<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>لیسیدنم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c%d8%af%d9%86%d9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:29:35 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>لیسیدنم &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مامانی به تماشای ساک زدن دخترش نشسته</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b4%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b4%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 20 Aug 2019 05:10:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتای]]></category>
		<category><![CDATA[اهمیتی]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیش]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[‫حدودا]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روبرویی]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[کارهای]]></category>
		<category><![CDATA[کردمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کنماون]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدنم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتویی]]></category>
		<category><![CDATA[متناسب]]></category>
		<category><![CDATA[معاشقه]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتی]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلش]]></category>
		<category><![CDATA[میبینه]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میخونه]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نباشین]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نسبتا‬]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<category><![CDATA[ویترین]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[حدود 2 سال پیش برام فیلم سکسی اتفاق افتاد. یه روز مثل تمام روزها توی مغازه بودم، داشتم کارهای مغازه رو میکردم که به صورت اتفاقی متوجه سکسی یه خانمی شدم توی مغازه روبرویی، خانم شاه کس ظریفی بود قدش حدوداً 165 بود و لاغراندام و پوست روشن بود موهاش هم تیره.اصولاً کونی از خانمهای [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>حدود 2 سال پیش برام فیلم سکسی اتفاق افتاد. یه روز مثل تمام</h2>
<p>روزها توی مغازه بودم، داشتم کارهای مغازه رو میکردم که به صورت اتفاقی متوجه سکسی یه خانمی شدم توی مغازه روبرویی،</p>
<h3>خانم شاه کس ظریفی بود قدش حدوداً 165 بود و لاغراندام و</h3>
<p>پوست روشن بود موهاش هم تیره.اصولاً کونی از خانمهای ریزه میزه خوشم میاد، بر حسب عادت شروع کردم به چشم چرونی</p>
<h4>این جنده خانم. متوجه شدم قصد خرید نداره و داره تو</h4>
<p>خیابون همینجوری قدم میزنه.یه سر بیرون پستون مغازه رفتم الکی که بهتر ببیتنمش و واقعاً صورت آرومی داشت، بعد برگشتم پشت</p>
<h5>شیشه مغازه کوس و به بهانه تمیز کردن شیهشه به کار</h5>
<p>کثیفم ادامه دادم در حین قدم زدنش دیدم اون هم از اونور خیابون زل زد تو مغازه فکر کردم شاید داره ویترین سکس داستان مغازه رو میبینه،</p>
<h6>اهمیتی ندادم ولی همینجوری با چشام داشتم میخوردمش. ایران سکس موبایلش رو</h6>
