<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>معرفیش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c%d8%b4/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:36:41 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>معرفیش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>سکس زیبای پورنستار شرقی اسی آکیرا و  کیر کلفته دوست داشتنیش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%b1%d9%82%db%8c-%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a2%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%a7-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%b1%d9%82%db%8c-%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a2%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%a7-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 11 Dec 2019 10:17:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[‫آوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ابوالفضل]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[انگیزی]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[بزنممنم]]></category>
		<category><![CDATA[بعد]]></category>
		<category><![CDATA[بگیمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونمن]]></category>
		<category><![CDATA[بیشترشون]]></category>
		<category><![CDATA[پررویی]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[چراگفت]]></category>
		<category><![CDATA[چیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانش]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیگهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[کردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کردماومد]]></category>
		<category><![CDATA[کردمبه]]></category>
		<category><![CDATA[کنیمنم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذشتبعد]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانمو]]></category>
		<category><![CDATA[معرفیش]]></category>
		<category><![CDATA[میخاره]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزه]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نپوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ندارهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[هردوشون]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[من آرش 25سالمه و تیپ فیلم سکسی دختر کشی دارم.یک مامان دارم اسمش سمیراست با یک کون گوشتی و بزرگ که هروقت راه میره مثل ژله بالا سکسی و پایین میره.داستان من با مادرم بر شاه کس میگرده به دو سال پیش.و برای دومین بار داشتم سکس رو تجربه میکردم که بار کونی قبلیش با [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>من آرش 25سالمه و تیپ فیلم سکسی دختر کشی دارم.یک مامان دارم اسمش</h2>
<p>سمیراست با یک کون گوشتی و بزرگ که هروقت راه میره مثل ژله بالا سکسی و پایین میره.داستان من با مادرم</p>
<h3>بر شاه کس میگرده به دو سال پیش.و برای دومین بار داشتم</h3>
<p>سکس رو تجربه میکردم که بار کونی قبلیش با دوست دخترم بود که ترکم کرد.من اصلا به فکر سکس با مامانم</p>
<h4>نبودم جنده که اومدم تو این سایت و وقتی که داستان</h4>
<p>بچه ها رو خوندم کم کم پستون به فکر این افتادم که یک جوری کون مامانمو بکنم.اول کار بگم که من</p>
<h5>۲تا خواهرم کوس دارم که هردوشون به مرحمت الهی رفتن خونه</h5>
<p>بخت.بابام هم که یک شرکت داره و بیشتر مواقع خونه نیست.راستی سن مامانم و نگفتم مامانم ۴۲ سالشه ولی خدا شاهد مثل سکس داستان زنای ۲۴ ساله</p>
<h6>میمونه.داستان سکس من با مادرم از اونجایی شروع ایران سکس شد که</h6>
<p>بابام میخواست به سفر خارج بره و دستگاه بخره.شب اولی که بابام رفت من تو این سایت بودم و دوباره داستان بچه ها رو خوندم تا ببینم با چه ترفندی مادراشونو به گا دادن.که بیشترشون از طریق زور بود که من اصلا خوشم نمیومد.من شب اولی که بابام رفت نتونستم بخوابم و داشتم واسه کردن اون کون گنده مامانم نقشه میکشیدم.وای همینطور که داشتم فکر میکردم کیرمو که آقا پرویز صداش میکردم را میمالیدم که یکدفعه دیدم داره آبم میاد و ولش کردم.آقا من نقشه کشیدم که هر وقت میرم حمام به مامانم بگم بیاد پشتم را لیف بزنه و بعد ببینم تنش میخاره یا نه که بعدا عملیاتو شروع کنم.دو روز بعدش که به اندازه دو سال گذشت مادرم بهم گفت آرش بو گرفتی برو حموم.منم از خدا خواسته رفتم حموم.در ضمن اینم بگم تو این دو روز مادرم یک جوری من نگاه میکرد و همیشه میخواست اون کون و سینش را به من نشون بده که کم کم باورم شد که مادرم تنش میخواره.