<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>كوچيكتر &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%83%d9%88%da%86%d9%8a%d9%83%d8%aa%d8%b1/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:19:34 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>كوچيكتر &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>کس داره به چه بزرگی , کیر هم دوست داره کلفتشو جنده خانوم</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87-%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%87%d9%85-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%da%a9%d9%84%d9%81/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87-%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%87%d9%85-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%da%a9%d9%84%d9%81/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 13 Nov 2019 06:03:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اونموقع]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقت]]></category>
		<category><![CDATA[اينطور,]]></category>
		<category><![CDATA[اينكاره]]></category>
		<category><![CDATA[اينكارو]]></category>
		<category><![CDATA[بابامو]]></category>
		<category><![CDATA[بادستم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بعدازظهر]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بندازه]]></category>
		<category><![CDATA[بوداونم]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چهارده]]></category>
		<category><![CDATA[چيزايي]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيديم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستاني]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دبيرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دردودل]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[سركلاس]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرمون]]></category>
		<category><![CDATA[شيطوني]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[كامپيوتر]]></category>
		<category><![CDATA[كردمشون]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكتر]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورش]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوند]]></category>
		<category><![CDATA[ميداديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميديديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردن]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[مينويسم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناگفته]]></category>
		<category><![CDATA[نامردي]]></category>
		<category><![CDATA[نبوداما]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونست]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنيد]]></category>
		<category><![CDATA[نميگفت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[با پسرم دروغ نداره كه فیلم سکسی بنويسم:از اسمهاي مستعار استفاده ميكنممن دو خاطره سكسي رو باهم براتون مينويسم كه در فاصله يك روز برام اتفاق افتادبرج سکسی 11 سال 1388 بود.من رفتم پيش يكي شاه کس از دوستام و باهاش درد و دل ميكردم.من خودم قيافم بد نيست ولي چون 17 کونی سالمه كونم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>با پسرم دروغ نداره كه فیلم سکسی بنويسم:از اسمهاي مستعار استفاده ميكنممن دو</h2>
<p>خاطره سكسي رو باهم براتون مينويسم كه در فاصله يك روز برام اتفاق افتادبرج سکسی 11 سال 1388 بود.من رفتم پيش</p>
<h3>يكي شاه کس از دوستام و باهاش درد و دل ميكردم.من خودم</h3>
<p>قيافم بد نيست ولي چون 17 کونی سالمه كونم پرپشمه ولي بعضي از دوستام هنوز خبر نداشتن و برحسب قيافم فكر</p>
<h4>ميكردن جنده كونم خوبه حالا كار ندارم من رفتم پيش رفيقمو</h4>
<p>باهاش دردودل ميكردم و بهش گفتم پستون كه اره،همسايمون به نام وحيد كه همسن خودم يعني 17 سالش بود و خيلي</p>
<h5>دوسش داشتم کوس و واقعا كون خيلي خوبي داشت بدون هيچ</h5>
<p>پشمي،صاف صاف كه من بجاي دختر فقط تو فكر اون بودم بلاخره هي بهش ميگفتم كه تو نخشمو،نميده و اينحرفا كه ديدم سکس داستان دوستم گفت برو</p>
<h6>محمد رو بكن بهتر از وحيده منم چون ایران سکس اونشب خيلي</h6>
<p>حس شهوتم برانگيخته بودم يه كم روس فكر كردمو از پيشش رفتم البته ناگفته نمونه كه رفيقم كه باهاش دردودل ميكردم اونم به درد نميخورد ولي رفتم كه از راهنماييش استفاده ببرم.بلاخره با خودم گفتم كه محمدم چيزي از وحيد كم نداره فقط يه كم تپل تره كه اونم ميشه كرد گفتم يه چيزي باشه كه ابشو در بياره هرچي ميخواد باشه باشه،آخه محمدم نميدونست كه من تو اين نخم ولي خودم يه كم سكسي بود البته اينم نميدونست كه من بدرد بخور نيستم اما اونشب ساعت هفت بود كه زنگش زدم گفتم بيا خونمون كارت دارم اونم سريع اومد ما رفتيم تو طبقه پايين و داشتيم با كامپيوتر ور ميرفتيم بابامو خانواده هم طبقه بالا بودن،داشتيم با كامپيوتر كارميكرديم ديدم ميگه فيلمي چيزي نداري تو كامپيوترت منم گفتم نه بلاخره نشستيمو حرف ميزديم اون تا اون موقع نميدونست كه من اينكاره ام،تقريبا ساعت 10 بود كه بابامو همه رفتن بيرون با ماشين بعد محمدم ميخواست بره خونشون كه يه كم باد اومد و وقتي كه داشت ميرفت من يه پايي به كونش زدم اونموقع يه چيزايي فهميد و تا دم در رفت ولي باز برگشت گفت 1 ساعت ديگه ميرم،وقتي كه باز رفتيم تو طبقه پايين گرفت خوابيد منم از روي شيطوني هي پاميزدم به كيرش اون گفت كه اينكارو نكن بلند بشه بايد جرمشم بكشي هان ولي من به كارم ادامه دادم و هي ميزدم به كونش يا به كسرش با پاهام كه ديدم گفت امروز صبح رفتم پشماي كيرمو زدم و جلق هم زدم باشه برا برداشب اما من بيتوجه بودم و بازم به كارم ادامه دادم كه ديدم بلند شد اون هيكل بزرگتر از من بود كون سفيد و بي پشم يعني مثل دختر 18 ساله بعد ميخواست بياد منو بندازه زمين ولي چون من ميرفتم كشتي با يه فن خوابوندمش و به صورتي خوابيديم كه اون منو انگول ميكرد منم اونو بعد با شلوار داشتم ميكردمش كه ديدم شلوارشو در اورد باور نميكنيد كيرم 3برابر شده بود،شلوارشو در اورد و از روي شرت كيرش زده بود بيرون وقتي شرتشم پايين كشيد معلوم بود كه كيرش كمي پشم داشت كه اونم زده بود ولي كونش اصلا يه موهم توش پيدا نميشد بعد من چون از رفيقام شنيده بودم بدون تف بكني ديرتر ابت در مياد منم بدون تف افتادم روش و هي بادستم كونشو كنار ميزدم و سوراخشو ميديدم باور نميكنيد كسي كه كل شهرمون دوست داشتن بكننش حالا داشتم ميكردمش وااااي چه سوراخ تنگي بلاخره بعد از مدتي كه عرق كرده بوديم دوتامون من تند تر هي ميكشيدم به كونش چون تف نماليده بودم حدود سيزده چهارده دقيقه طول كشيد كه بلاخره آبم اومد و تا آخرشو كردم تو كونش البته وقتي كه داشت در مي اومد يه كم كيرمو تو كونش كهردم كه اهي كشيد و سريع بيرون اورم و شرع كردم ابمو بريزم تو كونش،الان اون صحنه رو به يادم ميارم كيرم شق شده سوراخ تنگ،كون گنده و سفيد و تو سوراخشم اب ريخته بودم يعدش نوبت من شد كه بخوابم منم از پشت خوابيدم ولي گفتم چون قيافم خوب بودم و هنوز نميدونست كه من اينكاره ام باهام حاضر شد ولي اونم نامردي نكرد يه 5 دقيقه اي كرد يعد ابشو ريخت و بعدشم اون رفت خونشون.فردا ظهرش باز اومده بود پيش خونمون و به بهونه پركردن فلش ميخواست بياد تو كه من چون وقتي يه بار كون كسي بزارم بعد از طرف بدم مياد مانع ورودش شدم و فرستادمش رفت كه بعدش رابطمون به كلي قطع شد و ديگه همه حاضر به سكس نبوداما حالا خاطره ي بعدي:2روز بعد از همون سكس من رفتم مدرسه.من تو مدرسه مسئول كتابخونه بودم.