<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>مسافرتای &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%AA%D8%A7%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:32:33 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>مسافرتای &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>کس قلمبه و سفید با کیر کلفت حسابی کرده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%82%d9%84%d9%85%d8%a8%d9%87-%d9%88-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%82%d9%84%d9%85%d8%a8%d9%87-%d9%88-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 06 May 2019 16:43:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابرومو]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[باقیشو]]></category>
		<category><![CDATA[بذارید]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگرده]]></category>
		<category><![CDATA[بفرستم]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلات]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووون]]></category>
		<category><![CDATA[خابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابگاه]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خیلییی]]></category>
		<category><![CDATA[خیییلی]]></category>
		<category><![CDATA[داداشی]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درمیارم]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فروردین]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[کمرباریک]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرتای]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نابودی]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[همکلاسی]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همیجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[وسایلشو]]></category>
		<category><![CDATA[وقتایی]]></category>
		<category><![CDATA[یجورایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[به نام زهرا. این زهراخانوم فیلم سکسی قصه ی ما یه دختر قد کوتاه کمرباریک سبزه با کون و سینه های نسبتا درشت بود. ترم اول که سکسی گذشت من شماره ی این زهرا خانوم شاه کس روپیدا کردم و یه مدت باهاش تو واتساپ لاس میزدم. یه روز بهش گفتم میخوای کونی واست شارژ [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>به نام زهرا. این زهراخانوم فیلم سکسی قصه ی ما یه دختر قد</h2>
<p>کوتاه کمرباریک سبزه با کون و سینه های نسبتا درشت بود. ترم اول که سکسی گذشت من شماره ی این زهرا</p>
<h3>خانوم شاه کس روپیدا کردم و یه مدت باهاش تو واتساپ لاس</h3>
<p>میزدم. یه روز بهش گفتم میخوای کونی واست شارژ بفرستم ناراحت شد و صدتا فحش بهم داد و ابرومو جلوی بچه</p>
<h4>ها جنده برد. من ازش خیلی ناراحت بودم تا گذشت ترم</h4>
<p>4 رسید و من با دوست پستون همین زهرا خانوم که اسمش لیلا بود رل زدم. لیلا خیلی تخم سگ بود</p>
<h5>و واقعا کوس نمیشد کردش ولی من به همین لاس خشکه</h5>
<p>اکتفا کرده بودم باهاش. زهرا از ارتباط ما باخبر بود یجورایی حس حسادتش از ارتباط منو لیلا گل کرده بود. وقتایی که سکس داستان میرفتیم بیرون زهرا</p>
<h6>هم میومد و نمیذاشت لیلا حرف بزنه باهام. ایران سکس همش فک</h6>
