<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>محلمون &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%85%d8%ad%d9%84%d9%85%d9%88%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:22:55 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>محلمون &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>سر صبح اینو بکنی یه راه مخفی تو زندگیت باز میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%b1-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%d8%a7%db%8c%d9%86%d9%88-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%db%8c%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%ae%d9%81%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d8%aa-%d8%a8/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%b1-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%d8%a7%db%8c%d9%86%d9%88-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%db%8c%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%ae%d9%81%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d8%aa-%d8%a8/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 27 Aug 2019 06:34:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتتاح]]></category>
		<category><![CDATA[ببینید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابمالبته]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برشگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بود]]></category>
		<category><![CDATA[بوداون]]></category>
		<category><![CDATA[بودمکه]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرستار‬]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[ترسناک]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدو]]></category>
		<category><![CDATA[ترهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تنهاست]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[توکونش]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[دادماز]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[درشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانمن]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[سنیمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینم]]></category>
		<category><![CDATA[شروع]]></category>
		<category><![CDATA[فروردین]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کنمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانشم]]></category>
		<category><![CDATA[مامایی]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[میادمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میخونه]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌دیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میریزه]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[ندارهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذارم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[ننوشتم]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[یه سری از سکسامون از فیلم سکسی همه خاطره انگیز تره.منم دوس دارم داستان سکس 2 سالم که البته به زودی دوباره ادامه داره با دختر مستاجرمونو سکسی براتون بگم دلم میخواد نظر کسیکه میخوندشو شاه کس بدونم.البته اولین باره خاطره تعریف میکنم اگه خوب ننوشتم ببخشید.ما 4 ساله که یه خونواده کونی مستاجرمونن.البته پدره [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>یه سری از سکسامون از فیلم سکسی همه خاطره انگیز تره.منم دوس دارم</h2>
<p>داستان سکس 2 سالم که البته به زودی دوباره ادامه داره با دختر مستاجرمونو سکسی براتون بگم دلم میخواد نظر کسیکه</p>
<h3>میخوندشو شاه کس بدونم.البته اولین باره خاطره تعریف میکنم اگه خوب ننوشتم</h3>
<p>ببخشید.ما 4 ساله که یه خونواده کونی مستاجرمونن.البته پدره هم دوست بابامه.ابن مستاجرمون یه دختر دارن که اسمش آزیتاست.آزیتا الان 18</p>
<h4>سالشه جنده .تو این 4 سال یعنی از 14 سالگیه آزیتا</h4>
<p>که شروع کرد به بالغ شدن پستون آزیتارو دید میزدم.آزیتا نسبت به سنش زودتر بالغ شد یعنی زود سینه هاش بزرگ</p>
<h5>شدنو هیکلش کوس زنونه شد. منم چون آزیتا میومد تو حیاط</h5>
<p>بازی میکرد همیشه دیدش میزدم..تا اینکه عید دو سال پیش که آزیتا 16 سالش بود واسه عید دیدنی اومدن خونمون.(ما طبقه بالا سکس داستان میشینیم)آزیتا هم که</p>
<h6>یه کم توپول موپول بود البته چاق نبود ایران سکس ولی مثل</h6>
<p>این زنای عرب هیکلش پر بود و واقعاهیکلش واسه سکس عالی بود.اومدن عید دیدنی آزیتاهم روبرو من نشست اونجا بود که فهمیدم آزیتا سرو گوشش میجنبه و کرم میریزه.منم گفتم این بچست بابا جوابشو بدم سوتی میده همه میفهمن در ضمن من الان 28 سالمه ینی 10 سال فاصله سنیمون بود.اون روز گذشتو دهم یازدهم فروردین بود که چون باباش راننده اتوبوس بود مامانشم پرستار بود.باباش رفت سرویسو مامانشم شد شیفت شب بیمارستان.خونه ماهم از یه هفته پیش رفته بودن شمال منم چون اهل مسافرت نیستم مثل همیشه نرفتم.میدونستم آزیتاهم تنهاست چون خیلی پیش میومد که تنها باشه تک بچم بود.اون شب من داشتم فیلم سوپر نگا میکردم از ماهواره (کانال pg )که یه سکس کون کردن خیلی باهال نشون داد.بدجوری شهوت گرفته بودم.که یهو آزیتا وکرم بازیه اون روزش اومد تو ذهنم.گفتم شاید آزیتا میخواست یه چیزی حالیم کنه که من محلش نذاشتم بزار ببینم کرم میریزه دوباره یا نه.وایه همین رفتم تو راه پله الکی با تلفن حرف زذن که متوجه شدم آزیتا یواشکی منو دیدمیزنه.فهمیدم که آره هنوزکرم میریزه.بعد 5 مین دوباره اومدم تو راه پله که آزیتاهم تو همون لحظه درو باز کرد چون راه پله مون مشترک بود.شروع کرد به سلام کردنو احوال همو پرسیدن که ازش پر سیدم تنهایی گفت آره یککمم میترسم گفتم واسه چی.گفت از ماهواره یه فیلم ترسناک دیدم حالا میترسم بخوابم.البته فهمیدم دروغ میگه چون میدونستم به خاطر درسش مدتیه باباش ماهواره شونو جمع کرده.گفتم خوب بیا خونه ما که بدون تعارف گفت باشه.الان میام بعد چند مین دیدم آزیتا با یه شلوار استرج تنگو یه تی شرت بلند اومد بالا.واای چه کسی شده بود .سوتینم نبسته بود چون از زیر تی شرتش سینه های بزرگو نرمش مثله ژله میلرزید.بعد نیم ساعت حرف زدن سر صحبتو بازکردیمو یه کم صمیمیتر شدیم واسه همین گفتم دوس داری فیلم سکسی ببینی گفت آره خیلی تاحالا ندیدم.منم ماهواره رو گذاشتم رو کانال pg خودمم رفتم تو آشپزخونه الکی لفتش دادن .وقتی برگشتم واقعا شهوتو تو صورت آزیتادیدم منم که کیرم راست شده بود رفتم بغل دستش نشستم هینطور که باهم دیگه سوپر میدیدیم دستمو بردمو سینه شو مالوندن .لامسب خوشش اومد فهمیدم که امشب یه سکس افتادم چون کرم میریخت حسابی.یه کم باهاش ور رفتمو بوس کردنو لب گرفتن که آزیتا گفت دلم میخواد کیرتو ببینم.گفتم بریم تو اتاقم با هم دیگه لخت شیم. آزیتا بدجوری شهوتی شده بود هرچی میگفتم میگفت باشه.شروع کردیم لبا سای همو در آوردن واقعا که چه هلویی بود سینه های خیلی نرم،کون پهنو گنده،رون پر ،با یه کس سفیدو قلمبه. بار اولش بود که میخواست سکس داشته باشه.واسه اینکه دسپاچه نشه یا نترسه خودم شروع کردم به خوابوندنش رو تختو خوردن سینه هاش .بعد رفتم پایین که کسشو لیس بزنم که خودش ولو شدو پاهاشو باز کرد.عجت کسی قلمبه و سفید.چوچولشم قرمز شده بود حسابی.من تقریبا 15 مین فقط کسشو خوردم خیلی تمیزو ناز بود.کاری کرده بودم که آزیتا بی حال افتاده بود.کیرمم داشت میترکید گفتم نوبت توئه گفت چیکار کنم.گفتم اول کیرمو بوخور.اولش گفت حالم بد میشه ولی یواش یواش که مالیدم به لبش خودش رام شودو شروع کرد به خوردنش واای چه حالی میداد .سرشو گرغته بودمو تلمبه میزدم تو دهنش .خودشم ساک میزد برام.با سینه های نرمش ور میرفتمو میمالوندمش مثل پنبه نرم بودنو گرم.حسابی شهوت گرفته بودم گفتم دلت میخواد بیشتر حال کنیم گفت چطوری منم گفتم دیدی تو فیلم سوپر زنه چطوری کونشو کردن گفت آره گفتم دلت میخواد.اولش ترسیدو گفت درد نداره؟گفتم نمیذارم دردت بیاد چربش میکنم.راضی شودو برشگردوندم عجب سورخ کونی داشت دلم میخواست لیسش میزدم.قرمزو تمیز.رفتم روغن زیتون آوردمو کیرمو کونشو حسابی چرب کردم یواش یواش سر کیرمو هل دادم داخل اولش دردش اومد ولی اینقد کیرمو چرب کرده بودم که نمی تونستم خودمو کنترل کنمو تا ته نبرم تو کونش هی میگفت آآآخ کونم منم دردم میادمنم هی بیشتر فشار میدادم نمیتونست از زیرمم در بره داشت گریش میگرفت تا اینکه تا ته کردم توکونش یه کم که تلمبه زدم اونم درد کونش خوابید .اولین بار بود کیر میرفت تو کونش.میگفت دردم کمتر شده فط یواش تلمبه بزن .من اون شب تا صبح آزیتارو کردم 3بار آبمو ریختم تو کونش حسابی بهش حال دادم.از 2 سال پیش که کردمش تا قبل اینکه دانشگاه شهر دیگه ای قبول شه بالای 100 بار کردمش سوراخ کونش حسابی باز باز شده .حیف که کسش پرده داشت .بهش یاد دادم که آبمم بخوره .تو این دو سال کار من شده بود کون کردن آزیتا،آبمو بهش خوروندنو،کوسشو لیس زدن.حالا قول داده اگه تابستون برگرده کسشم براش بکنم.چون مامایی میخونه مثل اینکه یاد گرفته چطوری میشه پردشو ترمیم کنه.تابستون امسالم کسشو افتتاح میکنم کونش که خوراکمه اینقد گشاد شده که تنها چیزی که حس نمیکنه درده.خودش میگه از سکس باهام لذت میبره .انقد تو این دو سال سینه هاشو خوردم که به قول خودش 2 سایز بزرگتر شده از زیر مانتو سینه هاش آدمو شهوتی میکنه حالا ببینید چه حالی میکنم که وقتی لخت لخت تو بغلمه.تو محلمون همه تعریف کون پهنشو سینه های درشتشو میکنن .خبر ندارن که بالای 100 بار خودم کردمش .انقد دوس دارم که آبمو میخوره همشو قورت میده.البته منم اب کسشو میخورم .کس تمیزی داره یه دونه مو تو بدنش پیدا نمیشه.تابستون امسال میخوام هر روز بکنمش ببینم میشه .ممنون از خوندن خاطره م دوستان.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%b1-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%d8%a7%db%8c%d9%86%d9%88-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c-%db%8c%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%ae%d9%81%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d8%aa-%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176035</post-id>	</item>
		<item>
		<title>همچین مامانی رو باید هر روز هزاران بار کرد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%87%d9%85%da%86%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d9%87%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%87%d9%85%da%86%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d9%87%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%da%a9/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 22 Aug 2019 03:17:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بودبهش]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلات]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[توانایی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[دادمنم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستان:من]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهای]]></category>
		<category><![CDATA[داشتتا]]></category>
		<category><![CDATA[دلداری]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[رویاهام]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کردرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کنماونم]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مصنوعی]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهاز]]></category>
		<category><![CDATA[میشهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میکرددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نبودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[پسرای عقده ای(البته من به فیلم سکسی پسرها خیلی احترام میزارم منظورم با عده کمی از پسر هاست ) میان تخیلاتشون را به صورت مصنوعی داستان میکننمثلا سکسی میگن رفتم کنار خالم خوابیدم بعد دست شاه کس کردم تو شرت خالم &#8221; خالم هم حشری شد و من کردمشحتی یه زن جنده کونی هم اینجوری [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>پسرای عقده ای(البته من به فیلم سکسی پسرها خیلی احترام میزارم منظورم با</h2>
<p>عده کمی از پسر هاست ) میان تخیلاتشون را به صورت مصنوعی داستان میکننمثلا سکسی میگن رفتم کنار خالم خوابیدم بعد</p>
<h3>دست شاه کس کردم تو شرت خالم &#8221; خالم هم حشری شد</h3>
<p>و من کردمشحتی یه زن جنده کونی هم اینجوری به آدم نمیده و&#8230;..پسرای عزیز هر کی هم میگه کیر من بزرگتر</p>
<h4>از جنده 16 یا 17 سانت و کسی را کرده و</h4>
<p>طرفش هم هی قربون صدقش رفته پستون کس شعر میگه واسه ما زنان اندازه کیر بین 10 تا 14 باشه بسه</p>
<h5>مهم سفتی کوس و توانایی سکس طرف مقابلمونه بریم سر داستانمن</h5>
<p>الان 16 سالمه از حدود 6 ماه پیش سکس را شروع کردم و فقط هم میخوام با همین شوهرخواهرم سکس کنم(حتی بعد سکس داستان از ازدواجمم)اسم شوهر</p>
<h6>خواهرم سعید &#8221; قد بلندی داره و قیافش ایران سکس هم از</h6>
