<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>مالوند &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%85%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 25 May 2024 05:54:46 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>مالوند &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>کردن تو گلشو و بازی با سوراخ کونش رو خیلی دوست داره</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%af%d9%84%d8%b4%d9%88-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%db%8c%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%af%d9%84%d8%b4%d9%88-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%db%8c%d9%84/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Dec 2019 10:06:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالي]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[العملي]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاد]]></category>
		<category><![CDATA[اينترنت]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[بيشتري]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پيراهن]]></category>
		<category><![CDATA[جالبتر]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظي]]></category>
		<category><![CDATA[خصوصيات]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستي]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستاناش]]></category>
		<category><![CDATA[داستانها]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[ديوانه]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[کارامون]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کامپيوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمون]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسات]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[متشکرم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولي]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدش]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نيومده]]></category>
		<category><![CDATA[همچنين]]></category>
		<category><![CDATA[همسايه]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[وشلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[يکدفعه]]></category>
		<category><![CDATA[يواشکي]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[يکي ديگه شون ۲۳ ساله فیلم سکسی ومن هميشه تو کف اون دختر بزرگه بودم و هميشه تو عالم مستي به يادش جلق مي زدم گذشت تا سکسی اينکه اين دختر بزرگه ( ژاله ) شاه کس نامزد کرد و ما ديگه خيلي کم مي ديديمش و من هميشه افسوس مي خوردم کونی که چرا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>يکي ديگه شون ۲۳ ساله فیلم سکسی ومن هميشه تو کف اون دختر</h2>
<p>بزرگه بودم و هميشه تو عالم مستي به يادش جلق مي زدم گذشت تا سکسی اينکه اين دختر بزرگه ( ژاله</p>
<h3>) شاه کس نامزد کرد و ما ديگه خيلي کم مي ديديمش</h3>
<p>و من هميشه افسوس مي خوردم کونی که چرا هيچ کاري نکردم و اين داستانها !از خصوصيات اين دختره براتون بگم</p>
<h4>که جنده قدي حدود ۱۷۰ داشت با هيکلي تو پر و</h4>
<p>سينه هاي بزرگ که وقتي با پستون لباس تنگاش اونو يواشکي ديد مي زدم منو ديوانه مي کرد و از خصوصيات</p>
<h5>رفتاريش هم کوس بگم که چادري بود و خيلي محجبه بازي</h5>
<p>در مي ياورد !بعد از گذشت ۶ ماه از عقدشون نامزد اين دختره تصادف مي کنه و مي ميره و تا دو سکس داستان ماه بعد از</p>
<h6>اين ماجرا من ديگه بي خيال اين قضيه ایران سکس شده بودم</h6>
<p>و مي گفتم ديگه هيچ کاري نميشه کرد تا اينکه يه روز که از خونمون بيرون اومدم و منتظر تاکسي بودم که ديدم اون هم اومد کنارم و منتظر تاکسي موند تا يه تاکسي اومد کنارمون ايستاد و از شانس من دوتا مرد جلو نشسته بودن و يه پيرزن چاق که نصف صندلي پشت رو اشغال کرده بود رو صندلي پشت نشسته بود و من و ژاله ( از اين به بعد با اسم غير واقعي ژاله ) رو صندلي پشت نشستيم و نشستنمان طوري بود که از مچ پاها تا بازوهامون جفت هم بودن و من تو يه عالم ديگه بودم و اين تاکسي هم تو اون ترافيک هي ترمز مي زد و حس ما رو جالبتر مي کرد تو ماشين همينطور مشغول صحبت بوديم و من هي خودم رو بيشتر به اون جفت مي کردم به طوري که ديگه کيرم شق شق شده بود و ديگه داشت شورت وشلوارم رو پاره مي کرد و اون هم هي زير چشمي يه نگاه به شلوار باد کرده ما مي کرد و يه لبخند مشتي ميزد و ما هم افه معرفت اومديم کرايه رو حساب کنيم که ديدم دست من رو گرفت و گذاشت رو پاش و گفت نه اينکار رو نکن و من هم چون نمي خواستم دستم از روي پاش تکون بخوره ديگه بي خيال حساب کردن کرايه شديم تا اينکه رسيديم به مقصدمون ، بعد از پياده شدن از ماشين موقع خداحافظي به من گفت از ديدنت خيلي خوشحال شدم و به ما سر بزن !ما با اين شق دردمون بعد از رسيدن به کارامون اومديم خونه و يه جق مشتي زديم و هميشه تو کفش بوديم تا اينکه يه روز اينها يه سيستم مي خرن و ما رو هم مي برن براشون بازي و چند تا نرم افزار درست کنيم و ما هم رفتيم و کارشون رو راه انداختيم و موقع برگشت به خونه ژاله گفت بايد بياي کار با کامپيوتر رو به من ياد بدي و من هم گفتم هر وقت خواستي زنگ بزن ميام ۳ روز بعد ديدم زنگ زد و گفت من تنهام ، مياي يادم بدي و من هم گفتم چشم و برقي لباس پوشيدم و ( قبلش از تو وسايل داداشم يه کاندوم گرفتم و به کيرم پماد ليدوکائين هم زدم تا اگه به ما پا داد زود پنچر نشيم ) زود رفتم در خونشون اون هم در رو باز کرد و من رفتم تو !تنش هم يه دامن بلند و يه پيراهن معمولي و با روسري بود بعد از رفتن به سراغ کامپيوتر گفت من امروز يک کارت اينترنت گرفتم و چون بلد نيستم از تو خواهش کردم بياي و رفت کارت آورد من هم مشغول ساختن يه Connecttion شدم و ژاله رفت شربت بياره و من تو همين اوضاع تو اين فکر بودم که برنامه رو چجوري رديف کنم که چيزي نصيبمون بشه که ژاله اومد و يه صندلي آورد و نشست کنارم و گفت تمومش کردي يا نه هنوز ؟!منم بعد از رديف شدن همه چي وارد اينترنت شدم و بهش گفتم دوست داري تو چه سايت هايي بريم و گفت نمي دونم منم بهش گفتم در چه زمينه اي باشه علمي ورزشي سياسي جوک سکسي و اين برنامه ها و ژاله گفت چه سايتهايي به نظرت خوبن و من باز هم پرسيدم در چه زمينه اي و اون گفت سکسي ( من تو دلم گفتم ديگه رديفه ) و رفتم تو سکاف و گفتم اين سايت خيلي با حاله و من هميشه داستاناشم مي خونم و گفت يکي از داستاناش رو بزار و من هم يه داستان براش گذاشتم و اون همونطور که مشغول خوندن داستان بود يه نگاهي هم به کير صاحب مرده ما هم مي انداخت و يک دفعه دستش رو گذاشت رو کيرم و پرسيد دلت مي خواد اين داستان براي ما هم اتفاق بيفته من هم گفتم چرا نه و هميشه منتظر اين لحظه بودم ، ژاله گفت پس صبر کن من الان ميام و من هم رفتم رو تختش نشستم و ميگفتم چجوري و از کجاش شروع کنم که ديدم بايه شورت وکرست سفيد در اتاق رو باز کرد و اومد توي اتاق واي داشتم ديوانه مي شدم تا چند لحظه اصلا مات و مبهوت بودم که گفت مگه نمي خواي شروع کني و من هم با يک صداي لرزان گفتم چرا و بلند شدم رفتم پهلوش و دو تا دست رو از زير بغلش بردم ولي اون دستم رو رد کرد وگفت لباسات رو در بيار و من هم سريع شلوار و تي شرتم رو در آوردم و با يه شورت رفتم پهلوش وقتي کير باد کردم رو ديد گفت چه شود !من به پشت سرش رفتم و مشغول نوازش مواهاي سرش شدم واز پشت بهش جفت جفت شدم بطوري که کيرم رو بين خط سوراخ عقبش مي مالوندم و اون سرش رو برگردوند و من لبام رو بردم به سمت لباش و اون لبهاي که براي من مثل قند بودن رو شروع کردم به خوردن و من لب پايينش رو مي خوردم واون لب بالاي من رو من رفتم سراغ گردنش و شروع کردم به بوسيدن وليسيدن گردنش ديدم آتيشش خيلي تنده هنوز هيچي نشده رفت سراغ کيرم و آخو اوخش در اومد ومن هم رفتم پشتش و کرستش رو باز کردم و سينه هاش رو آزاد کردم عجب چيزي بودن سفيد مثل برف وبا نوکهاي قهوهاي روشن و من مشغول خوردن سينش شدم و هر وقت يکي از سينه هاش تو دهنم بود با دست ديگم نوک سينش رو فشار مي دادم نوک سينه هاش به اندازه يک بند انگشت متورم شده بودند و اون گفت تحملم ديگه نموم شده و بزار تو ديگه ( هم من از کس ليسي بدم ميومد و هم اون از ساک زدن ) گفتم بشين رو تخت و دراز بکش و شورتش رو در آوردم و با يه کس خوشگل و بدون حتي يه خال رو به رو شدم ، کسش خيس خيس بود سريع شرت خودم رو هم در آوردم وبهش گفتم خشک که نميشه گذاشت تو !گفت صبر کن و از ميز کنار تخت يه کرم نيوا آورد و مالوند به کيرم و گفت بزار تو ديگه ! من هم ازش پرسيدم که تو کدوم سوراخش بزارم ؟! ( آخه هنوز عروسي نکرده بودن و بعد از فوت نامزدش نصف مهريه اش رو گرفته بود ) کيرم رو بردم سمت کسش و ديدم هيچ عکس العملي نشون نداد و من (تازه به ياد کاندوم افتادم ) و يکدفعه بلند شدم و رفتم سراغ شلوارم و گفتم اصل کاري رو فراموش کردم و کاندوم رو از جيب پشت شلوارم در آوردم و گفتم بکش روش و اون هم گفت بدون کاندوم !ما هم گفتيم خطريه ها !گفت اشکالي نداره مواظب باش !کاندوم رو پرت کردم يه گوشه و دو تا پاش رو رو با دستام بلند کردم گذاشتم رو شونه هام<br />
و کيرم رو با يه فشار کوچک کردم تو کسش و يواش يواش فشار مي دادم تا کيرم خوب بره تو کسش که يک دفعه اختيار از دستم خارج شد و محکم فشار دادم ديدم جيغ کشيد و گفت يواش کسش تنگ تنگ و داغ داغ بود داشتم ديوانه مي شدم همينطور يواش يواش عقب جلو ميکردم و وقتي ديدم ديگه راحته ، رفت و برگشتم رو تندتر کردم و همينطور تلمبه مي زدم و اون با صداي آخو اوخش حشر من رو بيشتر مي کرد تا اينکه ديدم آخ و اوهش خيلي زياد شد و من سرعتم رو کمتر کردم که گفت تندتر تا ته بگا و من سرعتم را خيلي تند کردم و ديدم يه دفعه بدن خودش رو با چند تکون شل کرد و من متوجه شدم به ارگاسم رسيده ولي من هنوز آبم نيومده بود گفتم مي تونم بزارم تو کونت گفت نه گفتم چرا گفت نه ديگه ومن هم بي خيال شدم و به گاييدن کسش با شدت بيشتري ادامه دادم تا احساس کردم آبم داره مياد و سريع کيرم رو از کسش کشيدم بيرون و تمام آبم رو رو سينه هاش خالي کردم و خودم رو انداختم تو بغلش و گفتم ازت متشکرم ، اونم گفت همچنين !اين اولين و آخرين باري بود که ژاله رو گاييدم چون دو هفته بعد با خانواده اش به محل ديگري اسباب کشي کردند</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%af%d9%84%d8%b4%d9%88-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%ae-%da%a9%d9%88%d9%86%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%ae%db%8c%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>3</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177785</post-id>	</item>
		<item>
		<title>همسایه عاشق کس دادن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 20 Dec 2019 09:00:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[باشهاونم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوردن]]></category>
		<category><![CDATA[بودداشت]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[تخماشو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[توخونه]]></category>
		<category><![CDATA[توكونم]]></category>
		<category><![CDATA[حرفايي]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمونو]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشمه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[درميون]]></category>
		<category><![CDATA[دهنمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمم]]></category>
		<category><![CDATA[ميبردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرد»يه]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمكيد]]></category>
		<category><![CDATA[نبودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نميرفت]]></category>
		<category><![CDATA[همسايه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[همسايه داريم ك اسمش ميلاده! فیلم سکسی ميلاد هم سن داداشمه و باداداشم دوسته! ولي دانشجو نيست و ميره سركار!!! خدايش پسرخوشگل و خوش تيپيه! هميشه دوست سکسی داشتم دوس پسرم باشه و باهاش برم شاه کس بيرون و بگرديم!ولي خجالت ميكشيدم!چندباري از دوستم شنيدم ك اون دختر ميبره خونشون!!واسم مهم نبود!!دختري کونی حشري هسم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>همسايه داريم ك اسمش ميلاده! فیلم سکسی ميلاد هم سن داداشمه و باداداشم</h2>
<p>دوسته! ولي دانشجو نيست و ميره سركار!!! خدايش پسرخوشگل و خوش تيپيه! هميشه دوست سکسی داشتم دوس پسرم باشه و باهاش</p>
<h3>برم شاه کس بيرون و بگرديم!ولي خجالت ميكشيدم!چندباري از دوستم شنيدم ك</h3>
<p>اون دختر ميبره خونشون!!واسم مهم نبود!!دختري کونی حشري هسم ولي انقد عقده اي نبودم ك بخاطر سكس پسرارو بخامو بم حال</p>
<h4>بدن!!ازنگاهاش جنده فهميدم اونم ميخاد بام دوست بشه! هميشه وقتي دم</h4>
<p>درخونمون ميديدمش نميرفت توخونه تا من پستون برم و نگام ميكرد!يه روز ك روز بيكاريم بودو منم تنها توخونه بودم داشتم</p>
<h5>درس ميخوندم!يكي کوس زنگ خونمونو زد! يكم طولش دادم تارفتم درو</h5>
<p>بازكردم!ديدم ميلاد دمه دره!اون ميدونست داداشم نيست!!بعده يكم منومن كردن! گفت ببخشين ماريسا خانوم بيام توراه رو ي چيزي بگم زود ميرم!تعارف سکس داستان زدم اومد تو!شمارشو</p>
