<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>ميكردميه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%85%d9%8a%d9%83%d8%b1%d8%af%d9%85%d9%8a%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 21:46:28 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>ميكردميه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>کس خارجی رو گاییدن حال میده ها</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d8%a7%d8%b1%d8%ac%db%8c-%d8%b1%d9%88-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d8%a7%d8%b1%d8%ac%db%8c-%d8%b1%d9%88-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 19 Dec 2019 06:35:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آويزون]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندامشم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوري]]></category>
		<category><![CDATA[برخلاف]]></category>
		<category><![CDATA[برداري]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرستم]]></category>
		<category><![CDATA[بفهمونم]]></category>
		<category><![CDATA[بندازم]]></category>
		<category><![CDATA[حالتون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانا]]></category>
		<category><![CDATA[داستانهاي]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دوربين]]></category>
		<category><![CDATA[ديوانه]]></category>
		<category><![CDATA[روبروش]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[سرازير]]></category>
		<category><![CDATA[سفيدشو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتينش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شهواني]]></category>
		<category><![CDATA[كامپيوتر]]></category>
		<category><![CDATA[كرستشو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[موبايل]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[ميتركيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردميه]]></category>
		<category><![CDATA[ميلرزيدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميكرد]]></category>
		<category><![CDATA[واستادم]]></category>
		<category><![CDATA[وسايلش]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[كردم رفتم يه ليوان آب فیلم سکسی خوردم اومدم همه خواب بودن لامپ اتاقش روشن بود رفتم لامپ اتاق خاموش كنم ديدم پتو ننداخته روش از تو سکسی كمد يه پتو برداشتم بردم بندازم روش شاه کس متوجه شدم تي شرتش اومده بالا بند سوتينش معلوم شده بود يه لحظه بي اختيار کونی دستم رفت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>كردم رفتم يه ليوان آب فیلم سکسی خوردم اومدم همه خواب بودن لامپ</h2>
<p>اتاقش روشن بود رفتم لامپ اتاق خاموش كنم ديدم پتو ننداخته روش از تو سکسی كمد يه پتو برداشتم بردم بندازم</p>
<h3>روش شاه کس متوجه شدم تي شرتش اومده بالا بند سوتينش معلوم</h3>
<p>شده بود يه لحظه بي اختيار کونی دستم رفت طرف بدنش همين دستم خورد بهش تو تخت چرخيد پتو رو انداختم</p>
<h4>روش جنده و اومدم بيرون نشستم پشت كامپيوتر vpn ام قطع</h4>
<p>بود هر طوري بود با يه پستون فيلتر شكن يه چندتا عكس سكسي ديدم تا يه ذره شهوتم زد بالا فك</p>
<h5>كنم ظرف کوس يه ساعت ده بار رفتم اتاقش با ترس</h5>
<p>و لرز بهش دست ميزدم داشتم ديوانه ميشدم هميشه اين بدنو ميديدم ولي تا به حال مث اون شب شهواني نشده بودم سکس داستان يه چند روزي</p>
<h6>درگيره اين موضوع شده بودم نگاهم همش دنبالش ایران سکس بود &#8230;يه</h6>
<p>جور ديگه ميديدمش(مث بعضي از اين داستانا اندامشم مانكن نيست خيلي معمولي)يه روز وقتي رفت حموم اومد بيرون واستادم قشنگ روبروش رومم برنگردوندم &#8230;وقتي رفت تو اتاقش &#8230;رفتم حموم ديدم شرت و كرستش رو شسته آويزون كرده لباسامو درآوردم شرت و كرستشو ماليدم به خودم شهوتم زده بود بالا رفتم يه فيلم كوتاه سكسي پيدا كردم ريختم رو موبايل بردم تو حموم يه جق به يادش زدم ..مث الان كه شما حالتون از داستان بد شده منم حالم دشت بهم ميخورد از اين زندگي دنبال يه فرصت بودم كه بهش بفهمونم ميخوام بكنمش &#8230;يه روز داشتم باهاش شوخي ميكردميه ذره آب ريختم روش اونم تلافي كرد بعد رفتم پارج آب آوردم گفتم ميريزم روتا گفت كيو ميترسوني پارچ گرفت همش رو ريخت رو خودش خيس خالي شده بود لباسش هم يه طوري بود كه وقتي آب ريخت روش حجم بدنشو نشون ميداد گفت يه عكس ازم بگير با موبايل يه عكس ازش گرفتم بعد يهو يه فكري به نظرم رسيد &#8230;دوربين موبايل رو روشن كردم گذاشتم رو زمين بعدم رفتم بيرون كه اون لباس عوض كنه داشتم از ترس سكته ميكردم به جز من و اونم كسي خونه نبود 5 دقيقه بعد با همون لباسا اومد تو اتاق موبايلو گذاشت رو ميز ..گفت نيازي به فيلم برداري نيست بعدشم رفت تو اتاقش&#8230;چند ثانيه نفهميدم چي شد بعد آروم بلند شدم رفتم تو اتاقش گقت بيا بشين شهوت و ترس تو وجودم بود داشتم ميمردم دستام گرفت بلند كرد گذاشت رو سينش يه لبخند كج و معوجي زدم داشتم ميلرزيدم يه ذره خودمو جم و جور كردم آروم سينشو فشار دادم &#8230;گفت پس تو كفي منم كه داشتم پررو ميشدم بهش چشمك زدم سرعت و شدت بيشتر كرده بودم هر چي پورنو ديده بودم ميومد جلو چشم بدجوري شق كرده بودم دستاشو آورد طرف كيرم بلند شدم شلوارمو درآوردم اونم تي شرتشو درآورد باورم نميشد دو تا سينه سفيدش خيس بود كرستش هم سفيد بود سرمو بردم رو سينش آروم به پسنونش زبون زدم آب رو سينه هاشو مك ميزدم دستمم آروم بردم تو شلوارش از رو شرت كسش رو ميمالوندم بلند شد معلوم بود شهوتي شده شلوار و شرتشو در آورد نشست رو تخت تكيه داد به ديوار پاهاي سفيدشو باز كردم شروع كردم به خوردن كسشصداش بلند شده بود اين كارش شهوت منو زياد ميكرد شرتمو درآوردم كيرم داشت ميتركيد موهاشو داد عقب اومد سراغ كيرم يه طوري ساك ميزد كه انگار صدساله اينكارست زبونشو دور كيرم ميجرخوند گفتم ادامه بدي آبم مياد اصلا توجه نميكرد يه دو دقيقه كه گذشت پشت به من نشست گفت زود باش من نميدونستم چي كار كنم رفتم از تو وسايلش يه كرم آوردم با انگشتم يه ذره تو كونشو ليز كردم يه ذره هم به كيرم زردم آروم كيرمو گذاشتم در كونش فشار دادم جيغ زد تو اين داستانا خونده بودم كه بايد آروم آروم بفرستم نو همين كارو كردم وقتي همش رفت تو شروع كردم به عقب جلو كردن خيلي حس خوبي بود كم كم خودشم داشت عقب جلو ميكرد گفتم آبم داره مياد گفت بريز همون جا تلمبه رو سريع تر كردم يهو آبم سرازير شد انگار كه داشتم ميمردم كيرمو درآوردم برگشت و ازش يه كم لب گرفتم ..بعدش هم رفتيم حموم البته جداگونه برخلاف تمام داستانهاي سكسي هم از اون موقع تا حالا اصلا با هم سكس نداشتيم&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%a9%d8%b3-%d8%ae%d8%a7%d8%b1%d8%ac%db%8c-%d8%b1%d9%88-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87-%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177685</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانه یا بیمارستان</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%db%8c%d8%a7-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%db%8c%d8%a7-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Dec 2019 07:17:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازهيكل]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاشو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[اومدمنم]]></category>
		<category><![CDATA[اينجوري]]></category>
		<category><![CDATA[بودسينه]]></category>
		<category><![CDATA[پاهامو]]></category>
		<category><![CDATA[تندتند]]></category>
		<category><![CDATA[توسوراخ]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دربيارم]]></category>
