديگه جور نشد الانم دانشگاه يه شهر ديگه افتاده و دستم بهش نميرسه ولي اون خاطره دلنشين هنوز منو وسوسه ميکنه که بدم فرقي نداره به کي باشه.ايميلم رو هم براتون ميزارم تا اگه تو راضي کردن يه پسر به مشکل برخورد کردين مشاوره بدم اميدوارم از اين خاطره واقعي لذت برده باشيد قسمت بود جريان سکس با امير رو هم براتون مينويسم mehrdad539@yahoo.com</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177460</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده جادوگر برای نفرین به آب کیر احتیاج داره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d8%af%d9%88%da%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%86%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%ad%d8%aa%db%8c%d8%a7%d8%ac/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d8%af%d9%88%da%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%86%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%ad%d8%aa%db%8c%d8%a7%d8%ac/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 06 Dec 2019 09:11:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[اونجام]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[بازاری‬]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بگذارد]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بودخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[بیارید]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پسرشون]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشروی]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[‫حدودا]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستند]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتند]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دندونام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[زیبائی]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[طوریکه]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[فهموندم]]></category>
		<category><![CDATA[قرارداد]]></category>
		<category><![CDATA[کارمند]]></category>
		<category><![CDATA[‫کاملا]]></category>
		<category><![CDATA[کردماین]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میبارید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکی]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[همانطور]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وجودمو]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناک]]></category>
		<category><![CDATA[ورانداز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[کیلو و هیکل درشتم همه فیلم سکسی دوستان منو آرنولد صدا می کنند. از اون موقعی که یادم میاد چون پدرم کارمند دولت بوده ما همیشه مستأجر سکسی مردم بودیم. اواخر پائیز سال 1387 بود شاه کس که صاحب خونه مون ازما خواست دنبال یه خونه جدید باشیم چون اونها می خواستند کونی پسرشون رو [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کیلو و هیکل درشتم همه فیلم سکسی دوستان منو آرنولد صدا می کنند.</h2>
<p>از اون موقعی که یادم میاد چون پدرم کارمند دولت بوده ما همیشه مستأجر سکسی مردم بودیم. اواخر پائیز سال 1387</p>
<h3>بود شاه کس که صاحب خونه مون ازما خواست دنبال یه خونه</h3>
<p>جدید باشیم چون اونها می خواستند کونی پسرشون رو داماد کنند و به این خونه ضرورت داشتند. پدر بیچارم که خیلی</p>
<h4>کار جنده داشت و اصلاً نمی تونست این موقع سال مرخصی</h4>
<p>بگیره و دنبال خونه بگرده. مادرم پستون که کلاً یه زن محجوب بود اصلاً حاضر نبود پاشو بخاطر پیدا کردن خونه</p>
<h5>بیرون بگذارد. کوس خلاصه من مجبور شدم از فردا دنبال خونه</h5>
<p>بگردم.بعد از یک هفته خیلی خسته کن، بلاخره موفق شدم یه جائی در تهران پارس پیدا کنم. طبقه اول یک آپارتمان بود سکس داستان که خود صاحب</p>
<h6>خونه هم با ما طبقه دوم همون جا ایران سکس قرار بود</h6>
<p>سکونت داشته باشد. وقتی رفتم تا خونه رو ببینم یه زن تقریباً 30 تا 32 ساله درو باز کرد. من بیشتر از اینکه خونه رو ورانداز کنم، داشتم این زن را نگاه می کردم. چشای سبز تیره، موهای خرمائی و یه قد متوسط تقریباً 170 زیبائی خاصی به این زن داده بود. بعد از حدود نیم ساعت دیدن خونه ما در مورد مقدار کرایه و بعضی مسایل دیگر مربوط به خونه صحبت کردیم و قرار شد همون روز بعد از ظهر قرارداد ببندیم و بعدش فردا به اون خونه کوچ کنیم. هنوز چند روزی از رفتن ما به این خونه جدید نگذشته بود که متوجه شدم شکیلا خانم (زن صاحب خونه) شدیداً دچار افسردگی بود. چون ده سال قبل شوهرش به ژاپن واسه کار رفته بود و تا حالا به جزء اون سه سال اول که پول میفرست هیچ خبری از خودش نداده بود. شکیلا خانم بیچاره هم مونده بود با پسر 11 سالش و همه زنده گیشو گذاشته بود تا اونو بزرگ کند. سه ماه تو این خونه جدید به سرعت سپری شد و بهار اومد. برای اولین بار بعد از اومدن به این خونه رفتیم خونه شکیلا خانم تا سال نو بهشون تبریک بگیم و اونو واسه شب خونه خودمون دعوت کنیم تا تنها نباشد. اونم با بی میلی قبول کرد. شب وقتی زنگ در به صدا در اومد و من درو باز کردم برای چند لحظه در جا خشکم زده بود. شکیلا خانم با اینکه یه آرایش خیلی کمی کرده بود اما آنقدر خوشگل شده بود که برای یه لحظه می خواستم همونجا بغلش کنم. اون چشای سبز و موهای خرمائی با اون لبهای برجسته و موج دار منو شیفته خودش کرده بود. دعوتش کردم بیاد تو و دست پسرش (سامان کوچولو) رو گرفتم و بردمش تو اتاق خودم تا با کمپیوترم بازی کنه، میدونستم تنها راه رسیدن به این خانم خوشگل از طریق سامان کوچولو است و راه دیگری نیست. اون شب تمام فکرم این بود که سامان کوچولو را به طرف خودم جذب کنم و موفق هم شدم طوریکه آخر شب وقتی داشتند میرفتن سامان کوچولو لج کرده بود که کمپیوتر لب تاب منو میخواد و شکیلا خانم هم از من خواهش کرد تا فقط واسه اون شب کمپیوترمو به سامان قرضی بدم، منم قبول کردم. ساعت تقریباً 12 همون شب بود که شکیلا خانم زنگ زد و با شرمنده گی گفت کاوه جون میشه یه لحظه تشریف بیارید بالا آخه سامان کمپیوتر خراب کرده و من نمی دونم چیکار کنم. رفتم در خونه شون و شکیلا خانم بیچاره با شرمنده گی درو باز کرد و منو تعارف کرد تا داخل برم. یه سی دی که کمپیوترو هنگ کرده بود در آوردم و برای سامان یه گیم خوب گذاشتم تا بازی کنه و بعد از اتاقش بیرون اومدم. خواستم بیام بیرون که دیدم شکیلا خانم بیچاره داره سعی می کنه که ماشین لباس شوئی رو که بعد تعمیر واسش آورده بودند سرجاش تو آشپزخونه ببرد. با یه سرفه بهش فهموندم که من اونجام و می تونم بهش کمک کنم. که اونم گفت ببخشید کاوه خان می شه تو بردن این ماشین لباسشوئی به من کمک کنید و منم که حسابی فردین بازیم گل کرده بود گفتم آره حتماً، فقط به من بگید کجا بزارمش&#8230;&#8230;..اونشب گذشت اما بعد اون هر وقت شکیلا خانم کاری داشت منو صدا می کرد. حتی بعضی وقتا از من می خواست تا باهاش خرید برم، البته سعی می کرد مامان و بابام نفهمند. یه روز از من خواست تا باهاش برم به جمعه بازاری که همون نزدیکی بود، ساعت 4 بعد از ظهر بود و جمعه بازار حسابی شلوغ بود. یه ده دقیقه ای دو جمعه بازار راه می رفتیم که متوجه شدم شکیلا خانم سعی می کنه همش جلو من باشه، و اینطوری من همش به کون اون تماس پیدا می کردم. کیرمن حسابی شق کرده بود و اگرچه خجالت می کشیدم اما منم هی خودمو به بهانه های مختلف به کون اون می چسبوندم. وقتی دیدم شکیلا خانم هیچی نمیگه منم حسابی حشری شدم و دیگه تقریباً داشتم همش تو شلوغی جمعه بازار بغلش میکردم و کیرمو لای کونش میذاشتم. وای عجب کونی داشت خیلی نرمی داشت. وقتی برگشتیم خونه شکیلا خانم به من گفت کاوه جون میتونی فردا بیای بالا تو بعضی کارا به من کمک کنی، منم گفتم حتماً شکیلا خانم و بعد رفتم خونه &#8230;.فردا صبح ساعت 10 بود که رفتم بالا، شکیلا خانم درو باز کرد اما چیزی رو که دیدم اصلاٌ نمی تونستم باور کنم. اون یه شلوار استرچ با تاپ تنش کرده بود که حسابی تموم خوشگلی های بدنشو برجسته می کرد. حسابی گیج شده بودم یه کون خوش تراش، سینه های متوسط و پوست تنش که از بس سفید بود من برا یه لحظه به یاد سفید برفی انداخت. تا حالا شکیلا خانم را بدون چادر ندیده بودم و با دیدن این صحنه کیرم حسابی شق کرد و منم که یه شلوار ورزشی تنم بود نتونستم اینو قایم کنم. شکیلا خانم منو تعارف کرد تا داخل برم و منم داخل رفتم. پرسیدم سامان کجاست و اونم گفت که چون امروز کار داشتم فرستادمش خونه مادربزرگش!خوب شکیلا خانم از کجا شروع کنیم. اول کاوه جون بیا میخوام این کمدو جابجا کنم. و رفتیم طرف اتاق خواب تا کمد از اونجا جابجاش کنم اما لعنتی خیلی سنگین بود. واسه همین هردومون مجبور بودیم با هم اونو هل بدیم. وقتی داشتیم هل میدادیم یهو چشمم به کون شکیلا خانم افتاد که حسابی قمبل شده بود&#8230;.. وای چه کونی داشت این زن&#8230;&#8230;با دیدن این صحنه کیرم باز شد مثل کله یه مار کبری که دنبال طعمه بود. آروم آروم خودمو به پشت اون نزدیک کردم و نشون میدادم انگار که دارم کمده رو هل میدادم. بغل پامو به رونش مالیدم اما هیچی نگفت و فقط دست چپشو یهو ول داد که راست اومد رو کیرم خورد. الان اونم دیگه داشت خودشو به طرف من می کشید. کم کم اون کاملاً پیشروی من بود و من داشت به جای کمک کیرمو رو کونش میمالیدم که یهو روش برگردوند و کیرمو با دست های ظریفش گرفت. روش به طرف من کرد&#8230; جلو شلوارش کاملاً خیس شده بود و حشر مثل آتش از سر و صورتش میب<br />
ارید. آروم دستمو گذاشتم رو کمرش و کشیدمش جلو بعدش لباشو به لبم چسبوندم و حسابی لباشو خوردم. خیلی خوشمزه بود. همینطور که لباش رو لبم بود بغلش کردم و بردم رو تخت خوابوندمش&#8230;.آروم با دندونام لباساشو از تنش در آوردم و بعد خودمم لخت کردم. همانطور که هیکلم گنده بود کیر خیلی بزرگی هم داشتم. زن بیچاره با دیدن کیرم شوکه شده، و کیرمنم مثل یک کیر اسب جلو اون با یه چشم چشمک می زد. یهوئی شکیلا به طرف من حمله کرد، نمی دونستم چیکار می خواد بکنه، اون اومدو کیرمو دستش گرفت بعد تو یه چشم به هم زدن دهن خوشگل شکیلا نصف کیرمو در خودش غیب کرده بود و داشت با ولع تمام اونو می مکید. گرمای عجیبی سراسر وجودمو فرا گرفته بود. احساس می کردم عنصر عجیبی بعد از سالها در کیرم زنده شده بود. بدون اینکه بخوابم کار دیگه بکنم یهو ناخود آگاه شکیلا رو از جاش بلند کردم و رو تخت انداختمش و خودمم افتادم روش&#8230;. نمی دونستم دارم چیکار می کنم حسابی عصبی بودم و قدرت عجیبی که در کیرم بوجود آمده بوده منو بیشتر و بیشتر عصبی می کرد. بدون توجه به حرفای شکیلا کیرمو تا ته تو کسش فشار دادم که شکیلای بیچاره جیغ وحشتناک زد. آره کسشو پاره کرده بودم. خون از بغل کوسش روان شده بود&#8230;.خیلی هول شده بودم. به طرف لباسام دویدم، اونها را پوشیدم و از خونه فرار کردم&#8230;این داستان تقدیم می کنم به سارا.س که داستان &#8221; پاره شدن بكارتم و بهترين سكس عمرم نوشته بود. این داستان ادامه دارد، دوستان در صورتی که این داستان باب ذوقشون هست، نظر بدن تا من ادامه شو بنویسم. &#8230;&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d8%af%d9%88%da%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%86%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%ad%d8%aa%db%8c%d8%a7%d8%ac/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177480</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کس داره به چه بزرگی , کیر هم دوست داره کلفتشو جنده خانوم</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87-%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%87%d9%85-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%da%a9%d9%84%d9%81/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87-%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%87%d9%85-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%da%a9%d9%84%d9%81/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 13 Nov 2019 06:03:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اونموقع]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقت]]></category>