<p>میزد. گذشت یه مدت که دیدم زهرا به بهانه درس پرسیدن بهم زنگ زد. منم جوابشو دادم و این شد شروع ارتباط تلفنی ما. البته من کلا آبجی صداش میکردم و اون بهم میگفت داداشی که بعدها همین داداشی دوشیدش<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f602.png" alt="😂" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /><img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f602.png" alt="😂" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />. تعطیلات عید بود که زهرا بهم زنگ زد و گفت مامانم خیلی دلش برام تنگ شده و کلی ماچم کرده. منم شیطنت کردم و گفتم خوشبحال مامانت. اینو که گفتم دیدم خوشش اومد و خندید. بعدا بهش گفتم اومدی دانشگاه باید به منم بوس بدی اما اون میخندید. شد 14 فروردین من برگشتم دانشگاه و به زهرا زنگ زدم گفت من شونزدهم برمیگردم. گفتم بذار همیجوری یه پیشنهاد بدم بهش ببینم قبول میکنه یانه. بهش گفتم اگه اومدی اینجا باید بیای خونه ی من و بهم بوس بدی(چقد قانع بودم من). اینو که گفتم باورم نمیشد بگه باشه. بابا من تا دیروز اینو ابجی صدا میزدم حالا میگم بیا خونه خالی بوس بده میگه باشه. اینو که گفت فهمیدم که خیییلی حشریه. شد روز موعود و زهرا خانوم از تعطیلات برگشت. رفت خوابگاه وسایلشو بذاره قرار شد عصر بیاد پیش من. منم رفتن حمومو یه صفایی به سالار دادم به امید کردن زهرا خانوم البته با امید 30 درصد. از حموم برگشتم دیدم زهرا پیام داده میگه کجا بیام؟ادرسو دادم گفت میخوای چیکارم کنی. واسه چی بیام. چه کاری باهام داری. این میفهمید من میخوام بکنمش میخواست مطمئن شه. منم بهش گفتم بابا کاریت ندارم فوقش یه بوس بندازم سر لپت. ما رفتیم خونه و زهرا خانوم هم بعد از کلی کس گیجه زدن ادرسو پیدا کرد و اومد. نشستیم و شروع کرد به خاطره تعریف کردن از مسافرتای عیدش که من یهویی دستشو گرفتم. دستشو محکم کشید و رنگش پرید. خدایی منم خیلی ترسیده بودم. اولین بار بود تو این جو قرار گرفته بودم. آقا ما ریده بودیم به خودمونو و با حالتی سرشار از ترس بهش گفتم پاشو تا بریم. دیدم میگه حالا یکمی دیگه بشین باهم میریم. بعد بهم گفت کاش نرفته بودم خوابگاه مستقیم اومده بودم همینجا امشب همینجا پیشت بودم. منم که ذهنم مغشوش اون دست کشیدنه بود حواسم نشد چی گفت یه لحظه به خودم اومدم دیدم جوووووون حشرش زده بالا. دستشو گرفتم کشیدمش سمت خودم و تو بغل گرفتمش. خیلییی داغ بود بدنش و منم چون اولین بارم بود دختر بغل میکردم در همون حالت آبم اومد(جقی نابودی بودم من. کمرم خیلی شل بود) یکم تو بغلش خوابیدمو به زور مانتوشو درآوردم. سوتینشو که دراوردم دیدم یااااا علی. دوتا مشک افتاد بیرون. خییییلی سینه هاش تمیز و خوش فرم بود. اخ نگم براتون برای اولین زبون زدن نوک ممه هاش. انگار دنیا رو بهم داده بودن. کلی سینه هاشو خوردم و سرمو گذاشتم روشون یه ربع همونجا خابیدم. پاشدم شلوارشو بکشم پایین ببینم کسش چجوریه هر کاری کردم حریفش نشدم. (کسخلی بودما باید زورکی شلوارشو درمیارم. ترسیده بودم بازم) واز طرفی ارضا هم شده بودم قبلش. گفتم پاشو تا بریم. مانتو رو پوشید و اماده شد و رفت خوابگاه. خستم شد اگه دوس داشتین تا باقیشو بنویسم بعدا براتون.من اینو کردم اما چجوری باید نظرتو بدونم اگه خوشتون اومدم بگم چجوری لایک و کامنت بذارید عشقا خدافظ <img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/2764.png" alt="❤" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d9%82%d9%84%d9%85%d8%a8%d9%87-%d9%88-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173751</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم با پستون های طبیعی حسابی سر کیر سواری میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%b1-%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%b1-%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 02 May 2019 07:43:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدین]]></category>