<p>برداشت و شروع کرد به حرف زدن و آروم آروم با کفشاهای پاشنه بلندش عرض خیابون رو طی کرد و به سمت مغازه من اومد، من هم برای این که سه نشه رفتم پشت دخل و همونجا خودم رو مشغول کردم. همونجور که داشت با موبایل حرف میزد آروم اومد توی مغازه و شروع کردن به قدم زدن توی مغازه، صدای پاهاش به شدت در گیرم کرده بود، و آروم از پشت سر نگاش میکردم و اونهم با قدمهای نسبتاً بلندی توی مغازه راه میرفت، مانتویی که تنش بود با بند بسته میشد و دکم نداشت و باز شده بود کامل، یه لباس قرمز پر رنگ زیر مانتو تنش بودکه در کنار صورت سفیدش خیلی سکسی شده بود. کم کم داشتم تحریک میشدم، متوجه شدم اون هم چیز خاص توی مغازه نمیخواد، گوشی دستم اومد و ایندفعه طوری که متوجه بشه نگاش کردم، اون هم زل زد توی صورتم و به حرف زدنش ادامه داد، تا این لحظه متوجه لباش نشده بودم، لبای ظریف قشنگی داشت که با یه رژ لب خوش رنگ و ملایم صورتی قشنگ ترشون کرده بود، چشماش برق قشنگی توش بود و بدون آرایش که به نظر من خیلی جذاب بود. کلاً آرایش زیادی نداشت، و این با سلیقه من خیلی جور بود.در حین تلفن زدن یک لحظه پاش رو از کفشش بیرون اورد یه لحظه انگشتاش رو باز کرد و دوباره گذاشت توی کفش، یک لاک قرمز تند انگشتای کوچولوی پاش ذاشت، من هم کا عاشق خوردن پا توی سکسم، واقعاً حشری شده بودم، و شانس آوردم که جین پام بود وگرنه خلی تابلو میشد. البته بگم که داشت منفجر میشد، نمیشد هم جاش رو درست کرد&#8230;بالاخره تلفنش تموم شد و آروم آروم اومد طرف من و یک من ومنی کرد گفت: برای پسر 5 ساله چی دارین؟ من یه لحظه تردید کردم که نکنه اشتباه کردم و همه چی اتفاقی بوده، بیخیال شدم و شروع کردم به توضیح دادن جنس براش ولی حال خرابم خوب نشده بود و حال که کنارش بودم بدتر هم داشت میشد. از شدت شهوت داشت سرم گیج میرفت ، نمیدونستم چیکار کنماون هم خیلی جدی داشت به حرفام گوش میداد. هیچوقت جای من نباشین یه جنس هم اومدم بدم دستش که دستم به دستش خورد دیگه هیچی&#8230;برای نشون دادن یه سری از جنسها مجبور شدیم بریم طبقه بالا، نشونش دادم موقع برگشتن من از جلو میرفتم و اون از عقب یه دفعه دیدم یه صدایی امد برگشتم دیدم افتاده رو پله ها، رفتم کمکش کنم بلند شه که دیگه نتونستم خودم رو کنترل کنم، انگشتاش رو تو انگشتام چرخوندم و اون هم هیچ مقاومتی نکرد، بلندش کردم و صورترو به صورتش نزدیک کردم، آروم یه بوس به گونش زدم بعد هم پیشونیش، دیدم اون هم چشماش رو بست و شروع کرد به لذت بردن، بعد یه چند تا دیگه بوس روی صورتش و در نهایت، رفتم سراغ لبش و یکی از طولانی ترین لبهام رو گرفتم، اون شرو کرد ضمن لب گرفتن لبم رو گاز میگرفت و میکشید. لب گرفتن رو ول کرم رفتم در مغازا رو بستم و برگشتم توی پله قد من 188 هستش واسه همین توی پله خیلی راحت تر بودیم برای معاشقه، کلی معاشقه کردیم و من تقزباً همه بدنش رو خوردمو . همونجور سر پا خیلی سبک بود واسه همین به راحتی توی بغلم جا میشد مدتها بود که همچین سکس نداشتم، گفت دوست دارم برام ساک بزنه که من گفتم نه دوست نداشتم لبای قشنگش رو اونجوری ببینم ولی خودم اونقدر چوچولش رو خوردم که از حا رفت تقریباً. به اندازه یک یا دوبار ارضا شد با خوردن. خیلی با هم غشق بازی کردیم شاید 1 ساعتی در گیر بودیم اندام نازی داشت پاهای کشیده و سفید، سینه های متناسب با اندامش و تمام موهای بدنش رو زده بود که برای من که عاشق لیسیدنم بهترین هدیه بود.در نهایت یک سکس کامل روی همون پله ها داشتیم که به اصرار خودش منی رو ریختم توی بدن قشنگش گفت قرص میخوره من هم اعتماد کردم.بعد برام گفت که اون هم خوشش اومده بوده از من ولی نمیدونسته چیکار کنه و در نهایت که میبینه از من بخاری بلند نمیشه کلک پله رو میزنه به عنوان آخرین تیر که میخوره راست توی هدف.من هیچ شمارهای ازش نگرفتم و اون هم آخه هر دومون متاهل بودیم و ترجیح دادیم که دفعه اول و آخر باشه. به عنوان یک خاطره خوب برای جفتمون.واقعاً دوستش داشتم.