<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>میخندی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%86%d8%af%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:30:58 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>میخندی &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>فیلم آماتور با جنده خانوم که کل عمرش آرزوش این بوده که خوب کرده بشه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%a2%d9%85%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%d9%87-%da%a9%d9%84-%d8%b9%d9%85%d8%b1%d8%b4-%d8%a2%d8%b1%d8%b2/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%a2%d9%85%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%d9%87-%da%a9%d9%84-%d8%b9%d9%85%d8%b1%d8%b4-%d8%a2%d8%b1%d8%b2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 05 Oct 2019 08:22:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبان]]></category>
		<category><![CDATA[اعصابم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[ببینید]]></category>
		<category><![CDATA[بودچون]]></category>
		<category><![CDATA[بودمواقعا]]></category>
		<category><![CDATA[بیخیال]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[‫چشمتون]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادهام]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواندن]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[دستانم]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[رفتگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[کردمهر]]></category>
		<category><![CDATA[کنارمه]]></category>
		<category><![CDATA[کنهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[‫ماجرا]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینشو]]></category>
		<category><![CDATA[میخندی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمنم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنم‬]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنی]]></category>
		<category><![CDATA[نامردی]]></category>
		<category><![CDATA[نگذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نگهبان]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[همشهری]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سال پیش.. داستان از اونجایی فیلم سکسی شروع می‌شه که من آدم خوره چتم و دائم چت می‌کنم ۱روز داشتم تو کافی نت چت می‌کردم که ۱ سکسی دختری با ۱ حجاب کامل اومد تو.قیافه شاه کس ‌نمکی داشت ولی‌ اصلا آرایش نکرده بود.چون تو شهر ما خیلی‌ دخترا محدود هستن.خلاصه من کونی به کارم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سال پیش.. داستان از اونجایی فیلم سکسی شروع می‌شه که من آدم خوره</h2>
<p>چتم و دائم چت می‌کنم ۱روز داشتم تو کافی نت چت می‌کردم که ۱ سکسی دختری با ۱ حجاب کامل اومد</p>
<h3>تو.قیافه شاه کس ‌نمکی داشت ولی‌ اصلا آرایش نکرده بود.چون تو شهر</h3>
<p>ما خیلی‌ دخترا محدود هستن.خلاصه من کونی به کارم مشغول بودم که دیدم ۱ ایدdی اومد بالا به اسم مینا منم</p>
<h4>طبق جنده معمول و پاچه خار پی‌ام دادم و شروع کردیم</h4>
<p>به چت. ۱لحظه ۱احساسی‌ کردمهر پی‌ام پستون که به من میومد دکمه انتر زده میشد من متوجه شدم که مینا در</p>
<h5>کنارمه و کوس طرف پیشمه.بهش گفتم:بچه کجای دروغ گفت.۱علامت خواند زدم</h5>
<p>و بش گفتم دروغ نگه.با این حرفم شوک شد.نوشتم همشهری سلام.داشت شک در میاورد.که پی‌ام دادم بغل دستی‌ سلام و نگاش کردم سکس داستان و خندیدمبنده خدا</p>
<h6>ماتش برده بعد.شروع کردم پند و نصیحت که ایران سکس دروغ خوب</h6>
