<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>مدرسه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 22 May 2024 13:04:08 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>مدرسه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>داستان ارسالی &#8211; تفاوت بدن من با همکلاسی ها</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%88%d8%aa-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%88%d8%aa-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3%db%8c/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 07 Jan 2019 02:49:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[حشری]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[دختر بازی]]></category>
		<category><![CDATA[دختر کس]]></category>
		<category><![CDATA[مدرسه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=170951</guid>

					<description><![CDATA[درو به همگی. در جنوب ایران به دنیا آمدم و به خاطر جنگ خانواده م مجبور شدن به شهر دیگه ای مهاجرت کنند . در دوران دبستان به خاطر اینکه بدن من از دیگر همکلاسی هام ظریف تر بود همیشه یه گوشه‌ای می‌نشستم و برای خودم دیگران رو نگاه میکردم. در سن ۱۱ / ۱۲ [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>درو به همگی. در جنوب ایران به دنیا آمدم و به خاطر جنگ خانواده م مجبور شدن به شهر دیگه ای مهاجرت کنند . در دوران دبستان به خاطر اینکه بدن من از دیگر همکلاسی هام ظریف تر بود همیشه یه گوشه‌ای می‌نشستم و برای خودم دیگران رو نگاه میکردم. در سن ۱۱ / ۱۲ سالگی متوجه شدم که سینه ام داره رشد می‌کنه. وقتی استخر میرفتم و یا دوستام رو می‌دیدم احساس میکردم کمی فرق داره بدنم. و دودولم خیلی کوچک بود. حتی پدرم چندین بار من رو دکتر بردن ولی گفتند که عادیه و دیر بالغ میشه. هر چند ماهی که می‌گذشت بدن من رشدش بیشتر میشد و سینه هام بزرگتر میشدن و دودولم سایزش کوچک مونده بود. این مسأله آزار می‌داد من و چون نمیتونستم مثل بقیه همکلاسی هام تیشرت بپوشم یا بتونم مثل بقیه بدو بدو کنم. چون هر وقت که این کارو می کردم حس میکردم توجه بقیه به من جلب میشه. دوم راهنمایی بودم که اندازه سینه هام بزرگ تر شده بود و تو دستهای خودم جا میشدن. تو خونه کسی زیاد توجه نمی‌کرد چون مادرم معلم بود و پدرمم همیشه کار. اما یک روز معلم ورزش ما وقتی بچه ها تو زمین فوتبال بودن من رو تو کلاسمون برد و اول شروع کرد باهام حرف زدن . بعد اومد نشست کنارم و دستش رو انداخت روی رونم. شروع کرد راجع به مرد شدن توضیح داد که اگر من بخوام مرد بشم باید چیکار کنم. فکر کنم چند ماهی بود که متوجه تفاوت بدن من شده بود ! دست راستش رو انداخت دور گردنم و شروع کرد سینه سمت راست من رو دست زدن. ولی به حرف زدن خودش ادامه داد. من نفسهام تند تر شده بود. ترسیده بودم. متوجه شده بودم که نیتش خوب نیست . ولی زبانم قفل شده بود و هیچیزی نمیتونستم بگم. هر کاری ازم میخواست میکردم. بهم گفت لباسم رو در بیارم. منم که خشکم زده بود تکون نخوردم. دیدم خودش دگمه پیرنم و باز کردو زیرپیرنم و در آورد . یه نگاه با مکث چند ثانیه ای بهم انداخت و بهم گفت که بلند شم سر پا. منم شدم. خیلی ترسیده بودم. اونم مدام داشت بهم دست میزد و دستاش و صداش میلرزیدن. شلوارم رو کشید پایین و دید که دودولم چغدر کوچیکه به قول اون اندازه هسته خرما. ولی بهم گفت من اگر به حرفهایش گوش کنم همه چیز درست میشه. بعد همین جوری که من نشسته بودم و اون ایستاده یک هو خیلی نزدیک شد بهم و احساس کردم که خودش رو به بازو هام داره میچسبونه. بعد گفت دست بزن به شلوار من ! ببین چقدر مال من گنده است. من میخواستم کوب شده بودم نمیتونستم تکون بخورم. دستام رو گرفت گذاشت رو دودولش از روی شلوارش. خیلی بزرگ و سفت بود. بعد همون جور از روی شلوار دست من و گرفته بود و به دودولش می‌مالید. بعد نشست پشت سر من و من دودولشو توی کمرم حس کردم. خیلی بزرگ بود. از پشت دست انداخت و سینه هام رو مالش میداد. و خودش رو بهم میچسبوند. خیلی با سینه هام بازی کرد. نوک سینه هام بزرگ شده بود مرتب بوسم میکرد. بعد زیپ شلوارش رو باز کرد و اون دودول گنده از تو شلوارش افتاد بیرون. از تو شرتش هم درش آورد. دستای من و گرفت و کفشون تف کرد بعد حلقه کرد دستام و دور دودولش. خودش دستام و تکون میداد. من هیچ کاری نمیتونستم بکنم. خشکم زده بود. بعد دودول من و گرفت و بازی کردن باهاش. و سینه هام و لیس میزد. تو کمتر از یک دقیقه لرزید و کلی آب ازش اومد که شروع کرد همه رو ریختن رو سینه من. خوب که مالش داد باشون من و با یک دستمال تمیز کرد من و بعدشم گفت اینجوری تو هم مرد میشی. کم کم من متوجه شدم که من بدنم با بقیه پسرها فرق می‌کنه. استخونهام ظریف بودن نسبت به بقیه سینه هام خیلی بزرگ تر از حد نورمال بودن و دودولم کوچک ؛ خیلی کوچک. و از همون موقع آزار و سو استفاده از من شروع شد تو مدرسه . خیلی اتفاقها برام افتاد و پدرم خیلی به من علاقه داشت. سعی میکنم براتون باز بنویسم. این داستان نیست. سرگذشت واقعی من هستش.