<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>مهرداد &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%af/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:31:54 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>مهرداد &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>عاشق کرده شدنه این جنده خانوم اما بازیگوش هم هست</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 09 Dec 2019 06:14:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[احتمالا]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امروزم]]></category>
		<category><![CDATA[اميدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتي]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اينهمه]]></category>
		<category><![CDATA[باداباد]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختي]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بيمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[تحويلش]]></category>
		<category><![CDATA[تلويزيون]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[جريانو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظي]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلش]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشمو]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دستشويي]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانم]]></category>
		<category><![CDATA[ديگران]]></category>
		<category><![CDATA[رفتبعد]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[فهموندم]]></category>
		<category><![CDATA[کارمون]]></category>
		<category><![CDATA[کذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مساعده]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتي]]></category>
		<category><![CDATA[مهرداد]]></category>
		<category><![CDATA[مواقعي]]></category>
		<category><![CDATA[موقعيت]]></category>
		<category><![CDATA[ميخاست]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميريختم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزارم]]></category>
		<category><![CDATA[ميفهميد]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[مينويسم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسيده]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمي‌رسيد]]></category>
		<category><![CDATA[نميرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نميومد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ميافته که بدم.اين داستان واقعي فیلم سکسی رو که براتون مينويسم مربوط ميشه به حدود 15 سال پيش يه بچه اي توي کوچه ما بود که کون سکسی لبي داشت چاق نبود ولي توپر بود شاه کس من چند بار به بهانه هاي مختلف آوردمش خونمون و يواش يواش و با حوصله کونی زياد و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ميافته که بدم.اين داستان واقعي فیلم سکسی رو که براتون مينويسم مربوط ميشه</h2>
<p>به حدود 15 سال پيش يه بچه اي توي کوچه ما بود که کون سکسی لبي داشت چاق نبود ولي توپر</p>
<h3>بود شاه کس من چند بار به بهانه هاي مختلف آوردمش خونمون</h3>
<p>و يواش يواش و با حوصله کونی زياد و کار مداوم و خستگي ناپذير شروع کردم به ماليدن کونش اولش دستمو</p>
<h4>هنگام جنده رد شدن از کنارش ميزدم به کونش و بعد</h4>
<p>از مدتي که ديدم چيزي نميگه پستون و تازه همچين بدشم نمياد تو مواقعي که خونمون خلوت بود ميرفتم دم در</p>
<h5>خونمون و کوس اگه مشغول بازي بود با طرفندهاي مختلف مياوردمش</h5>
<p>خونه ميبردمش تو اتاقم تا از پشت ميچسبيدم بهش خودش ميفهميد و راحت بدون هيچ مقاومتي ميخابيد منم شلوارشو پايين ميکشيدم و سکس داستان کيرمو لاي پاهاش</p>
<h6>ميکردم واقعا عجب کوني داشت من نميدونستم اينقدر ایران سکس خوشش مياد</h6>
<p>از دادن تا اينکه برادرم که خونشون با ما فاصله زيادي نداشت بچه دار شد و روزي که زن داداشمو از بيمارستان آوردن خونه خونه ما کلا خالي شد يعني فقط بابا و مامان پيرم خونه بودن که اونا رو هم مشکلي به حساب نمياوردم ديدم صبحش تو کوچه ديدمش گفتم ميواي تو؟ بدون هيچ حرفي اومد بردمش تو اتاقم دست کذاشتم رو کون خشکلش خودش با پاي خودش رفت خابيد رو تختم.الان که دارم اين خاطره رو مينويسم هر از گاهي دستمو ميمالم به کيرم من مثل ديگران از خودم کس شعر نميگم جدا عين حقيقته.منم رفتم روي تخت و نشستم پشتش و شلوارشو کشيدم پايين واي عجب کوني بود سفيد و توپر بدون يه نخ مو. شلوارمو کشيدم پايين و کير خوشکلمو در آوردم يه تف غليظ و با صرفه عين مايع ظرفشويي گلي به کيرم زدم و يه تف جانانه هم لاي پاي حسين جون(ببخشيد معرفي نکردم) انداختم سير کردمش و آبمو ريختم لاي پاهاش بعدم شلوارمو کشيدم بالا اونم شلوارشو کشيد بالا و رفتيم جلوي تلويزيون نشستيم بهش جريانو گفتم که امروز خونه خاليه در حين فيلم نگاه کردن ديدم نيستش تا حسين جون بخاطر اينکه تابلو نشه رفته خونشون.آخراي فيلم بود که ديدم حسين آقا بدون در زدن اومد کنارم نشست.شهوت چنان تو چشماش برق ميزد که منو خيلي حشري کرد. دور برم رو نگاه کردم ديدم اوضاع مساعده بلند شدم و با اشاره گردن و چشمک زدن بهش فهموندم که دمبالم بياد تو اتاقم اونم بدون هيچ معطلي پشت سرم راه افتاد.عين دفه قبلي فقط کونشو خوب ماليدم و چند تا بوسش کردم و قربون صدقش رفتم کارمون که تموم شد بعد از چند دقيقه باز دوباره حسين آقا بدون خداحافظي رفت. ظهر شد و پسر اون يکي داداشم چون مجلس زنونه بود براي ناهار اومد خونه ما و بعد از خوردن نهار يکراست رفت رو تخت من گرفت خابيد منم گفتم شانس مارو باش همه جارو ول کرده اومده رو تخت من.آقا تازه خابش برده بود که باز حسين آقا اومد خونمون که من ديگه از تعجب چشام از کاسه زده بود بيرون به خودم گفتم امروزم که طرف خودش کونش پا شده مزاحم داريم .يه سر زدم به پسر داداشم ديدم خواب خوابه گفتم باداباد به حسين اشاره کردم اونم با اکراه اومد تو اتاق آروم بهش گفتم خوابش سنگينه.بردمش پايين تختم و به حالت زانو زده شلوارشو کشيدم پايين هر بار که شلوارشو پايين ميکشيدم برام يه تازگي خاصي داشت کيرم زياد بلند نشد ولي حسابس کردمش بعدم سريع فرستادمش رفت.بعد از ظهر جمعه بود و فيلم سينمايي شبکه يک رو ميديدم که يه دفه از اومدن ناگهاني حسين آقا جا خوردم.نشست کنارم ولي من ديگه نا نداشتم که بکنمش. از روي سيري تحويلش نگرفتم اونم بعد از نيم ساعتي که جا خشک کرده بود ول کرد رفت کونده با اين بچه گيش خيلي سياست داشت.اتا شب يه بار ديگه هم اومد منم کيرم ديگه بلند نميشد نيم ساعت رو کارش بودم تا آبم اومد.لابد ميگين اين چه ربطي به دادن خودت داره؟عرض ميکنم خدمتتون.اون جريان گذشت و ديگه هم همچين موقعيت خوبي پيدا نشد ولي هر چند ماه يکبارميکردمش تا اينکه يه روز بمدت 2 ساعت خونه خالي شد سريع رفتم تو کوچه ديدم نيست بعد از چند بار کشيک دادن پيداش شد بهش اشاره کردم نميدونم چرا نميومد يا يکي ديگه جاي منو گرفته بود يا احتمالا از بوي بدنش که من لاي پاش منيمو ميريختم تابلو شده بود آخه عقلم نميرسيد که بگم بره دستشويي خودشو بشوره.منم رفتم بيرون و تو راه برگشتن بهش گفتم حسين مامانم نظري درس کرده بيا ببر تا اومد دم در گرفتم بردمش تو يکم مقاومت کرد نميخابيد هرچي بيشتر مقاومت ميکرد منم حشرم بيشتر ميزد بالا مجبور شدم ايستاده شلوارشو بکشم پايين يه دستم از کمرش و دست ديگم از جلو شلوارش گرفتم تا کشيدم پايين يهو چشمم به کير شق کردش افتاد ديگه نتونستم خودمو کنترل کنم ايندفه حشرم زد بالا ولي براي دادن به حسين آقا.کيرشو ماليدم جلوش به حالت سجده خابيدم و بردمش پشت خودم يه تف جانانه به کيرش زدم و يه تفم به سوراخ مبارکم و محکم با دستام از عب کون حسينو گرفتمو به کونم چسبوندم هر چي بسمت خودم فشارش ميدادم نميرفت تو چون من کون خيلي تنگي دارم مجبور شدم انگشتمو تف بزنم و بکنم تو سوراخم تا يکم بازبشه بازم نشد تا اينکه 2 انگشتي کردم توش درد داشت ولي موثر واقع شد ديگه تف کم آوردم بهش گفتم تف بزن سر بلت اونم به زحمت يکم تف جور کرد و زد به بل خوشکلش همش 3 سانت بود ولي چنان منو حشري کرده بود که بعد از اينهمه کردنش داشتم بهش ميدادم.ميگن بهرام گور که روزي گور ميگرفتي ديدي که چگونه گور بهرام گرفت.خلاصه به هر بدبختي بود با درد کردش توش ولي حالم ميکردم اونم وارد نبود به زور چند دقيقه عقب جلو کرد تا کيرش بيحس شد و چون هنوز به سن بلوغ نرسيده بود ابش نيومد فقط سوزش داد و بخاطر بار اولش بود ميخاست گريه کنه گفتم طوريت که نشده آبت اومده که آروم شد بلند شد شلوارشو کشيد بالا که دربره که من گرفتمش گفتم کجا؟حالا نوبت منه و خابوندمش و يه دل سير کردمش.از اون به بعد ديگه به حسين آقا به چشم يه کوني نگاه نميکردم و خيلي دلم ميخاست بهش بدم ولي ديگه جور نشد الانم دانشگاه يه شهر ديگه افتاده و دستم بهش نميرسه ولي اون خاطره دلنشين هنوز منو وسوسه ميکنه که بدم فرقي نداره به کي باشه.ايميلم رو هم براتون ميزارم تا اگه تو راضي کردن يه پسر به مشکل برخورد کردين مشاوره بدم اميدوارم از اين خاطره واقعي لذت برده باشيد قسمت بود جريان سکس با امير رو هم براتون مينويسم mehrdad539@yahoo.com</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%a7%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177460</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خیانت دوست دختر خوشگل و کس دادن به همسایه  حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 04 Dec 2019 08:57:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استخدام]]></category>
		<category><![CDATA[استکان]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانش]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بلاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بمونید]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[خراسان]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خیالات]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[رحمانه]]></category>
		<category><![CDATA[ساختمون]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینی]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[کلفتیش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مهرداد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نوشیدنی]]></category>
		<category><![CDATA[همچنین]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[های خراسان رضوی می باشم. فیلم سکسی در مشهد سر یه ساختمون یه اطاق نگهبونی داشتم و مشغول کار بودم و صاحب کار مون یه دختر دانشگاهی سکسی داشت و درست اسفند ماه 1379 بود شاه کس که استخدام شدم و دخترش را پیش خودم انتخاب کرده بودم و یه مدتی بود کونی که می [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>های خراسان رضوی می باشم. فیلم سکسی در مشهد سر یه ساختمون یه</h2>
<p>اطاق نگهبونی داشتم و مشغول کار بودم و صاحب کار مون یه دختر دانشگاهی سکسی داشت و درست اسفند ماه 1379</p>
<h3>بود شاه کس که استخدام شدم و دخترش را پیش خودم انتخاب</h3>
<p>کرده بودم و یه مدتی بود کونی که می خواستم به دخترش که لیلا نام داشت موضوع رو بگم که کمی</p>
<h4>با جنده هم حال و هول کنیم و سکسی داشته باشیم</h4>
<p>اگر موافق باشد ولی نمیتونسم بگم پستون چرا که اون دختر دانشگاهی بود و من یه کارگر ساده سر ساختمون ها</p>
<h5>نوروز 80 کوس شد و شب بود که تنها توی اطاقم</h5>
<p>بودم دیدم یه هو در خونه به صدا اومد و با عجله رفتم دیدم لیلا و بلاخره دیدم یه جعبه شیرینی آورده سکس داستان و گفت که</p>
<h6>سال نو تبریک باشد و دیدم که شما ایران سکس تنهاید و</h6>