<p>نیست و &#8230;&#8230;.تا بش پیشنهاد دوستی‌ دادم و بد از کلی‌ دارد سر مخش زدم.اگه بگم ۵هفته پچه خاری کردم ببینید چه کشیدم. آخه از قیافش خوشم اومده بود.تا اینکه بد از کلی‌ ماجرا‌ و داستان راضی‌ شد با هم بریم بیرون غذا بخوریم.با هم رفتیم هتل عثمان و کلی‌ از جیب مبارک پیاده شدم و با ماشین بردمش تا نزدیک خون.موقع پیاده شدن ازش خواستم منو بوس کنه.که قبول نکرد و داد زد سرم.منم تا پیاده نشده بود ۱ دنده زدم به ماشین و ۱کم حرکت کردم تا پیاده نشه که با هم ۱ دوری زادیم.کلی‌ خواهش و تمنّا تا بالاخره بوسم کردا و نگذاشت من بوسش کنم.لعنت به این پسر بودن که همش باید ناز بکشی. خلاصه ما رابطمون هر روز بهتر میشد و من با خانواده‌ام (بابام )به مشکل خوردم و از خون قهر کردم و رفتم خونه خواهرم. چند روزی بود اونجا بودم که مینا زنگ زد و منم اعصابم کیری پیری بود مث سگ پاچه را گرفتم. داد و بیداد&#8230; خواهرم اومد گفت چته من شروع کردم قر قر.فقط داد میزدم یادم نیست سر چی‌ بود.مینا می‌خواست کمک کنه.گفت :چه کمکی‌ کنم آروم شی؟منم تو اعصاب خوردی گفتم بکش پایین بکنم آروم میشم .۱خنده کرد که اصلا دعوا یادم رفت.گفتم چرا می‌خندی گفت همش همین.مس دیوونه‌ها داغ داغ شده بودم حج آقا هم مس شیره خفته بود بیدار شد. بش گفتم مینا جون بت نظر دارم اونم با کلی‌ پدر در اوردن راضی‌ شد که به من سکس کنه منم سریع زنگ زدم دوستم ایمان و ازش خواستم ماشینشو بم بده اونم نامردی نکرد و اومد دنبالم و رفتم مینا را با ایمان با هم سوار کردیم.ایمان می‌دونست که تا چند دقیقه دیگه قراره چه اتفاقی‌ بیفت من رفتم عقب نشستم و مینا را سوار کردیم.(منو ایمان ۱ خونه مجردی داریم)رفتیم بریم که دم خونه نگهبان داشت با عموم صحبت میکرد.منم از اونجا بی‌خیال شدم و رفتیم به سمت اتوبان(سکس تو ماشین و اتوبان)خلاصه من شروع کردم به مینا ور برم که گفت چی‌ کار میکنی‌ ؟منم گفتم ایمان نگاه نمی‌کنه.و سریع رفتم سراغ سینه اش.اصلا راضی‌ نمی‌شد.جلوی ایمان بخواد این کارو بکنه که با کلی‌ کس لیسی‌ و خایه مالی خر شد.تصور بکنید ۲ نفر آدم عقب ۴۰۵ بخند سکس کنن.با کلی‌ دردسر شلوارش دادم پایین تا نیمه و آروم سر کیرمو نزدیک کونش کردم ۱کم که رفت تو چشمتون روز بد نبینه نمیدونم این دست انداز وست اتوبان دقیقا اینجا چی‌ کار میکرد.دقیقا همون موقع که من سرشو تو کون مینا بند کرده بودم.واقعا عجیب بود که با سرعت ۱۲۰ تا رفتیم رو دست انداز و مینا عربده کشید و شروع کرد داد و بیداد که در بیار جر خوردم.ایمان که زده بود زیر خواندن منم هاج و واج موند بودم چه غلطی بکنم که دست اندازه بعدی را هم ایمان رد کرد.کلی‌ فش خوردم.همه کسم اومد جلو چشمم.مینا واقعا جر خورده بود.اولین سکس با این شدت آخه منم خیلی‌ بد کیرم. مینا فحش میداد و من می‌کردم. اون قدر کردم تا آبم اومد مآ‌ به علت کمبود جا همش ریخته شد تو کون مبارک.کلی‌ نازو نوازش و خایه مالی تا از دستم نپره.و باز هم باش سکس کردم که بعدن واستون مینویسم.راستی‌ ایمان بعدن به من گفت از عمد رفته بوده رو دست انداز.دمت گرم ایمان.اولین دستانم بوده.سریع اگه بد نوشته بودم اما حقیقی‌ بود.بای تا بعد</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%a2%d9%85%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%da%a9%d9%87-%da%a9%d9%84-%d8%b9%d9%85%d8%b1%d8%b4-%d8%a2%d8%b1%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176519</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی عاشق کیر جوون تو سن ۴۰ سالگی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86-%d8%aa%d9%88-%d8%b3%d9%86-%db%b4%db%b0-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86-%d8%aa%d9%88-%d8%b3%d9%86-%db%b4%db%b0-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%db%8c/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 01 Sep 2019 17:24:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقی]]></category>
		<category><![CDATA[استراحت]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتهامو]]></category>
		<category><![CDATA[اوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجارو]]></category>
		<category><![CDATA[اونجاست‬]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[ببینمش]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بگیریم]]></category>
