<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>فرستاد &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%D9%81%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 20:07:53 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>فرستاد &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>آخرش گذاشتم تو کس همدانشگاهیم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%85-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%87%d9%85%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%85-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%87%d9%85%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 Dec 2019 19:29:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستین]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داییمه]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستون]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[روزهای]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مشروبو]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاری]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نکشیده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیبرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سال پیش واسه ی من فیلم سکسی اتفاق افتاد به همین دلیل اسم خودمو تغییر دادم. دو سال پیش بود که پسر دایی من به نام حسین سکسی برای خوشگزرانی و تفریح اومده بود به شاه کس خونه ی ما اونا تو شهرستان زندگی میکنن موقعی که به خونه ما اومد 16 کونی سالش بود [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سال پیش واسه ی من فیلم سکسی اتفاق افتاد به همین دلیل اسم</h2>
<p>خودمو تغییر دادم. دو سال پیش بود که پسر دایی من به نام حسین سکسی برای خوشگزرانی و تفریح اومده بود</p>
<h3>به شاه کس خونه ی ما اونا تو شهرستان زندگی میکنن موقعی</h3>
<p>که به خونه ما اومد 16 کونی سالش بود ولی کلا ادم درستی نبود دور بر سیگار مشروبو همین چرتو پرت</p>
<h4>ها جنده بود. خلاصه حسین تقریبا به مدت 1 ماه خونه</h4>
<p>ی ما بود تو روزهای اول پستون اصلا حواسم بهش نبود کم کم متوجه شدم که حسین چیزیش هست اخه یه</p>
<h5>جوری نگاه کوس میکرد به من که به خودم شک میکردم</h5>
<p>تقریبا شب ساعت 7-8 بود موقع خواب داداشم هم خوابیده بود اخه طوری خوابیده بودیم که حسین وسط من چپ داداشم راست. سکس داستان راستی داداشم 5سال</p>
<h6>از من بزرگتره من اون موقع 17 سالم ایران سکس بود من</h6>
<p>با شلوارک میخوابیدم خلاصله من به بغل خوابیدم که دیدم یکی از پشت چسبیده بهم دیدم حسین. هیچی نگفتم دیدم داره خودشو به من اروم اروم میکوبونه راستشو بخوای از این حرکت خوشم میومد و یه حسی بهم دست داد همون لحظه شلوارکمو اروم در اوردم قبل از اینکه شلوارکمو در بیارم حسین از روی پتو به من میزد ولی بعد از اینکه شلوارکمو در اوردم پشت پتومو اروم اوردم پایین که دیدم حسین کاملا چسبیده بهم فهمیدم که اون میخواد با من یه حالی بکنه. منم با خودم گفتم چه اشکالی داره پسر داییمه بذار یه حالی بکنه ولی کاش صد سال سیاه این کارو نمیکردم من پوستم خیلی سفیده قیافه خوشکلی هم دارم باور کنید شاید تا همین الان که دارم اینو واستون مینویسم کل بدنم 30 تا مو هم نداشته باشه دیگه چه برسه به اون موقع تعریف از خود نیست ولی واقعیت رو باید گفت همین که حسین از پشت به من چسبید با کیر کلفت شق شدش چند بار زد به کون من وقتی پاهاش به پای من خورد فهمیدم که اونم شلوارشو در اورده وبا شرته و راستشو بخوای حس عجیبی داشتم. انگار تو اون لحظه دوست داشتم کیر بره تو کونم. تو یه لحظه برگشتم رو به حسین کردم که دیدم داره منو نگاه میکنه و لبخند میزنه یه دفعه صورتشو نزدیک به من کردو یه لب درست حسابی ازم گرفت بعد با اشاره کیرشو به من نشون داد من اروم بهش گفتم چکار کنم بهم گفت یه ذره واسم لیس بزن منم انگار تسلیم شده باشم واز خدام باشه اروم جوری که داداشم از خواب بیدار نشه رفتم پایین و شرته حسینو کشیدم پایین یه ذره مو داشت ونه خیلی زیاد اروم کلاهک کیرشو کردم توی دهنمو شروع کردم به لیسیدن. مزه ی بدی میداد ولی اینقدر شهوتم زیاد شده بود که اصلا حواسم به مزش نبود وفقط ساک میزدم 3-4دقیقه که ساک زدم دیدم حسین خودشو عقب جلو میکنه یه دفعه دیدم نزدیک به یک لیوان چای خوری اب منی توی دهنمه مزش بد بود ولی هر چی بود قورط دادم کیرش داشت میخوابید ولی باز من ولش نکردم چون خیلی حشری شده بودم حسینو بگو که فکر نمیکرد من اینقدر حشری باشم 2 تا 3 دقیقه دیگه واسش ساک زدم کیرش بازم راست شد دیدم داره میزنه بهم یه لحظه حسینو نگاه کردم میگه بیا بالا رفتم بالا بهم گفت میذاری که بکنم داخلت منم سرمو به نشانه ی رضایت بالا پایین کردم بعد پشتمو رو به حسین کردم حسین شرتمو در اورد وبه من چسبید احساس خوبی بهم دست داد بهم گفت کونتو بده بالا دادم بالا سر کیرشو گذاشت در سوراخمو فشار داد خیلی دردم میومد کیر اونم داخلم نمیرفت یکم تف به دستش زدو گذاشت در سوراخ کونم یه ذره هم زد به کیرش بعد کیرشو فشار داد تو کلاهک کیرش رفت داخل کونم دردش توصیف کردنی نبود حسین کیرش زیاد کلفت نبود ولی درازیش جای کلفتیشو پر کرده بود یه ذره دیگه تف به دستش زد وبه کیرش چسبوند داشت تلبه میزد منم خیلی دردم گرفته بود یه دفعه تمام کیرشو با یه فشار فرستاد داخل باور کنید باور کنید تا حالا هیچ دردی مثل اون نکشیده بودم حسین تقربا 10 دقیقه داشت منو میکرد که دفعه احساس کردم کیر حسین تو کونم روون شده بله ابش برای بار دوم اومده بود واونم ابشو توی من خالی کرد حسین ازم خواهش کرد که بزارم کیرش داخلم بمونه منم قبول کردم تا 5 دقیقه کیرش تو کونم اویزون بود بعد که کیرش از شقی در اومد خود به خود از کون من دراومد. خلاصه اقا توی اون 22 روز حسین منو بیش از 30 40 بار کرد کون من کاملا گشاد شده بود و اگه حسین شبش منو نمیکرد من خوابم نمیبرد وقتی حسین رفت شهر خودش و من تنها شدم مجبور بودم به دوستام کون بدم وتا همین الان که تقریبا 19 سالمه دارم به دوستام کون میدم و اگه یه روز کسی منو نکنه اونروز اعصابم خورده کون من تو این مدت خیلی گشاد شده بعضی وقتا خودمو با خیار بزرگ یا هویج میکنم باسنم غیر طبیعی شده خودم هیکل مناسبی دارم ولی باسنم خیلی بزرگو بد فرم شده امیدوارم که از این داستان خوشتون اومده باشه اگه خواستین داستان سکسی با دوستم رو هم واستون میفرستم دوستون دارم بای.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%85-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d9%87%d9%85%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">3058</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چه کس و کونی میلرزونه</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%db%8c-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%b1%d8%b2%d9%88%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%db%8c-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%b1%d8%b2%d9%88%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 10 Dec 2019 07:39:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرایشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[احساسش]]></category>
		<category><![CDATA[اطرافم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[باهامون]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بودوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[بودیمتا]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراومده]]></category>
		<category><![CDATA[درمورد]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دندونام]]></category>
		<category><![CDATA[‫دوستم]]></category>
		<category><![CDATA[دیدمیه]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سرعتشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شناختم]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لالایی]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[مانتومو]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[مخابرات]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلش]]></category>
		<category><![CDATA[میخنده]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدش]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیستخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[شب که خیلی حوصلم سر فیلم سکسی رفته بود به یه شماره الکی اس دادم البته همچینم الکی نبود؛یه قسمتیش شماره دوستم بود بقیشم شماره بابام!!هیچی دیگه سکسی طرفم جواب داد؛ظاهرا اسمش شاهین بودهرازگاهی بهش شاه کس اس میدادم ولی فقط بعضی وقتا جواب میداد؛تا اینکه یه سال بعدش یه شب خونه کونی خالم بودم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>شب که خیلی حوصلم سر فیلم سکسی رفته بود به یه شماره الکی</h2>
<p>اس دادم البته همچینم الکی نبود؛یه قسمتیش شماره دوستم بود بقیشم شماره بابام!!هیچی دیگه سکسی طرفم جواب داد؛ظاهرا اسمش شاهین بودهرازگاهی</p>
<h3>بهش شاه کس اس میدادم ولی فقط بعضی وقتا جواب میداد؛تا اینکه</h3>
<p>یه سال بعدش یه شب خونه کونی خالم بودم بهش اس دادم؛اون همش فکر میکرد من میشناسمش و سرکاریه بخاطر همین</p>
<h4>گفت جنده خب اگه راس میگی زنگ بزن صداتو بشنوم؛منم گفتم</h4>
<p>خب باشه زنگ بزن(من معمولا عادت پستون ندارم به پسرا زنگ بزنم)خلاصه زنگ زد و از ساعت یک شب تا پنج</p>
<h5>و نیم کوس صبح صحبت کردیم؛ظاهرا تو مخابرات کار میکردو اونشب</h5>
<p>شیفت بودمیگفت چهل سالشه ولی راستش باور نمیکردم؛اخه اصلا به صداش نمیومد؛فکر میکردم بیست و هفت یا هشت سالشهدیگه حسابی بهم عادت سکس داستان کرده بودیم و</p>
<h6>روزی چندساعت باهم صحبت میکردیم؛دو ماه گذشت تا ایران سکس اینکه قرار</h6>
<p>شد همدیگه رو ببینیم؛یه روز دانشگاه بودم ولی حوصله کلاس رفتنو نداشتم؛به شاهین زنگ زدم گفت همون اطرافم بیام دنبالت؟منم گفتم بیاخلاصه اومدو دیدم بله؛یه مرد حدودا سی و چند ساله س؛رفتیم یه چرخی زدیمو منو رسوند خونه؛اینم بگم که شاهین تو یه شهر دیگه زندگی میکرد که حدود یک ساعت با ما فاصله داشت ولی بخاطر کارش زیاد میومد اینجاگذشت و ما چندبار دیگه هم همدیگه رو دیدیم ولی هنوز حتی دست همدیگه رو هم نگرفته بودیمتا اینکه یه شب که من قرار بود برم دکتر با دوستم رفته بودیم؛برگشتنی زنگ زدم به شاهین گفت میام دنبالت؛دیگه دوستم هم باهامون اومد؛بعد من که خیلی گشنم شده بود گفتم یه چیزی بگیر بخوریم؛وقتی تو ماشین منتظر بودیم غذا حاضر شه ببریم,دوستم از ماشین پیاده شد با موبایلش صحبت کنه من و شاهین هم داشتیم صحبت میکردیم که متوجه شدم هر حرفی میزنم شاهین میخنده و با یه حالت عصبی به سرم دست میکشه؛تعجب کردم ولی بروی خودم نیاوردم؛شامو که خوردیم ما رو رسوند خونه دوستم و رفتشبش داشتیم باهم صحبت میکردیم؛گفت ساناز بیا فردا هم ببینیم همدیگه رو؛گفتم باشه کجا؟گفت دفتر!گفتم باشه؛ساعت هفت و نیم بیا دنبالم چون ظهر نوبت آرایشگاه داشتمخلاصه صبح اومد دنبالم و رفتیم دفتر!فکر میکردم دفترش حداقل منشی و آبدارچی داشته باشه(یادم رفته بود شاهین چون فکر میکرد من میشناسمش درمورد کارش بهم دروغ گفته بود,وقتی رفتم دفترش کارشو میدونستم ولی فکرشم نمیکردم که هیچکس اونجا نباشه)وقتی رفتیم بالا کلید انداخت درو باز کرد و من رفتم تو؛هم تعجب کرده بودم هم یه کم ترسیده بودم ولی گفتم شاهین اهل این برنامه ها نیستخلاصه رفتم تو و نشستم رو روبروی میزش خودشم رفت پشت میزو یه کم با کامپیوتر ور رفتهمینطور که با کامپیوتر مشغول بود گفت راحت باش شالتو درآر گفتم خوبه همینجوری راحتم اونم هیچی نگفت پاشد رفت آشپزخونه منم گفتم پاشم یه نگاهی بندازم؛همه جا شلوغ و بهم ریخته بود؛داشتم برمیگشتم که بشینم که تو اتاق کناری که درش باز بود یه تخت دیدم!یه لحظه قلبم وایساد؛رفتم نشستم سرجامشاهین هم کنارم شالمو کشید گذاشت کنار و گفت حالا بهتر شد؛بعداومد کنارم نشست رو صندلی پاهاشو دراز کرد؛داشتیم صحبت میکردیم که یهو دستمو کشید برد تو اون یکی اتاق دراز کشید رو تخت و گفت من خیلی خستم برام لالایی میخونی؟