<p>مسافر هستید دلم سوخت و گفتم که لحظه تحویل سال یه تبریکی به آقا مهرداد داشته باشم و همچنین از خونه مون که داره تموم میشه یه نگاهی هم بندازم ولی بابا مامان ام که سال تحویل هر سال به شما میرن خونه پدر بزرگم من تنها بود و و بلاخره با کمی تعارف شیرینی ها رو ورش داشتم و رفتم تو و پیش خودم گفتم که کمی بانجون قاب چینی کنم و یه چای دبش همرای قهوه دم کردم و اون رو همرای ش کردم کل ساختمون رو و بهش گفتم که چائی حاضره و او ن هم با کمی تعارف اومد به اطاق مجردی من که خودتون میدونید که وضع اطاق چی جوری است و بهش گفتم که ببخشید اطاق مسافری است و اون هم با خیلی ناز و پوز قبولش کرد و گفت تشکر و مرسی از این جور چیز ها &#8230;. کم کم داشتم که حشری میشدم و کیرم داشت می ترکید و دیدم که وقتی که توی اطاق نشست و پا هاشو دراز کرد و مانتوشو کشید رو پاهاش و گفتم لیلا خانوم راحت باشید من میرم بیرون و گفت نه طبیعی است نمی خواد بلاخره کم کم داشتم که دیونه میشدم و اون هم که متوجه شده بود کمی ترسیده بود که من بهش حمله نکنم و بعد از میل یه استکان چایی دیدم که میخواد بره گفتم کجا بمونید و با تعجب گفت ببخشید !!!!!!!!!!! و من هم گفتم شوخی کردم و گفت شوخی را هم می دونید و کمی خندیدیم و از این حرف ها و بیرون شد و من می خواست که همرای اش کنم گفت نمی خواد خودم میرم و من هم می خواستم که برم درو ببندم یه هو زنگ تلفن به صدا در اومد و من هم مشغول صحبت کردن با تلفن بودم و بلاخره فراموش کردم و یه ساعت گذشت یه هو یادم او که در بسته نیست و رفتتم درو زدم و قفلش کردم که شب با خیال راحت بخوابم و رفتم تو اطاق و روی تختم خوابیدم و یه هو دیدم در اطاقم بازشد و نگو که لیلا هم دلش می خواسته و مثل من خجالت می کشیدده و او که اول گفت که کسی خونه مون نیست ولی من احمق متوجه چراغ سبزش نشدم و او هم داخل ساختمون پنهون شده بوده که در و ببندم و بعدش بیاد توی لحافتم و یهو لامپ رو روشن کرد دیدم که لیلا و تعجب کردم و گفت تعجب نکن عزیزم @ دنبال این چنینی موقعی چند ماه هستم که تو را تنها پیدا کنم و لی تو حالیت نبود بلاخره رفتم بغلش کردم و یه لب گرم ازش گرفتم و رفتم توی خیالات و باهم قربون صدقه هم رفتیم و بالاخره شروع کردم به در آوردن مانتو و شلوارش یه سوتین صورتی داشت و یه شورت ماهی قرمز رنگ از روی شورتش کمی کسش رو خوردم و کمی حشریش کردم و هر دوشو در آوردم و خوب سینه ها و کسشو خوردم و من که می دونستم که این دختره رفتم سراغ کونش کمی با کونش ور رفتم و داشت آبم می اومد و نتونستم خودم رو نگهدارم و آبم اومد و خیلی نگران شدم و ریختم تو سر و صورتش و با خود گفتم که ناراحت نشه دیدم خندید و گفت چقدر سرعت داشت و گفت می خواهم همچین تو کسم بریزی و تعجب کرد م و گفت تعجب نکن امتحانش کن و گفت که تو دختری گفت مشکل نداره یه 100 هزار تومان میدم دوباره می دوزمش و من هم تعجب کردم و رفتم رو کسش و کیرم شق شده بود اندازه یه دست بیل و کلفتیش اندازه کلفتی یه مچ دست و گذاشتم روش و باکمی ور رفتم هلش دادم تو و دیدم گفت که یواش دردمه و من هم که در فیلم های سکس دیده بودم کمی خیسش کردم و یواش یواش هلش دادم یه هو جیغش تمام ساختمون رو گرفت و گفت گو خوردم نمیخوام حقش بود چون که کیر به این کلفتی و بلندی مخصوصا از کارگر ها که کاملا سوخته اند و کسی به هشون محل نمیده یه هو یه دختر دانشجو گیرش بیاد چی به روزش میاره و کس هم کس دانشجوئی و دختر هم 15 ساله باشد خودتون فکر کنید که چه روزی به سرش اومده باشد و دیدم که خون جریان پیدا کرد و بالاخره بعد از چند دقیقه به هوش اومد و هی می گفت بکن بکن و هم بی رحمانه و وحشیانه بهش تلمبه می زدم و کم کم داشت خوشش می اومد و آبم رو ریختم توش و رفتیم یه دوش گرفتیم و نفری یه لیوان نوشیدنی باحال هم زدیم تو رگ و شب رو تو آغوشم خوابید و تا صبح 5 بار دیگه هم سکس داشتیم و بعداز چند روز دیدم که گفت من حامله هستم تو باید با من ازدواج کنی و وقتی که من این حرف را شنیدم اولش به او دروغ گفتم که با تو ازدواج می کنم بزار وضعیت مالی خوب بشه و بعد و بعدش زدم زیرش و فرار کردم و الان هم من فراری هست م و نمی تونم بیایم و نمی دونم چی روز به سرش اومد و از همینجا ازش معذرت خواهی می کنم و امیدوارم که من رو ببخشد و لطفا نظریات خود را در این باره بدهید</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177314</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اولین سکس جنده خانوم خوش بدن , حالا کی باور میکنه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%a7-%da%a9%db%8c-%d8%a8%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%a7-%da%a9%db%8c-%d8%a8%d8%a7/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 26 Aug 2019 07:13:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[آسمونها]]></category>
		<category><![CDATA[احتمال]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادند]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[اينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بودخيلي]]></category>
		<category><![CDATA[بوددوست]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمونو]]></category>
		<category><![CDATA[جلوشون]]></category>
		<category><![CDATA[‫جووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتراش]]></category>
		<category><![CDATA[خيابون]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوي]]></category>
		<category><![CDATA[دبيرستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترامون]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوربين]]></category>
		<category><![CDATA[ديوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رانهاي]]></category>
		<category><![CDATA[سرازير]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخشو]]></category>
		<category><![CDATA[ضربدري]]></category>
		<category><![CDATA[فهميديم]]></category>
		<category><![CDATA[فيلماي]]></category>
		<category><![CDATA[فيلمهاي]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتند]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[مردهاي]]></category>
		<category><![CDATA[مهرداد]]></category>
		<category><![CDATA[مياورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميبيني]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواهي]]></category>
		<category><![CDATA[ميديديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردند]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ميميرم]]></category>
		<category><![CDATA[نامزدش]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[هستماين]]></category>
		<category><![CDATA[همينطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطوري]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مينشست..چشماي عميق و مشكي اون فیلم سکسی يك نفوذ كشنده داشت. همه توصيف از سن 17 سالگي اون در اندامش پنهان بود ..كمري باريك و باسني با سکسی رانهاي گوشت آلود و خوشتراش، آدم جز شاه کس هوس گاييدن اين دختر چيزي به مغزش راه پيدا نميكرد..اسمش شيما بود..من دانشجوي مهندسي بودم کونی و اون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مينشست..چشماي عميق و مشكي اون فیلم سکسی يك نفوذ كشنده داشت. همه توصيف</h2>
<p>از سن 17 سالگي اون در اندامش پنهان بود ..كمري باريك و باسني با سکسی رانهاي گوشت آلود و خوشتراش، آدم</p>
<h3>جز شاه کس هوس گاييدن اين دختر چيزي به مغزش راه پيدا</h3>
<p>نميكرد..اسمش شيما بود..من دانشجوي مهندسي بودم کونی و اون سال دوم دبيرستان بود..دوست پسري به نام مهرداد داشت كه وضعش توپ</p>
<h4>بود جنده ..اون همكلاس من بود..خيلي رفيق بوديم من هميشه خونه</h4>
<p>اش ميرفتم..صميمي بودن ما تا حدي پستون بود كه از روابط سكسي دوست دخترامون هم به هم ميگفتيم..اون شيما رو به</p>
<h5>خونه مجرديش کوس مياورد و باهاش عشق بازي ميكرد..شيما اوپن نبود</h5>
<p>اما ميتونست هر پسري را حتي با حرف به اوج لذت برسونه&#8230;مهرداد از عشق من به شيما با خبر بود ولي من سکس داستان و مهرداد كه</p>
<h6>اولين بار علايق سكسي مون به هم گفتيم ایران سکس فهميديم هردومون</h6>
<p>سكس گروهي و 2 به 1 رو دوست داريم يا اينكه دختر مورد علاقه جفتمونو باهم بكنيم خيلي اتفاق نظر داشتيم. فيلماي زيادي ميديديم گاهي تو 17 – 18 سالگي با پيداكردن يك سوژه غير قابل دسترس باهم جق ميزديم يا براش ميزدم..من عاشق سكس گروهي و ضربدري هستم..اين احساس رواز اول با مهرداد مشترك داشتيم و هميشه ديدن فيلمهاي مردهاي سوينگر يا لذت جو كه همسرشونو يك يا چند نفر جلوشون ميكردند از دست نميداديم. اول ها وقتي دست مهرداد روي كون شيما ميلغزيد و من از لاي در يا دوربين وبكم جاسازي شده داشتم ديد ميزدم چه حالي ميداد&#8230;حس اينكه اين زن منه و مهرداد داره حال ميكنه باهاش، كلي كيف ميداد بمن.يادمه كه مهرداد از شدت عشق سكسي اش به شيما جون قصد داشت باهاش ازدواج كنه . اما خانواده اش نميذاشت..با اينكه شيما بيرون و خيابون ظاهر بدي نداشت زيبا بود و خوش انداماما خواهر و مادرش نذاشتند با شيما ازدواج كنه. با اين حال باهم فكر ميكرديم اون نامزدشه و منم موقع سكس ديد ميزدم ..و از اندام زيباش كيف ميكردم..تو يكي از اين دفعات مهرداد در حال ماليدن اندام شيما ميگفت:مهرداد: اين بدن چه بدني كه لختش منو ديونه كرده و با مانتو تو خيابون مرداي ديگه روشيما: ممممم&#8230;.آرررره&#8230;جووووون عزيزم&#8230;.الان زير تو ام&#8230;.مال تو ام.آخخخخخ مهرداد جووون دوست داري .بيرون كه هستم مال مرداي ديگه باشم؟&#8230;مممممممهرداد : آآخخخ&#8230;.نگو..از اين حرفا نگو كه ميميرم برات&#8230;..خيلي دوستت دارم وقتي برام فانتزي ميسازي &#8230;..مي خواهي يكي از اين مردا ديد بزنه گاييدن مارو&#8230;.؟ جنده من؟&#8230;آرههههتو اين لحظه من كيرم دستم بود براي شيما جون و كون زيباش ميزدم&#8230;..وقتي سوالش با ناله و آخ و اوخ شيما همراه شد مهرداد به من اشاره كرد بيا تو&#8230;با ترس نزديك شدم مهرداد به آرومي دم گوشش گفت اين مرد داره كون زيباتو ديد ميزنه&#8230;.شيما از شدت سكس ناله ميكرد و احتمال اومدن منو از راهرو به اطاق ميداد و با حسس ما آشنا بود &#8230;ميگفتشيما : مهردادجون&#8230; لختم كن&#8230;..ممممم&#8230;.مهرداد:الان جيگرم&#8230;..(شرت مشكي شيما را با يه ضرب از بدنش كند&#8230;شيما چاردست وپا كونش بالا و سرش نزديك فرش مهردادپشتش با كير شق شده تو دستش و دست ديگش ميزد رو كون شيما)&#8230;ببين شيما جونم چه كوني داره مازي جون( مازيار اسم من) عشق من بهترين بدن دنياست&#8230;..مازيار : آرهههههه&#8230;چه كون ناز و گرديه &#8230;خيلي بزرگ و لوند ه &#8230;..ممممم&#8230;مهرداد جون دوست داري چي بگم از اين كون و بدن &#8230;..چي كار كنم برات&#8230;.؟؟؟؟شيما با صداي من بدجوري كونشو بالا پايين ميكرد&#8230;له له ميزد&#8230;&#8230; مهرداد كيرشو تف زد لاي كون شيما جون گذاشت و بالا و پايين ميبرد كون و كس شيما رو با سر كيرش نوازش ميداد&#8230;. ميكشيد و شيما هم ناله ميكرد&#8230; سوال من از مهرداد جوابي رو ميخواست كه اين اطاق منفجر بشه..مهرداد: مازي جون هرچي كيرت ميخواد بگو تا حال كنم&#8230;بگوووو..مازيار: آخخخ مهرداد عجب نامزدي داري&#8230;چه كوني داره&#8230;آخخخخ&#8230;.مهرداد&#8230;مهرداد&#8230;مهرداد: چيه عزيز بگوووووومازيار: كيرن تو كس نامزدت&#8230;كيرم تو كون زنت&#8230;مهرداد: وايييييييييييي آرهههه &#8230;جووووووون كيرت تو كون نامزدم&#8230;كيرت تو كس زنم آخخخخخخخ&#8230;بيا كيرتو بزارم لاي كون نامزدم&#8230;..مهرداد جلو كيرم زانو زده بود و كيرمو گرفت يه كم ماليد &#8230;مهرداد: اره چه كيريه&#8230;.عزيزم شيماجونوم كير غريبه ميخوايي لاي پات بذارم خودم ؟ آرهه جنده من ؟ عزيزم بگوووووو شيما كه به اوج رسيده بود و كسش را به سرعت ميماليد گفتشيما: آره&#8230;ميميرم براي دو كير همزمان&#8230;.مهرداد جون&#8230;ميدونم ميخواهي جندت باشم&#8230;عزيزم&#8230;.مممممم&#8230;.مهرداد&#8230;مهرداد..مهرداد: چيه؟ بگو&#8230;چي دوست داري ؟ &#8230;مممممممهرداد همينطوري كه ميماليد كيرمو منم راست راست كرده بودم و آه ميكشيدم&#8230;. شيما چاردست وپا پشت به ما بود سرشو برگردوند و با چشماي نيمه بسته و خمارش با ناله گفت :شيما: مازي جون &#8230;.مازي جون&#8230;..مازيار: چيه&#8230;..ممممم&#8230;چه كسو كوني داري شيما جووون&#8230;.مهرداد كيرم رو ميماليد و كيرش كه رو كون نامزدش بود رو بالا پايين ميكرد.شيما: مازي&#8230;.كيرت تو كس و كونم&#8230;.ميميرم برا كيرت ..بتپون تو كونم&#8230;.ممممممممن كه حشري شده بودم دست مهرداد از كيرم كشيدم كيرمو جلو صورت مهرداد گرفتم و با حرص و شهوت گفتم: مازيار: مهرداد&#8230;. بيا &#8230;.كسكش زن جنده &#8230;سر كيرمو تف بزن بزارم لاي كس و كون زنت مهردادكه يه دفعه حشر من و ديد &#8230;كلي حال كرد &#8230;له له ميزد برا اين لحظه &#8230;يه جوري مست و خمار از پايين به بالا نگام كرد &#8230;يه تف انداخت سر كيرم و با دست كيرمو ماليد &#8230;..گذاشت لاي كون نامزدش &#8230;.داشتم از حس لمس كون شيما پرواز ميكردم&#8230;كس و كون همون دختري كه از پشت سرش تو خيابون دنبالش ميرفتم و هر روز و آرزوي داشتن او بدن و گاييدنش هر روز تو خيالم بود الان جلوي من و كيرم لاي كون سفيدش بود..مازيار: آخ چه كوني داري شيما جون &#8230;.كيرم توشه &#8230;..شيما :‌ مممم ديوونه اشي اره&#8230;.ميديدم كف كون مني&#8230;.كيرت تو من چه حالي ميده&#8230;.مهرداد: &#8230;.آخخخخخ&#8230;جون&#8230;شيما &#8230;عزيزم&#8230;لاي پات يه كير كلفته &#8230;.جلوم داره ميگاد تورو.. &#8230;. چه مرد كسكشي شدم برات&#8230;.ممممممممممممم.من همينطور كه لاپاش گذاشتم با حشر زياد گفتممازيار: مهرداد لاي كون نامزدتو بازكن برام.. نامزد كوني تو رو ميگام .. &#8230;مهرداد جون&#8230;. جون&#8230;&#8230;.مهرداد لاي كون شيما رو باز كرد سوراخشو ماليد برام&#8230;.كون چاقو سفيد و برام كامل از هم باز كرد. منم كه كنترل نداشتم رو خودم يه دفعه سر مهرداد رو گرفت فشار دادم روي كون نامزدشت طوري كه از نزديك نزديك سوارخ كون شيماو كيرمو ببينه&#8230;. شروع كردم تپوندن تو كون نامزدش&#8230;مازيار: آخخ&#8230;.ببين چه ميره توششش&#8230;تو كون زنت &#8230;. كير من تو كون تنگ زنت ميره ميبيني؟ ممممم&#8230;..جون&#8230;..( سرش كه رفت &#8230;شيما ناله اي جيغ مانند كرد و . كم كم باز شد &#8230;.تو آسمونها بودم كيرم رو عقب جلو تو كون تنگش ميكردم &#8230;&#8230;مهرداد هم نفس نفس ميزد&#8230;. كيرمو كشيدم بيرون كه يه دفعه مهرداد سر كيرمو تف انداخت &#8230;من حشري تر شدم دست خودم نبود &#8230;سرشو كه سفت نگه داشتم ..كيرمو جلو دهنش بردم و با يه ضربه تو دهنش كردم&#8230;نميدونستم چكار ميكنم . اما مهرداد بدش نيومد&#8230; دوباره و دوباره كردم داشت ابم مي آمد كه زدم تو كون نامزدش&#8230;با سه بار حركت عقب جلو آبم پمپ شد توش&#8230;از بغل كيرم زد بيرون &#8230;ناله هاس شيما تمومي نداشت &#8230;دستمو از سر مهرداد برداشتم و ديدم كه كيرش شل شل شده اما آب كيرش سرازير آروم مياد بيرون&#8230;گذاشت جاي كير من تو كون نامزدش &#8230; اونم آبشو ريخت &#8230;و افتادند زمين كف اطاق تو بغل هم لب گرفتند&#8230; نميدونم چي شد بالا سرشون رفتم كيرمو گذاشتم بين صورتهاشون&#8230;.چه جور ميليسدنش &#8230;. واي كه مرده بودم از سكس&#8230;&#8230;..آخ&#8230;.. اينطوري بود كه اين حس شوهر لذت جو تو خونم رفت و سوينگر شدم&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%a7-%da%a9%db%8c-%d8%a8%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2635</post-id>	</item>
