<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>میترسه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%85%db%8c%d8%aa%d8%b1%d8%b3%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:28:44 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>میترسه &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>مو قرمز جنده چه حالی میکنه با کیر کلفت مرد بکنش</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 06 Dec 2019 09:11:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آشنایی]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[العملی]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[بالایی]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برسونم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترین]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جذابیت]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرش]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبخت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشکلش]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[داییمه]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرایی]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلش]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میبینمش]]></category>
		<category><![CDATA[میترسه]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میذارم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردند]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[هالیوود]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دایی من که اینجا اسمش فیلم سکسی رو میذارم طلا 27 سالشه و با قد بلند و موهای قشنگ و باسنی در حد ستاره های هالیوود و سکسی پستان های خوش دست اناری و جذابیت شاه کس جنسی فوق العاده از قضا مدرن هم فکر میکنهو آشنایی ما هم روی همین اصول کونی بودارتباط ما [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>دایی من که اینجا اسمش فیلم سکسی رو میذارم طلا 27 سالشه و</h2>
<p>با قد بلند و موهای قشنگ و باسنی در حد ستاره های هالیوود و سکسی پستان های خوش دست اناری و</p>
<h3>جذابیت شاه کس جنسی فوق العاده از قضا مدرن هم فکر میکنهو</h3>
<p>آشنایی ما هم روی همین اصول کونی بودارتباط ما با خونه دایی زیاد بود و رفت و آمد زیادی داشتیم که</p>
<h4>باعث جنده شد من رو به زن دایی علاقه مند بکنه</h4>
<p>بخصوص وقتی تنهایی و برای کار پستون با کامپیوتر خونشون میرفتم و اون با لباسهای تنگ و راحتی ظاهر میشد اولین</p>
<h5>حس من کوس وقتی اتشی شد که زن دایی دنبال یک</h5>
<p>سی دی گشت و خم شد با لباس تنگی که پوشیده بود تمام لپ باسن اندازه وخط کونش رو از فاصله 10 سکس داستان سانتی دیدم این</p>
<h6>اولین باری بود که یک ابر کون رو ایران سکس جلو خودم</h6>
<p>با این فاصله کم میدیدم و دوست داشتم با تمام وجودم اون رو در آغوش بگیرم و فشار بدم و تمامی گرما و نرمی باسنش رو حس کنم اما نمیتونستم و برای همین مدتها به فکرش فرو رفته بودم و هر بار به بهانه ای دوست داشتم به زن دایی سر بزنم و اون رو نگاه کنم .یکروز پدر و مادرم داشتن در مورد خاهر زن دایی صحبت میکردند که متوجه شدم انکار یه بوهایی میاد که میشه هم زن دایی رو و هم خاهر بزرگ باسن تر اما نه زیاد خوشکلش رو گاییدبرای همین برنامه خودم رو شروع کردماولین کاری که کردم چشمک زدن به خواهرش در خونه خودمون بود و با لبخند ملیح و سکسی خواهرش جواب گرفت بار دوم تونستم از یک فرصت استفاده کنم و دستم رو در شلوغی خداحافظی به باسنش برسونم که بدون عکس العملی موند تا اینکه در گام سوم به موبایلش زنگ زدم و از علاقه خودم به اون براش گفتم که جواب های سر بالایی میشنیدم اما همین که تونستم طرح دوستی رو با اون بریزم خودش کافی بود دوستی من و خواهر زن دایی ادامه پیدا کرد تا اینکه درست 4 روز بعد از دوستی به یک بوسه آبدار از لپش رسید و در ادامه دوستی تونستم بغلش کنم و با دستم کون مالیش کنم که اون هم خوشش اومد تا اینکه یک روز ظهر از خلوت خونه استفاده کردم و بهش زنگ زدم و اومد خونه خیلی زود کارم رو باهاش شروع کردم چون جذاب ترین اندامش کونش بود و اون هم دختر بود برای همین رفتم سراغ کونش و شلوارش رو کشیدم پایین که صدای زنگ در اومد با کلی بدبختی و استرس دختره رو قایم کردم در رو که باز کردم دیدم زن داییمه و دنبال خواهرش اومده من که لال شده بودم نمیتونستم یک کلمه حرف بزنم برای همین خودش داشت دنبال خواهرش میگشت و بهم گفت چرا اون رو اوردم خونه و من بهش گفتم که خودش راضی شد و اون روز زن دایی کیر من رو نا امید کرد و خواهرش رو برد خونشون تا اینکه 2 روز بعد زن دایی زنگ زد و ازم خواست که برم خونشون دایی خونه نیست و شب تنهایی میترسه ممنم رفتمزن دایی اصلا به روی خودش نیاورد مه چه ماجرایی بین من و خاهرش بوده که من هم جرات نمیکردم در این مورد صحبت کنم تا اینکه زن دایی بمب رو ترکوند و گفت خسرو جون چرا رفتی دنبال خواهرم و من هم با خجالت جواب دادم که زن دایی آخه اون خیلی خوشکل و اندامی بود و من رو هم مجذوب کرد من هم مجبور شدم که به هوسم توجه کنم زن دایی که کلی از سادگی من داشت میخندید گفت اون روز باهاش کاری کردی منم گفتم به خدا من فقط شلوارش رو آوردم پایین که همین رو گفتم و یهو دیدم که زن دایی شلوارش رو کشید پایین و کفت که باقی ماجرا رو باهاش ادامه بدم شوکه شده بودم باورم نمیشد که بزرگترین آرزوی سکسی عمرم رو در دسترس میبینم و اما روش سکس:اولین کارم بوسیدن لپو لب زن دایی بود و در ادامه با بازی کردن با باسنش شرایط رو برای ورود کیرم آماده کردم و با استفاده از روغن تونستم کلاهک کیرم رو از در کونش عبور بدم و تلنبه های اولیه رو شروع کردم با نازی که می اومد تنها 20 ثانیه ابم رو آورد و در ادامه ماجرا این زن دایی بود که با ساک زدن و کس دادنش من رو خوشبخت کرد.النم که میبینمش دستم رو لای کونش میذارم و گرمای کونش رو حس میکنم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d9%88-%d9%82%d8%b1%d9%85%d8%b2-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177486</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سینه گنده و کون گنده زیبای خودش رو به نمایش میزاره و کرده میشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 25 Nov 2019 18:11:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردند]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبوس]]></category>
		<category><![CDATA[ارومیه]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتهامو]]></category>
		<category><![CDATA[اورگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجائی]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[بادستم]]></category>
		<category><![CDATA[باشهاز]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[بردارم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمائید]]></category>
		<category><![CDATA[بیابون]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارش]]></category>
		<category><![CDATA[پادگان]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پیچیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیراهنشو]]></category>
		<category><![CDATA[تاحالا]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهام]]></category>
		<category><![CDATA[چهارتا]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستشوئی]]></category>
		<category><![CDATA[دستگیره]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دستهام]]></category>
		<category><![CDATA[دستهامو]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[راننده]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[سربازی]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاده]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمنم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیده]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرا]]></category>
		<category><![CDATA[مسافران]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[منظورشو]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[مهربون]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلم]]></category>
		<category><![CDATA[موبایلمو]]></category>
		<category><![CDATA[میبینه]]></category>
		<category><![CDATA[میترسه]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهم]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نگذشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نیستیم]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیته]]></category>
