<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>مهموني &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%85%d9%87%d9%85%d9%88%d9%86%d9%8a/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 14 Mar 2024 11:58:53 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>مهموني &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مامانی خوب میشینه سر کیر یعنی کارشو خوب بلده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%85%db%8c%d8%b4%db%8c%d9%86%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%db%8c%d8%b9%d9%86%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%85%db%8c%d8%b4%db%8c%d9%86%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%db%8c%d8%b9%d9%86%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 12 Aug 2019 06:10:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[آسمونا]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتخار]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اونجايي]]></category>
		<category><![CDATA[اينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بالايي]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[بعنوان]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پارتنر]]></category>
		<category><![CDATA[پایدار]]></category>
		<category><![CDATA[پوشونده]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پونزده]]></category>
		<category><![CDATA[توصيفش]]></category>
		<category><![CDATA[جورايي]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامون]]></category>
		<category><![CDATA[حاليكه]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشامد]]></category>
		<category><![CDATA[خيابونا]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[درخشان]]></category>
		<category><![CDATA[دستامون]]></category>
		<category><![CDATA[دستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دوتارو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگي]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[روشونه]]></category>
		<category><![CDATA[زندگيم]]></category>
		<category><![CDATA[طولاني]]></category>
		<category><![CDATA[فهميديم]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكي]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[مدتهاست]]></category>
		<category><![CDATA[مستقيم]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونا]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونها]]></category>
		<category><![CDATA[مهموني]]></category>
		<category><![CDATA[موسيقي]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواي]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونست]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستن]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميرسيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميزارم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردند]]></category>
		<category><![CDATA[ميگذره]]></category>
		<category><![CDATA[ميگردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگيرم]]></category>
		<category><![CDATA[نازنين]]></category>
		<category><![CDATA[نبوديم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[نرسيده]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكنه]]></category>
		<category><![CDATA[همديگر]]></category>
		<category><![CDATA[همديگرو]]></category>
		<category><![CDATA[همراهي]]></category>
		<category><![CDATA[ودوباره]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[داستان صد در صد واقعي فیلم سکسی ست و من فقط در بعضي موارد اسامي افراد و اماكن رو در اون تغيير دادم.دوم :بخشي از اين رمان سکسی سال 1356 به چاپ رسيد اما بعد شاه کس از چاپ آن در سال 1357 ماجراهايي بوجود آمد كه مسير داستان كاملا&#8221; تغيير كرد کونی . اما [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>داستان صد در صد واقعي فیلم سکسی ست و من فقط در بعضي</h2>
<p>موارد اسامي افراد و اماكن رو در اون تغيير دادم.دوم :بخشي از اين رمان سکسی سال 1356 به چاپ رسيد اما</p>
<h3>بعد شاه کس از چاپ آن در سال 1357 ماجراهايي بوجود آمد</h3>
<p>كه مسير داستان كاملا&#8221; تغيير كرد کونی . اما بعلت وقوع انقلاب در ايران اين رمان ديگر امكان چاپ مجدد نيافت</p>
<h4>. جنده اكنون كه تصميم به باز نويسي اين رمان گرفته</h4>
<p>ام با توجه به عدم وجود پستون حتي يك نسخه از چاپ قبلي ناچارم با استفاده از حافظه خود و دستنويسهاي</p>
<h5>بسيار قديميم کوس كه مندرس و كهنه نيز گرديده به اين</h5>
<p>كار بپردازم. البته فصل هاي جديدي نيز به نوشته هاي قبلي اضافه خواهد شد. كه مربوط به سال 1357 است.سوم : ممنون سکس داستان خواهم شد ضمن</p>
<h6>درج نظرات خودتون در ذيل هرفصل داستان . ایران سکس احساستان رابرايم</h6>
<p>پي ام كنيد .تا بعنوان يادگاردر مخزني گردآوري نموده و در مقدمه يا موخره كتاب از آ ن استفاده نمودمبا سپاس بيكرانهميشه پایدار باشيد.فصل اول &#8211; نگاه ماجرا از يك شب سرد اسفند ماه سال ۱۳۵۴ شروع شد.بالاخره بعد از دو روز زحمت شبانه روزي ,كار تزيين خونه و تدارك تولد تموم شد . درست چند ساعت قبل از جشن.من كه حسابي خسته و كثيف شده بودم به امير پسر داييم كه كه تولدش بود و اين همه زحمت رو به خاطر جشن تولد اون كشيده بودم. گفتم : من ميرم خونه . يه دوش ميگيرم . لباسام رو عوض ميكنم و بر ميگردم .امير با اصرار ميگفت : تو خسته اي خب همين جا دوش بگير لباس هم تا دلت بخواد ميدوني كه هست .من بهانه آوردم و بالاخره قانعش كردم كه بايد برم و برگردم.راستش اصل داستان مسئله كادويي بود كه بايد براش ميگرفتم ،به هر صورت خودمو به خونه رسوندم و بعد از يه دوش آبگرم كه بهترين دواي خستگي من تو اون لحظه بود ، لباس پوشيدم و آماده حركت شدم.