<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>مانكنی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%83%d9%86%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:29:15 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>مانكنی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>دختر مدرسه ای و کیر همکلاسی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%87%d9%85%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%87%d9%85%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3%db%8c/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 10 Jun 2019 08:14:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[اینكارو]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بیداره]]></category>
		<category><![CDATA[بیشعور]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونام]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهای]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترانه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[سریعتر]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمم]]></category>
		<category><![CDATA[فرودگاه]]></category>
		<category><![CDATA[لامذهب]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهامو]]></category>
		<category><![CDATA[مانكنی]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتی]]></category>
		<category><![CDATA[میمالی]]></category>
		<category><![CDATA[نزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[هواپیما]]></category>
		<category><![CDATA[یكدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[اون روز سکسی هم مثل هر روز داشتم تو نت شاه کس وقت كشی میكردم كه یكنفر با ایدی دخترانه برام پیام داد و خواست كه خودمو کونی معرفی کنم منم خودمومعرفی كردم اونم گفت كه اسمش اعظم جنوب زندگی میكنه و22سالشه از جنده من خواست كه بهش وب بدم منم وب رو روشن كردم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				اون روز سکسی هم مثل هر روز داشتم تو</p>
<h3>نت شاه کس وقت كشی میكردم كه یكنفر با ایدی دخترانه برام</h3>
<p>پیام داد و خواست كه خودمو کونی معرفی کنم منم خودمومعرفی كردم اونم گفت كه اسمش اعظم جنوب زندگی میكنه و22سالشه</p>
<h4>از جنده من خواست كه بهش وب بدم منم وب رو</h4>
<p>روشن كردم بهش گفتم كه منم پستون میخوام ببینمت برای یه لحظه از پشت وب دیدمش توی یه كافی نت كار</p>
<h5>میكرد هر کوس روز باهاش چت میكردم و بهم نزدیكتر میشد</h5>
<p>باز شماره تماس دادنم شروع شد حالا با هم ارتباط تلفنی داشتیم یه چیزی حدود 6 ماه بهم هر روز زنگ میزد سکس داستان اروم حرفها رو</p>
<h6>میبردم سمت سكس و اونم یه جورهای كرم ایران سکس میریخت یه</h6>
<p>روز بهم گفت كه میخوام بیام پیشت نمیدونم توی داستانهای قبلیم بهتون گفتم كه من توی كرج تنهام و بصورت مجردی زندگی میكنم یا نه گفتم راست میگی گفت اره 5شنبه همین هفته بلیط هواپیما گرفتم میام پیشت ساعت 2 بعد از ظهر میرسم بیام؟؟ منكه تو كونم عروسی شد گفتم اره بیا گفت به یه شرط گفتم چه شرطی گفت كه باید برای روز بعدش منو هر جور كه شده راهی كنی برگردم باید شنبه صبح سر كارم باشم گفتم باشه تا 5شنبه هر جور كه بود سر كردم 5 شنبه ساعت 1:30دقیقه رفتم تو فرودگاه منتظر خانوم شدم ببینم كی میاد ای لعنت به این پروازهای ایران كه ساعت 2 شد ساعت6غروب كه دیدم اعظم خانوم رسیدن یه دختر جنوبی سبزه با یه قد متوسط و یه هیكل مانكنی كه كیرم همونجا راست كرد اخه بدبخت میدونست كه كارش در اومده و امشب اضافه كاری داره از همین الان داشت نرمش میكرد. اومد جلو باهاش دست دادم اومد یم بیرون فرودگاه سوار ماشین شدیم كه تو را شروع كرد به حرف زدن و از تاخیر هواپیما گفت و بهش داشتم نگاه میكردم گفت خودتو خیس نكنی و شروع كرد خندیدن خیلی بهم بر خورد توی دلم گفتم جور بكنمت كه نتونی بنشینی بچه كونی داری منو مسخره میكنی رسیدیم خونه رفتیم توی خونه امان از این خونه های اپارتمانی همسایه های فضول با كارگاه بازی رفتیم بالا كفشهاشو بردم داخل رسیدیم تو یه لب ازش گرفتم دیدم نه بابا حال طرف از من خیلی بدتره دستمو بردم سمت پستوناش پستونای اناری خوشگلی داشت جاتون خالی یكم فشارش داد گفتم لباساتو در بیار بشین یه چیزی بخوریم بعد گفت خوب داریم میخوریم گفتم چی گفت لب دیگه دیدم نه بابا آتش طرف خیلی سوزانه از من بیشتر تو كفه گفتم بزار یه حال بكنم بعد میشینیم بردمش تو اتاق خواب درازش كردم روی تخت لباسهاشو در اوردم یه سوتین و شورت دخترانه ست مشكی پوشیده بود كه هر دوتاشو در اوردم خورد تو ذوقم كوسش پر از مو بود من هم كوس مودار دوست ندارم دیدم بد جور هم خودشو خیس كرده بهش گفتم بابا تو كه از من خیس تری میگفتی تو راه شلوارتو عوض كنم كه با دست سیلی ارومی بهم زد و گفت بد جنس شروع كردم به خوردن پستوناش الحق بدن ردیفی داشت از لب گرفتن خیلی خوشش میومد بعد كه حشریش كردم كیرمو بهش داد تا برام ساك بزنه بعد چند بار عقب جلو كردنم توی دهنش كیرمو بیرون كشیدمو بهش گفتم جلوت بازه گفت نه گفتم برگرد مثل یه بچه خوب حرف گوش كن كونشو هوا كرد یه دستی به كونش كشیدمو سر كیرمو خیس كردم آروم كیمو به سوراخ كونش فشار میدادم لا مذهب بدجور تنگ بود و این كیر18 سانتی ما هم برای اون سوراخ تنگ بزرگ با فشار كله كیرمو داخل كردم ولی اصلا این خیالش نبود گفتم درد داری گفت كارتو بكن كیرم دیگه تا نصفه رفته بود اروم شروع كردم به تكون دادن كمرم دیگه كیرم داشت برای خودش جا باز میكرد و تا ته رفته بود تو در همون حالت دراز كشید منم خوابیدم روش وای كه چه حالی میداد كیرم توی كونش بود یه دستم به پستوناش لبم روی گردنش و یك دستم هم روی پشمهای كوسش چه حالی مداد تكونهامو بیشتر كرده بودم و صدای ناله های اونم بیشتر شده بود حركاتمو سریعتر كردم و بهش گفتم دارم میام چكار كنم گفت بریزتو كونم منم ابمو ریختم توی كون تنگش بلند شدیم با هم رفتیم حموم توی حموم هر چی بهش اسرار كردم بابا بزرا برات این پشمهاتو بزنم قبول نكرد كه نكرد نمیدونم چرا با هم رفتیم بیرون شب برگشتیم خونه غذا رو بیرون خورده بودیم ساعت نزدیكهای 12 شب بود رفتیم تو تخت خوابم ولخت شد اومد تو بغلم گفت نمیخوای لخت بشی گفتم چرا اما دوستدارم كه تو لختم بكنی بلند شد لباسهامو در اورد كیرمو گرفت توی دستش گفت ببین این هنوز هیچی نشده بیداره گفتم اون بنده خدا همیشه بیداره لباشو گذاشت روی كیرمو شروع كرد به بوسیدن ناز كردن كیرم بعد از یكم حال كردن بازهم كونشو هوا كردم یاد صبح افتادم كه مسخره ام كرده بود سر كیرمو كه رد كردم كمرشو گرفت و یكدفعه تمام كیرمو كردم توش یه دادی كشید خودشو به جلو پرت كرد منم كه میدونستم این كار رو میكنه كمرشو محكم گرفته بودم (بد جنسیه دیگه)و نزاشتم كیرم در بیاد بهم گفت بیشعور چرا اینكارو كردی بهش گفتم بی حساب شدیم اروم باز هم شروع كردم تكون دادن معلوم بود بد جوری دردش گرفته كیرم كه دوباره جا باز كره بود