دستامو تو دستاش گرفته بود و صاف تو چشام نگاه میکرد؛هیچی نگفتملباشو گذاشت رو لبام؛هیچکدوممون حرکتی نکردیم؛چند لحظه بعد من آروم لبامو تکون دادم و شروع کردیم به خوردن لبای همدیگه؛سرشو آورده بود بالا منم خم شده بودم رو صورتش؛یهو منو کشید زیر و اومد روم و همینطور که لبامو میخورد دکمه های مانتو مو باز میکرد مانتومو که درآورد شروع کرد به خوردن گردن و پشت گوشام و با دستاش سینه هامو میمالید؛ تاپمو و بعدشم سوتینمو درآورد و رفت سراغ سینه هام؛راستش تا اونروز با کسی سکس نداشتم بخاطر همین خیلی لذت میبردمشاهین همینطور داشت میرفت پایین و من واقعا نمیدونستم باید چیکار کنمدستشو برد سمت شلوارم که درش بیاره که دستشو گرفتم؛با یه حالت جدی نگام کرد و گفت کاری ندارم برام جالب بود اخه شاهینی که من می شناختم اصلا جدی نبود؛همش شوخی میکرد و میخندید؛نتونستم مقاومت کنم دستمو برداشتم و چشامو بستم شورت و شلوارمو درآورد؛خودشم سریع لخت شد و اومد روم؛کیرشو لای پام حس میکردم؛ باز شروع کردیم به خوردن لبای همدیگهکم کم رفت پایین تا رسید به کسم زبونشو گذاشت زیرش محکم کشید بالا با زبونش میکرد تو کسم نوک دماغش میخورد به چوچولم؛یه دفعه زبونشو پهن کرد و رو چوچولمو فشار داد..دیگه نفسم درنمیومد اومد بالا و بغلم کرد..چندلحظه همینطور بغلش بودم آروم دستمو بردم سمت کیرش و گرفتمش تو دستم و شروع کردم به مالیدنش بعد بلند شدم و شروع کردم به ساک زدن؛نمیدونستم چطور اینکارو کنم که لذت ببره فقط میدونستم که دندونام نباید بهش بخوره؛همینطور که میخوردم هرجا که بیشتر آه میکشید همونجا رو محکمتر میخوردم و میمکیدمچند دقیقه که این کارو کردم منو خوابوند و پاهامو گذاشت رو شونه هاش و کیرشو گذاشت رو کسم؛محکم میمالیدش به کسم و آه میکشید بعد منو برگردوند و کیرشو با آب کسم خیس کرد و گذاشت رو سوراخ کونم و فشارش داد که جیغم رفت هواچند لحظه صبر کرد تا عادت کنم و همینطور با کسم ور میرفت و انگشتشو میکرد توش بعد آروم بقیه کیرشو فرستاد تو کونم؛خیلی درد میکشیدم..دردش فقط تو کونم نبود همه جای بدنم احساسش میکردمکم کم شروع کرد به تلنبه زدن و بعد سرعتشو بیشتر کردسروصدای جفتمون دراومده بود؛دیگه داشتم لذت میبردم؛درد هم داشتم شاهین سرشو آورده بود کنار گوشمو همینطور که تلنبه میزد در گوشم میگفت بهت گفته بودم پوستتو میکنمده دقیقه بعد من ارضا شدم؛شاهین هم سرعتشو بیشتر کرد و بعد کیرشو کشید بیرون و آبشو رو کمرم خالی کردبعداز اون بازم باهم سکس داشتیم ولی هیچکدومش مثل بار اول نشد&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86%db%8c-%d9%85%db%8c%d9%84%d8%b1%d8%b2%d9%88%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177574</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خوشگل و بلند کولین کیر کلفت سیاهش رو امتحان میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%da%a9%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%a7%d9%85%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%da%a9%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%a7%d9%85%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 04 Dec 2019 08:57:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراف]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انتظارشو]]></category>
		<category><![CDATA[انتقادات]]></category>
		<category><![CDATA[اونورتر]]></category>
		<category><![CDATA[اوووووووووووووف]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[بااینکه]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[بوددوست]]></category>
		<category><![CDATA[بینشون]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[توروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[جریانو]]></category>
		<category><![CDATA[جورائی]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خاصیتی]]></category>
		<category><![CDATA[خرامان]]></category>
		<category><![CDATA[خوردن‬]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دامنمو]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دسترسی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[قسمتهای]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کردماونم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونی]]></category>
		<category><![CDATA[همينجا]]></category>
		<category><![CDATA[همينجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجاست]]></category>
		<category><![CDATA[واسادم]]></category>
		<category><![CDATA[واساده]]></category>
		<category><![CDATA[یادآوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مربوط به روزای آخر سایت فیلم سکسی آویزوونه که فقط کمی ویرایش شده . حتی اعتراف کرده بودم که ویرایشش هم کار من نیست .با عرض پوزش سکسی ، به علت عدم دسترسی به اینترنت شاه کس غیبتم کمی طولانی شد به همین دلیل اگه اجازه بدین یه چند دقیقه انتهائی جریانو کونی یادآوری کنم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مربوط به روزای آخر سایت فیلم سکسی آویزوونه که فقط کمی ویرایش شده</h2>
<p>. حتی اعتراف کرده بودم که ویرایشش هم کار من نیست .با عرض پوزش سکسی ، به علت عدم دسترسی به</p>
<h3>اینترنت شاه کس غیبتم کمی طولانی شد به همین دلیل اگه اجازه</h3>
<p>بدین یه چند دقیقه انتهائی جریانو کونی یادآوری کنم و بعد به قسمت جدید برسیم .و یه خبر واسه دوستان کم</p>
<h4>تحمل جنده …. چیز زیادی به پایان داستان نمونده …. لعنتی</h4>
<p>…. خونسردیش لجمو در اورده بوددوست پستون نداشتم کم بیارم …کاملا مطمئن بودم که دیگه هیچ وقتی نمونده &#8230;پس … با</p>
<h5>خودم عهد کوس کردم قبل رفتن تقاص این بی تفاوتیشو ازش</h5>
<p>بگیرمبهش گفتم : تموم شدی واقعا ؟جواب داد : اره جیگر … تمومپا شدم … رفتم جلو آينه ای که ِتو مطب سکس داستان به دیوار زده</p>
<h6>بود تا خودمو مرتب کنمبا چشای از حدقه ایران سکس در اومده</h6>
<p>داشت منو که عین مانکنا خرامان خرامان به سمت آینه میرفتم تعقیب میکرد &#8230;جلوی میزش که رسیدم شالمو کامل در اوردم …و گذاشتم رو میز جلوش …کش موم رو در اوردم و موهامو دم اسبی کردم &#8230;نمیدونم بهتون کفتم یا نه &#8230;موهام اونقد بلنده که تقریبا تا در کونم میرسه &#8230;wow چقدم خوشگل شده بودم … خودم هم رفتم تو کف تصویر توی آینه &#8230;با عشوه تمام و به آرومی آآآآهی کشیدم و گفتم : خیلی بی خاصیتی &#8230; فقط موهامو خراب کردی &#8230; یهو ديدم اومد و از پشت سر بهم چسبيد …کیرش کاملا اومد لای کونمو پر کرد &#8230;بغلم كرد … جفت سینه هامو با دستاش گرفت و شروع كرد به خوردنِ پشت گردنم …كيرشو يه جورائی بيش از حد پشت كونم حس می كردم … راااااست کرده بود بدبخت &#8230; همينجور كه گردنمو میخورد و سینه هامو میمالید گفت : جورش كنم ؟خیلی تمسخرآمیز جواب دادم : جور بود … خودت نکردیش- بس کن دیگه &#8230; جور كنم ميايی ؟- كجا؟- یه خونه خالی مشتی تو دستم دارم- عمرا … خونه خالی ؟ &#8230; اونم با تو ؟؟؟ …. امکان نداره &#8230;- چرااااا خوشگله ؟… خيلی تو کفتم بخدا …با کلی عشوه جواب دادم :- همينجا … اگه ميتونی بکنیش جاش همینجاست &#8230; اينو كه گفتم با صدای لرزززززووون گفت يعنی ميگی همينجا بكنمت ؟خمااااااااار خمار جواب دادم اومده بود بکنیش ولی دیگه شدنی نیست ….( تو دلم داشتم بهش میخندیدم )و هی تو بغلش وول میخوردم &#8230; آرووم منو تو بغلش چرخوووند …رودر رو که شدم باهاش ، زبونشو فرستاد تو دهنم و شروع کرد به خوردن لباااااامدستاشو گذاشت رو دوتا دوشام و فشارم داد به سمت پائین …منو نشوند رو صندلی کنار آینه و خودش جلوم واساد اوه اوه … جا خوردم …شلوارشو در اورده بود و کیر شقشو گرفته بود جلوی لبام &#8230;.نامرد &#8230; اصلا متوجه نشدم کی درش اورده &#8230; ( یادم رفته بود بهتون بگم که یونیفرم سفیدش همیشه کوتاه بود )آها …. واسه همین بود که احساس متفاوتی نسبت به کیرش داشتم &#8230;.حتما وقتی جلو آینهِ بودم شلوار و شورتش رو با هم در اورده بودو حالا با يه كير كاملا شق شده جلوم واساده بود و ازم میخواست واسش ساک بزنم …wowwwwwwwwwwwwwwچقده هم کلفت شده بوووود …اوووووووووووووف &#8230;..….…&#8230; ابدا انتظارشو نداشتم &#8230;داشتم خودمو واسه ترک اتاق آماده میکردم و اصلا آماده مواجه شدن با همچی چیزی نبودمحس بدی بهم دست داد &#8230;آخه حتی درحین سکس هم دوست ندارم طرفم صاف پاشه و کیرشو بگیره جلوی دهنمنه اینکه از ساک زدن بدم بیاد &#8230; خیلی هم دوست دارم ….ولی همچی کاری حتما به یه مقدمه ای چیزی نیاز داره &#8230;یه جورائی واسم توهین آمیز بود از تعجب با دهن باز خشکم زد ….اونم کلاه کیرشو گذاشت رو غنچه وا شده لبام و آروم سعی کرد هلش بده تو &#8230;با اینکه خیلی داااااغ بود ولی چندشم شدلبامو بستم … سرمو چرخوندم به بغلو بهش نهیب زدم &#8230;خجالت بکش &#8230;جمع کن اینو &#8230; دست راستشو گذاشت پشت سرم &#8230; زیر دم اسبیمو گرفت و با فشار سرمو برگردوند و سعی میکرد تا کیرشو بذاره تو دهنملبامو بستم و به شدت مقاومت میکردماونم التماس میکرد &#8230;&#8230;&#8230;تو رو خدا &#8230;دارم میمیرم &#8230;فقط یه ذرررره &#8230; تمام نیرومو جمع کردم تو دستام &#8230;هلش دادم عقب , پاشدم و شالمو برداشتم &#8230;کمی اونورتر واسادم و با التماس بهش گفتم : تمومش کن توروخدا &#8230;اومد جلو &#8230; خیلی سریع منو کشید تو بغلش و در گوشم با صدای لرزوووون گفت : مگه خودت نگفتی همینجا بکن ؟ &#8230;دستشو حلقه کرد دور کمرم &#8230; کیرش درست رفته بود لای پام &#8230;بااینکه دامنم بینشون بود ولی کاملا گرمای کیرشو رو کسم حس میکردم کاملا مشخص بود که حسابی حشری شده و تا دو سه هفته از شق درد خواهد مرددر نهایت خوشحالی از موفقیتی که به دست اورده بودم چشامو واسش خمار کردم و با شیطنت کامل در گوشش گفتم :اگه زرنگ بودی تا حالا کرده بودیش &#8230;حالا که دیگه باید برم &#8230;با همون صدای لرزووووون و عصبی ازم پرسید :جدی جدی خیلی دوست داشتی بکنمت ؟با طعنه و لبخند جوابش دادم :واسه همین اومده بودم تنبل خان …هنوووووووزم میخواااااااام ….اینو گفتم و لبامو گذاشتم رو لباش &#8230;کیرشو با دستم گرفتم و یکم واسش مالوندمش …خرکیف شد &#8230;به خیال اینکه نونش دیگه تو روغنه دستاشو از دور کمرم باز کردتا دامنمو بکشه پائین &#8230; خیلی محکم عقبش زدم و با عشوه کامل ادامه دادم : آخه تو چه دکتری هستی که درد مریضتو نمیدونی &#8230;بدون اینکه فرصت دیگه ای بهش بدم به سرعت شالمو سرم کردم &#8230; لای درو باز کردم و پیروزمندانه خزیدم بیرون &#8230;تو دلم داشتم از موفقیت کامل خودم ریسه میرفتم ….در رو که پشت سرم بستم با چیزی مواجه شدم که اصلا انتظارشو نداشتم &#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%da%a9%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%a7%d9%85%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177315</post-id>	</item>
		<item>
		<title>یکی از شاه کس ترین پورن استار ها خوب کرده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 03 Dec 2019 08:11:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[ازونجا]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[ايندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اينكارو]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بلوزمو]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[حرفامون]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خانومش]]></category>
		<category><![CDATA[خانومم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روسينه]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهام]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[طولاني]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقونه]]></category>
		<category><![CDATA[عموهام]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فشارداد]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[لبهامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماجراهاي]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفتي]]></category>