		<category><![CDATA[بنویسم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[بیارمش]]></category>
		<category><![CDATA[پنجشنبه]]></category>
		<category><![CDATA[پیرزنه]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکش]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تمرکزم]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونی]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانم]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[درآوردن]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستامون]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستیمون]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روگذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیش]]></category>
		<category><![CDATA[سارارو]]></category>
		<category><![CDATA[سکسمون]]></category>
		<category><![CDATA[شرمنده]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[فامیلامون]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومت]]></category>
		<category><![CDATA[مهربون]]></category>
		<category><![CDATA[مهماندار]]></category>
		<category><![CDATA[میاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میبینمش]]></category>
		<category><![CDATA[میخندی]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوریش]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنید]]></category>
		<category><![CDATA[میگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[ویلامون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بخوام واسه خودم ثبتش کنم فیلم سکسی و بهضی وقت ها یادی کنم از اون روز.. تابستون 89 بود و من تازه با یه دختر دوست شده سکسی بودم، توی فیس بوک، 26 سالش بود شاه کس و یک سالی از من بزرگتر بود، اسمش مژگان بود و تو یکی از خطوط کونی هوایی مهماندار [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>بخوام واسه خودم ثبتش کنم فیلم سکسی و بهضی وقت ها یادی کنم</h2>
<p>از اون روز.. تابستون 89 بود و من تازه با یه دختر دوست شده سکسی بودم، توی فیس بوک، 26 سالش</p>
<h3>بود شاه کس و یک سالی از من بزرگتر بود، اسمش مژگان</h3>
<p>بود و تو یکی از خطوط کونی هوایی مهماندار بود. راستش اون دختر اونقدر خوشگل وخوش هیکل بود که اصلا فکر</p>
<h4>نمیکردم جنده با من دوست بشه، به هر حال با هم</h4>
<p>دوست شدیم و داستانی که میخوام پستون براتون تعریف کنم برمیگرده به اولین ملاقاتمون&#8230; همونطوریکه گفتم ما توی فیس بوک با</p>
<h5>هم دوست کوس شدیم، من اون مدت به خاطر کارم شمال</h5>
<p>بودم و اونم تهران، و اصلا وقت نمیکردم که برم تهران دیدنش. یه هفته ای از دوستیمون میگذشت که گفت میخواد بیاد سکس داستان شمال، یادم نیست</p>
<h6>چه مناسبتی بود ولی آخر هفته تعطیل بود ایران سکس و اون</h6>
<p>روزا شمال خیلی شلوغ بود، یه سری از دوستامون هم اومده بودن ویلامون و نمیشد که بیارمش اونجا. به یکی از دوستام زنگ زدم و اونم یه آشنا برای اجاره ویلا بهم معرفی کرد، منم با اون رفیقش هماهنگ کردم و یه ویلا برای روز جمعه تو شهرک دریانوردان چالوس اجاره کردم&#8230; تقریبا سه زور قبل از جمعه بود که یکی از دوست دختر هام به اسم سارا بهم زنگ زد و گفت که جمعه یا شنبه با مامانش میخواد بیاد چالوس دیدن خالش! و گفت که یه برنامه بزارم که ببینمش! منم گفتم اکی و حتما و ازین حرفها، ولی بعد که یاد مژگان افتادم زنگ زدم بهش و گفتم که نمیشه زودتر بیاین؟؟؟ چون من نیستم جمعه و شنبه(الکی)، اونم گفت ببینه چی میشه و قرار شد بهم خبر بده&#8230; یکی دو ساعت بعد گفت که 4شنبه میان و منم یه قرار باهاش 5شنبه گذاشتم، زنگ زدم به اون رفیق دوستم و گفتم که 5 شنبه هم میخوام برام ویلا رو اکی کنی&#8230; اونم با کلی منت و تیغ زدن ما قبول کرد! پنجشنبه شد و من به فامیلامون گفتم که دارم یکی دو روز میرم مسافرت و تا قبل از اینکه شما برین من برمیگردم، پنجشبه صبح رفتم دنبال سارا و با هم رفتیم یکم گشتیم و ناهار خوردیم تا ساعت 2 بشه و ویلا خالی بشه و بریم تحویل بگیریم اونجارو&#8230; ساعت 2 شد و ویلا رو تحویل گرفتیم، اونجا یه پیرزنی بود که مسئول نظافت ویلاها بود، وقتی رفتیم تو ویلا دیدیم که هنوز اونجاست و داره اونجا رو تمیز میکنه، تابستون بود و هوا خیلی گرم و شرجی بود، رفتیم تو یه اتاق تا خانمه بره و ما یکم استراحت کنیم،ولی از گرمای زیاد نمیشد&#8230; تو اتاق سارارو تخت خوابیده بود و من کنارش نشسته بودم و داشتیم با هم به پیرزنه میخندیدم، که نگاهم افتاد به پر و پاچه سارا و دیدم عجب چیزیه این دختر&#8230; قدش حدود 165 میشد، پاهای باریک و در عین حال توپر، یه کون خوشگل و قلمبه با عرض استاندارد، شکم صاف و سینه هایی با سایز 75، صورتش خیلی ناز بود و چشماش یه حالت خاصی داشت که دیوونه میکرد آدم رو، یکم از روی شلوار به رونش دست زدم، خندید و گفت اااا نکن! منم خندیدم و گفتم عجب پایی داریا سارا&#8230;میخواممممممم! اونم گفت بیخود میخوای، بچه ی بد! اونجا یکن با هم شوخی کردیم و یکم لب گرفتیم، که آخر حاج خانم رفت! من حدود 4 ماهی میشد که با سارا دوست شده بود، تونمایشگاه کتاب باهاش دوست شده بودم، اینقدر دختر مهربون وفهمیده ای بود که هر کسی رو به راحتی شیفته خودش میکرد، با اینکه خیلی خوشگل بود ولی اصلا ناز نمیکرد ومثل خیلی از دخترها خودش رو چس نمیکرد، همین خودمونی بودن و مهربون بودنش باعث شد که بهش جذب بشم، خنده هاش خیلی خیلی زیبا بود، از گذشته اش هیچی نمیدونستم ولی میدونستم سختی زیادش کشیده و شاید یه تجربه بد تو زندگیش داشت&#8230; رفتیم تو سالن که کولر داشت دراز کشیدیم و یکم همدیگه رو بغل کردیم، کیرم بدجوری هوس کرده بود، رفتم روی سارا و شروع کردم به مسخره بازی درآوردن و به بهانه گرم بودن هوا دونه دونه لباساش رو در آوردم، هر تیکه ای رو که در میاوردم میبوسیدمش و نازش میکردم و سعی میکردم یه جوری تحریکش کنم، وقتی میخواستم شلوارش رو در بیارم یکم مقاومت کرد، و شرت رو که اصلا تذاشت&#8230; یه یه بدبختی شورتش رو در آوردم، وای کسش خیلی خوب بود، بالاش بکم مو داشت که خیلی سکسیش کرده بود، آروم پاهاش رو باز کردم، یکم آوردمش بالا و شروع کردم به خوردن کس نازش! دیدم چشماش گرد شده و داره منو با تعجب نگه میکنه، گفتم چیه؟ گفت دوست داری اشکان؟؟ گفتم معلومه دوست دارم و به کارم ادامه دادم، خیلی دوست داشت، کسش هم مزه خوبی میداد و منم حال میکردم&#8230; از بالای کسش یه لیس شروع کردم تا زیر گردنش، سینه هاش رو خوردم و با دستم کسش رو میمالیدم، رفتم سراغ لباش و شروع کردم به خوردن اونا، دستم رو از رو کسش برداشتم و گذاشتم تو دهنم، دستم رو بهش نشون دادم و گفتم &#8221; انگشتم رو بکنم تو کست؟؟&#8221; چون مطمئن نبودم باکره هست یا نه، اونم گفت آره&#8230; انگار بال در آورده باشم، رفتم سراغ کسش و شروع کردم به خوردن، و آروم آروم یکی از انگشتهامو کردم توش&#8230; خیلی تنگ بود، به سختی انگشم میرفت توش، سعی کردم آروم آروم کسش رو باز کنم تا واسه کیر کلفتم آماده بشه&#8230; بعد از چند دقیقه بلند شدم و شرتم رودر آوردم،کیرم سیخ شده بود و کلفت! گفتم میخوریش؟ گفت نههههههه، خیلی خجالت میکشید وقتی میخواست کیرم رو نگاه کنه، همش میخندید و میگفت اشکان تو دیوونه ای! کیرم رو گذاشتم رو کس خیسش و یکم مالوندم، آروم سرش روگذاشتم و فشار دادم، دادش در اومد، کیرم اصلا تو کسش نمیرفت، یکم با انگشتم بازی کردم باهاش و یکم کسش رو خوردم تا ریکس بشه، ایندفعه به زور نصف کیرم رو جا دادم، خیلی خیلی تنگ بود، شروع کردم به تلمبه زدن، اونم کمرم رو گرفته بود و حرکات من رو تنظیم میکرد که دردش نگیره&#8230; ولی کم کم دیگه کسش کاملا باز شده و بود و تلمبه زدنم تند شده بود و اونم حال میکرد&#8230; چند مدل کردمش، یه بار اومد نشست رو کیرم و بالا پایین کرد، زود خسته شد و ترجیح داد دراز بکشه، دوباره همونطور چند دقیقه کردمش و گفتم پشت کن میخوام از پشت بکنمت! یهو انگار برق 1000 ولت گرفته باشدش گفت نه! گفتم عزیزم تو کونت نمیکنم،میخوام از پشت تو کست کنم! اونم گفت بله لطف میکنید! وای