چون قبلا&#8221; تصميم خودم را در مورد كادو گرفته بودم سر راه يه سرويس بروت كه شامل ادكلن ،عطر و لوسيون بعد از اصلاح بود و خودم يه ست مثل همون رو قبلا&#8221; خريده بودم . گرفتم و به سمت خونه دايي راه افتادم. هوا خيلي سرد بود و خيابونا حسابي يخ زده بود ، جوري كه . من كه بين بچه ها تو رانندگي به بي كله معروف بودم جرات نكردم خيلي شلتاق بزنم.راستش با اينكه تازه هفده سالم بود اما دو سال بود خودم ماشين كه داشتم يعني از پونزده سالگي و رانندگي ميكردم البته بدون گواهينامه .بهر صورت كمي دير رسيدم و تعدادي از مهمونها اومده بودند مسئول موزيك من بودم و دير كرده بودم.نميدونم چه مرگم شده بود در حاليكه هوا بشدت سرد بود من احساس گرماي شديدي ميكردم. از در كه وارد شدم همه يه جيغ بلند و ممتد كشيدن و به اين وسيله ورود من رو خوشامد گفتن راستش از اونجايي كه من خيلي شيطون و در عين حال فعال بودم همه يه جورايي منو تحويل ميگرفتن .من مركز موزيك هاي دست اول بودم و هرچي موزيك تاپ ميخواست تو بازار بياد .حداقل يه هفته قبلش تو بساط من ميتونستي پيداش كني . البته به همه اين خواص خوش سرو زبوني منو رو هم اضافه كن . به هر صورت با تشويق بچه ها پشت دستگاه استريو رفتم در همين حال به امير كه منو تا پشت دستگاه همراهي ميكرد گفتم من زبونم داره از حلقم در مياد. يه نوشيدني خنك ميخوامسعيد چشم بلند بالايي گفت و بعد از چند لحظه يه ليوان شربت آبليمو كه قطعات يخ توش ملق ميزدن . داد دست من . منم لا جرعه سر كشيدم بي خبر از اينكه توي ليوان ودكا هم ريختن.همه ميدونستن من تو زندگيم اهل دو چيز نيستم يكي سيگار و دومي مشروب .اما براي اينكه سر بسر من بزارن با اين پلتيك وبا استفاده از تشنگي شديد من اون شب يه ليوان ودكا به خورد ما دادن.بهر صورت با گرم شدن كله من مجلس هم حسابي گرم شده بود .يه سري موسيقي تاپ از سري نان استاپ ها كه تازه به دستم رسيده بود بچه ها را حسابي كوك كرده بود .در همين زمان داشتم فكر ميكردم براي اينكه بچه ها يه كم خستگيشون در بره يه موزيك تانگو بزارم كه يكي از بچه ها به طرفم اومد و گفت : من دوتا آهنگ جديد آوردم كه البته شما بايد شنيده باشين يكيش مال ستار ودومي رو ابي خونده اگه ميشه اين دوتارو بزارين.راستش جا خوردم آهنگ جديد از ستار و ابي .پس چرا بدست من نرسيده . بدون اينكه خودمو لو بدم گفتم آره آره دارم بزار ببينم . كه گفت : فرقي نميكنه اينم مال شماست. من نگاهي كردم و با تشكر نوار رو گرفتم و تو دستگاه انداختم .تا اومدم به خودم بجنبم ديدم هركس يه پارتنر انتخاب كرده و با اورتور آهنگ شروع كرده بهرقصيدن.هر چي چشم انداختم ديدم كسي نيست كه من با هاش برقصم نا اميد داشتم پشت دستگاه بر مي گشتم كه ديدم دختر داييم نازيين يه كوشه نشسته و سرش رو انداخته پايين و داره گلهاي قالي رو نگاه ميكنه. به طرفش رفتم و گفتم افتخار مي&#8230;&#8230;..سرش رو بلند كرد ولبخند تلخي زد ،درست همين موقع چشمامون تو هم گره خورد&#8230;.ستار مي خوندآه اي رفيقآه اي رفيقنان گرم سفره ام راباتو قسمت كردم اي دوستهرچه بود از من گرفتيغير آه سردم اي دوست من و نازي همديگرو محكم بغل كرده بوديم و ميرقصيدم اصلا متوجه دور ورمون نبوديم. البته بعدا فهميديم كسي هم متوجه ما نبوده. من گيج و مبهوت از حالتي كه بهم دست داده بود به نازي گفتم : من يه جوري شدم. اونم در حاليكه اشك تو چشماش جمع شده بود مستقيم تو چشمام نگاه ميكرد گفت : من مدتهاست تو رو دوست دارم. اما&#8230;.دستم رو آرام رو لباش گذاشتم ودوباره بغلش كردم.در همين زمان آهنگ دوم نوار كه ابي خونده بود شروع شد. نازي ناز كن كه نازت يه سرو نازهنازي ناز كن كه دلم پر از نيازهشب آتيش بازي چشماي تو يادم نمي رههر غم پنهون تو يه دنيا رازه&#8230;منو با تنهاييام تنها نذار دلم گرفته بله اسير شديم و رفتاسير دو تا چشم سياه كه دوتا ستاره درخشان وسطش سو سو ميزدما اصلا&#8221; متوجه نبوديم دور و ورمون چي ميگذره . بچه ها خودشون موزيك ميگذاشتن و ميرقصيدند. جيغ و داد ميكردند اما نه من و نه نازنين اصلا&#8221; اونجا نبوديم ، كجا بوديم ؟ اينو فقط كسايي ميفهمند كه عاشق شدند. تو ابرا ، تو آسمونا ، تو كهكشون ، نميدونم ، توصيفش خيلي مشكله.بچه ها به خيال اينكه ودكا هه دخلم رو آورده با هام كاري نداشتن. اينقدر شلوغ بود حتي متوجه نشدن كه منو نازنين چنان دستامون تو هم گره خورده كه عظيم ترين نيروها هم نميتونن اونارو از هم جدا كنن.دستاش تو دستم بود ،داغ داغ.اما اين داغي فقط بخش كوچيكي از حرارت سوزان عشقي بود كه تو رگ وريشه هاي وجودمون خونه كرده بود.واقعا&#8221; عجب چيزي اين عشق .يه نگاه و اين همه حرارت اين همه شور ، اين همه عشق.داشتم ميسوختم&#8230;كه نازنين به دادم رسيد و گفت : ميخواي بريم توي حياط . حس كردم هم براي فرار از اين شلوغي كه تا ساعتي پيش كشته و مردش بودم اما حالا ميخواستم هر چه زودتر ازش فرار كنم و هم به خاطر حراراتي كه از درونم بيرون ميزد اين بهترين راهه . بلند شدم و با هم به حياط رفتيم.برف همه سطح باغچه ها و سطح سنگ چين حياط رو پوشونده بود با اينكه بنظر ميرسيد هوا خيلي سرد اما نه من و نه نازي احساس سرما نمي كرديم.. روي تاپ فلزي كنار حياط كه زير يه آلاچيق قشنگ كه دايي خودش درست كرده بود نشستيم و همديگر رو بغل كرديم. در حاليكه سر نارنين رو روشونه ام گرفته بودم قطره اشكي كه از چشم اون خارج شده بود رو گونه من نشست .سرش رو ميون دوتا دستام گرفتم و در حاليكه با انگشتهاي اشاره ام اشگهاش و پاك ميكردم گفتم : گريه ميكني.بغضش تركيد وگفت: ميدوني چند وفت تو رو دوست دارم ؟ ميدوني چه مدت ميخوام اينجوري منو بغل كني ؟ ميدوني چقدر سعي كردم كه تو متوجه بشي كه يكي توي اين دنيا هست كه عاشق تو ؟وميخواد در آغوش تو زندگي كنه و بميره ؟چند بار با خودم گفتم , غرور كنار ميزارم وبهت ميگم كه دوستت دارم اما هر بار &#8230;&#8230;براي دومين بار در طول اون شب انگشتم رو روي لبهاش گذاشتم و اون چشماشو بست وسكوت كرد ، آروم اشكهاي بيرون ريخته شده از چشماي بسته اش را پاك كردم وچشماش رو بوسيدم و&#8230;&#8230;&#8230;.ساعتها بيرون توي حياط خانه بدون اينكه احساس سرما بكنيم با هم گفتيم و گفتيم و گفتيم.تا بالاخره ازسرو صداي مهمونا متوجه شديم مهموني تموم شده. به همين دليل به محل مهموني برگشتيم هيچكس متوجه غيبت طولاني ما دوتا نشد .