		<category><![CDATA[مردونش]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[ميبوسيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردو]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنيم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنم]]></category>
		<category><![CDATA[همينجور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خونه ها جداست- عموي بزرگم فیلم سکسی دوتا پسر داره كه يكي ازدواج كرده و اونيكي عشق منه كه ٤سال از من بزرگتره- هميشه از بچگي زن سکسی عموم منو عروسم صدا ميكردو اين تو شاه کس ذهن منو امير(عشقم) جاشده بود- واسه همين هميشه هواي همو داشتيمو خيلي صميمي بوديم-داستان ازونجا کونی شروع ميشه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خونه ها جداست- عموي بزرگم فیلم سکسی دوتا پسر داره كه يكي ازدواج</h2>
<p>كرده و اونيكي عشق منه كه ٤سال از من بزرگتره- هميشه از بچگي زن سکسی عموم منو عروسم صدا ميكردو اين</p>
<h3>تو شاه کس ذهن منو امير(عشقم) جاشده بود- واسه همين هميشه هواي</h3>
<p>همو داشتيمو خيلي صميمي بوديم-داستان ازونجا کونی شروع ميشه كه من 16سالم بود امير دانشجو بودو مدتي بودكه مدل حرفامون رنگو</p>
<h4>بوي جنده ديگه داشت- وقتاي تنهاييم جديدا همش تو بغل هم</h4>
<p>بوديم- يه روز امير به بهونه پستون كمك كردن تو درسا اومد خونه ما مامانم داشت ميرفت مطب همينكه مامان رفت</p>
<h5>سرمو گذاشتم کوس رو پاش خودمو لوس كردم گفتم حوصله ام</h5>
<p>سر رف برام بخون- اونم موهامو ناز كردو شعر پريا(داريوش) برام خوند-گرماي دستاش كه روي موهام حركت ميكرد حس عجيبي بهم داده سکس داستان بود چشمام خمار</p>
<h6>شده بودو نگاش ميكردم اونم با يحالت خاصي ایران سکس نگام ميكرد-با</h6>
<p>پشت دست صورتمو ناز كردو گفت ميدونستي تو پريه مني؟دستشو گرفتم بوسيدم گفتم پس توهم همونيكه قراره با اسب سفيد بياد دنبالم-يكم به هم خيره شديم ناخودآگاه خمشد روم لبهامو بوسيد گيج بودم بدنم داغ شد- حس خوبي بود اوليبار بودكه اينكارو ميكرد يه كم نگام كرد چشمامو بستم اونم دوباره لبامو بوسيد ولي ايندفعه يه بوسه داغو طولاني كه حسابي مستم كرد كم كم لبامو با لباش گرفتو مكيد منم خودمو سپردم دست اون نميدونم چه قدر طول كشيد فقط ميدونم رو ابرابودم دستمو انداختم دور گردنشو خودمو كشيدم بالا جوريكه نشستم روپاش قلبم تند ميزد همونجوركه لب ميخورديم،يهو دستشوازرو گردنم كشيدبه سمت پايين آروم گذاشت روسينه ام-واي يه لحظه نفسم بنداومد آروم فشارداد انگار برق به تنم وصل كردن حس خوشايندي داشتم اين آرزوي من بودكه منو مثل يه زن ببينه نه يه دختر بچه-اونروزا سينه هام هنوز خيلي بزرگ نبود اما حالت قشنگي داشت- دستاي مردونش روسينه هاي تازه ي من حركت ميكردو من با هر فشاردستش نفسم بند ميومد-حالا داشت گردنمو ميخورد منم دستم تو موهاش بود- آروم دكمه هاي بلوزمو باز كرد و اونو در آورد زل زد به تنم براي اولينبار از نگاهش خجالت كشيدم- سرمو آورد بالا تو چشمام نگاه كرد گفت خانومم ازم خجالت ميكشه؟ واي قند تودلم آبشد اون همش منو عروسك صدا ميكردو حالا ديگه خانومش بودم يعني بزرگ بودم باز لبامو بوسيد گفت تو مال مني نبايد خجالت بكشي، دودستي سينه هامو گرفت و آروم فشار داد بعد بغلم كرد و سوتينمو باز كرد- درش آورد و بوييد و بعد زل زد به سينه هام بي اختيار خودمو جمع كردم دستامو گرفتو از هم باز كرد گف بذار بدن نازتو ببينم يكيشو گرفت دستش واي چقدر داغ بود يه نفس عميق كشيدم يهو بلندم كرد برد رو تخت منو خوابوند اومد روم شروع كرد ب خوردن-اول با زبون نوك سينمو بازي داد كه من داشتم ديونه ميشدم بين پاهام احساس كردم پف كرده پاهامو به هم فشار ميدادم بلند آه ميكشيدم مثل بچه ها سينمو ميك ميزد كم كم رفت پايين همينجور تنمو ليس ميزد حس ميكردم ازمون بخار بلند ميشه ازداغي-رسيد به شلوارم با آرامش شلوارمو در آورد و من هنوزم در تعجبم كه چرا مخالفتي نكردو اينقدر راحت خودمو بدستش سپردم شايد اعتمادي كه از بچگي داشتم به پاهام دست كشيد عضله هام بي اختيار منقبض ميشد- از زانوهام شروعكرد به بوسيدن و ماليدن تا رسيد به شرتم-دستشو كه گذاشت رو كسم نزديك بود ازحال برم داغيه دستاش داشت ديونم ميكرد كسمو از رو شرت گرفتو آروم فشار داد بي اختيار ناله كردم مثل تو فيلما تازه ميفهميدم جيغو فرياد زنا تو فيلم از رو لذته-همه چي برام عجيب بود-كسمو بوسيد و يواش گاز گرفت بعد همينجور كه شرتمو ميكشيد پاين ميبوسيد دستمو گذاشتم رو شرتم ناله كردم امير؟ اومد بالا لبمو بوسيد وگفت خانومم نترس تو مال مني مطمئن باش كاري نميكنم آبروت به خطر بيافته-بعد يه لب عاشقونه ازم گرفتو با بوسه رفت پايين با نوازش شرتمو درآورد باز پاهامو جمع كردم اونم شروع كرد به بوسيدن شكمو بالاي كسم تا كم كم رامش شدم و پاهامو باز كرد يكم به كسم نگاه كرد كه نفساش و احساس ميكردم وقتي لبشو گذاشت رو شيار كسم احساس كردم دارم ازهوش ميرم يهو زبونشو فرستاد لاي كسم كه آه و ناله ي من بدجور شروع شد با هر ليسي كه از لاي كسم ميزد از ته دل ناله ميكردم و اون قربونم ميرفت يهو احساس كردم قلبم تو كسم ميزنه ناله هام به جيغ تبديل شد اونم كارشو تندتر كرد و زبونشو ميكشيد رو سوراخم پاهام هي جم ميشد لب وسط كسمو(كه بعد فهميدم اون قسمت چوچوله) گرفت دهنش شروع كرد به مکيدن چشام سياهي ميرفت يهو همه تنم لرزيد كسم بدجور نبض داشت انگار ميخواس چيزي بپاشه با يه آه بلند انگار كه از يه بلندي افتادم از حال رفتم- با بوسه هاي كه از كمرم ميرد به خودم اومدم چشام وا نميشد با بوسه تا گردن اومد احساس سرما ميكردم پتو كشيد روم منو تو بغلش گرفت تو گوشم حرفاي عاشقانه زد- خوابم ميومد اونم نازم ميكرد- وقتي بيدارشدم سرم رو سينه اش بود اونم خوابيده بود- حس قشنگي داشتم مثل تعلق بوسيدمش بيدار شد محكم بغلم كرد-لطفا نظر بدين اگه خوبه ماجراهاي ديگمونم بنويسم-</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177312</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گایدن کس جنده خانوم در هوا</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d9%88%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d9%88%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 02 Dec 2019 08:09:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اخخخخخ]]></category>
		<category><![CDATA[ازهمون]]></category>
		<category><![CDATA[ازونجا]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاس]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[باحالیه]]></category>
		<category><![CDATA[بازکرد]]></category>
		<category><![CDATA[بخورید]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براحتی]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[بمالونم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تودهنش]]></category>
		<category><![CDATA[توکونت]]></category>
		<category><![CDATA[توکونش]]></category>
		<category><![CDATA[توهمین]]></category>
		<category><![CDATA[جاخورد]]></category>
		<category><![CDATA[جوووون]]></category>
		<category><![CDATA[جووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چندروز]]></category>
		<category><![CDATA[خابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهای]]></category>
		<category><![CDATA[داستانو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[درومده]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[روزمین]]></category>
		<category><![CDATA[روکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سرازیر]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صمیمیم]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلشون]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[گداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشتیش]]></category>
		<category><![CDATA[گوشتیه]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینه]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیکی]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میخونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشینم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکوبید]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندو]]></category>
		<category><![CDATA[میموند]]></category>
		<category><![CDATA[مینداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورد]]></category>
		<category><![CDATA[نیوردم]]></category>
		<category><![CDATA[هروقتم]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادمو]]></category>
		<category><![CDATA[وقتیکه]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[یکی از همسایهامون رو بگم فیلم سکسی که مربوط میشه به قبل انتخابات88:من مهدی یا همون میتی یه رفیق صمیمیم دارم که اسمش نیماس خیلیم بچه باحالیه سکسی ما همسایه های زیادی داریم که با شاه کس توجه به بافت قدیمی محله مون همه باهم گرمو صمیمیم مثل محله های قدیم که کونی انصافا ادمای [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>یکی از همسایهامون رو بگم فیلم سکسی که مربوط میشه به قبل انتخابات88:من</h2>
<p>مهدی یا همون میتی یه رفیق صمیمیم دارم که اسمش نیماس خیلیم بچه باحالیه سکسی ما همسایه های زیادی داریم که</p>
<h3>با شاه کس توجه به بافت قدیمی محله مون همه باهم گرمو</h3>
<p>صمیمیم مثل محله های قدیم که کونی انصافا ادمای خوبی هستن تو بین همسایهامون چندتا خانوم هستن که منو نیما خفن</p>
<h4>تو جنده کفشونیم بعضی وقتا به نیما بشوخی میگم از زنت(فلانی)</h4>
<p>چه خبر خلاصه کلی هم بیادشون پستون جق میزنیم. یکی از اون همسایه ها اسمش لادنه. شوهرداره یدونه بچم داره سن</p>
<h5>خودشم حدودا کوس 35سال ایناس استیلش اینطورس که یه کون داره</h5>
<p>که وقتی میبنی ابت میاد پاهاش معلومه خفن توپولو گوشتیه پوستش بد نیس عینکیم هست زیادم مذهبی نیستن سینه های نسبتا درشت سکس داستان اما هرچی از</p>
<h6>کونش بگم کمه طوریه که وقتی راه میره ایران سکس از پشت</h6>
<p>دو لپش بالا پایین میشه هروقتم میومد خونه به ننم سر بزنه چادر میپوشید بدجور چادر لای لپاش میموند که ادموحشری میکرد.خلاصه اینطور بودکه روزا میگذشت من دانشجو بودمو نیما مکانیکی کار میکرد. یروز که داشتم از دانشگاه میومدم دور میدون شهرک غرب دیدم لادن خانم از یه ماشینه مدل بالا پیاده شد موقع پیاده شدنم باهاش دست داد خیلی رفتم توفکر گفتم شاید فامیلشون باشه اما بهش نمیخورد خلاصه فکری خورد بسرم.