از پشت عالی بود، اون دراز کشیده بود و از لای پاش کسش زده بود بیرون و منم کیرم رو کردم تو کسش،خوابیدم روش و آروم تلمبه میزدم، وقتی اون صحنه که تنم میخورد به کونش و کونش تکون میخورد رو میدیدم واقعا لدت میبردم&#8230; یه 20 دقیقه ای از سکسمون گذشته بود، سارا چند بار ارضا شده بود و کم کم داشت شاکی میشد که تو چرا ارضا نمیشی! من کلا تو سکس دیر ارضا میشم اصلا نمیدونم دلیلش چیه، شاید چون خیلی حواسم پرت میشه به اینور و اونور، به هر حال یه 5 دقیقه ای تمام تمرکزم رو گذاشتم تا ارضا شدم و کیرم رو از کس تنگش در آوردم و آبم رو ریختم لای کونش&#8230; روش دراز کشیدم و ازش لب گرفتم، یکم باهم شوخی کردیم و خندیدیم و بلندش کردم بردمش حموم، تو همون همش داشت میخندید، گفتم چرا میخندی سارا؟؟؟ گفت تو دیوونه ای اشکان&#8230; ببین این چه برنامه ایه واسم درست کردی؟! تو حموم همدیگه رو شستیم و اومدیم بیرون، یه سیگار کشیدیم و یهو احساس ضعف کردیم، من رفتم بیرون یه چیزی خریدم و اوردیم خوردیم&#8230; تقریبا شب شده بود و سارا باید میرفت خونه خالش، تا چالوس دم در خونه خالش رسدوندمش، وقتی داشت میرفت خیلی ناراحت بودم، خیلی احساس بدی داشتم، گفت ممکنه شنبه بمونه چالوس و قرار شد اگه موند ببینمش و با هم بیرون بریم&#8230; بوسیدمش و ازش خداحافظی کردم&#8230; راه افتادم به سمت وبلا، خیلی ناراحت بودم، بهش زنگ زدم تا ببینم چیکار میکنه، به امید اینکه شنبه میبینمش خوشحال بود، از طرفی فرداش یعنی جمعه مژگان قرار بود بیاد.. رفتم ویلا و یکم استراحت کردم و خوابیدم تا فردا صبح که مژگان میاد زود بیدار بشم، احساس عذاب وجدان داشتم، احساس میکردم میخوام به سارا خیانت کنم&#8230; (دوستان از اینکه داستانم زیاد سکسی نیست شرمنده ام، ولی همش عین حقیقته، درحقیقت داستان نیست، خاطره هست)</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86-%d8%aa%d9%88-%d8%b3%d9%86-%db%b4%db%b0-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2613</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامان با سینه های آویزون میره زیر کیر</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%88%db%8c%d8%b2%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%88%db%8c%d8%b2%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 22 Jul 2019 09:20:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آقامون]]></category>
		<category><![CDATA[اتوبان]]></category>
		<category><![CDATA[ارگاسم]]></category>
		<category><![CDATA[استخون]]></category>
		<category><![CDATA[امانتی]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختش]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اندامی]]></category>
		<category><![CDATA[انصافا]]></category>
		<category><![CDATA[اونجامو]]></category>
		<category><![CDATA[اونورتر]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقت]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینوری]]></category>
		<category><![CDATA[باباشو]]></category>
		<category><![CDATA[بابامو]]></category>
		<category><![CDATA[باربود]]></category>
		<category><![CDATA[بالاسرش]]></category>
		<category><![CDATA[ببینیم]]></category>
		<category><![CDATA[ببینین]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[بخورین]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشت]]></category>
		<category><![CDATA[برداشته]]></category>
		<category><![CDATA[برگردم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردی]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برم»بعد]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگرده]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بندازه]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[پائینه]]></category>
		<category><![CDATA[پتیاره]]></category>
		<category><![CDATA[پستونهاش]]></category>
		<category><![CDATA[پستونهای]]></category>