		<item>
		<title>زندگی یعنی این</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%db%8c%d8%b9%d9%86%db%8c-%d8%a7%db%8c%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%db%8c%d8%b9%d9%86%db%8c-%d8%a7%db%8c%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 18 Aug 2019 07:47:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آمادگی]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استارت]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینکار]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابیم]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردند]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگرده]]></category>
		<category><![CDATA[بشهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بهرحال]]></category>
		<category><![CDATA[بودالبته]]></category>
		<category><![CDATA[بوداون]]></category>
		<category><![CDATA[بودبرای]]></category>
		<category><![CDATA[بودحتی]]></category>
		<category><![CDATA[بودمتا]]></category>
		<category><![CDATA[بودوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکش]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تماشای]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چرخیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چندبار]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورده]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دعوامون]]></category>
		<category><![CDATA[دلنشین]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانه]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دوستیه]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[شاهکار]]></category>
		<category><![CDATA[شدمالبته]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[عشقبازی]]></category>
		<category><![CDATA[فهموندم]]></category>
		<category><![CDATA[کارشون]]></category>
		<category><![CDATA[کردماز]]></category>
		<category><![CDATA[کوچکتر]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامون‬]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مراعات]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مهرداد]]></category>
		<category><![CDATA[میترسید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میشهخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونست]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[واسمون]]></category>
		<category><![CDATA[وسایلمون]]></category>
		<category><![CDATA[یکنواخت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[برمیگرده به 2 سال قبل فیلم سکسی از ازدواجم.اون زمان رفیقی داشتم به نام مهرداد که پسر بامعرفتی بود.مهرداد با دختری به نام نسترن که 22 سالش سکسی بود دوست بود.اون هم دختر بدی نبود.مهرداد شاه کس عاشق نسترن بود . باهم قصد ازدواج داشتند.ولی خانواده مهرداد رضایت نمی دادند.این نسترن خانم کونی خواهری داشت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>برمیگرده به 2 سال قبل فیلم سکسی از ازدواجم.اون زمان رفیقی داشتم به</h2>
<p>نام مهرداد که پسر بامعرفتی بود.مهرداد با دختری به نام نسترن که 22 سالش سکسی بود دوست بود.اون هم دختر بدی</p>
<h3>نبود.مهرداد شاه کس عاشق نسترن بود . باهم قصد ازدواج داشتند.ولی خانواده</h3>
<p>مهرداد رضایت نمی دادند.این نسترن خانم کونی خواهری داشت بنام نرگس که با اینکه یکسال کوچکتر از خواهرش بود ولی خیلی</p>
<h4>سکسی جنده تر و شهوتی تر بود.وقتی مهرداد و نسترن باهم</h4>
<p>بیرون می رفتند من هم اغلب پستون باهاشون بودم.تا یکبار، واسه اینکه من تنها نباشم نرگس را با خودشون آوردن. رابطه</p>
<h5>من ونرگس کوس هم کم کم شروع شد ولی من از</h5>
<p>همون اول به نرگس گفته بودم که قصد ازدواج ندارم.فقط قصدم دوستیه اونم تا هر اندازه که خودش مایل باشه.حتی بهش گفته سکس داستان بودم اگه دوست</p>
<h6>نداشته باشه حتی دستشم نمی گیرم.البته میدونستم اگه ایران سکس دست همدیگه</h6>
<p>رابگیریم یعنی تقریبا اعلام آمادگی واسه خیلی کارای دیگه کردیم.خلاصه رابطه من و نرگس روز به روز صمیمی تر میشد.در ضمن پدر نرگس و نسترن فوت کرده بود.مادرشون هم تقریبا از رابطه ما باخبر بود ولی بنده خدا نمیدونست که رابطه ما در چه حده؟گمان میکرد در حد یه رابطه ساده هستش.ولی خوب کار ما دیگه از لب گرفتن و مالیدن همدیگه هم گذشته بود.حتی چند باری باهاش از عقب سکس داشتم. تا یه روز اون اتفاق افتاد.به پیشنهاد مهرداد قرار شد 4تایی بریم شمال.با هزار بدبختی یک کارت عروسی جور کردیم و بهانه اومدن نسترن و نرگس را فراهم کردیم.بهرحال روز موعود رسید وحرکت کردیم 4تایی سوار اتوبوس شدیم و رفتیم بابلسر اونجا یکی از دوستای قدیمیمون واسمون یه خونه کرایه کرد که یه خواب داشت و یه پذیرایی.به دریا هم خیلی نزدیک نبود. ولی اینا واسه ما مهم نبود.قرارمون این بود شب واسه خواب 2شب ما تو پذیرایی بخوابیم 2شب اونا.تو طول روز هم هرکی زودتر میرفت تو اتاق خواب درو می بست تا کارش تموم بشه و بیاد بیرون و تا 2تای بعدی کارشونو انجام میدن اونا می رفتن حموم. شب پنجم که واسه صبحش بلیط گرفته بودیم و وسایلمون را جمع کرده بودیم و تو پذیرایی گذاشته بودیم، واسه همین جا تنگ شده بود.برای اینکه دعوامون نشه هر 4تایی رو تخت خوابیدیم.به ترتیب مهرداد کنار دیوار ، نسترن ، کنارش نرگس و آخر هم من.با اینکه تخت نسبتا بزرگ بود ولی 4تایی خوابیدن تو اون هوای شرجی باعث شد که حسابی گرممون بشه با وجود نسیم نسبتا خنکی که از پنجره میومد تو ولی شدت گرما بیش از حد بود و ما رو مجبور کرد که یواش یواش طوری که فکر میکردیم بقیه نمیفهمند لباسامون را در بیاریم.من که حتی شرتم را هم درآورده بودم به محض اینکه به سمت نرگس چرخیدم متوجه شدم که اون هم لباسشو درآورده و فقط با یه شرت خوابیده.از اونجایی که آدمیزاد همیشه بیش از اونچه داره را میخواد بدون اینکه دست به صورتش یا سینه هاش بزنم مستقیم رفتم سراغ شرت نرگس.اون بیچاره هم خیلی سعی کرد من رو منصرف کنه چون میترسید مهرداد و نسترن متوجه بشن.من هم که بخار تخمم زده بود به مغزم شروع کردم به مالیدن کس نرگس.دیگه از اون مقاومت اولیه خبری نبود.بلکه یه جورایی میشه گفت خود نرگس هم دلش میخواست.به نظر من تو سکس هر2طرف باید مشتاق باشن ولی دختر یکم ناز داره و پسر هم باید نازشو بکشه.اینجوری سکس خیلی زیبا و دلنشین میشه.خلاصه نرگس هم صورتشو برگردند سمت من و استارت عشقبازی زده شد.لبها مون روی هم میلغزید و عطر نفسهاشو با عطش به درون ریه هام میکشیدم.دستامون بدن طرف مقابلمونو جستجو و کشف میکرد انگار بار اوله که بهم میرسن.به آرومی شرتش را از پاش درآوردم و با دستم مشغول نوازش کس نمدارش شدم و اون با دست راستش سینمو نوازش میکرد و با دست دیگه کیرمو تو دستش بالا و پائین میکرد.تو حال و هوای خودمون بودیم که صدایی توجه ما رو به خودش جلب کرد. بله مهرداد و نسترن هم مشغول شده بودن.آروم نرگس را متوجه ماجرا کردم و بهش فهموندم که فقط تماشا کنه. همونطور که اونا رو تماش میکردیم مشغول کار خودمون شدیم.با دیدن این صحنه خیلی بیشتر تحریک شدم.البته نه بخاطر دیدن سکس اونها.بلکه از اینکه در حضور یه زوج دیگه که اونا هم مشغول سکس هستند ما هم داریم سکس می کنیم.که به نظر من این خیلی تحریک کننده است.البته بدون اینکه هیچ تعرضی به همدیگه بکنیم.گرج ممکنه بعضیا با این نظر من مخالف باشن. بهرحال مهرداد و نسترن مشغول بودن ماهم همینطور.البته نسترن اپن بود(که اینم شاهکار خود مهرداد بود.البته قصدشون ازدواج بود ولی من با این کار مخالفم.)ولی نرگس نه.بنابراین من مجبور بودم یه مقدار بیشتر مراعات کنم.با احتیاط سر کیرم را چند سانتی داخل کس نرگس میکردم و درمیاوردم.اینقدر اینکار را انجام دادم تا نرگسو به سرحد ارضا رسوندم.بعد یواش برش گردوندم تا از کون بکنمش البته فبلا هم این کارو باهاش کرده بودم و مشکلی با این قضیه نداشتم.بااین حال سعی کردم با انگشت تحریکش کنم تا سوراخش باز بشه و درد نکشه.بعد یکی دو دقیقه آروم سر کیرمو از بالا به پائین روی خط کونش میکشیدم و اونقدر پائین می بردم تا با آب کسش خیس بشه.بعد چندبار که این کارو تکرار کردم با یه فشار شصتم که پشت کله کیرم گذاشته بودم سرشو فرو کردم تو کونش. یه اسپاسم کوچیک اومد سراغش ولی بخاطر تحریک شدن زیاد و شرجی بودن هوا خیلی زود رفع شد و من نرم نرمک شروع کردم به تلمبه زدن اونقدر آروم و با لذت تلمبه میزدم که متوجه مهرداد و نسترن را که محو تماشای ما بودند نشدم.ظاهرا اونها هم با دیدن ما تحریک شدند و به کارشون سرعت دادند.ریتم ملایم و یکنواخت تلمبه زدنم و خوردن تخمام به کس نرگس باعث شد که ارضا بشه .واسه همین یکم دست نگه داشتم و دوباره مشغول شدم بعد 7-8 دقیقه یواش یواش احساس کردم داره آبم میاد.قبل از اینکه آبم بیاد یواش کیرمو از کونش کشیدم بیرون و آبم را ریختم روی کمر نرگس . با دستمال پاکش کردم وکنارش دراز کشیدم.مشغول نوازش پاهاش بودم که متوجه شدم مهرداد هم داره آبش میاد.دستمال را بطرفش گرفتم با لبخندی که حاکی از تشکر بود دستمال را ازم گرفت . ماهم پشت بهشون کردیم و خوابیدیم تا راحت باشند.صبح زود دوتا دوتا دوش گرفتیم و آماده برگشتن به شهر خودمون شدیم. بعد از اون مسافرت یکی دو ماهی با نرگس بودم و بعدشم با توافق هردومون خیلی دوستانه کات کردیم.ولی مهرداد با نسترن ازدواج کرد.الان هم باهم خوشبختن.من و نرگس هم مثل دو تا دوست معمولی یه رابطه خیلی عادی باهم داشتیم(فقط در حد سلام و احوالپرسی).تا اینکه نرگس ازدواج کرد و کلا رابطه ما قطع شد.من هم سال بعدش ازدواج کردم و خدا رو شکر الانم خیلی خوشبختم.امیدوارم خوشتون اومده باشه. من اولین باری بود که خاطره سکسی نوشتم.نظراتتون واسم خیلی مهمه.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%db%8c%d8%b9%d9%86%db%8c-%d8%a7%db%8c%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175846</post-id>	</item>
		<item>
		<title>با اشتها میخوره آفرین</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 02 Aug 2019 08:40:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آسمونا]]></category>
		<category><![CDATA[اختلاف]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اصطلاح]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتای]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[اومدنم]]></category>
		<category><![CDATA[اونایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[بالاشو]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخورمش]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بشناسه]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهزیستی]]></category>
		<category><![CDATA[بودیمو]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالوی]]></category>
		<category><![CDATA[پلاستیکی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[پیچوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[تراشیده]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جاهایی]]></category>