		<category><![CDATA[اونایی]]></category>
		<category><![CDATA[باسلام]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرید]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بودوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونیه]]></category>
		<category><![CDATA[بینهایت]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پیشمون]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیبتو]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جلومون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خانومم]]></category>
		<category><![CDATA[خداییش]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتاشون]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روبرویی]]></category>
		<category><![CDATA[زیادتر]]></category>
		<category><![CDATA[سکسیمون]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاگردش]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شدخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[شدیماز]]></category>
		<category><![CDATA[شرایطو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صداشون]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فرودین]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[کیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرتای]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستبهش]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردند]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[مییومد]]></category>
		<category><![CDATA[ناخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواین]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[.من رامین هستم ۲۹ وخانومم فیلم سکسی ندا ۲۶. هردومون شاغل هستیم ولی شغلامونو نمیگم.واسه نیمه اول عید ۹۸ هردومون مرخصی داشتیم و تصمیم گرفتیم بریم مسافرت سکسی با کمی تحقیق بهترین گزینه بوشهر بود شاه کس .بوشهرو انتخاب کردیم و دقیق ۱ فرودین عازم بوشهر شدیم.از خانومم بگم که یه خانوم کونی متوسط با [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>.من رامین هستم ۲۹ وخانومم فیلم سکسی ندا ۲۶. هردومون شاغل هستیم ولی</h2>
<p>شغلامونو نمیگم.واسه نیمه اول عید ۹۸ هردومون مرخصی داشتیم و تصمیم گرفتیم بریم مسافرت سکسی با کمی تحقیق بهترین گزینه بوشهر</p>
<h3>بود شاه کس .بوشهرو انتخاب کردیم و دقیق ۱ فرودین عازم بوشهر</h3>
<p>شدیم.از خانومم بگم که یه خانوم کونی متوسط با قد۱۶۹ وزن۵۵ تقریبا باری و سینه های کوچیک تقریبا۶۵ که منو آزار</p>
<h4>میداد جنده پوستی سفید گندمی ولی بینهایت حشری به طوری که</h4>
<p>اگه ناخواسته یه حرف سکسی میزدی پستون این داغ میکنه.خودمم که آدم سکسی که حجاب واسم بی معنی هست و کلا</p>
<h5>خانوممو آزاد کوس گذاشتم.سرتون رو درد نیارم رسیدیم بوشهر دنبال اسکان</h5>
<p>میگشتیم که خانومم گفت من چادر و کانکس نمیخوام فقد باید خونه بگیری که راحت باشیم .چندتا شماره زنگ زدیم تا بلاخره سکس داستان یکیش خوب ادرس</p>
<h6>داد رفتیم ببینیم دیدیم یه مرد تقریبا ۴۰ ایران سکس ساله با</h6>