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%88%d8%aa-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d9%85%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">170951</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خانم معلم بکن که میخوام بکنمت</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%a8%da%a9%d9%86-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%85-%d8%a8%da%a9%d9%86%d9%85%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%a8%da%a9%d9%86-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%85-%d8%a8%da%a9%d9%86%d9%85%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 19 Dec 2018 09:47:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[مدرسه]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[معلم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=169951</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="240" height="135" src="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/12/hot-for-big-tit-teacher-sophie-dee.jpg?resize=240%2C135&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="خانم معلم بکن که میخوام بکنمت" title="خانم معلم بکن که میخوام بکنمت" decoding="async" srcset="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/12/hot-for-big-tit-teacher-sophie-dee.jpg?w=240&amp;ssl=1 240w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/12/hot-for-big-tit-teacher-sophie-dee.jpg?resize=150%2C84&amp;ssl=1 150w" sizes="(max-width: 240px) 100vw, 240px" /></p>سکس زیبای معلم و دانش آموز تو مدرسه]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="240" height="135" src="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/12/hot-for-big-tit-teacher-sophie-dee.jpg?resize=240%2C135&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="خانم معلم بکن که میخوام بکنمت" title="خانم معلم بکن که میخوام بکنمت" decoding="async" srcset="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/12/hot-for-big-tit-teacher-sophie-dee.jpg?w=240&amp;ssl=1 240w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/12/hot-for-big-tit-teacher-sophie-dee.jpg?resize=150%2C84&amp;ssl=1 150w" sizes="(max-width: 240px) 100vw, 240px" /></p><p>سکس زیبای معلم و دانش آموز تو مدرسه </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%a8%da%a9%d9%86-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%85-%d8%a8%da%a9%d9%86%d9%85%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/rQQrfflk8MJ1neYNxJhKoA/005/893/763/1280x720.4.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">169951</post-id>	</item>
		<item>
		<title>برازرز &#8211; معلم اشغال به دو دانش آموز کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%b2%d8%b1%d8%b2-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%a7%d8%b4%d8%ba%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%b2%d8%b1%d8%b2-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%a7%d8%b4%d8%ba%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 17 Nov 2018 07:52:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[برازرز]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[مدرسه]]></category>
		<category><![CDATA[معلم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=168602</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="240" height="135" src="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/11/brazzers-dirty-teacher-blanche-bradburry-gets-fucked-by-tw.jpg?resize=240%2C135&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="برازرز &#8211; معلم اشغال به دو دانش آموز کس میده" title="برازرز &#8211; معلم اشغال به دو دانش آموز کس میده" decoding="async" srcset="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/11/brazzers-dirty-teacher-blanche-bradburry-gets-fucked-by-tw.jpg?w=240&amp;ssl=1 