باخودم گفتم حالشو میگیرم ازین راه میتونم ازش باج بگیرم یروز که مطمئن بودم شوهرش سرکاره زنگ زدم خونشون سلام علیک کردم خودمو معرفی کردم خفن ترسیده بودم اما از طرز خداحافظیش بااون یا اون ماشینه یارو مطمئن بودم فامیلشون نبوده بعداز سلام علیکو اینا قضیرو پرسیدم گفتم عکس گرفتم گف بتوچه اشنام بوده گفتم به شوهرت میگم گفت زر نزن هرگهی میخای بخوری بخورقطع کرد ترسیدم نکنه واقعا اشناش بوده خلاصه بعد 10 دیقه زنگید خونمون گفت چی میخای ازجونم اشغال همینو که گفت دلم قرص شد منومن کردم گفتم پول میخام بعدازکلی جرو بحث گفت میام بهت میدم چند دیقه بعداومد خونمون اومدرو مبل نشست چادر تنش بود زیرشم دامن تاپ بود بعدیکم حرف گفت عکسو نشون بده گفتم نه اول پولو بده گفت باش عوضی اومد چیزی بگه گفتم پول نمیخام بجاش&#8230;. فهمید گفت خفه شو مگه پول نمیخای قاتی کردم تهدیدش کردم گفتم میخام یکم باهات حال کنم اولش ناراحت شدم که دارم اینکارو میکنم امابعدش فهمیدم خانم خرابه گفت چکارکنم گفتم باهم سکس کنیم یکم ساکت شد گفت نه اما یکم بهت حال میدم گفتم باشه یطور نگام کرد یلبخند کوچیک زدو گفت کثافت خلاصه اومد جلوم سریع دستاشوگرفتم گفتم یخورده فقط اروم بوسش گردم لبمو گذاشتم رو گردنش وای که چقد داغ شدم همینطور لیس زدم فقط توفکر کونش بودم چادرشو زدم کنار سینهاشو مالوندم چیزی نگفت بعد سرمو داد عقب گفت:خودم یکم بهت حال میدم دستشو گذاش رو کیرمو مالوند هی مالوندش منم طاقت نیوردم دستمو گذاشتم رو کونش وای که چه کونی گوشتیو بزرگ دستمو گذاشتم لاش شرتشو حس میکردم دستمو رو سوراخش فشار میدادم از زیر کسشو حس میکردم نفسم داشت بند میومد دیدم یدفه جلوم زانوزد شلوارمو دادپایین کیرم افتاد جلو صورتش تا دیدش گفت وای چرا اینقد بزرگه گفتم ماله خودته گفتم لادن خانم بدجور توکفتم همینطور که داشت ازتخمام میمالوند سرشو گذاشت تودهنش باورم نمیشدمعلوم بود که حرفه ای وقتیکه ساک میزد زیرچشی نگام میکرد درست تا نزدیکای تخمم میرفت تو دهنش وقتی سرشو میورد بیرون اب دهنش از کیرم سرازیر بود هی اروم سرشو میبرد تو وای فقط تو فیلما ایطور دیده بودم هی میگفت واقعا بزرگه تمام کیرم خیس شده بود از تخم میمالوندو ساک میزد احساس کردم دارم ارضا میشم بهش نگفتم ریخت تودهنش سرشو اوردبیرون بقیش پاشیدتوصورتش گفت اینم حال حالاعکسو پاک کن قضیرو واسش گفتم اما چیزی نگفت اومد که بره از پشت چسبیدم بهش گفت نکن گفتم بزار یکم از زیر کونتو بمالونم بدجور توکفت هستم گفت نه امادستمو از زیر چادر کردم تویکم مالوندمش بدش نیومد اما رفتشداستانوبه نیما گفتم کلی فحش دادبهم که نامرد تکخوری کردی ازین قضیه چندروز گذشت که دیدم لادن زنگ زد خونمون شمارش از تلفن بیرون بودافتاد گفت خونه ای تنهایی گفتم اره گفت کارت دارم اولش ترسیدم نیم ساعت دیگه خونمون بود اومد ازدر یکم لبخند زدو سلام علیک از ننم پرسید گفتم نیس گفت هیچی اومدم یسر بهت بزنم خیلی تعجب کردم اینطور ندیده بودمش خیلی خوشحال شدم گفتم خوش اومدی بشین الان چایی میارم ازونجا فهمیدم ایشون خراب تشریف دارن وقتی اومدم دیدم با شلوارکو تاپ جلم نشسته وای که دلم ریخت خیره شده بودم به پاهاش گفت چته چرا رنگت پریده گفتم خانم خوشگل ندیده بودم اومد کنارم نشست گفت خوبی اونروز زیادبهت حرف زدم ببخشیدمنم اصلا منگ بودم که چی میگه گفت سماورو خاموش کن چایی نمیخام بیایک باهم حرف بزنیم رفتم تواشپزخونه اونم اومد رفت در یخچال لحظه ای که خم شد چیزی برداره کونش خودشو بهم نشون داد معلوم بود زیرش شرت نداشت ازپشت چسبیدم بهش اونم خندیدو گفت دوس داری دس اوردم رو سینه هاش انکار باد کرده بود فهمیدم اون موقع که اومده بود قبلش حشری بوده گفتم بزار به نیمام بگم گفتم اونم اونروز دیدت گفت زر نزن اگه میخای بگی بگو این فیلمارو بازی نکن جلدی زنگ زدم اونم بیاد همینطور داشتم میمالوندمش برگش توصورتم بهم گفت هنوزم کیرت بزرگه گفتم بله منم بهمش گفتم بهم کون میدی گفت کون چیه کس میدم انگارکه یساعته زیر کیرکه اینطور حشری بود گفتم برگرد خم شووای که برگشت کونشو دیدم شلوارکشو اروم کشیدم پایین یدفه بوی غلیظ ابش خورد بهم باور نداشتم کونش جلومه زبونمو گداشتم رو سوراخ کونش هی لیسش میزدم اونم میگفت جوووون جووووون من اون کیر اونروزیو میخام ازهمون زیر سرمو گذاشتم لای پاش کسشو لیس میزدم هی ازم میپرسید این چیه داری میخوری منم هی میگفتم کس تو منم ازش میپرسیدم چی میخای میگفت کیر میخام دیدم ضدای زنگ اودم ازجا پریدم گفتم نترس نیماس گفت میرم اتاق درو باز کردم نیما ذوق زده گفت چی شده کی اینجاس گفتم لادن است. رنگش عوض شد به اون گفتم دم اتاق وایسا گفتم بیاتو خودم رفتم تو اتاق وای که چی دیدم لخت رو تخت خابیده بود رفتم جلو خابیدم روش سریع زیپ شلوارمو بازکرد کیرمو گرفت گفت به اونم بگو بیادتو وقتی که اومد تو جاخورد سریع لباساشو درورد با اون کیر سیاهش اونم اومد پیش مانشست بقیه داستانو از زبون نیما م بشنوید:وقتی لباسامو د<br />
روردم مهدی درحال مالوندن لادن بود اونم چشاشوبسته بود فقط میگفت جون لخت شدم رفتم منم اروم دستمو گذاشتم رو پاش وای با اون پاهای گوشتیش کسش سفید سفید بود امامنم مث نیما تو کف کونش بودم با یدستش کیر نیمارو گرفته بود با یدستش کیر منو بعدش پاشدم رفتم نزدیک صورتش گذاشتم که تلب کیرمو فرستاد تو دهنش کسکش طوری میک میزد انگار بهم برق وصل کرده بودن من جلوش وایسادمو اونم چاردستوپا شروع کرد کیرمو خوردن مهدی هم ازپشت شروع کرد کونشو لیس زدن وای وقتی که با دستش لپشوباز مکیرد مهدی زبونشو میکرد توکونش اونم میگفت جوووون من که تو فضا بودم هی کیرمو لیس میزد میگفت این چیه منم میگفتم کیر منه بخورش گفت توبیا کسمو بخور دوتاییتون بخورید جرم بدیدبرگشت پاهاشو باز کرد وای که کسش دست کمی از کونش نداشت ماهم عین وحشیا افتادیم بجونشش اخخخخخ اوهههههه بخور عزیزم بخور هردفه لیس میزدیم یه تف مینداختیم رو کسش بدجور ورم کرده بود خفنم حشری بود دستمو گرفت انگشتمو برد گذاشت لب کسش اروم فشارش دادم تو گفت جووووون مهدی هم دستشو کرد تو کونش شروع کردیم عقب جلو کردن دادش درومده بود گفت بسته بسته کیرتوتو بدید اول مهدی پرید روش اروم کیرشو کرد تو کسش من نگا میکردم لادن دستشو حلقه زد دور کمرمهدی میگفت محکم ضربه بزن اونم ضربه که میزد میگفت اههههه اون که میکنی کس منه بکنش گفتم بسته منم میخام من نشستم گفتم بیا بشین رو کیرم گفت الان میشینم فقط قول بده جرم بدی معلوم بود خفن وحشی شده نشست رو کیرم اروم رفت تو کسش خم شدو مهدی از پشت کرد توکونش دوتایمون ضربه میزدیم وقتی کس خیسشو میدیدم حشری تر میشدم مهدی هم که ضربه میزد لپاش بیشتر میلرزید روکیرم بالا پایین میپریدو سینش هی بالا پایین میشد مهدی هی ضربه میزد بادست میکوبید به لپ کونشو میگفت خوشکل این کونو ازکجا اوردی اینقد تنگه میخام جرش بدم برگشت با اخمی بهش گفت پارش کن مال خودته بعدش به من گفت بکن بکن محکم بزنید اخخخخخ دیگه حشری حشری بودم گفتم دوش دارم ابمو خالی کنم توکونت گفت نه بریز توکسم مهدی موهاشو از پشت میکشیدو ضربه محکم میزدو میگفت کونی میخام جرت بدم طوری میکشید که سر لادن بالا گرفته بود منم سینهاشو گاز میزدم کسکش دوتاییمونو براحتی جواب میداد کیرمو از کسش دروردم گفتم مهدی بزار یکم بکنم عثب گفت باشه توهمین موقع که میخاستم بکنمش مهدی یه عکس از کونش انداخت طوری که نفهمید منم کیرمو گذاشتم توکونش هی بالا پایین پریدتا ابمو یکجا ریختم توکونش درش اوردم مهدی کرد تو نفساش بدجوری زیادشده بود معلوم بود داره ارضا میشه هرضربه که مهدی میزد اب کیرمن از بغل سوراخش میریخت وای که این صحنه حشریم میکرد مهدی داد میزد خیلی خوشم اومده بود اونم ریختش توکونش همین که دوروردش لادن عین جنازه ولو شد روزمین از کونش اب زرد میزد بیرون(دوستانی که اب توکون ریختن میدونن) اون صحنه ادم دلش ضعف میکنه خیلی خوش باسن بود دمش گرم بعد ازن ماجرا تا الان دیگه قسمت نبوده البته شایدمهدی کرده باشه اما من بیچاره هنوز تو کفم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d9%88%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177318</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دوربین مخفی از ی سکس خوب و کامل</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a8%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%ae%d9%81%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a8%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%ae%d9%81%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 01 Dec 2019 09:38:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضی]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اوووووووووووووف]]></category>
		<category><![CDATA[ايندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاها]]></category>
		<category><![CDATA[اینقده]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارش]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بودماونم]]></category>
		<category><![CDATA[تکراری]]></category>
		<category><![CDATA[جورائی]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[خداخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوردن‬]]></category>
		<category><![CDATA[خیلیییییی]]></category>
		<category><![CDATA[دامنمو]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راستمو]]></category>
		<category><![CDATA[رومانتیک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانيت]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادش]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلکش]]></category>
		<category><![CDATA[كاراشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرماشو]]></category>
		<category><![CDATA[ماراتن]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[ميترسم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوای]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[میچسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواره‬]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردبی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[رفت و ما بازهم تنها فیلم سکسی شديم با حرفای دوپهلوئي که جلو منشیه گفت انتظار داشتم بلافاصله بهم بپره ولی اون به كارش ادامه داد &#8230;انگار سکسی عجله داشت زودتر كاراشو تموم كُنهنفسش خیلی شاه کس نزدیک بود … گرماشو رو لپم کاملا حس میکردم &#8230;موزيك ملایم ٍ، رومانتیک و وسوسه کونی کننده ای [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>رفت و ما بازهم تنها فیلم سکسی شديم با حرفای دوپهلوئي که جلو</h2>
<p>منشیه گفت انتظار داشتم بلافاصله بهم بپره ولی اون به كارش ادامه داد &#8230;انگار سکسی عجله داشت زودتر كاراشو تموم كُنهنفسش</p>
<h3>خیلی شاه کس نزدیک بود … گرماشو رو لپم کاملا حس میکردم</h3>
<p>&#8230;موزيك ملایم ٍ، رومانتیک و وسوسه کونی کننده ای بود …ايندفعه منم یه جورائی راس كرده بودم … دوست داشتم زودتر</p>
<h4>شروع جنده كُنهپای راستمو از یونیت انداختم بيرون و به بهانه</h4>
<p>فشار ناشی از درد هی بيشتر پستون میچسبوندم به پاش&#8230;به شلوارش نگاه كردم … كيرش داشت يواش يواش بلند ميشدگرمای پاهاش</p>
<h5>، موزیک کوس آرووووووم و ماراتن سکسی ناتمام &#8230;همه و همه</h5>
<p>خمااااارم کرده بود …نیاز داشتم … به حرفاش … به دستاااااش و بازیاش &#8230;ولی اون کاملا تو كارش غرق شده بود پيش سکس داستان خودم گفتم بازم</p>
<h6>بايد قلقلکش كنم &#8230;.!!!واسه همين بهش گفتم …می ایران سکس گما …تو</h6>
<p>واسه هيچكدوم از مریضات در رو نمیبندی !!!iجواب داد … آآآآآره ولی تو با بقيه خیلی فرق داری&#8230;ادامه دادم : صددردصد&#8230;. ولی ايندفعه ديگه چرا بستی … ؟ مگه ميخوای چی كار كنی … ؟خنديد و جواب داد … مگه نشنیدی به منشیم چی گفتم ؟ &#8230; کاری رو که با تو شروع کردمو باید تموم کنمنااااااااامرد &#8230; این باید رو اونقدر محکم گفت که بدنم لرزید &#8230; ( یعنی واقعا میخواد بکنه ؟؟؟؟ )با يه عشوه خاصی بهش گفتم :کووووووووور خوووندی !!!عمرا اگه بزارم منو بکنی &#8230;.. اينو كه گفتم بدون هیییچ حرفی يهو ميزِ كار شو زد كنار و خودشو كامل انداخت روم …لبم و به دهن گرفت و در حالی كه لبم و ميخورد دوطرف صورتمو گرفت تو دستهاشبا اینکارش بخوبی دهنمو بست و من دیگه اصلا نمیتونستم اعتراضی بکنم یه جور‌ایی روم خوابیده بود که كيرشو كاملا وسط پام حس ميكردمشده بود قد چناااااااااااااااارواسه اینکه نشون بدم دارم مقاومت میکنم زیر بدنش دست و پا میزدماونم با حرکت دادن کیرش رو کسم ادای کردنو در میاوردبزرگ و سفت به نظر میومد ….دست چپشو گذاشت رو سينم و از رو مانتو محكم گرفت تو مشتش …همزمان با خوردنِ لبم شروع كرد به ماليدنِ سينم &#8230;اون يكی دستشو هم از بغل برد پشت کمرم &#8230;از بالای دامنم فرستادش تووووو و پشت کونمو گرفتدستااااش گرم بود و پوست کوووونم لطیییییییییییییف &#8230;وای خدااااااااااا&#8230; خيلییییییییییییییی توپ بودهمزمان هم سينمو ميماليد ، هم لبمو ميخورد و هم با كونم بازی ميكرد &#8230; اوووووووووف دستشو از بالای یقم كرد تو و سينمو در اورد …حالا ديگه سينه هامو لختِ لخت ميماليد … اوووووففففمقاومتم تموم شد و ديگه از حال رفتم …آخه من نسبت به سينه هام خیلیییی حساسمسست شدم …با هر دو دستم شونه هاشو گرفتم &#8230;چشامو بستم و تو خوردن لبام کمکش کردم … شالمو کنار زد …لبمو رها کرد &#8230;سرشو برد پائين و … شروع كرد به خوردنِ گردنمخووووووب كه ليسش زد ، لباشو آروم آروم از رو گردنم آورد پائين…لباشو رو گردنم کشید و کشید تا رسید به بالای سينم ..