		<category><![CDATA[اينطور,]]></category>
		<category><![CDATA[اينكاره]]></category>
		<category><![CDATA[اينكارو]]></category>
		<category><![CDATA[بابامو]]></category>
		<category><![CDATA[بادستم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بعدازظهر]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بندازه]]></category>
		<category><![CDATA[بوداونم]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چهارده]]></category>
		<category><![CDATA[چيزايي]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيديم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستاني]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دبيرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دردودل]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[سركلاس]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرمون]]></category>
		<category><![CDATA[شيطوني]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[كامپيوتر]]></category>
		<category><![CDATA[كردمشون]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكتر]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورش]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوند]]></category>
		<category><![CDATA[ميداديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميديديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردن]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مينويسم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناگفته]]></category>
		<category><![CDATA[نامردي]]></category>
		<category><![CDATA[نبوداما]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونست]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنيد]]></category>
		<category><![CDATA[نميگفت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[با پسرم دروغ نداره كه فیلم سکسی بنويسم:از اسمهاي مستعار استفاده ميكنممن دو خاطره سكسي رو باهم براتون مينويسم كه در فاصله يك روز برام اتفاق افتادبرج سکسی 11 سال 1388 بود.من رفتم پيش يكي شاه کس از دوستام و باهاش درد و دل ميكردم.من خودم قيافم بد نيست ولي چون 17 کونی سالمه كونم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>با پسرم دروغ نداره كه فیلم سکسی بنويسم:از اسمهاي مستعار استفاده ميكنممن دو</h2>
<p>خاطره سكسي رو باهم براتون مينويسم كه در فاصله يك روز برام اتفاق افتادبرج سکسی 11 سال 1388 بود.من رفتم پيش</p>
<h3>يكي شاه کس از دوستام و باهاش درد و دل ميكردم.من خودم</h3>
<p>قيافم بد نيست ولي چون 17 کونی سالمه كونم پرپشمه ولي بعضي از دوستام هنوز خبر نداشتن و برحسب قيافم فكر</p>
<h4>ميكردن جنده كونم خوبه حالا كار ندارم من رفتم پيش رفيقمو</h4>
<p>باهاش دردودل ميكردم و بهش گفتم پستون كه اره،همسايمون به نام وحيد كه همسن خودم يعني 17 سالش بود و خيلي</p>
<h5>دوسش داشتم کوس و واقعا كون خيلي خوبي داشت بدون هيچ</h5>
<p>پشمي،صاف صاف كه من بجاي دختر فقط تو فكر اون بودم بلاخره هي بهش ميگفتم كه تو نخشمو،نميده و اينحرفا كه ديدم سکس داستان دوستم گفت برو</p>
<h6>محمد رو بكن بهتر از وحيده منم چون ایران سکس اونشب خيلي</h6>
<p>حس شهوتم برانگيخته بودم يه كم روس فكر كردمو از پيشش رفتم البته ناگفته نمونه كه رفيقم كه باهاش دردودل ميكردم اونم به درد نميخورد ولي رفتم كه از راهنماييش استفاده ببرم.بلاخره با خودم گفتم كه محمدم چيزي از وحيد كم نداره فقط يه كم تپل تره كه اونم ميشه كرد گفتم يه چيزي باشه كه ابشو در بياره هرچي ميخواد باشه باشه،آخه محمدم نميدونست كه من تو اين نخم ولي خودم يه كم سكسي بود البته اينم نميدونست كه من بدرد بخور نيستم اما اونشب ساعت هفت بود كه زنگش زدم گفتم بيا خونمون كارت دارم اونم سريع اومد ما رفتيم تو طبقه پايين و داشتيم با كامپيوتر ور ميرفتيم بابامو خانواده هم طبقه بالا بودن،داشتيم با كامپيوتر كارميكرديم ديدم ميگه فيلمي چيزي نداري تو كامپيوترت منم گفتم نه بلاخره نشستيمو حرف ميزديم اون تا اون موقع نميدونست كه من اينكاره ام،تقريبا ساعت 10 بود كه بابامو همه رفتن بيرون با ماشين بعد محمدم ميخواست بره خونشون كه يه كم باد اومد و وقتي كه داشت ميرفت من يه پايي به كونش زدم اونموقع يه چيزايي فهميد و تا دم در رفت ولي باز برگشت گفت 1 ساعت ديگه ميرم،وقتي كه باز رفتيم تو طبقه پايين گرفت خوابيد منم از روي شيطوني هي پاميزدم به كيرش اون گفت كه اينكارو نكن بلند بشه بايد جرمشم بكشي هان ولي من به كارم ادامه دادم و هي ميزدم به كونش يا به كسرش با پاهام كه ديدم گفت امروز صبح رفتم پشماي كيرمو زدم و جلق هم زدم باشه برا برداشب اما من بيتوجه بودم و بازم به كارم ادامه دادم كه ديدم بلند شد اون هيكل بزرگتر از من بود كون سفيد و بي پشم يعني مثل دختر 18 ساله بعد ميخواست بياد منو بندازه زمين ولي چون من ميرفتم كشتي با يه فن خوابوندمش و به صورتي خوابيديم كه اون منو انگول ميكرد منم اونو بعد با شلوار داشتم ميكردمش كه ديدم شلوارشو در اورد باور نميكنيد كيرم 3برابر شده بود،شلوارشو در اورد و از روي شرت كيرش زده بود بيرون وقتي شرتشم پايين كشيد معلوم بود كه كيرش كمي پشم داشت كه اونم زده بود ولي كونش اصلا يه موهم توش پيدا نميشد بعد من چون از رفيقام شنيده بودم بدون تف بكني ديرتر ابت در مياد منم بدون تف افتادم روش و هي بادستم كونشو كنار ميزدم و سوراخشو ميديدم باور نميكنيد كسي كه كل شهرمون دوست داشتن بكننش حالا داشتم ميكردمش وااااي چه سوراخ تنگي بلاخره بعد از مدتي كه عرق كرده بوديم دوتامون من تند تر هي ميكشيدم به كونش چون تف نماليده بودم حدود سيزده چهارده دقيقه طول كشيد كه بلاخره آبم اومد و تا آخرشو كردم تو كونش البته وقتي كه داشت در مي اومد يه كم كيرمو تو كونش كهردم كه اهي كشيد و سريع بيرون اورم و شرع كردم ابمو بريزم تو كونش،الان اون صحنه رو به يادم ميارم كيرم شق شده سوراخ تنگ،كون گنده و سفيد و تو سوراخشم اب ريخته بودم يعدش نوبت من شد كه بخوابم منم از پشت خوابيدم ولي گفتم چون قيافم خوب بودم و هنوز نميدونست كه من اينكاره ام باهام حاضر شد ولي اونم نامردي نكرد يه 5 دقيقه اي كرد يعد ابشو ريخت و بعدشم اون رفت خونشون.فردا ظهرش باز اومده بود پيش خونمون و به بهونه پركردن فلش ميخواست بياد تو كه من چون وقتي يه بار كون كسي بزارم بعد از طرف بدم مياد مانع ورودش شدم و فرستادمش رفت كه بعدش رابطمون به كلي قطع شد و ديگه همه حاضر به سكس نبوداما حالا خاطره ي بعدي:2روز بعد از همون سكس من رفتم مدرسه.من تو مدرسه مسئول كتابخونه بودم.زنگ كلاس كه خورد به بهونه اين كه كلاس نرم و كتابخونه رو تميز كنم سركلاس نرفتيم و يه پسره به نام محسن رو هم كه كلاس اول بود اوردم تو كتابخونه كه كمكم كنه من اون سال كلاس دوم دبيرستان بودم محسنم اول.بعدش اوردمش اونم هيچي پشم نداشت ولي تقريبا لاغر بود.اونم بدش نمي اومد باهم بكنيم ولي من روم نبود كه چطور بهش بگم چون ميگم هنوز كسي منو نشناخته بود ولي كم كم حرفشو پيش كشيدم و انگولش ميكردم اونم هيچ عكس العملي نشون نميداد.بعدش كه زنگ خورد رفتيم بيرون و ديگه اونوقت همه چيز تموم شد ولي بعدازظهرش خونه بودم كه به فكر پريشب افتادم و كيرم عجيب شق شده بود من ميدونستم اون حاضره باهام بياد به همين خاطر زنگش زدم و گفتم تا 10 دقيقه ديگه بيا خونمون اونم 10 دقيقه نكشيد كه ديدم رسيد خونمون منم گفتم بيا تو اونم اومد و رفتيم تو طبقه پايين تقريبا ساعت 5 يا 5/30 بعدازظهر بود كه دقيقا داشت مثل محمد ميشد اومد و رفت دور كامپيوتر و من چيزي نميگفتم و فقط انگولش ميكردم از زير شلوار كه اونم چيزي نميگفت و گاه به كيرش دست ميزدم ديدم شق شده بود بلاخره با اين كه داداشم طبقه بالا بود دلو زدم به دريا و اونو خوابوندم اونم سريع بدون هيچ ممانعتي گرفت خوابيد من گفتم اول از روي شرت بكنمت ولي اون صبر نكرد و سريع شلوارشو پايين كشيد كه وقتي كونشو ديدم واقعا باورم نميشد كه اينطور باشه يعني از چيزي كه از پشت شلوار ميديديم بزرگتر بود و سفيده سغيد بدون هيچ مويي من اول تف ماليدم به انگشتم و ميكردم تو كونش كه ديدم اول يه كم اخ و اوخ كرد ولي بعد چيزي نميگفت البته اون قبلانم سكس داشته بود خودش بهم گفته بودم هيچي بعد چون يه سال كوچيكتر بود مجبورش كردم برام ساك بزنه كه وقتي دوسه بار دهن گرفت ديگه ايمكارو نكرد البته چون داداشم داشت برا كنكور ميخوند ميدونستم پايين نمياد ولي به هرحال خيلي اروم كارارو انجام ميداديم تا نفهمه من كه نميخواستم مثل پريشب زود همه چيز تموم بشه هي بهش ور ميرفتم بلاخره اون گفت زود بكن ميخوام برم منم گفتم اونو تف نماليدم ولي اينو ميمالم اول يواش يواش هي روش ميخوابيدم و بلند ميش<br />
دم باوردتون نميشه كونش خيلي خوب بود.اخر يه كم كيرمو ميكردم توش اونم چون قبلا تجربه داشت چيزي نميگفت منم تندترش كردم تا بلاخره ابم در اومد و به همه جاش پاشيد بعش هي داشتم كونشو ميماليدم كه گفت بخواب تا بكنم منم چون از نامردي خوشم نمياد خوابيدم و انونم منو كرد ولي از كردنش معلوم بود كه فقط داده و زياد نكرده وللي اونشبم گذشت و ديگه هيچ كدوم باهام نيومدن.برا همين منم همه جا زودتر رفتم گفتم تا آبروشونو ببريم و همه جاهم گفتم فقط كردمشون و ندادم اونام وقتي منو ميبينن فرار ميكنن حتي حاضر نيستن از كوچه ما ديگه رد شن چه برسه بيان تو خونمون.اينارو كردم ولي تا الانم كه سال 90 هستش از فكر وحيد بيرون نميرم هنوزم كونش فرقي نكرده.بهتر از دختره.سفيد يعني همه چي تموم.اميدوارم خوشتون اومده باشه من برم برا وحيد جلق بزنم.مرسي</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87-%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%87%d9%85-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%da%a9%d9%84%d9%81/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2582</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خواهرت که میلف شده باشه واقع حشرت میکنه و &#8230;</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d8%aa-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b4%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%87-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%d8%aa-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d8%aa-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b4%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%87-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%d8%aa-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 06 Oct 2019 17:59:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدید]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[باغمون]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[جریانی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونریزی]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[روستاهای]]></category>