زنگ كلاس كه خورد به بهونه اين كه كلاس نرم و كتابخونه رو تميز كنم سركلاس نرفتيم و يه پسره به نام محسن رو هم كه كلاس اول بود اوردم تو كتابخونه كه كمكم كنه من اون سال كلاس دوم دبيرستان بودم محسنم اول.بعدش اوردمش اونم هيچي پشم نداشت ولي تقريبا لاغر بود.اونم بدش نمي اومد باهم بكنيم ولي من روم نبود كه چطور بهش بگم چون ميگم هنوز كسي منو نشناخته بود ولي كم كم حرفشو پيش كشيدم و انگولش ميكردم اونم هيچ عكس العملي نشون نميداد.بعدش كه زنگ خورد رفتيم بيرون و ديگه اونوقت همه چيز تموم شد ولي بعدازظهرش خونه بودم كه به فكر پريشب افتادم و كيرم عجيب شق شده بود من ميدونستم اون حاضره باهام بياد به همين خاطر زنگش زدم و گفتم تا 10 دقيقه ديگه بيا خونمون اونم 10 دقيقه نكشيد كه ديدم رسيد خونمون منم گفتم بيا تو اونم اومد و رفتيم تو طبقه پايين تقريبا ساعت 5 يا 5/30 بعدازظهر بود كه دقيقا داشت مثل محمد ميشد اومد و رفت دور كامپيوتر و من چيزي نميگفتم و فقط انگولش ميكردم از زير شلوار كه اونم چيزي نميگفت و گاه به كيرش دست ميزدم ديدم شق شده بود بلاخره با اين كه داداشم طبقه بالا بود دلو زدم به دريا و اونو خوابوندم اونم سريع بدون هيچ ممانعتي گرفت خوابيد من گفتم اول از روي شرت بكنمت ولي اون صبر نكرد و سريع شلوارشو پايين كشيد كه وقتي كونشو ديدم واقعا باورم نميشد كه اينطور باشه يعني از چيزي كه از پشت شلوار ميديديم بزرگتر بود و سفيده سغيد بدون هيچ مويي من اول تف ماليدم به انگشتم و ميكردم تو كونش كه ديدم اول يه كم اخ و اوخ كرد ولي بعد چيزي نميگفت البته اون قبلانم سكس داشته بود خودش بهم گفته بودم هيچي بعد چون يه سال كوچيكتر بود مجبورش كردم برام ساك بزنه كه وقتي دوسه بار دهن گرفت ديگه ايمكارو نكرد البته چون داداشم داشت برا كنكور ميخوند ميدونستم پايين نمياد ولي به هرحال خيلي اروم كارارو انجام ميداديم تا نفهمه من كه نميخواستم مثل پريشب زود همه چيز تموم بشه هي بهش ور ميرفتم بلاخره اون گفت زود بكن ميخوام برم منم گفتم اونو تف نماليدم ولي اينو ميمالم اول يواش يواش هي روش ميخوابيدم و بلند ميش<br />
دم باوردتون نميشه كونش خيلي خوب بود.اخر يه كم كيرمو ميكردم توش اونم چون قبلا تجربه داشت چيزي نميگفت منم تندترش كردم تا بلاخره ابم در اومد و به همه جاش پاشيد بعش هي داشتم كونشو ميماليدم كه گفت بخواب تا بكنم منم چون از نامردي خوشم نمياد خوابيدم و انونم منو كرد ولي از كردنش معلوم بود كه فقط داده و زياد نكرده وللي اونشبم گذشت و ديگه هيچ كدوم باهام نيومدن.برا همين منم همه جا زودتر رفتم گفتم تا آبروشونو ببريم و همه جاهم گفتم فقط كردمشون و ندادم اونام وقتي منو ميبينن فرار ميكنن حتي حاضر نيستن از كوچه ما ديگه رد شن چه برسه بيان تو خونمون.اينارو كردم ولي تا الانم كه سال 90 هستش از فكر وحيد بيرون نميرم هنوزم كونش فرقي نكرده.بهتر از دختره.سفيد يعني همه چي تموم.اميدوارم خوشتون اومده باشه من برم برا وحيد جلق بزنم.مرسي</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%87-%da%86%d9%87-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%87%d9%85-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87-%da%a9%d9%84%d9%81/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2582</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میرقصه سیگار میزنه و از همه بهتر کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%b3%db%8c%da%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%b3%db%8c%da%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 01 Oct 2019 04:27:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقي]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[اعتمادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انگاري]]></category>
		<category><![CDATA[اونايي]]></category>
		<category><![CDATA[اينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[برجستگي]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[بگذريم]]></category>
		<category><![CDATA[بيچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناتو]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستونشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[تماشاي]]></category>
		<category><![CDATA[تنهايي]]></category>
		<category><![CDATA[چرخيدم]]></category>
		<category><![CDATA[‫چشمتون]]></category>
		<category><![CDATA[چيزايي]]></category>
		<category><![CDATA[چيزهاي]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهاي]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشت]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتين]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دلشوره]]></category>
		<category><![CDATA[دودستم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانه]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[زيبايي]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شيطوني]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[طوريكه]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[كامپيوتر]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكتر]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مربوطه]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمم]]></category>
		<category><![CDATA[معامله]]></category>
		<category><![CDATA[معصومانه]]></category>
		<category><![CDATA[ميترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزارم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميلرزه]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمكيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزديكي]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نميذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نيفتاده]]></category>
		<category><![CDATA[نيومده]]></category>
		<category><![CDATA[والبته]]></category>
		<category><![CDATA[وخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[وخودشو]]></category>
		<category><![CDATA[وسوتين]]></category>
		<category><![CDATA[وشلوار]]></category>
		<category><![CDATA[ومامان]]></category>
		<category><![CDATA[ومشغول]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هيكل توپ كه اغلب شما فیلم سکسی با اين نوع دخترا سر وكار داشتين وميدونيد من چي ميگم والبته اين رو هم بگم كه اون چيزايي كه سکسی من رو نسبت به اون علاقه مند شاه کس ساخته بيشتر رابطه واخلاق خوبشه نه سر ودست وپا وخلاصه خيلي چيزهاي ديگه . بگذريم کونی سروناز بعضي [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>هيكل توپ كه اغلب شما فیلم سکسی با اين نوع دخترا سر وكار</h2>
<p>داشتين وميدونيد من چي ميگم والبته اين رو هم بگم كه اون چيزايي كه سکسی من رو نسبت به اون علاقه</p>
<h3>مند شاه کس ساخته بيشتر رابطه واخلاق خوبشه نه سر ودست وپا</h3>
<p>وخلاصه خيلي چيزهاي ديگه . بگذريم کونی سروناز بعضي اوقات كه درس ومشق دانشگاه بذاره مياد خونه ما البته تنهايي وبدون</p>
<h4>مزاحم جنده وشب رو پيش ما ميمونه وبا هم مياييم رو</h4>
<p>نت يه وقت هايي چت ميكنيم پستون يه روزهايي فيلم نگاه ميكنيم وبعضي وقتها هم يه سايت خوب مثل اينجا پيدا</p>
<h5>ميكنيم وبا کوس هم ميشينيم ومطالبشو ميبينيم. بگذريم البته قبلا كه</h5>
<p>كوچيكتر بود من يه شيطوني هايي مي كردم ولي اين با توجه به سن وسال وموقعيت اون زمان بود ولي حالا بيشتر سکس داستان رابطه ما دوستانه</p>
<h6>است وصميمي &#8230; علاقه من به سروناز از ایران سکس زماني كه</h6>
