<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>معاشقه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:20:55 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>معاشقه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مامانی به تماشای ساک زدن دخترش نشسته</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b4%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b4%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 20 Aug 2019 05:10:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتای]]></category>
		<category><![CDATA[اهمیتی]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پیشونیش]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولش]]></category>
		<category><![CDATA[‫حدودا]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روبرویی]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[کارهای]]></category>
		<category><![CDATA[کردمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کنماون]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدنم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتویی]]></category>
		<category><![CDATA[متناسب]]></category>
		<category><![CDATA[معاشقه]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتی]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلش]]></category>
		<category><![CDATA[میبینه]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میخونه]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نباشین]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نسبتا‬]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<category><![CDATA[ویترین]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[حدود 2 سال پیش برام فیلم سکسی اتفاق افتاد. یه روز مثل تمام روزها توی مغازه بودم، داشتم کارهای مغازه رو میکردم که به صورت اتفاقی متوجه سکسی یه خانمی شدم توی مغازه روبرویی، خانم شاه کس ظریفی بود قدش حدوداً 165 بود و لاغراندام و پوست روشن بود موهاش هم تیره.اصولاً کونی از خانمهای [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>حدود 2 سال پیش برام فیلم سکسی اتفاق افتاد. یه روز مثل تمام</h2>
<p>روزها توی مغازه بودم، داشتم کارهای مغازه رو میکردم که به صورت اتفاقی متوجه سکسی یه خانمی شدم توی مغازه روبرویی،</p>
<h3>خانم شاه کس ظریفی بود قدش حدوداً 165 بود و لاغراندام و</h3>
<p>پوست روشن بود موهاش هم تیره.اصولاً کونی از خانمهای ریزه میزه خوشم میاد، بر حسب عادت شروع کردم به چشم چرونی</p>
<h4>این جنده خانم. متوجه شدم قصد خرید نداره و داره تو</h4>
<p>خیابون همینجوری قدم میزنه.یه سر بیرون پستون مغازه رفتم الکی که بهتر ببیتنمش و واقعاً صورت آرومی داشت، بعد برگشتم پشت</p>
<h5>شیشه مغازه کوس و به بهانه تمیز کردن شیهشه به کار</h5>
<p>کثیفم ادامه دادم در حین قدم زدنش دیدم اون هم از اونور خیابون زل زد تو مغازه فکر کردم شاید داره ویترین سکس داستان مغازه رو میبینه،</p>
<h6>اهمیتی ندادم ولی همینجوری با چشام داشتم میخوردمش. ایران سکس موبایلش رو</h6>