بنده خدا حق داره شوهرش ۱۲ روز نیست و اونم کیر میخواد.سرتونو درد نیارم رفتم حمام یک ۵ دقیقه ای گذشت من داشتم واجبی میزدم که هر وقت مامانم کیرمو دید نترسه.کیرم هم بزرگه و هم کلفت و حالا پشماشم اگه بود بنده خدا سکته میکرد.واجبیمو که زدم داشتم قشنگ خودمو لیف میزدم و کیرمو قشنگ میشستم.که پیش خودم گفتم حالا وقتشه.بلند صدا زدم ماااااماااان.اونم گفت جون مامانم.(با لحن خاصی این جمله رو گفت که حشریم کنه)گفتم میای پشتم رو لیف بزنی.گفت چرا نمیشه عزیزم.منم که تو کونم عروسی بود.نقشه اول که به خوبی گذشت.بعد دو دقیقه اومد و در حمام و زد و گفت آرش جان در و باز کن میخوام بیام تو.به مامانم عمدا گفتم بزار شرتم را بپوشم تا شاید بتونم حشریش کنم.شرت سفیدمو پا کردم تا کیرم یک ذره معلوم بشه و در رو باز کردم.اومد تو حمام و گفت:بخواب رو زمین تا قشنگ پشت تو لیف بزنم.منم گفتم چشم مامانیم.خوابیدم و اونم شامپو بدنو ریخت تو لیف و شروع کرد به لیف زدن.من که کیرم شق شده بود و میخواستم کاری کنم کیرم رو ببینه و حشری بشه.بهش گفتم مامان سینم درد گرفت بزار وایسم و شما لیف بزن.اونم قبول کرد.من بلند شدم و اومدم که پشت کنم کیرم و دید و بشوخی گفت یا ابوالفضل این چیه که داره شرت را جر میده.منم که اصلا انتظار همچین حرفیو نداشتم و از طرف دیگه از خدام بود که همچین حرفی بهم بزنه گفتم شما که بیشتر میدونی این چیه.و بشوخی گفتم مه بابا از اینا نداره؟اونم خندی و گفت پشتتو بکن به من واست لیف بزنم.آخ چقدر قشنگ لیف میزد.لیف زدنشم مثل خودش قشنگ بود.بعد رفتم آب رو باز کردم و از عمد سر دوش حمامو طرف مامانم گرفتم و فشار آب و کردم تا آخر که دیدم مامانم مثل موش آب کشیده شده.وای اون کونش داشت از اون شلوار تنگش میومد بیرون.تازه یک چیز دیگه رو هم دیدم سینه هاش.سوتین نپوشیده بود.من که کیرم شق شده بود که با دیدن این صحنه میخواست قد علم کنه ولی نمیتونست.سرتون را درد نیارم به مامانم گفتم ببخشید حواسم نبود اونم گفت اشکال نداره.گفتم مامان برو بیرون و لباساتو عوض کن که گفت نه منم احساس میکنم کثیفم که یکدفعه از دهنم پرید چه بهتر.گفت چی؟گفتم هیچی میم عجب کار خوبی کردم که خیستون کردم.به جای این که حرف قبلیم را درست کنم ریدم توش.مامانم هیچی نگفت و خندید منم همراش خندیدم.بعدش گفت اینی که تو شورتت هست و نمیتونی بخوابونی.منم با کمال پررویی گفتم تا شما هستید که نمیخوابه که یکدفعه دیدم گفت نمیخوای به ما معرفیش کنی.منم که مات و مبهوت بودم نمیدونستم چی بگم.که وقتی که از اون حالت بیرون اومدم دیدم مامانم داره لباساشو در میاره.لخت مادر زاد اومد جلوم و گفت تو نمیخوای این بدبخت و از سلولت در بیاری من که هنوز باورم نشده بود گفتم چرا چرا.گفت پس چرا ول معطلی در بیار دیگه.منم در اوردم.وقتی به خودم اومدم اون کون گندش رو دیدم که میگفت بیا منو بکن منم بهش میگفتم صبرکن صبرکن یک طوری بکنمت تا به گوه خوردن بیافتی.بعد مامانم گفت نمیخوای منو لیف بزنی گفتم صددرصد.رفتم لیفشو برداشتم و شامپو بدنم برداشتم و اول کار شروع کردم پستوناش و شستن وای چه حالی میداد انگار داری به پنبه دست میزنی.نوک قهوه ای رنگ پستوناش منو تا حد جنون رسوند که یکم آب اولیم اومد ولی کم بود.بعد شروع کردم نافشو لیف زدن و بعدش رسیدم به کسش که رنگ صورتی داشت.وای چه بویی داشت.اصلا فکرشم نمیکردم من کس مامانمو بشورم داشتم کسشو همرا با لیف میمالیدم که یکدفعه دیدم داره میلرزه نگاه به بالا کردم دیدم خانوم چشاشو بسته و انگشتشو گذاشته تو دهنش منم که حشری تر هی کسشو میمالوندم برای بار دوم ارگراسم شده بود.بعد رفتم سراغ پاهاش و اونا رو هم شستم بعد بردمش زیر دوش حمام.من دوست نداشتم تو حمام کارشو بسازم گفتم مامان هروقت سرتو شستم بریم بیرون تا من دوباره بهت حال بدم اونم که هنوز تو فضا بود با صدای شهوت انگیزی گفت هرچی تو بگی.منم سرشو شستم و بدون این که سر خودمو بشورم اومدیم بیرون.من سریع خشکش کردم اونم منو قشنگ خشک کرد.بعد بردمش تو اتاق خودشون که تخت دو نفره فنری داشت.انداختمش رو تخت و شروع کردم به خوردن سینه هاش اونم که از خالی بودن خونه استفاده میکرد و هی آه و ناله میکرد.سر پستوناشو میخوردم وای چه حالی بهم داد.رفتم سراغ کسش و هی کسشو لیس میزدم اونم میگفت سر زبونتو بکن تو کسم و هی میگفت آه آه آه آرش جون ننتو بگا.منم که حشری شده بود. بیشتر لیس زدم و چچلشو پیدا کردمو میمکیدم که یکدفعه دیدم آب غلیظی اومد بیرون که من سرم را از کسش بیرون آوردم.بعد من بدون مقدمه کیرمو گذاشتم لاکسش و یک<br />