<p>شلوارک وایساده جوری بود که قشنگ بزرگی کیرشو میشد از رو شلوارک دید حتی وقتی که خواب بود.خلاصه رفتیم سلامو علیک که شرایطو گفت و ما قبول کردیم ولی همش نگاهش رو خانومم بود و خانومم واسه تخفیف گرفتن ازش همش دلبری میکرد و اونم حال میکرد و خداییش تخفیف خیلی خوبی هم داد و گفت اگه کاری داشتین با این شماره تماس بگیرید یه شماره ی دیگه غیر از اونی که واسه خونه تو سایت دیوار گذاشته بود. شماره رو داشت میگفت و خانومم داشت میزد تو گوشیش که یهو گفت ای وای تک زدم و دوتاشون خندیدن. آقاهه وقت رفت گفت من یه مغازه حوله فروشی هم دارم اگه چیزی لازم داشتین زنگ بزن ادرس بدم بیاین.خلاصه رفت و ما رفتیم داخل و خانومم تا درو بستیم گفت دیدی بی شرف چه کیری داشت گفتم اره خندید و شلوارمو کشید پایین و شروع کرد با ساک زدن ذهنم رو حرف خانومم بود که انگار حشرمو زیادتر کرد ابمو تو دهنش خالی کردم ناراحت شد که چرا ارضاش نکردم گفتم یکم بخوابیم بعد ترتیبتو میدم گفت باشه خوابیدم وقتی بیدار شدم دیدم خانومم حمام هست رفتم در حمامو زدم و رفتم داخل محکم کردمش جوری که دوبار ارضا شد.خلاصه اومدیم بیرون و خانومم ارایش غلیظی کرد و یا دامن که تا وسط ساق پاش بود پوشید.رفتیم لب ساحل تقریبا نگاهه همه مردا رو رو پایه خانومم حس میکردم رفتیم یه سفره خونه که موسیقی زنده داشت و تقریبا شلوغ بود که شام بخوریم رفتیم رو تخت نشستیم خانومم جوری نشسته بود که تخت روبرویی قشنگ تا رون و زانو خانوممو میدید من اصلا به رو خودم نمیاوردم که یهو دعوا نشه و مسافرتو تو دهنش زهر نکنم.تو همین حالات بودیم که یهو صاحب خونه از جلومون رد شد که یهو ندا صداش زد اومد پیشمون و گفت اااا شما هم اومدین اینجا جایه خوبی هست و از این حرفا یه یهو چشمش افتاد به سفیدی پایه خانومم نتونست خودشو کنترل کنه گفت حالا چون اتفاقی همو دیدیم و مهمان هستید امشب کلا همه چی مهمان من هستید و بدون اینکه نظره منو بپرسه اومد رو تخت ما نشست و دقیق جلو خانومم.منم چیزی نگفتم خلاصه بساط شوخی و خنده بالا رفت و خیلی باهم شوخی میکردند و خانومم چند با به بهانه ی گرمیه هوا دامنشو تکون داد که قشنگ تا شرتش معلوم میشد و قشنگ کیره شق شده ی صاحب خونمونو میشد دید یه یک ساعتی تو سفره خونه بودیم و رفتیم .تو ماشین خانومم همش از مرده تعریف میکرد و معلوم بود خیلی خوشش اومده ازش و سرش تو گوشیش بود و معلوم بود داره به یکی پیام میده گفتم کیه گفت ابجیمه و از این حرفا.گفت ساعت۱۱ هست مغازه ها بازن بریم مرکز خرید گفتم باش رفتیم اونجا داشتیم میگشتیم تو پاساژ که یهو دوباره صاحب خونمونو دیدیم بازم سلام احوال پرسی رفتیم داخل مغازش حوله فروشی بود قیمتارو پرسیدیدم واقعا خیلی ارزون مبگفت خانومم دوتا حوله ست واسه خودمو خودش برداشت ولی تو رنگش شک داشت خلاصه صاحب خونه به شاگردش گفت همرو بهشون بده بعد که انتخاب کردی اونایی رو که نمیخواین واسم بیاربن.خرید کردیم و برگشتیم خونه تو راه خانومم میگفت خیلی زشته اول صبح اون صورتی رو که نمیخوایم برو بهشون بده از پاساژ تا خونه تقریبا یه ربع ساعتی راه بود. صبح ساعت ۹ بود خانومم بیدارم کرد گفت برو حوله رو بهش بده زشته تعجب کردم تازه از حمام اومده بود بیرون گفتم کی رفتی حمام که الان اومدی بیرون گفت بدنم دیشب عرق داشت رفتم یه دوش سبک گرفتم شک کردم بهش .حوله رو برداشتم برم گفت نه یه ۱۰ دقیقه دیگه برو که بیشتر شک کردم‌گفتم این یه چیزیش میشه بهش گفتم خودمم کار دارم یه خرید دارم ممکنه دیر تر بیام اصلا نپرسید چی گفت عالیه اوکی برو .سوار ماشین شدم که برم رفتم تا اخره خیابون ولی همش نگاهم به اینه بود خیابونو رد کردم‌گفتم بزار یه دور بزنم.ماشینو سر خیابون گذاشتم اروم اروم رفتم تو خیابون به جایی رسیدم که خونه از دور معلوم بود یه۵ دقیقه وایسادم گفتم الکی شک کردی خواستم برم که دیدم صاحب خونه اومد در خونمون با یه نفر دیگه بعد سریع رفتن داخل تعجب کردم .دویدم که برم ببینم چرا رفتند که گفتم بیخیال شو ببین چی میشه.