<h6>بم داد گفت خيلي ازتون خوشم مياد!بش خنديدم!گفت ایران سکس ايول مرسي</h6>
<p>جبران ميكنم وتندي رفت بيرون! حدود 1ماه باهم حرف زديمو اس ميداديم!پسر خيلي خوبي بود!!تو اين يه ماه باهم راحت شده بوديم!ي شب حالش بد بود پشت تلفن گفت خيلي دوس دارم حست كنم!يه حرفايي زد ك خودمم مشتاق شدم! قرار شد يه روز برم خونشون ورفتم!خونشون خيلي بزرگ بود! صاف رفتيم تو اتاقش!رفت واسم شربت بياره ك من مانتو شالمو درآوردم!پيش هم نشسيمو شربتو خورديم!برگشت بم گفت ماريسا..خيلي دوست دارم و دسشو گذاشت رو گردنمو خوبوندم!كناره هم خابيده بوديمو لبايه همو ميخورديم!پاهامون يكي درميون لايه هم بود!زانوشو ب كسم فشارميدادم اونم كيرشو ب زانو من!!اومدرومو لباسامو در آوردو شلوارمم درآورد!هيچي تنم نبود!منم اونو لخت كردم! عجب كيري داشت!سيخ بود يكم ترسيم!رو هم خابيديمو شروع كرد بخوردن گردنم!خيلي بگردنمو سينه هام حساسم!انقد خورد ك داشتم ب ارضاميشدم!بايه دساش يه سينه هامو ميماليد،بادهنش سينه مو ميمكيد ومحكم فشارميداد!همه جايه بدنمو ليس زد تا رسيد بكسم! يكم كسمو خورد!كسم خيس بود بم گفت چقد تلخه!خنديدم!!اومد رو سينه هام نشست وكيرشو گذاشت جلو دهنم،گفت نگاش كن چقد نازه؟بادسام تخماشو ميمالوندم اونم دسشو توموهام كرده بود!داشت حال ميكرد كيرشو گذاشت رو لبامو يكم مالوند ب لبام!زبونمو زدم ب كيرش يه آه كشيد!شروع كردم ب ليسيدنش!بد همشو كردم تودهنمو واسش ساك زدم!خيلي حال كرده بود!وحشي شد و سرمو گرفتو تو دهنم تلمبه زد!!!بد تندي درآوردشو بم گفت 4زانو بزنم ،اولش ترسيدم بش گفتم جون ماميت يواش باشه؟اونم گفت باشه!تفشو زدب سوراخ كونم،وكيرشو گذاشت دمه سوراخ كونم يكم فشار داد!آآآخ كردم سرش رفت تو كيرم داشتم ميمردم انقد درد داشت!بم گفت دربيارمش؟هيجي نگفتم!!!دوست داشتم بكنه! آروم كيرشو ميكرد توكونم زياد درد نداشت!!ولي يه دفعه كشيد بيرون كيرشو!آخ واوخم بلند شد!بد شروع كرد ب تلمبه زدن!انقد تلمبه زد تا اينكه خوشم اومد!وداشتم لذت ميبردم! آه وناله ميكردم واسش ك جون بگيره!بد يه مدت گفت آبم داره مياد ك بش گفتم بريزه تو كونم!كمرمو محكم گرفته بودو شالاپ شلوپ كونو كيرش حال بم ميداد!تا اينكه يه دفعه احساس كردم آب گرمش تو كونم رفت!من بهمون حالت بودم!نميتونسم تكون بخورم اومد زيرمو سينه هايه آويزونمو مك زد!ازم تشكر كرد!!و كونمو ميمالوند!يكم بهتر شدم! ك دوباره كيرشو مالوند ب كسم! كسم ك خيس بود!انقد مالوند ك ارضاشدمو همه ي آبمو ليسيد!بم گفت تاحالا آب دخترارو نخوردم فقط ماله تو رو!زياد واسم مهم نبود!حدود يه ساله ك باهم دوستيم!پسر بدي شده،ولي ب من احترام ميذاره! واسش دختر جورميكنمو از كس باشون حال ميكنه!الان يه بي اف دارم!ك دنيارو باش عوض نميكنم!چون با ميلاد حال ميكنم ازش سكس نميخام!اونم خيلي باشخصيته!!يه بار بش نگينا:-D!!!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177676</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کس دادنم به معلم تمرین یوگا</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%aa%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%86-%db%8c%d9%88%da%af%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%aa%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%86-%db%8c%d9%88%da%af%d8%a7/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 19 Dec 2019 06:35:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[احتمال]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ارضایی]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[اصفهان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراف]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانا]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اووردم]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوریه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینگار]]></category>
		<category><![CDATA[باشهمن]]></category>
		<category><![CDATA[ببینین]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[برادری]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بودمدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[تختشون]]></category>
		<category><![CDATA[تهرانم]]></category>
		<category><![CDATA[توروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[حسابداری]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خداییش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیمو]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونی]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنی]]></category>
		<category><![CDATA[دخترام]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دعوتمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوبرابر]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[زانومو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشم ]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[صبحونه]]></category>
		<category><![CDATA[صورتامون]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[غذاهای]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کردحالا]]></category>
		<category><![CDATA[کردمکه]]></category>
		<category><![CDATA[کلاسیک]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندنش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندنم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[معمولیه]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[ناهارو]]></category>
		<category><![CDATA[نزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[نیووردم]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همیشگیش]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینکارو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[یه پسر 23 ساله خوش فیلم سکسی اندام و خوش قیافه ام. تا الان فقط هفت هشت تا دوست دختر داشتم ، کلا اهل نوسازی و دختر سکسی عوض کردن نیستم و معمولا تک پر شاه کس هستم اما از همشون به راحتی پا گرفتم. 7 سال تئاتر کار کردم ،با کلاسم کونی و وضع [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>یه پسر 23 ساله خوش فیلم سکسی اندام و خوش قیافه ام. تا</h2>
<p>الان فقط هفت هشت تا دوست دختر داشتم ، کلا اهل نوسازی و دختر سکسی عوض کردن نیستم و معمولا تک</p>
<h3>پر شاه کس هستم اما از همشون به راحتی پا گرفتم. 7</h3>
<p>سال تئاتر کار کردم ،با کلاسم کونی و وضع مالیمون هم خوبه ، تو این داستان زیاد تیکه می پرونم که</p>
<h4>خودمونی جنده باشه ، یه موقع نگید این چقد ندید بدیده.خاطره</h4>
<p>ای که می خوام بگم مال پستون همین یه هفته پیشه و داغ و تازه است ، اونقدر که کیرم هنوز</p>
<h5>از شیو کوس اون روز ، کچل مونده.آهان راستی ساکن تهرانم</h5>
<p>داستان از اینجا شروع شد که این پسر خاله من یه شرکت خفن حسابداری داره (منم مخ حسابداریم اما دانشگام تموم نشده) سکس داستان زنگ زد بهم</p>
<h6>و گفت پاشو بیا اینجا در مورد کار ایران سکس با هم</h6>
<p>صحبت کنیم، منم که عاشق اصفهان گردی ، (پسر خالم و دختر خالم و خالم اصفهانن ، همشون هم تشکیل خوننواده دادن) ، امتحانا هم که تموم شده بود ، قبول کردم و رفتم اصفهان خونشون، زنش و بچه هاش رفته بودن مسافرت شیراز ، من و پسر خالم بودیم.ساعت 11 شب رسیدم خونشون و در بدو ورود یه شرت قرمز روی تختشون توجهم رو جلب کرد، خلاسه شب شد و رفتم این شرت و وارسی کنم ببینم سایز کون زن پسر خالم چنده، یه دستی هم به سرو روش کشیدم، اما فردا صبحش فهمیدم این شرت پسر خالمه و کلی ضایع شدم. (آخه مرد گنده شرت قرمز می پوشه ؟) البته اینم بگم من اهل خود ارضایی نیستم ، همیشه دوست دخترام دم دستم بودند که ارضام کنند.خلاصه با پسر خالم یه کم کس شعر گفتیم و فردا ظهرش دختر خالم دعوتمون کرد.حالا این دختر خالم از من 10 سال بزرگتره یه بچه 4 ساله هم داره و تو بچگی همیشه منو دوست داشت و به دید خواهری همش ماچم می کرد، واقعا خواهری بودا، منم داداشی بودم.رسیدیم خونشون( خونه ی توپپپ و با کلاسی بود) احوال پرسی کردیم و دست دادیم، صورتش گرد و موهاش کوتاه و پوستش سفیده سفید ، چشم و ابرو درشت، البته به کمی چاق شده بود.شده بود عین بچه کوچیک ، می خواستم بگیرم لپشو بکشم و گازش بگیرم (حس سکسی نیستا ، حس معمولیه). ناهار خوردیمو این هر وقت دولا می شد من خط سینه هاشو می دیدم ، یه دفعه به خودم اومدم دیدم یه حس سکسی بهش دارم،بچه هایی که با حس باشن می دونن چی می گم، کیر آدم بلند نمی شه و حس کلاسیک سکس با نهایت احساس.خلاصه من هی به این خط سینه هاشو روناش نگاه می کردم و هی دلم یه جوری می شد. ناهارو خوردیم و همه رفتن خوابیدن، منم تو حال دراز کشیده بودم، که مهتاب (اسم دختر عموم) رفت تو آشپزخونه ظرف بشوره. یه حسی بم می گفت پاشو برو تو آشپز خونه، منم رفتم آشپز خونه و با هم تعریف کردیم از قدیما و بازی و این چرت و پرتا ، منم تو صحبتام چند بار گفتم که من خیلی اون موقع ها دوست داشتم. دیگه آخر صحبتام طاقت نیووردم و گفتم مهتاب تو همین الانم عین قدیما دوست داشتنی هستی و منم هنوز دوست دارم. (مونگول امعنیشو نفهمید و فکر کرد دوست داشتن معمولیه ، گفت که منم همینطور)هیچ چی بعدش بقیه بیدار شدنو و منم گفتم یادم باشه بعدا بهت بگم یه چیزیو.شب همونجا خوابیدیمو صبح همه رفتن سر کار.یه چیزیو اعتراف کنم، من تو زندگیم همیشه شانسم goh بوده. اما نمی دونم چی شد ، یه دفعه شانسمون گل کرد و مهتاب مثل اینکه یه چیزی جا گذاشته بود ، برگشت بیاد برش داره ، مثل اینکه بیمه ی یکی از کارمنداشون بود.منم تازه بیدار شده بودم و صبحونه از این غذاهای با کلاس که می ریزن تو شیر خورده بودم.دیدم که اومد و رفت پشت کامپیوتر و می خواست فایل بیمه ی این یارو رو پرینت کنه ، بافر پرینتر پر بود ، بلد نبود خالیش کنه ، گفت علی بیا اینو بلدی ؟منم رفتم و بهش یاد دادم، فاصله ی صورتامون خیلی کم بود یه نگاه عمیق بهش کردم و با ناراحتی (الکی) پاشدم رفتم تو بالکن (همون تراس) ، رو صندلی استراحت ،( از اینا که مثل roroak می مونن) نشستم و خیره شدم به آسمون. (ماهواره تو بالکن بود ، واسه همین حصیر زده بودن، اما می شد به راحتی آسمون رو دید.مهتاب پرینتشو گرفت و اومد، بهم گفت چت شد یه دفعه ، جواب ندادم، دوباره پرسید ، گفتم یه چیزی بگم قول می دی به یه منظور دیگه نگیری و به هیچ کس نگی؟ جون شوهرتو قسم بخور، گفت باشه قسم می خورم.گفتم : مهتاب راستش من تورو خیلی دوست دارم، دیدمت تموم خاطرات قبلا واسم زنده شد ، می زاری یه بوس از لپت بگیرم؟ اینو با لحن بغض آلود گفتم (همش تیکه تئاتری بود که دلش بسوزه) اونم دید اینطوریه گفت باشه، لپشو اورد جلو منم از ته دل بوسش کردم ، بعد هم اون منو بوس کرد.از تراس رفت بیرون منم پشت سرش بودم، نشست رو تخت که از اون زیر ، برگه پرینتو برداره. برگه رو که برداشت اومد بالا من پشت گردنشو بوسیدم، ا اومد چیزی بگه، دوباره لپشو بوسیدم و گفتم دلم تنگ شده دلم می خواد هزار تا بوست بکنم اونم نمی دونست چی بگه، هیچی نگفت چون هنوز تو باغ خواهر برادری بود، منم هی لپشو بوس می کردم ، دماغش ، چونش ، چشمشم بوس می کردم. همینطوری در حین بوسیدن خم می شد(نشسته بود رو تخت دیگه) سمت عقب منم هی بیشتر با بوس هلش می دادم که یه دفعه از بس هم شد عقب خوابید رو تخت منم کنارش بودم ، لبمو گذاشتم رو لبش و با تموم حسم بوسیدمش و تو بغلم گرفتمش، یه دفعه گفت علی زیاده روی کردی و اومد پاشه ، نزاشتم و بهش گفتم دوست دارم و دوباره لبشو بوسیدم، و برش گردوندم سمت خودمو بغلش کردم و لبشو می خوردم ، اونم دیگه چیزی نگفت.حدود 10 مین فقط لبشو می خوردم که اون آخراش دیگه با من همراهی می کرد، وقتی دیدم همراهی می کنه زانومو گذاشتم لای پاش، و کم کم اووردم بالا تا چسبید به کسش و کم کم خیلی خیلی آروم کسشو می مالوندم با پام. از یه طرف هم بدنشو می چسبوندم به خودم که این باعث می شد سینه های 75ش بچسبه بهم و با همون ریتم زانوم سینه ش رو هم می مالوندم. وقتی فهمیدم کاملا حشری شده ، دکمه های مانتوش رو باز کردم و از روی تاپش سینه شو مالوندم و دیگه ریتم پاهام لای پاش تند تر شده بود. کم کم دستمو بردم زیر تاپش رو شکمش. ، یه چند دقیقه ای نوازشش کردم تا حسابی حشری شد، بعد اروم اروم شعاع مالوندمو بیشتر کردم و رفتم طرف سینه اش، با دستم رو شکمش دور می زدم، نوک انگشتمو می کردم زیر خط سوتینش . نگاه کردم به سوتینشوای سوتین مشکی ، روی این بدن سفید ، داشتم دیوونه می شدم. و شعاع دایره مالوندنم رو بیشتر می کردم، پاهام هم که دیگه آشکارا داشت کسشو می مال<br />