		<category><![CDATA[وداشتم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[قلم شیوائی ندارم از همه فیلم سکسی شما پوزش میطلبممشغول انجام خدمت سربازی بودم و محل خدمتم ارومیه مرخصیم تمام شده بود وداشتم برمیگشتم پادگان . معمولأ سکسی من با اتوبوس شب رو سفر میکردم شاه کس تا هم توی راه بخوابم و هم صبح اول وقت به پادگان برسم . تازه کونی از قزوین [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>قلم شیوائی ندارم از همه فیلم سکسی شما پوزش میطلبممشغول انجام خدمت سربازی</h2>
<p>بودم و محل خدمتم ارومیه مرخصیم تمام شده بود وداشتم برمیگشتم پادگان . معمولأ سکسی من با اتوبوس شب رو سفر</p>
<h3>میکردم شاه کس تا هم توی راه بخوابم و هم صبح اول</h3>
<p>وقت به پادگان برسم . تازه کونی از قزوین رد شده بودیم که اورکتمو کشیدم روسرم و به پشتی صندلی تکیه</p>
<h4>دادم جنده و طبق عادتم که دستهامو زیر بالش به هم</h4>
<p>قلاب میکردم دستاهمو از دو طرف پستون بالای پشتی صندلی به هم قلاب کردم و خوابیدم.تازه داشت چشمهام گرم میشد که</p>
<h5>احساس کردم کوس یه چیز نرمی به دستهام برخورد کرد حس</h5>
<p>کردم نفر پشتی من با دستاش دستگیره پشت صندلی من رو نگه داشته نمیدونم چرا حس کردم مخصوصأ دستشو مالیده به دست سکس داستان منبرای اینکه اطمینان</p>
<h6>پیدا کنم نوک شستم رو به پشت دستش ایران سکس مالیدم دیدم</h6>
<p>که دستشو کنار نکشید با انگشتهام پشت دستشو نوازش کردم بازهم دستشو نکشید و در عوض دست دیگه خودشو گذاشت رو دست من چه دست کوچک ونرمی داشت . برای اینکه ببینم که طرف کیه به بهانه اینکه از توساکم چیزی رو بردارم بلند شدم و از مردی که کنار دستم نشسته بود عذر خواهی کردم و از تو ساکم یه چیزی برداشتم و به صندلی پشتی نگاهی انداختم دیدم یه دختره حدودأ 17/16 ساله پشت من نشسته و یه بچه 6/5 ساله هم روی صندلی کنارش خوابیده .دختره زل زده بود به چشمای من و لبخند محوی هم روی لبهاش نشسته بود منم بدون اینکه تو تاریکی اتوبوس کسی متوجه بشه یه لبخدی بهش زدم و نشستم سر جام . مرد کنار دستی من اومد شروع کنه به حرف زدن دیدم اگه رو بدم تا صبح میخواهد کله منو بخوره برای همینم دوسه تا جواب کیری به سئوالهاش دادمو اور کتمو کشیدم روسرم و مثلأ خوابیدم ایندفعه دیگه یه وری خوابیدم به طرف پنجره اتوبوس و دستمو از بین صندلی و شیشه بردم بطرف عقب .دختره که فهمید منظورم چیه سرشو تکیه داد به پشتی صندلی و چادرش رو کشید روسرش و مثلأ خوابید منم تا اونجائی که میشد دستم رو دادم عقب چند ثانیه ای نگذشته بود که تماس لب گرم و نمدارشو با پوست دستم حس کردم و بعد از یکی دو بوسه ای که از دستم گرفت انگشتمو کرد تو دهنش و شروع کرد به ساک زدن بقدری قشنگ ساک میزد که من احساس میکردم داره کیرمو ساک میزنه دونه دونه انگشتهامو میکرد تو دهنش و ساک زدن انگشتهامو تکرار میکرد . دیگه داشتم دیونه میشدم کیرم داشت میترکید حس کردم العانه دکمه های شلوار سربازیمو بترکونه برای همین با دست دیگرم کیرمو از تو شلوارم کشیدم بیرون خدای من مثل چوب شده بود حس کردم طول و ضخامتش ده برابر شده از گرمیش دستم گر گرفتاون دهنشو از روی دستم کشید کنار و خودشو کشید جلو یک لحظه حس کردم یه چیز گرد و نرم خورد بدستم آره سینه هاشو آورده بود جلو وگذاشته بود کف دستم نمیدونم جنس لباسش چی بود که اینقر لغزنده بود مثلأ ابریشمی ژرسه ای یک همچین چیزی سینه کوچیک گرد و سفتی بود با انگشتم پیراهنشو کشیدم اونم فهمید منظورم چیه دکمه هاشو باز کرد سوتینشو زد بالا یک آن فکر کردم دستم آتیش گرفت یه سینه گرد با نوک برجسته اومد تو دستم .شروع کردم سینه شو مالوندن خودش با انگشتش آب دهنشو مالید به نوک سینه اش منم شروع کردم با دوتا از انگشتام نوک سینه رو مالوندن .حشرم زده بود بالا دهنم خشک شده بود چهار چنگولی چسبیده بودم به صندلی اتوبوس از بالا پائین شدن سینه هاش فهمیم اونهم حال و روزش از من بهتر نیست کیرم دیگه داشت منفجر میشد که حس کردم اتوبوس ایستاد و صدای نخراشیده شاگرد شوفر رو شنیدم که با لهجه ترکی میگفت بفرمائید برای شام و نماز . ای کیرم تو این شامدختره دست منو بطرف عقب فشار داد منم منظورشو فهمیدم و دستمو کشیدم بیرون کیرمو بزور کردم تو شلوارم صدای مادر دختره رو شنیدم که مثلأ داشت بیدارش میکرد و به ترکی میگفت ((مارل دور یاتما)) مارال بلند شو نخواب تازه فهمیدم که اسم طرف ماراله .منم اورکتمو از روی صورتم برداشتم و عمدأ منتظرماندم که آنها بلند بشن پدر و مادرش جلو تر رفتن و بعدش مارال در حالی که بچه رو بغل کرده بود و بایک لبخند و نگاه دل منو به آتیش کشید.منم دنبال آنها پیاده شدم ومخصوصأ منتظر شدم تا بنشینند و جائی رو انتخاب کنم که مارال در دید مستقیم من باشهمارال که دید من زل زدم بهش مخصوصأ شروع کرد با بچه ور رفتن و در حالی که نگاهش به من بود صورت و لب بچه رو ماچ مالی میکرد .غذا رو آوردند راستش نفهمیدم غذا چی خوردم موبایلم رو بهش نشون دادم که مثلأ بهم شماره بده با سر اشاره کرد که موبایل نداره.غذاش که تموم شد بهش اشاره کردم بیاد بیرون . از جام بلند شدم و بطرف دستشوئی که بیرون از رستوران بود رفتم . خارج از رستوران منتظر شدم تا ببینم میاد بیرون یانه دقیقه ای نگذشته بود که دیدم مارال از در رستوران خارج شد منهم راه افتادم بطرف دستشوئی اطراف رو پائیدم ووقتی دیدم کسی حواسش به ما نیست آروم آروم از جلوی دستشوئی رد شدم و به پشت دستشوئی که فضای تاریکی بود پیچیدم مارال هم آرام آرام دنبال من اومد .به محض اینکه پیچید پشت دستشوئی بغلش کردم و چسبوندمش به دیوار و لبم رو گذاشتم رو لبش این لذت بخش ترین بوسه ای بود که تا این تاریخ از یک دختر گرفتم. برش گردوندم و لبمو گذاشتم روگردنش و شروع کردم به لیسیدن گردن و بنا گوشش سینه هاشو گرفته بودم تو مشتم و میمالوندم و با لبهام لاله های گوشش رو میخوردم او هم کونشو چسبونده بود به کیرم هی خودشو تکون میداد.مارال که حسابی حشری شده بود خم شد و مانتوشو زد بالا یه شلوار کشی هم پاش بود اون روهم کشی پائین چشمام داشت از حدقه میزد بیرون تو اون تاریکی یه کون سفید خوشگل جلو چشمهام بود منم تند دکمه های شلوار سربازیمو باز کردم و کیرمو که دیگه شده بود تنه درخت درآوردم و گذاشتم در کونش دوسه تا که عقب جلو کردم بادستم تف زدم سر کیرم خواستم بکنم تو کونش که خودشو جمع کرد فهمیدم که یا تاحالا کون نداده و یا میترسه منم تو گوشش گفتم نترس توش نمیکنم (آخه بابا ماهم آدمیم حیوان که نیستیم ) سر کیرمو لغزوندم به لای پاش و مالوندم به کسش مارال هم پاهاشو به هم فشار میداد حسابی کیرمو تو منگنه گذاشته بود .کسش کاملأ خیس شده بود برای همین هم خیلی راحت لای پاهاش تلمبه میزدم .یه لحظه فکر کنید توی سرمای اون شب وسط بیابون تو تاریکی بد تر ازهمه پشت دیوار دستشوئی با اون بوی تعفن و صدای گوز و ریدن مسافرا چه حالی میده حال کردن با یه دختری که خدای مهربون از<br />
آسمون برات فرستاده باشه.از خودم تعریف نمیکنم ولی کمرم واقعأ سفته هنوزم که سالها از اون ماجرا میگذره وقتی سکس میکنم طرفم رو دیونه میکنم تا آبم بیاد سرتونو درد نیارم با تکانهائی که مارال میخورد فهمیدم که به اورگاسم رسیده منم حرکتم و تند تر کردم تا آبم بشدت ریخت بین پاهاش مارال هم با دستش آبمو مالید به کسش یه لب حسابی ازش گرفتم و گفتم صبر کن من برم وقتی اشاره کردم بیا دنبالم شماره موبایلمو هم که قبلأ رو یه دستمال کاغذی نوشته بودم بهش دادم و گفتم حتمأ بهم زنگ بزنه .از پشت دیوار دستشوئی اومدم بیرون ووقتی فهمیدم کسی حواسش نیست بهش اشاره کردم که بره مارال هم تند از جلوم رد شد و رفت داخل رستوران منم رفتم دستشوئی تا کیرمو بشورم داشتم شلوارمو میکشیدم بالا که صدای شاگرد راننده رو شنیدم که مسافران را دعوت به سوار شدن میکرد.وقتی داخل اتوبوس شدم دیدم مادر پدرش پشت من نشسته اند و مارال هم جای اونها نشسته لبخندی بمن زد و لباشو غنچه کرد برام منم سرمو تکون دادم و سرجام نشستم.گرمای مطبوع اتوبوس و رخوت ناشی از سکس عجیبی که داشتم حتی مهلت نداد فیلمی روکه راننده گذاشته ببینم و بخواب عمیقی فرورفتم .با تکانهای شاگرد شوفر که میگفت سرکار پاشو رسیدیم از خواب بیدار شدم از جام که بلند شدم اول نگاهی به پشت سرم انداختم دیدم هر چهارتا صندلی پشت من خالیه نمیدونم تو کدوم یکی از شهر های بین راه پیاده شده بودناز اون زمان تا مدتها هر وقت موبایلم زنگ میخورد خوشحال میشدم و فکر میکردم ماراله ولی هرگز بامن تماس نگرفت و فقط یک خاطره زیبا از اون شب سرد پائیزی برام به جا گذاشتتا پایان خدمت چند بار دیگر به اون رستوران بین راهی رفتم و به دیوار پشت دستشوئی سرزدم حتی یکبار رفتم اونجا و به یاد اون شب جلق زدمنمیدونم شاید مارال هم الان در گوشه ای از ذهنش یاد اون تجربه سکسی عجیب رو حفظ کرده باشه او حتی اسم منو هم نمیدونه لابد هروقت سربازی میبینه یادی هم از من میکنه.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88-%da%a9%d9%88%d9%86-%da%af%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177223</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مچگیری تو حموم و گاییدن کس جنده خانوم خوشگل</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%da%86%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85-%d9%88-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%da%86%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85-%d9%88-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 12 Nov 2019 06:26:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[بادکنک]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[پستونای]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[حساسیه]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[درخواست]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالش]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[عزیزان]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کوچکتر]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[متنفرم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[میترسه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکش]]></category>