		<category><![CDATA[جووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چشامونو]]></category>
		<category><![CDATA[چمباتمه]]></category>
		<category><![CDATA[حالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[حداکثر]]></category>
		<category><![CDATA[حرارتش]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواهید]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونی]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاههای]]></category>
		<category><![CDATA[دخترام]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دخترونه]]></category>
		<category><![CDATA[درخشید]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دقیقاً]]></category>
		<category><![CDATA[دندونش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتاشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمه]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[راستمو]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[روبروی]]></category>
		<category><![CDATA[زایمان]]></category>
		<category><![CDATA[زنداییم]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیش]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[سرعتشو]]></category>
		<category><![CDATA[سرعتمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشم]]></category>
		<category><![CDATA[سوزوند]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشم ]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستان]]></category>
		<category><![CDATA[شهرستانی]]></category>
		<category><![CDATA[شهرمون]]></category>
		<category><![CDATA[شهرهای]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[صاحبخونه]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قدیمیم]]></category>
		<category><![CDATA[کادویی]]></category>
		<category><![CDATA[‫کاملا]]></category>
		<category><![CDATA[کردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گاییده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[گورشونو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیده]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[متناوب]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[مختلفی]]></category>
		<category><![CDATA[مستاجر]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[مهربونی]]></category>
		<category><![CDATA[مهرداد]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[موقعها]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میچسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوامت]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستن]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونین]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میذارم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناسن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتمو]]></category>
		<category><![CDATA[میگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میلیمتر]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[میمونه]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدن]]></category>
		<category><![CDATA[نارنجی]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نسبتا‬]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیارم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذارم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نوجوان]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همسایمون]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سه چیز را بهتون رو فیلم سکسی راست بگم: اول اینکه، چند وقته که میام این سایت، چندین بار تصمیم به نوشتن کرده ام، اما خدایی حوصله سکسی نکرده ام. دوم اینکه، در نگارش این شاه کس ماجرا (تاکید می کنم : ماجرای صد در صد وافعی، و نه داستان) از شیوه کونی خودمونی و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سه چیز را بهتون رو فیلم سکسی راست بگم: اول اینکه، چند وقته</h2>
<p>که میام این سایت، چندین بار تصمیم به نوشتن کرده ام، اما خدایی حوصله سکسی نکرده ام. دوم اینکه، در نگارش</p>
<h3>این شاه کس ماجرا (تاکید می کنم : ماجرای صد در صد</h3>
<p>وافعی، و نه داستان) از شیوه کونی خودمونی و کتابی، هر دو، استفاده می کنم، یعنی یه جاهایی لازمه که خودمونی</p>
<h4>باشه جنده و یه جاهایی کتابی، باور کنین لازمه، خواهید دید.</h4>
<p>سوم اینکه، این واقعه مربوط به پستون 10 سال پیشه، وقتی من 19 سالم بود، پس، از اینکه میخوام اتفاق مربوط</p>
<h5>به زمان کوس نسبتاً &#8220;بیات&#8221; را بگم، لطفاً سرزنشم نکنیند. سرتونو</h5>
<p>به درد نمیارم، میرم سراغ ماجرا: سال 81 یکی از دانشگاههای تهران قبول شدم. قبل از اینکه بیام دانشگاه، دوست دختر زیاد سکس داستان داشتم، اما بیشتر،</p>
<h6>دوست تلفنی بودیم تا روابطی که در شهرهای ایران سکس بزرگ مطرحه،</h6>
<p>آخه شهرستانای کوچک، معمولاً همه همدیگه رو میشناسن. اما من هر طور میشد با دوست دخترام سکس تلفنی می کردم، حتی بعضیاشون میومدن خونمون و باهم حال میکردیم!. قبل از اینکه دانشگاه قبول بشم، یه بار یه &#8220;کوس&#8221; کرده بودم، اما &#8220;کوس&#8221; پولی هول هولکی. میدونین که چی میگم. این ماجرا که الان خواهم گفت، دومین سکس منه، که واقعا خودمم بعضی وقتا نمیدونم حقیقته یا خواب؟!، آخه بیشتر مثل یه رویا میمونه تا حقیقت!.امتحانای پایان ترم دو را داده بودم و اومده بودم شهرستان. چند روز از اومدنم نگذشته بود که پدر و مادرم به سوریه رفتند و من خونه تنها موندم. اون موقعا هنوز همه شهرها شماره هاشون دیجیتالی نشده بود، و شماره تلفن کسی به گوشی نمیفتاد. روز دوم ، سوم بود که تنها بودم و حسابی حوصله ام سر رفته بود. به دوست دخترای قدیمیم زنگ زدم، بعضیاشون ازدواج کرده بودن، بعضیاشون نه. گرچه تونستم با یکی دوتاشون صحبت کنم، اما زیاد بهم حال نداد، و چون میدونستن دانشجو هستم، تا میدیدن منم، اونایی که تا یه سال پیش با من سکس تلفنی داشتن، الان تبدیل شده بودن به &#8220;قصد ازدواج&#8221;!. واسه همین، اون روز، عصر، تصمیم گرفتم شانسی شماره گیری کنم. دو سه جا زنگ زدم، و افراد مختلفی از هر سن و جنس و رده، گوشیو ور میداشتن. میخواستم دیگه ادامه ندم، چون خسته شده بودم، آخه به هر کی میگفتم شانسی شماره گرفته ام زود قطع می کرد و ادامه نمیداد. اما با خودم گفتم :&#8221;دیگه این آخری را هم میزنم و&#8230;&#8221;، یه لحظه دیدم یه خانمی که صدای مزخرفی داشت گفت: &#8220;بععععههههلهههه!!!!!&#8221;، انگار یک مرغ مریض بود. خواستم قطع کنم، اما همینطوری بهش گفتم :&#8221; سلام، من شانسی گرفتم، میخوام باهات حرف بزنم&#8221;، در جواب با همون صدای حال بهم زنش گفت: &#8220;آخه من صاحبخونه نیستم که!، من همسایه صاحب این خونه هستم!!&#8221;، میخواستم گوشی را قطع کنم که یه دفعه دیدم یه صدای ناز، با احساس، آتشین و خوش لحن گفت: &#8220;بفرمایید عزیزم، امرتون؟&#8221;، داشتم شاخ در میاوردم، اخه چقدر تفاوت داشتن این دو صدا. اونجا بود که به یاد شعر:&#8221;میان ماه من با ماه گردون&#8230;.تفاوت از زمین تا آسمان است&#8221; افتادم. خواستم بهش بگم که من همینطوری شانسی زنگ زدم، دیدم گفت: &#8220;خدافظ!!!&#8221;، یه لحظه نا امید شدم، گفتم، خدایا صاحب این صدای زیبا را از دست دادم، میخواستم بگم که خواهش میکنم نرو، که یه دفعه دیدم صدای اون خانم &#8220;کریه الاصوات&#8221; از دور اومد که میگه: &#8220;الهه، کارم داشتی صدام کن&#8221;، اینجا بود فهمیدم که الهه صاحبخونه خوش لحنه، و اون خانمه همسایه بوده که خوشبختانه گورشو گم کرد. شروع کردم به معرفی خودم و گفتم که شانسی تماس گرفته ام و اینکه تنها بودم و حوصلم سر رفته و&#8230; ازش پرسیدم: &#8220;دوست پسر داری؟&#8221;، که گفت: &#8220;من زنم&#8221;، باور کنین تا همین لحظه فکر نمی کردم که زن باشه،آخه به صداش نمی اومد. گفت که یه بچه 2 ساله داره و 4 ساله ازدواج کرده، اون موقع 22 سالش بود و گفت که 18 سالگی با یه مرد 35 ساله ازدواج کرده. انگار اونم منتظر بوده که کسی بهش زنگ بزنه، آخه داشت با کمال میل و نهایت مهربونی صحبت میکرد. یه کم که باهم حرف زدیم، دیدم اصلاً از زندگیش راضی نیست، می گفت شوهرش سر کار نمیره، همش میاد و سکس میخواد، و با اینکه هر روز منو میکنه، اما زن بازی هم می کنه!!!، باورم نمیشد که داشت اسرار زندگیشو همون تماس اول، بی آنکه منو ببینه و بشناسه بیان می کرد. ازم پرسید که دوست دختر دارم یا نه؟، منم بهش گفتم که دانشجو هستم و قبلاً دوس دختر داشتمو الان ندارم. زود ازش خواستم که میتونم ببینمت و اونم گفت که فردا صبح میتونه، گفت که فردا صبح میره اداره بهزیستی و منم مشخصاتشو خواستم و ساعت 9 صبح قرار شد که برم ببینمش. فاصله اداره بهزیستی تا خونمون 300 متری می شد. بهم گفته بود که چادریه و روی گونه سمت راستش یه خال مشکیه. منم ازش خواسته یودم که یه دستمال کاغذی سفید دستش باشه تا یه موقع اشتباه نگیرم، آخه نمیتونستم که هرکی رد میشه زل بزنم صورتشو خالشو ببینم!، اون موقع کمتر کسی موبایل داشت و نه من و نه الهه موبایل نداشتیم، واسه همین قرار گذاشتن واقعاً سخت بود. صبح ساعت 7 بیدار شدم و رفتم حمومو حسابی به سر و صورتم صفا دادم، اومدم از حموم بیرونو و یه کت و شلوار (نگین دهاتیه هاااا!!!، دیگه اون موقعها بود دیگهههه!!!!) پوشیدم و8:45 صبح از خونه زدم بیرون، طوری گریم کرده بودم (ببخشید، طوری آرایش کرده بودم) که انگار دامادیم بود. سر کوچه مون دیدم دو تا پسر بچه نوجوان که در چرخ دستیشون میوه گذاشته بودن برای فروش، تا منو دیدن، دیدم یکیشون به اون یکی میگه :&#8221;نقاشیه&#8221;!!!، حقم داشتن، چون ضد آفتاب و نرم کننده مالیده بودم به صورتم و داشتم برق می زدم!، 5 دقیقه به 9 روبروی اداره بهزیستی بودم، یه لحظه دیدم همسایمون بنام &#8220;وحید&#8221; که تقریباً همسن بودیم منو دید و گفت: &#8221; مهرداد، یه دختری را دیدم رفت توی بهزیستی، ماه بود، نکنه تو هم بخاطر اون اینجایی؟&#8221;، منم گفتم نه و پیچوندمش. تو دلم گفتم، من منتظر زنم، و نه دختر!، یه لحظه دیدم یه خانم چادری که دستش دستمال کاغذی سفیدی بود از در اداره بیرون اومد، یه کم که نزدیک شد، دیدم خال هم داره صورتش، دیگه باور نمیکردم این باشه، آخه این که من می دیدم یه فرشته بود و نه یه آدم، خیلی ناز بود، صورت گرد، سفید، چشای درشت مشکی، لبای قرمز دوست داشتنی، دیگه نمیدونم چی بگم که توصیف زیباییشو کرده باشم. اومد از کنارم رد بشه گفتم: &#8220;الهه خانم&#8221;، آروم گفت :&#8221;سلام&#8221; و در حالیکه لبخند ملیحی زد زود رد شد و رفت. گیج و مبهوت مونده بودم که دیدم باز وحید، که مغازشون نزدیک بهزیستی بود اومده پیشم و داره الهه رو نشونم میده میگه دیدی، اونو می گفتماااا!، منم باز پیچوندمشو اومدم خونه. 1 ساعت بعدش تماس گرفتم و دیدم الهه جواب داد. بهم گفت که ازم خوشش اومده و منم خوشحال شدم و سعی نکردم زیاد جوگیر بشم و منم گفتم که ازش خوشم اومده. بهم گفت که میخواد چیزی بهم بگه، گفت که 6 ماهه با شوهرش اختلاف داره و میخواد ازش جدا بشه، می گفت که رابطش با شوهرش فقط اینه که شوهره میاد هر روز باهاش سکس میکنه و اینم بدون هیچ علاقه ای نقش &#8220;سطل آشغال&#8221; را برای شوهرش ایفا میکنه. این &#8220;سطل آشغال&#8221; اصطلاح خود الهه بود. بعد از یکم صحبت ازش خواستم که بیاد عصر خونمون، اونم از خدا خواسته گفت که ساعت 6 میاد. اینم بگم که خونه ما دو طبقه بود، با یه حیاط نسبتاً بزرگ، طبقه بالا را به یه زن و شوهر شهرستانی اجاره داده بودیم. ساعت 4 رفتم از بازار براش یه اودکلن خریدم تا وقتی اومد خونمون براش هدیه بدم. ساعت 5 شده بود و دیگه عقربه ها حرکت نمی کردن، آیا واقعاً ممکن بود من با الهه سکس داشته باشم؟، آیا الهه واقعاً زن بود؟، آخه خیلی چهره دخترونه داشت. اصلاً چطور امکان داشت کسی با یه تماس و دیدن بخواد بیاد و سکس کنه با من؟!، فکرای دیگه هم به سراغم میومدن. می گفتم نکنه اون روز که زنگ زدم، مزاحم زیاد داشته ان، و شوهرش ازش خواسته که با من قرار بذاره، و کاسه کوسه ها رو سر من بشکونند. ساعت دیگه چیزی به 6 نمونده بود. رفتم دم در حیاط ایستادم، بهش گفته بودم که کوچه را که اومدی درب سوم مال ماست. ساعت دیگه 6 بود. لحظه دیدار فرا رسیده بود. دیدم از سر خیابون پیچید به سمت کوچه، تا بیاد دم در برسه قلبم داشت با شدت تمام می رسید. اومد دم در، میخواست وارد بشه، که مستاجر کیریمون دیدم رسیده حیاط که بره بیرون، نمیخواستم چیزی بدونه، آخه نظامی هم بود، می ترسیدم که کار دستم بده. دیدم که دیگه ما رو دم در دیده، بلند گفتم: &#8220;زندایی، چرا شما اومدی، زنگ میزدی من میاوردم&#8221;، الهه هم گفت:&#8221;دیگه مسیرم بود!