وند، اونم هیچی نمی گفت چون لبم رو لباش بود ، فقط نفساش تندتر می شد.اینقدر شعاع دستمو زیاد کردم که نصف بند انگشتم زیر سوتینش بود، دیگه سوتینشو زدم بالا و با دستم یه سینه اشو گرفتم و شرو کردم به مالوندنش اما سرشو نمی مالوندم (حالا بعد می گم واسه چی)، وقتی حسابی حشری شد، همونطور خوابیده مانتو و تاپ و سوتینشو و تی شرت خودمو در اوردم . وای ی ی ، چی بودددددد، شرط می بندم اگه ببینین ، چه دختر چه پسر ، ارضا می شین. خداییش محشر بود. دیگه اوج حشر بود و لباشو گاز می گرفت ولی هنوز شرم داشت صداش در بیاد.بالا تنه لخت ، پایین تنه شلوار لی تنگ ، اینقدر حشری بود که اصلا نمفهمید لختش کردم، هنوز هم لباش تو دهنم بود و پاهام لای پاش و با دستم یه سینشو می مالوندم. (اگه نوکشو می مالوندم، یه دفعه یه شوک بهش وارد می شد و ممکن بود به خودش بیاد و از شرم و حیا نزاره من لباسشو در بیارم،) (اهان راستی اون دستم هم زیر بدن خودم بود) حالا شروع کردم از گردنش خوردن و دست پایینیم از زیر بدنم اوردم روی شکمش و دوباره میمالوندم و با همون طیف دایره ای رفتم سراغ شکمش و شرتش ، لبام هم هنوز تو دهنش بود و با همه احساس می خوردمشون، دکمه شلوارشم آروم باز کردم ،حالا دیگه لبشو ول کردم و میومدم پایین تر و همونطور مک می زدم و با دهنم بدنشو خیس می کردم، همزمان با اینکه رسیدم به سینه هاش، دکمه های شلوارش رو هم باز کردم، و نوکه سینه هاشو گذاشتم تو دهنم آهههش بلند شد و مثل یه بچه شروع کردم به خوردن و اینقدر حشریش کرده بودم که فقط آه می کشید وقتی شلوارشو رو هم از پاش در اوردم نا نداشت تقلا کنه ، شرتش هم مشکی ، کسش زیر شرتش غوغا می کرد ، خیس خیس ، سینه هاشو با ولع می خوردم و دستم هم تو شرتش ، کسشو می مالوندم. تو آسمون بودم، مهتاب جونم تو بغلم و پر از حشر .تو همون حین شرتشو از پاش در اوردم ، بهش گفتم مهتاب نمی خوای چیزی بگی ، وسط آه کشیدناش با همون ناز همیشگیش گفت علی دوست دارم. بکن.من دیگه داشتم می مردم از حشر، نفهمیدم چطور لخت شدم، و پاهاشو باز کردم و کیرمو گذاشتم در کسش و تا ته فرستادم تو. وای تو یه لحظه اینقدر بهش لذت وارد شد که بی حس بی حس شد، منم که کس داغ و تنگ اینو حس کردم بی اختیار افتادم روش، نگاش کردم فکر کردم بیهوش شده، تو همون حالش گفت علی دیوونتم ، علی توروخدا ، منم دستامو گذاشتم رو سینه هاش و شروع کردم کیرمو عقب جلو کردن ، میوردم بیرون و تا ته می کردم تو اصلا اینگار این کس رو واسه من ساختن، همزمان سینه شو می مالوندمو می کردمش، تا حس می کردم آبم داره میاد، کیرمو فوت می کردم. تو همین حین که کیرم تو کسش بود و تلنبه می زدم با یه تکنیک خیلی خاص برگش و به پشت خوابید، بدون اینکه تو کارمون لطمه ای وارد بشه. اینطوری کسش تنگتر می شد و بیشتر حال می کرد. منم که کونشو دیدم اصلا یه دفعه انرژیم دوبرابر شد ، با دستام کونشو می مالوندمو مثل این وحشیا می کردمش اونم که اون زیر دیگه نا نداشت اه اه کنه. اون روز مهتاب 7 هشت بار ارضا شد.اینقدر عقب جلو کردمکه دیدم داره آبم میاد ، همونجا تو کسش خالی کردم، و کنارش دراز کشیدم ، اما انگشتام تو کسش بود و می مالوندم تا دوباره ارضا شد. وقتی اینو دیدم دواره شق کردم، مهتابو رو به پهلو خوابوندم و گفتم کیرمو بخور عزیزم، اونم با ملافه تخت تمیزش کرد و در عین بی حالی آروم آروم مک می زد و اینگار داره شیر می خوره، منم که فقط اه و اوه می کردم، داشت آبم میومد ، از دهنش کشیدم بیرون و یه کم فوتش کردم ، گفتم روبه پهلو (برعکس) بخواب و کونتو بده طرف من، اونم همینکارو کرد و منم سر کیرمو تفی کردمو با کلی زحمت کردم تو کونش، همزمان کسشو می مالوندم ، و هر وقت کم می وردم با آب کسش کیرم و خیس می کردم، خلاصه تو همون حین مهتاب بازم ارضا شد و منم همون موقع آبمو کامل ریختم تو کونش. یه لب طولانی ازش گرفتم و همونطور لب تو لب هم خواب رفتیم.خلاصه بی هوش افتادیم رو هم و تا 16 خوابیدیم و بعدش هم سریع لباس پوشیدیم که شوهرش و بچه اش از مهدکودک میاد ، ضایع نباشه.بعد از این هم احتمال داره بازم باهاش بخوابم ، اما معلوم نیست</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%aa%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%86-%db%8c%d9%88%da%af%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177684</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کس تراشیده جنده خانوم از بزرگی کیر گشاد میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 Dec 2019 19:29:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقای]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمو]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استخدام]]></category>
		<category><![CDATA[اعتیاد]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اندامه]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاشو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشته]]></category>
		<category><![CDATA[اووردم]]></category>
		<category><![CDATA[اووووف]]></category>
		<category><![CDATA[اویزون]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینورو]]></category>
		<category><![CDATA[بازشون]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بدنسازی]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برگزار]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بعد]]></category>
		<category><![CDATA[بلافاصله]]></category>
		<category><![CDATA[بودبچه]]></category>
		<category><![CDATA[بودکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[بودیعنی]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[پایینبعد]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پولدار]]></category>
		<category><![CDATA[تراشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[توروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[جوووون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[خانومه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[خورشید]]></category>
		<category><![CDATA[داستانها]]></category>
		<category><![CDATA[داشتبه]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمن]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمنم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوبلکس]]></category>
		<category><![CDATA[دونفری]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخه]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخو]]></category>
		<category><![CDATA[شددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کلفتشو]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاو]]></category>
		<category><![CDATA[کنفرانس]]></category>
		<category><![CDATA[کنمنمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[کوبوند]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشونو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانه]]></category>
		<category><![CDATA[مامانی]]></category>
		<category><![CDATA[مکافات]]></category>
		<category><![CDATA[میاوورد]]></category>
		<category><![CDATA[میبردن]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادو]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میرفته]]></category>
		<category><![CDATA[میزدچند]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردنش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میموند]]></category>
		<category><![CDATA[میومدن]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرسید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنی]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[ومامانم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[رو خوندم تصمیم گرفتم رازمو فیلم سکسی بر ملا کنم .من اسمم سهرابه . 15 سالمه.من با مامانم زندگی میکنم.بابام اعتیاد داشت و از مادرم سالها بود سکسی که جدا شده بود.ما وضع خوبی نداشتیم.مامانم شاه کس 6 ماه بود که سرپرست باشگاه ورزشی پرورش اندام زنان شده بود.یعنی از همون روز کونی اول که [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>رو خوندم تصمیم گرفتم رازمو فیلم سکسی بر ملا کنم .من اسمم سهرابه</h2>
<p>. 15 سالمه.من با مامانم زندگی میکنم.بابام اعتیاد داشت و از مادرم سالها بود سکسی که جدا شده بود.ما وضع خوبی</p>
<h3>نداشتیم.مامانم شاه کس 6 ماه بود که سرپرست باشگاه ورزشی پرورش اندام</h3>
<p>زنان شده بود.یعنی از همون روز کونی اول که برا کار رفته بود اونجا شد سرپرست.برای من خیلی عجیب بود که</p>
<h4>روز جنده اول استخدام شد و همون روز شد سرپرست.ناگفته نمونه</h4>
<p>کسی که مامانمو استخدام کرد (اسمش پستون بهرام بود)و اونو گذاشت سرپرسته قسمت زنان دنبال یه خانومه خوش اندام و خوش</p>
<h5>چهره میگشت کوس تا مشتریاش زیاد شن.خیلی ها میومدن و میرفتن</h5>
<p>و اونجا زیاد دووم نمی اووردن.یادم رفت بگم مامانم چهره زیبا و جذابی داشت.اندامه خیلی تراشیده و شیکی داشت فکر کنم همین سکس داستان باعث استخدامه مامانم</p>
<h6>شد.به چهرش بین 22 تا 24 میخورد در ایران سکس حالی که</h6>
<p>34 سال سن داشت زود ازدواج کرده بود که به مشگل بر خورد. خلاصه از وقتی که تو اون باشگاه کار کرد وضع ما خوب شد.دیگه دغدغه مالی نداشتیم.مامانم چند بار تو کنفرانسها و جلساتی که در مورد بدنسازی بود که تو کیش و رامسر برگزار شده بود رفته بود.داستان از اینجا شروع میشه که من امتحان داشتم و شب تادیر وقت بیدار بودم صبح که امتحان دادم اومدو خونه.انقدر خسته بودم که خوابیدم حول وحوشه عصر بیدار شدم خورشید داشت یواش یواش غروب میکرد من دیگه خوابم تموم شده بود .مامانم از باشگاه اومدو رفت یه دوش گرفت و به من گفت امتحانتو خوب دادی.منم گفتم اره بد نبود.شام و درست کرد و خوردیم.بعد تلویزیون نگاه کردم .مامانم هم داشت تو اتاقش با تلفن حرف میزد.چند وقتی میشد که تو این خونه اومده بودیم.از وقتی که مامانم تو اون باشگاه کار کرد ما تونستیم این خونه رو اجاره کنیم .خونه دوبلکس بود.پله داشت که دوتا اتاق طبقه بالا داشت.من هم تو یکی از این اتاقای پایین میخوابیدم.مامانم اومد و گفت سهراب دیر وقته برو بخواب.بعد رفت طبقه بالا تو اتاق خودش.چیزی که توجه منو جلب کرد لباسش بود.یه لباس مجلسی قشنگ که چسبیده بود به بدنش برجستگیه کونش وقتی از پله ها بالا میرفت با اون خط شورتش معلوم بود کمر باریک کون عقب ران هاش هم توپر. وقتی از پله ها بالا میرفت قمبلهای کونش اروم بالا پایین میرفت.من فکر کردم یادم قدیما کرده .رفتم تو اتاقمو خوابیدم. به هزار مکافات خوابیدم ولی یه ساعت بعد بیدار شدم.دیگه خوابم نیومد.اومدم بیرون تا اب بخورم.خونه تقریبا تاریک بود و صدای مامانمو آروم شنیدم .اروم رفتم بالا تا ببینم خوابه یا داره با تلفن حرف میزنه.در اتاق بسته بود ولی فقط یه بار صدای خنده مامانمو اروم شنیدم.نور کمی از زیر در معلوم بود فهمیدم احتمالا رفته حموم.داشتم برمیگشتم که کنجکاو شدم مامانمو دید بزنم.تصمیم گرفتم از اتاق بغلی که بالکن یا تراسش با اتاق مامانم مشترک بود برم و دید بزنم.رفتم در بالکن اتاق بغلی رو باز کردم و پشت شیشه پنجره اتاق مامانم رسیدم.چند تا رخت اویزون بود که باعث میشد کسی منو نبینه.شانسی که اووردم یه کم از پرده اتاق کنار رفته بود که باعث میشد دقیق داخل اتاقو ببینم.یهو چشمم به در باز حموم داخل اتاق افتاد.باورم نمیشد مامانم با شرت و سوتین داخل حموم ایستاده بود وای اب دهنم خشک شده بود.کیرم راست راست شده بود تا حالا زنی و اینجوری لخت ندیده بودم.شکم مامانم داخل بود سینه ها به اندازه سیب کونش عقب هر کدوم از قمبلاش به اندازه توپه هندبال.باورم نمیشد عجب اندامی خیلی قشنگ بود تقریبا قدش به 180 س م میرسد و ران های توپری هم داشت.منم ایستاده بودم با کیره راست.لحظه حساسی بود همینطور که داشتم نگاه میکردم چیزی رو دیدم که باورم نمیشد یهو یه دست تیره رنگی از پشت در که من دید نداشتم اومدو مامانمو از پشت بغل کردو از جلو سینه های مامانمو گرفت قلبم داشت تند تند میزد سینه های نقلی مامانمو گرفت و فشار داد مامانمم جیغ زد و گفت آی یواش البته با خنده.مامانم تا زیر گردنش میشد.یه کم که زیر نور اومد دیدم آقا بهرامه صاحب باشگاه شوکه شده بودم هیکل آقا بهرام درشت بازو هاش به اندازه ران مامانم میشو تمامه بدنش عضله بود. یعنی اگه مامانمو بغل میکرد مثل این بود که یه بچه 7 سال رو من بغل کنم.دو تا دستشو انداخت بغل سوتین مامانم وقتی کشید سوتین مامانم 4 یا 5 تیکه شدسینه های مامانم افتاد بیرون با دو تا دستش که از پشت انداخته بود سینه های مامانمو چنان فشار میدادو میکشید که درد و توچهره مامانم میدیدم.خیلی حشری بود بهرام.یه کم که جلوتر اومد کیر بهرام و دیدم باورم نمیشد 18 سانتی میشد کلفتیشم به اندازه مچ دست مامانم.یه لحظه وحشت کردم اب دهنم و نمیتونستم قورت بدم. خم کرد کون مامانم رو قمبل قمبل شد بعد نشستو از روی شورت سفید مامانم شروع کرد به لیسیدن که یهو شورت مامانمو پاره کرد زبونشو دیدم که برد لای کون مامانم صدای ملچ ملوچ کل اتاقو گرفته بود مامانم داشت یواش یواش جیغ میزد صورت تیره بهرام لای کون سفید مامانم خیلی شهوت برانگیز بودمامانم دستاش رو سکوی کنار حموم بود. داشتم نگاه میکردم که یهو چیزی رو دیدم که داشتم دیوونه میشدم یه نفر دیگه تو حموم بود.هم هیکل بهرام.وقتی رو سکو روبروی مامانم نشست دیدم پدرام دوست اقا بهرام.25 سالش بود 9 سال از مامانم کوچیکتر بود ولی هیکلش مثل بهرام بود.بچه پول دار محل بود.یه بی ام و گرون قیمت زیره پاشه.حالا فهمیدم که مامانم یه بار که تلویزیون نگاه میکردیم گفت که این بی ام و ها میگن فرمونه نرمی داره ضد سرقته و رانندگی باهاش میگن خیلی راحته.حالا فهمیدم که سوار ماشین پدرام شده ای داد بیداد.نشست جلوی مامانم کیرشو گذاشت تو دهنه مامانم.مامانم هم خیلی قشنگ براش ساک میزد باورم نمیشد انگار این بهرام و خیلی قبول داشت گه گداری میگفت اقا پدرام اینجوری خوبه حال میکنی اگه حال نمیکنی طوره دیگه ای بخورم.اعصابم داشت خورد میشددستاشو تو موهای مامانم کرده بودو محکم به طرف کیرش فشار میداد مامانم انگار که مجبور بود این کار و بکنه.یه دفعه بهرامو دیدم که بلند شد پاهای مامانمو از پایین جمع کرد و بلندش کرد مپل مامانی که بچشو میگیره که جیش بکنه ران های مامانمو از پشت گرفت و بلند کرد و از هم بازشون کرو مامانم رو هوا بود اقا بهرام مثل این بود که داره یه وزنه سبک رو بلند میکنهاومد که جاشو درست کنه برگشت و من کسه مامانمو دیدم وای چقدر کوچولو بود از بالای چوچولاش تا سوراخه کونش فقط 6 سانت بود خیلی<br />