داشت برای خودش حال میكرد گفت امیر یه چیزی بگم گفتم چیه گفت ابتو بریز رو پستونام دوستدارم گفتم باشه بعد چندبار تلمبه زدن ابمو ریختم روی پستوناش اونم ابمو میمالی به بدنش وای چه حالی میداد تا صبح چندبار دیگه هم كردمش اما موهای كوسش نوك كیرمو سنباده زده بود لامذهب تا چند روز شورتمم به نوكش میخورد دادمو بلند میكرد اعظم هر كجا كه هستی خوش باشی		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d9%87%d9%85%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174531</post-id>	</item>
		<item>
		<title>به بردگی گرفتن جنده های خوشگل و حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 21 May 2019 07:53:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[‫ازدواجش]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پیداست]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جورهایی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمهای]]></category>
		<category><![CDATA[كامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[كوچكتر]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهامو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[مانكنی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مشكلات]]></category>
		<category><![CDATA[مهرداد]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میكردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناگفته]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیبینم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكرد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خشكله و یه خواهر كوچكتر فیلم سکسی از خودش هم داره كه الان ازدواج كرده من بیرون از شیراز زندگی میكنم و یك ماه به یك ماه سکسی خانواده زنم را نمیبینم .عید نوروز امسال شاه کس كه خانواده خانمم به دلیل مشكلات نتونستن به اینجا بیان فقط روشنک تنها تونست بیاد کونی خونه ما. [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>خشكله و یه خواهر كوچكتر فیلم سکسی از خودش هم داره كه الان</h2>
<p>ازدواج كرده من بیرون از شیراز زندگی میكنم و یك ماه به یك ماه سکسی خانواده زنم را نمیبینم .عید نوروز</p>
<h3>امسال شاه کس كه خانواده خانمم به دلیل مشكلات نتونستن به اینجا</h3>
<p>بیان فقط روشنک تنها تونست بیاد کونی خونه ما. من از قبل میدونستم كه روشنک یه جورهایی اهل حاله ولی اصلا</p>
<h4>روم جنده نمیشد هنوز ازدواج نكرده بود . و اندامی مانكنی</h4>
<p>و پوستی سبزه با قد بلند پستون داشت زن من هم مثل خودم در یك شركت مشغول بكار بود . یك</p>
<h5>روز كه کوس من به صورت اتفاقی ظهر بود كه از</h5>
<p>اداره مرخصی گرفتم رفتم خونه كلید رو انداختم رو در حال و رفتم تو، روشنک خواب بود رفتم تا لباسهامو در بیارم سکس داستان دیدم شورت روشنک</p>
<h6>افتاده روتخت من هم كه دیدم روشنک با ایران سکس اون وضع</h6>
<p>خوابیده رفتم نگاهش كردم دیدم لای كسش پیداست كه كیرم شق شد رفتم تو اتاق برگشتم به صورتی كه نفهمه كنارش دراز كشیدم یواش دستمو گذاشتم روی كونش وای چه كونی داشت یه كم با هاش لاس زدم كیرم داشت منفجر میشد بلند شدم برم تو اتاق جق بزنم نتونستم پیش خودم گفتم موقعیت خوبیه تا روشنک رو بكنم رفتم پشت كامپیوتر بشینم فیلم سوپر نگاه كنم دیدم روشنک از خواب بلند شده تا من رو دید گفت مهدی كی اومدی گفتم تو خواب بودی یهو رفت تو اتاق خواب گفت آقا مهدی لباسهای