&#8221; و درستش کرد. کس کش مستاجرمون، مثل گاو داشت گیلاس می چید و اصلا دوست نداشت بره بیرون. منم هول شده بودم، اومدم داخل و اودکلن را که داخل کیسه پلاستیکی کادویی بود بهش دادم، و آروم گفتم بهم زنگ بزن از سر کوچه. اومدم تو و چند دیقه بعد الهه زنگ زد و گفت که دیگه پامو تو اون خونه نمیذارم. اولش فکر میکرد که مستاجرمون دوستمه و من خبرش کردم، اما توضیح دادم و قانعش کردم، بهش گفتم 10 دیقه بعد بیاد که گفت نمیتونه، چون بچه اش را داده دست همسایه و به بهانه خرید نیم ساعتی اومده بیرون. حسابی ضد حال خورده بوئم. میخواستم برم با دستای خودم مستاجرمونو خفش کنم&#8230;.!، از یه طرف می گفتم نکنه داییم را بشناسه و بدونه که زنداییم کیه، اما دیگه چیزی برام مهم نبود، چون ماموریتش یه ماه دیگه تموم میشد و گورشونو از شهرمون گم میکردن و می رفتن. ساعت 7 شد و باز زنگ زدم و با هزار مصیبت الهه را راضی کردم که فردا بیاد. فردا صبح ساعت 9 باهم قرار گذاشتیم و بهش گفتم که در خونه را باز میذارم، سرتو بنداز پایین و بیا تو و در را ببند. ساعت 9 دیدم اومد، و خوشبختانه کسی هم نبود. من باز صبح حموم کرده بودم و حسابی آماده. اومد داخل خونه و گفت تا 11 میتونه بمونه. از این نون خامه ای ها گرفته بودم، یه فیلم سکسی هم گذاشته بودم. داشتم از هیجان منفجر می شدم. بهش گفتم که چادرشو در بیاره. یه مانتو مشکی با یه شلوار لی آبی پوشیده بود. رفتم پیشش و روسری را از سرش برداشتم. ازم خواست که فیلمو خاموش کنم. منم خاموش کردم. اول دستش رو گرفتم و ازش لب خواستم، لبش انقدر شیرین بود که میخواستم همش بخورم. شیرینیم خورده بود، شیرینتر شده بود. آروم دکمه های مانتوشو باز کردم، یه تاپ صورتی از زیرش پوشیده بود، دستمو رو سینه هاش گذاشتم، اندازه یه کف دست می شد. نرم، و در عین حال، خوش استیل. در حالیکه لبشو میخوردم، سینه هاشو میمالیدم. اونم ازم لب می گرفت. وقتی من لب بالاشو میخوردم، اونم لب پایینیمو میخورد و بالعکس. آروم آروم اومدم با نوک زبونم دور گردنشو مک می زدم، نرمه گوششم لیس میزدم، اونم محکم بغلم کرده بود. هی میودم لب می گرفتم و دوباره میرفتم سراغ گردنشو گوشش، در حالیکه سینه هاشو میمالیدم، نوک کوچک سینه هاشو بین انگشتام میگرفتمو حسشون میکردم. شلوارشم از پاش در آوردم، پاهای سفید تراشیده نرمی داشت. یه شورت نارنجی نخی پوشیده بود. تاپشم در آوردم. سوتینشم ست شورتش بود و نارنجی. خودم هم شلوارمو در آوردم و با یه رکابی و شورت موندم. وقتی پشم سینه هامو دید، گفت که عاشق پشم سینه هست. با نوک زبونش نوک سنه هامو از لای پشمای سینم لیس میزد. منم همین لحظه سینه هاشو میمالیدم. اینبار ازم خواست که فیلمو بذارم، دقیقاً صحنه ای بود که دختره کیر پسره را داشت میخورد. تا اینو دید، آروم آروم از سینه هام به سمت شکمم اومد و شورتمو با دندونش کشید پایین. اول نوک کیرمو هی با نوک زبونش بازی میداد، بعد، کیرمو که هنوز نیمه راست بود کرد دهنش، حموم که رفته بودم حسابی با کف صابون شسته بودم، بوی صابون خوشبو میداد کیرم، انقدر با میل و حرص و ولع و ملچو مولوچ کیرمو میخورد که دیگه کاملا راست کرده بودم. تا اونروز کیرمو به سفتی و بزرگی اون لحظه ندیده بودم. ازش خواستم بخوابه تا بیام روش. درست مثل یه خرس پشمالوی حریص شده بودم. از نوک انگشتای پاش شروع کردم لیسیدن، تا، رسیدم به دور کسش. شورتش بوی اودکلنی را که دیروز بهش داده بودمو می داد. بوی تمشک مخلوط با توت فرنگی میداد. از روی شورتش کوسشو میلیسیدم. شورتشو از بس خورده بودم خیس کرده بودم. دوباره میرفتم از رونش پایین و می رسیدم نوک انگشت پاش. اگه از انگشت پای راستش شروع میکردم به لیسیدن و میرفتم تا شورتش، یرای پایین اومدن از رون پای چپش شروع میکردم و میومدم تا انگشتاش. این حرکتو چند بار انجام دادم و ازش خواسته بودم که کوسشو بازی بده. اونم کوسشو از روی شورتش میمالید. دیگه وقتش شده بود، اومدم بالای سینه هاش، رکابی خودمو در آوردم و سوتین اونم به همین صورت. سینمو محکم چسبوند به سینه های نرمش. دوباره از هم لب گرفتیم. در حالیکه با یه دستم یکی از سینه هاشو میمالیدم، با اون یکی دستم از روی شورتش کوسشو می مالیدم واون یکی سینشو میخوردم. اونم هی کسشو که توی دستم بود با حرکات متناوب به دستم میچسبوند و منم مالیدن کوسشو محکمتر می کردم. بعد از کلی سینه مالی و سینه خوری و کس مالی، شورتشو از پاش در آوردم. هرکی کسشو میدید باور نمی کرد که این کوس زایمان کرده باشه، خیلی کوچولو بود و دقیقاً مشابه خالی که روی صورتش بود، یکی هم کنار کوسش بود، کوسی که طوری اصلاح کرده بود که مثل یه مرمر می درخشید. یه دستمو گذاشتم رو کسش و با اون یکی دستم یکی از سینه هاشو میمالیدمو، نوک اون یکی سینشو میخوردم. با دستم داشتم چوچول کوسشو بازی میدادم، الهه هم چشاشو بسته بود و هی سینه هامو میخورد، بازومو گاز می گرفت، لب می گرفت و زیر گردنمو می لیسید. دستم خیس خیس شده بود، مثل یه گلدون شمعدونی که آب زیادی داده باشی، آب پس میداد، صدای دختره که داشت توی فیلم گاییده میشد، از یه طرف، و صدای الهه که می گفت :&#8221;مهرداد، بسّه دیگه، میخوامت، بیا روم&#8221; از طرف دیگه، حسابی حشریم کرده بود. دیگه کاملاً لخت در بغل هم بودیم. می گفتم نکنه دارم خواب می بینم، اما واقعی بود، الهه در بغلم بود و داشتیم از ته دل همدیگه رو میخوردیم. یه دفعه به ذهنم رسید که در حالیکه کسشو میخورم، کیرمو بدم بخوره، بعدها فهمیدم که به این حالت میگن &#8220;69&#8221;، وای..، چه حالی میداد، داشتم یه خوشه تمشک ملس میخوردم، کوسش آکنده بود از بوی توت فرنگی، شاتوت، تمشک و هر میوه ای که در این رسته بگنجه. دیگه خواهشش تبدیل شده بود به التماس. :&#8221; مهرداد، بدو دیگه، میخوامت، بکن دیگه&#8221;، اما من دوست داشتم مدام بخورمش، و می گفتم حالا زوده عزیزم. وقتی دید نمیام روش، دیگه خواهشش به هشدار تبدیل شد:&#8221; مهرداد، ساعتو نگاه، 10 شده، من باید 11 خونه باشم&#8221;، راست می گفت، یک ساعت گذشته بود و ما تو این یه ساعت همدیگه رو حسابی خورده بودیمو آماده یه سکس آتشین کرده بودیم. کوچولو بودن کوسش و قیافه بچه گونه الهه این حسّو بهم القا میکرد که اون یه دختره، شایدم من زیاد مشکوک بودم، واسه همین، ازش خواستم انگشتشو بکنه توی کسش، تا مطمئن بشم که یه زنه، آخه نمیخواستم پرده شو بزنم و به عقدم در بیارن ، گرچه اگه دختر بود می گرفتمش، چون الهه واقعاً &#8220;الهه&#8221; بود، تندیس زیبایی بود، و هر آنچه که زبون نمیتونه بیانش کنه. اونم بی اختیار انگشت سبابش را آروم کرد تو کسش و در آورد. خیالم راحت شد که زنه، حالا می تونستم الهه زیباییها را بکنم، اومدم روش، دست راستمو از زیر گردنش عبور دادم و گذاشتم روی سینه راستش، اونم کیرمو گرفت رو کسش گذاشت، ازش پرسیدم:&#8221;الهه، دوست دارم بگی چقدرشو بکنم؟&#8221;، برگشت گفت :&#8221; همشو، تا ته بچسبون&#8221;، انتظار داشتم بگه نصفشو یا اینکه بگه فعلا یه کم بذار بعدا بیشتر بکن، اما وقتی اینو گفت فهمیدم که چقدر مشتاقه. منم سینه راستشو در دستم گرفتم و در حالیکه لبشو میخوردم آروم کردم تو کسش. وای، خیلی داغ بود داخل کوسش، انقدرم آب داده بود که توش خیلی نرم شده بود، در حالیکه می کردم سینشو میمالیدمو و لب و گردن و اون یکی سنشو میخوردم. هم عمق کردنمو زیاد کرده بودم و تا ته میکردم تو کسش، هم اینکه سرعتشو رفته رفته بالا می بردم. الهه هم دیگه آخ و اوخش به وای و ووی تبدیل شده بود و محکم می گفت:&#8221; وای، جون، بکن، محکم بکن، میخوامت مهرداد&#8230;، آخ، وای،&#8230;&#8221;، حتی در حالیکه من سرعتمو به حداکثر رسوندم و مدام با شدت تموم می کردمش، داشت زیرم ازم قول می گرفت : &#8221; مهرداد، قول میدی با من باشی؟&#8221;، من می گفتم که باشه عزیزم، من متعلق به توام، دیگه تنها نیستی. داشتم در اوج آسمونا می کردم الهه را، یه دفعه ازم خواست که اون بیاد روی من، منم اومدم زیرش و اون اومد روم. چنان حرفه ای اینکارو انجام میداد که دختری که الان داشت توی فیلم سکسی که روشن بود واز کون میداد، فکر نمیکنم که بتونه مثل الهه بکنه. کوسشو تا نوک کیرم بالا می آورد، لحظه ای که دیگه فکر می کردم الان کیرم در میاد از کوسش، می دیدم یه میلیمتر مونده به در اومدن، دوباره میکرد تو کسش. این کارو با چنان سرعت و ظرافتی انجام می داد که دیگه میخواستم ارضا بشم. بهم گفت: &#8220;مهرداد، باهم بیاییم، نگه دار باهم بیاییم&#8221;، من بهش قول دادم که باشه، اما مطمئن نبودم که سر قولم بمونم یا نه، چون دیگه داشت آبم میومد. یه لحظه کیرمو در آورد و مثل وحشی ها تا ته کیرمو کرد تو دهنش، حتی طوری که یه لحظه احساس خفگی کرد و دوباره شروع کرد نوک کیرمو میک زدن. دیگه میخواستم بریزم آبمو دهنش که به زور خودمو نگه داشتم. اومده بود پایین و حالا نوبت من بود که تمومش کنم، منم کوسشو که داشت حرارتش لبمو می سوزوند خوردمو به حالت چمباتمه (سگی) کردم تو کوسش، احساس کردم دردش بیشتر شده، آخه میگفت: &#8221; مهرداد، زود باش، میخوام بیام، باهم بیاییما، باهم، آخ، اوخ، وای،&#8230;&#8221;، اینجا بود که دیدم گفت:&#8221;من اومدم، آخ جووووون ن ن ن&#8221;، تا اینو گفت منم دیگه نتونستم خودمو نگه دارم و کشیدم بیرونو ریختم آبمو روی کمرش. با دستمال پاکش کردمو کونشو بغل کردم. 10 دیقه به همون حالت چشامونو بستیم، و در حالیکه از هم لب می گرفتیم کنار هم بودیم. الهه پا شد و زود رفت. چون دیرش شده بود و ساعت دیگه 11 شده بود. منم رفتم حموم و عصر بهش زنگ زدم. بهم قسم خورد که از وقتی ازدواج کرده هرگز ارضاء نشده بوده تا به اون روز که با من سکس داشت. بعد از این ماجرا، 2 بار هم باهم سکس داشتیم، که یکیش مربوط میشه به الهه من و پسر عمه ام. اگه روزی حسّشو داشتم بهتون میگم. خوش باشین.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175583</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده بلوند  با سینه های خوشگل و ناز</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d8%b2/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d8%b2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 26 Jul 2019 05:25:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینوری]]></category>
		<category><![CDATA[بالاست]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگرده]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیارمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیاریم]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمان]]></category>
		<category><![CDATA[چسپیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خداخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلم]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راهنمایی]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روزگاری]]></category>
		<category><![CDATA[ریختمش]]></category>
		<category><![CDATA[شدیمتا]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فکرکردم]]></category>
		<category><![CDATA[کردوگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کوچمون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مهرداد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میدادو]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میومداز]]></category>
		<category><![CDATA[میومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمی‌رسه]]></category>
		<category><![CDATA[همکلاسی]]></category>
		<category><![CDATA[همکلاسیم]]></category>
		<category><![CDATA[همگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[ودوباره]]></category>
		<category><![CDATA[وسفیدش]]></category>
		<category><![CDATA[وسوراخ]]></category>
		<category><![CDATA[وکاملا]]></category>
		<category><![CDATA[ومشغول]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بعضی میدادو به من نمیداد فیلم سکسی .روزی روزگاری ساسان همکلاسیم یه ارگ ارزون قیمت که باباش ازقطر براش آورده بود را آورد مدرسه وسرود تمرین کردیم سکسی وبردش خونه.ماجرا از اونجا شروع شد که شاه کس مهرداد میره سراغ ساسان وبهش میگه ارگ را بهم میدی برا یه شب وساسان هم کونی توو رودربایستی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بعضی میدادو به من نمیداد فیلم سکسی .روزی روزگاری ساسان همکلاسیم یه ارگ</h2>
<p>ارزون قیمت که باباش ازقطر براش آورده بود را آورد مدرسه وسرود تمرین کردیم سکسی وبردش خونه.ماجرا از اونجا شروع شد</p>
<h3>که شاه کس مهرداد میره سراغ ساسان وبهش میگه ارگ را بهم</h3>
<p>میدی برا یه شب وساسان هم کونی توو رودربایستی قرارمیگیره ومیگه ارگم پیش مرتضی است وبعد هم سریع به من گفت</p>
<h4>که جنده مهرداد را بپیچون .خلاصه مهرداد اومد پیش من وگفت</h4>
<p>ساسان گفته ارگشو بدی به من پستون ومن هم گفتم نمیدم . مهرداد هی حساس شد وخیلی هم دلش میخواست از</p>