اووووووووفی&#8230;.. با دستش زيرِ سينمو گرفت … آوردش بالا و گذاشت تو دهنش …وای خدااااااااااااااا…سینمو کاملا به دهن گرفته بود و با زبونش با نوكش بازی ميكرد…اوووووففففمنم دیگه فقط ناله ميكردم …وووووووی خدااااااااااا &#8230;اوف … اوووووووووففففففی &#8230; نقطه ضعفمو پيدا كرده بود ( سينه ام ) و بخوبی داشت ازش استفاده میکرد…بی حال بیحااااااال شده بودماونم فهميد و سریع دامنمو دور کمرم جمع کرد و دستشو فرستاد لای پام … کسمو محكم گرفت … ووووووووووووووووی نالم بدجوری رفت هواااااااا …نميدونم واقعا داد زدم يا اون بيخودی ترسید !!!يهو از روم بلند شد … سرشو آورد بالا و نيگام كرد( البته کسمو همچنان تو دستش نگه داشته بود ) ولی من ديگه داااااااغ كرده بودم و دلم ميخواست ادامه بدهبا حسرت بهش گفتم چيه ؟ … كم اوردی ؟آب دهنشو قورت داد و گفت … تنت داره میخواره ها …منم با يه صداي خمااااااااار گفتم … آآآآآآآآره …. خیلیییییی …موزیک تو پوست و خونم نفووووذ کرده بود ( جداً بعضی موزیکا آدمو جادو ميكنن ) بازم حمله كرد … سينمو دوباره به دهن گرفت و با دستش کسمو فشار داد …اوووووووووف کسم خیس خیس بود و اونم داشت محکم میمالیدشبا دستم پشت دستشو گرفتم …مثلا سعی ميكردم ورش دارم ولی عملا داشتم فشارش ميدادم تو کسم …اووووووووفی &#8230;يهو ديدم يه چيز خیلی داغ داره روی رونم حركت ميكنه …wowwww نامرد تو اين فرصت كيرشو در اورده بود و داشت ميماليدش به پاهای لختم &#8230;. نااله كردم … وااااااااای نه &#8230;… تو رو خدا …بسسسسسسسسه ديگه …ميترسم …ورش دار …خواهش ميكنم … ولی حساااااابی حشری شده بودم …پشت سرشو گرفته بودم و فشارش ميدادم به سينماونم نامردی نكرد و انگشت شو كرد تووووووو …اوووووووف وای نه ..بسسسه ديگه …داری منو ميكشی عوضی…با انگشتش شروع کرد به ور رفتن و قلقلک کردن توی کسم &#8230;يكم كه انگشت شو عقب جلو كرد و اون تو چرخوند &#8230;يهو حس كردم دارهِ سر كيرشو ميكشه پشت همون دستم …یادمه همیشه پشت دستمو به بهانه های مختلف نوازش میکرد و بهم میکفت دستات خیلی لطیف و خوشگلنحالا داشت کیرشو میمالوند به همون دستا&#8230;یه جورائی خیلی خیلی بدم اومد …چندشم شد &#8230; میدونم باورش واستون سخته &#8230; من واقعا ازش بدم میومد &#8230;با وجود تکراری بودن حرفم ولی باور کنین اصلا قرار نبود حالگیریا و شیطنتام به اینجاها بکشه &#8230;همون اول که کلاه کیرشو پشت دستم حس کردم اینقده چندشم شد که &#8230;ناخودآگاه دستامو پس كشيدم … اونم یه جوووووووون گفت و از خداخواستِه دستشو سریع كنار کشید و …سر كيرشو گذاشت درِکسم …wowwwwwwwwwwwwww چقده هم داااااااااااااغ بود &#8230;از حال رفتم &#8230; سست سست شده بودم و برعکس تصميمی كه داشتم كاملا آماده دادن …اوووووووووووووف خداااااااااااااااکسم اونقده لیز و آماده بود که اصلا نیازی به فشار دادن نداشتاصلا انگار خودش داشت اونو میکشید توووووووووو &#8230; سرشو كرده بود تو … چقده هم کلفت بود &#8230;داشت آرووووووم بقیه کیر دااااغشو هم میفرستاد تو کسم كه …یهو عين آدماي برق گرفته درش اورد …كاملا كشيد كنار … كيرش و برگردوند تو شلوارش و زیپشو كشيد بالا …ميزِ كار شو هم برگردوند سر جاش … ولی من دیگه خیلی حشری شده بودم &#8230;با حسرت به بالا كشيدن زیپش نگاه كردم و با عصبانيت بهش گفتم اه لعنتی … چت ميشه تو هی كه ديدم جدی جدی داره صداي در ميادتق تق …منم سریع خودمو جمع كردمبدونِ اينكه چيزی بگه رفت لای درو باز كرد &#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a8%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%ae%d9%81%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177324</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جوری جلق میزنه که سه سوت ابت میاد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d9%84%d9%82-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%d8%b3%d9%87-%d8%b3%d9%88%d8%aa-%d8%a7%d8%a8%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d9%84%d9%82-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%d8%b3%d9%87-%d8%b3%d9%88%d8%aa-%d8%a7%d8%a8%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 01 Dec 2019 09:38:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[–البته]]></category>
		<category><![CDATA[……اونم]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[امروزم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انتهای]]></category>
		<category><![CDATA[انجامش]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتامو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[اووووف]]></category>
		<category><![CDATA[اينجورى]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینقده]]></category>
		<category><![CDATA[باحاله]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بخورتش]]></category>
		<category><![CDATA[بخورمش]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بوداصلا]]></category>
		<category><![CDATA[بوداون]]></category>
		<category><![CDATA[بوددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پرونده]]></category>
		<category><![CDATA[پوزخند]]></category>
		<category><![CDATA[توروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[توضیحی]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[‫جووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خنديديم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دامنمو]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دوتائی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[راستمو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سریعتر]]></category>
		<category><![CDATA[شوهرتون]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[كاراشو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[ماراتن]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتی]]></category>
		<category><![CDATA[ملتمسانه]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[موذیانه]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسید]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میچکید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کردماونم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکنهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیری]]></category>
		<category><![CDATA[میومدی]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نداريم]]></category>
		<category><![CDATA[ندارين]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرسید]]></category>
		<category><![CDATA[نویسنده]]></category>
		<category><![CDATA[نیشگون]]></category>
		<category><![CDATA[نیومدم]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[واااای]]></category>
		<category><![CDATA[وسایلشو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بلکه این داستان یکی از فیلم سکسی خاطراتیه که روزای آخر توی آویزون ثبت شده بود . البته من خودم هم از اونجا نگرفتمش بلکه دست به سکسی دست رسیده به من … لازم به شاه کس ذکر هست بگم که یکی از دوستان میگفت تو بعضی جملات و نحوه نگارشش با کونی نسخه اصلی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بلکه این داستان یکی از فیلم سکسی خاطراتیه که روزای آخر توی آویزون</h2>
<p>ثبت شده بود . البته من خودم هم از اونجا نگرفتمش بلکه دست به سکسی دست رسیده به من … لازم</p>
<h3>به شاه کس ذکر هست بگم که یکی از دوستان میگفت تو</h3>
<p>بعضی جملات و نحوه نگارشش با کونی نسخه اصلی یه تفاوتهایی داره که من چون اصلیشو نخوندم نمیتونم این ادعا رو</p>
<h4>تایید جنده کنم يكم كه كاراشو كرد …بهم گفت ميدونى شباهتِ</h4>
<p>گوسفندا با خانوما چيه ؟گفتم نه پستون چيه ؟گفت نميدونى ؟ معلومه خوب &#8230; جفتشون پشم دارن … hehehe&#8230;منم با كلى</p>
<h5>عشوه و کوس ناااااز همراه با یه پوزخند گفتم عجب …</h5>
<p>!!!! &#8230; ما كه نداريم …واقعا نداشتم &#8230; من هميشه کسمو حسابی پوست مى كنم …اينو كه گفتم بازم ديوووونهِ شد ناااااله سکس داستان كرد … جووووووون</p>
<h6>&#8230; راست ميگىییی ؟ …و خيلى سریع دستشو ایران سکس فرستاد لای</h6>
<p>پام و از رو دامن کسمو گرفت …ناخودآگاه نااااااااله كردم … vowwwwwwww..نالم که در اومد با اون یکی دستش از رو مانتو سینمو گرفت تو مشتش… تا اومدم به خودم بیام شروع كرد به ماليدنِ کسم از رووو …و …هی میگفت &#8230;واااای&#8230; چه باحاله …معلووووومه خيلى لطیفه ……جوووووووون &#8230;.. چقده نرمه … جدی جدی داشتم از حال ميرفتم … هى آه و نااااااله ميكردم … نه !!!… تو رو خدا !!!!…ولش كن …اووووف… دارى چى كارش ميكنى …نااااااله میکردم و زیر دستش به خودم میپچیدم &#8230;ولى داشتم حسااااااااابى كيف ميكردم …بهم حق بدین … رو جای حساسی دست گذاشته بود !صورتشو نزدیک کرد … بی اختیار خودم پشت سرشو گرفتم و کشیدمش جلو …&#8230;و با تشنگی تمام لبامو در اختیار لباش گذاشتم … wowزبونشو فرستاد تو دهنم و اونو تو لبام میچرخوند &#8230;منم چشمامو بسته بودم و با ولع تمام لباشو مى خوردم …Ooooffffei….اونم میبوسید و به شدت با کسم ور ميرفت … خيلى سست شده بودمچشام حسابى خمااااااااااااار شده بوداون یکی دستشو از رو سینم برداشت ….پای راستمو انداخته بودم رو پای چپم …دامنم تا نزدیکای زانوم بالا رفته بود و تا حد زیادی از ساق پام لخت و در دسترس بود &#8230;دستشو برد پایین پام &#8230;از مچ پام شروع کرد به نوازش …ساق پامو مالید و مالید تا رسید به دامنم …به نرمی و با احساس تمام &#8230; دستشو برد زير دامنم و به آرووومی لغزوندش سمت رونم …با يه دست از رو کسمو ميماليد و با يكى ديگه از زير …شروع كرد به ماليدنِ روون لخت و بدونِ موم …wowwwww داشتم ديونهِ ميشدم … منم داشتم با لبم حسابى بهش پا ميدادم…خوشم میومد و هی ناااااااااااله میکردم &#8230;وای نه…. میميرما…………..تو داری چه میکنی با من &#8230;.اووووفی &#8230;. اونم كه فهميد حسابى حشرى شدم …خیلی سریع دامنمو جمع کرد بالای کمرم … حتى شرت هم پام نبود …البته این یکی هیچ ربطی به برنامه امروزم نداشت &#8230;من بيشترِ وقتا شرت پام نمى كنمدوست دارم لای پام آزاد و لخت باشه &#8230; اومد جلوم نشست …پای راستمو کنار زد و پاهامو از هم باز کرد …کس لختمو كه ديد از خودبيخود شد …… اوففففففففففف چقده صاااااااف و خوشگله … راس ميگفت &#8230;. کسم خيلى خيلى قشنگه …كشيده و بلند … بدونِ حتى يه ذره پوست یا لبه اضافه … عين مالِ بچه ها ..و مهم تر از اون حسابی صاف و پوست كنده …به جرات میگم هيچ كسى به پاي کس پوست کنده من نمى رسه … محاااااااااااااااااله دوتا دستاشو گرفت زيرِ رونای لختم … پاهامو باز کرد … و سرشو برد جلو كه بخورتش …wowwwwwwwwwwwwwwwwwwwww جدا شدنش از لبام و اون توقفی كه واسه بالا زدن دامنم و ديد زدن کسم كرد&#8230;فرصتی شد كه بتونم خودمو جمع كنم…به خودم اومدم &#8230;سرشو محكم گرفتم و نذاشتم جلوتر بیارتش آخه قرار نبود كار به اينجاها برسهقصدم فقط و فقط اذیت کردنش بوداصلا دوست نداشتم حتی کسمو نشونش بدم چه برسه به اینکه بخواد بخورتش &#8230;ابدا همچی آدمی نبودم &#8230;اصلا هم ازش خوشم نمیومدفقظ میخواستم از حشری کردن و جزجز کردنش لذت ببرم &#8230; به خودم اومدمسرشو محكم گرفتم و نذاشتم جلوتر از این بیارتش التماس ميكرد …تو رو خداااا …فقط يه دقيقه …یه بوس کوچیک …اوووووف … خيلى باحالِه …حق داشت … بدبخت يه پای ناااااااااااز و یه کس مشتی جلوش بود &#8230; حسابى داشتیم با هم زورآزمائی ميكرديماون حسابی دااااغ کرده بود و اصلا حاضر نبود كنار بكشههى التماس ميكرد و زووووور ميزد كه دستامو پس بزنهمنم با عصبانیت ازش میخواستم که تمومش كُنه چى كار ميكنى لعنتى …برو عقب &#8230;…خيلى پر روئی …خجالت بکش &#8230; حسااااااااااااابى سرگرم زور زدن با سرش بودم كه …که ..که ….که …&#8230;که …&#8230;.. آخه قرار نبود كار به اينجاها برسهقصدم فقط و فقط اذیت کردنش بوداصلا دوست نداشتم حتی کسمو نشونش بدم چه برسه به اینکه بخواد بخورتش &#8230;ابدا همچی آدمی نبودماصلا هم ازش خوشم نمیومدفقظ میخواستم از حشری کردن و جزجز کردنش لذت ببرم &#8230; به خودم اومدمسرشو محكم گرفتم و نذاشتم جلوتر از این بیارتشالتماس ميكرد …تو رو خداااا …فقط يه دقيقه …یه بوس کوچیک …اوووووف … خيلى باحالِه …حق داشت … بدبخت يه پای ناااااااااااز و یه کس مشتی جلوش بود &#8230;حسابى داشتیم با هم زورآزمائی ميكرديماون حسابی دااااغ کرده بود و اصلا حاضر نبود كنار بكشههى التماس ميكرد و زووووور ميزد كه دستامو پس بزنهمنم با عصبانیت ازش میخواستم که تمومش كُنهگفتم که … درکل ازش بدم میومد و فقط میخواستم حالشو بگیرم &#8230; ولی قرار نبود تا این حد جلو بریم &#8230;با عصبانیت ازش میخواستم که تمومش كُنهچى كار ميكنى لعنتى …برو عقب &#8230;…خيلى پر روئی …خجالت بکش &#8230;حسااااااااااااابى سرگرم زور زدن با سرش بودم كه …که ..که ….يکی از دستاشو سرىع از زيرِ دامنم فرستاد طرف کسم …تا به خودم اومدم ديدم کسم تو دستشه &#8230;wowwwwww …باز رودست خوردم …نفسم بند اومد…کسم لخت لخت بود و گرمای دستش حسااااابی مسحورم کرد &#8230;ديگه نميتونستم زور بزنم … خمار خمار شدم…&#8230; اونم که دید تسلیم شدم به آرومی شروع كرد به نوازش کردنش …ooooooooooofffff خيلى باحال بودرو یونیت داشتم به خودم میپیچیدمکسم خییییس خیس شده بوددیگه داشت ازش آب میچکیدwow … يه کم که باهاش ور رفت انگشتشو فرستاد توووووووووووش …چشامو ديگه نميتونستم باز نگه دارمانگشتش اون تو میلولید و حشريم ميكرد …با دستش داشت جدى جدى منو ميكرد …فهمید بازم کم آوردمآخه دستامو از جلو سرش برداشته بودم و دو طرف یونیت رو گرفته بودم که نیفتمداشتم به خودم میپیچیدم و بدون هیچ مقاومتی فقط آه و ناااااااله میکردماونم که ديد ديگه نميتونم جلوشو بگيرم &#8230;لب<br />