<p>اون يه دختر نورسيده شده بود ومن اوايل جوانيم بودو بقول بعضي ها تازه پشت لبم سبز شده بود شروع ميشه ومن بدون توجه به اينكه دودول ادم براي هر جنبندهاي بلند نميشه گاهي دور وبرش مي چرخيدم واين ور واونورش ميكردم وبعضي وقت ها هم يه كم زياده روي ميكردم تو انگولك سرونازم نميتونست اعتراض بكنه اخه بره به ابجيه چي بگه داداشت داره يه كارهايي با من ميكنه . قبلا ما زياد رفت وامد داشتيم نسبت به الان وهمش يه جا بوديم اكثرا يا من خونه ابجي تلپ مي شدم وچند هفته اي مي موندم يا اينكه اونا خونه ما بودند طبيعيه كه سرو ناز هم اغلب اوقات با من بود وقتي كه ميخواستم جايي برم . القصه سرو ناز داشت كم كم خانوم ميشد برا خودش سينه هاي كو چولوش برجسته ميشدند و با سن خوشگلش بزرگ ميشدند و من هم مثل نديد بديد ها هر چند وقتي كه تنها ميشديم يه دستي از روي محبت به سر وگوشش ميكشيدم آبجي ما هم از اون تيز هاي سمجه مثل اينكه چيزهايي بو برده بود ما دوتا رو خيلي تنها نميذاشت يا اگه كاري هم داشت يكي رو پيدا ميكرد كه بپاي من باشه ولي من محو هيكل سروناز بوده و هستم نه اينكه تعريف بكنم ازش چون خواهر زادمه نه خداييش الانه هم كه خانوميه برا خودش دوستش دارم البته الان كه تنها ميشيم ومن به اون نگاه ميكنم از كارهايي كه تو بچگي ازم سر زده ميشم (الكي)ولي خب چيكار كنم اين خر يته محضه بگذريم يه كم از سرو ناز بگم از پستون هاي كوچيكش كه اونا رو توي يه سوتين خوش رنگ مخفي كرده واز پاهاي خوش تراشش كه از زير شلوار پيداست كه من خيلي وقته اونا رونديدم لذت ميبرم قربونت برم خدا چي خلق كردي البته اين رو بگم كه يه وقت هايي كه يواشكي ديدش ميزنم از برجستگي هاي خطوط شورت وسوتينش كه به شكل تحريك كننده اي از تيشرت وشلوارش بيرون زده ديوونه ميشم شايد بگيد چه ابلهي هستي تو &#8230; اتفاقي كه الان ميخوام بگم مربوطه به چند ماه پيش بعد از ظهر تو خونه همراه با ننمون نشسته بوديم كه تلفن زنگ زد سروناز بود ميخواست بگه اگه وقت داشته باشم مزاحمم بشه برا يه سري كارهايي كه ميخواست تو كامپيوتر م انجام بده اخه تو خونشون گير بازاره ابجي ما با اين كه دخترش بزرگ شده از اون چشم بر نمي داره وحتي استفاده از سيستم هم شامل مقررات خاصيه خلاصه من هم گفتم خواهش ميكنم من كار بخصوصي ندارم وخوش حال هم ميشم سروناز هم بعد دو ساعت اومد ومشغول كار با كامپيوتر شد . نميدونم از خوش شانسي ما بود يا از بد شانسي كه بخاطر فوت يكي از فاميل هاي نزديك مادرم خاله زنگ زد به ننه ورفتند مراسم و اينطوري بود كه تو خونه علي موند وحوضش شب ساعت 9 مادر زنگ زد خونه وگفت كه امشب رو نمياد ومن مواظب سروناز باشم من رو ميگي از يه طرف شوق تنها شدن با سروناز واز طرف ديگه دلشوره ابجي وننه خيلي كنفم كرده بود &#8230; من توي پذيزايي دراز كشيده بودم وفيلم نيگاه مي كردم سرو ناز هم با كامپيوتر مشغول بود يه دفه گفت دايي حوصله من سر رفت مي ايي يه كم بريم چت كنيم وبخنديم من هم از خدا خواسته با يه كم من ومن رفتم پيشش وبا يه ايدي مسخره رفتيم تو روم وبا هم مردم رو الكي سر كار ميذاشتيم تا اينكه دل رو به دريا زدم وبهش گفتم با يكي دوتا از اينا ميخوايي سكس چت كنيم سروناز اولش جا خورد وبعدش با صحبت هاي من قبول كرد مورد اول يه كم چرت وپرت وكس شعر تحويل داد وخستمون كرد بالاخره يكي پيدا شد كه حرفهاي باشه به سروناز گفتم هر چي دوست داري بنويس وبا من راحت باش انگاري من اينجا نيستم و نگاه هم نمي كنم (الكي )ولي عجب چيزايي رو مينوشت سروناز ادم كيرش بلند ميشد منم گاهي وقتها راهنمايي ميكردم ودزدكي هم حركات سروناز رو زير نظر داشتم اولش مطالبي كه من ميگفتم مينوشت براي اينكه بگه من چيزي نمي دونم ولي همون طوريكه گفتم واقعا وارد بود راسيتش از ديدن اون با چهرهاي كه معلوم بود نوشته ها وگفته هاي يارو روش تاثير گذاشته وسرخ شده بود من هم داشتم حشري ميشدم اون شب سروناز يه بلوز فيروزهاي رنگ با يه شلوار گرمكن پوشيده بود از سر شانه هاي بلوز ميشد ديد كه يه سوتين آبي خوشگل تنشه ونوك پستوناش رو ميشد از زيراون ديد وخط شرتش كه از شلوار پيدا بود منو ديوونه ميكرد ميخواستم دستمو بزارم پشتش اما خجالت كشيدم دستمو بردم گذاشتم رو دستش سردي خاصي رو احساس كردم گفتم سروناز با اين حرف هايي كه داري به يارو ميزني اون كه به جهنم حال منو خراب ميكني يه دفه به خودش اومد وگفت يعني چي ومي خواست قطع كنه كه نذاشتم وگفتم ادامه بده بيچاره كسي كه اون طرف بود آبش هم در اومده بود البته اينو از حرف هايي كه ميزد فهميدم كار به اينجا تموم نشد ما بعد چت در رابطه دختر وپسر ا صحبت كرديم وساعت 2 شب شد سرو ناز رفت بخوابه و من هم تو فكر بودم لا مصب خوابم نمي اومد تا ساعت 4 بيدار بودم وفكر مي كردم چطور علاقه مو بهش نشون بدم رابطه اي كه هيچ كس ديگه به غير از من واون نبايد خبر دار مي شد از يه طرف دوستش داشتم از يه طرف خواهر زاده ام بود واز طرف ديگه خدا و خا نواده ام . سر و ناز در رابطه با من چي فكر ميكرد نمي گفت من بهت اعتماد كردم جواب اعتمادم شهوت بود و سكس خلاصه اين از مورد ها يي بود كه نمي شد از خدا هم كمك خواست ولي شيطون اين جا ها بيكار نمي شينه. القصه دل رو به دريا زدم ورفتم اتاقي كه سروناز خوابيده بود با يك چهره اروم ومن با يه فكر خراب آروم رفتم پيشش دراز كشيدم داشتم خفه ميشدم صداي نفس هاي خودمو مي شنيدم اما خوب كار ه ديگه &#8230; كم كم دستمو كشيدم رو صورتش گرمي صورتش با سردي دست من تماس پيدا كرد مور مور شدم رفتم جلو يه بوس كردم از لبش وچشم هاي خو شگلش يك دفعه سروناز بيدار شد وبا كمي ترس خودش رو جمع كرد وگفت دايي چيكار ميكني منم خودم رو زدم به خريت وگفتم سر وناز جونم تا حالا دوست پسر داشتي با هاش تا حالا حال هم كردي راستشو بگو سروناز گفت وسط معامله نرخ تعيين ميكني دايي آخه اين وقت شب موقع پرسيدن اين چيزاست گفتم جون دايي فقط ميخوام بدونم وكم كم دستمو بردم پشتش وبا يه حركت صورتمو جلو بردم ويه لب ازش گرفتم سروناز گفت نكن دايي بده گفتم من كاري با هات ندارم فقط ميخوام بدنتو ببينم ولمسش كنم گناه من اينه كه دوستت دارم چي ميشه منو هم اون پسره تو چت حساب كني وبعد يه بوس گنده از پشت گردنش گرفتم يه دستمو بردم از رو بلوز پستوناشو ميماليدم واونم فقط تند تند نفس ميكشيد كم كم پر رو شدم گفتم سرو ناز اجازه ميدي پستوناتو لمسش كنم و سوتينتو در بيارم اون هم غر غري كرد وجواب نداد من هم دستمو بردم و پستونشو از زير بلوز وسوتين محكم مثل نديد بديدا گرفتم تو دستم آخ كه چقدر سفت شده بودند و نوك پستوناش رو به طرف بالا شكل خوبي پيدا كرده بود بلوز وسوتين رو از تنش در اوردم ودر حالي كه با سينه اش ور مي رفتم ازش لبم ميگرفتم وزبون اونو تقريبا ميمكيدم از اين كار زياد خوشش نيومده بود من هم بي خيالش شدم و اومدم نوك پستون هاشو تو دهنم كردم وبا قدرت هر چه تمام تر مي مكيدم اونم گاهي جيغ ريزي ميزد و يك احساس شرم همراه با احساس ترس در وجودش ميفهميدم راسيتش من خودم هم ميترسيدم و اين مانع ميشد كه لذت زيادي ببرم من اون لحظه هر طور كه بود مي خواستم بدن لخت سروناز رو ببينم ولي قدرت شهوت از احساس گناه وشرم بيشتر بود من هم چنان كه داشتم رو سينه سروناز ويراژ ميدادم با زبونم يه دستم رو هم از پشت شلوار به كون سرو ناز حواله كرده بودم وكپل هايي كه مثل ژله دودستم مي لرزيد رو ا نگولك مي كردم خواستم همه چيزايي كهبين منو وسروناز فاصله مي انداخت رو از بدنش جدا كنم ولي سروناز نذاشت و فقط شلوارشو از پاش در اورد يه شورت ابي رنگ توري كه اصلا با اون همه دست كاري من لازم نبود درش بياره چون با اب كسش قشنگ بر امدگي كسش معلوم بود حتي خط وسط اون من يه لحظه محو تماشاي اون بدنخوش فرمش شدم قربونت برم خدا چي خلق كردي . بعد از شيطنت هاي ايام بچگي ديگه اون رو لخت نديده بودم حيف از اين بدن كه كس ديگه اي صاحب ميشد و خرابش ميكرد . من از انگشت هاي پاش شروع كردم به خوردن و ميومدم بالا همراه با ليسيدن پا دست هاي من بيكار نبود وهي رون هاي خوش تراش سروناز رو انگولك ميكردم اولش هيچ كاري نمي كرد ولي