<p>نظر من و البته خیلی کسای دیگه از 20 حد اقل 17را میگیرهسعید فوق العاده هم زبون بازه4 ساله داماد ما شدهمن هیچوقت به سکس فکر نمیکردم چه برسه به سکس با سعیدتابستان پارسال بود و تعطیلات مدرسه .. یکی از دوستام واسه اولین بار بهم فیلم سوپر دادمنم دیدم و تا یه هفته از شدت حشری بودن داشتم میمردمروزی که فیلم سوپر رو دیدم حدود 3 یا 4 ساعت بعدش سعید اومد خونمون با بابام کار داشتتا دیدمش فهمیدم که چقدر دوستش دارمکسم خیسه خیس بود و به زور از شدت حشر چشمامو باز نگه داشته بودمهمون موقع سعید بهم گفت خواب بودیمنم گفتم آرهمن از طریق دوستام با داستانهای سکسی آشنا شدم .. هر چند خیلی از داستان های سکسی دروغ بود ولی جرات آدمو زیاد میکرددیگه فقط به سعید فکر میکردم وتو رویاهام باهاش سکس میکردمو خودمو ارضا میکردمهمیشه فکر میکردم ما دخترا هر وقت دلمون بخود میتونیم بدیم ولی اینجوری نبودخلاصه تو مرداد بود که مادر بزرگم فوت کرد و سر مزارش خواهرم حالش بد شد و سعید گفت میبردش خونهمنم سریع گفتم منم میامسعیدم با یه لبخند ازم تشکر کردکه اون لبخند دیوونه ترم کردرفتیم خونشونو خواهرم رفت تو اتاقش خوابیدفقط به سکس با سعید فکر میکردم که یه دفعه این به ذهنم اومد که اگه نتونم با سعید سکس کنم یا اگه اون پیشنهادمو رد کنه چی میشهاینجوری هم آبروم میرفت هم سعیدو از دست میدادماز شدت فشار عصبی گریم افتادسعید اومد و منو تو حال گریه دید .. فکر کرد به خاطر مادر بزرگمه و هی منو دلداری میدادسعید پیشم نشسته بودو منم به هق هق افتاده بودم سعید رفت یه لیوان آب اورد و داد به منمنم آبو گرفتم مخواستم بخورم که سعید شونمو گرفت و گفت ناراحت نباش و &#8230;.منم خودمو انداختم تو بغلش سعید بیچاره یه لحظه لرزید منم سرمو گذاشتم روی پاشاحساس کردم کیرش داره نم نم بلند میشهاز خوشحالی داشتم میمردمدیگه حالا مطمئن بودم منم سعید رو تحریک کردم گفتم حالا وقتشه که به سعید بدم ولی جاش اینجا نبودخلاصه اون روز گذشت و من از فرداش تو فکر این بودم که سعید رو کجا واسه سکس بکشونمخونه خودمون که پر همیشه پر بود به فکر خونه دوستام افتادم ، 3 تا از دوستام موردهای خوبی بودندخلاصه خونه آزاده اینه به خاطر اینکه مامان باباش تا ساعت 5 سر کار بودند مورد خوبی بودجریان رو به آزاده گفتم ،اونم قبول کرد و از اینکه با یه آدم زن دار میخوام سکس کنم مخصوصا شوهر خواهرمخوشحال بود چون میگفت اینجوری اونم هیچوقت نمیتونه تهدید کنه یا قضیه سکس رو به کسی بگه چون اگه به کسی بگه خدشم لو میره و در خطره تصمیم گرفتم 4 شنبه نرم مدرسه و تا قبل از اینکه مدرسه تعطیل میشه سکس کنمیه جور هیجان خوب داشتم یه جور استرس و ترس شدیدولی وقتی آدم حشریه ترس واسش معنا نداره شنبه عصربودکه به سعید یه اس ام اس تقریبا سکسی دادم ، اونم یه اس ام اس معمولی دادمنم از رو نرفتم و یه اس ام اس سکسی تر دادم که سعید اس ام اس داد مونا خانوم از این اس ام اس ها که میدین چندتا داری؟منم جواب دادم خیلی گفت این اس ام اس ها رو نده آدم یه جوریش میشهمنم گفتم چه جوری .. سعیدم گفت نه تو نمیدونیالان وقت اجرای نقشم بودبهش گفتم یه مشکلی دارم میتونم روت حساب کنم؟اونم گفت آره حتمامنم گفتم قضیش مفصله یه پسریه میخاد اذیتم کنه وازم باج بگیرهگفتم باید باهات مفصل صحبت کنم فقط به هیچ کس نگوسعید هم گفت باشه ، کی میخوای حرف بزنیم؟منم گفتم 4 شنبه صبح ساعت 8 دم پارک محلمون بیاد دنبالم ،اونم قبول کردمنم همون روز رفتم و یه شرت و شوتین مشکی و آبی خریدم 4 شنبه صبح بود که سعید اومد &#8230;. بهش گفتم حرفام زیاده به خاطر همین کلید خونه یکی از دوستام رو گرفتم که بریم اونجاولی سعیدقبول نکرد .. گفت شاید کسی بیاد و درست نباشه منم هر چی گفتم کسی نمیاد گوش نداد که ندادمنم زدم زیر گریه که تو نمیخوای کمکم کنیاونم گفت باشه حالا خونه رو هم درست میکنمرنگ رد خونشون به خواهرم گفت کارش امروز زیاد ظهر نمیره خونه به خواهرم گفت تو برو خونه مامانت اینا منم 3یا 4 عصر میام اونجا ما هم تا ساعت 9:30 بود که همینجور تو خیابون بودیم تا خواهرم زنگ زد که رسیده خونمونسعیدگفت اینم از خونهرفتیم تو خونه و نشستیمسعید چایی اورد و روبروی من نشستگفت خوب حالا بگو منم شروع کردم دروغ گفتن: که با یه پسره دوست بودم و باهم سکس کردیم و حتی جزییاتشم گفتم مثله فیلم سوپری که دیده بودمحالا هم میشد شدت حشر رو تو چشای سعید دیدبهم گفت حالا پسره چی میخادمنم گفتم میگه بازم سکس سعید هم گفت دیگه دوسش نداری که نمیخوتی سکس کنی؟</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%87%d9%85%da%86%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d9%87%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175980</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس تری سام با مامان مو قرمز خوشگل</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Jul 2019 02:44:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اصفهان]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بعد]]></category>
		<category><![CDATA[بوداونم]]></category>
		<category><![CDATA[بودخودش]]></category>
		<category><![CDATA[بودراستش]]></category>
		<category><![CDATA[بودسینه]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمثل]]></category>
		<category><![CDATA[بودمگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[بودوای]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[چتهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[چراگفت]]></category>
		<category><![CDATA[چراگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[خداییش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمتا]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دادمنم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دلیلشو]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستهام]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[شدهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کردخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کردمدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کمربند]]></category>
		<category><![CDATA[کنممنم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتماونم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[میبرمت]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادتو]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیه]]></category>
		<category><![CDATA[میوفته]]></category>
		<category><![CDATA[نبودتو]]></category>
		<category><![CDATA[نگفتگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نیستیه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سلام خوبی؟/بعد از کلی سلام فیلم سکسی و احوال پرسی بهم گفت که حمید امشب اعصابم خورده شراب داری بخوریم؟گفتم اره داداش تو جون بخواه/گفت ساعت 7 سکسی میام خونتون/تا ساعت 7 حمام رفتم و شاه کس خودمو اماده کردم که برم بیرون و موهام رو اتو کشیدم و زدم بیرون(با محمد)یه کونی خونه مجردی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سلام خوبی؟/بعد از کلی سلام فیلم سکسی و احوال پرسی بهم گفت که</h2>
<p>حمید امشب اعصابم خورده شراب داری بخوریم؟گفتم اره داداش تو جون بخواه/گفت ساعت 7 سکسی میام خونتون/تا ساعت 7 حمام رفتم</p>
<h3>و شاه کس خودمو اماده کردم که برم بیرون و موهام رو</h3>
<p>اتو کشیدم و زدم بیرون(با محمد)یه کونی خونه مجردی داریم.اونجا شراب انداختم/جاتون خالی سیاه مست کردیم و رفتیم پیست ابشار.(پارک)نشسته بودیم</p>
<h4>و جنده داشتیم کس و کون زنها رو نگاه میکردیم یه</h4>
<p>دفعه چشمم افتاد به یک دختر/دختر پستون خوشکلی بود/خوش استیل/وسفید/افتادم دنبالش.تا بهش شماره تلفن دادم.اون روز گذشت من رفتم خونه و</p>
<h5>تا 2 کوس روز بعد بهم زنگ نزد.2 روز بعد بهم</h5>
<p>زنگ زد و بعد از کلی چاپ لوسی و کس لیسی کیری باهاش قرار گذاشتم تا برم بیرون/ساعت 5 عصر بود که سکس داستان رفتم دنبالش 3</p>
<h6>ساعتی با هم بودیم.اون همه چیز میگفت.ولی من ایران سکس اصلا تو</h6>
<p>این باغ ها نبودم.وفقط تو فکر بودم که چطور جورش کنم و ببرمش یه کون سیر ازش بکنم/تا اینکه وقتی گذاشتمش دم خونشون(اطراف خونشون)یه بوسم کرد و رفت.شب بهش پیام دادم.گفتم خیلی شیطونی ها.گفت چرا؟گفتم منو بوسم کردی و فرار کردی؟منم بوس میخواستم!گفت الهی دفعه بعد که دیدمت بهت میدم گفتم باشه.تا فرداش 2باره باهاش رفتم بیرون و افتاب غروب کرده بود که یه جای تاریک تو راه خونشون وایسادم.خیلی خلوت و سوت و کور بود.سکوت عجیبی بین ما بود.خودش فهمید میخوام بوسش کنم.اومد کمربند ایمنی منو باز کرد و اومد تو بغلم.منم تا جایی که میشد لباشو خوردم.وای الان که یادم میوفته خداییش کیرم بلند میشه.یادم باشه فردا ببرمش.ههههههههههههههاونقدر لباشو خوردم که خودشو خیس کرده بود.راستش یه نگاه کردم اون فهمید که من متوجه شدم /یک پاشو انداخت روی اون پاش که من متوجه نشم.این جریان گذشت تا روزی که گفتم با ماشین حال نمیده و گیر ارشاد میوفتیم.بریم باغ؟ترسید گفت نه!گفتم بریم خونه یکی از دوستام؟(خونه مجردیمون)سریع گفتم تو با من میای نترس تا قبول کرد.با موتور بودم من جلو رفتم اونم پیاده پشت سر من میومد البته با فاصله.تا کسی تو محلمون متوجه نشه.اوردمش خونه.نشستیم.لب تاپو روشن کردم یه کم اهنگ گذاشتم.اونم یه کم کس و شعر های همیشه گی رو گفت تا این که نمیدونم چی شد یواش یواش رفتم تو بغلش لباشو اونقدر خوردم که شرتم خیس خیس شده بود.شهوت زده بود تو چشمام/پیش خودم گفتم من تو رو امروز میکنم.من خوابیده بودم اونم زیر بغلش روی شکم من بود طوری که صورتش روبروی صورت من بود.به خودم جرات دادم البته با ترس.یعنی من حواسم نیست.دستمو زدم به سینه هاش.بعد چند دقیقه مثلا بخوام جای خودمو عوض کنم.یه تکونی به خودم دادم و دستم انداختم روی سینه هاش.وبر نداشتم.دیدم چیزی نگفت.همین جوری که داشتم لباشو میخوردم سینه هاشو میمالیدم.بهد چند دقیقه دستمو برداشتم و بازیر گلوش بازی کردم.گفتم اگه راحت نیستی مانتو تو در بیار.اونم از خدا خواسته در اورد.یه تاپ پوشیده بود.سینه هاش متوسط بود.وای خدای من خیلی خوش استیل بود.2باره برگشت سرجاش و لب داد.منم از بالای تاپش کم کم دستمو بردم تو سینه هاش.سوتینش منو اذیت میکرد.یه دفعه خودش گفت میخوای بیا لختم کن.یه کم جا خوردم خودمو جمع کردم.گفت شوخی کردم بابا.ناراحت نشو بازش کنم؟من چیزی نگفتم دیدم خودش برگشت به کمر گفت بازش کن.بازش کردم و برگشت.وای خدای من وقتی تو بغلم بود انگار وسط ابرها بودم.خیلی حال میداد نسبت به سکس های قبلم!کمرم درد گرفت یه کم بد جا بودم.گفتم اذیت میشم.گفت بیا جا عوضی گفتم باشه.خوابوندمش روی کمر و شروع کردم لب گرفتن.رفتم زیر گردنش شروع کردم گردنشو خوردن .نفسش تند شده بود.مثل یک بخاری حرارت پس میداد.تو همون حال گفت خوب ضعف ما رو میدونی ها!خندم گرفت.گفتم کجاشو دیدی!گوشوارهاشو در اوردم و شروع کردم به خوردن گوشش از بس شهوتش بالا بود ارضا شد.یه دفعه منو بغل کرد.خیلی محکم.وتنش شروع کرد به لرزیدن.یه چند لحظه ساکت شد.منم سینه هاشو بوس کردم.گفتم بزار ببینم چجوریه.تاپشو دادم بالا شروع کردم سینه ها شو خوردن.گفت حمید بسه میخوا م برم گفتم خودم میبرمت الان میریم.دوباره امپرش زد بالا.اه اهش در اومد.همه سینه و شکمشو خوردم.همینجوری دستو بردم روی شکمش و بردم پایین تا از روی نافش رفت پایین دستشو گذاشت روی دستم.گفتم چته؟گفت نه؟گفتم چرا؟گفت نه؟گفتم خوب چرا گفت حمید نه.گفتم دلیلشو بگو.گفت راستش&#8230;&#8230; یه کم روش نشد بگه.دستمو بردم سمت صورتش گفتم رک بگو.گفت راستش پریودم.گفتم خوب باشه فقط ببینمش.گفت نه.فهمیدم یه کاسه ای زیر بشقابه.دستاشو گرفتم و شوخی شوخی شلوارشو زورکی کشیدم پایین.شرتشو با یک انگشت کشیدم پایین.دیدم دهن سرویس پریود نیست.یه کم بهش نگاه کردم.چیزی نگفت.گفتم چرا دروغ گفتی؟چیزی نگفت.دستمو گذاشتم روی پاش وای چقدر نرم بود مثل پنبه بود.گفتم خدا به دادم برسه.گفت چرا؟گفتم من امشب باید برم شیطونی کنم(جق)میخواستم ببینم چی میگه.گفت نه نکن.گفتم نمیشه.گفت اگه قول بدی لا پایی حال کنی من میتونم کمکت کنم.منم از خدا خواسته.به شوخی گفتم نه من از جلو میخوام.وزدم زیر خنده.اونم خندش گرفتم.برگشت و گفت زود باش دیرم شده.گفتم اخه من هیچ چیز نداره.دست کرد تو کیفش یه کرم داد به من گفت زود باش.منظور من کاندوم بود ولی کرم دستمو گرفت.گفتم کیرم تو این شانس.(بدون کاندوم عادت ندارم)کرمو زدم سر کیرم وسرشو گذاشتم لای پاش.یه پنج دقیقه کردم.دیدم کارم نشد.کولر هم نبودوهوا گرم گرم.عرقم در اومده بود.یه چند ثانیه صبر کردم گفتم خوبه بکنم توش.یه کم خودمو عقب و جلو کردم.سرش گیر کرد دم سوراخ کونش.تا سرش رفت داخل گفت حمید چکار میکنی؟مراقب باش!تا اومد به خودش بیاد کیر ما تا دسته جا بود.اونم جیق میزد درش بیار درش بیار جر خوردم.تا یه یک دقیقه ای جیق جیق کرد دیگه من داشت کارم میشد کیرمو کشیدم بیرون و همشو ریختم روی کمرش.گفت خیلی نامردی.گفتم ببخشید دست خودم نبود.تو دلم گفتم کس ننت.بعد هم 2 تا ایستک با هم خوردیم. خودمونو جمع و جور کردیم.اومدیم بیرون. تا یه جایی را جدا گانه اومدیم. بعد هم سوارش کردم رسوندمش خونشون.امیدوارم از داستان من خوشتون اومده باشه.بای</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175593</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان با سینه های آویزون میره زیر کیر</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%88%db%8c%d8%b2%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%88%db%8c%d8%b2%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 22 Jul 2019 09:20:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آقامون]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبان]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[استخون]]></category>
		<category><![CDATA[امانتی]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختش]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[اونجامو]]></category>
		<category><![CDATA[اونورتر]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقت]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینوری]]></category>
		<category><![CDATA[باباشو]]></category>
		<category><![CDATA[بابامو]]></category>
		<category><![CDATA[باربود]]></category>
		<category><![CDATA[بالاسرش]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[ببینین]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخورین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردی]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برم»بعد]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بندازه]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[پائینه]]></category>
		<category><![CDATA[پتیاره]]></category>
		<category><![CDATA[پستونهاش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونهای]]></category>
		<category><![CDATA[پسرهای]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[تواتاق]]></category>
		<category><![CDATA[تودستش]]></category>
		<category><![CDATA[جورهایی]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چهارراه]]></category>
		<category><![CDATA[چیزهای]]></category>
		<category><![CDATA[حیوانات]]></category>
		<category><![CDATA[حیوونی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خودتونو]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشانم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراومده]]></category>
		<category><![CDATA[درمیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[دروازه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیوارو]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روبرومون]]></category>
		<category><![CDATA[سکس‌های]]></category>
		<category><![CDATA[شدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شناختم]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فشارشون]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمشو]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمها]]></category>
		<category><![CDATA[قربونه]]></category>
		<category><![CDATA[کردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کرستشو]]></category>
		<category><![CDATA[کونتون]]></category>
		<category><![CDATA[کونشون]]></category>
		<category><![CDATA[کیلومتر]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[متجاوز]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[مردهای]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میخاره]]></category>
		<category><![CDATA[میخندی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدادن]]></category>
		<category><![CDATA[میدارم]]></category>
