<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>مالیدمش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%85%D8%B4/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 12:35:05 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>مالیدمش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>لزبین های ناز و سکس خوشگل در استخر</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2%d8%a8%db%8c%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2%d8%a8%db%8c%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 02 Dec 2019 08:09:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانی]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکار]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[پایینش]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[حالیشه]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[رویایی]]></category>
		<category><![CDATA[سکس دختر با دختر]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدم]]></category>
		<category><![CDATA[لزبین]]></category>
		<category><![CDATA[لیمویی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[نخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطورکه]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هم به راحتی هر چه فیلم سکسی تمام تر داشتم لمسش می کردم برای اینکه مطمئن تر بشم که حالیشه یا نه چند بار عمدی دستما به سکسی طرف سینه هاش برد وفشارشون دادم دیدم شاه کس که فقط می خندیدو چشماش را می بنده ازش لبم می گرفتم فهمیدم که نه کونی حایش نیست [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>هم به راحتی هر چه فیلم سکسی تمام تر داشتم لمسش می کردم</h2>
<p>برای اینکه مطمئن تر بشم که حالیشه یا نه چند بار عمدی دستما به سکسی طرف سینه هاش برد وفشارشون دادم</p>
<h3>دیدم شاه کس که فقط می خندیدو چشماش را می بنده ازش</h3>
<p>لبم می گرفتم فهمیدم که نه کونی حایش نیست وخوشش می آید دیگه می خوردمشون در نظر داشته باشید که یه</p>
<h4>دختر جنده 17 ساله را لباش را بخوری مکشون بزنی چی</h4>
<p>میشه ،تو ی رویایی دیگه بودم پستون ، که صدای اون پیر زن را شنیدم که می گه شام حاضر بعدش</p>
<h5>ما هم کوس رفیتم شام را خوردیم بعد از کمی صحبت</h5>
<p>موقع خواب شد که باید می خوابیدیم قبل از خواب هم کلی با شقایق لاس زدم ومی مالدوندمش که طوری شده بود سکس داستان که هر چی</p>
<h6>بهش می گفتم نه نمی گفت و اگه ایران سکس می خواستم</h6>
<p>همون شب هم بکنمش چیزی نمی گفت چون تا حد لخت کردش پیش رفتم اما دیگه نخواستم ادامه بدم خواستم یه فرصته دیگه این کار انجام بدم .صبح شد و قتی بیدار شدم دیدم که خودم لختم و کسی هم پیشم نیست ولی بعد از دو سه دقیقه باز هم شقایق را دیدم که همون لباسهای کهنه قبلیش را پوشیده و سلام کرد و صبح خیر گفت بعد اومد باز هم تو ی بغلم من هم اونو مثل بچه ها بغلش کردم بعد رفیتم صبحانه را خوردیم وآماد شدیم که بریم به طرفه خونه خودم تو راه هم همش حرف می زدیم هنوز هم باورم نشده بود که همچین دختر نازی دارم .خلاصه رسیدم خونه بعدش کمی خونه را نشونش دادم کاملا گیج شده بود وهنوز باور ش نشده بود که اینجا خونشه یه جوری هم خودم دلم واسش می سوخت چون کلادر کمبود بزرگشده واسه همین هم ازش دلجویی می کردم در تمام این مدت همش می مالوندمش واونهم راضی بود وچیزی هم نمی گفت تا اینکه رفیتیم بیرون وچند دست لباس هم براش خریدم دیگه شب رسیدم خونه شام هم بیرون خورده بودیم خیلی خسته بودم می خواستم برم یه دوش بگیرم که یه لحظه فکری به سرم زدوگفتم یه امتحانی بکنم ببینم که چی می شه به شقایق گفتم که بریم حموم تا خستگیمون در بره اون هم اصلاً مثل اینکه از خداش باشه چیزی نگفت منهم دستش راگفتم بردم تو حموم لباس های شقایق همهرا درآوردم اصلا باز هم باورم نشده بود لختش کرده بودم واقعاً زیبا بود بدنی سفید وکمری باریک وباسن بزرگ و وسینهای لیمویی ازخصوصیاتش بود لباسهای خودما راهم در آوردم وفقط شورتم موند رفیتم زیر دوش آب و شروع به خیس کردنش کردم بعد لیف وصابونرا برداشتم تا بهانه ای باشه برای دست زدنم به بدنش .کارم را شروع کردم خیلی آروم وبا حوصله ابتدا سینههاش را بعد آروم آروم به باسن دیگه تقریبا ً به جای بدنش لیفا می کشیدم بعضی وقتا هم فقط دستما می کشیدم شاید 5 دقیقه ای نشده بود که کل بدنش را می مالیدم هر بار که با بدن لخت بغلش می کردم باورکنن نزدیک بود که آبم بیا ولی خودما نگه می داشتم به زور همینطورکه می مالیدمش دستم به کونش می خورد احساس می کردم حال به حال می شه واسه همین هم دستما بیشتر اطراف کون کوسش می چرخوندم به سرم زد که کمی کونش را انگشت کنم واسه اینکار مدام خمش می کردم وکارم آروم شروع کردم بعد از یک دقیقه ای متوجه شدم شقایق توی آسمونهاست واسه همین هم سریع دو انگشتی اینکار کردم و خیلی سریع کونش جواب داد بعد سه انگلشتی دیگه اونقدر این کارانگشتش کرده بودم که کونش بسته نیم شد واسه همین هم وقتی خمش می کردم آروم کیرم دم سوارهخش گذاشتم و فشارش دادم خیلی راحت بدون که اصلا چیزی بکه تا ته فرستام توش کمی توش نگه داشتم بعد بلند کردم وبالا پایینش می کردم با این کارم تلمبه می زدم باور کنند اونقدر گشاد شده بود که تا ته می کردم و جیکش همدر نمی آومد همینطور چشم بسته تو بغلم بود نمی دونم چندق دقیقه ای همین طور می کردم که یه لحظه احساس کردم که آبم داره می آید وهمه را توی کونش خالی کردم و محکم فشارش می داد می لرزیدم اونهم می لرزید باشدت بسیار بالا بعد از چند دقیقه به بخودم اومدم دیدم که شقایق هنوز بی حاله بعد با کمی نوازش و بوس اون را هم سر حال آوردمش بعد از حموم اومدیم ورفیتم تو اتاق خواب الان دیگه هردو لخت لخت تو ی اتاق خواب بودیم بعد کشیدمش روی تخته خواب ووتوی بغلم گرفتمش چیزی نمی گفت ومنگ بود همینطور کشیدمش روی خودم کمی به سوراخش نرم کند زدم باز هم کیر با سوراخش میزان کردم وخیلی آروم فشار دادم رفت توش دیگه واقعاً توی اوج بودیم ومحکم تلمبه می زدم بعد نیم ساعت باز هم توش خالی شدم همین طور خوابیدم صبح باز وقتی بیدار شدم اونهم بیدار شد باز هم یه لب از گرفتم بازهم کمی نرم کنده زدم بهش وباز شروع کردم به کردنش صبحی کمی تنگ شده بود به سختی می رفت توش اما رفت .خلاصه 5 روز از امدنش به خونه من گذ شت بود که می خواستیم یه سری به بابا بزرگش ومادر بزرگش بزنیم توی این 5 روز باور کنید شاید روزی 10 یا 12 باراز کون می کردمش دیگه خوش هم عادت کرده بود در عرض این 5 روز هم کونش بزرکو قلمبه شده بوده سنه هاش بزرگتر و برجسته تر بدنش پر شده بود صورت هم گرد توپولیتر شده بود بعد از دیدار از خونه پدر بزرگ رفیتم خونه خودشم هم راضی بود بعد رفیتم به شمال شب شده باهم می خواستم بخوابیم واینبار دستم را به کوسش می زدم تا برای کردنش آمادش کنم همون شب هم دو بار کوسش را کردم .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%84%d8%b2%d8%a8%db%8c%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177305</post-id>	</item>
		<item>
		<title>از کلفتی کیر  کس جنده خانوم کش میاد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 29 Nov 2019 17:00:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانات]]></category>
		<category><![CDATA[انداختش]]></category>
		<category><![CDATA[انداختن]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تولیدی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خبردار]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستین]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتیپ]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونا]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونی]]></category>
		<category><![CDATA[داستانتو]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دخترهای]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دوطرفه]]></category>
		<category><![CDATA[دیروقت]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[روزهای]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کارگاه]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاو]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوی]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مزخرفات]]></category>
		<category><![CDATA[مقابلم]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[میبنده]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسید]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسی]]></category>
		<category><![CDATA[میترسید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکنید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرن]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزه]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نخواستین]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفتی]]></category>
		<category><![CDATA[نیوفته]]></category>
		<category><![CDATA[هرجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همسایگی]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیشو]]></category>
		<category><![CDATA[واییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/QnR62SskVjTap0N1IPha2w/022/023/541/v2/1280x720.214.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="از کلفتی کیر  کس جنده خانوم کش میاد" title="از کلفتی کیر  کس جنده خانوم کش میاد" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>برم کامپیوتر درست کنم واقعا فیلم سکسی دیگه این درست کردن کامپیوتر مسخره شده یک سوژه جدیدتر پیدا کنید&#8230;.و دومین نکته اینکه امان از دست همه کسایی سکسی که اینجا خاطره گذاشتن و من رو شاه کس به صرافت انداختن تا این اتفاق که هم خوب بوده و هم بد برام بیفته&#8230; کونی خاطره از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/QnR62SskVjTap0N1IPha2w/022/023/541/v2/1280x720.214.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="از کلفتی کیر  کس جنده خانوم کش میاد" title="از کلفتی کیر  کس جنده خانوم کش میاد" decoding="async" /></p><h2>برم کامپیوتر درست کنم واقعا فیلم سکسی دیگه این درست کردن کامپیوتر مسخره</h2>
<p>شده یک سوژه جدیدتر پیدا کنید&#8230;.و دومین نکته اینکه امان از دست همه کسایی سکسی که اینجا خاطره گذاشتن و من</p>
<h3>رو شاه کس به صرافت انداختن تا این اتفاق که هم خوب</h3>
<p>بوده و هم بد برام بیفته&#8230; کونی خاطره از اونجایی شروع میشه که من (29 ساله) کلا تا امروز با هیچ</p>
<h4>زن جنده و دختری پولکی و یا کنار خیابونی سکس نداشتم</h4>
<p>و کلا تمام سکس هایی که پستون داشتم با دوست دخترهای خودم بوده و عادت دارم همون اول کار میپرسم اگه</p>
<h5>طرف مقابلم کوس اهلش نباشه باهاش ادامه نمیدم&#8230; بریم سر اصل</h5>
<p>داستان&#8230;تو همسایگی ما یک آقای دکتر هستش که ایشون یک دختر خانم 13 &#8211; 14 ساله داره و طبقه پایین ایشون هم سکس داستان یک دختر خانم</p>
<h6>16 ساله داره&#8230;همه با کلاس شدن تو ساختمونمون&#8230; ایران سکس این دوتا</h6>
<p>اوایلی که آقای استاد اومده بودن خونه ما زیاد باهم مچ نبودن و ماجرا از اونجایی شروع شدش تابستون شد و امتحانات جفت دخترای گل تموم شدش&#8230;اینا هر روز تو حیاط خاله بازی و این بچه بازی هارو داشتن و خب ما هم هر روز از سر کار برمیگشتیم عصر بود و این دوتا رو میدیدیم&#8230;اسماشون دختر دکتر سحر و دختر استاد مریم&#8230;خب من با این سحر کوچولو خیلی بیتشر جور بودم چونکه باباش باهم خیلی رفاقت داشتش و خیلی باهم مچ بودیم و حتی در تمام روزهای بعد از انتخابات باهم تو خیابونا بودیم و این صمیمت مارو بیشتر و بیشتر میکرد&#8230;بریم سر ماجرا یک روزی که من از سر کار برگشتم دیدم که سحر تو حیاط تنها نشسته و داره بازی میکنه خب طبق عادت همیشه که با بچه خوش و بش میکردم بهش سلام کردم و باهاش دست دادم و گفتم چیه امروز چرا تنهایی و از این مزخرفات که گفتش که مریم اینا رفتن مهمونی و من تنهامم اینم بگم که پدر و مادر سحر هر دو تا دکتر هستند و اصولا تا ساعت 8 و 9 خونه نیستن و این دختر ناز خیلی وقتا میشد که میومدش خونه ما&#8230;منم گفتم باشه به بازیت برس و اومدم بالا و بعد از 1 ساعت که یه چیزی خوردم با چایی که دستم بودش رفتم روی بالکن و داشتم منظره جلوی بالکن رو تماشا میکردم از اطاقم ویو عالیه و حواسم به پایین پرت شد و دیدم که بچه داره با عروسکاش بازی میکنه اولش زیاد توجه نکردم ولی بعد از چند دقیقه که دوباره نگاه کردم دیدم به به این کوچولوی نازم داره با عروسکاش سکس بازی میکنه اولش بازم شک داشتم ولی یکمی که توجه کردم دیدم درست فهمیدم و با یک عروسک اون یکی رو میکردش و خودش سر و صداهاشون رو در می آوردش و من گوشام خیلی تیزه و همه به خاطر این مسئله ازم فاصله میگیرن و خوب داشتم میشنیدم که بچه داره چیا میگه (خونه ما طبقه دوم هستش و تا حیاط زیاد فاصله نداره اینم گفتم بعدا کیرهاتون رو به گوش ما حواله ندین) دیگه وقتی که مطمئن شدم خواستم ببینم که واقعا اهلشه یا اینکه فقط تو عالم خودش با خودش حال میکنه الکی سر و صدا کردم و دیدم فوری نگاه کرد ببینه کی هستش و از بازی دست کشید و وقتی دید منم به بازی عادی مشغول شدش و منم که دیگه هوس یک دختر بچه تازه و عالی زیر زبونم افتاده بود ناخودآگاه گفتم سحر داشتی چیکار میکردی که یهو ترسید گفتش هیچی و منم گفتم دیدما عروسکات تکون میدادیشون نکن سرشون گیج میره (راست میگن بچه های این دوره زمونه پررو هستند) که برگشت گفتش نه اینا عادت دارن به این حرکات و خندید و منم خندیدم و از همونجا باب صحبت رو باز کردم و ازش پرسیدم به چی عادت دارن و اونم یکمی خجالت کشید و گفت همونایی که دیدی همیشه با مریم از این بازی ها باهاشون میکنیم و منم تازه شستم خبردار شد که به به مریم هم بله&#8230;از هیکلای بچه ها بگم سحر حدود 155 قد و سیه های تازه بیرون اومده که تازه سوتین میبنده با یک کس نقلی و کوچولو&#8230;مریم خب بزرگتره نسبتا و اینکه خانواده ای درشت هیکل داره سینه های سایز 70 یک کون خوشگل و طاقچه و هیکل نازی که واسه بچه 16-17 ساله عالیه و یک کس توپول نناز&#8230; هیچی دیگه هیمنجوری داشتم با سحر شوخی میکردم و چرت و پرت میگفتم که یک دفعه خواستم ببینم چفدر شیطونه گفتم من گردنم درد گرفتش اینقدر پایین رو نگاه کردم تو گردن درد نگرفتی اینجوری سرت و بالا نگه داشتی که اونم در تایید حرف من گفت چرا ولی خب شما بزرگترین زشته بخوام چیزی بگم (تو دلم گفتم چه لفظ قلم حرف میزنه) بهش گفتم میخوای مریم هم که نیستش پاشو بیا بالا پیش ما تا مامان و بابات بیان و انگار از خدا خواسته بود دویید اومد بالا منم خونه تنها بودم یعنی اصولا تنهام پدرم که تا دیروقت سر کار هستش مادرم هم یه تولیدی لباس داره و اصولا تا دیروقت کارگاه هستش و منم خیلی میرم اونجا چونکه همه خیاط هاش دخترای جوون هستند :Dسحر اومد بالا و در زدش و منم در رو باز کردم و اومد تو و اومد نشستش تو پذیرایی و مابقی حرف و شوخی هامون که میکفتن اینجوری اذیت میشن عروسکات و هی میخواستم ببینم چقدر آماده بحث سکس هستش که دیدم زرنگه و یک خط در میون حرف میزنه و یک دفعه ای بهش گفتم حالا با مریم چه بازی باهاشون میکنید که گفتش زشته و چندبار اصرار کردم تا اخرش با خجالت چند ثانیه نشون دادش و زود عرسوک هارو پرتشون کرد کنار و همین شد باب سکس ما دو نفر که بعد از این حرکت گفتم ای شیطون اینکه شیطنت های دوطرفه مرد و زنه و خندید و گفتش خب دیگه و منم یک دفعه ای بهش گفتم که میخوای واقعیشو هم بازی کنی..؟بچه یک لحظه هم ترسید و هم حس کنجکاویش داشت اذیشت میکرد ولی کنجکاوی نذاشتش که آروم بمونه و گفتش با کی و منم با انگشت خودمو نشون دادم و گفت آخه و من دیگه نذاشتم حرف بزنه رفتم پیشش نشستم و یواش بغلش کردم و گفتم آخه چی میترسی کاری بکنم و اونم با سر تایدد کردش و گفتم نترس کاریت ندارم فقط یکمی با بدنت بازی میکنم و میخورمت این کلمه آخر بدجوری به شیطنت انداختش و گفتش چه جوری که منم شروع کردم از گردنش به خوردن بدنش اولش گردنش رو چند تا میک زدم دیدم به به آماده آماده است و یواش یواش لب های خوشگلش رو بوسیدیم هیچی بلد نبود حتی لب دادن هم بلد نبودش و فقط لبام رو میبوسید بالاخره هرجوری که بود شروع کردم دوباره به خوردن گردنش و دستم رو هم گذاشتم رو سینه نازش که یک آه کوچیک کشید و خودشو شل کردش و نم همونجوری ادامه دادم و دستم رو یواش بردم زیر تی شرتش و سوتینش رو بردم بالا و سینه هاشو میمالیدم و گردنش رو میخوردم که دیگه دیدم حسابی حشری شده و شروع کردم یواش یواش تی شرت رو از تنش در بیارم اولش ترسید و نذاشتش ولی بهش<br />
