<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>مالوندن،گی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%85%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af%d9%86%d8%8c%da%af%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 22 May 2024 17:59:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>مالوندن،گی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>من و آخوند کونی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d9%86-%d9%88-%d8%a2%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%af-%da%a9%d9%88%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d9%86-%d9%88-%d8%a2%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%af-%da%a9%d9%88%d9%86%db%8c/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 Jul 2018 17:43:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن،گی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=150825</guid>

					<description><![CDATA[من جوابم و18سالمه و بچه بابلسرم این داستان واس 4 21هستش ک وقتی داشتم میرفتم سالن واس فوتسال توراه ی ماشین کنارم واستاد و گفت سلام ومنم سلام کردم سوال کرد اطراف دریا نداره گفتم داره گفت بیاباهم بریم گفتم فوتسال چی گفت زود برمیگردیم قبول کردم و رفتیم باهم وقتی ب ساحل رسیدیم سریع [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>من جوابم و18سالمه و بچه بابلسرم این داستان واس 4 21هستش ک وقتی داشتم میرفتم سالن واس فوتسال توراه ی ماشین کنارم واستاد و گفت سلام ومنم سلام کردم سوال کرد اطراف دریا نداره گفتم داره گفت بیاباهم بریم گفتم فوتسال چی گفت زود برمیگردیم قبول کردم و رفتیم باهم وقتی ب ساحل رسیدیم سریع رفتیم لا درختای توساحل بعد اون خوابید و گفت قلنجای پشتم بگیر وگفتم باشه حاج اقا شروع کردم بعد 5دقیقه گفت بیارو باسنم بشین راحتتربگیربرام منم نشستم وقلنجش میگرفتم ک کیرم ب کونش میخوردو کیرم تحریک میشد بعدش یکم شلوارش کشید پایین تا نصفه کونش معلوم بود وگفت واسم مالشش بده خیلی خسته شدم گفتم باشه وبادوتادستام چنگش میزدم ی کون سفیدو تیغ کرده سفیده سفید بعد گفت مراقب اطراف هستی گفتم اره پاشد ورفت پشت درخت و گفت من اینارو واسه تحقیق میخوام درباره شهوت دارم تحقیق میکنم منم گفتم باشه و شلوارش را حاجی تا رو ساق کشید پایین پشت درخت ومن مراقب اطراف بودم بعد گفت درش بیار ودرش اوردم و واسم بادست یکم مالوند بعد گذاشت دم سوراخش وگفت بکن ومن دوبارعقب وجلو کردم ک دیدم اب دهن ریخته کف دستش و زد دم سوراخت بعد گفت بکن تو منم کمرش گرفتم و سرش رابافشارکردم تو کونش ک ی اوف گفت و بعد گفت بسه و شلوارش کشید بالا و گفت کیرت خیلی بزرگه و باهات تناسب نداره اخه 16سانته وکلفت بعد رفتیم تو ماشین و چون داشت فوتسال دیرمیشد سریع راه افتادیم توراه گفت فقط واس تحقیق بود و ن چیزدیگه ای و ازم قول گرفت ب کسی نگم ولی الان ب شما گفتم درکل من رسوند دم سالن و خداحافظی کردیم و رفت حالاخودمونیم ترسید وبهم کون نداد ونصفه کاره شلوارش کشید بالا مرسی ک خوندید قربانتون ببخشید ک اگ سکس نداشت زیاد اخه این اتفاق واس خودم عجیب بود وب این علت واس شمانوشتم قسم نباید بخورم اما ب خدا حقیقت نوشتم شاید خلاصه کردم اما ی کلمه دروغ ننوشتم کسکش و خواهرکسده باشم اگ دروغ گفته باشم ب خدا راستش نوشتم بای دوستان دوست شما جواد</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d9%86-%d9%88-%d8%a2%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%af-%da%a9%d9%88%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">150825</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کون دادن من به مهماندار هتل</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%87%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d8%aa%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%87%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d8%aa%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 Jul 2018 17:43:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن،گی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=150810</guid>