<p>برداشت و شروع کرد به حرف زدن و آروم آروم با کفشاهای پاشنه بلندش عرض خیابون رو طی کرد و به سمت مغازه من اومد، من هم برای این که سه نشه رفتم پشت دخل و همونجا خودم رو مشغول کردم. همونجور که داشت با موبایل حرف میزد آروم اومد توی مغازه و شروع کردن به قدم زدن توی مغازه، صدای پاهاش به شدت در گیرم کرده بود، و آروم از پشت سر نگاش میکردم و اونهم با قدمهای نسبتاً بلندی توی مغازه راه میرفت، مانتویی که تنش بود با بند بسته میشد و دکم نداشت و باز شده بود کامل، یه لباس قرمز پر رنگ زیر مانتو تنش بودکه در کنار صورت سفیدش خیلی سکسی شده بود. کم کم داشتم تحریک میشدم، متوجه شدم اون هم چیز خاص توی مغازه نمیخواد، گوشی دستم اومد و ایندفعه طوری که متوجه بشه نگاش کردم، اون هم زل زد توی صورتم و به حرف زدنش ادامه داد، تا این لحظه متوجه لباش نشده بودم، لبای ظریف قشنگی داشت که با یه رژ لب خوش رنگ و ملایم صورتی قشنگ ترشون کرده بود، چشماش برق قشنگی توش بود و بدون آرایش که به نظر من خیلی جذاب بود. کلاً آرایش زیادی نداشت، و این با سلیقه من خیلی جور بود.در حین تلفن زدن یک لحظه پاش رو از کفشش بیرون اورد یه لحظه انگشتاش رو باز کرد و دوباره گذاشت توی کفش، یک لاک قرمز تند انگشتای کوچولوی پاش ذاشت، من هم کا عاشق خوردن پا توی سکسم، واقعاً حشری شده بودم، و شانس آوردم که جین پام بود وگرنه خلی تابلو میشد. البته بگم که داشت منفجر میشد، نمیشد هم جاش رو درست کرد&#8230;بالاخره تلفنش تموم شد و آروم آروم اومد طرف من و یک من ومنی کرد گفت: برای پسر 5 ساله چی دارین؟ من یه لحظه تردید کردم که نکنه اشتباه کردم و همه چی اتفاقی بوده، بیخیال شدم و شروع کردم به توضیح دادن جنس براش ولی حال خرابم خوب نشده بود و حال که کنارش بودم بدتر هم داشت میشد. از شدت شهوت داشت سرم گیج میرفت ، نمیدونستم چیکار کنماون هم خیلی جدی داشت به حرفام گوش میداد. هیچوقت جای من نباشین یه جنس هم اومدم بدم دستش که دستم به دستش خورد دیگه هیچی&#8230;برای نشون دادن یه سری از جنسها مجبور شدیم بریم طبقه بالا، نشونش دادم موقع برگشتن من از جلو میرفتم و اون از عقب یه دفعه دیدم یه صدایی امد برگشتم دیدم افتاده رو پله ها، رفتم کمکش کنم بلند شه که دیگه نتونستم خودم رو کنترل کنم، انگشتاش رو تو انگشتام چرخوندم و اون هم هیچ مقاومتی نکرد، بلندش کردم و صورترو به صورتش نزدیک کردم، آروم یه بوس به گونش زدم بعد هم پیشونیش، دیدم اون هم چشماش رو بست و شروع کرد به لذت بردن، بعد یه چند تا دیگه بوس روی صورتش و در نهایت، رفتم سراغ لبش و یکی از طولانی ترین لبهام رو گرفتم، اون شرو کرد ضمن لب گرفتن لبم رو گاز میگرفت و میکشید. لب گرفتن رو ول کرم رفتم در مغازا رو بستم و برگشتم توی پله قد من 188 هستش واسه همین توی پله خیلی راحت تر بودیم برای معاشقه، کلی معاشقه کردیم و من تقزباً همه بدنش رو خوردمو . همونجور سر پا خیلی سبک بود واسه همین به راحتی توی بغلم جا میشد مدتها بود که همچین سکس نداشتم، گفت دوست دارم برام ساک بزنه که من گفتم نه دوست نداشتم لبای قشنگش رو اونجوری ببینم ولی خودم اونقدر چوچولش رو خوردم که از حا رفت تقریباً. به اندازه یک یا دوبار ارضا شد با خوردن. خیلی با هم غشق بازی کردیم شاید 1 ساعتی در گیر بودیم اندام نازی داشت پاهای کشیده و سفید، سینه های متناسب با اندامش و تمام موهای بدنش رو زده بود که برای من که عاشق لیسیدنم بهترین هدیه بود.در نهایت یک سکس کامل روی همون پله ها داشتیم که به اصرار خودش منی رو ریختم توی بدن قشنگش گفت قرص میخوره من هم اعتماد کردم.بعد برام گفت که اون هم خوشش اومده بوده از من ولی نمیدونسته چیکار کنه و در نهایت که میبینه از من بخاری بلند نمیشه کلک پله رو میزنه به عنوان آخرین تیر که میخوره راست توی هدف.من هیچ شمارهای ازش نگرفتم و اون هم آخه هر دومون متاهل بودیم و ترجیح دادیم که دفعه اول و آخر باشه. به عنوان یک خاطره خوب برای جفتمون.واقعاً دوستش داشتم.