منو ندیدی گفتم چرا گذاشتمش تو كمد یه كم خجالت كشید و رفت وقتی برگشت گفت حوصلم سر رفته تو كامپیوتر فیلم نداری من هم كه دیدم موقعیت خوبیه گفتم چرا فایلی كه فیلمهای سوپر هم توش بود را باز كردم گفتم بیا من میخوام استراحت كنم نشست و من رفتم و پذیرایی دراز كشیدم خودم رو زدم به خوابیدن. یه 20 دقیقه كه گذشت بلند شدم دیدم در اتاق بسته شده از كنار در كه یه روزنه داشت نگاه كردم دیدم داره یه فیلم سوپر توپ نگاه میكنه و دستش هم گذاشته بود لای كسش جق میزد دوباره كیرم شق شد جلوخودم رو نتونستم بگیرم در رو یواش باز كردم رفتم تو اتاق اینقدر تو حس بود كه متوجه اومدن من نشد  وتا منو دید از خجالت داشت آب میشد نمیدونست چی بگه دامنش رو سریع انداخت روی پاهاش و گفت آقا مهدی عجب فیلمهایی داری منم گفتم مگه بده؟ خندید هیچی نگفت. نگاه شلوارم كرد دید كیرم بلند شده سرش رو انداخت پائین دیگه نمیتونستم جلوخودم رو بگیرم بهش گفتم بشین فایل فیلم سوپرها رو باز كردم یكیش رو گذاشنم اولش درست نگاه نمیكرد یواش یواش دستم رو گذاشتم پشت كمرش و از پشت دستام رو گذاشتم رو سینه های كوچیكش دیگه فهمیده بود چی میخوام دستم رو اوردم رو كسش كردم داخل شورتش اولش نذاشت ولی من كار خودم رو میكردم سرش رو آوردم پائین و شلوارم رو در آوردم كیرم رو تا ته كردم تو دهنش. بار اولش بود ولی چون فیلم سوپر دیده بود وارد شده بود همین كه كردم تو دهنش شروع كرد به ساك زدن داشت آبم میومد كه كشیدم بیرون دامنش رودر آوردم یه شورت تنگ مشكی پاش بود موهای كسش هم یه كم بلن بود دستم رو كردم تو شورتش خیس خیس شده بود شورتش رو در آوردم خوابوندمش رو تخت شروع كردم به لیس زدن كسش داشت قش میكرد اصلا حال نداشت حتی میگفت كسم رو بكن برش گردوندم دولاش كردم سوراخ كون تنگی داشت سر كیرم رو با كرم یواش سر كیرم رو كردم تو كونش كه یه جیق بلندی زد و كیرم رو تا ته كردم تو كونش و تا تونستم خیلی محكم شروع به تلنبه زدن شدم روشنک كه دو سه باری ارضا شده بود همین كه تلنبه میزدم آبم اومد و تمام آبم رو ریختم تو كونش بعد از 10 دقیقه دوتامون بی حال تو بغل هم افتادیم از اون به بع تا قبل از ازدواجش هر موقع میدیدمش میكردمش تا الان كه دیگه شوهرش زحمتش رو میكشه البته ناگفته نمونه بعد از ازدواجشهم دو بار تو خونه خودشون كسش رو كردم .		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>6</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2096</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کس رو باید بزاری سر کییرت تا ته بکنی توش</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%db%8c%d8%b1%d8%aa-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b4/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%db%8c%d8%b1%d8%aa-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 14 May 2019 06:27:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابروهاش]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انچنان]]></category>
		<category><![CDATA[انفجار]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اومده‬]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برقرار]]></category>
		<category><![CDATA[بودیم]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتره]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنم]]></category>