					<description><![CDATA[سلام دوستان شاید از تیتر داستان متوجه شدید که میخوام چه داستانی رو براتون تعریف کنم من 30 سال دارم و از یکی از شهرهای شمالغرب هستم اوایل تیر 91 نزدیک دو هفته پیش برای کار اداری رفته بودم اهواز و در هتل اهواز در 32 متری یک اتاق گرفته بودم و دو شب اونجا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دوستان شاید از تیتر داستان متوجه شدید که میخوام چه داستانی رو براتون تعریف کنم من 30 سال دارم و از یکی از شهرهای شمالغرب هستم اوایل تیر 91 نزدیک دو هفته پیش برای کار اداری رفته بودم اهواز و در هتل اهواز در 32 متری یک اتاق گرفته بودم و دو شب اونجا بودم این خاطره مربوط به شب دوم حضور من در اهواز و اون هتل هستش کمی درباره خودم بگم که من بدن سبزه و کاملا بی مو دارم شاید باور نکنید اگه بخواهید از زیر گردن تا لب کونم از پشت بدنم دنبال مو بگردید شاید نزدیک 5 یا 6 تا مو پیدا میکنید که اونا هم دوره سوراخ کونم هستن کونم نه گندست و نه تخت کاملا مثل یک دختر اندامی کون دارم تا حالا با همجنس نخوابیده بودم و راستش بدم هم نمیومد حالا نمیتونستم حسم رو توجیح کنم که میخوام حال بدم بی یا حال کنم تی بریم سر داستان کل دو شب رو که هتل بودم رو بعلت نداشتن لباس راحتی مجبور بودم با شورت بخوابم شب دوم که تازه از خیابون و ساندویچ خوری رسیدم هتل میخواستم یه راست برم دوش بگیرم چون به گرمای اهواز عادت نداشنتم و شدید اذیت میشدم بعد از دوش گرفتنم آقای ریجیستر اونیکه پشت پیشخوان وایمسته اومد در زد منم بخاطر اینکه با شورت بودم فقط سرم را از سمت در دادم بیرون تا زشت نشه گفت برای گرفتن سینی اومده یه لحظه هم تعجب کردم که با وجود این همه کارگر خدماتی چرا این اومده و کمی هم خواستم اذیتش کنم در حالی که میخواستم برکردم و سینی رو بردارم در یک چشم به هم زدن با یک دستم لبه های شرتم رو دادم تو تا شورتم باریک بشه و اندامم بیشتر بزنه بیرون و با دست دیگم در رو باز کردم و رفتم سر میز و دولا شدم و با ادا سینی رو برداشتم و دادم بهش اونو میگید مثل گاو اصلا نه به من نگاه کرد و نه به باسنم باسنی با این فرم و زیبایی خلاصه رفت و من هم بلافاصله یادم رفت چون واقعا بخاطر اذیت اینکار رو کردم نه هدف دیگه تقریبا نیم ساعت نشده بود که در زدند باز هم به حالتی که فقط سرم بیرون بمونه درو باز کردم و دیدم یه مرده حدود 45 تا 50 ساله موهاش جو گندمی و با کمس شکم البته قدش نه کوتاه بود و نه بلند کاملا به اندازه که یه لحظه احساس کردم اصلا نمیشناسمش گفتم بله بفرمایید گفت شما تنها هستین گفتم بله گفت منم تنهام میتونم بیام داخل گفتم بله اما اجازه بدید لباس بپوشم بعد گفت نمیخواد راحت باش درو که شل کردم زود اومد تو نشست روی تخت و چشمش افتاد به تلویزیون منم واقعا دیگه نمیدونستم چیکار کنم گفت نمیخواهید بشینید واقعا نمیدونستم بهش بگم پررو یا راحت خواستم که بشینم پیشش گفتم زشته من لباس تنم نیست گفت لخت که نیستی گفتم شما به این وضع میگید لخت نبودن نشسته بودم و میدیم چشمش به پاهامه البته پاهام کمی مو داره خیلی راحت بحثمون به بحث اصلی کشیده شد ادامه داد من قبلا هم شما رو اینجوری دیدم شاخ در اوردم گفتم کی گفت وقتی داشتید با آقای ایکس اسم اون آقا رو گفت که اصلا یادم نیست صحبت میکردید و یه لحظه اومدید به داخل اتاق با دستش به میز اشاره کرد گفت من اتاق روبرویی بودم و داشتم در باز میکردم برم لابی دوزاریم افتاد که چرا اومده منم نه تفره رفتم و نه ناز کردم گفتم اگه نمیدیدید مهمون نمیومدید گفت نمیدیدم که نمیومدم اما حالا که دیدم گفتم از دست ندم با خنده پرسیدم چی رو از دست ندید گفت تو رو دیگه باز هم با خنده حرف زدم آخه حرفم طوری بود که اگه جدی میگفتم پا میشد بره لبخند زدم و گفتم حالا کجای من نوششته که من اونکاره هستم فقط چون شورت تنم بود گفت نه اما من میدونم بیام سراغ کی هم نازی و هم اندام ناز داری خیلی راحت داشت حرف میزد و سرم شیره میمالید بهش گفتم خیال نکن با این حرفا نرم میشم اما بی میل نیستم پس بدون تعریف تو خرم نمیکنه گفت میلت چی میخواد احساس و خواستی که همیشه داشتم و دارم رو بهش گفتم و خواستم به اون ذهنیتی که از همجنس بازی داشتم برسم خیلی راحت و بدون دلهره گفتم دوست دارم احساس کنی زن هستم بغیر از کردن و لب هر کاری خواستی بکن گفت دیگه چی موند گفتم اگه اهلش باشی میدنی خیلی چیزا مونده دست کشید به روی پام منم سرم رو انداختم پایین واقعا نمیدونم یه مرد سن بزرگتر از خود ادم چنین لذتی میده یا بار اول بودن خلاصه از همون لحظه برخورد نوک انگشتش به پام همچین لذتی به وجودم اومد که وصف نمیشه بلافاصله سرش رو اورد جلو و رفت به سمت گوم خیلی حرفه ای و قشنگ زیر گوشم و گردن رو خورد به حدی لذت