		<category><![CDATA[دستامم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارك]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[قربونت]]></category>
		<category><![CDATA[كرديمو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[مانتومو]]></category>
		<category><![CDATA[ميچرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميزدمو]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردميه]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميمكيدم]]></category>
		<category><![CDATA[همديگرو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ك دخترم باديدنش حال ميكردم!خيلي فیلم سکسی باهم صميمي بوديم وهرحرفي روپيش هم ميزديم!هميشه باشوخي بش ميگفتم خوش بحال اونكه تو رو بگا بده،چه حالي ميكنه!اونم ميخنديد!خودمن سکسی هم هيكلم خوب بود، اونم ازهيكل من شاه کس تعريف ميكرد!يروز زنگ زد بمن وگفت بياخونمون ك بعدباهم بريم بيرون بگرديم! منم رفتم!خونشون هيچكس کونی نبود،البته اون [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ك دخترم باديدنش حال ميكردم!خيلي فیلم سکسی باهم صميمي بوديم وهرحرفي روپيش هم</h2>
<p>ميزديم!هميشه باشوخي بش ميگفتم خوش بحال اونكه تو رو بگا بده،چه حالي ميكنه!اونم ميخنديد!خودمن سکسی هم هيكلم خوب بود، اونم ازهيكل</p>
<h3>من شاه کس تعريف ميكرد!يروز زنگ زد بمن وگفت بياخونمون ك بعدباهم</h3>
<p>بريم بيرون بگرديم! منم رفتم!خونشون هيچكس کونی نبود،البته اون تك دختربود مثل خودم!رفتم تو خونه ديدم يه تاپ صورتي چسبونه نيم</p>
<h4>تنه،تنشه!با جنده يه شلوارك تنگ!هيكلش ديونم كردولي چيزي نگفتم!رفتيم تواتاقش،لباساشو ميخواست</h4>
<p>عوض كنه منم فقط نگاه ب پستون سينه هاش ميكردم!آرزوم بود،باش حال كنم!قبلا ك شوخي ميكرديم،ازروشوخي گاهي سينه هاشوتودسام فشارميدادم!اونم اينكاروميكردولي</p>
<h5>فقط از کوس روي شوخي!!نشسته بودروزمين! منم روتختش بودم!قاچ سينه هاش</h5>
<p>پيدابود! بش گفتم شيدا:ميخام لباس هاي تو رو تنم كنم امروز!اونم چند دست لباساشو آوردو بم داد! مانتومو درآوردم بدتيشرتمم!بم گفت چيكارميكني!روتيشرت سکس داستان تن كن- گفتم</p>
<h6>من اينجوري راحتترم!رفت روتخت نشستونگام كرد!شلوارمم درآوردم!اونم زدزيرخنده!من ایران سکس بش خنديدمو،رفتم</h6>
<p>جلو پريدم روش گفتم مسخره نكن شيدامگه چيكارميكنم! واي&#8230;روش بودم كاملاحسش ميكردم يكم بغل كرديم همديگرو ميخنديديم!من ك داشتم حال ميكردم!!نگاش كردم وچشمكش زدم!اونم خنديد،فهميدم اوكيه!!تاپشودرآوردم! شلواركشم همينطور!يكم بهم لب داديم!سوتينموبازكردوپاشدم شورتمو دربيارم ك اونم لخت كرد خودشو!! وااااي خدايا چي بود اين شيدا..پريدم روش انقد لباي هموخوردين&#8230;هي سينه هاشوميمالوندم سايزسينه هاي 2تامون 75بود! شروع كردم ب ليسيدن سينه هاش آخ آخ چي بودن اين مرواريدا سفيدوگرد!!يه سينه هاشو ميمكيدم تندتند بايه دستامم اون سينه شو ميمالوندم!اون حشري شده بود!آهش در اومده بود واقعاداشتم حال ميكردم!خودمم مثه وحشيا ميمكيدم!دستشو برد رو كسم!انگشتاشو كردبين كسم!كسم خيس بود!انگشتاشو ك خيس كردباكسم !جلويه چشام انگشتاشو ميلسيد!واااي خدايا!باورتون نميشه ولي اگ كير داشتم دريغ نميكردم!بااين كارش ديونه شدم رفتم سراغ كسش،اونم كسش خيس بود!پاهاشو بازكردموكلموبردم توكسش!وااااي چي بود اين كس..همه جايه كسشوليس ميزدمو زبونمو ميچرخوندم تو كسش!اونم هي خودشو عقبو جلوميكردو ناله ميكرد!آهش بلندترشدو منم تندتر واسش مك ميزدمو زبونمو ميچرخونم تو كسش!يدفه آه بلندي كردوديگ تكون نخورد!ارضاشده بود!سينه هاشومالوندمومكيدم!حالش ك جااومد!من لم دادم ب تختو پاهامو تاجايي ك ميتونسم بازكردم!اونم اومد رويه منوسرشوبردطرف كسمو اونم كونشو آوردجلو صورتم!شروع كردمثل وحشياكسمو ميكيدن عوضي همچين ميمكيدوزبون ميكرد ك انگاركارشه!منم انگشتمو كردم توسوراخ كونش!خيلي تنگ بودانگشتموتاته كردم توشو عقب جلو ميكردم!ازاونطرف هم من داشتم حال ميكردم توابرابودم!وااااي چي بود داشتم ارضاميشدم وبش گفتم تندتند بكن تو كسم!آه و نالم ب هوارفته بود ك يدفعه آبم اومد!منم ب كونش ي ليس زدمو افتادم رو تخت!شيدااومد روم و بش گفتم قربونت برم عشجم!بعد يكم ديگه بازي كرديمو حاليدم!بداز اون ماجرا هروقت تنهاميشديم باهم حال ميكردم! لز خيلي بيشتر از اونيكه فكرشوميكردم حال ميداد! خوش باشينپايان</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%db%8c%d8%a7-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177658</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چرخش در کلاس کون</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d8%b1%d8%ae%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3-%da%a9%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d8%b1%d8%ae%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3-%da%a9%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 10 Dec 2019 07:39:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[اينجور]]></category>
		<category><![CDATA[اينقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باشهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برشگردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بوداونم]]></category>
		<category><![CDATA[بودهمه]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خودكشي]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگيم]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عليرضا]]></category>
		<category><![CDATA[فهميدم]]></category>
		<category><![CDATA[فيلماي]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[كنمچند]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباساي]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار]]></category>
		<category><![CDATA[ملايمي]]></category>
		<category><![CDATA[موافقم]]></category>
		<category><![CDATA[موبايلش]]></category>
		<category><![CDATA[موسيقي]]></category>
		<category><![CDATA[ميافتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميبردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميبيني]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌ذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزارم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردميه]]></category>
		<category><![CDATA[ميكنممنم]]></category>
		<category><![CDATA[ميگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[مينويسم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتي]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستيم]]></category>
		<category><![CDATA[نميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نميزارم]]></category>
		<category><![CDATA[نياوردم]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[يكدفعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[ديگههميشه دوست داشتم اولين سكس فیلم سکسی من بهترين سكس من باشه كه هنوزم كه دارم مينويسم اونچيزي كه شما بهش ميگين سكس رو انجام ندادميه دوست سکسی دختر بعد از گذشت 23 سال از شاه کس عمرم پيدا كردم كه خيلي خوب اندام سفت و بهترين چيزي بود كه ميتونستم مخشو کونی بزنم.اما خب [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ديگههميشه دوست داشتم اولين سكس فیلم سکسی من بهترين سكس من باشه كه</h2>
<p>هنوزم كه دارم مينويسم اونچيزي كه شما بهش ميگين سكس رو انجام ندادميه دوست سکسی دختر بعد از گذشت 23 سال</p>
<h3>از شاه کس عمرم پيدا كردم كه خيلي خوب اندام سفت و</h3>
<p>بهترين چيزي بود كه ميتونستم مخشو کونی بزنم.اما خب من دوستش داشتم و نميخواستم كه اون ناراحتي براش پيش بياد.ولي خوب</p>
<h4>من جنده چون بي تجربه و يا بي رو درباسي بگم</h4>
<p>بي عرضه بودم خوب نتونستم شلوارشو پستون در بيارم و سكس كامل رو داشته باشم.خيلي خب بريم سراغ اصل موضوع نيمچه</p>