		<category><![CDATA[تعدادی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چهارشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[‌خلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خودكار]]></category>
		<category><![CDATA[خوششون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[‫دقیقه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لحظاتی‬]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مانكنی]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[&#160; كنم شاه کس &#8230; هنوز هوا تاریك نشده بود&#8230;.. تو حال و هوای خودم بودم &#8230; نمی دونستم کونی كاری‬ كه كردم درست بود یا نه ؟‬ &#8230; ‫من با این همه مثبت بودنم جنده &#8230; چرا باید این كار ور می كردم &#8230; مثلا بچه مثبت كلاس بودم &#8230; پستون بچه مثبت‬ ‫&#8230;. [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				&nbsp;</p>
<h3>كنم شاه کس &#8230; هنوز هوا تاریك نشده بود&#8230;.. تو حال و</h3>
<p>هوای خودم بودم &#8230; نمی دونستم کونی كاری‬ كه كردم درست بود یا نه ؟‬ &#8230; ‫من با این همه مثبت</p>
<h4>بودنم جنده &#8230; چرا باید این كار ور می كردم &#8230;</h4>
<p>مثلا بچه مثبت كلاس بودم &#8230; پستون بچه مثبت‬ ‫&#8230;. مدرسه بودم &#8230;. اخه چرا من‬ ؟ ‫همه چیز از اون</p>
<h5>كلاس لعنتی کوس شروع شد &#8230;. توی اون كلاس ها من</h5>
<p>معلم بودم &#8230; جوون ترین معلم &#8230;&#8230; برای‬ ‫دخترها و پسر های ۱۵ و ۱۶ ساله درس می دادم &#8230; خوب درسم سکس داستان خیلی خوب بود</p>
<h6>و به خاطر اینكه مخ‬ ریاضیات شهر به ایران سکس حساب می</h6>
<p>اومدم از من دعوت كرده بودند كه درس هم بدم‬ . ‫توی كلاس ها خیلی از دختر ها از من خوششون اومده بود &#8230; خوب طبیعی بود &#8230; یه پسر ۱۸ ساله بیاد درس ریاضیات دانشگاهی رو براشون تشریح كنه خیلی زیاد بود‬ . ‫اما این وسط یه دختره بود كه بیشتر با من قاطی می شد &#8230;&#8230; اسمش فرانوش بود &#8230;. یك موضوع تحقیق داده ‫بودم &#8230; این فرانوشه تركونده بود‬ . ‫خلاصه كلاس ها بعد از یك ماه تموم شد &#8230; اما بد بدختی من تازه شروع شده بود &#8230;. تعدادی از این دخترها كه‬ ‫مثلا می خواستن با من تریپ لاو بذارند گیر دادن كه شماره بده ما اشكال داشتیم بهت زنگ بزنیم &#8230; من تا اون‬ ‫وقت از نزدیك این طوری با دخترا بر خورد نداشتم &#8230; خوشم نمی یومد &#8230; ادم تو داری بودم &#8230; ساكت و‬ ‫گوشه گیر &#8230;. خلاصه اینا نمی دونم از كجا شماره موبایل من رو گیر اوردن &#8230; من كه بهشون ندادم &#8230; ولی‬ عجب مارمولك هایی بودند‬ &#8230; ‫روز ها می گذشت و مدام زنگ ، اقای &#8230; من سر این مسئله مشكل دارم . بعد از این كه توضیح می دادم‬ شروع می كردن عشوه و ناز تصاعد كردن تا یه جوری با من رابطه برقرار كنند‬ . ‫اما این فرانوش چیز دیگه ای بود &#8230;. وقتی اون زنگ می زد خیلی راحت تر باهاش بودم &#8230; یه دختر ۱۶ ساله‬ با یك پسر ۱۸ ساله &#8230;. خوب هر دوی ما خیلی حساس و عاطفی بودیم‬ ‫خلاصه روز ها می گذشت &#8230; تلفن های ما ، به دیدار حضوری تبدیل شده بود &#8230; گاهی اوقات هم من رو‬ ‫دعوت می كرد خونشون تا براش رفع اشكال كنم . به مامانش هم گفته بود، به خاطر همین تو خونه با من‬ راحت بود‬ &#8230; ‫كم كم وقتی خودكار رو می خواست از من بگیره از روی عمد دستش رو به دست من می زد &#8230;. اولین بار كه‬ دستش به دستم خورد كیرم احساس وجود كرد و یك مرتبه سرش رو اورد بالا ببینه چه خبره‬ . ‫عاشقش نبودم &#8230; اخه من یكی دیگه رو