		<category><![CDATA[میداره]]></category>
		<category><![CDATA[میداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میدونین]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میریزه]]></category>
		<category><![CDATA[میزاره]]></category>
		<category><![CDATA[میشنید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میگفته]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزه]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[میمونه]]></category>
		<category><![CDATA[مینداخت]]></category>
		<category><![CDATA[میندازه]]></category>
		<category><![CDATA[ناخوداگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین]]></category>
		<category><![CDATA[نپوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نشنیده]]></category>
		<category><![CDATA[نصیبتون]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[‫نیاورده]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[هواپیما]]></category>
		<category><![CDATA[واستادن]]></category>
		<category><![CDATA[واستاده]]></category>
		<category><![CDATA[واولین]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[وخودمو]]></category>
		<category><![CDATA[ودوباره]]></category>
		<category><![CDATA[ومسخره]]></category>
		<category><![CDATA[یادشون]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[پسر ها بود ها !یه فیلم سکسی وقت شما آکله ها خودتونو قاطی نکنینها !!چیه؟ هان؟بیاین منو بخورین! واه واه پتی های تغاری!!جونم برای پسرهای نازنین بگه سکسی که که من اسمم سولیمانه!! وا برای شاه کس چی میخندین اکله ها؟هر کی یخورده لهجه داره !مگه این خنده داره !هه هه هه!!من کونی 22 سالمه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>پسر ها بود ها !یه فیلم سکسی وقت شما آکله ها خودتونو قاطی</h2>
<p>نکنینها !!چیه؟ هان؟بیاین منو بخورین! واه واه پتی های تغاری!!جونم برای پسرهای نازنین بگه سکسی که که من اسمم سولیمانه!! وا</p>
<h3>برای شاه کس چی میخندین اکله ها؟هر کی یخورده لهجه داره !مگه</h3>
<p>این خنده داره !هه هه هه!!من کونی 22 سالمه ، یه اندامی دارم ! ویشششش نگو تورو خدا ماهه ماهم .چشمها</p>
<h4>مثل جنده آهو، ابروهاکمونی ،یه پوست سفید دارم که وای نگو</h4>
<p>ادمو دیوونه میکنه.خاطر خواهام اینو میگن پستون ها.(مرده شور ! کی بود شیشکی بست ؟از کون به ترشی !)وای الهی که</p>
<h5>نصیبتون بشه کوس یه پاهای خوش تراشی دارم ها ،کشیده وبدون</h5>
<p>یه تار مو !که یکی از دوست پسرهام ،اصغر پاشنه رو میگم دوست داره فقط از کف پاهام بلیسه تا اونجامو.. من سکس داستان یه خواهر دارم</p>
<h6>که پتیاره به خونم تشنه اس.خیلی بهم حسودی ایران سکس میکنه ،مدام</h6>
<p>داره هی چوقولیمو به ددیم میکنه.همین دیشب بود بود که شورت توریشو با یه کرستشو کش رفته بودم ها، کلی آبرومو جلو ددیم برد..وا&#8230;. بهتون نگفتم که چه ممه هایی دارم !!درست اندازه لیموست،سفت وقلقلیه..آخ جان کاش بودیو مینداختی تو دهنت&#8230;.آره داشتم میگفتم عوضی های حشری، که آنشب این آبجی پتی حسود خانم، دادو بیدادی تو خونه کرد که نگو. راستی بزار ین اولش از ددیم بهتون بگم.اسمش ابی یعنی ابراهیم ،تو چهارراه سیروس یه بنگاه شادمانی داره.بهتون بگم ها از اون کون هاست اینو تو محل شنیده بودم .بد بخت اون کونی که ددیم بکنه وای تا عمر داره ها کون پاره ست.تو محل کار بهش میگن ابی دیلم ،وتو محلم وا&#8230;.خاک عالم به سرم بهش میگن ابی قاطر ..وا براچی میخندی آکله حسود ؟مرده شششور!بزار از ددیم بگم تا بسوزی !یه مرد چهار شونه هیکل میزون ،عین هرکول میمونه.قد 150 خوشگل مثل ماه فقط سرش یه خورده موهاش ریخته &#8230;وا کچل خودتی بی حیا.!! بازم مسخره کردی ؟؟الهی خشتکت 30 سانت پاره شه.حالا میخوام اون چیزی که ددیم داره ها با هیکلش براتون توصیف کنم اما نمیدونم چه جوری !! آهان آهان اون دستتو بیار جلو وکف دستتو باز کن شصستتو مثل ضامن تفنگ بده بالا..آهان باریکلا. اونوقت انگشت اشاره تو درازش کن ..اوا بی سوات اونی که دراز کردی انگشتیه که باهاش جنده هارو انگشت میکنی!! اشاره رو میگم کس میخ! آهان حالا اون سه تای دیگه رو بده تو آهان ..این تندیس ناز ددیمه ..حالیت شد ؟آی آکله پتی ببین بابام چی داره اون شومبولتاش از خودش گنده تره!!دلت میخواد؟؟ بعدش یه ننه آقا3 دارم که سوای ننیم که گذاشت رفت این سومین بیو ه ای که ددیم گرفتش .البته این یکی خیلی نجیب ومومن تره.ددیم تو خیابون بلندش کرده بود همون سر ضرب برده بود تو جنگلهای &#8230;اوا کجا بود آهان کن سولقون .چنان میکردش ها ژاندارمی که بالاسرش دراومده بود گفت! اوغور بخیر حاج آقا میفرمودین براتون سوفرا مینداختیم..بابام بیچاره از حولش نمیفهمه چه جوری میکشه بیرون برمیگرده وتا چشم ژاندارمه میخوره به شومبول ددیم ،دستشو برای تعادل میگیره به درخت که از حال نره و یه هوش اشکی میگه وهمون لحظه که بابام کشید بیرون نگاهش به کسول خانم میفته که عین دروازه دولاب باز شده بودکه میگه اهههههه ماشا&#8230;..یه هواپیما توش دور میزنه که از حرصش با دستش اشاره میکنه به شومبول خودش ومیگه هی هی هی آخه لا مصب اگه بو سیکتی پس اون چیه !اگه اون کیره بس بو مضغون ندی؟ ددوئون گورون سیکیم نعلبکی باش. که ددیم از خجالت دودستشو گرفته جلوش بیچاره ننه آقامون هم چادرشو کشیده بود رو خودش .ددیم یه نگاه به استواره میکنه که عین میخ داشته به کله دول ددیم که نمیتونسته با دستاش قایمش کنه، نگاه میکرده هی میگفته اه ددونن ددونن ..که نگاش به بابام میفته که اشاره میزده بفرما قابلی نداره.اوا خاک عالم این ددیم چه کارها که نمیکنه هی هی ی !!که استواره میگه هه ندی؟ شی دی؟بعد یادش میفته هوار میزنه ومیگه اده حیوانات ،من کجای این اتوبان بزارم .تو کی نفله اش کردی !چیطور این جیریخ زینده است ؟ .اشکه رحمت.کپکین قیزی صداش تا سه کیلومتر اونورتر میامدها بگو چرا..؟اوهه!خلاصه یه چیز توی جیب استواره میکنه وفلنگ و میبنده.وچون این آشو لاش خوب مال بابامو که کاش نصیب تو آکله بشه ها برداشته بود وخوشش هم میومد ،مینشونتش وآب توبه میریزه سرش،میاره خونه. وا چه کونو کپلی هم داشت الحق فقط این میتونست مال ددیمو با قالپاقاش قورت بده.زهر مارش بشه..اینارو میدونین از کجا میدونم ؟هر موقع که سکس دارن ها یادشون میفته بلند بلند میگن ومیخندن منم که اصلا از فال گوش واستادن اوغم میگره نیگاه میکردمو ناخوداگاه گوشم میشنید .واههههه.. آره میگفتم که اونشب این ابجی پتی دیگه داشت شورشو درمیاورد اینقدر دادو بیداد کردکه ددیمو صداشو در اورد ! و رو بهم کرد وگفت.بیا اینجا ببینم گودوخ!این چه اطواریه کی از خودت درمیاری؟هن؟_وا! ددیای ددی نینکی ! اشک اوغلی سوپا!!بابام مگر تو دیوث اوغول نیستی؟ دآخی اورش! یارومتر دست خر لای پاته! اونوقت مثل جونداها قمیش میای ؟آبیر مابیر کی هچ حیانی کردی تو کون من آبیرو حیثیتمو تو محل بردی ..سرم پائینه .ای خودا نینئیم بو گوتی بالانون الینن؟آخه اشکین گودوغی تو شورت توری میخوای چیکار به کدوم اورشی میخوای نشان بدی ؟ سیکیب اولدورجیم سنی !وا خدا مرگم بده چه تهدیدی راست میگی ددی؟_ددینین سیکی واستا ببینم !!کو اون کاسه ماست بگیر بناموس ،مگر نگیرمت._منم موقع دررفتن یه تف میکنم به این اباجی و یه قحبه میگم ومیرم تو اتاقم های های گریه میکنم. خوب گناه من چیه ؟چرا خدا جون منو اینطوری افریده که باید زیر دستو پای اینوری واونوری له بشم ومسخره ام کنن ؟ خوب من اینطوری دنیا اومدم ،تقصیر من چیه ؟تا چشم باز کردم وخودمو شناختم لاپام یه چیز به قول ددیم یارومتری (نیم متری دیدم) اما تمایل به این آکله ها دارم.اوا خدا جدی جدی مرگم بده، که راحت بشم .شب و روزم عذابه .اون موقع تو مجله خوندم که تو فرنگ عمل میکنن ویکی مثل منو یه تیکه کس میکنن وخلاص .یبار که به ددیم گفتم ها شلاقو برداشت تنمو سیاه کبود کرد.جوری منو زد که میخواستم خودکشی کنم .یه هفته از جام تکون نخوردم هیچی هم نخوردم تا ددیم اومد بناز کردنم وگفت :آخه بالام تو پسر منی من از خدا پسر میخواستم ،یه عمره که سولیمان صدات کردم ،حالا چه جوری بهت بگم کلثوم خانیم؟حالا چرا نمیخوای پسر بشی هان؟-وا ددی من که الان هستم !پس این چیه ؟-کول باشوآ بیحیا من کی نمیفهمم؟- وا! مگه دروغ میگم؟-آخه تو محل چی بگم؟آبروم گدر اشک اوغلی !!_خب از این محل بریم ددی!- دیسون تپوا ددی ددی ..حالا ببینیم نینیرم. از شانسه منه نیم متر کیر داره اندازه خر ولی قحبه چوخدی(دراومد)..سمیه! وار یوخویی سیکیم بو نئیدی منه دوقدون ؟؟؟خلاصه ماچم کرد ،از دلم دراورد .منم که از هر یه شب در میون سکس ددیم دور مونده بودم ها با چه ذوقی بر گشتم تو اتاقم. دیدم ننه آقام طبق معمول واستاده دم بخاری(اون موقع چینه دیوارو بخاری میگفتن) وددیم میره سر وقتش واز پشت میچسبه به کونش البته اینم بگم ها یه چهار پایه هم با خودش که مخصوص به اندازه درست کرده زیر پاش میزاره ..هی هی هی آخه میدونین یه 20 سانتی ننه آقام از ددیم بلند تره .ددیم همیشه دوست داره سکسشو اینجوری شروع کنه واون آکله هم میدونه که میره اونجا وامیسته. بعد دستشو میندازه از زیر دامنشو که تا بالا تنه یه تیکه است رو در میاره،بعد شورتشو که میکشه پائین ها &#8230;..وای من دلم غش میره اینجا .بعدش باید مال ددیمو ببینین که تو شورتش چادر زده وانگار که شومبولشیناش دیرک این چادره. وای نمیری ددی با این کارات!! بعد شورت خودشو در میاره ! اووووووک وای یه گودزیلای تمام عیار که فیلمشو همین سینما لیدو گذاشته که ازاین فیلم کسی های ژاپنیه &#8230;.بعد ددیم از پشت کرد تو لا پای زنش که وایییی چی بگم درست 15 سانت هم از اون طرف زده بود بیرون .جدا یه هیولا بود .حالا به من میگه یارومتری ولی انصافا خودش یارومتری بود مال من سی سانتی خیر سر اختر خانم میشد .این پتیاره غربتی روبرومون میشست. مرتب تا منو میدید، به من چشمک میزد که یه بار براش نذری بردم به زور گرفتومنو کشید تو هشتی خونشون بعد بردبه من تجاوز کرد. وا دست خر &#8230;! اینم یه تجاوزه دیگه! به زور چسبید بهم، دست کرد تو شورتمو دولمو گرفت تودستش وشروع کرد به ماچ کردنش وا..این چه کاریه کس خانم حشری؟یه هیکل داشت مثل گاو که منو بلند کرد پله هارو برد بالا انداخت رو زمین بی معطلی چیزمو که از تعجب خودم راست مونده بود کرد تو کسش !اینقدر بالا پائین کرد،تا منم یه جوری مور مورم میشد بعد یه دفعه ای تمام تنم شروع به یه نوع لرزیدن کرد که قبلا یه بار تجربه داشتم اونم با چه نانازی !!نه با این خرس قطبی !احساس کردم که ستون فقراتم تا خود بیضه ام خارشک گرفته وقبل از اون هی با مشت میزدم تو کمرش که ولم کنه ولی تو این لحظه دیگه وار فتم وخوش خوشانم اومد که تو اوج لرزیدنهام احساس کردم یه چیزی از تو دولم جهید بیرون وانگار که تمام جونم در رفتوخلاص شدم .باور م نمیشد .خود گاو میشش هم چنان جیغی زد که بعد خلاص شدنش مثل یه خرس روم ولو شد ونفسم رفت .جنده خانوم چه عرقی هم کرده بود بو گه میداد و گفت گوردون کیشی سن.تو دیگه مال منی..وا خدا مرگم بده این کسخل حشری از کجا پیداش شد.گفتم چی !! فوتینا حسرت جونم حسرت !!اکله! پاشدم و به خودم نیکاه کردم ووای شلوار پاره وبلوزم جر واجر .انگار گرگ به بره زده !بهم گفت فعلا دو سیکتیر تا بعد گفتم خفه جنده پتیا ره من اینجوری کجا برم؟بعد رفت پائین لباسهای گهی اسمال تیغی رو آوردش گفتنم واه واه واه صد سال سیاه!آخه خاک تو سرت من لباس جاهلی بپوشم .حالا بپوش برات میدوزم فعلا برو خونتون &#8230;.همین روبرو ست دیگه کسی نمیبینه.برو کوپه اوغلی ،چه قمیشی میاد! جان !سیکیون باشونا دولانوم.-خاک توسرت نکنن ..یواشکی رفتم خونه ،زودی لباسهارو انداختم خونه بغلی که ای وای یکی دو ساعت بعد خونه گلین خانم ، آقا اسداله پاسبون با باتوم دنبال زنش میکرد که این کوسکش لات کی بودکه آورده بودیش خونه که معلومه از یه چیزی فرار کرده لباساشو اینجا انداخته در رفته ؟ای وای چه مصیبتی چه گندی بالا آورده بودم.بیچاره گلین خانم.. ..راستش این سکس واین ارضا شدن دومی بود که اولی زن سمسار محلمون بود .وا حیوونی !آخی! همش 12 سالش بود که این دیوث بچه باز، از دهات آورده بودش زنش کرده بود. ولی خودمونیم خودشو زود با شهر ی ها وفق میده آخ !چه سرخاب سپیدابی زده بود جونم مرگ شده .سر کوچه صدام میکنه که آقامون برای بابات امانتی داره بیا بگیر ببر. منم از همه جا بی خبر رفتم تو وگفت بفرمائین تو اتاق، که یهو درو از پشت بست وحمله کرد بهم وگفت خاطر خواهمه شوهر قرمساقش پیره نمیتونه !واز وقتی که کیر منو از تو شلوار سوکیده ها به من حریص شده وهم که خوشگل بودم ها !!چیه ؟بترکه چشم حسود.! آره خلاصه هی میپره بهم یهو کیرمو میگیره وبا اون یکی دستش هم از پس گردنم میگیره وبه زمین فشار میده تا بخوابم .منم که یهو نمیدونم چه جوری این حال بهم دست دادکیرم بلند شدو دیگه نخوابید شلوارمو کشید پائین وای یهو چنان جیغی از ذوق یا وحشت کشید که نفهمیدم آخه چشمام بسته بود. بعد یهو لخت شدو من جیغ کشیدم. ولی مال من از هیجان سکس بود که این تنو بدن عالی وخالی از نقص رو دیدم. باهام ور رفت و قربون صدقه دولم رفت که برگشت و منو کشید رو خودش وچنان سرشو تو کسش گذاشتم ها، تا ته سرخوردو رفت تو ته حلق ملا.خیلی عجیب بود این اکله خوش تیکه اقلا شیش دفعه زیرم لرزید ومن هنوز هم همینطوری تلمبه میزدم .پتیاره ها! حسابی سیر خورده بود وبو گندش اتاقو برداشته بود .ولی برای من در اون لحظه رایحه بهشتی بودبعد یهو دیدم وای تنم داره یه جورهایی میشه ستون فقراتم داره میخاره وزیر بیضه هام یه حال عجیبی میشه بعد نمی دونم از شدت هیجان بغلش میکنم وتا ته دوباره میکنم توکسش ونگه میدارم وحس کردم تنم به شدت داره خفیف اما مداوم میلرزه ویهو ازسر دولم مایعی با فشار خالی میشه تو کسش که دادی میزنه که آخ آخ سوختم وبا چه حشریتی اکله اینو میگه وا خدا مرگم بده من چیکار کردم ؟اخه منو این کارها وا پناه برخدا اما خودمونین حال داد. آخه میدونین اولین بارم بود که تن یه اکله رو میدیدم وانقدر حشری مردونم کرده بود. وا&#8230;.هی داره که سررشته از دستم در میره .اوا خب بگیر سرشو &#8230;خلاصه منظره دول ددیم که از پشت کرده بود لاپای ننه آقامون وهی عقب جلو میکرد دیدنی بود .واز اون دیدنی تر حشری شدن این کس پاره بود که چه غمیشی میومد .از این تعجب میکردم که این پتی یه شب در میون کس میداد که هیچ هفته ای دو بار هم دم ظهر که ددیم خونه میومد کس میداد ولی هر دفعه چنان لوندی میکرد که انگار جنده خانم یک ماهه که نداده&#8230; وا خب حتما ددیم هم از این چیزهاش خوشش اومده بود دیگه..تو چی ؟اکله خانم پتی متی! تو خوشت میاد یا نه اوخ&#8230;بعدددیم دستشو مینداخت زیر پستونهاش که انصافا چه پستونهای گردو شاقی داشت .اوا اینبار نمیدونم چرا اینقدر وحشیانه داشت فشارشون میداد وا خدا مرگم بده اخ امشب از اون شبهای کس پاره کنیه که زنهای همسایه رو تا خود صبح خر حشر نگه میداره ..از چهار پایه پرید پائین وهمینجوری کشیدش سمت خودش انداختش رو تشک وبی محابا کرد توش وچنان جیغی زد ها فکر کنم نصف تهرون شنیدن وا ددی چه کارها که نمیکنی.من اصلا نمیدونم چرا اینجوری شده بود !حتما این یارو عطاره قرمساق باز یه معجونی به ددیم داده بود. که بعدش شنیدم این ننه اقا گفت حاجی نگفتم که این خاویارو زیاد نخور ببین به چه روزی انداختت ! خدا به دادمون برسهاه اه اه اخ اخ اخ وای وای مردم حاجی یواش _جان سیکیمین دردی جان ندی؟