240w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/11/brazzers-dirty-teacher-blanche-bradburry-gets-fucked-by-tw.jpg?resize=150%2C84&amp;ssl=1 150w" sizes="(max-width: 240px) 100vw, 240px" /></p>بلانچی جنده خوشگل در نقش معلم کثیف به دو نفر کس میده]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="240" height="135" src="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/11/brazzers-dirty-teacher-blanche-bradburry-gets-fucked-by-tw.jpg?resize=240%2C135&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="برازرز &#8211; معلم اشغال به دو دانش آموز کس میده" title="برازرز &#8211; معلم اشغال به دو دانش آموز کس میده" decoding="async" loading="lazy" srcset="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/11/brazzers-dirty-teacher-blanche-bradburry-gets-fucked-by-tw.jpg?w=240&amp;ssl=1 240w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/11/brazzers-dirty-teacher-blanche-bradburry-gets-fucked-by-tw.jpg?resize=150%2C84&amp;ssl=1 150w" sizes="auto, (max-width: 240px) 100vw, 240px" /></p><p>بلانچی جنده خوشگل در نقش معلم کثیف به دو نفر کس میده</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%b2%d8%b1%d8%b2-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%a7%d8%b4%d8%ba%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%88-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/2m7IRfqYoWxDgSgOJO4IWg/007/575/963/v2/1280x720.215.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">168602</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مدرسه دختران فیلم کامل سکسی کلاسیک</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3%db%8c%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3%db%8c%da%a9/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 10 Nov 2018 11:02:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آلمانی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[مدرسه]]></category>
		<category><![CDATA[مکان عمومی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://avizoone.com/?p=168214</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/Nb_kMgg7wrEcxV8u7UDk3A/008/867/839/v2/1280x720.227.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="مدرسه دختران فیلم کامل سکسی کلاسیک" title="مدرسه دختران فیلم کامل سکسی کلاسیک" decoding="async" loading="lazy" /></p>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/Nb_kMgg7wrEcxV8u7UDk3A/008/867/839/v2/1280x720.227.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="مدرسه دختران فیلم کامل سکسی کلاسیک" title="مدرسه دختران فیلم کامل سکسی کلاسیک" decoding="async" loading="lazy" /></p>]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%87-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84-%d8%b3%da%a9%d8%b3%db%8c-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3%db%8c%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>257</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/Nb_kMgg7wrEcxV8u7UDk3A/008/867/839/v2/1280x720.227.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">168214</post-id>	</item>
		<item>
		<title>آقا معلم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%82%d8%a7-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%82%d8%a7-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 20 Dec 2017 16:42:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[داستان سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[سکس]]></category>
		<category><![CDATA[سن بالا]]></category>
		<category><![CDATA[کیر کلفت]]></category>