اگه خودش هم این یادداشت رو داره میخونه بدونه که خیلی خاطره قشنگی برام گذاشته&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b4%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175831</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی چه کسی داری از جلو زود ابم میاد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%84%d9%88-%d8%b2%d9%88%d8%af-%d8%a7%d8%a8%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%84%d9%88-%d8%b2%d9%88%d8%af-%d8%a7%d8%a8%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Jul 2019 06:59:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسم]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصادی]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برادری]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بوداون]]></category>
		<category><![CDATA[بودداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمتوی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوردبا]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردین]]></category>
		<category><![CDATA[خوششون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونهتوی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتماز]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دلایلی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمو]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمونو]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رونهای]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زمستون]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شناختم]]></category>
		<category><![CDATA[شهوتمو]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلشون]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کردماون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[لبهامون]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدنم]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخنده]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میدادتا]]></category>
		<category><![CDATA[میدادمو]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاره]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میزدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میشهتا]]></category>
		<category><![CDATA[میکردبی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمبا]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردموقتی]]></category>
		<category><![CDATA[میکرده]]></category>
		<category><![CDATA[میکردو]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمونه]]></category>
		<category><![CDATA[میومدمن]]></category>
		<category><![CDATA[میومده]]></category>
		<category><![CDATA[نخوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[ندارممن]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتین]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[نگذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیارم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیلوفر]]></category>
		<category><![CDATA[‫هرچقدر]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[واسمون]]></category>
		<category><![CDATA[یکیمون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خلاصه همه مدل از مجرد فیلم سکسی و متاهل سکسی و غیر سکسیدر این بین با دختری به اسم نیلوفر آشنا شدم که بعدا فهمیدم اسمش این سکسی نبود ، اون هم به قول خودش شاه کس از شیطونیهام و حرف زدنم خوشش اومده بودمیشه گفت حدود دو هفته ای از رابطمون کونی گذشت و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خلاصه همه مدل از مجرد فیلم سکسی و متاهل سکسی و غیر سکسیدر</h2>