بعد چند دقيقه يواش يواش بدنش شل شد واه واه اون در اومد ومنم راحت تر داشتم كارمو مي كردم يه كم اومدم بالاتر واز روي شرت خيسش چو چول سرو ناز رو ليس زدم ديدم خيلي ديگه خواهر زاده ما حالش بده وخودشو بالا وپايين ميكشه گفتم سروناز جون يه كاري ميكني برام گفت جونم دايي گفتم يه دفه اين كارو به زور من كردي حالا دلم ميخواد با ميلت ين كارو برام بكني گفتش چي گفتم برام ساك بزن اون گفت دايي بدم مياد از اين كار آخه اصرار كردم اين دفعه وبرا اخرين بار براي اين كه راحت تر كارشو انجام بده شورت وشلوار م رو در اوردم رو پشتم خوابيدم وسرو ناز رو به حالت 69 روم خوابوندم حالا اون داشت كير منو ميخورد ومن هم يه دستم تو سوراخ كونش بود واز طرفي كس اون رو ميخوردم اخ كه چه حالي ميداد جاي شما خالي قسمت شما هم بشه اين كار ادامه داشت تا ايسنكه ديدم سروناز ميلرزه با ريشتر 6 من بيشتر زبونم رو تو كسش ميكردم ملي مواظب هم بودم كاري دستم ندم تا اينكه ترشحات كس سرو ناز زيادتر شد وبعد اروم گرفت منم خر نبودم كه ارضا شدنش رو فهميدم اب من هم داشت ميومد بعد چند بار تلمبه زدن لا پاي سروناز اب منم اومد وبا تموم نيرو رو چاك كون نرمش ريختم و يه نفس راحت كشيدم واز پشت بغلش كردم وسينه هاي بلورينشو ميمالوندم ولي ديگه خجالت ميكشيدم به روي سروناز نگاه كنم از شرمندگي بوي عرق وسكس واب كير همه جا رو گرفته بود نزديكي هاي صبح بود وبعد دو سه ساعت مامان از راه ميرسد وما بايد خودمون رو جمع وجور مي كرديم با خجالت به سروناز گفتم من ميرم حموم نمي خوايي با دايي حموم كني با بي حالي ويك نگاه عاقل اندر سفيه به من خيره شد من شهوت رو از چشمش ميخوندم و به خاطر اين كه از دلش در بيارم اونو بغل كردم وبا خودم بردم حموم واونجا از خجالتش در اومدم وحسابي با ليف تموم بدنش رو شستم وخوشگلش كردم زيبايي اون بعد اب تني دو چندان شده بود مخصوصا موهاي پريشان وپستوناش بالاخره خودم هم حموم كردم بيرون اومدم سروناز هم همه جا رو مرتب كرد وجمع وجور كرد رختخوابو كه يه دفعه صداي زنگ خونه اومد ومن با صداي زنگ سراسيمه از خواب بلند شدم و چشمتون روز بد نبينه ديدم جا تره وبچه نيست يعني خودمو تو خواب خراب كرده بودم وهمه اونايي كه ديده بودم تو خواب بود . قبل از هر چيز خدا رو شكر كردم كه همچين اتفاقي بين من وسروناز نيفتاده واون هم با قيافه اي معصومانه تو اتاق خوابيده بود ومامان با دو تا سنگك داغ واون زنگ زدن كيري اومده بود خونه حالا معلوم نبود چرا كليد رو با خودش نبرده .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%b3%db%8c%da%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%86%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176510</post-id>	</item>
		<item>
		<title>تیم ورزشی جنده ها</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%aa%db%8c%d9%85-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%aa%db%8c%d9%85-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 18 Aug 2019 07:48:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آوردند]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اشتهای]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراف]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاديم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[اينبار]]></category>
		<category><![CDATA[اينجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اينطوری]]></category>
		<category><![CDATA[بازوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ببينمت]]></category>
		<category><![CDATA[بخاطره]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[برنداشته]]></category>
		<category><![CDATA[بگذريم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدنش]]></category>
		<category><![CDATA[بيچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پرتغال]]></category>
		<category><![CDATA[پرستاری]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پوزخندی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهنم]]></category>
		<category><![CDATA[تلويزيون]]></category>
		<category><![CDATA[تودستم]]></category>
		<category><![CDATA[تورفتم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستی]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهای]]></category>
		<category><![CDATA[چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظ]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خنديدم]]></category>
		<category><![CDATA[خنديدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدن]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبخت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[داداشت]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دخترهای]]></category>
		<category><![CDATA[دلداری]]></category>
		<category><![CDATA[دندان‌هايم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[روبوسی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهموند]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[كراوات]]></category>
		<category><![CDATA[كوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكتر]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكش]]></category>
		<category><![CDATA[گائيدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[لبامون]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[لرزيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماهرانه]]></category>
		<category><![CDATA[محكمتر]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرتم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظره]]></category>
		<category><![CDATA[مواظبم]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[موبايلم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميوفته]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتش]]></category>
		<category><![CDATA[ناقابل]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نوكشون]]></category>
		<category><![CDATA[همچنين]]></category>
		<category><![CDATA[همديگه]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[هميشگی]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطوره]]></category>
		<category><![CDATA[هندوستان]]></category>
		<category><![CDATA[واستادن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[كمك يكی از دوستای بسيار فیلم سکسی عزيزم كه صاحب يكی از قديمی ترين كافی نت های تبريز هستش ، 8-7 ماهی ميشه كه شروع به كار سکسی گرافيك كردم و در حال حاضر هم شاه کس كارم گرفته. در حال حاضر هيچ آرزويی ندارم جز گائيدن دخترهای ناز تبريزی.به هر حال کونی از هر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>كمك يكی از دوستای بسيار فیلم سکسی عزيزم كه صاحب يكی از قديمی</h2>
<p>ترين كافی نت های تبريز هستش ، 8-7 ماهی ميشه كه شروع به كار سکسی گرافيك كردم و در حال حاضر</p>
<h3>هم شاه کس كارم گرفته. در حال حاضر هيچ آرزويی ندارم جز</h3>
<p>گائيدن دخترهای ناز تبريزی.به هر حال کونی از هر چه كه بگذريم سخن دوست نكو تر است، داستانی رو كه خواهيد</p>
<h4>خواند جنده مربوط ميشه عيد همين سال به قول معروف يه</h4>
<p>داستان دبش و لب سوز و پستون لب دوز و قند پهلو.و اما داستان از اينجا شروع شد كه اين دوست</p>
<h5>بسيار ارجمند کوس من تصميم گرفت 5-4 روز اول عيد و</h5>
<p>به همراه خانوم و بچه نازش كه 2 ماهه هستش يه سری به خطه سرسبز شمال برند و روز قبل از حركت سکس داستان كليدهای مغازه رو</p>
<h6>به من و يكی ديگه از دوستام ( ایران سکس قابل ذكر</h6>