بخش بود که داشتم سرم رو میچرخوندم که اون یکی سمت رو هم بخوره ولی ادامه نداد و از بازوهام گرفت و من خوابون روی تخت و دو دکمه بالایی پیراهنش رو باز کرد و از سرش کشید بیرون بعد زیر پوشش رو که رکابی بود در اورد منم خ واستم کم نیارم زیر پوشم رو در اوردم حالا من فقط با یک شورت بودم و اون با شلوار روی سینه هاش و شکمش مو داشت وقتی خواید روم هم داغی بدنش و هم برخورد موهای سینه و شکمش لذدتم رو 100 برابر کرد یه لحظه خجالت کشیدم که توی اسن سن دارم از استفاده یک مرد سن بالا لذت میبرم اما با خوردن زیر چانه و گردنم دیگه برگشتم به اوج همچین ناز و قشنگ تا نافم جلو رفت که دلم میخواست این لذت هم تکرار بشه و هم تموم نشه اصلا داشتم آه آه میکردم و خبر نداشتم اصلا به شورت و کیرو کونم دست نزده بود که پاشد شلوارش رو درآورد دیدم یه شورت مشکی پوشیده ککه کیرش با اندامی کوچیک از زیر شورت داره خودنتمایی میکنه اما معلوم بود که راسته راسته و کوچیک کمی پایین تر خوابید طوری که سرش به طرف شورتم باشه شروع کرد با زبونش دور شورتم رو لیس زدن و هی انتظار داشتم کیرم رو از رو شورت بگیره و نمیگیرفت تا اینکه شورتم رو درآورد و پاشد شورت خودش رو هم درآورد و شصت و نه شد اون داشت کیر منو میخورد و کیرش جلوی چشم بود اصلا نمیتونستم کیرش رو بخورم کمی با لحن اعتراض کفت که بخور دیگه گفتنم باور داری باره اولمه لبخند زد و برگشت از لبخندش احساس کردم حرفم رو باور نکرد خوابید و گفت مثل من برو پایین رفتم پایین و یه لحظه تصمیم گرفتم کامل بگیرم توی دهنم بد بود اما نمیدونم چرا ادامه دادم با ادامه دادن احساس کردم بد نیست بالاخره خوردم و لیس زدم و لذت هم بردم پاشد و منو برگردون و خودش رفت پشتم گفت مطمئنی نمیخوای بزارم تو گفتم ک نه باور کن بار اولمه با گذاشتن کیرش دم سوراخم احساس کردم میخواد بده تو ولی دیدم لا پایی داد لاپایی دادنش بهم اون لذتی رو نداد که اول سکس میداد اما چون میدونستم به اون لذت میده تکون نخوردم تا و آبش امود و رو ریخت روی کونم خیلی هم داغ بود از جام تکون نخوردم که دیدم داره لباس میپوشه گفت فردا کی هستی گفتم فردا شب میرم گفت ساعت چند گفتم شب نیستم سر شب میرم دیگه چیزی نپرسید و رفت کمی دراز کشیدم و پاشدم برم کونم رو بشورم که آبش کمی ریخت روی تخت هر چند سنم زیاده اما باور کنید بهترین لذت رو بردم بهترین خاطره ام بود و تا حالا هم با هنجنس نبودم و خیلی دلم میخواد باز پیداش کنم نمیدونم اون هم ناشی بود که نه اسمم رو پرسید و نه شمارمو گرفت یا از دوستان آقای ایکس بود و با تعریف آقای ایکس اومد و رفت و شمارمم میتونه از فرم برداره یا یا یا یا خلاصه اگه شماره منو هم داره فعلا که خبری ازش نشده من هم نه موقع اومدن و نه موقع برگشتنش ندیدم کجا رفت فرداش هم ندیدمش لذتش به حدی بود که همیشه توی ذهنمه اگه اشتباه انشاء و املایی داشتم منو ببخشید و اگه هم میخواهید فحش بدید بی انصاف هستید و هر که فحش بده دقیقا همون فحش به خودش برگرده چون من حقیقت رو نوشتم نوشته</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%87%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d8%aa%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">150810</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کون کردن باور نکردنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 Jul 2018 17:43:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن،گی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=150804</guid>

					<description><![CDATA[این خاطره ای است که دوروز قبل پنجشنبه برایم رخ داد که هنوزم تو کف اون سکس هستم ماجرای آن عجیب و باورنکردنی هست البته به گمانم چون فاز سکسی داشت و این فاز رو از آیس بوجود میاد برای سوار شدن کنار خیابون آمدم و ساعت نزدیک یک بعدظهر بود که هوا خیلی گرم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>این خاطره ای است که دوروز قبل پنجشنبه برایم رخ داد که هنوزم تو کف اون سکس هستم ماجرای آن عجیب و باورنکردنی هست البته به گمانم چون فاز سکسی داشت و این فاز رو از آیس بوجود میاد برای سوار شدن کنار خیابون آمدم و ساعت نزدیک یک بعدظهر بود که هوا خیلی گرم بود یک سواری مگان اسپرت و شیک بوقی زد و کنارم توقف کرد و سرمو خم کردم که گفت بیا بالا و چون همسن و سال خودم بود و از نظر بدنی من سرتر بودم در سمت شاگرد رو باز کردم وسوار شدم و گفت خیلی ناز میکنی و متلکی انداخت و سرشوخی رو باز کرد و کولر ماشین هم