<h5>دست من کوس گرفته باشه ومیرفت پیش ساسان وزیراب منو میزد</h5>
<p>که ارگ رااز مرتضی بگیر وبده به من.دو سه روزی گذشت ومن ومهرداد که باهم همکلاسی هم بودیم وتوو راه مدرسه باهم سکس داستان میومدیم خونه یه</p>
<h6>روز به من گفت تو چرا ارگ ساسان ایران سکس را نمیدی</h6>
<p>به من ومن هم گفتم امانته نمیدم ازمهرداد اصرا واز من نه گفتن تا اینکه به در خونمون رسیدیم مهرداد گفت برو جان خودت برام بیار من هم از خداخواسته زد به سرم وگفتم باشه(ارگی هم نبود!) اومدم داخل خونه با خودم فکرکردم چه جوری بیارمش داخل؟برگشتم بهش گفتم مهرداد جان گذاشتمش بالای کمد رختخواب دستم نمیرسه باید بیای کمک تا درش بیاریم اومد حالا مادرهم هم تووی اتاق بغلی دار قالی داشت ومشغول بود&#8230;.مهرداد اومد داخل اتاق اینوری وگفت کجاست؟الکی کپسول گاز اوردم وگفتم بالاست &#8230;بعدش هم از پشت چسپیدم به کونش&#8230;گفت :نکن بابا ارگ کجاست؟ گفتم باید بهم بدی تا ارگ رابدم&#8230;رفت گوشه اتاق وایساد وگفت چی میگی؟گناه داره گناهه&#8230;گفتم من زده به سرم حالیم نیست ..زود باش اگه ارگ میخوای&#8230;.روشو برگردوند وپشت به من گفت بیا زود باش کاردارم&#8230;تمام وجودم گرم شد هیچی حالیم نبود حتی اگه کسی هم میومد&#8230;از روی شلوارسفیدی که داشت خودم رابهش چسپوندم&#8230;خیلی حال داد کیرم داشت میترکید&#8230;از ریشه ش درد گرفته بود بهش گفتم اینطوری نمیشه شلوارتو در بیار اولش زیربار نرفت ولی چند لحظه بعد کشید پایین شورت سیاه مایو داشت&#8230;شورتشو که دراورد قلبم انگار داشت از دهنم بیرون میومد یه لحظه پشیمان شدم ولی با دیدن کون تپل وسفیدش شلوارم رادر اوردم وکیرم را درست وسط کونش گذاشتم ..اخ نرم وتپل بود وکاملا حسش میکردم یه کم خم شد وبادستام دولمبه را کنار زدم وسوراخ خط خطی وسیاهش را دیدم وامان ندادم سر کیرم را فرو کردم تووش وشروع کردم به تلمبه زدن وقتی کیرم رابیرون آوردم زیر گه بود که سبز بود انگار دیشبش قورمه سبزی خورده بود دوباره فرو کردم داخل وچند تلمبه زدم ولپشو بوسیدم گرمای سوراخ کونش به اومدن ابم کمک کرد وهمون داخل ریختمش ودوسه دقیقه ای هم توو بغلم نگهش داشتم تا داغ حسرت این مدت که توو کف اونبودم درآد..بعد هم با شلوارورزشی من کونشو پاک کرد&#8230;.وگفت حالا برو ارگ رابیار برام. گفتم: مهرداد منو ببخش !اصلا ارگی در کار نیست .. ناراحت شد ودوباره تکرار کرد&#8230; ومن هم&#8230;گفتم نیست به خدا ..همش الکی بود&#8230;.گفت پس بیا تا من هم یه دس تورو بکنم.. گفتم شرمنده مهرداد خوشکلم حالم گرفته میشه تازه دارم حالشو میبرم&#8230; ومهرداد با ناراحتی در خونمون را محکم زد ورفت وبا هم قهر شدیم..تا دوسال بعد که آشتی کردیم و دوباره یه شب توو کوچمون از روی شلوار بغلش کردم وآبم اومد&#8230;&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2775</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف و تین با هم کرده میشن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%88-%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%88-%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 16 Jul 2019 04:37:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازخجالت]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اطلاعی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[التماست]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[بالایی]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برادرش]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برميگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودمکه]]></category>
		<category><![CDATA[پوزیشن]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهن]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیده]]></category>
		<category><![CDATA[تواتاق]]></category>
		<category><![CDATA[توخونه]]></category>
		<category><![CDATA[تودهنش]]></category>
		<category><![CDATA[توواقعا]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتش]]></category>
		<category><![CDATA[خدادادی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[داستانو]]></category>
		<category><![CDATA[داستاني]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دراومد]]></category>
		<category><![CDATA[دراومده]]></category>
		<category><![CDATA[درخونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیروقت]]></category>
		<category><![CDATA[راحتتر]]></category>
		<category><![CDATA[روبروي]]></category>
		<category><![CDATA[روزمین]]></category>
		<category><![CDATA[روصندلی]]></category>
		<category><![CDATA[روکیرم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[فشاردادم]]></category>
		<category><![CDATA[فکرمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمو]]></category>
		<category><![CDATA[کیرموگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مردانگی]]></category>
		<category><![CDATA[مردانه]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[مهرداد]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوايم]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواسته]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میریزه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[نپوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردمو]]></category>
		<category><![CDATA[همسايه]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وافتادم]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[وخودشو]]></category>
		<category><![CDATA[ودستشو]]></category>
		<category><![CDATA[وفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[وکیرمو]]></category>
		<category><![CDATA[ومامانم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[رو هم رفته دم همگی فیلم سکسی گرماين داستاني که مي خوام واستون بگم منو به يکي از خانوم بازهاي تير تبديل کردقضيه برميگرده به سال 82که سکسی من پشت کنکوري بودم تا اين جاروداشته شاه کس باشين(ما يه همسايه داشتيم که ازقديم خونهامون روبروي هم بود دختربزرگ که اسمش مونااين خانواده کونی ازبچه گي [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>رو هم رفته دم همگی فیلم سکسی گرماين داستاني که مي خوام واستون</h2>
<p>بگم منو به يکي از خانوم بازهاي تير تبديل کردقضيه برميگرده به سال 82که سکسی من پشت کنکوري بودم تا اين</p>
<h3>جاروداشته شاه کس باشين(ما يه همسايه داشتيم که ازقديم خونهامون روبروي هم</h3>
<p>بود دختربزرگ که اسمش مونااين خانواده کونی ازبچه گي با من هم بازي بودتااين که رفتيم مدرسه وديگه بازي کردن توکوچه</p>
<h4>خيلي جنده کمرنگ شدوخيلي کم ميديدمش وزماني که بزرگ شديم اينقدرکه</h4>
<p>همه ازپاکي اين دخترتعريف ميکردن که پستون من هميشه تويه ذهنم ازش يه قديسه تصور ميکردم)برميگرديم سرداستان:زماني که جواب کنکوراومد اون</p>
<h5>موقع من کوس کامپيوترنداشتموداداش کوچيک مونا 4سال ازمن کوچيک بودواسمش امیره</h5>
<p>رفيق بودم کامپيوترداشت ومن شب ساعت 8:30رفتم درخونشون که با کامپيوترمهرداد جواب کنکورروتواينترنت ببينم بعدازچندتازنگ زدن موناآيفون رو برداشت ومن خودمومعرفي کردم سکس داستان وگفتم که بامهرداد</p>
<h6>ميخوايم جواب کنکورمنوببينيم که گفت کسي خونه نيست ایران سکس مهرداد با</h6>
<p>بابا ومامانم رفته روستا دیروقت میان من تعجب کردم ازاین حرفاش که دقیق همه چیزوگفت من که لال شده بودم یهو با صدای قشنگش که الو گفت به خودم اومدم دیدم درباز شوگفت بیاین بالا خودتون نگاه کنین ومن کامپیوترزیاد بلد نیستم ونتیجه ی منوهم ببینیدمن که حسابی منگ شده بودم توهپروت بودم رفتم بالا که دیدم یه مانتو وروسری اومدجلوواحوال پرسی کردومن سریع رفتم تواتاق سرکامپیوترمشغول کارخودم بودمکه بعداز10دقیق اومدتواتاق من داشتم سکته میکردم ازدیدن این صحنه که شلواراسترج تنگ که شورت نپوشیده بود واین قدربه وسط پاش چسبیده بود که قشنگ چوچولاش معلوم بود یه پیراهن سفیدنازک که سوتین نبسته بودوسینه های گردش موقع راه رفتن به سمت من تکون تکون میخوردبدون روسری من که یه سکته خفیف زدم چون با تعریف هایی که مامانم با زن همسایه ازاین دختر میکردن اونو پاکترین دختر دنیا میدیدم واسم شربت تعارف کردو من ازخجالت سرمو حتی بالا نیاوردمو خودمو با کامپیوتر سرگرم کردم وچون شلوار ورزشی تنگ پام بود کیرم بدجوری بزرگ شده بود البته این بگم من 25 سانت کیرمه که یهو متوجه یه چیزی روکیرم شدم برگشتم کنارمو ببینم دیدن مونا روزمین نشسته ودستشو گذاشته رو کیرم وقتی چشم توچشم شدیم محکم کیرمو گرفت شروع کردبه مالوندن من که اصلا متوجه هیچی نبودم چون اصلا باورم نمیشدیهو با یه حرکت سریع پیراهنشودراوردمن که تاحالا سینه ازنزدیک ندیده بودم چشمام داشت درمیومد سینه های گردباممه های قهوه ای روشن من درست عین یه بچه کوچیک روصندلی نشسته بودم واون رهبر این سکس شده بود دستموگرفت وازروی صندلی بلندکرد بعد شلوارموکشید پاین وقتی کیرم افتادبیرون یه خنده قشنگی کرد که انگار بهترین هدیه دنیا رو گرفته. بعدآروم کیرموگذاشت تودهنش چندتا میک که به کیرم زد من که تا به حال کیرم جنس مخالف رولمس نکرده بود مثل آتش فشان ابم ریخت تودهنش البته نخورد وریخت تولیوان خودش و یه قورت ازشربت من خوردو گفت توچرا این طوری هستی پسر حیف این کیر نیست به این سرعت ارضا بشه من از یه طرف خجالت کشیدم بخاطر زودارضا شدنم وازطرف دیگه این لحن حرف زدن مونا که دوباره کیرموگرفت تودستاش که دوباره جناب کیرخوش خط وخال من راست راست شد این دفعه منولخت کردوخودشم لخت شد ورفت روتخت دراز کشید وتواین مدت جلوی همون صندلی وایستاده بودم وتکون نخوردم یعنی حال تکون خوردن نداشتم داشت با انگشتش کسشو میمالیدکه گفت معطل چی هستس بیا بکن دیگه بیا پارم کن کسم ازخارش داره میمره من که تا به حال کس نکرده بودم آروم رفتم جلو وروش خوابیدم هرکارکردم کیرم تونرفت وگفت توواقعا کس حرام کنی مردی که بلدنباشه چه طوری این نعمت خدادادی رو جاکنه سر جاش مرد نیست که دیگه بهم برخورد صحبت مردانگی روکرد رو پاهام نشستم وبا آب دهنم کیرمو مالیدم اون همینطورداشت نگاه میکرد که روم دیگه واشه بود وازگیجی دراومده بودم خودش یه بالاشت گذاشت زیر کمرش که موقعیت کسش قشنگ توتیررس من بودیه کم با کلاهک کیرم با چوچولاش بازی کردم ویاد اون فیلم سوپرهایی که دیده بودم افتادم که چه جوری باید کس بکنی کله کیرمو اروم فشاردادم که بره تو که با فشارزساد رفت تو که دیدم داره اشک میریزه ولی صدایی ازش در نمیاد ولباشو گازمیگرفت بهش گفتم چرا تونمیره از جایی که کس ندیده بدم فکرمیکردم قبلا کس داده که خودش زبونش باز شد وشروع به تعریف کردن ماجرا کرد وقتی رفتم موقعیتمودرست کنم کیرم ازکسش دراومد واون برام تعریف کرد اززندگیش که تا حالا خیلی مادرش اونودکتربوده به خاطر شهوت بالایی که داره وهنوزدختره وکس نداده وعاشق فیلم سوپره و با مهرداد داداشش فقط سکس داره اونم ازعقب وتاحالا راضی نشده که با پسری دوست بشه وسکس داشته باشه وبه نظرم به خاطرحجب وحیای بالایی که داشت ولی واسم قابل قبول نداد این دختر با برادرش سکس کنه ویادم افتاد که چرا مهرداد اینقدردنبال فیلم سوپره وواسه خواهرش میخواسته واونوازکون میکرده خلاصه ما هم که جو معرفت گرفته بود بهش گفتم چرا نگفتی دختری که به کست دست نزنم گفت دیگه طاقت ندارم دارم آتیش میگیرم خواهش میکنم منوازکس بکن منم گفتم نمیکنم چون پرده داری دوباره گفت التماست میکنم وازپدرم خجالت میکشم که الان پیش تویه پسرغریبه لخت نشستم ولی چاره ندارم اگه تونکنی باهویج امشب خودم پردمومیزدم دیدم چاره ندارم وپیش خودم گفتم این کس به این توپی چه مرگته بکن یالا امشب مرد میشی رفتم جلوش وخودش تف کرد کف دستش وکیرمو مالید و دوباره کیرم مثل سنگ شد وجالبه که الان که حرفه ای شدم با اینکه این همه شهوتی بود زیاد ازش اب نمیومد رفتم کیرمو گذاشتم دم سوراخش واین دفعه راحتتر کله کیرم رفت تو که دیدم کیرم گیرکرده جلو نمیره مونا تازه آه وناله هاش شروع شده بود که با یه زور مردانه کیرموفشاردادم به سمت جلو که یه آخ پرازشهوت کشیدواحساس کردم مانعی دیگه جلوی کیرم نیست وراحتترعقب وجلو میره وقتی کیرموکشیدم بیرون که دوباره جا کنم کیرم پرخون بود وفهمیدم پردشو زدم خیلی ترسیده بودم ومونا هم بی حرکت روتخت ولو شده بود وناله خفیفی میکرد وداشت از کسش خون میومد خیلی کم رفتم براش آب آوردم که خورد ویکم حالش بهتر شدونشستم بالا سرش وموهاشو نوازش کردم رفت دستشویی وخودشو تمیز کرد وگفت تازه راه باز شده اصل کاری مونده بهش گفتم مونا جان باشه واسه شب دیگه گفت ممکنه دیگه موقعیت نباشهومن رو تخت نشسته بودم کیرمن که خونی بودوخوابیده سینی رو گذاشت رو پام وکیروخوایمو گذاشت رو سینی وبا شربت لیوان من کیرمو آب کشید ومن محو کارش بودم کیرم که هم تمیز شده بود وهم شقرواز کمر گرفتم ومونا دوباره با همون پوزیشن قبلی دراز کشید وکیرمو وقتی دوباره خواستم حا کنم مثل اول تنگ بود ولی با کمی فشار آروم جارفت ومونا دوباره اشک میریخت چون کیرم کلفت بود واسه کس کیر ندیده من مشغول کارم بودم که احساس کردم آبم داره میاد وبا یه فشار تموم آبموریختم رو شکمش دیگه واقعا نا نداشتم وافتادم رو تخت ساعت نزدیک 10:30بود مونا هم بی حرکت رو تختدوباره شروع کردم به نازکردن وقربون صدقه رفتنش که بلند شدیم ولباسامونوپوشیدیم ومن روانه خونمون شدم یه داستانم توخونه داشتم که جواب مامانموبدم که تا حالا کجا بوده موقع رفتن ایمیلشو ازش گرفتم واسه برنامه گذاشتن سکس که معمولا ماهی به بار میکردمش ومونا سکس با مهرداد روکلا قطع کرده بود ومهرداد ازرابطه ی ما اطلاعی نداشت . سال اول دانشگاه بود که اون موقع من موبایل خریده بودم وزنگ زد که میخواد شوهرکنه وازمن اجازه میخواست بگیره منم گفتم به من ربطی نداره زندگی خودته که اونم ازدواج کرد &#8230;البته ازدواجشون داستان داره اگه خواستسد تعریف میکنم واستون..آخراین داستانو خلاصه کردم که بعدازسکس چیشد چون داستان طولانی شده بود وسرتونودردنیارمواین سکس اول منو فوق العاده تو خانوم بازی پررو کرده که تا جوونم وکیرم حال وجان داره از خجالتش در بیامقربون همگی</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%88-%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d9%87%d9%85-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175309</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کس خیلی خیلی سفید با کیر  خیلی خیلی سیاه</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 25 May 2019 07:43:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[اوردموای]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پولدار]]></category>