هيچكس اونشب نفهميد كه چه بر دل من و نازنين گذشت .هيچكس حرارت عشقي كه سالها ما رو در خودش سوزند و مي سوزونه حس نكرد .اونشب فقط من ،نازي و خدا ميدونستيم چه برما گذشت .و اونشب فقط خدا ميدونست در آينده چه بر ما خواهد گذشت.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d9%85%db%8c%d8%b4%db%8c%d9%86%d9%87-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%db%8c%d8%b9%d9%86%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175760</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس پشت کامیون</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 20 Jun 2019 08:49:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[اميدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[باشنيدن]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برادرم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بنويسم]]></category>
		<category><![CDATA[بيدارت]]></category>
		<category><![CDATA[بيداري]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[توروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[چيزايي]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاري]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرزنم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خورديم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[داداشمه]]></category>
		<category><![CDATA[داستاني]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترخاله]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[راستشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سلاماسم]]></category>
		<category><![CDATA[سينههاي]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدي]]></category>
		<category><![CDATA[كشيدمش]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكتر]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[مهموني]]></category>
		<category><![CDATA[ميتوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميميرم]]></category>
		<category><![CDATA[ميومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نميداد]]></category>
		<category><![CDATA[نميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكني]]></category>
		<category><![CDATA[همينجا]]></category>
		<category><![CDATA[همينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[واحوال]]></category>
		<category><![CDATA[يواشكي]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مريلا بود من بد جوري فیلم سکسی تو كفش بودم هميشه دوست داشتم كه يه حالي باهاش بكنم ولي دختره سفتي بود اصلا پا نميداد يه 6 سکسی ماهي ما تو كف مريلا بوديم تا شاه کس اينكه زمان عقد داداشم رسيد كه از شانس عالي من دختري كه مد نظر داداشم کونی بود خواهر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مريلا بود من بد جوري فیلم سکسی تو كفش بودم هميشه دوست داشتم</h2>
<p>كه يه حالي باهاش بكنم ولي دختره سفتي بود اصلا پا نميداد يه 6 سکسی ماهي ما تو كف مريلا بوديم</p>
<h3>تا شاه کس اينكه زمان عقد داداشم رسيد كه از شانس عالي</h3>
<p>من دختري كه مد نظر داداشم کونی بود خواهر كوچيكه مريلا بود 4 سال ازش كوچيكتر بود من موقع خواستگاري برادرم</p>
<h4>دانشگاه جنده بودم شهر خودمون نبودم. به من زنگ زدن كه</h4>
<p>هفته بعد عقد اشكان داداشمه منم پستون خوشحال مرخصي گرفتم اومدم روز عقد توي محضر ديدم به به مريلا با يه</p>
<h5>دختر جيگرتر کوس از خودش كه بعدا فهميدم دخترخاله اش بوده</h5>
<p>وارد محضر شدن با ديدن مريلا فكم افتاد پيش خودم گفتم كه حتما اومدن نوبت بگيرن يا حتمان اوانهم فاميلي دوستي واسه سکس داستان عقد دارن كه</p>
<h6>ديدم رفت سمت داداشم دست دادن حال واحوال ایران سکس من كه</h6>
<p>با ديدن اين صحنه شاخم سبز شده بود حسابي جا خوردم از داداشم پرسيدم كه اين كي بود اشكان جواب داد كه اين خواهرزنم ديگه خواهر ماراله من با شيندن اين حرف داداشم تو كونم عروسي بود كلي خال كردم پيش خودم گفتم دارم برات عزيزم خلاصه ما رفت امدمون زياد شد خونه داداشي چون ميدونستم كه مريلا جونم زياد ميره خونه اشكان يه روز كه دعوت بوديم خونه داداشم مريلا هم اونجا بود اخه بدليل سن كم زن داداشم اون توي پخت پز كمكش ميكرد شام كه خورديم همه توي حال نشسته بوديم (البته بگم كه مريلا يه دختر تقريبا سبزه با سينه 70 قد 167 و يه كمر بازيك كون گرد تقريبا بزرگ يه هيكل مناسب واسه سكس عالي) مريلا روبري من نشسته بود يه دامن تقريبا كوتاه تا زير زانو با يه پيرهن استين كوتاه جوري نشسته بود كه من شورت قرمزش ميديدم ولي از ترس مامانم تابلو نگاه نميكردم وقتي كه بلند شد اومد ظرف ميوه ببره من بهش گفتم دمت گرم پس پرسپوليسي بودي كه تحويل نميگرفتي(اخه من استقلاليم) گفت تو از كجا فهميدي گفتم از رنگ شورتت فهميدم يه نگاه غضب الودي به من كردو رفت تو اشپزخونه از اين خرف من يه مدتي گذشت يه روز يه پيام واسم اومد كه راستشو بگو شورت منو كجا ديدي شمارش واسم اشنا نبود ولي اولش ترسيدم ولي دل به دريا زدم نوشتم كه وقتي اوي پات بود ديگه كه جواب داد پس چشم چروني هم ميكني منم گفتم كه خدت ميدوني كه دوست دارم اگه نگاهي كردم از روي عشقي بوده كه بهت داشتم خلاصه رفتم رو مخش قرار گذاشتم كه روزي كه خونه داداشم بود بگه كه منم برم اونجا. روز موعود فرا رسيد زنگ زد بهم كه بيا خونه اشكان كه ببينم چه مرگته منم رفتم از شانس بد من خونه پر ادام بود مهموني بود واسه خودش خلاصه از عصر كه ما اونجا بوديم تا اخر شب فقط يا پيام ميدادم بهش يا اينكه يواشكي يه ندايي ميدادم بهش كه دوست دارم از اين كس شعرا اخر شب كه همه رفتن بابام ابنا كه خواستن برن گفتن كه مريلا يبا ما كه داريم ميريم تورو هم ميذاريم در خونتون كه مريلا جواب داد من امشب ميمونم كه كه طبقه بالا بودم داشتام پايين ميومدم باشنيدن اين حرف مريلا سريع برگشتم رفتم تو اتاق اشكان خودم به خواب زدم بابام اومد بالا دو سه باري صدام زد من توجهي نكردم مامانم گفت ولش كن بذار همينجا مي خوابه چكارش داري رفتن تو