اگه خودش هم این یادداشت رو داره میخونه بدونه که خیلی خاطره قشنگی برام گذاشته&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b4%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9-%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175831</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس دریایی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 20 Jul 2019 09:11:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آويزون]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[بخوريم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بودتازه]]></category>
		<category><![CDATA[بودداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودلحظه]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بوديهو]]></category>
		<category><![CDATA[بيشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[خنديدم]]></category>
		<category><![CDATA[خونهخونه]]></category>
		<category><![CDATA[خيابون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتني]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستشون]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رويايي]]></category>
		<category><![CDATA[شدنمون]]></category>
		<category><![CDATA[شونهام]]></category>
		<category><![CDATA[عصباني]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[كذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندش]]></category>
		<category><![CDATA[ماشينو]]></category>
		<category><![CDATA[معاشقه]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرفت]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[نبودمن]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نميشدم]]></category>
		<category><![CDATA[واقعيت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[شد و اومد نشست تو فیلم سکسی ماشين،يه كم عصباني نكاش كردم ،يه لبخند زد كه مثل آب سرد بود،تمام بدي هاي زندكي يادم رفت ،واقعا هموني سکسی بود كه من دوست داشتم1سال ازم كوجيكتر شاه کس بود،صورتش خيلي ناز بود و مثل هميشه يه لبخند رو لبش بود،يهو دستشو جلو صورتم کونی تكون داد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>شد و اومد نشست تو فیلم سکسی ماشين،يه كم عصباني نكاش كردم ،يه</h2>
<p>لبخند زد كه مثل آب سرد بود،تمام بدي هاي زندكي يادم رفت ،واقعا هموني سکسی بود كه من دوست داشتم1سال ازم</p>
<h3>كوجيكتر شاه کس بود،صورتش خيلي ناز بود و مثل هميشه يه لبخند</h3>
<p>رو لبش بود،يهو دستشو جلو صورتم کونی تكون داد به خودم اومدم،كفتم رويا تو جرا اينقد خوشكلي؟كفت كه همه كه مثل</p>
<h4>تو جنده نيستن كه،من كه تو ذوقم خورده بود بهش كفتم</h4>
<p>كه خيلي دلتم بخواد،اونم يه بوسم پستون كرد و كفت شوخي ميكنم باهات، تازكي خيلي بي جنبه شديا!منم خنديدم و كفتم</p>
<h5>كجا بريم؟كفت کوس بريم يه كم بياده روي،راستي بازم ماشين باباتو</h5>
<p>كش رفتي ناقلا! منم كفتم نه،بابام خودش ماشينو داد بهم كفت برو بيرون ، اون كفت آره معلومه بعد زد زير خنده سکس داستان با اين كه</p>
<h6>18 سالش بود اما بازم اخلاق قديما رو ایران سکس داشت،واي خداي</h6>