گفتم میخوام سینه هاتو بخورم راضی شدش و چون خیلی کنجکاو بودش فوری تی شرت و در آوردش و منم سوتین رو باز کردم و شروع کردم به خوردن سینه هاش وای چه طعمی داشتش وای چه طعمی داشت دوستانی که سینه تازه خوردن میدونن من چی میگم بعدز از اینکه حسابی سینه هاشو خوردم نوبت رسیده بود به کسش اولش اصلا نذاشتش شلوارش رو در بیارم میترسید ولی وقتی یکمی از روی شلوارم مالیدمش کم کم راضی شد وایییییییییییییییییییییییی وقتی شلوار رو کشیدم پایین یک شورت خیس جلوم بود خودش که این صحنه رو دید کلی کنجکاو شد که ببینه چیه که بهش گفتم بعدا برات توضیح میدم و یواش یواش شورت رو از پاهاش در آوردم و سر رو رسوندم به کس خوشگلش وای اولین لیسی که زدم بچه ترکید چنان واییییی گفتش که خودم ترسیدم ولی دیدم میگه بازم زبون بزن خیلی خوبه و من دوباره شروع کردم به لیسیدن کسش و چندبار دیگه زبون زدم و تو چند ثانیه دیدم یه مایعی پاشید تو صورتم و دیدم داره میلرزه و نفسش داره بند میادش دلم نیومد ادامه بدم ولی دیدم خودش بازم میخوادش بهش گفتم استراحت کن عزیزم من همینجام تو هم هستی و حدود 30 دقیقه ای دراز کشیده بود روی مبل و منم فوری براش چایی نبات آوردم که فشارش نیوفته و از اینجا سکس های ما شروع شدش و بعدا مریم هم وارد شدش&#8230;دوستان دیگه چشمام درد گرفتش بقیه ماجرا رو بعدا میگم&#8230;نظر خواستین بدین نخواستین هم اصلا واسم مهم نیستش&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa%db%8c-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/QnR62SskVjTap0N1IPha2w/022/023/541/v2/1280x720.214.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177333</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده  خانوم شاه کس برای گایده شدن کسش داره التماس میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%af%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%af%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Nov 2019 10:03:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنش]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اووردم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[بخورتش]]></category>
		<category><![CDATA[بخورمش]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برگردین]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بلوزشو]]></category>
		<category><![CDATA[بودیمو]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پایینو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندیم]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[حالتون]]></category>
		<category><![CDATA[خانومی]]></category>
		<category><![CDATA[خشکمون]]></category>
		<category><![CDATA[خندمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[داداشی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رحمانه]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکمو]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلکش]]></category>
		<category><![CDATA[کارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لبامونو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[منگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میچسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[می‌دیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستمو]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیمو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[فیلم سکسی دو تا زنو فیلم سکسی ی مرد بودند که دو تا زنا شروع کردن به خوردن لبای هم . منو زیبا هم ی نگاهی به سکسی هم کردیمو خندمون گرفت ی نگاهی به شاه کس لبای هم انداختیمو لبامونو به هم نزدیک کردیم .لبامونو چسبوندیم به هم شروع کردیم به کونی خوردن لبای [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>فیلم سکسی دو تا زنو فیلم سکسی ی مرد بودند که دو تا</h2>
<p>زنا شروع کردن به خوردن لبای هم . منو زیبا هم ی نگاهی به سکسی هم کردیمو خندمون گرفت ی نگاهی</p>
<h3>به شاه کس لبای هم انداختیمو لبامونو به هم نزدیک کردیم .لبامونو</h3>
<p>چسبوندیم به هم شروع کردیم به کونی خوردن لبای هم . واقعا هیچی بهتر از این نمی شد لبای زیبا واقعا</p>
<h4>خوشمزه جنده بود من که خیلی دوست داشتم لباشو . ولی</h4>
<p>نمیدونستم اونم از لبای من لذت پستون می بره یا نه ولی اگه نمی برد خب هیچ وقت اون طوری نمی</p>
<h5>خوردش .من کوس که با لذت تمام لبای زیبا رو میمکیدم</h5>
<p>وای خیلی خوشمزه بودن مخصوصا اب دهنش که مزه خاصی داشت .هر دومون سینه های همدیگه رو از رو بلوزامون می مالیدیم سکس داستان . زیبا بلوز</p>
<h6>منو در اوورد و ممه هامو با دستش ایران سکس گرفت و</h6>
<p>شروع به خوردن ممه سمت راستیه کرد . با اون دستشم به نوک اون یکی ممه ور می رفت . منم دستمو کردم تو موهای سرش. خیلی خوب سینه هامو می خورد عاشق این کارش بودم. وای بخور زیبا جونم بازم بخور خوشکل خاله کوچولو.منم بلوزشو در اووردم . این بار نوبت من بود . با دستم ممه خوشکلشو گرفتم و مثل خودش شروع به خوردن کردم . اولش یکم شور بود ولی بعد شیرین تر از قند شده بود. زیبا قلقلکش می شد و می خندید . منو زیبا یکم از فیلم سکسی که میدیدیم عقب افتاده بودیم . منو زیبا ی کیر کم داشتیم ولی به هر حال به کارمون ادامه دادیم . زیبا بلند شد و شلوار لیشو از پاش در اوورد بعدش شرتشو کشید پایین . خوابید رو تخت و پاهاشو از هم باز کرد منم سرمو گذاشتم لای پاشو شروع کردم به لیس زدن کسش . کسشم مثل لباش خوشمزه بود ولی لباش ی چیز دیگه بود . کس خوشکلشو لیس میزدم و با دستم می مالیدمش . زیبا هم با دستاش سر من گرفته بود و پاهاشو میچسبوند به سر من .صدای خوشکلش بلند شده بود . بدجوری تحریک شده بود ولی من نمیخواستم ارضا بشه چون خود من هنوز مونده بودم . منم بلند شدمو شلوارکمو با شرتم با هم کشیدم پایینو در اووردم .نشستم رو مبل و پاهامو باز کردم به زیبا گفتم حالا نوبت توست که از منو بخوری . زیبا بلند شد که کسمو بخوره که در اتاق باز شد و حمید اومد داخل و ما رو دیدمنو زیبا خشکمون زده بود . من که با داداشی قبلا سکس داشتم از اومدنش خوشحال شدم . من با پاهای باز رو مبل نشسته بودمو زیبا هم خودشو جمع کرده بود و شلوارشو انداخت روی پاهاش .حمید گفت به به اینجا رو ببین چه خبره . چه دو تا خانومی اینجا تک و تنهان . چیکار می کردین؟؟ من گفتم داشتیم با هم حال می کردیم فقط ی چیزی کم داشتیم که انگار جور شد !!!حمید گفت بهتر از این نمیشه . منم میتونم تو حالتون شریک باشم؟ منگفتم حتما بیا . به زیبا گفت میتونم ؟ زیبا هم ی نگاهی به من کردو سرشو تکون داد. حمید اومد جلو و منم نشستم روی مبل . جلوی من ایستاد . من کیرشو از رو شلوار گرفتم و می مالیدم . عجب کیر شق کرده ای بود . کیری که فقط می خواست ی راه واسه بیرون اومدن پیدا کنه .زیپ شلوار حمید و باز کردمو شلوارشو کشیدم پایین . اااوووف کیرش داشت شرتشو پاره می کرد . شرتشو کشیدم پایین . ی کیر تر و تمیز و کلفت و اشنا افتاد بیرونو تکون می خورد . با دست گرفتمش و سرشو کردم تو دهنم و شروع کردم به خوردن . یکم خوردمو درش اووردم. به زیبا گفتم بیا بخور . کیر داداش من خیلی خوشمزست . امتحان کن . حمید زد زیر خنده . گفت اره بخور که از دستت میره .زیبا هم که خندشگرفته بود کیر حمید و گرفتو کرد تو دهنش . سر کیر حمید تو دهنش بود با لذت تمام می خوردش . لبای خوشکل زیبا روی کیر حمید سر می خورد واقعا این کیر شایسته لبای زیبا بود . صدای اوم اوم ساک زدن زیبا شنیده می شد که نفس نفس میزد . کیرو از دهنش در اورد و من گرفتمش و حالا نوبت من بود که بخورمش . دوباره شروع کردم به خوردن ولی این بار تا اونجایی که میشد می کردم تو دهنم و در میاووردم .حمید کیرشو کشید بیرونو بهمون گفت برگردین چهار دست و پا بشید . منو زیبا هم روی همون مبل چهار دست و پا نشستیمو کونای خوشکلمونو دادیم عقب . دو تا کون کوچیک ولی خوشکل و البته تر وتمیز . حمید با دستش محکم یکی به قمبولای من زد و یکی به قمبولای زیبا . نشست پشت منو لای کونمو باز کرد و سرشو گذاشت لای کونم و شروع کرد به لیس زدن لای کونم . وای که چقدر حال میداد . سوراخ کونمو لیس میزد و با دستش کسمو می مالید . اوووم عالی بود ..رفت سراغ کون خوشکل زیبا و اونم مثل من لای کونشو باز کرد و شروع کرد به لیسیدن لای خوشمزه زیبا . زیبا هم چشماشو بسته بود داشت لذت می برد . منم دستمو کرده بود تو کونمو داشتم سوراخمو اماده می کردم واسه کیر داداشی .حمیدم در حین خوردن محکم می زد به قمبولای زیبا که بدجوری صدا می کرد. زیبا هم با هر ضربه ی اخ بلند می کشید . قمبولای سفیدش سرخ سرخ شده بودن . حمید از خوردن دست کشیدو ایستاد پشت من .همون موقع بود که سر کیر حمید و رو سوراخ کونم احساس کردم که اروم اروم داشت می رفت توم . اولش واقعا درد داشت طوری که صدای اخ اخ من بلند شده بود . اخه هنوز درست سوراخم باز نشده بود . ولی به هر حال کیر حمید رفت توی کون کوچولوی من . تلمبه زدن حمید شروع شد و صدای چالاپ چالاپ کون دادن من بلند شد . زیبا هم داشت به سوراخش ور میرفت . حمید بالای کونمو گرفته بود و کیرشو بی رحمانه تا ته می کرد تو کون من . انگار نه انگار داره ابجیشو می کنه . کیرشو کشید بیرونو رفت پشت زیبا تا به اونم ی حالی بده . کیرشو اروم اروم کرد تو کون زیبا و شروع کرد به تلمبه زدن .زیبا معلوم بود درد زیادی رو تحمل می کرد چون بدجوری اه و ناله می کرد . البته حمید هم بدجور داشت می کردش . شکم حمید می خورد به قمبولای زیبا و صداش در میومد.حمید انگار از کردن زیبا بیشتر داشت لذت می برد چون دیگه ول کنش نبود . طبق معمول هم می زد به قمبولاش . ولی بلاره کیرشو کشید بیرون و ابشو ریخت روی قمبولای زیبا . ی اه بلندی کشید ولی انگار پایان کار نبود . منو خوابوند روی مبل و پاهامو اوورد بالا و کیرشو کرد تو کونم دوباره شروع کرد به تلمبه زدن .زیبا هم اومد و شروع کرد به خوردن لبام که مزه کیر داداشی رو میداد . حمید خیلی عجله داشت و می ترسید که مامانم از راه برسه . سوراخ کونم واقعا داغ شده بود که حمید کیرشو در اوورد و به زیبا گفت که بخورتش . زیبا هم نشست روی زمینو شروع کرد به خوردن کیر حمید . حمید سر زیبا رو گرفت خودش کیرشو تو دهن زیبا عقب و جلو می کرد . به من گفت تو هم بیا بخور . منم ن<br />
شستمو کیرشو کرد تو دهن من و مثل زیبا سرمو گرفتو تو دهنم تلمبه می زد . تا بلاخره اب حمید برای بار دوم اومد پاشید رو صورت منو زیبا . عجب فشاری داشت ولی املاحش همون بار اول رو کون زیبا خالی شده بود . صورت منو زیبا پر از اب حمید شده بود . که زیبا کیر حمید و کرد تو دهنش و خوب تمیزش کرد . اون روز کیر حمید بین منو زیبا تقسیم شد البته نه بطور مساوی !!!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%af%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177133</post-id>	</item>
		<item>
		<title>درس هاتو نخونی باید کس منو بخوری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d9%87%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d9%86%d8%ae%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%a9%d8%b3-%d9%85%d9%86%d9%88-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d9%87%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d9%86%d8%ae%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%a9%d8%b3-%d9%85%d9%86%d9%88-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 21 Sep 2019 05:49:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انچنان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوریه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بابامو]]></category>
		<category><![CDATA[بادکنک]]></category>
		<category><![CDATA[بازوشو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بایستی]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابی]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بشورمت]]></category>
		<category><![CDATA[بشورمش]]></category>
		<category><![CDATA[بشوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرسته]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهاش]]></category>
		<category><![CDATA[چهارتا]]></category>
		<category><![CDATA[چیکارش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خودتونو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[داستاناش]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهای]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترشم]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[درخواست]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگی]]></category>
		<category><![CDATA[رانهای]]></category>
		<category><![CDATA[رونهام]]></category>
		<category><![CDATA[ریحانه]]></category>
		<category><![CDATA[سالگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سکس‌های]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینم]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخه]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکم]]></category>
		<category><![CDATA[صابونی]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قراردادم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کاندومو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوند]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماشالا]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونم]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیتش]]></category>
		<category><![CDATA[موندیم]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبینه]]></category>
		<category><![CDATA[میبینی]]></category>
		<category><![CDATA[میترکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوختم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشود]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[هامونم]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونطوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[هیچکدوم]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[وایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[وبعدشم]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بابامو تنها گذاشت همیشه تو فیلم سکسی فکر سکس با بابام بودم و با خوندن داستانهای سکسی نوشته شده تو اویزون تو خیالم با اون بازیهای سکسی سکسی می کردم . یکی دو بار برای شاه کس بابام وقتی میرفت حمام حوله میبردم ولی همیشه دوست داشتم که یه بار با بابا کونی حمام کنم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بابامو تنها گذاشت همیشه تو فیلم سکسی فکر سکس با بابام بودم و</h2>