<p>این بین با دختری به اسم نیلوفر آشنا شدم که بعدا فهمیدم اسمش این سکسی نبود ، اون هم به قول</p>
<h3>خودش شاه کس از شیطونیهام و حرف زدنم خوشش اومده بودمیشه گفت</h3>
<p>حدود دو هفته ای از رابطمون کونی گذشت و رابطمون رو به گرم شدن بود ، جالب اینجا بود که بعد</p>
<h4>از جنده دو هفته متوجه شدم ما تقریبا به هم نزدیک</h4>
<p>هستیمطی صحبت ها و اس ام پستون اس بازی ها یه روز قرار شد یه جایی قرار بگذاریمو همدیگه رو ببینیمو</p>
<h5>خلاصه همدیگه کوس رو دیدیم و من ته دلم زیاد از</h5>
<p>قیافه اون خوشم نیومد اما به روم نیاوردم، دلم سوخت که دلشو بشکنم ، بهونه میاوردم و میگفتم تو دختر آرومی هستیو سکس داستان من خیلی شیطونم</p>
<h6>به هم شبه نیستیمو و برای اینکه یه ایران سکس جورایی بترسه</h6>
<p>ول کنه بره میگفتم شهوتمو نمیتونم کنترل کنمو این بهونه ها &#8230;..اون هم میگفت یکیمون باید شیطون باشه و یکیمون باید آروم باشه تا زندگی برای جفتمون قشنگ بشهقصدش فقط شوهر کردن بود و من هم موقعیت درستی برای ازدواج نداشتم، حالیش هم نمیشد تو کتشم نمیرفتخلاصه مدتی گذشت ، اون همش زنگ میزدو اس ام اس میدادتا اینکه یه روز حس کردم فهمیده بهش بی محلی میکنم دلشو به دریا زدهبه من گفت تو فکر کردی من جلوی تو کم میارم که اینقدر بهونه میاری ، ولی اشتباه کردی ، من هیچوقت جلوی تو کم نمیارم چه از نظر سکس و چه از نظر احساساز تن و بدن خودش تعریف میکرد، این حرفش خوب یادم مونده که میگفت باسن و رونهای سفیدمو ببینی دیوونه من میشی ، که واقعا هم اینطور شدتوی دلم دو تا احساس داشتم ، یکی اینکه حرفش منو به شهوت انداخته بود و دوم اینکه دوست نداشتم بیخود رابطمونو نزدیک کنمو سیریش تر بشهاما در نهایت شهوتم غلبه کرد یکم رابطمو باهاش سکسی تر کردم ، شاید این بخاطر این بود که تا حالا سکس نداشتم و شیطونیه خوابیدن با یه جنس مخالف توی ذهنم پر میکشیدمن 24 سال داشتم و به دلایلی ( یا خجالت و یا احساس گناه) تا اون سن با کسی نخوابیده بودم و خودمو کنترل کرده بودمنیلوفر هم یک سال از من بزرگتر بود و 25 سالش بودیه روز من برای استراحت مرخصی گرفته بودمبه نیلوفر گفتم نیلوفر خونمون خالیه ، اون هم بر خلاف چیزی که فکر میکردم استقبال کرد، گفت دوست داری سوتین چه رنگی ببندم برات؟لحظه به لحظه شهوت توی وجودم بیشتر میشدو یه جا قرار گذاشتیمو رفتم دنبالشتوی راه حس عجیبی داشتیم که اصلا در مورد سکس حرف نمیزدیم، شاید از هم خجالت میکشیدیمتا اینکه رسیدیم خونهتوی اتاق من روی تختم نشسته بود ، من کنارش نشسته بودمتوی چشماش نگاه کردم&#8230;. گفتم بیا بغلماون هم خودشو جمع کرد توی بغلمو لبهامون بی اختیار به هم گره خوردبا یه دستم سینه نرمشو گرفته بودم و با دست دیگم توی بغلم جمعش کرده بودمتپش قلبمون لحظه به لحظه تند تر میشدبه من گفت واستا لباسمو در بیارم راحت تر همدیگه رو بغل کنیم و مانتو و لباس ضخیمی که پوشیده بود رو در آوردروی تختم خوابوندمشو خودم هم در حالی که داشتم لباسام رو در میاوردم خوابیدم روش داشتیم به هم دست میکشیدیم لب بازی میکردیماز لبهاش لیس زدم و رفتم به سمت گردن و بعد لای سینه هاشسینه و تن نرمو سفیدش داشت با لیسیدنم داغ میشد، از شهوت داشتیم نفس نفس میزدیمچشمامون تو چشم هم خیره شده بود ،نوک سینش توی دهنم بود داشتم میمکیدم، نوک سینه های سایز هفتادش کاملا سیخ شده بود و منو بدجور حشری تر میکرددستمو کشیدم به تنش ، کردم توی شرتش از لای