		<category><![CDATA[پسرهای]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[تواتاق]]></category>
		<category><![CDATA[تودستش]]></category>
		<category><![CDATA[جورهایی]]></category>
		<category><![CDATA[چادرشو]]></category>
		<category><![CDATA[چهارراه]]></category>
		<category><![CDATA[چیزهای]]></category>
		<category><![CDATA[حیوانات]]></category>
		<category><![CDATA[حیوونی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خودتونو]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشانم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خیابون]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراومده]]></category>
		<category><![CDATA[درمیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[دروازه]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دیوارو]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[روبرومون]]></category>
		<category><![CDATA[سکس‌های]]></category>
		<category><![CDATA[شدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[شناختم]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتمو]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فشارشون]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمشو]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمها]]></category>
		<category><![CDATA[قربونه]]></category>
		<category><![CDATA[کردبعد]]></category>
		<category><![CDATA[کرستشو]]></category>
		<category><![CDATA[کونتون]]></category>
		<category><![CDATA[کونشون]]></category>
		<category><![CDATA[کیلومتر]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[متجاوز]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[مردهای]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[منظورم]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میخاره]]></category>
		<category><![CDATA[میخندی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میدادن]]></category>
		<category><![CDATA[میدارم]]></category>
		<category><![CDATA[میداره]]></category>
		<category><![CDATA[میداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونه]]></category>
		<category><![CDATA[میدونین]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میریزه]]></category>
		<category><![CDATA[میزاره]]></category>
		<category><![CDATA[میشنید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمو]]></category>
		<category><![CDATA[میکرده]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میگفته]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزه]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[میمونه]]></category>
		<category><![CDATA[مینداخت]]></category>
		<category><![CDATA[میندازه]]></category>
		<category><![CDATA[ناخوداگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین]]></category>
		<category><![CDATA[نپوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نشنیده]]></category>
		<category><![CDATA[نصیبتون]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوای]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیفهمه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکنه]]></category>
		<category><![CDATA[‫نیاورده]]></category>
		<category><![CDATA[همسایه]]></category>
		<category><![CDATA[همینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[هواپیما]]></category>
		<category><![CDATA[واستادن]]></category>
		<category><![CDATA[واستاده]]></category>
		<category><![CDATA[واولین]]></category>
		<category><![CDATA[وایییی]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[وخودمو]]></category>
		<category><![CDATA[ودوباره]]></category>