<p>با خوندن داستانهای سکسی نوشته شده تو اویزون تو خیالم با اون بازیهای سکسی سکسی می کردم . یکی دو بار</p>
<h3>برای شاه کس بابام وقتی میرفت حمام حوله میبردم ولی همیشه دوست</h3>
<p>داشتم که یه بار با بابا کونی حمام کنم ولی موقعیتش پیش نمیومد همیشه پشت کمر بابام جوش داشت ولی چون</p>
<h4>کسی جنده واسش پشتشو نمی شست از بین نمیرفت یه بار</h4>
<p>که ازش پرسیم گفت قبلا مامانت پستون میشست ولی از بعد فوتش دیگه نشود خوب بشورمش من گفتم : خوب چرا</p>
<h5>تا به کوس حال به من نگفتی گفت : خجالت میکشیدم</h5>
<p>گفتم : وا خجالت برا چی خجالت نداره که ، پاشو پاشو بریم حمام و بازوشو گرفتم و کشیدم و بردم طرف سکس داستان حمام گفتم امروز</p>
<h6>کلا خودم میشورمت توهم فکر کن من مامانم ایران سکس و خجالت</h6>
<p>نکش کمکش کردم لباسش را در آورد و فقط با یک شرت بردمش داخل حمام و قتی وارد شدیم گفتم بابا چون لباسم خیس می شه اشکالی نداره من هم لباسم را در بیارم گفت نه بابا چه اشکالی دخترمی خوب ، تازه مگه نگفتی جای مامانتی خوب مامانت که میخواست بیاد حمام کلاً لباساشو میکند. من هم بلوزم و شلوارکم را در آوردم و بعد سوتینم رو هم کندم و با یه شرت نازک و باریک که پام بود رفتم داخل حمام آب را سرد و گرم کردم و به بابا گفتم بیا برو زیر آب البته در این مدت حواسم بود که بابا زیر چشمی به سینه ، رونهام و باسنم نگاه می کرد .خوب بهتر من که از خدام بود منم که الان نقش مامانو داشتم ، پس زنش بودم خوب ادم بدن زنش رو نگاه میکنه دیگه رفت زیر آب و خودشوخیس کرد گفتم بابا این طوری که من نمی تونم بشورمت یا باید بشینی یا دراز بکشی تا من بشورمت بابا هم اول نشست و بعد از کمی مکث روی شکمش دراز کشید من اول می خواستم یه پام رو این طرف و اون یکی پام رو اون طرفش بذارم و در نهایت بشینم روی باسن یا کمرش و بشورمش ولی فکر کردم زود. این بود که من هم زانو زدم همان طرفی که بابا دید داشت تا بتونه هر چیکه دوست داره رو ببینه ، من لیف میزدم و بابا هم دید میزد تا اینکه گفتم بابا برگرد تا بغیه بدنت را هم بشورم برگشت ولی دیدم خجالت کشید آخه کیرش بلند شده بود و از زیر اون شرت خیس کاملا دیده می شد و می شد فهمید که شهوتی شده ولی من به روی خودم نیاوردم و شروع کردم به شستن بابا و حتی چند بار هم دستم را مالیدم به کیرش خیلی حال می کردم دیگه هر دو مون از شدت حشر تو فضا بودیم با خودم گفتم اگه قراره کاری کنیم همین حالا بهترین وقته به بابا گفتم میشه شرتت رودر ارم که بتونم بشورمت. تا بابا بخواد جواب بده من نشستم و دست بردم و شرت بابا رو از پایش در اوردم اول کمی سفت گرفت ولی با نگاه من خودش هم کمک کرد شرتش را در آورد عجب چیزی داشت وقتی چشم به کیرش افتاد داق کردم دلم می خواست همش را بکنم داخل دهنم و براش ساک بزنم ولی حالا زود بود ، از تعجب گفتم وای این دیگه چیه که بابم خندش گرفت گفت چیزی که مامانت بخاترش همیشه میومد حمام پشت منو بشوره بابا که اینو گفت فهمیدم که مامان به هوای سکس میومد حمام پشت بابا رو بشوره منم خواستم به بابا یه دستی بزنم گفتم : خوب مگه چیکارش میکرد گفت : حالا گفتم : حالا نداشتیما مگه نه که من الان جای مامان هستم خوب منم میخوام همون کارو بکنم گفت : خوب حالا بشور بعدا پا شدم که برم دوباره لیفو صابونی کنم متوجه شدم بابا همینطور که خوابیده داره لا پای منو دید می زنه من هم کمی لفتش دادم و کمی لای پاهام رو بیش از حد معمول باز کردم و صابون را برداشته روی لیف گذاشتم و امدم جوری که بدنم با بدن بابا تماس داشته باشه پیشش نشستم صابون را برداشتم و شروع کردم دور کیرش و خود کیرش را صابون زدم و شروع به شستن کردم من می شستم و بابا هم باسن و رانهای منو دید میزد من فهمیدم حالا وقش است گفتم بابا میشه مو های روی سینه ات را بزنم اخه من خیلی از اینکه شما سینه هات مو داره بدم میاد اول گفت نه ولی بعد گفت باشه خوب بچه مامانتی دیگه مامانت هم بدش میومد باشه بزنش من هم سریع تیغ رو برداشتم و بعد یه پام را این طرف بدن بابا و یه پام را آن طرفش قراردادم و با کمی صابون مالی مشغول تراشیدن موی رو سینش شدم و چون روی دو زانو بودم سعی کردم باسنم را آنقدر عقب ببرم که با کیرش تماس داشته باشه که اگر اونم خودش رو تکان داد بفهمم که اونم مایله . ضمن تراشیدن خودم را آرام به آلتش مالیدم طوری که فکر نکنه از عمد این کار را کردم و کمی منتظر شدم دیدم بابا هم آرام کیرش رو به باسن من مالید من هم جوابش را دادم و بیشتر مالیدم و اون هم بیشتر و با کمی فشار این کار را کرد من خودم را از باسن بلند کردم و عقب تر دادم تا قشنگ کسم با کیرش بخورده اون هم چیزی نگفت و خودش را تکان می داد کار تراشیدن تمام شده بود و وقتی من به بابا نگاه کردم بابا خجالت کشید و چشمهاش رو بست . من حالا دیگه روی دو پا نشسته بودم و کیر بابا لای پای من بود و داشتم خودم و به بهانه مالوندن سینه هاش با لیف خودم رو از کمر تکون می دادم دیگه کارش رو راحت کردم و قشنگ نشستم رو کیرش و می مالیدمش به کس خودم خیلی کیف داشت با دستم یکم شرتم رو کنار زدم و سر کیرش رو مالیدم به کسم و بعد خودم رو یکم کشیدم جلو و جوری نشستم که سر کیرش دقیقا جلوی سوراخ کونم بود برای اینک لیزش کنم به بابا گفتم اه چرا این اینطوریه همین حالا شستمش که پس چرا دوباره کثیف شودش دوباره کیرش رو با صابون قشنگ لزج کرم و تو یه لحظه یکمی هم صابون به سوراخه خودم مالیدم و دوباره سرش را طوری قرار دادم که اگر خواست بتونه بفرسته تو دیدم بابا هیچ کاری نمی کنه من یکی دو بار خودم رو جلو عقب کردم ولی همش در میرفت تا اینکه با دست گرفتمش و خودمو یکم عقب دادم به زور یکم رفت تو داشتم نابود میشدم ولی میخواستم هر جور شده امروز تمومش کنم وقتی سرش رفت داخل خیلی درد گرفت که یه چند ثانیه ای وایستادم و از نوع یکم دیگه نشستم رو کیرش کیرش انقدر کلفت بود که گفتم الانه که کونم پاره شه ، دیگه بابا هم خودشو تکون میداد تا اینکه یه بار که امدم خودمو تکون بدم بابا هم همون موقع خودشو تکون داد و یهو کیرش کاملا رفت تو داشتم میترکیدم از درد یه اه ه ه ه ه خیلی بلندی کشیدم که فکر کنم همسایه هامونم شنیدن چند لحظه تکون نخوردم بابا هم همین تور ولی بعد یواش یواش شروع کرد به تکون دادن خودش و با دستاش منو جوری هدایت کردکه تقریبا رو زانو وایستم واون هم داشت تلمبه میزد و با سینه هام ور میرفت از این حالت خسته شدم به بابا گفتم : بابا من خیلی کمرم درد گرفت میشه دراز بکشم شما پشتمو بمالی بابا گفت : باشه من بلند شدم و شرتمو هم کندم و به سینه دراز کشیدم و به بابا هم گفتم شروع کنه بابا هم نشست رو پا هام و شرو کرد به مالوندن من . من هم یکم پاهامو باز کردم و دوباره کیره بابا رو با دست فرستادم تو و به بابا گفتم اینطوری خوب نیست بهتره شما روم دراز بکشین و خودتونو تکون بدین. بابا هم همین کارو کرد و دوباره سریع مشغول تلمبه زدن شود با هر ورود کیر بابا من یه ناله از ته وجودم سر میدادم تا اینکه من احساس کردم که دیگه دارم میام و به بابا گفتم سریع تر ، سریع تر ، و بابا هم شدت ضرباتو محکمتر میکرد تا اینکه من امدم و بعد از اون اهساس گرمائی تو کونم کردم که از ناله های بابا فهمیدم که بابا هم ارظا شده و خودشو تو من خالی کرده بعد از اینکه بابا هم ارضا شد یه چند دقیقه به همون صورت موندیم بعد همدیگرو شستیم و رفتیم بیرون وقتی رفتم تو اطاقم داشتم از شدت خوشهالی پرواز میکردم نمی دونم کی و چطوری اون شبو خوابیدم تا صبح یکی دو روز بعد از اون بابا گفت : ریحانه مییای حموم من میخوام حموم کنم منم که از خدام بود گفتم : باشه برین منم الان میام بابا رفت تو منم دو سه دقیقه بعدش رفتم داخل بابا ، با یه شورت تو حموم بود منم با سوتین و شرت رفتم داخل من واسه سکس نقشه ها داشتم بعد از اینکه بابا رو حسابی شستم به بابا گفتم حالا نوبت شماست شما بایستی بشوریدم بابا هم گفت باشه امدم رو پاهای بابا نشستم و بهش گفتم سوتینم رو باز کنه اونم گوش کرد و بازش کرد بعد یکم بلند شدم و گفتم شرتم رو هم بکنه بابا گوش کرد و دست انداخت و شرتم رو دراورد بعد من دوباره نشستم رو پاش ولی یکم عقبتر نزدیکای کیرش و هی خودمو میمالوندم به کیرش بابا که باز مثل بار اول خوابش برده بود و هیچ کاری نمی کرد من خم شدم و به بابا گفتم که پوشتمو بشوره بابا شورو کرد ، بعد برگشتم و گفتم منو کلا بشوره بابا هم شروع کرد خوب میشوست خصوصا کسمو خیلی طول داد و حسابی دست مالیم کرد به بابا گفتم : میشه من دوباره رو پاهات بشینم بابا هم گفت : چرا که نه منم سینه به سینه رو پاهاش نشستم جوری که سر کیر بابا تو کس من بود یکم خودمو جا به جا کردم و به بابا گفتم : میشه منو به همین صورت بلند کنه بابا هم همین کارو کرد منم همون جوری شروع کردم به بالا پائین کردن کیر بابا تو کس من داشت تکون میخورد ولی حیف پرده داشتم و نمیشود تا ته بره داخل بابا منو گذاشت زمین و گفت دراز بکش منم دراز کشیدم و پاهامو باز کردم بابا پاهامو گذاشت رو شونه هاش و کیرشو یکم توف زد و گزاشت سر کونم و فشار داد منم ضور زدم تا بابا راحت بفرسته سخت بود ولی از اوندفعه راهت تر رفت داخل وقتی رفت داخل بابا شروع به تلمبه زدن کرد چند دقیقه که منو به اون صورت کرد برگردوندم و بهم گفت کونتو بده بالا منم همین کارو کردم و بابا دوباره کرد داخل وشروع کرد به تلمبه زدن تا ابش امد وبازم تومن خالیش کرد بعد از اینکه بابا ابش امد همونطوری رو کف حمام دراز کشیده بودیم که بابا بهم گفت : ریحانه ، مامانت همیشه برا همین میومد حمام که تو داری کار اونو برام میکنی که من گفتم میشه من از این به بعد نقش مامانو واست داشته باشم که بابام منو بقل کرد و کلی بوسید و شروع کرد از داستاناش با مامان برام گفتن که چه جوری با هم اشنا شدن و چه سکسهای جالبی با هم انجام دادن تا اینکه من دوباره هشری شدم و زیر دوش دوباره بابا منو کرد ولی با این تفاوت که این بار خودش منو بقل کرد و گزاشت رو کیرش و منو کرد ولی باز ابشو تو من خالی کرد بعد ازاین سکسی که با ، بابام داشتم خیلی خوشحال بودم چون میدونستم از این به بعد برای بابا نقش مامانو دارم و دیگه میتونیم تو هر زمانی ، از همدیگه بدون خجالت درخواست کنیم که سکس داشته باشیم بابا سر شام بهم گفت : ریحانه اگه دوست داشته باشی میتونی زمانی که خونه مهمون نداریم تو اتاق من با من بخوابی وقتی که اینو از بابا شنیدم خیلی خوشحال شدم و سریع قبول کردم . بابا از سرعت تو قبول کردن من خندش گرفت و گفت : قربون دختر مهربونم برم که انقدر باباشودوست داره که میخواد شبا پیش باباش باشه تا باباش واسه خواب تنها نباشه بعد از شام بابا رفت بیرون و بعد از حدود 1 ساعت برگشت خونه ، یه مقدار وسیله خریده بود ولی با خودش برد تو اتاقش شب وقتی که داشتم میرفتم تو اتاق بابا تو وجودم یه احساس عجیبی داشتم چون سالها از خوابیدنم تو اتاق کسه دیگه ( اتاق مامان بابا ) میگذشت . چون من عادت ندارم به جز تخت خودم تو تخت دیگه ای بخوابم واسه همین هیچ وقت شب واسه خواب خونه هیچ کدام از فامیلهامون نمیموندیم . وقتی حاظر شدم و رفتم تو اتاق بابا دیدم بابا دوباره داره میره حمام . گفتم : دیگه چرا گفت : خیلی گرممه ، میرم یه دوش بگیرم سریع میام ، میخوای توهم بیا گفتم : اخه &#8230; تا من بخوام حرف بزنم بابا گفت : ناز نکن دیگه بیا منم گفتم : باشه بریم جلوی در حمام بابا لباسای منو کند و با خودش برد داخل وقتی داشتیم دوش میگرفتیم بابا یکم منو دست مالی کرد ولی زیاد کاری باهام نداشت بعد امدیم بیرون بابا رفت و از تو کمدش یه ساک اورد بیرون و گفت : دیگه از این به بعد موقع خواب اینا رو بپوش و بخواب نگاه کردم دیدم دو ، سه دست لباس خواب نازک با سه چهارتا هم شرت و سوتین برام خریده من گفتم : به به . چه بابای خوبی به فکر دخترشم هست منم سریع هوله رو در اوردم و گفتم : خوب کدومو بپوشم بابا گفت : من که میگم همینطوری هم خوبه راحت تری بابا که اینو گفت منم سریع رفتم رو تخت دراز کشیدم و گفتم : باشه من که از خدامه بابا هم هولهشو کند امد تو تخت بابا که دراز کشید سریع امدم روش دراز کشیدم و شروع کردم به لب گرفتن و بازی کردن با کیرش و بعد رفتم پائین و شروع کردم به لیسیدن کیر بابا گفتم : میخوام قبل از خواب با هام یه سکس خشن داشته باشی بابا هم قبول کرد و گفت : پس چرا بی کاری اول برگرد که منم یکم از خانوم گلت لذت ببرم و بعد برو و اون کرمو بیار منم برگشتم و کسمو گذاشتم جلوی دهن بابا و بعد از چند دقیقه که بابا حسابی واسم لیسید رفتم کرمو اوردم و هم به کیر بابا زدم و هم به سوراخه کونم بعد نشستم رو کیرش و بابا خودش با دستش کیرشو تنظیم کرد رو سوراخه کونم و یواش یواش فشار داد داخل وقتی که کیرش تا ته رفت داخل شروع کرد به تلمبه زدن خیلی سریع تلمبه میزد من به جز اه و ناله کردن کاری نمیتونستم بکنم چند دقیقه که تلمبه زد منو بر گردوند و به کمر خوابوند و سرشو اورد پائین و شروع کرد به خوردن سینه ها و کسم انقدر کسه منو خورد که من ارضا شدم بعد دوباره کیرشو گزاشت تو کونم و از نو منو کرد هنوز 1 دقیقه نشوده بود که داشت منو اینطوری میکرد که به من گفت برگردم و سجده بزنم منم همین کارو کردم بابا هم دوباره کرد تو کونم و شروع کرد به تلمبه زدن من دیگه داشتم از شدت درد و خوشی میسوختم که بابا منو بقل کرد و پاشد من تو بقل بابا بودم و بابا بهم گفت : همینطوری که از پاهات بقلت کردم خودت شروع کن به بالا پائین کردن منم شروع کردم به بالا پائین کردن داشتم بالا پاین میکردم که دوباره ارضا شدم که بابا منو کذاشت پائین و گفت : خم شو منم با تمام بی حالیم خم شدم و بابا شروع کرد به کردنم انقدر این کارو کرد ، وایستاد ، دوباره کرد ، وایستاد ، که من دوباره داشتم میومدم که گفتم : بابا تورو خدا سریع تر دارم میام بابا هم سریع تر تلمبه زد تا من بازم امدم که 10 ، 20 ثانیه بعد از ارضا شدن من بابا هم ارضا شد و یکمو داخل کونم و باقیشم رو کمرم خالی کرد دیگه هر دو خسته همونطوری افتادیم رو تخت تو اوج بی حالی گفتم : بابا چرا اینقدر دیر ارضا شدی که بابا گفت : من قبل از حمام هم وایگرا خوردم هم اسپری بی هسی زدم که هم راست باشم هم دیر بیام منم گفتم : دستت درد نکنه از این به بعد همیشه این کارو بکن یکی ، دو ماهی از اولین سکس من با ، بابا میگذشت یه شب سر شام به بابا گفتم : بابا دیگه از این مدل سکس خسته شدم مگه نه اینکه من برا شما جای مامانم خوب پس چرا باهام از جلو سکس نمیکنی بابا گفت : خوب بعدا ً موقع ازدواج چی میکنی گفتم : من با شما ازدواج کردم و دیگه قصد ازدواج ندارم بابام از این حرف من خوشش امد ، ولی برای عابرو داری یکم نه و نو کرد ولی وقتی از من پافشاری دید قبول کرد که باهام از جلو هم سکس داشته باشه قرار شود که شب بابا پرده منو بزنه تا من رسما ً زن ، بابام بشم بعد از شام رفتم حموم و یه حمام حسابی هم کردم و حسابی کسمو برق انداختم تا بابا از کسم انچنان لذتی ببره که ، بگه چرا تو این مدت منو از کس نکرده وقتی امدم بیرون رفتم و از تو کمد مامان که الان کمد لباسای جدید من شده بود ، خشکل ترین شرت و سوتینمو انتخاب کردم شرتم از نوع لامبادائی بود ، به رنگ ابی اسمونی ، که جلوش یه گیپور سفید میخورد که روش عکس یه بادکنک داشت سوتینمم که ست همین شرتم بود ، یه سوتین گیپور ابی اسمونی که روش عکس دو تا بادکنک بود جالب انحا بود که نخ بادکنکا از نوک سینه هام شروع مید ولی بادکنکا از سوتینم بیرون بود و کل سینه های سایز 75 منو تو خودش جمع میکرد ، با یه لباس خواب نازک و کوتاه که تا بالای زانوم بود لباسمو که پوشیدم رفتم بیرون دیدم بابا داره پای ماهواره فیلم میبینه به بابا گفتم خوشکل شدم بابا که تا اون لحظه هواسش به فیلم بود وقتی منو دید دهنش از تعجب باز موند انگار تا حالا منو ندیده بود گفتم : چیه خوب خوبه منو هر روز میبینی ، نکنه جن دیدی گفت : ریحانه خیلی جزاب تر از قبل شدی ، خودمونیم لباسای خوشکلی واست گرفتما ، بیا بغل بابا ببینم من وقتی اینو شنیدم سریع رفتم تو بغل بابا و نشستم رو پاهاش بابا هم منو کلی نوازش کرد و با هم داشتیم فیلم میدیدم ، یه فیلم خیلی باحال بود کلی صحنه داشت فیلم که تموم شد گفتم بابا نمیخوای بخوابی ، من دیگه مردم از بس حشری شدم پس کی میخوای منو بکنی انگار بابا منتظر همین حرف من بود وقتی اینو شنید ، منو بقل کرد و با خودش برد داخل اتاق و گذاشت رو تخت و اول لباس خودش رو در اورد و بعد رفت از داخل کمدش دو تا قورص برداشت و خورد بعد یه اسپری رو گرفت زد به کیرش و یه بسته برداشت و امد رو تخت اول شروع کرد به لب گرفتن ، بعد لبا خوابمو یواش یواش در اورد و دوباره شروع کرد به لب گرفتن ، بعد یواش ، یواش رفت سمت گردنم و بعد سینه هام ، سوتینمو باز کرد و شروع کرد به خوردن سینه هام ، منم داشتم سرشو نوازش میکردم ، یواش ، یواش سرشو برد پائین و شکممو خورد تا رسید به کسم از رو شرت یکم خورد و دستمالیم کرد ، بعد شرتمو زد کنار و شروع کرد به خوردن کسم ، زبون بابا که به کسم خورد یه اه ه بلندی کشیدم بابا هم که فهمید من از این حرکتش خیلی خوشم امده دو سه بار دیکه هم این کارو کرد بعد یواش شرتمو کند و دوباره شروع کرد به خوردن ، کسم وبعدشم رفت سوراق کونم یکم مه خورد انگوشتاشو یکی ، یکی کرد داخل و شروع کرد به جلو عقب کردن و هم زمان باهاش کسمو هم برام میلیسید بعد بلند شد و گفت حالا نوبت تو هستش که بخوری ، منم سریع برگشتم و شروع کردم به خوردن ، هم ساک میزدم و هم جق ماشالا کیرش یه 24 ، 25 سانتی میشد خیلی کلفتم بود دو سه بار که خوستم بخورم دهنم داشت جر میخورد و کم مونده بود بالا بیارم بعد بابا از رو کمد اون بسته رو برداشت و باز کرد ، گفت به این میگن کاندوم چون از کس میخوام بکنمت اینو بایستی بکشم رو کیرم که یه موقع دخترم حامله نشه و بشه مامان خواهرش &#8230; بعد اون کاندومو کشید رو کیرش و گفت خوب حالا بیا یواش رو کیرم بشین منم یه پامو اینطرفش و یه پامو اون طرفش گذاشتم و نشستم رو کیرش بعد بابا خودش کیرشو رو سوراخ کسم تنظیم کرد و یواش یواش منو نشوند روش نا یکم رفت داخل وقتی سرش رفت داخل خیلی درد گرفت که بابا وایستاد وچند لحظه بعد از نوع یکم دیگه منو نشوند رو کیرش دقیقا ً همون حسی رو داشتم که وقتی برای بار اول موقعی که کیر بابا داشت میرفت تو کونم داشتم کیرش انقدر کلفت بود که گفتم الانه که کسم پاره شه دیگه بیشتر از این تو نمیرفت انگار رسیده بود به ته کسم بابا گفت : ریحانه اینی که نمیزاره کیرم بره تو پردته حالا واقعا ً میخوای پردتو بزنم یا نه گفتم : اره دیگه قبلا ً صحبتامونو کردیم بابا وقتی اینو شنید یکم دیگه منو نشون رو کیرش ، پاره نمیشود ، یکم بلند شدم و از نوع با فشار نشستم که یهو یه درد خیلی وحشتناکی رو از داخل شکمم احساس کردم اره ، بالاخره بابا پردمو پاره کرد ، وقتی داشتم به کس خودم و کیر بابا نگاه میکردم دیدم که جفتشون خونیه بابا منو از رو کیرش بلند کرد و با یه دستمال کیر خودش و کس منو پاک کرد ، این بود که بابام تو تابستون سن 16 سالگیم پردمو زد و منو رسما ً زن خودش کرد بعد از پاک کردن کیر خودش و کس من ، منو به کمر خوابوند و کیرشو گذاشت تو کسم و یواش یواش کرد تو ، خیلی لذت بخش بود کیر بابا یواش یواش داشت تا اخر میرفت تو کسم ، درد همراه با لذتی تو تمام وجودم رو پر کرده بود ، کیرش که تا اخر رفت داخل از نوع کل کیرش رو در اورد و از نوع دوباره یواش یواش کرد داخل تا به اخر کیرش میرسید دو سه بار که این کارو کرد سرعتش رو یکم زیاد تر کرد و سریع تر میکرد تو و در مییاورد دیگه همون داخل نگه داشته بود و تند ، تند داشت تلمبه میزد 10 ، 15 دقیقه ای بود که داشت منو از کس میکرد ، من دیگه داشتم ارضا میشدم وقتی اینو به بابا گفتم بابا یهو کیرش رو از کسم در اورد و اورد گذاشت جلوی دهنم و بهم گفت که براش ساک بزنم منم شروع کردم به ساک زدن کیر بابا ، یه چند دقیقه ای که ساک زدم بابا منو بلند کرد و نشوند رو کیرش و کرد تو کسم و بهم گفت که تند ، تند بالا پائین کنم منم با تمام قدرت شروع به بالا پائین کردن کردم ولی انقدر نمیتونستم تند بالا پائین کنم ، خوب چون هم برام سخت بود هم یواششم برام لذت بخش بود بابا بهم گفت رو زانو هام وایستم منم همین کارو کردم و بابا خودش شروع کرد به تلمبه زدن خیلی تند تلمبه میزد دیگه داشتم میومدم ، ولی نتونستم به بابا بگم ، و تو یه لحظه از رو کیر بابا بلند شدم و خالی کردم خودمو همش رو سر و سینه بابا خالی شده بود بابا منو به سینه خوابوند و کونمو تا اونحا که میشود داد بالا و از نوع کرد تو کسم و شروع کرد به تلمبه زدن ، ولی با این تفاوت که این بار هر چند دقیقه یه بار یه بار کیرش رو میکشید بیرون و میکرد تو کونم دیگه از این بهتر نمیشود هم کون میدادم هم کس بابا هم که ماشالا همچنان داشت کمر میزد ، من دیگه داشتم از حال میرفتم که به بابا گفتم بابا ،ابتو خوالی کن تو کونما ، نمیخوام بریزیش دور انگار بابا ، با این حرف من ابش امد و کیرشو از تو کسم کشید بیرون و کاندومشو کند و کرد تو کونم ، دو سه تا تلمبه که زد یه اه ه بلندی کشید که بعدش من احساس کردم که داخل کونم پر شده از اب کیر گرم بابا همون لحظه بود که دوباره برای بار 2 یا 3 ارضا شدم بابا کیرشو چند دقیقه بعد از تو کونم کشید بیرون و همونجا بقلم ولو شود رو تخت هیچکدوم حال نداشتیم بریم خودمونو بشوریم همونجا به همون صورت خوابم برده تا صبح که بلند شدیم و رفتیم حمام و همدیگرو حسابی شوستیم و بعدش هم رفتیم خونه رو تمیز کردیم و بعد بابا رفت شرکت &#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d9%87%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d9%86%d8%ae%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%a9%d8%b3-%d9%85%d9%86%d9%88-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2511</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی عاشق کیر  پسرش شده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%b4%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%b4%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 21 Sep 2019 05:49:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جذابیت]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[حمومشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانا]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[زیباترین]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سینهای]]></category>
		<category><![CDATA[شدهبود]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کشوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[معمولیه]]></category>
		<category><![CDATA[ممانعت]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرش]]></category>
		<category><![CDATA[مهربون]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میخکوب]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگردم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همکاری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خوندم داستای جالبی هست . فیلم سکسی این داستان چند وقت پیش یعنی اواخر سال 89 اتفاق افتاد برام و بهترین و زیباترین خاطره ای ک از سکسی سکس دارم مال همین رابطه است . شاه کس ( البته اسامی و محل سکونت مستعار است)جریان از این قرار بود که من پسری کونی هستم اهل [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خوندم داستای جالبی هست . فیلم سکسی این داستان چند وقت پیش یعنی</h2>
<p>اواخر سال 89 اتفاق افتاد برام و بهترین و زیباترین خاطره ای ک از سکسی سکس دارم مال همین رابطه است</p>
<h3>. شاه کس ( البته اسامی و محل سکونت مستعار است)جریان از</h3>
<p>این قرار بود که من پسری کونی هستم اهل شیراز 23 ساله قد 170 و وزن 71 کیلو در کل تیپم</p>
<h4>معمولیه جنده ولی چشمام سبزه و فکر کنم یه کم جذابیت</h4>
<p>دارم .یک دختر خاله داشتم و پستون هنوزم دارمش به نام مونا. این دختر خاله ما واقعا قیافه جذاب و خوشگلی</p>
<h5>داره . کوس قد 170 وزن 58 کیلو با پوشتی سفید</h5>
<p>و چشمای درشت و خلی هم مهربون و دوست داشتنی است. من از قدیم با این دختر خالم خیلی راحت بودم و سکس داستان همدیگه رو دوست</p>
<h6>داشتیم . اونم واقعا برای من احترام خاصی ایران سکس قائل بود</h6>
<p>و هست . این دختر خالم همین می رفتم خونشون جلو من با یه تاپ و شلوار ظاهر میشد و کم کم منم به سکس با اون علاقه مند شدم و منتظر فرصتی بودم که بهش بگم خلاصه با هم زیاد رف وامد داشتیم تا اینکه یه شب که رفتم خونشون خودش بود و مامان وابجیش که خواب بودن و من و مونا بیدار بودیم و داشتیم عکسای شخصی اونو نگاه می کردیم. قلیون هم چاق کرده بودیم و حسابی داشت خوش میگذشت و من کم کم سر صحبت رو به طرف سکس کشوندم و اون هم بی میل نبود و کم کم خودم رو بهش نزدیک کردم و سرش رو گذاشتم رو پام وموهاش روازش کردم و داشتم به یه سکس بینظیر با اون فکر میکردم و کیرم هم داشت کم کم بلند میشد و چون ان رو رونام خوبدبود فکر کنم متوجه شد و به رو خوش نیاورد . من دستم رو داشتم میکشیدم رو صورت و رسید م به لبش و انگشتمو میکردم تو دهنش اولش ممانعت میکرد اما کم کم همکاری کرد وانگشتم رو لیش میزد منم داشتم با دست دیگم گوشش رو نوازش می داردم یه چند دقیقه که گذشت احساس کردم حالتش عوض شد و نفساش تند تر شده فهمیدم که امشبو یه کون حسابی افتادم .به حرکتام ادامه دادم و کم کم دستم را از رو لباس بردم طرف سینهای خوشگل و خوش فرمش و اقعا بینظیر بود اندامش . خلاصه یکم که مالیدمش رفتم سراغ لباش و لباش رو خوردم اگه بگم خوشمزه ترین لبی بود که خورده بودم دروغ نگفتم چون واقعا دوستش داشتم و از اینکه مال من شده بود تو شوک بودم بعد از چند دقیقه که دیگه رومون به هم باز شد بلند شدم و اوردمش توبلغم و نوازشش می کردم و بعدش برش گردوندم و از رو شلوار خودم رو بهش میمالوندم و کم کم شلوار وشرتم رو کشیدم پایین و میکشیدم به کو نش و کمرش و سینه هاش رو میمالوندم و دستش رو گرفتم و گذاشتم رو کیرم که حدود 14 سانتی میشه ویه خرده هم کلفته و اونم کیرم رو خیلی با حال میمالوند و منم سینه هاش رو از زیر تاپ اوردم بیرون و شروع کردم به خوردن واقعا سنهای سفید وسفت و زیبایی داشت سایزش 65 بود با نوک قهوه ای روشن که حدود 1 سانت سر سینه هاش بزرگ شده بود . خلاصه حدود 10 دقیقه سینه هاش رو خردم و دستم ر برده بودم توشلوارش و داشتم با ونش ور می رفتم سرم رو بلند کرد دیدم چشای خوشگلش خماره و حالش ر فهمیدم خودم هم دتم رو ابرا سیر میرکردم و باورم نمیشد با اونی که واقعا دوستش داشتم دار سکس می کنم .بعدش اون بهم گفت بیا بریم بیرون که حالم ر خراب کردی و باید کامل ارضام کنی و چون میخواست اه و اوه کنه ممکن بود بیدار شن خلاصه من اول رفتم بیرون و تو حمومشون منتظرش شدم و اونم بعد از 2 دقیقه اومد به محض اومدن شروع کردیم به لب گرفتن و بهش گفتم واقعا دستت اون هم هی قربون صدقه من می رفت . چون زیاد وقت نداشتیم زود لخت شدیم وقتی اونو لخت دیدم چند لحظه سر جام میخکوب شدم کون بزرگ و کمر باریک و کس تمیز سفید با چوچول ای بر امده بعد از کلی لب و خوردن سینه هاش رفتم سراغ کسش که خیس خیس شدهبود و حسابی چوچولشو لیس زدم بینظیر بود اونم داشت همش اه و اوه می و میگفت بخور عزیزم مال خودته ت ته بخورش و بعدش هر کاریش کردم برا ساک نزد ومنم چون دوستش داشتم اصرار نکردم و چونی دونستم دختره برش گردوندم و کونشو داد عقب و گفتمیخوم از عقب بکنمت و اون الش راضی نشد و با خواهشای من قبول کرد و گفت فقط یواش منم گفتم چشم و با انگشتم کم کم کونشو باز کردم و اونم همش تو حال خودش بود و داشت میمیرد از خوشی ولذت منم یه تف زدم سر کیرم و سر کیرم رو فرستادم دم کون عزیزم مونا که صداش در اومد و گفت اذیت نشم منم با سر گفتم چشم و سر کیرم رو فرستادم ت خودش رو جمع کرد و سفت شد بهش گفتم شل بگیره دوباره سعی کردم واینابار که سر کیرم رفت تو کونش کمرش رو گرفتم که نره جلو وکم کم و با حوصله داشتم بیشتر میگردم تو کونش و وقتی که تا ته رفت چند لحظه نگه داشتم تا جا باز کنه و کم کم شروع کردم به تلمبه زدن و اونم داشت حال میکرد هی میگفت بکنننننننننننننن منوووووو کونمممرجر بده منم تو هستم عزیزم دارم به پسر خاله خوشگل عزیزم کون میدمو این حرفا منم کمرم سفته و اگر بخوام دیر بیام دست خودمه خلاصه حدود 10 دقیقه از عقب تلمبه زدم و با کس مونا داشتم و میرفتم او گفت به 3 باز ارضا شده و کاری کن تو هم بیای تا کسی بیدار نشده منم گفتم چشم و سرعت تلمبه زدنم رو بیشتر کردم و وقتی داشت ابم میومد کشیدم بیرون و جلو اون ریختم رو زمین چند دقیقه تو بغل هم بودیم و حالش که جا اومد ازش تشکر کردم و اونم بوس کرد وازم تشکر کرد و گفت واقعا حال کرده و کامل ارضا شده و به هم قول دادی که مال هم باشیم و از هم لذت ببریم و اتفاقا چند شب بعد دوباره موقعیت جور شد وسکس کردیم با هم .اگه خوشتون اومده نظر بدین تا بقیه داستا نو هم بذارم توسایت</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%b4%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2510</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی و عشقو حال با کیر سیاه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d8%b4%d9%82%d9%88-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d8%b4%d9%82%d9%88-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 19 Aug 2019 06:54:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمو]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجور]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باباته]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برسونه]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرمو]]></category>
		<category><![CDATA[بوداروم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پایینو]]></category>
		<category><![CDATA[پرتغال]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پیششون]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیمو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تندتند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدی]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرمو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[درباره]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دسشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دقیقه‏ای]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روسوراخ]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شاهکار]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیکه]]></category>
		<category><![CDATA[ظرفارو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قرصارو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشامو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشویی]]></category>
		<category><![CDATA[لیوانو]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرام]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانتم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردو]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میوفتاد]]></category>
		<category><![CDATA[میومده]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نصیحتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مامانم که 37سالش پدرم 44سالشوخواهرم12 فیلم سکسی وخودم درحال حاضر 18سالمه. من از بچگی شهوتم زیاد بود نمیدونم چرا دست خودم نبود یادم میاد دختر خاله هام سکسی از دستم فراری بودن چون تو یه شاه کس فرصت کوچولو میمالیدم بهشون یا وقتی تو خواب بودن مخصوصا شبا پیششون میخوابیدم تا حسابی کونی بهشون بمالم. [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مامانم که 37سالش پدرم 44سالشوخواهرم12 فیلم سکسی وخودم درحال حاضر 18سالمه. من از</h2>