اینو که میگفت ها میمردم از خنده .اینقدر عرق کرده بودن ها حاجی گفت :پس پشه بند ،براچی زدی تو ایوون ؟بریم تو هوای مهتابی .جان! دو گوتوه قربان!! -نه حاجی جون هنوز حاضر نشده سه طرف رو دوختم ولی هنوز سقفش مونده !-بابا سقفو میخوام چیکار؟ گوتومه سوخمیام کی !دو منیم پیشیک آمجوقوم &#8230;&#8230;!!وا خدا مرگم بده خاک تو گور..به این کس گاو میگه کس گربه!!!کله دول خودش اندازه گربه نر میمونه !اونوقت به این میگه کس گربه !!به حق چیزهای نشنیده !این جدید بود.وا قربونه ددیم برم چه تیکه هایی میندازه&#8230;ای وای ،اینا رفتن تو ایووون !!تواتاق که بودن همه همسایه هاآخ واوخشونو میشنیدن ،حالا که رفتن تو ایوون !وای وای خدا به داد مردهای همسایه برسه تا صبح زناشون چوب تو کونشون میکنن که ای بی عرضه ،بی بخار و شیره ای ،اندازه ابی قاطر هم نیستی خر پیر چرتی !!وا چه چیزها میگفتن این کس پاره های حشری .آخرش میترسم این ددیمو این شوهرهای بی بخار سربنیستش کنن یا زناشون ددیمو بکشن رو خودشون! که منظر خانوم این کارو کرده بود که یه ماه رفته بود بیمارستان وبه شوهرش گفته بود از خر پشته سقوط کرده بود ..هی هی هی.!! آره ارواح خالت سر خوردی ودست پارو رفته بود تو کست !!جنده خانم.. ..خب اینها رفتن تو بالکن حالا من چیکار کنم ؟هیچ جور دلم نمیخواست که این سکس و از دست بدم .زودی یواشکی رفتم به خر پشته ودر چوبیه رو باز کردمو از پشت بوم داشتم نیگاه میکردم یه نیم ساعتی گذشت وهنوز ددیم داشت میکرد از پشت پریده بودو گذاشته بود تا بیخ وبا یه دستش چونه زنه رو گرفته بودو هر وقت هم صداش در میومد دهنش و میگرفت ولی باز با این احوالات پنجره های همسایه هارو میدیدم ها &#8230;آخی آخی کله زنها توروشنی مهتاب پیدابود یه مرد هم نبود که بیاد گوش واسته .هیهیهیهیه .یهو دیدم یه سایه از سمت راستم بهم نزدیک شد وتا میخواستم کامل برگردم پرید رومو دهنمو گرفت کامل برمگردون وبا یه دستش که زور یه خرس وداشت ومن خاک بر سر که عادت داشتم لباس خواب زنونه بپوشم ها شورتمو موقع پائین کشیدن جر واجر کرد حیف چه شورت توری خوشگلی بود که سرش کلی دعواکرده بودم &#8230;خلاصه چنان با دستش دهنمو گرفته بود صدای اخ تفشو شنیدمو کردبعد شئ اندازه باتوم توی کونم حس کردم.وای که یهو جیغم از تو لوزه ام برگشت تو گلوم موندش ..نامرد نمیدونم کی بود ولی هر کی بود اومده بود از پشت بوم از اون ور خر پشته داشته ددیمو دید میزده وبعدش متوجه من شده واومده دیده جون یه کس ناب که از غیب رسیده !!خب تو مهتاب این شکلی دیده شدم دیگه اونم با یه لباس خواب زنونه ..وای هی میکرد هی میکرد ومیکفت کس پاره این بابای کوسکشت شبهارو حروممون کرده حالا منم میکنم توی دختر حشریش که داره ننه باباشو دید میزنه .وا این مهاجم متجاوز، آخ جان قربونه کیرش برم حتما مال کوچه پشتیه که از بوم آشپزخونش به بوم ما راه داره اومده.چنان میکرد ها چنان تلمبه میزد ها من دوبار ارضا شدم ولی این بابا اصلا نفهمید که من از اونام چون هر جور که میخواست برمگردونه ویا دست بندازه نمیگذاشتم واونم هی شدت تلمبشو زیاد میکرد ودست آخر چنان کیرشو تا بیخ فشار کونم داد که نزدیک بود با صدای لاپ !خایه هاشم بپره تو که احساس کردم تو دلم بشدت سوخت ..تازه حمال عوضی یه ربع هم خوابید روم دوباره که من از لذت از حال رفته بودم دوباره کیرش اون تو راست شد ودوباره شروع کرد به کردن اخ کاشکی تموم نشه ای وای جانم ..شما اکله ها کونتون بسوزه چه حالی کردم . پدر سگ حشری انگار تو عمرش نکرده بود چی میکوبوند به در کونم !آخ ولی کون منم چه کونی بود درست مثل کون این پتیاره ها استخون بندیش یکی بود جون آخ دوباره چنان فشاری داد که ایست قلبی گرفتم اینبار دیگه معطل نکرد کشید بیرون وگفت جنده خانوم اگه برگردی جرت میدم وا!قرمساق شوخیش گرفته یه چیز بگو بترسم .منم زودی برگشتم اما نشد تو تاریکی ببینم چه کسخلیه !اخ چه جمله قشنگی بهم گفت &#8230;جنده خانوم !!! چیه به چی نیگاه میکنی حسود به ما نمیاد ؟اکله پتیاره !!&#8230; اونروزی که مهین سماق بهم تجاوز کرد 16 سالم بود واولین بار بود که آبم میومد یا بقول پتیاره های سوسول ارگاسم شدم .از اون به بعد هم طی همین سکسهای عجیبو غریب همینجوری آّبم میومد،.خلاصه چه میکردم چه میدادم..آخه میدونین چیه این اختر جنده خرسه که تو محل بهش اختر بشکه میگفتن به چند تا اززنهای محل گفته بود و منو به بهانه های مختلف کشیده بودن تو خونشون ویه فس از کیر بهم تجاوز کرده بودن .خودمونیم ها منم یه خشکه خوشم میومد چون تو بعضی هاشون چه نانازهایی پیدا میشد که من یهو احساس کیربودن میکردم ومن بهشون تلمبه میزدم وتا دسته میکردم تو کس پارشون ..که یکی از اینها زن خیلی جوون آخوند محلمون بود که کسکش سگ پدر سن ددیمو داشت اما بیحیا از اون کون کون های قهار بود که یبار داشتم از دم در مسجد رد میشدم اخر دیوار یه در آهنی بود که اخوند مسجد اونجا بهش جا میدادن .وقتی ازدم در رد میشدم یه دستی اومد بیرون ومثل این فیلمها در عرض 2ثانیه غیب شدم در بسته،و منم تو بغل این حیوون بو گندو شکم گنده ننه جنده ،ابنه سفیه خودمو دیدم وهی تقلا میکردم که از اون بدن بشکش خودمو خلاص کنم .اون کیر شکسته هم همینجوری دهنمو کرفته بودو کشون کشون منو بر د تو اتاقش وبی معرفت نامرد انگار که از زیر ابای منحوسش هیچی نپوشیده بود یکاره کرد تو دهنم .من اولین باربود که میدیدم یکی کار به این کثیفی میکنه دیدم نه ول کن نیست گفتم اال.. سر کیرشو یه گاز گرفتم جوری که احساس کردم که انکاری بریده شد ومنو ول کرد اینقدر از دستش عصبانی بودم ها از گلدونهایی که دم پنجره اش بود کوچیکاشو بر میداشتم واز ترس وعصبانیت پرت میکردم بهش که اونجا کامل دیدم بی ناموس بی حیالخت مادر زاده.همین طور که اون کیر شو گرفته بود با ارنجش هم دفاع میکرد و من فقط لکه های خونی دیدم و گفتم نوش جانت ننه جنده رو تخته بشورنتو قبلش بکننت..سریع لب حوض دهنم شستم زدم بیرون وپیش خودم گفتم وا سلی! این چه جیمز باند بازی بود که دراوردی ؟که خودجیمز باند هم دکتر نو رو اینجوری دخلشو نیاورده بود که من این کسکش بی پدر ومادر رو ادب کرم وای خدا چقدر من خشن شدم بگیر منو.هی اکله باتوام اکله باقیش باشه تو برنامه اینده .اگه خوشتون نیومد که!!! به تخمی که الان ندار م که نیومد .اگر هم خوشتون اومد که به تخم این شازده هایی که اینجا هستن .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%88%db%8c%d8%b2%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175400</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف بلند خوشگل به صورت سگی کرده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d8%b3%da%af%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d8%b3%da%af%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 17 Jul 2019 08:23:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیرنشو]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تحویلش]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلتر]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستیمون]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندیم]]></category>
		<category><![CDATA[روسریشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شناختمش]]></category>
		<category><![CDATA[شنیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[قیافشو]]></category>
		<category><![CDATA[کردمرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کرستشو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادمش]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمت]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدو]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[ندیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدادن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[به سال 84 که من فیلم سکسی 21 ساله بودم و برا سر گرمی با ماشین مسافر میزدم، یه روز با یکی از دوستام دو تا دختر سکسی که دو تا چادری بودن رو سوار شاه کس ماشین کردیم یکیشون اسمش راضیه بود 17 ساله چه کونی داشت وای، و یکیشون مائده کونی که دقیق [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>به سال 84 که من فیلم سکسی 21 ساله بودم و برا سر</h2>
<p>گرمی با ماشین مسافر میزدم، یه روز با یکی از دوستام دو تا دختر سکسی که دو تا چادری بودن رو</p>
<h3>سوار شاه کس ماشین کردیم یکیشون اسمش راضیه بود 17 ساله چه</h3>
<p>کونی داشت وای، و یکیشون مائده کونی که دقیق نمیدونم 18 یا 19 ساله،تو راه همش میخواستیم یه جورایی با هاشون</p>
<h4>سر جنده صحبت باز کنیم اما اونا پا نمیدادن که بالاخره</h4>
<p>بعد از چند تا متلک جواب پستون شنیدیم وما هم سر صحبت رو باز کردیم، راضیه کمی قدش کوچیکتر از مائده</p>
<h5>بود ولی کوس هیکلش ازمائده خوشگلتر بود البته نصفش زیر چادر</h5>
<p>بود،خلاصه مائده شمارمو ازم گرفت یه یه ساعتی باهم بودیم و اونا رو رسوندیم و رفتیم،مائده هر چند وقت یه بار بهم سکس داستان زنگ میزد،آخه راضیه</p>
<h6>خانوم نمیتونست بهم زنگ بزنه خودش که میگفت ایران سکس تلفن نداریم</h6>
<p>هر وقت که اومدم بیرون بهت زنگ میزنم که بیای دنبالم؛ یه مدت گذشت و دیدم که دوستیمون فایده نداره زیاد تحویلش نگرفتم و فقط در حد یه سلام احوالپرسی بودیم تا اینکه یه روز تو محلمون وقتی داشتم از خونه میومدم بیرون دیدم یه دخترو یه پسر دارن میرن من که قیافشو ندیدم ولی از پشت سر شناختمش که همون راضیه خانوم ماست و با یکی دیگه اونم انگار فهمیده بود که و منو دیده بود، خلاصه یه روز بهم زنگ زدو گفت که بیام ببینمش کارم داره منم رفتم پیشش تو خیابون کنار هم راه میرفتیم و کسشعر میگفتیم که بهش گفتم دیدمت با یکی دیگه اولش بروی خودش نمیاورد ولی بعدش گفت که پسر عممه و از این حرفا ولی من تو رو دوست دارم نه کس دیگه ای و&#8230;!یک سال از دوستیمون گذشت و تو تابستون خونه ی دوستم خالی شده بود منم یه روز قبل بهش گفتم میخوام ببرمت یه جای خوب گفت کجا گفتم خونه ی خودمون گفت کسی نباشه و خلاصه اومد منم جلو رفتم اونم پشت سرم اود داخل دوستم تو اتاق بود منم راضیه رو بردم تو حال نشست پیشمو چادرشو در آورد تازه هیکلشو داشتم میدیدم چه سینه هایی روسریشو در اوردم موهای سیاهو بلندی داشت هر کاری کردم پیرنشو در نیاورد کمی بغلش کردم و افتادم روش شهوتم زده بود بالا نمیدونستم چجوری لختش کنم چجوری کیرمو که آب شهوتم میومدو بکنم تو کونش یه دفعه صدای در اومد راضیه با ترس گفت کیه گفتم ساکت هیچی نگو برو داخل اتاق اون یکی اتاق که خالی بود تو اون یکی دوستم بود رفتم درو باز کردم دوست رفیقم بود و دکشون کردم.رفتم پیش راضیه گفت کی بود گفتم هیچی همسایه بود دوباره ازش لب گرفت و افتادم روش هی میگفت بسه دیگه بسه منم شهوتی فقط میخواستم یه جوری برسم به کونش و کیرمو بکنم تو سوراخش آقا هر کاری کردم راضی نمیشد هر جور بود پیرنشو در اوردم یه تاپ صورتی تنش بود،دو تا سینه گرد و خوشگل داشت نمیذاشت بهشون دست بزنم یهو یه فکری به ذهنم رسید جریانش با دوست پسرش رو کشیدم وسط و گفتم چرا رفتی با یکی دیگه و زدم تو صورتش جا خورد همینطور مات مونده بود که چی بگه منم گفتم حالا میکنمت تا دیگه از این غلطا نکنی بری با یکی دیگه شروع کردم به لخت کردنش نمیذاشت یهو دیدم دوستم اومد داخل اتاق یکی محکم زد تو صورتش اونم پرید تو بغلم گفت بهش بگو بره میترسم اشاره دادم به دوستم که تو برو خودم حسابشو میرسم تا رفت یکمی آروم شده بود تاپشو در آوردم یه کرست صورتی سفید پوشیده بود بعد شلوارشو در آوردم چه کونی وای اصلا فکرشو نمیکردم که انقدر کون بزرگو گردی داشته باشه کیرم داشت میترکید شرتو کرستشو در اوردم لخت لختش کردم هیچوقت یادم نمیره اون کون و سینه هاش بگذریم به شکم خوابوندمش افتادم روشو کیرمو که داشت منفجر میشد گذاشتم لای کونش و کمی لا پایی زدم خیلی حال داد گفتم فایده نداره باید بره داخل سوراخ کونت بلند شدم گفتم قنبلش کن قنبلش که کرد وای داشتم دیوونه میشدم عجب کونی بود سفید نرم اصلا مو نداشت چندتا مو زرد دور کونش با آب دهنم دور کونشو خیس کردمو و کمی هم زدم به سر کیرمو گذاشتم در سوراخش هر چی زور زدم نمیرفت تو به شکم خوابید باز سرشو خیس کردم و آروم آروم فشار میدادم اونم هی تکون میخورد دردش میگرفت یواش یواش سرشو رفت داخل کم کم کم بیشتر میدادمش داخل تا جا باز کرد به بغل خوابوندمشو گذاشتمش داخل دیگه کمی جا باز کرده بود ولی بازم کون تنگی داشت چند تا طلمبه تند زدم و تمام آبمو ریختم تو کونش آب بود که از کونش میومد بیرون بهش گفتم حسش کردی آبمو ریختم تو کونت جیغی کشید گفت ریختی توش گفتم مگه چیه گفت چیزی بهم نشده منظورش پردش بود فکر کرد که پردشم پاره میشه گفتم نه خیالت راحت من که رفتم بیرون دوستمم اومد و اونم کیرشو کرد تو کونش و آبشم ریخت توش بعدم رفت ولی موقع رفتن منو ندید بعد اون روز یه بار دیگه دیدمش و ازش معذرت خواهی کردم که نمیدونم چرا این کارو کردم ازاین حرفا تا شاید یه بار دیگه بیاد بکنمش که دیگه هم ندیدمش.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d8%b3%da%af%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175307</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس پشت کامیون</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 20 Jun 2019 08:49:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[اميدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[باشنيدن]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بنويسم]]></category>
		<category><![CDATA[بيدارت]]></category>
		<category><![CDATA[بيداري]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[توروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[چيزايي]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاري]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرزنم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشمه]]></category>
		<category><![CDATA[داستاني]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترخاله]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سلاماسم]]></category>
		<category><![CDATA[سينههاي]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدي]]></category>
		<category><![CDATA[كشيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكتر]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[مهموني]]></category>
		<category><![CDATA[ميتوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميميرم]]></category>
		<category><![CDATA[ميومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميداد]]></category>
		<category><![CDATA[نميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكني]]></category>
		<category><![CDATA[همينجا]]></category>
		<category><![CDATA[همينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[واحوال]]></category>