همين افكار بودم كه خوابم برد يهويي با احساس دردي رو كونم از خواب پريدم ديدم اشكان با لگد داره من مسزنه ميگه گمشو برو پايين تو حال بخواب منم كه انگار جن ديده بودم از خواب پريدم يه بالشت با يه پتو برداشتم رفتم پايين؛ واي خداي من چي ميديدم مريلا با يه دامن كوتاه يه تاپ چسبون روي مبل نشسته بود داشت ناخن سوهان ميكشيد با ديدن من مثلا خودش جمع جور كرد يه اخمي كرد گفت گمشو بخواب بده واست تا اين موقع بيداري منم كه بدجوري خروده بود تو ذوقم گفتم چيه از بيداربودن من وحشت داري كه جواب داد اخه مگه تو چي داري كه من ارش بترسم گفتم اي يه چيزايي واسه گفتن دارم رفام ربروش دراز كشيدم دل به دريا زدم گفتم اشكان كه الان بغله ماراله تو نميخوايي بيايي بغله من عزيزم ديدم جواب داد الان وقاش نيست بذار خودم بيدارت ميكنم من فكر كردم كه شوخي ميكنه يا ميخواد جلو من كم نياره خلاصه من خوابم برد كه ديدم يه گرمايي كنار گوشم دارم حس ميكنم يه صداي شهوت الودي داره ميگه عليييييييييي بيدار نميشي وقتي چشامو باز كردم صورت مثل ماهش جلو چشام بود گفتم جانم عزيزم گفت كه بيدارشو گفت چيه گفت حالم بده گفتم چرا گفت رفتم بالا پتو بيارم كه صداي نفساي اشكان مارال ميومده الان حالم بده ولي توروخدا قول ميدي كه از رابطمون كسي باخبر نشه با گفتن اين حرف دستمو انداختم دور كمرشو محكو كشيدمش سمت خودم لباشو محكم مك زدم گفتم نامرد پس حالا درك ميكني من چي كشيدم چه زجري كشيدم ديدم گفت كه خره منم دوست دارم ولي چون ميدونستم كه داداش اشكاني جرات نداشتم ابراز علاقه كنم بهت و زبونشو تو دهنم كرد و شروع كرد به مكيدن همينجوري مه ميخورد لبامو منم شروع كردم از رو لباس به مالوندن سينه هاش وااااااااااي كه چه حالي ميداد؛ بعد خوابوندمش رو زمين لباشم خوردم بعد سرمو بردم زير گردنش ليس ميزدم گوششو كرد تم دهنم مك زدم اونم با دستا نازش كيرم گرفته بود باهاش بازي ميكرد من كم كم سرمو بردم پايين واي چي ميديدم عجب كسي داشت اين مريلاي من؛ پاشو دادم بالا شرتشو دراوردم جدا كسش زيبا بود دو دستي كسش باز كردم زبونم كشيدم وسط كسش چقدر داغ بود با تماس زبونم به كسش يه نفس عميق كشيد با دستاس سرم چسبوند به كسش منم كه تو حال خودم نبودم مثل قحطي ديده ها شروع كردم به خوردن كسش اونم ميگفت بخوووووووووووووووور اهههههههههههههه دارم ميميرم يه 10 دقيقه اي خوردم كسش گفتم من ميخوابم بيا برعكس بيفت روم من كست ميخورم توهم كيرم بخور بعد دارزش شدم اونم اومد روي من برعكس خوابيد كيروم با يه ناز و عشوه كه فقط از خودش ديدم كيرم كرد تم دهن وااااااااااااااااااااااااااييييييييييي كه عجب ساكي ميزد منم كسش ميخوردم زبونم ميكشيدم وسط كسش يه چند دقيقه اي كه داشتن كسش ميخوردم ديدم كسش فشار داد سمت پايين جوري كه نفس كشيدم واسم سخت بود از تكوناش فهميدم كه داره ارضا ميشه منم سرعتم بيشتر كردم كه از تكوناش فهميدم كه ارضا شده بعد خوابوندمش رو زمين افتادم روش شروع كردم به خوردن لباش گزدنش بعد يه كم سينههاي مثل بلورش خوردم حالش كه جا اومد گفتم كه ميخوام بكنمت پس روبه پايين بخواب عزيزم يه كم تف به كيرم زدم يه بالشت گذاشتم گفتم بخواب روي بالشت كه كونت بياد<br />
بالا كمتر اذيت بشي بعد سوراخ كونشم يه تف جانانه زدم كيرم گذاشتم رو سوراخ كونش گفتم شل كن كونتو بعد يه كم فشار دادم واييييييييييييي وقتي سر كيرم رفت تو عجب حالي پيدا كردم يه كم خودش جمع كرد گفتم تكون نخور تا كيرم تم كونت جا باز كنه يه كم مف شل كرد كيرم تا نصفه كردم تو كوووووووووووووووووونشششششششششش ديگه حالم دست خودم نبود خلاصه كم كم شروع نردم به تلمبه زدن مريلا هم يه تلمبه زدن من يه ريتم خاصي به كونش ميداد كه منو بيشتر حشري ميكرد مگفت بكننننننننننننن منو بكنننننننننننننننننننن من جنده توام من كوني تواااااااااااااااااااااااااام تا ته بكن تو كونمممممممممممممم پارم كننننننننننننننننننن يه 10 دقيقه اي تو اين حالت بوديم كه گفت نميكني تو كسم گفتم مگه اوپني گفت نه كسو خالت ارتجاعي داره تو بكن توش كاريت نباشه من اولش ترسيدم ولي وقتي پاشو داد بالا چشم خورد به اين كس ناز مظلومش دلمو به دريا زدم كيرم كردم توششششششششششششش واييييييييييييي كه چقد داغ بود كيرم كه كردم تو سرم بردم جلو صورتش شروع كردم به لب گرفتن ازش مريلا هم كه خيلي حشري شده بود پاهاش دور كمرم حلقه كرده بود ميگفت بكن منو بكن من كيييييييييييييييييييييييييييررررررررررر مي خوام واي كير كلفتتتتتتتتتتتتتتتت منم سرعتم بشتر كردم اونم ناله هاش بيشتر شده بود بهش گفتم من ابم داره مياد گفت نه تورو خدا منم دارم ارضا ميشم ميتوني تولش بدي تا منم ارضا بشم گفتم باشه يه چند ثانيه اي طئلش دادم با دستم شرئع كردم با بالاي كسش به بازي كردن تند تند چوچولشو ميمالوندم كه يهويي گفت حالا بزن تلمبه بزن منم شروع كردم كيرم تو كسش تكون دادن با دستش كمرم گرفته بود با يه ريتم خاصي كمر عقب جلو ميكيرد كه يهويي بدنش شل شد فهميدم كه ارضا شده منم كه داشت ابم ميومد كيرم بيرون كشيدم همه ابمو ريختم رو بدنش واي كه چه حالي داد اون شب بعد من رفتم دسشويي خودم پاك كردم اومدم توي حال يه گوشه اي خوابيدم. البته اينم بگم بعدا فهميدم كه مريلا كسش ارتجاعي نبوده به بار رقتي داشته خودش ارضا ميكرده ناكس زده خودشو ناكار كرده .اميدوارم كه از اين خاطره خوشتون اومده باشه (علي)		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d9%be%d8%b4%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174725</post-id>	</item>
		<item>
		<title>یه خورده کون بده بکنیم</title>
		<link>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%af%d9%87-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%af%d9%87-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 03 Jun 2019 07:50:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالي]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[امکانش]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[اينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[اينطور,]]></category>