		<category><![CDATA[مدرسه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://avizoon.co/?p=304</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/آقا-معلم.jpg?resize=249%2C139&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="آقا معلم" title="آقا معلم" decoding="async" loading="lazy" srcset="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/آقا-معلم.jpg?w=249&amp;ssl=1 249w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/آقا-معلم.jpg?resize=300%2C169&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/آقا-معلم.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1 320w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/آقا-معلم.jpg?resize=150%2C84&amp;ssl=1 150w" sizes="auto, (max-width: 320px) 100vw, 320px" /></p>امروز می خوام یکی از خاطرات جالب و فراموش نشدنیم رو براتون تعریف کنم که برمیگرده به پنج سال پیش، یعنی وقتی تقریبا هجده سالم بود. من برای آمادگی کنکور به یک آموزشگاه خصوصی میرفتم و چند تا درس رو که برام سخت بود رو گرفته بودم. یکی از این درسا شیمی بود که دبیرش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/آقا-معلم.jpg?resize=249%2C139&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="آقا معلم" title="آقا معلم" decoding="async" loading="lazy" srcset="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/آقا-معلم.jpg?w=249&amp;ssl=1 249w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/آقا-معلم.jpg?resize=300%2C169&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/آقا-معلم.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1 320w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/آقا-معلم.jpg?resize=150%2C84&amp;ssl=1 150w" sizes="auto, (max-width: 320px) 100vw, 320px" /></p><p style="text-align: right;"><img loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-medium wp-image-305" src="http://avizoon.co/wp-content/uploads/2017/12/آقا-معلم-300x169.jpg" alt="" width="300" height="169" srcset="https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/آقا-معلم.jpg?resize=300%2C169&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/آقا-معلم.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1 320w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/آقا-معلم.jpg?resize=150%2C84&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/آقا-معلم.jpg?w=249&amp;ssl=1 249w" sizes="auto, (max-width: 300px) 100vw, 300px" /></p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">امروز می خوام یکی از خاطرات جالب و فراموش نشدنیم رو براتون تعریف کنم که برمیگرده به پنج سال پیش، یعنی وقتی تقریبا هجده سالم بود.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">من برای آمادگی کنکور به یک آموزشگاه خصوصی میرفتم و چند تا درس رو که برام سخت بود رو گرفته بودم. یکی از این درسا شیمی بود که دبیرش یه مرد حدودا <span lang="fa-IR">۴۵</span> ساله بود که از اون تیپای جذاب دخترکش داشت و همیشه شیک پوش و مرتب بود و وقتی میومد تو کلاس بوی عطرش هوش از سر آدم می برد.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">از بچه ها شنیده بودم که این از اون دون ژوآن های حسابیه و خیلی دختر باز. همیشه هم یه تعداد دختر دور و ورش می پلکیدن. یک بارم از یکی از دوستام شنیده بودم که به بهانه ی کلاس خصوصی با شاگرداش رابطه داره.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">خیلی کنجکاو شده بودم و از طرفی بدم نمیومد یه جوری خودمو بهش نزدیک کنم.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">یه روز بعد از کلاس رفتم دنبالش و گفتم:</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">:ببخشید می خواستم ببینم شرایط کلاس خصوصی های شما چیه؟</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">&#8211; می خوای بیای؟</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">: اگه بشه بله چون من سر کلاس خوب می فهمم</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">&#8211; خب یه رضایت نامه از پدرت میاری که من بدونم در جریان هستن. بعد یه روز رو برات فیکس میکنم.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">: بعد ببخشید هزینه ش چه قدر میشه؟</p>
<p style="text-align: right;">
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">&#8211; حالا نگران اون نباش. جلسه ی اول رایگانه. اگه خوشت اومد بعد با هم کنار میایم.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">وقتی این جمله رو گفت یه لبخند شیطنت آمیزی همراه با یه چشمک زد و رفت.</p>