<p>من جقدر سريع كذشت&#8230;.رويا دختر خالم بود از كوجيكي هم بازيه هم بوديم،بهترين هم بازيه بجكيم بود،بهترين لحظات رو با رويا داشتم،تا اينكه كم كم با بزركتر شدنمون از هم دور شديم،مثل دوتا غريبه كه فقط هم ديكه رو ديده بودند،اما بازم دست خودم درد نكنه كه بيشنهاد دوستي رو بهش دادم اونم با هزار تا ناز قبول كرد. واي خدا انكار همين ديروز بود &#8230;رفتم باركينك ماشين رو كذاشتم و رفتيم بياده روي ،قدش ازم كوتاه تر بود،هيكل ريزي داشت خيلي بامزه و زيبا،طوري بود كه اصلا نميتونستم بهش فكر نكنم،وقتي تو خيابون دستشو دور دستام حلقه ميكرد و بعضي وقت ها سرشو رو شونهام ميكذاشت بهترين لذت رو ميبردم،لذتي كه نميشه به زبون آورد،لذتي تمام وجودم رو ميكرفت ميخواستم تو بغلم بكيرمش و عشق واقعي رو احساس كنم،عشقي كه اون بوجودش آورد و به من زندكي بخشيد.ثانيه ها به سرعت داشتن رد ميشدن اما هنوز زوده براي جدا شدن ،نميخوام انتظار بكشم براي ديدن دوبارش،اي كاش ميتونستم زمان رو متوقف كنم و تا آخر عمر با رويا باشم ،فقط بهش نكاه كنم ،به لبخندش ،به جشماي زيباش به لباش كه هميشه يه براق بود ،به موهاش كه بوي زندكي ميداد،زندكي كه فقط با رويا امكان داشت ،لذت عشق همينه،لذتي كه نميشه وصف كرد ،لذتي كه بايد تو وجودت باشه كه بتوني دركش كني،اون روزم تموم شد ،با همه ي خاطراتش،لحظه ي خدا حافظي شد ،تو جشماش نكاه كردم ،اونم ميدونست جي ميخوام ،ميخواست اذيتم كنه ميخواست بره كه دستشو كرفتم و كفتم دوست دارم رويا،اون كفت بيبين جه طور خودشو لوس كرده،دستمو به لباش كشيدم ميخواستم از لباش شهد زندكي رو بجشم،ميخواستم با تمام وجود لباشو حس كنم،لب هاي كسي كه منو عاشق خودش كرد،لبهامون به هم قفل شد ،فقط يه لحظه ي كوتاه بود،لحظه اي بر از عشق سريع ازماشين بياده شد و در و بست از شيشه واسم بوس فرستاد و رفت ،واي خداي من ازت ممنونم كه اين عشق رو به من دادي،ازت ممنونم كه به من زندكي دادي تا رويا رو دوست داشته باشم ،رويايي كه تو روياهام تصورش ميكردم هيج وقت اون روز يادم نميره روزي كه &#8230;اون روز كسي خونه ي ما نبود،من رويا رو دعوت كردم خونه،خونه رو زيبا تر از هميشه ميديم،تمام خونه رو مرتب كردم جندتا شاخه رز از حياط جيدم و آماده بودم تا رويا برسه ،رويا اومد،بازم زيبا بود،زيبا تر و دوست داشتني تر از هميشه رز رو كه بشتم قايم كرده بودم درآوردم و بهش دادم ،واي سروش&#8230; ميدونستم عاشق رزه ،بغلم كرد و كفت ممنونم سروش ،منم با عشق بغلش كردم ،عشقي كه بازم تو وجودم شروع كرد به فرياد زدن،باهم رفتيم رو مبل نشستيم و رويا از روزش ميكفت و اتفاقاتي كه واسش افتاده بود،منم فقط داشتم با لذت بهش كوش ميدادم و نكاش ميكردم،بوي رويا ،بوي عشق بود،هميشه عطر خاصي داشت ،هميشه خوش عطر و خوش لباس ،خيلي خوش سليقه بود،داشتم تو جشماش نكاه ميكردم و دستام تو دستاش بود كه كفت جيزي نداري بخوريم؟! واي،يادم رفته بود،سريع رفتم جيزايي رو آماده كرده بودم آوردم،جيزهايي كه ميدونستم رويا دوستشون داره، كافي با كيك شكلاتي ،وقتي رفتم بيشش نشستم بهم كفت كه زيادي داري منو لوس ميكنيا!منم لبم رو به لباش جسبوندم با تمام وجود داشتم لباشو حس ميكردم لبايي كه بهترين طعم زندكي بود،لب هايي كه نميخواستم ازدست بدمشون،زندكي تازه تو بدنم جريان بيدا كرد ،دستم لاي موهاش بود،موهاي نرم و خوش رنكش به من قدرت ميداد،صداي قلبم رو حس ميكردم قلبي كه فقط براي رويا بود،لبهامون جدا شد،به رويا كفتم بريم تو اتاقم اون ناز ميكرد،بغلش كردم مثل يه نوزاد ،يه دستم زير كردنش بود ،اون يكي هم زير زانوش ،موهاش آويزون بود ،جشماش بسته بود و لذت رو ميشد تو صورتش حس كرد،رفتم رو تخت رويا اومد روم دراز كشيد،بازهم شروع به لب كرفتن كرديم،هركز سير نميشدم لباس هاشو در آوردم،اون هم لباس هاي منو در آوردم ،وقتي بدنشو رو تو بغلم حس ميكردم فقط لذت بود،لذتي كه تمومي نداشت،وقتي سينه هاشو رو سينه هام حس ميكردم ،وقتي دستم رو به بوست لطيفش ميكشيدم،وقتي كيرم لاي باهاش بود،تازه طعم لذت رو ميفهميدم ،ايكاش هركز تموم نشه ،اي كاش هركز اين لحظات تموم نشه!