		<category><![CDATA[زنداداشم]]></category>
		<category><![CDATA[سرازیر]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شبهایی]]></category>
		<category><![CDATA[شهرمون]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمبرداری]]></category>
		<category><![CDATA[کارمند]]></category>
		<category><![CDATA[کامیون]]></category>
		<category><![CDATA[کلفتشو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکشو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گاییده]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفت]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاریم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وسایلو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مجالس زنانه نرگس (زنداداشم) رو فیلم سکسی با خودم میبرم جریانی که تعریف میکنم بر میگرده به تابستون پارسال که من و نرگس برای فیلمبرداری از یه سکسی عروسی رفته بودیم به یکی از روستاهای شاه کس اطراف شهرمون عروسی که تموم شد دیگه خیلی دیر وقت بود و خیلی هم خسته کونی بودیم و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مجالس زنانه نرگس (زنداداشم) رو فیلم سکسی با خودم میبرم جریانی که تعریف</h2>
<p>میکنم بر میگرده به تابستون پارسال که من و نرگس برای فیلمبرداری از یه سکسی عروسی رفته بودیم به یکی از</p>
<h3>روستاهای شاه کس اطراف شهرمون عروسی که تموم شد دیگه خیلی دیر</h3>
<p>وقت بود و خیلی هم خسته کونی بودیم و چون صبح باید میرفتم بانک گفتم سریع وسایلو جمع و جور کنیم</p>
<h4>بریم جنده با کمک نرگس جمع وجور کردیم و راه افتادیم</h4>
<p>. تو راه یه خورده با پستون نرگس شوخی کردیم و راجب اینکه امشب داماد چه بلایی میخواد سر عروس بیاره</p>
<h5>صحبت کردیم کوس که منجر به شوخیه دستی شد و چون</h5>
<p>ما از قبل هم با هم رابطه داشتیم رومون به هم باز بود از طرفی چون برادرم بیش از حد به من سکس داستان اعتماد داشت خیالم</p>
<h6>راحت بود گیر نمیده که چرا دیر اومدید. ایران سکس اینم بگم</h6>
<p>داداشم قبلا راننده کامیون بود و چون بچش کوچیک بود شبایی که تو جاده بود به من میگفت برو بخواب خونه ی ما از همون موقع رابطه ی من و نرگس شروع شد البته اولش رو خود نرگس شروع کرد چون واقعا حشرش بالا بود البته 2 تا خواهر دیگه داره که اونام دست کمی از نرگس ندارن البته نرگس قول داده خواهر کوچیکشو که اسمش نسترن هستش و واقعا هم تو مسایل سکسی توپ هستش رو برام ردیف کنه . خلاصه سرتونو درد نیارم برگردیم به داستان ما اومدیم به شهرمون یهو گفتم نرگس بد جور هوس سکس کردم اولش گفت خوابم میاد بمونه فردا بعد که دید حالم گرفته شد گفت چرا ناراحت میشی بریم اما کجا میخوای ببری؟ گفتم خیالت راحت ماشین روندوم سمت باغمون که یه اتاق وسطش هست که وسایل میزاریم و شبهایی که آبیاری داریم بعد آبیاری همونجا استراحت میکنیم بردمش باغ و ماشینو تا دم اتاق روندم و دور و برو وارسی کردم که ببینم کسی اونجا مارو نبینه بعد گفتم سریع پیاده شو و بدو تو اتاق رفتیم تو اتاق با خیاله راحت شروع کردیم به لب گیری اما غافل از اینکه همسایه دیوار به دیوار باغمون اونشب نوبت آبیاریشونه و چراغای ماشینو موقع اومدنمون دیدن شک کردن و مارو دارن دید میزنن خلاصه ما مشغول شدیم و همدیگرو لخت کردیم و نرگس شروع کرد به ساک زدن و منم با یه دستم داشتم سینشو میمالیدم و با دست دیگم داشتم با موهاش ور میرفتم اینم بگم که نرگس از لحاظ سکسی واقعا بی رقیبه خیلی تو کارش وارده بعد از اینکه حسابی کیرمو خورد گفت عادل شروع کن که دارم میمیرم منم بی معطلی درازش کردم رو پتویی که کف اتاق پهن کرده بودم یه خورده کیرمو مالیدم به کسش که حالا دیگه حسابی آبش سرازیر شده بود بعد آروم فرستادمش تو کسش و عقب جلو کردم هر دو تو اوج شهوت بودیم و داغ شده بودیم که یهو همون همسایه های باغمون که دو تا داداش بودن وارد اتاق شدن ما اصلا نفهمیدیم چی شد یه لحظه فکر کردم دارم خواب میبینم انگار کل بدنم بی حس شد و اصلا نتونستم از جام تکون بخورم بی حال افتادم رو زمین نرگس خواست سریع لباسشو برداره بپوشه که برادر بزرگتر دستش و گرفت و گفت کجا جیگر خانوم به ماهم یه حالی بده خیلی وقته منتظر همچین روزی بودم که بکنمت خواستم به سمتش حمله کنم که با دیدن گوشی دست داداشش متوجه شدم از ما فیلم گرفتن و مقاومت فایده ای نداره و ممکنه باعث خون و خونریزی بین منو داداشم جعفر بشه به ناچار نرگس رو توجیه کردم و اونم تن به خواسته اونا داد و داداش بزرگتر اول شروع کرد و ظاهره رو به شکم خوابوند رو زمین و یه بالش گذاشت زیر شکمش وبدون مقدمه کیر کلفتش و که با دیدن کس و کون نرگس شق کرده بود و چپوند تو کس نرگس و عقب جلو کرد داداش کوچیکه هم داشت با گوشی فیلم میگرفت و نرگس هم اولش با گریه و زاری داشت کس میداد ولی یه خورده که گذشت دیدم به پسره میگه درش بیار میخوام بخورم اونم درش آورد و نرگس سریع کیر کلفتشو تو دهنش جا داد و ساک زد بعد رو کمر خوابید و پاهاشو دور کمر داداش بزرگه حلقه کرد و اونم کیرشو تا ته کر تو کس نرگس و تلمبه زد و 5-6 دقیقه ای هم همینطور تلمبه زد و یهو دیدم ولو شد روی نرگس فهمیدم که آبشو خالی کرده تو کسش و یکی دو دقیقه بعد بلند شد و داداش کوچیکه اومدو اونم بدون هیچ تشریفاتی کیرشو تو کس نرگس جا داد یه کم که از جلو کردش و بعد گفت من همیشه آرزو داشتم از کون تورو بکنم نرگس که با مخالفت نرگس مواجه شد اونم یه سیلی محکم بهش زد و گفت ببین جنده خانوم الان فیلم گاییده شدنتو دارم بخوای مقاومت کنی میزارمش جلوی شوهرت و پخشش میکنم اونم دیگه چاره ای نداشت جز اینکه بگه بکن که اونم نامردی نکرد و کیرشو تا ته تو کون نرگس فرستاد بیچاره نرگس چه ناله ای میکرد بالاخره بعد از حدود 6-7 دقیقه اونم آبشو تو کون نرگس خالی کرد و بلند شدن و رفتن و ما هم برگشتیم خونه اما الانم که چند وقت از ماجرا گذشته بازم با فیلمی که تو دستشونه گاهگاهی کس و کون نرگس رو یکی میکنن.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1%d8%aa-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b4%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d9%87-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%d8%aa-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176575</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میگیره توآشپزخونه  مادرشو میگاد و آب رو هم میریزه تو دهن مامانش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%da%af%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4%d9%88-%d9%85%db%8c%da%af%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%da%af%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4%d9%88-%d9%85%db%8c%da%af%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 05 Oct 2019 08:04:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اردنگی]]></category>
		<category><![CDATA[البالو]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختن]]></category>
		<category><![CDATA[اوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[بازداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بازرسی]]></category>
		<category><![CDATA[بخونید]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمونم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهرحال]]></category>
		<category><![CDATA[بودبچه]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستونش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونهای]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهام]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهای]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[روستاهای]]></category>
		<category><![CDATA[سربازی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادن]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کارهای]]></category>
		<category><![CDATA[کردمدستشو]]></category>
		<category><![CDATA[کشوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسانس]]></category>
		<category><![CDATA[مجازات]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمم]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهی]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناچاری]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنن]]></category>
		<category><![CDATA[همراهش]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که همیشه در کون خر فیلم سکسی گیر میکنه بعد از دوره اموزشی یه اردنگی بهم زدن فرستادن به یه منطقه پرت اطراف مرز ترکیه . یه سکسی پاسگاه که نزدیک یه روستا بود.بچه های شاه کس اونجا بجز یکی و من همه اهل اونجا بودن حتی ریس پاسگاه. یه روز که کونی نوبت گشت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که همیشه در کون خر فیلم سکسی گیر میکنه بعد از دوره اموزشی</h2>
<p>یه اردنگی بهم زدن فرستادن به یه منطقه پرت اطراف مرز ترکیه . یه سکسی پاسگاه که نزدیک یه روستا بود.بچه</p>
<h3>های شاه کس اونجا بجز یکی و من همه اهل اونجا بودن</h3>
<p>حتی ریس پاسگاه. یه روز که کونی نوبت گشت من بود و داشتیم با ماشین گشت میزدیم به یه ماشین شک</p>
<h4>کردیم جنده و بعد از کارهای اولیه و بازرسی چندتا شیشه</h4>
<p>مشروب که نمیدونم اسمش چی بود پستون و کمی مواد پیدا کردیم. میخواهستم همونجا طرف رو سر کیسه کنم لااقل پولی</p>
<h5>کاسب بشیم کوس اما مامور همراه من از اون مادر به</h5>
<p>خطاها بود ترسیدم برام دردسر درست کنه. اون بابای هم که گرفتیم همراهش یه زن و یه بچه بود در حد بچه سکس داستان شیر خوره. جونم</p>
<h6>براتون بگم طرف رو اوردیم پاسگاه مرده رو ایران سکس که انداختن</h6>