<h5>سكس من کوس كه خيلي براش اهميت قاعلم . يه روز</h5>
<p>من با يه دختري آشنا شدم (كه اسمشو مستعار انتخاب ميكنم) به اسم يلدا.اين دختر سر كار ميرفت و ساعت 3 كارش سکس داستان تموم ميشد و</p>
<h6>ميرفت كرج كه بره خونه.روز اولي كه باهاش ایران سکس آشنا شدم</h6>
<p>رفتيم كافي نت و اونجا با هم نشستيم . يلدا خوشگل بود و يه 5 سالي از من بزرگتر بود و البته خيلي هم قدش كوتاه تر بود.(همه از من قدشون كوتاه تره چون من قدم 199 و 95 كيلو وزنمه)خلاصه تو كافي نت من نشسته بودم كه يكدفعه موبايلش افتاد زمين يلدا هم بلند شد و روش رو به من كرد طوري كه چاك سينه هاش معلوم شد ومنم كه عاشق سينه ليمويي و سفيد.بعد از گذشت يه مدت واقعا ديوونش شدم البته از نظر دوست داشتن تا حدي كه اگه يه تار موش كم ميشد من خودكشي ميكردم.يه روز بهش زنگ زدم گفتم مياي پيشم گفت آره ميام . بهش گفتم بياي پيشم نميزارم كار كنيا!!! گفت: من ميام اونجا ميخوام برات غذا درست كنم.(آخه من نه اينكه تنها زندگي ميكنم و دانشجو هستم) بعد من بهش گفتم عمرا بزارم كار كني.گفت حالا ميبيني. گفتم شرط ميبندي؟ گفت اره.خلاصه اومد خونه و يه راست بعد از احوال پرسي رفت تو آشپذخونه. منم اعصابم خورد شده بود چون شرط رو داشتم ميباختم رفتم از تو آشپذخونه بلندش كردم آوردمش تو خونه و پيچوندمش تو يه پتو و خودم طوري كه آرنج دستم رو زمين باشه روز دلش خوابيده بود.اونم يه نگاه به من كرد و خندش گرفته بود كه چرا من دارم اين كارو ميكنم و منم بهش گفتم نميزارم كار كني دروغم نگفتم.(«روز قبلشم به من اس ام اس داده بود كه عليرضا تو كسي رو كه دوست داري چكارش ميكني؟من بهش گفتم تو چكار ميكني؟ گفت كه من سرمو ميزارم رو شونش و گريه ميكنم.منم بهش گقتم من كسي رو كه دوست داشته باشم بوسش ميكنم و تا الان تو زندگيم كسي رو نديدم كه ارزش بوس كردن داشته باشه.»)بعد طوري كه چشمام تو چشماش باشه بغلش كردم طوري كه لپ من برخورد كنه با لپش در همين حالت بوديم كه يه بوس از صورتش گرفتم و بهش گفتم بهت گفتم من كسي رو كه دوست داشته باشم بوسش ميكنم.ديدم حرفي نزده ولي از اين كه من بوسش كردم از روي دوست داشتن من گريش گرفته بود.خب با گريه اي كه ميكرد من يه بهونه داشتم براي دباره بوس كردنش.همه جاي صورتشو بوس كردم به جز لبشو. صورتمو آوردم بالا در حالي كه موسيقي ملايمي پخش ميشد با نگاهي پر از عشق يواش يواش هر دومون چشمامون رو به هم بستيم و اين در حالي بود كه من صورتم به صورتش نزديك ميشد.لب اول رو كه ازش گرفتم خيلي بهم حال داد خيلي ريلكس و در آرامش بوديم و خودمم ديگه گريم گرفته بود كه به آرزوم رسيده بودم كه اولين سكس و بهترين سكس خودمو ميخوام انجام بدم.لب گرفتن ها يواش يواش محكم تر شد و منم حشرم زده بود بالا و اونم همينطور.آروم آرو سينه هاشو از توي لباسش در آوردم و شروع كردم به خوردن و ماليدن كه اون هي ميگفت: نه علي نه!!!منم يه آهنگ سنتور خيلي قشنگ گذاشته بودم چرخيديم و اون اومد روي من خوابيد در حالي كه كيرم بين هردومون مونده بود داشت دل دل ميزد و اونم فهميد ومن چون بار اولم بود از خجالت برشگردوندم و خودم خوابيدم روش.كه فكر كنم اينقدر گردن و لب و سينشو خوردم كه ارضاع شده بود. بعد يه دفعه ساعت رو كه نگاه كردم ديدم اي بابا داره ديرش ميشه و منم چون از ته قلبم دوستش داشتم بهش گفتم دوستت دارم ولي الان بايد بري. امروز تموم شد. 2 روز بعد باز اومد پيشم و همين ماجرا تقريبا اتفاق افتاد كه من در حالي كه ديدم وقت زياده اول حسابي حشريش كردم و بعد لباساي بالا تنه اونو كامل در آوردم تا الان حتي تو فيلماي سوپر هم اينجور سينه ها نديده بود بهترين و قشنگ ترين سينه اي كه هميشه تو ذهنم تداعي ميكردم رو داشتم جلوم ميديدم و اصلا باورم نميشد.اينقدر مالوندمش و خوردمش كه ديگه يادم رفته بود كيري هم دارم چون از ته قلبمو دوستش داشتم.شلوارشو در نياوردم چون فكر ميكردم دختره و بهش گفتم من فقط اين كار رو براي تو دارم انجام ميدم و براي خودم هيچي نميخوام ولي اين در حالي بود كه هم من و هم اون داشتيم پايين تنه خودمون رو بهم ميماليديم.ولي من روم نميشد به كسي كه دوستش دارم به زور بكنمش و باهاش سكس كنم.چند روز بعد از اون ماجرا فهميدم كه خانم خانم ها با همه ميپره و با خيلي ها هم سكس كامل داشته.اولش برام خيلي سخت بود كه كسي رو كه اينقدر دوستش دارم بهم خيانت كرده و بهم دروغ گفته.الان بعضي وقت ها پيش خودم فكر ميكردم كه بايد حقش رو ميذاشتم كف دستش و حسابي ميكردمش تا الان برام پرويي نكنه.ولي بعضي وقت ها به اين فكر ميافتم كه خدا رو شكر سكس كامل باهاش نداشتم چون اين آروزو رو به گور ميبردم كه اولين سكس من بهترين از هر نوعش باشه و يكي از اين نوع ها هم بودن بهترين دوستم باشه .ديگه بعد اون سكس نداشتم و خيلي دلم ميخواد يه بار ديگه فقط با اون سكس كنم.هنوزم كه هنوزه تو ضربه روحيه شديدي هستم. و دارم با خودم كنار ميام كه هيچ وقت ديگه تو زندگيم نه سكس داشته باشم و نه دوست دختر چون نه سكس ارزش منو داره و نه دوست دختر.هر وقت هم كه كيرم راست بشه يه كاري ميكنم كه تو اين شعري كه مينويسم بيان ميكنم چكاري.تا جواني منت كس را مكشدست خود را مشت كن و بر قامت كيرت بكش.ولي اينكه من بي عرضه هستم و نميتونم يكي رو راضي كنم كه باهاش سكس داشته باشم خودمم موافقم</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d8%b1%d8%ae%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3-%da%a9%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177576</post-id>	</item>
		<item>
		<title>آوا آدامز حسابی خوب کرده میشه تا کسش از خارش بیوفته</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%88%d8%a7-%d8%a2%d8%af%d8%a7%d9%85%d8%b2-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%a7%d8%b2/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%88%d8%a7-%d8%a2%d8%af%d8%a7%d9%85%d8%b2-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%a7%d8%b2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 06 Sep 2019 07:15:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتقام]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختي]]></category>
		<category><![CDATA[بخورمبا]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[بشهبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بگوگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[بودخيلي]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بودميه]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[تلويزيون]]></category>
		<category><![CDATA[تنهاست]]></category>
		<category><![CDATA[چيزهاي]]></category>
		<category><![CDATA[خدمتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دارمگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتند]]></category>
		<category><![CDATA[دربارش]]></category>
		<category><![CDATA[درموردش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[ديواري]]></category>
		<category><![CDATA[شهگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانيت]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فهميده]]></category>
		<category><![CDATA[فيلمهاي]]></category>
		<category><![CDATA[كارهاي]]></category>
		<category><![CDATA[‫كاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[كردميه]]></category>
		<category><![CDATA[كنمبهش]]></category>
		<category><![CDATA[كنهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[كوچيكه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتماونم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدن]]></category>
		<category><![CDATA[مستقيم]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[ميافتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميبيني]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونن]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردميه]]></category>