سينه هاي نرمي داشت ،نرمي اي كه فقط با خوردن اونها آروم ميشدم ،واي خداي من،جه لذتي ، لذتي كه سراسر وجودم توش ميسوخت،وقتي دستم رو رو بدنش ميكشيدم ،نرمتر و لطيف تر از هر جيزي بود،هر جيزي كه ميشه تصور كرد،من لذت واقعي رو تو معاشقه ميدونم،معاشقه اي كه ميتونه جند برابر از سكس آدم رو آروم كنه و به لذت برسونه،دستم رو لاي باهاش بردم و كسشو ميماليم ،رويا تو حال خودش نبود ،تكون هاي شديد ميخورد ،آه هاي كوتاه و آروم ميكشيد ،منم كيرمو لاي باهاش كذاشتم و جند بار عقت جلو كردم و باهم ارضا شديم،تو بغلم كرفته بودمش و به خواب لذت بخشي فرو رفتم &#8230;خدايا هيج وقت آدم هارو از نعمت عشق محروم نكن ،كه زندكي بي معنا ميشه،من رويايي كه تا جند سال بيش داشتم رو با رويا به واقعيت رسوندم رويايي كه با خيلي از روياهاي ديكه فرق داشت ،رويايي كه منو عاشق كرد و منو به زندكي اميدوار&#8230;دوست دارم رويا،كه تنها اميد من براي زندكي هستي&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175390</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شاه کس خوشگل به خوبی کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 13 Jun 2019 07:09:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینارو]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بمونیم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پاشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدی]]></category>
		<category><![CDATA[تلوزیون]]></category>
		<category><![CDATA[تنهاست]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماتو]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچوله]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگار]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنی]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دروباز]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالت]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رویاهام]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[صمیمیت]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فشارشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدم]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مانتومو]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفت]]></category>
		<category><![CDATA[معاشقه]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرم]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[موهامو]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدی]]></category>
		<category><![CDATA[نذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نگامون]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همینکه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[اون شب یادم می اومد فیلم سکسی و گرمای تنش آتیشم می زد . همین جور می گذشت و صمیمیت ما بیشتر می شد . گاهی وقتها سکسی دستمو می گرفت و ازم لب می شاه کس خواست که با مخالفت من روبه رو می شد و تا اینکه 3 ماه بعد کونی از اون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>اون شب یادم می اومد فیلم سکسی و گرمای تنش آتیشم می زد</h2>
<p>. همین جور می گذشت و صمیمیت ما بیشتر می شد . گاهی وقتها سکسی دستمو می گرفت و ازم لب</p>