لذت بخش بود و هم اینکه سیگارم ته کشیده بود و راننده کمی شیشه خودشو باز کرده بود و سیگارشو میکشید و منم اجازه گرفتم و یکی روشن کردم و موزیک خارجی هم با صدای کمی پخش میشد که من بهش گفتم اگر جای شما بودم کوس سوار میکردم و اونم خنده ای کرد وجواب داد خوب اگر دلت کون میخواست بازم کوس سوار میکردی و من احساس کردم نظرش من کون باشم و برای اینکه ضد حال زده باشم و توپرش خورده باشه گفتم اگر منوبرای کون سوار کردی باید بگم کونت رو باختی واون گفت اگر کیرت بیارزه کونم میدم و تورو هم برای همین سوارت کردم چون بعد میخواره اهل خواروندن هستی یا برم سراغ کسی دیگه پرسیدم چی مصرف کردی که گفت آیس و فاز سکسیش که میگیره کونم ویزویز میکنه الانم مکان دارم هستی اگر جواب نه میدادم پیش خودش فکر میکرد ترسیدم وگفتم مکانت امنه یا اینکه گفت باغه خالی و نگهبانش در رو باز میکنه و داخل که شدیم میبنده و کاری با ما دیگه نداره ومیریم داخل ویلا درشم از تو میبندیم بار اولم نیست و هرچی تو اینکاره باشی و حال بدی حال میکنیم و بعد هم میزنیم بیرون قیافه اش بد نبود و جذابیتی هم داشت رنگش سبزه وهات سکسی بود و همانطور که گفته بود نگهبان در رو باز کرد و بعد بست و ماهم داخل ویلا شدیم و در رو از تو قفلش کردیم کولر روشن کرد و سمت مبلمان و کاناپه رفتیم و نشستیم و اونم لب تابش رو از کیف درآورد زد به برق و بعد صدای اونو کم کرد و گذاشت سی چهل تا کلیپ های گی یا همجنس بازی سکسی و بعد هم پرسید آیس هستی یا ویسکی و من ترسیدم داخل ویسکی قرصی چیزی ریخته باشه و در ضمن خودم هم آیس کشیده بودم و مدتی قبل و گفتم آیس و وسایلشو درآورد و کامی اول گرفت و بعد من نیم ساعتی کشیدم و نیم ساعت دوم رو دوسه تا دوسه تا میکشیدیم و بعد سیگار کشیدیم و رفتم توالت و برگشتم و دیدم دوتا متکا وبالش و لحافی رو زمین انداخته بود کنار مبل ها و صدای موزیک خارجی رو کمی زیاد کرده بود و لخت با شورت منتظرم بود که منم با دیدن بدن بدون مو و تمیزش حشری شدم و کاملا درآوردم ولخت کامل و اون بادیدن آلت و خوایه هام سوتی با دهنش کشید و فکر کنم خوشش آمده بود تخم هام دراز و کشیده مثل لوستر و آلتم هم هفده سانت شاید هجده و نیمه کلفت که مثل آلت دوستم بود و تنها کمی شاید مال من دراز تر بود و جلوی اون ایستادم و رومبل نشسته بود و دستشو آورد و گرفتش و با نوک زبونش سر کلاهکشو لیس زد که همچین لذتی رو از خوردن هیچکسی تجربه نکرده بودم و بعد دهانشو باز کرد آلتمو داخل دهانش برد و مشغول ساک زدن شد و اگر بگم هزارتا کوس هم مثل اون نمیخوردند اقرار نکردم و سفت ومحکم میخورد و تا جایی که میتونست داخل دهانش میبرد و گاهی خسته میشد با زبونش لیس میزد کمی هم تخم هامو خورد و من که حسابی حال میکردم کمی رشو تو دستانم گرفتم و تلمبه میزدم تو دهنش و اونم لباشو دورکیرم سفت گرفته بود و کاندومی خاردار روکیرم انداخت و داخلش هم روغن بی حسی داشت و منم شورتشو در آوردم و با کمی کرم خودش چرب کرد و گفت من به محض حال کردنم آب کونم میاد و با روغن کونم باعث میشه لذت کمتر بشه چون روان تر میشه و کمی هم سرکاندوم رو چرب کردم و اونو که هردوپاشو باز کرده بود و بالا گرفته بود ولب مبل هم بود خیلی وارد بود و منم سرشو با کمی فشار فرو کردم تو وبعد درآوردم کمی تف سرش مالیدم و دوباره فرو کردم سرشو تو اینبار کمی بهتر شد و تا وسط هاش بردم و آرام عقب و جلو کردم و کم کم روان تر شد و صدای آه و اوه وآی و وای جون بکن و بیشتر بکن وااااااااای جون آخ بکن آی همه اینهارو اون میگفت و منم از کون تمیزش خوشم آمده بود ومهمتراینکه همه پشم وموهای حتی سوراخشو زده بود که مثل بدن دخترا شده بود و مدتی گذشت مدل روشکم و روی لحاف که پهن کرده بود و زیر شکمش متکا گذاشت و منم خوابیدم روی اون و تند تند ضربه میزدم و هردومون از سکس لذت میبردیم و احساس کردم که آبم داره میاد و تا لحظه آخرش کردم و کشیدم بیرون و کاندوم رو در آوردم و سرشو روی سوراخش گذاشتم و آبمو با فشار ریختم روی سوراخشو ولپ کونش و بغلی شد و با دستمال دوسه تا خودشو تمیز کرد و یک لیوان آب خوردم و گفتم دوش اینجا ردیف هست دوشی بگیریم وبریم و اون پرسید نمیکنی و من گفتم بریم تو حموم و رفتیم زیر دوش و آب گرم باز و کف حموم هم گرم ودل چسب و زیر دوش رفتم و اونم آمد و ازم خواست که دهنشو هرطور که میشه بگایم و منم کمی که داشت میخورد یهو فشاری به آلتم آوردم و موقعیت خوردنش رو ازدست داد و آلتم داخل حلقش شد و هیچ کاری نمیتونست بکنه تسلیم تسلیم بود و من سرشو تو دستانم گرفتم و روی اون