<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>لیسشون &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%b4%d9%88%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:31:23 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>لیسشون &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مادر لاشی و پسرک کیر کلفت حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%84%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1%da%a9-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%84%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1%da%a9-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 31 Oct 2019 06:01:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آنجایی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[الانشم]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[بیشعور]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[تروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[تمرینات]]></category>
		<category><![CDATA[جنده تو فامیل]]></category>
		<category><![CDATA[چادرتو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خداییش]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدو]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[سکس خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاش]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[صمیمیت]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامونو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسشون]]></category>
		<category><![CDATA[مادر]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامان]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[مییومد]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[همسایمون]]></category>
		<category><![CDATA[واستاد]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سمیرا بود واستون تعریف کنم. فیلم سکسی سکس ما از آنجایی شروع شد که یه روز اتفاقی سمیرا واسه گرفتن کتاب اومد خونه ی ما منم اون سکسی روز شانس اورده بودم که خانواده رفته شاه کس بودن بیرون سمیرا قبلا هم رابطه صمیمی با من داشت اما نه در حد سکس. کونی منم دنبال [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سمیرا بود واستون تعریف کنم. فیلم سکسی سکس ما از آنجایی شروع شد</h2>
<p>که یه روز اتفاقی سمیرا واسه گرفتن کتاب اومد خونه ی ما منم اون سکسی روز شانس اورده بودم که خانواده</p>
<h3>رفته شاه کس بودن بیرون سمیرا قبلا هم رابطه صمیمی با من</h3>
<p>داشت اما نه در حد سکس. کونی منم دنبال فرصتی بودم که از این صمیمیت استفاده کنم و بتونم باهاش سکس</p>
<h4>داشته جنده باشم. اون روز که اومد واسه گرفتن کتاب اول</h4>
<p>سکس تو ذهنم نبود اما بعد پستون که واستاد تا کتابو پیدا کنم یه دفعه فهمیدم فرصت خوبیه واسه حرف زدنو</p>
<h5>نزدیک شدن کوس به هم. سمیرا که توی حیاط بود واسه</h5>
<p>اینکه بکشونم خونه صداش زدم بیا داخل خونه تا پیداش کنم اولش یه کمی ناز کرد گفت کار دارم درسام مونده اما سکس داستان من کشوندمش خونه.</p>
<h6>وقتی نشست واسش چایی اوردم بعد رفتم دنبال ایران سکس کتاب دنبال</h6>
<p>کتاب که میگشتم باهاش شروع به صحبت کردم خلاصه کتابو واسش پیدا کردمو رفتم پیشش نشستم. گفتم تو درست چه مشکلی داری که این کتابو میخوای بهم گفت تمرینات ریاضی پیش دانشگاهی رو بلد نیستم واسه همین میخوام از گام به گام بنویسم. بهش گفتم اگه بخوای یادت میدم اما مثل همه دخترا اولش ناز کرد. منم خلاصه راضیش کردم. من شروع به درس دادن کردم توی وسطای درس که واسش تمرین میدادم تا حل کنه وقتی خم میشد سینه های سفید تپلش به چشمم میخورد که منو دیوونه میکرد. منم فکر کردمو پاک کن انداختم لایه سینه هاش وقتی که پاک کن افتاد لایه سینهاش یه دفعه بهم نگاه کرد. گفتم ببخشید افتاد لایه سینهات بهم گفت بیشعور درست حرف بزن. خیلی ناراحت شده بود منم با خنده گفتم خب مگه بده افتاده لایه سینه هات با این حرف من یه نیش خندی زد فهمیدم که اهلشه. یواش یواش خودمو چسبوندم بهش اولش خودشو میکشید کنار اما بعدش دیگه گذاشت بچسبم بهش روسری و یه چادر سرش بود بهش گفتم چادرتو در بیار تا راحت باشی دیدم درنمییاره خودم درآوردم. بهم هیچی نگفت منم دیگه داغ شده بودم داشت روم باز میشد درسو ادامه دادیم تا اینکه گفت دیگه خسته شدم منم گفتم چه زود خسته شدی هنوز که چیزی بهت یاد ندادم. خلاصه وقتی داشتیم استراحت میکردیم من دستمو انداختم گردنش گفت چیکار میکنی دستتو بنداز گفتم چیکار کردم مگه خوردمت کاره بدیه؟ ساکت شد و چیزی نگفت روسریشو انداختم پایین و موهاشو لمس کردم گفتم چه موهای نرمی. چیزی نگفت ساکت بود منم سرشو گرفتمو واسه اولین بار یه لب زوری گرفتم سرشو میکشید عقب اما وقتی دهن توی دهن شدیم اروم شد و لبو داد بعد لب گفت داری چیکار میکنی؟ گفتم سمیرا دوستت دارم خیلی وقت پیش بود که میخواستمت با هم تنها خلوت کنیم. یه خنده ای کرد و گفت دیوونه شدی تا الانشم زیاد بود همینو که گفت دوباره ازش لب گرفتم اینبار طولانیش کردمو خوابوندم زمینو روش خوابیدم دیگه زیرم بود فقط ازش لب میگرفتم دست به سینهاش زدم اونم اعصبانی شد گفتم سمیرا تروخدا نگو نه من هرچه قدر گفتم قبول نکرد خلاصه اونقد روش خوابیدمو لب گرفتمو ازش خواستم که دیگه قبول کردو ادامه دادیم همون سمیرایی بود که فکر میکردم عمرن بتونم باهاش سکس کنم اما الان روش خوابیده بودم با سینهاش بازی کردمو خلاصه از زیر سوتین در اوردم وای وای چه سینه هایی فکر میکردم دارم خواب میبینم سینهاشو آروم آروم خوردمو لیسشون زدم دیگه سمیرا هم حشری شده بود شلوار سفید پوشیده بود درش آوردمو از روی شرتش کسشو مالیدم بهم گفت ترو خدا بهش دست نزن گفتم چرا گفت پردم پاره میشه. گفتم وقتی میمالم که پاره نمیشه هر دومون خندیدیم خداییش نمیخواستم از جلو بکنمش هدفم از پشت بود شرتشو در اوردم حالا یه مامانی سفیدم تپل با لبای قهوه ای منظورم کسه سمیرا جلوم بود دیگه لبام خشک شده بود ازش یه لب گرفتمو ازش خواستم کیرمو بگیره دهنش اونم قبول کرد خودش کیرمو دراوردو کرد توی دهنش اونقدر واسم ساک زد که داشتم از حال کردن مترکیدم دنیا رو سرم میچرخید سمیرا کیرمو از دهنش انداخت بیرونو خوابید زمین گفت بکن تو کونم فقط آروم زود باش بکن منم فوری از فرصت استفاده کردمو یه تف انداختم روی سوراخ کونشو آروم سرشو گذاشتم روی سوراخش آروم آروم فشار دادم اما سوراخش خیلی تنگ بود خلاصه به زور کردم سرشو توی کونش یه جیغی کشیدو گفت عوضی آروم منم که داشتم از حشری بودن میمردم شروع به تلمبه زدن کردم سمیرا هم بهم میگفت عوضی آروم بکن تند تند این جملرو میگفت اما من بهش توجهی نمیکردم و تلمبه میزدم چند لحظه بعد داشت آبم مییومد که به سمیرا نگفتمو با همون تلمبه هام ریختم توی کونش صبر کردم کیرم کاملا خالی بشه بعد درش آوردمو خوابیدم روش گفتم سمیرا خیلی دوستت دارم دنمباله همچین روزی بودم اونم خندیدو گفت از این روزا واست باز مییارم بعد یه لب گرفتمو لباسامونو پوشیدیم به درس ادامه دادیم باز روزای بعد منو سمیرا&#8230; امیدوارم از این داستان لذت کافی برده باشید.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%84%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%88-%d9%be%d8%b3%d8%b1%da%a9-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176915</post-id>	</item>
		<item>
		<title>بستنی مگنوم هم اینجوری که این کیر میخوره و لیز میزنه به کسی مزه نمیده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d9%86%db%8c-%d9%85%da%af%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%87%d9%85-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d9%86%db%8c-%d9%85%da%af%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%87%d9%85-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 16 Aug 2019 08:14:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاشو]]></category>
		<category><![CDATA[اووردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خودکار]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[رفتروز]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسشون]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نپوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[یلداست]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[عاشق پاهای دختراهستم هچه قدر فیلم سکسی لیسشون بزنم سیر نمیشم.یه روز که داییم اینا اومده بودن خونمون من با دیدن پای دختر داییم شهوتی شدم به سکسی فکر سکس باش افتادم لاک مشکی ام شاه کس زده بود سکسی سکسی شده بود.سر شام من همش به پاهای دختر داییم که اسمش کونی یلداست نگاه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>عاشق پاهای دختراهستم هچه قدر فیلم سکسی لیسشون بزنم سیر نمیشم.یه روز که</h2>
<p>داییم اینا اومده بودن خونمون من با دیدن پای دختر داییم شهوتی شدم به سکسی فکر سکس باش افتادم لاک مشکی</p>
<h3>ام شاه کس زده بود سکسی سکسی شده بود.سر شام من همش</h3>
<p>به پاهای دختر داییم که اسمش کونی یلداست نگاه میکردم که یه هویی متوج شد کیر 16سانتی منم سیخ شده بود</p>
<h4>وقتی جنده که شام تموم شد سدام کرد گفت بیا بریم</h4>
<p>به اتاقت بهم خودکار بده منم پستون که کیرم سیخ شده بود رفتن که براش خودکار بیارم کیرمو محکم گرفت و</p>
<h5>کشید گفت کوس سر شام داشتی به جی نگاه میکردی منم</h5>
<p>که ترسیدم به کسی جیری بگه گفت به هیچ جی به خدا بعد خودکار دادم بهش شمارمو نوشت گفت هر وقت خونه سکس داستان تنها بودم بهت</p>
<h6>میگم میایی بعد پاهای نازشو بوسیدم و رفت.3روز ایران سکس پیش بهم</h6>
<p>زتگ زد گفت مامانم اینا رفتن مسافرت کسی خونه نیست پاشو بیا منم زود لباس پوشیدم و راه افتادم بعد 10دقیقه رسیدم به خونشون زنگ زدم درو باز کرد خونشون طبقه ی 4بود زود رفتن بالا که کسی نبینه در باز بود رفتم تو دیدم داره از اتافس میگه عزیزم بیا اینجا و منم زود رفتم اتاقش دیدم یه تاپ کوتاه پوشیده با یک شلوارم تا بالای زانو.پاهاشو کخ لاک مشکی داشت بهم نشون داد و گفت بیا همونی که میخواستی منم پاهاشو گزفتم لیس زدم و انگشتاشو خوردم بعد بهم گفت بیا لباسمو در بیار منم لباساشو در اووردم شورت و سوتین نپوشیده بود اونم ماله منو.وای دیکه داشتم میمردم جه سینه هایی جه کوم گنده ایییییییییییییییییییی.بعد افتادم روش ازش 5دقیقه لب گرفتم بعد بهم گفت کیرتو ببر تو کونم و من کیرمواروم بردم تو کونش اییییی جه گرمه الان که دارم مینیویسم داره ابم میاد.