دوست داشتم &#8230;. دختر عمه نازم رو &#8230; ولی فرانوش عاشقم بود ، برام‬ می مرد‬ . هنوز هدیه هاش رو تو كمدم دارم‬ . كم كم خودكار رابطه دست تو دست ما شد و به هر بهونه ای دستش تو دست من بود‬ . ‫چهارشنبه بود &#8230; تو خونشون &#8230;. كنار هم نشسته بودیم‬ ‫ف : سیاوش&#8230;&#8230;&#8230;&#8230; می خوام دستم تو دستت باشه‬ ‫من سرخ شدم، ولی خوب چاره چی بود. تو مدتی كه دستش تو دستم بود، كیرم تمام قد ایستاده بود تا ببینه‬ آخرش چی می شه‬ . ‫منم وسط درس كلی سوتی دادم، اما اون نفهمید . اصلا حواسش به درس نبود &#8230; داشتم براش قصه شاه پریون‬ می گفتم‬ &#8230; ‫اون روز گذشت &#8230; اما من به خاطر این ماجرا تا چند هفته به بهانه های مختلف نمی رفتم پیشش &#8230;.. وقتی هم‬ ‫كه تلفن می زد &#8230; گوشیم رو می دادم دوستام جواب بدن &#8230; بگن نیست‬ . ‫چهارشنبه عصر بود كه زنگ زد &#8230; اما از بیرون تا من نفهمم اونه &#8230; وقتی سلام كردم فهمیدم خودشه، نمی‬ ‫خواستم جواب بدم &#8230;. اما دیر شده بود &#8230;. فكر كنم فهمیده بود نمی خوام جوابش رو بدم‬ ‫&#8230;. ف: سلام سیاوش جان . من فردا عصر امتحان دارم &#8230;.. هر جوری هست بیا من كلی اشكال دارم‬ . ولی می دونید كه وقتی یه دختر ناز و عشوه متصاعد می كنه‬ &#8230; ‫بعد از اینكه قطع كرد با خودم گفتم این كه امتحان نداره &#8230; اونم عصر !!!! &#8230; یعنی چی &#8230;. تا خود فرداش این‬ فكرها خوره جونم بود‬ . ‫جلوی خونشون بودم &#8230; اخه من همیشه ادم وقت شناسی هستم. ۱۲ زنگ زدم &#8230; یه حوری در رو باز كرد &#8230;. یه لحظه جا خوردم &#8230; این چرا اینقدر به خودش رسیده &#8230;ابروهاش رو گرفته بود . تا می تونست خودش رو زیبا كرده بود &#8230; واقعا قشنگ شده بود. ‫قیافش معمولی بود &#8230; ولی وقتی به خودش می رسید واقعا زیبا می شد &#8230;. هیكل خوبی هم داشت &#8230; سینه های درشت &#8230; كپل های جا افتاده و مانكنی &#8230;. قد كوتاه &#8230;. دستانی ظریف &#8230;. و پوستی واقعا سفید‬ . ‫رفتم تو &#8230; كیرم همچین قد كشیده بود كه از پشت شلوارم معلوم بود &#8230; با اینكه پیرهنم رو شلوار بود اما این كیر گنده ما باز هم چراق می زد‬ &#8230; (گفتم الان مامانش من رو ببینه ضایع می شم &#8230; اما از مامانش خبری نبود &#8230;. ) بعدا گفت كه رفتن مسافرت‬ . بعد از یه پذیرایی مفصل نسشت رو به روی من. ف : سیاوش می خوام یه چیزی بهت بگم ، اما &#8230;. ( سرخ شده بود‬ ) ‫س : بگو &#8230;. راحت باش &#8230; من آدم ركی هستم &#8230; راحت حرفت رو بزن‬ . ‫ف : آخه &#8230;. ( و بعد از كلی ناز) من تو رو دوست دارم &#8230;.. می خوام با تو باشم &#8230; برای همیشه &#8230;. ( لحن‬ ‫صداش عوض شده بود) من من می خوام تو پیشم باشی &#8230;. ( داشت اشك از گوشه چشمش می یومد ) من تو‬ ‫رو می خوام برای همیشه من من من عاشقتم‬ . ‫كیر من كه تا اون موقع تمام قد ایستاده بود فوری عقب نشینی كرد &#8230;. سرخ شده بودم &#8230;. قلبم ضربانش تند‬ ‫شده بود‬ . ‫س: ببین فرانوش &#8230;. من و تو هنوز بچه هستیم &#8230; اگر منطقی باشیم می بینیم كه برای ما خیلی زوده كه در‬ ‫مورد این چیزا بحث كنیم &#8230;. ( و كلی چرت و پرت دیگه) &#8230;. ببین اصلا شاید من یكی دیگه رو بخوام &#8230;.‬ خوب اون وقت چی &#8230; عشق كه نمی تونه یك طرفه باشه ( چشم هاش گرد شد و شروع كرد به گریه كردن‬ ). ‫دلم براش سوخت &#8230; رفتم كنارش نشستم &#8230;&#8230; سرش رو از بین زانو هاش بیرون كشیدم &#8230;.. یه لحظه تو چشم‬ هام یه نگاه كرد &#8230; نگاه عمیق و بعد خودش رو پرت كرد تو بغلم‬ ف: من عاشقتم &#8230;. من بدون تو نمی تونم باشم &#8230;.. (داشت گریه می كرد) &#8230; سیاوش من بدون تو می میرم‬ ‫&#8230;.