که زیر آلتم و سرش رو کاشی حموم بود و من ده دقیقه فقط تلمبه میزدم و نگاهی به او انداختم و گفتم بسه میخوام کونت رو بگایم و درآوردمش بیرون و اون دوسه بار سرفه کرد و کاندوم گذاشتم و مدل سگی نشوندمش و کردم داخل و تند تند تلمبه میزدم که خیلی زود اونم شروع به آاه و اوی کردن اینبار با صدای بلندتری که منو حشری تر میکرد حسابی داشت حال میکرد و کاندوم رو درآوردم و گفتم برام بخوره که دهنش ولب وزبونش بیحس شد و بدون کاندوم مدل آخر و گاییده شدنش که خودش گفت تاحالا کسی اینکارو نکرده بود هم دهنشو گاییدم و هم تومدل آخرم و پاهای اون رو سرشونه هام گذاشتم و روبدنش بعد از اینکه آلتمو کردم داخل سوراخش دستانمو زیر سرشونه هاشو گردنش به هم زنجیر کردم و روی کمرش فشار دادم و قوس برداشته بود تمام آلتم داخل بود و نوکش به ته سوراخش خورده بود و تو همون مدل تلمبه میزدم که کمی کج کردم و حالا پاهامو کفشو بدیوار گذاشتمو تلمبه میزدم و بعد از کمی قوس کمرشو بیشتر کردم و هم فشار به کمرشو پشتش وهم آلتم که تا انتهای سوراخش میخورد واز درد آخ میگفت و تکونی هم میخورد و سعی کردم و بسختی همون مدل بلند شدم و پشتشو بدیوار چسبوندم و تند تر از قبل ضربه میزدم که احساس کردم داره آبم میاد و کشیدم بیرون و نشست جلوی پاهام و سرشو برد تو دهانش آلتمو که توسوراخش بود رو داخل دهنش برد و برام یکی دوبار جلو وعقب کرد و منم با دستم تکون تکون دادم و با فشار پاشیدم تو دهنش و روی دهنشو صورتش و برام با دستش کمک کرد و خالی شد و دوش گرفتیم من خسته وبی رمق عوضش اون سرحال و با نشاط شده بود و موقع پوشیدن لباس هامون گفت تاحالا کسی اینطور حال نداده بود و بهتره بگم منو نگاییده بود و منو تا نزدیک خونه رسوند و شماره همراه گرفت و گفت هفته بعد تماس میگیرم و من بعد از رسیدنم توخونه کمی غذا خوردم و رفتم و مثل جنازه خوابیدم پایان نوشته</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">150804</post-id>	</item>
		<item>
		<title>از کجا فهمیدم که گی هستم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%ac%d8%a7-%d9%81%d9%87%d9%85%db%8c%d8%af%d9%85-%da%a9%d9%87-%da%af%db%8c-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%ac%d8%a7-%d9%81%d9%87%d9%85%db%8c%d8%af%d9%85-%da%a9%d9%87-%da%af%db%8c-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 Jul 2018 17:43:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن،گی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=150764</guid>

					<description><![CDATA[این داستان دقیقا سال 89 و فروردین ماه اتفاق افتاد که یک روز یکی از دوستام به اسم رضا ازم خواست که کامپیوترش رو تعمیر کنم و منم پذیرفتم اون روز هس گی تو وجود من بیشتر از روزای دیگه بود با وجود اینکه صبح یه خواب گی دیده بودم ولی باز هم همچین حسی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>این داستان دقیقا سال 89 و فروردین ماه اتفاق افتاد که یک روز یکی از دوستام به اسم رضا ازم خواست که کامپیوترش رو تعمیر کنم و منم پذیرفتم اون روز هس گی تو وجود من بیشتر از روزای دیگه بود با وجود اینکه صبح یه خواب گی دیده بودم ولی باز هم همچین حسی داشتم که ساعت بعد از ظهر رضا زنگ زد که برنت من از اسمم صرف نظر می کنم نمیدونم چرا کامپیوترم روشن نمیشه وقت داری یه نگاهی بهش بندازی گفتم باشه رفتم خونشون دیدم فقط خودش و داداش بزرگ ترش که 7 سال ازش بزرگ تر بود اونجاست سیستمش رو باز کردم و یه کم معطل کردم که داداشش بره و بعد به رضا گفتم که نیاز به نصب ویندوز داره و اون هم قبول کرد در حین نصب ویندوز بود که حشرم زد بالا و در مورد مسائل سکسی و عکسای سکسی و خلاصه از این چیزا ازش پرسیدم تا بفهمم اونم مثل من گی دوست داره یا نه که سریع جوابم گرفتم جواب آری بود فقط می ترسید که تو محل برامون بد بشه سریع پس از اینکه کامپیوترش درست شد و داداشش رفت و خونه خالی موند فرصت غنیمت نشمردم و گفتم کیری که واسه رفیقش راست شه رو باید برید و اونم گفت آره و منم گفتم معلومه که یوهو دیدم هس گی تو وجودش موج میزنه ازش پرسیدم رضا تو مدرسه با دوستات گی داشتی گفت آره یه بار گفتم حالا با دوست قدیمیت چی گفت نه با تو نه گفتم چرا گفت میترسم کل محل با خبر بشن گفتم نترس نمیشن گفت باشه قول میدی به کسی نگی گفتم خره آدم مگه ون دادن خودش به کسی میگه که آبرو ریزی بشه واقعا که خری گفت آره راست میگی گفتم برای اینکه دهن جفتمون باز نشه به صورت ورستال سکس میکنیم گفت