دفعه کردم تو که آه و نالش کوچه رو برداشته بود.بعد داشتم تلمبه میزدم که دیدم داره آبم میاد بعد رفتم سراغ کونش و یک تف زدمو کیر رو کردم تو کونش ویک آخ کرد.بعد ۴دقیقه تلمبه زدن آبم اومد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%b1%d9%82%db%8c-%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a2%da%a9%db%8c%d8%b1%d8%a7-%d9%88-%da%a9%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177568</post-id>	</item>
		<item>
		<title>عکاسی با میلف خوشگل</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b9%da%a9%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b9%da%a9%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 18 Jul 2019 07:13:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاقش]]></category>
		<category><![CDATA[اراجیف]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[اضطرابم]]></category>
		<category><![CDATA[اعتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[برقرار]]></category>
		<category><![CDATA[بعنوان]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودصدای]]></category>
		<category><![CDATA[بودوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمونی]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تعمیرگاه]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خداییش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[دادیمو]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دلداری]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[رفیقام]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیش]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[ساپورتش]]></category>
		<category><![CDATA[شدیماز]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستانی]]></category>
		<category><![CDATA[شهرمون]]></category>
		<category><![CDATA[شوهرتون]]></category>
		<category><![CDATA[قیافشو]]></category>
		<category><![CDATA[کردمبا]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[معرفیش]]></category>
		<category><![CDATA[میبینن]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میفتادم]]></category>
		<category><![CDATA[میفرستادم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنند]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدن]]></category>
		<category><![CDATA[نخواهم]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمایان]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نهایتش]]></category>
		<category><![CDATA[نیازمند]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[هرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیه]]></category>
		<category><![CDATA[وایساده]]></category>
		<category><![CDATA[وجودمو]]></category>
		<category><![CDATA[وفادار]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هم به من میداد و فیلم سکسی منم با دختره اشنا میکرد.منم هر از گاهی که با یکی از رفیقام به هم میزدم به فرزاد معرفیش میکردم.. سکسی خلاصه همیشه به هم حال میدادیم. بخاطر شاه کس کوچیک بودن محیط شهرمون هم سعی میکردیم بیشتر با دانشجوهای شهرستانی که واسه تحصیل میومدن کونی رفیق شیم&#8230; [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>هم به من میداد و فیلم سکسی منم با دختره اشنا میکرد.منم هر</h2>
<p>از گاهی که با یکی از رفیقام به هم میزدم به فرزاد معرفیش میکردم.. سکسی خلاصه همیشه به هم حال میدادیم.</p>
<h3>بخاطر شاه کس کوچیک بودن محیط شهرمون هم سعی میکردیم بیشتر با</h3>
<p>دانشجوهای شهرستانی که واسه تحصیل میومدن کونی رفیق شیم&#8230; بگذریم.یه روز فرزاد زنگ زد بهم که اره با یه زن بیوه</p>
<h4>رفیق جنده شدم شیرازیه و تازه واسه تحصیل اومده اینجا و</h4>
<p>خونه اجاره کرده و از تو پستون هم تعریف کردم براش و خلاصه حاضره به جفتمون بده ..منم خوشحال که به</p>
<h5>به یه کوس مدتی با یه بیوه رفیق میشیمو عشق و</h5>
<p>حالمونو میکنیمو از نظر مالی هم اگر واقعا نیازمند باشه ساپورتش میکنیم که فقط با خودمون باشه&#8230;قرار شد فردا ظهر من ناهار سکس داستان بگیرم و بریم</p>
<h6>خونه مریم خانم و خلاصه سه نفری صفا ایران سکس کنیم. فردا</h6>