<p>تو بازداشت و ماشین رو هم تو حیاط پاسگاه . زن و بچه هم تو راهرو کوچیک پاسگاه نشسته بودن من که کلا اونجا رفته بودم جنس مونث درست حسابی به چشمم ندیده بودم یه نگاه خریدارنه بهش کزدم اما مگه رو نشون میداد بی شرف همچین چادر رو رو خودش کشیده بود که فقط کمی از بینیش معلوم بود. منم بی تفاوت رفتم پی کارم. کمی بعد بهم خبر دادن که باید جانشین ریس باشم و بجز دو تا مامور بقیه برای یه کار رفتن بیرون . تو اتاق نشسته بودم که سربازی اومد و بهم گفت این زنه بدجوری بی تابی میکنه و میخواهد شما رو ببینه منم که حوصله خودمو نداشتم اما مجبور بودم بهرحال از هم صحبت شدن با این کیر کلفتها که بهتر بود. زنه اومد داخل بهش گفتم که بشینه.. نشست روبروی من .قبل از اینکه اون شروع کنه بهش گفتم.:ببین خانم شوهر شما رو با اون همه مشروب و اون مقدار مواد گرفتیم پس انتظار نداشته باش به این زودی خلاص بشه بهرحال هر جرمی مجازات خودشو داره شما هم خودتو خسته نکنننننننننن&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.داشتم این حرفها رو میزدم که چادر رو از صورتش برداشت. دهنم همینطوری وا موند. فکر کردم توهم زدم یا حشریتم زده به بشریتم و چشمهام داره البالو گیلاس میچینه. تو تهرون هم همچین حوری فکر نکنم پیدا بشه. فکر کنم خود دهاتیش هم فهمیده بود که مات مهبوتش شده بودم با شندین صداش از حال خودم درامدم..اون شوهر نیست.. پسر عمومه. چند ماه پیش شوهرم توی تصادف کشته شده . منم مجبور شدم واسه خرج این بچه قبول کنم همراهش بیام. تو رو خدا من کاری نکردم .. این سربازها گفتن منم همدست اون محسوب میشمم&#8230; و از این کسشعرها میگفت..همینطوری که چشمم به دهنش و لبای غنچه ایی خوشگلش بود فکر پلیدی تو ذهنم شکل گرفت..قیافه حق به جانبی گرفتم و گفتم: خب بهرحال شما هم تو اون ماشین بودید و این وظیفه قاضیه که تشخیص بده شما گناهکار هستید یا نه اما خب بستگی داره که من چی بنویسم تو گزارشم..برق امید رو میشد تو چشماش دید. دیدم بلند شد امد کنار میز بچه هنوز تو بغلش بود&#8230;جناب سروان الهی خیر ببینی به من و این بچه یتیم رحم کنید به خدا از روی ناچاری قبول کردم.. همین حالا هم پول نداشتم واسه این بچه شیر خشک بخرم .. گشنه اشه اگه میتونی برای من این بچه کاری بکنی تا اخر عمر کنیزت میشم..راست میگفت بچه بدجوری رو اعصاب روان بود&#8230; حس فردین بازیم گل کرد و سربازو صدا کردم بهش کمی پول دادم فرستادمش بره تا ابادی یه قوطی شیر خشک تهیه کنه.. به زنه گفتم مگه خودت بهش شیر نمیدی.. گفت که شیر خودم کمه باید شیر خشک هم بهش بدم&#8230; گفتم خب فعلا از شیرخودت بهش بده تا شیر خشک هم بیارن.. گفت حالا میدم .. گفتم خب بچه اذیته&#8230; معلوم بود روش نمیشد. کمی خومو عصبی نشون دادم گفتم: د بهت میگم بچه گشنه است بهش شیر بده.. تقریبا داشتم به نیت پلیدم نزدیک میشدم. مجبور بود کمی چادر رو بیشتر باز کنه یه بلوز مشکی تنش بود اول یه نگاهی به من کرد و کمی چرخید که مثلا من چشمم به سینه اش نیفته.. بعد دکمه اول و دومش رو باز کرد چشم به پوست سفیدش که افتاد فهمیدم که بله عجب ماهی سفیدی صید کردم..دستشو کرد توی بلوزش و سر سینه سمت راستشو دراورد سعی میکرد این کارو جوری بکنه که من نبینم اما خب مگه چشمهای من ول کن بود.. نوک نسبتا قهوه ایی سینه اش بدجوری تو چشمم اومد روی اون سینه نسبتا درشت که پر از شیر هم بود حسابی خود نمایی میکرد.. نوک پستونش رو گذاشته بود تو دهن بچه که با ازش پرسیدم: اسمت چیه ؟ چند سالته؟شهرزاد.. 26 سالمه&#8230; لهجه داشت معلوم بود مال روستاهای اطرافه.. یه جوری میخواهستم بهش بفهمونم راه رفتنش از اینجا اینه که منو یه جورایی راضی کنه..بچه ه دوباره شروع کرد به نق زدن گفتم چشه این که داشت میخورد؟گفت/»: گفتم که من شیرم کمه..؟دیگه مثبت بازی رو گذاشتم کنار بهش گفتم : تو با این پستونهای بزرگت شیرت کمه؟قرمزی خجالت رو میشد خیلی راحت روی گونه هاش دید.؟ حرفی نزد.گفتم اون یکی پستونت؟مکث کرد.. خواست بلند شه .. چون میدونستم کسی نزدیکمون نیست کمی صدامو بلند کردم و گفتم؟ بشین&#8230; بدبخت واقعا باورش شده بود که من کاره ایی هستم.. ادامه دادم .. اون یکی پستونت.. حرفی نزد خواهست سینه ایی رو که بیرون بوده بکنه تو لباسش گفتم: نه ولش کن بذار بچه راحت باشه.. چه ربطی داشت خودمم نمیدونستم چی میگم اما اون دیگه فهمیده بود&#8230; این دفعه یه دکمه دیگه از بلوزش رو باز کرد و حالا سوتین کرم رنگش معلوم شد. با دستش سر سینه اش رو دراورد و گذاشت تودهن بچه.. بلند شدم رفتم طرفش . میخواهستم از نزدیک ببینم.. چادرشو کشید روی سینه هاش با دستم چادر رو پس زدم.. نمیدنم ترس یا چیز دیگه ایی باعث شده بود کمی بلرزه.. راست شدن کیرم رو میتونست از روی شلوارم ببینه رفتم پشت سرشش . اون نشسته بود و ایستاده.. اروم چادرش رو از روس سرش کشیدم انداختم روی شونه اش. یه روسری رنگ رو رفته روی سرش بود . بهش گفتم؟ میخواهی این مسله همینجا تموم بشه..؟ حرفی نزد صدامو بلند کردمم: میخواهی ؟ با ترس لرز سرشو تکون داد و تایید کرد.. برگشتم تو راهرو رو نگاه کردم و بعد در رو بستم و قفلش کردم. خیالم راحت بود کسی مزاحمم نمیشه.. برگشتم پشت سرش زیب شلوارم رو باز کردم و کیرم رو از زندان ازاد کردم . دستم رو گذاشتم روی شونه اش بهش گفتم برگرد.. روی صندلی برگشت و وقتی منو با وضع کیر به دست دید. دهنش باز موند. مجال فکر کردن بهش ندادم به یه دستم کیرم رو نگه داشتم و با دست دیگه که گذاشتم پشت سرش موهاشو گرفتم و سرشو کشوندم سمت کیرم. مقاومت کرد اما دیگه دیر بود و گرمای کیرمنو تو دهن خودش حس کرد&#8230; یکم طولانی شد اینو بخونید نیاز به نظر دادن هم نیست بقیش رو مینویسم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%da%af%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4%d9%88-%d9%85%db%8c%da%af%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176503</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سینه گنده مامانی و دوست داشتنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 18 Sep 2019 05:48:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ارومیه]]></category>
		<category><![CDATA[اسمشون]]></category>
		<category><![CDATA[اصفهان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[اونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بازدید]]></category>
		<category><![CDATA[بخاطره]]></category>
		<category><![CDATA[بهمراه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیشعور]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پریشون]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[توانستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگار]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهای]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[درامده]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دفترچه]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[رفتبعد]]></category>
		<category><![CDATA[روسریش]]></category>
		<category><![CDATA[زمستون]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شوهرتون]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتار]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[منتظره]]></category>
		<category><![CDATA[مهمانی]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نپوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همکارش]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واحوال]]></category>
		<category><![CDATA[ویتامین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[برای گفتن که خوده شیوا فیلم سکسی اسرار داره اون بگم کردن یکی از خاله اش که تویی کار شیوا دخالت می کرد &#8211; این خاله که سکسی خاله پروین نامه داره زنی 45یا 47 شاه کس ساله 2 بچه داره داستان طوری شروع شد که پروین خانم می گفت چرا علی کونی و شیوا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>برای گفتن که خوده شیوا فیلم سکسی اسرار داره اون بگم کردن یکی</h2>
<p>از خاله اش که تویی کار شیوا دخالت می کرد &#8211; این خاله که سکسی خاله پروین نامه داره زنی 45یا</p>
<h3>47 شاه کس ساله 2 بچه داره داستان طوری شروع شد که</h3>
<p>پروین خانم می گفت چرا علی کونی و شیوا اینقدر با هم صمیمین و شاید خبرای باشه فوض درست می گفت</p>
<h4>من جنده شیوا گفتیم توی ارتباط با هم وقتی کس باشه</h4>
<p>حواسمون جمع کنیم داستان اونطوری شد پستون که شیوا خونه خالش داشت می رفت و مردی از اونجا دیده که درامده</p>
<h5>بعد خودش کوس وراد خونه خاله شده بعد سوال جالبی که</h5>
<p>خاله پروین کرده کسی ندیدی شیوا گفته نه باید کسی می دیدم بعد رنگ خاله پروین پردیده از این حرفا بعد خیلی سکس داستان هوای شیوا داشته</p>
<h6>تا اگر چیزی هم دیده باشه به کسی ایران سکس بگه بعد</h6>
<p>چند روز خاله پروین شیوا می بینه باز همون سوال می کنه که تویی خیابون کسی ندیده شیوا گفته اگر باکسی دوست اشکال نداره شما بزرگین شوهرتون فقط سر کاره از صبح تا شب بچه مدرسن و از&#8230;. این حرفها گفته اره من دیدم ولی که خالم بچه نیست من هم به کسی نمی گم که این خواستگار قبلی خاله پروین بوده دوستش داره از این حرفها فقط هم با هم صبحت می کنن و شیوا اعتماد خاله پروین به خودش جلب می کنه بعد از چند وقت شوهر خاله پروین که برای کاری به تهران رفته بود و می دونستیم قرار خبری بشه هری ما کمین کردیم بعد لحظی که اقا خونه بود شیوا در زد و در با تخیر زیا باز شد که بعد هم سریعن آقا رفت بیرون بعد از چند دقیقه من هم رفتم در زدم که اقامحمود گفته بیام دفترچه حسابی از خونه ببرم که قبلآ هماهنگ کرده بود ولی 3 روز دیرتر رفتم سراغش و زمانی که من داخل رفتم شیوا پیش خالش بود توی اتاق خواب پرشونی بهم ریخته شدن خاله پروین دیده بود خاله پروین با عجله لباس پوسیده بود که پیش من اومد با موهای پریشون و دامنی که داشت مرتب می کرد وجالب اینجا بود سوال کردم این اقا اشنا اقا محمود بود گفته نه اره همکارش بود خلاصه اون نه فهمید چی گفت من گفت فکر کنم لباس تون برعکس پوشید تازه بود که به خودش امد و رنگش بیشتر پرید خلاص من دفترچه پیدا کردم رفتم بعد منتظره تلفن شیوا شدم که با هم جایی قرار گذاشتیم که خاله پروین سوال کرده که من متوجه شدم یا نه بعد هم منتظره ببین که چون باهات صمیم هستم چیز بهم می گی یانه اون برای شیوا گفت اره ورد اسرار کرد بعد هم خاله پروین سر کس شول کرده داده همین بار اول بود از این حرفا نزدیک تابستون بود که قرار شدم خانم بره اصفهان خونه بردارش من خوشحال که خونه خالی شیوا زنگ زدم شیوا و شرایط براش گفتم دیدم گفت که موقع امتحان سال سوم بود کنکور از این صبحت ها من هم گفتم هر روز نمی خواد بیای 1 امدی هم کافیه گفت باشه &#8211; موقع اش شد خانم صبح رفت و من اون روز مرخصی بود و توی کف شیوا که ساعت 12 بود که شیوا زنگ زد وگفت یکی از دوستام میاد اونجا بزار بیاد داخل که از کامپیوتر از کجا نوشته تایپ من ببره از این حرفها گفتمش امروز نمی توانی بیای گفته نه من کمی ناراحت شدم گفت امد بهم زنگ بزن گفتم باشه اسمش چیه گفت شیرین &#8211; ساعت نزدیک 1 بود زنگ خونه به صدا در اورمد که شیرین خانم بود خانمی لاغر اندام سفید موهای حنای بلی قرمز با مانتی تنگ کوتاه طارف کردم امد داخل نشست بعد زنگ زدم شیوا گفتم دوست اومد گفت خیلی خوش تیپه گفته اره خوشکل هم هست گفتم اره ( توی یه لحظه شیوا گفت دوست داری بکنیش بدم نمی اومد گفتم نه تا شیوا هست چرا دوست شیوا دیدم شیوا گفت علی خیلی شیرین خیلی حشری تا عصر هم هستش تازه اون دختر هم نیست می توانی از کس بکنیش گفت اره گفت بله گفتم چطوری شروع کنم گفت فقط بهش بگو راحت باش من هم گفتمش خوش راحت باشه خودش شروع کنه گفت بهش خب می کنی اون هم می خواد گفت باشه ) گفتم شیرین خانم شما راحت باشید گفت خواهش می کنم مانتیو شو در اورد و روسریش یه تاپ بندی صورتی پوشیده بود با سوتین سفید و شلوار لی طوسی رنگ بعد هم کمی حرف زد و حرکتی توی خونه کرد موهای سرش باز کرد بعد حرف سکسی زد گفت چند وقت شیوا رو میکنی خیلی تعریف می ده من هم حرف اینار که شیرین خانم رفت توی کار لب این صحبت ها بعد کیرم گفت من لخت کرد و شروع به ساک زدن کرد و بعد گفت می دونم سینه های به شما حال نمی ده گفت شیوا جون گفت سینه های بزرگ دوست دارید بعد هم لحظه به لحظه ساک می زد من رو حشری می کرد من توی این فرست برم دستشویی رفتم کمی ویتامین زدم بهمراه قطر و غیره بعد دیدم خانم لخت لخت نشسته منتظر من هم زیاد منتظر نه گذاشتم ایشون کیرم دادام بهش بخوره بعد شروع به کردنش کردم کس تنگی داشت توی 20 دقیقه اول ابم داشت می ورمد البته شیرین هم ارا شده بود چون کیر من بجای بلند کلفتی زیاد داره هر دوی ما توی اوج شهوت بودیم که ابم می خواست بیاد گفت شیرین داره ابمم میاید کیرم سریع در اورد گذاشت تویی کونش من هم فشار دادم ه های کشید 3 یا 4 داخل بیرون کدم ابم امد من رفت دوشی بگیرم زیاد روم توی روش باز نشده بود زیر دوش بودم به یاد کس شیوا افتادم توپل بود تقریبا بی مو البته شیوا سبزه بود توی کف شیوا بودم که شیرین اورمد توی حمام دنبالم وگفت شیوا گفته یه زنی بهش بزنی من هم درامدم رفت بیرون دیدم شیرین رفته دوش بگیر توجه نکرده بودم من هم شیوا رو می کردم هم شیرین هر دوی اونا اسمشون با ش شروع می شد البته شیوا اسمش سیما بود که بهش شیوا می گفتن .