		<category><![CDATA[اينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اينهمه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[پرسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستونا]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناي]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالو]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالوش]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[پيشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[ترتيبشو]]></category>
		<category><![CDATA[ترسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[جريانو]]></category>
		<category><![CDATA[چشمشون]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظي]]></category>
		<category><![CDATA[خنديدن]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[راحتتر]]></category>
		<category><![CDATA[رسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[سالشهمن]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[کوچيکه]]></category>
		<category><![CDATA[گاييدن]]></category>
		<category><![CDATA[گاييده]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[مادرزاد]]></category>
		<category><![CDATA[ماشينم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشينو]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوي]]></category>
		<category><![CDATA[متوسطه]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[مخابرات]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[مهموني]]></category>
		<category><![CDATA[ميتوني]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونه]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشدمن]]></category>
		<category><![CDATA[ميگاييد]]></category>
		<category><![CDATA[ميگرده]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نباشيد]]></category>
		<category><![CDATA[نزديکاي]]></category>
		<category><![CDATA[همکارم]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همينطوره]]></category>
		<category><![CDATA[هيچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[وايساده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[متوسطه و يه کمي تپله. فیلم سکسی مخصوصا پستونا و کون و کپلش بزرگن و جلب توجه ميکنن و اين موضوع منو خيلي تحريک ميکنه. من به سکسی نرگسم اينو گفتم و نرگسم از اين شاه کس موضوع بدش نمياد.گاهي که ميريم مهموني و پارتي من از نرگس ميخوام که زير لباسش کونی چيزي نپوشه. [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>متوسطه و يه کمي تپله. فیلم سکسی مخصوصا پستونا و کون و کپلش</h2>
<p>بزرگن و جلب توجه ميکنن و اين موضوع منو خيلي تحريک ميکنه. من به سکسی نرگسم اينو گفتم و نرگسم از</p>
<h3>اين شاه کس موضوع بدش نمياد.گاهي که ميريم مهموني و پارتي من</h3>
<p>از نرگس ميخوام که زير لباسش کونی چيزي نپوشه. يعني بدون شورت و سوتين باشه و نرگسم اکثرا قبول ميکنه ,</p>
<h4>و جنده تو مهمونيا توجه همه رو جلب ميکنه و همه</h4>
<p>مردا چشمشون به پستوناي درشت و پستون کون کپل بزرگ همسر زيبا و خوش هيکل منه.چند وقت پيش رفته بوديم يه</p>
<h5>پارتي. چند کوس تا از همکاراي اداري من هم بودن با</h5>
<p>زناشون. بقيه رو نميشناختيم.نرگس يه لباس شب بلند و چاک دار و سينه باز پوشيده بود. و زيرشم که شورت و سوتين سکس داستان نداشت و لخت</p>
<h6>بود. چاک سينش و يه کمي از پستوناي ایران سکس درشتش از</h6>
<p>لباسش بيرون بود و موقع راه رفتن و رقصيدن تا نزديکياي رونش ديده ميشد. مخصوصا وقتي اومد وسط سالن و شروع به رقصيدن کرد همه حسابي حال کردن .زن يکي همکارام , طاهره خانم ,که تو مهموني بود متوجه شده بود که نرگس زير لباس شبش هيچي نپوشيده وکس و کون وپستوناش لختن .اومد پيش نرگس و پرسيد نرگس خانم شما مثل اينکه زير اين لباستون چيزي نپوشيدين چون دولا راست که ميشين همه جاتون معلومه . نرگسم گفته بود اره همينطوره. طاهره خانم دوباره پرسيد شوهرت ,امير, ميدونه که تو شورت و سوتين نپوشيدي. نرگس هم گفته آره ميدونه. بعد گفت اگه باور نميکني ميتوني از خودش بپرسينرگس و طاهره خانم اومدن پيش من و نرگس جريانو برام تعريف کرد . من به طاهره خانم گفتم که من خودم از نرگس ميخوام که زير لباسش چيزي نپوشه و لخت باشه و از اين کار لذت ميبرم. طاهره خانم از من پرسيد از اينکه زنم بين اينهمه مرد داره لخت ميگرده ناراحت نميشم , و من گفتم که نه , ناراحت که نميشه هيچي خوششم مياد . طاهره خانم هم گفت پس امير خان شما يه مرد بي غيرت و بي ناموس هستين و ما نميدونستيم و خنديد .منم با خنده گفتم اي همچين. طاهره خانم دوباره گفت پس امير خان بايد زنتو جور کنم براي شوهرم که ترتيبشو بده , اونم جلوي خودت.من و نرگس بهم نگاه کرديم . نه اينکه بدمون بياد يا ناراحت بشيم, اما از طاهره خانم اين انتظارو نداشتيم.طاهره خانم زن همکارم حاج محسن بود و هميشه پوشيده و سنگين بود و هيچوقت بدون مقنعه و چادر نبود.زن قشنگي نبود. لاغر بود و اينجوريم که به نظر ميومد از نظر جنسي زياد مورد توجه محسن نبود.طاهره خانم گفت من دوست دارم شوهرمو هميشه راضي نگه دارم. حالا هر جوري که امکانش باشه. و گفت يه بار يه صيغه اي براش پيدا کردم که 3,4 ماه بهش حال داد و آقا محسن خيلي از اين کار من خوشش اومده بود.بعد گفت حالا ميخوام زن تو يعني نرگسو جورش کنم براش که زيرش بخوابه وبهش حال بده. بعد بهم گفت امير خان توکه غيرت نداري از اين موضوع ناراحت بشي و بهت بر بخوره. نرگسم که يه زن قشنگ و خوش هيکل و اهل حاله و جلوي مرداي غريبه هم که لخت ميگرده و لذت ميبره. واينطوري هم که معلومه از اينکه زير مردا بخوابه و ترتيبشوبدن بدش نمياد.اينم بگم که محسن حدود 55,56 سالشه و5,6 سالي از زنش کوچيکتره و به همين خاطره که طاهره خانم اينجوري ميخواد به شوهرش خدمت کنه و محبت اونو جلب کنه که از چشمش نيفته.راستش اين پيشنهاد منو حسابي تحريک کرد . فکر اينکه زنم لخت مادرزاده و يه مرد ديگه با کير شق شده ميخواد اونو بکنه. و نرگس با اون پستوناي درشت و لطيفش و با اون کون بزرگ و نرمش و البته کس پشمالوش جلوي حاج محسن وايساده تا ترتيبشو بدن برام خيلي جالب بود.