اشو گذاشت رو رونای صاااااااف و بدونِ موم ..و شروع كرد به ليس زدن پاهای لختم &#8230;وای خداااااااااااا &#8230;با زبونش لیییییییییسم میزد و كم كم داشت مى اومد سمتِ کسمانگشتاااااااااشم كه اون تو داشت حسابی جولون میداد&#8230;خیلی خیلی حال میداد &#8230; اوووووف &#8230;اوووف خدایا چیكار كنم &#8230;.از يه طرف اصلا نميخواستم اينجورى بشهاز طرف ديگه هم حسابی حشرى شده بودممیخواااااااااااااااااستمیه جوریم نشسته بود که کیرش چسبیده بود به پام و کاملا حسش میکردم &#8230;بهم حق بدین … دیگه حتی به اینام راضی نبودمحالا دیگه کیییییییییییییییرشو میخواستمولی نه …بايد يه كارى ميكردم …به خودم نهیب زدم &#8230;.باید جلوشو بگیرم &#8230;باید &#8230;باید &#8230;&#8230;باید &#8230;&#8230;&#8230; با دستم سعى كردم جلوشو بگیرمدستشو گرفتم و سعى كردم جداش كنم …بسه دیگه &#8230;تمومش کن &#8230;.درش بیار &#8230;خواهش میکنم &#8230;هوس دستامو حسابى سست كرده بود ..زورم نمیرسید انگشتامو تکون بدم چه برسه به اینکه بخوام جلوی مرد تشنه ای مثه اونو بگیرمواقعا نميتونستم ……يه دفعه با صدايى پر از ترس گفتم … پاشو دکتر … دارن در ميزنن …وحشت برش داشت …سریع دامنمو برگردوند سر جاش و رفت عقب &#8230;&#8230;.خودمو درست و حسابى جمع و جور كردم &#8230; يه لبخند شیطنت آمیز زدم و گفتم :گولت زدم &#8230;مثلا اومديم دكترااااااا… پول میگیری ازمون دندونمونو درست کنی پررووووو &#8230;یه نفس ِ عميییییییق كشيد و گفت بابا ترسووندی منو &#8230;ah &#8230; همه چیمون خوابید …ولى عجب چيزى داریااااااا …بعدشم کسمو از رو دامن سرىع گرفت و…و ملتمسانه تو چشام نیگا کرد و گفت : حالا ازت كم ميشه اگه يكم بخورمش … ؟خنديديم … دستشو پس زدم &#8230; چشامو با اخم دوختم به نگاهش و جواب دادم : پر رو نشو دکتر !!! &#8230; به كارت برس …وسایلشو برداشت میز کارشو برگردوند سر جاش و آروم گفت &#8230;اینقده دیوونم کردی که به هیچی فکر نمیکردمواقعا اگه این منشیه یه دفعه میومد تو چی میشد ؟؟؟؟و با صدای بلند گفت : كجا رفتى خانم احمدی ؟ … رفتی که برگردیا &#8230;روشو به من كرد&#8230; لپمو آروم گرفت وگفت چه خوب شد برنگشتی &#8230; و خانم احمدی اومد تو …&#8230; ببخشید آقای دکتر &#8230; آخر وقته دیگه &#8230; داشتم پرونده ها و حسابا رو جمع و جور میکردمشرمنده که نیومدم کمکدکتر هم جواب داد : طوری نیست &#8230; کاش اول این موزیکو عوض میکردی بعد میومدی کمک ..خیلی بیخوده &#8230;ببین تو کشوی سمت چپ یه CD آبی رنگ هست &#8230; همونو بذارمنشیه هم چشمی گفت و رفت بیرون &#8230;اونم محکم و سریع لبمو بوسید و گفت : آخرش چی …. بالاخره یه روز میکنمتمنم با يه نگاه پر از شيطنت جوابش دادم : عمرا اگه بتونی … بیچارت میکنم &#8230;موزیک عوض شد و خانم احمدی اومد توحق با دکتر بود موزیک قبلی خیلی مزخرف بود &#8230; خصوصا اینکه هیچ تناسبی با این ماراتن سکسی ما نداشتولی این یکی از این آهنگهای خیلی خیلی ملایم , عشقی و پر احسااااس بود &#8230;دکتر همیشه تو مطبش موزیک میذاشت که صداش هم تو سالن انتظار میومد و هم تو اتاق معاینهبه هرحال منشیه اومد تو و دوتائی شروع کردن به کار کردن روی دندونامیه کم که گذشت منشیه گفت : راستی خانم &#8230; این پسرتونم خیلی حالش بده ها &#8230;بیچاره شوهرتون &#8230; از همون اول بغلشه و داره سعی میکنه آرومش کنه ولی کوچولوتون یه ریز داره ناله میکنهمنم گفتم : e ؟ راست میگی ؟ &#8230; توروخدا دکتر یه کم سریعتر &#8230; گناه داره بچماونم جواب داد : میگی چیکار کنم ؟ همینجوری که نمیتونم رهات کنم &#8230; و یه نیشگون کوچولو از پام گرفت ( مثلا دندونامو میگفت ولی منظورش چیز دیگه ای بود )و دوتائی کارشونو ادامه دادن &#8230;منم كه ديدم فضا امن شد گفتم بذار بازم يكم حالشو بگيرمباز شروع كردم به ناز و عشوه و آه و ناله های آنچنانى …وووووووووووی&#8230;اووووففف اوووووففففففففففففففففف …یواااااشتر …..؟؟؟؟؟؟دردم میاااااااااااااااااد …اونم تو هر فرصتی خودشو بهم ميماليد …پاهاشو محكم چسبونده بود به رونمالبته اینم بگم که از همون اول انتهای سمت راست یونیت خوابیده بودم که در دسترسش باشميكم كه گذشت از منشیش خواست که بره كنار وایسهمنشیه هم بعده يه مدت كه بيكار شد گفت :اگه با من كارى ندارين برم بیرون خيلى كارا مونده كه بايد انجامش بدمالبته من هميشه به منشیاش مشكوك بودم كه باهاش تو اینجور مسائل هماهنگندكتر هم گفت نه ميتونى برى … فقط مونده یه کاریش بكنم و خلاص …( wow “ یه کاریش بكنم ” &#8230; دلم هررری ريخت پائين )و با يه لبخند موذیانه ادامه داد …شما با خیال راحت به كارت برس … خودم تمومش ميكنم …منظورش اين بود كه ديگه نیا تومنشیه كه پشت كرد بهش &#8230; گفت : درو هم ببند لطفا …</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d9%84%d9%82-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%87-%d8%b3%d9%87-%d8%b3%d9%88%d8%aa-%d8%a7%d8%a8%d8%aa-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177332</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس زوج خوشبخت بیرون از خانه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%d8%ae%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%d8%ae%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 25 Nov 2019 18:11:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاي]]></category>
		<category><![CDATA[اينارو]]></category>
		<category><![CDATA[بابايي]]></category>
		<category><![CDATA[باشنيدن]]></category>
		<category><![CDATA[باصداي]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدمو]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدمو]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[تواتاقش]]></category>
		<category><![CDATA[توشرتم]]></category>
		<category><![CDATA[توهمون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشايند]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشويي]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[ديوانه]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارهاي]]></category>
		<category><![CDATA[رفتاري]]></category>
		<category><![CDATA[شدهبابا]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[کردممحکم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمه]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانو]]></category>
		<category><![CDATA[ماماني]]></category>
		<category><![CDATA[مهرباني]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونش]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوان]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميريزه]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرده]]></category>
		<category><![CDATA[ميگيره]]></category>
		<category><![CDATA[نادرست]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتماز]]></category>
		<category><![CDATA[نفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[نيستاون]]></category>
		<category><![CDATA[همتونو]]></category>
		<category><![CDATA[همديگه]]></category>
		<category><![CDATA[واقعيه]]></category>
		<category><![CDATA[وبابام]]></category>
		<category><![CDATA[وخنديد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[زندگي را به ما نشون فیلم سکسی بده.همه ميدونيم که به گفته روانشناسان بيشترايرانيها دچار اختلالات رفتاري هستيم ودرهمين جامعه بي درو پيکر،خيلي از دخترا مثل من سکسی هستند که با رفتارهاي نادرست خانواده، مدرسه شاه کس وجامعه راه زنگيشونو اشتباه انتخاب ميکنند،خودشون و زندگيشونو نابود ميکنند.من يه باباي جنتل من دارم کونی که يه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>زندگي را به ما نشون فیلم سکسی بده.همه ميدونيم که به گفته روانشناسان</h2>
<p>بيشترايرانيها دچار اختلالات رفتاري هستيم ودرهمين جامعه بي درو پيکر،خيلي از دخترا مثل من سکسی هستند که با رفتارهاي نادرست خانواده،</p>
<h3>مدرسه شاه کس وجامعه راه زنگيشونو اشتباه انتخاب ميکنند،خودشون و زندگيشونو نابود</h3>
<p>ميکنند.من يه باباي جنتل من دارم کونی که يه مرد فوق الاده است.هر کسي اونوديده ومي شناسه اين حرف منو تاييد</p>
<h4>ميکنه.نه جنده تنهامن و همه زناي فاميل بلکه تمام مردا يا</h4>
<p>اصلا همه ادمايي که اونو مي پستون شناسن عاشقش هستن.موهاي جوگندميش رو پيشونيش ميريزه وازيه طرف به سمت عقب برميگرده،برق چشماش</p>
<h5>آدمو ميگيره کوس و با نگاهش به آرامش بهم ميده،کلامش پر</h5>
<p>از لطافت ومهربانيه .هميشه خوش تيپ هاي کلاس ميگرده. بوي عطرهاي فرانسويش زنا را ديوانه ميکنه.همه همکلاسيام دوستش دارن واز من ميخوان سکس داستان که به بابام</p>
<h6>معرفيشون کنم وبابام با مهرباني اونا روشيفته خودش ایران سکس کرده. خانم</h6>