چی چی این دیگه چیه گفتم دو طرفه چون میترسم دهن تو باز بشه گفت باشه قبوله اول تو بکن بعدش من گفتم باشه کاملا لباسامون در اوردیم و شروع کردیم به لب گرفتن از هم وای چقدر گرم شده بودیم و لیس زدن همدیگه من لب و گردن اون لیس میزدم و اون لب و گردن من حدود 10 دقیقه همین کار میکردیم که من به رضا گفتم بخواب که رضا گفت نمیخوای ساک بزنی گفتم نه از ساک زدن خوشم نمیومد رضا خوابید و منم آروم آروم راشو باز کردم و فرو کردم که رضا گفت یکم آروم تر مگه داری سگ میکنی گفتم چشم عزییییییییییزم آروم آروم فرو کردم و تو کونش تلمبه زدم هیچ هسی نداشتم چون بات بودم و این کار رو برای این میکردم که ساکت باشه یا به اصطلاح پایین شهری شاخ نشه بهش گفتم بسه حالا نوبت توئه اونم انگار منتظر همچین موقعیتی بود سریع برگشت و گفت بخواب منم خوابیدم به پشت و آروم آروم اول یکم گودی کمرم لیس زد بعدش آروم آروم با دستش راهشو باز کرد که خیلی خوشم اومد بعدش سرش به کونم نزدیک کرد و گذاشت تو سوراخم و آروم آروم روم خوابید که وقتی خوابید از زور دردی که تو پشتم پیچیده بود گفتم اخ که گفت جون قربون آخ گفتنت برم که دیدم یه بار دیگه در اورد بیرون و فرو کرد یه این دفعه دردش بیشتر بود که یوهو نا خود آگاه یه داد مختصر کشیدم که گفت بخورمت منم یه کلمه بی ادبی گفتم که اینجا جایز نیست بگم بهش گفتم بیشتر فرو کن میخوام تنت هس کنم زود باش که دیدم هر چی زور داشت فرو کرد که دیگه داشت اشکم در میومد که گفتم بازم فرو کن که وقتی فرو رفت تو بدنم دردش حس میکردم وای چه درد عجیبی داشت بعد از دو دفعه تلمبه زدن دید که دیگه راست نیست سریع آورد بیرون و یکم با دست راستش کرد و آروم خوابید روم داشتم از زور درد زمین گاز میزدم ولی به هسش می ارزید انگار بدنم گذاشته بودن تو کوره دو سه بار تلمبه زد و آبش اومد که گفتم نریزی تو کونم گفت باشه نمیریزم سریع یه دسمال آورد و ریخت تویه دستمال بعد از این سکس رفتیم حمام و اونجای همدیگه رو شستیم و همدیگه رو با حوله خشک کردیم و به محض اینکه از خونشون خارج شدیم دیدیم که طبغ معمول فضول محله سر کوچس و اگه پامونو بذاریم بیرون دیگه تنها کسی که نمی فهمه خواجه حافظ شیرازه سریع یه فکر به نظرم رسید بهش فضول محله با موبایلم زنگ زدم و گفتم میای بریم پارک فلکه دوم نیروی هوایی اونم گفت باشه بهش گفتم فقط رضا هم هست اشکالی نداره گفت نه گفتم پس من میرم حاظر شم اونم گفت میرم موتور بیارم اون روز مجبور بودیم برای اینکه لو نریم باهاش بریم پارک که هم تو راه پارک و هم خود پارک خیلی بهمون خوش گذشت این اولین تجربه من بود که از این به بعد که نمیشه گفت من از 14 سالگی میدونستم که گی هستم و هس گی دارم ولی میشه گفت دیگه برام صابت شد که گی هستم ولی نمیدونم چطوری با این مساله کنار بیام چون فول بات ها به دختر هیچ هسی ندارن بعد از این ماجرا یک ماه قبل از داستان قبلیم صدای شهوت انگیز اتفاق افتاد پایان نوشته برنت</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%ac%d8%a7-%d9%81%d9%87%d9%85%db%8c%d8%af%d9%85-%da%a9%d9%87-%da%af%db%8c-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">150764</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کون دادن به پسرعمو</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b9%d9%85%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b9%d9%85%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 Jul 2018 17:43:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن،گی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=150739</guid>

					<description><![CDATA[سلام اسم من امین 19 سالمه میخوام براتون داستان خودمو تعریف کنم امیدوارم خوشتون بیاد حدود 2 سال پیش وقتی 17 سالم بود همش با پسر عموی خودم محمد میگشتیم محمد از من 1 سال بزرگتره خیلی خوشگل نیس هیکلشم معمولیه تابستونا که همش خونه ی اونا میمونم یه روز که منو محمد خونه اونا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سلام اسم من امین 19 سالمه میخوام براتون داستان خودمو تعریف کنم امیدوارم خوشتون بیاد حدود 2 سال پیش وقتی 17 سالم بود همش با پسر عموی خودم محمد میگشتیم محمد از من 1 سال بزرگتره خیلی خوشگل نیس هیکلشم معمولیه تابستونا که همش خونه ی اونا میمونم یه روز که منو محمد خونه اونا تنها بودیم داشتیم تو حیاط قلیون میکشیدیم که صحبت از کیر و کون و اینجور چیزا شد بعد دیدم کیر محمد بزرگ شده همش دستش رو کیرشه گفتم جته پسر