		<category><![CDATA[ناخوداگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتي]]></category>
		<category><![CDATA[نامردي]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[واقعيت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[انجا رسيد كه مينا و فیلم سکسی سهيل با بي تربيتب زياد سكس داشتند و من هم تا صبح ساعت 9 تو كمد ديواري طبقه بالا بودم سکسی . البته براي اطلاع دوستاني كه گفتند شاه کس تا صبح تو كمد كمر درد نگرفتي بايد بگم بالاي كمد ديواري بودم و راحت کونی ميشد خوابيد.ولي [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>انجا رسيد كه مينا و فیلم سکسی سهيل با بي تربيتب زياد سكس</h2>
<p>داشتند و من هم تا صبح ساعت 9 تو كمد ديواري طبقه بالا بودم سکسی . البته براي اطلاع دوستاني كه</p>
<h3>گفتند شاه کس تا صبح تو كمد كمر درد نگرفتي بايد بگم</h3>
<p>بالاي كمد ديواري بودم و راحت کونی ميشد خوابيد.ولي من بسختي خوابم برد . چون واقعا چيزهاي ديده بودم كه باورم</p>
<h4>نميشد.از جنده انروز گذشت و من هم خونه اجاره كردم و</h4>
<p>از انجا رفتيم و مينا تنها پستون خوش ميگذروند.روزگار سختي بود حالا كه يادش ميافتم مو به تنم سيخ ميشه .</p>
<h5>من قسط کوس زيادي داشتم و اجاره خونه هم روش امده</h5>
<p>و من همه حقوقم رو ميدادم اجاره و قسط . پدرم هم خبر نداشت از قسط هام و روم نمشد به كسي سکس داستان چيزي بگم .</p>
<h6>اول ماه بعد از كسر اجاره و قسط ایران سکس فقط 30</h6>
<p>هزار تومان برامون ميموند.براي يك ماه زندگي دو نفر.خلاصه گذشت و خانمم هم با مينا و پدر و مادرش قهر كرد بخاطر كارهاي مينا كه سبب شد ما از اون خونه تو اون شرايط بريم. حدودا يه يكسال اصلا ازش خبري نداشتم تا اينكه تو يكي از عروسي هاي فاميل ديدمش .باز هم با كمال وقاحت با يه دوست پسر ديگش امده بود. ولي اين بار امد جلو و سلام كرد و من هم مجبور شدم بهش سلام كنم و دست بدم.از اون روز اول زنگ زدن اش شروع شد و بعد از چند ماهي پاش به خونه ما دوباره باز شد .كمي شكسته شده بود ولي بازم خوشگل بود.يك روز عصر كه من از سر كار امده بودم خونه و خانمم هم كلاس داشت ديدم زنگ ميزنن.چون ايفون خراب بود در رو باز كردم و رفتم جلو پنجره . ديدم بله مينا خانم دارن ميان بالا.در اپارتمان رو باز كردم . بعد از سلام و احوال پرسي خيلي سرد و رسمي امد تو و نشست. سراغ خانمم رو گرفت گفتم سر كلاس هست (البته فكر كنم خودش مي دونست مي خواست مطمئن بشه)بعد از چند دقيقه من هم چاي اورده بودم و سكوت رو شكست گفت امير هنوز از من ناراحتي.گفتم از تو ؟؟؟براي چي؟؟ نه (نمي خواستم اصلا راجع بهش حرف بزنم همين كه تحملش مي كرم بس بود.)گفت &#8220;من بهت بد كردم.&#8221;چيزي نگفتم و داشتم با تلويزيون ور مي رفتم وكانال عوض مي كردم اون بهم فهميد نمي خوام دربارش صحبت كنم.بعد از يه نيم ساعت خانمم زنگ زد گفت كه حال عمه اش خوب نيست و داره ميره خونشون و من هم نگفتم مينا خونه ماست (البته از روي عمد تا مينا بلند بشه بره خونش)مينا دوباره پرسيد &#8221; خيلي از دستم ناراحتي جوري كه نمي توني منو ببخشي ؟&#8221;گفتم چرا مي خواي درموردش حرف بزني؟ اخه كاه كهنه به باد دادنه . ول كن تورو بخدا حوصله ندارم(ياد فيلمهاي بهروز وثوقي ) بذار تو حال خودمون باشيمبلند شدم برم دستم رو گرفت . گفت بشين باهات كار دارم.گفت من بخاطر خود خواهي خودم تو و تنها خواهرم رو خيلي زجر دادم.خودم هم خيلي ضرر كردم.(من فقط تو چشاش نگاه مي كردم و گوش ميدادم بدون عكس العمل)ادامه داد&#8221;اون دوستت (منظورش سهيل بود)خيلي بهم ضرر زد. من اشتباه كردم. منو ببخش.سريع امد دست انداخت دور گردنم و منو بغل كرد و شروع به گريه كرد. تا اون لحظه من تقريبا با خشم داشتم فقط نگاش ميكردم.يه لحظه دلم سوخت از طرفي تو اين چند وقته خيلي جون كندم تا هم وضع ماليم رو سرو سامون بدم هم برام خيلي سخت بود كه تهمت هاي كه مينا زده بود يادم بره.بخاطر تهمت هاي اون كل فاميل رابط شون با من خيلي سرد شده بود.يه لحظه به خودم گفتم تمومش كن امير .چيزي كه گذشته فراموش كن و ببخش. دو دل بودم كه ديدم از گريه اش لباسم كمي خيس شددست كشيدم رو سرش و و محكم بغش كردم .مينا فهميد و گريش شديد تر شد.من يكمي ارومش كردم . و نشوندمش روي كاناپه .رفتم اب اوردم كمي زدم به صورتش و باقي رو دادم خورد.اروم شد.من هنوز حرفي نزده بودم فقط نوازشش مي كردم.يه لحظه بلند شد و با عصبانيت گفت حداقل حرف بزن يه بد و بي راهي بهم بگو تا من هم راحت بشم.بازم نگاش كردم و گفتم بشين تا بهت بگم-امير- چي بسر خودت اوردي مينا؟ تو همون مينا زمون دانشجويمون هستي؟من اول بخاطر كاري كه داري با خودت ميكني از تو ناراحتم .ايا ارزشش رو داشت سهيل كه همه چيز تو بگيره ؟ايا كارهاي كه ميكني درسته؟مينا-تو در مورد سهيل مي دوني؟امير &#8211; اره عزيزمسكوت براي چند دقيقهمينا -اخه تو همه چيزو نمي دونيامير- بگو تا بدونممينا- مي تونم باهات راحت باشمامير &#8211; ارهمينا-اخه من بعد از امدن تهرون خيلي تنها شدم از روي بي كسي رو اوردم به كسايي كه حالا دور و برم ميبيني. خودم هم مي دونم كه فقط دارن از سوء استفاده ميكنن.ولي كسي رو ندارم.شما هم كه منو ديگه تحويل نمي گيرين.خيلي بهم بر خورد اخه بي معرفت اول تو شروع كردي تو ما رو از اون خونه انداختي بيرون(تو دلم گفتم)گفتم &#8220;همه چيزو فراموش كن . فكر كن نه اين اتفاق ها افتاد نه دلخور پيش امده .اصلا از فردا بيا پيش ما تا اين دوستهات هم دست از سرت بر دارن.يه لحظه مكث كرد(خودم هم موندم چرا اين حرفو بهش زدم).خيلي متعجب بهم نگاه مي كرد.بلند شد امد نشست رو پام بغلم كرد و يه بوس كرد و گفت ممنون امير.من هم محكم فشارش دادم بخودم تا اين لحظه اصلا به چشم يه دختر بهش نگاه نكرده بودميه لحظه حس كردم نفسش خيلي گرمم و داره مي خوره به گردنم اخه همنجور روي پام نشست بود.يه خورده مور مورم شد. ديدم امير كوچيكه هم (همون كه همه ميدونن )داره با تعجب سر بلند ميكنه ببينه چه خبره.يه بوس از گردنش كردم و بخاطر اينكه ضايع نشه مي خواستم بلندش كنم كه نذاشت .يواش يواش داشتم وسوسه ميشدم.گفتم مينا جون بلند شو برم اب بخورم.با عشوه گفت نمي شه.گفتم عزيزم تشنمه .دوباره با همون لحن قبلي گفت مگه چت شده؟ديدم فهميده داره منو وسوسه مي كنه به خاطر همين ديگه اصرار نكردم .داشت گردنم رو بوس هاي گوچيك مي كرد. تو حال خودش نبود .دستش رو اورد رو سينم و شروع به ماليدن كرد. ديگه معلوم بود قرار چي بشه .گفت بذار درستو حسابي ازت معذرت خواهي كنم.بهش گفتم قبلش بايد باهات حرف بزنم.بلند شد از تو بغلم و همون جوري كه روي پام نشسته بود گفت بگوگفتم يه شرط داره نمي خوام با كسي ديگه جز من رابطه داشته باشي. هستي؟يه خورده بهش بر خورد باز گفتم مي دونم با سهيل چكارامي كردي و الان هم مي دونم با يكي ديگه دوستي .سهيل و من فراموش مي كنم .اين دوست پسرت رو تو فراموش كن . هستي؟بلند شد نشست كنارم.دستشو گرفتم .نگام مي كرد&#8230;&#8230;(چند لحظه سكوت)&#8230;..مينا گفت باشه هستم.سرش رو گذاشت رو سينم و با دستش رو سينم و شكمم مي كشيد.يدفعه تفلن زنگ زد خانمم گفت عمه اش تنهاست و امشب پيشش مي مونهانگار خدا هم مي خواست امشب اين اتفاق بيفته.مينا امد كنار ميز تلفن و سرش رو مستقيم گذاشت روي امير كوچيكه(البته مي خواست بذار رو پام منم نامردي نكردم يكم پامو باز كردم)من داشتم با موهاش مي كردم ديدم امير كوچيكه داره دل دل ميزنه و داره سر در ميياره. مينا هم متوجه شد. با خنده گفت داره اون زير يكي به من سلام مي كنه.منم گفتم امير كوچيكه هست . سلام داره خدمتون . مينا خنديدمعلوم بود هنوز روش نميشه با من شروع كنه و منتظرمنه.منم سرشو بلند كردم و يه بوس رو لبش گذاشتم.اونم جواب بوس رو با گرفتن لبم با دندونشا داد. خلاصه بلندش كردم و حسابي تو بغلم فشردمش.دوباره ازش لب گرفتم .از زير تي شرتش دستم رو بردم تو و شكم و بعدش سينه هاش ماليدم ديدم داره بي حال ميشه.بردمش تو اتاق و افتادم روش و لب و گردنشو خوردن.