رفتم در خونه از زیر در نگاه کردم دیدم هیشکی تو حیاط نیست اروم از دره حیاط پریدم بالا و رفتم تو خونه صداشون از تو اتاق مییومد اروم رفتم تو اشپزخونه یه کارد برداشتم در اتاق باز بود یواشی بدون اینکه کسی منو ببینه رفتم پشت کاناپه از دقیق روبرو تخته تو اتاقه بود نشستم گوشیمو زدم رو ضبط فیلم .خانومم داشت واسه اون پسره ساک میزد و صاحب خونه هم به شکل وحشتناک داشت میکردش .پسره بلند شد رفت زیره خانومم و صاحب خونه هم بالاش زاویه شون قشنگ جوری بود که خانومم سمت من قنبل کرده بود و کیرایی که میرفت تو کس و کونشو میدیدم وضبط میکردم خانومم داشت از لذت داد میزد که یهو یکیش ابش اومد و خانومم میگفت بریز تو کونم داغم کن سریع گوشیو قطع کردم و اروم اروم زدم بیرون.یه حس خیلی بدی داشتم نمیدونستم چیکار کنم یه فکری به ذهنم رسید رفتم حوله هارو دادم برگشتم خونه دیدم خانومم بی حال افتاده رو تخت همه چی هم عادی بود .من همیشه دلم سکس با یه زن تپل و سینه بزرگو میخواست.بهش گفتم ندا واسه من یه زن تپل با سینه بزرگ پیدا کن باهاش سکس کنم گفت خجالت بکش این چه حرفیه که سریع فیلمه رو نشونش دادم راشت سکته میکرد که گفت غلط کردم ببخشید گفتم اشکال نداره از این به بعدواسه من کس تپل جور کن بکنم چاره ای جز قبولی نداشت .بعدش رفتیم دلوار یه با یه زوج رو لنج آشنا شدیم چند بار ضربه دری رفتیم و واقعا یکی از مسافرتای سکسیمون بود.وقتی رسیدیم شهر خودمون گفتیم هر کاری کردیمو هرچی بوده فراموش میکنیم و هراز گاهی مسافرت سکسی هم بریم ممنون		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b3%d8%b1-%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173616</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شرکت جنده وار</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%d8%a7%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%d8%a7%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 01 May 2019 00:53:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدین]]></category>
		<category><![CDATA[اونایی]]></category>
		<category><![CDATA[باسلام]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرید]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بودوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونیه]]></category>
		<category><![CDATA[بینهایت]]></category>
		<category><![CDATA[پیشمون]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیبتو]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جلومون]]></category>
		<category><![CDATA[خانومم]]></category>
		<category><![CDATA[خداییش]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمونو]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتاشون]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روبرویی]]></category>
		<category><![CDATA[زیادتر]]></category>
		<category><![CDATA[سکسیمون]]></category>
		<category><![CDATA[شاگردش]]></category>
		<category><![CDATA[شدخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[شدیماز]]></category>
		<category><![CDATA[شرایطو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صداشون]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فرودین]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[کردمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[کیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گوشیمو]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرتای]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستبهش]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردند]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[مییومد]]></category>