<p>ورزشمون به بهانه ديدن بابام منو به شرکت اون ميرسونه تا چند دقيقه باهاش صحبت کنه و به آرامش برسه اينارو خودش بهم گفته.خلاصه يه جنتل من واقعيه فوقالاده است. اون عاشق مامانمه و وقتي مامانم 14ساله بوده و بابام16 عاشق هم ميشن و توهمون سن ازدواج ميکنن منم بعد از يکسال به دنيا ميام.بابام خيلي دوستم داره به خاطر همين ديگه بچه نميخواد.يه روز رفتم دستشويي. توشرتم خون ديدم. خيلي ترسيد.م حالم عوض شده بود. تاحالا اين حالو نداشتم.از پرده دخترا شنيده بودم فکر ميکردم پاره شده تا صبح به هيچکي هيچي نگفتم.تا رسيدم مدرسه بدوبدو رفتم داخل دفتر و با خانم ورزشمون صحبت کردم.محکم منو بغلش گرفتو بوسيدمو گفت نترس عزيزم داري بزرگ ميشي وبا آبو تاب برام توضيح داد که اين اولين پريودته به مامانت بگو خودش بلده چکار کنه. و اون روزو برام مرخصي گرفتو منو فرستاد خونه گفت خودم با مامانت صحبت ميکنم.مامانم غذاي گرم برام درست کردو بهم اعتماد به نفس داد که بزرگ شدي وبايد بتوني خودتو کنترل کني وگرنه کار دستت ميده وخنديد. من خيلي نفهميدم منظور حرف آخرش چيه. بابام که اومد خونه من خواب بودم ولي ميدونستم که تا داخل خونه ميشه مامانمو بغلش ميکنه و با لباي مهربونش بهش آرامش ميده اين کاراوناروخيلي ديده بودم،فردا موقع صبحانه مامنم به بابا گفت امير مهسا ديگه اون دختر کوچولويه شيطون نيست،اون ديگه بزرگ شده.بابا با اون چشاي خشکلش که دل همه رو ميبرد بهم نگاه کردو گفت آره عزيزم. منم گفتم آره بابايي. ده روزي ازين ماجرا گذشت تا اينه حالم تغيير کرد مامان راست ميگفت بزرگ شده بودم به مردا وپسرا طور ديگه نگاه ميکردم سينه هاي مامانو نگاه ميکردمو يکي دو بار هم باسينه هاي خانوم ورزشو مامان بازي کردم وباهاشون صحبت کردم باشنيدن کوچکترين حرف سکسي وسط پام خيس ميشد.بيشتر وقتمو با بابايي ميگذروندمو باهاش خوش بودم بابا همش قربون صدقم ميرفتو بوسم ميکردمنم خودمو بيشتر بهش نزديک ميکردم.بابا متوجه تغيير حالم شده بود.دوس داشتم مثل ماماني باهام رفتار کنه.يه روز که مامان خونه نبود ومن خيلي حوصلم سر رفته بود،لباسي رو که بابابرام خريده بود يه شلوارک کوتاه سفيدو يه بلوز بدون استين صورتي پوشيدمو اون که تواتاقش پشت ميزکارش نشته بودازپشت چشاشو بستم اونم دستاشو گذاشت رودستامو نزديک دهنش کردکه ببوسه ولي من فرار کردم و اون افتاد دنبالم يه کمي توحال بازي کرديم ومن دويدم سمت اتاقم وروي تخت به شکم دراز کشيدم اونم دنبالم اومد. دوس داشتم محکم بغلم کنه و همديگه رو غرق بوسه کنيم که گرماي دستش رو روي پاهام احساس کردم بعدهم بايه بوس لباشو به انگشتاي پام چسبوندواروم اروم تمام بدنمو ليس زد و بوسيد.بدنم داغ داغ شسده بود که اساس کردم کسم منفجرشد.نشست رو تختمو بلندم کرد مثل هميشه چسبوند به سينش واروم صورتمو بوسيدو گفت چطوري گلم باصداي لرزون و چشماي گريون محکم بغلش کردم و گفتم عاشقتم بابايي&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%d8%ae%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177222</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم عجله داره و قبل شب زفاف باید کس بده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b9%d8%ac%d9%84%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%88-%d9%82%d8%a8%d9%84-%d8%b4%d8%a8-%d8%b2%d9%81%d8%a7%d9%81-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b9%d8%ac%d9%84%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%88-%d9%82%d8%a8%d9%84-%d8%b4%d8%a8-%d8%b2%d9%81%d8%a7%d9%81-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 17 Nov 2019 06:31:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقها]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افکارم]]></category>
		<category><![CDATA[البالو]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انشاالله]]></category>
		<category><![CDATA[انگیزی]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[باشهاز]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بدنسازی]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بلندشون]]></category>
		<category><![CDATA[بنابراین]]></category>
		<category><![CDATA[بواسطه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیله]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[پسرهای]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیده]]></category>
		<category><![CDATA[تاثیری]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیبمو]]></category>
		<category><![CDATA[توسوراخ]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[تووقتی]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمونو]]></category>
		<category><![CDATA[چهاردست]]></category>
		<category><![CDATA[حرکاتم]]></category>
		<category><![CDATA[خابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواننده]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرمه]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشوی]]></category>
		<category><![CDATA[دوازده]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوجنسه]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[ژیمناستیک]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[کدومتون]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[کوبوند]]></category>
		<category><![CDATA[کوچکتر]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[مصنوعی]]></category>
		<category><![CDATA[می‌افتد]]></category>
		<category><![CDATA[میایید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرقصید]]></category>
		<category><![CDATA[میشکست]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتند,]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[نازیلا]]></category>
		<category><![CDATA[نیشگون]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[والیبال]]></category>
		<category><![CDATA[وایستا]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[وایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[ورزشکار]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[یازی میکرد خواهربزرگم ژیمناستیکار و فیلم سکسی والیبال بازی میکرد (والیبال را با اصرار مامانم)خودم هم تنیس باز میکردم به صورت اماتور.بریم سر اصل مطل که من سکسی 17سالمه بو خواهرم پنج سال از من شاه کس بزرگتره که بواسطه ورزش ژیمناستیک و والیبال که انجام میداد قد بلند و اندام قشنگی کونی داره قد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>یازی میکرد خواهربزرگم ژیمناستیکار و فیلم سکسی والیبال بازی میکرد (والیبال را با</h2>
<p>اصرار مامانم)خودم هم تنیس باز میکردم به صورت اماتور.بریم سر اصل مطل که من سکسی 17سالمه بو خواهرم پنج سال از</p>
<h3>من شاه کس بزرگتره که بواسطه ورزش ژیمناستیک و والیبال که انجام</h3>
<p>میداد قد بلند و اندام قشنگی کونی داره قد من درحدود1.60متره که وقتی رودروی خواهرم وایمیستم سرم به زور تا پیش</p>
<h4>شونه جنده هاش میرسه البته مامانم هم قدش بلنده اما خواهر</h4>
<p>واقعا قدبلنده چیزی در حدود 1.95متر پستون چند وقت بود که پسرهای محله تو نخ خواهرم بودند(اینو از یکی دوستای خوبم</p>
<h5>شنیدم که کوس میگفت حواست به خواهرت باشه)از اونروز کارم شده</h5>
<p>بود تعقیب خواهرم اما چیزی ازش ندیدم. خواهرم یک رفیق داشت که از کلاس ژیمناستیک والیبال با هم دوست بودند رفیق خواهرم سکس داستان که اسمش نازیلا</p>
<h6>بود بهش میگفتند نازی کالس بدنسازی رو به ایران سکس صورت حرفه</h6>
<p>ای به پایان رسانده بود و ترکیب این دو ورزش ازش چه تیکه ای ساخته بود من همش تو کفش بودم. بگذریم خواهرم همه جا رو با نازی بود رفتار خواهرم عوض شده بود یک بار که مخواستم برم حموم دیدم خواهرم فراموش کرده که لباس های زیرش رو ببره از رو کنجکاوی بلندشون کردم که با تعجب دیدم شورتش بوی عجیبی میداد بوی شبیه منی اعصابم به هم ریخته بود اول خواستم که بهش بگم اما گفتم باید سر بزنگاه مچش رو بگیرم دوباره تعقیبها شروع شد باز هم چیزی دسگیرم نمیشد وباز چند بار دیگه همون قضیه بوی منی خواهرم هرجا که میرفت با نازیلا بود من اکثر جاها که تعقیبشان میکردم اشراف کامل بهشون داشتم الا یک جا خانه نازیلا که خودش تنها زندگی میکرد دیگه برا یقین شده بود که تو این خونه اتفاقهای دارد میافتد بنابراین تصمیم نهای رو گرفتم و از حیاط خونه پریدم تو و رفتم پشت پنجره یکی از اتاقها که صدای جذاب مردی اومد که اول کدمتون میایید یکهو خواهرم با صدای هیجان انکیزی گفت من من &#8220;من منگ منگ بودم اول خواستم برم تو(کاش گردنم میشکست و همون موقع میرفتم تو)وقتی صدای خواهرم که میگفت قربون اون کیرت برم اااااوووووووففففففففففف&#8221;اوووووووخخخخخخ&#8221;من تو افکارم بودم که صداها قطع شد و من سریع از خونشون زدم بیرون اون شب تصمیم گرفتم که اول نازی رو بگام و بعد دیگه ارتباط خواهرم رو با هاش قظع کنم اول رفتم حسابی مست کردم چون نازی دختر قدبلند و قوی جسه ای بود محال بود که بتونم بزور باهاش سکس کنم به همین خاطر قطره حشری کننده قوی خریدم و برای اطمینان از کار قطره فقط دوقطره تو یک لیوان آب دادم به یکی از پسرهای کلاس تنیس پسره میخواست با دستش خودشو جر بده مست و پاتیل رفتم خونه نازیلا وقتی در واکرد منو تو این حالت دبد جا خورد رفتم تو (چندین بار من رفته بودم خونشون برای انجام دادن بعضی از کارای نازی)یک هو حالت تهوه شدید بهم دست داد رفتم دستشوی و تا جای که می تونستم بالا آوردم حسابی سبک شدم رفتم بیرون و با خودم گفتم الان وقتشه یواشکی قطره رو که روی پیشخون اشپزخونه جا گذاشته بودم رو برداشتم و رفتم اشپزخونهصدای نازی بلند شد که قزبون دستت یک لیوان آب هم واسم بیار سریع یک لیوان آب حاوی حدود ده دوازده فطره رو دادم دستش وگفت زحمتی بکش بو سوپری محله یک کیلو شگر و چند قلم جنس دیگه رو بیار گلوله کش رفتم و وقتی برگشتم دیدم ناز یبا حالت شهوت انگیزی رو مبل نشسته و شربت البالو میخورد و یک لیوان هم بمن داد شریتو سر کشیدم حدودا بیست دقیقه بعد گفتم اماده شو که میخوام کس و کونت رو جر بدم جنده شروع کردم به مالوندن سینه های درشتش دو دستی کوبوند به سینه هام افتادم زمین چهاردست پا اومد سمت منو دادمیزد کیر میخوام من کیر میخوام شورت و شلوارم رو درآورد و شروع کرد به ساک زدن کیرم اما کیرم لحظه به لحظه کوچکتر و کوچکتر میشد حدود نیم ساعت ساک زد فکر میکردم خابیده شدن کیرم مستی زیاد بود نازی گفت خسته شدم باید کاری کنم تا راست کنی گفتم چه طوری شروع کرد به لخت شدن وای کرست سفیدی پوشیده بود شلوارشو در آورد از رو شورتش شروع مرد مالوندن کسش گفت به حالت سگی بشین نشستم زبون کشید به سوراخ کونم و یک هو انگشت گذاشت تو سوراخ کونم گفتم چکار میکنی&#8221;کفت دارم کاری میکنم تا راست کنی خواستم بلند شم اما نذاشت خودشم هم بد کسشو میمالوند که ناشی از اثرات قطره بود اما انگشت هم تاثیری نداشت بلند شد و گفت باید روش دیگه ای امتحان کنم او اومد کنار صورتم گفتم دیگه چه روشی که یکهو شورتشو کشید پایین چیزی خورد تو صورتم که چراغ از چشم پرید خوب که دقت کردم نفسم بالا نیومد کیر کلفت و به بلندی 20سانت جلو صورتم بود نازی دوجنسه بود اون هم کیر کلفت &#8220;صدای نازی اروم اومد گفت بخورش&#8221;گفتم چی رو&#8221;گفت میخوری یا به زور بکنم تو حلقت بچه کونی قطره میاری که منو شهوتی کنی وقتی کونتو جر دادم حالیت میشه با می طرفی گفت چرا فقط بگو چرا منکه مثل خواهر خودتم گفتم همش به خاطر خواهرمه و از سیر تا پیاز ماجرا رو بهش گفتم نازی گفت میدونی چرا کیرت بلند نشد به این دلیله که من قطره تو رو با قطره خودم عوض کردم و قطره خودتو به خورد خودت دادم اره با خواهرت سکس داشتم فقط در حد حال و لب و ساک و قضیه آب منی ها رو بهش گفتم اون هم گفت خواهرت دوست داره من آب کیرم رو رو کونش بریزم و اون صدای مرد هم که تو شنوفتی رفت و یک سی دی گذاشت رو بخش بعد از چند تا آهنگ عقب و جلو کردن یه آهنی رو گذاشت که خواننده میگفت اول کدومتون میایید.من از حمافتی که کرده بودم اعصابم خرد شده بودنازی تا خواست بره لباساشو بپوشه من با ترس و لرز دست زدم به کیرش اروم گفت میخوایش دیگه حرکاتم دست خودم نبود کیرشو گذاشتم تو دهنم و شروع کردم به ساک زدن صدای اه وااوه نازی بلند شده بود که نازی گفت به حالت سگی دربی تا کاری کنم راست راست کنی تو حالت سگی دیدم داره گرم میزنه توسوراخ کونم دوربرکونم چند دقیقیه بعد نیشگون گرفت و گفت بیحسه گفتم آره شرروع کرد به تلنبه زدن اول سر کیرشو کرد تو کونم فقط سرش رو عقب جلو میکرد با اینکه کرم بیحس کننده زده بود باز درد میکرد خوب که سرش تو کونم جا باز کرد نصف کیرش رو فرستاد تو یواش یواش شروع به تلمبه زدن کرد کیرم تو حالت نیمه شق بود جای درد یک لذت وصف نشدنی تو کونم پیچیده شده بود و وقتی نازی سر پستوناشو رو کمرم میکشید یک رعدی تو کیرم میزد امام زود کیرم میخابید اماده شو که میخوام درست بگامت و کیرشو تا ته گذاشت تو کونم و کم کم شدتلمبه ها بسشتر میشد دیگه داشت با آخرین قدرت و توان تلمبه میزد ولی رو من<br />