نرگسم چيزي نمي گفت و داشت فکر ميکرد. اونم مثل من هيجان زده بود. آخه تا حالا مسئله هيچ وقت اينقدر جدي نشده بود. گاهي با نرگس در باره اين که جلوي من ترتيبشو بدن و زير کير مرداي ديگه بيفته حرف زده بودم ولي فقط حرف بود و واقعي نبود. اما اين بار داشت جدي ميشد.من گفتم محسن چي ؟ اون ميخواد اين کارو بکنه ؟ طاهره خانم گفت کيه که نخواد زن تورو بکنه. اون از خداشه که يه همچين زن حشري و با حالي بيفته زيرش. بعد گفت نگران نباشيد يه چيزي هم ميديم بهتون.من گفتم که ما پول مول نمي خواييم و اگه اين کارو بکنيم بخاطر هيجان و لذتشه , ولي من و نرگس بايد باهم باشيم و اينطوري نباشه که نرگسو شب ببرين و حاج محسن کس و کونشو بگاد و صبح بيارينش. طاهره خانم هم قبول کرد و رفت که با شوهرش صحبت کنه.من از نرگس پرسيدم نظرت چيه ؟ و اونم گفت نميدونم اما خيلي هيجان انگيزه. گفتم براي منم همينطوره و از نظر من اشکالي نداره محسن تورو بکنه.چند دقيقه بعد حاج محسن و طاهره خانم اومدن . محسن تا مارو ديد يه خنده اي کرد و گفت به! نرگس خانم گل و امير خان بي ناموس. خب که اينطور, پس تو دوست داري زنتو جلوت بگان. و کير بکنن تو کس و کون و دهنش . خوب من آماده ام که زن جنده تو بگام. بعد گفت اگه ميدونستم که تو اينقدر بي غيرت و بي ناموسي , زودتر از اينا نرگسو گاييده بودم.کير محسن بلند شده بود و از رو شلوارش مشخص بود. اماده بود تا نرگسو بگاد. از صاحب مجلس خداحافظي کرديم و اومديم بيرون. من ماشين نياورده بودم. همگي سوار ماشين محسن شديم. محسن پشت فرمون بود منم جلو نشستم. نرگس و طاهره خانم هم عقب.تو راه محسن از آيينه نرگسو نگاه ميکرد. طاهره خانم که متوجه اين موضوع شده بود دگمه هاي مانتوي نرگسو باز کرد تا هيکلش بهتر ديده بشه. بعد دست کرد تو لباس نرگس و پستوناي نرگسو گرفت و کشيد بيرون از لباسش. حالا پستوناي بزرگ و قشنگ نرگس کاملا بيرون افتاده بودن و تو دست اندازا هي بالا و پايين مي شدن. محسن خان هم چشماش به پستوناي نرگس جون بود. يه کم که رفتيم محسن ماشينو نگر داشت و پياده شد و گفت امير تو بشين پشت فرمون من با زنت يه خورده کار دارم و رفت نشست عقب کنار زنم. منم نشستم پشت فرمون و حرکت کردم.محسن تا نشست , نرگسو بغل زد و پستوناشو گرفت تو دهنش و شروع کرد به خوردن پستوناي نرگس. من يه چشمم به راه بود و يه چشمم به محسن و زنم و پستوناش. محسن هم پستوناي نرگسو هي ميچلوند و ميخورد. دستشو ميکرد لاي پاي نرگس و کسشو ميماليد و انگشت ميکرد تو کسش. طاهره خانم پاهاي نرگسو گرفت و باز کرد تا شوهرش راحتتر با کس نرگس ور بره. يه خورده بعد مانتوي نرگسو از تنش در اوردن و لباشم کندن و نرگس لخت مادرزاد شد. ساعت 1 صبح يه زن قشنگ و حشري لخت مادرزاد تو ماشين وسط شهر تهران داشت ميگشت. کنارشم يه مرد گردن کلفت داشت اونو ميگاييد. من<br />
همش از کوچه پس کوچه ميرفتم که کسي ما رو نبينه. محسن هم کيرشو آورده بود بيرون و آماده گاييدن همسر نازنينم بود. نرگسو خوابوندن رو صندلي و محسن خان هم افتاد روش. طاهره خانم خودشو کنار کشيده بود تا شوهرش راحتتر ترتيب نرگسو بده. من يه جاي خلوت پيدا کردم و ماشينو نگر داشتم . البته آماده بودم اگه خبري بشه زود حرکت کنم و دربرم.من کير محسنو که ديدم جا خوردم. کيرش بزرگ بود و کلفت. کير من کوچيکه 10و11 سانته ولي کير محسن فکر کنم يه 20 سانتي ميشد. از اون کيرايي که هر زني ازش خوشش مياد و دلش ميخواد تو کسش بره. نرگسم وقتي کير محسنو ديد يه جيغ کوتاه کشيد و گفت واااي , اين ديگه چيه؟ چقدر بزرگه. بعد کيرو گرفت تو دستش و به من گفت ببين شوهر بي غيرت من , کير به اين ميگن نه اوني که تو داري. منم گفتم درسته عزيزم. از اين به بعد هر وقت هوس کير دراز و کلفت کردي ميدمت دست محسن که حسابي بگادت. محسن گفت مگه کيرت چقدره؟ منم گفتم 10,11 سانته.محسن و زنش شروع کردن به خنديدن . محسن گفت اينکه کير نيست دول بچست. گفتم اره ديگه چيکارش ميشه کرد. بعد گفتم تا مرداي خر کير و بکني مثل شماها هستن نرگس جون ناکام نميمونه. از اين به بعد هر وقت نرگس هوس کير کرد ميارمش پيش تو تا با اون کير گندت بکنيش. محسن گفت ايول من هميشه آماده گاييدن زن جندت هستم. توهم وايستا تماشا کن چه جوري بي ناموست ميکنم.بعد کيرشو ماليد به در کس نرگس و گذاشت در کسش و آروم آروم فرو کرد تو. نرگس تو اين مدت حسابي تحريک شده بود و در کسش باز شده بود. اين بود که کير محسن راحت رفت تو کس پشمالو و تپل نرگس. صداي اخ و اوخ نرگس بلند شده بود من ترسيدم صداش بيرون بره. اين بود که حرکت کردم و آروم آرومچرخ ميزدم تو جاهاي پرت و خلوت . و پخش ماشينم روشن کردم.حاج محسن اون شب نرگسو جلوي من و زنش دو بار گاييد. نرگس حسابي حال کرده بود با کير کلفت محسن خان. محسنم که يه کس نرم و تپلي گاييده بود سرحال بود.من يواش يواش اومدم سمت خونمون. به محلمون که رسيديم کار محسن با نرگس تموم شده بود. پياده شديم. نزديکاي 4 صبح بود. نرگس ديگه لباسشو نپوشيد . فقط مانتوشو تنش کرد. و زير مانتو همونطور لخت مادرزاد بود. محسن نشست پشت فرمون. خداحافظي کرديم و اومديم خونهaminagha		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%db%8c%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87-%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%af%d9%87-%d8%a8%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174454</post-id>	</item>
		<item>
		<title>نیکیتا جنده زیر کیر کلفت</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%86%db%8c%da%a9%db%8c%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%86%db%8c%da%a9%db%8c%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 11 May 2019 06:10:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتشو]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ايندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اينطوري]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيدم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسيديم]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جورايي]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[خنديدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستيم]]></category>