خیلی تنگ بود الان میفهمم چرا پدرام بچه پولدار محل چرا داره با مامانه من حال میکنه کسه تنگ و اندامه منحصر به فرده مامانم.بهرام کس مامانمو اروم رو کیره پدرام تنظیم کرد پدرام هم کیرشو اروم تو دستش سیخ نگه داشت تا کس مامانم رو کیرش بیادسره کیرش که به کس مامانم رسید تقریبا کس مامانم دیده نمیشد کیره کلفتی داشت بهرام داشت مامانمو به سمت پایین فشار میداد تا کیره پدرام بره تو کس مامانم ولی چون خیلی تنگ بود به چپ و راست سر میخورد و تو نمیرففت. دو سه بار که اینجوری شد پدرام شهوتیه شهوتی شده بود عصبانی هم شده بود از چهرش معلوم بود نشست پایین دو تا از انگشتاشو خیس کرد با دهنش بعد کرد تو کس مامانم. مامانم یه دفعه جیغ کشید ولی پدرام توجهی نکرد و با عصبانیت تمام انگشتشو میکرد تو و در میاوورد مامانم هم لباشو گاز میگرفت.بعد از چند دقیقه پدرام بلند شد به بهرام گفت بیار تا دمه کیرم تنظیم کنمامانم همینجوری رو هوا بود پاهاشم که بهرام باز باز کرده بود تا کس تنگش باز شه.پدرام کیرشو گرفت تو دستش کوبوند دمه کس مامانم بعد اروم سرشو داد تو که دوباره سر خورد به بالا و پایینبعد از یکی دوبار تلاش بالاخره تونست سر کیره کلفتشو جاکنه تو کس مامانم .مامانم داشت داد میزد میگفت اقا پدرام اقا پدرام.ولی پدرام کیرش شق شق بودو توجهی نمیکرد منم راست راست کردم نمیتونستم برم جلو زورم به اونها نمیرسید.پدرام اروم کیرشو داد جلو به سختی تا نصفه کیرش رفت تو مامانم صدای نفسش تا بیرون میومد بعد از چند دقیقه فشار بالاخره کیر کلفته پدرام تا ته تو کسه مامانم رفت شروع کرد به عقب وجلو کردن که مامانم دستاشو گذاشت دمه سینه های بهرام و گفت اروم تر پدرام اروم تر دردم میاد.پدرام شهوتی تر شد و گفت جووون شروع کرد به تلمبه زدن صدای شالاپ شولوپ تا بیرون میومد کس مامانم شده بو یه سوراخ به قطر کیره پدرام همینطور که کیره پدرام تو کس مامانم بود رو سکوی حموم نشستو بهرام مامانمو گذاشت رو پدرامو بعد پدرام دستاشو حاقه کرد دوره کمره مامانم تا بلند نشه.یهو پدرام به مامانم گفت کیشو که یادت میاد .مامانم انگار برق سه فاز گرفتش.گفت نه نه اقا پدرام خواهش میکنم بزار بلند شم.هر چی تقلا کرد بلند شه نتونست پدرام در حالی که کیرش تو کس مامانم بود محکم گرفته بودش.مامانم دقیقا رو ران پدرام نشسته بود پدرام هم که کیرش پیدا نبود معلوم بود تا ته تو کس مامانمه.نمیدونم چرا مامانم التماس پدرام و میکرد یا به بهرام میگفت اقا بهرام تورو خدا.تو همین میان بود که پدرام دستشو روی گمر مامانم فشار داد این باعث شد کون مامانم از هم باز شه اقا بهرام هم یه تف بزرگ در کون مامانم انداخت وای وای میخواد کیرشو تو کونه مامانم کنه.الان میفهمم که مامانم که کیش میرفته برا کنفرانس برا دادن و تفریح میبردنش.میبردنش باهاش حال کنن تا بهشون تمامو کمال خوش بگذره.در واقع مامانمو میبردن اونجا با یه ارایشگر تا مامانمو براشون ارایش کنه تا بعد از دریا و عشق و حال بیان مامانمو بکنن تا تفریحشون کامل بشه.و دونفری میکردنش چیزی که مامانم ازش وحشت داره اینه بهرام سر کیره کلفتشو در کونه مامانم سر میداد سوراخه کونه مامانم اندازه یه نخود بود چه جوری میخواد کیرشو تو اون سوراخ کنه.وای انگشتشو خیس کرد اقابهرام اروم تو کون مامانم فشار داد رفت تو ولی مامانم گفت اووووف یواش ااایییی.دوباره اینبار با دو انگشت فشار داد تو مامانم داشتبه سینه پدرام فشار میاوورد تا بلند شه ولی نمیتونست وقتی انگشتشو در اوورد سوراخه کونه مامانم به اندازه انگشته بهرام شده بود بلافاصله سرکیرشو گذاشت دمه سوراخو فشار داد تو نمیرفت یه قوطی شبیه شامپو رو سکو بود گرفت و رو ی کونه مامانم ریخت روی سر کیره خودشم مالوند یه جور روغن بود دوباره که فشار داد یهو رفت ت ومامانم داشت تند تند اینورو اونور میکرد تا از دستشون فرار کنه ولی نمیتونست بهرام کیرشو اروم اروم تو کون مامانم میکرد و میگفت جوووون چه کونه تنگی جون .بعد به پدرام گفت من اماده ام.تا این و گفت مامانم دوباره گفت نه نه نه توروخدا نه.دونفری شروع کردن مامانمو به سمته بالا بردنو بعد ولش میکردن مامانمو تا سر کیرشو بالا میاووردنو بعد ولش میکردن تا اینکه تا ته کیرشو بره تو کسو کون مامانم.مامانم که زورش بهشون نمیرسید فقط داد میزد ای وای یواش ااییی بعد از 2 دقیقه پدرام مامانمو گرفت بهرامشروع کرد به تلمبه زد تو کونه مامانم اوووف اووووف مامانم در اومده دوباره دونفری چنان مامانمو میکردن که مثل این میموند که یه بچه اهو زیره چنگاله دوتا شیره قدرتمنده.بعد از یک دقیقه دونفری ارضا شدن و ابشونو تو کس کون مامانم ریختن.مامانم از حال رفته بود تقریبا .بعدش اروم مامانمو گذاشتن رو تخت و لباساشونو پوشیدن و اروم پایین و نگاه کردن یواش یواش در پایین و باز کردن و رفتن مامانم رو تخت بودو داشت خوابش میبرد.دیدم کنارش 4 یا 5 تا تراوله نمیدونم صدی بود یا پنجاهی.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%af%d8%b4%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177703</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده کوچولو سوئدی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%d8%b3%d9%88%d8%a6%d8%af%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%d8%b3%d9%88%d8%a6%d8%af%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 11 Dec 2019 10:16:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتمادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتتاح]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخورمش]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونیه]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتتا]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رانهای]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[طرفدار]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[متوسطه]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[کمی تپلم.از زمانی که هفت فیلم سکسی ٬ هشت ساله بودم به خاطر کون گرد و تپل و سفیدی که داشتم مدام زیر بچه های محل بودم سکسی وبه همشون لاپا میدادم.خیلی ها سعی کردن شاه کس سوراخم و افتتاح کنن اما من میترسیدم و اجازه نمیدادم و چون رانهای گوشتی هم کونی دارم به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کمی تپلم.از زمانی که هفت فیلم سکسی ٬ هشت ساله بودم به خاطر</h2>
<p>کون گرد و تپل و سفیدی که داشتم مدام زیر بچه های محل بودم سکسی وبه همشون لاپا میدادم.خیلی ها سعی</p>
<h3>کردن شاه کس سوراخم و افتتاح کنن اما من میترسیدم و اجازه</h3>
<p>نمیدادم و چون رانهای گوشتی هم کونی دارم به لاپا گذاشتن اکتفا میکردن.این ماجرا ادامه داشت تا زمانی که سنم به</p>
<h4>بیست جنده سال رسید و چون کمی مو داشتم روابط سکسیم</h4>
<p>با همجنسام تموم شد٬ وروم نمیشد پستون به کسی بگم بیاد من و بکنه.تا اینکه با چت روم سکسی هم جنسگراها</p>
<h5>آشنا شدم. کوس تو این چت روم وب کون میدادم و</h5>
<p>خیلی طرفدار داشتم .جلوی وب کونم و به نمایش میذاشتم و حتی خیار تو سوراخم میکردم راستش خیلی دوس داشتم یه کیر سکس داستان واقعی بره تو</p>
<h6>کونم و حسرت کیرهایی رو میخوردم که چند ایران سکس سال پیش</h6>
<p>اجازه نمیدادم برن تو سوراخم .اگه کسی هم پیشنهاد سکس حضوری میداد جرات نمیکردم برم ٬تا اینکه با محسن آشنا شدم.محسن بهم وب صورت و کیرش و داد خیلی از کونم تعریف کرد و گفت هر زمانی که مایل بودی مکان جوره.محسن یه کیس عالی بود از هر نظر اعتمادم و جلب کرد و با هم قرار گذاشتیم. دفعه اول سر قرار نرفتم راستش ترسیدم ام بالاخره رفتم.محسن با یه 206 اومد دنبالم و رفتیم خونشون.چون ظهر تابستون بود عرق کرده بودم واز محسن اجازه خواستم برم دوش بگیرم با کمی خجالت جلوی محسن لخت شدم ولی شرتم و در نیاوردم محسن با شهوت نگاهم میکرد.وقتی اومدم بیرون شرتم و پشت در حموم پیدا نکردم ظاهرا محسن برداشته بودمحسن صدام زد و رفتم تو اطاق .من برهنه کامل بودم اما محسن فقط یه شرت پاش بود.محسن بغلم کرد و گذاشتم رو تخت .خودشم کنارم دراز کشید وشروع کرد لیسیدن سینه هام.یه دستشم رو کونم میکشید ٬کم کم داشتم تحریک میشدم که محسن کیرش و انداخت بیرون.یه کیر کلفت و دراز و کمی کج.یه خورده جا خوردم و گفتم: عجب کیر کلفتی .محسن خندیدوکیرش و آورد جلو صورتم که بخورمش منم.سرش و گذاشتم دهنم وخوب با زبونم نوازشش کردم بعد هم سعی کردم تا هر جایی که میره بکنم دهنم اما فقط نصف کیرش تو دهنم جا میشد چند دقیقه که ساک زدم برم گردوند٬به انگشتش ژل زد و مالوند دم سوراخم٬ بعد انگشتش و کرد تو.وای چه حالی میداد.هنوز داشتم حال میکردم که محسن انگشتشو در آورد و سر کیرشو گذاشت دم سوراخم.خواستم بگم هنوز سوراخم وا نشده که محسن کیرش و فشار داد ٬یه درد عجیبی تو تنم پیچید.محسن اینقد شهوتی شده بود که به ناله های من توجهی نمیکرد٬ خودم و از زیر محسن کشیدم بیرون و ازش خواستم بخوابه تا رو کیرش بشینم .دوباره به کیرش ژل زدم و روش نشستم. سرش که رفت تو٬ چشامو بستم و یه دفه کیرش و تا ته فرستادم تو.محسن آروم آروم تلم میزد ٬سوراخم داشت جا باز میکرد اما از بس کیر محسن کلفت بود بازم درد داشت.تا اینکه حالت سگی گرفتم و براش قنبل کردماینبار کیر محسن راحت رفت تو.به محسن گفتم کیرت تا کجا رفته تو؟ محسن از رو شهوت آهی کشید و گفت تا ته و شروع کرد به تلم زدن.وقتی تخمای محسن به کونم میخورد خیلی حال میداد منم آ ه آه میکردم.دستای محسن رو کونم بودو هر بار که تلم میزد به کونم ضربه ای میخورد که دیونم میکرد .در همین حین محسن شروع کرد واسم جلق زدن که خیلی زود آبم اومد بعد یه دفه محسن تند تر تلم زد و یه دفه کیرش و تا ته فشار داد و نگه داشت٬احساس کردم کیرش بزرگتر شد.رگ کیرش و کامل حس میکردم که داره تو کونم آب پاشی میکنه.بعد از چند لحظه محسن کیرش و کشید بیرون.منم که نا نداشتم رو تخت افتادم.تا بعد</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%d8%b3%d9%88%d8%a6%d8%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177571</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گایدن کس جنده خانوم در هوا</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d9%88%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d9%88%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 02 Dec 2019 08:09:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اخخخخخ]]></category>
		<category><![CDATA[ازهمون]]></category>
		<category><![CDATA[ازونجا]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اینجاس]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[باحالیه]]></category>
		<category><![CDATA[بازکرد]]></category>
		<category><![CDATA[بخورید]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براحتی]]></category>
		<category><![CDATA[برداره]]></category>
		<category><![CDATA[بمالونم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تودهنش]]></category>
		<category><![CDATA[توکونت]]></category>
		<category><![CDATA[توکونش]]></category>
		<category><![CDATA[توهمین]]></category>
		<category><![CDATA[جاخورد]]></category>
		<category><![CDATA[جوووون]]></category>
		<category><![CDATA[جووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چندروز]]></category>
		<category><![CDATA[خابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهای]]></category>
		<category><![CDATA[داستانو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[درومده]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[روزمین]]></category>
		<category><![CDATA[روکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سرازیر]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صمیمیم]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلشون]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[گداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشتیش]]></category>
		<category><![CDATA[گوشتیه]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینه]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیکی]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میخونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشینم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکوبید]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندو]]></category>
		<category><![CDATA[میموند]]></category>
		<category><![CDATA[مینداختیم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخورد]]></category>
		<category><![CDATA[نیوردم]]></category>
		<category><![CDATA[هروقتم]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادمو]]></category>