<p>است كه اين دوست من يكی از بزرگترين هكرهای ايران هستش معروف به Plus 1 ) سپرد و راهی شمال شد. روز اول ( 1/1/83 ) بعد از تحويل سال و ديد و بازديد اوليه كه ختم ميشه به خونه مادربزرگام يك راست رفتم مغازه و ديدم كه اين دوست من هول تر از من بوده و 2 ساعتی ميشه كه مغازه بازه ( من ساعت 2:30 ب . ظ رسيدم ) هر 2 تامون شيك و پيك كرده بوديم ، وقتی رفتم تو بعد از روبوسی و تبريك سال نو و چرت و پرتهايی از اين قبيل، يهو متوجه دختر نازی شدم كه مشغول چت كردن بود همينطور محو نگاه كردن بودم كه دوستم زد تو سرم و گفت : زياد نگاه نكن ، چشات خراب ميشه . اين فرشته نازم كه متوجه شده بود يه پوزخندی زد و مشغول چت كردن شد غافل از اينكه چه نقشه های براش توی سر داشتم .رفتم نشستم پشت يكی از سيستم ها و ID م رو On line كردم و به كمك دوستم IDی خانوم خانوما رو كه بعدان فهميدم اسمش واقعا فرشته هستش رو گير آوردم و شروع كردم به چت كردن، بعد از سوال هميشگی (a/s/l ) فهميدم كه 19 ساله هستش يعنی 2 سال كوچيكتر از من ، اهل شماله و دانشجوی پرستاری. كم كم شروع كردم به تيليت كردن مخ فرشته خانوم و طی اين تيليت كردن ها فهميدم كه برا گذراندن تعطيلات نوروزی به همراه برادر بزرگش آمدن خونه برادر زن داداش جون . حالا ديگه می خواستم خودمو معرفی كنم يه فكری به سرم زد ، زود به دوستم PM دادم و گغتم كه اگه ميتونه پسه فرشته خانوم رو برام گير بياره كه در عرض 5 دقيقه پسوردش رو داد من هم اول پسوردش رو عوض كردم و بعد به قول بر و بچ dc كردمش. وقتی خواست دوباره On شه نشد، دوباره سعی كرد ولی راه به جايی نبرد تا اينكه صدايی خانوم خانوما در اومد كه :- ID منو هك كردن!!! چرا اينطوری شد؟؟؟ شما می تونين كاری برام بكنين ؟؟؟منم خودم رو زدم كوچه علی چپ و گفتم امكان نداره كه توی اين كافی نت كسی هك بشه ( واقعا هم همينطوره ، در واقع اين كافی نت ما به نوعی غير قابل نفوذ هكرهاست ) و از اين كس شعرا كه ديدم اشك فرشته در اومد و گفت:- من اين ID رو خيلی دوست داشتم . تو رو خدا كاری كنيد كه پسوردم برگردهمنم دوستم رو صدا كردم ، يه چشمك زدم و ازش خواستم كه می تونه برای خانوم كاری بكنه يا نه؟ اين دوست ما هم از آنجايی كه خودش ختم روزگاره شروع كرد به پيدا كردن پسورد خانوم. بعده 10 دقيقه طبق قراری كه داشتيم پسورد رو مثلا پيدا كرد و برگردوند به خود فرشته . فرشته هم بی خبر از همه جا ازمون تشكر كرد و خيلی خوشحال، شروع كرد به چت كردن . منم رفتم نشستم پشت سيستم و شروع كردم به چت كردن با فرشته بعده كمی كس شعر گغتن ازش پرسيدم :- می دونی من كيم؟- نه! ميشه بگين ID منو از كجا آوردين ؟عجب نابغه ای بود! بعد از نيم ساعت چت كردن تازه می پرسه :ID منو از كجا آوردی ؟ منم دل رو زدم به دريا و گفتم :- زياد دور نيستم، اگه سرت رو برگردونی ميبينیتا اين رو گفتم برگشت و منو ديد كه دارم می خندم . از خنده من خندش گرفته بود .سرش رو برگردوند و برام نوشت:- خيلی لوسی ! بی مزه !منم ازش پرسيدم :- می تونم بيام پيشت بشينم؟اولش قبول نكرد ولی بعد گفت : مشكلی نيست و می تونم كنارش بشينم . پاشدم و رفتم كنارش و شروع كرديم به لاس زدن . از همه جا باهم حرف زديم، از درس گرفته تا اوضاع احوال خانواده هامون و طی اين لاسيدن ها متوجه شدم كه 1 ماهی ميشه كه از دوست پسرش جدا شده و دل خوشی از پسر ها نداره .منم شروع كردم به دلداری دادن و نصيحت كردن كه اون پسره خيلی خر بوده كه دختر به اين نازی رو اذيت كرده و تنها گذاشته و رفته . برای اينكه بيشتر بتونم دلش رو بدست بيارم رفتم و براش يه شيرموز درجه 1 غليظ و مخصوص خريدم . و قتی شير موزش رو تموم كرد ازم تشكر كرد و گفت كه ديگه بايد بره . منم خودم رو زدم به نارحتی ، وقتی ديد من ناراحت شدم گفت :- فردا هم بازين؟- آره- كی باز می كنين؟- ساعت 10 به بعد.- OK . ساعت 11 می بينمت. اخم هم نكن . اصلا بهت نمياد.تا اينو گفت گل از گلم شكفت و لبخندی زدم و گفتم :- پس، فردا برای ناهار مهمون منی. اگه نه بگی ناراحت ميشم…!اولش كمی مكث كرد ولی وقتی خواهش رو تو چشام ديد قبول كرد. اصلا باورم نمی شد كه همچنين فرشته ای بهم پا بده، ديگه تو حال خودم نبودم همه اش به فكر فردا بودم كه چيكار كنم. همينطور توی فكر بودم كه صدای رينگ رينگ تلفن بلند شد وقتی گوشی رو برداشتم يه صدای ناز گفت :- سلام ، ببخشيد آقا …… هستند؟- بفرمائيد. خودم هستم.- اااااااااا خودتی؟ پسر صدات كلی فرق كرده. حوصله ام سر رفت ديدم خونه كسی نيست بهت زنگ زدم.- خيلی ممنون كه به ياد مائی. چه خبرا؟- سلامتی. تو چه خبرا؟ سرت كه شلوغ نيست ؟ مزاحم نباشم ؟- ای بابا، اين چه حرفيه؟ شما مراحمين. ديگه می خواستم مغازه رو تعطيل كنم. خوب كجاها رفتی؟ خوش گذشت ؟- بد نبود. جای شما خالی. بعده اينكه رفتم خونه داداشم گفت بريم شاه گلی ( شاه گلی اسم يه پاركه و از يادگارهای خدا بيامرزه . توصيه می كنم اگه امدين تبريز يه سر برين كس هايی خوبی پيدا ميشه اون تو ) حالا 20 دقيقه ای ميشه كه برگشتيم. رفتن شام بخرن ، منم گفتم يه زنگ بهت بزتم ببينم شلوغی نمی كنی؟!- نه بابا، شلوغيم كجا بود؟! ديگه از ما گذشته اين حرفا. راستی فردا كه ميای ؟- آره 11 ميام . خوب ديگه مثل اينكه اومدن . كاری نداری؟- نه . مواظب خودت باش؟- تو هم همچنين . می بوسمت و خداحافظبرق از سرم پريد و ديگه نتونستم چيزی بگم . وقتی به خودم آمدم ديدم بيچاره تلفن از بس داد زده صداش گرفته . تلفن رو گذاشتم سر جاش ، سيستم ها رو خاموش كردم و آماده رفتن شدم. ساعت 9:30 بود كه رسيدم خونه مادر بزرگم . شام خورديم و شروع كرديم به كس شعر گفتن . آخه شب اول سال نو طبق يه عادت ديرينه همه فاميل جمع ميشن خونه مادربزرگم.ساعت 2 نصفه شب بود كه برگشتيم خونه. هنوز 9 ساعت ديگه بايد صبر می كردم تا فرشته خانوم رو ببينم . بعده اينكه مامان اينا خوابيدن رفتم سراغ تلويزيونهمينطور كانال ها رو بالا و پائين می كردم تارسيدم به XXL كه يه فيلم سوپر باحال نشون ميداد. كيرم حسابی راست شده بود ( حالا هم كه دارم اين قسمت رو می نويسم كيرم راست شده ) ناخودآگاه داشتم با كيرم بازی می كردم كه باز فكر فرشته به مغزم هجوم آورد. دست از جلق زدن كشيدم كه فردا با كمر پر به حساب فرشته برسم و به هر ترتيبی بود خودم رو نگاه داشتم ( ولی اين رو هم بگم كه از شق درد داشتم می مردم آخه نامصب فيلمه خيلی باحال بود ) ساعت حول و هوش6 صبح بود كه تلويزيون رو خاموش كردم و خوابيدم . ساعت 9:30 صبح با صدای زنگ موبايلم از خواب پاشدم . فرشته بود :- شازده نمی خوای بلند شی ؟ بسه ديگه بيا مغازه رو باز كن دلم برات تنگ شده .- مگه ساعت چنده؟ 11 كه نشده هنوز ؟!- می دونم و داداش اينا 1 ساعتی ميشه كه رفتن . منم آدمم ديگه حوصله ام سر ميره . كی باز می كنی؟- Ok . 1 ساعت ديگه مغازم .- باشه . زود بيا. راستی تو چه رنگی رو دوست داری؟- چطور؟- می خوام رژ بزنم . می خوام بدونم از چه رنگی خوشت مياد!- ارغوانی و ياسمنی.- پس رژ ياسمنی می زنم با خط لب ارغوانی. خوبه؟- عاليه. من برم يه دوش بگيرم . بيام مغازه- زود بيا .ساعت 10:10 بود كه آماده رفتن شدم . موقع خداحافظی مامان پرسيد:- ناهار ميای؟- نه. قراره با دوستم بريم بيرون. خداحافظ.- خداحافظ . باهام تماس بگير- باشه . خداحافظ.سوار تاكسی شدم ، توی مسير همه اش به فكر اين بودم كه چيكار كنم ؟ چيكار نكنم؟ از تاكسی كه پياده شدم ديدم خانوم خانوما جلو مغازه كشيك واستادن. تا رسيدم شروع كرد به غرغر كردن كه :- كجايی تا حالا ؟ 1 ساعت شما نشده هنوز؟- معذرت می خوام . ترافيك بود.- خوبه والا بهونه شما مردها هميشه تو دستتونه . تا دير می كنيد ترافيك بود و ….لبخندی زدم و گفتم : ببخشيد بابا. همين موقع بود كه دوستم هم از راه رسيد . منم فرصت رو غنيمت شمردم و بهش گفتم :- نمی تونستی كمی زود تر ميومدی تا اين خانوم محترم پشت در نمونند؟- ببخشيد ها ! فيل شما ياده هندوستان كرده ما بايد جريمه اش رو بكشيم؟؟؟