بعد تو يه حركت سريع لباسامو بجز شرت در اوردم و مينا رو بلند كردم اونم فهميد و لباساشو خودش در اورد شرت من هم در اورد بعد از يه بوس خوابوندمش روي تخت. حال هر دو مون روي هم افتاده بوديم و من ديگه تو اين دنيا نبودم.بر خلاف هميشه كه دوست دارم قبل از سكس سينه ها طرفو بخورم يا بگم برام ساك بزن امير كوچيكه راهشو پيدا كرد و با يه فشار من رفت تو . مينا يه جيغ كوتاه كشيد.من شروع به تلمبه زدن كرم. ولي خيلي شديد.هنوز خودم هم موندم كه چرا من انجوري وحشي شده بودم اصلا لذت نمي بردم فقط خيلي محكم مي كردم. يه لحظه به مينا نگاه كردم فكر كنم داشت گريه مي كرد يه قطره اشك از چشم قشنگش افتاد.با يه تلمبه ديگه ارضا شدم.حس بدي بود همون جور روش خوابيدم. بعد از چند دقيقه گفت امير راحت شدي .تلافي كردي. تو رو خدا ديگه منو ببخش . من تو رو خيلي دوست دارم. خيلي ناراحت بودم. بهش بد كردمبلند شدم و بدون اينكه نگاش كنم رفتم بيرون. ناخوداگاه از روي كينه قبلي و بخاطر انتقام با مينا بد رفتار كرده بودم.پشيمون بودم. ديدم مينا پيراهم منو پوشيده و با يه لبخند امد بيرون و گفت دوست دارم امير جون .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a2%d9%88%d8%a7-%d8%a2%d8%af%d8%a7%d9%85%d8%b2-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%d8%b3%d8%b4-%d8%a7%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2602</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چشم های بادومی و سینه های گندش آب همرو زود میاره</title>
		<link>https://avizoone.com/%da%86%d8%b4%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%af%d9%86%d8%af%d8%b4-%d8%a2%d8%a8-%d9%87%d9%85%d8%b1%d9%88-%d8%b2/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%da%86%d8%b4%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%af%d9%86%d8%af%d8%b4-%d8%a2%d8%a8-%d9%87%d9%85%d8%b1%d9%88-%d8%b2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 01 Sep 2019 17:24:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[:نميدونم]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[اختيار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اسانسور]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اطمينان]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[اميدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابش]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اولمون]]></category>
		<category><![CDATA[اومدبعد]]></category>
		<category><![CDATA[اومديم]]></category>
		<category><![CDATA[اومديه]]></category>
		<category><![CDATA[ايستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اينبار]]></category>
		<category><![CDATA[اينجاست]]></category>
		<category><![CDATA[اينجورى]]></category>
		<category><![CDATA[باهاتون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشيد]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بشهخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بشهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترين]]></category>
		<category><![CDATA[بود]]></category>
		<category><![CDATA[بودبهش]]></category>
		<category><![CDATA[بودچون]]></category>
		<category><![CDATA[بودحالا]]></category>
		<category><![CDATA[بودحالم]]></category>
		<category><![CDATA[بودخودش]]></category>
		<category><![CDATA[بوددوباره]]></category>
		<category><![CDATA[بودزود]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمدر]]></category>
		<category><![CDATA[بودمعلوم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمواقعا]]></category>
		<category><![CDATA[بودنمن]]></category>
		<category><![CDATA[بيروندوتا]]></category>
		<category><![CDATA[بيمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[بينمون]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشيده]]></category>
		<category><![CDATA[پيرهنش]]></category>
		<category><![CDATA[تحريكم]]></category>
		<category><![CDATA[تحويلش]]></category>
		<category><![CDATA[ترهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[تقريبا]]></category>
		<category><![CDATA[تماشاش]]></category>
		<category><![CDATA[توواقعا]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چيهگفت:]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خانوما]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيد]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابيده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرمه]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشايند]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبخت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالم]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دادگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[دادمبا]]></category>
		<category><![CDATA[دادمسلام]]></category>
		<category><![CDATA[داشتبهش]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمن]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنش]]></category>
		<category><![CDATA[داشتيم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دندونام]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستامون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[روبروم]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهام]]></category>
		<category><![CDATA[شدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شروع]]></category>
		<category><![CDATA[شمارتو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شهوتمون]]></category>
		<category><![CDATA[فروشنده]]></category>
		<category><![CDATA[كاندوم]]></category>
		<category><![CDATA[كردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[كردميه]]></category>
		<category><![CDATA[كنهمنم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[ليسيدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماشينش]]></category>
		<category><![CDATA[ماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماليده]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[مقابلم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرش]]></category>
		<category><![CDATA[موبايلش]]></category>
		<category><![CDATA[موبايلم]]></category>
		<category><![CDATA[ميانسال]]></category>
		<category><![CDATA[مياورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميبردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميتونم]]></category>
		<category><![CDATA[ميچرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مي‌چرخيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخوام]]></category>
		<category><![CDATA[ميخواهد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورد]]></category>
		<category><![CDATA[ميخورم]]></category>
		<category><![CDATA[ميخونيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميدادم]]></category>
		<category><![CDATA[ميداديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميداديه]]></category>
		<category><![CDATA[ميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميديدن]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[ميرفتيم]]></category>
		<category><![CDATA[ميريخت]]></category>
		<category><![CDATA[ميريختم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزارم]]></category>
		<category><![CDATA[ميزديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميشدبعد]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردمش]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكردميه]]></category>