		<category><![CDATA[نظرتون]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوره]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشناسه]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[زندگی میکنم خونه ما جفت فیلم سکسی بازار هست یک روز من در خونه نشسته بودم داشتم به مردم نگاه میکردم نمیدونم چه شد راسته که میگن سکسی علف باید به دهن بزی خوش بیاد شاه کس و سن و سال نمیشناسه ، همینطور که نگاه مردم میکردم چشمم به زن چادری کونی افتاد که [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>زندگی میکنم خونه ما جفت فیلم سکسی بازار هست یک روز من در</h2>
<p>خونه نشسته بودم داشتم به مردم نگاه میکردم نمیدونم چه شد راسته که میگن سکسی علف باید به دهن بزی خوش</p>
<h3>بیاد شاه کس و سن و سال نمیشناسه ، همینطور که نگاه</h3>
<p>مردم میکردم چشمم به زن چادری کونی افتاد که باسن های بزرگش شدیدا یک و دو میزد با قد بلند بلند</p>
<h4>که جنده شکمشو به چشم نمی آورد فهمیدم شاسی بلند با</h4>
<p>یه شوهر درب و داغون بود پستون که واقعا گوشت خوب بود گیر کفتار من بدون اینکه اول به چهره اش</p>
<h5>توجه کنم کوس فقط لنبه هاش چشمم رو گرفت تا الان</h5>
<p>باسنی به این بزرگی تو عمرم ندیده بودم رفتم دنبالش تو بازار جفت جفتش دیدش میزدم باسن هاش طوری زده بود بیرون سکس داستان که نیم دایرش</p>
<h6>خیلی مشخص بود چهره اش رو دیدم زنی ایران سکس حدود 45</h6>
<p>ساله بود و چهره ساده بدون آرایش اما مثل برف سفید. خلاصه نزدیکش شدم دیدم به شوهرش میگه اینو برا سامان بخرم یا نه من عاشق لنبه هاش شدم رفتم دنبالشون خونشون رو پیدا کردم فهمیدم 3 بچه داره دخترش ازدواج کرده بود و دو پسر داشت. پسر بزرگش که مسعود نام داشت خیلی ادعا کار بود و با اینکه تو سال از من کوچکتر بود ولی هیکلش بزرگش به مامانش رفته بود از بچه های محله آمارشو گرفتم فهمید شوهرش مرد حساسیه و زنه ازش میترسه و خیلی بد دله من نقشه ریختم با خط خودم شماره پسرش رو که گیر آورده بودم گرفتم و دادم دوست دخترم تا باهاش دوست بشه. بعد دیدن پسره مسعود کیرش حسابی راست کرده برا فرشته شده. از دوست دخترم خواستم شرط بزاره بگه اگه میخوای منو ببینی باید شرت و کرست مامانت رو برام بیاری آخه دوست داشتم ببینم مامانش چه شرتی می پوشه که این لنبه های خوشگل و سفید رو میتونه نگه داره. خلاصه مسعود شرت و کرست مامانش رو به دوست دختر ما داد و اون به من. باور کنید تا الان شرت به این بزرگی ندیده بودم و وقتی دوست دخترم این درخواست رو از مسعود کرد خیلی سرسختی کرد و خودش به دوست دخترم میگفت به دردت نمیخوره بزرگه دوتامون توش جا میشیم! خلاصه چند بار آبم رو تو شرت مامانش ریختم آخه مسعود میگفت کیرش کلفته نمیدونست پشتش کیر کلفت تری خوابیده. آخه کوس مامانش اندازه بشقاب بود بعد من زنگ زدم خونه پسره. لازمه بگم مامان مسعود زن پاک و ساده و خوبیه فقط هیکلش کیر منو بلند کرده بود بعد برداشتن شرت وکرست مامانش دنبالش میگشت و به شوهرش هم گفته بود اونم به مسعود گفته بود تو ندیدیش؟ مسعود با ترس گفته بود نه ندیدم و من زنگ زدم و به مامانش گفتم یا بزار یه حالی باهات کنم یا به شوهرت میگم خودت بهم شرت و کرست رو دادی. اون ترسید قطع کرد بعد خودش زنگ زد و خواهش کرد ولی فایده نداشت خلاصه بهم گفت مسعود و شوهرم که رفتن بیرون بیا خونه. قرار شد حال کنیم نه بکنیم. من رفتم به بهانه خریدن شیر آخه اونا میفروختن به کیرم چسبوندم به کون گندش و پستونای گاویش رو گرفتم. گفتم آقا مسعود حالا تو باشی کیر بزرگ نکنی و فورا کیرم تا چسبید به لنبه های ژله ایش فورا کمی شلوارشو کشیدم پایین دیدم کون سفیدش مثل دوتا بادکنک زد بیرون. چون زنه پاکی بود شلوارشو کشیدم بالا و کیرمو مالوندم بهش آبم فورا اومد. ولی بعدش ناراحت شدم چون زنه حزب اللهی بود فقط بخاطر ادعا های مسعود و کیر بلندم این کار رو کردم الان دوباره کیرم براش شق کرده شما بگین چکار کنم حال اون بار لختشم نکردم فقط خواستم دروغ نگم نظرتون رو بگین.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%da%86%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85-%d9%88-%da%af%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>4</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">177076</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ملانی مامان مهربون و جنده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%a8%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%a8%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 22 Oct 2019 14:13:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاقم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[الکترونیک]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمت]]></category>
		<category><![CDATA[ببینین]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بدترین]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بشینمنم]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بودخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بودوقتی]]></category>
		<category><![CDATA[بودیمو]]></category>
		<category><![CDATA[بینمون]]></category>
		<category><![CDATA[پادگان]]></category>
		<category><![CDATA[پیچونده]]></category>
		<category><![CDATA[تنهاست]]></category>
		<category><![CDATA[تودیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چرخیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامون]]></category>
		<category><![CDATA[چیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونی]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیمو]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[دستپاچگی]]></category>
		<category><![CDATA[دوتاشون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستیه]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[سربازی]]></category>
		<category><![CDATA[شبهایی]]></category>
		<category><![CDATA[شهریور]]></category>
		<category><![CDATA[شهگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتره]]></category>
		<category><![CDATA[کردگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتن]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسای]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[ملایمی]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسه]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میزاره]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناختن]]></category>
		<category><![CDATA[میشهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتی]]></category>
		<category><![CDATA[میموندم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتن]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیه]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکای]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نگهبان]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنی]]></category>
		<category><![CDATA[هردومون]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واحساس]]></category>