<p>بچگی شهوتم زیاد بود نمیدونم چرا دست خودم نبود یادم میاد دختر خاله هام سکسی از دستم فراری بودن چون تو</p>
<h3>یه شاه کس فرصت کوچولو میمالیدم بهشون یا وقتی تو خواب بودن</h3>
<p>مخصوصا شبا پیششون میخوابیدم تا حسابی کونی بهشون بمالم. یادم حدودا 16سالم بود یه شب که خانوادگی خونه عمم رفته بودیم</p>
<h4>دختر جنده عمه ام که 11سالش بود تو حموم خونشون روی</h4>
<p>سکوی حمام شلواروشورتشو باهم کشیدم پایینو پستون گذاشتم لای کونش لا پایی حسابی کردمش ابمو ریختم لای کونش با حوله حمام</p>
<h5>تمیزش کردم کوس بعد اومدیم بیرون تازه فهمیدم چیکار کردم شانس</h5>
<p>اوردم به کسی نگفت تا صبح مثل سگ میترسیدم که نکنه به کسی بگه ولی شانس باهام یار بودو به کسی نگفت سکس داستان .از موضوع اصلی</p>
<h6>دور شدیم .یه روز تلفن خونمون زن خورد ایران سکس مامانم گوشیرو</h6>
<p>برداشت از صحبتها فهمیدم خالمه که داشت درباره من حرف میزد چون به من نگاه میکردو سرشو تکون میداد منم جفت کرده بودم شاهکارامو مرور میکردم که کی چیزی گفته. مادرم میگفت نه بابا امکان نداره مگه میشه اونجور بچه ای نیست بزار ازش سوال کنم بهت زنگ میزنم فعلا بین خودمون باشه خلاصه گوشیرو گذاشت با عصبانیت منو نگاه کردو لباسای بیرونشو تنش کردو رفت بیرون .بعد از تقریبا یه ساعت اومد خونه( البته اینو بگم که سابغه خوبی پیش مادرم ندارم ) میدونست که من جق میزنم دوبار منو برده بود پیش دکتر صامت که دکتر اعصاب بود اونم یه مشت قرص ایمی پرامین داده بود که شبا بخورم ولی نمیدونست که جق ساعت مشخصی نداره. خلاصه اومد به من چیزی نگفت فقط با من سنگین صحبت میکرد منم داشتم دیوونه میشدم که چی شده خالم چی گفته.شب شدو بابام اوم همراه خواهر کوچیکم که اون موقع 9سالش بود مادرم شام خوردیم منم که انگار زهر مار میخوردم بابام بهم گفت چته تو فکری منم گفتم هیچی حالم خوب نیست شامو خوردمو رفتم تو اتاقم بعد از تقریبا نیم ساعت مادرم اومد تو اتاقمو بهم گفت بازم شاهکار کردی خالت زنگ زده بود گفتم میدونم گفت میدونی چیکار کردی گفتم نه گفت میخوای به بابات بگم گفتم اخه چیو بگی من که نمیدونم یه نگاه بهم کردو گفت فردا بهت میگم بیچاره دکتر گفت این با قرص خوب نمیشه این تنها راه حلش چیز دیگه ایه . ولش کن فردا با کسی قرار نزار خونه بمون باهات کار دارم منم گفتم باشه خلاصه فردا شد بابام رفت سر کارو خواهرمو با خودش برد که برسونه کلاس تابستانه نقاشی وخطاطی و من منتظر بودم ببینم چی میشه مادرم صبحونرو اوردو با هم خوردیم گفت میدونی چیکار کردی گفتم نه خوب بگو از دیروز دیوونم کردی گفت اونروز که رفتیم خونه خالت تو شب بغل خالت خوابیدی دامنشو دادی بالا خودتو روش راحت کردی گفتم من . گفت حتما من بودم. اونشب تنها مرد خونه تو بودی صبح که خالت از خواب بیدار شده وقتی رفته دستشویی دیده یه قسمتی از شرتش به بدنش چسبیده به من گفت که شب تو خواب حس کرده که کاملا بهش چسبیدی ولی از بس خوابش میومده حال نداشته که برگرده ببینه کیه. من سرمو انداختم پایین گفتم خودت که مشکل منو میدونی گفت مگه اونشب قرص نخورده بودی گفتم چرا ولی اثر نکرد خوابم نبرد (در صورتیکه دروغ میگفتم قرصارو از قبل خورد کرده بودم تویه فرصت مناسب ریخته بودم تو لیوان شربت سن ایچ پرتغال خالم اونم خورده بودو خوابش سنگین شده بود) گفت دیگه موندم با تو چیکار کنم واقعا در نوع خودت بی نظیری بعد گفت تو سنی هم نیستی یه زن برات بگیرمو از دست اینکارات راحت بشم. دلم شکست بغض گلومو گرفت زدم زیر گریه بهش گفتم نمیتونم خودمو کنترل کنم اگه شنیدی با خاله این کارو کردم دست خودم نبود خاله پشتش به من بودو دامنش رفته بود بالا منم دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم گفت شانس اورد کار دیگه ای باهاش نکردی فقط موندم که بهش چی بگم شانس اوردی تا به حال به شوهرش نگفته چون من ازش خواستم خجالت نمی کشی با خواهر من این کارو کردی حتما یه شبم خودو می خوای رو من خالی کنی دیگه منم سرمو انداختم پایین (پیش خودم گفتم خبر نداری وقتی میری توالت میرم از بالا پشت بام از تو روشنایی دید میزنمت تازه من تا به حال بارها ابمو رو کون خاله ریختم نمی دونم چرا ایندفعه متوجه شده)خلاصه اینقدر نصیحتم کردو منو کلافه کرد. شب شدو موقع خواب گفت از امشب پیش خودم می خوابی تا من کنترلت کنم در ضمن قرصتم فراموش نشه منم طبق معمول نخوردم. نیمه های شب از صدا. از خواب بیدار شدموزیر چشمی دیدم مامانم روش به سمت منه ولی صدای اه اه خیلی ارومی داره میاد فهمیدم پشت مامانم خبریه بله بابام از پشت داشت ترتیب مامانمو میداد خودمو زدم به خوابوسرمو برگردوندم یه طرف دیگه گوشامو تیز کردم بابام به مادرم گفت این از فردا شب تو اتاق خودش میخوابه مامانم گفت باشه بنده خدا دیشب تو خواب ترسیده اوردمش اینجا که نترسه منم فهمیدم مامانم چیزی در رابطه بامنو خاله جق هر شبم نگفته کلی حال کردم .یواش یواش رفتم تو کار مامانم پیش خودم می گفتم فقط مامانم چاره این کاره یه روز که از خواب بیدار شدم گفتم امروز یه حالی به مامانم بدم دم ظهر بود که ناهار حاضر شدو منم رفتم دوتا لیوان شربت درست کردم 2تا قرص ایمی پرامینو خورد کردم ریختم تو شربتش دادم خورد منم شربت خودمو خوردم منتظر شدم تا ببینم چی میشه خلاصه بعد از ناهار خوابیدو گذاشتم تا خوابش سنگین بشه رفتم یه بالش گذاشتم کنارش چون روی شکمش خوابیده بود اروم دامنشو دادم بالاتا رسیدم به شورتش یه شرت مشکی تنش بود منم کیرمو دراوردمو گذاشتم روی شرتش یواش فشار دادم لای کونش بعد ترسیدم بیدار بشه شروع کردم جق زدن ریختم روی کونش خیلی بهم حال داد اینقدر صبر کردم تا ابم جذب شرتش بشه وبریزه روسوراخ کونش کلی حال کردم بعد یکی دو ساعت از خواب بیدار شدورفت اشپزخونه تا ظرفارو بشوره به من با حالت مشکووکی نگاه میکرد انگار به من شک کرده بود بعد رفت دسشویی وقتی از دسشویی اومد بیرون دیدم شورتشوگوله کرده یواشکی انداخت تو لباسشویی .منم از پشت داشتم نگاش می کردم یواش گفتم قربون اون کونت بشم که الان شرت روش نیست رفتم اشپزخونه کیرم دوباره راست شده بوداروم به بهانه اب خوردن اروم چسبوندم بهش و لیوانو پر اب کردم سر کشیدم نمیدونم چی شد که دستام بردم دور شکمش سرمو گذاشتم رو شونش اروم چسبوندم بهش اونم پیشونیمو بوسیدو گفت میدونم خیلی نیاز داری ولی من مامانتم ادم که با مامانش از این کارا نمیکنه منم بغض کردم گفتم من دارم میمیرم یکی به دادم برسه بابا چقدر قرص بخورم اونم هیچی نگفت گذاشت بهش بچسبم حسابی مالیدمش کم کم اونم داشت به هوس میوفتاد زبونمو به گردنش میگشیدمو با دستام سینشو میمالیدم کیر راست شدمو به کونش میمالیدمبا دست راستم اروم شلواروشورتمو کشیدم پایین با دستم کیرمو به کونش میمالیدم چون میدونستم شورت تنش نیست اروم دامنشو دادم بالا کیرمو گذاشتم رو کونش مامانم گفت دیگه برای امروز بسه ولی کو گوش شنوا گفتم بزار ابم بیاد بعد که اون گفت بده من مامانتم دیگه من حالیم نبود فقط تندتند داشتم لای پاش تلمبه میزدم اونم گفت من هر چی میگم تو که حالیت نمیشه بیا بریم تو حال اونجا راحتتری منم همینجور چسبیده باهاش رفتم تو حال اونجا مامانم دراز کشیدو من تازه سوراخ کونشو دیدم سریع تا پشیمون نشده رفتم پماد سوختگیرو از توجعبه دارو اوردمو زدم سر کیرمو یه ذره هم رو سوراخ کونش زدمو اروم سر گیرمو فشار دادم تو کونش (خلاصه کیر بابام دیشب حسابی گشادش کرده بود) راحت کیرم رفت توشو شروع به تلمبه زدن کردم حدودا ده دقیقهای داشتم میکردمش تو عمرم اینقدر حال نکرده بودم سوتینشو باز کرده بودمو دستم رو سینه هاش بود وتند تند تلمبه میزدم ابمو با فشار ریختم توش همونجوری خوابم برد بعد بیدار شدم روم نمشد تو صورتش نگاه کنم اونم سعی میکرد منو کمتر نگاه کنه دیگه با کسی کار نداشتم هر وقت نیاز داشتم دیگه مامانم بود فقط از کون بهم میداد می گفت جلوش برای باباته دیگه بعد ازاون جق زدن از یادم رفت .ممنون که به ماجرام گوش کردید.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d8%b4%d9%82%d9%88-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175838</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم هم تاتو میکنه هم کسش با آب کیر نقاشی میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%87%d9%85-%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d9%87%d9%85-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%87%d9%85-%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d9%87%d9%85-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 07 Aug 2019 09:06:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آقامون]]></category>
		<category><![CDATA[ابروهای]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاقش]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانا]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاشو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[اینجارو]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[بخورمش]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[پایینتر]]></category>
		<category><![CDATA[پایینه]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیمو]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[ترافیک]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تمایلی]]></category>
		<category><![CDATA[چپوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خانومی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[داستانای]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله]]></category>
		<category><![CDATA[دندونام]]></category>
		<category><![CDATA[دندونم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستیمون]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمونو]]></category>
		<category><![CDATA[راحتیم]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگی]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روسریمو]]></category>
		<category><![CDATA[روناشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخه]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شناختمش]]></category>
		<category><![CDATA[شناختیم]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیکی]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[کارتون]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کنترلمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمه]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[منظورشو]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میخونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکندم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدش]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[نبودیم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکش]]></category>
		<category><![CDATA[نظرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیارم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیبره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزارم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[همچنان]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وااااای]]></category>
		<category><![CDATA[وقتایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که بعدش کارتون راه نیفته فیلم سکسی ! من چند وقته داستانای اینجارو به عنوان مهمان میخونم . خیلی تمایلی به عضویت نداشتم ولی حس کردم دلم سکسی می خواد اینجا بنویسم . البته اگه شاه کس bf ام بفهمه دارم خاطراتمونو جایی شیر می کنم پدرمو در میاره. در این کونی حد از خودم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که بعدش کارتون راه نیفته فیلم سکسی ! من چند وقته داستانای اینجارو</h2>
<p>به عنوان مهمان میخونم . خیلی تمایلی به عضویت نداشتم ولی حس کردم دلم سکسی می خواد اینجا بنویسم . البته</p>
<h3>اگه شاه کس bf ام بفهمه دارم خاطراتمونو جایی شیر می کنم</h3>
<p>پدرمو در میاره. در این کونی حد از خودم بگم که آیدا هستم و امسال 18 سالم میشه. از 15</p>
<h4>سالگی جنده تا الان 3 تا دوست پسر داشتم با اولیش</h4>
<p>که فقط چند بار بیرون رفتم پستون بعد باهاش کات کردم و با دومی 2 سال در ارتباط بودم و رابطمون</p>
<h5>در حد کوس لب گرفتن بود تا اینکه 6 ماه پیش</h5>
<p>از ایران رفت خیلی همدیگرو دوست داشتیم و سعی کردیم رابطمونو نگه داریم اما &#8230; نشد دیگه تقریبا 2 ماه خیلی ناراحت سکس داستان و نا امید</p>
<h6>بودم و خودم دوباره بهش برگشتم کاملا حس ایران سکس میکنم اونم</h6>
<p>هنوز دوسم داره ولی خب رابطه از راه دور خیلی سخته . به خاطر همینم تصمیم گرفتم خودمو راحت کنم باهاش صحبت کردم و گفتم که میخوام با یه نفر دیگه بیرون برم اونم قبول کرد و گفت حق دارم همچین کاری کنم خلاصه با دودلی تمام پیشنهاد یکی از آقایونی که مدت کمی بود میشناختمو قبول کردم. پدرام 8 ماه از من بزرگتره &#8230; بار اولی که بیرون رفتیم یعنی همین 1 ماه پیش خیلی با هم راحت نبودیم و مدام از این بحث های مسخره پیش می کشیدیم با ماشین دور میزدیم که تماس چشمیمون کمتر باشه . خب آخه خیلی یهویی شده بود اونم یکم آشنا درومد وقتی بیشتر شناختمش به خاطر همینم با هم خیلی راحت نبودیم . ولی تصمیم گرفتیم دوست بشیم&#8230; امتحانامونم شروع شد و در گیر درس شدیم ولی بعد از تمام امتحانا بیرون بودیم تقریبا یه روز در میون . بار سومی که بیرون رفتیم 2 هفته از دوستیمون میگذشت&#8230; من خیلی دختر شیطونیم به قول پدرام تو ذاتمه نمیشه کاریش کرد یهو هوس یه میکس بستنی و ژله کردم . بهم گفت اگه تا 7 دقیقه دیگه تو دستت باشه چی کار میکنی؟ منم که خر و بی حیا &#8230; گفتم 5 min ازت لب میگیرم پاشو گذاشت رو گاز 2 min بعد جلوی بستنی فروشی بود کفت یه کمی هم پیشت میشیشنم که فکر نکنی خیلی عجله دارم منم زل زده بودم بهشو فقط میخندیدم پا شد رفت تو پیاده رو کلی چشمک و خنده و خوشحال خلاصه رسید به صندوق و رفت بستنیو بگیره که یهو رنگش عوض شد دیدم عصبانی اومد کناره ماشین فاکتورو نشونم داد گفت عوضی همین الان تموم کرد چند تا فحشم بارم کرد رفت یه چیز دیگه گرفت . یه کم خورده بود تو حالش من واقعا بی قصد و منظور اون حرفو زده بودم ولی وقتی رسوندم خونه و می خواستم پیاده بشم دلم نیومد اینطوری ولش کنم برگشتم گفتم خب 3 min خوبه ؟ گفت نه فدات شم تو فکرش نرو خواستم برم پایین که دستمو گرفت و در ماشینو قفل کرد دیگه هر چی اصرار کردم و بهونه آوردم که دیر شده قبول نکرد خلاصه یه جای خلوت پیدا کردیم.روشو کرد طرفه من گفت خب خانوم چه خبر؟ وقتی نگام میکنه خیلی سنگینیشو حس می کنم به خاطر همینم اومدم طرفشو دستمو انداختم دور گردنش می خواستم لبمو بزارم رو لباش که منو هل داد عقب گفت عزیزم انگار خیلی عجله داری؟ من ناراحت شدم اخمامو کردم تو هم که یه کم بهم خندید و خودش اومد سمتم &#8230; دستشو انداخت دور کمرمو آروم همینطوری که داشت تو چشمام نگاه میکرد لبه پایینمو گرفت&#8230;یه کم که لبمو مکید منم اومدم تو خط و محکم موهاشو چنگ میزدم وقتی دید با هم راحتیم آروم دستشو برد سمت سینه هام و از روی لباسم شروع کرد به مالیدن.. من خیلی دختر حشری هستم خیلی سریع صدای نفس نفس و آه نالم در میاد . به محض اینکه نوک سینمو با انگشتاش فشار داد چنان آهی کشیدم که که همه زبونشو کرد تو حلقم که نتونم لبامو از دهنش بکشم بیرون.. اصلا تو نخه زمان نبودیم که یه ماشین پیچید تو کوچه و این صحنه رو دید و منم سریع روسریمو کشیدم جلو گفتم پدرام برو . نگاه کردیم دیدیم 45 دقیقه تو بغله هم بودیم خیلی خوب بود ولی من حس بدی داشتم چون حس میکردم هنوز زود بوده و اینکه هنوز یه کم نسبت به bf قبلیم احساس داشتم به خاطر همینم دفعه بعدی که بیرون رفتیم تقریبا دو ساعت داشتیم راجع به رابطمون صحبت می کردیم و با ناراحتی جدا شدیم ولی باعث شد بعدا بهم نزدیک تر بشیم. پدرام قبل از من 2 تا دوست دختر داشته که رابطه فیزیکیشون خیلی بیشتر از این حرفا بوده ولی خب به من سعی میکنه نگه که ناراحت نشم اما خودم خوب میفهمم مخصوصا از طرز لب گرفتن و سینه خوردنش میشه تشخیص داد که تو چند خط بعدی براتون میگم. از نظر ظاهری هم اون یه کوچولو از من بلند تره خودمم 171 هستم وزنم 58 و سایز سینه 75. موهام بلند و مشکیه چشمام قهوه ای تیره و ابروهای پهن و خوشکل مشکی و لبای خوش فرم کلا چهرم بیشتر از اینکه خوشکل باشه جذابه پوستمم خیلی سفید ه ولی صورتمو معمولا برنز میکنم که بیشتر بهم میاد. همه این چیزارو گفتم که برسیم به آخر هفته قبل&#8230; این چند هفته ای که با هم بودیم خیلی با هم بهتر شدیم بیشتر همدیگرو شناختیم و کلا حس خیلی خوبی پیدا کردیم . از نظر سکس هم من اعتقاد دارم باید با پارتنرت خوش بگزرونی و لذت ببری ولی واسه خودم یه سری محدودیت دارم که از جلو تا قبل از ازدواج اصلا و از پشت هم شاید بعد از 1 یا 2 سال و پدرام هم خیلی رلکسه و تقریبا همین افکارو داره و به قوله خودش خر نیست تو این سن پرده یکیو بزنه در ضمن مثل خودم هر کاری تو سکس ازش بخوای برات انجام میده تا ارضات کنه از این اخلاقش خیلی خوشم میاد چون خودمم کم نمیزارم هیچوقت. چند شب پیش ساعت 7 زنگ زد گفت میشه ببینمت عزیزم ؟ منم که دلم براش تنگ شده بود و هم نمیخواستم ضد حال بزنم گفتم باشه زودی آماده شدم یه تونیک سورمه ای که فقط جلوش یه دونه دکمه میخورد با یه جین تنگ و شال مشکی پوشیدم . یه آرایش ملایم هم کردم و زدم بیرون بهش یه جا آدرس دادم تا بیاد دنبالم و گفتم که بیشتر از 1 ساعت نمیتونم پیشت بمونم به مامی گفتم کارم زود تموم میشه پدرام اوکی داد و رفتیم دنباله یه کافی شاپ خلوت بودیم که گیر کردیم تو ترافیک اونم مجبور شد بپیچه تو یه کوچه فرعی تا راهو دور بزنه البته به نظرم از عمد این کارو کرد. یه 10 دقیقه ای تو کوچه پس کوچه ها وقت گزروند تا اینکه زیر سایه ی چند تا درخت گرفت کنار چراغ داخل ماشینو روشن کرد گفت : چرا دقت نکرده بودم امشب با چه تیکه ای اومدم بیرون &#8230; منم که تا از این چیزا پیش میاد سرخ و سفید میشم و بعدم شروع میکنم به خندیدن وقتی داشتم می خندیدم اومد طرفم چراغو خاموش کرد و گفت خانوم دیوونم میکنه این خنده هات.. ساکت شدم تو همون حالتی که لبام باز بود منو کشید طرف خودش و شروع کرد به لب گرفتن منم خیلی خوشم میومد ولی میترسیدم یکی ببینتمون هی چند دقیقه یک بار لبامو از دهنش میکشیدم بیرون اینور اونورمو نگاه میکردم کم کم دستشو برد زیر لباسم منم خودمو بیشتر نزدیکش کردم فهمید مشکلی ندارم. من وقتایی که هوا گرمه معمولا سوتین نمیپوشم. گفت خانومی این دفعه باید اجازه بدی سینه هاتو برات بخورم دیگه.. منم یه کم نگاش کردم گفتم اوکی بهش فکر می کنم بعدم دوباره رفتم تو بغلش دستشو گرفتم از زیر لباسم گذاشتم رو سینم یکم تعجب کرد ولی با این کارم خیلی حال کرد شروع کرد به مالیدن و فشار دادن منم نا مردی نکردم و صدامو هی بردم بالاتر اونم محکم ترش می کرد که دیگه تحملم تموم شد داشتم پیرهنشو میکندم و لباش و گاز میگرفتم که حشرش زد بالا و لباسمو کشید بالای سینم افتاد روشون شروع کرد به خوردن و گاز گرفتن یه بار بدجورییی گاز گرفت نوک سینمو که موهاشو محکم کشیدم دو تا فحش هم بهش دادم ولی داشت دیوونم میکرد عاشقه اون لبای پر و خوشکلشم وقتی که می چسبونتشون به بدنم&#8230; اروم سینه هامو ول کرد رفت سمت شکم و نافم که من روشون خیلی حساسم&#8230; دیدم اگه همینطوری پیش بره نمیتونم دیگه خودمو کنترل کنم بهش گفتم فدات شم بسه دیگه پایینتر نرو گفت : عزیزم امشب نخورمش برات خوابم نمیبره&#8230; می خواست شروع کنه به مخ زدن که در یه خونه باز شد از توش یه ماشین اومد بیرون که دیگه درست نبود اونجا وایسیم و حرکت کردیم ولی خیلی تحریک شده بودم اونم هی دستش میاورد بین پاهام و با کسم بازی میکرد که حتی از رو شلوار جینم حالم عوض میشد دیگه نتونستم جلو خودمو بگیرم . ازش پرسیدم عزیزم یه کم شیطونی کنم موقع رانندگی حواست پرت نمیشه ؟ گغت نه گلم هر کار می خوای بکن. دستمو بردم طرف شلوارش زیپشو کشیدم پایین دیدم وااای آقا حسابی راست کرده از نظر من کیرش اوکی بود تقریبا 17 سانت (بعدا سایز گرفتم نه الان تو چند خط بعدی) ولی خیلی کلفت بود هر چقدرم می مالیدمش بزرگتر میشد از رو شرتش سرشو پیدا کردم با انگشتام شروع کردم به مالیدن دستمو گرفت برد بالا بوسش کرد دوباره خودش گزاشتش رو کیرش و یه کم فشار داد. بعضی وقتا که محکم فشار میدادم سرشو یه کم صداش در میومد دعوام میکرد ولی بعد یه لب ازم میگرفت میگفت عزیزم به دل نگیر خب حساسه همچنان داشتیم واسه خودمون دور میزدیم که گفت آیدا جون من کمرم از درد میکشتم امشب اهل جلق زدنم نیستم زیاد. منم منظورشو فهمیدم خودمو چسبوندم بهش گفتم اوه می خوای راهتت کنم عشقم ؟ اونم گفت میخوری برام ؟ منم مشکلی نداشتم گفتم باشه ولی دفعه اولمه ممکنه ناشی باشم یه کم گفت ناراحت نباش خانومی فقط دندون نگیر. نمیتونستیم ماشینو بزنیم کنار چون اون موقع شلوغ بود و جای خوبی نبود قرار شد بریم یکی از جاده های خارج از شهر که اون آروم رانندگی کنه و منم براش ساک بزنم وقتی رسیدیم به اولای راه شلوارشو یه کم داد پایینتر شرتشو کشید زیر کیرش منم دستمو گزاشتم روش خیلی عالی شده بود واقعا داشت میترکید دستشو برد پشت سرم موهامو گرفت سرمو چرخوند سمت خودش یه لب گنده ازم گرفت و بعد با همون حال دهنمو گزاشت رو کیرش یه کم نگاش کردم که چطوری اینو تو دهنم جا بدم .. بعد شروع کردم سرشو لیس زدن یه کم زبونمو کردم تو سوراخه کوچولوی سر کیرش هست بعد که حسابی تحریک شدم کردمش تو دهنم به زور نصفشو می کردم تو ولی حالت تهوع بهم دست میداد اما خوشم اومده بوود اصلا بدم نمیومد براش بخورمش یه کم که گذشت سرمو کشید بالا گفت عزیزم سرشو برام مک بزن منم که خیلی وارد نبودم مک میزدم ولی یه کم میرفت بین دندونام دردش میومد داد میزد یا موهامو میکشید منم بدتر فشار میاوردم با لبام و زبونم ولی سعی میکردم دندونم بهش نخوره .. ولی چون تو حرکت بودیم خیلی دست خودم نبود بعضی وقتا محکم می خورد به سقف دهنم یا سر دندونام&#8230; وااااای وقتی میمکیدم حس می کردم یه کم از آبش میاد تو دهنم کم کم حس کردم داره میاد که یهو گوشیش زنگ خورد دوستش بود به من گفت تو حرف میرنی؟ اما دید اصلا کیرشو از دهنم در نمیارم شروع کرد به حرف زدن منم از عمد محکم تر می خوردمش که فکر کنم دوستش فهمید :)))) خلاصه آب آقامون نیومد . سرمو آوردم بالا گفتم بوسم میکنی ؟ گفت هانی همین الان کیرم تو دهنت بوده حس بدی دارم لباتو بخورم منم از عمد لبامو چپوندم تو دهنش که خندش گرفت و پیشونیمو بوسید گفت وقتی زبونمو کردم تو سوراخه کونت بعد ازت لب گرفتم می فهمی منم یه خنده ای کردم گفتم اشکالی نداره دوباره رفتم پایین این دفعه فقط لیس میزدم اونم که از اولش دستشو گزاشته بود دور شونه و کمرم یادش اومد که فقط خودش داره ارضا میشه عذاب وجدان گرفت دستشو از پشت برد زیر لباسم یه کم رو کمرم چرخوند آروم انگشتاشو رسوند به سینه هام باهاشون بازی کرد یه کم بعد گفت : کثافت انقد لیس نزن دیوونم میکنی&#8230; سرمو محکم گرفت تمامه کیرشو کرد تو دهنم که داشتم خفه میشدم محکم روناشو چنگ زدم ولم کرد . دست چپش که رو فرمون بود با دست راستش و کمک من زیپ شلوارمو کشید پایین یه کم آزادش کرد آخه جینم خیلی تنگ بود بعد همینطوری که خم شده بودم طرفشو ساک میزدم دستشو از پشت شلوارم برد داخل انگشت وسطشو کرد بین کونم سوراخشو پیدا کرد شروع کرد به انگشت کردن وقتی دید حالم داره عوض میشه دستشو آروم برد داخل تر و انگشتاشو گذاشت رو کسم محکم فشار میداد و میمالیدش منم از یه طرف داشتم دیوونه میشدم از یه طرف میترسیدم زیادی بکنه تو انگشتشو &#8230; گفتم : پدراااام نکن ن ن چند سانت از انگشتشو کرد تو کسم گفت : جنده خانوم جای تحسین داره با این کس خیس و تپلت بازم دهنتو باز میکنی به من میگی نکنم&#8230; منم خفه شدم دیگه براش ساک نمیزدم داشتم حال میکردم اونم به خاطر مکثی که بینش افتاده بود آبش نیومد گفت اشکالی نداره نمیخواد دیگه بخوری قربونت بشم. دید پوزیشنه من خوب نیست و خودشم راحت نبود زد کنار صندلیمو داد عقب خوشبختانه جاده تاریک بود زیاد مشخص نبود از تو ماشین. منو چسبوند به در و شلوار و شرتمو با هم کشید پایین پای چپمو داد بالا طوری که بتونه کس و کونمو راحت ببینه و سرشو برد طرفش&#8230; هی دستمو میزاشتم بینه کسم و دهن پدرام میگفتم میترسم کنترلمو از دست بدم پدرام نکن &#8230; اگه حشری ترم کردی باید بکنی منوو &#8230;. اونم با این کارا و حرفام وحشی تر میشد مخصوصا که من همیشه تمیز میکنم خودمو به خاطر اینکه کلا بدم میاد از مو روی بدن. اونم کس سفید و تمیزمو که میدید حالش خراب تر میشد&#8230; خلاصه نتونستم راضیش کنم که این کارو نکنه لباشو محکم چسبوند به لبه های کسم و شروع کرد به مکیدن منم آه و ناله و جیغ و دادم با هم قاطی شده بود اصلا حالمو نمیفهمیدم زبونشو آروم دور سوراخم می چرخوند یهو نوکشو میکرد داخل یه کوچولو هم گازم میگرفت که تلافی کنه تو این حال بودیم که گوشیم زنگ خورد و دیدم مامانمه اصلا حواسم به ساعت نبود خودمو جمع و جور کردم جواب دادم پدرام هم که میدونه اگه مامانمینا بو ببرن رابطمون بهم میخوره کوتاه اومد و منو رسوند خونه تابستون هم قراره با هم دیگه بریم سفر. خیلی دلم می خواد رابطمون هم از نظر فیزیکی و هم از نظر عاطفی بهتر بشه اگه خوشتون اومد از این متد خاطرات بعدی رو هم براتون مینویسم. راستی اگه لطف کنید نظرتونو راجع به من و پدرام هم بگین ممنون میشم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%87%d9%85-%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d9%87%d9%85-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d8%a8-%da%a9%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175687</post-id>	</item>
		<item>
		<title>وقت حمومه  جنده خانوم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 14 Jul 2019 08:32:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آخخخخخ]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[آیییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقات]]></category>
		<category><![CDATA[اختلاف]]></category>
		<category><![CDATA[اخخخخخخخخخخ]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استیلی]]></category>
		<category><![CDATA[اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینهمه]]></category>
		<category><![CDATA[ایییییی]]></category>
		<category><![CDATA[اییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[بخشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بخونین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهایی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[‫جووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابان]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دخترشم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[سفیدشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شوهرشم]]></category>
		<category><![CDATA[‫ظاهرا]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاده]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[فروشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کارمند]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لبهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلش]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وایییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[.من اسمم محمد هستش و فیلم سکسی 23 سالمه پسر معمولی و سبزه هستم از نظر مالی خیلی ساده و کارمند هستم دوست داشتم داستان یکی از سکسی سکس هامو اینجا بنویسم و می دونم شاه کس هدفتون از خوندن داستان ها اینه که حسابی حال کنین و به تجربیاتتون اضافه بشه کونی و بیشتر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>.من اسمم محمد هستش و فیلم سکسی 23 سالمه پسر معمولی و سبزه</h2>
<p>هستم از نظر مالی خیلی ساده و کارمند هستم دوست داشتم داستان یکی از سکسی سکس هامو اینجا بنویسم و می</p>
<h3>دونم شاه کس هدفتون از خوندن داستان ها اینه که حسابی حال</h3>
<p>کنین و به تجربیاتتون اضافه بشه کونی و بیشتر تحریک بشین.لطفاً تا آخر بخونین و بعد نظر بدین و انتقاد کنین</p>
<h4>اما جنده ازتون می خوام فش ندین ممنونم از اینکه وقت</h4>
<p>می گذارید و داستان من رو پستون می خوانید. داستان از اونجا شروع میشه که من 3 سال پیش بد جوری</p>
<h5>افتاده بودم کوس رو دور دوست دختر پیدا کردن همیشه با</h5>
<p>دو یا سه تا دختر بودم که اونها اکثرا خیلی ساده مثبت و حتی به سختی بیرون می آمدن. توی فامیل با سکس داستان یکی دو تا</p>
<h6>از پسر دایی هام راحت بودم و همیشه ایران سکس می پرسیدم</h6>
<p>چه کار کنم چه جوری با دختر دوست بشم و چی بگم یا اگه شما کسی رو دارید بهم معرفی کنین .من اصلا به اونها نمیگفتم که دوست دختر دارم، دلم می خواست با دختر های جدید دوست داشتم و تعدادشون رو اضافه کنم به پسر دایی های خودم هم می گفتم تازه کارم (جون خودم). خلاصه اونا یکی دو بار با خط های دیگران سر به سرم گذاشتن تا اینکه یک بار زن پسر داییم رو مامور کرده بودن که یکمی اذیتم کنه. اون روز من سر کار بودم و توی یه فروشگاه کار می کردم . اون خودشو مهسا معرفی کرده بود و میگفت بسکتبالیسته و خلاصه تمایل داره با من آشنا بشه منم چون چندین بار سرم کلاه رفته بود گیر دادم کیه و از کجا شماره منو پیدا کرده که نگفت. منم گفتم پس اجازه بده ببینمت بعد از کلی خواهش من و ناز کردم اون اومد نزدیک فروشگاه و یه دفعه دیدمش تا دیدم اونه که این کارهارو کرده و منو سر کار گذاشته کلی ناراحت شدم و برگشتم مغازه ظاهراً اونم ناراحت شد فکر نمیکرد اینجوری بشه چند روز زنگ میزد اس ام اس می داد من جواب نمی دادم میخواست از دلم در بیاره (ببخشید اینقدر مقدمه می گم اخه اصلان بدون اینا نمیشه جریان سکس رو تعریف کرد) .یکم از مهسا بگم قد 190 سانت خوش اندام از من 3 سال بزرگتر بود و خوشگل هم بود اما من اصلان حتی چی بگم توی خوابم فکر این رو که روزی با اون سکس میکنم رو نمیکردم بعد از اینهمه اس ام اس و زنگ اومد در فروشگاه یه نامه داد به 2 تا دختر که برام آوردن توش نوشته بود محمد یا منو میبخشی یا از اینجا نمیرم منم دوست نداشتم واقعا توی محیط پاساژ بمونه و انجا اذیتش کنن یا بفهمن که منم با اون دوستم اس ام اس دادم باشه بخشیدم و اونم رفت می دونید اون زن خیلی خوبی بود در سن 14 سالگی ازدواج کرده بود و یک دختر 6 ساله داشت با شوهرشم اختلاف فرهنگی زیاد داشتن و دیگران توی زنگیشون دخالت می کردن البته اون موقع که به من اس ام اس می داد اوضاع خوب بود خلاصه بعد از اون روز همیشه به هم دیگه اس ام اس می دادیم و کم کم به هم علاقه پیدا کردیم بیشتر اون البته منم هر جا که میتونستم کمکش میکردم یه بارم بهم یهدختری رو معرفی کرد که دختر خیلی خوبی نبود منظورم اینه که بدش نمی آمد توی بقل یه پسر باشه با اون دختره به نام بهناز دوست شدم و مهسا هم مثل خواهر بود برام خلاصه من و بهناز اس ام اس هامون به سکس هم رسید یه روز اون دوتا با هم اومدن خونمون من پدر و مادرم کار مند هستن دادشمم مدرسه می رفت منم اون روز گفتم دیر تر می رم مغازه و خونه موندم که اونا اومدن منم تو کف بهناز بودم خلاصه مهسا موبایلش زنگ زد و داشت حرف میزد منم به بهناز گفتم بیا چند لحظه توی اتاقم اومد و یکیمی نازش کردم لبهاشو بوسیدم و سینه هاشو از روی لباس مالوندم و زود برگشت پیش مهسا و اون ها هم رفتن منم تو کف بهناز بودم خلاصه بهناز بهم گفت که اون روز مهسا جریان رو فهمیده و کلی باحاش دعوا کرده .