<h3>می شاه کس خواست که با مخالفت من روبه رو می شد</h3>
<p>و تا اینکه 3 ماه بعد کونی از اون یه خواستگار خوب و ایده آل اومد و همه با ازدواج من</p>
<h4>موافق جنده بودن جز خودم . چند بار اومده بودن خونه</h4>
<p>اما دست رد به سینه اشون پستون زدیم و خانواده ام با من سر لج افتاده بودن و بهم می گفتن</p>
<h5>که دختر کوس دیگه تو چرا مخالفت می کنی . اما</h5>
<p>من دلم یه جایی دیگه اسیر بود . از گلنار هم خواسته بودم به شوهرش و خونواده اش در مورد خواستگار من سکس داستان چیزی نگه .</p>
<h6>تا اینکه یه روز پسره اومد تو شرکت ایران سکس و باهام</h6>
<p>حرف زد . پشت میزم نشسته بودم سرگرم کارم بودم که اومد تو با هم حرف زد و می خواست علت مخالفت منو بدونه . منم نمی تونستم بهش بگم عاشقم گفتم فعلا وقت ازدواج ندارم . بهتره که منتظر من نباشه . وقتی رفت بیرون قیافه فرید دیدنی بود . اومد جلو میزم ایستاد و زل زد تو چشام . خیلی عصبانی بود و رفت پشت میز خودش اون روز اصلا باهم حرف نزدیم شب وقتی رفتم خونه بهش اس ام اس زدم و گفتم که چی شده ؟ گفت چرا بهم نگفتی خواستگار داری؟ گفتم روم نشده حالا که فهمیدی مثلاً که چی بشه . گفت دلنار من خودتو می خوام . خونه راضی ان ؟ گفتم اره همه اشون جبهه گرفتن برام . کم کم دارم راضی می شم . گفت غلط اضافی تو زن خودمی اون شب مال من شدی یادت نیست؟ گفتم حالا می گی من چیکار کنم . گفت می آم جلو .اینجوری بود که همه چیز جور شد .نامزدی و عقد 3 ماه طول کشید . تا عقد نشدیم نذاشتم بهم دست بزنه . وقتی که عقد کردیم چند روز خونه اشون رفتم . مادرش رفته بود شهرستان خونه دخترش منم به بهانه اینکه فرید تنهاست رفتم خونه اشون . دو روز مرخصی گرفتم و رفتم اونجا اما به فرید مرخصی ندادن . اون می رفت شرکت . شب که مادرش رفت همون موقع ساعت 10 اومد دنبالم و منم آماده شدم . تو ماشین دست همو گرفته بودیم و چشم از چشمم بر نمی داشت . تا خونه اشون تو راه لب می گرفتیم چند بار نزدیک بود بزنه به در ودیوار هر لحظه عطشمون بیشتر و بیشتر می شد . رسیدم . ماشین زد تو حیاط و رفتیم بالا . از پله های حیاط بغلم کرد تا رسیدیم جلوی در جیغ زدیم و همدیگه رو بوسیدیم . گلنار و شوهرش اومده بودن بیرون نگامون می کردن . ما هم یه دستی تکون دادیم و رفتیم تو . وقتی می خواست در رو باز کنه من خودم رو آویزونش کرده بودم دستاش می لرزید . دروباز کرد و تو بغل هم رفتیم تو . درو با پا بست و همون جا جلو در شروع کردیم به لب گرفتن . کمی آروم شده بودیم . سرمو گرفتم عقب گفتم بسته . فعلا برم لباسامو در بیارم توم برو یه دوش بگیر . لباشو لیس زد و گفت به به . ای به چشم . ورفتم تو اتاقش مانتومو در آوردم . فکر کردم رفته حموم . رفتم جلو میز توالتش تو آینه کمی خودمو نگاه کردم و انواع ادکلن روی میزش روبو کردم اون بویی رو که همیشه می زد و من دوس داشتم و برداشتم کمی پاشیدم رو گردنم . جلو آینه با سوتین و شلوار جین ایستاده بودم و کش موهامو باز کردم و موهامو شونه کردم بعدشم شلوارمو درآوردم و از تو ساکم لباسامو درآوردم و چیدم تو یکی از کشوهای میز توالتش . یه دامن کوتاه انتخاب کردم و پوشیدم و رژ لب مو بیشتر کردم . سوتینم هم مخصوص سکس بود و جلوش توری بود یه جوری که نوک سینه ام از وسط تورش می زد بیرون . وسطشم یه پاپیون بود که اگه باز می کردی سینه ام با یه لرزش و فشار خاصی رها می شد . از اتاقش اومدم بیرون و رفتم تو آشپزخونه کمی میوه چیدم توی ظرف و میز و با سلیقه خودم چیدم . رفتم جلو در حموم صداش زدم . فرید زود باش دیگه من منتظرم . تا اینو گفتم اومد بیرون روبدوشامبر سرمه ای پوشیده بود که خیلی به پوست