اثری نکرده بود کیرم داشت از شدت ضربه های که بهم وارد میشد میرقصید بعد از حدود نیم ساعت تلمبه زدن کیرش رو دآورد و گفت رو به دیوار صاف وایستا ایستادم و خودش هم پشت سرم وایستاد چون قدش بلند تر از من بود حتی از خواهرم هم قدبلنتره کیرش راست کمرم بود زانوهاشو خم کرد و کیرشو راست سوراخم تنظیم کرد و شروع به تلمبه زدن کرد این پوزینش عجب فازی میده تو حال خودم بودم که دیدم بین زمین و هوا وایستادم بله زمانی که نازی از تلمبه زدن تو حالت نیمه خم کمرش درد میگیره تو هین تلمبه زده خودشو راست میکنه تو فد و هیکل یک سر گردن از من بالاتر بود منو سوار بر کیرش از زمین بلند میکنه من از شدت لذت و هیجان و شهوت درد &#8230;گفتم اهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههمن همیشه تو فبلمای سوپر باین نوع پوزینش ها خود ارضای میکردم حالا خودم داشتم تجربش میکردم نازی ترسید سریع به حالت اول برگشت وکفت محمد عریزم چی شد گفتم هیچی نگو دوباره همون کارو بکن ایندفعه دستاشو زیر بغلم گرفت و بلندم میکرد بعدش نازی رو صندلی نشسن منم رو دررو روکیرش نشستم اونم پاهای منو از رودستاش رد کرد و همینجور که کونم تو کیرش بود منو بغل کرد و منو میکرد من دیگه راست راست کرده بودم دیگه داشت آبم میومد بهش گفتم سریع منو پایین آورد و من واسه اون جلق زدم اون واسه من اول آب من با فشار اومد و چند دقیقه بعد آب نازی .هر دو خسته و کوفته افتاده بودیم و این سر آمدی شد که مون من توسط نازی سه برابر سوراخش بزرگتر شده بود خواهرم هم از قضیه من و نازی بو برده بود که یک بار خواهرم بوسیله کیر مصنوعی بدطوری ترتیبمو داد و یک بار نازی ترتیب جفتمونو داد که انشاالله هر دو داستان را که جالب هستند براتون ارسال میکنم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b9%d8%ac%d9%84%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%88-%d9%82%d8%a8%d9%84-%d8%b4%d8%a8-%d8%b2%d9%81%d8%a7%d9%81-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177140</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کس خیس دو شاه کس , حتما ببینید</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%ae%db%8c%d8%b3-%d8%af%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ad%d8%aa%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%ae%db%8c%d8%b3-%d8%af%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ad%d8%aa%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d8%af/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 Nov 2019 08:07:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسو]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنی]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفه]]></category>
		<category><![CDATA[باحالی]]></category>
		<category><![CDATA[باکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینتر]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهنمو]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تعمیرگاه]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جامونو]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[حالاها]]></category>
		<category><![CDATA[حالمون]]></category>
		<category><![CDATA[خانومش]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زیرانداز]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارو]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقونه]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گفتیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لبامون]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مهندسی]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشید]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نگاشون]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[80 و با دختر عموم فیلم سکسی 1سالی میشه که ازدواج کردم پسر عموم که اسمش امینه 1 سال زود تر از من ازدواج کرده و اسم سکسی خانومش لیلی است از همون اولی که شاه کس من این لیلی خوشگله رو دیدم بدجور ازش خوشم اومده بود البته به نظر میومد کونی که اونم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>80 و با دختر عموم فیلم سکسی 1سالی میشه که ازدواج کردم پسر</h2>
<p>عموم که اسمش امینه 1 سال زود تر از من ازدواج کرده و اسم سکسی خانومش لیلی است از همون اولی</p>
<h3>که شاه کس من این لیلی خوشگله رو دیدم بدجور ازش خوشم</h3>
<p>اومده بود البته به نظر میومد کونی که اونم همین احساسو نسبت به من داره اخه زیاد با من صمیمی شده</p>
<h4>بود جنده و جلوی من خیلی راحت میپوشید ولی من چون</h4>
<p>تازه نامزد کرده بودم و از پستون طرفی لیلی زن پسر عموم بود سعی میکردم زیاد بهش فکر نکنم در مورده</p>
<h5>لیلی هم کوس بگم که قدش حدود 165 و وزنش 60</h5>
<p>سینه های رو فرم و اندامی کاملا سکسی داره خلاصه 1 مدت گذشت 1 روز که سر کار بودم لیلی جونم اس سکس داستان داد یادم نیست</p>
<h6>دقیقا چی بود ولی یادمه 1 اس عاشقونه ایران سکس بود منم</h6>
<p>1 اس براش فرستادم باز اون فرستاد و خلاصه اون روز شاید 15تا اس برام فرستاد که من احساس کردم که اونم بدش نمیاد اینجوری بود که رفتم تو نخش روز بعدشو مرخصی گرفتم یه خورده کار داشتم میبایست برم نظام مهندسی که به محل کار لیلی هم نزدیک بود و همینطور تعمیرگاه شوهرش کارم تموم شد زنگ زدم بهش و گفتم میرم پیش امین اونم گفت منم میام اونجا بعد میرم خونه بابا(منظورش عموم بود)خونه من نزدیک عمومه که گفتم بیا اگه شد با هم میریم خلاصه ما رفتیم پیشه امینو بعد از نیم ساعت لیلی جونم امد من که خواستم برم امین گفت اگه خونه میری لیلی رو هم ببر که من هم قبول کردم و این اولین باری شد که منو لیلی تنها شدیم انداختم تو یه مسیر خلوت و سر صحبتو باز کردم ولی اونروز فقط تونستم یه لب ازش بگیرم چند روز بعد با لیلی جونم هماهنگ کردیم و با هم قرار گذاشتیم من همیشه تا ساعت 6 سر کارم اونروز ساعت 1 مرخصی گرفتم و رفتم دنبال لیلی و با هم رفتیو بیرون 1 جای دنج دور از دسترس زیر سایه درخت پیدا کردیمو نشستیم من همیشه 1 زیرانداز تو ماشینم هست خلاصه چند دقیقه ای همینطور الکی کس شعر گفتیمو کم کم شروع به بوسیدن لیلی جون کردم از دستش شرو کردم که تئ دستم بود بعد یه بوس کوچولو از لپش کردم و همینطور به لباش نزدیک شدم اول که لبشو بوسیدم یه بوس کوچولو بود بعد همینجور طولانیتر شد تا لبامون تو هم گره خورد وشروع به خوردن لبای هم کردیم که واقعا تو کارش وارد بود الان که دارم مینویسم ارش کوچولو داره نبض میزنه البته منم تو خوردنو حشری کردن دخترا مهارت دارم بعد از یه کم خوردن شالشو دراوردم و شرو کردم به خوردن گردن و لاله گوشش لیلی هم خیلی زن حشری و هاتیه و انتچنان اه ناله میکرد که پیش خودم میگفتم خدا رو شکر که جای خلوتی هستیم کم کم لیلی دکمه های پیراهنمو باز کرد و شرو کرد به خوردن سینه و شکم من منو دست انداخته بودم تو مانتوش و سینه هاشو میمالیدم که یواش یواش دکمه هاشو باز کردم و تاپشو دادم بالا و از رو سوتین یه گاز کوچولو از نوک سینش گرفته یه اه باحا کشید که نزدیک بود ابم بیادبعد سوتینشو زدم بالا وای عجب سینه ای داشت سایز 75 سفید با نوک قهوه ای یه چند لحظه فقط نگاشون میکردم بعد شرو کردم به خوردن یکیشونو میخوردم و اون یکیرو با دست میمالیدم لیلی هم که دیگه تو این دنیا نبود چشاشو بسته بود و اه و نالش رو هوا بود بعد حدود 10 دقیقه خوردن باز رفتم بالا تر و گردن و گوششو شروع به خوردن کردم و بعد لب زبونمو کرده بودم تو دهنش واونم الحق که اینگاره بود باز دوباره اومدم سمت سینه کم کم پایینتر رفتم و دکمه شلوارشو باز کردم وهمینجور که شکمو سینشو میخوردم دستمو کردم تو شلوارش و شرروع کردم با بازی کردن با کسش از روشرت بعد دستمو کردم تو شرتش وای کس داغشو که لمس کردم باورم نمیشد که کس خوشگل لیلی جون تو دستمه خیس خیس بود البته اونم بیکار نبود و دستش تو شرت من بود و داشت باکیرم ور میرفت دیگه لیلی تو این عالم نبود شلوارو شرتشو دراوردم پاهاشو دادم بالا یه کم کسشو با انگشت مالیدم بعد شرو به خوردن کردم از رونش شروع کردم و کم کم زبونمو به کسش رسوندم عجب کسی بود صورتی موهاشم که تازه زده بود واقعا دیوونه کننده بود یکی دو بار زبونمو روی درز کسش از پایین تا بالا کشیدم و بعد شروع به خوردن چوچولش کردم چه مزه باحالی داشت هنوز مزش تو دهنمه الان که یادش میفتم دهنم اب میشه وچند باری هم زبونمو میکردم توی سوراخ کسش و میچرخوندم حدود 10دقیقه تو همین حال بودم که دیدم لیلی دیگه اه و نالش تبدیل به جیغ شده و سر منو محکم به کسش فشار میده یه لحظه یه جیغ زدو اروم گرفت و دهنو صورت منو پر اب کرد منم بلند شدم کنارش دراز کشیدم یه کم ماسازش دادم تا سر حال اومد حالا دیگه نوبت لیلی جون بود شرو کرد به خوردن من از ابم گرفت رفت سمت گوش وگردن سینه وتارسید به شکمم همینجور که شکمو سینمو میخورد از رو شلوارم که هنوز درش نیورده بودم کیرمو میمالید بعد شلوارو شرتمو با هم دراورد و کیرم که حالا راست راست ونزدیک بود دیگه زیر اون فشار بشکنه مثل یک فنر پرید بیرون گفت وای چه کیر باحالی داری ارش جون گفتم چطور گفت خیلی خوش فرمه از ماله امین بزرگترو کلفت تره مال امین خیلی گوچیکه ،کیر من حدوده 20سانت و حدود 3سانت قطر داره گفتم همش ماله خودته لیلی جونم تا اینو گفتم عین این کیر ندیده ها افتاد به جون کیرم خیلی باحال میخورد همه کیرمو میکرد تو دهنش ودر میاورد و بیضه هامو میخورد که خیلی حال میداد سر کیرمو مک میزد بع د چند دقیقه من چرخوندمش روی خودم به حالت 69 و همزمان که لیلی کیرمو میخورد منم کسشو میخوردم و انگشتمو خیس مسکردم و میکرد توی سوراخ کونش که این خیلی بهش حال میداد چون هر وقت این کارو میکردم یه اه جانانه میکشید 10 دقیقه ای که کیرمو خورد احساس کردم دارم میام گفتم لیلی دارم میام و اون همینطور ادامه داد تا ابم اومد و همشو ریختم تو دهنش و انم همشو خورد دیگه هر دوتامون بی حال شده بودیم کنار هم 5 دقیقه ای دراز کشیدیم تا یه کم حالمون سر جاش اومد یه نگاه بهش کردمو دستمو گذاشتم روی کسش دیدم یه لبخند ناز زد منم خندیدمو باز شروع کردیم اینبار زیاد نخوردمش پاهاشو دادم بالا و کیرمو با کسش تنظیم کردم یه کم کیرمو روی کسش مالیدم تا خودش بگه بعد دو سه بار مالیدن گفت ارش دارم دیوونه میشم بکن تو کسم منم نامردی نکردم کش که هنوز خیس بود تا دسته کردم تو کسش انگار راست میگفت که کیر امین خیای کوچیکه چون کسش خیلی تنگ بو داغ وشروع کردم به تلمبه زدن چون ابم یه بار اومده بود خ<br />
یالم راحت بود که حالا حالاها نمیاد من تلمبه میزدم و اونم قربون صدقه خودمو کیرم میرفت بعد چند دقیقه جامونو عوض کردیم و لیلی اومد روی من کیرمو با کسش تنظیم کرد وشروع به بالا و پایین شدن کرد منم سینه های خوشگلشو میمالیدم و گاهی خم میشد و همزمان لب میگرفتیم اما انگار اب من اومدنی نبود ایندفه به حالت سگی کردمش وای که کردن کس از پشت چه حالی میده بعد کلی تلمبه زدن همزمان با انگشتمم با سوراخ کونش ور میرفتم اونم با چوچولش بازی میکرد بعد کیرمو دراوردم وگفتم لیلی از عقب اجازه میدی یه کمی ناز کرد ولی قبول کرد منم که طی گایش کسش حسابی کونشو با انگشت اماده کرده بودم کیرمو اول گذاشتم دهنش که بخوره تا ببینه کسش چه مزه ایه بعد یه تف انداختم دم سوراخ کونشو کیرمو اروم حول دادم تو و صی سه مرحله کیرم تا دسته تو کون لیلی جونم بود که عجب کونی بود انگار گذاشته بودم لای گیره چند لحظه نگه داشتم بعد تلمبه زدن شروع شد اول یه خورده اخ و ناله کرد و میگفت ارش سوختم جون لیلی در بیار من گفتم چند لحظه صبر کن خوب میشه و همینطورم شد بعد چندتا تلمبه زدن دیدم که داره اه اه میکنه و میگه تند تند بکن منم که دیگه تو اوج بودم نزدیک بود ابم بیاد گفتم لیلی دارم میام گفت همونجا خالی کن منم چنتا تلمبه زدم همه ابمو با فشار تو کونش خالی کردم و همونجا روش افتادم بعد 2،3 دقیقه بلند شدم کیرم که از تو کونش در اومد دیدم کلی گشاد شده یه بوس کوچولو از لپش کردم ازش تشکر کردم و کنارش چند دقیقه دراز کشیدم و ماسازش دادم تا سر حال شد لبلسامونو پوشیدیم برگشتیم طرف خونه بهش گفتم این بهترین سکسم بود که تا حالا داشتم اونم گفت که به اونم خیلی حال داده و دو سه بار ارضا شده رسوندمش جلوی خونشون یه لب جانانه گرفتیم و پیاده شدبعد از اونم چند بار با هم سکس کردیم که بعدا می نویسم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%ae%db%8c%d8%b3-%d8%af%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ad%d8%aa%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176998</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.019 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-07 02:08:42 by W3 Total Cache
-->