<p style="text-align: right;">من رفتم خونه و یه رضایت نامه خودم نوشتمو امضای بابام رو هم که بلد بودم زدم زیرش!</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">جلسه ی بعد که با هم کلاس داشتیم دوباره آخر کلاس رفتم پیششو نامه رو دادم اونم یه نگاهی انداخت و گفت باشه بعد از تقویمش روزاشو نگاه کرد و گفت فعلا چهارشنبه ساعت<span lang="fa-IR">۵</span> بیا.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">منم قبول کردم.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">تا چهارشنبه همش هیجان داشتم. با خودم میگفتم یعنی ممکنه کاری بکنه؟ اصلا شاید همه ی حرفا دروغ باشه. شایدم جرات نکنه بار اول به من نزدیک شه. خلاصه با یه دنیا سوال هفته گذشت و چهارشنبه شد.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">  صبح زود بیدار شدم و یه راست رفتم حموم که خودمو برای سکس احتمالی که در انتظارش بودم آماده کنم. حسابی تو حموم به خودم رسیدم و هر چی اضافی بود از بین بردم!</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">بعد اومدم موهامو حسابی سشوار کشیدم که تا کمرم بریزه. اصلا اشتهای ناهار خوردن نداشتم رو تخت ولو شدمو غرق در افکار که یهو یاد ساعت افتادمو پاشدم که لباس بپوشم.</p>
<p style="text-align: right;">
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">اول یه شورت و سوتین ست مشکی توری پوشیدم که خیلی به نظر خودم قشنگ بود.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">روشم یه تاپ استرچ صورتی با شلوار کشی سفید که احساس کردم خیلی خوشکل شدم!</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">یه مانتو روسری ساده هم تنم کردم که مامانم مشکوک نشه و زدم از خونه بیرون.</p>
<p style="text-align: right;">
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">راس ساعت <span lang="fa-IR">۵</span> جولوی خونش بودم. زنگ زدم که دیدیم بدون هیچ سوالی در باز شد و تاره چشمم به آیفون تصویری افتاد. خونه ش طبقه ی اول بود و دیدم که لای در بازه. در زدمو رفتم تو.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">که یهو خشکم زد&#8230;. دیدم آقای (م) با یه شلوارک مشکی و یه تی شرت جلوم ایستاده و با لبخند منو به داخل دعوت میکنه&#8230;</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">&#8211; خب بشین من یه شربت بیارمو بعد شروع کنیم</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">بعد از چند دقیقه با یه پارچ شربتو دو تا لیوان برگشت و گفت:</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">چرا لباستو درنیاوردی؟ هوا به این گرمی میپزی که منم که منتظر فرصت بودم با یه لحن خاص گفتم نه ممنون راحتم آخه لباسم مناسب نیست چون هوا گرم بود چیزی نپوشیدم اونم با شیطنت گفت خب چه بهتر&#8230; دربیار راحت باش مثل من. کسی خونه نیست</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">  منم دیگه تعارف نکردمو زود مانتو روسریمو درآوردم که متوجه شدم زل زده به منو داره با لبخند نگاه میکنه.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">گفتم خب شروع کنیم؟</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">گفت نه! گفتم چرا؟ گفت دیگه نمیتونم&#8230;گفتم برای چی؟ گفت آخه مگه میشه یه همچین دختر خوشگلی کنار آدم باشه بعد آدم تمرکز درس دادن داشته باشه؟</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">خیلی تعجب کردم.فهمیدم که همه ی حرفا در موردش درست بوده. اصلا انگار این مردا وقتی حشری میشن دیگه هیچ چیز براشون مهم نیست.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">همون جور که داشت نگاه میکرد بدون اینکه از من اجازه ای بگیره دست کشید رو سینه هامو محکم فشارشون داد! من با اینکه برای این کار آمادگی داشتم اما باورش برام سخت بود.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">ولی بدون هیچ مقاومتی خودمو بهش سپردمو دلم می خواست حسابی لذت ببرم.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">منم دستامو دور کمرش حلقه زدم و فشارش میدادم. عجب عطر خوبی داشت تنش.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">یه کم به ناز و نوازش گذشت که یهو از رو زمین بلندم کرد و برد به اتق خوابش که یه تخت یک نفره اونجا بود</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">منو گذاشت رو تخت و تی شرت خودشو در آورد. تنش حسابی داغ شده بود منم بدتر از اون دراز کشید رومو با موهام بازی میکرد</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">بعد خیلی محکم لبشو گذاشت رو لبمو مثل کسی که مدت هاست چیزی نخورده لبامو می خورد منم ترجیح دادم خودم کاری نکنم و فقط اون فاعل باشه</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">بعد از چند ثانیه از روم بلند شد و گفت لخت شو&#8230;من عاشق اینم که دختر خودش لخت شه منم که تا اون روز هیچ وقت خودم این کارو نکرده بودم یه کم برام سخت بود اما خب چاره ای نبود</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">شروع کردم به لخت شدن اونم به من خیره شده بود و از رو شلوارک کیرشو میمالید وقتی کاملا لخت شدم گفت خب حالا بیا شورت منو در بیار. منم اومدم شلوارکشو کشیدم پایین و دیدم که زیرش از شورت دیگه ای خبری نیست</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">کیرش نیمه راست بود و هنوز خیلی سفت نشده بود. با یه دستش چنگ زد تو موهامو گفت بخور عزیزم<br />