		<category><![CDATA[وکاملا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[و فقط یه رفع نیاز فیلم سکسی جسمیه. 23 سالم بود و تازه دانشگاه رو تموم کرده بودم تو رشته الکترونیک ولی به خاطر وضعیت مالی خوانوادم سکسی نتونستم ادامه تحصیل بدم و رفتم سربازی. شاه کس تا اون موقع هم با دختری دوست نبودم و همیشه سرم تو کار خودم بود کونی و به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>و فقط یه رفع نیاز فیلم سکسی جسمیه. 23 سالم بود و تازه</h2>
<p>دانشگاه رو تموم کرده بودم تو رشته الکترونیک ولی به خاطر وضعیت مالی خوانوادم سکسی نتونستم ادامه تحصیل بدم و رفتم</p>
<h3>سربازی. شاه کس تا اون موقع هم با دختری دوست نبودم و</h3>
<p>همیشه سرم تو کار خودم بود کونی و به این مسائل زیاد فکر نمیکردم یعنی وقتشو نداشتم چون یا در حال</p>
<h4>درس جنده خوندن بودم یا کار. 5 ماه به پایان خدمتم</h4>
<p>مونده بود و کارم تو پادگان پستون جوری بود که باید هفته ای 3 شب تو پادگان میموندم به عنوان افسر</p>
<h5>نگهبان. یه کوس سرباز دیگه هم بود که با هم بودیم</h5>
<p>و توی یه دفتر بودیم. شبی 2 بار میرفتیم یه دوری میزدیم و میرفتیم تو دفتر. بعد از این همه وقت که سکس داستان با هم بودیم</p>
<h6>حسابی باهم رفیق شده بودیمو خودمونی شدیم .این ایران سکس دوست ما</h6>
<p>اسمش امیر بود و خونشون به پادگان خیلی نزدیک بود. با یه دختری که تو همسایگیشون بود دوست بود و به هم خیلی علاقه داشتن اسم دختره مریم بود و شبهایی که اونجا بودیم حداقل شبی یک ساعت با هم تلفنی صحبت میکردن.منم واسه اینکه راحت باشن معمولا موقع صحبتشون میرفتم بیرون وگشت میزدم وقتی برمیگشتم میدیدم هنوز دارن حرف میزنن میگفتم آخه شما چی میگین به همدیگه که حرفاتون تموم نمیشه و کلی سربسرشون میزاشتم.اونام میگفتن چون تو دوستی نداری درک نمیکنی. منم میگفتم من که از خدامه ولی کو دوست؟؟؟؟یه شب امیر بهم گفت: مریم بمن گفته که یکی از دوستاشو میخواد به تو معرفی کنه تا با هم دوست بشین.منم گفتم: نیکی و پرسش؟واسه دوروز بعد قرار گذاشتن و برنامه این بود که بریم با هم بستنی بخوریم یه گردشی بکنیم.روز سه شنبه بود که نزدیکای ظهر از پادگان مرخصی گرفتیم و با همون لباسای نظامی با ماشین امیر رفتیم سر قرار.اصلا دوست نداشتم که با اون لباسا برم ولی چاره ای نبود چون اونا زمان دیگه ای نداشتن و همونم بعد از امتحانشون بود که بقول معروف پیچونده بودن بیان.آخه هر دوشون پیش دانشگاهی میخوندن و تو امحانات خرداد ماه بود.وقتی رسیدیم جلوی پارکی که قرار داشتیم با خودم گفتم آخه این چه کاری بود؟خیلی استرس داشتم آخه اولین بارم بود که میخواستم با یه دختر دوست بشم من معمولا خونسردم حتی تو بدترین شرایط خونسردیمو از دست نمیدم وکاملا به خودم مسلطم نمیدونم چم شده بود.به خودم گفتم بابا خودتو کنترل کن اصلا باید پوز امیرو بزنم تا فکر نکنه من دست وپا چلفتیم. تو همین فکرا بودن که دیدم اومدن. مریم و قبلا دیده بودم.اونیکه کنارش بود باید الهه باشه.هر دوتاشون چادر سرشون بود الهه از مریم قد بلندتر بود حدود 170 قدش بود پوست سفید و هیکل متناسبی داشت. رویهم رفته تو دل برو و ناز بود سوار که شدن من رفتم عقب پیش الهه نشستم و مریمم پیش امیر نشست.وقتی صورت الهه رو دیدم به خودم امیدوار شدم چون خجالت تو چهرش موج میزد و معلوم بود اونم مثل من بار اولشه. چشمای درشت عسلی رنگش ازم فراری بود و فقط نگاش به دستاش بود که اونام به خاطر استرس عرق کرده بود .باهاش حال و احوال کردم و واسه اینکه جو رو عوض کنم به امیر گفتم: اامیر جان قربون دستت برو سمت باغ وحش.امیر فکر کرد من جدی میگم. گفت: بابا بی خیال خیلی راهه بچه ها دیرشون میشه.گفتم: زیاد طول نمیکشه فقط منو تحویل بده و برگرد آخه فکر کنم الهه خانوم فهمیده من لولوام میترسه نگام کنه.با این حرفم امیر و مریم زدن زیر خنده و الهه با دستپاچگی گفت: وای دور از جونتون.مریم گفت: بابا این حمید همینجوریه ما رو هم ذله کرده آدم نمیفهمه کی داره شوخی میکنه و کی داره سربه سرت میزاره. گفتیم دستشو بدیم به پریز برق بلکه آدم شه.گفتم: اولا الهه خاتم پریز برق نیستن واسه خودشون یه پارچه لوسترن. الهه برگشت با یه حالتی نگام کرد منم سریع گفتم: البته از این لوستر گرون خارجیاها. بعدشم اول باید ببینین علف به دهن.. یه دفعه بقیه حرفمو قورت دادم رو به مریم گفتم: آخه چرا یه زره این دوست پسرتو ادب نمیکنی انقد با این گشتم اخلاقم خراب شده نزدیک بود به الهه خانم بگم بزی. حالا خوب شد نگفتما نه؟ دیگه همه داشتن میخندیدن و یخ جمع باز شد.به امیر گفتم: امیر جان دور بزن قضیه باغ وحش منتفیه بریم محضر.خلاصه اون روز رفتیم بستنی خوردیمو تو پارک دوری زدیم و بعدش از هم جدا شدیم تو مسیر پادگان امیر بهم گفت: پس این شما بودی که میگفتی من دوست دختر نداشتمو خجالت میکشمو&#8230; بابا تو که دل طرفو بردی.گفتم: عمرا با من که دوست نمیشه هیجی با مریمم قطع رابطه میکنه.ولی ته دلم از الهه خوشم اومده بود و ثانیه شماری میکردم واسه فردا شب که با امیر تو پادگانیم تا ازش بپرسم الهه به مریم چی گفته و نظرش چیه؟فرداش که امیرو دیدم گفت: تخم خودتو گذاشتی؟گفتم: چی شد الهه با مریم قهر کرد؟گفت: نخیر امشب تلفن دفتر مال شماست عجب غلطی کردما.یه ساعت بعدش الهه زنگ زد و با هم 2 ساعتی حرف زدیم. چون تو خونهه خودشون نمیتونست راحت باتلفن صحبت کنه به بهونه درس خوندن رفته بود خونه مریم اینا و از اتاق مریم که طبقه بالای خونشون بود و خط جدا داشت تماس میگرفت.*تو اون 5 ماه آخر خدمتم خیلی با الهه صمیمی شدم و یه عشق گرمی بینمون به وجود اومده بود. به خاطر نزدکی خونشون به پادگان هفته ای حداقل 2 بار میدیدمش. اواخر شهریور بود که من و امیر تو پادگان بودیم الهه زنگ رد و گفت: مادر بزرگش سکته کرده و مامان وباباش همین الان رفتن کرج و اون تو خونه تنهاست و خیلی ترسیده.یه کم باهاش حرف زدم و بهش گفتم: میخوای بیام پیشت؟گفت: وای آره تو رو خدا و زد زیر گریه.گفتم: گریه نکن جان حمید الان خودمو میرسونم.داستانو به امیر گفتم وسریع از پادگان زدم بیرون. زیاد پیش میومد که شبا یه سر بریم بیرون از پادگان یا واسه خرید سیگار یه چیز دیگه دژبانهای شب هم ما رو کاملا میشناختن و با هم رفیق بودیم وبه خاطر اینکه درجم.ن بالاتر بود زیاد کاری با ما نداشتن.رفتم سر خیابون مریم اینا و از تلف سر خیابون بهش زنگ زدم. هنوز داشت گریه میگرد و لحن صداش یه جوری شده بود.گفتم سر خیابونم تا 2دقیقه دیگه در خونتونم در رو باز کن بیام تو.و رفتم در خونه در باز بود میدونستم طبقه اول هستن ولی 2تا واحد بود تا رفتم تو در واحد سمت چپی باز شد سریع رفتم تو.دیدم الهه با چشم گریون پرید بغلم تا حالا بغلش نکرده بودم ولی اون موقع اصلا به فکر این چیزا نبودم فقط نگران حالش بودم.مو هاشو نوازش کردم و گفتم آروم باش گلم من پیشتم دیگه نترس وپیشونیشو بوسیدم.گفت: دوست دارم، مرسی که اومدی.با هم رفتیم تو سالن و گفت بیا بریم تو اتاق خودم.دنبالش رفتم حس کردم انگار تعدل نداره درست.گفتم: خوبی؟ فشارت افتاده؟گفت:خوبم.رفتیم تو اتاق و نشستیم لب تخت دیدم یه شیشه رو میز کامپیوتره و انگار توش شرابه.گفتم: مشروب خوردی؟گفت: یه لیوان کوچولو میخواستم آروم شم.میدونست من مشروب می خورم قبلا بهش گفته بودم که گاهی میخورم آرومم میکنه. پیش خودم گفتم یع رو حساب حرف من اونم خواسته امتحان کنه؟تو همین فکر بودم که گفت میخوام با هم بخوریم.پاشد شیشه رو آورد دیدم دو تا لیوان کنارش هست فهمیدم از قبل گذاشته واسه من. تازه بهش نگاه کردم یه تاپ آستین بلند مشکی تنش بود با یه شلوار مشکی استرچ موهاشم باز بود و دورش ریخته بود. با اینکه کلی گریه کرده بود بازم فوق العاده زیبا بود. کنارم نشست گفتم: چراغو خاموش کن امشب مهتابیه میخوام تو نور مهناب ببینمت. چراعو خاموش کرد از پنجره نور مهتاب به صورتش میخورد و روی موهاش موج قشنگی افتاده بود.گفتم:قشنگترین ساغی دنیا نمیریزی؟ریخت وپیک اول رو خوردیم مزه نداشت دیدم صورتشو جمع کرد البته شراب ملایمی بود و واسه من تلخی نداشت.یه دفعه گفتم حالا مزش؟ و لبمو چسبوندم به لبش.قبلا یه بار لب گرفته بودم ازش ولی تو ماشین و حول حولکی بود.مزه شیرین لبهای داغ ولطیفش با طعم شراب قاطی شده بود و معرکه بود.خیلی بهم چسبید زبونامون با هم در گیر شده بود و حالش وصف نشدنی بود.انگار تب داشت خیلی داغ شده بود.لبمون که جدا شد تو چشاش نگاه کردم. چشماش شهلا شده بود و زیبا تر یه دنیا حرف تو نگاش بود و توی نگاه منم همینطور چشمامون رو هم قفل شد بعد 2/3 دقیقه گفتم: تو دیگه نخور حسابی داغ شدی.گفت: تو چی؟گفتم: منم یه سیگار میکشم با پیک دیگه اینجوری زود داغ میشم.خواستم پاشم بر تو بالکن سیگار بکشم گفت همینج بکش پنجره رو باز میکنم.سیگار رو روشن کردم و چرخیدم اون لبه تخت کنار پنجره.اومد کنارم نشست اونم یه سیگار برداشت گفتم:الهه!!گفت: میخوام پا به پات بیام امشبچیزی نگفتم سیگار رو روشن کرد و هردومون زل زدیم به مهتاب.سرشو که گذاشت رو شونم انگار یه دنبا غم هوار شد تو دلم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%a8%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176815</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم و میلف سینه کوچولو سکس سه نفره باحال میکنن</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b3%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b3%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 19 Aug 2019 06:54:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقمون]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاج]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[ببوسمش]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگرده]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرمش]]></category>