<p>ظهر حدود ساعت 1 رفتم رستوران 3 پرس غذا گرفتم و به فرزاد زنگ زدم گفت که من پیش مریم هستم ادرسو داد و گفت بیا. شانس بدم ماشینمم تعمیرگاه بود و مجبور شدم تاکسی دربست گرفتم و رفتم ادرسی که فرزاد داده بود.وقتی رسیدم زنگ زدم به فرزاد و اومد در رو باز کرد.یه اپارتمان 4 طبقه بود باهم رفتیم طبقه دوم داخل خونه شدیم.وقتی وارد منزل شدم دیدم به به عجب زن زیبایی بود این مریم. همونجا شق کردمبا هم دست دادیمو فرزاد معرفیمون کرد به هم. مریم سفره رو انداخت و نشستیم مشغول خوردن ناهار شدیم..از زندگیش تعریف کرد و قبول شدنش تو دانشگاه و&#8230;.بعد از ناهار مریم سفره رو جمع میکرد فرزاد یواش به من گفت من قبل از اینکه بیای باهاش حال کردم دیگه حس و حال ندارم. من میرم تو بمون پیش مریم عشق و حالتو بکن اگه خواستی بعنوان هدیه یا هرجی که خودت خواستی پولی هم بذار تو کیفش&#8230; منم خداییش خیلی از قیافشو اندامش خوشم اومده بود و ظاهرا هم دیدم اخلاقش خوبه و با مرامه گفتم باشه تو برو منم بعدا میام..فرزاد یه چیزی در گوش مریم گفت و خداحافظی کرد و رفت. من موندم و مریم..بعد از جمع شدن سفره اومد پیشم نشست و منم اروم اروم شروع کردم به نوازش کردنش.با خودم گفتم بهتره قبلش یخورده کسشعر بگم تا فکر نکنه فقط بخاطر سکس اومدم پیشش و &#8230;بهش گفتم دوس دارم فقط با خودمو فرزاد باشیو اگه مشکلی داشته باشی ساپورتت میکنیم فقط وفادار باشیو خراب نکنی خودتو تو این شهر و&#8230; خلاصه بعد از کسشعر گفتن بهش گفتم اگه اماده ای شروع کنیم..اونم بدون مقدمه تاپشو در اورد و سینه های سایز 80 رو از زیر سوتین نمایان کرد..داشتم منفجر میشدم.. خودش هم داشت دیوونه میشد از حشر..اومدم شلوارمو در بیارم که یهو صدای در اومد.. یخورده ترسیدم بهش گفتم کیه یعنی؟بهم گفت برو تو اتاق تا من برم ببینم کیه. زود لباسشو پوشید رفت در رو باز کرد زن صابخونه بود!(خونه صابخونه طبقه همکف بود)صدای زن صابخونه رو شنیدم داشت بهش میگفت من دیدم یه اقایی اومده بالا و اومده داخل خونه شما شده اون کیه!اینو که گفت خدا شاهده تمام بدنم و قلبم از جا داشت در میومد.باور کنید از ترس داشتم میمردم. مریم به زن صابخونه میگفت کسی خونه من نیومده اونم پیله کرده بود که نه من خودم دیدم اومده خونه شما&#8230; از سرو صدای زن صابخونه دو سه تا از زنای همسایه هم از خونه هاشون اومدن بیرون.. شاید باور نکنین من از ترسم تو کمد لباس قایم شده بودم. دیدم راه چاره ای ندارم اگه همینجور خودمو میباختم شاید سکته میکردم. یخورده به خودم دلداری دادم گفتم نهایتش اینه که منو میبینن دیگه جرمی که نکردم زن بیوه هست نهایتش میگم مثلا صیغه کردم جرم هم نکردم .. زن صابخونه به مریم گفت که مریم خانم من به شوهرتون میگم که یه مرد اومده خونتون..باور کنید این حرفو که شنیدم انگار مرگ رو جلو چشمام میدیدم.خدا نکنه هیچوقت برای دوست و دشمنتون این اتفاق بیفته. (من واسه خودم یه اعتقادی دارم و اون اینه که هیچوقت تا حالا با زن شوهر دار رابطه برقرار نکردم و نخواهم کرد. هرکسی دوس داره میتونه مسخره کنه اما این اعتقاد منه کاری هم به دین و &#8230;. ندارم. کلا ارتباط با زن شوهر دار رو خیلی بدم میاد) وقتی شنیدم که مریم شوهر داره بخدا مرگ رو دیدم جلو چشمام چون اگر منو میگرفتن میشدم اش نخورده و دهن سوخته.صد در صد حکمم اعدام بود اگه گیر میفتادم. مطمئن بودم زندگی و ابرو و حیثیتم نابود شده. تمام وجودمو بغض گرفته بود و به خودمو فرزاد لعنت میفرستادم که چرا همچین غلطی کردم و منی که هیچوقت خونه هیچ دختری نمیرفتم چرا خر شدم و اومدم اونجا. تو این افکار بودم که شنیدم مریم به زن صابخونه گفت هرکاری دلتون میخواد بکنید . هیچ مردی خونه من نیست و محکم در رو بست. مریم بدو اومد تو اتاق و بهم گفت باید هرجور میتونی فرار کنی . اگر زنگ بزنن به 110 کلک هر دومون رو میکنن. بهش با گریه گفتم تو چرا دروغ گفتی طلاق گرفتی تو که شوهر داشتی.که بهم گفت وقت این اراجیف نیست به فکر فرار کردن باش که دیدم راست میگه وقت این حرفا نیست. مریم از چشمی در داخل راه پله ها رو نگاه میکرد هیچ کس نبود. بهم گفت اروم اروم برو پایین اگر هم زن صابخونه پایین بود یجوری بزنش کنار و در رو.حداقل اونجا بگیرنت بهتر از اینه که داخل خونه بگیرنت. باور کنید تو اون شرایط بهترین راه حلی که به ذهن میرسید همین بود حداقل کسی نمیدید که من از خونه اون اومدم بیرون. اروم در رو باز کردم و یواش یواش اومدم پایین. رسیدم به همکف دیدم زن صابخونه دم درشون وایساده و داره کشیک میده. شروع کردم به دویدن و زن صابخونه هم شروع کرد به داد زدن و فحش دادن. محل ندادم رسیدم به در اصلی اونو باز کردم اومدم داخل کوچه قلبم از جا داشت در میومد. شروع کردم به دویدن. زن صابخونه هم تو کوچه داشت داد میزد و همسایگان رو به کمک میطلبید. اینقدر دویدم تا رسیدم به خیابون اصلی. بخدا همینجور اشکام داشت میریخت.جلو یه وانت رو گرفتم و پریدم داخلش تنها چیزی که یادم میومد این بود که با گریه بهش گفتم زورگیرا دنبالمن میخوان جیبمو بزنن . خدا خیرش بده با اخرین سرعت گازشو داد و منو رسوند به یه منطقه بی خطر. دوستان گرامی این داستان من واقعیه بخدا هیچ چیزش الکی و چاخان نبود. من تا یک هفته همش قرص فلوکسیتین میخوردم تا اضطرابم کم شه.