- بسه بابا . در رو باز كنيد بريم تو . مثل بچه ها واستادن دعوا می كنند.3تايی شروع كرديم به خنديدن، در رو باز كردم و رفتيم تو. سيستم ها رو روشن كردم و من رفتم كه كتم رو در بيارم وقتی می خواستم Server رو Connect كنم تازه متوجه صورت زيبای فرشته شدم ، انگار تيكه ای از ماه بود كه نصيب من شده . باورم نمی شد ، آخه ديروز كه برا اولين بار ديدمش آرايش نكرده بود ولی امروز محشر بود ازش پرسيدم :- خوشگل كردی ناقلا ؟ قراره كسی رو ببينی؟- بله، می خوام با يه آقای خوشگل برم ناهار؟- خوب اين آقای خوشبخت كيه؟- حالا، وقتی خواستم باهاش برم نشونت می دم.و شروع كرديم به خنديدن .همين موقع بود كه پای مشتری ها به مغازه باز شد . گوش شيطون كر كلی هم مشتری داشتم كه اكثرا مسافر بودن. فرشته هم مشغول چت كردن بود، سرش رو برگردوند و گفت:- ناهار می خوريم ؟- ساعت چنده؟- به به ، بابا ساعت 2 هستش- بذار حالا ميريم .از شانس بد من مغازه هم پر پر بود كه دوستم گفت من حلش می كنم ديدم مشتری ها دونه دونه پا شدن و امدن برای حساب كردن ساعت 2:15 بود كه ئغازه رو بستم و 3 تايی رفتيم ناهار. بعده سفارش دادن غذا دوستم رفت دستاش رو بشوره كه فرشته گفت:- فريد چشمات رو می بندی؟- برا چی؟- تو حالا ببند. بخاطره من .- باشه بستم- باز نكنی ها. حالا باز كنوقتی چشمام رو باز كردم ديدم يه بسته با 2 شاخه گل رز كه من خيلی دوست دارم رو ميز. پرسيدم :- اينا چيه؟- ناقابل . برگ سبزيست تحفه درويش.- درويش كه زن نميشه!- خودت رو لوس نكن. باز كن ببين دوست داری يا نه؟اول گل ها رو بو كردم و يكی رو تقديم كردم به فرشته ( از كيسه خليفه می بخشيدم ) وقتی كه جعبه رو باز كردم ديدم يه عطره ، باورم نمی شد همون عطری بود كه براش له له می زدم :- از كجا فهميدی كه من Farrari دوست دارم؟- ما اينم ديگه؟ آخه منم اين عطر رو خيلی دوست دارم .- فريد يه چيزی رو می خواستم بگم- چی؟- من دوستت دارم!- به همين زودی؟- آره. ديشب فقط داشتم به تو فكر می كردم . تا حالا اينجوری نشده بودم. هر وقت كه به تو فكر می كنم آرام می شم .- فرشته خيلی زوده!!! تو چند روزه ديگه می خوای بری- يعنی تو منو رو دوست نداری ؟- چرا ؟ دوستت دارم ولی نه در حدی كه بخوام اعتراف كنم. ببين من و تو فقط يه مدت كوتاهی می تونيم با هم باشيم . بايد به فكر فردا هم بود. اگه قرار باشه اينجوری رفتار كنيم جدائيمون سخت ميشه.- ولی فريد من دوستت دارم و می خوام كه دوستت داشته باشم- فرشته من ! منم می خوام دوستت داشته باشم و دارم ولی- ديگه چيزی نگو. بذار اين چند روز رو خوش باشيمهمين موقع بود كه دوستم هم امد . ناهار رو آوردند و شروع كرديم به خوردن ولی اصلا اشتهای خوردن نداشتم .همش داشتم به حرف های فرشته فكر می كردم . بعده اينكه غذامون تموم شد دوستم رفت كه حساب كنه من و فرشته هم پا شديم هنوز قدم اول برنداشته بودم كه فرشته دستم رو گرفت و فشرد، منم برا اينكه بيشتر از اين ناراحتش نكنم دستش رو فشردم و رفتيم به طرف در يه 10 دقيقه ای قدم زديم و فرشته رو برديم طرف خونه. ازش خداحافظی كرديم و برگشتيم مغازه. اصلا حوصله هيچ چيزی رو نداشتم . كمی با دوستم درد و دل كردم . اونم گفت ناراحتش نكنم و بذارم اين چند روز بهش حسابی خوش بگذره . تو فكر حرف های فرشته بودم كه باز سر و صدای تلفن رفت آسمان هفتم، دوستم تلفن رو برداشت و بعده يه احوال پرسی كوتاه منو صدا كرد و گفت فرشته ست. گوشی رو برداشتم تا سلام كردم ازم پرسيد :- چرا ناراحتی؟- هيچی، فقط حوصله ندارم .- راستش رو بگو ، بخاطر حرف هتی منه؟ نه؟- نه ، اصلا . خوب چه خبرا؟- هيچی، می خواستم ببينمت . سرت كه شلوغ نيست؟- نه، راحت باش. ميای اينجا؟- نه ، ببين داداش زنگ زده بود كه می خوان برن كندوان و كمی دير ميان. تو می تونی بيای اينجا؟- تونستنش كه می تونم ولی برات دردسر نشه؟- نه، من منتظرتم . زود بيا.- باشه.- خداحافظ.ازش خداحافظی كردم، گوشی رو گذاشتم و دوستم رو صرا كردم و بهش گفتم كه من می خوام برم پيش فرشته . اونم گفت كه مشكلی نيست ، فقط سر راه براش چيزی بخر. گفتم : باشه می خرم. كتم رو انداخت روم و گفت: به سلامت .سر راه اول 1 شاخه گل سرخ و 1 شاخه گل يخ براش خريدم بعدش هم يه ست نقره.ساعت 4:45 بود كه رسيدم خونه فرشته . در رو زدم . فرشته امد در رو باز كرد و گفت: بيا تو.رفتم تو و بعده اينكه كفشام رو در آوردم فرشته دستش رو گذاشت تو دستم و با هم رفتيم سمت خونه. فرشته گفت: تا تو بشينی من يه شربت درست كنم و بيام. عجب خونه ای بود بزرگ و باحال روی مبل نشسته بودم كه يهو فكری به سرم زد. چيزايی رو كه براش خريده بودم رو روی ميز چيدم و رفتم به سمت آشپزخونه . بين راه كراواتم رو در آوردم و از پشت چشمهای فرشته رو بستم:- چيكار ميكنی فريد؟- حالا سينی از دستم ميوفته زمين- نترس من گرفتمش. فقط بدون اينكه چيزی بگی آرام باهام بياوقتی رسيديم به ميزی كه روش كادو های فرشته رو چيده بودم سينی رو از دستش گرفتم و گفتم همين جا بشين و بعد گلها رو دادم دستش وقتی گلها رو بو كرد مثل كور ها دستاش رو توی هوا تكون ميداد كه ازش پرسيدم:- دنبال چيزی می گردی؟- آره، دنبال دستای تودستم رو بطرفش دراز كردم، تا دستام رو حس كرد محكم گرفتشون و من رو كشيد به طرف خودش. تا به خودم بيام ديدم لبام با لبهای شيرين فرشته قفل شده توی عمرم لب يه اين شيرينی نديده بودم از بوسيدنش سير نمی شدم فرشته هم بد جوری نفش نفس ميزد و محكم بغلم كرده بود. همينطور لبامون به هم قفل شده بود كه احساس كردم صورتم خيس شده. آره ، فرشته داشت گريه می كرد.تا كروات رو از چشاش باز كردم محكم بغلم كرد و گفت: فريد قده يه دنيا دوستت دارمو زد زير گريه . از گريه فرشته منم اشكام در امد صورتم رو بردم طرف گوشش و گفتم: منم قده يه دنيا دوستت دارم و آروم شروع كردم به مكيدن لاله گوشش. اونم بيكار نبود و داشت گردن منو ميليسيدتو همون حال بغلش كردم و بردم طرف اتاق خواب با هم افتاديم رو تخت. فرشته هم كراوات رو انداخت دوره گردن من و منو كشيد سمت خودش دوباره شروع كرديم به لب گرفتن 15 دقيقه ای مشغول لب گرفتن بوديم كه فرشته شروع كرد به باز كردن دگمه های پيراهنم منم كمی زونش رو مكيدم و شروع كردم به ليسيدن گردنش با هر ليسی كه می زدم فرشته آهی از ته دل می كشيد و محكمتر بغلم می كرد. توی همين حال يواش يواش تاب فرشته رو كشيدم بالا و شروع كردم به مالش پستوناش از روی سوتين خودش تابش رو كامل در آورد . يه لب آبدار ديگه ازش گرفتم و با دندانهايم بند ها سوتينش رو تا بازوهاش كشيدم پايين البته فرشته هم بيكار نبود ، داشت كمربند و زيپ شلوار منو باز می كرد و بعد سوتينش رو از عقب باز كردم ، وای چی داشتم می ديدم ،2تا پستون اندازه پرتغال كه نوكشون متورم شده بود. منم درنگ نكردم و افتادم به جونشون يكی رو می خوردم و اون يكی رو می چلوندم . ديگه فرشته تو حال خودش نبود.آه كشيدناش تبديل شده بود به ناله منم شروع كردم به ليسيدن لای پستوناش وای كه چه مزه ای داشت بوی عرق و عطری كه زده بود قاطی شده بودند ، عجب حالی ميداد. توی همين حال شلوار استرجی كه به پای فرشته بود درش آوردم حالاديگه يه شورت توری سياه تنش بود. بعده اينكه شلوارش رو در آوردم شروع كردم به ليسيدن پستوناش يواش يواش امدم پايين تا رسيدم به نافش زبونم رو می كردم توی نافش ، فرشته هم كه هم خوشش امده بود و هم قلقلكش سرمو دو دستی گرفته بود . سرم رو آوردم بالا كه ازش هم يه لب بگيرم و هم اجازه در آوردن شورتش رو كه يهو دستم خورد به لای پاش، آبشار خانوم بد جوری داشت نم پس ميداد خيس خيس بود . زودی يه لب گرفتم و دم گوشش گفتم درش بيارم؟ تو حال خودش نبود ولی با زبون بی زبون بهم فهموند كه خيلی وقت منتظره همچين لحظه ای هست ولی بايد مواظب باشم. منم بهش گفتم : نترس مواظبم و يه لب ديگه برای تصديق حرفام ازش گرفتم و دوباره شروع كردم به ليسيدن بدنش تا رسيدم به شورتش اول كمی از روی شورت اون كس نازش رو بو كردم ، بعد هم شروع به مالشش كردم . ديگه تحمل نداشتم شرتش رو زدم كنار . خدای من چی داشتم می ديدم يه كس ناز و كوچيك بدون كمترين آثار مو، مثل اينكه از قبل خبر داشت صاف صافش كرده بود منم فرصت رو غنيمت شمردم و شروع كردم به ليسيدن و خوردن آب كس خانوم، فرشته كه كمی آروم شده بود دوباره شروع كرد به ناله كردن تا می خواستم يه نفسی تازه كنم سرم رو به سمت كسش فشار می داد حالا ديگه شورتش رودر اورده بودم و با زبونم داشتم چوچوله كوچيكش رو می ليسيدم وای كه چه حالی می داد. يهو فرشته شزوع كرد به لرزيدن و از صدا افتاد، آره خانوم به ارگاسم رسيده بود منم رهاش كردم تا كمی حالش بهتر شه تا سرم رو از لای پاش بلند كردم منو بغل كرد يه اب از همديگه گرفتيم و بعد منو چرخوند طوری كه من زير بودم و فرشته رو . شروع كرد به ليسيدن بدنم وای كه چه ماهرانه كار خودش رو انجام ميداد همينطور می ليسيد تا رسيد به شورتم اول كمی از روی شرت با كيرم بازی كرد حالا ديگه نوبت من بود كه آه و ناله كنم . تو يه آن شرتم رو در آورد يه نگاهی به كير راست شده من كرد و همش رو كرد تو دهنش بطوری كه برخورد كيرم رو با حلقش احساس كرد بعد شروع كرد به ساك زدن با اينكه دفعه اولش بود كه از اينكارا می كرد ولی خيلی خوب ساك ميزد منم بيكار نبودم و با انگشتام با كس و چوچوله اش بازی می كردمبيچاره انقدر ساك زده بود كه به سرفه افتاد .منم كيرم و از دهنش در آوردم و خوابوندمش روی تخت ازش پرسيدم می تونم از كون بكنمش يا نه؟ كه با تكون دادن سرش موافقت كرد منم پا شدم و از روی ميز آرايش كرم برای چرب كردن كون فرشته برداشتم. فرشته رو به پشت خوابوندم و بهش گفتم كه پاهاش رو تا جايی كه می تونه باز كنه و اونم مثل يه ژريمناستيك كار 180 درجه پاهاش رو باز كرد . سوراخ كونش طوری باز شد كه ديگه احتياجی به كرم نبود ولی چون هم دفعه اولش بود و هم برای اينكه دردش كم شه با كرم شروع كردم به ليز كردن سوراخ كونش و گاه گداری هم يكی از انگشتام رو می كردم تو كونش تا كمی گشاد شه بعد هم كمی به كيرم كرم ماليدم ولی قبل اينكه تو كونش بكنم كيرم رو بردم طرف كسش كه از اين كارم ترسيد و زود پاهاش رو بست و گفت چيكار داری می كنی ، من دخترم . خنديدم و گفتم نترس فقط می خواستم كمی از آب كست رو به كيرم بمالم. وقتی مطمئن شد دوباره پاهاش رو باز كرد، منم كيرم رو ماليدم به كسش و بعد گذاشتم دم سوارخ كونش . وقتی كه می خواستم فشار بدم ديدم فرشته چشماش رو بسته و منتظره كه فريد كوچولو بره تو. منم دريغ نكردم و تا نصفه كيرم رو فرستادم تو كه يهو فرشته جيغ بلندی كشيد كه گوشام كر شد . زود كيرم رو در آوردم . ازش پرسيدم اگه دردش زياده ديگه ادامه نديم كه گفت : نه بكن تو كونم عادت می كنم، دوباره كمی كرم دم سوراخ كونش زدم و اينبار آهسته تر از دفعه قبل كيرم رو كردم توی كون خانوم . بيچاره از شدت درد لباش رو گاز می گرفت. وقتيكه كيرم رو تا ته فرستادم تو كمی همون تو نگه داشتمش تا عادت كنه بعد هم شروع كردم به تلمبه زدن ، فرشته هم كه ديگه داشت لذت می برد دوباره صدای آه آهش بلند شده بود و ميگفت محكم تر بكن . منم كه داشتم حال می كردم بدمن در نظر گرفتن دردی كه فرشته داره تحمل می كنه با همه زورم كيرم رو می كردم توی كون خانوم و همزمان با دستام پستوناش رو می چلوندم كه فرشته دوباره به ارگاسم رسيد منم كه ديدم بيچاره ديگه نای تحمل كردن نداره كيرم رو در آوردم . تا كيرم رو در آوردم فرشته گفت كه می خوام برات ساك بزنم و بدون اينكه منتظر جواب من باشه همه كيرم رو كرد توی دهنش و شروع كرد به ساك زدن ديگه داشت آبم ميومد كه بهش گفتم :- آبم داره مياد- می خوم همه آبت رو بخورم . می خوام شيره وجودت با وجدم يكی شهاينو گفت و شروع كرد به ساك زدن كه يهو ابم امد و همش رو خالی كرد توی دهنش . فرشته هم همش رو خورد كمی از آبم هم از كنار لباش زده بود بيرون كه با زبونش كشيد توی دهنش و خورد . منم برا اينكه بهش ثابت كنم دوستش دارم يه لب ازش گرفتم و زبونم رو فرستادم توی دهنش و شروع كردم به ميك زدن زبونش. ديگه نه فرشته حال داشت و نه من. بغلش كردم و كمی باهم دراز كشيدم .بعده 10 دقيقه گفت فريد می خوای با هم يه دوش بگيريم؟منم از خدا خواسته گفتم : آره . وليزود باش كه حالا داداشت اينا ميان. خنديد و گفت : گور همشون و من بغلش كردم و با هم رفتيم حمام. زير دوش هم كمی با هم حال كرديم . از حمام كه امديم بيرون داشتم لباسام رو می پوشيدم كه يادم افتاد ست نقره اش رو هنوز ندادم . ست نقره رو از روی ميز برداشتم و گفتم :- برگ سبزيست تحفه درويشخنديد و گفت : مگه درويش آقا ميشه ؟ كه اين بار 2 تايی زديم زير خنده . موقع خداحافظی ازش يه لب گرفتم و گفتم كه : منم اعتراف می كنم كه« دوستت دارم »</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%aa%db%8c%d9%85-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175843</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس پشت کامیون</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 20 Jun 2019 08:49:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[اميدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[باشنيدن]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بنويسم]]></category>
		<category><![CDATA[بيدارت]]></category>
		<category><![CDATA[بيداري]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[توروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[چيزايي]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاري]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرزنم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشمه]]></category>
		<category><![CDATA[داستاني]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترخاله]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سلاماسم]]></category>
		<category><![CDATA[سينههاي]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدي]]></category>
		<category><![CDATA[كشيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكتر]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[مهموني]]></category>
		<category><![CDATA[ميتوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميميرم]]></category>
		<category><![CDATA[ميومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميداد]]></category>
		<category><![CDATA[نميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكني]]></category>
		<category><![CDATA[همينجا]]></category>
		<category><![CDATA[همينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[واحوال]]></category>
		<category><![CDATA[يواشكي]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مريلا بود من بد جوري فیلم سکسی تو كفش بودم هميشه دوست داشتم كه يه حالي باهاش بكنم ولي دختره سفتي بود اصلا پا نميداد يه 6 سکسی ماهي ما تو كف مريلا بوديم تا شاه کس اينكه زمان عقد داداشم رسيد كه از شانس عالي من دختري كه مد نظر داداشم کونی بود خواهر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مريلا بود من بد جوري فیلم سکسی تو كفش بودم هميشه دوست داشتم</h2>
<p>كه يه حالي باهاش بكنم ولي دختره سفتي بود اصلا پا نميداد يه 6 سکسی ماهي ما تو كف مريلا بوديم</p>
<h3>تا شاه کس اينكه زمان عقد داداشم رسيد كه از شانس عالي</h3>
<p>من دختري كه مد نظر داداشم کونی بود خواهر كوچيكه مريلا بود 4 سال ازش كوچيكتر بود من موقع خواستگاري برادرم</p>
<h4>دانشگاه جنده بودم شهر خودمون نبودم. به من زنگ زدن كه</h4>
<p>هفته بعد عقد اشكان داداشمه منم پستون خوشحال مرخصي گرفتم اومدم روز عقد توي محضر ديدم به به مريلا با يه</p>
<h5>دختر جيگرتر کوس از خودش كه بعدا فهميدم دخترخاله اش بوده</h5>
<p>وارد محضر شدن با ديدن مريلا فكم افتاد پيش خودم گفتم كه حتما اومدن نوبت بگيرن يا حتمان اوانهم فاميلي دوستي واسه سکس داستان عقد دارن كه</p>