		<category><![CDATA[بلوریش]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[پایینه]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تلوزیون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[خانومم]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[دارمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتند]]></category>
		<category><![CDATA[دربیارم]]></category>
		<category><![CDATA[درمیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دستهای]]></category>
		<category><![CDATA[دندوناش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رقصیدن]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخش]]></category>
		<category><![CDATA[سینهاش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شمارشو]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقتم]]></category>
		<category><![CDATA[فکر‌کنم]]></category>
		<category><![CDATA[قوربونت]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردونم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتند]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[مادرزنم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[موندیم]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسه]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میخنده]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوری]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میریزن]]></category>
		<category><![CDATA[میشدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمت]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکنند]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمونم]]></category>
		<category><![CDATA[مینوشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[هرچیزی]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[واستاد]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[واییییی]]></category>
		<category><![CDATA[وباهاش]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[مامانش زندگی میکنند چون مامان فیلم سکسی باباش از هم طلاق گرفتند از همون موقع که من با خانومم دوست بودم با این خواهر زنم که اسمشم سکسی هم سارا هستد زیاد صمیمی بود طور شاه کس بود که من به خانومم زنگ میزدم بیشتر شو با سارا حرف میزدم البته من کونی نظری بهش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مامانش زندگی میکنند چون مامان فیلم سکسی باباش از هم طلاق گرفتند از</h2>
<p>همون موقع که من با خانومم دوست بودم با این خواهر زنم که اسمشم سکسی هم سارا هستد زیاد صمیمی بود</p>
<h3>طور شاه کس بود که من به خانومم زنگ میزدم بیشتر شو</h3>
<p>با سارا حرف میزدم البته من کونی نظری بهش نداشتم چون اون از من 3سال کوچیکتر بود (در ضما اسم من</p>
<h4>پویا جنده هست و 24 سال دارم)خلاصه زد منو خانومم با</h4>
<p>هم ازدواج کردیم و ارتباط من پستون سارا بیشتر از قبل شد طوری بود که سارا پیش من تو خونه راحت</p>
<h5>بود چون کوس من هم خودمو بچه سر به زیری نشون</h5>
<p>داده بودم خیلی به من اعتماد داشتند این اتفاق من از یه خواب دیدن شروع شد شب خواب دیدم که با سارا سکس داستان دارم سکس میکنم</p>
<h6>دیدم که پیش من خوابیده و داره واسم ایران سکس ساک میزنه</h6>
<p>طوری که کوسش به طرفه صورته منه من هم داشتم کوسشو لیس میزدم که بعد این که کوسشو لیس زدم برش گردونم و کیر رو گذاشتم تو کسش و هی تلمبه میزدم که تو خواب ابم امد(اقا میدونند وقتی ما اقایون خواب سکس میبینم اگه تو خواب ابمون بیاد صبح پا میشم میبینم که شورتمون خیسه)خلاصه من که از خواب بیدار شدم یه حس عجیبی به سارا داشتم خلاصه صبونم خوردم از خونه زدم بیرون اصلا نمیدونم چم شده بود فقط داشتم به سارا و خواب دیشبم فکر میکردم گفتم بزار بهش زنگ بزنم وباهاش حرف بزنم شمارشو گرفتم همین که گفت بله دلم حوری ریخت پایین این همه که باهاش حرف زده بودم این طوری نشده بودم بازم فکرم رفت به خواب دیشب که یه دفعه به خودم امدم گفتم سلام حالت خوبه که گفت چرا حرف نمیزدی گفتم صدات نمیودمد بهش گفتم زنگ زدم حالتو بپرسم خلاصه یه کم با هم حرف زدیم بعد قطع کردم این خواب بد جوری حس منو به سارا عوض کرده بود شب شد یه کم زود تر رفتم خونه به خانومم گفتم پاشو بریم خونه مامانت اینا من حوصلم سر رفته که اونم قبول کرد ما رفتیم خونه مادر زنم همین که سارا رو دیدم بازحالی به حولی شدم خلاصه رفتیم نشستیم من که همیشه میرفتیم خونه مادرخانومم چشم فقط به تلوزیون بود فقط به تلوزیون نگاه میکردم اون روز چشم فقط دنبال سارا بود که از هر موقیتی استفاده میکردم که دیدش بزنم خانومم و مامانش رفتن اشپزخونه و منو سارا موندیم من هم یه چشم به تلوزیون بود یه چشم به سارا و هی اون خوابی که دیده بودم میومد جلوی چشام دوست داشتم همنچا بگیرمش ببوسمش که نمیشد اون که حواسش به من نبود که زیر نظرش دارم من هم که زول زده بودم به پاهاش بلوریش که نشسته بود رو مبل و پاشو انداخته بود روپاش شلوارش امده بود بالا من که همین طور به پاهاش نگاه میکردم یه لحظه سرم رو اوردم بالا که دیدم سارا به من داره نگاه میکنه زود خودمو جمع جور کردم سارا گفت چای میخوری واست بیارم گفت نه گفت پویا امروز چته حوصله نداری گفتم نه بابا یه کم خسته هستم خلاصه اون روز گذشت من هم تو این فکر بود که با سارا چه طوری ارتباط پیدا کنم وباهاش سکس کنم هر موقع میومدنند خونه ما لباسشو تو اتاق درمیاورد من هم میفرفتم سوراخ شلوارش و بوش میکردم وای خدای من میگفتم الان چند دقیقه پیش کوس سارا تو این شلوار بود هر وقت با خانومم سکس میکردم فکر میکردم که خانومم سارات که دارم میکنمش به خودم میگفتم من باید یه بار که شده سارا بکنم خلاصه زد خانومم من مریض شد من بردمش بیمارستان که بیمارستان گفت که باید یه روز اینجا بستری باشه من هم که به مامانش زنگ زدم امدنند بیمارستان به خودم گفتم امروز باید سارا بکنم موقیت خوبی بود ولی خدا خدا میکردم که مادرزنم پیش خانومم بمونه من هم سارا میبردم خونه و کارشو میساختم مادر زنم اینا امدنند بیمارستان که من بهشون گفتم دکترش گفته که امروز رو باید تو بیمارستان بمونه که یکی هم باید پیشش بمونه که مادر زنم گفت من میمونم دیگه تو کونم عروسی بود گفتم باشه من سارا هم میریم خونه ما سارا بره خونه تنها میترسه که مامانش گفت باشه خلاصه ازشون خداحافظی کردیم رفتیم سوار ماشین شدیم بریم خونه تو راه هی فکر میکردم که چه طوری باهاش سکس کنم با خودم گفتم اگه هم نشه تو خواب انقولکش میکنم بعد یه فکری به ذهنم رسید به سارا گفتم میخوای یه مشروب بگیرم ببریم خونه باهم بخوریم چون که میدونستم از مشروب خوش میاد ولی از ترس مامانش نمیتونست بخوره من هم از ترس خانومم گفتم که باشه من رفتم یه ویسکی گرفتم با کلی مزه اینا رفته خونه با خودم گفتم عجعب شبی بشه امشب رسیدم خونه که سارارفت لباساشو عوض کنه از اتاق امد بیرون دیدم یه تیشرت تنگ صورتی پوشیده با یه شلوار تنگ که از ساق پاش بود البته تو خونه خودشون هم میرفتیم این طوری لباس می پوشید ولی من زیاد توجه نمیکردم که برگشتم گفتم که این لباسا چقدر بهت میاد که یه لبخند زد امد پیش رو مبل نشست من هم رفتم ماهواره رو روشن کردم زدم کانال پی ام سی و رفتم ویسکی رو اوردم بامزه ها گفتم اجازه هست ساقی من باشم گفت بابا اختیار داری گفتم ولی سارا بایید پا به پای من بیای گفت پویا من ظرفیتم پایینه 2تا میزنم مست میشم من هم تو دلم گفتم که چه بهتر اقا خلاصه پیک اول رو ریختم به سلامتی 2تامون رفتیم بالا دومی سومی تو چهارمی گفتم من بس مه زیاد خوردم من هم اخرین پیک رو ریختم گفتم باشه این اخریشم بخوریم تموم بشه خلاصه اخرین پیکم زدیم دیدم سارا گرم شده ماهواره هم داشت اهنگ جدید منصور رو نشون میداد که این پاشد برقصه که دیدم اره مشروب کار خودشو کرده خانم سرخوش سرخوشه گفتم بیا بشین بابا الان سرت گیج میره میخوریزمین یه چیزیت میشه ها من هم پاشدم گفتم از این موقعیت استفاده میکنم بغلش میکنم پاشدم از پشت گرفتمش گرمای بدنش کل وجودم رو فرا گرفت دیدم داره میخنده داد میزنه من هم که