		<category><![CDATA[ميكرديم]]></category>
		<category><![CDATA[ميكشيد]]></category>
		<category><![CDATA[ميگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليد]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدم]]></category>
		<category><![CDATA[ميماليدمش]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نبودتو]]></category>
		<category><![CDATA[نبودماز]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواد]]></category>
		<category><![CDATA[نميخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نميومد]]></category>
		<category><![CDATA[نيومده]]></category>
		<category><![CDATA[همسايه]]></category>
		<category><![CDATA[همينجا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[كه حتى يه نفر هم فیلم سکسی خاطره منو مسخره نكرد و به عشقم احترام گذاشتن .احساس كردم بعضى خاطره هام ارزش خوندن شما دوستان عزيز رو سکسی داره.واسه همين يكى از خاطراتم رو براتون شاه کس مينويسم.:مدتى بود كه به خاطر حركات و رفتارهاى مرموز دوست دخترم باهاش به هم زده کونی بودم و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>كه حتى يه نفر هم فیلم سکسی خاطره منو مسخره نكرد و به</h2>
<p>عشقم احترام گذاشتن .احساس كردم بعضى خاطره هام ارزش خوندن شما دوستان عزيز رو سکسی داره.واسه همين يكى از خاطراتم رو</p>
<h3>براتون شاه کس مينويسم.:مدتى بود كه به خاطر حركات و رفتارهاى مرموز</h3>
<p>دوست دخترم باهاش به هم زده کونی بودم و با دخترى دوست نبودم.از اونجايى كه يه خورده مشكل پسندم ميخواستم اگه</p>
<h4>با جنده دخترى دوست ميشم از همه نظر اوكى باشه و</h4>
<p>نخواد منو بپيچونه.هم اون با من پستون حال كنه هم من با اون كه هوس بودن هم زمان با كس ديگه</p>
<h5>يى رو کوس نكنه.خلاصه از طرف رفقا تو مهمونيا دختر هايى</h5>
<p>بهم پيشنهادميشد ولى يا من خوشم نميومد يا اونا اصلا منو تحويل نميگرفتن كه بخوايم بيشتر اشنا بشيم.تا اين كه يه شب سکس داستان با بچه ها</p>
<h6>شام رفتيم رستوران.يكيشون تو شرت بندى باخته بود ایران سکس ميخواست شام</h6>
<p>بده.همينجورى كه در حال گپ زدن بوديم يه خانواده 4 نفرى وارد شدن و رفتن طرف طبقه بالا.يه اقايه ميانسال با يه خانوم ميانسال و دو تا دختر.يكيشون 15يا 16 ساله يكيشونم به 21 تا 22 ميزد و چهرش خيلى برام اشنا بود.محو تماشاش بودم يه جورى هم ديد ميزدم كه تابلو نباشه.رد شدن و رفتن بالا.نميدونستم كجا ديدمش.شام رو اوردن و مسغول شديم و من همينجورى درگير بودم با خودم.شام تقريبا تموم شدكه ديدم دختره داره از پله ها مياد پايين.حدس زدم ميره سمت دستشويى.فكر كردم شايد اين تنها فرصتى هست كه بتونم باهاش حرف بزنم و فقط بفهمم كجا ديدمش.يه خورده يواش رفتم تا بهم برسه.يه كم كه ازم رفت جلو تر خواستم باهاش صحبت كنم كه يه نگاه به دور و ورم انداختم ديدم مامانش يا همون خانم ميانسالى كه با هم بودن داره مياد پايين.شانسم واسه حرف زدن رو از دست داده بودم.تنها چيزى كه ازش يادم موند عطر فوق العاده خوش بويى بود كه زده بود و بوش يه جورايى برام اشنا بود.دستم رو شستم و از رستوران خارج شديم.اون شب تموم شد و من تاچندين روز بعد ذهنم درگير اين خانوم بود كه يادم بياد كجا و كى ديدمش.كم كم داشتم بى خيال ميشدم كه يه روز صبح كه رفتم شركت تو اسانسور كه رفتم يه بويه معطر فضاى اسانسور رو پر كرده بود.بو همون عطر دخترى بود كه ديده بودم.دوباره رفتم تو فكر كه ولى زياد جدى نگرفتم.دو هفته از اون ماجرا ميگذشت و من هنوز دوست دختر نداشتم.نياز داشتنش كم كم داشت بهم فشار مياورد.يه روز صبح كه اومدم تو پاركينگ و داشتم پارك ميكردم كه يه سيلو سفيد اومد پا يين.جاى ماشين من جورى بود كه بايد با سه فرمون ميرفتم داخل.واسه همين ماشينى كه اومده بود پايين بايد صبر ميكرد تا من برم تو پارك.سرم رو بر گردوندم تا بهش اشاره كنم كه همون دختر خانوم رو تو ماشين ديدم.تو دلم يهو خالى شد و ماشين زير پام خاموش شد.سريع روشن كردم و رفتم تو پارك.اونم رفت تو جاى خودش.خودم ررو رسوندم به اسانسور و منتظز شدم بياد.قبل از سوار شدن سلام كردم و تشكر به خاطر راه دادن به من.اونم جواب سلام من رو داد وگفت اختيار داريد.خيلى ناز بود.سوار شديم اون طبقه 4 رو زد.ميخواستم خيالم راحت بشه كه حتما همينجا كار ميكنه.پرسيدم مثل اين كه همسايه هستيم.جواب داد شركت پدرم اينجاست و من تو روابط عمومى هستم.خيالم راحت شد.گفتم ما هم طبقه هفتم هستيم و از اشنايى با شما خوشبخت شدم.تشكر كرد و رفت.حالا يادم اومدچرا فكر ميكردم يه جايى ديده بودمش.من خودشو نديده بودم.باباشو ديده بودم و به خاطر حس خوبى كه نسبت به دختره داشتم و به باباش زياد دقت نكرده بودم فكر ميكردم ميشناسمش.شايد اين حس واسه شما هم پيش اومده كه از يكى كه خوشتون مياد فكر كنيد قبلا يه جايى ديدينش.خلاسه از اون روز به بعد صبح ها كارم اين بود كه زود بيام بشينم تو ماشين تا خانوم بياد و تو اسانسوربا هاش حرف بزنم.بدبختيس اينجا بود كه سر ساعت نميومد و اصلا بعضى روزا نميومد.تو يه هفته يى كه منتظرش ميموندم فقط دو بار ديدمش .پنج شنبه شد و يه جورايى اطمينان داشتم كه نمياد.ولى منتظرش نشستم.10 دقيقه نشد كه اومد.سريع رفتم جلو اسانسور.اومد و سلام كردم و با هم سوار شديم.اون روز همون عطر محشرش رو زده بود.ديدم بهترين موقع واسه لونديه.پرسيدم عطرتون اسمش چيه؟گفت خانوما معمولا اسم و مارك لوازم ارايشيشون رو نميگن.گفتم اخه تولد خواهرمه ديدم بهترين هديه يى كه ميتونم بهش بدم .گفت اسمشck oneگفتم از كجا بايد بخرم.جواب داد اصلش رو همه جا ندارن.هنوز حرفش تموم نشده بود كه با يه كم عشوه گفتم ميشه ازتون خواهش كنم امروز كه پنجشنبس يه لطفى كنيد و منو همراهى كنيد.يه نگاه همراه با لبخند بهم كرد و گفت شمارتو بده باهات تماس ميگيرم.شمارمو زود بهش دادم زد تو موبايلش ولى تك زنگ نزد كه شمارش بيفته.اسانسور يك دقيقهيى ميشد كه طبقه 4 معطل ما بود.اسمم رو از قبل ميدونست.يعنى خودم بهش گفته بودم.در رو بست و ما رفتيم بالا منتظر تلفن شديم.نميدونستم كى ميخواهد تل بزنه.ساعت 11 بود كه تلفنم زنگ خورد.جواب دادم.سلام من مارال هستم.نيم ساعت ديگه كارم تمومه اگه ميخواى خريد كنى پايين باش.خداحافظى كرد.سريع شمارشو سيو كردم.شركت ما هم تقريبا نيمه تعطيل بود.خودم رو رسوندم به ماشين.يه خورده استرس داشتم.اومد پايين و دوباره سلام و احوال پرسى كرديم.سوار ماشينش شد و منم ماشينمو روشن كردم.رفتم دنبالش طرف ولى عصر.ماشينامونو پارك كرديم و رفتيم واسه خريد.دو سه جا واساد واسه خودش خريد كرد.تو همين هين هم با هم حرف ميزديم.رفت تو يه مغازه روسرى فروشى و يه روسرى انتخاب كرد.روسرى خودش رو در اورد تا اونو بپوشه.واى خداى من.قبلش ديده بودم موهاش مش داره ولى حالت زيرش رو نديده بودم.اسم حالتس رو نميدونم ولى منحصر به فرد بود.با اين كه زير روسرى بود ولى حالتش زياد عوض نشده بود.روسرى رو سرش كرد و گفت بهم مياد.جواب دادم شما زيبايى زاتى داريد واسه همين هرچيزى بپوشيد بهتون مياد.اجازه بديد من حساب كنم.خنديد و به فروشنده گفت همينو ميبرم.اولين انتخابش رو خريد و رفتيم سمت مغازه عطر فروشى.عطر رو اورد كه بهم گفت اجازه بديد اينو هم من حساب كنم.معامله خوبى بود.قبول كردم و اومديم بيرون.ساعت حدود 2:30 بود.گفتم يه چيزي ميگم نه نگو.جواب داد حسابش اينبار با تو.خوشحال شدم وگفتم قبول كردى ناهار رو با هم بخوريم؟اين دفعه بلند خنديد و از لبخند خبرى نبود.تلفنش رو در اورد و به خونشون تل زد.مامان ناهار رو با دوستم ميخورم عصر ميام خونه.واسه اين كه بيشتر باهاش حرف بزنم گفتم عيبى نداره با ماشين تو بريم؟نه بريم.سوار شدم و رفتيم سمت رستوران.ناهار سفارش داد منم مثل اون سفارش دادم.با هم حرف ميزديم از همه جا كه گفت ناقلا حالا اين عطر رو راستى راستى واسه خواهرت ميخواى كلك يا واسه دوست دخترت؟ گفتم من فعلا دوست دختر ندارم. راستش عطر بهانه بود.