بهد 15دقیقه تلمبه زدن ابم اومد وگفت ابتو بریز رو سینه هام ومنم ریختم و کیرمو گذاشتم تو دهنش که ساک بزنه و بعد 5 دقیقه ابم اومد و ابمو تا اخرین قطره خورد و 2ساعتی بام سکس کردیم و من بوسش کردم و رفت حموم و منم برگشتم خونه تا برم حموم بعد این سکس جند بار منو یلدا سکس کردیم امیدوارم که خوشتون بیاد.بای</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d9%86%db%8c-%d9%85%da%af%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%87%d9%85-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175857</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم عروسک سکس میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3%da%a9-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3%da%a9-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 12 Jun 2019 07:21:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آیییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استارت]]></category>
		<category><![CDATA[اصرارش]]></category>
		<category><![CDATA[اطرافش]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتخار]]></category>
		<category><![CDATA[امانتی]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختن]]></category>
		<category><![CDATA[اورگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[اینجایی]]></category>
		<category><![CDATA[‫اینكار]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشت]]></category>
		<category><![CDATA[بیارین]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیم]]></category>
		<category><![CDATA[تعارفم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهای]]></category>
		<category><![CDATA[خدمتتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشانم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دربیارم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشوئی]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[راهنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زانتیا]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندش]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[لیسشون]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینش]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوم]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمتون]]></category>
		<category><![CDATA[معناست]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرش]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میچرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستی]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[‫میرسونمت]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میكشید]]></category>
		<category><![CDATA[میكنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدش]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[نگهدار]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نوكشون]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[وضعشون]]></category>
		<category><![CDATA[وقتتون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[رفتم لباسم رو پوشیدم و فیلم سکسی آماده شدم از خونه زدم بیرون تو راه چند نفری بهم تیكه انداختن. تو تاكسی یه جوونی بغلم نشسته بود سکسی و خودش رو چسبونده بود به من شاه کس برگشتم یه چپ چپ نگاش كردم خودش رو جمع وجور كرد. رسیدم پست دیدم وای کونی چه خبره [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>رفتم لباسم رو پوشیدم و فیلم سکسی آماده شدم از خونه زدم بیرون</h2>
<p>تو راه چند نفری بهم تیكه انداختن. تو تاكسی یه جوونی بغلم نشسته بود سکسی و خودش رو چسبونده بود به</p>
<h3>من شاه کس برگشتم یه چپ چپ نگاش كردم خودش رو جمع</h3>
<p>وجور كرد. رسیدم پست دیدم وای کونی چه خبره انگار همه میخواستن انصراف بدن نزدیك هزار نفر آدم اونجا بود. پرسون</p>
<h4>پرسون جنده نفر آخر رو پیدا كردم و ایستادم تو صف.</h4>
<p>چند دقیقه نگذشته بود كه یه پستون آقای 24 / 25 ساله اومد پشت سرم اولش خیلی عادی برخورد میكرد بعد</p>
<h5>از ده کوس دقیقه كه یه كم نفرات جلو تر جابه</h5>
<p>جا شدن و از پشت سر هم یه سری اضافه شدن و شروع كردن به هل دادن. نفر جلویی من یه زن سکس داستان 40 / 45</p>
<h6>ساله بود منم حسابی چسبیده بودم بهش كه ایران سکس احساس كردم</h6>
<p>از پشت یه نفر چسبید بهم. برگشتم نگاه كردم دیدم همون آقاست تا دید نگاهش میكنم با لبخند یه معذرت خواهی كرد و پشت سرش رو نشون داد كه اونا داشتن به جلو فشار می آوردن. منم نمیتونستم چیزی بگم. یه كم دیگه خودم رو چسبوندم به اون زنه اما فشار از عقب همچنان ادامه داشت تا اینكه احساس كردم یه چیزی داره روی باسنم تكون میخوره. باز حس شهوت اومد سراغم یه كم خودم رو جا به جا كردم كه اون چیز گرم و داغ قشنگ افتاد روی خط باسنم. یه كم هم خودم رو عقب هل دادم كه بیشتر حسش كنم كه دیدم اون آقا هم فشارش رو بیشتر كرد. تنها شانسی كه داشتیم این بود كه از بس شلوغ بود كسی حواسش به ما نبود. با تكون خوردن اون آقا حسابی خوش خوشانم شده بود. كم كم حس میكردم نوك سینه هام داره صفت میشه و ترشحاتم داره شروع میشه. مخصوصا از پشت سر باهام حرف میزد و گرمای نفسش از روی روسری نازكم میخورد به گردنم یه عطری هم به خودش زده بود كه انگار شهوت رو زیاد میكرد. دلم میخوست برگردم كیرش رو بگیرم لای پام و بمالم به كسم. با مكافات تحمل كردم تا اینكه یه نفر دیگه مونده بود به من كه بهم گفت كارتون تموم شد یه چند دقیقه وقتتون رو به من میدین? بدون اینكه جواب بدم كارم رو انجام دادم و از ساختمون پست بیرون اومدم جلوی در تو پیاده رو ایستادم. چند دقیقه بعد برگشت دیدم داره به اطرافش نگاه میكنه تا من رو دید با لبخند یه دستی برام تكون داد و اومد سمتم تازه متوجه شده بودم كه هم صورت قشنگی داره هم خوش تیپه. رسید جلوم ازم تشكر كرد كه منتظرش موندم بعد گفت شما ماشین دارین؟ گفتم نه خیر گفت خوب شد. گفتم چطور؟ گفت چون من ماشین دارم هم شما رو میرسونم هم تو ماشین با هم صحبت میكنیم. گفتم مرسی من مزاحمتون نمیشم شما هم اگر امری دارین بفرمائین چون من باید برم به كارام برسم. یه كم اخم كرد گفت فكر كنید من آژانس هستم؟ امروز میخوام تا هر موقع كه كار دارین در خدمتتون باشم بعد بدون اینكه من چیزی بگم گفت یه خیابون پائین تر ماشین رو گذاشتم تو پاركینگ. بعد با دستش من رو به سمت جلو هدایت كرد. نمیدونستم چی بگم دنبالش راه افتادم من یه قدم عقب تر ازش میرفتم. رسیدیم دم ماشین یا زانتیا مشكی اسپرت بود. در رو برام باز كرد نشستم روی صندلی تو ماشینش هم بوی عطر میومد خودش هم نشست پشت فرمان دستش رو دراز كرد سمت من گفت فرزین هستم. منم بهش دست دادم و خودم رو نادیا معرفی كردم. یه سری تكون داد گفت به به چه اسم قشنگی نادیا خانم گفتم همون نادیا یا نادی بگو كافیه. با لبخند دستم رو فشار داد و گفت نادی عزیز. استارت زد و حركت كرد از پاركینگ بیرون اومد تو خیابون اصلی برگشت سمت من گفت خوب نادی جان كجا باید برم؟ گفتم شما كارتون رو به من بگین من رفع زحمت میكنم. گفت من امروز میخوام در خدمت شما باشم همین و بس. با خنده بهش گفتم بهت نمیاد آدم بیكار و سرگردون باشی پس نه خودت رو بذار سر كار نه من رو. خندید گفت خوشم اومد آدم زرنگی هستی. گفتم مرسی حالا بگو كارت چیه؟ گفت میخوام امروز بهم افتخار بدی كارت كه تموم شد با هم ناهار بخوریم و بعد من شما رو میرسونم تا منزلتون. گفتم من هیچ كاری ندارم. بهت دروغ گفتم برای ناهار هم الان خیلی زوده پس اگر میشه من رو برسون و بعد هم برو به كارت برس یه كم اخماش رفت تو هم گفت چقدر بد اخلاقی .گفتم شاید گفت نادی جان میشه افتخار بدی با هم بریم خونه ما ناهار با هم باشیم یه نگاهی بهش كردم گفتم تو در مورد من چی فكر كردی آقای &#8230; خندید گفت فرزین گفتم بله گفت هیچی فقط ازتون خوشم اومده گفتم پس اون فشارهای تو صف هم برای این بود كه ازم خوشت اومده بود؟ سكوت كرد و چیزی نگفت. گفتم خوب الان چرا نمیگی چی میخوای گفت شما تشریف بیارین منزل من از خجالتتون در میام. بهش گفتم وایسا پیاده میشم. برگشت نگاهم كرد گفت قصد جسارت نداشتم. گفتم خوب پس نگهدار پیاده شم. نگه داشت دستش رو گذاشت روی پام گفت نادی جان خواهش میكنم اذیتم نكن من ازت خوشم اومده باور كن من خودم هم آدم علافی نیستم ولی &#8230; گفتم ولی چی؟ گفت اجازه میدی بریم خونه؟ چیزی بهش نگفتم. چند ثانیه به من نگاه كرد و بعد با سرعت حركت كرد. تو راه دیگه هیچ حرفی نزدیم فقط صدای موزیك تو ماشین بود. خونشون بالا شهر بود یه خونه بزرگ و با كلاس از توی ماشین با ریموت در رو باز كرد با ماشین رفتیم تو. حیاط و بعد در بسته شد یه پیر مرد داشت با گل و درختهای باغچه سر و كله میزد دوید اومد سمت ماشین دستش رو بلند كرد و سلام كرد فرزین هم بهش سلام كرد بعد من سلام كردم فرزین بهش گفت من امروز مهمون دارم فقط برای ظهر از بیرون غذا میخوام. مرده هم سرش رو به علامت تائید تكون داد و رفت. از ماشین پیاده شدیم و با راهنمایی فرزین رفتیم داخل ساختمون فرزین تعارفم كرد كه مانتوم رو دربیارم و راحت بشینم. تو دلم گفت خوب شد صبح حموم رفتم و لباس مرتب تنم كردم. مانتو روسری رو در آوردم با یه تاپ زرشكی و یه شلوار جین نشستم. روی مبل كه دیدم فرزین داره از آشپزخونه با یه ظرف میوه میاد سمتم. ازش تشكر كردم نشست كنارم گفت خوب نادی جان خوش آمدی گفتم خواهش میكنم گفت خوب حالا یه كم از خودت تعریف ك.ن گفتم چی باید بگم هر چی میخوای بدونی بپرس تا جواب بدم با لبخند سرش رو تكون داد گفت منظورم وضعیتته شوهرت چیكاره است خودت چیكار میكنی گفتم شوهر ندارم لبخند نشست روی لباش گفتم همین رو میخواستی؟ گفت ای. گفتم خودم هم زندگی میكنم فقط همین. گفت چه كوتاه و مختصر و مفید! گفتم خوب دیگه حالا شما بفرمائین. گفت منم هنوز ازدواج نكردم. گفتم این رو توی صف متوجه شدم! خندید گفت تقصیر<br />