		<category><![CDATA[وقتیکه]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[یکی از همسایهامون رو بگم فیلم سکسی که مربوط میشه به قبل انتخابات88:من مهدی یا همون میتی یه رفیق صمیمیم دارم که اسمش نیماس خیلیم بچه باحالیه سکسی ما همسایه های زیادی داریم که با شاه کس توجه به بافت قدیمی محله مون همه باهم گرمو صمیمیم مثل محله های قدیم که کونی انصافا ادمای [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>یکی از همسایهامون رو بگم فیلم سکسی که مربوط میشه به قبل انتخابات88:من</h2>
<p>مهدی یا همون میتی یه رفیق صمیمیم دارم که اسمش نیماس خیلیم بچه باحالیه سکسی ما همسایه های زیادی داریم که</p>
<h3>با شاه کس توجه به بافت قدیمی محله مون همه باهم گرمو</h3>
<p>صمیمیم مثل محله های قدیم که کونی انصافا ادمای خوبی هستن تو بین همسایهامون چندتا خانوم هستن که منو نیما خفن</p>
<h4>تو جنده کفشونیم بعضی وقتا به نیما بشوخی میگم از زنت(فلانی)</h4>
<p>چه خبر خلاصه کلی هم بیادشون پستون جق میزنیم. یکی از اون همسایه ها اسمش لادنه. شوهرداره یدونه بچم داره سن</p>
<h5>خودشم حدودا کوس 35سال ایناس استیلش اینطورس که یه کون داره</h5>
<p>که وقتی میبنی ابت میاد پاهاش معلومه خفن توپولو گوشتیه پوستش بد نیس عینکیم هست زیادم مذهبی نیستن سینه های نسبتا درشت سکس داستان اما هرچی از</p>
<h6>کونش بگم کمه طوریه که وقتی راه میره ایران سکس از پشت</h6>
<p>دو لپش بالا پایین میشه هروقتم میومد خونه به ننم سر بزنه چادر میپوشید بدجور چادر لای لپاش میموند که ادموحشری میکرد.خلاصه اینطور بودکه روزا میگذشت من دانشجو بودمو نیما مکانیکی کار میکرد. یروز که داشتم از دانشگاه میومدم دور میدون شهرک غرب دیدم لادن خانم از یه ماشینه مدل بالا پیاده شد موقع پیاده شدنم باهاش دست داد خیلی رفتم توفکر گفتم شاید فامیلشون باشه اما بهش نمیخورد خلاصه فکری خورد بسرم.باخودم گفتم حالشو میگیرم ازین راه میتونم ازش باج بگیرم یروز که مطمئن بودم شوهرش سرکاره زنگ زدم خونشون سلام علیک کردم خودمو معرفی کردم خفن ترسیده بودم اما از طرز خداحافظیش بااون یا اون ماشینه یارو مطمئن بودم فامیلشون نبوده بعداز سلام علیکو اینا قضیرو پرسیدم گفتم عکس گرفتم گف بتوچه اشنام بوده گفتم به شوهرت میگم گفت زر نزن هرگهی میخای بخوری بخورقطع کرد ترسیدم نکنه واقعا اشناش بوده خلاصه بعد 10 دیقه زنگید خونمون گفت چی میخای ازجونم اشغال همینو که گفت دلم قرص شد منومن کردم گفتم پول میخام بعدازکلی جرو بحث گفت میام بهت میدم چند دیقه بعداومد خونمون اومدرو مبل نشست چادر تنش بود زیرشم دامن تاپ بود بعدیکم حرف گفت عکسو نشون بده گفتم نه اول پولو بده گفت باش عوضی اومد چیزی بگه گفتم پول نمیخام بجاش&#8230;. فهمید گفت خفه شو مگه پول نمیخای قاتی کردم تهدیدش کردم گفتم میخام یکم باهات حال کنم اولش ناراحت شدم که دارم اینکارو میکنم امابعدش فهمیدم خانم خرابه گفت چکارکنم گفتم باهم سکس کنیم یکم ساکت شد گفت نه اما یکم بهت حال میدم گفتم باشه یطور نگام کرد یلبخند کوچیک زدو گفت کثافت خلاصه اومد جلوم سریع دستاشوگرفتم گفتم یخورده فقط اروم بوسش گردم لبمو گذاشتم رو گردنش وای که چقد داغ شدم همینطور لیس زدم فقط توفکر کونش بودم چادرشو زدم کنار سینهاشو مالوندم چیزی نگفت بعد سرمو داد عقب گفت:خودم یکم بهت حال میدم دستشو گذاش رو کیرمو مالوند هی مالوندش منم طاقت نیوردم دستمو گذاشتم رو کونش وای که چه کونی گوشتیو بزرگ دستمو گذاشتم لاش شرتشو حس میکردم دستمو رو سوراخش فشار میدادم از زیر کسشو حس میکردم نفسم داشت بند میومد دیدم یدفه جلوم زانوزد شلوارمو دادپایین کیرم افتاد جلو صورتش تا دیدش گفت وای چرا اینقد بزرگه گفتم ماله خودته گفتم لادن خانم بدجور توکفتم همینطور که داشت ازتخمام میمالوند سرشو گذاشت تودهنش باورم نمیشدمعلوم بود که حرفه ای وقتیکه ساک میزد زیرچشی نگام میکرد درست تا نزدیکای تخمم میرفت تو دهنش وقتی سرشو میورد بیرون اب دهنش از کیرم سرازیر بود هی اروم سرشو میبرد تو وای فقط تو فیلما ایطور دیده بودم هی میگفت واقعا بزرگه تمام کیرم خیس شده بود از تخم میمالوندو ساک میزد احساس کردم دارم ارضا میشم بهش نگفتم ریخت تودهنش سرشو اوردبیرون بقیش پاشیدتوصورتش گفت اینم حال حالاعکسو پاک کن قضیرو واسش گفتم اما چیزی نگفت اومد که بره از پشت چسبیدم بهش گفت نکن گفتم بزار یکم از زیر کونتو بمالونم بدجور توکفت هستم گفت نه امادستمو از زیر چادر کردم تویکم مالوندمش بدش نیومد اما رفتشداستانوبه نیما گفتم کلی فحش دادبهم که نامرد تکخوری کردی ازین قضیه چندروز گذشت که دیدم لادن زنگ زد خونمون شمارش از تلفن بیرون بودافتاد گفت خونه ای تنهایی گفتم اره گفت کارت دارم اولش ترسیدم نیم ساعت دیگه خونمون بود اومد ازدر یکم لبخند زدو سلام علیک از ننم پرسید گفتم نیس گفت هیچی اومدم یسر بهت بزنم خیلی تعجب کردم اینطور ندیده بودمش خیلی خوشحال شدم گفتم خوش اومدی بشین الان چایی میارم ازونجا فهمیدم ایشون خراب تشریف دارن وقتی اومدم دیدم با شلوارکو تاپ جلم نشسته وای که دلم ریخت خیره شده بودم به پاهاش گفت چته چرا رنگت پریده گفتم خانم خوشگل ندیده بودم اومد کنارم نشست گفت خوبی اونروز زیادبهت حرف زدم ببخشیدمنم اصلا منگ بودم که چی میگه گفت سماورو خاموش کن چایی نمیخام بیایک باهم حرف بزنیم رفتم تواشپزخونه اونم اومد رفت در یخچال لحظه ای که خم شد چیزی برداره کونش خودشو بهم نشون داد معلوم بود زیرش شرت نداشت ازپشت چسبیدم بهش اونم خندیدو گفت دوس داری دس اوردم رو سینه هاش انکار باد کرده بود فهمیدم اون موقع که اومده بود قبلش حشری بوده گفتم بزار به نیمام بگم گفتم اونم اونروز دیدت گفت زر نزن اگه میخای بگی بگو این فیلمارو بازی نکن جلدی زنگ زدم اونم بیاد همینطور داشتم میمالوندمش برگش توصورتم بهم گفت هنوزم کیرت بزرگه گفتم بله منم بهمش گفتم بهم کون میدی گفت کون چیه کس میدم انگارکه یساعته زیر کیرکه اینطور حشری بود گفتم برگرد خم شووای که برگشت کونشو دیدم شلوارکشو اروم کشیدم پایین یدفه بوی غلیظ ابش خورد بهم باور نداشتم کونش جلومه زبونمو گداشتم رو سوراخ کونش هی لیسش میزدم اونم میگفت جوووون جووووون من اون کیر اونروزیو میخام ازهمون زیر سرمو گذاشتم لای پاش کسشو لیس میزدم هی ازم میپرسید این چیه داری میخوری منم هی میگفتم کس تو منم ازش میپرسیدم چی میخای میگفت کیر میخام دیدم ضدای زنگ اودم ازجا پریدم گفتم نترس نیماس گفت میرم اتاق درو باز کردم نیما ذوق زده گفت چی شده کی اینجاس گفتم لادن است. رنگش عوض شد به اون گفتم دم اتاق وایسا گفتم بیاتو خودم رفتم تو اتاق وای که چی دیدم لخت رو تخت خابیده بود رفتم جلو خابیدم روش سریع زیپ شلوارمو بازکرد کیرمو گرفت گفت به اونم بگو بیادتو وقتی که اومد تو جاخورد سریع لباساشو درورد با اون کیر سیاهش اونم اومد پیش مانشست بقیه داستانو از زبون نیما م بشنوید:وقتی لباسامو د<br />
روردم مهدی درحال مالوندن لادن بود اونم چشاشوبسته بود فقط میگفت جون لخت شدم رفتم منم اروم دستمو گذاشتم رو پاش وای با اون پاهای گوشتیش کسش سفید سفید بود امامنم مث نیما تو کف کونش بودم با یدستش کیر نیمارو گرفته بود با یدستش کیر منو بعدش پاشدم رفتم نزدیک صورتش گذاشتم که تلب کیرمو فرستاد تو دهنش کسکش طوری میک میزد انگار بهم برق وصل کرده بودن من جلوش وایسادمو اونم چاردستوپا شروع کرد کیرمو خوردن مهدی هم ازپشت شروع کرد کونشو لیس زدن وای وقتی که با دستش لپشوباز مکیرد مهدی زبونشو میکرد توکونش اونم میگفت جوووون من که تو فضا بودم هی کیرمو لیس میزد میگفت این چیه منم میگفتم کیر منه بخورش گفت توبیا کسمو بخور دوتاییتون بخورید جرم بدیدبرگشت پاهاشو باز کرد وای که کسش دست کمی از کونش نداشت ماهم عین وحشیا افتادیم بجونشش اخخخخخ اوهههههه بخور عزیزم بخور هردفه لیس میزدیم یه تف مینداختیم رو کسش بدجور ورم کرده بود خفنم حشری بود دستمو گرفت انگشتمو برد گذاشت لب کسش اروم فشارش دادم تو گفت جووووون مهدی هم دستشو کرد تو کونش شروع کردیم عقب جلو کردن دادش درومده بود گفت بسته بسته کیرتوتو بدید اول مهدی پرید روش اروم کیرشو کرد تو کسش من نگا میکردم لادن دستشو حلقه زد دور کمرمهدی میگفت محکم ضربه بزن اونم ضربه که میزد میگفت اههههه اون که میکنی کس منه بکنش گفتم بسته منم میخام من نشستم گفتم بیا بشین رو کیرم گفت الان میشینم فقط قول بده جرم بدی معلوم بود خفن وحشی شده نشست رو کیرم اروم رفت تو کسش خم شدو مهدی از پشت کرد توکونش دوتایمون ضربه میزدیم وقتی کس خیسشو میدیدم حشری تر میشدم مهدی هم که ضربه میزد لپاش بیشتر میلرزید روکیرم بالا پایین میپریدو سینش هی بالا پایین میشد مهدی هی ضربه میزد بادست میکوبید به لپ کونشو میگفت خوشکل این کونو ازکجا اوردی اینقد تنگه میخام جرش بدم برگشت با اخمی بهش گفت پارش کن مال خودته بعدش به من گفت بکن بکن محکم بزنید اخخخخخ دیگه حشری حشری بودم گفتم دوش دارم ابمو خالی کنم توکونت گفت نه بریز توکسم مهدی موهاشو از پشت میکشیدو ضربه محکم میزدو میگفت کونی میخام جرت بدم طوری میکشید که سر لادن بالا گرفته بود منم سینهاشو گاز میزدم کسکش دوتاییمونو براحتی جواب میداد کیرمو از کسش دروردم گفتم مهدی بزار یکم بکنم عثب گفت باشه توهمین موقع که میخاستم بکنمش مهدی یه عکس از کونش انداخت طوری که نفهمید منم کیرمو گذاشتم توکونش هی بالا پایین پریدتا ابمو یکجا ریختم توکونش درش اوردم مهدی کرد تو نفساش بدجوری زیادشده بود معلوم بود داره ارضا میشه هرضربه که مهدی میزد اب کیرمن از بغل سوراخش میریخت وای که این صحنه حشریم میکرد مهدی داد میزد خیلی خوشم اومده بود اونم ریختش توکونش همین که دوروردش لادن عین جنازه ولو شد روزمین از کونش اب زرد میزد بیرون(دوستانی که اب توکون ریختن میدونن) اون صحنه ادم دلش ضعف میکنه خیلی خوش باسن بود دمش گرم بعد ازن ماجرا تا الان دیگه قسمت نبوده البته شایدمهدی کرده باشه اما من بیچاره هنوز تو کفم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d9%88%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177318</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان شاه کس با کون باز دارنده و سکس با پسر حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d9%be/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d9%be/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Oct 2019 09:02:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آبدارش]]></category>
		<category><![CDATA[آرامشی]]></category>
		<category><![CDATA[آرهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انتقال]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بوداسم]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبه]]></category>
		<category><![CDATA[بودهمیشه]]></category>
		<category><![CDATA[بیادوای]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[تخمامو]]></category>
		<category><![CDATA[ترامادول]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[توگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[خابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خانومی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیمو]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستین]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستاتو]]></category>
		<category><![CDATA[دلایلی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دیوارو]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روسریش]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[زایمان]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینه]]></category>
		<category><![CDATA[شدماول]]></category>
		<category><![CDATA[شهوتیم]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[کردمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[کردممن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[معاینه]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادبعد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیه]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستمو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونین]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واااای]]></category>
		<category><![CDATA[واسادم]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[وجودشو]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سال پیش،وقتی من برا اولین فیلم سکسی بار کیرمو وارد کس دوس دخترم کردم(من به دلایلی اسمو تغییر دادم،دوست دخترم &#8220;هستی&#8221; من 2 سال باش بودم،به معنی سکسی واقعیه کلمه عاشقش بودم،ماه رمضون 86 باش شاه کس آشنا شدم و رمضون 88 ازش جدا شدم)اول از اندامش بگم خدایی برا من واقعا کونی فرشته بود [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سال پیش،وقتی من برا اولین فیلم سکسی بار کیرمو وارد کس دوس دخترم</h2>
<p>کردم(من به دلایلی اسمو تغییر دادم،دوست دخترم &#8220;هستی&#8221; من 2 سال باش بودم،به معنی سکسی واقعیه کلمه عاشقش بودم،ماه رمضون 86</p>
<h3>باش شاه کس آشنا شدم و رمضون 88 ازش جدا شدم)اول از</h3>
<p>اندامش بگم خدایی برا من واقعا کونی فرشته بود قد تقریبا 170 وزنش 55 کمر باریک،رون تو پر،صورت مث ماه خلاصه</p>
<h4>واقعا جنده جذاب و سکسی بود.من . هستی 1 ساله اول</h4>