		<category><![CDATA[يواشكي]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مريلا بود من بد جوري فیلم سکسی تو كفش بودم هميشه دوست داشتم كه يه حالي باهاش بكنم ولي دختره سفتي بود اصلا پا نميداد يه 6 سکسی ماهي ما تو كف مريلا بوديم تا شاه کس اينكه زمان عقد داداشم رسيد كه از شانس عالي من دختري كه مد نظر داداشم کونی بود خواهر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مريلا بود من بد جوري فیلم سکسی تو كفش بودم هميشه دوست داشتم</h2>
<p>كه يه حالي باهاش بكنم ولي دختره سفتي بود اصلا پا نميداد يه 6 سکسی ماهي ما تو كف مريلا بوديم</p>
<h3>تا شاه کس اينكه زمان عقد داداشم رسيد كه از شانس عالي</h3>
<p>من دختري كه مد نظر داداشم کونی بود خواهر كوچيكه مريلا بود 4 سال ازش كوچيكتر بود من موقع خواستگاري برادرم</p>
<h4>دانشگاه جنده بودم شهر خودمون نبودم. به من زنگ زدن كه</h4>
<p>هفته بعد عقد اشكان داداشمه منم پستون خوشحال مرخصي گرفتم اومدم روز عقد توي محضر ديدم به به مريلا با يه</p>
<h5>دختر جيگرتر کوس از خودش كه بعدا فهميدم دخترخاله اش بوده</h5>
<p>وارد محضر شدن با ديدن مريلا فكم افتاد پيش خودم گفتم كه حتما اومدن نوبت بگيرن يا حتمان اوانهم فاميلي دوستي واسه سکس داستان عقد دارن كه</p>
<h6>ديدم رفت سمت داداشم دست دادن حال واحوال ایران سکس من كه</h6>
<p>با ديدن اين صحنه شاخم سبز شده بود حسابي جا خوردم از داداشم پرسيدم كه اين كي بود اشكان جواب داد كه اين خواهرزنم ديگه خواهر ماراله من با شيندن اين حرف داداشم تو كونم عروسي بود كلي خال كردم پيش خودم گفتم دارم برات عزيزم خلاصه ما رفت امدمون زياد شد خونه داداشي چون ميدونستم كه مريلا جونم زياد ميره خونه اشكان يه روز كه دعوت بوديم خونه داداشم مريلا هم اونجا بود اخه بدليل سن كم زن داداشم اون توي پخت پز كمكش ميكرد شام كه خورديم همه توي حال نشسته بوديم (البته بگم كه مريلا يه دختر تقريبا سبزه با سينه 70 قد 167 و يه كمر بازيك كون گرد تقريبا بزرگ يه هيكل مناسب واسه سكس عالي) مريلا روبري من نشسته بود يه دامن تقريبا كوتاه تا زير زانو با يه پيرهن استين كوتاه جوري نشسته بود كه من شورت قرمزش ميديدم ولي از ترس مامانم تابلو نگاه نميكردم وقتي كه بلند شد اومد ظرف ميوه ببره من بهش گفتم دمت گرم پس پرسپوليسي بودي كه تحويل نميگرفتي(اخه من استقلاليم) گفت تو از كجا فهميدي گفتم از رنگ شورتت فهميدم يه نگاه غضب الودي به من كردو رفت تو اشپزخونه از اين خرف من يه مدتي گذشت يه روز يه پيام واسم اومد كه راستشو بگو شورت منو كجا ديدي شمارش واسم اشنا نبود ولي اولش ترسيدم ولي دل به دريا زدم نوشتم كه وقتي اوي پات بود ديگه كه جواب داد پس چشم چروني هم ميكني منم گفتم كه خدت ميدوني كه دوست دارم اگه نگاهي كردم از روي عشقي بوده كه بهت داشتم خلاصه رفتم رو مخش قرار گذاشتم كه روزي كه خونه داداشم بود بگه كه منم برم اونجا. روز موعود فرا رسيد زنگ زد بهم كه بيا خونه اشكان كه ببينم چه مرگته منم رفتم از شانس بد من خونه پر ادام بود مهموني بود واسه خودش خلاصه از عصر كه ما اونجا بوديم تا اخر شب فقط يا پيام ميدادم بهش يا اينكه يواشكي يه ندايي ميدادم بهش كه دوست دارم از اين كس شعرا اخر شب كه همه رفتن بابام ابنا كه خواستن برن گفتن كه مريلا يبا ما كه داريم ميريم تورو هم ميذاريم در خونتون كه مريلا جواب داد من امشب ميمونم كه كه طبقه بالا بودم داشتام پايين ميومدم باشنيدن اين حرف مريلا سريع برگشتم رفتم تو اتاق اشكان خودم به خواب زدم بابام اومد بالا دو سه باري صدام زد من توجهي نكردم مامانم گفت ولش كن بذار همينجا مي خوابه چكارش داري رفتن تو همين افكار بودم كه خوابم برد يهويي با احساس دردي رو كونم از خواب پريدم ديدم اشكان با لگد داره من مسزنه ميگه گمشو برو پايين تو حال بخواب منم كه انگار جن ديده بودم از خواب پريدم يه بالشت با يه پتو برداشتم رفتم پايين؛ واي خداي من چي ميديدم مريلا با يه دامن كوتاه يه تاپ چسبون روي مبل نشسته بود داشت ناخن سوهان ميكشيد با ديدن من مثلا خودش جمع جور كرد يه اخمي كرد گفت گمشو بخواب بده واست تا اين موقع بيداري منم كه بدجوري خروده بود تو ذوقم گفتم چيه از بيداربودن من وحشت داري كه جواب داد اخه مگه تو چي داري كه من ارش بترسم گفتم اي يه چيزايي واسه گفتن دارم رفام ربروش دراز كشيدم دل به دريا زدم گفتم اشكان كه الان بغله ماراله تو نميخوايي بيايي بغله من عزيزم ديدم جواب داد الان وقاش نيست بذار خودم بيدارت ميكنم من فكر كردم كه شوخي ميكنه يا ميخواد جلو من كم نياره خلاصه من خوابم برد كه ديدم يه گرمايي كنار گوشم دارم حس ميكنم يه صداي شهوت الودي داره ميگه عليييييييييي بيدار نميشي وقتي چشامو باز كردم صورت مثل ماهش جلو چشام بود گفتم جانم عزيزم گفت كه بيدارشو گفت چيه گفت حالم بده گفتم چرا گفت رفتم بالا پتو بيارم كه صداي نفساي اشكان مارال ميومده الان حالم بده ولي توروخدا قول ميدي كه از رابطمون كسي باخبر نشه با گفتن اين حرف دستمو انداختم دور كمرشو محكو كشيدمش سمت خودم لباشو محكم مك زدم گفتم نامرد پس حالا درك ميكني من چي كشيدم چه زجري كشيدم ديدم گفت كه خره منم دوست دارم ولي چون ميدونستم كه داداش اشكاني جرات نداشتم ابراز علاقه كنم بهت و زبونشو تو دهنم كرد و شروع كرد به مكيدن همينجوري مه ميخورد لبامو منم شروع كردم از رو لباس به مالوندن سينه هاش وااااااااااي كه چه حالي ميداد؛ بعد خوابوندمش رو زمين لباشم خوردم بعد سرمو بردم زير گردنش ليس ميزدم گوششو كرد تم دهنم مك زدم اونم با دستا نازش كيرم گرفته بود باهاش بازي ميكرد من كم كم سرمو بردم پايين واي چي ميديدم عجب كسي داشت اين مريلاي من؛ پاشو دادم بالا شرتشو دراوردم جدا كسش زيبا بود دو دستي كسش باز كردم زبونم كشيدم وسط كسش چقدر داغ بود با تماس زبونم به كسش يه نفس عميق كشيد با دستاس سرم چسبوند به كسش منم كه تو حال خودم نبودم مثل قحطي ديده ها شروع كردم به خوردن كسش اونم ميگفت بخوووووووووووووووور اهههههههههههههه دارم ميميرم يه 10 دقيقه اي خوردم كسش گفتم من ميخوابم بيا برعكس بيفت روم من كست ميخورم توهم كيرم بخور بعد دارزش شدم اونم اومد روي من برعكس خوابيد كيروم با يه ناز و عشوه كه فقط از خودش ديدم كيرم كرد تم دهن وااااااااااااااااااااااااااييييييييييي كه عجب ساكي ميزد منم كسش ميخوردم زبونم ميكشيدم وسط كسش يه چند دقيقه اي كه داشتن كسش ميخوردم ديدم كسش فشار داد سمت پايين جوري كه نفس كشيدم واسم سخت بود از تكوناش فهميدم كه داره ارضا ميشه منم سرعتم بيشتر كردم كه از تكوناش فهميدم كه ارضا شده بعد خوابوندمش رو زمين افتادم روش شروع كردم به خوردن لباش گزدنش بعد يه كم سينههاي مثل بلورش خوردم حالش كه جا اومد گفتم كه ميخوام بكنمت پس روبه پايين بخواب عزيزم يه كم تف به كيرم زدم يه بالشت گذاشتم گفتم بخواب روي بالشت كه كونت بياد<br />
بالا كمتر اذيت بشي بعد سوراخ كونشم يه تف جانانه زدم كيرم گذاشتم رو سوراخ كونش گفتم شل كن كونتو بعد يه كم فشار دادم واييييييييييييي وقتي سر كيرم رفت تو عجب حالي پيدا كردم يه كم خودش جمع كرد گفتم تكون نخور تا كيرم تم كونت جا باز كنه يه كم مف شل كرد كيرم تا نصفه كردم تو كوووووووووووووووووونشششششششششش ديگه حالم دست خودم نبود خلاصه كم كم شروع نردم به تلمبه زدن مريلا هم يه تلمبه زدن من يه ريتم خاصي به كونش ميداد كه منو بيشتر حشري ميكرد مگفت بكننننننننننننن منو بكنننننننننننننننننننن من جنده توام من كوني تواااااااااااااااااااااااااام تا ته بكن تو كونمممممممممممممم پارم كننننننننننننننننننن يه 10 دقيقه اي تو اين حالت بوديم كه گفت نميكني تو كسم گفتم مگه اوپني گفت نه كسو خالت ارتجاعي داره تو بكن توش كاريت نباشه من اولش ترسيدم ولي وقتي پاشو داد بالا چشم خورد به اين كس ناز مظلومش دلمو به دريا زدم كيرم كردم توششششششششششششش واييييييييييييي كه چقد داغ بود كيرم كه كردم تو سرم بردم جلو صورتش شروع كردم به لب گرفتن ازش مريلا هم كه خيلي حشري شده بود پاهاش دور كمرم حلقه كرده بود ميگفت بكن منو بكن من كيييييييييييييييييييييييييييررررررررررر مي خوام واي كير كلفتتتتتتتتتتتتتتتت منم سرعتم بشتر كردم اونم ناله هاش بيشتر شده بود بهش گفتم من ابم داره مياد گفت نه تورو خدا منم دارم ارضا ميشم ميتوني تولش بدي تا منم ارضا بشم گفتم باشه يه چند ثانيه اي طئلش دادم با دستم شرئع كردم با بالاي كسش به بازي كردن تند تند چوچولشو ميمالوندم كه يهويي گفت حالا بزن تلمبه بزن منم شروع كردم كيرم تو كسش تكون دادن با دستش كمرم گرفته بود با يه ريتم خاصي كمر عقب جلو ميكيرد كه يهويي بدنش شل شد فهميدم كه ارضا شده منم كه داشت ابم ميومد كيرم بيرون كشيدم همه ابمو ريختم رو بدنش واي كه چه حالي داد اون شب بعد من رفتم دسشويي خودم پاك كردم اومدم توي حال يه گوشه اي خوابيدم. البته اينم بگم بعدا فهميدم كه مريلا كسش ارتجاعي نبوده به بار رقتي داشته خودش ارضا ميكرده ناكس زده خودشو ناكار كرده .اميدوارم كه از اين خاطره خوشتون اومده باشه (علي)		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174725</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کریستی و مشتری حشری تو حموم</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 19 Jun 2019 05:51:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[العملی]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانش]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بازیمون]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بسکتبال]]></category>
		<category><![CDATA[بودداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفت]]></category>
		<category><![CDATA[پررویی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چراگفت]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظ]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[کردرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کردنشون]]></category>
		<category><![CDATA[کشوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[مازیار]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردن]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادتو]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشنون]]></category>
		<category><![CDATA[میشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نبودولی]]></category>
		<category><![CDATA[نشستمو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیبرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوری]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[توی کوچه ای که ما زندگی میکردیم تهش کونی یه بلوار بود. شبا ساعت 9 که میشد با بچه ها میرفتیم بسکتبال بازی میکردیم. جنده البته این خاطره ای که الان دارم براتون میگم مربوط به یک سال پیشه&#8230;هی یادش پستون بخیر&#8230; میگفتم .. البته رشته ورزشی من بسکتبال نبود بلکه جودو بود ولی خوب [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3>
توی کوچه</h3>
<p>ای که ما زندگی میکردیم تهش کونی یه بلوار بود. شبا ساعت 9 که میشد با بچه ها میرفتیم بسکتبال بازی</p>
<h4>میکردیم. جنده البته این خاطره ای که الان دارم براتون میگم</h4>
<p>مربوط به یک سال پیشه&#8230;هی یادش پستون بخیر&#8230; میگفتم .. البته رشته ورزشی من بسکتبال نبود بلکه جودو بود ولی خوب</p>
<h5>بازی هم کوس بلد بودم . اوایل وقتی بازیمون تموم میشد</h5>
<p>با بچه ها میشستیم و کس شر تحویل همدیگه میدادیم&#8230;خلاصه یه شب با بچه ها جمع بودیم تصمیم گرفتیم راجب به دختر سکس داستان محلمون صحبت کنیم..نمیدونید</p>
<h6>چه کسی بود.. همیشه وقتی که باهاش سلام ایران سکس علیک میکردم</h6>
<p>زکریا می خواست شورتم رو پاره کنه.راستی یادم رفت معرفی کنم زکریا اسم کیرمه.واقعا چیز توپی بود.19 ساله.. بدن مثل جنیفر لوپز و اماده طبخ.. همیشه شلوار زیرای تنگی میپوشید که خط شورتشم معلوم بود&#8230;از داستان دور نشیم.. مازیار به من گفت پویا کردن سمیرا همیشه یکی از آرزو های منه&#8230; اینو که گفت بچه ها همه ریختن سرش و شروع کردن انگشت کردنش&#8230; اونم میگفت بابا ولم کنید شما رو که نمیخوام بکنم! بچه ها هم میگفتن هر کسی میخواد سمیرا رو بکنه ما میکنیمش..خلاصه کس شرا آنقدر بالا رفت که دیگه همه بلند می خندیدن و اسمش رو به زبون میاوردن&#8230; اگه دروغ نگم یه منطقه دنبال این دختر بودن .. من گفتم کس خول ها آروم تر صداتونو میشنون.. اما انگار نه انگار .. حرف ما رو به کیر مبارکشون هم نمی آوردن&#8230;تو همین گیر و دار خنده و داستان تعریف کردنشون بود که دیدم یه نفر از اتاق سمیرا (آخه پنجره اتاقش دقیقا مشرفه به محل بازی و جایی که ما میشینیم) داره از گوشه پنجره ما رو نگاه میکنه.. یه ذره ترسیدم..گفتم وای حتما فهمیدن..سعی کردم موضوع بحث رو عوض کنم تا دیگه وضع از این بدتر نشه..خلاصه قضیه گذشت و چند روز بعد موقعی که داشتم از کلاس به سمت خونه میومدم دیدم سمیرا خانوم با کون خوشگلش که قشنگ دور میدون آزادی رو میزنه داره جلوی من به سمت خونه میره.. همین طور که جلوتر میرفت من با خودم فکر کردم چیکار کنم که برم باهاش صحبت کنم&#8230; از قضا تقدیر به کمکم اومد و شونش به شونه یه یارو خورد چند تا کتابی که تو دستش بود ریخت زمین.. یارو معذرت خواهی کرد و سریع رفت و حس کس لیسی منم گل کرد و سریع رفتم تو جمع کردن کتاب ها بهش کمک کنم کتاب اول رو که بهش دادم گفت ممنون آقا..بعد مثل کسایی که یه دفعه شک زده میشن گفت پویا جان تویی&#8230;منم گفتم آره شما خوبی..خلاصه بعد از احوال پرسی هر دومون با هم هم مسیر شدیم&#8230;نمیدونم چی شد که یه دفعه سمیرا به من گفت پویا من نمیدونم چرا با اون جمعی که بازی میکنی حال نمیکنم.. منو میگی تعجب کردم..گفتم چرا؟گفت یه جورایی میدونم که بعضی موقع ها در مورد من حرف میزنن.. بعدش یه جوری تو چشمام نگاه کرد که انگار میدونست من قاطی اونام! منم که دیگه دیدم کار داره به جاهای باریک میکشه برگشتم گفتم آخه میدونی اونا میدونن که من از شما خوشم میاد و همیشه منو مسخره میکنن&#8230; این رو که گفتم خندش گرفت و گفت چرا از من خوشت میاد!تو دلم گفتم اگه کس و کون خودتو تو آینه دیده بودی این حرف رو نمیزدی.. لامسب من از تو خوشم نمیاد زکریا تو رو خیلی دوست داره. تنها کاری که کردم تو چشماش نگاه کردم و اونم یدفعه دستمو گرفت&#8230; موقعی که رسیدم خونه تا صبح خوابم نمیبرد. چند روزی گذشت و دیدم سمیرا داره از جایی بر میگرده که بره خونه&#8230; تو محل بودم که یدفعه منو دید و اومد احوالپرسی کنه که تا رسید به من گوشیش زنگ خورد.. -ااا خوب باشه پس تا 2 ساعت دیگه میایی دیگه&#8230;باشه باشه .. خداحافظ بی هوا برگشت گفت مامانم بود گفت دو ساعتی دیر تر میاد خونه.. من دیگه واقعا جا خوردم&#8230; یه دفعه گفتم نمی خوای منو دعوت کنی خونه&#8230; خندید و گفت خیلی پررویی ولی باشه بیا&#8230; وای از خوشحالی داشتم بال و پر در می آوردم.. گفتم آخه نمیشه که اگه با هم بریم ضایع میشیم تو بورو من 10 دقیقه دیگه میام فقط در مر ها رو باز بزار..گفت باشه پس منتظرما.. .اولین قطرات منی رو تو شورتم حس میکردم.. گفتم پویا کون کش اگه اینجوری داری خودتو خیس میکنی اگه ازش لب بگیری که آبت مبپاشه رو در و دیوار.. از شانس ما محل خبری نبود واسه همین سریع رفتم طرف درو رفتم تو..وایی ی ی ی چی پوشیده بود.یه دامن تا بالای زانوش با یه تاپ صورتی تا نافش&#8230;من رو که دید خندش گرفته بود مثل اینکه شهوت رو تو چشمام دیده بود&#8230;گفت چیزی میخوری گفتم نه!گفت پس بشین&#8230; خلاصه نشستمو و اونم روبه روم نشست&#8230; یه ذره از اینور و اونور صحبت کردیم که بحث رسید به اون شب&#8230; گفت من میدونم شما در مورد من چی میگفتید..دیگه منم خودمو اماده کرده بودم گفتم آره خوب تو خودت نمیدونی چی هستی&#8230;.- هه هه هه هه چیه میخوای بکنی&#8230;- آره میدی!- آخه کیرت کفاف من رو نمیده که&#8230;- گفتم امتحانش ضرری نداره هم فاله و هم تماشا&#8230;مثل برق اومد طرفم و یه لبی گرفت که دیگه رگ زکریا داشت گشاد میشد&#8230; بی هوا دستمو انداختم دور کمرش اونم هیچ عکس العملی نشون نداد&#8230;یه دقیقه باهاش لاس زدم که دیدم زیپ شلوارمو کشید پایین و مشغول ساک زدن شد. نمی دونید چه حرفه ای بود&#8230; انگار صد سال بود که ساک میزد&#8230; دیگه نمیتونستم تحمل کنم هولش دادم رو مبل و تمام لباساشو در اوردم&#8230; گفت چرا کسم رو نمیخوری ..اونقدر حشری بودم که فقط میخواستم بزارم تو کونش.. گفتم دفعه بعد گفت باشه پس بکن تو کونم&#8230; با دستای نازش کیرمو گرفت و یه ذره تف انداخت روش و تا ته کرد تو کونش..سوراخش یه ذره گشاد بود معلوم بود که من اولین نفر نیستم. واسه همین موقعی که فشار دادم و تا ته رفت خوشش اومد. گفت آ ی ی یی ی ی ی &#8230;منو میگی داشتم تلمبه میزدم که دیگه آبم داشت میومد سریع کشوندم بیرون و اومدم که آبم رو بریزم روش در باز شد&#8230;ولی دیگه موقعی که آب داره میاد هیچی نمی فهمی&#8230;مادرش بود&#8230;داشت صحنه ریختن آبم رو پستون دخترش رو تماشا میکرد منم تخمم نبود همین جوری داشت آب میومد&#8230;وای چه بلایی سرم میاد&#8230;چیکار کنم مگه نگفته بود دو ساعت دیگخ میاد..1 ساعتش که مونده&#8230;با چشماش یه جوری مارو نگاه میکرد که انگار روح دیده&#8230; سریع لباسامو پوشیدم و نمیدونستم چیکار کنم&#8230;به من نگاهی کرد و گفت از خونم گمشو برو بیرون بدون یه نگاه به سمیرا که مطمئن بودم بیشتر از من ترسیده بود<br />