		<category><![CDATA[ناخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[نتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواین]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[.من رامین هستم ۲۹ وخانومم فیلم سکسی ندا ۲۶. هردومون شاغل هستیم ولی شغلامونو نمیگم.واسه نیمه اول عید ۹۸ هردومون مرخصی داشتیم و تصمیم گرفتیم بریم مسافرت سکسی با کمی تحقیق بهترین گزینه بوشهر بود شاه کس .بوشهرو انتخاب کردیم و دقیق ۱ فرودین عازم بوشهر شدیم.از خانومم بگم که یه خانوم کونی متوسط با [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>.من رامین هستم ۲۹ وخانومم فیلم سکسی ندا ۲۶. هردومون شاغل هستیم ولی</h2>
<p>شغلامونو نمیگم.واسه نیمه اول عید ۹۸ هردومون مرخصی داشتیم و تصمیم گرفتیم بریم مسافرت سکسی با کمی تحقیق بهترین گزینه بوشهر</p>
<h3>بود شاه کس .بوشهرو انتخاب کردیم و دقیق ۱ فرودین عازم بوشهر</h3>
<p>شدیم.از خانومم بگم که یه خانوم کونی متوسط با قد۱۶۹ وزن۵۵ تقریبا باری و سینه های کوچیک تقریبا۶۵ که منو آزار</p>
<h4>میداد جنده پوستی سفید گندمی ولی بینهایت حشری به طوری که</h4>
<p>اگه ناخواسته یه حرف سکسی میزدی پستون این داغ میکنه.خودمم که آدم سکسی که حجاب واسم بی معنی هست و کلا</p>
<h5>خانوممو آزاد کوس گذاشتم.سرتون رو درد نیارم رسیدیم بوشهر دنبال اسکان</h5>
<p>میگشتیم که خانومم گفت من چادر و کانکس نمیخوام فقد باید خونه بگیری که راحت باشیم .چندتا شماره زنگ زدیم تا بلاخره سکس داستان یکیش خوب ادرس</p>
<h6>داد رفتیم ببینیم دیدیم یه مرد تقریبا ۴۰ ایران سکس ساله با</h6>
<p>شلوارک وایساده جوری بود که قشنگ بزرگی کیرشو میشد از رو شلوارک دید حتی وقتی که خواب بود.خلاصه رفتیم سلامو علیک که شرایطو گفت و ما قبول کردیم ولی همش نگاهش رو خانومم بود و خانومم واسه تخفیف گرفتن ازش همش دلبری میکرد و اونم حال میکرد و خداییش تخفیف خیلی خوبی هم داد و گفت اگه کاری داشتین با این شماره تماس بگیرید یه شماره ی دیگه غیر از اونی که واسه خونه تو سایت دیوار گذاشته بود. شماره رو داشت میگفت و خانومم داشت میزد تو گوشیش که یهو گفت ای وای تک زدم و دوتاشون خندیدن. آقاهه وقت رفت گفت من یه مغازه حوله فروشی هم دارم اگه چیزی لازم داشتین زنگ بزن ادرس بدم بیاین.خلاصه رفت و ما رفتیم داخل و خانومم تا درو بستیم گفت دیدی بی شرف چه کیری داشت گفتم اره خندید و شلوارمو کشید پایین و شروع کرد با ساک زدن ذهنم رو حرف خانومم بود که انگار حشرمو زیادتر کرد ابمو تو دهنش خالی کردم ناراحت شد که چرا ارضاش نکردم گفتم یکم بخوابیم بعد ترتیبتو میدم گفت باشه خوابیدم وقتی بیدار شدم دیدم خانومم حمام هست رفتم در حمامو زدم و رفتم داخل محکم کردمش جوری که دوبار ارضا شد.خلاصه اومدیم بیرون و خانومم ارایش غلیظی کرد و یا دامن که تا وسط ساق پاش بود پوشید.رفتیم لب ساحل تقریبا نگاهه همه مردا رو رو پایه خانومم حس میکردم رفتیم یه سفره خونه که موسیقی زنده داشت و تقریبا شلوغ بود که شام بخوریم رفتیم رو تخت نشستیم خانومم جوری نشسته بود که تخت روبرویی قشنگ تا رون و زانو خانوممو میدید من اصلا به رو خودم نمیاوردم که یهو دعوا نشه و مسافرتو تو دهنش زهر نکنم.تو همین حالات بودیم که یهو صاحب خونه از جلومون رد شد که یهو ندا صداش زد اومد پیشمون و گفت اااا شما هم اومدین اینجا جایه خوبی هست و از این حرفا یه یهو چشمش افتاد به سفیدی پایه خانومم نتونست خودشو کنترل کنه گفت حالا چون اتفاقی همو دیدیم و مهمان هستید امشب کلا همه چی مهمان من هستید و بدون اینکه نظره منو بپرسه اومد رو تخت ما نشست و دقیق جلو خانومم.