<h6>ديدم رفت سمت داداشم دست دادن حال واحوال ایران سکس من كه</h6>
<p>با ديدن اين صحنه شاخم سبز شده بود حسابي جا خوردم از داداشم پرسيدم كه اين كي بود اشكان جواب داد كه اين خواهرزنم ديگه خواهر ماراله من با شيندن اين حرف داداشم تو كونم عروسي بود كلي خال كردم پيش خودم گفتم دارم برات عزيزم خلاصه ما رفت امدمون زياد شد خونه داداشي چون ميدونستم كه مريلا جونم زياد ميره خونه اشكان يه روز كه دعوت بوديم خونه داداشم مريلا هم اونجا بود اخه بدليل سن كم زن داداشم اون توي پخت پز كمكش ميكرد شام كه خورديم همه توي حال نشسته بوديم (البته بگم كه مريلا يه دختر تقريبا سبزه با سينه 70 قد 167 و يه كمر بازيك كون گرد تقريبا بزرگ يه هيكل مناسب واسه سكس عالي) مريلا روبري من نشسته بود يه دامن تقريبا كوتاه تا زير زانو با يه پيرهن استين كوتاه جوري نشسته بود كه من شورت قرمزش ميديدم ولي از ترس مامانم تابلو نگاه نميكردم وقتي كه بلند شد اومد ظرف ميوه ببره من بهش گفتم دمت گرم پس پرسپوليسي بودي كه تحويل نميگرفتي(اخه من استقلاليم) گفت تو از كجا فهميدي گفتم از رنگ شورتت فهميدم يه نگاه غضب الودي به من كردو رفت تو اشپزخونه از اين خرف من يه مدتي گذشت يه روز يه پيام واسم اومد كه راستشو بگو شورت منو كجا ديدي شمارش واسم اشنا نبود ولي اولش ترسيدم ولي دل به دريا زدم نوشتم كه وقتي اوي پات بود ديگه كه جواب داد پس چشم چروني هم ميكني منم گفتم كه خدت ميدوني كه دوست دارم اگه نگاهي كردم از روي عشقي بوده كه بهت داشتم خلاصه رفتم رو مخش قرار گذاشتم كه روزي كه خونه داداشم بود بگه كه منم برم اونجا. روز موعود فرا رسيد زنگ زد بهم كه بيا خونه اشكان كه ببينم چه مرگته منم رفتم از شانس بد من خونه پر ادام بود مهموني بود واسه خودش خلاصه از عصر كه ما اونجا بوديم تا اخر شب فقط يا پيام ميدادم بهش يا اينكه يواشكي يه ندايي ميدادم بهش كه دوست دارم از اين كس شعرا اخر شب كه همه رفتن بابام ابنا كه خواستن برن گفتن كه مريلا يبا ما كه داريم ميريم تورو هم ميذاريم در خونتون كه مريلا جواب داد من امشب ميمونم كه كه طبقه بالا بودم داشتام پايين ميومدم باشنيدن اين حرف مريلا سريع برگشتم رفتم تو اتاق اشكان خودم به خواب زدم بابام اومد بالا دو سه باري صدام زد من توجهي نكردم مامانم گفت ولش كن بذار همينجا مي خوابه چكارش داري رفتن تو همين افكار بودم كه خوابم برد يهويي با احساس دردي رو كونم از خواب پريدم ديدم اشكان با لگد داره من مسزنه ميگه گمشو برو پايين تو حال بخواب منم كه انگار جن ديده بودم از خواب پريدم يه بالشت با يه پتو برداشتم رفتم پايين؛ واي خداي من چي ميديدم مريلا با يه دامن كوتاه يه تاپ چسبون روي مبل نشسته بود داشت ناخن سوهان ميكشيد با ديدن من مثلا خودش جمع جور كرد يه اخمي كرد گفت گمشو بخواب بده واست تا اين موقع بيداري منم كه بدجوري خروده بود تو ذوقم گفتم چيه از بيداربودن من وحشت داري كه جواب داد اخه مگه تو چي داري كه من ارش بترسم گفتم اي يه چيزايي واسه گفتن دارم رفام ربروش دراز كشيدم دل به دريا زدم گفتم اشكان كه الان بغله ماراله تو نميخوايي بيايي بغله من عزيزم ديدم جواب داد الان وقاش نيست بذار خودم بيدارت ميكنم من فكر كردم كه شوخي ميكنه يا ميخواد جلو من كم نياره خلاصه من خوابم برد كه ديدم يه گرمايي كنار گوشم دارم حس ميكنم يه صداي شهوت الودي داره ميگه عليييييييييي بيدار نميشي وقتي چشامو باز كردم صورت مثل ماهش جلو چشام بود گفتم جانم عزيزم گفت كه بيدارشو گفت چيه گفت حالم بده گفتم چرا گفت رفتم بالا پتو بيارم كه صداي نفساي اشكان مارال ميومده الان حالم بده ولي توروخدا قول ميدي كه از رابطمون كسي باخبر نشه با گفتن اين حرف دستمو انداختم دور كمرشو محكو كشيدمش سمت خودم لباشو محكم مك زدم گفتم نامرد پس حالا درك ميكني من چي كشيدم چه زجري كشيدم ديدم گفت كه خره منم دوست دارم ولي چون ميدونستم كه داداش اشكاني جرات نداشتم ابراز علاقه كنم بهت و زبونشو تو دهنم كرد و شروع كرد به مكيدن همينجوري مه ميخورد لبامو منم شروع كردم از رو لباس به مالوندن سينه هاش وااااااااااي كه چه حالي ميداد؛ بعد خوابوندمش رو زمين لباشم خوردم بعد سرمو بردم زير گردنش ليس ميزدم گوششو كرد تم دهنم مك زدم اونم با دستا نازش كيرم گرفته بود باهاش بازي ميكرد من كم كم سرمو بردم پايين واي چي ميديدم عجب كسي داشت اين مريلاي من؛ پاشو دادم بالا شرتشو دراوردم جدا كسش زيبا بود دو دستي كسش باز كردم زبونم كشيدم وسط كسش چقدر داغ بود با تماس زبونم به كسش يه نفس عميق كشيد با دستاس سرم چسبوند به كسش منم كه تو حال خودم نبودم مثل قحطي ديده ها شروع كردم به خوردن كسش اونم ميگفت بخوووووووووووووووور اهههههههههههههه دارم ميميرم يه 10 دقيقه اي خوردم كسش گفتم من ميخوابم بيا برعكس بيفت روم من كست ميخورم توهم كيرم بخور بعد دارزش شدم اونم اومد روي من برعكس خوابيد كيروم با يه ناز و عشوه كه فقط از خودش ديدم كيرم كرد تم دهن وااااااااااااااااااااااااااييييييييييي كه عجب ساكي ميزد منم كسش ميخوردم زبونم ميكشيدم وسط كسش يه چند دقيقه اي كه داشتن كسش ميخوردم ديدم كسش فشار داد سمت پايين جوري كه نفس كشيدم واسم سخت بود از تكوناش فهميدم كه داره ارضا ميشه منم سرعتم بيشتر كردم كه از تكوناش فهميدم كه ارضا شده بعد خوابوندمش رو زمين افتادم روش شروع كردم به خوردن لباش گزدنش بعد يه كم سينههاي مثل بلورش خوردم حالش كه جا اومد گفتم كه ميخوام بكنمت پس روبه پايين بخواب عزيزم يه كم تف به كيرم زدم يه بالشت گذاشتم گفتم بخواب روي بالشت كه كونت بياد<br />
بالا كمتر اذيت بشي بعد سوراخ كونشم يه تف جانانه زدم كيرم گذاشتم رو سوراخ كونش گفتم شل كن كونتو بعد يه كم فشار دادم واييييييييييييي وقتي سر كيرم رفت تو عجب حالي پيدا كردم يه كم خودش جمع كرد گفتم تكون نخور تا كيرم تم كونت جا باز كنه يه كم مف شل كرد كيرم تا نصفه كردم تو كوووووووووووووووووونشششششششششش ديگه حالم دست خودم نبود خلاصه كم كم شروع نردم به تلمبه زدن مريلا هم يه تلمبه زدن من يه ريتم خاصي به كونش ميداد كه منو بيشتر حشري ميكرد مگفت بكننننننننننننن منو بكنننننننننننننننننننن من جنده توام من كوني تواااااااااااااااااااااااااام تا ته بكن تو كونمممممممممممممم پارم كننننننننننننننننننن يه 10 دقيقه اي تو اين حالت بوديم كه گفت نميكني تو كسم گفتم مگه اوپني گفت نه كسو خالت ارتجاعي داره تو بكن توش كاريت نباشه من اولش ترسيدم ولي وقتي پاشو داد بالا چشم خورد به اين كس ناز مظلومش دلمو به دريا زدم كيرم كردم توششششششششششششش واييييييييييييي كه چقد داغ بود كيرم كه كردم تو سرم بردم جلو صورتش شروع كردم به لب گرفتن ازش مريلا هم كه خيلي حشري شده بود پاهاش دور كمرم حلقه كرده بود ميگفت بكن منو بكن من كيييييييييييييييييييييييييييررررررررررر مي خوام واي كير كلفتتتتتتتتتتتتتتتت منم سرعتم بشتر كردم اونم ناله هاش بيشتر شده بود بهش گفتم من ابم داره مياد گفت نه تورو خدا منم دارم ارضا ميشم ميتوني تولش بدي تا منم ارضا بشم گفتم باشه يه چند ثانيه اي طئلش دادم با دستم شرئع كردم با بالاي كسش به بازي كردن تند تند چوچولشو ميمالوندم كه يهويي گفت حالا بزن تلمبه بزن منم شروع كردم كيرم تو كسش تكون دادن با دستش كمرم گرفته بود با يه ريتم خاصي كمر عقب جلو ميكيرد كه يهويي بدنش شل شد فهميدم كه ارضا شده منم كه داشت ابم ميومد كيرم بيرون كشيدم همه ابمو ريختم رو بدنش واي كه چه حالي داد اون شب بعد من رفتم دسشويي خودم پاك كردم اومدم توي حال يه گوشه اي خوابيدم. البته اينم بگم بعدا فهميدم كه مريلا كسش ارتجاعي نبوده به بار رقتي داشته خودش ارضا ميكرده ناكس زده خودشو ناكار كرده .اميدوارم كه از اين خاطره خوشتون اومده باشه (علي)		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174725</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.007 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 20:01:37 by W3 Total Cache
-->