من نبود هر كسی جای من بود همین كار رو میكرد. گفتم چرا؟ سرش رو پائین انداخت. گفتم پرسیدم چرا؟ آروم گفت آخه باسنتون خیلی قشنگه بعد دیگه هیچی نگفت. گفتم خوب چیكار میكنی؟ گفت تو شركت بابا مشغولم. گفتم پس چرا الان اینجایی؟ گفت مشكلی نیست. بابا خودش مسافرته. منم با تلفن كارم رو هماهنگ میكنم. عصری میرم شركت. گفتم شركت چی دارین؟ گفت كار واردات و صادرات انجام میدیم. از وضع خونه و زندگی و ماشینش هم معلوم بود وضعشون باید خوب باشه. گفتم خوب حالا با من چیكار داشتی این همه اصرار كردی؟ گفت هیچی دلم میخواست بیشتر باهات باشم. گفتم برای چی؟ گفت برای اینكه با هم حرف بزنیم. گفتم فقط حرف زدن؟ یه كم سكوت كرد گفت میتونم باهات راحت باشم. گفتم از چه نوعش؟ گفت از همون نوع تو صف. گفتم یعنی میخوای بازم بچسبی؟ بهم گفت آره گفتم خوب بیا بچسب ببینم آروم میشی. لبخندی زد و گفت میوه بخور بریم تو اتاقم. گفتم میوه نمیخورم بلند شو بریم. لبخندش بیشتر شد. بلند شد دستم رو گرفت بلندم كرد تقریبا بغلم كرد و من رو برد تو اتاقش اونجا كه رسیدیم بغلم كرد و و محكم فشارم داد به خودش اول رو پیشونیم رو بوس كرد و بعد یه كم از خودش جدام كرد یه كم تو چشم هم نگاه كردیم و سرش رو جلو آورد و شروع كردیم از هم لب گرفتن زبونش رو كرده بود تو دهن من و میچرخوند بعد زبونم رو كشید تو دهنش و شروع كرد به مكیدن دستشم از بالای لباسم كرده بود تو داشت سینه هام رو از روی سوتین میمالید یه كم گذشت تاپم رو از تنم درآورد و سوتینم رو باز كرد من رو خوابوند روی تخت خودش. بعد هم خوابید كنارم از گوشم شروع به خوردن كرد گوش و گردن بعد اومد پائین تر تا رسید به بالای سینه هام یكی یكی لیسشون میزد و نوكشون رو می خورد. دستشم از روی شلوار گذاشته بود روی كسم داشت میمالیدش یه كم سینه هام رو خورد و بلند شد گفت نادی جون اجازه میدی؟ با سر بهش گفتم آره. دكمه شلوارم رو باز كرد و اون رو از پام بیرون كشید یه كم از روی شرت كسم رو مالید و خورد بعد شرتم رو در آورد. یه بالشت گذاشت زیر كمرم از دم سوراخ كونم زبونش رو میكشید بالا وسط كسم رو یه كم بیشتر زبون میزد و زبونش رو فشار میداد تو كسم و بعد با لباش تاجكم رو میگرفت تكون تكون میداد و میكشید بعد باز برمیگشت سمت پائین من حسابی تحریك شده بودم دستم رو كرده بود لای موهاش و سرش رو به كسم فشار میدادم ناله میكردم و آروم بهش میگفتم جوووووونننننن بخووووورررررر آیییییییی بخخخخخووووررررر. اونم ادامه داد تا دیگه صدای من بلند شد و با یه لرزش شدید و یه آیییییییییییییییییییییی بلند اورگاسم شدم سرش رو از كسم بلند كردم داشت لبخند میزد بهش گفتم لخت شو سریع لخت شد دیدم چه كیر بزرگی داره كلفت و دراز حسابی باد كرده بود شرتش رو كه درآورد مثل فنر تكون میخورد بلند شدم نشستم لب تخت اومد جلو با دستم كیرش رو گرفتم یه كم مالیدم بعد آروم و با احتیاط كردمش تو دهنم كیرش هم بوی عطر میداد خوشش اومده بود شروع كردم به ساك زدن با دستم تخماش رو میمالیدم اونم فقط آه میكشید و با دست سینه هام رو میمالید حسابی سرعتم زیاد شده بود كه كیرش رو از دهنم بیرون كشید اومد خوابید روی تخت و من رو كشید روی خودش به حالت 69 شدیم باز شروع كرد به خوردن كسم ولی به من اجازه نمیداد ساك بزنم حسابی تحریكم كرد بعد بلندم كرد گفت بیا بشین روی كیرم پاهم رو كنارش گذاشتم خودش كیرش رو با كسم میزون كرد و من رو نشوند روی كیرش حسابی كسم پر شده بود یه كم نشستم بعد با كمك فرزین شروع كردم بالا پائین كردن فرزین هم خودش رو بالا پائین میكرد با كیرش تو كسم ضربه میزد بعد بلندم كرد به حالت سگی خوابوند و از پشت كیرش رو گذاشت جلوی سوراخ كونم برگشتم نگاش كردم و دستم رو دراز كردم كیرش رو یه كم پائین دادم تا رفت جلوی كسم گفتم حالا درست شد گفت نادی جون گفتم اصرار نكن فایده نداره یه كم خودم رو عقب دادم كیرش رفت تو كسم شروع كردم خودم رو عقب جلو كردن از قصد سرعتم رو زیاد كردم كه زود تر ارضاء بشه فكر كونم به سرش نزنه اونم با دستش سینه و تاجكم رو میمالید منم براش حرفهای خوب خوب زدم كه زود تر ارضاء بشه بهش میگفتم بكن كسم داره حال میكنه تموم كسم پر شده كسم سرعت میخواد اونم فقط ناله میكرد و كیرش رو تو كسم میكرد دیگه آخرش بود منم داشتم اورگاسم میشدم یه كم خودم تكون رو بیشتر كردم تا به اورگاسم رسیدم همون موقع فرزین كیرش رو از كسم بیرون آورد و تموم آبش رو روی كمرم خالی كرد بعد بی حال افتاد روم چند دقیقه بعد بلند شدیم به اصرارش با هم رفتیم حموم اونجا هم من رو قشنگ شست و بعد اومدیم با هم ناهار خوردیم بعد از ناهار یه كم با هم حرف زدیم و شماره خودم رو بهش دادم اونم شماره داد بعد بهش گفتم من باید برم برام یه آژانس بگیر هر كاری كرد كه خودم میرسونمت قبول نكردم زنگ زد ماشین اومد بعد خودش اومد تا جلوی در كرایه آژانس رو حساب كرد و من اومدم خونه شب ساعت 10 بود بهم زنگ زد بعد كلی تشكر گفت توی كیفت یه امانتی هست دیدیش گفتم نه همونطوری كه باهاش حرف میزدم رفتم سر كیفم دیدم یه دستبند طلای خیلی قشنگ توی كیفمه بهش گفتم كی اینكار رو كردی معذرت خواهی كرد كه بی اجازه رفته سر كیفم بعد گفت موقعی كه رفتی دستشوئی گذاشتم منم ازش تشكر كردم گفت دوست نداشتم بهت پول بدم اما دلم هم نیومد دست خالی بری. این شد دوستی من و فرزین كه واقعا برای من یه دوست به تموم معناست.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3%da%a9-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174542</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سواری کس شیرین سر کیر کلفت که آب رو رو صورتش خالی میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%da%a9%d8%b3-%d8%b4%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%da%a9%d9%87-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%b1%d9%88-%d8%b5%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%da%a9%d8%b3-%d8%b4%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%da%a9%d9%87-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%b1%d9%88-%d8%b5%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 07 May 2019 04:44:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتای]]></category>