		<category><![CDATA[جذابیت]]></category>
		<category><![CDATA[جریانو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزش]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دندونش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[طرفمون]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوشو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مهرداد]]></category>
		<category><![CDATA[میترسید]]></category>
		<category><![CDATA[میخاست]]></category>
		<category><![CDATA[میخاستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[ناجوره]]></category>
		<category><![CDATA[ناراضی]]></category>
		<category><![CDATA[نخورده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومد]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[واااای]]></category>
		<category><![CDATA[واییییی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خیلی قیافه ی تخمی و فیلم سکسی مثبتی داشت معمولا تو پارک میدیمش یه مدت پاپیچ من شده بود بخاطر قیافه و تیپش خوشم نمیومد. خلاصه یه سکسی روز دیدم تیپ عوض کرده و یک شاه کس تیکه جنده شده که نگو و نپرس. طوری که از تو پارک رد میشد میدیدمش کونی شق میکرم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>خیلی قیافه ی تخمی و فیلم سکسی مثبتی داشت معمولا تو پارک میدیمش</h2>
<p>یه مدت پاپیچ من شده بود بخاطر قیافه و تیپش خوشم نمیومد. خلاصه یه سکسی روز دیدم تیپ عوض کرده و</p>
<h3>یک شاه کس تیکه جنده شده که نگو و نپرس. طوری که</h3>
<p>از تو پارک رد میشد میدیدمش کونی شق میکرم وقتی دیدم اینجور شده رفتم تو نخش اونم که همه فکر و</p>
<h4>ذکرش جنده شده بود کیر من هر روز میخاستم برم سر</h4>
<p>کار میومد سر کوچه ما رو پستون دید میزد تا اینکه شماره دادیم و شماره گرفتیم و زنگ میزد کسشعر میگفت</p>
<h5>نا گفته کوس نمونه یه مدت یکی از پسر ها محلمون</h5>
<p>مهرداد دنبال این کسه افتاده بود. ما هم دیدم خودش اومده طرفمون چیزی که همه ارزوشو دارن از خدا خواسته یه بار سکس داستان تو کوچه داشتم</p>
<h6>رد میشدم دم در بود صدام زد که ایران سکس برم تو</h6>
<p>آخه تنها بود. منم زود رفتم تو دست تو دست هم کلی سرپا مالوندمش واییییی نمیدونید چه سینه های داشت سفت اندامش هم نه زیاد چاق نه زیاد لاغر دستم رو که گذاشتم رو شکمش یکم شکم داشت دلم میخاست کیرمو همونجا در بیارم بکشم رو نافش و سینه هاشو گاز بزنم اما نذاشت گفت ممکنه مامانم اینا سر برسن من که داشتم از کیردرد میمردم انگار دیوونه ها چسبیدم بهشو از رو شلوارکی که پاش بود اینقدر کون کوچولوشو مالوندم که اه اه ش در اومد و یدفه از ترس خر شد و نذاشت ادامه بدم کردم بیرون ما هم مثل کیر سگ افتادیم بیرون و گفتم باشه برا یه وقت دیگه منم رفتم اونروز همه فکر و ذکرم شده بود کون این جنده خانوم فرداش شنیدم مهرداد هم ما منو دیده بود رفتم تو و یکم دهن لقی کرده بود همه محل فهمیده بودن تا اینکه یه روز داشتم میرفتم سر کار دیدم باز سر کوچه هست منم که از جریان اونروز دیگه هرروز به فکش جق میزم با اسرار گفتم بیاد داخل.گفت مگه خونه خالیه گفتم نه همه خوابن نمیخاست بیاد اما اینجور که هوس کیر کرده بود با یکم اسرار اومد داخل از بالا سر همه رد شدیم رفتیم تو اتاقم درو قفل کردم و رو تخت کنارش نشستم یکم لاس زدیم و اروم دستمو گذاشتم رو رون پاهاش تو اون شلوار مانتو تنگ همچین چاک کسش و سینه هاش زده بود بیرون که داشتم دیوونه میشدم در حین حرف زدن همینجور رون و کمرش و شکمشو داشتم میمالیدم از ایینکه امنیت ناجوره یکم ناراضی بود و میخاست مقاومت کنه که زود بره خلاصه یواش یواش مانتوشو در اوردموای یه لباس تاپ زیرش بود که سینه سفیدش از گوشش زده بود بیرون بی مقدمه ازش لب گرفتم و سینه هاشو مالیدم یدفعه خودش رو با صدا لرزون که از حشری شدنش بود کشید کنار و میخاست بره تازه فهمیده بود عجب گهی خرده اومده دسشتو گرفتم کشیدم رو تخت افتاد رو تخت خوابیدم روش یکم لب گرفتم و گفتم اگه صدا بدی داداشم بیدار شه ابروت تو محل میره اونم که دودل بود هم کیر میخاست هم میترسید ساکت شد دوباره لب گرفتیم زبونشو که یکم خوردم یواش یواش تاپ رو در اوردم یه سوتین اسپرت قرمز برش بود سینه هاشو جمع کرده بود دست کردم تو کمرش سوتین رو باز کردم و شروع کردم به خوردن سینه ها سفت و خوشمزش یه خال زیر سینش بود که ادم رو میکشت &#8230; خیلی به بدنش جذابیت داده بود خوب که خوردم دستمو کردم تو شلوار سفیدش شرتش نم بود خواستم شرتش رو در بیارم مقاوت کرد اما باز راضی شد شرتو در اوردم واااای عجب محشری بود کس کوچولو معلوم بود دست نخورده هست سرمو گذاشتم لا پاشو د به خوردن خوب که خوردمبلند شدم کیرم که تو دست زهرا بود بکنم تو که گفت نه از جلو نه اشک تو چشاش جمع شده بود دلم براش سوخت برش گردوندم شروع کردم به سوراخ کونش ور رفتن یکم که عضله هاش باز شد دو انگشتی کردم داخل نزدیک بود جیغ بزنه که با گاز گرفتن بالشت خفه شد. یکم خمش کردم که کونش در دسترس باشه یکم چربش کردم و سر کیرمو با زوووووور وارد کردم بیچاره سرخ شده بود یکم داخل نگه داشتم کونش گشاد تر شد یواش یواش جلو عقب کردم خیلی دردش گرفت و داشت خواهش میکرد سامان جون بسه درش بیار اه درش بیار و زد زیر گریه منم دلم سوخت و در اوردم گفتم بزار تو دهنت اونم مجبور گذاشت تو دهنش نزدیک بود با دندونش کیرم و له کنه کس خل بار اوش بود خوب تو دهنش نگه داشتم بعد شروع کرد لیس زدن دوباره در اوردم و کردم تو کونش چند تا تلمبه زدم دیدم داره ابم میاد در اوردم گذاشتم رو سینه هاش مالوندم صورت مظلوم و اشک الودش داشت حشری ترم میکد انقدر کیرمو دوباره کردم تو دهنش و انقدر جلو عقب شدم و سر اونو جلو عقب کردم که هر دو به نفس نفس افتادیم دیگه داشت ابم میومد کیرو کشیدم بیرون و ابم اونقدر فشار داشت که همه اندامشو اب کیری کردم سینه ها و ناف و صورت و تو موها و بازو هاش بعد بهش گفتم خوش گذشت زد زیر گریه هیچی نگفت لباسو پوشید منم پوشیدم با هم رفتیم بیرون اگه خدا بخاد ملت هنوز کپه مرگ گذاشته بودن رفتیم بیرون اون رفت خونه خودشون منم رفتم شرکتیکی از دوستام تو شرکت تا منو دید گفت بو اب کیر میدی منم جریانو تعریف کردم و رفتم بالا فرداش با دخترای رییس شرکت اشنا شدم اونا که دیگه واااااااااای هم جنده هم پولدار از قیافشون میخورد مثل این زهرا بار اوشون هم نباشه که &#8230;ادامه رو بعد اگه وقت کردم میگم		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b3%d9%81%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174190</post-id>	</item>
		<item>
		<title>به بردگی گرفتن جنده های خوشگل و حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 21 May 2019 07:53:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[‫ازدواجش]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پیداست]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جورهایی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[سه نفره]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمهای]]></category>
		<category><![CDATA[كامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[كوچكتر]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گروهی]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهامو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[مانكنی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مشكلات]]></category>
		<category><![CDATA[مهرداد]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میكردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناگفته]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیبینم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكرد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[خشكله و یه خواهر كوچكتر فیلم سکسی از خودش هم داره كه الان ازدواج كرده من بیرون از شیراز زندگی میكنم و یك ماه به یك ماه سکسی خانواده زنم را نمیبینم .عید نوروز امسال شاه کس كه خانواده خانمم به دلیل مشكلات نتونستن به اینجا بیان فقط روشنک تنها تونست بیاد کونی خونه ما. [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>خشكله و یه خواهر كوچكتر فیلم سکسی از خودش هم داره كه الان</h2>
<p>ازدواج كرده من بیرون از شیراز زندگی میكنم و یك ماه به یك ماه سکسی خانواده زنم را نمیبینم .عید نوروز</p>
<h3>امسال شاه کس كه خانواده خانمم به دلیل مشكلات نتونستن به اینجا</h3>
<p>بیان فقط روشنک تنها تونست بیاد کونی خونه ما. من از قبل میدونستم كه روشنک یه جورهایی اهل حاله ولی اصلا</p>
<h4>روم جنده نمیشد هنوز ازدواج نكرده بود . و اندامی مانكنی</h4>
<p>و پوستی سبزه با قد بلند پستون داشت زن من هم مثل خودم در یك شركت مشغول بكار بود . یك</p>
<h5>روز كه کوس من به صورت اتفاقی ظهر بود كه از</h5>
<p>اداره مرخصی گرفتم رفتم خونه كلید رو انداختم رو در حال و رفتم تو، روشنک خواب بود رفتم تا لباسهامو در بیارم سکس داستان دیدم شورت روشنک</p>
<h6>افتاده روتخت من هم كه دیدم روشنک با ایران سکس اون وضع</h6>
<p>خوابیده رفتم نگاهش كردم دیدم لای كسش پیداست كه كیرم شق شد رفتم تو اتاق برگشتم به صورتی كه نفهمه كنارش دراز كشیدم یواش دستمو گذاشتم روی كونش وای چه كونی داشت یه كم با هاش لاس زدم كیرم داشت منفجر میشد بلند شدم برم تو اتاق جق بزنم نتونستم پیش خودم گفتم موقعیت خوبیه تا روشنک رو بكنم رفتم پشت كامپیوتر بشینم فیلم سوپر نگاه كنم دیدم روشنک از خواب بلند شده تا من رو دید گفت مهدی كی اومدی گفتم تو خواب بودی یهو رفت تو اتاق خواب گفت آقا مهدی لباسهای منو ندیدی گفتم چرا گذاشتمش تو كمد یه كم خجالت كشید و رفت وقتی برگشت گفت حوصلم سر رفته تو كامپیوتر فیلم نداری من هم كه دیدم موقعیت خوبیه گفتم چرا فایلی كه فیلمهای سوپر هم توش بود را باز كردم گفتم بیا من میخوام استراحت كنم نشست و من رفتم و پذیرایی دراز كشیدم خودم رو زدم به خوابیدن. یه 20 دقیقه كه گذشت بلند شدم دیدم در اتاق بسته شده از كنار در كه یه روزنه داشت نگاه كردم دیدم داره یه فیلم سوپر توپ نگاه میكنه و دستش هم گذاشته بود لای كسش جق میزد دوباره كیرم شق شد جلوخودم رو نتونستم بگیرم در رو یواش باز كردم رفتم تو اتاق اینقدر تو حس بود كه متوجه اومدن من نشد  وتا منو دید از خجالت داشت آب میشد نمیدونست چی بگه دامنش رو سریع انداخت روی پاهاش و گفت آقا مهدی عجب فیلمهایی داری منم گفتم مگه بده؟ خندید هیچی نگفت. نگاه شلوارم كرد دید كیرم بلند شده سرش رو انداخت پائین دیگه نمیتونستم جلوخودم رو بگیرم بهش گفتم بشین فایل فیلم سوپرها رو باز كردم یكیش رو گذاشنم اولش درست نگاه نمیكرد یواش یواش دستم رو گذاشتم پشت كمرش و از پشت دستام رو گذاشتم رو سینه های كوچیكش دیگه فهمیده بود چی میخوام دستم رو اوردم رو كسش كردم داخل شورتش اولش نذاشت ولی من كار خودم رو میكردم سرش رو آوردم پائین و شلوارم رو در آوردم كیرم رو تا ته كردم تو دهنش. بار اولش بود ولی چون فیلم سوپر دیده بود وارد شده بود همین كه كردم تو دهنش شروع كرد به ساك زدن داشت آبم میومد كه كشیدم بیرون دامنش رودر آوردم یه شورت تنگ مشكی پاش بود موهای كسش هم یه كم بلن بود دستم رو كردم تو شورتش خیس خیس شده بود شورتش رو در آوردم خوابوندمش رو تخت شروع كردم به لیس زدن كسش داشت قش میكرد اصلا حال نداشت حتی میگفت كسم رو بكن برش گردوندم دولاش كردم سوراخ كون تنگی داشت سر كیرم رو با كرم یواش سر كیرم رو كردم تو كونش كه یه جیق بلندی زد و كیرم رو تا ته كردم تو كونش و تا تونستم خیلی محكم شروع به تلنبه زدن شدم روشنک كه دو سه باری ارضا شده بود همین كه تلنبه میزدم آبم اومد و تمام آبم رو ریختم تو كونش بعد از 10 دقیقه دوتامون بی حال تو بغل هم افتادیم از اون به بع تا قبل از ازدواجش هر موقع میدیدمش میكردمش تا الان كه دیگه شوهرش زحمتش رو میكشه البته ناگفته نمونه بعد از ازدواجشهم دو بار تو خونه خودشون كسش رو كردم .		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>6</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2096</post-id>	</item>