بهش چسبیده بود کیرم داشت بلند میشدگفتم به درک هرچیزی میخواد بشه بشه این فرصت طلای رو از دست نمیدم دستم رو انداختم رو سینهاش که برگشت گفتم پویا داری چی کار میکنی گفتم هی چی گرفتمت تا نخوری زمین دیدم دوباره شروع کرد به رقصیدن من هم که خیالم راحت شد که چیزی نمیگه سینه هاشو دو دستی گرفتم فشار دادم از پایین هم کیرم داشت میترکید که چسبوندم به کونش که یه دفعه دیدم واستاد برگشت طرف من گفت پویا داری چی کار میکنی گفتم سارا من تو رو خیلی دوست دارم همین که خواست حرف بزنه لبابو گذاشتم رو لباش که دیدم اونم هیچ مقاوتی نشون نداد فکرکنم 5.6دقیقه همین طور ازهم لب گرفتیم بعد بخلش کردمش گذاشتم رو مبل لباسو از تنم کندم فقط موند شرتم رفتم روش و دوباره ازش لب گرفته بعد رفتم سوراخ گردنش لیس میزدم ارم مک میزدم که جاش سیاه نشه که دیدم اهوناله سارا بلند شد که میگفتم پویا منم دوست دارم میخوام امروز زنت باشم هر کاری دوست داری با من بکن من هم که با این حرفاش حشری شده بودم تی شرتشوبا سوتین شو از تنش در اورم رفتم سوراخ سینه هاش وای عجعب خوش مزه بود امد پایین رسیدم به نافش اونجا رو هم لیس زدم بدون اینکه شلوارشو از تنش دربیارم تا بالای کوسش دادم پایین واییییی انگار میدونست امروز قرار کارشو بسازم کوسش تمیز تمیز بود بالای کوسشو هی لیس میزدم سارا که داشت دادم میزد میگفت بخور برو پایین رو بخور من هم خواستم که بیشتر حشیری بشه شلوارشو شرتشو با هم از پاش در اوردم ولی نرفتم سمت سوراخ کونش رفتم سراغ پاهاش از نوک پاهاش لیس میزدم میومدم بالا وای خدا چه حالی میداد هر دو تا پاشو قشنگ لیس زدم که گفت نامرد بیا بخور کسم رو من هم گفتم اول بیاد تو بخوری زود شرتم رو از توپام در اوردم اون هم که رو مبل دراز کشیده بود خودشو کشید بالا که سرش امد روی دستهای مبل و دهنشو باز کرد من هم رفتم روش کیرم جلوی صورتش بود کیر رو کردم تو دهنش داشتم تولونبه میزدم تو دهنش چند بار دندوناش خورد به کیرم بد جوری اذیت شدم هی کیرمو تو دهنش عقب جلو میکردم بعضی وقتا همچین تا ته میکردم تو دهنش که حولم میداد عقب که گفت بابا خفه شدم بعد چند دقیقه کیرم رو کشیدم بیرون و رفتم سمت سوراخ کوسش زبونم گذاشتم رو کوسش اینه وحشایا داشتم کوسشو لیس میزدم سارا هم هی داد میزد میگفت دوست دارم پویا بعد این که چند دقیقه کسشو خوردم دیدم یه داد بلند زد شل شد گفتم بابا اروم الان همسایه ها میریزند اینجا گفتم الان نوبت منه اولش خواستم از کوس بکنمش گفتم سارا اوپن نیستی که گفت نه بابا اکبنده هنوز گفتم پس از کون میکنمت اولش گفت نه درد داره گفتم مگه نگفتی امشب مال تو هستم گفتم فقط اروم بکن گفتم چشم رفتم از تو اتاق واکس مو اوردم (بچه ها نه خندید ها)یه کم زدم سره کیرم یه کم هم زدم به سوراخ کون سارا اروم کیرم رو بردم دمه سوراخش که گفت پویا جان هر کی رو دوست داری اروم بکن گفتم نترس اروم سره کیرم رو گذاشتم دمه سوراخ کونش و با دستم کیرم رو گرفتم اروم سرش کردم تو گفت اروم بعد دوباره با دستم فشار دادم تو که یه داد زد تو رو به خدا اروم دیگه داشتم دیونه میشدم دستم رو از روی کیرم برداشتم و فشار دادم که یه جیغ زد گفتم الان همسایه ها میریزن بیرون دیگه کیرم تا دسته تو کونش بود شروع کردم به تولنبه زدن اینه وحشیا داشتم میکردمش فکر کنم دیگه درد نمکشید دستش رو کوسش بود داشت کوسشو میمالید دیگه داشت ابم میومد سرعتم رو بیشتر کردم و اب مو خالی کردم تو کونش و ولو شدم روش برگشت گفتم پویا عاشقتم من هم گفتم قوربونت برم من پاشدم دستمال کاغذی اوردم تا کونشو تمیز کنه بعد این که خودشو تمیز کرد بغلش کردم بردم تو اتاقمون خوابدمش رو تخت خودم رفتم دست شوی برگشتم دیدم داره گریه میکنه گفتم چته گفت من به خواهر خیانت کردم خانم تازه یادش افتاده بود بعد گرفتمش تو بغلم گفتم نه عزیزم تو هم به سکس احتیاج داشتی من هم خلاصه با هزار بدبختی ارومش کردم گفتم سارا میدونی رو این تخت چقدر به یاد تو با خواهرت سکس کردم گفت راست میگی گفتم اره خلاصه کلی ازم سوال پرسید که دیگه نمیخوام اونا رو بگم چون داستان طولانی شداگه هر اشکالی داشتم به بزرگی خودتون ببخشید چون اولین بارم بود که داشتم مینوشتم البته تو املاء انشاء همیشه نمرم کم بود بر هر حال به بزرگی خودتون ببخشید</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%88%da%86%d9%88%d9%84%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b3%d9%87-%d9%86%d9%81%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175839</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خانوم معلم آبش رو میریزه رو دانش آموزش تو مدرسه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%a2%d8%a8%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%b2%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%d8%aa/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%a2%d8%a8%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%b2%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 18 May 2019 05:00:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آلبالو]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالامنم]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[بودسوراخ]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جوووون]]></category>
		<category><![CDATA[جووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خانومی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دلداری]]></category>
		<category><![CDATA[دنباله]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستشو]]></category>
		<category><![CDATA[راستمو]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخه]]></category>
		<category><![CDATA[شددیدم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانیه]]></category>
		<category><![CDATA[کردماین]]></category>
		<category><![CDATA[کردمحالا]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لبخندی]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مجردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچید]]></category>
		<category><![CDATA[میترسه]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخونه]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[نوشابه]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[وفادار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دیدم خیلی عصبانیه چون در فیلم سکسی ماشین و محکم بست &#8230;گفتم خانوم یواش&#8230;.. بعد از چند لحظه که گذشت گفت ببخشید من عصبانی بودم&#8230; ازش پرسیدم سکسی چرا ناراحتی؟ کاری هست که من بتونم شاه کس برات انجام بدم؟ یهو پقی زد زیر گریه و گفت که با دوسته پسرش دعوا کونی کرده. پرسیدم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>دیدم خیلی عصبانیه چون در فیلم سکسی ماشین و محکم بست &#8230;گفتم خانوم</h2>
<p>یواش&#8230;.. بعد از چند لحظه که گذشت گفت ببخشید من عصبانی بودم&#8230; ازش پرسیدم سکسی چرا ناراحتی؟ کاری هست که من</p>
<h3>بتونم شاه کس برات انجام بدم؟ یهو پقی زد زیر گریه و</h3>
<p>گفت که با دوسته پسرش دعوا کونی کرده. پرسیدم سر چی؟ گفت که اره&#8230;.بعد از 3 سال که با هم دوست</p>
<h4>هستن جنده امروز مچه دوستشو با یه دختر دیگه گرفته میگفت</h4>
<p>که سه سال باهاش دوستم و پستون تو این سه سال همه کاری براش میکردم حتی خرجشو میدادم. پرسیدم چطور؟ گفت</p>
<h5>که آره کوس دوستم درس میخونه و کار نمیکنه. خودم هم</h5>
<p>تو یه شرکت هواپیمائی کار میکنم. خلاصه خیلی ناراحت بود. بهش گفتم که تقصیر خودته که لوسش کردی برای همین هم ارزش سکس داستان تو رو نمیدونه.</p>
<h6>اگه تو هم با خودش مثله خودش رفتار ایران سکس کنی یا</h6>