		<category><![CDATA[اووووف]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جوراباش]]></category>
		<category><![CDATA[جورابش]]></category>
		<category><![CDATA[چسپوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوردم‌]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتیپ]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلشم]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دنیارو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[زمستانی]]></category>
		<category><![CDATA[ساپورت]]></category>
		<category><![CDATA[ساپورتش]]></category>
		<category><![CDATA[سوپر مدل]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسشون]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونین]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[وحسابی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خالم اسمش شرمین و۴۲سالشه و فیلم سکسی خیلی خوشتیپ و خوشگل و خوش هیکله ،داستان از اینجا شروع میشه که یه روز سرد زمستانی مامان و بابام سکسی میرن شهرستان واسه عیادت فامیل بابام که شاه کس مریض بود منم چون مدرسه داشتم نرفتم و موندم خونه ،و صبح زود اونا رفتن کونی و منم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>خالم اسمش شرمین و۴۲سالشه و فیلم سکسی خیلی خوشتیپ و خوشگل و خوش</h2>
<p>هیکله ،داستان از اینجا شروع میشه که یه روز سرد زمستانی مامان و بابام سکسی میرن شهرستان واسه عیادت فامیل بابام</p>
<h3>که شاه کس مریض بود منم چون مدرسه داشتم نرفتم و موندم</h3>
<p>خونه ،و صبح زود اونا رفتن کونی و منم رفتم مدرسه اخر زنگ بود زنگ مدرسه خورد و من هم اومدم</p>
<h4>بسمت جنده خونه وسط راه بودم که گوشیم زنگ خورد درش</h4>
<p>اوردم دیدم خاله شرمینمه ،جواب دادم پستون سلام و علیک کردیم و گفت میخواستم بیام خونتون به خونتون زنگ زدم نبودین</p>
<h5>به مامانت کوس زنگ زدم گفت رفتیم شهرستان اما نیما خونه</h5>
<p>س منم زنگ زدم ببینم کجایی الان میخوام بیام خونتون منم گفتم از مدرسه تازه اومدم بیرون تا نیم ساعت دیگه میرسم سکس داستان خونه اونم گفت</p>
<h6>باشه خاله جان منم الان میام راستش تعجب ایران سکس کردم چون</h6>
<p>یکمم صداش گرفته بود خلاصه رسیدم خونه لباسامو عوض کردمو فوری یه نیمرو درست کردمو خوردم‌ بعد نشستم یه ربع گذشت خالم زنگ زد درو وا کردم منتظر بودم از حیاط بیاد داخل وقتی رسید دیدم حالش گرفته س سلام کردمو هیچی نگفتم تا بریم تو خالم زیپ پو‌تینشو داشت باز میکرد از اون ساق بلندا بود و منم نگاه میکردم راستش عاشق پاهای خوشگلشم تو جورابای رنگ پای شیشه ایش اوف ،پاهاشو در اورد و یه‌ چند ثانیه محو پاهای خوشگلش تو جورابش شدم بعد خالم رفت تو خونه و منم به دنبالش و داشتم پاهاشو حسابی دید میزدم گفتم خوشومدی خاله کجا بودی این موقع اومدی زد زیر گریه گفت باشوهرم دعوام شده و ازاین حرفا کلیم بهش فش داد بعد گفتم چیزی میخوری گفت نه خاله جون ممنون یکم نشست بعد کاپشنو مانتو روسریشو در اورد و فقط یه تاپ و ساپورت و جوراباش تنش بود تاپش نازک بود و کش سوتینش از بغلش زده بود بیرون و سینه های درشتیم داره و خیلی سفیده من که واقعا راست کرده بودم ،خالم رفت زیر کرسی گفت خوابم میاد ،منم میدونستم چرا از بس گریه کرده بود خوابش میومد خالم خوابید زیر کرسی منم یه نیم ساعتی نشستم وحسابی حشری بودم نمیدونستم چیکار کنم بدجور تو کف پاهاش بودم چون تا حالا نشده بود حتی به پاهاش دست بزنم فقط دیدش میزدم همینجوری فک میکردم که یهو یه فکری زد به کلم که منم برم زیر کرسی و دیدش بزنم اوووف به خودم گفتم عجب فکر بکری ،منم فورا رفتم زیر کرسی و به جای پام سرمو کردم زیر چون ما به جای اجاق از لامپ استفاده میردیم همه چیو واضح میدیدم اووووف حشری شده بودم پاهای خوشگل و جاافتاده خالم توی جورابای رنگ پا شیشه ای در چند سانتی متری صورتم بود اوووف بوی پاهاشو حس میکردم اوووف چه بویی حشرم زده بود بالا اروم بینیمو نزدیک کف پاهاش کردم حسابی بوش کردم اووووف چه بوییی داشت رو اسمونا بودم اروم دهنمو چسپوندم به کف پای راستش و بوسش کردم وایی نمیدونین چه حسی داشته همینجوری بوس میکردمو لیس میزدم پاهاشو جق هم میزدم اووف انگشت شصت پای خالمو کردم تو دهنم اروم و داشتم میک میزدم اوففف بهترین مزه دنیارو داشت اوووف اون پاهای خوشگل و سفید و جاافتاده ش تو جوراب خیلی محشر بود باورم نمیشد که دارم لیسش میزنم اووووف قشنک انگشتای پاشو میک زدم و اومدم سمت پاشنه پاش حسابی اون پاشنه خوشگل هاشو بوس کردم اوووف اینم بگم که چون خالم ساپورت پاش بود و هیکلیم هست ساپورتش خیلی تنگ بود و اینم حشریتمو دو چندان میکرد مخصوصا وقتی که کس خالمو دیدم که چجوری از زیر ساپورت قلمبه شده و خط وسطش مشخصه اوووف اروم پاهاشو از هم وا کردمو و بفل پاهاشو حسابی خوردم بعد اروم اروم رفتم بالا و ساق پاها و رونشو بوس میردم و رسیدم به اصل کاری اولش هیچ کاری نکردم فقط دماغم گذاشتم رو کس خالم که تپلیش از زیر ساپورت مشخص بود و حسابی بوش کردم بعد اروم چند تا بوس خوشگل کسشو کردمو با دست راستم اروم بهش دست زدم وای نرم بود دیونه شدم ترسیدم بیدار بشه خودمو کشیدم پایین و بازم رفتم سراغ پاهاش و حسابی بوش کردمو لیسشون زدم که دیگه ابم اومد اما بعد اینکه ابم اومد رفتم زیر کرسی با گوشیم و حسابی از پا و کس و کونش عکس انداختم واسه روز مبادا شبشم خونه ما بود اما جوراباشو در اورده بود و شبم یه دست جق خوب با جوراباش که تو اتاق انداخته بود زدم اوووف این روزو هیچ وقت فراموش نمیکنم.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c-%da%a9%d8%b3-%d8%b4%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%da%a9%d9%87-%d8%a2%d8%a8-%d8%b1%d9%88-%d8%b1%d9%88-%d8%b5%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173755</post-id>	</item>