حشری شدی گفت اره خیلی حتی اگه تو بدی بدون معطلی میکنمت البته با وخی منم گفتم برو جق بزن از این حالت بیای بیرون گفت میشه تو برام بزنی یکم حال کنم منم بهت حال میدم قبول کردم رفتیم توی خونه یه فیلم سوپر گذاشت کیرشو دراورد و کرمو داد دستم دراز کشید گفت شروع کن یکم به کیرش کرم زدم کیرشو گرفتم تو دستم سخت بالا پایین میشد تف کردم تو دستم کیرشو گرفتم یکم که براش جق زدم صداش در اومد من کنارش نشسته بودم براش جق میزدم اونم به کونم دست میزد ابش نمیومد گفت نمیشه بس کن پا شدم برم دستامو بشورم گفت امین بیا کارت دارم گفتم بذار برم دستامو بشورم بیام نذاشت گفت الاوبلا باید بیای رفتم پیشش گفت امین بذار لاپایی باهات حال کنم دارم میمیرم قبول نمیکردم اخه تا اونموقع اینکارو نکرده بودم ولی محمد لتماس میکرد دیگه داشت عصبانی میشد که گفتم شرط داره گفت هرچی باشه قبوله زود باش گفتم باید یه جنده به حساب تو بکنم اونم قبول کرد اومد پشت سرم ایستاد شلوارمو در اورد گردنمو بوس میکرد گاز میگرفت به روی شکم خوابیدم کرم توی دستمو مالیدم لای پام اومد روم خوابید یه 10 دقیقه لاپایی باهام حال کرد پا شد گفت امین به خدا انصاف نیس کونت زیرم باشه نکنم تازه شرط توام خیلی برام گرون تموم میشه حداقل بذار تو کونت بذارم دروغ چرا وقتی کیرش لای پاهام بود و تخماش بهم میخورد حسابی حال میکردمو لذتمیبردم کم ناز کردم ولی راضی شدم خیلی حشری بودم انگار دختری بودم که تشنه ی کیر شده نمیدونم چرا یهو بهش گفتم بخواب یه حال حسابی بهت بدم به پشت خوابید با کیرش بازی میکرد خودم کاملا لخت شدم اونم لباساشو در اورد از کرم به سوراخ کونم زدم کمی تف زدم با انگشت کونمو اماده ی کیرش کردم رفتم روش و و کیرش نشستم اروم اروم کیرشو تا ته کردم تو کونم محمد داشت از حال میرفت منم حسابی حشری شده بودم خودمو بالا پایین میکردم خم میشدم ازش لب میگرفتم اونم با سیلی کونمو سرخ سرخ کرده بود چند دقیقه بعد با صدای بلند گفت داره ابم میاد خودمو چسبوندم بهش همهی ابشو تو کونم خالی کرد همونجوری نیم ساعت خوابیدیم بعد زن عموم زنگ زد گفت ما شبو نمیایم دقیقا یادم نمیاد کجا رفته بودن منو محمد تا صبح از تخت بلند نشدیم همش با هم ور میرفتیم با هم تا صبح لختلخت خوابیدیم محمد منو از پشت بغل میکرد کیرشو میزاشتم لای پاهام حشری میشد پا میشد منو میکرد اون روز 3 بار کونمو کرد یه بارم ابشو تو دهنم خالی کرد فردا صبحم گفت پاشو بریم واسه تو جنده بیاریم منم گفتم من جنده نمیخوام دوس دارم فقط با تو باشم الانم هر بار که همدیگرو میبینم به جای روبوسی از همدیگه لب میگیریم طوری شده که خونه اجاره کردیم و محمد هر روز منو میکنه منم بهش حال میدم و اونم منو خانومم صدا میکنه نظر یادتون</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b9%d9%85%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">150739</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چطور زنونه پوش شدم  1</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%be%d9%88%d8%b4-%d8%b4%d8%af%d9%85-1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%be%d9%88%d8%b4-%d8%b4%d8%af%d9%85-1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 Jul 2018 17:43:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[آب کیر]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن،گی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=150738</guid>

					<description><![CDATA[اسم من اميره و 30 سالمه البته اسم دخترونه م مريمه مي خوام خاطرات سكسي كه از بچگي تا الان داشتم براتون بگم من يه پسر زنونه پوش هستم يعني علاقه ي بسيار زيادي به پوشيدن لباس زنونه مخصوصا لباس زير مثل شورت توري و جوراب بلند و بند جوراب و سوتين و اينا دارم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اسم من اميره و 30 سالمه البته اسم دخترونه م مريمه مي خوام خاطرات سكسي كه از بچگي تا الان داشتم براتون بگم من يه پسر زنونه پوش هستم يعني علاقه ي بسيار زيادي به پوشيدن لباس زنونه مخصوصا لباس زير مثل شورت توري و جوراب بلند و بند جوراب و سوتين و اينا دارم و خيلي دوست دارم وقتي اين لباسا رو مي پوشم كسي منو بكنه اين علاقه به پوشيدن لباس زنونه از بچگي در من به وجود اومد وقتي حدود سالم بود يه شب خونه ي داييم كه يه شهر ديگه نزديك شهر خودمون زندگي مي كردن مونده بودم و شب توي شلوارم جيش كرده بودم صبح كه بيدار شديم و زن داييم اينو ديد بهم گفت كه برم