<p>روش کم میشه و دیگه از این کارها نمیکنه چون از عکس العمل تو میترسه و یا اینکه لااقل تو هم دیگه دلت نمیسوزه و باهاش بیحسابی. یه فکری کرد و گفت شما راست میگی من خودم هم چند دفعه وسوسه شده بودم ولی به خودم میگفتم که نه من باید وفادار باشم اما حالا میبینم که اون اصلا لیاقته منو نداره&#8230;&#8230;ولی من چه جوری این کارو بکنم&#8230;.من تا حالا با کسی دیگه نبودم. منم گفتم تو نگرانه اون نباش&#8230;.بعد با لبخندی بهش گفتم مگه من مردم؟؟اینو که گفتم یهو از خجالت قرمز شد و گفت یعنی با شما؟ گفتم آره من از تو سو استفاده نمیکنم میخوام بهت یاد بدم که چه جوری آزاد باشی و آزاد فکر کنی. بعد از اینکه اینو گفتم دیگه هیچ چیزی نگفت و منم مسیر و به طرفه خونه مجردیم کج کردم. تو خونه که رسیدیم براش یک شربت آلبالو درست کردم که یک کمی سر کشید بعدش من شروع کردم بغلش کردن و لب گرفتن&#8230;. اولش خودشو جم و جور میکرد اما به محض اینکه شروع کردم کسشو (از رو شلوار) مالوندن دیگه شل شد&#8230;.. همزمان که لب میگرفتم با دست چپم بغلش کرده بودم و با دست راست از پشت گردن تا بالای کونش دست مکشیدم بعد دستم رو به زور تو شلوارش کردم و انگشت وسطیم رو به سوراخه کونش رسوندم و شروع کردم سوراخ کونش رو مالوندن&#8230;..جوووووون چه لبهای شیرینی&#8230;..سوراخ کونش نرم و مرطوب شده بود و همزمان با انگشت من کونش میچرخید&#8230;.آروم آروم انگشتمو تو کونش کردم و شروع کردم چرخوندن&#8230;یه چند دقیقه که گذشت بردمش تو اتاق خواب و همزمان که لختش میکردم ..بوسش میکردم&#8230;.لبش&#8230;.گردنش&#8230;.سینهاش. همین که امدم شورتشو دراوردم دیدم کسش خیس خیس و بی مو&#8230;&#8230;بهش گفتم چی کار میکنی &#8230;.تو که اول خودتو خیس کردی&#8230;..زود لخت شدم تا چشمش به کیرم افتاد گفت وووواااا ی ی ی این چی دیگه &#8230;چه کلفته&#8230;.چه گنده س &#8230; مثل یه نوشابه خوانوادس &#8230;..حالا دیگه هر دومون لخت بودم. خوابوندمش رو تخت&#8230;.خودم هم روش و بین دو پاهاش&#8230;.دست چپم زیر سرش و با دست راستم کیرمو به داخل کسش هدایت کردم.سرش که تو کسش رفت گفت آآآآآآ ی ی ی ی کسم داره پاره میشه &#8230;.خواهش میکنم یواش بکن&#8230;.کیرمو دراوردم و یه خورده سرشو لای چاک کسش بالا و پائین میکردم و بعد دوباره تو کسش کردم&#8230;این دفعه تا ته کیرم کردم تو&#8230;..از درد و لذت و تعجب دهنش باز مونده بود و برای چند لحظه نفس نمیکشید&#8230;.یهو داد زد آآآی ی ی ی ی کسم جر خورد!!!!!&#8230;کیرت کسمو پر کرده!!!!!&#8230;&#8230;کیرتو تو کونم حس میکونم!!!! منم هی میگفتم جوووون&#8230;قربونت برم&#8230;..یه کمی تحمل کن&#8230;..دردت میاد؟؟؟؟ الان خوب میشه و هی عقب و جلو میکردم. دست چپم هنوز زیر سرش بود ماچش میکردم بعد دست راستمو بردم زیر کونش&#8230;دادم بالا&#8230;حالا دیگه جفت پاهاش بالا بود وکیرم تا خایه هام تو کسش میرفت و در میامد. میگفتم جووووون خوشت میاد؟؟؟کیرم قالب کست هست؟؟؟؟ ببین چه جوری کیرم مثل شیشه شور تو کست بیرون و تو میشه!!!! اونم هی آه و ناله میکرد. انگشتم رو دوباره تو کونش کردم&#8230;.حالا دیگه خودم آمد و رفت کیرم و حس میکردم&#8230;دیگد دختره خودش هم شروع کرده بود به حال کردن و هی خودشو عقب و جلو میکرد&#8230;.دیدم حالش خیلی خراب شده هی میگفت آخ جون ببین چه کیری تو کسمه جوووون ن این کسو بگا&#8230;.. به خودم گفتم این کس اگه امروز از اینجا بره شاید بر نگرده پس بهتر که منم حسابی بگامش&#8230;کیرمو در اوردم&#8230;.به دو زانو برش گردوندم &#8230;کیرمو تا ته تو کسش کردم و هی عقب و جلو میکردم&#8230;..کمرش قوس برداشته بود &#8230;سرش رو به بالا&#8230;..منم با دو دستم لمبه های کونشو باز کردم و با شستم سوراخ کونش رو میمالوندم. کیرمو (که از ابه کسش خیس شده بود) از کسش دراوردم گذاشتم رو چاک کونش و عقب و جلو میکردم گفتم ببین نترسی ها میخام بکنم تو کونت .گفت نه نه نه دردم میاد &#8230;کیرت گندس کونمو پاره میکنه گفتم نترس یواش یواش میکنم توش. سر کیرمو چسبوندم در سوراخه کونش&#8230;.دو طرفه کمرشو گرفتم و شروع کردم فشار دادن&#8230;دادش بلند شد&#8230;دیدم توش نمیره&#8230;.دستامو گذاشتم سر شونه هاش فشار دادم&#8230;. سر کیرم رفت توش که یهو جیغ زد و خودشو پرت کرد جلو&#8230;دو دستی کونشو گرفته بود و از درد به خودش میپیچید. بعد از کلی قربون صدقه و دلداری دو باره ازش خواستم که لب تخت برام قمبل کنه. یکمی کرم نرم کننده با آب کسش به سوراخه کونش مالیدم و اول یک انگشتی بعدش دو تائی تو کونش کردم بعد دوباره سر کیرمو گذاشتم دم سوراخ کونش و فشار دادم توش. نفسش بند امده بود&#8230;.سوراخ کون تنگش دور کیرم قفل کرده بود کیرمو یواش یواش عقب جلو کردم تا یکمی که باز شد دو طرفه کمرشو محکم گرفتم و کیرمو تا خایه هام تو کونش کردم. داد میزد&#8230;.آآآآی ی ی کونمو پاره کردی&#8230;.ووووواااای ی ی ی کسو کونمو یکی کردی&#8230;..دیگه نمیتونم سوراخ کونمو جم کنم&#8230;.دیگه نمیتونم بشینم&#8230;.. ووواااای ی انم داره میاد بیرون&#8230;.کیرت تو کونمه ولی تو کسم هم حسش میکنم&#8230;.. منم میگفتم&#8230;.جووون ن فدات شم دردت میاد؟؟&#8230;..فکر کردم کونت پاره میشه&#8230;.تحمل کن الان اب میدم میگفت دارم از درد میمیرم&#8230;.منم کیرمو دراوردم نشونش دادم گفتم ببین این داره تو کونت میره برای همین اینقدر درد میکشی تحمل کن &#8230;بعد از من به هر کی دیگه که بدی درد نمیکشی. اینو که گفتم حشری شد و گفت پس منو بگا&#8230; منم دوباره کردم تو کونش و ایندفه از حال رفت و رو شکم خوابید منم همینطور افتادم روش و تند تند میکردم تو کونش و همزمان شروع کردم با کسش بازی کردن. یهو دیدم هوار کشید&#8230;سرش عقب و جلو میرفت و داد زد بیا اینم ابه کسم. منم دیگه وقتی داشت ابم میامد گفتم بیا..داره ابم میاد&#8230;.همینطور که روش خوابیده بودم دستامو بردم پائین دو تا لمبرهاشو از هم باز کردم &#8230;ت<br />
ا ته کیرم فشار دادم تو کونش و همونجا ابمو ریختم. وقتی کیرمو از کونش بیرون کشیدم دیدم کونش به اندازه قطر کیرم باز مونده و بسته نمیشه&#8230;.بعد جفتمون بیحال افتادیم کنار تخت &#8230;وقتی امد بره خودشو تو حموم بشوره&#8230;..اب کیرم(که به زردی میزد) از کونش تا سر زانوش راه افتاده بود.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%a2%d8%a8%d8%b4-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%b2%d9%87-%d8%b1%d9%88-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174023</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم شاه کس از شدت حشری بهترین سکس رو میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%af%d8%aa-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%af%d8%aa-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 16 May 2019 09:07:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[اپارتمان]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[استراحتی]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[‫اینکه]]></category>
		<category><![CDATA[بازشون]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایید]]></category>
		<category><![CDATA[بفرمایین]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیله]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارم]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پایین‬]]></category>
		<category><![CDATA[پلاستیک]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پیوسته]]></category>
		<category><![CDATA[تعارفی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چطوریه]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خودتونه]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشمزه]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستمالی]]></category>
		<category><![CDATA[دلخواه]]></category>
		<category><![CDATA[دوستامون]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رفتیم‬]]></category>
		<category><![CDATA[زحمتشو‬]]></category>
		<category><![CDATA[سرازیر]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاده]]></category>
		<category><![CDATA[فرودگاه]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمهای]]></category>
		<category><![CDATA[کدومتون]]></category>
		<category><![CDATA[کدومشون]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاهی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشون]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مشترکمون]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[مقداری]]></category>
		<category><![CDATA[منظورت]]></category>
		<category><![CDATA[میترسه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونین]]></category>
		<category><![CDATA[میخورم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[‫میخورین]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌زنه]]></category>
		<category><![CDATA[میزنین]]></category>
		<category><![CDATA[میشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکنین]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفت]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میومدن]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ندارین]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[هردوشون]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[هندوستان]]></category>
		<category><![CDATA[وقتیکه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[از ‬ ‫دوستامون هستن به فیلم سکسی خارج از کشور اومدیم و مشغول کاریم . پس از حدود ۱ سال فیلمون یاد هندوستان کرد ‫و بعد از سکسی امتحان بچه ها با دوستامون که خانمش شاه کس از همکارهای خانمم توی یه شرکت معتبر امریکایی است ‫رفتیم ایران و اونجا خوش بودیم کونی به من [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>از ‬ ‫دوستامون هستن به فیلم سکسی خارج از کشور اومدیم و مشغول</h2>