تش می اومد . موهاش خیس بود و آب از نوک بینیش می چکید . دلم براش ضعف رفت . دستمو گذاشتم رو گونه های خیسشو یه بوس و نرم و خیس از لباش گرفتم . شروع کردم به خشک کردن موهاش . تو چشمای هم زل زده بودیم . دستشو گذاشت زیر کمرمو بلندم کرد و رفتیم سمت اتاقش . بهش گفتم میوه گذاشتم بریم بخوریم . گفت تا تو هستی میوه خوردنی نیست . و شروع کرد به خوردن لبام . سرشو گذاشت رو سینه ام و بو کرد گفت این چیه پوشیدی دیونه . گفتم لباس شب . مخصوص زوج جوان . نوک بینی مو بوسید و منو گذاشت زمین روبدوشامبرشو در آورد و لباساشو پوشید . فکر کردم ناراحت شده . سرجام خشکم زد . رفتم از پشت بغلش کردم دستمو گذاشتم رو سینه اشو از برآمدگیش خوشم می اومد . چونه امو گذاشتم رو شونه اشو از تو آینه نگاش کردم که داشت موهاشو شونه می زد و خشک می کرد . یه کم نگام کرد و برگشت طرفم دستمو گذاشتم رو شونه هاش . گفت دلنار؟ گفتم بله گفت می خوام امشب باهات حرف بزنم . پرسیدم در چه موردی؟ گفت حالا می فهمی . رفتم ظرف میوه رو برداشتم آوردم تو اتاق . پاشد ظرف رو از دستم گرفت و گذاشت رو میز و دستاشو باز کرد یعنی بیا تو بغلم منم از همون فاصله ای که داتشیم خودمو پرت کردم تو بغلش . یه خنده بلند کرد و دستشو کرد تو موهام . بلندم کرد گذاشت رو تخت و یه خیار برداشت دامنم که افتاده بود رو کمرم آروم خیار رو از رو شرت می کشید رو کسم . شرتم خیس شده بود و چسبیده بود به کسم سردی خیارو احساس می کردم خودشم خوابیده بود روم و لبامو گرفته بود تو دهنشو محکم می مکید برام . کم کم خیار گرم شد و رفت پایین شرتو از پام در آورد یه سرمای خاصی به تنم پیچید لرزیدم . گفتم جونم چی شد ؟ گفتم سردمه . گفت الان گرمت می کنم . و با خیار شروع کرد به مالوندن چوچوله ام . داشتم دیوونه می شدم سر خیارو با کسم لیز می کردو می کشید رو چوچوله ام که ورم کرده بود . بعد فشارشو بیشتر کرد و خیارو برد عقب کشید وسط کسم و بعد آورد بالا سرشو لیس زد . دوباره گذاشت رو چوچوله ام می مالید . آنقدر تند تند این کارو می کرد تا ارضا شدم . بعد اومد کنارم دراز کشید . موهام و نوازش کرد و دستشو گذاشت جلو سوراخ کسم . تا سر انگشتشو کرده بود تو . گفتم فرید میخوای همین امشب زنم کنی؟ گفت امشب نه ولی تو این چنر روز اینقدر باهات ور می رم تا خودت ازم بخوای که زنم بشی .خیارو که کنار کمرم گذاشته بود آوردم بالا نگاش کردم . دستمو گرفت و خیارو گذاشت تو دهنش یه گاز ازش گرفت و گذاشت جلو دهنم منم جای لباشو گرفتم و یه گاز گرفتم . تا ته همه اشو اینجور یخوردیم . گفت الان می<br />
خوام اون موضوعو بهت بگم .- خب بگو عزیزم- با همون بوسه اول فهمیدم تا حالا هیچ پسری دست بهت نزده و پاک پاک بودی . می گن پاک بودن دخترارو می شه از بوسیدنشون فهمید . لرزیدن دستات . هیجان منم کمتر از تو نبود اما معلوم بود که من اولین نفری هستم که دارم باهات معاشقه می کنم . واسه همین تصمیم گرفتم همون کسی هم باشم که اولین نفریه باهات سکس می کنه . عاشقت بودم و همیشه تو رویاهام دنبالت می گشتم . اما &#8230;.- اما چی ؟ تموم تنم یخ کرده بود و دلم بی تابی می کرد .- اما من مثله تو نبودم . تو اولین نفری نبودی که &#8230;- می خوای چی بگی؟ اینا چیه که بهم می گی؟- می خوام بدونی من مثه تو پاک نبودم و با کسای دیگه ای هم بودم .این جمله اشو خیلی تند وسریع گفت و چشاشو بست .نمی دونستم بهش چی بگم . داشتم نگاش می کردم . مغزم قفل شده بود . تک تک صورتشو نگاه کردم . خیلی عاشقش بودم حتی الان که زنش شده بودم و دیگه نمی تونستم فکر جدایی رو به سرم راه بدم .- فرید؟- جونم- چرا چشماتو باز نمی کنی؟