من تا اون روز هیچ وقت زیر بار کیر خوردن نرفته بودم. نه که بدم بیاد ولی خوشم هم نمی یومد و اصلا بلد هم نبودم. بهش گفتم تا حالا نخوردم بلد نیستم&#8230; گفت خب بالاخره باید از جایی شروع کنی. من میشم موش آزمایشگاهی تو.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">کیرشو گرفتم دستمو یه کم وراندازش کردم. بعد آروم سرشو گذاشتم تو دهنمو با زبون لیس زدم</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">بهم گفت فقط لیس نزن. سعی کن مک بزنی. تا حالا مگه یخمک نخوردی؟ همون جوری مک بزن</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">منم تازه فهمیدم که منظورش چیه و شروع کردم به مک زدن. اونم همش آه و ناله میکرد تا اینکه حس کردم دیگه دهنم جایی نداره.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">کیرش دو برابر قبل شده بود. خودشم اینو فهمید و گفت خب دیگه بسه برو بخواب لبه ی تخت منم رفتم دراز کشیدم طوری که پاهام از تخت آویزون بود.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">اومد پاهامو تا جایی که می تونست و حتی خیلی بیشتر باز کرد که دردم اومد.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">بعد یه تف انداخت تو کسم که از این کارش خوشم نیومد ولی چیزی نگفتم</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">از کمد کنار تخت کاندوم برداشت و کشید رو کیرش بعد یه کم با کسم ور رفت که حسابی آماده باشه خیلی آروم سر کیرشو گذاشت رو سوراخمو خیلی آروم فشار داد تو بر خلاف ظاهرش که نشون می داد اهل سکس خشن و سریع باشه خیلی آهسته تو کسم تلمبه میزد. انگار که هیچ عجله ای نداشت.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">من تا همین امروزم همچین سکسی رو دیگه تجربه نکردم. بیشتر از یک ساعت هر دو در اوج بودیم</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">با هر جلو عقب کیرش من لذت میبردم. با دست خودم هم چچولمو میمالیدم که بیشتر لذت ببرم</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">این وسط به جز صدای نفس هامون صدای دیگه ای نبود.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">کسم به حدی خیس شده بود که با تلمبه زدناش صدای شالاپ شلوپ میداد</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">کم کم احساس کردم که حالت چشماش داره عوض میشه فهمیدم الانه که آبش بیاد</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">خودشم که زودتر فهمیده بود بهم گفت کجا بریزم؟</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">گفتم رو سینم</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">اونم کیرشو در آورد و کاندومشو سریع بیرون کشید و همه آبشو که به نظرم خیلی زیاد بود رو سینه و شکمم ریخت و خوابید روم.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">منم خوابم گرفته بود. سکس آروم و بی سر و صدایی داشتم ولی واقعا لذت بردم.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">نیم ساعت بعد پاشدیم و لباس پوشیدیم.</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">بهم خندید و گفت از کلاست راضی بودی؟</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">گفتم آره ولی حیف که رشته ی سکس تو دانشگاه نداریم!</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">بعد پرسیدم چه جوری جرات کردی به من نزدیک شی؟ اگه من جیغ میزدم؟ اگه میرفتم آموزشگاه میگفتم؟اگه&#8230;..؟</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">گفت ای بابا&#8230;من اگه طرفمو نشناسم که دیگه هیچ چی.من همون اول که گفتی می خوای بیای کلاس فهمیدم چی می خوای!!!</p>
<p dir="RTL" style="text-align: right;" align="RIGHT">&#8230;..<br />
از اون به بعد سه بار دیگه با هم سکس داشتیم و دیگه هم ندیدمش چون رفت برای همیشه خارج</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%82%d8%a7-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://avizoone.com/wp-content/uploads/2017/12/آقا-معلم.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">304</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 30/45 queries in 0.649 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-06-16 12:52:30 by W3 Total Cache
-->