داغون شدم تو این مدت همش کابوس میدیدم. این جریان به خیر گذشت اما هنوز که هنوزه وقتی یادم میاد قلبم طپشش زیاد میشه و استرس منو میگیره. من که خدا رو شکر با هیچ زن شوهرداری رابطه ندارم و نداشتم اما به کسانی که با زن متاهل رابطه برقرار میکنند توصیه میکنم ترک کنین این کار رو. خدای ناکرده اتفاق یه بار میفته اگه گیر بیفتین همه چیتونو از دست میدید.لذت چند دقیقه ای ارزش نداره به یه عمر پشیمونی.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b9%da%a9%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175306</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم بلند حشری فقط میزاره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%81%d9%82%d8%b7-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%81%d9%82%d8%b7-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Apr 2019 05:58:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابرومو]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقات]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استقبال]]></category>
		<category><![CDATA[اشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انجامش]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمو‌]]></category>
		<category><![CDATA[اومدم‌]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باورکنید]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[بچسبون]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بفرسته]]></category>
		<category><![CDATA[بگذریم]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بیارمش]]></category>
		<category><![CDATA[پاشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاتو]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[پولدار]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جوابمو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانا]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دلیلشو]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله]]></category>
		<category><![CDATA[دوساعت]]></category>
		<category><![CDATA[دوسالی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوهفته]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[رفیقام]]></category>
		<category><![CDATA[رومانتیک]]></category>
		<category><![CDATA[ساپورتش]]></category>
		<category><![CDATA[سکسمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[سیگارم]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکمو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[فکر‌کنم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدن]]></category>
		<category><![CDATA[فوق‌العاده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[کردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[کنارشو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکترم]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدم]]></category>
		<category><![CDATA[گاییدنش]]></category>
		<category><![CDATA[گاییده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتبعد]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدو]]></category>
		<category><![CDATA[مادرمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدش]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانشو]]></category>
		<category><![CDATA[مجردیم]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفت]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنم]]></category>
		<category><![CDATA[معرفیش]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردو]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورید]]></category>
		<category><![CDATA[میدونن]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکرده]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمت]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیارم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکشم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[وابسته]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[و‌اومدم]]></category>
		<category><![CDATA[و‌رفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[یادمون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سلام من حسین هستم۲۹سالمه از کرج داستانی که میخوام واستون بگم کاملا واقعی هستش وقت پیش با یکی از رفیقام رفتم که ی سکس جنده رو سمت گلشهر بکنه باهاش رفتم تو خونه و بعد سلامو سکس خوشو بش خاله که اسمش مریم سکس خوشو بش خاله که اسمش مریم بود اومد گفت به رفیقم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سلام من حسین هستم۲۹سالمه از کرج داستانی که میخوام واستون بگم کاملا واقعی هستش</h2>