ميخواستم بيشتر باهاتون اشنا شم.خنديد.منو دوست داشت.بهش گفتم من يه دوست خوب ميخوام كه برام دوستى كنه.منم براش سنگ تموم ميزارم تو رفاقت.هستى؟پسر بدى كه به نظر نميرسى ولى يه كم بيشتر با هم اشنا شيم بهتره.خلاصه از اون روز به بعد تلفن و اس ام اس بازى ماشروع شد.خانواده خوبى داشت و كسى نبود بهش گير بده.بيرون ميرفتيم خريد و كافى شاپ و رستوران.يه شب دعوت بودم پارتى.قبول كرد باهام بياد.10:30 بود رفتم دنبالش.با دوستش اومده بود.با ماشين من رفتيم.رفتيم داخل.مانتوشو در اورد.يه ماكسى خوشكل پوشيده بود.دوستش هم لادن انصافا خوشكل و مانكن بود.ولى من اصلا تحويلش نميگرفتم تا مارال خيالش از بابت من راحت بشه.خلاصه يه ته بندى قبلش كرده بوديم.برامون يه شيه ويسكى اوردن با يه قوطى اب جو.لادن گفت من فقط اب جو ميخورم.به مارال گفتم شما چى؟من ويسكى ميخورم ولى سبك بريز.گيلاس لادن رو لبالب ابجو كردم كه كفاش ريخت بيرون.دوتا پيك سبك هم واسه خودم و مارال ريختم و بقيشو شامپاين انگور سياه ريختم.امتحان كنيد شما هم ميتركوندتون.به سلامتى رفتيم بالا.هر چى خودم خوردم واسه اونم ريختم.زياد نخورديم كه خراب نشيم و حال كنيم.رقص نور روشن شد و جيغ ملت بلند شد.فقط نور بود و دود و صداى بيس.منم دست مارال رو گرفتم رفتيم تو پيست رقص.دوستام بعد از مدتها منو با يه دختر ميديدن و احساس ميكردم بعضى هاشون حسودى ميكردن.شروع كرديم به رقصيدن و حال كردن.لادن هم اونور داشت با يه دختر اختلات ميكرد تو تاريكيا.اينقدر رقصيديم كه از همه جامون عرق ميريخت. پشت لباس مارال لختى بود و از اونجايى كه من باهاش ميرقصيدم فقط وقتى ميچرخيد ميتونستم زاغ بزنم.تو همون استيج رقص خودشو ازبشت بهم چسبوند.منم خودم رو چسبوندم بهش.دستشو از پشت رو پاهام گذاشت و خودشو به عقب متمايل كرد.منم با يه دستم زير سينه هاشو گرفتم با اون دستم هم اروم زير چونشو گرفتم و گردنشو اروم به طرف خودم چرخوندم.بدون اين كه اجازه بگيرم لبم رو رو لباش گذاشتم و اروم بوسيدمش.رر لب غليظى زده بود طورى كه لبم ماتيكى شد.كسى زياد حواسش به ما نبود و همه تو حال خودشون بودن.دوباره روبروم قرار گرفت و خنديد ورقصيد.ديگه اون حالت تكرار نشد.هرچى دستشو ميبردم بالا ميچرخوندم كامل ميچرخيد ميومد رو به روم.نتونستيم تا اخر مهمونى بمونيم.ساعت حدود 2 بود.رفتيم رسوندمشون.لادن رو رسونديم و من و مارال تنها شديم.تا قبل از اون شب يك كلمه هم راجع به سكس حرفى بينمون رد و بدل نشده بود.بهش گفتم ببخشيد منو كه لبت رو بوسيدم.جواب داد اگه خودم نميخواستم نميتونستى.پر رو شدم گفتم ولى طعمش رو نچشيدم.وقت زياده.واسه امشبت كافيه.رسوندمش و رفتم خونه.فردا صبحش دير از خواب بيدار شدم تا رفتم سر كار خيلى دير شده بود.چون موبايلم رو سايلنت ميكنم شبا و عجله داشتم برم سر كار تا 12 سايلنت بود.تو دفترم كه نشستم ديدم 17 تا ميس دارم با اس ام اس.بجز دو تاش كه از شركت بود بقيش مارال بود.زود بهش زنگ زدم.خيلى عصبانى بود.معلوم هست كجايى؟دلم هزار راه رفت فكر كردم به خاطر مشروب ديشب بلايى سرت اومده.عذر خواهى كردم و با دو تا جوك از دلش در اوردم.ولى هنوز ناراحت بود.به خاطر كارهايى كه پيش ميومد بعد از اون شب يك هفته فقط تلفنى با هم حرف ميزديم و تو پاركينگ همو ميديديم.بعد يه هفته تو پاركينگهم نديدمش.موبايلش رو هم جواب نميداد.دلم شور ميزد.تا عصر مثل مرغ سركنده بودم.عصر بهش زنگ زدم كه جواب داد.اين بار نوبت من بود دعواش كنم.با جوك موك هم اروم نميشدم.ديدم حال نداره.چيزيت شده؟اره..خب!خب نداره كه&#8230;نميفهمم!بابا وقت عادت ماهيانمه&#8230;اهاااا خوب بگو پريودى.خوب حالا نميخواد تو تكرار كنى.الاهى بميرم برات.خيلى حالت بده؟اره.كارم به بيمارستان و سرم كشيد&#8230;الاهى من بميرم تو رو اينجورى نبينم.خدا نكنه&#8230;خلاصه اينا حرفايى بو د كه بينمون رد و بدل شد كه نهايتش منجر شد به حرفاى سكسى.اين اول كار بود حالش خوب نبود ولى براى بار اول بد نبود.تو دوران پريوديش با اين كه نميديدمش ولى روزى 3تا4ساعت با هم حرف ميزديم و بيشتر هم راجع به سكس.تا جايى جلو رفتيم كه برام يه اعترافى كرد.دو سال قبل با پسر عمش عقد ميكنه و از اونجايى كه عاشقش بوده باهاش سكس ميكنه و اپن ميشه.بعدش هم تو يه تصادف ميميره.يه تراژدى تلخ واسه مارال اما خوشايند واسه من.من تو عمرم فقط 2 بار كس كرده بودم اونم خانوم بوده كه دوستام رديف كرده بودن.من خودم اهلش نبودم.اصلا هم بهم حال نداد.نقشه ميريختم بعد از مدتها نداشتن شريك جنسى يه سكس خوب داشته باشم.دلداريش دادم.ولى نميشد همينجورى يهو بريم سكس كنيم.بعد از تموم شدن قاعدگى شهوت دخترا بيشتر ميشه.منم از همون فرصت استفاده كردم و همون روز اولى كه اومد سر كار تو پار كينگ ازش يه لب جانانه گرفتم.بعد از ساعت كارى دوباره باهم بيرون رفتنامون شروع شد.ديگه به جاى كافى شاپ ميرفتيم با ماشين جاهاى خلوت و لب .دو سه بار ميخواستم سينه هاشو فشار بدم مانع ميشد.بجز يك بار.يه بار داشتيم لب ميداديم كيرم رو گرفت.هنوز كامل شق نشده بود.گفتم اينجا جاش نيست اگه موافق باشى يه روز بيا خونمون.قبول ميكنم ولى الان بزار ببينمش.گفتم نه بيا براى اون روز هيجانشو حفظ كنيم.دستش رو برداشت و اوكى داد.راستش من سينه هاش رو يه بار ماليده بودم 75 و سفت.واسه همينن ميخواست به مال من دست بزنه.خلاصه همه شهوتمون رو واسه بعد جمع كرديم كه نثار هم كنيم.خونه ما هم كه خالى نميشد منم داشتم كف ميكردم.مارال گفت بابام اينا اخر هفته ميرن باغ يكى از دوستامون تا جمعه عصر هم نميان.منم خوش حال و سر خوش نميدونستم از خوشحالى چيكار كنم.تصميم گرفتم بهترين سكس عمرم رو تجربه كنم.واسه پنج شنبه برنامه ريزى ميكرديم.اون ميگفت من دوست دارم شورت قرمز بپوشى سكسى تره.منم كه اصلا شرت قرمز نداشتم.من دوست دارم دخترى كه باهاش سكس ميكنم يه نخ مو تو تنش نباشه.اونم رفت بدنش رو كامل موم كرد.صبح پنج شنبه طبق معمول اومدم سر كار.هيجان درونم موج ميزد.مارال نيومده بود.رفته بود واسه شب خريد كنه.قرار شد شب برم خونشون كه خيالش از رفتن باباش اينا راحت بشه.ساعت كارى منم تموم شد و منم رفتم خريد.اول يه شورت قرمز خريدم.يه بسته كاندم ميوه يى.يه ژل لوبراكان.يه قوطى اب جو.يه پاكت سيگار مور.يه شكلات مايع.يه كمپوت اناناس.چند تا هم شكلات تخته يى .رفتم خونه و حموم كردم و منتظر شدم تا 7.حركت كردم تا رسيدم خونشون حدود يه ربع به هشت بود.ماشينم رو كوچه بالايى پارك كردم. جلو در خونه كه رسيدم زنگ زدم.در رو زد.از پله ها رفتم طبقه دوم.خوشبختانه هر طبقه يك واحد بود.ساختمون خلوتى بود.در باز بود.رتم داخل و يواش درب رو بستم.مارال رو نديدم.يواش صداش كردم&#8230;مارا..از دور صداش اومد.سلام.بيا تو من الان ميام.راحت باش.يه خورده استرس داشتم.رو مبل نشستم و داشتم در و ديوارا رو ديد ميزد كه مارال از اتاق بيرون اومد.يه كت دامن كوتاه مشكى پوشيده بود.موهاى مش شدش رو فشن درست كرده بود و اون عطر فوق العاده رو هم زده بود.تو ذهنم يه تيپ ديگه يى تصور ميكردم ولى اينم خيلى بهش ميومد.اومد جلو منم كه خواسته بودم يه حس جديدى بهش دست بده ازز تو خونه شيشه ديويدف كول واتر رو رو خودم خالى كرده بودم.روش نميشد بهم نزديك بشه.ديدم اگه بخوايم تعارف كنيم همه وقتمون هدر ميره.بهش خودم چسبوندم و لبم رو گذاشتم رو لبش.اونم بدش نيومد مثل اين كه منتظر بود من شروع كنم.يه كم كه ايستاده لب گرفتيم رو مبل خوابوندمش و خودم رو انداختم روش.دوباره شروع كرديم به لب.لبش با ماتيكى كه زده بود طعم خيلى خوبى دشت.زبونامون رو ميكرديم داخل دهن هم ولى او بيشتر با زبون من حال ميكرد.يواش يواش دستم رو بردم سمت گوشش و شروع كردم به نوازش و اروم به سمت پايين بردم.بازوم زيرسرش بود اون يكى دستم روى سينش رسيد.خودش رو ازم جدا كرد و گفت بريم اتاق خواب.بلند شديم رفتيم تو اتاق خواب مامانش و باباش.عجب تخت خوابى داشتن.من وسايلى رو كه خريده بودم همراه يه ساك كو چولو اورده بودم.رو تخت خوابيد منم پريدم رو تخت.اول كتش رو در اردم.يه استين حلقه يى سفيد تنش بود.دوباره افتادم روش.شروع كردم به ليسيدن گردنش .بوى عطرش داشت مستم ميكرد.