‬ ‫بغلش كرده بودم و سرش رو كه روی شونم بود نوازش می دادم &#8230;. تو همین لحظات یه فكر به ذهنم رسید &#8230;‬ كثیف ترین فكری كه می تونستم بكنم‬ &#8230;. ‫سرش رو بلند كرد &#8230;. در حالی كه اشك هاش رو پاك می كرد گفت چه شرطی ؟‬ ‫دستم رو گذاشتم رو سینش و لبم رو چسبوندم به لبش &#8230;.. جا خورد &#8230;. خودش رو كشید عقب &#8230;.. لحظاتی‬ سكوت مرگ باری حكم فرما شد‬ &#8230; ف: تو &#8230; تو كه خیلی پاكی &#8230; چرا می خوای این كار رو بكنی‬ ؟ دیگه عقلم نبود كه حكم می كرد &#8230;. كیرم دستور می داد‬ !!! ‫س: ببین شاید من ادم پاكی باشم &#8230; اما من یه مشكل دارم &#8230;. حس شهوت من از ادم های معمولی خیلی بیشتره‬ &#8230; از نظر علمی &#8230;. ( و كلی چرند دیگه‬ ) ‫دوباره گریه اش گرفته بود &#8230; خودش سرش رو اورد جلو و دستش رو گذاشت روی كیر من &#8230;. زبونم تو‬ ‫دهنش بود و دستم رو سینه هاش &#8230;. زبونم رو بد جور می خورد &#8230;. حس می كردم اصلا لذت نمی بره و فقط‬ ‫به من حال می ده &#8230; منم حالم خوب نبود &#8230; داشتم لذت می بردم &#8230; اما همراه با یك ترس وحشت ناك &#8230;. از‬ ‫كاری كه می خواستم بكنم وحشت داشتم &#8230;. یه لحظه تصمیم گرفتم كنار بكشم &#8230; حتی این كار رو هم كردم &#8230;‬ بلندش كردم و رفتم به طرف در خروجی‬ . ‫اما اون اومد و از پشت بغلم كرد &#8230;. كیرم دوباره عقلم رو مقلوب كرد &#8230; خوابوندمش و افتادم روش &#8230;. خودم‬ رو محكم بهش می مالوندم و اونم من رو محكم بغل كرده بود‬ &#8230;. رفتیم روی تختش &#8230; اولین بارم بود و هیچ چیزی هم بلد نبودم &#8230;.. فقط تو فیلم دیده بودم &#8230; اونم خیلی كم‬ ‫لختش كردم &#8230;.. تیشرت چسبونش رو كه در اوردم كیرم دچار یه انفجار شد&#8230; همچین باد كرده بود كه دردش‬ ‫اشكم رو در آورده بود &#8230;. عجب سینه های &#8230;. كرستش رو در اوردم &#8230;. راست &#8230; ایستاده &#8230;. نوك برجسته‬ &#8230; یه حاله خیلی كوچیك قهوه ای &#8230;. افتادم به جون سینه هاش &#8230;. انقدر خوردم كه دادش در اومد &#8230;.. تو‬ همین فاصله كه می خوردم شلوارم رو هم در اورده بودم‬ ‫می خواستم شلوارش رو در بیارم كه كمی مانع شد &#8230; اما هیچی نمی تونست بگه &#8230;. وقتی كامل لخت شدیم ،‬ ‫اونم تازه سر حال اومده بود و دیگه داشت لذت می برد &#8230;. كیرم رو فرستادم لای پاش و خوابیدم روش &#8230;.‬ ‫لب هاموم تو هم بود و كیر من هم وسط پاش و رو كسش بالا پایین می رفت &#8230; انقدر خودش رو خیس كرده‬ بود که كیرم راحت سر می خورد‬ . ‫من علاقه زیادی به سكس خشن داشتم و از همون اولش یه جوری خشن برخورد می كردم &#8230;. از روش بلند‬ ‫شدم &#8230;. خوابیدم زیر و اون نشسته بود &#8230; بهش گفتم بخور &#8230; گفت نه خوشم نمی یاد &#8230; سرش داد كشیدم یالا‬ ‫بخورش &#8230; فوری شروع كرد به خوردن &#8230; اول مدام عوق می زد &#8230; اما نمی دونم چی شد كه یه هویی‬ ‫خوشش اومد و با وله تمام شروع كرد به خوردن &#8230;.. میك می زد &#8230; كل كیرم رو لیس می زد &#8230; تخم هام رو‬ ‫هم می كرد تو دهنش &#8230; پام رو داد بالا و رفت روی كونم &#8230;.. لای پام و حتی روی سوراخ كونم رو می‬ ‫خورد &#8230; دوباره سرش رو اورد بالا و كیرم رو كرد تو دهنش &#8230;. من واقعا تو خماری بودم &#8230;..