		<item>
		<title>وشه آروم بخور زخم شد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%88%d8%b4%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1-%d8%b2%d8%ae%d9%85-%d8%b4%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%88%d8%b4%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1-%d8%b2%d8%ae%d9%85-%d8%b4%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 06 May 2019 16:43:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اشناییمون]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[املایی]]></category>
		<category><![CDATA[انچنان]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[باشهدوباره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسی]]></category>
		<category><![CDATA[بودبهش]]></category>
		<category><![CDATA[بودمیه]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تلگرام]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتش]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[حلقویم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دلسوزی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوربین]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دوهزاریم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[زمینیه]]></category>
		<category><![CDATA[سوپر مدل]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونه]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فهموندم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[قدیمیم]]></category>
		<category><![CDATA[كردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنمن]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[لیسشون]]></category>
		<category><![CDATA[مادرجنده]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[متوسطی]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[موضوعش]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میریختم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمه]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نویسنده]]></category>
		<category><![CDATA[نیستیه]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[ویاگرا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[میكنمنظرتون هم واسم مهمه البته فیلم سکسی به جز اون دسته كه كلا هر چی بنویسی فحش میدن.خاطرات من محل تخلیه عقده هاشون نیست.بگذریم من دوترم دیگ سکسی داشگاهم تموم میشدفیسم بد نیست چون بورم شاه کس مثل خیلی از پسرای دیگ هم خاطرخواه زیاد دارم و هم كسایی كه ازم متنفر کونی باشنقدم ١٨٧ [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>میكنمنظرتون هم واسم مهمه البته فیلم سکسی به جز اون دسته كه كلا</h2>
<p>هر چی بنویسی فحش میدن.خاطرات من محل تخلیه عقده هاشون نیست.بگذریم من دوترم دیگ سکسی داشگاهم تموم میشدفیسم بد نیست چون</p>
<h3>بورم شاه کس مثل خیلی از پسرای دیگ هم خاطرخواه زیاد دارم</h3>
<p>و هم كسایی كه ازم متنفر کونی باشنقدم ١٨٧ و وزنم ٩٣ چون زمی میرم هیكلم نه انچنان ولی بد نیستیه</p>
<h4>دوست جنده دختر دارم كه لاغره و خیلی پایه و شیطونه</h4>
<p>طوری كه تو ماه اول اشناییمون پستون كردمش كه خوب چون از یك دانشگاهیم خودش یه اتفاق عجیب به نظر میاددوست</p>
<h5>دخترم مریم(مستعار)هیكل کوس لاغر و قد متوسطی داره با سیاز سینه</h5>
<p>٦٥ كه یه جورایی ضد حاله.ولی این خاطره مربوط به منو و مریم نیستیك روز با یكی از دوستای قدیمیم تو حیاط سکس داستان دانشگاه بودیمبهش گفتم</p>
<h6>حاجی خسته شدم از كردن دخترای لاغر.دیگ واقعا ایران سکس تحریك نمیشم.و</h6>
<p>اون عوضی هم چون دوست دخترش هیكل خوبی داشت نشست قشنگ با توصیف سكس هاش و لذتش اعصاب منو خورد كرد.منم مثل همیشه بدون امید رفتم كلاس و بعدشم باشگاه و خونه.ولی شبش كه تو اینستا بودم یه استوری دیدم كه دقیق موضوعش یادم نمیاد از یه ای دی به اسم زهرا(مستعار)وقتی ریپلای كردم زود جواب داد و با ناراحتی گفت كه دلش گرفته و پدرش و مادرش ده ساله طلاق گرفتن.من از سر دلسوزی خواستم باهاش حرف بزنم.حتی عكس از خودش هم نداشت.رفتیم تلگرام اونجا عكساش رو دیدم یه دختر ١٧٠ سایز ٨٥ كه البته تو عكس معلوم نبود اون موقع و پاهای درشت.یادم نمیره سلام علیك كه كردیم دوباره تو تكست چهارمش نوشت امروز ناراحتم چون فهمیدم حلقویم!!!این رو كه گفت من دوهزاریم افتادكه داستان از چه قراره ولی نمیتونستم ریسك كنم و حرفی بزنم چون از فالوور هاش معلوم بود بچه دانشگاهمونه و یه حركت اشتباه ابروم رو از بین میبرد.