من رفتم زنگ زدم به شیوا گفت حال می کنی با شیوا ببین چه کرده برات گفتم اره گفت شیرین چطوره گفتم خوب و تنگ گفت یعنی من گشادم گفتم نه راستی کی میای اینجا گفت می خوای بعد شیرین سیر نشدی من هم بکنی گفتم اره ولی نه کار مهمی باهت دارم گفت عصر سعی می کنم یه ساعت زودتر بیام عصر شد و شیوا امد البته توی این فاصله 2 دیگه شیرن کردم ولی خیلی خوب هم حال داد شیرین جانشیوا اومد و بهش گفتم شیرین بفرست بره شیوا به شیرین گفت برو دیگه ممنون از لطفت که شیرین گفت خوب باشه اگر می توانه تو رو بکنه من هم باشم من هم بکنه شیوا گفتش نه منو خصوصی می خواد بکنه خلاصه شیرین رفتبعد شیوا رو لخت کردم با شورت و سوتین بردم تو رخت خواب بهش گفتم یه خواهش ازت دارم گفت چیه بهش گفتم ناراحت نمیشی گفت نه مگر افتاقی افتاده گفتم نه ولی یه چیزی می خوام گفت بگو کوشتیم می خواستم از اجازه بدی تورو از کس بکنم گفت الان گفتم نه بعد الان که خالت نیست بهم گفت و علی من دخترم و اگر خواستم ازداواج کنم گفت اون هم درست می کنم گفت چطور گفتم من یه دوستی دارم دکتره از این کار زیاد کرده بیشتر خیاط تا دکتر بهم گفت بزار فکر کنم بعد لاس خشکه با شیوا زدم البته بعلاوه خوردن سینه های زیاد شیوا روزه 4 بود که خانم اصفهان بود که ساعت 12 من امده بودم خونه ساعت 2 بود که شیوا زنگ زد البته خبری ازش نداشتم من خونه اون هم رفته بودم ولی باز هم ندیده بودمش جواب تلفن هم نمی داد من گفت شاد ناراحت شده توی دلم گفتم شیوا از دستم پرید ساعت 2 بود که زنگ خونه به صدا در اورمد دیدم کسی کلید انداخت در میاد داخل گفتم نه کنه خانم ولی چرا نگفت بعد گفته بود حال حال هستم توی همین فکر ها بودم که دیدم شیوا خانم با لباس مدرسه کولی امد داخل گفت ای خونه گفتم اره سلام کرد اومد داخل بعد با هم رفتم داخل خونه گفت کجای دختر خوب نیستی چه خبر گفت هیچی کمی گرفتار بودم کار داشتم خوب چه خبر گفت هیچی ورفت توی اتاق کرد که لباس عوض کنه بعد اومد دیدم یهتی شرت سومه ای کوتاه پوشیده با شلوارک نخی سفید بعد هم اومد نشست کنارم شروع کرد صبحت کردن حال واحوال مجدد پرسیدم بهش گفت می ببینم سوتین نپوشیدی گفت شورت هم نپوشیدم گفتمش خیلی داغی گفت اره مخصوصا شیرین هم داغترم کرده گفتم چطور گفت شیرین از کس دادن زیاد حرف زد بعد از لذتش بعد هم گفت خوب کس می کنی نه محکم نه اروم بعد هم زود هم ارضا شده بود من هم می خوام کس بدم &#8211; بعد کلی شیوا اروم کردم از سکس گفتم لب گرفتم با سینه هاش بازی کردم از پشته لباس خیلی نرم اروم ماساز دادمش بعد لختش کردم شورتش پاش کردم سینه هاش اروم خورد خیلی لذت داشت کمرش شروع به خوردن کردم همینطور باکسش بازی می کردم تا خیس خیس شد بعد کمر باستن پاهش همه خارو خوردم شورتش دراوردم کسش خشک کردم خوردم بازی می کردم لحظه به لحظه تنفسش تندتر تندتر می شد بعد کیر به کسش می مالیدم اروم اروم بیشتر از 1 ساعت کارم همین بود بعد کیرم توی کسش کردم فقط وفقط سرش اروم فشار می دارم تا جایی که می توانستم با سینه هاش بازی می کردم فشار بیشتر کردم که جیغی زد ومقداری خون بیون اومد هی بهش می گفتم اروم باش اروم باش خودتو شول بگیر کیر تا نصبه فرستادم شوت خورم زیرش گرفتم تا خون ها جمع کن چند لحظی کیرم نگه می داشتم بعد اروم عقب جلو می کردم بعد فرستادمش به دستشویی تنش می لزدید همراش رفتم و خودم شوستمش بعد لحولی دورش پیچندم و روی تخواب خواب بودمش اروم می بوسیدمش وباهش حرف میزم با سینه هاش بازی می کردم تنش عرق کرده بود از ترس باهش باز یکردم بعد شورت نشون دادم گفتم توی دیگه دختر نیستی کس من شدی خندی سردی می کرد می گفت برو کمشو بیشعور زده کسمو پاره کرده می خنده رفتم خوابیدم روش و می مالودمش بعد کیرم کردم توی دهنش گفت ساک بزن شروع به ساک زدن کرد بعد با سینه هاش بازی کردم خوردم همینطور کسش با کسش خیلی بازی کردم تا تردیک به ارضا شدنش بعد کسش خیس خیس شده بود که کیرم توی کسش گذاشتم اروم اروم شروع کردم به کردن کسش و هر لحظه بیشتر فشا ر می دادم داخل گاهی هم نگه می داشتم تا اینکه کامل گذاشتم داخل تا اخر رفت تو اون روز خوب همن یک بار از کس کردمش و این وسط شیوا اراضا این بار ارضا شدن همراه با بودن کیرم توی کسش بود نه توی کونش بعد تمام ابمو روی سینه هاش ریختم شیوا اوشب رفت خونه یعنی عصر ؛ من هم شب ساعن 8 رفتم خونه اشون به بهنای دید و بازدید که شنیدم مامانش میگه خواب امروز خسته بود خوابیده من تویی ددلم گفتم بله امروز خانم شده بود چند ماهی از داستان من و شیوا می گذاشت که من با اون سکس داشتیم مثل زن وشوهر فرقی نداشت هفتی 1 بار یا چند بار گاهی ماهی هیچ بر هر حال با هم پایه بودیم تا اینکه یه روز بازهم نزدیک زمستون بود که خانم برای زیارات به مشهد رفته بودبا مامان شیوا بعد هم خونه ما خالی بود و هم خونه شیوا البته شیوا یه خواهر و برادر کوچک تر از خودش هم داشت و مهم و جالب بودن این که مهمانی از فامیل ها که ارومیه امده بود که دختر بود و 2 سال از شیوا کوچک تر بود البته پسر خاله های شیوا شب می رفتن اونجا که شب افتاقی چیزی نباشه من بخاطره کمر درد چند روز مرخصی گرفتم و خونه بودم البته هوا هم برای ما سرد بود نه برای دختر ارومیه که شیوا با اون خونه ما اومدن شیوا طبق همیشه لباس راحت پوشید به مینا گفت که لباس عوض بکنه راحت باش بعد از نیم ساعتی که خانم مینا برای عوض کردن لباس رفته بود اومد بیرون مینا با تی شرتی تنگ کوتاه با یه دامن کوتاه زرد رنگ و تی شرتی قرمز وتند چشمکی برای شیوا زدم که این چطوریش اون گفت بیخیال و پرید تویی بغلم و شروع به لب گرفتن کرد گفت اروم شیوا مینا گفت مهم نیست می دونه من هم شروع کردم به لب گرفتن حال کردن که شیوا لباس من و خودش دراورد بعد هم خوب دیگه شروع کردم به کردن شیوا از کون کس ساک زدن و هر چیز دیگه البته مینا اندامی باریک داشت تقریبا مثل شیرین ولی نسبتا سینه ها بزرگ تر بودن ولی به پستون شیوا نیم رسید جزء یک نفر که داستانهای بعدی مگم که مینا حشری شد شروع کرد به ور رفتن با خودش به شیوا گفت کونه یا کس گفت نه کون ولی کنش صدا سگ بده گفتم چرا گفت مینا میگه اگر دونفر من بکن هیچ احساسی ندارم گفتم باشه پس من برم سراغش گفت برو گفتم باش برو لباس در بیار لب بگیر با کسش بازی کن تا من بیام رفتم من که قطری مصرف کرده بودم اسپری هم زدم اومدم باهش وررفتن تا جایی که لخته لخت شده بود من سینه هاشو می خوردم شیوا اون از کس می خورد بعد خوابدومش روی شکم من کمرش می خوردم شیوا کس و کونش و اینقدر کمرش ماساژ دادم تا چشماش باز نشدن بعد هم اروم چرخدمش و کیرم گوشه لبش کذاشتم شروع کرد به خوردن بعد کیرم لایی سینه هایش گذاشتم بعد روی کسش خیل مالدم البته ماهرت شیوا هم خیلی بالا رفته بود بعد با کمی ژل کیرم توی کون تنگ مینا کردم که ه ااز دوی ما بلند شد نیم ساعت داشتم کونش می کردم شیوا کسش می خورد گاهی کیرم می لیسید و بهش تف می زد یا سینه هاشو می خورد که خانم مینا این وسط ارضا شد من موندم خوب مینا کردم نزدک 1 ساعت شد که گفت من کافیمه من هم کیرم بیرون کشیدم مینا همونجا دراز کش شد البته من موندم کس شیوا که شروع به کردن شیوا کردم نیم ساعت گذاشت که ابم می خوایت بیاد که شیوا گفت بریز توی کون مینا سریع شیوا توفی به کون مینا زد من هم کیرم توی کونش گذاشت حول دادم توش 1 دقیقه نشدم که هر چی اب داشتم توی کونش ریختم ول شدم از خستگی کمر درد شیوا روی من افتاد با سینه ها بزرگش هر 3 تایی یه 1 ساعت خوابیدم مینا 2 بار بیشتر نکردم اما شیوا خیلی الان هم که دانشجو تهران هست باز هم بیادبرنامه با هم داریم البته از پشته سر شیوا من خیلی که اهل حال بودن کردمحتی یکی از خاله های شیوا که اون هم خوده شیوا ردیف کرد چون زیاد از اون خوش نمی اومد</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2520</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی ناز خوشگل و اما حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 10 Sep 2019 05:43:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخانه]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[اينجام]]></category>
		<category><![CDATA[اينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[ببينيم]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بيشترش]]></category>
		<category><![CDATA[پررويي]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[پونزده]]></category>
		<category><![CDATA[تاريكه]]></category>
		<category><![CDATA[تنهاست]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده تو فامیل]]></category>
		<category><![CDATA[چارچوب]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيديم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهيم]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمونه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيد]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتين]]></category>
		<category><![CDATA[دخترشون]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمه]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[رفتنشون]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[سکس خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارك]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدي]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساش]]></category>
		<category><![CDATA[لباسها]]></category>
		<category><![CDATA[مادر]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامان]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورش]]></category>
		<category><![CDATA[موقعيت]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[نارنجي]]></category>
		<category><![CDATA[نامادری]]></category>
		<category><![CDATA[نبودند]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نميداد]]></category>
		<category><![CDATA[نميزارم]]></category>