منو بهناز یکی دو بار دیگه با هم سکس کردیم اما چون اجازه نداد بکنمش براتون نمیگم دوستی منو بهناز بعد از کلی اتفاقات تموم شد .مهسا هم توی این مدت منو دوست داشت اما منه خنگ نمی دونستم و ازش می خواستم دوست جدید بهم معرفی کنه .خلاصه منو مهسا با هم بیشتر راحت شدیم بعضی وقت ها جک هایی می فرستاد که یکمی سکسی بود منم که اصلاً تو فکر سکس نبودم یه بار جواب جکی که فرستاده بود رو دادم وگفتم توام خوب شیطون هستی ها گفت اره پس چی ،کم کم سر صحبت باز شد دیگه راحت تر شدیم به هم اس ام اس های سکسی می دادیم و با هم قرار اولین سکس رو یک شب خونه اونها هماهنگ کردیم اون شب من فروشگاه بودم و ساعت 10 شب تعطیل کردیم و منم راه افتادم سمت خونه مهسا اینا اون شب شوهرش شب کار بود و دخترشم که علاقه زیادی به پدر بزرگ و مادر بزرگش داشت خونه اونها بود باور نمی کنید تمام بدنم یخ کرده بود خیلی می ترسیدم با هر زحمتی بود تا سر خیابان شون رفتم و اون اکی که داد منم رفتم توی کوچه و خیلی سریع رفتم توی خونه یه چادر سرش بود تا رفتیم خونه درش آورد باور نمی کنین یه تاپ پوشیده بود با شلوارک وایییی واقعا ناز بود موهاشم باز کرده بود و رفت توی آشپز خونه که برام شربت بیاره منم پشت سرش رفتم عجب پاهایی عجب کون و استیلی وایییییی الانم که دارم می نویسم کیرم راست شده امید وارم از شما هم شده باشه اینقدر حشری بودم که زود خودمو از پشت بهش چسبوندمو سینه هاشو مالوندمو گردنشو بوسیدم گفتم نمیخوام شربت بیا بریم توی اتاق خواب خلاصه رفتیم و دراز کشید افتادم روش و شروع کردم به خوردن لبهاش وایییی عسل بودن بعد گردنش اون موقع اینقدر حرفه ای نبودم گردنشو خوردم که صداش در اومد بعد سینه هاش نمیدونم تا یکم سینه هاشو میخوردم صداش می زد بالا و می گفت بسه محمد بسه الان جیغ میزنم بسه اخخخخخخ اییییییی می کرد باورم نمیشد اینقدر از سینه تحریک بشه بعد همون جور که خوابیده بود اومدم پایین از تخت و لخت شدم کیرمو بردم سمت دهنش و آروم شروع کرد برام به خوردن واییییییییییییی چقدر گرم بود نمی دونم شما هم تجربه کردین یا نه اما خیلی خوب بود برام اینو بگم من زود آبم میاد بهش گفتم بسه و بعد بهم کاندوم داد که کشیدم روی کیرم خواستم کسشو بخورم که گفت اصلان نمیشه صدام در میاد به زور یکیم مالیدمش با دستم کس ناز و خوشگلی داشت همین جوری شم لبهاشو گاز می گرفت که صداش بیرون نره منم آروم کیرمو گذاشتم در سوراخ کسش و یکدفعه کردم توش هنوز صداش تو گوشمه که گفت آخخخخخخخخخخخخخخخخخخ آیییییییی( فقط چشما تون رو ببندین و اون لحظه رو تصور کنین )و منم تا ته میکردم توش چه کس گرمی بود شروع کردم به تلمبه زدن که اونم دوست داشت اما کیرم کلفت تر و بزرگتر از کیر شوهرش بود به خاطر همین هم درد داشت براش، هم لذت و آخخخخ و ایییییی می کرد منم لبهاشو می خوردم که صداش بیرون نره یکمی که کردم حس کردم داره آبم میاد وقتی اومد با فشار خالیش کردم توی کاندوم دوست نداشتم کیرمو از اون کس تنگ و گرم در بیارم چون اینقدرم برام آخخخخخ اییییییی کرده بود که لذت بردم می دونید من دوست دارم موقع سکس صدای زن در بیاد من هرچی تند تر بکنم اونم صداش بیشتر بشه 1 دقیقه ای همون طور روش خوابیدم تا کیرمم خوابید از روش بلند شدم فقط تاپشو پوشید و رفت برای آماده کردن شام منم گفتم محمد حالا که این همه سختی رو تحمل کردی 1 بار دیگه هم بکن ،شام رو خوردیم همش تو فکر سکس با مهسا بودم خط سینه هاش کاملا پیدا بود شام که تموم شد یکمی پیش هم نشستیم صحبت کردیم و دستشو گرفتم و گفتم بازم میخوام که گفت صبر کن میوه بیارم گفتم نمیخوام یالا که دوباره بردمش توی اتاق و شروع کردم به خوردن لبهاشو بعدم سینه هاش کاش اون موقع بیشتر اطلاعات داشتم بازم مثل دفعه قبل زیاد نشد بخورم سینه هاشو این دفعه من دراز کشیدومو ازش خواستم تا بشینه روی کیرم وایییییییی نشست تا ته رفت توش مثل اون دفعه یه اخخخخخخخخخخ و ایییییی بلند گفت و شروع کرد به بالا پایین شدن چه تالاپ و تولوپی میکرد جووووووون حس خیلی خوبی بود جلوی چشمم اون سینه هاش بالا و پایین می رفتن لبهاشم گاز میگرفت که صداش در نیاد بهش گفتم مهسا پاشو روی شکم بخواب توی فیلم ها زیاد دیده بودم که از پشت بکنن توی کس دلم میخواست تجربه کنم واییی اون کون نازو سفیدشو که اینقدرم ناز بود اومد جلوی چشمم اول خواستم از کون بکنمش که گفتم نه دفعه بعد بهتره خوابیدم روش و کیرمو کردم توش که همون اخخخخخخخخخخخ بلند رو گفت منم تند تند میکردم .جوون بدنم به لپ های کونش می خورد و می کردمش توی این حالت خیلی زود آبم اومد که زود کیرمو درش آوردمو آبمو ریختم بالای کونش و یه آه بلند هم کشیدم خیلی حال کردم آبمو با درستمال پاک کردم لباساشو پوشید و رفتیم توی حال باور کنین اگه می تونستم یه دست دیگه می کردمش آخه اولین بار بود اینجوری سکس می کردم اون شب وقتی اومدم خونه تا صبح تو فکر مهسا و سکس با اون بودم. و برای سکس دفعه بعد نقشه می کشیدم. از اینکه سر تون رو درد آوردم عذر خواهی میکنم می دونم فش بهم می دین که زن شوهر دار بود اما باور کنین من اون موقع اصلان نمی دونستم چقدر بد و خطر ناکه من و مهسا توی مدت 6 ماه که با هم بودیم 15 بار دیگه سکس کردیم یکیش ساعت 2 نصفه شب بود که جریان خیلی خوب و با حالی بود اگر دوست داشتین حتما در نظرات خودتون بفرمایید تا براتون بنویسم توی اون شب من مهسا رو از کون کردم که تا 1 هفته نمی تونست درست بشینه و دست شویی بره خیلی جالبه دوست داشتین حتما بگین.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%88%d9%82%d8%aa-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175314</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان لاتین با دو تا کیر خوب گایده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 03 Jul 2019 07:24:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانات]]></category>
		<category><![CDATA[املایی]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنی]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینارو]]></category>
		<category><![CDATA[باشیمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[ببوسمت]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بهشتیش]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشوند]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهنش]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[توپولش]]></category>
		<category><![CDATA[جوووون]]></category>
		<category><![CDATA[جوووونم]]></category>
		<category><![CDATA[جووووون]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چسپیده]]></category>
		<category><![CDATA[حیاطشون]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنی]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنیه]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزس]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[دادیمو]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستتون]]></category>
		<category><![CDATA[روزمون]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سکسمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینی]]></category>
		<category><![CDATA[صبحونه]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[عکساشو]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلکش]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوترش]]></category>
		<category><![CDATA[کتابام]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کیلویی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[متفاوت]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیک]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخواییم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[می‏خوردن]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میذاریم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نباشید]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکه]]></category>
		<category><![CDATA[نکشیده]]></category>
		<category><![CDATA[نگهبانی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااااااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[وااااااااای]]></category>
		<category><![CDATA[وکیرمو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[راستی یادم رف خودمو معرفی فیلم سکسی کنم دوستام بهم میگن مهی بچه شمال غرب کشور هستم همون جایی که اخبار بعضی وقتا میگه سیل میادو بارون سکسی میاد حالا بگذریم .امسال 19 سالمه پارسال شاه کس 18 سالم بود که با یه دختری آشنا شدم اما دختری متفاوت آشنا شدم از کونی 17 سالگی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>راستی یادم رف خودمو معرفی فیلم سکسی کنم دوستام بهم میگن مهی بچه</h2>
<p>شمال غرب کشور هستم همون جایی که اخبار بعضی وقتا میگه سیل میادو بارون سکسی میاد حالا بگذریم .امسال 19 سالمه</p>
<h3>پارسال شاه کس 18 سالم بود که با یه دختری آشنا شدم</h3>
<p>اما دختری متفاوت آشنا شدم از کونی 17 سالگی تو خط دختر بودم یعنی همه کار زندگیم شده بود دختر بازی</p>
<h4>و جنده این حرفا تا اینکه با یکی از این دخترا</h4>
<p>خیلی صمیمی شدم حالا در حد پستون دل دادیمو قلوه گرفتیم این خانوم ما که اینجا اسمشو میذاریم همیشه با تیپ</p>
<h5>اسپرت و کوس شیک میگشت واقا از لحاظ قیافه هیچی کم</h5>
<p>نداش یه خواهر از خودشم بزرگتر داره که دانشجوی مکانیک .حالا بازم بگذریم . یواش یواش بریم سر اصل مطلباین تینا جوووون سکس داستان من قدش تقریبا</p>
<h6>170 و وزنش 65 کیلویی با چشای سیاه ایران سکس و موهای</h6>
<p>بلوند . بعضی روزا بعد ظهر کلاس داش حالا کونکوری و زبان و این حرفا موقع برگشتن از کلاس معمولا تو کوچه یا خیابون میدیدمش انصافا تو قیافه حرف نداش یعنی همه بچه های کوچه و فامیل حسرته لباشو و میخوردن آخه واقا هر چی بگم بازم کمهپارسال عید مامانش اینا رفتن مسافرت اونو داداشش موندن خونه حالا دلیل خواصی داش یه روز شب اس داد که صب مهمون منی اومدنی خونه با خودت یه نون بگیر صبحونه رو با هم بخوریم من بار اولم بود که داشتم به خونه دختر میرفتم از یه طرف میترسیدم از یه طرفم نمی دونسم که روز سوم عید صبح زودی با چه بهونه ای از خونه بزنم بیرون خلاصه سر تونو درد نیارم بابام اینارو به بهونه کتابام پیچوندمو که دوسم میخواد بره مسافرت میرم کتابامو ازش بگیرمحالا من با کلی ترس و وحشت اومدم کوچه تینا جووووون یه 10 دقیقه ای نگهبانی دادم بعدش تینا جووون درو باز کردو رفتم تو چون بار اولم بود خیلی میترسیدم و هم اضطراب داشتم . تینا اومد جلو و دس دادیم و رفتیم تو گفتم که بار اولم بود تنهایی با یه دختر تو خونه خالی بودم بخاطر همین کیرم حسابی آپ شده بو خجالتم میکشیدم آخه تا اون موقع اصلا تو فکر سکس و &#8230; نبودم فقط در حد دوستی معمولی و &#8230;.خلاصه بعد صبحونه رو با هم خوردیم یکم دری وری گفتیم و خندیدیم برگشتم خونه بدون اینکه با هم رابطه داشته باشیمبعد عید تو کلاس بودم فک کنم زنگ آخرادبیات بود هم معلم خسته شده بود هم ما هایهو گوشیم به ویبره افتاد که اس اومده باز کردم دیدم که تینا جونه نوشته (دوستت دارم مهی) منم نوشتم همینطور جیگر تو اس دادن بار اول بود ک میگف میبوسمت منم واسش یه بوووس آبدار فرستادم تا اینکه بهش گفتم میخام از نزدیک ببوسمت خلاصه قرار بعدی مون نزدیک امتحانات خرداد بود من رفتم خونشونو اون اومد به پیشوازیمو همو بغل کردیم وااااااااای نمیدونم حسه دفعه اول تو آغوش هم بودنو چطوری بگم بعد یه 5 دقیقه هم آغوشی چند تا بوووووس آبدار از لباش گرفتمو رفتیم پای کامپیوترش اون نشست منم پشتش موهاشو نوازش میکردم اونم داش عکساشو نشونم میداد عکسای عید و دید و بازدیدا بودن بعد دیدن عکسا ازم پذیرایی کرد میوه و شیرینی اورد واسم اونا رو ک خوردیم بهش گفتم تینا جوووووون گف جوووونم گفتم میشه تو بغل هم باشیم یکم سرخ شد اما قبول کرد و گف فقط 2 دقیقه ها گفتم باشه یه ذره هموبغل کردیم حالا دیگه من ول کن نبودم تا اینکه احساس کرد کیرم حسابی آپ شده و منم خودمو بهش میمالیدم این دو دقیقه شد 1 ساعت اونم همین طور برگشتم گفتم بخوابیم رو زمین ک راحت باشیم اولش من دراز کشیدم روش و بدنه خودمه به بدنه ناز و توپولش میمالیدم دیگه هر دومون فهمیده بودیم که از هم چی میخواییم سینه هاشو گرفتم تفلی یکم خجالت زده شد و چشاشو بست از رو پیراهنش حسابی مالیدم تا اینکه پیراهنشو زدم بالا و وااااااااااااااای این دیگه چی خیلی سفید و ماه ه ه ه اونقدر مالیدمش که دیگه آهش بلند شد یکمم با زبونم دورشو لیس زدم و میخوردم و لای سینه هاشو با زبونم عینه بستنی میلسیدم برگشتم گردنشو صورتشو خوردو لباشم خوردما نگید ناشی هستی تا رو نافش همینجوری میلیسیدمهووووووووم چقد خوشمزس . بچه ها هرکی دوس داره بگه عکس سینه ک نه ولی هولو هاشو براش میفرسمخلاصه این کیر منم دیگه داشت شلوارمو پاره میکرد تینا هم از یه طرف خجالت میکشید بهش دس بزنه تا اینکخ خودم شلوارم با شورتمو کشیدم پایین و دادم دسش یکم تو دسش گرف و مالوندش دو دقیقه نکشیده آبم ریخت تو دسش . حالا دیگه نوبت اون بود که شلوارکشو بکشه پایین ولی قبول نمی کرد با کلی قوربونه صدقت برم و فدات شم راضیش کردموااااای کسش هم چیزی از سینه هاش کم نداش کاملا بی مو وصاف عینه دو تا کلوچههوووووم حلا دیگه من نمیدونم بخورم یا انگشت کنم هم با دسم نازش میکنم هم با زبونم قلقلکش میدم و صدای تینا هم در آومده اونقد با انگشتم قلقلکش دادم تا اینکه خودش دسمو گرف و نگه داش یکم لرزید و احساس کردم اونم ارضا شده . هردو کنار هم دراز کشیدیم منم دسمو گذاشتم رو سینه های بهشتیش یکم ک مالوندم این کیر ما بازم آپ شد و هردومون لختیم من رفتم روش و کیرمو گذاشتم لای پاش اولش یکم ترسید ولی بعد اینکه لبمو گذاشم رو لبه مثله توت فرنگیش آروم شد وکیرمو آروم لای پاش حرکت میدادم این دفعه میدونسم آبم دیر میاد خلاصه یه بار اون رو من دارز کشید یه بار من رو اون بعدش گفتم بخواب به پشت میخوام از پشت بزارم لای پات و اونم خوابید من از پشت روش دراز کشیدمآخ خ خ خ خ چقد نرم و نازه چقد خوردنیه اولش یکم با روناش بازی کردم اونقد خوابوندم رو روناش که حسابی سرخ شده بود و کیرمو فرسادم از پشت لای پاش حالا دیگه دستا مون تو هم بودو کیرم نزدیکه کسش و از لای کسه سفیدش بالا پایین میشد انگار گذاشتیش تو کسش و لبا مون هم رو لبه هم بود یکم که تلمبه زدم انصافا اونم هم کاری میکرد احساس کردم که آبم میاد و هی بهش گفتم که آروم نمخام به این زودی آبم بیاد ولی اون که زیر من بود یکم کونش (کون که چی عرض کنم ؟ دشک بود ) و حرکت داد و همه آبم ریخت لای پاش و رو کسش حالا هردو مون رو هم هستیم و کیرم مثه چسب چون تازه آبش اومده بود به لای پای تینا جوون چسپیده بود اونروز تموم شودو لای پاشو تمیز کردمو و لخت تو خونشون با هم (دانس) میرفتیم با اینکه بلد نبودم ولی دسامو گرف و یکم بگی نگی یادم داد سینه هاش جلو چشم هی بالا پایین میشد و منو دیونه میکرد لبامو گذاشم رو سینه هاش اونقد خوردم که سینش هم مثل کونش سرخه سرخ شد کیر منم بازم آپ شد اما دیگه هیچ کودوم مون نای سکس کردنو نداشتیم . این دفعه کیرمو گرف تو دسشو لباسامو بهم پوشوند و یه بوووس حسابی از کیرم گرف . نوبت من شودو دسمو گذاشم رو کسش و شرتشو پاش کردم سوتینشم بستم حالا با ی شرت و سوتین حسابی خوردنی شده بود همون جوری اومد دم در و تا حیاطشون همراهی کرد &#8230;..بچه ها بعد اون سکسمون خیلی سکس داشتیم تقریبا فک کنم پردشو زدم آخه ی باری گف بعد اینکه تو رفتی از کوسم خون اومده . آخه کیرمو تو سکس های بعد اون روزمون یواش یواش میفرسادم داخل کسشمنتظر خاطرات واقعی من باشید .دوستتون دارممهی از همین نزدیکیااگه غلط املایی داشتم قوربونتون زیاد سخت گیری نکنید .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%af%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175009</post-id>	</item>