باسنش دستمو بردم به سمت پایین تا سوراخ کون و کوسش، احساس کردم تا انگشتم لای کوسش رفت خودشو خیس کرد توی دستمتحمل جفتمون تموم شده بود، شرت و شلوارشو با هم از تنش کشیدم بیرون و لخت روش خوابیدمتن داغمو روی تنش میمالیدمو کیرمو کشیدم لای کوسشدر حالی که داشتم سینه هاشو میخوردم اومدم پایین توی شکمششکمشو لیس زدم و به سمت پهلو هاش رفتمبا اینکه از شهوت داشتم میلرزیدم اما دوست داشتم حشری تر بکنمش ، جنونی توی وجودم اومده بود که دوست داشتم شهوتش رو بیشتر و بیشتر کنماز پشت بغلش کردم و در حالی که سینه هاش توی مشتم بود گردنش رو خوردمو لیس زدم اومدم تا لای کمرش، زبونمو انداختم لای کمرش لیس زدم اومدم پایین تا بالای چاک باسنشبالای چاک باسنش نفسمو به تنش میدادمو لیس میزدمآه و ناله های نیلوفر داشت به اوج خودش میرسید، توی دستش دستش داشت دستمو فشار میدادشروع کردم به خوردن رونهای سفیدو تپلشهمینطور میخوردمو آروم صورتم به کوسش نزدیک میشدهرچقدر نزدیکتر میشدم احساس میکردم داره شلتر میشهتا اینکه زبونمو انداختم لای کوسش کشیدم بالا تا سر کوسش ، انگار نفس تو سینش حبس شده بوداولین بار بود که کوس میلیسیدم ، حسابی خیس کرده بود ، کوسه ترشی داشت، با اینکه به زور داشتم تحمل میکردم اما به روی خودم نیاوردم تا از خوردنم لذت ببرهزبونمو همینطور لای کوسش بالا پایین میکردمو با چوچول سرخش بازی میکردمبا دستاش موهام رو گرفته بود ، از لذت عرق به تنش نشسته بودداشتم لذت بردنشو کاملا حس میکردموقتی چوچولشو لای لبهام ملچ مولوچ میکردم چشماش میرفت، حس خوبی داشتماز لای کوسش زبونمو کشیدم اومدم بالا تا لای سینه هاش و گردنشسر کیرمو بالا گرفتم و زیرشو چسبوندم لای لبهای کوسشخیسی کوسش کیرمو لیز کرده بود، کیرم داشت لای کوسش لیز میخوردتمام تنم روی تنش بود و، زیر وزنم نفسش بند اومده بود اما اون حالت هم لذت میردپاهاشو گرفت بالا گفت بکن توی سوراخم تحمل ندارممن جا خوردم، گفتم مگه پرده نداری؟ گفت دارم ارتجاعیهو با دستش کیرمو از بیخ گرفتنبض کیرم داشت توی دستش میزد، سر کیرمو گذاشت دم سوراخ خیسش ، بی اختیار حولش دادم لاشآه نرمی کشیدو کیرم آروم آروم داشت لای کوسش جا باز میکردبی اختیار داشتم توی کوسش کیرمو تکون میدادمواقعا دختر خیسو آبداری بود، آب شهوتش داشت قطره قطره روی کیرم میومدمن برگردوندمش رو بازوم خوابوندمش و اونم بی تحمل خودشو کشید روم نگذاشت کیرم از توی کوسش در بیادداشت روی کیرم بالا پایین میشداحساس میکردم هرچقدر توی کوسش میکوبم آبم نمیاد ، چون اولین سکسم بود احساسم به شهوتم داشت غلبه میکرد ، فقط دوست داشتم لذت بردنشو ببینم ، اون همینطور داشت روی من خیس میکردو لذت میبردتا اینکه در حالی که گردنشو میخوردم بی حال افتاد رومفهمیدم که شدهموهاشو نوازش کردم ، دست به کمرش کشیدم تا همونطوری توی بغلم آروم بگیرهچشمای خمارش همینطور خمارتر میشد ، داشت آروم توی گوشم زمزمه میکرد دوستت دارمطی چند دقیقه فهمیدم که از خستگی همونطوری که سرش روی شونم بود خوابش بردهتوی دلم احساس میکردم اگه الان از بغلم بره حتما احساس گناه میکنهگذشت و نیم ساعتی توی بغلم خوابش برد و بعد رفت حمامو با هم رفتیم که برسونمشجفتمون انگار نفهمیده بودیم چیکار کرده بودیم، یهویی شده بوداون و من برای اولین بار سکس کرده بودیمبعد از اون احساس گناه نگذاشت ازش جدا بشم و کم کم بهش دل بستماحساس میکردم اگه روزی چهار پنج بار صداشو نشنوم آروم نمیشمحاظر بودم هرکاری کنم که اون لذت ببرهسکس باعث شده بود خودمو متعلق بو اون بدونمتا اینکه یه روز بیرون بودم که بین پارک لاله و میدون انقلاب تهران دیدمشبا یه پسر دیگه بودنزدیک هم داشتن راه میرفتن ، از اونجایی که میدونستم برادری