		<category><![CDATA[خواننده]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دونستن]]></category>
		<category><![CDATA[روبروي]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[طولاني]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[لبهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[لبهامو]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مهموني]]></category>
		<category><![CDATA[ميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميکرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نخواهد]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[همکلاس]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/3gGnx3sEDKzmFfsjXgfkQg/024/172/687/1280x720.17044083.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="نیکیتا جنده زیر کیر کلفت" title="نیکیتا جنده زیر کیر کلفت" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>از ديشبي بود وسينه هاش فیلم سکسی از تو پيراهنش زده بودند بيرون. كونشم كه هنگام راه رفتن همش بالا و پايين مي شد و من امشب سکسی تصميم گرفته بودم كار اين كون را شاه کس تموم كنم. لحظه موعود فرارسيد و زن داييم امپول رو به دست من داد و کونی خودش روي [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/3gGnx3sEDKzmFfsjXgfkQg/024/172/687/1280x720.17044083.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="نیکیتا جنده زیر کیر کلفت" title="نیکیتا جنده زیر کیر کلفت" decoding="async" /></p><br />
<h2>از ديشبي بود وسينه هاش فیلم سکسی از تو پيراهنش زده بودند بيرون.</h2>
<p>كونشم كه هنگام راه رفتن همش بالا و پايين مي شد و من امشب سکسی تصميم گرفته بودم كار اين كون</p>
<h3>را شاه کس تموم كنم. لحظه موعود فرارسيد و زن داييم امپول</h3>
<p>رو به دست من داد و کونی خودش روي تخت دراز كشيد . من سريع امپول را اماده كردم و رفتم</p>
<h4>سراغ جنده الهام جونم. مثل شب گذشته دامنشو كشيدم پايين تا</h4>
<p>روي روناش . همون شلوار چسبون پستون صورتي پاش بود اونم كشيدم پايين البته اين دفعه كامل از توي كونش كشيدم</p>
<h5>پايين و کوس تونستم كونشو كامل ببينم واي چه كون بزرگي</h5>
<p>. اين سري يه شورت زرد رنگ خيلي تنگ پاش بود. نمي دونم شرتش براش كوچيك بود يا اينكه مدل شرتش اين سکس داستان جوري بود اخه</p>
<h6>لمبرهاي كونش از پايين شرتش يكمي زده بود ایران سکس بيرون .</h6>
<p>الهام با اين كار من جا خورده بود. ديگه حال خودمو نفهميدم دست انداختم توي شرتش و شرتشو سريع كشيدم بيرون البته اين دفعه تمام شرتشو كشيدم پايين . واي حالا داشتم كونشو كامل ميديدم. وقتي شرتشو با اون سرعت كشيدم بيرون كونش مثل يه هلوي درشت بيرون افتاد و خيلي پهن تر از اون چيزي بود كه فكرشو بكنيد فكر كنم اون شرت تنگ لمبرهاي كونشو به هم فشرده بود كه با در اوردنش يهويي پهن تر شد. وقتي الهام ديد كه من شرتشو كامل از پاش كشيدم بيرون غافل گير شد وگفت داري چيكار ميكني . اينهمه لازم نبود. منظورش اين بود كه چرا كامل شرتشو بيرون كشيدم و خواست شرتشو بكشه بالا ولي مگه من اجازه بهش مي دادم گفتم شرتت تنگ بود يكدفعه در اومد حالا كه چيزي نيست الان تموم ميشه . گفت زود باش ديگه. سوزن امپول رو گذاشتم روي كونش . خودشو سفت كرد و پاهاشو جمع كرد . گفتم شل كن. اما چون مي ترسيد كسشو ببينم پاها و لمبرهاي كونشو جمع مي كرد. دوباره حرفمو تكرار كردم. ديدم گوش نميده منم دست انداختم لاي روناش تا پا هاشو از هم باز كنم . گفت چرا اين جوري ميكني. خجالت بكش من زن دايي تو هستم . اميد: خوب حرف گوش كن ديگه. الهام: زود تمومش كن. تا پا هاشو رها كردم دوباره خودشو جمع ميكرد كس صورتي رنگش هم تا حدودي وسط اون لمبراش ميزد بيرون. منم سوزنو گذاشتم كنارو دستم كردم وسط لمبرهاي كونش و يكم كسشو از لاي لمبراي كونش ماليدم وچند تا ضربه زدم روي باسنش كه مثل ژله تكون مي خورد. بغض توي گلوش پيچيد و گفت بيشعور منو ول كن. اصلا نمي خوام سوزنم بزني. به حامد و مامانت مي گم. گفتم خب بگو ميگم خودشو سفت گرفت ترسيدم سوزن بشكنه. خودتو شل كن تا كارم تموم بشه. اشكش در اومد و گفت باشه. فقط زود باش و خودشو شل كرد منم سوزن جوري زدم كه يكمي دردش گرفت و گفت ااااااااااااااااااااااااااااخ. الهام گفت برو ديگه اينم سوزن تموم شد . گفتم يه سوزن ديگه هم بايد بهت بزنم . گفت اون كه مال امروز نيست . گفتم منظورم يه سوزن گوشتي گرم و كلفت و درازو داغه. و بايد كامل لخت بشي . گفت برو گمشو كثافت. و خواست بلند بشه كه من اجازه ندادم و اونو روي تخت خوابوندم و دامن و شلوارو شرتشو كه تا نيمه پايين بود با هم كشيدم از پاش بيرون. واي عجب رون هاي بزرگي داشت. رونهاي بزرگ و كشيده كه مثل برف سفيد بودند. لباسامو در اوردم و يه شرت بيشتر پام نبود. كه كيرم داشت از شرت ميزد بيرون. الهام گفت مي خواهي چيكار كني نكنه. . . . . . گفتم اره مي خواهم كس خوشكل زنداييمو بخورم. با شنيدن كلمه كس ترسيد و جيغ و فرياداش شروع شد. گفتم زحمت نكش كسي اين جا نيست. افتادم روش ودست زدم به سينه هاش كه داشت پيراهنشو پاره مي كرد و اين بار محكم اونا رو با دستم فشار دادم طوري كه الهام جيغ زد وگفت اخخخخخخخ تو رو خدا نكن. منو ولم كن. اين كارو با من نكن. خواهش ميكنم. نميذارم كسي از اين موضوع چيزي بفهمه. گفتم برو بابا بزار كارمو بكن. دگمه هاشو باز كردم و پيراهنشو در اوردم. يه سوتين سفيد تنش بود. هيكل تو پر و سفيدي داشت. بالاي سينه هاش وكنار سينه هاش از لبه سوتين بيرون زده بود. دست كردم تو سوتين و سينه هاشو بادستم گرفتم و مي مالوندمشون. بعد سوتينش رو در اوردم. سينه هاش افتاد بيرون . الهام خجالت مي كشيد و فقط يه حرف نوك زبونش بود. (تو رو خدا ولم كن. اين كارو با من نكن)حالا اون سينه هاي بلورين بعد از 3 سال بد بختي جلوي چشمام بود . سينه هاش گرد بود مثل 2 تا هلوي بزرگ. پوست سينه هاش كشيده تر از پوست قسمت هاي ديگش بود و وقتي اونا رو با دستات مي ما لوندي بافتي از چربي رو داخلش حس ميكردي. با نوك برجسته قهوه اي رنگ جلوي سينه هاش ويه هاله و گردي قهوه اي خيلي خوش رنگ اطراف نوك سينه هاش. واي كه چقدر نرم بودند. شروع كردم وروي پوست سينه هاشو كه كشيده و نازك بود ليس ميزدم. پستوناشو به هم ميمالوندم و وسطش از بالا به پايين ليس ميزدم. با نوك زبونم روي نوك سينه هاش مي مالوندم بعد تو دهنم مي كردم و اونا رو مي مكيدم. چقدر خوشمزه بود. من حسابي عرق كرده بودم و به نفس نفس افتاده بودم . الهام هنوز مقاومت ميكرد و مي گفت تو رو خدا بسه . توي صداش شهوت و حس شهوت الودوجود داشت و صداش مي لرزيد. بلند شدم و شرتمو از پام بيرون كشيدم . (اينو بگم قبلا اسپره زده بودم)تا حالا كيرم رو به اين بزرگي نديده بودم . نگاه چشمان درشت الهام به كير من بود و با چشماش زل زده بود وبه كيرمن نگاه ميكرد و با خود ميگفت يعني چه اتفاقي قراره بيفته؟؟؟