<p>با هم سکس داشتیم اما نه پستون داخل کنم فقط به قول معروف عشق بازی،اما اون روز من کیرمو وارد کس</p>
<h5>نرم و کوس تنگ و گرمش کردمقضیه ا این قرار بود</h5>
<p>که اون روز طبق معمول هستی اومد خونمون و ما مث همیشه شروع کردیم ا هم لب گرفتنو همدیگرو کم کم لخت سکس داستان کردنو عشق بازی.من</p>
<h6>همیشه فقط سر کیرمو تو کسش که اسمشم ایران سکس وفا بود</h6>
<p>میکردم(اینم بگم که اسم کیر من &#8220;صفا پشت مو&#8221; بود که بش &#8220;صفا&#8221; میگفت . اسم کس هستی &#8220;وفا&#8221; بود،اسم کون ناز و تنگش &#8220;جفا&#8221; و اسم سینه هاش &#8220;موش موشی&#8221;)اون روزم طبق معمول یکم ا کیرمو کردم تو کسش که یهو ندونسته یکم بیشتر رفت تو که هستی یه ااااااااااااخ بلند گفت،گفتم چی شد؟گفت نویدی فک کنم تا ته رفت تو،گفتم پس چرا خون نیومد؟که بش شک کردم،خلاصه بعد کلی دعوا و مرافه بش گفتم که تو به من دروغ گفتی و قبل من رابطه داشتی و قبلا پاره شدی،که با صدای لرزون و گریه گفت: نه به خدا نویدی،آخه چرا اینطور شد؟چرا من اینقد بدبختم؟(آخی فدا اون صداش بشم الان دلم براش تنگ شد ای خداااااااا)بعد کلی حرف زدن بش گفتم پس فردا میریم دکتر که معاینه شی.من تو دانشگاه یه استاد تنظیم خانواده داشتم به اسم دکتر امیری که زنشم دکترامامایی داشت،رفتیم پیش زن دکتر امیری برا معاینه که دکتر بعد معاینه گفت آقا این دختر پردش ارتجاعیه و تا وقتی زایمان نکنه،اونم زایمان طبیعی پردش پاره نمیشه اما یه پایه داره که اون پایه پاره شده که از نظر پزشکی الان ایشون زن هستن و گفت که اون پایه هم همین تازگیا پاره شده،خلاصه از اصل مطلب دور نشیم بعد اومدن بیرون از مطب دکتر رفتیم خونه ما که هر روز ا ساعت 8 صبح تا 2.30 خالی بود،همین که وارد خونه شدیم هستی اومد جلو و دستشو گذاشت رو شونمو صورت ماهشو آورد جلو و لب نرمشو گذاشت رو لبم،واااااااای که چه آرامشی بم داد،میمردم براش،بعد گفت نویدی حالا خیالت راحت شد؟من دیگه برا همیشه مال توام،گفتم آره فدات شم آرهبعد طبق معمول پشت در رو انداختیمو رفتیم تو اتاق من،من رفتم یه گوشه نشستمو هستی هم رفت مانتو و روسریشو در آورد و با شلوار لی و یه تاپ قهوه ای که خودم براش گرفته بودم اومد بغل دستم نیشست،بعد با دو دست یه دستمو گرفت و نوازش میکرد و لبمو می خورد(به خدا عاشقش بودم،راستی یادم رفت اینو بگم من ماه رمضون 87 رفتم خواستگاریش،درست بعد 1 سال آشنایی که پدرش خیلی آدم منطقی بود و تنها شرطی که گذاشت کار من بود که من باید کار پیدا میکردم)بعد کلی لب گرفتن آروم منو خوابوند و اومد روم خوابید،وای که چه سینه های نرمی داشت،نرمیه موش موشی رو کاملا احساس میکردم،بعد خیلی آرومو یواش تاپ خودشو بلوزو آستین رکابیه منو درآوردو اومد بخوابه روم که من گفتم یه لحظه واسا،بعد شلوار دوتامونو سوتینه هستی رو درآوردمو(فقط شرت پامون بود) هستی رو خوابوندمو خودم خوابیدم روش،وااااااااااااای کیرمو که شق شده بود ار رو شرت به کسش می مالوندم،دیوونه کننده بود(همیشه تو سکس این حرکات ا خود سکس بیشتر حال میده،برا من که اینطوره)کیرم لا کس خیس و واقعا تپلش گیر میکرد بهد یهو ول میشد،هستی عزیز دیوونه میشد با این حرکات.بعد آرومو خیلی با ملایمت شرت هستی بعد شرت خودمو در آوردم،دوباره خوابیدم روش به محض اینکه کیر شقم بین کس آبدارش گیر کرد یه موج پر شهوت سرتا پامو فرا گرفت،(راستی من اون روز چون میدونستم حتما با هم سکس میکنیم دو تا ترتمادول انداخته بودم بالا تا آبم دیر بیاد)وای که چه حالی میداد می خواستم سریع کیرمو تو کسش کنم اما میدونستم هستی عاشق این حرکاته باز خودمو نیگه میداشتم،بعد هستی خوشگل یه نیگاه تو چشم کرد که بیا بخواب من رفتم زیرو اون ا لبو صورتم شروع کرد به لیس زدن و رفت تا پایین که به &#8220;صفا&#8221; رسید.وای سینه هاش که وحشتناک گوشتی بود میخورد به رونم و شهوتیم میکرد واااای یهو یه لیس کوچیک ا کیرم زد وای داشتم میمردم بعد سرشو کرد تو دهنشو کم کم شروع کرد به لیس زدن،حدود یه 5 دقیقه که ساک زد اونم حرفه ای گفتم همه کس بیا بخواب می خوام وفا (کسش) رو بخورم،(زیاد با خوردن کسش موافق نبود چون میگفت حشریم میکنه منم اون لحظه می خوام که صفا بره توش به خاطره همین اذیت میشم)که گفت نه نویدی می خوام بذاری تو وفا وای دیوونم کرد خابیدم روش در گوشش گفتم چشم نفس نوید همین که خوابیدم روش با دستش کیرم و می مالوند،وای منم دست گذاشتم رو کسش خیس خیس بود (همیشه ا اینکه دستم رو، رو کس خیسش میذاشتم خیلی حال میکردم)دیدم مث همیشه خیسه خیسه،برا کیرمم که ساک زده بود اونم خیسو سر بود،وااااااااااااای کیرمو آروم گذاشتم رو کس نازش که یهو گفت نویدی آروم آروم بکن تو،سر کیرمو آروم کردم تو(که این کارو همیشه انجام میدادیم اما امروز میخواستم تا ته بکنم تو)بعد یکم دیگه کردم تو که چشماشو بستو یه اه بلند کشید،گفت همه کس آییی درد داره،بکن بکن&#8230;&#8230; با اینکه 2تا ترامادول خورده بودم اما میخواست آبم بیاد از بس کسش تنگ و گرمو لیز بود،خلاصه کم کم کردم تو تا اینکه دردش براش کمتر شدو میگفت آآآآآآآآآآآآآآآآآآی نویدی کشتیم فدات بشم آیییی .واقعا این حرفاش خیلی روم تاثیر میذاشت،حدود 5 دقیقه که به این حالت کردمش گفت نویدی میخای بیام روت؟با سر گفتم آره،من رفتم زیر اومد روم نشست بعد با دست چپش کیرمو تنظیم کردو کردش تو &#8220;وفا&#8221; جونم آآآآآآآآآی که این پوزیشن چه حالی میداد بالا پایین میکردو دستشو گذاشته بود رو سینم،منم با دستام داشتم موش موشی رو میمالوندم،(از چهرش میفهمیدم که داره درد میکشه اما چون اولین تجربه سکس کاملش بود دردو داشت همراه با حال تحمل میکرد)یه 3.4 دقیقه که گذشت دیدم یه لحظا ریتمشو آروم کرد و دست گذاشت رو صورتمو آآآآآآآآآآآآآآه خیلی شهوتی کشید،بهد بش گفتم خانومی بلند شو و دستاتو بذار رو دیوارو خودتو خم کن،بعد اینکه خم شد سر کیرمو با آب دهان خیس کردمو از پشت کردم تو کسش،تند تند تلمبه میزدم داشتم دیوونه میشدم آی که چه حالی میداد همینطور که داشتم میکردم یه حرکتی کرد که واقعا بهم حال داد همینطور که خم شده بود و من داشتم میکردم دستشو آورد و از پابن تخمامو گرفت و مالوند،واااااااااااای نمیدونین که چه حال میداد،بعد چند مین هستی وایساد نه کامل وایسه طوری که من دستمو گذاشته بودم رو سینه هاش و داشتم میمالوندم اونم سرشو برگشتونده بودو داشتم لباتشو میخوردم،یکم تو این حالت کردک تو کس با حال و تنگش و دوباره خوابیدیمو اون رفت زیر و تو اون حالت حال کردیم دیگه کم کم داشت آبم میومد(البته هستی تو این مدت چندین و چند بار ارضا شد،خودم از آی و اوی کردنو صداش حدس میزدم) که کیرمو سریع کشیدم بیرونو حالت گربه ای واسادم رو هستی و اونم سریع اومد کیرم گرفتو تند تند می مالوند که یهو آبم اومد . ریختم رو سینش،ووووووااااااااااااااایییییییییی هیچ وقت به این با حالی ارضا نشده بودم،بهد همینطور افتادم رو هستی،حدود 3.4 مین همینطور بی حال روش بودمو آروم و نصفه نیمه لب از هم میگرفتیم و خودمونو به هم میمالوندیم(چون آبمو ریخته بودم رو سینش خیلی حال میداد لیز شده بوده و قلمبگیه سینش که در اون حالت به سینم میخورد خیلی حااااااااااااااال میداد.بعد بلند شدیم و یه لب طولانی از هم گرفتیمو کم کم و آروم آروم شروع کردیم به لباس پوشیدن،من لباسامو کامل کردم تنم اما هستی تاپ و شلوار و کرده بود تنش و هنوز مانتو و روسریش مونده بود،رفته بود جلو آینه که صورتو موهاشو درست کنه که رفتم از پشت گرفتمش . کیرمو که بازم راست شده بود از رو شلوار میمالوندم به کونه نازش،با دستمم سینه هاشو میمالوندمو لب ازش میگرفتم که هستی گفت نویدی دیگه لب نگیر چون رژ زدم 2باره پاک میشه،خلاصه اون روز خیلی حال کردم.امیدوارم که شما دوستان از خوندن این ماجرا لذت برده باشید اما ازتون میخوام که فوش به هستی ندین چون هنوزم با اینکه 7.8 ماه هست که دیگه طعم لباشو گرمای وجودشو حس نمیکنم اما هنوز یه حس عجیبی بش دارم و دوسش دارم.دوستان من تمام تلاشمو کردم که حس و حال و بهتون انتقال داده باشم،امیدوارم که اینطور بوده باشه.بااااااااای(اگه خواستین بازم خاطره سکسی دارم،میذارم براتون،این اولین خاطره سکسی بود که تو نت گذاشتم)</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d9%be/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176836</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پسر اسکل و مامانی حسابی حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%84-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%84-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Oct 2019 09:02:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمون]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اومدمن]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اینارو]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[بارداری]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[برادرش]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودتوی]]></category>
		<category><![CDATA[بودخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[بودسلام]]></category>
		<category><![CDATA[بودمتا]]></category>
		<category><![CDATA[بیتابی]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پاشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پایینی]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالو]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[حوصلگی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خریدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرتم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهره]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلم]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشت]]></category>
		<category><![CDATA[داداشی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتاز]]></category>
		<category><![CDATA[داشتند]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنش]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دامادمون]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود]]></category>
		<category><![CDATA[دعواهای]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتایی]]></category>
		<category><![CDATA[دوچرخه]]></category>
		<category><![CDATA[رفتبعد]]></category>
		<category><![CDATA[سایتها]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کردحالا]]></category>
		<category><![CDATA[کردخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کردمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کردمهر]]></category>
		<category><![CDATA[کردمیعنی]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتنمن]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گفت:اره]]></category>
		<category><![CDATA[گفتمباشه]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونی]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلشو]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلمو]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتند]]></category>
		<category><![CDATA[میزدچند]]></category>
		<category><![CDATA[میشستن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[نبودیم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نموندم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردن]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجاست]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[داستان مال 7 ماه پیش فیلم سکسی تا امکان داشت واقعیت نوشتم .راستش من توی یه خانواده ی معمولی تقریبا مرفه و با فرهنگ زندگی میکنم و سکسی دو تا خواهر بزرگ تر از خودم شاه کس دارم.خواهر بزرگترم نیوشا 3 سال و خواهر کوچکتریه 1 سال و نیم از من بزرگ کونی ترن و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>داستان مال 7 ماه پیش فیلم سکسی تا امکان داشت واقعیت نوشتم .راستش</h2>
<p>من توی یه خانواده ی معمولی تقریبا مرفه و با فرهنگ زندگی میکنم و سکسی دو تا خواهر بزرگ تر از</p>
<h3>خودم شاه کس دارم.خواهر بزرگترم نیوشا 3 سال و خواهر کوچکتریه 1</h3>
<p>سال و نیم از من بزرگ کونی ترن و اسمش نگار هست.من و نگار از بچگی خیلی با هم عیاق نبودیم</p>
<h4>و جنده خب دعواهای نیما و نگار از بچگی ما معروف</h4>
<p>بود.دلیل این هم شاید این بود پستون که سنمون خیلی به هم نزدیک بود و نمی تونستیم حرف هم رو گوش</p>
<h5>کنیم نگارم کوس زیاد از من خوشش نمی وامد من زیاد</h5>
<p>کاری با هاش نداشتم .راستش داستان من از اونجایی شروع میشه که نگار بعد از1 سال پشت کنکور موندن دانشگاه قبول شد.اون سکس داستان موقع من دو</p>
<h6>ماهی بود که دانشگاه می رفتم ولی بر ایران سکس عکس بیشتر</h6>