- می ترسم خجالت می کشم تو چشات نگاه کنم . هرکاری می خوای باهام بکن اما نگو که می ری .- چرا الان اینارو بهم می گی؟- نمی خواستم وقتی بفهمی که دیر شده- یعنی چی؟- یعنی می خوام از زبون خودم بشنوی نه کس دیگه ای .چشماشو باز کرد صورتشو آورد جلوتر و یه پاشو گذاشت وسط پام زانوش می خورد به کسم .- حتی بهت حق نمی دم تصمیم بگیری . تو مال خودمی . نمی زارم بری نمی زارم هیچ فکری کنی . باید ببخشی و بمونی .از گرمای نفساش بدنم مور مور می شد . سینه ام نوک زده بود و از تور سوتینم اومده بود بیرون . گفتم فرید کاشکی بهم نمی گفتی.گفت چیزی نشده . می خوام اونقدر بهت لذت بدم که از با تجربه بودنم کیف کنی و هیچ وقت پشیمون نشی که مال منی .من تا حالا با کسی جز فرید نبودم . نمی دونستم که مردای دیگه تو سکس چه جورین . اما فرید خیلی باهام راه می اومد .یه جوری لبمو می بوسید که حسش ت اته کسم می رفت .یه لب اساسی ازم گرفت و بلند شد . گرمای تنشو که ازم گرفت سردم شد . بی اختیار گفتم بمون کجا می ری؟ گفت برم یه کم آب بخورم بیارم برات؟ گفتم اره . رفت و اما برگشت لیوان آبی دستش نبود . اما دهنش پر از آب بود . خم شد رومو دهنمو باز کردم . آب تو دهنشو ریخت تو دهنم گرم بود اما یه مزه ای خوبی می داد . طعم دهنشو . گفتم فرید الان که با من هستی به کسای دیگه ای که قبلاً باهاشون بودی فکر می کنی ؟ گفت نه . اما با اونا که بودم بعضی هاشون به تو فکر می کردم . بیا این موضوع رو فراموش کن و دیگه بحث نکنیم در موردش . گفتم چشم .ساعت 12 شده بود که خواستم بخوابم که نذاشت و گفت الان وقت خواب نیست . دستمو کشید و رفتیم تو پذیرایی . ماهواره و تلوزیون و روشن کرد . گذاشت رو یه کانال که فیلم سکسی پخش می کرد . جلو تلوزیون رو گرفته بود و من فقط صدای یه زنو می شنیدم که اه اه می کرد . بعدش اومد کنارم نشست . دستشو گذاشت رو کسم از رو دامن شرتم هم که در آروده بود . پام نبود . دستاش قوی و محکم بود منم دستم گذاشتم رو ساعد دستش و آروم با موهای سیاه و زبرش بازی می کردم . هردومون زل زده بودیم به تلوزیون . صحنه ی خیلی سکسی بود . زنه روی دهن مرد نشسته بود و مرده داشت کسش ومی خورد . بعد یه کم پاشدن و مرد از پشت زنه رو تو بغلش گرفت و یه دستشو گذاشت رو سینه اشو یه دستش رو کسش . شروع کردن به لب گرفتن . دستشو اروم حرکت می داد رو کسم . دامنم رو زد کنارو یه کم کسم نگاه کرد و یه لب قشنگ ازم گرفت . دلم می خواست تا ابد تو همین حالت بمونیم . دستم رو از رو ساعدش کشید رو شونه اش . رفت عقب . چشم از چشمم بر نمیداشت . رفتیم سراغ ادامه فیلم . اونجا بودن که زن داشت کیر مرد و می خورد و صدای ناله ی مرده بلند شده بود . دستمو گذاشتم رو کیرش . اما خوابیده بود . پرسیدم چرا . لبخندی زدو گفت این بلند نمی شه تا تو صداش نکنی . نمی خوام اذیتت کنم می خوام آماده شی و درد نکشی بعد فرید کوچولو بر علیه ات قد علم کنه . خندیدم و زبونشو کرد تو دهنم . دستشو از پشت دو ر کمرم انداخت و منو بیشتر به خودش فشار داد . گفتم حالا که اینجوری یه کم براش ناز کنم . خودمو کشیدم عقب و گفتم فرید بسته خوابم می آد . توم باید فردا بری شرکت . گفت ای به چشم و بلندم کرد و رفتیم رو تخت . یادم نیست چه طور خوابم برد همینکه سرمو گذاشت رو سینه اشو صدای تپش قلبش خوابم کرد .		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a8%db%8c-%da%a9%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174631</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.282 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 12:10:22 by W3 Total Cache
-->