گفتم حالا نوبت توست كه با اون لب هاي خوشكلت كير منو بخوري. هر كار كردم اين كارو نكرد و برام ساك نميزد. منم گفتم اشكال نداره منم در عوض جرت ميدم. پاهاشو از هم باز كردم . كسش قشنگ جلوي چشمام بود. يه قسمت صوتي رنگ وبدون يك مو. بوي خوبي مي داد. زبونمو كشيدم روي كسش. الهام يه اه بلند كشيدااااااااااااااااااااااه ه ه . لبه هاي كسش رو از هم باز كردم و زبونم را روي لباي كسش مي مالوندم. اه الهام بلند شد وحسابي به نفس نفس افتاده بود ديگه حرفي از اينكه اين كارو نكن وجود نداشت. هيچ مقاومتي هم نشون نميداد. پاهاشو بازتر كرد. من زبونمو از پايين كسش كشيدم به طرف بالا و با نوك زبونم چند تا ضربه به داخل كسش زدم وبعد زبونم را روي چوچولش تاب دادم كه الهام يه جيغ بلند زدوارضا شد وگفت تو رو خدا كسمو بليس. تازه فهميدم نقطه حساس بدنش چوچولش هست. واين كاره من باعث شده خوشش بياد و مقاومت نكنه. منم حسابي كسشو ميخوردم كه يك دفعه بلند شد و كسش رو از زير زبون من ازاد كرد. با دستش كير منو گرفت وگفت اخ جون چه داغه. خيلي بزرگه. وكلاهك كيرم رو ليس زد وكرد توي دهنش . تازه فهميدم كه راسته كه ميگن شهوت زن از مرد بيشتره. حسابي كير منو ميخورد. منم اخ و اوخم در اومده بود كه ديدم رفت سراغ تخمام و كرد تو دهنش و يكم فشار داد كه دردم گرفت. با دندونش از كلاهك كيرم يه گاز كوچولو گرفت و روي تخت دراز كشيد و پاهاشو داد بالاو چسبوند به هم وگفت زود باش ميخوام كيرت را توي كسم حس كنم. عجله كن. مي خواهم حسابي جرم بدي. پاهاشو برد بالاتر و محكم به هم چسبوندوبا دستش پاهاشو نگه داشت. كسش از اون وسط زده بود بيرون. رفتم و لبهاي كسشو با دستم باز كردم . اول كيرم را روي چوچولش مي ما لوندم كه اخ واوه 2 تاييمون در اومده بود وخيلي حال مي داد . گفت بكن ديگه. منم كلاهك كيرم را گذاشتم وسط كسش و اروم فشار دادم تو. يه جيغ بلند كشيد. اخخخخخخخخخخ ومن ترسيدم. گفت پس بقيش كو گفتم الان ميياد . يكم فشار دادم ولوله كيرم را اروم تا ته كردم داخل كسش. گفت وايييييييييي چه كلفته. مثل اتيشه. دارم اونو زير نافم حس ميكنم. داخل كسش خيلي تنگ بودم و من به زحمت كيرمو اون تو جا دادم. داخلش داغ و چسبناك مانند بود خيلي هم گرم بود. شروع به تلمبه زدن كردم . اول اروم اروم. اونم اه واوه ارومي ميكرد. هر دو خيس عرق شده بوديم. بعد شدتشو زياد كردم. ومحكم كيرمو تو كسش جلو وعقب ميكردم. اون گفت يواش . ولي من حاليم نبود . جيغ ميزد و منم از شدت شهوت فرياد ميزدم. صداي كيرم كه به كسش ميخورد چالاپ چولوپ مي كرد. احساس كردم حالا ابم ميياد. بلافاصله تلمبه زدن رو متوقف كردم و روش دراز كشيدم دستم رو بردم به طرف سينه هاش و شروع به مالوندن اونا كردم. صداي اخ وناله هاي ما به سكوت تبديل شد والهام با صدايي كه شهوت توش موج مي زد گفت. زود باش ادامه بده ميخواهم ابمتو بريزي اون تو. گفتم نكنه مي خواهي حامله بشي گفت. قرص ضدبارداري مصرف ميكنم. زود باش ادامه بده. گفتم ولي من مي خواهم قبل از اينكه براي بار دوم ابم بياد (اخه يه سري كه كسشو ميخوردم ابم اومده بود)ابمو بريزم توي كونت. كيرمو در اوردم. و به روي شكم خوابوندمش. كون پهنشو مالوندم وبا كف دست چند تا ضربه شلاقي به كونش زدم. شالاپ شولوپ. اون گفت اخخخخخ دردم مي گيره يواش. لمبرهاي كونش رو كنار زدم. كونش يه سوراخ كوچولو و ريز داشت. تف به سوراخ كونش ماليدم وكلاهك كيرمو گذاشتم لبش كه فشار بدم تو كه يكدفعه خودشو سفت گرفت. گفتم چرا خودتو سفت مي كني اين كه امپول نيست. هر 2 تامون خندمون گرفت و زديم زير خنده. گفت تو رو خدا من از كون ميترسم خيلي درد داره. من حتي به حامد هم از كون ندادم كه كيرش از تو نازكتره. گفتم همچين ميكنم كه دردت نگيره. قبول نمي كرد گفتم امتحانش ضرر نداره يكم ميكنم اگه درد داشت درش مييارم. قبول كرد من يكم كرم از تو يخچال برداشتم. ماليدم در سوراخش . بعد سر كلاهك كيرم رو كردم توش جيغ زد وگفت مي سوزه درش بيار. گفتم اولشه. حالا خوب ميشه . بعد لوله كيرم رو هل دادم تو كونش . خيلي تنگ بود. الهام جيغ زدنش شروع شد. درش بيار. سوختم. خيلي درد داره. اما به من خيلي حال ميداد و يكدفعه كارو تموم كردم وتا ته كردم تو كونش. الهام يه جيغ بلند از شدت درد و شهوت كشيد. اااااااخخخخخخ اوييييييييي وايييييي پ پ پاره شدم. م م مي مي ميسوزه. . من يكم صبر كردم سوزشش كه تموم شد اروم اروم تلمبه زدم . لمبرهاي كونش مثل موج دريا موج بر ميداشت ومن تا ته مي كردم تو اون سوراخ ريز. اطراف كيرم كه روي كونش ماليده ميشد خيلي حال ميداد. اونم چون كونش تنگ بود خيلي جيغ مي زد و اين كارش منو بيشتر حشري مي كرد. يه لحظه ديدم ابم ميخواهد از تو كيرم فوران كنه ويزنه بيرون. گفتم ابم داره مي ياد خاليش كنم تو كونت. گفت نه بريزش تو كسم كيرم كشيدم از تو كونش بيرون . بلافاصله محكم كيرمو تو كس زن دايي جازدم كه يه جيغ كشيد چند تا تلمبه زدم بعد كيرمو از توكسش كشيدم بيرون و دوباره كردم تو كسش. بار سوم كه كردم تو كسش ابم باشدت تو كس الهام پاشيد و من والهام يه جيغ بلند كشيديم. و الهام گفت اخ چقدر داغ بود سوختم. و بعد روي هم ولو شديم.===نويسنده: اميد		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%86%db%8c%da%a9%db%8c%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/3gGnx3sEDKzmFfsjXgfkQg/024/172/687/1280x720.17044083.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173846</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 33/44 queries in 0.008 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-11 03:35:25 by W3 Total Cache
-->