<p>کاریم . پس از حدود ۱ سال فیلمون یاد هندوستان کرد ‫و بعد از سکسی امتحان بچه ها با دوستامون که</p>
<h3>خانمش شاه کس از همکارهای خانمم توی یه شرکت معتبر امریکایی است</h3>
<p>‫رفتیم ایران و اونجا خوش بودیم کونی به من و دوست خانمم فقط ۲۰ روز مرخصی داده بودند و باید برمیگشتیم</p>
<h4>‫پس جنده از گذشت ۲۰ روز و ‪ ok‬پروازبا خانم دوستم</h4>
<p>که مهناز نام داره برگشتیم &#8230; پستون شب رسیدیم فرودگاه و بعد‬ ‫از انجام مسایل گمرکی رفتم اول مهناز رو رسوندمش</p>
<h5>خونه اخه کوس اپارتمان اونا با ما فاصله داره و اون</h5>
<p>آپارتمان رو یکی از دوستاشون که توی ان مجتمع زندگی میکنه قبلا براشون گرفته بود. ‫فرداش ۵ شنبه بود و سکس داستان باید میرفتیم سر</p>
<h6>کار وقتی که خونه رسیدم جنازم رسیده بود ایران سکس خونه بعد</h6>
<p>از دوش بدون‬ ‫اینکه شام بخورم رفتم خوابیدم و فرداش رفتم سر کار . ساعت ۱۱ بود که مهناز زنگ زد و برای روز جمعه ‫منو ناهار خونشون دعوت کرد .منم قبول کردم و فرداش ساعت ۱۲ بود که اول رفتم به اون دوست ‫مشترکمون یه سلامی کردمو یه چیزایی که از ایران خوانوادش بوسیله من فرستاده بودن آخه من بارم کم بود ‫و سبک اومده بودم بهشون دادم و خداحافظی کردم و رفتم خونه مهنازشون. در رو باز کرد و پس از احوالپرسی و اوردن چای بهم گفت هر موقع گشنتون هست بگین من ناهار رو‬ ‫بکشم از اونجایی که بوی قورمه سبزی همه خونه رو گرفته بود و منم شکمو گقتم اگه ممکنه ناهار بخوریم‬ ‫ضمنا من با دوست خانمم تعارفی هستم . ناهار رو زحمتشو کشید و در حین ناهار خوردن شوهرش از ایران‬ ‫تماس گرفت و خبر احوال و اونم گفت اقا کامی رو برای ناهار دعوت کرده خونه که اونم گفت گوشی رو‬ ‫بده بعد با هم صحبت کردیم و گفت من تا ۲۰ روز دیگه میام اگه میشه به خانمم بیشتر سر بزن و اگه خرید ‫خونه داشت زحمتش رو بکش ضمنا خانمم یه مقداری ترسو است و شبها میترسه چون به من اطمینان داشت ‫گفت شبا رو هم اونجا بخوابم منم تشکر کردمو به اون گفتم نمیگذارم بهش سخت بگذره . خداحافظی کردمو ‫بقیه ناهار رو که خیلی هم خوشمزه بود خوردیم پس ار ناهار مهناز سفره رو جمع کرد و گفت چایی رو الا‬ ‫میخورین یا یه چرت میزنین بعد از خواب میل میکنین منم که حسابی خورده بودم و دم کرده بودم گفتم اگه ‫میشه یکم استراحت کنم بعد اگه زحمتی نیست چای میخورم مهناز هم رفت و توی اتاق و اومد گفت جاتون ‫رو انداختم توی اطاق میتونین بفرمایین منم رفتمو ملافه رو روم کشیدمو رفتم تو کار خواب. مهناز خانمم ‫رفت اشپزخونه که ظرفها بشوره حدود یک ربعی گذشت من هنوز خوابم نبرده بود که شنیدم کار شستن ‫ظرفها تموم شد و اشغال ها رو کرد توی پلاستیک و در اپارتمان رو باز کرد و انداخت توی شوتینگ اومد داخل با پاش دراپارتمان رو پیش کرد و رفت اشپزخونه دستاش رو شست و خشک کرد بعدش اومد آروم در ‫اطاق رو باز کرد و دید بیدارم گفت چیزی لازم ندارین منم تشکر کردم و گفت منم یه استراحتی میکنم در‬ ‫رو بست و رفت حدود ۵ دقیقه بعد دیدم یه چیزی زیر ملافه وول میخوره برگشتم دیدم مهنازه گفت میشه منم‬ ‫پیش شما بخوابم. منکه خیلی شوکه شده بودم و هیچ چیزی برای گفتن نداشتم گفتم خونه خودتونه و خودمو ‫جمع کردم که بخوابم مهناز گفت میشه یه سوال ازتون بکنم گفتم بفرمایید. گفت مریم میگه که کیر شما ۳۱ ‫سانته میشه تو دستم بگیرم منکه حسابی گیج بودم نمیدونستم چی باید بگم از یه طرف دوست خانمم بود و از ‫یه طرف شوهرش اونو به اطمینان من فرستاده بود حرفی نزدم اونم شرت منو آروم پایین کشید و گفت این ‫که ۲۰ سانت هم نیست و شروع کرد به مالوندن دیگه حسابی بزرگ شده بود و به اندازه دلخواه رسیده بود ‫که جیغی از روی خوشحالی کشید و گفت راست میگفت مریم . خوشبحالش . بعدش گفت میشه یه سوال دیگه ‫بپرسم بدون اینکه منتظر جوابم بشه گفت تو چرا منو نمیکنی دیگه حسابی داغ کرده بودم که اونم معطل‬ ‫نکرد و کیرم رو گرفت گذاشت توی دهنش و شروع کرد به ساک زدن . اونم چه ساک زدنی دیگه قید همه ‫چی رو زدم و منم اول لباسشو در اوردم و رفتم سراغ کرستش که وقتی بازشون کردم مست و دیوانه شدم ‫مگه میشه توی دنیا سینه به این قشنگی سفید بلور سر بالا نوکش هم که سفت و بزرگ شده بودو از هاله قهوه ‫ایش که نگم و گرنه هکتون دیوونه میشین . بعد دامنشو در اوردم ولی شرتش رو گذاشتم برای مرحله بعد ‫حدود یه ربعی سینه هاش رو مک زدم که دیگه دادش رفته بود به اسمون کم کم رفتم سر مرحله بعد و آروم ‫آروم شرتش رو در اوردم و در بهشت رو دیدم یه کس توپول خوشگل بلوری ناز .بصورت 69 روش ‫خوابیدم و شروع کردم به کس لیسی دیگه اب کسش بود که توی دهنم سرازیر بود . بصورت طاق باز که‬ ‫دیگه لخت لخت بودم خوابیدم و بهش گفتم کستو بیار دم دهنم اونم اومد نشست رو دهنم و تمام کسش رو ‫چپوند توی دهنم. منکه دیگه روی عرش بودم توی این حال بودم دیدم یکی داره کیرمو دستمالی میکنه و لیس‬ ‫میزنه و الانه که بذاره توی دهنش آروم با تعجب نگاه کردم دیدم مهناز که رو دهنه منه و صورتش طرف‬ ‫من پس چطوریه دیدم نسرین همون خانمی که توی اپارتمان مهنازشون زندگی میکنه لخت شده و داره ساک‬ ‫میزنه با اشاره به مهناز که دیگه تو حال طبیعی نبود گفتم این اینجا چکار میکنه اونم وقتی برگشت و نسرین‬ ‫رو دید از تعجب داشت شاخ در می اورد ولی شهوت امان هر 3 تامونو بریده بود بعدا گفت وقتیکه ‫اسبابهایی رو که اورده بودم دیده یه لباس که تی شرت من بود با لباساشون قاطی شده بود اورده بود که پس ‫بده از شانس ما برق قطع بوده و دیده که در بازه اخه مهناز یادش رفته بود وقتی که اشغال ها رو ریخته بود ‫داخل شوتینگ برگرده در رو قفل کنه چون دستاش کثیف بوده با پاش فقط پیش کرده بود وقتی اومده داخل و‬ ‫مارو مدتی نگاه کرده بود و حسابی شهوتی شده بود و کسش خیس خیس منم که طاق باز خوابیده بودمو ‫کیرمم حسابی بزرگ شده بوده اونوتحریک کرده بوده به جمع ما پیوسته بود از یه طرف مهناز ناراحت شد ‫که نکنه موضوع رو به شوهرش بگه ولی وقتی که کیرمو توی دهن نسرین دیده دیگه خیالش راحت شده از ‫اونجایی که نسرین یه خانم چاقه و حدود ۹۵ کیلو منم مرده خانم های چاق معطل نکردمو کس مهناز رو ول ‫کردم و شروع کردم به کس چاق نسرین رو لیس زدن. هر دوشون که حسابی اب کسشون راه افتاد به مهناز ‬ ‫گفتم بخوابه مهناز که سینه هاش توی دستای نسرین پف کرده بود بلند شد و رفت روی کیرمو نشست روش‬ ‫آنقدر از کسش اب اومده بود که راحت همش رفت تو کسش و کونش به شکمم چسبید بعد شروع کرد به بالا‬ ‫پایین شدن و پس از مدت کوتاهی جیغش در اومد و بیحال افتاد حالا نوبت نسرین بود منکه کشته مرده کون‬ ‫چاق هستم بعد از لیس زدن کون نسرین آروم آروم کیرمو گذاشتم توی کونش که برام قنبل کرده بود و‬ ‫میگفت کسمو بکن که گفتم اونم چشم بعد آروم آروم داخل کردم که جیغ دردش با جیغ شهوتش قاطی شده بود‬ ‫و دیگه نمیتونست هیچ تقلایی بکنه منم تا جایی که جا داشت کردم تو کونش دیگه صداش به اسمون میرفت و‬ ‫اگه لباشو مهناز با کسش پر نکرده بود همه مجتمع میومدن و یه فیلم سوپر مشت نگاه میکردن پس از مدتی‬ ‫که فقط صدای شلاپ شلاپ کیرمو میشنیدم دیدم تکون های بدی میخوره همزمون جیغ های مهناز اخ و اوخ‬ ‫مهناز هم در اومد و هردوشون با هم ارضا شدن منم پس از چند تلمبه دیگه گفتم داره ابم میاد که هردو‬ ‫دهناشون رو باز کردن و منم ریختم توی دهن هاشون. هر کدومشون همدیگه‬ ‫رو پس میزدن تا اب بیشتری رو بخورن وقتیکه دیگه هیچی نموند بیحال افتادم و اونا شروع کردن به‬ ‫بوسیدن و لیس زدن کیرم حدود 5 دقیقه بیحال افتادم و هیچ حرکتی نمیکردم بعدش گفتم خیلی خوش گذشت ‫ولی خیلی سخته ادم نمیدونه باید کدومتون رو بکنه. نسرین گفت اخه کیر یکی بود گفتم منظورت چیه گفت ‬ ‫کیر یکی ولی سوراخامون زیاده کس داریم 2 تا کون داریم 2 تا دهن داریم 2 تا ولی سینه داریم 4 تا معلومه تو ‫با 1 دونه کیرت به کجامون میرسی گفتم یعنی چه گفت کسخول قربون کیر به اون بزرگیت بشم کیرت بره ‫تو کس و کونم درم نیاد سکس گروهی نشنیدی؟ گفتم یعنی منظورت اینه که &#8230; گفت اره . گفتم چند تا گفت ‫هر چی بیشتر بهتر. مهناز هم داشت نگاه میکرد و هیچی نمیگفت . گفتم مهناز نظرت چیه گفت نمیدونم فقط‬ ‫توی فیلمهای سوپر دیدم ولی شاید یه دفعه امتحان کردنش بد نباشه .بعدش به نسرین نگاه کردو با همدیگه ‫خندیدن . قرار شد برای دو روزه دیگه که تعطیل بود برنامه رو ردیف کنم .		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d8%af%d8%aa-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b3%da%a9%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173812</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.008 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-11 05:32:25 by W3 Total Cache
-->