نداره فهمیدم که دوست پسرشه ، اما گفتم شاید فامیلشون باشه و به روی خودم نیاوردم تا از قضیه کاملا مطمئن بشمتا اون لحظه کسی با من چنین کاری رو نکرده بود، احساس بدی داشتم، دوست داشتم مرگش رو ببینم اما نبینم که داره به من پشت میکنهنگذاشتم بفهمه که دیدمشسرمو انداختم پایین از دیدش دور شدمو دنبال پسره رفتم بفهمم کیه و جریان از چه قرارهو چند روزی گذشت تا پسره رو شناختم و رفتم باهاش صحبت کردماون یه مرد سی ساله بود که به علت خیانت زنش طلاق گرفته بود و تنهاش گذاشته بودو اون هم فقط برای سکسو تفریح با دختر ها میگشتههر هفته با نیلوفر سکس میکرده ، به قول خودش از مدل سکس همدیگه خوششون میومده ، و من به خیال اینکه اولین نفر بودم که باهاش سکس کردم بهش اعتماد کرده بودمغافل از اینکه اون بعد از سکس با من به همون طریقی که با من دوست شده بوده با چندین نفر دیگه هم آشنا شده بود ، و با خیلیاشون هم سکس میکردهاین باعث شد من بعد از سکس اولم هروقت بخوام به سکس با کسی فکر کنم این داستان جلوی چشمم بیاد ، اولین سکسم تبدیل به آخرین سکسم هم شدتصمیم گرفتم دیگه با کسی غیر از شریک واقعی زندگیم سکس نکنم خب داستان سکس اولمو براتون گفتم و مونده درس زندگیمبعد از این جریان چند تا درس گرفتم ، حالا اگه دوست داشتین بهش عمل کنین ، اگه هم دوست نداشتین راه منو برین بعد که خوردین زمین زانوتون اوف شد شاید دلیل فهمیدین نتیجه اخلاقی: دختر مثل قند میمونه، اگه یه گوشش نم برداره تمامش نم میکشه غیر قابل مصرف میشه نتیجه اجتماعی:هر کسی که بهت داد از دو حالت خارج نیست، یا جندس یا اینکه جنده ای هستش که فعلا تورو دوستت داره نتیجه اقتصادی: پولتو خرجه همون جنده که بالا گفتم نکن، میره به ریشت هم میخنده نتیجه سیاسی فرهنگی: اصلا به احمدی نژاد ربطی نداره ما چه غلطی میکنیم که گشت ارشاد واسمون میذاره، دختره خیلی هم حجابشو رعایت میکردو این غلطا رو کرد</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%84%d9%88-%d8%b2%d9%88%d8%af-%d8%a7%d8%a8%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175007</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کس گایی لاکچری لب استخر</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%84%d8%a7%da%a9%da%86%d8%b1%db%8c-%d9%84%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%84%d8%a7%da%a9%da%86%d8%b1%db%8c-%d9%84%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 May 2019 06:19:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمون]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[بیش‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[پنجشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترشحاتش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[‫دقیقه]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامون‬]]></category>
		<category><![CDATA[لباساي]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهات]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدنم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیده]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[‫میداد]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[‫نشستم]]></category>
		<category><![CDATA[نشسته‬]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نیلوفر]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[كه بیست سالم بود‬ فیلم سکسی ‫یه دوستي داشتم به اسم نیلوفر &#8230; هر وقت كه میخواستیم بریم بیرون یكي از دوستاش رو به اسم سکسی رویا همراه‬ ‫خودش میاورد كه شاه کس من اونجا با رویا آشنا شدم و كم كم با رویا دوست شدم &#8230; و کونی با هم كم كم صمیمي شدیم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>كه بیست سالم بود‬ فیلم سکسی ‫یه دوستي داشتم به اسم</h2>