بعد از ۱۵ ‫دقیقه ای بلندش كردم &#8230;.. به پشت خوابوندمش و خودم خوابیدم روش &#8230;. كیرم لای پاش بود و سینه هاش رو ‫محكم فشار می دادم &#8230;. گفتم می خوام بكنم تو كونت &#8230; گفت بكن &#8230;. اما خبر نداشت درد داره &#8230; از روش‬ ‫بلند شدم &#8230;. اول با انگشتم با سوراخش ور رفتم &#8230; واقعا تنگ بود &#8230;. همین كه سر انگشتم رو كردم تو خودش رو جمع كرد‬ . ‫ف : اون كیر كلفتت رو بكنی من می میرم &#8230;. تو رو خدا سیاوش نكن &#8230;. ( راست می گفت &#8230; كیر من نسبت‬ به سنم خیلی كلفت و دراز بود‬ ) ‫س : گفتم بخواب &#8230; هیچی نگو &#8230;&#8230;&#8230;.. . كم كم انگشتم رو كردم توش و سوراخش یه مقدار باز شد &#8230;.‬ انگشت دوم رو كه كردم جیغش در اومد &#8230; می خواست بلند بشه كه من نذاشتم‬ . ‫بعد از یه ده دقیقه ای انگشتم رو در اوردم &#8230;. كونش تمیز بود &#8230;.. كیرم رو حسابی خیس كردم و سرش رو‬ آروم فشار دادم‬ . ‫دادش رفته بود بالا &#8230; من محكم چسبیده بودمش &#8230;. كم كم كیرم رو فشار دادم &#8230; خیلی تنگ بود به كیرم فشار‬ ‫می یومد &#8230; داش جیغ می زد &#8230; با دستم جلوی دهنش رو گرفتم &#8230; و محكم فشار دادم &#8230;. نمی تونست بلند بشه‬ . ‫هیكل من درشت بود &#8230;. دستم رو گاز گرفت &#8230; مجبور شدم دستم رو بردارم &#8230; فریاد می كشید &#8230;. سرش رو‬ ‫محكم روی بالشت فشار دادم تا صداش در نیاد &#8230;.. بد جوری تلبه می زدم &#8230;. یه مقدار كه گذشت آروم شد &#8230;.‬ ‫سرش رو كه برداشتم دیدم از گریه تمام بالشت خیسه &#8230; هنوز داشت گریه می كرد &#8230;. دلم سوخت &#8230;. ولی‬ ‫دیگه عادت كرده بود &#8230;. شروع كردم قربون صدقش رفتن &#8230; همین طور كه تلبه می زدم نازش می كردم &#8230;.‬ ‫اونم چیزی نمی گفت &#8230; احساس كردم داره كم كم ابم می یاد &#8230; به شدت شروع كردم به تلبه زدن &#8230;. اون‬ ‫داشت دوباره داد می كشید و این منو بیشتر حشری می كرد &#8230;. انچنان می كوبیدم بهش كه صدای تخت هم در‬ ‫اومده بود &#8230;. خودش رو جمع كرد &#8230; ابم رو تا اخرین قطره تو كونش خالی كردم &#8230;.. یه چند دقیقه ای روش‬ بودم &#8230;. حال نداشتم بلند بشم &#8230; اونم داشت گریه می كرد‬ خودم رو غلت دادم كنارش و شروع به نوازشش كردم‬ . س: خیلی دوست دارم فرانوش &#8230; معذرت می خوام &#8230;. دست خودم نبود &#8230;. هیچی نمی فهمیدم‬ &#8230; ‫خلاصه به هر صورتی بود ماجرا تموم شد &#8230;. اخرش كه می خواستم برم دوباره اومد تو بغلم &#8230; درست نمی‬ تونست راه بره‬ . ف: خیلی عاشقتم سیاوش &#8230;. من دیوونه تو هستم &#8230;. دوستت دارم‬ . ‫از در اومدم بیرون &#8230; عصر بود &#8230; هوا هنوز تاریك نشده بود &#8230;. تو حال و هوای خودم بودم &#8230; نمی دونستم‬ كاری كه كردم درست بود یا نه ؟‬ من با این همه مثبت بودنم &#8230; چرا باید این كار ور می كردم &#8230; مثلا بچه مثبت كلاس بودم &#8230; بچه مثبت‬ مدرسه بودم &#8230;. اخه چرا من‬ ؟ باید چیكار می كردم &#8230; حالا چطوری قضیه رو درست می كردم‬ &#8230;		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%db%8c%d8%b1%d8%aa-%d8%aa%d8%a7-%d8%aa%d9%87-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173842</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 5/37 queries in 0.056 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-21 01:56:53 by W3 Total Cache
-->