<p>هم کلاسی هام هیچ نوع تجربه ی سکسی نداشتم و بیشتر فیلم سوپر نگاه می کردم و خودم رو ارضا می کردم.نگار هم مشخصا تا قبل از اینکه بره دانشگاه مطمئن بودم که تجربه ی سکس زیادی داشت.از لحاظ قیافه او توی خانواده ی ما معروف بود و خیلی خوشکل بود و خب خاطرخواه های زیادی هم داشت ولی بابام راضی نمی شد که ازدواج کنه و فکر می کرد دختر همه چی تمومی داره. هیکل روفرمی مرور زمان پیدا کرده بود به خاطر اینکه دوچرخه سواری حرفه ای هم فعالیت داشت 6 ماه واسه باشگاه &#8230; تهران رکاب زد ولی واسه اینکه هیکلش خراب نشه ادامه نداد و در کل چیزی بود که هر مردی آرزوی داشتنش رو داشت و من هم که برادرش بودم به نوعی نگاهم به اون عوض شده بود و خیلی از مواقع که حشرم بالا می زد دوست داشتم با نگار حال کنم .به هر حال اون قیافه ی زیبا و اون اندام بی نظیری داشت هر کسی رو تحریک می کرد و بیشتر از همه باعث تحریک من میشد که هر روز توی خونه نگار و می دیدم و با هم توی یه اتاق می خوابیدیم. بابام خونمون رو 3 سال پیش و از زمان که نیوشا ازدواج کرد فروخت و رفتیم یه خونه ی دو خوابه خریدیم و اون اوایل هم نگارو با اکراه قبول کرد که با من توی یه اتاق بخوابه ولی خب بالاخره هر دوی ما به این قضیه عادت کرده بودیم ولی من بعد از این همه مدت عاشق نگار شده بودم و هر شب بیشتر برای سکس کردن باهاش تحریک می شدم. خلاصه نگار دانشگاه رفتن و شروع کرد و یواش یواش با یه دختری به اسم سما دوست شد که خیابون پایین ما زندگی می کردن و اون هم دختر خوشکل و خوش اندامی بود تیکی بود که سر تر از اون وجود نداشت یه سگ پشمالو هم داشت به اسم روزا بود .خلاصه دوستی نگار با سما نزدیک و نزدیک تر می شد و رفت و آمد سما هم به خونه ی ما بیشتر می شد و روز ها برای مدت زیادی با هم پشت کامپیوتر میشستن. خرید میرفتن به قول خودشون پسر اسکل می کردند . از هر لحاظ با هم مچ بودن مدتی بود که حتی نگاه به پسرام نمیکردن چون چند باری بود هر جا میرفتند تقیبشون میکردم .این دوستی اونها گذشت تا اینکه یه روز که من از دانشگاه بر میگشتم صحنه ی خیِِِــــــــــــــــــــــلی نابودی رو توی خونمون دیدم. اون روز بابا و مامانم خونه نبودن.من داخل خونه شدم و به سمت در اتاقمون رفتم ولی درست موقعی که میخواستم در رو باز کنم صدای نگار رو از پشت در شنیدم که گفت:«آروم تر سما.درد داره.»خیلی تعجب کردم.یعنی توی اتاق چه خبر بود؟سریع رفتم و یکی از صندلی های میز آشپز خونه رو آوردم و گذاشتم پشت در و بالا رفتم و دیدم که بله.خواهر خوشکل من به پشت روی تختش نشسته و سما هم داشت یه هویج تقریبا کلفت رو می کرد توی کون نگار.سریع موبایلمو در آوردم و شروع کردم از پنجره ی بالای در فیلم گرفتن.اولش بدم اومد ولی بعد حشرم زد بالا.به هر مشقتی بود سما به کمک کردم نرم کننده ی من تونست اون هویج رو تا ته بکنه تو کون خواهرم. هم از شدت درد و هیجان داشت آه می کشید.نرگس بعد از این کار کم کم شروع کرد به تلمبه زدن و شاید حدود 10 دقیقه اون هویج که حتی از کیر من هم کلفت تر و دراز تر بود داشت توی کون خواهرم جلو و عقب می رفت.بعد هم نگار که داشت با خودش ور میرفت ارضا شدو و نوبت سما شد و هم که تحمل اون هویج کلفت و نذاشت از نگار خواهش کرد فقط با انگشت و هویج و بکن جلوش اونم برای سما خانوم حسابی مالوند تا اونم ارضا شد و بعد سما گفت وای حالش از کیر خیلی بهتر بود به من که خیلی خوش گذشت دوست دارم همیشه باهات لز کنم .بعد هم دوتایی با هم رفتن توی حموم داخل اتاق.منم سریع همه چیز رو مثل اولش کردم و از خونه زدم بیرون.این خیلی تحریک کننده بود که سما و خواهرم با هم لزبین بودن و همینطور اینکه نگار کونش انقدر گشاد شده بود بیشتر تحریکم می کرد.یه ساعتی تو خیابون گشت زدم و رفتم خونه و با سر و صدا در رو باز کردم و یه سلام بلند کردم و رفتم سمت اتاق.در رو باز کردم و دیدم نگار پشت کامپیوتر نشسته بود.سلام کردم و رفتم تا لباسم رو عوض کنم.ازش پرسیدم:«مامان و بابا کجان ؟خیلی وقته تنهایی؟» با بی حوصلگی گفت:«مامانینا امروز با نیوشا و فرهاد اینا( شوهر خواهر بزرگم) رفتن ویلای محمود(بابای دامادمون توی چالوس). گفتن امشب و فردا شب نمیان.غذا هم واسه این دو روز گذاشتن.نمیخواد نگران شکمت باشی.»سرم را تکان دادم.این که امشب با خواهر جندم تنها بودم و به یاد آوردن صحنه هایی که از لز توپ این دو تا خوشکل که مثل ستاره فیلم سکسی بودند دیده بودم،مدام تحریکم می کرد.خیلی دوست داشتم با نگار سکس کنم و خب امشب باید هر طوری شده بود این کار شو می ساختم و می کردمش .گذشت تا اینکه ساعت حدود 8 شب شد و من داشتم پای اینترنت عکس دانلود می کردم.نگار هم روی تختش نشسته بود و داشت آهنگ گوش میکرد.منتظر فرصتی بودم تا اینکه توی یکی از سایتها یه عکس هات از گروه تاتو دیدم که داشتن با هم لب می گرفتن.من یه کلکسیون کامل از عکس های تاتو توی کامپیوتر داشتم و خب رفتم سراغ اونها و این رو هم بهشون اضافه کردم و بدون مقدمه برگشتم سمت نگارو و گفتم : «نگار این گروه تاتو رو آهنگاشو گوش می کنی؟»نگار گفت:«اره.بدم نمیاد.مخصوصا از اون مو قرمزه عشق من خیلی خوشم میاد.»خندیدم و گفتم:«کلی عکس ازشون دارم.میخوای ببینی؟»نگارم سرش رو تکون داد و به سمت من اومد.من هم فولدر مربوط به عکس های تاتو رو باز کردم تا خودش بیاد ببینه.توی اون فولدر پر بود از عکس های سکسی گروه تاتو توی موقعیت های مختلف و عکس های بدون سوتین اونها.خودم رو عقب کشیدم تا پشت صندلی بشینه.اون هم نشست و شروع کرد و اولین عکس در حال لب گرفتن اونا رو دید.من هم پشت سرش وایساده بودم و نگاه می کردم.بعد هم یکی یکی عکسا رو دید و به عکسای سکسیشون رسید و مطمئن بودم حشرش زده بالا چون هیچ وقت پیش نیومده بود که من حتی یه عکس نیمه سکسی به نگار نشون بدم چه برسه به این عکسا.نوک سینه های که چون میخواست بخوابه سوتین هم نبسته بود کاملا سیخ شده بود و از زیر تی شرتش معلوم بود.مطمئن بودم الان خیلی حشری هست چون دیگه صدای نفس هاش رو هم میتونستم بشنوم بهم گفت نیما اینارو از کجا اوردی یه حال طلبت.عکس ها تموم شد ولی هنوز به عکس آخری خیره شده بود و هیچ حرکتی نمی کرد.شاید منتظر بود تا من یه حرکتی بکنم.من هم کمی فکر کردم و بالاخره خیلی آروم دستم رو روی کتف های نگار گذاشتم که به محض انجام این کار هم دستاش رو روی دستام گذاشت و صندلی رو به طرف من چرخوند و زل زد توی چشمام.میتونستم حشریت رو توی چشماش ببینم.تو دلم گفتم بلخر موقیتش پیش امد چرا من نکنمش من کمتر از اون هویج ودوست پسراشم درنگ نکردم و دستم رو زیر کمرش بردم و بقلش کردم و گفتم الان بدهیتو بده همه چی مبهم بود گیج گیج بودم مست مست , مست کردن خواهره خوشکلم داشتم دیونه میشدم از روی صندلی بلندش کردم و بعد روی تخت خودم گذاشتمش.نگار حالا چشماشو بسته بود و صورت قشنگش بیشتر منو تحریک می کرد.روش خوابیدم و لب هام رو روی لب هاش گذاشتم و شروع کردیم به خوردن لب های همدیگه.خیلی آروم دستام رو پایین بردم و تی شرتش رو در آوردم و حالا دو تا سینه ی برنزه رنگ بزرگ و باد کرده جلوی چشمام بودن.هنوز هیچ کدوم از ما هیچ حرفی نزده بود.خیلی آروم سر یکی از سینه هاش رو توی دهنم کردم که یهو بلند داد کشید داری چه غلطی میکنی من خواهرتم اشغال .به کارم ادامه دادم و یهو نگار یه آه حشری کننده ی با اون یکی سینش هم بازی کردم.زبونم رو از چاک سینه هاش کشیدم و دور نافش چرخوندم و همین موقع با دستام شلوارش رو آروم گفتم و با شرت زیر با هم تا ته کشیدم پایین و از پاش در آوردم و حالا رون های گوشتی و برنزه ی خواهرم جلوی چشمام بود و یک کس بدون موی تنگ بین رون هاش بود.پاهاش رو باز کردم و خیلی آروم زبونم رو بین چاک کسش گذاشتم و از پایین تا بالا با فشار کشیدم که این بار نگار یه آه بلند تر کشید که بیشتر منو حشری کرد.حالا دیگه با سر روی کسش بودم و زبونم رو تا نصفه توی کسش می کردم و در می آوردم.توی همین مدت شلوارم رو در آوردم و به حالت 69 روی نگار نشستم و به خوردن کسش ادامه دادم و سعی کردم کیرم رو به دهنش نزدیک کنم تا اونم کیرم رو بخوره که خب اول با نوک زبونش به سر کیرم میزد که وقت با شدت بیشتری کسش رو خوردم اون هم کیرم رو تا ته کرده بود توی دهنش و داشت برام ساک میزد.چند ثانیه گذشت تا اینکه بدن نگار به لرزه افتاد و ارضا شد و آبش روی تخت ریخت.کیرم رو از دهنش در آوردم و برگشتم و روش خوابیدم و در گوشش گفتم:«چطور بود ؟» لبخندی زد و گفت:«عالی بود داداش.»چند دقیقه ای روی هم بودیم و داشتیم از هم لب می گرفتیم و نگار دوباره حشری شده بود تا اینکه کنار گوش من گفت:«میتونم یه چیزی ازت بخوام؟»با مهربونی توی گوشش گفتم:«هر چیزی بخوای گوش می کنم عزیزم.»نگار هم گفت:«میخوام امشب منو بکنی.»خندیدم و یه لب کوچیک ازش گرفتم و گفتم:«هر چی تو بخوای عشقم.برگرد گلم.»نگار هم برگشت و کون قشنگ و خوش حالتش رو به طرف من گرفت.از روی میز توالت کرم نرم کنندم رو برداشتم و در کونش مالیدم و کیرم رو هم چرب کردم.دور سوراخ کون ش باز بود و اون هویج و سما جون حسابی کار خودش رو کرده بود.خیلی آروم کیرم رو روی سوراخ کونش گذاشتم و یواش فشار دادم.سر کیرم خیلی راحت رفت تو ولی نگار یه آه از روی حشریت کشید.با کف دستام روی کپل های کونش میزدم و کیرم رو بیشتر و بیشتر توی کونش می کردم.سوراخ کونش گشاد گشاد شده بود و کیرم تا ته کونش رفت تو.یه کم صبر کردم و شروع کردم به تلمبه زدن.نگار هم حشریتش بالا زده بود و مدام آه و اوه می کرد و می گفت:«محکم تر منو بکن عشقم.داداش کوچیکم نیما جونم منو یه جوری بکن که پاره بشم.میخوام کونم رو جر بدی.»منم به حرفش گوش می کردم و کیر نه چندان کوچیکم رو کاملا در میاوردم و با شدت میکردم تو کونش.تلمبه هام سنگین تر میشد و آه و اوه و جیغ و داد نگار هم بلند تر میشد تا اینکه اون ارضا شد و منم چند ثانیه بعد از اون ارضا شدم و آبم رو توی کونش خالی کردم.هر دومون روی هم افتادیم نگار گفت خیلی خوب بود بجاش هر کاری بخوای واست میکنم منم گفتم می خوام تو دوستت سما رو با هم بکنم نگار هم بدون هیچ حرفی در جواب من بلند شد و موبایلشو برداشت وزنگ زد به سما و گفت:« امشب بیا خونه ما به مامانت بگو من امشب تنهام و بگو میخوای پیش من بخوابی.زود خودتو برسون خونمون.»بعد هم دوباره برگشت روی تخت پیش من و کنارم خوابید و لبش رو روی لبهام گذاشت و بعدش گفت:«نیما.امشب باید تا صبح من و سما رو بکنی داداشی. خوب اینم سما»یه لب دیگه ازش گرفتم و گفتم:«باشه عزیزم.نمی ذارم بهت بد بگذره آبجی خوشکلم.» همینطوری روی تخت دراز کشیده بودیم و از هم لب می گرفتیم که ده ساعت بعد سما زنگ خونمون رو زد و اومد بالا.نگار هم لخت سریع رفت دم در و نمی دونم چیکار کردن ولی چند دقیقه ای طول کشید که تا بیان تو اتاق.منم تاق باز روی تخت خوابیده بودم که یهو نگارو سما لخت وارد اتاق شدن.خواهرم با هیکل سکسی و پوست برنزه و سما هم با پوست سفید برفی.سما اول روش نمی شد توی نگاه کنه.من هم چیزی نگفتم که نگار به سما گفت:«نیما امشب قول داده از خجالت جفتمون در بیاد. بیتابی تورو میکرد منم جنده شو اوردم»منم پر رو تر شدم و به سمت سما رفتم و جلوش وایسادم و گفتم:«امشب کسو چون گالتو میگام.» بعد هم سما رو گرفتم و پرت کردم روی تخت و سریع قوطی کرم رو برداشتم و مالیدم روی کون سما ونگار هم با انگشتش مشغول شد و کون خودش رو گرفت سمت من.من هم رفتم روی تخت و کیرم رو که با دیدن دو تا کس کردنی و ناز لخت دوباره شق شده بود خیلی راحت تا ته کردم توی کون نگار که دوباره آه و اوه نگار بلند شد.سما هم سر و صداش بلند شده بود که نگار ازم خواست کیرمو در بیارم و بکنم تو کون سما.سما هم که حشری شده بود گفت:«نیما خواهرت بسشه.منو بکن.جرم بده!»کیرم رو از کون خواهرم در اوردم و جلو تر فتم و سر کیرم روی روی سوراخ سما که پشت به من نشسته بود گذاشتم و با یه فشار کوچیک کیرم تا نصفه توی کون سما بود.بعد هم آروم آروم کیرم تا ته رفت اون تو و شروع کردم به تلمبه زدن.کون سما خیلی از کون نگار تنگ تر بود.توی همون حالت حشریت به نگار گفتم:«چرا کون سما از مال تو تنگ تره عزیزم؟»که سما حشری خندید و گفت:« چون من اوپنم از کس میدم ولی نگار از کون میده کون لاشی خودم قبل از تو هم هر روز خدمتش می رسیدن که امروز اون هم بالاخره تو منو رو جر دادی و حالا هم ت وداری.کونم و جریده شد!» نگار حالا زیر سما نشسته بود و سما همزمان که به من کون میداد داشت کس نگار رو میخورد.تو همین حال و هوا بودم که نگار کونش رو جلو کشید و گفت:«بسه.نمیخواد کونم رو بکنی.کیرتو بکن تو کسم!زود باش!» سما با تعجب به سما گفت:«چی میگی؟مطمئنی؟»سما گفت:«اره!» نگار هم حشری شد و گفت:«اصلا اگه میخوای پرده ی خواهر منو بزنی باید پرده ی منم بزنی.منم میخوام بهت کس بدم داداشی.»من که از حرف های این دو تا دختر تعجب کرده بودم حاج و واج بهشون نگار میکردم.سما روی نگار خوابید شکمش رو روی.من که حشرم بی نهایت بالا زده بود گفتم:«کدومتون میخواد اول زن من شه؟اول کس کی رو باید جر بدم؟» نگار گفت:«اول کس من رو پاره کن عشقم.»من هم به سمت سوراخ پایینی که کس نگار بود رفتم و آروم کیرم رو جلوی کسش گذاشتم. نگار با دستش کیرم رو به داخل کسش هدایت کردم.احساس خوبی داشتم و کیرم حالا توی کس تنگ خواهرم بود.یه کم که کیرم داخل شد نگار گفت:«پردم همینجاست عشقم.زود باش جرش بده.من حاضرم.»و شروع کرد به خوردن لب های سما.من هم منتظر نموندم و توی یه لحظه کیرم رو جلو بردم و نگار یه جیغ بنفش کشید و آروم شد.چند ثانیه کیرم رو همونطوری تا ته توی کس نگار نگه داشتم و به محض اینکه کیرم رو یه کم عقب کشیدم خون کس نگار از پایین کسش جاری شد.من هم منتظر نموندم و شروع کردم به تلمبه زدن و حالا نگار از روی حشریت به جای آه جیغ می کشید.سریع کیرم رو در اوردم و جلوی کس سما گرفتم.سما هم کیرم رو یه کم جلو برد و با یه حرکت دیگه کیرم تا ته رفت تو کسش.من که آبم داشت میومد کیرم رو یه بار توی کس خواهرم کردم خون کمی از کس نگار رو کیرم ریخت و یه بار توی کس سما می کردم و هر دوی اونها داشتند از شدت لذت جیغ می کشیدن و آه و اوه می کردن و ازم میخواستن که بیشتر فشار بدم.من هم چند دقیقه به کارم ادامه دادم تا اینکه آبم اومد و آبم رو پاشیدم تو دهن نگار که روی سما خوابیده بود و اونها هم ارضا شده بودن.