منم چیزی نگفتم خلاصه بساط شوخی و خنده بالا رفت و خیلی باهم شوخی میکردند و خانومم چند با به بهانه ی گرمیه هوا دامنشو تکون داد که قشنگ تا شرتش معلوم میشد و قشنگ کیره شق شده ی صاحب خونمونو میشد دید یه یک ساعتی تو سفره خونه بودیم و رفتیم .تو ماشین خانومم همش از مرده تعریف میکرد و معلوم بود خیلی خوشش اومده ازش و سرش تو گوشیش بود و معلوم بود داره به یکی پیام میده گفتم کیه گفت ابجیمه و از این حرفا.گفت ساعت۱۱ هست مغازه ها بازن بریم مرکز خرید گفتم باش رفتیم اونجا داشتیم میگشتیم تو پاساژ که یهو دوباره صاحب خونمونو دیدیم بازم سلام احوال پرسی رفتیم داخل مغازش حوله فروشی بود قیمتارو پرسیدیدم واقعا خیلی ارزون مبگفت خانومم دوتا حوله ست واسه خودمو خودش برداشت ولی تو رنگش شک داشت خلاصه صاحب خونه به شاگردش گفت همرو بهشون بده بعد که انتخاب کردی اونایی رو که نمیخواین واسم بیاربن.خرید کردیم و برگشتیم خونه تو راه خانومم میگفت خیلی زشته اول صبح اون صورتی رو که نمیخوایم برو بهشون بده از پاساژ تا خونه تقریبا یه ربع ساعتی راه بود. صبح ساعت ۹ بود خانومم بیدارم کرد گفت برو حوله رو بهش بده زشته تعجب کردم تازه از حمام اومده بود بیرون گفتم کی رفتی حمام که الان اومدی بیرون گفت بدنم دیشب عرق داشت رفتم یه دوش سبک گرفتم شک کردم بهش .حوله رو برداشتم برم گفت نه یه ۱۰ دقیقه دیگه برو که بیشتر شک کردم‌گفتم این یه چیزیش میشه بهش گفتم خودمم کار دارم یه خرید دارم ممکنه دیر تر بیام اصلا نپرسید چی گفت عالیه اوکی برو .سوار ماشین شدم که برم رفتم تا اخره خیابون ولی همش نگاهم به اینه بود خیابونو رد کردم‌گفتم بزار یه دور بزنم.ماشینو سر خیابون گذاشتم اروم اروم رفتم تو خیابون به جایی رسیدم که خونه از دور معلوم بود یه۵ دقیقه وایسادم گفتم الکی شک کردی خواستم برم که دیدم صاحب خونه اومد در خونمون با یه نفر دیگه بعد سریع رفتن داخل تعجب کردم .دویدم که برم ببینم چرا رفتند که گفتم بیخیال شو ببین چی میشه.رفتم در خونه از زیر در نگاه کردم دیدم هیشکی تو حیاط نیست اروم از دره حیاط پریدم بالا و رفتم تو خونه صداشون از تو اتاق مییومد اروم رفتم تو اشپزخونه یه کارد برداشتم در اتاق باز بود یواشی بدون اینکه کسی منو ببینه رفتم پشت کاناپه از دقیق روبرو تخته تو اتاقه بود نشستم گوشیمو زدم رو ضبط فیلم .خانومم داشت واسه اون پسره ساک میزد و صاحب خونه هم به شکل وحشتناک داشت میکردش .پسره بلند شد رفت زیره خانومم و صاحب خونه هم بالاش زاویه شون قشنگ جوری بود که خانومم سمت من قنبل کرده بود و کیرایی که میرفت تو کس و کونشو میدیدم وضبط میکردم خانومم داشت از لذت داد میزد که یهو یکیش ابش اومد و خانومم میگفت بریز تو کونم داغم کن سریع گوشیو قطع کردم و اروم اروم زدم بیرون.یه حس خیلی بدی داشتم نمیدونستم چیکار کنم یه فکری به ذهنم رسید رفتم حوله هارو دادم برگشتم خونه دیدم خانومم بی حال افتاده رو تخت همه چی هم عادی بود .من همیشه دلم سکس با یه زن تپل و سینه بزرگو میخواست.بهش گفتم ندا واسه من یه زن تپل با سینه بزرگ پیدا کن باهاش سکس کنم گفت خجالت بکش این چه حرفیه که سریع فیلمه رو نشونش دادم راشت سکته میکرد که گفت غلط کردم ببخشید گفتم اشکال نداره از این به بعدواسه من کس تپل جور کن بکنم چاره ای جز قبولی نداشت .بعدش رفتیم دلوار یه با یه زوج رو لنج آشنا شدیم چند بار ضربه دری رفتیم و واقعا یکی از مسافرتای سکسیمون بود.وقتی رسیدیم شهر خودمون گفتیم هر کاری کردیمو هرچی بوده فراموش میکنیم و هراز گاهی مسافرت سکسی هم بریم ممنون		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1627</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.007 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-12 19:29:52 by W3 Total Cache
-->