بهش گفتم خوب اینكه ناراحتی نداره كهگفت چرا ازین به بعد اگه كسی بدونه حلقویم و بخاطر هیكلم قطعا میاد كه فقط بكنتم!!این دومین حرفش بود كه دیگ مطمئن شدم طرف شل كرده كلا.بهش گفتم مگه هیكلت چطوریه.؟میشه ببینم؟سین كرد و جواب نداد.پشمام ریخت گفتم یا موسی ابن جعفر سوتی رو دادماگه دوس دخترم میفهمید بدبخت بودم.یه مین گذشت و من تو استرس بودم كه یه عكس فرستاد واسم سه فازم پرید.كلا جز یه سرت تنگ هیچی پاش نبود با یه تیشرت مشكیرون های تو پر و ساق درشت و سفیدش همون لحظه كیرم رو بیدار كردعكس رو دراز كش گرفته بود و دوربین از بالای عكس گرفته بود واسه همین سینه هاش معلوم بود و خیلی درشت بود.فهمیدم كه ایشون ظاهرا اصلا تازه كار نیست و اومده كه بده.بهش گفتم منم بودم با این هیكلت حتی اگه حلقوی نبودی میكردمت.این رو گفتم و خندید و فهمیدم كه زدم به گنج.اون شب از ١٠ تا ١ ما بحث سكسی میكردیم.فهمیدم كه باباش طلاق گرفته رفته و داداشش هم مدرسه میره و مامانش شاغله.و هر پسر واردی میفهمه كه این یعنی صبح ها خونه مكانه!!بهم گفت كه روت كراش داشتم شیش ترم و باورم نمیشه باهات حرف میزنم.گفتم واسه پس فردا صب برنامه نزار چون میخوام بیام خونتونخیلی مقاومت كرد كه نه و هر سری بهونه میورد كه بلاخره راضیش كردم و اوكی رو گرفتمصبح اون روز چون من مشكل خون داشتم چند وقتی بود كه درست راست نمیكردم واسه همین دوتا ویاگرا ٥٠ رفتم بالا و راه افتادماولین سكسم نبود ولی بازم یكم استرس داشتمرسیدم كوچشون و در رو زد و رفتم بالاتازه بیدار شده بودهمون تیشرت تنش و بود و یه پیژامهسلام علیك كردیم رفتم تو و اون رفت چایی بریزهاون ممه های به حددی گنده بود كه مغزم دیگ حوصله صبر نداشت و وقتی داشت میرفت اشپزخونه دستش رو كشیدم و خواستم ازش لب بگیرماول صورتش رو برد كنار و لپم رو بوس كرد ولی دو طرف صورتش رو گرفتم و یه لب حسابی ازش گرفتمكه خندید و گفت وایسا چقد هولیچایی و ریخت و گفت بیا بریم تو اتاق بخوریمسینی رو گذاشت رو میز كنار تخت و دو باره شروع كردم ازش لب گرفت و هولش دادم سمت كمد و چسبیدم بهشخودش هم میدونست برنامه چیه!!ازش كه حسابی لب گرفتم سرم رو بردم سمت یقشیه كوه ممه جلوم بوداز كنار یقه یكم لیسشون زدم و تیشرتش رو زدم بالاو سوتیس سفیدش معلوم شدوایی كه چیی میدیدمیه ممه ٨٥ كه یه زمانی هركی میگفت دوست دخترم ٨٥ فكر میكردم كص میگه الان یه جفتش جلوم بودسوتینش رو زدم بالا شلپ ممه هاش افتاد رو شیكمش و اه و ناله زهرا بلند شد و فهمیدم كه خیلی حشریهافتادم به جون ممه هاش و هر كدوم رو لیس میزدم و گاز میگرفتم و صدای زهرا بیشتر دیوونم میكرداومدم پایی و تازه فهمیدم یكم شیكم داره ولی خوب كدوم پسری تو اون لحظه مغزش كار میكنه.رفتم سمت پایین و پیژامه و شرت سفیدش رو به هم دادم پایی و افتاد به جون كصش كه هولم داد و با خنده گفت چته واحشی.اروم!!رفت سمت تخت دراز كشید و و پاهاش رو باز كرد و كص تپلش تازه معلوم شدطرفای بیست سی ثانیه كصش رو خوردم و با یه چك به ممه هاش بهش فهموندم و كه نوبت توهه!!وایسادم جلوش و دكمه ها شلوارمو باز و كرد و داد پایینكهرم از زیر شرت معلوم بود راست كرده بود مخصوصا با اون ویاگراها كه خوردمشرتمم داد پایین و گفت كصافط تو كه گفتی كوچیكهه.كه البته هنوز به نظر خودم كوچیكه:/ اروم سرش رو كرد تو دهنش و شروع كرد ساك زدن و من وایساده بودمموهاشو زدم عقب و سرش رو گرفتم و تو دهنش تلمبه زدم كه داشت خفه میشدولی معلوم بود اینكارستچندباری این كار رو ادامه دادم و بهش گفتم وقت كص دادنهاونقدر كنده بود كه رو تخت جا نمیشدیممجبورش كردم وسط تخت دراز بكشه جوری كه كصش بیرون تخت باشهدوباره یه تف زدم به سوراخش و كیرم رو كه خیس بود میزون كردم و یهو تا ته كردم تواوقدری كه راحت رفت دیگ مطمین شدم طرف از بده های به نام روزگاره!!قبلا تمرین كرده بودم كه وسط سكس تمركز نكنم كه ابم زود نیادواسه همین سعی میكردم به چیزای دیگ هم فكر كنممحكم تلمبه میزدم و اون از شهوت چشاش خمار بود و اروم جوری كه انگار نا نداشت ناله میكرداهل گنده گوزی نیستم كه بگم یه ساعت تلمبه زدم فقط میدونم اونقدر طول كشید كه تایمش از دستم در رفت.اخرای تلمبه هام بود كه زهرا انگاه دیگ بیهوش شده بود و اگه حواسم اون لحظه نبود كل ابم رو میریختم تو كصش و الان احتمالا بابای یه مادرجنده بودم:/كشیدم بیرون و ریختم رو شیكم و ممه هاش و افتادم رو زمینیه مین بعد زهرا پاشد كه خودش رو بشورهمنم لباسام رو تنم میكردم كه برگشتنشستیم رو تخت و اون فقط شورت پاش بودیكم حرف زدیم كه كصافط اونقدر لوند بود كه بازم كیرم راست شد كه البته اثر ویاگرا بودبهش گفتم دوباره میخوام كص بدی كه اولش نزاشت و گفت كصم درد میكنه ولی اصرار كه كردم دوباره راضی شد و اخر كار مثل پورن استار ها ابم رو ریختم رو صورتش و بیشتر از قبل فهمیدم كه یارو خیلی دستش تو كار بوده میدونم كلی غلط املایی داشت ولی قسم میخورم كه عین حقیقت بودكاستی هارو به بزرگیتون ببخشید چون من نویسنده خیلی بدیم خودم میدونمچه برسه الان كه با گوشی نوشتم		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%88%d8%b4%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1-%d8%b2%d8%ae%d9%85-%d8%b4%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173750</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.007 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 10:08:05 by W3 Total Cache
-->