		<item>
		<title>درس بزرگ زندگی از جنده خانوم خوشگل</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Jun 2019 10:27:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آویزون]]></category>
		<category><![CDATA[آیییییییی]]></category>
		<category><![CDATA[احساساتی]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[ادامشو‬]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانش]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اینطور]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخورمش]]></category>
		<category><![CDATA[برآورده]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برسونم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیشترین]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیش]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیمو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تواتاق]]></category>
		<category><![CDATA[تیشرتم]]></category>
		<category><![CDATA[جاهاشونو]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[جوابمو]]></category>
		<category><![CDATA[چشامونو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[حالتمو]]></category>
		<category><![CDATA[خابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خانومم]]></category>
		<category><![CDATA[خداخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاریم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیالمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[دربیارم]]></category>
		<category><![CDATA[درمیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دلیلشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستتون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستشم]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[روبروم]]></category>
		<category><![CDATA[روحیات]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[ساعتای]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارتو]]></category>
		<category><![CDATA[صاحبخونه]]></category>
		<category><![CDATA[صبحونه]]></category>
		<category><![CDATA[صداهایی]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کدومشون]]></category>
		<category><![CDATA[کمربندمو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[لباستو]]></category>
		<category><![CDATA[لبامون]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[ناچارا]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناشناس]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیازای]]></category>
		<category><![CDATA[نیازهای]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[وبعدشم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هم شرایطم بهم اجازه نمیداد فیلم سکسی که ازدواج کنم ، دوست داشتم یکی تو زندگیم باشه که بتونیم نیازهای همدیگرو برآورده کنیم کسی باشه که مثل سکسی همه دخترا تا دو کلمه باهاش صحبت شاه کس کردی نگه بیا خواستگاریم ،البته بنا به شغلم (شرکت حسابداری)دخترای زیادی دور و برم هستن کونی ولی نمیشد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>هم شرایطم بهم اجازه نمیداد فیلم سکسی که ازدواج کنم ، دوست داشتم</h2>
<p>یکی تو زندگیم باشه که بتونیم نیازهای همدیگرو برآورده کنیم کسی باشه که مثل سکسی همه دخترا تا دو کلمه باهاش</p>
<h3>صحبت شاه کس کردی نگه بیا خواستگاریم ،البته بنا به شغلم (شرکت</h3>
<p>حسابداری)دخترای زیادی دور و برم هستن کونی ولی نمیشد ریسک کرد بالاخره من استادشون بودم و اگه به یکی پیشنهاد میدادم</p>
<h4>ممکن جنده بود قبول نکنه و ناراحت بشه و آبروم هم</h4>
<p>بره ،جدیدا همه حواسم به این پستون بود که کارآموزامو زیر نظر داشته باشم که ببینم میشه به کدومشون پیشنهاد داد،</p>
<h5>یه کار کوس آموز داشتم که خیلی فکرمو به خودش مشغول</h5>
<p>کرده بود خیلی تو فکرش بودم و یه احساسایی هم بهش پیدا کرده بودم یه زن مطلقه29 ساله که یه دختر 5 سکس داستان ساله هم داشت</p>
<h6>زن خوشرویی بود خیلی هم تو کارش تیز ایران سکس بود،یه روز</h6>
<p>که تو شرکت بودم زنگ زد گفت یه کار گرفته و ازم خواست که کمکش کنم گفتم هر وقت خواست بیاد که مشکلشو حل کنم اونم گفت که سرش شلوغه و فقط جمعه میتونه بیاد منم بدم نمیومد جمعه که کسی تو شرکت نیست بیاد شاید بتونم باهاش صحبت کنم قبول کردم و قرار شد که جمعه بیاد،جمعه از استرس زیاد صبح زود از خواب بیدار شدم و رفتم دوش گرفتم و اصلاح کردم صبحونه خوردم و بهترین لباسام رو انتخاب کردم و چند ساعت قبل از ساعت مقرر رفتم شرکت خیلی خوش قول بود راس ساعت اومد مثل همیشه بود خوش رو و باوقار دل تو دلم نبود خیلی هول شده بودم اشکالاشو میپرسید و منم بی حوصله جواباشو میدادم سوالاش خیلی پیش پا افتاده بود اصلا ازش انتظاراشکالای این مدلی نداشتم یه خرده که کارمون رو انجام دادم گفتم یه استراحتی کنیم و بعدش ادامشو انجام بدیم قبول کرد و مشغول صحبت کردن شدیم کم کم وارد زندگی شخصی همدیگه میشدیم من از علت طلاق و تنهایی و بچش میپرسیدم اونم ازم پرسید که کسی تو زندگیم هست یا نه منم گفتم نه دلیلشو پرسید خیلی راحت گفتم چون یه دوستی میخوام که وقتی احساساتی شدم بتونم طرفمو تو بغل بگیرم وقتی به همدیگه نیاز داشتیم نیازای همدیگرو برطرف کنیم یه خرده خجالت کشید و سرش رو انداخت پایین و گفت جالبه تا حالا به کسی این احساستونو گفتین؟منم گفتم آره به یکی دو تا از کسایی که میشناختم و مطمئن بودم باهام دوست میشن گفتم ولی وقتی شنیدن خبری از ازدواج نیست جواب رد دادن بازم گفت جالبه و تو فکر فرو رفت ،بعد رفتیم سراغ کارمون و بعد یه ساعت تموم شد و رفت ،شب اس داد و بهم گفت یکی رو برام سراغ داره که اونم دقیقا معیارای منو واسه دوستی داره و نظر منو خواست منم داشتم بال درمیاوردم از طرفی هم ناراحت بودم من نسبت به خودش احساس داشتم و دوست داشتم با اون باشم ولی دوستشم بهترازهیچی بود ،ازش خواستم یه بیوگرافی از دوستش بده که قبول نکرد و گفت شمارتو میدم که خودش بهت اس بده منم تشکر کردم و منتظر sms دوستش شدم که بعد ده دقیقه صدای گوشیم که بهش چشم دوخته بودم بلند شد شماره ناشناس بود و متنش این بود سلام من ستایش هستم دوست خانم رفیعی منم جوابشو دادم و احوالپرسی و ازش خواستم بهش زنگ بزنم که صداشو بشنوم که قبول نکردو گفت فعلا زوده چند روز با هم sms رد و بدل کردیم دیگه کاملا به روحیات همدیگه آگاه شده بودیم یه روز ازم دعوت کرد که تو یه کافی شاپ همدیگرو ببینیم منم از خداخواسته قبول کردم و راس ساعت رفتم تو کافی شاپ همونجایی که قرار بود بشینم نشستم که بیاد بعد 5 دقیقه دیدم که خانم رفیعی داره میاد تو کافی شاپ اومد رو میز من روبروم نشست و بعد چند دقیقه حرف زدن گفتم دوستتون نمیاد گفت نمی دونم بهش زنگ بزن ببین کجاس گفتم جوابمو نمیدی تا حالا باهاش تلفنی صحبت نکردم گفت خوب اس بده اس دادم که خانوم گلم کجایی ؟ تا سند رو زدم صدای گوشیه خانم رفیعی دراومد گوشیشو برداشت ویه نگاه کرد و گوشی رو گذاشت رو میز بعدش صدای گوشی من دراومد اس رو که خوندم دیدم نوشته روبروت نشستم قرمز شدم دستو پاموگم کردم اصلا انتظار همچین چیزی رو نداشتم اونم یه خرده خجالت کشیده بود گفت راستش من از شما خوشم اومده بود و به همچین رابطه ای هم نیاز داشتم از طرفی هم نمی خواستم با کسی باشم که ازم سوء استفاده کنه ،جا خورده بودم ولی خیلی خوشحال بودم بالاخره مینا یا همون خانم رفیعی رو دوس داشتم و ناچارا میخواستم با دوستش باشم،دوستیمون شروع شد روزای خوبی داشتیم آزادی زیادی داشت بابت دخترش هم خیالمون راحت بود اکثرا با مادربزرگش بود و هفته ای یه شب با باباش بود ،خیلی باهم بیرون میرفتیم پارک کوه هر جا که میشد البته ساعتای خلوت روز بعضی وقتا هم که کسی نبود میبوسیدمش واقعا دوسش داشتم و با تموم وجودم میبوسیدمش اونم همچین حسی داشت و من اینو میفهمیدم دیگه نیازامون قوی تر شده بود و میخواستیم با هم به اوج برسیم یه روز که داشتیم با هم تلفنی صحبت میکردیم بهش گفتم و اونم حرفمو تایید کرد و گفت همچین حسی داره و منتظر بوده که من پا پیش بذارم برای دو روز دیگه دعوتم کرد به خونش روزی که دخترش با باباش بود،دو روز برام دو سال گذشت تا اینکه روز موعد رسید یه دوش درست و حسابی و کلی هم به خودم رسیدم بعدش رفتم خونش واسه شام دعوت بودم یه دسته گل خوشگل براش گرفتم و رفتم خونش در رو برام باز گذاشته بود که دم در معطل نشم که کسی منو ببینه رفتم تو دیدم در واحدش بازه و داره منو دید میزنه خونشون دو واحد بیشتر نبود طبقه پایین مینا و دخترش طبقه بالا هم صاحبخونه بود رفتم تو دم در گل رو دادم بهش و بوسیدمش خیلی خوشگل شده بود یه خرده بیشتر از همیشه به خودش رسیده بود بهش گفتم چه ناز شدی خانومم تشکر کرد و دعوتم کرد که بشینم رفت برام چایی با شکلات آورد نشست کنارم و شروع کردیم به خوردن و حرف زدن بعد اینکه چایمو خوردم دستمو انداخته بودم رو شونش و با موهاش بازی میکردم یهو گفت آخ سرم ترسیدم گفتم چی شد یهو؟؟؟گفت بعضی وقتا سردرد شدید میگیره رفت یه قرص خورد و اومد نشست کنارم و سرشو گرفت تو دستاش خیلی نگرانش بودم نمی دونستم باید چکار کنم دستمو گذاشتم رو سرش و موهاشو نوازش کردم گفتم مینا جونم حالت خوبه میخوای سرتو ماساژ بدم خیلی خوبه شاید سرت خوب بشه گفت باشه امتحانش ضرر نداره رو زمین نشستم و سرش روگذاشت رو پاهام من 4 زانو بودم و سرش بین پاهام بود حالت Tشروع کردم به ماساژ دادن سرش بعد ده دقیقه گفت خیلی بهتر شدم و تقریبا دردش خوابید خوشحال شدم که بهترشده خم شدم و یه بوساز پیشونیش کردم بعد یه بوس از چشمش کردم بعد از لبش بعد بازم لبش و اونم جوابمو داد بعدش لبامون بهم قفل شد قبلا هم پیش اومده بود ازش لب بگیرم ولی الان یه چیز دیگه بود یه احساس بهتری داشت خیلی خوب بود دلم میخواست زمان وایسه و من همیشه تو اون حالت بمونم با این مدل لب گرفتن اذیت میشدم آخه خم شده بودم و کمرم درد میگرفت مینا هم اینو فهمید و گفت عزیزم بیا بریم تواتاق خواب بلند شدیم یه لب سر پا گرفتیم و رفتیم تو اتاق مینا رو محکم گرفتم تو بغلم و به خودم فشارش دادم دوست داشتم اینقد فشارش بدم که بره تو وجودم لبای همدیگرو میخوردیم و چشامونو بسته بودیم کم کم رفتیم طرف تخت و آروم هلش دادم رو تخت و همه جای صورتشو بوسیدم یه بلوز آبی پوشیده بود با دامن بلند تنگ بلوزش رو درآوردمو خوابیدم روش لبم رو لباش بود و با دستم هم موهاشو نوازش میکردم از لبش اومدم پایین زیر گردنشو بو کشیدم و بوسیدم تنها صدایی که تو فضای اتاق بود صدای نفس کشیدنمون بود از گردنش رفتم پایین سراغ سینه هاش از روی سوتین یه خرده مالیدمش بعد دستمو بردم پشتش و گیرشو باز کردم سینه هاشو گرفتم تو دستم سینه هاش خیلی درشت نبود به بدنش میومد ولی یه خرده آویزون بود که اونم طبیعی بود بالاخره یه بچه شیر داده بود یه سینش رو گذاشتم تو دهنم و میک زدم یه آه کشید که کیرم که نیمه جون بود کاملا به هوش اومد و قد کشید اون یکی هم تو دستم بود و با انگشت شصت و اشارم نوکشو میمالیدم بعد جاهاشونو عوض کردم بین سینه خوردنم هم میرفتم یه لب میگرفتم دوباره میومد سراغ سینش بعد چند دقیقه که سینشو خوردم با دستی که سینشو میمالیدم رفتم سراغ کسش دامن تنش بود از رو دامن کسشو مالیدم دیدم اینطور نمیشه چون دامنش خیلی تنگ بود بلند شدم نشستم گفتم میخوام دامنتو دربیارم چرخید گفت زیپش پشتمه بازش کن وای چه کونی داشت چه خوش تراش بود زیپشو باز کردمو چرخید رو به پشت و با کمک خودش دامنشو درآوردم خواستم بخوابم روش گفت نه اینطور نمیشه تو هنوز لباس تنته بیا لباستو دربیارم تیشرتم رو در آورد کمربندمو باز کردم زیپ و دکممو باز کرد و سرپا پایین تخت وایسادم و شلوارمو درآورد حالا هر دومون فقط با یه شرت جلوی همدیگه وایساده بودیم گفت میخوام برات ساک بزنم گفتم نمی خوای من اول برات بخورمش گفت نه میخوام اول ساک بزنم آبتو بخورم بعد تو بخوری وبعدشم بکنی میتونی دو بارارضا بشی؟ گفتم آره مشکلی نداره ولی میتونی آب کیر منو بخوری بدت نمیاد؟ گفت نه دوس دارم بخورم گفتم هرجور راحتی عزیزم یه دست از رو شرت کشید به کیرمو و شرتم درآورد کیرمو گرفت تو دستش یه بار دستشو کشید از بالا تا پایین روش و بعدش گذاشتش تو دهنش خیلی خوب ساک میزد احساس لذت فوق العاده ای داشتم در عین حالی که کیرمو میخورد خایه هامو میمالید وقتی هم که خایه هامومیک میزد واسم جلق میزد با هرحرکت لبش رو کیرم احساس بهتری بهم دست میداد بعضی وقتا هم کیرمو تا ته میکرد تو دهنش وایییی وقتی سر کیرم میخورد به ته حلقش خیلی حال میداد کم کم ریتم خوردنشو تند کرد و کیرمومحکمتر میک میزد و تا ته تو دهنش میکرد تو اوج لذت بودم که آبم اومدو خالی شد تو دهنش اونم تا قطره آخرشو مکید خیلی بیحال بودم افتادم رو تخت و اصلا حس نداشتم اومد کنارم و پیشونیمو بوسید منم لبمو گذاشتم رو لبش و لب و زبونشو خوردم حالا نوبت من بود که اونو به اوج برسونم خابوندمش رو تخت لب و زبونشوخوردم بعد سینه هاشو خوردم بعدش رفتم سراغ کسش از رو شرت یه زبون به کسش زدم و شرتشو درآوردم و پاهاشو باز کردم معلوم بود خیلی حشری شده کسش خیسه خیس بود با شورتش کسشو پاک کردم و شروع کردم به لیسیدن و مکیدن چوچولشو میکردم تو دهنم و میمکیدمش اونم اول آه آروم میگفت و بعدش صداش اوج گرفت و با آه و ناله های اون من بیشترحشری میشدم و محکمتر میخوردم انگشتمو میکردم تو کسش جوری که کف دستم رو به صورتم باشه و از زیر دستم کسشو زبون میزدم دیگه صداش اوج میگرفت و منم فهمیدم که نزدیک ارضا شدنشه با زبونم کسشو میمکیدم و با دستم بالای چوچولشو میمالیدم دیگه صداش خیلی بلند شده بود و یهو یه آیییییییی بلند گفت و بی حال شد فهمیدم ارضا شده یه خرده دیگه دستو زبونمو تکون دادم تا ارضا شدنش کامل باشه بعد رفتم کنارش دراز کشیدم و بوسیدمش که دستشو گذاشت رو کیرم و گفت حالا نوبت اینه گفتم فعلا واسا حالت جا بیاد گفت نه حالم خوبه بیا رو سینم یه خرده بخورمش که بره سر جاش رفتم رو سینش سرشو آورد بالا و کیرمو کرد تو دهنش بعد یه خرده که خورد گفتم عزیزم بسه دیگه اجازه بده بره سر جاش با یه لبخند حرفمو تایید کرد و من نشستم جلوش پاهاشو دادم بالا و کیرمو گذاشتم دمه کسش گفتم یهو فشار بدم یا آروم آروم دوست داشتم الان که با منه بیشترین و بهترین لذت رو داشته باشه یه فکری کرد و گفت یهو گفتم باشم عزیزم همینطور که کیرمو دم کسش بازی میدادم یهو تا ته کردم توش وایییییییییییییی چه تنگ بود اونم یه آی بلند گفت شروع کردم به عقب جلو کردن تو کسش خیلی حال میداد یه احساس فوق العاده بود من یه بار ارضا شده بودم و دیرتر ارضا میشدم بعد چندتا عقب جلو کردن حالتمو عوض کردم به بغل خوابید منم پشتش بودم پاشو بلند کردم و از پشت کردم تو کسش بعد حالت سگی کردمش که بهترین حالت بود تو این حالت ارضا شدم و آبمو ریختم رو کمرش با سرو صداهایی هم که مینا انجام میداد فهمیدم دوبار ارضا شده ، بعد ارضا شدن تو بغل هم خوابیدیم که احساس کردیم داره بوی سوختگی میاد بله غذاش سوخته بود زنگ زدیم از بیرون غذا آوردن و خوردیم وراجع به سکس عالیمون صحبت کردیم آخر شب هم رفتم خونمون اگه دوست داشتین بگید بقیه سکس هامون رو هم بنویسم		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174895</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 38/44 queries in 0.005 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-13 21:19:39 by W3 Total Cache
-->