		<category><![CDATA[نویسنده]]></category>
		<category><![CDATA[همسايه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/-XxkIA8NYuV0X8Zoyvancw/011/272/336/1280x720.7.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="مامانی ناز خوشگل و اما حشری" title="مامانی ناز خوشگل و اما حشری" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>كم كه اومد جلو ديدم فیلم سکسی مهساست. مهسا و مهديس با هم خواهرند ولي چه خواهرايي. از اون دخترايي هستند كه مورد دارند ولي اگه يه سکسی پسري تو محل چيزي بهشون بگه مثه شاه کس سگ پاچش رو ميگيرند. انگار اون شب ندا تنش خيلي مي خاريد. اومد جلو داشت کونی چيپس مي [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/-XxkIA8NYuV0X8Zoyvancw/011/272/336/1280x720.7.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="مامانی ناز خوشگل و اما حشری" title="مامانی ناز خوشگل و اما حشری" decoding="async" /></p><h2>كم كه اومد جلو ديدم فیلم سکسی مهساست. مهسا و مهديس با هم</h2>
<p>خواهرند ولي چه خواهرايي. از اون دخترايي هستند كه مورد دارند ولي اگه يه سکسی پسري تو محل چيزي بهشون بگه</p>
<h3>مثه شاه کس سگ پاچش رو ميگيرند. انگار اون شب ندا تنش</h3>
<p>خيلي مي خاريد. اومد جلو داشت کونی چيپس مي خورد! با هم سلام و احوال پرسي كرديم. گفت فرزاد بلند شو</p>
<h4>بريم جنده آخر پارك چون اونجا تاريكه و اگه اونجا صحبت</h4>
<p>كنيم كسي ما رو نمي بينه! پستون داشتيم صحبت مي كرديم كه يهو گفت من بايد برم گفتم آخه چرا؟! گفت</p>
<h5>خالم تو کوس خونه تنهاست و منتظر منه! بايد برم نگران</h5>
<p>ميشه. با پرو بازي گفتم منم باهات ميام. دنبالش راه افتام و با هم رفتيم در خونشون. بهم گفت فرزاد نيا &#8230; سکس داستان بابا ، مامانم</p>
<h6>خونه اند. اينو كه گفت فهميدم كه با ایران سکس خالش تو</h6>
<p>خونه تنها هستند رسيديم در خونشون. گفت برو ميخوام برم تو خونه. گفتم منم ميام. مهسا گفت تو چقدر پررويي &#8230;! برو ديگه مي خوام برم بابام تو خونه است. گير دادم گفتم منم ميام مي خوام بيام پيش بابات. زنگ زد خالش با آيفون در رو باز كرد مي خواست بره تو پا گذاشتم جلو در و نذاشتم در و ببنده. گفت بزار برم تو الان بابام مياد. گفتم نه &#8230;. گفت خالم رو صدا مي كنما. يهو صداي خالش اومد گفت مهسا با كي هستي! گفت هيچي خاله دوستمه. خالش با يه شلوارك و يه تاپ اومد جلوي در راهرو. تا منو ديد يهو رفت تو گفت ندا تو كه گفتي دوستمه. مهسا گفت خوب دوستمه ديگه.(حس كردم نمي خواد جلو خالش كم بياره). گفت مهسا در رو ببند بيا تو. زشته يكي ميبنت! تو در و همسايه خوب نيست&#8230; . نزديك نيم ساعتي با هم صحبت كرديم . زد به سرم يكم اذيتش كنم. دكمه هاي مانتوش رو تو چارچوب در باز كردم (دستش به در بود كه من نرم داخل) يه تي شرت سفيد با عكس ميكي موس تنش بود و سينه هاي كوچيكش از زير تي شرتش معلوم بود. دست گذاشتم رو سينه هاش و يكم مالوندم . هيچ كاري نميتونست بكنه چون جرأت نداشت دستش رو از جلوي در برداره مي ترسيد برم داخل. منم همونجا سينه هاش رو فشار دادم و شروع به لب گرفتن كردم. يه دفعه هولم داد گفت برو عقب كثافت ، بي شعور. دستت رو بكش عوضي &#8230; . دوباره رفتم جلو نزديك يه ربع ديگه با هم صحبت كرديم . يهو صداي خالش اومد گفت مهسا بسه ديگه دوستت رو رد كن بره، بيا داخل الان بابات مياد. اونم گفت فرزاد برو الان بابا، مامانم ميآند. گفتم يه لب بده تا برم &#8230; بهم گفت اگه يه لب بدم ميري؟ منم گفتم آره، يه لب باحال گرفتم و رفتم عقب بهم گفت خيلي خري، عوضي &#8230; ! در و بست و رفت! نزديك يك ماه از اين ماجرا مي گذشت. قرار بود طبقه بالاي خونمون رو كرايه بديم يه روز تو خونه تنها بودم كه ديدم در ميزنند . در رو كه باز كردم ديدم مهديس (خواهر مهسا ) با شوهرش و دخترشون پشت در قرار دارند. گفتم بفرمائيد امري داشتيد. شوهرش گفت مي خوايم خونتون رو ببينيم . گفتم خواهش ميكنم بفرمائيد. رفتن بالا و يه بازديدي كردن و گفتن فردا دوباره ميآند واسه صحبت كردن &#8230; . نزديك يك ربع از رفتنشون مي گذشت كه دوباره زنگ خونه به صدا در اومد آيفون رو زدم و رفتم داخل راهرو . ديدم مهسا در خونمونه .سلام كرد . گفتم سلام مهسا خانم از اينطرفا، كاري داشتين؟ گفت خواهر و شوهر خواهرم اينجا هستند؟! يهو تو يه لحظه فكر كثيفي به سرم زد. گفت آره چطور مگه؟! گفت انگار قرار بوده بيان خونه شما رو ببينند. پرسيد هنوز هم اينجا هستند؟ گفتم آره رفتن بالا خونه رو ببينن! گفت ميتونم برم بالا؟ گفتم چرا كه نه. وايسا خودم هم ميام! با هم رفتيم بالا. يه حسي بهم دست داد بهترين موقعيت بود مي تونستم هر كاري كه ميخوام با مهسا بكنم چون كسي تو خونه نبود. در رو باز كرد رفت داخل. گفت پس كجان؟ سريع در رو قفل كردم و گفتم اينجا هستند. شوكه شد &#8230; گفت در و باز كن &#8230; وگرنه داد ميكنم . بهش گفتم اي قدر داد كن تا خسته بشي چون كسي صدات رو نمي شنود. مهسا گفت بزار برم. منم گفتم شرمندتم &#8230; . گفت مي خواي چي كار كني؟! بهش گفتم هيچي بابا يه چند دقيقه اي با هم هستيم بعد برو خوبه؟ دستش رو به زور گرفتم و بردمش تو آشپزخانه و نشوندمش رو سراميكهاي كف آشپزخانه. كاملا تسليم شده بود انگار خودش هم دلش ميخواست. خم شدم طرفش و روسري اش رو از سرش برداشتم يه چنگ تو موهاش زدم و شروع كردم به لب گرفتن. آخ كه عجب لبهايي داشت. همونطور كه در حال لب گرفتن بودم شروع كردم به باز كردن دكمه هاي مانتوش هيچ اعتراضي نمي كرد منم مانتوش رو در آوردم زير مانتوش يه تي شرت نارنجي تنگ پوشيده بود. تي شزتش رو يكم دادم بالا تا دكمه شوارش رو باز كنم. گفت فرزاد چي كار ميكني؟! گفتم ببين مهسا چند دقيقه مي خواهيم با هم حال كنيم قول مي دهم هيچ آسيب جسمي بهت نرسونم. شلوارش رو تا سر زانوهاش كشيدم پايين نشستم رو پاهاش. تي شرتش رو از تنش در آوردم و شروع كردم به خوردن سينه هاش. بعد رفتم بالاتر و شروع كردم به مكيدن زير گلوش ، خيلي بهش حال ميداد چون بد جوري صداي آه و ناله اش در اومد. گفتم مهسا يكم آروم تر همسايه ها صدات رو ميشنوند آبرو مون ميره! گفت من كه ميخواستم سر و صدا كنم گفتي اينقدر داد كن تا خسته شي حالا &#8230; . از رو پاهاش بلند شدم و شلوارش رو كاملا از پاهاش بيرون آوردم. دستم رو بردم طرف شرتش تا شرتش رو در بيارم ولي نذاشت. گفتم مهسا ضد حال نزن. بذار حال كنيم قول ميدم كه بهت آسبي نزنم. گفت نه شرت رو ديگه نميذارم! گفتم مهسا &#8230; و زوري شرتش رو از پاهاش بيرون آوردم. سريع دستش رو گذاشت رو كسش! بهش گفتم آخ كه ندا تو چقدر نجيبي . گفت نميزارم! گفتم چي رو نميزاري؟! گفت اجازه نميدم ديگه به اينجام دست بزني! زوري دستش رو كنار زدم .واي كه عجب كس تميزي داشت! مثل يك غنچه گل رز بود. پاهاش رو دراز كردم و افتادم روش اينقدر عجله داشتم كه يادم نبود لباس هاي خودم رو در بيارم. تي شرتم رو از تنم در آوردم بعد دكمه هاي شلوارم رو باز كردم و شلوارم رو به سختي كشيدم پايين آخه كيرم اينقدر بزرگ شده بود كه ديگه اچازه پايين كشيدن شلوار رو بهم نميداد ، بعد از شلوار شرتم رو در آوردم و مهسا رو به زور خوابوندم رو زمين . بهم گفت جون هر كسي كه دوست داري بلند شو سراميكا خيلي يخ هستند! گفتم عيب نداره خودم گرمت ميكنم. دوباره از بالا شروع كردم به خوردن گردن و بعد سينه تا رسيدم بالاي كس اش! از رو ندا بلند شدم و اومدم جلوي پاهاش نشستم . كمرش رو گرفتم بالا و از ساق پاش شروع كردم خوردم رفتم بالا تا رسيدم به رونش. نزديك كس اش كه رسيدم ديگه نفس مهسا بند اومد و داشت از حال ميرفت! رفتم سراغ كس اش و شروع كردم به خوردن و مك زدن يكم بد مزه بود ولي خوب اينقدر حال ميداد كه چيزي از مزه اش نمي فهميدي! انقدر كس اش رو مكيدم كه مهسا به غلط كردن افتاد و قسمم داد كه بس كنم! كمرش رو آروم گذاشتم رو زمين و خوابيدم روي مهسا و كيرم رو گذاشتم بين پاهاش و ده، پونزده بار عقب جلو كردم. يهو مهسا دست گذاشت رو كس اش و گفت خواهش ميكنم به اينجام كاري نداشته باش! گفتم تا الان واسه خودت حال كردي حالا كه نوبت من شد! گفت خواهش ميكنم &#8230; . مهسا رو برگردوندم و دست گذاشتم زير شكمش و بلندش كردم. لباسها رو كشيدم زير زانوهاش و خوابوندمش رو زمين . دوباره كيرم رو گذاشتم بين پاهاش و چند بار جلو عقب كردم . زياد حال نميداد واسه همين مجبورش كردم خم بشه دستاش رو بزاره رو زمين و تكيه كنه رو زانوهاش. كيرم رو گذاشتم رو سوراخ كونش و يكم فشار دادم ولي فايده نداشت چون خيلي تنگ بود. ديدم اينجوري اذيت ميشه گفتم مهسا تو كيفت كرم ، مرم پيدا نميشه گفت چرا دارم . در كيف اش رو باز كردم يه تيوپ پر داخل كيفش بود نصف بيشترش رو ماليدن سر كيرم و از پشت گذاشتم در كونش يكم فشار دادم به سختي رفت داخل ، ولي مهسا خيلي دردش گرفت از چشماش معلوم بود . همونطور كه رو زانو هاش خم شده بود شروع كردم به تلمبه زدن يك بار دو بار &#8230;. يك لحظه دچار جنون شدم وقتي به خودم اومدم ديدم مثل اينكه خيلي درد داره چون جيغ ميكشيد . گفتم مهسا جون آروم تر ما آبرو داريم ديگه داشت آبم ميامد كيرم رو در آوردم و گذاشتم لاي پاهاش ، مهسا دستش رو گذاشت رو كيرم و چسبوندش به كسش و آبش رو ريختم تو دستش . مهسا هم كير بي حالم به همراه آبش مي ماليد به كسش. برش گردوندم دلم سوخت براش بنده خدا سر زانو هاش سياه شده بود هيچي هم نگفته بود. يه چند تا لب اساسي ازش گرفتم يه چند ثانيه اي رو هم خوابيديم بعد با دستمال كاغذي كه تو كيف مهسا بود آب رو از روي كس و لاپاش پاك كردم كمكش كردم لباساش رو بپوشه سريع لباس هاي خودم رو هم پوشيدم ديگه هوا تاريك شده بود . از مهسا بخاطر حال دادن تشكر و براي اذيت شدنش معذرت خواهي كردم وقتي مي خواست بره كمكم كرد تا كف آشپزخونه رو تميز شستيم بعد هم در و واسش باز كردم فرستادمش رفت خونه. پانویس: با سلام به 50000 نفری که داستان های قبلی من رو خوندند و بعضی ها راضی نبودند .این داستان ها هر 3 تخیلی و ساخته ی ذهن من بودند و اگر باب میل شما نبود از همه عذر خواهی می کنم و برای کسانی که در نظرات فحاشی کردند و صفات لایق خود و خانواده شان رو به من نسبت دادند تاسف می خورم. ( نویسنده ی داستان های دختر خاله ی مغرور من و پاهای دختر لوس زن دایی و بردگی برای معلمم )</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/-XxkIA8NYuV0X8Zoyvancw/011/272/336/1280x720.7.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2589</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان خیلی سکسی خوب گایده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 08 Sep 2019 06:03:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابتدایی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[توبغلم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرومزاده]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدو]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیشون]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سفیدشو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خاطره از خودم رو بهتون فیلم سکسی بگم . ببخشید اگه زیاد ابتدایی نوشتم. از اونجایی شروع می شه که من اهل هیچی نبودم یه ظاهر ساده سکسی اما همه می گفتن خیلی خوشگلی اگه شاه کس فکر می کنید این خاطره دوروغیه من عکس خودمو می ذارم که ببیند حالا .. کونی امان از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خاطره از خودم رو بهتون فیلم سکسی بگم . ببخشید اگه زیاد ابتدایی</h2>