<p>نیلوفر &#8230; هر وقت كه میخواستیم بریم بیرون یكي از دوستاش رو به اسم سکسی رویا همراه‬ ‫خودش میاورد</p>
<h3>كه شاه کس من اونجا با رویا آشنا شدم و كم كم</h3>
<p>با رویا دوست شدم &#8230; و کونی با هم كم كم صمیمي شدیم و به‬ یه روز رویا اومده</p>
<h4>بود جنده خونه ما و تو اتاقمون داشتیم حرف میزدیم كه</h4>
<p>مادرم اومد و‬ ‫گفت كه میخواد پستون بره بیرون &#8230; وقتي كه رفت رویا به من گفت كه فیلم</p>
<h5>نگاه میكني کوس ؟ منم گفتم آره &#8230; وقتي فیلم‬ ‫رو</h5>
<p>گزاشت دیدم كه یه فیلم سوپره &#8230; من اولش خوشم نیومد و میخواستم خاموش كنم ولي رویا نزاشت و منم‬ ‫نشستم سکس داستان نگا كنم و</p>
<h6>كم كم خوشم اومد و تا آخرش ایران سکس رو دیدم</h6>
<p>&#8230; وقتي كه تموم شد رویا به من گفت میخواي با هم لز‬ ‫داشته باشیم ؟ گفتم یعني چي ؟ و رویا واسم توضیح داد كه لز چي هستش و پرسید حالا میخواي ؟ &#8230; گفتم نه‬ ‫بزا واسه یه روز دیگه مادرم الان میاد و قرار شد یه روز كه خونه ما خالي شد بهش بگم &#8230; هفته بعد پنجشنبه‬ ‫خونه ما خالي شد و من هم به رویا زنگ زدم كه بیاد و رویا بعد از بیست دقیقه اومد &#8230; در رو باز كردم و‬ ‫رویا اومد داخل و روي مبل نشست &#8230; با هم یكم حرف زدیم و ازش پذیرایي كردم … بعد از نیم ساعت رویا‬ ‫گفت شرو كنیم ؟ منم گفتم كه آره و با هم رفتیم تو اتاق خواب و رویا گفت كه لباسهات رو در بیار و خودش هم‬ ‫شرو كرد لباساي خودش رو در آوردن &#8230; من فقط شرت و سوتین داشتم و رویا هم همینطور &#8230; رویا اومد جلو‬ ‫و سوتین منو در آورد و منم مال اونو باز كردم &#8230; یكم كه سینه هام رو مالید رفت سوراغ شرتم و اونو در‬ ‫آورد و گفت این چیه ؟ (آخه كلي مو داشت) گفتم چیه؟ گفت اینجوري نمیشه بریم حموم تمیزش كنم و شرتش‬ ‫رو در آورد &#8230; وقتي كسش رو دیدم خیلي كیف كردم &#8230; سفید و بدون حتي یدونه مو &#8230; رفتیم حموم و به من‬ ‫گفت كه اطراف كست رو خیس كن و منم با آب گرم كسم رو خیس كردم &#8230; گفت بشین روي زمین و منم‬ ‫نشستم … رویا یه تیغ و صابون برداشت و كسم رو كفي كرد و با تیغ موهاش رو زد و معلوم بود خیلي ماهره‬ ‫&#8230; و بعد از اون دور سوراخ كونم رو زد و بعد از اون زیر بغل هام رو زد &#8230; و بهم گفت خودت رو بشور و‬ ‫بیا بیرون و خودش رفت بیرون و منم یه دوش گرفتم و رفتم بیرون &#8230; رو تخت نشسته بود و منم خودم رو‬ ‫خشك كردم و رفتم پیش رویا نشستم رویا پاهام رو باز كرد و كسم رو نگا كرد و آروم روش دست كشید و‬ ‫گفت به به حالا شد &#8230; یه نگاه به كسم انداختم &#8230; خیلس خوشكل شده بود . خودم كلي كیف كردم &#8230; دستش رو‬ ‫گذاشت روي پام و یكمي نوازش كرد و منو خوابوند روي تخت و ازم لب گرفت و حسابي همدیگه رو بوسیدیم‬ &#8230; بعد سینه هام رو مالید و شرو كرد به خوردن سینه هام &#8230; اون موقع یه حالي شده بودم كه خیلي خوب بود‬ ‫&#8230; سینه هام رو میمالید و میخورد &#8230; بعد رفت سوراغ كسم و هي میمالید و فشار میداد كم كم داخل دلم داشت‬ ‫یه جوري میشد &#8230; بعد شرو كرد به خوردن كسم و یه كم كه كسم رو خورد به نفس نفس افتادم و اونهم هي‬ ‫میمالید و میخورد &#8230; و من اون موقع دیگه حال خودم رو نمي فهمیدم و آه و ناله میكردم &#8230; وقتي كسم رو‬ ‫زبون میزد خیلي حال میداد &#8230; با یه دستش كسم رو میمالید و با یه دست دیگش سینه هام رو &#8230; سینه هام عین‬ سنگ شده بودن &#8230; بعد از ۱۰ دقیقه كه میمالید و میخورد من یهویي بدنم گرم شد و احساس كردم توي دلم‬ ‫یهویي خالي شد و رویا گفت ترشهاتت داره میاد &#8230; و با دست مال كسم رو پاك كرد &#8230; من همینجور بي حال‬ ‫افتاده بودم و میخواستم بلند شم ولي نتونستم اما حس خوبي داشتم و احساس راحتي میكردم &#8230; رویا هم كنارم‬ ‫نشسته بود و سینه هام رو میمالید &#8230; بعد از ۱۰ دقیقه حالم اومد سر جاش &#8230; بد جور عرق كرده بودم &#8230; ازم‬ ‫پرسید حالت جا اومد ؟