		<item>
		<title>آوا جنده آرزو ها</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%88%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%b2%d9%88-%d9%87%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%88%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%b2%d9%88-%d9%87%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 May 2019 06:42:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[افتادن]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینکارو]]></category>
		<category><![CDATA[اینهمه]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پشمامو]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پولدار]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تماشای]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جاهارو]]></category>
		<category><![CDATA[جفتشون]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوراکی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهش]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستشویی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخت]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[شاشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[قلمبگی]]></category>
		<category><![CDATA[کارارو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[کیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتین]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مهرداد]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میباشد]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچوند]]></category>
		<category><![CDATA[میتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخواید]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میریزه]]></category>
		<category><![CDATA[میزاشت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[ویلاشون]]></category>
		<category><![CDATA[یکجورایی]]></category>
		<category><![CDATA[یکدفعه]]></category>
		<category><![CDATA[یکهفته]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بخوانند نیازی به دنبال کردن فیلم سکسی آن نیست با یه دختر سی ساله آشنا شده بودم و مدتی گذشته بود اما اون اصلا پیشنهاد سکس من سکسی رو قبول نکرد منم آخرا دیگه خسته شاه کس شدم و در نهایت یک شرط گذاشت که اگر میخواید باهات سکس داشته باشم باید کونی هر کاری [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>بخوانند نیازی به دنبال کردن فیلم سکسی آن نیست با یه دختر سی</h2>
<p>ساله آشنا شده بودم و مدتی گذشته بود اما اون اصلا پیشنهاد سکس من سکسی رو قبول نکرد منم آخرا دیگه</p>
<h3>خسته شاه کس شدم و در نهایت یک شرط گذاشت که اگر</h3>
<p>میخواید باهات سکس داشته باشم باید کونی هر کاری من میگم کنی منم از نیتی که داشت خبر نداشتم و قبول</p>
<h4>کردم جنده ، اون یه دختر 27 ساله جا افتاده و</h4>
<p>بسیار زیبا بود موهای مشکی و پستون بدن مثل برف سفید که اب هر پسری رو میاره من رو دعوت کرد</p>
<h5>به ویلاشون کوس از اونجا که بچه پولدار بود یک ویلا</h5>
<p>تو کردان تهران داشتن و از اونجایی که دانشگاهش نزدیک هشتگرد بود برای خواب تو ویلای خودشون میخوابید ، یکروز زنگ زد سکس داستان گفت من ساعت</p>
<h6>6 میرم ویلا تو اونجا باش تا صبح ایران سکس کلی کار</h6>
<p>داریم ، من رفتم و تماس گرفتم گفتم مهسا پشت درم اونم باز کرد رفتم تو دیدم تنها نیست و دو تا دختر هم پیشش هست و تقریبا نیمه برهنه دارن میزنن میرقصن منم حشرم بالا بود و دلم میخواست هر سه شونو بکنم ، مهسا به بچه ها گفت یه لحظه ساکت میخوام با مهرداد حرف بزنم ، گفت مهرداد من میخوام برده ما سه تا باشی هر چی بخوای بهت میدم برای امروز کلی برنامه چیدم از قبل تا تونستم یاسمن و شیدا رو بیارم ، گفتم رسمش نبودا اینهمه راه منو کشوندی که حرف منو قطع کرد گفت تو هم بدت نمیاد خلاصه که شروع کردن به لخت شدن مهسا اومد کوسش رو گذاشت دهنم چه کون گنده و سفیدی داشت کوس و کونشو میلیسیدم و مهسا غرق در لذت بود که مهسا گفت برو خودتو تو دستشویی خالی کن میخوام خیار بکونم تو کونت گفتم عزیزم این کارارو نکن زشته پیش اینا گفت برو پشیمون نمیشی منم پشمامو تازه زده بودم گفتم یعنی چی گفت برو برین بعد شلنگو در سوراخت نگه دار و ابو باز کن چند بار این کارو تکرار کن تا آب شفاف از مقعدت بیاد بیرون منم رفتم و برگشتم مهسا کوسشو گذاشت دهنم و یکم روغن زد در سوراخم بعد دیدم خیار رو داده دست شیدا و شیدا کم کم با انگشت کون منو باز کرد و در نهایت خیار رو کرد تو همینطور که داشتم کوسای مهسا رو میلیسیدم احساس کردم با اونا پچ پچ میکنه یکدفعه دیدم خیار رو کشیدن بیرون یه چیز گرم و نرم رفته تو کونم منم نمیدونستم چیه و فعلا محو تماشای کوس مهسا بودم یکدفعه دیدم تا ته یه چیزی رفته تو کونم و تهش یه حالت قلمبگی بود مهسارو زدم کنار دیدم شیدا شیمل یا همون دوجنسست و داره منو میکنه چنان شوکه شدم که مهسا گفت چیه بده ؟ منم حقیقت خوشم اومده بود شیدا سینه های 85 داشت چطور ممکن بود کیر داشته باشه درسته کیرش کوچیک بود اما دراز بود منم حشرم زده بود بالا و میگفت بکن شیدا بکن اونم میگفت جون چاقال کونی ، همینطور که داشت منو میکرد منم میمالید که حشری تر شم که از اونور یاسمن هم فهمیدم دو جنسست یکدفعه بلند شدم گفتم مهسا اینجا چه خبره اینا با تو چه نسبتی دارن، که گفت اینا دوستام هستن با اینا سکس دارم هفته ای دو بار و خیلی دوسشون دارم اما اینا پسر میکنن و دختر بهشون مثل پسر حال نمیده منم مجبور شدم با تو اینکارو کنم ، گفت حالا بی خیال به خاطر من گفتم اوکی منم بدم نمیاد یاسمن اومد جلو دیدم کلفتی کیرش از کلفتی کیر من کلفت تره و دراز یکجورایی شک کردم بتونه منو بکنه اومد جلو گفت ساک بزن منم شروع کردم ساک زدن اما دهنم یکم کش میومد کیرش خیلی کلفت بود از اونور شیدا رفت دوباره سراغ کونم و منو میکرد ، حدود پنج دقیقه گذشت که یاسمن گفت شیدا بیا جاها عوض گفتم یاسمن کیرت کلفته کون درد میگیرم ، گفت عزیزم هیچی نمیشه شیدا زحمت کشیده بازش کرده خلاصه رفت پشتم شیدا اومد جلو و شروع کردم ساک زدن یاسمن داشت کیرش رو چرب میکرد و یکم روغن زد در کون من ، کیرش رو گذاشت روی سوراخ مقعد من احساس کردم یه حجمی وسیعی میخواد وارد من بشه ، یکم فشار آورد من مغزم تیر کشید گفتم درد داره گفت وایسا درست میشه ، دوباره یاسمن فشار داد منم به زور خودمو نگه داشتم داشت مغزم از درد تیر میکشید اما لذتی که داشت مانع اعتراض من میشد ، یاسمن با کلی زحمت سر کیرشو کرد تو سه چهار دقیقه سرش رو به همون صورت نگه داشت بعد دوسانت دیگه کرد تو دوباره نگه داشت بعد کم کم کرد به من گفت مهرداد ببین تا کجا کردم تو کونت منم دیدم تا خایه کرده تو کونم خایش خورده بود به مقعدم ، شروع کرد کم کم عقب جلو کردن دور مقعد من انقدر تنگ بود با کیر اون جلو عقب میرفت ، کم کم مقعد من گشاد شده بود و یاسمن به راحتی داشت تلمبه میزد دیدم داره نفس نفس میزنه منم از اینور داشتم شیدا رو ساک میزدم مهسا از رو مبل نظاره گر بود و داشت کوسشو میمالید ، که یکدفعه یاسمن کیرشو تا خایه کرد تو کونم و تو کونم دیدم یه چیز گرم از سر کیرش میریزه تو مقعدم بهترین لحظه سکسم همین لحظه بود که یاسمن ارضا شده بود ، یاسمن رفت کنار مهسا نشست و شیدا رفت پشتم ، کیرشو یک ضرب کرد تو کونم با خنده به یاسمن گفت با این مهرداد چیکار کردی چقدر گشاد شده بیچاره همه خندیدن شیدا تا ته میکرد چون کیرش باریک بود اصلا احساس نمیکردم نزدیک یک ربع شیدا ول کن من نبود تا اینکه دیدم اونم تا ته کرد تو کونم و آبش اومد کونم پر آب شده بود ، جفتشون بیحال افتادن و منم بیحال شده بودم به مهسا گفتم حالا اجازه هست گفت وایسا تا آخر شب ، منم رفتم بیرون یکم تنباکو ، زغال و کلی خوراکی خریدم و برگشتم یکم قلیون کشیدیم و فیلم دیدیم و کلی گفتیم و خندیدیم تا آخر شب که ساعت 11 شب بود مهسا گفت بچه ها شروع کنیم ، گفتم بچه ها ؟ گفت آره دیگه اصل داستان الانه باید نقش یک برده باشی هر کاری میگیم کنی از الان هم به ما میگی چشم ارباب منم که حشری بودم قبول کردم ، گفت برو دستشویی دوباره خودتو خالی کن بیا ، رفتم و برگشتم طبق معمول دوباره شیدا اومد شروع کرد چرب کردن و گذاشت در کونم دوباره یکم دردم گرفت اما سریع باز شد و شروع کرد به تلمبه زدن همینطور یاسمن اومد جلو که ساک بزنم شیدا گفت ، ایندفعه آبمونو تو دهنت خالی میکنیم منم گفتم چشم ارباب ، جاهارو عوض کردن شیدا اومد جلو گفت کیرمو بکن دهنت و تا حلقت ببر تو طوری که من سر کیرمو تو گلوت حس کنم نه دهنت منم متوجه نشدم چی میگه کیرشو تا ته میکردم گفت نه از گلوت رد کن طوری که فرض کن داری یه چیزی میخوری منم یکم بالا پایین فهمیدم چی میگه کیرشو تا حلقومم کردم تو دهنم ، دماغم میخورد به زیر شکمش ، از بغل کسی میدید باورش نمیشد که شیدا کیر داره چون تا فی خالدون تو دهنم بود از اونورم که یاسمن داشت حسابی تلمبه میزد ، شیدا دیدم کیرشو تا ته کرده دهنم و نگه داشته نگو داره آبش میاد ، چند ثانیه ای طول کشید و کشید بیرون ، ته گلو من یه حالت لجز شده بود ، یاسمن اومد جلو ساک بزنم شیدا رفت کنار و نشست ، کیر یاسمن کلفت بود و به سخته کردم تو حلقومم یاسمن گفت دستتو دور من حلقو کن و منو به سمت خودت فشار بده ، یاسمن هم دستاشو پشت سرم برده بود و داشت به زور کیرشو میکرد دهنم ، کیرش تا ته تو دهنم بود یک حدود 7 8 دقیقه تو دهنم من تلمبه زد و تا ته فشار داد تو که از تکون خوردن تخماش فهمیده داره آبش رو خالی میکنه تو گلوم بعد که تموم شد ، کیرشو کامل کشید بیرون و رفت نشست منم آبشون رو کامل دادم بره پایین ، به مهسا گفتم حالا میدی بهم؟ الکی شرط میزاشت و همش داشت میپیچوند گفت باید یاسمن و شیدا بشاشن تو حلقت، که یاسمن گفت گناه داره بسشه دیگه ، گفت نه همین که گفتم ، شیدا با کیر نیمه خوابیده اومد ، کیرشو دوباره کرد دهنم و یکم که گذشت دوباره سیخ شد کرد تا دسته تو دهنم و شروع کرد شاشیدن گفت هر وقت پرید گلوت بگو ، منم شاش گرمش رو داشتم کم کم قورت میدادم نزدیک دو لیوان تو گلوم شاشید بعد کشید بیرون باز یاسمن اومد اونم کرد تو دهنم و شروع کرد شاشید حتی یک قطره به بیرون نریخت ، همش رو قورت میدادم ، و در آخر کشید بیرون از اونور مهسا اومد کوسش رو گذاشت دم دهنم و گفت هر چی شاشیدم باید بخوری ، منم که کار از کار گذشته بود و فهمیدم برای سکس نیومده بودم اینجا ، لبامو چسبوندم به کوسش شروع کرد شاشیدن ، چقدر شاش داشت منم خوردم ، گفت مهرداد دوست داری برینم دهنت ، گفتم چشم ارباب عنتو بخورم ، به سوراخش فشار داشت میاورد ، عنش داشت در میومد گفت دهنتو باز کن باز کردم اونم شروع کرد ریدن ، یکم رید وایساد تا من عنشو قورت بدم ، دوباره شروع کرد و من خوردم تا اینکه بعد از چند دقیقه هر چی ریده بود رو خوردم ، رفتم حموم یه دوش گرفتم برگشتم اتاق از من همه لب گرفتن و تشکر کردن و گفتن اگر بخوای میتونیم برنامه بچینیم که من قبول نکردم ، دو سه روز گذشت من به یاد اون روز جق زدم ، یاد کیرایی که تو دهن و کونم بود ، بعد از یکهفته به مهسا گفتم هستم ، الان هفته ای دو بار همین برنامه هست انقدر لذت میبرم که دلم میخواد بیشتر بود اما مهسا نمیتونه خونرو بپیچونه ، اون دو تا هم که پدر مادر کاریشون نداشتن سری های بعد میرفتم دیگه کیر یاسمن کیب کونم شده بود انگار این کون برای کیر یاسمن ساخته شده . ممنون از وقتی که گذاشتین دوستار شما مهرداد		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%88%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%b2%d9%88-%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173626</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.016 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 09:07:12 by W3 Total Cache
-->