دستم رو از زير پيرهنش اوردم بالا.دسم زير سينش بود.ففسم كه با پوست صورتش برخورد ميكرد نفساش تند ميشد.سينه هاش رو حس ميكردم و از رو سوتين ميماليدم.پيرهنش رو كشيدم بالا.ميخواست از سرش درش بياره نزاشتم.همونجورى كه پيرهن رو صورتش بود بالاى سينه هاشو ميليسدم.تنش داغ شده بود.درش اورد و دستم رو گرفت محكم فشار داد.گفتم اجازه هست ببينمشون ؟سرى تكون داد و من از پشت سوتين سفيدش رو باز كردم و با دندونام از رو سينش برش داشتم.عجب سينه هاى سفتى داشت.من از سينه بزرگ خوشم نمياد.همونى بود كه ميخواستم.نوكش قهوه يى كم رنگ سر بالا.شروع كردم به ليسيدن كه اه اهش يواش يواش به گوش ميرسيد.همينجورى كه ليس ميزدم پيرهن خودم رو هم در اوردم.تنم به تنش ميخورد و از گرماى تنش لذت ميبردم.كم كم دستم به طرف پاهاش بردم.از رونش شروع كردم به مالش.بعد باسن وبعد هم وسط پاش.شلوار پارچه ييش خيس شده بود.براش برنامه داشتم ولى ديدم تو اين حال ولش كنم ضد حاله.شلوارش رو با اجازه در اوردم.شورتش تورى مشكى بود.بازوم زير گردنش بود و با انگشتم نوك سينش رو فشار ميدادم.نوك اون يكى سينش هم تو دهنم بود و اون دستم رو اروم كردم داخل شورتش.انگشت وسطيم رو از پايين تا بالاى كسش كشيدم.رسيدم به كليتوريس.چون مرطوب بود زاد برام سخت نبود كه مالشش بدم.با اب خودش ميماليدمش.5 دقيقه كافى بود كه مارال ارضا بشه.لرزه يى به تنش افتاد و پاهاشو به هم جمع كرد.ناز ش بيشتر خيس شد.منو محكم بغل كرد.دستش تو موهام بود و ميكشيدش.يه خورده تو همون حالت مونديم.كير منم تو شلوار پرس شده بود.حالا مارال يكى جلو بود.من اصولا موقع سكس طرف مقابلم برام مهمه كه حتما لذت كافى رو ببره.واسه همين عجله نيكنم كه زود ارضا بشم.نوبت برنامه ريزيى بود كه كرده بودم.شلوارم رو در اوردم فقط همون شرت قرمز پام بود.ساكم رو باز كردم.اناناس رو در اوردم و با سر باز كنى كه با خودم اورده بودم بازش كردم.اوه اوه چه ضد حالى.اناناسه كامل نبود و قطعه قطعه بود.حالم رو گرفت ميخواستم دوتا گردش رو بزارم رو سينه هاش كه نشد.كنار گذاشتم رفتم سراغ شكلت مايع.تقريبا نصفش رو خالى كردم رو سينه و شكم و گردنش و شروع كردم به ليسيدن.نگران بود نكنه تخت مامانش اينا شكلاتى بشه.گفتم نترس نميشه.داشت حال ميكرد.هم سكس بود هم شيطنت و بازى.عجب حالى هم ميداد.يه كم ريختم رو لبش و شروع كردم ليسيدن.خيلى خوشش نيومد ولى حال ميكرد.اونم از رو شرت كيرم رو گرفت.برعكس خوبوندمش.حالا نوبت اب جو بود.بازش كردم و ريختم رو كمرش.اب جو بود كه از كناره ها ميريخت رو تخت مامانش اينا.اب جو رو تنش بند نميشد.همينطورى كه ميريختم دهنم رو بردم نزديك قوطى و ميليسيدم.نصف قوطى خالى شد.كنارش گذاشتم باز هم اجازه گرفتم.اخرين لباس تنش رو داشتم در مياوردم.همينجورى كه ميكشيدمش پايين نازش پيدا ميشد. خيلى زيبا بود.يه نخ مو هم نداشت .نه باسنش نه اطراف التش.دوست داشتم بليسم ولى نميتونستم.با اين كه خيلى تميز بود ولى اينو ميدونستم كه الت زن به خاطر رطوبتى كه اره هيچ وقت كاملا تميز نميشه.حالا كه نميليسيدمش يه جور ديگه بهش حال دادم.دوباره برعكس خوابيد.روش نميشد نگام كنه.پاهاشو باز كردم رفتم وسط پاش.يكم با كليتوريس بازى كردم دوباره شهوتش زد بالا.انگشت وسطيم رو دوتا بند انگشت كردم داخل و به طرف بالا فشاردادم.درست همون جايى بود كه ميخواستم.نقطه جى.اگر اين نقطه رو درست پيدا كنيد از كليتوريس حساس تره.مارال داشت خودشو ميكشت.همينطورى كه انگشت وسطى به جى فشار مياورد با شستم كليتوريس رو ميماليدم.فقط سه دقيقه كافى بود كه دوباره ارضا بشه.اين بار اب رو ميديدم كه از التش يه كم جارى شد.منم حسابى تحريك شده بودم و كم كم كمرم داشت درد ميگرفت.بازم تو همون حالت ولش كردم تا ريلكس بشه.مدت زمان ارضا شدنش اين بار بيشتر بود.خوابيدم كنارش و با موهاش بازى ميكردم.همينجورى خوابيده كيرم رو گرفت و شروع كرد مالش دادن.كيرم تقريبا شق شد بود و اونم حالش يكم سر جاش اومده بود و ميخواست بعد از دو بار حال كردن بهم حا ل بده.شورتم و در اورد و التم رو براى بار اول ديد.يه كم با تخمام بازى كرد و دستش رو رو كل كيرم ميمالوند.از تو ساك يه كاندوم در اوردم و كشيدم رو كيرم.توت فرنگى بود.گفتم ميتونى برام ساك بزنى؟قبول كرد.سر كيرم رو كرد تو دهنش و شروع رد به خوردن.با دستش هم كيرم رو بالا و پايين ميكرد و با اون يكى دستش تخمم رو ميماليد.10 مين بود كه داشت ساك ميزد منم با انگش التش رو ميماليدم .كاندوم رو در اوردم و كيرم رو كه خيس شده بود با روتختى مامانش اينا پاك كردم.يه كاندوم ديگه برداشتم كشيدم رو كيرم.موزى بود.لوبراكان رو باز كردم ماليدم رو كاندم.كيرم خنك شد.بهش گفتم حاضرى؟اره&#8230;.سر كيرم رو گذاشتم رو كسش.رو زانو نشسته بودم و با انگشت لبهاى صورتيش رو كنار زدم و فشار دادم داخل.يواش يواش ميكردم تو و مارال هم خودش رو ميكشيد بالا و اه اه يكرد.نصف كيرم تو كسش بود و گرماى كسش وصف نشدنى.اروم تا ته كردم تو كه واقعا مارال بيتابى ميكرد.ولى معلوم بود كه خيلى حال ميكنه.شروع كدم به عقب . جلو رفتن.(از كلمه تلمبه زدن بدم مياد.)سرعتم رو زياد ميكردم مارال هم صداى ناله هاش بيشتر ميشد.بعد من خوابيدم زيرش و مارال اومد روم.كيرم رو گرفتم نشست روش.عجب حالى ميداد.خودش رو بالا و پايين ميكرد و منم يكم خودم رو تكون ميدادم.گفت زانوهام درد ميكنه.هممون جورى كه كيرم داخل كسش بود چرخيد و پشتش به طرفم بود.خودش ر و به طرف جلو متمايل كرد منم شروع كردم به حركت دادن كيرم.بالا و پايىن كه ميشد پوسته نازك كسش رو ميديدم كه همراه با بيرون اومدن كيرم كشيده ميشه و حسابى تحريكم ميكرد.داشت ابم ميومد كه درش اوردم.دوباره خوابوندمش و رو زانو نشستم.پاهاشو هشتى انداختم رو هم.به بغل خوابيده بود كسش تو فشار بود.دوباره كاندومم رو عوض كردم.كسش خيس خيس بود و نيازى به لبركان نبود.كيرم رو گذاشتم روش و با يه كم فشار اروم اروم كردم تو.واقعا تنگ شده بود.تا ته كردم تو و شروع كردم به عقب و جلو شدن.خيلى حال ميكرد.منم همينطور.با انگشت كليتوريس رو مالش ميدادم و سرعتم رو زياد ميكردم.يه دفعه با دست حركتم رو گرفت.فهميدم ارضا شده.كيرم رو در اوردم و شروع كردم به فشار دادن لبهاى كسش و ماليدنش.خيلى حال كرده بود .اين دفعه پاشو هفتى باز كردم افتادم وسطش و كير رو هل دادم تو كسش.عقب و جل ميكردم و نزديك لبش شدم و شروع كردم به لب گرفتن.دوتا دستاشو باز كرده بودم و از مچ گرفته بودم.ديگه جونى واسش نمونده بود.منم ديدم بى حاله سعى كردم زودتر بشم.داشتم ميكردمش دوست داشتم ابم رو بريزم رو شكمش ولى مجال نشد و يه دفعه با فشار زياد ابم اومد.بعد از مدتها يه سكس حسابى كرده بودم .هر چقدر ازم اب ميومد حال ميكردم.از نفس افتاده بودم.واقعا محشر بود.با همون كاندوم پر 20 دقيقه كنارشخوابيدم.بيدار كه شدم شكلات تخته يى اوردم هنوزم بى حال بود.شروع كرديم به خوردن و حرف زدن.تا صبح با هم عشق بازى ميكرديم ولى جون حال كردن نداشتيم.صبحش هم رفتيم حموم يه سكس رمانتيك ديگه تو حمام داشتيم.بعد از اون ماجرا ما يك سال و نيم با هم بوديم و كلى سكس كرديم ولى هيچ كدومش مثل سكس اولمون نشد.مارال ازدواج كرد و به خاطر شغل شوهرش رفت كرج.مدتهاست ازش خبرى ندارم.اميدوارم اونم مثل ايدا خوشبخت باشه.دوستان عزيز نوشتن اين خاطره خيلى وقتم رو گرفت ولى اميدوارم شما لذت برده باشيد و تو رابطه سكسيتون لذت كافى رو ببريد و طرف جنسيتون هم همينطور.به نظر من موقع سكس طرف مقابلتون رو مهمتر از خودتون بدونيد.وقتى اون خوب حال كنه به شما هم بيشتر حال ميده.شايد اين اخرين متنى باشه كه از من ميخونيد ولى اگه وقتى داشته باشم حتما براتون مينويسم.خوش باشيد و سلامتكيوان</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%da%86%d8%b4%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%af%d9%86%d8%af%d8%b4-%d8%a2%d8%a8-%d9%87%d9%85%d8%b1%d9%88-%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2614</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.006 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-08 09:01:22 by W3 Total Cache
-->