منم گفتم آره &#8230; گفت حالا تو باید منو ارضا كني &#8230; گفتم بزا واسه یه روز دیگه ولي اون‬ ‫قبول نكرد و گفت همین هالا &#8230; منم مجبور شدم و قبول كردم &#8230; ولي قبلش رفتم دستشویي و جیش كردم و‬ ‫وقتي برگشتم دیدم رو تخت دراز كشیده و من هم رفتم سراغ سینه هاش و شرو كردم مالیدن و با سینه هاش‬ ‫بازي كردم &#8230; حسابي براش میمالیدم &#8230; رویا گفت كه تا حالا كسي اینجوري واسم نمالیده كه حال كنم مثل اینكه‬ ‫به كارت واردي ها &#8230; منم شرو كردم سینه هاش رو خوردن و نوك سینشو مك میزدم &#8230; رویا سینه هاي تپلي‬ ‫داره &#8230; بعد رفتم سراغ كسش و كسش رو مي میلیدم &#8230; اولش نمیخواستم كسش رو بخورم &#8230; ولي با اصرار‬ ‫رویا مجبور شدم بخورم &#8230; اصلا دوست نداشتم بخورم &#8230; اول با نوك زبونم یكم لیس زدم &#8230; دیدم بدك نیست و‬ ‫حال میده &#8230; منم كم كم خوشم میومد و بیشتر میخوردم و لیس میزدم و سرعت خوردن و لیسیدنم رو بیشتر‬ ‫میكردم &#8230; رویا چشماش رو بسته بود و آه و ناله میكرد و میگفت بخور &#8230; بمال &#8230; تند تر و از این حرفها &#8230;‬ ‫از بس مالیده بودم كسش سرخ شده بود &#8230; حدود ۱۵ دقیقه میمالیدم و میخوردم كه دیدم ترشحاتش داره میاد منم‬ ‫همینطور مالیدم &#8230; حسابي خالي شده بود &#8230; منم با دست ترشحاتش رو به بدنش میمالیدم &#8230; یه ۵ دقیقه‬ بعد بلند شد و منو بوسید و گفت تا حالا اینجوري ارضا نشده بودم &#8230;‬ ‫بعدش به من گفت كه روي شكم دراز بكشم &#8230; گفتم چیكار میخواهي بكني ؟ گفت كاري نمیخوام بكنم &#8230;‬ ‫منم رو شكمم خوابیدم &#8230; از كیفش یه قوطي ژل آورد و به من گفت كونت رو بده بالا &#8230; من اولش نمي خواستم‬ ‫ولي اینقدر اصرار كرد كه من راضي شدم و كونم رو بالا آوردم و رویا یه كم به سوراخ كونم ژل زد و با‬ ‫انگشت به سوراخم میمالید و بعد انگشتش رو كرد تو &#8230; اولش یكم درد داشت ولي زود خوب شد و هال میداد‬ ‫&#8230; انگشتش رو تو كونم عقب جولو میكرد &#8230; خیلي هال میداد بعد یهو با دو تا انگشت كرد تو كونم &#8230; منم جیق‬ ‫كشیدم &#8230; رویا گفت الان عادت میكني &#8230; كونم باز شده بود و خیلي هم لیز شده بود و درد نداشت &#8230; وقتي‬ ‫عقب جلو میكرد من هال میكردم &#8230; بعد از دو سه دقیقه گفت كه میخوام سه تا انگشتم رو بكنم تو &#8230; من ترسیدم‬ ‫و گفتم نه &#8230; گفت درد نداره و به سه تا از انگشتاش ژل مالید و كرد تو كونم &#8230; اولش خیلي سوزش داشت &#8230;‬ ‫ولي بعدش خیلي هال میداد &#8230; حس میكردم كونم حسابي باز شده &#8230; بعد از 5 دقیقه این كار رو هم تموم كرد و‬ ‫رفت انگشتاش رو شست و برگشت &#8230; گفت امروز خیلي روز خوبي بود &#8230; و همدیگه رو بوسیدیم و لباسامون‬ رو پوشیدیم‬ .		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%84%d8%a7%da%a9%da%86%d8%b1%db%8c-%d9%84%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173835</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.006 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-11 03:37:37 by W3 Total Cache
-->