<p>وقت پیش با یکی از رفیقام رفتم که ی سکس جنده رو سمت گلشهر بکنه باهاش</p>
<h3>رفتم تو خونه و بعد سلامو سکس خوشو بش خاله که اسمش مریم</h3>
<p>سکس خوشو بش خاله که اسمش مریم بود اومد گفت به رفیقم حساب کن برو</p>
<h4>بود اومد گفت به رفیقم حساب کن برو تو اتاق که یهو</h4>
<p>از رفیقام رفتم که ی جنده رو سمت گلشهر بکنه باهاش رفتم تو خونه و بعد سلامو خوشو بش خاله سکس که اسمش مریم بود اومد گفت به رفیقم حساب کن برو تو اتاق که یهو جنده که اسمش</p>
<h5>ا دخترش رو با من آشنا کنه که اول گفت منو امشب نکن بزار واسه یشب دیگه ولی گوش ندادم و حسابی از خجالت کسش که واقعا دوست داشتم گاییدنشو تجربه کنم در اومدم و الان ملیکا نمیدونه که من مامانشو گاییدم و فکر میکنه که دختر خاله من مثلا و خواهرش که همون مامانشه باعث اشنایی ما شدن ولی روم‌ نمیشه دیگه به لیلا بگم که بهم بده میترسم خراب شه رابطم با ملیکا امیدوارم خوشتون اومده باشه ببخشید طولانی شد . بگم کاملا واقعی هستش .راستش فیلم سکسی چند وقت پیش با یکی از</h5>
<p>باهاش رفتم تو خونه و بعد سلامو خوشو سکس داستان بش خاله که اسمش مریم بود اومد گفت بهم ساپورتش میکنم .اولین سکسمونم بردمش خونه خیلی رومانتیک باهم بودیم و واقعا به معنای واقعی کلمه بهم کس داد و از کونم خودش گفت بکنمش و حسابی اون روز کردمش واقعا کس رو دستش نکردم با اینکه جنده و زید زیاد کردم هیچ کدوم اینجوری نداده بودن بهم حتی لیلا مادرش که اونم عالی بود عین ملیکا نبود .هنوز با همیم و واقعا دوسم داره مثل موم شده تو دستم خودمم نمیدونم چرا اینقدر وابسته شده هفته ایی سه بار هم خونه خودشون وقتی مادرش نیست حتی یکی دو ساعتم سریع زنگ میزنه قبلش که برم بکنمش و با هم باشیم و هم خونه خودم از کس و گاهی هم از کون واقعا میگامش واقعا با جونو دل بهم میده و هیچی کم نمیزاره هنوزم فکر میکنن من نمیدونم خواهر نیستن و مادر دخترن منم به روش نمیارم و الان که فکر میکنم میبینم اون روز لیلا میخواست که ملیکا دخترش رو با من آشنا کنه که اول گفت منو امشب نکن بزار واسه یشب دیگه ولی گوش ندادم و حسابی از خجالت کسش که واقعا دوست داشتم گاییدنشو تجربه کنم در اومدم و الان ملیکا نمیدونه که من مامانشو گاییدم و فکر میکنه که دختر خاله من مثلا و خواهرش که همون مامانشه باعث اشنایی ما شدن ولی روم‌ نمیشه دیگه به لیلا بگم که بهم بده میترسم خراب شه رابطم با ملیکا امیدوارم خوشتون اومده باشه ببخشید طولانی شد . که اسمش مریم بود اومد گفت به رفیقم حساب کن برو تو اتاق</p>
<p>که اسمش مریم بود اومد گفت به رفیقم حساب کن برو تو اتاق که یهو جنده که اسمش لیلا بود اومد بیرون از اتاق که بره دستشویی .یه خانم قد بلند خیلی خوشگل و جذاب با کونه تقریبا برجسته و سینه های بزرگ که واقعا با دیدنش منم دلم خواست که بکنمش و لذت کردنشو از دست ندم بگذریم دوستم حساب کردو رفت تو اتاق منتظر لیلا شد تا بیاد بکنش و خاله هم مدام به رفیقم تاکید میکرد که سریع بکنش که ی مشتری حساس دارم داره میاد پول خوب میده بفهمه که لیلا امروز داده دیگه نمیاد و میپره و حساسه و‌ باید بدنشو بشوره دردسره و این حرفا رفیقمم اوکی دادو رفتن تو .بعد چند دقیقه به خاله گفتم که منم میخوام برنامه برمو این کس رو بکنم اول گفت الان نمیشه برو ی دوساعت دیگه بیا تا طرف بیادو بره منم اصرار نکردم تو همین حین صدای ناله لیلا هم از اتاق بلند شد و رفیقمم انصافا کیره خوبی داشت و کمتر پیش میومد که جنده ایی دوبار با من و اون سکس کنه چون کسایی که جنده بیزینسی میزنن میدونن اکثره جنده ها میخوان سری ی ساک بزنن راست کنی و بعد با ادا اصول و فن ابتو بیارنو سریع پولو بگیرن حقم دارن دنباله پولن دیگه به زیدش که کس نمیده خلاصه که بگذریم طرفو من نتونستم اون روز بکنمو با تعریف هایی هم که رفیقم کرد حسابی چشمم دنبالش موند رفیقمم ازش شماره گرفته بودو بعدا فهمیدم که نمیدونم چجوری ولی ی تایمی با خودش ریخته بود روهمو بعدشم مخ دخترشو که اسمش ملیکا بودو زده بودو همش خونه اینا بود این داستان گذشتو من با رفیقم سره ی سری از اتفاقات بهم زدیمو ی دوسالی از همشون بی خبر بودم .بعد یروز از طریق یکی از دوستان شنیدم که خیلی وقت پیش با اونا تموم کرده و کاری باهاش ندارنو فهمیدن چه لجنیه و مطمئنم بودم که اگر اس بدمو‌ خودمو معرفی کنم با اون گندی که اون ظاهرا زده بود عمرا جوابمو نمیدن خلاصه چند وقتی گذشت و چند باریم به روش های مختلف پی ام زنگ اس زدم ولی نتیجه نداد که نداد .یشب ی فکری به سرم‌ زد که تصمیم گرفتم تیری تو تاریکیش کنم انجامش بدم‌که دسته بر قضا گرفت.