هر سه تا مون از خستگی روی تخت من کنار هم افتاده بودیم و آه می کشیدیم. نگار میگفت:«کسم میسوزه.وای خیلی میسوزه»وسما دیگه زن داداشت شدی و من هم نمیدونستم که چه اتفاقی افتاده و گیچ و منگ بودم.تا صبح ما سه نفر با هم سکس می کردیم و و من چهار با دیگه هم ارضا شدم که بار آخر واقعا از حال رفتم شدم و صبح ساعت 12 به هوش اومدم. ما سه نفر مدت زیادی هر هفته با هم سکس داشتیم تا اینکه سما پردش رو دوخت و دیگه کس نداد و فقط از کون بهم میداد ولی نگار تقریبا یه شب در میون ازم میخواد که بکنمش و منم نمی تونم به سینه ی خوشکل ترین و خوش هیکل ترین خواهر دنیا دست رد بزنم.تا یه چند ماهی سماو نگار و با هم میکردم یه بارم ابمو تا تش تو کس نگار ریختم که سما سریع رفت وواسمون قرص زد بارداری گرفت . اما بعد مدتی سما رابطش با نگار قطع شد و دیگه نتونستم بگامش . نگارام همیشه شبا کس کونش سر کیر من بود دیگه با پسری بیرون نمیرفت . بعد این ماجرا به فکر خواهر بزرگم افتادم که من هم بکنمش شیوا که واقعا مالی بود و دامادمون از چنگ صد تا دوست پسر درش اورده بود واقعا خوشکل بود &#8230;ادامه دارد &#8230;&#8230;..</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%be%d8%b3%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d9%84-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2412</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف سگ حشر جوری کیر رو میزاره تو دهنش که نگو</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b3%da%af-%d8%ad%d8%b4%d8%b1-%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%af%d9%87%d9%86%d8%b4-%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b3%da%af-%d8%ad%d8%b4%d8%b1-%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%af%d9%87%d9%86%d8%b4-%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 25 Oct 2019 09:13:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانسل]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[بلوتوث]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامون]]></category>
		<category><![CDATA[پریدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تهرانی]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتشو]]></category>
		<category><![CDATA[چیکارکنم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابونده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دادمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونش]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شمارتو]]></category>
		<category><![CDATA[طوریکه]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عکسارو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخوداگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ناخوناش]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییییییییییییییییییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[زنی به اسمه نازنین آشنا فیلم سکسی شد و تصمیم به ازدواج گرفت.نازنین زنی 23 ساله بود با کوس و کون و پستونای عالی (.اگه بگم پستوناش سکسی قد کلتونه دروغ نگفتم)از اولین باری که شاه کس دیدمش حس عجیبی بهش داشتم(اون موقع من 16 سالم بود)دفعه سومی که همو دیدیم گفت کونی شمارتو بده [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>زنی به اسمه نازنین آشنا فیلم سکسی شد و تصمیم به ازدواج گرفت.نازنین</h2>
<p>زنی 23 ساله بود با کوس و کون و پستونای عالی (.اگه بگم پستوناش سکسی قد کلتونه دروغ نگفتم)از اولین باری</p>
<h3>که شاه کس دیدمش حس عجیبی بهش داشتم(اون موقع من 16 سالم</h3>
<p>بود)دفعه سومی که همو دیدیم گفت کونی شمارتو بده داشته باشم(تازه ایرانسل گرفته بودم)منم دادم&#8230;خلاصه شماره دادن همانا و اس ام</p>
<h4>اس جنده های سکسی هم همانا&#8230;مدتی شده بود که شبا به</h4>
<p>هم اس ام اس سکسیو جوک پستون های سکسی میدادیمکم کم به هم تک میزدیم و من تک هاشو میگرفتم و</p>
<h5>اون هم کوس به همین بهونه زنگ میزد و میگفت شارژمو</h5>
<p>پروندیو نیم ساعت لاس میزدیم&#8230; رابطمون بیشتر و بیشتر شد هر شب ساعت 1-2 بعد از اینکه تلفنش با عموم تموم میشد سکس داستان به من زنگ</p>
<h6>میزد و کس شر میگفتیم کم کم حرف ایران سکس های سکسی</h6>
<p>میزدیم و اون از سکساش با عموم میگفت و &#8230;(مثلآ میگفت من عاشق خوردنم تو چی؟؟!)واز اینجور کس شر هاما شیراز زندگی میکنیم و اون تهرانی بود در دوران نامزد بازیشون ماهی یه بار میومد شیراز و یه سرم میومد خونه ما&#8230;خلاصه یه روز تو اتاقم بود و داشتیم بلوتوث بازی میکردیم.منم رو مبل نشسته بودم اون رو تختم یهو اومد نشست رو دسته مبل که عکسارو بهتر ببینه.تو همین حین سر خورد و اومد تو بغلم(سریع پا شد) باید بگم من از این صحنه هیچ برداشته بدی نکردم و روز ها گذشتو2ماه بعد تو یکی از اس ام اس هامون من به شوخی گفتم نازی میخورمت ها که اون در جوابم گفت نه مثله اینکه اون دفعه تو اتاقت که افتادم روت خیلی بهت حال داده!من خوشکم زد و گفتم کی !!!چی میگی تو&#8230; پیچوندمش!یه روز بهم گفت بیا بهم بزنیم و گفت تو بچه ای و نمیتونی نیاز های منو برطرف کنی!کلی باهاش حرف زدم و گفتم من هر کاریو میتونمو..که اون گفت حتی سکس!مو به تنم سیخ شد و گفتم چی میگی؟! که گفت ببین شایان من هیکل خیلی سکسی دارمو خیلیا تو کف کردن من موندنو میدونم تو هم میخوای پس راحت باش! من ترسیدمو گفتم واست متآسفم و من به عموم خیانت نمیکنم و.. بایبعد 1 دقیقه زنگ زد و گریه و گفت میخواستم ببینم چه جور پسری هستی و با بقیه فرق داری یا نه و &#8230; قضیه رو ماس مالی کرد.!گذشت و نازی و عموم ازدواج کردن و ما رابطمون بیشتر اس ام اسی شد و گه گداری میرفتم خونشون و با هم کلیپ های سکسی بلوتوث میکردیم و یه بار که عموم حموم بود باهم فیلم سوپر دیدیم و چند باری ناخوداگاه به هم زل میزیدیم و &#8230;رفت و آمدم به خونه عموم زیاد تر شد و همش به نازی فکر میکردم.نازی همیشه جلوی من یه شلوارک استرج چسبون با یه تیشرت باز میپوشه(جلوی عموم) من همیشه محو سینه هاش و کونش میشدم!شلوارکش اونقدر نازک بود که رنگ شورتش دیده میشد.وقتی خم میشد واسم چای یا شربت بذاره تمومه نگام به چاک سینش بود .خودشم میفهمید طوریکه وقتی وای میستاد یغشو درست میکرد!بد جور تو نخش بودم چیزی حدود 5 سال گذشته بود و من هیچ کاری باهاش نکرده بودم تا که یه روز(5شنبه) که خونشون بودم خونه پسر عمم دعوت شدیم و عموم به من گفت تو با نازنین برین منم آخر شب میام.ما دو تا با هم رفتیم خونه پسر عمم&#8230;اونجا نازنین به (ندا)زن پسر عمم گفت مشروب اگه داری بیار 3تایی دور هم یه 2 پیک بزنیم.خلاصه مشروب رو خوردیمو زن پسر عمم حالش بد شد و گفت میرم تو اتاق یکم دراز بکشم.نازنینم به من گفت تو ام برو دو تا بالشت و یه پتو بیار ما هم یه چرتی بزنیم.رفتم اوردمو کنار هم دراز کشیدیم &#8230;بعد 10 دقیقه یهو دیدم پای نازنین خورد به پام (یه جوری شدم)بد جور حشری شده بودم اما با خودم گفتم بابا دیوونه تو خواب پاش خورده بهت و بیخیال شدم 2دقیقه بعد دوباره پاشو زد به پام ! این دفعه مونده بودم چیکارکنم که یهو جرات کردمو پامو زدم به پاش که دیدم اونم پاشو مالوند بهم یکم با پاهامون بازی بازی کردیم که چرخید و پشت بهم کرد یه لحظه خواستم از پشت بچسبم بهشو با دستام سینه هاشو چنگ بزنم اما بازم ترسیدم کاری نکردم منم یه وری شدمو یه دستمو گذاشتم رو زمین(کنار صورتم) منتظر عکس العماش بودم که یهو قل خورد سمت منو با چشای بسته یهو دستشو انداخت تو دستام منم دستاشو یه فشار کوچیک دادم که اونم هم راهی کردو دستمو فشار داد چشاشو باز کرد و شروع کردیم به لب گرفتن وایییییییییییییییییییییییییی که چه لبایی داشت اوووووووووم دیونه شده بودم.وسط لب گرفتن بودیم که گفتم نازی عاشق سینه هاتم که اونم بدونه اینکه چیزی بگه تیشرتشو داد بالا و منم سریع سوتینشو کندم و حالا نخور کی بخور &#8230;خوابونده بودمش رو زمینو سینه هاشو میخوردم دیوونش کرده بودم با ناخوناش پشتمو چنگ میکشید و من حشری تر میشدم یهو صدای در اومد ما سریع پریدیم از رو هم و پتو رو کشیدیم رومون و خودمونو به خواب زدیم(ندا بود) یه داد زد و گفت تنبلا پاشین و رفت دستشویی ویه 2ساعتی نشستیم به سریال دیدن که عموم زنگ زد به نازی و گفت که شب نمیتونه بیاد! منو میگی تو کونم عروسی شد&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b3%da%af-%d8%ad%d8%b4%d8%b1-%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%88-%d8%af%d9%87%d9%86%d8%b4-%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176846</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی کیر سیاه خیلی دوست داره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 24 Oct 2019 08:51:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمون]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخانه]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرمو]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[دارممن]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشم ]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[كامپيوتر]]></category>
		<category><![CDATA[گردوند]]></category>
		<category><![CDATA[مالوند]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نازنين]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[وحشيانه]]></category>
		<category><![CDATA[ورداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[يكدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[امسالمن قيافم خوبه ولي نه فیلم سکسی سينم خيلي گندس و نه چيز ديگهموضوع بر مي گيرده به ٢ روز پيش من بر عكس همه ي دخترا سکسی بازي با كامپيوتر خيلي دوست دارممن خيلي شاه کس هم حشريم داشتم بازي مي كردم كه ديدم خيلي لوس رفتم يه بازي بگيرم مامانم کونی گفت كه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>امسالمن قيافم خوبه ولي نه فیلم سکسی سينم خيلي گندس و نه چيز</h2>
<p>ديگهموضوع بر مي گيرده به ٢ روز پيش من بر عكس همه ي دخترا سکسی بازي با كامپيوتر خيلي دوست دارممن</p>
<h3>خيلي شاه کس هم حشريم داشتم بازي مي كردم كه ديدم خيلي</h3>
<p>لوس رفتم يه بازي بگيرم مامانم کونی گفت كه من ميرم ارايشگاه كليد و با خودت ببر منم گفتم باشه و</p>
<h4>رفتم جنده رفتم بازي گرفتم و به خونه اومدم و رفتم</h4>
<p>xbox رو روشن كردم و kinect پستون هم همينطور بازي مي كردم و وقتي فيلم بازيمو ديدم كه سينه هام خيلي</p>
<h5>تكون مي کوس خورن حشري شدم رفتم سراغ لباس زيراي مامانم</h5>
<p>خيالم راحت چون كسي خونه نبود و دونه به دونه امتحانشون مي كردم و كلي حال مي كردم تا اين كه حشرم سکس داستان زد بالا رفتم</p>
<h6>حمام با خودم ور مي رفتم تا تصميم ایران سکس گرفتم يه</h6>
<p>كاري كنم رفتم اشپزخانه خيار ورداشتم رفتم اب باز كردم خيار خاستم بكنم تو كونم ديدم خيلي درد مي گيره يه كرم ديدم ورداشتم كرمي كردم و كردم تو راحت تر رفت عقب و جلو كردم و گفتم بسه ديگه بيشتر بكنم ممكنه يه دفعه يكي بياد همينطور كه فقط شرت و سوتين پوشيده بودمرفتم كه از پنجره بندازم بيرون كه يك دفعه صدا كليد اومد و داداشم طبق معمول بي زنگ. زدن اومد تو چون اتاقمون بقل همه اومد كه سلام كنه اومدم بگم كه نيا كه ديدم اومد تو خشكش زد و خيار و ديد يكم سرش قهوه اي بود و قضيه رو فهميد گفت نازنين و چون ازم آتو داشت هر طور مي خواست حرف بزنه گفت اووولالا گفتم خفه شو عوضي برو بيرون انگار نه انگار گفت حيف كون تو نيست كه با اين خيار جر بخوره گفتم خفه شو اشغال و اومدم كه يه سيلي بزنم كه سينمو گرفت و گفت عجب چيزيه ادم ميخواد تا صبح ليس بزنه منم كه تازه فهميدم اتو داره ازم فهميدم كه هيچ كار نمي تونم بكنم يكم اروم شدم و گفتم خواهش ميكنم برو بيرون و به كسي چيزي نگو گفت يا جرت ميدم به همه ميرم ميگم گريم گرفت سريع رفتم رو تخت و زدم زير گريه اومدكنارم و گفت اين كارا فايده نداره و سريع اومد شرتمو پايين بكشه سريع گفتم نكن و اومدم مانع بشم كه شلوارشم در اورد و گفت يه خيار گنده تر گفتم خواهش ميكنم اين كارو نكن التماس ميكردم كه شروع كرد به كونم ضربه زدن من فقط گريه مي كردم و هي ميگفت جون جون منم التماس ميكردم كه بر گردوند و شروع كرد به ور رفتن با سينه هام وحشيانه اين كارو ميكرد داشت دردم ميومد كه با كسم بازي ميكرد من يكدفعه حالم عوض شد و به جاي گريه ناله ميكردم شروع كرد به لب گرفتن و سريع كيرشو داد ساك بزنم اما من قبول نكردم چون اين كار مال جنده هاست من همچنان التماس ميكردم كه سريع بر گردوند و از رو ميزم يه كرم برداشت و مالوند به كيرش و كرد تو سوراخ كونم خوشيختانه كيرش خيلي كوچيك بود خيلي درد نداشت بعد سريع رفت و بعد بيرون خونه منم يك ساعت رو تختم گريه مي كردم كه ديدم اومد خونه و يه گل دستشه كمك كرد پاشم و رفت بيرون و تا لباس عوض كنم من عوض كردمو رفتم يه سيلس محكم بهش زدم و در نهايت كلي عذر خواهي كرد و رابطمون تو خونه از بعدش خيلي بد بود البته اون نه.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176812</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.257 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 03:03:05 by W3 Total Cache
-->