از خونه خارج شدم .رفتم خونه&#8230;هر لحظه ممکن بود که بیاد در خونمون رو بزنه&#8230; به خودم گفتم که پسر کس خول که نیست.. همچین کاری رو نمیکنه! فردا تو کوچه دیدمش سرمو انداختم پایین و به من گفت بیا خونه میخوام باهات حرف بزنم&#8230; منم که دیگه اگه میگفت شرتتو اینجا در بیار باید در میاوردم.. باهاش رفتم خونه و به من گفت تو شرم و حیا نکردی.. واقعا اولین بار بود که احساس حقارت میکردم&#8230; چون بابای سمیرا خیلی وقت پیش از مادرش جدا شده بود و چون مایه دار بود خرجشون رو میداد&#8230; من فقط نگاش کردم و مامانش گفت قول بده موضوع بین خودمون بمونه و به کسی نگی و آبروی ما رو ببری&#8230;منم که انگار دنیا رو بهم داده بودن گفتم چشم&#8230; یدفعه به ساعت نگاه کرد و دید الان دیگه سمیرا میرسه&#8230;گفتم با سمیرا چیکار کردید&#8230; خندید و گفت کیرت بد نبودا&#8230;لامسب تا ته کرده بودی تو&#8230; واقعا جا خوردم&#8230;گفت خودتو به اون راه نزن منم میخوام..واقعا نمیدونم چی بگم. .از ترسم قضیه سمیرا رو به کسی نگفته بودم حالا مامانش داشت به من پیشنهاد میداد&#8230;.تو همین حال و هوا بود که مادرش لخت شد و رفت رو کناپه خوابید و با انگشتش کسش رو نشون داد&#8230;کسش خوشگل نبود ولی تو اون حال و هوار زکریا بین حالت ترس و شق شدن حالت دوم رو انتخاب کرد&#8230;.رفتم و کسش رو شروع کردم به خوردن که دیگه نالش داشت در می اومد تو همین حال خالت دیروز دوباره تکرار شد..یهنی در دوباره باز شد&#8230;سمیرا بود ..زیاد تعجب نکرد&#8230;مثل اینکه اینجا من بدبخت هیچی نمیدونستم&#8230; سمیرا با لبخند اومد جلو و کیر منو گرفت و اومد که بخوره مامانش گفت نه الان مال منه&#8230;سمیرا هم شونش رو انداخت بالا و کیرمو تو کس مادرش کرد..هی بد نبود&#8230;ولی کون سمیرا یه چیز دیگه بود داشت آبم میومد که اومدم کیرمو در بیارم مامانش گفت نه لوله هامو بستم&#8230; منم که دیگه داشتم میمردم همه رو ریختم توش&#8230; گفت وایی چه جوشه&#8230; در آوردم و نشستم&#8230; سمیرا نگاه کرد و گفت پس من چی &#8230;گفتم دیگه نا ندارم&#8230;اونو که دیگه حشری بود گفت مامان خیلی بدی منم میخوام&#8230; وای چی شده بود مادر و دختر حشری از من کیر میخواستن&#8230; خلاصه مامانش که دید من حس ندارم دخترش رو خوابوند و باهاش بازی کرد&#8230;قضیه گذشت و من دیگه راحت میرفتم خونشون و هر دوشون رو میکردم&#8230; بعضی موقع ها اونا حال میکردن و من میدیدمشون.. حالا که از داستان میگذره پیش خودم فکر میکنم اگه بچه ها بفهمن چی شده منو میکشن!! ولی تو دلم گفتم بیه فقط نکته بد این بود که دیگه نمیتونستم جودو کار کنم&#8230; زانو هام قوت نداشت و همه منو تو باشگاه میزدن		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b1%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%db%8c-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174721</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس داگی با بلوند خوشگل ودوست داشتنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 13 Jun 2019 07:09:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادن]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختی]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[بیشعور]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرائی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[خابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خونهمن]]></category>
		<category><![CDATA[داداشه]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دخترونه]]></category>
		<category><![CDATA[دستشوئی]]></category>
		<category><![CDATA[روبروشون]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[سوزناک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیش]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلکم]]></category>
		<category><![CDATA[کنخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[مادرشم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمت]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میخنده]]></category>
		<category><![CDATA[میخندی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواره‬]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادو]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرقصید]]></category>
		<category><![CDATA[میرقصیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکنید]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میومدن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[نیلوفر]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[پنجره پذیرائی رو باز کردم فیلم سکسی دیدم وای چی میبینم ! یه زن حدودآ 32 ساله که خیلی جونتر از سنش باز به نظر میرسید با سکسی یه دختره 24 ساله شوهر دار( که شاه کس بعدآ خبرش رسید بچه محل ها فشارش دادن) خوابیدن کف حیاط یه دختر کوچولو هم کونی که اونم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>پنجره پذیرائی رو باز کردم فیلم سکسی دیدم وای چی میبینم ! یه</h2>
<p>زن حدودآ 32 ساله که خیلی جونتر از سنش باز به نظر میرسید با سکسی یه دختره 24 ساله شوهر دار(</p>
<h3>که شاه کس بعدآ خبرش رسید بچه محل ها فشارش دادن) خوابیدن</h3>
<p>کف حیاط یه دختر کوچولو هم کونی که اونم بعدآ فهمیدم بچه زنست داشت با روغن تن این 2 تارو ماساژ</p>
<h4>میداد&#8230; جنده وای من که باورم نمیشد&#8230; زنه سفیده سفید با</h4>
<p>مو های مشکی بلند ست شرت پستون سوتین مشکی تنش بود دختره هم ست رنگی یه عینکم یه چشمش بود&#8230;. وای</p>
<h5>کیرم راست کوس کرده بود از یه طرفم همه خونه بودن</h5>
<p>تابلو بود&#8230; واسه همین پنجره رو بستم! دلم طاقت نیاورد یه7/8 دقیقه بعد باز رفتم نگاه کردم&#8230; وای تو اون آفتاب سکس داستان سوزناک بدن هر</p>
<h6>دوشون برق میزد&#8230; کاش جای دختر کوچیکه بودم! ایران سکس دستش رو</h6>
<p>میکشید رو سینه های هر دوشون میمالید با روغن ! یه دفعه مادره لاشو باز کرد دختره کشید لایه کسش که مادره خندید ! ولی دختر کوچیکه چیزی بارش نبود که بخواد عمدی این کارو بکنه ! خلاصه کنم یه دفعه دیدم یه پسره خونه روبروشون داره با تل تو بالکن حرف میزنه یدفعه اونم چشمش به اینا افتاد ! تل رو قطع کرد شلوارکشو در آورد کیرشو گرفت دستش ارضا شد رفتتو خونه&#8230;من ولی هنوز آتیشی بودم&#8230; بی خیال شدم خیلی چیز ها از دخترای محل دیدم ولی این دید زدن ها باعث شد من چشمم به یه دختره 15 ساله بیفته&#8230; دوست داشتم تجربه کنم&#8230;یه شب هیمنجوری به پنجره یه خونه خیره شدم&#8230; شیشش رفلکس بود اونا خودشونو میدیدن ولی بیرون رو نه&#8230; منم راحت داشتم نگاه میکردم انگار مهمون داشتن&#8230;دخترا هی میومدن جلو آینه میرقصیدن منم با این حرکت فوق العاده دیونه میشم&#8230;دختره هی نازو عشوه میومد با موهاش بازی میکرد پریشونش میکرد. دست میکشید رو سینش قر میداد خلاصه یکیم که بیشتر نگاه کردم دیدم بله همون دختر کوچولوست که هر وقت از جلموم رد میشود چپ چپ نگاه میکرد&#8230; چرا تا حالا نمیدونستم رو برو پنجره آشپز خونه مان ؟ خلاصه یه روز داشتیم از باشگاه با رفیقم بر میگشتیم که بهو دیدیم دو تا بچه اوبی دنبال این دختره افتادن&#8230; رفیقمم میدونست من اینو میخوام فشار بدم رفیم جلو طرف دختره داشت حرف میزد که آره مزاحمت شدن یا نه منم یه چشم خوره رفتم به پسره با تشر گفتم: برو عقب بینم پسره هم خفه خون گرفت یه دفعه دیدم یکیشون شیر شد نعره کشید که آره من کس خلم قاطیم&#8230; منو میگی دیدم یه دفعه رفیقمو خوابوند رو زمین اومدم طرفش جداشون کنم واسه منم شاخ شد اومد بزنه زدم با ساک تو سرش دیدم چاقو در آورد دنبال ما کرد دیدم دختر کوچیکه داره جیغ میزنه&#8230;.خلاصه شر شد سره این انتر خانوم&#8230; رفیم سره محل به بچه ها گفتیم قضیه رو که دیدیم پسره داره میاد یهو رفیقم گفت این که داداشه منه شروع کرد چکو لقتی کردنش&#8230; سرتونو درد نیارم شبم تو باشین با رفیقم نق میزدیم سره یه انتر شبمون خراب شد ! منم گفتم یه جوری میکنمش که گریه کنه.. آخه دختره ی بیشعور عین خیالش نبود تازه نمیدونم چی گفته بود به ننش که وقتی مارو جلو در دید با حرکات دستش میگف : چیه ؟ نگاه میکنید ؟ ماهم میگفتیم کس کش معلوم نیست چی رفته گفته که ننش داره اینطوری میکنه..! بیاو خوبی کن&#8230;خلاصه کنم یه روز گیرش آوردم چسیدم بهش گفتم همه چیرو این که دید زدمت &#8230;اونم به کسشم بر نخورد ! گفت از کدوم خونه منو نگاه میکردی ؟ منم نگفتم ! خداحافظی کردیم ! عصر داشتم نگاه میکردم که دیدم اونم تو بالکنه&#8230;یه دفعه سوت زدم همه جارو نگاه کرد تا یهو چشمش بهم افتاد ذوق کرد دست تکون داد یکم خندید&#8230; با دستم نشون دادم تل&#8230; دیونه از اون فاصله رفت رو کاغذ تلشون رو نوشت&#8230; منم داد زدم دیونه کاغذ که دیده نمیشه&#8230; با دستش یکی یکی شماره هارو گفت ! البته داشتم ولی خواستم طبیعی باشه&#8230; زنگ زدم بعد کلی احوال پرسی ! بهم گفت دیگه چی دیدی.؟! گفتم بگو چی ندیدی ! گفت حالا بگو گفتم لخته لختتو گفت کجا ؟ گفتم پشت بوم داشتم با ماهواره ور میرفتم دیدم از حموم برگشتی داری خودتو خشک میکنی &#8230;یکمم ادامه دادم گفتم مثلآ دست انداختی لایه کست رو خشک کردی سوتینت این شکلیه همیشه و غیره&#8230;دیدم جیغ زد گفت مامان ببین چی میگه: میگه لختمم دیده&#8230; وای شاخ در آوردم ! دیونه چرا به ننش گفت؟!؟!!!! نکنه میخوان دهنمو سرویس کنن&#8230;.وای دیگه نمیشد کاری کرد هم تلم رو داشت هم آدرس رو&#8230; دیدم میگه با مامانم حرف میزنی ؟ گفتم نههههههههههههههههههههههههه گوشی رو داد &#8230;آخ آخ آخ چیکار کنم حالا چی بگم&#8230; زنه گفت سلام خوبین تا اومدم بگم سلام دیدم میگه خوب علی آقا حال میکنی ها ! خوب مارو دید میزنی ! سایز همه جامون رو بلدی ! وای قفل کردم یکیم چرت و پرت گفتم ! بعد گفت گوشی رو میدم نیلوفر! منم سرش قر زدم چرا گوشی رو دادی که گفت من با مامان راحتم خلاصه گفت شب ساعت 8:30 بیا از پشت بوم دید بزن میخوام برم حموم رفتم دیدم یکی یکی لباساشو در آورد رفت تو حموم&#8230; مادرشم نمیدونم عمدآ همش جلو اون یکی پنجره بود هی میرقصید پشت میکرد به پنجره کونش رو تکون میداد واسه رفیقم که تعریف کردم میگفت خاک بر سرت ! چرا ننش رو نکردی !گفتم زر زر نکن بابا زن شوهر دارو&#8230; گفت زنی که میخواره باید خاروند! منم دیگه کشش ندادم.. دختر رو دعوت کردم خونه ناز شده بود ! یه شلوار لی پوشیده بود با یه مانتو تنگ بالای کونش ! یه تاپ سورمه ای با شرت سوتین صورتی&#8230;جورابشم که مثل بیشتر دختر ها ازین رنگی ها&#8230; یکیم گپ زدیم یه کوچولو آرایش دخترونه کرده بود ! 18 سالش بیشتر نبود اما حشرش تو چشماش موج میزد&#8230; شورتش رو آوردم جلو لبشو بوس کردمو خوردم&#8230;خودش موهاشو باز کرد !ریخت تو صورتش&#8230;لب بازی کردیم خابوندمش رو مبل شلوارشو در آوردم تاپشو دادم بالا سینش کوچیک بود کلآ تاپ رو هم در آوردم. هیچی نمیگفت&#8230;فقط یه شرم دخترونه ی صورتش داشت دوست داشت امتحان کنه سکس رو نازش کردم.سینشو چنگ زدم با اون صدای نازش ناله کرد گفن تو هم لخت شو &#8230;منم یکی یکی رو در آوردم دیدم اصلآ یه کیرم نگه نمیکنه&#8230;امدم جلوش گفتم دوسش داری ؟ گفت نمیدونم چشماشو بست گرفت دستش. چشماشو اصلآ باز نکرد &#8230;گفت باید الان بخورم ؟ تمیزه ؟ خندیدم. گفتم دیووووونه&#8230;گذاشت سرشو تو دهنش وای با اون لبای گوچولو صورتیش داشت میخورد حرفه ای نبود ولی واقعآ جالب میخورد چون تجربه نداشت مثل بستنی ! یکیم خورد بعد چشماشو باز کرد خندید تخممو مالید کشیدم بیرون پشتشو کرد بهم قمبل کرد! گفتم فیلم دیدی ؟ گفت 24 ساعته<br />
دارم تو ماهواره میبینم&#8230; گفتم پس دهنتو سرویس ! کیرمو چرب کردم دیدم کونش کوچولو جم و جوره گذاشتم جلوش امدم فرو کنم دیدم میخنده میگه قلقلکم میاد &#8230;تو دلم گفتم بکنم تو بازم میخندی ؟ یه دفعه کردم توش وای داغ بود تنگ شروع کردم به عقب جلو کردن دیدم هیچی نمیگه &#8230;.از خودم داشت بدم میومد ! گفتم باید جر بخوری یهو تا ته کردم تو کونش جیغی کشید گفتم انگار دو تاش کردم شروع کردم به کردن&#8230;دعوا و شری که سرش داشتیم اومد جلو چشمم&#8230; اون موهائی که مدام جلو آینه بهش میرشیدو بچه ها باور کنید روزی 30 دفعه موهاشو باز میکرد شونه میکرد باز میبست ! گرفتم دستم سروع کردم به کشیدن.. محکم میزدم در کونش ..براش جالب بود این کارها&#8230;چون زیره لب میگفت وووووووووئی بکن بزن سرخش کن&#8230;. منم محکم تر میکردم دیگه داشتم خالی میشدم گفت بریز تو یکمشم بزار ببینم از نزدیک. منم خالی کردم با دو تا تکون تو کونش در آوردم &#8230;گرفت آروم تو دستش بو کرد مکش زد بعد رفت تو دستشوئی منم خودمو جمو جور کردم امد بیرون فرستادمش رفت&#8230; دیگه هم سراغش نرفتم اونم کرم داشت همه پسر بازی میکرد دیگه به همه پا میدادو سرو گوشش میجنبید روی سخنم با شما آقا پسر های گله : به صبح هنگام که کیره راست داری___یه خود مغرور نشو چون شاش داری		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174618</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس با شیطان</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 10 Jun 2019 08:14:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرایشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[آنچنان]]></category>