بعد از اون داستانا که تقریبا سه سالی میگذشت من پیش اون خاله زیاد برنامه میرفتم و میدونیتم که دیگه خبری ازشون نداره و نمیدونه حتی کجا هستنو کجا کار میکنن به خاطر همین تصمیم گرفتم با یکی از خطام به لیلا پیام بدم و خودمو مریم یعنی اون خاله معرفی کنم این کارو کردمو و نقشم گرفت و لیلا خیلی هم گرم برخورد کردو شروع کردیم اس ام اس دادن و حال و احوال و ازین حرفا بعد از دهن مریم به لیلا گفتم کار میکنی که گفت ای گه گاهی گفتم ی بچه پولدار سراغ دارم که مشتری خوبمه و به هر کسی معرفیش نمیکنم که برش بزنه و این حرفا و خیلی خوبه و کمکم میکنه این صحبتا اگه ابرومو نمیبری بفرستمت پیشش باهاش اوکی شو با هم باشید که کلی استقبال کردو‌ گفتم شمارتو میدم بهش که بهت زنگ بزنه فردا .فردا با خط ۱۲بهش پیام دادمو زنگ‌زدمو کلی محترم و باشخصیت و با تعریفایی که خودم کردم از خودم شب قبلش و یکم کلاس خیلی راحت مخشو‌ زدم و قرار گذاشتم که دو‌روز‌ بعد برم‌دنبالش و بیارمش واسه برنامه .اینم بگم که لیلا فکر‌کنم حدود ۳۵سالشه و‌ فوق‌العاده سکسی و نامبر وانه رفتم ماشینمو‌دادم به پدرمو با ماشین اون رفتم دنبالش اومد سوار شد خوش و بش کرد و از چهرش معلوم بود که یکم خورد تو پرش که معلوم بود من ازش کوچیکترم چون میخواست بچسبه و حسابی با یه جنده بازیو‌ کس دادن خرج خودشو راحت در بیاره از ما نمیخوام بگم بچه پول دارم نه ولی وضع مالی بدی هم‌نداریم املاک داریم و تو کاره ملکیم. رفتیم خونه مجردیم و‌رفتیم بالا بهم گفت که چیزی داری بزنیم گفتم چی‌ میخوای گفت کشیدنی&#8230; گفتم من کشیدنی اهلش نیستم چون سیگارم نمیکشم مشروب دارم میخوای بخوریم گفت نه اگه اجازه هست یکم شیره دارم بکشم خودم میشه منم فکر نمیکردم اهل این داستانا باشه تو رودر واسی گفتم اوکی بکش‌ مشکلی نیست رفت لباساشو در اورد با یه لباس مثل لباس خواب تقریبا اومد که شروع کنه بکشه که بقول خودش یکم بعد مدتها امشب حال کنه شروع کردو‌ منم لباسمو عوض‌کردمو با ی شلوارک اومدم‌ پیشش شروع کرد‌به حرف زدنو که ته چهرت اشناستو من خیلی وقته کار نمیکنم و‌اومدم ببینمت واسه دوستیو این‌حرفا که دیدم‌داره کس میگه دیگه و میره رو مخ که رفتم کنارشو چسبیدم بهشو‌ دست انداختم تو سینه هاشو از زیر بردم تو سوتینشو شروع کردم به اروم مالیدن که چشماشو بستو وساییله نشه بازیشو گذاشت کنار یکم مالوندمش که دیدم بدجوری حشریه لباس توریه رویییشو در اوردم با یه شرتو سوتیین قرمز جلوم بود و نشه و اماده کس دادن گفت بزار برم یه دستشویی بیام رفت یه مسواک از تو کیفش در اورد رفت تو دست شویی و بعد ۵دقیقه اومد منم رفت تو اتاق و شلوارکمو در اوردمو‌با شرت خوابیدم روی تخت که اومد تو و خوابد بغلم بهم گفت میشه سکس نکنیم گفت یعنی چی ؟مشکلی هست مگه گفت نه امشب سکس نکنیم گفتم یعنی چی‌ اخه گفت هیچی بخدا میخوای بکنی امشب گفتم معلومه که میخوام بکنم گفت باشه (که دلیلشو که مخالفت کردو میگم حالا در ادامه )شروع کرد به لب بازی باهامو‌ منم که بعد سه سال که دوست داشتم اینو ی روز بکنمش و بلاخره اوکی‌شده بود هات شروع کردم به لب بازی باهاش یکم مالوندمشو سوتین نشو باز کردم سینه هشو خوردم که‌واقعا دیگه انقدر حشری شد که اومدم کسشو بمالم از رو شرت دیدم خیسه خیسه شرتش دیگه منم نمیخواستم بکنمش اون نمیزاشت شرتشو در اوردمو‌ خوابیدم رو تخت بلد شد یکم با کسش بازی کردو‌اومد روی‌من و‌گردنو سینمو شروع کرد به خوردن عالی میخوردو لیس میزد شکممو اومد پایین و شورتمو در اورد کامل راست کرده بودم من کیرم ۱۶سانته تقریبا و کیرمو گرفت دستش و مالیدش و اروم اروم گذاشت دهنشو شروع کرد به ساک زدن نمیتونم لذت اون ساک حرفه ایی رو که میزد واستون با این کلمات وصف کنم ولی رو ابرا بودم کیرمو وکیوم میکرد با دهنش انگار برگشتم به پشت یکم ماساژ داد کمرمو و بعد با کسش نشست رو‌کمرم خیسه خیس بود ی جوری شدم کمرم خیس شد با اب کسش تا کف پامو خورد و پاشد گفت پاشو بکنم که خارم داره گاییده میشه بدو‌ گفتم یکم دیگه ساک بزن گفت بکن حالا یکم باز میخورم واست گفتم نه بخور که سریع کیرمو کرد تو دهنش تا ته و ساک میزدا تا حالا نه زیدام اینجوری ساک زده بودن نه جنده هایی که گاهی میرفتم میکردم بعد بلند شد گفت پاشو من بخوابم بلند شدم گفتم بخواب رفتم کاندوم باز کردم کشیدم روی کیرم و اومدم پاهاشو باز کردم یکم کیرمو رو کسش مالوندمو بالا پایین کردم و اروم سرشو کردم تو ی اهیی کشید و چشماش رفت منم اروم اروم شروع کردم به کردن و تند ترش کردم کسش واقعا لزجو خیس بود و گرم و گاییدنش بهم لذت میداد خودشم داشت از کس دادنش اذت میبرد برش گردوندم داگی گذاشتم در سوراخ کونش که گفت نکن پشتم گفتم چرا گفت نمیتونم دیگه از پشت مجبور به عمل شدم چند وقت پیش میگفت که انگار با یکی بوده که دوسش داشته و اونم به بهانه ازدواج همه کاری باهاش میکرده و زیاد