حمام و چون لباس ديگه اي نداشتم بپوشم بهم يك شلوار و شورت دختر داييمو كه هم سن من بود داد كه بپوشم چون داييم پسر نداشت و فقد 4 تا دختر دارن وقتي از حمام اومدم بيرون دختر داييام خيلي بهم خنديدن ولي من يه حس خوبي داشتم و هي مي رفتم يه جاي خلوت و شورتمو نگاه مي كردم و خوشم ميومد ديگه بعد از اين قضيه هميشه دوست داشتم لباس زنونه بپوشم كه خوب موقعيتش خيلي فراهم نمي شد هر وقت خونه تنها مي شدم مي رفتم سر كمد مامان و خواهرم و شورتاشون رو كه البته برام بزرگ بود مي پوشيدم توي همون سن و سال ها چون اندامم ظريف و خودمم تميز و كوچولو بودم جلب توجه پسراي محل رو مي كردم و كم كم با يكي از پسراي محل دوست شدم و تا حدود سالگي البته خيلي كم منو مي كرد البته هيچ وقت نشد كه لباس زنونه موقع دادن بپوشم تا اينكه يك شب كه خونه عمه م مونده بودم حدود نصف شب احساس كردم يك چيزي از روي شلوار به كونم ماليده مي شه فهميدم كه پسر عمه م سعيد كه 2 ماه از من بزرگتره داره باهام ور ميره خودم رو به خواب زدم و گذاشتم كارشو بكنه البته چون كيرم كاملا شق شده بود فكر كنم سعيد فهميده بود بيدارم كم كم دستشو كرد توي شورتم و شروع كرد مالوندن سوراخ كونم منم حسابي كونمو دادم عقب كل لاش باز بشه و راحت تر بتونه با كونم بازي كنه بعد دستشو آورد جلو و كيرم رو كه البته خيلي كوچيكه مالوند من داشتم حسابي حال مي كردم خوب كه با كون و كيرم بازي كرد شلوار و شورتم رو با هم از پام كشيد پايين منم كونمو يكم بلند كردم كه راحت تر شلوارم در بياد البته همچنان خودمو به خواب زده بودم چون يك كمي از پسر عمهم خجالت مي كشيدم اونم كه فهميده بود من بيدارم آروم دستمو گرفت و گذاشت روي كير خودش واي چه كير كلفتي بود از كير دوست پسر قبليم خيلي كلفت تر بود منم آروم آروم شروع كردم به مالوندن كيرش اونم دستشو آورد روي سينه هام كه يه كم از حد طبيعي سينه هاي پسرا بزرگتره و نوك سينه هامو مالوند ديگه كاملا حشري شده بودم و كيرشو گذاشتم دم سوراخ كونم سعيد هم كه فكر كنم بار اولش بود يهو كيرشو فشار داد به سوراخ كونم كه نزديك بود جر بخورم منم سريع خودمو كشيدم جلو و كيرشو با دستم گرفتم ديدم اون كه كاملا مي دونه من بيدارم و چشامو باز كردم و برگشتم بهش گفتم يواش تر بكن بعد يه كم تف به دستم زدم و ماليدم به كيرش و كونمو با دو دست براش باز كردم و گفتم آروم بكن ولي هر كار كرديم كيرش توي كونم نرفت كه نرفت آخه چند ماهي بود كه به دوست پسرم كون نداده بودم و كير سعيد هم واقعا كلفت بود براي همين بهش گفتم لاپايي منو بكنه اونم كير كلفتشو گذاشت لاي پاو و شروع كرد به تلمبه زدن نمي دونين كه چه حالي مي داد البته اگه مثل من از كون دادن خوشتون بياد با دو تا دستاشم سينه هامو گرفته بود و فشار ميداد و حسابي منو ميكرد يه چند دقيقه كه تلمبه زد كيرشو از لاي پام كشيد بيرون و پشتشو به من كرد و منو برگردوند و كيرمو گرفت گذاشت دم سوراخ كونش منم يه كم با سوراخش بازي كردم و به كيرم تف زدم و يه كم فشار دادم و كيرم چون كوچيكه راحت رفت توي سوراخ كونش ولي به محض اينكه چند تا تلمبه زدم آبم اومد و همه شو ريختم توي كونش بعد با اينكه يه كم بي حال شده بودم و حال كون دادن نداشتم برگشتم و كونمو كردم طرفش و اونم شروع كرد دوباره لاپايي منو كردن خيلي كمرش سفت بودو بازم چند دقيقه اي منو كرد تا آبش اومد و ريخت لاي پام اونم با دستش آبشو ماليد لاي چاك كونم و سوراخ كونمو حسابي با آبش خيس كرد بعد صورتمو برگردوند طرف خودش و لبمو بوسيد كه با اينكه نيم ساعت داشتم بهش كون مي دادم ولي بازم از اين كارش حسابي خجالت كشيدم و در عين حال خيلي هم حال كردم البته اون موقع هنوز لب گرفتن واقعي بلد نبوديم و فقط لباشو گذاشت روي لبام و بوسيدشون با اين كارش حسابي حال كردم و احساس مي كردم زنش هستم و اين خيلي حس خوبي بهم مي داد كه شوهر داشته باشم فقط افسوس مي خوردم كه چرا لباس زنونه تنم نيست تا اين حس زنوگيم بسشتر بشه بعد از اون بارها و بارها با سعيد و البته با افراد ديگه سكس داشتم و اكثرشم با لباس زنونه بود كه در داستان هاي بعد ماجراهاي اي سكس ها و زنونه پوشي هامو براتون مي نويسم ادامه نوشته مریم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%be%d9%88%d8%b4-%d8%b4%d8%af%d9%85-1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">150738</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 26/37 queries in 0.081 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-21 18:49:11 by W3 Total Cache
-->