		<category><![CDATA[اپیلاسیون]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[احمقانه]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواجمون]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاتون]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[ببینید]]></category>
		<category><![CDATA[بپوشونم]]></category>
		<category><![CDATA[بخواین]]></category>
		<category><![CDATA[بدترین]]></category>
		<category><![CDATA[برآورده]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترین]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[پررویی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تصورات]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تولیدی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جزییات]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[‫جووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چراگفت]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[حرومزاده]]></category>
		<category><![CDATA[حقیقتا]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خونسردی]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوزاریش]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[زناشویی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شیرازه]]></category>
		<category><![CDATA[طاقباز]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیت]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمهای]]></category>
		<category><![CDATA[كلنجار]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[مادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونین]]></category>
		<category><![CDATA[میذارم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میكشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرن]]></category>
		<category><![CDATA[میلیمتر]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ناگهان]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونین]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكنه]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسبازی]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونیه]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وانمود]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[وقتهایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ببینید من سکسی همیشه دوست داشتم قبل از سكس &#8211; شاه کس برای بیشتر تحریك شدن فیلم پورنو نگاه كنم &#8211; مخصوصا با شریك سكسیم &#8211; (چه کونی همسر چه دوست دختر) ولی همسرم هیچ وقت با من همراهی نداشت و طوری وانمود جنده میكرد كه گویا اصلا از سكس شرعی و عرفی با همسرش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				ببینید من سکسی همیشه دوست داشتم قبل از سكس</p>
<h3>&#8211; شاه کس برای بیشتر تحریك شدن فیلم پورنو نگاه كنم &#8211;</h3>
<p>مخصوصا با شریك سكسیم &#8211; (چه کونی همسر چه دوست دختر) ولی همسرم هیچ وقت با من همراهی نداشت و طوری</p>
<h4>وانمود جنده میكرد كه گویا اصلا از سكس شرعی و عرفی</h4>
<p>با همسرش هم زیاد دل خوشی پستون نداره و صرفا به خاطر من و شاید هم انجام وظیفه زناشویی تن به</p>
<h5>سكس با کوس من میده.به این ترتیب خیلی به ندرت و</h5>
<p>زمانی كه یه كمی حشریش كرده بودم با من فیلم سوپر نگاه كرده بود ولی فقط سكس های عادی رو. یعنی اگه سکس داستان به همجنس بازی</p>
<h6>زنها میرسید یهو از حالت سكسی خارج میشد ایران سکس و میگفت</h6>
<p>این كثافت كاریها رو بزن بره منم كه حقیقتا یكی از فانتزیهای ذهنیم و ایده آل هام دیدن همجنس بازی دو تا زن از نزدیك بود &#8211; حتی تو فیلمهای سوپر از دیدن لزبین ها بیش از سكس های معمولی تحریك میشدم- الهه همیشه تو این جور موارد ضد حال بود میدونین واسه امتحان الهه یه بار بهش گفتم الهه دیشب خواب دیدم با سارا (دختر دایی زیبا و لوند همسرم) داری همجنس بازی میكنی یهو خیلی آشفته شد &#8211; و منی كه بعضی وقتها با خیال همجنس بازی همسرم با زیبا روی دیگر خودم رو تحریك میكردم &#8211; از این آشفتگی برام مسجل شد بی نهایت از همجنس بازی بدش میادو منزجره تا روزی كه گفت دوست جدیدی به نام تینا پیدا كرده كه از مشتری های آرایشگاهشه و وقتی عكسهای عروسی ما رو دیده به همسرم گفته حیف تو كه با این (منو گفته) ازدواج كردی و شوهرت اصلا بهت نمیاد و تو خیلی ازش سر تری ( البته همه اینها رو الهه به من گفت) &#8211; و الهه هم گفت ساسان منم جوابشو دادم ولی راستشو بخواین حس كردم یه جورایی دچار غرور شده و خودش رو گرفته &#8211; از تعریف تینا خودش رو گم كرده &#8211; مثلا همیشه تو سكس هامون واسم ساك میزد دیگه بازی در میاره و به نوعی مثل قبل به من حال نمیده حدس زدم همه این آتیشا داره از تو کوره تینا بلند میشه &#8211; شروع كردم به صورت غیر مستقیم از تینا پرسیم &#8211; فهمیدم از همسرش طلاق گرفته و 29 سالشه و تو باشگاه محلمون مربی آیربیكه و خانواده درست و حسابی هم نداره &#8211; مادر ناتنی و اینكه تینا رو تو 15 سالگی مجبور به ازدواج كردن &#8211; و تنها داره زندگی میكنه و خونه مجردی داره یه حسی به من گفت شیرازه زندگیم در خطره و باید بیشتر حواسم رو جمع كنم تا اینكه یه روزی كه من وقت دندونپزشكی داشتم و قرار بود دیرتر سر كارم (كه پیش پدرم تو كارخونش &#8211; تولیدی گرده های آْلومینیومی برای ظرفهای تفلون- هستم) برم &#8211; الهه از من خواهش كرد زودتر برم از خونه بیرون &#8211; تعجب كردم گفتن چرا؟گفت تینا قرار بیاد آرایشگاه (در ضمن یكی از اتاق خواب ها رو الهه كرده آرایشگاه) گفتم خوب بیاد &#8211; گفت میخواد اپیلاسیون كنه &#8211; منم با شیطنت پرسیدم همه تنش رو؟ (البته چون میدونستم الهه از این كارا نمیكنه نهایت فقط دست و پا روانجام میده)الهه هم گفت آره همه تنش رو &#8211; چون با هم صمیمی هستیم و اونم خواهش كرده &#8211; منم قبول كردم حالا زودتر برو كه تو رو ببینه معذب میشه &#8211; منم با بیمیلی و یه طوری كه سرش منت بذارم (چون منو از نعمت ساك زدن كیرم توسط همسرم محروم كرده بود) گفتم باشه ولی این جور مشتری ها و رفیق ها رو آدم نداشته باشه به نفعشه &#8211; الهه هم با شیطنت گفت چیه چون گفته خوش قیافه نیستی ازش دلخوری؟منم بهش گفتم : منم صد تا رفیق دارم كه میگن من از تو سر ترم- حالا منم بیام واسه تو قیافه بگیرم؟ یا اصلا چه دلیلی داره كه بخوای این حرفا رو مطرح كنی؟ تو همین حین آیفون زنگ زد &#8211; گفتم بیا اینم همونیه كه ریده به زندگی مون- اومدم بیرون در محكم پشتم كوبیدم &#8211; موقع پایین اومدن دیدم تینا داره میاد بالا &#8211; یه نگاه كشداری به هم كردیم و سلام كرد &#8211; منم بدون جواب از كنارش رد شدم &#8211; ولی نگاهش آنچنان گیرا بود كه من تو یه لحظه تو ذهنم باهاش تا تو رختخواب هم رفتم &#8211; تو یه لحظه فكر اینكه تینا اومده كس شو مومك بندازه- كلافم كرد- تصور كس مو دارش یا كس بی موش یه لحظه رهام نمیكرد تو همین فكرا بودم كه الهه در و باز كرد و از بالای راه پله ها پایین نگاه كرد ببینه من اونجا هستم یا نه؟ احتمالا زاغ سیاه منو چوب زده بود و دیده بود كه من از در ساختمون بیرون نرفتم &#8211; بعدا به من گفت فكر كردم واستادی بیای بالا جلوی تینا به من چیزی بگی من ضایع شم- به تینا هم بر بخوره و بره پی كارش-ولی تو یه لحظه دیدن اپیلاسیون كس تینا بزرگترین هدف زندگی من تو اون لحظه شده بود &#8211; و این فكر سمج ولم نمیكرد كه صورت به این زیبایی و گیرایی ببین عورتش چیه؟ و دائم این آیه شریفه رو زمزمه میكردم كه: كس كسه بی مو ، با آب لیمو گفتم تا كار و شروع نكرده به بهانه ای برم بالا و كلید رو ذره ای از تو مغزی خارج كنم تا بتونم از بیرون با كلید خودم در و باز كنم شاید بتونم به آرزوی بزرگ اون لحظم جامه عمل بپوشونم دویدم بالا در زدم الهه در و با اخم و سردی باز كرد- گفت چیه؟(با حالت عصبانی)منم خودم رو زدم به غد بازی گفتم اگه دوست محترمتون تو هال نیستن میخوام برم از تو كشو پول بردارم &#8211; پول تو جیبم كمه-اونم با سردی گفت واسا الان خودم میارم – همینكه رفت آروم كلید رو به اندازه دو سه میلیمتر از مغزی خارج كردم &#8211; به امید اینكه شاید بتونم صحنه نابی از كس تینا رو شكار كنم &#8211; و به آرزوی بزرگ اون لحظم برسم(میدونین آدمها در موقع عصبانیت و شهوت تصمیماتی میگیرن كه تو حالت عادی به قدری ملاحظات هست كه انسان حتی بهشون فكر نمیكنه- حالا یكی نیست به من بگه بابا كس كسه دیگه چه كسه الهه كه هر روز زیارتش میكنی چه كسه تینا كه اینطوری در حسرت دیدارش میسوزی از خود بیخود شدی!الهه با یه دسته پونصدی برگشت &#8211; منم گرفتم و از پله ها پایین اومدم و از درب حیاط هم خارج شدم و متوجه بودم انگار الهه داره از پشت پنجره رفتن منو چك میكنهیه چند دقیقه ای صبر كردم تا الهه خیالش از رفتن من راحت شه &#8211; دیگه دندونپزشكی تخمم هم نبود &#8211; فقط فكر كس تینا بود كه برام آروم و قرار نذاشته بود &#8211; با سلام و صلوات اومدم و در حیاط رو باز كردم &#8211; و اومدم بالا پشت درب منزل &#8211; گوشام رو تیز كردم &#8211; دیدم صدای موهومی از داخل به گوش میرسه &#8211; ولی قابل فهم نبود &#8211; منم مستاصل نشستم رو پله ها &#8211; با خودم گفتم چی كار كنم؟ فكر كسه تینا( در حین اپیلاسیون) دیوونم كرده ! وقت دندونپزشكی رو چیك<br />
ار كنم؟ &#8211; خلاصه با اكثریت آرا به این نتیجه رسیدم برگشتن به منزل حماقت محضه و احتمالا چیزی هم نصیب كیرم نمیشه &#8211; به قول شاعر: دست بردم به ابول دیدم شده چوب طغور &#8211; گفتم یه راه كف دستیه رو بریم فكرمون آزاد شه ؟ چون طبقه آخر هستیم خیالم از اینكه كسی منو ببینه راحت بود القصه &#8211; گرفتم دستمو و لحظه های اپیلاسیون كس تینا رو با جزییات كامل به تصویر كشیدم &#8211; كه مثلا من كلید انداختم تو در و رفتم تو و الهه و تینا هم كه حشری شده بودن &#8211; الهه از لمس كردن كس تینا و تینا از لمس كردن كسش توسط الهه &#8211; همین كه منو دیدن اومدن سراغم &#8211; تینا كمربندم رو باز كرد &#8211; كیرم رو در اورد گذاشت تو دهنش و د بخور &#8211; چون وقتم كم بود دیگه زود میخواستم تو ذهنم بكنمش برم برسم به دندونپزشكی &#8211; ( می دونین تصورات سكسی واسه جلق زدن انقدر بعضیاش احمقانه ست كه فقط به درد كف دستی میخوره و بس) آقا افتادم رو تینا و گذاشتم نو كسش ( حالا انگار الهه اونجا برگ چغندره &#8211; اصلا الهه كیرمم نیست) داشتم تو ذهنم جلو عقب تینا یكی میكردم كه&#8230;..- یهو صدای جیغ های كوتاه و شیطنت آمیز از داخل خونمون به گوشم رسید &#8211; كه حس كردم دارن دنباله هم میكنن &#8211; منم كه فكرم دنبال كس و كون وسكس بود هیچ فكری به ذهنم نیومد جز اینه حتما قضیه سكسیهتو دلم گفتم جووووووون_ همونجا سجده شكر به جا آوردم &#8211; كه انگار دارم به آرزوم میرسم&#8230;&#8230;&#8230;.(گوشم رو تیز كردمو منتظر موندم &#8211; صدا بعد از مدتی قطع شد &#8211; همینطور داشتم با خودم كلنجار میرفتم &#8211; كه خدایا چی كار كنم ؟- برم تو؟ &#8211; نكنه اون چیزی كه من فكر میكردم نباشه؟ &#8211; ولی حشر چنان قالب شده بود كه اگه نمی رفتم تو ، مطمئن بودم كه تا آخر عمر حسرت می خورم- با تمام حشری كه كس تینا برام به وجود آورده بود ، بازم یه ملاحظاتی نمیذاشت بی پروا عمل كنم &#8211; اگه میرفتم تو و الهه دیوونه بازی در میورد؟ اگه تینا جیغ و داد میكرد؟ و خیلی اگه های دیگه ولی&#8230;&#8230;.. &#8211; ولی مطمئن بودم اون تو یه خبر هایی هست &#8211; ولی ممكن بود با این كار زندگیم از هم بپاشه &#8211; دل رو به دریا زدمو &#8230;&#8230;.. خودم رو واسه عملیات استشهادی آماده كردم &#8211; (به هر حال ممكن بود تو این راه به مقام رفیع شهادت نایل بشم &#8230;&#8230;&#8230;) شهادتین رو بر زبان جاری كردمو- با رمز مبارك و مقدس یا باب الحوائج &#8211; عملیات رو آغاز كردم كلید رو با احتیاط كامل وارد مغزی كردمو &#8211; آروم چرخوندم &#8211; در قفل نبود فقط بسته بود &#8211; تقریبا بدون صدا در باز شد &#8211; نفسم تو سینم حبس شده بود &#8211; خدا خدا میكردم تیرم به سنگ نخوره &#8211; وارد خونه شدم &#8211; كسی تو هال نبود &#8211; اومدم پشت در آرایشگاه ( همون اتاق خواب وسطی) &#8211; گوشم رو چسبوندم به در &#8211; خبری نبود &#8211; از سوراخ كلید نگاه كردم همینطور &#8211; بازم خبری نبود &#8211; یه لحظه به خودم اومدم و خواستم اگر دیده شدم ( كه قطعا دیده میشدم ) ورودم عادی به نظر بیاد &#8211; فقط اونقدر حول بودم كه حتی نمی تونستم درست فكر كنم و یه دروغ واسه برگشتنم بسازم &#8211; مخم كاملا از كار افتاده بود &#8211; رفتم به سمت اتاق خوابمون &#8211; همینكه در و باز كردم &#8211; در دم خشكم زد &#8211; الهه روی تخت به صورت طاقباز خوابیده بود و تینا تو لاپاش بود &#8211; سرش لای كسه الهه بود &#8211; ولی تنها چیزی كه سریعا توجه منو جلب كرد &#8211; كسه خوش استیل و مو دار تینا بود &#8211; كه به صورت چهار دست و پا خم شده بود &#8211; و كس استخونیش تو بین لاپاش جلب توجه میكرد &#8211; نمیتونستم چشم از روش بردارم &#8211; البته همه اینها در كسری از ثانیه اتفاق افتاد تینا یهو مثل برق گرفته ها كسو كونشو جمع كرد &#8211; الهه هم كه سكس از سرش پریده بود با پررویی گفت تو اینجا چه غلطی میكنی؟ منم با خونسردی رو كردم به تینا گفتم انگار شما داشتین كسه الهه رو اپیلاسیون میكردین؟ الهه گفت برو گم شو بیرون &#8211; منم یهو قاطی كردم &#8211; گفتم بی پدر &#8211; تو حین هرزگی مچت رو گرفتم دوقورت و نیمت هم باقیه؟ لاشی تینا به سرعت لباساشو پوشید و خواست بره كه من دستم رو اوردم جلوش گفتم تشریف داشته باشین &#8211; باهاتون كار دارم &#8211; با عصبانیت دستم رو كنار زد و رد شد &#8211; منم همچین هولش دادم كه محكم خورد به در اتاق خواب &#8211; یهو با صدای بلند، آخی گفت كه همراه با گریه بود ( یه لحظه دلم سوخت براش )گفتم حرومزاده یه بار دیگه ببینمت مادر تو به عزات میشونم ها &#8211; با گریه در وا كرد و به سرعت خارج شد كه الهه هم با بی شرمی اومد جلو ( همینطور كون برهنه) گفت كثافت چیكارش داری؟ منم كه كیرم رو صابون زده بودم واسه كسه تینا &#8211; با این پیش آمد شدیدا عصبی شده بودم &#8211; یهو الهه خواست به من تعرض كنه ( احتمالا بزنه تو صورتم ) &#8211; كه ناخودآگاه هولش دادم ناگهان یه فكری مثل برق از ذهنم گذشت &#8211; الهه كه از اول ازدواجمون منو تو حسرت گاییدن كونش گذاشته بود &#8211; حالا بهترین فرصت بود &#8211; ازش آتو هم داشتم &#8211; اگه بازی درمیورد &#8211; خوارش رو میگاییدم &#8211; خواست با عصبانیت از كنارم رد بشه كه گرفتمش &#8211; محكم هولش دادم رو تخت &#8211; تو یه چشم به هم زدن شلوار و شورتم رو در اوردم و با زور زیرم نگهش داشتم &#8211; دائم به من فحش میداد &#8211; ولی كیرمم نبود &#8211; از پشت افتادم روش &#8211; یه لحظه حس كردم خودشو شل كرد &#8211; حتما پیش خودش گفته یه راه كس بهش میدم خرش میكنم &#8211; ولی كور خونده بود سریع تف زدم سر كیرم &#8211; و گذاشتم در سوراخ تنگ كونش &#8211; یه حركتی به خودش داد و كیرم رفت تو چاك كسش &#8211; سریع در اوردمش- و دوباره دستم رو تفی كردم مالیدم به سوراخ كونش و كمی هم زدم به سره كیرم &#8211; تو این مدت لاینقطع فحش میداد و میگفت كثافت ولم كن و آشغال&#8230;&#8230;&#8230;- من كه گوشم اصلا بدهكار نبود &#8211; همینكه تف زدم دم سوراخ كونش دوزاریش افتاد كه چه خوابی براش دیدم گفت احمق چیكار میكنی؟ منم كه تو بدترین لحظات دست از لودگی بر نمیدارم &#8211; گفتم باید تنبیه بشی &#8211; همچین كونت می<br />