از کون میکردش و بواسیر گرفته بوده گفت اگه ممکنه از پشت نکنم اگرم که واقعا نمیخوای بکنی ارضا نمیشی از کس اخرش یکم بکن ابت بیاد که گفتم مهم نیست واسم از کس میکنمت و کردم از پشت تو کسش و شروع کردم به گاییدنش حسابی حال میداد داد میزد جیغ میزد میگفت خارمو بگا مادرمو بگا این کسو جر بده بعد خوابیدم من اومد روم کیرمو کرفت دستش گذاشت تو کسشو شروع کرد به دادن بالا پایین میکرد باورکنید از شدته شهوت میخواست جیغ بزنه گریه کنه یه چند مین روم بود و کسشو میکردم بعد گفتم طاق باز بخواب میخوام بیارم ابمو دستمو انداختم پشت پاهاشو باز کردم پاهاشو گذاشتم لای کسشو گاییدمشا ی جوری که حرف نمیتونست بزنه لرزیدو بقلم کرد و یهو یخ کرد زیرم سریع در اوردم پاهاشو بستم گفتم بچسبون بهم پاهاتو که تنگ بشه کردم لای پاشو کسش دادم رفت تو کیرمو ی چندتا زدم ابم داشت میومد در اوردم بیرون کاندوممو در اوردم همون جور که خوابیده بود گذاشتم رو لباش دهنشو باز نکرد ابم اومد وارضا شدم جون نداشتم چشماشو باز کردو ابمو با زبونش جم کرد خورد اروم کیرمم کرد تو دهنشو میک زد یکم تا خالی شم خوب کیرمو تمیز کرد یکم تو بقله هم بودیم پاشدیم پوشیدیم بردم رسوندمش بعدش که داشتم برمیگشتم پیش خودم میگفتم واقعا ارزش پیگیری کردن رو‌داشت می ارزید کردنش و راضی بودم و به این فکر میکردم که ملیکا دخترشو چجوری مخ کنم و بکنمش شمارشو‌ اصلا از کجا بیارم .چند روز بعد باز قرار داشتیم میزاشتیم که بیارم بکنمش که دیدم یجوریه گفت ی چیزی بگم ناراحت نمیشی گفتم بگو گفت راستش من واقعا ازین که باهات سکس کنم و بکنیم راضی ام و حتی الانم باهات تعارف ندارم شاید بیشتر از تو دوست دارم که بکنیم و بهت بدم ولی ما نمیتونیم زید باشیم راحت باشیم سنت بهم نمیخوره حس خوبی ندارم میخوام ی پیشنهاد بدم بهت که با خواهرم ملیکا باشی اون متولد ۷۵کوچیکتر از توئه بهم میاید بهم میخورید راحت ترید توام پسر خوبی هستی میتونی هواشو داشته باشی منم خوشحال ترم فکر میکرد که من نمیدونم ملیکا دختره خودشو ولی روش نمیشد مثلا که بخواد مستقیم دخترشو بفرسته واسه زید شدنو کس و کون دادن .منم یکم نه اوردمو من من کردمو تو دلم گفتم خدایا مگه میشه اخه خودت جورش کردی خوشحال بودمو مثلا به ناراحتی و اصرار قرار شد ببینمشو حرف بزنیمو برم دنبالش منم از خدا خواسته هماهنگ کرد شمارشو داد بهم قرار گذاشتیم رفتم دنبالش از ملیکا بگم بهتون ی دختره واقعا کس واقعا کس موهای بلوند بدون ی ذره چربی و شکم صاف و لاغر زیبا خوشگل و ناز پاهای تو پر کونه واقعا زیبا و بزرگ کمر باریک واقعا کسی خواست عکس میدم ببینه که کسشعر نیست و سینه های معمولی و یه کسه عالی رفتم حرف زدیم اونم عین من که حال کردم واقعا باهاش خوشش اومد ازم شام بردمش بیرون یه دوهفته ایی باهم میگشتیم هواشو‌ داشتم و البته هنوزم دارم بعد به پیشنهاد خودش بعد پریودیش گفت بریم خونه خودت باهم باشیم و دوست دارم اولین سکسمون باهم عالی باشه و یادمون بمونه همیشه واقعا دوسم داره و میخواد فاب باشیم منم که اصلا فکرشم‌نمیکردم کار اینجوری بشه فعلا یکم با زید قبلیم شکر اب شدم چون واقعا ملیکا همه چیز واسم داره و کم نمیزاره منم ساپورتش میکنم .اولین سکسمونم بردمش خونه خیلی رومانتیک باهم بودیم و واقعا به معنای واقعی کلمه بهم کس داد و از کونم خودش گفت بکنمش و حسابی اون روز کردمش واقعا کس رو دستش نکردم با اینکه جنده و زید زیاد کردم هیچ کدوم اینجوری نداده بودن بهم حتی لیلا مادرش که اونم عالی بود عین ملیکا نبود .هنوز با همیم و واقعا دوسم داره مثل موم شده تو دستم خودمم نمیدونم چرا اینقدر وابسته شده هفته ایی سه بار هم خونه خودشون وقتی مادرش نیست حتی یکی دو ساعتم سریع زنگ میزنه قبلش که برم بکنمش و با هم باشیم و هم خونه خودم از کس و گاهی هم از کون واقعا میگامش واقعا با جونو دل بهم میده و هیچی کم نمیزاره هنوزم فکر میکنن من نمیدونم خواهر نیستن و مادر دخترن منم به روش نمیارم و الان که فکر میکنم میبینم اون روز لیلا میخواست که ملیکا دخترش رو با من آشنا کنه که اول گفت منو امشب نکن بزار واسه یشب دیگه ولی گوش ندادم و حسابی از خجالت کسش که واقعا دوست داشتم گاییدنشو تجربه کنم در اومدم و الان ملیکا نمیدونه که من مامانشو گاییدم و فکر میکنه که دختر خاله من مثلا و خواهرش که همون مامانشه باعث اشنایی ما شدن ولی روم‌ نمیشه دیگه به لیلا بگم که بهم بده میترسم خراب شه رابطم با ملیکا امیدوارم خوشتون اومده باشه ببخشید طولانی شد .		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%81%d9%82%d8%b7-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173498</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.009 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-06 09:39:47 by W3 Total Cache
-->