<p>نوشتم. از اونجایی شروع می شه که من اهل هیچی نبودم یه ظاهر ساده سکسی اما همه می گفتن خیلی خوشگلی</p>
<h3>اگه شاه کس فکر می کنید این خاطره دوروغیه من عکس خودمو</h3>
<p>می ذارم که ببیند حالا .. کونی امان از رفیق بد &#8230; یه دوست داشتم که خیلی هوس باز بود همیشه</p>
<h4>جلو جنده من می گفت : من دوست دخترامو می کنم</h4>
<p>و از این حرفا تا اینکه پستون چشم و گوش منو باز کرد. یه روز دمه یه چهار راه سره یه</p>
<h5>پیچ تو کوس پیاده رو من تو حالو هوای خودم بودم</h5>
<p>که سر پیچ یهو با یه دختر خانوم بر خورد کردم بر خورد به قدری شدید بود که دختره (اسمشو نمی گم سکس داستان چون هنوزم که</p>
<h6>هنوزه دوسش دارم) تو بغلم افتاد . سریع ایران سکس بلند شد</h6>
<p>معذرت خواهی کرد منم فقط نگاش می کردم چون تا حالا دختر به اون خوشگلی ندیده بودم.خیلی ماه بود همون اول منو عاشق خودش کرد . گفت ببخشید من می تونم برم ؟ منم گفتم خسارت تصادف چی ؟ خندید و گفت : یعنی چی ؟ گفتم:قلبم سر جاش نیست دوباره خندیدو گفت من باید برم کلاس دارم گفتم میشه شمارتونو داشته باشم یه کم مکث کرد و بعد شمارشو داد بعد رفت . من اون شب دیونه شده بودم یه حس خوبی داشتم. فردا قضیه رو به دوستم گفتم اون حرومزاده هم منو وسوسه می کرد تا اینکه همش تو فکر کردنش بودم. خلاصه 2و3 هفته ای زنگ می زدم و اس ام اس می دادم تا اینکه راضیش کردم بیاد پیشم . اون روز هیچکس خونمون نبود تا شب هم نمی اومدن. ساعت 11 شد که دیدم زنگ می زنن رفتم در رو باز کردم دیدم خودشه با ترس اومد تو . رفتیم تو اتاق 20 دقیقه فقط نگاش می کردم و اون هم از وضع زندگیشون می گفت.یهو گفت راستی قلبتو پیدا کردی ؟من هیچی نگفتم اومد جلو دستشو گذاشت رو قلبم وای دستش چه گرم بود چقد نحیف و کوچولو بود. اتنگار دست خودم نبود که یه هو اروم دستشو گرفتم و بوسیدم و چسبوندم به صورتم &#8230; که یهو به فکر حرفای دوستم افتادم که کم کم کیرم راست کرد دست سفیدشو که دیدم بدتر شدم . اروم رفتم جلو و لپشو بوس کردم اونم هیچ مقاومتی نمیکرد مو هامو زدم کنار (اخه مو هام بلنده مثل emo boyها اما emo یا همون gay نیستم) اروم لبشو بوسیدم دیدم چیزی نمیکه گفتم میای توبغلم؟ بازم مکث کرد گفتم من عاشقت شدم دستشو گرفتمو اروم اوردمش تو بغلم وای چقد گرم بود شالشو در اوردم مو هاشو ریخت رو دوشش چقد این دختر نازه و خوشگله دیدم دستشو رو بدنم می کشه طبق چیزایی که دوستم می گفت لباساشو اروم اروم در اوردم اونم مقاومتی نمی کرد انگار راضی بود کاملا لخت شده بود منم لباسامو در اوردم لخت لخت تو بغل هم دراز کشیدیم فکر کنم یه 1 ساعتی می شد که دیدم نمی شه من اینو نکنم دستمو گذاشتم رو کسش گفت پرده دارما ! منم گفتم اگه نداشتی مینداختمت بیرون با هم خندیدیم و من می تونستم خیلی راحت بکنمش اون کاملا تسلیم من بود اما من این کارو نکردم به خودم گفتم اگه منم مثه اون دوسته احمقم باشم و یا رفتار کنم دیگه فرقی بین منو اون نیست واسه همین اروم کیرمو گذاشتم لای پاهاش و لباشو می خوردم دیدم ابم داره میاد . ابمو ریختم تو دستشویی اومدم دوباره پیشش گفت چرا نکردی منو ؟ گفت از عقب می تونی اما من یه کم اذیت می شم گفتم تو واسه من مثه فرشته ای یه موجود دست نخوردنی حتی دلم نمی اد بکنمت ارو درازش دادم رو تخت و کنارش تا 7 شب خوابیدم که یهو مامانش زنگ زد بهش و منم تا در خونشون رسوندمش دمه خونشون که رسیدیم ازش یه لب گرفتم و فرستادمش خونشون .. اون روز بهترین روز زندگیم بود&#8230;&#8230;&#8230; ببخشید اگه زیاد از بدنش تعریف نکردم چون روش حساسمو دوس ندارم کسی جز من محرماتشو ببینه. با تشکر : Ye Ashegh</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2594</post-id>	</item>
		<item>
		<title>روش نمیشه کس بده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d9%86%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d9%86%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 26 Aug 2019 07:13:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[امادگی]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بمونیم]]></category>
		<category><![CDATA[بودداشت]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[ترشحاتش]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[زمستون]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[کردماز]]></category>
		<category><![CDATA[کردمیه]]></category>
		<category><![CDATA[کردنشون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمه]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنمن]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میشنوم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنماز]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همراهیش]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[میکنم و هنوزم دارم بازی فیلم سکسی میکنم.از اینا بگذرم برم سراغ اصل مطلب.این قضیه که میخوام بهتون بگم از تابستون 89 شروع میشه تا زمستون 89.پارسال سکسی زمانی که میرم تو تیم (پ) با شاه کس یه بازیکنی که اسمش محمد بود اشنا شدم بعد چند وقت رفیق صمیمی همدیگه میشم کونی و کل [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>میکنم و هنوزم دارم بازی فیلم سکسی میکنم.از اینا بگذرم برم سراغ اصل</h2>
<p>مطلب.این قضیه که میخوام بهتون بگم از تابستون 89 شروع میشه تا زمستون 89.پارسال سکسی زمانی که میرم تو تیم (پ)</p>
<h3>با شاه کس یه بازیکنی که اسمش محمد بود اشنا شدم بعد</h3>
<p>چند وقت رفیق صمیمی همدیگه میشم کونی و کل مشکلاتشو به من میگفت.این اقا محمد ما از شانس خرکیش یه دوست</p>
<h4>دختر جنده داشت به اسم ارزو که من خر مایه تر</h4>
<p>از اونا هنوز ندیدم.بعد چند وقت پستون و زیر ابی رفتن با دختره هم اشنا میشم با دختره مثل پسره خیلی</p>
<h5>صمیمی میشم کوس بعد از گذشت چند ماه اینا میان به</h5>
<p>هم بزنن که دختره میزنگه بهم هی اهو ناله میکنه که من خیلی دوسش دارمو از این جور حرفا منم چند باری سکس داستان اشتیشون میدم بعد</p>
<h6>گذشت چند ماه من سر قضیه دوست دخترم ایران سکس با این</h6>
<p>دختره قطع رابطه میکنم که زمستون 89 بود میفهمم پسره به دختره گفته اگه میخوای با هم بمونیم باید پردتو بزنم و دختره هم قبول میکنه و پسر پردشو میزنه اما با دختره سرد میشه منم دنبال این جریان بودم که دیدم ارزو بهم زنگ زد و داره گریه میکنه که من خریت کردم ترو خدا کمکم کن از این جور کسشرا منم نامردی نکردم گفتم باشه.چند بار با هم رفتیم بیرون که از اون حالو هوا در بیاد بعد چند روز گفت بابام اینا رفتن لاهیجان یه روز بیا خونمون دست پختمو بخور منم از اونجایی که فکرشو خونده بودم میدونستم یه سکس با هم داریم.صبحش رفتم امام زاده حسن پیش رفیقم که تو پاساژ سهند مغازه داره یه دست لباس شیک برداشتم اومدم خونه.ساعت حولو هوش 10بود که اسپره لیدو کائینو خالی کردم رو کیرم و موتور رفیقمو برداشتم حرکت کردم به سمت صاحبقرانیه.ساعت نزدیکای 11بود که رسیدم اونجا زنگ درو زدم دیدم بدوناین که سوال بپرسه درو باز کرد منم رفتم تو.بعد این که وارد شدم دیدم جلوم سبز شد.این دختر با اون چیزی که من دیده بودم زمین تا اسمون فرق داشت.کلا هیکل خیلی خوبی داشت.نمیخوام دروغ بگم قدش یخورده کوتاه بود دوروبر 160 بود اما 3تا جیز با ارزش داشت یدونه سینه های خیلی بزرگ یدونه کون گوشتی یدونه هم قیافه ی قشنگ.تا دیدمش خشکم زد یه تاپ سبز شسبون با یه دامن کوتاه پوشیده بود که یهو گفت ادم ندیدی منم که بچه کونده پرو گفتم همچین پری خشگلی مثل تو نه.رفتم رو مبل نشستم که دیدم با 2تا شربت اومد و گذاشت رو میز منم که داشتم ماهواره میدیدم یهو احساس کردم دستش دور گردنمه وقتی برگشتم گفتش امیر تورو خدا 5دقیقه حرف نزن بزار من حرفام تموم شه منم گفتم بگو میشنوم اونم شروع کرد به کس شر گفتن که اگه تو نبودی میمردمو از این جور حرفا که دختره میزنن منم هیچ عکسو عملی نشون نمیدادم که سرشو گذاشت رو سینم گفتم چت شد یهو سرشو بلند کرد شروع کرد به لب گرفتن.من که اول شوکه بودم ما با امادگی که از قبل داشتم همراهیش کردم.دستمو بردم زیر تاپش که سینه هاشو بگیرم فهمیدم که سوتین نبسته تا خواستم تاپشو در بیارم که گفت بریم اتاق خوابم منم گفتم باشه.بغلش کردم بردم ینداختمش رو تخت و تاپشو در اوردم و شروع کردم خوردن اون سینه های گندش انقدر خوردم که نوک سینه هاش قرمز قرمز شده بودن اونم که سرمو گرفته بود و فشار میداد به سینه هاش بعد سینه هاش بعد رفتم سراغ دامنش واز پاش درش اوردم دیدم یه شرت سفید توری داره که از ترشحاتش خیس شده بود شرتشو سریع در اوردم که دیدم یه کس صورتی خوش تراش جلومه منم که مثل گاو افتادم رو کسش و شروع کردم به خوردنش از اون جایی که شنیده بودم دخترا خیلی رو چوچولشون حساسن و وسیله ای هست برا حشری کردنشون اول با زبونم یخورده با چوچولش بازی کردم که صدای اهو نالش بلند شده بود و بعد شروع کردم به کس لیسی اونم هی میگفت بخور عزیزم بخور عشقم بعد 5مین کس لیسی گفت بلند شو منم بلند شدم خودش تمام لباسامو در اورد بعد رفت سراغ کیرم و شروع کرد به ساک زدن.یجوری میخورد که انگار تاحالا کیر ندیده.بعد ساک زدنش گفتم میخوام بکنم تو کست و اونم قبول کرد.اول کیرمو مالیدم به دور کسش که با ترشحاتش خیس شده بود بعد سرشو کردم توش با یه فشار کل کیرم رفت تو کسش اونم یه اهی بلند کشید منم همین جوری داشتم تلمبه میزدم و صدای اخ اوخه اونم بلند شده بود.داشت ابام میومد که از کسش کشیدم بیرون و بهش گفتم کون میدی اول گفت نه اما بعد از یخورده کسشر گفتن رازیش کردم.یه کرم نیوا از رو میز ارایشش برداشتم خوب کیر خوردمو با کونشو چرب کردم.از اون جایی که میدونستم باید اول سوراخشو باز میکردم.اول یه انگشتمو کردم توش بعد 2تا انگشت بعدش که دیدم امادس کیرمو گذاشتم دم کونش و با یه حول فرستادمش تو یه جیغ خیلی بلندی زد معلوم بود دردش اومده اما من اون کونی که ماه ها ارزشو داشتمو ول نمیکردم اول یخورده نگه داشتم بعد اروم اروم تلمبه زدم.کونش خیلی تنگ بود اما خیلی حال داد بعد چند دقیقه تلمبه زدن خودم خوابیدم رو تختش گفتم بیا روش بشین اومد روش نشست یخورده بالا پاین کرد که دیدم همون که خودم تلمبه بزنم بیشتر حال میده.خوابوندمش رو تخت پاشو دادم بالا و شروع کردم به تلمبه زدن بعد چند دقیقه دیدم چشاش و صورتش قرمز شد که یهو بی حال شد که فهمیدم ارضا شده بعد چند دقیقه حالت سگی خوابوندمش و شروع کردم به تلمبه زدن که ابم داشت میومد که بهش گفتم کجا خالی کنم گفت رو شیکمم منم همشو رو شیکمش خالی کردم و جفتمون بی حال چند دقیقه توو بغل هم بودیم بعدش رفتیم با هم حموم که اونجا یخورده شیطونی کردیم بعد حموم هم رفتیم ناهار خوردیم و من رفتم خونه اگه سرتونو درد اوردم شرمنده.نوشتنم زیاد خوب نیست میدونم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d9%86%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2636</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دو تا جنده رو روغن میزنه تا سر بخوره بره تو کسشون</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%ba%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%b3%d8%b1-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%ba%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%b3%d8%b1-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Jul 2019 02:44:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترم]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بودخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[بیارید]]></category>