ذارم كه دیگه از این غلط ها نكنی &#8211; حالا واسه من فیلم بازی میكنی؟ همجنسبازی رو خاموش كن یا بزن بره؟( موقع فیلم سكسی دیدن)همینكه متوجه شد چه خیالی تو سرمه &#8211; عضلات كونش و سوراخ كونش رو شدیدا منقبض كرد &#8211; منم دیدم اینجوری دیگه محاله بتونم كونش بذارم &#8211; یهو بی هوا گذاشتم تو كسش &#8211; جا خورد و یهو شوك زد &#8211; تو همین حال خودش رو یه كم رها كرد &#8211; منم وحشیانه كیرم رو دراوردم و گذاشتم سر سوراخش &#8211; یه ذره رفت تو &#8211; دیگه با فشار وزنم سعی كردم نذارم بیاد بیرون &#8211; یهو انگار كه یه كوچه بن بست تهش باز شده &#8211; جر خورد و رفت تو سوراخش &#8211; چنان جیغی زد &#8230;. مامان مامان مامان &#8211; آخ نمیدونین چه حالی داد &#8211; كیرم تا دسته تو كون الهه رفته بود و آرزوی دیرینم برآورده شده بود- طفلی الهه با دستش تمام رو تختی رو چنگ زده بود و مچاله كرده بود &#8211; آروم داشت اشك میریخت- حالا وقتش بود كه آروم تلمبه بزنم تو كونش &#8211; باورتون نمیشه وقتی كیرم رو میكشیدم بیرون انگار سوراخ كونش هم چند میلیمتری به سمت بیرون كشیده میشد &#8211; چون من حالت تلمبه زدن رو حس نمیكردم &#8211; فقط سوراخ كونش به بیرون كشیده میشد و برمی گشت سره جاش طفلك به التماس افتاده بود &#8211; تو رو خدا &#8211; تو رو خدا &#8211; مردم &#8211; پاره شدم &#8211; پاره شدم &#8211; بسه دیگه &#8230;&#8230;&#8230;. گفتنش بی وقفه ادامه داشت &#8211; فكر كنم طفلك از درد داشت زمین و گاز میگرفت ولی&#8230;&#8230; ولی بالاخره باید تنبیه میشد &#8211; به هر حال از نظر شرعی هم كه حساب كنیم &#8211; تنبیه زن یه وقتهایی لازمه &#8211; حالا من این تنبیه رو در نظر گرفته بودم &#8211; البته مطمئنم كه شما هم حق رو به من میدین &#8211; مگه نه؟ خلاصه اونقدر عجز و ناله كرد كه زودتر از همیشه به اوج لذت جنسی رسیدمو به سرعت آبم اومد &#8211; منم ریختم تو سوراخ كونش &#8211; خیلی حال داد &#8211; خیلی &#8230;&#8230;. همینكه در آوردم &#8211; مادرشو گاییدم &#8211; دیدم سره كیرم انی شده &#8211; خاركسده انش قهوه ای بود &#8211; گفتم ریدی رو كیرم &#8211; اونم با صدای بلند شروع كرد به گریه كردن&#8230;&#8230;(دلم واسش سوخت)ولی همینكه چشمم دوباره به كیر انی شدم افتاد شاكی شدم می خواستم به زور كیرم رو بكنم تو دهنش ساك بزنه &#8211; ولی&#8230;&#8230;&#8230;&#8230; ولی گفتم خدا رو خوش نمیاد و از مسلمانی هم به دوره رفتم به سمت حموم واسه نظافت و غسل جناب..		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174533</post-id>	</item>
		<item>
		<title>یه خورده کون بده بکنیم</title>
		<link>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%af%d9%87-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%af%d9%87-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 03 Jun 2019 07:50:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالي]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امکانش]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[اينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[اينطور,]]></category>
		<category><![CDATA[اينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اينهمه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستونا]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناي]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالو]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالوش]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[پيشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[ترتيبشو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[جريانو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمشون]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظي]]></category>
		<category><![CDATA[خنديدن]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راحتتر]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[سالشهمن]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچيکه]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[گاييده]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[مادرزاد]]></category>
		<category><![CDATA[ماشينم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشينو]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوي]]></category>
		<category><![CDATA[متوسطه]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[مخابرات]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[مهموني]]></category>
		<category><![CDATA[ميتوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشدمن]]></category>
		<category><![CDATA[ميگاييد]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرده]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نباشيد]]></category>
		<category><![CDATA[نزديکاي]]></category>
		<category><![CDATA[همکارم]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطوره]]></category>
		<category><![CDATA[هيچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وايساده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[متوسطه و يه کمي تپله. فیلم سکسی مخصوصا پستونا و کون و کپلش بزرگن و جلب توجه ميکنن و اين موضوع منو خيلي تحريک ميکنه. من به سکسی نرگسم اينو گفتم و نرگسم از اين شاه کس موضوع بدش نمياد.گاهي که ميريم مهموني و پارتي من از نرگس ميخوام که زير لباسش کونی چيزي نپوشه. [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>متوسطه و يه کمي تپله. فیلم سکسی مخصوصا پستونا و کون و کپلش</h2>
<p>بزرگن و جلب توجه ميکنن و اين موضوع منو خيلي تحريک ميکنه. من به سکسی نرگسم اينو گفتم و نرگسم از</p>
<h3>اين شاه کس موضوع بدش نمياد.گاهي که ميريم مهموني و پارتي من</h3>
<p>از نرگس ميخوام که زير لباسش کونی چيزي نپوشه. يعني بدون شورت و سوتين باشه و نرگسم اکثرا قبول ميکنه ,</p>
<h4>و جنده تو مهمونيا توجه همه رو جلب ميکنه و همه</h4>
<p>مردا چشمشون به پستوناي درشت و پستون کون کپل بزرگ همسر زيبا و خوش هيکل منه.چند وقت پيش رفته بوديم يه</p>
<h5>پارتي. چند کوس تا از همکاراي اداري من هم بودن با</h5>
<p>زناشون. بقيه رو نميشناختيم.نرگس يه لباس شب بلند و چاک دار و سينه باز پوشيده بود. و زيرشم که شورت و سوتين سکس داستان نداشت و لخت</p>
<h6>بود. چاک سينش و يه کمي از پستوناي ایران سکس درشتش از</h6>
<p>لباسش بيرون بود و موقع راه رفتن و رقصيدن تا نزديکياي رونش ديده ميشد. مخصوصا وقتي اومد وسط سالن و شروع به رقصيدن کرد همه حسابي حال کردن .زن يکي همکارام , طاهره خانم ,که تو مهموني بود متوجه شده بود که نرگس زير لباس شبش هيچي نپوشيده وکس و کون وپستوناش لختن .اومد پيش نرگس و پرسيد نرگس خانم شما مثل اينکه زير اين لباستون چيزي نپوشيدين چون دولا راست که ميشين همه جاتون معلومه . نرگسم گفته بود اره همينطوره. طاهره خانم دوباره پرسيد شوهرت ,امير, ميدونه که تو شورت و سوتين نپوشيدي. نرگس هم گفته آره ميدونه. بعد گفت اگه باور نميکني ميتوني از خودش بپرسينرگس و طاهره خانم اومدن پيش من و نرگس جريانو برام تعريف کرد . من به طاهره خانم گفتم که من خودم از نرگس ميخوام که زير لباسش چيزي نپوشه و لخت باشه و از اين کار لذت ميبرم. طاهره خانم از من پرسيد از اينکه زنم بين اينهمه مرد داره لخت ميگرده ناراحت نميشم , و من گفتم که نه , ناراحت که نميشه هيچي خوششم مياد . طاهره خانم هم گفت پس امير خان شما يه مرد بي غيرت و بي ناموس هستين و ما نميدونستيم و خنديد .منم با خنده گفتم اي همچين. طاهره خانم دوباره گفت پس امير خان بايد زنتو جور کنم براي شوهرم که ترتيبشو بده , اونم جلوي خودت.من و نرگس بهم نگاه کرديم . نه اينکه بدمون بياد يا ناراحت بشيم, اما از طاهره خانم اين انتظارو نداشتيم.طاهره خانم زن همکارم حاج محسن بود و هميشه پوشيده و سنگين بود و هيچوقت بدون مقنعه و چادر نبود.زن قشنگي نبود. لاغر بود و اينجوريم که به نظر ميومد از نظر جنسي زياد مورد توجه محسن نبود.طاهره خانم گفت من دوست دارم شوهرمو هميشه راضي نگه دارم. حالا هر جوري که امکانش باشه. و گفت يه بار يه صيغه اي براش پيدا کردم که 3,4 ماه بهش حال داد و آقا محسن خيلي از اين کار من خوشش اومده بود.بعد گفت حالا ميخوام زن تو يعني نرگسو جورش کنم براش که زيرش بخوابه وبهش حال بده. بعد بهم گفت امير خان توکه غيرت نداري از اين موضوع ناراحت بشي و بهت بر بخوره. نرگسم که يه زن قشنگ و خوش هيکل و اهل حاله و جلوي مرداي غريبه هم که لخت ميگرده و لذت ميبره. واينطوري هم که معلومه از اينکه زير مردا بخوابه و ترتيبشوبدن بدش نمياد.اينم بگم که محسن حدود 55,56 سالشه و5,6 سالي از زنش کوچيکتره و به همين خاطره که طاهره خانم اينجوري ميخواد به شوهرش خدمت کنه و محبت اونو جلب کنه که از چشمش نيفته.راستش اين پيشنهاد منو حسابي تحريک کرد . فکر اينکه زنم لخت مادرزاده و يه مرد ديگه با کير شق شده ميخواد اونو بکنه. و نرگس با اون پستوناي درشت و لطيفش و با اون کون بزرگ و نرمش و البته کس پشمالوش جلوي حاج محسن وايساده تا ترتيبشو بدن برام خيلي جالب بود.نرگسم چيزي نمي گفت و داشت فکر ميکرد. اونم مثل من هيجان زده بود. آخه تا حالا مسئله هيچ وقت اينقدر جدي نشده بود. گاهي با نرگس در باره اين که جلوي من ترتيبشو بدن و زير کير مرداي ديگه بيفته حرف زده بودم ولي فقط حرف بود و واقعي نبود. اما اين بار داشت جدي ميشد.من گفتم محسن چي ؟ اون ميخواد اين کارو بکنه ؟ طاهره خانم گفت کيه که نخواد زن تورو بکنه. اون از خداشه که يه همچين زن حشري و با حالي بيفته زيرش. بعد گفت نگران نباشيد يه چيزي هم ميديم بهتون.من گفتم که ما پول مول نمي خواييم و اگه اين کارو بکنيم بخاطر هيجان و لذتشه , ولي من و نرگس بايد باهم باشيم و اينطوري نباشه که نرگسو شب ببرين و حاج محسن کس و کونشو بگاد و صبح بيارينش. طاهره خانم هم قبول کرد و رفت که با شوهرش صحبت کنه.من از نرگس پرسيدم نظرت چيه ؟ و اونم گفت نميدونم اما خيلي هيجان انگيزه. گفتم براي منم همينطوره و از نظر من اشکالي نداره محسن تورو بکنه.چند دقيقه بعد حاج محسن و طاهره خانم اومدن . محسن تا مارو ديد يه خنده اي کرد و گفت به! نرگس خانم گل و امير خان بي ناموس. خب که اينطور, پس تو دوست داري زنتو جلوت بگان. و کير بکنن تو کس و کون و دهنش . خوب من آماده ام که زن جنده تو بگام. بعد گفت اگه ميدونستم که تو اينقدر بي غيرت و بي ناموسي , زودتر از اينا نرگسو گاييده بودم.کير محسن بلند شده بود و از رو شلوارش مشخص بود. اماده بود تا نرگسو بگاد. از صاحب مجلس خداحافظي کرديم و اومديم بيرون. من ماشين نياورده بودم. همگي سوار ماشين محسن شديم. محسن پشت فرمون بود منم جلو نشستم. نرگس و طاهره خانم هم عقب.تو راه محسن از آيينه نرگسو نگاه ميکرد. طاهره خانم که متوجه اين موضوع شده بود دگمه هاي مانتوي نرگسو باز کرد تا هيکلش بهتر ديده بشه. بعد دست کرد تو لباس نرگس و پستوناي نرگسو گرفت و کشيد بيرون از لباسش. حالا پستوناي بزرگ و قشنگ نرگس کاملا بيرون افتاده بودن و تو دست اندازا هي بالا و پايين مي شدن. محسن خان هم چشماش به پستوناي نرگس جون بود. يه کم که رفتيم محسن ماشينو نگر داشت و پياده شد و گفت امير تو بشين پشت فرمون من با زنت يه خورده کار دارم و رفت نشست عقب کنار زنم. منم نشستم پشت فرمون و حرکت کردم.محسن تا نشست , نرگسو بغل زد و پستوناشو گرفت تو دهنش و شروع کرد به خوردن پستوناي نرگس. من يه چشمم به راه بود و يه چشمم به محسن و زنم و پستوناش. محسن هم پستوناي نرگسو هي ميچلوند و ميخورد. دستشو ميکرد لاي پاي نرگس و کسشو ميماليد و انگشت ميکرد تو کسش. طاهره خانم پاهاي نرگسو گرفت و باز کرد تا شوهرش راحتتر با کس نرگس ور بره. يه خورده بعد مانتوي نرگسو از تنش در اوردن و لباشم کندن و نرگس لخت مادرزاد شد. ساعت 1 صبح يه زن قشنگ و حشري لخت مادرزاد تو ماشين وسط شهر تهران داشت ميگشت. کنارشم يه مرد گردن کلفت داشت اونو ميگاييد. من<br />
همش از کوچه پس کوچه ميرفتم که کسي ما رو نبينه. محسن هم کيرشو آورده بود بيرون و آماده گاييدن همسر نازنينم بود. نرگسو خوابوندن رو صندلي و محسن خان هم افتاد روش. طاهره خانم خودشو کنار کشيده بود تا شوهرش راحتتر ترتيب نرگسو بده. من يه جاي خلوت پيدا کردم و ماشينو نگر داشتم . البته آماده بودم اگه خبري بشه زود حرکت کنم و دربرم.من کير محسنو که ديدم جا خوردم. کيرش بزرگ بود و کلفت. کير من کوچيکه 10و11 سانته ولي کير محسن فکر کنم يه 20 سانتي ميشد. از اون کيرايي که هر زني ازش خوشش مياد و دلش ميخواد تو کسش بره. نرگسم وقتي کير محسنو ديد يه جيغ کوتاه کشيد و گفت واااي , اين ديگه چيه؟ چقدر بزرگه. بعد کيرو گرفت تو دستش و به من گفت ببين شوهر بي غيرت من , کير به اين ميگن نه اوني که تو داري. منم گفتم درسته عزيزم. از اين به بعد هر وقت هوس کير دراز و کلفت کردي ميدمت دست محسن که حسابي بگادت. محسن گفت مگه کيرت چقدره؟ منم گفتم 10,11 سانته.محسن و زنش شروع کردن به خنديدن . محسن گفت اينکه کير نيست دول بچست. گفتم اره ديگه چيکارش ميشه کرد. بعد گفتم تا مرداي خر کير و بکني مثل شماها هستن نرگس جون ناکام نميمونه. از اين به بعد هر وقت نرگس هوس کير کرد ميارمش پيش تو تا با اون کير گندت بکنيش. محسن گفت ايول من هميشه آماده گاييدن زن جندت هستم. توهم وايستا تماشا کن چه جوري بي ناموست ميکنم.بعد کيرشو ماليد به در کس نرگس و گذاشت در کسش و آروم آروم فرو کرد تو. نرگس تو اين مدت حسابي تحريک شده بود و در کسش باز شده بود. اين بود که کير محسن راحت رفت تو کس پشمالو و تپل نرگس. صداي اخ و اوخ نرگس بلند شده بود من ترسيدم صداش بيرون بره. اين بود که حرکت کردم و آروم آرومچرخ ميزدم تو جاهاي پرت و خلوت . و پخش ماشينم روشن کردم.حاج محسن اون شب نرگسو جلوي من و زنش دو بار گاييد. نرگس حسابي حال کرده بود با کير کلفت محسن خان. محسنم که يه کس نرم و تپلي گاييده بود سرحال بود.من يواش يواش اومدم سمت خونمون. به محلمون که رسيديم کار محسن با نرگس تموم شده بود. پياده شديم. نزديکاي 4 صبح بود. نرگس ديگه لباسشو نپوشيد . فقط مانتوشو تنش کرد. و زير مانتو همونطور لخت مادرزاد بود. محسن نشست پشت فرمون. خداحافظي کرديم و اومديم خونهaminagha		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%af%d9%87-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174454</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.015 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 11:18:51 by W3 Total Cache
-->