		<category><![CDATA[بیحرکت]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونمن]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تلوزیون]]></category>
		<category><![CDATA[حالاها]]></category>
		<category><![CDATA[خداخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[دارهمن]]></category>
		<category><![CDATA[دستپاچه]]></category>
		<category><![CDATA[دستتون]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانم]]></category>
		<category><![CDATA[دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[فشارشون]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کردممن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[لباساش]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مواظبم]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدادبعد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[مینشست]]></category>
		<category><![CDATA[ناگفته]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهاش]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واحساس]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[وجودمو]]></category>
		<category><![CDATA[وگذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[یکباره]]></category>
		<category><![CDATA[یواشتر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[این نظر خودمه و کاری فیلم سکسی به نظر دیگران ندارم ناگفته نماند مرد لارجیه و برای خواهرم و خونشون من و دیگران خیلی خرج میکنه.من و سکسی خواهر دیگم در خونه راحت میگردیم مثلا شاه کس با تاپ و دامن یا بلوز و شلوار.من راحت تر از خواهر بزرگترم میگردم.جریان از کونی انجا شروع [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>این نظر خودمه و کاری فیلم سکسی به نظر دیگران ندارم ناگفته نماند</h2>
<p>مرد لارجیه و برای خواهرم و خونشون من و دیگران خیلی خرج میکنه.من و سکسی خواهر دیگم در خونه راحت میگردیم</p>
<h3>مثلا شاه کس با تاپ و دامن یا بلوز و شلوار.من راحت</h3>
<p>تر از خواهر بزرگترم میگردم.جریان از کونی انجا شروع شد که یه روزتو خونه با داداشم حسین تنها بودیم که بابک</p>
<h4>اومد جنده خونمون من پای فیلم تلوزیون بودم حسین با کامپیوتر</h4>
<p>بازی میکرد.مدتی گذشت که با خندیدن پستون و وای وای کردن بابک نظرم بهش جلب شد.به من نگاهی کرد و گفت</p>
<h5>ببین گفتم کوس چی رو.موبایلشو اورد و چند تا عکس لختی</h5>
<p>بچه که مونتاژ شده بود به من نشون داد.خیلی خنده دار بود آخه برای اون بچه بجای دودولش دودول یه مرد گنده سکس داستان رو گذاشته بودن.اونقدر</p>
<h6>خنده دار شده بود بعد چند تا عکس ایران سکس دیگه نشونم</h6>
<p>داد. من تاحالا از این عکسها ندیده بودم واحساس کردم که تنم داره گرم میشه. نگاهی به اون ور اتاق انداختم و خیالم راحت شد که حسین نمیبینه.بابک هم بالای سر من ایستاده بود گفت مواظبم تو نگاه کن نگاهی بهش کردم و با لبخند باز عکسها رو دونه دونه نگاه کردم.من اونروز یه تاپ و دامن تنم بود که بابک با ایستادنش بالای سرم میتونس راحت سینه هامو دید بزنه آخه یقش باز بود.به حسین گفت که میری بررامون بستنی لیتری بگیری حسین هم از خداخواسته با پر رویی پول رو گرفت و رفت از خونه بیرون.من نمیدونستم که برای چی حسین رو بیرون فرستاد بعد گفت فرستادمش دنبال نخود سیاه تا راحت باشی.بعد دوباره برام عکسها رو گذاشت و من نگاه میکردم.عکسهای زنهای لخت و مردها که بعضیهاشون در حال حال کردن بودن.برای من جالب بود که این چیزهارو میدیدم آخه دوستام فقط تعریف میکردن.بعد گفت دوست داری فیلمشونم ببینی گفت فیلم چی گفت بذار تا باست بذارم نگاه کنی بعد نشونم داد. یه مرده تو ماشین شلوارشو در میاره و زنه براش داره میخوره من رفته بودم تو عمق فیلمه و هیجان داشتم به آخرش برسه.بهم گفت با حاله آره هیچی نگفتم احساس کردم اونم همینطور توی تاپم رو نگاه میکنه.من که حال خودمو نداشتم یه نیروی بهم میگفت که ادامه بدم.شل شده بودم. گفت عجب سینه هایی داره و هی دست به کیرش میزد از کنار چشم به شلوارش نگاه کردم معلوم بود که راست کرده باز گفت ببین چه حالی میکنن خوشبحالشون مرده چه کیری داره با حرفاش و مالیدن کیرش منم کنترل خودمو از دست میدادم و احساس کردم که یه چیزی ازم زد بیرون ترسیدم که مبادا پریود شده باشم آخه چهار روز پیش پاک شده بودم بلند شدم رفتم دستشویی شرتم رو کشیدم پایین دستمو وسط کسم کشیدم دیدم نه شهوتم اومده و برگشتم روی مبل نشستم بابک باز اومد سراغم و ادامه فیلم رو برام بذاره که گفتم خسته شدم گفت مگه کاری کردی که خسته شدی و موبایلو گرفت جلوی چشمام و گفت بگیرش.من هم باز خیره به فیلم شدم راست میگفت کیره مرده بزرگ بود و زنه هم سینه ها و اندام قشنگی داشت گفتم حسین نیاد بهم گفت حالا حالاها نمیاد و مشغول دیدن فیلم شدم .داشتم نگاه میکردم که دیدم بابک بدون مقدمه از بالای یقم دستشو گذاشت رو سینه هام وگرفتشون من سوتین نبسته بودم و یک باره یه حال عجیبی تنم رو گرفت گفت شیما جان سینه های تو کجا اون کجا نمدونستم تواون لحظه باید چی بگه و بابک میمالید زبونم بند اومده بود فقط با خجالت گفتم میشه دستتون رو در بیارید یقم گشاد میشه.بهم گفت سینه های سفتی داری شیما.گفتم یکی میاد تو زشته گفت کسی نمیاد.همینطور با سینه هام بازی میکرد ولی وجدانی حال میداد.بعد دستشو از یقم بیرون کشد و جلوی تاپمو یواش یواش داد بالا و سینه هام یکی یکی اوفتادن بیرون و اونم با حرس زیاد شروع کرد به لیسیدن و گاز گرفتن که بهش میگفتم نکن یواشتر اخ گاز نگیر دردم میاد و از این حرفها بعد از خوردن سینه هام بلند شد گفتم که خسته شده و دیگه انجام نمیده ولی نشست کنارم رونمو گرفت انداخت روی رون خودش و من عملا پاهام باز شده بودن با این کارش داشتم دیونه میشدم بعد دامنم رو داد بالا و نگاهی به وسط پام انداخت من اونروز یه شرت مشکی پام بود.دستش رو کشید روی کسم یه حال عجیبی داشت خوب بود برای من که تا بحال تجربه نکردم خوب بود.از روی شرت با کسم بازی میکرد و من بی اختیار نفسام تند تر میشد و داشتم لذت میبردم که یه باره فیلمه تموم شد بهش گوشی رو دادم و خودمو جمعو جور کردم و دامنو کشیدم سر جاش و تاپمم پوشیدم گفتم ببین چکارم کردی بهم گفت بیا اینو ببین و یه فیلمه دیگه نشونم داد و گوشی رو داد دستم منم گوشی رو ازش گرفتم و شروع کردم به نگاه کردن.رفت پایین مبل بین پاهام نشست دستش وگذاشت روی رونم و پاهامو از هم باز کرد من هم چهار روزی میشد که از پریود پاک شده بودم و تا دست بهم میزد از حال میرفتم بهم گفت یه فیلم گذاشتم که حالا حالاها تموم نشه و پاهای منو از هم باز کرد از روی شرتم به کسم زبون میزد و گرمای نفسهاش روی کسم مینشست برام باحال و شهوت آور بود زبونم بند اومده بود و نمیتونستم کاری بکنم همش احساس میکردم که من جای اون زنه توی فیلم هستم و حال میکردم لبه شرتمو کشید کنار و گفت وای ی ی عجت کس خوشکلی باورم نمیشه که همش مال خودته. و شروع کرد به لیسیدن من اولش چندشم شد ولی بعد کم کم به حال کردن تبدیل شد.لبه های کسم رو باز کرد و داخلش رو زبون زد زبونش که به خروسکم برخورد میکرد مثل اینکه توی ابرا میرفتم بی اختیار احساس کردم که شهوتم ازم خارج شد و بابک خوردش بابک خیلی حال کرد از اینکه خوردش بعد بلند شد کیرشو از شلوارش بیرون کشید ومن با تعجب نگاه کردم گفت بزرگه ببخشید دیگه نمیتونم جلو خودمو بگیرم باز اومد بین پاهام.دیگه توی اون لحظه بدم نمی اومد که باهاش سکس کنم برای اینکه شهوت همه وجودمو تسخیر کرده بود کیرشو بین پاهام حس میکردم.کیر نسبتا بزرگی بود و تا به کسم برخورد میکرد زیر دلم یکباره خالی میشد نفسهام بلندتر شد و میگفت حال میکنی خوبه و هی کیرشو به کسم میکشید.سر کیرشو با آب کسم خیس کرد و لای خط کسم میکشید.خودشم خیلی حال میکرد.یکباره کیرشو گذاشت در سوراخ کسم و یکم فشار داد من هم میدونستم ممکنه که پردمو پاره کنه ترسیدم خودمو جمع کردم گفتم چکار میکنی مواظب باش گفت مواظبم نترس و ادامه داد ومن غرق در نگاه فیلم شدم ودیگه به خودم فکر نمیکردم. اونم هی فشار میداد و هی میگفت آخ جون احساس کردم که داره میره تو تا اومدم بگم حواست باشه یه باره تمام تنم سوخت و احساس سوزش میکردم اونم کیرشو تا ته فرو کرد تو کسم و شروع کرد تکون خوردن با صدای اخ اخ گفتن من از روم بلند شد تا بلند شد دیدم سر کیرش خونیه و تازه فهمیدم که پردمو پاره کرده گفتم ببین چه کار کردی اونم ترسیده بود کسم خونی شده بود و من خیلی ترسیده بودم و کار از کار گذشته بود خودشم تا این حالت رو دید دستپاچه شد و گفت که کار از کار گذشته و دیگه نمیشه کاریش کرد و دوباره کردش تو کسم منو از مبل کشید جلو و پاهامو داد بالا موبایلو از دستم گرفت و گفت زندشو ببین من خجالت میکشیدم و گفتم زود باش تمومش کن تا کسی نیومده اونم شروع کرد تند و تند به کردن من.اولین تجربه سکس من بهم خیلی حال داد ولی به قیمت از دست دادن پردم.بهم گفت از عقب بزنم گفتم از پشت گفت آره از کونت گفتم نه دیگه گفت نمیشه آخه کمر من باریک و کون نسبتا بزرگی دارم زود کیرشو از کسم کشید بیرون و با یک تف کیرشو رسوند در کونم دلحوره داشتم برای اینکه از دوستانم شنیده بودم که درد داره.من هم در انتظار درد کشیدن که یباره احساس کردم که از درد سرم داره کیچ میره بی اختیار دادی زدم و گفتم ای از درد بخودم میپیچیدم مگه ول کن بود اونقدر منو از عقب کرد که درد کونم بهتر شد و فقط داخل و خارج شدن کیرش رو احساس میکردم که یه باره احساس کردم که سرعت کارش بیشتر شد و کیرشو تا آخر تو کونم میکنه و با یه فشار بیحرکت وایساد و فهمیدم که کارش تموم شده و ارضا شده.من خسته اونم همینطور روی من دارز کشید و من نمیدونستم توی اون لحظه چکار کنم که یه باره از روم بلند شد و شرتم رو از پام کشید بیرون و شروع کرد به خوردن از کسم خیلی حشری بود بعد شروع کرد به ور رفتن با خروسک کسم بعد از مدتی احساس کردم که یه جوراییم میشه و بی اختیار دستم رو بردم روی سینه هام و فشارشون میدادم که دیدم بابک تاپم رو در اورد و با سینه هام بازی میکرد و هر از گاهی میخودشون.تا اینکه حالت عجیب ولی خیلی باحال رو درون احساس کردم یکباره تنم لرزید و بیحرکت شدم اره آره آبم اومده بود.خیلی حال داد .بابک بلند شد و شروع کرد به پوشیدن لباساش منم لباسامو مرتب کردم ونشستم پای تلوزیون.همش به کاری که با شوهر خواهرم که کردم فکر میکردم اونم بی تفاوت بلند شد و رفت.دیگه کار من این شده بود که با بابک در هفته سکس داشته باشم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%ba%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%b3%d8%b1-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175579</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 32/44 queries in 0.009 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-08 08:19:34 by W3 Total Cache
-->