		<category><![CDATA[ومسخره]]></category>
		<category><![CDATA[یادشون]]></category>
		<category><![CDATA[یخورده]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[پسر ها بود ها !یه فیلم سکسی وقت شما آکله ها خودتونو قاطی نکنینها !!چیه؟ هان؟بیاین منو بخورین! واه واه پتی های تغاری!!جونم برای پسرهای نازنین بگه سکسی که که من اسمم سولیمانه!! وا برای شاه کس چی میخندین اکله ها؟هر کی یخورده لهجه داره !مگه این خنده داره !هه هه هه!!من کونی 22 سالمه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>پسر ها بود ها !یه فیلم سکسی وقت شما آکله ها خودتونو قاطی</h2>
<p>نکنینها !!چیه؟ هان؟بیاین منو بخورین! واه واه پتی های تغاری!!جونم برای پسرهای نازنین بگه سکسی که که من اسمم سولیمانه!! وا</p>
<h3>برای شاه کس چی میخندین اکله ها؟هر کی یخورده لهجه داره !مگه</h3>
<p>این خنده داره !هه هه هه!!من کونی 22 سالمه ، یه اندامی دارم ! ویشششش نگو تورو خدا ماهه ماهم .چشمها</p>
<h4>مثل جنده آهو، ابروهاکمونی ،یه پوست سفید دارم که وای نگو</h4>
<p>ادمو دیوونه میکنه.خاطر خواهام اینو میگن پستون ها.(مرده شور ! کی بود شیشکی بست ؟از کون به ترشی !)وای الهی که</p>
<h5>نصیبتون بشه کوس یه پاهای خوش تراشی دارم ها ،کشیده وبدون</h5>
<p>یه تار مو !که یکی از دوست پسرهام ،اصغر پاشنه رو میگم دوست داره فقط از کف پاهام بلیسه تا اونجامو.. من سکس داستان یه خواهر دارم</p>
<h6>که پتیاره به خونم تشنه اس.خیلی بهم حسودی ایران سکس میکنه ،مدام</h6>
<p>داره هی چوقولیمو به ددیم میکنه.همین دیشب بود بود که شورت توریشو با یه کرستشو کش رفته بودم ها، کلی آبرومو جلو ددیم برد..وا&#8230;. بهتون نگفتم که چه ممه هایی دارم !!درست اندازه لیموست،سفت وقلقلیه..آخ جان کاش بودیو مینداختی تو دهنت&#8230;.آره داشتم میگفتم عوضی های حشری، که آنشب این آبجی پتی حسود خانم، دادو بیدادی تو خونه کرد که نگو. راستی بزار ین اولش از ددیم بهتون بگم.اسمش ابی یعنی ابراهیم ،تو چهارراه سیروس یه بنگاه شادمانی داره.بهتون بگم ها از اون کون هاست اینو تو محل شنیده بودم .بد بخت اون کونی که ددیم بکنه وای تا عمر داره ها کون پاره ست.تو محل کار بهش میگن ابی دیلم ،وتو محلم وا&#8230;.خاک عالم به سرم بهش میگن ابی قاطر ..وا براچی میخندی آکله حسود ؟مرده شششور!بزار از ددیم بگم تا بسوزی !یه مرد چهار شونه هیکل میزون ،عین هرکول میمونه.قد 150 خوشگل مثل ماه فقط سرش یه خورده موهاش ریخته &#8230;وا کچل خودتی بی حیا.!! بازم مسخره کردی ؟؟الهی خشتکت 30 سانت پاره شه.حالا میخوام اون چیزی که ددیم داره ها با هیکلش براتون توصیف کنم اما نمیدونم چه جوری !! آهان آهان اون دستتو بیار جلو وکف دستتو باز کن شصستتو مثل ضامن تفنگ بده بالا..آهان باریکلا. اونوقت انگشت اشاره تو درازش کن ..اوا بی سوات اونی که دراز کردی انگشتیه که باهاش جنده هارو انگشت میکنی!! اشاره رو میگم کس میخ! آهان حالا اون سه تای دیگه رو بده تو آهان ..این تندیس ناز ددیمه ..حالیت شد ؟آی آکله پتی ببین بابام چی داره اون شومبولتاش از خودش گنده تره!!دلت میخواد؟؟ بعدش یه ننه آقا3 دارم که سوای ننیم که گذاشت رفت این سومین بیو ه ای که ددیم گرفتش .البته این یکی خیلی نجیب ومومن تره.ددیم تو خیابون بلندش کرده بود همون سر ضرب برده بود تو جنگلهای &#8230;اوا کجا بود آهان کن سولقون .چنان میکردش ها ژاندارمی که بالاسرش دراومده بود گفت! اوغور بخیر حاج آقا میفرمودین براتون سوفرا مینداختیم..بابام بیچاره از حولش نمیفهمه چه جوری میکشه بیرون برمیگرده وتا چشم ژاندارمه میخوره به شومبول ددیم ،دستشو برای تعادل میگیره به درخت که از حال نره و یه هوش اشکی میگه وهمون لحظه که بابام کشید بیرون نگاهش به کسول خانم میفته که عین دروازه دولاب باز شده بودکه میگه اهههههه ماشا&#8230;..یه هواپیما توش دور میزنه که از حرصش با دستش اشاره میکنه به شومبول خودش ومیگه هی هی هی آخه لا مصب اگه بو سیکتی پس اون چیه !اگه اون کیره بس بو مضغون ندی؟ ددوئون گورون سیکیم نعلبکی باش. که ددیم از خجالت دودستشو گرفته جلوش بیچاره ننه آقامون هم چادرشو کشیده بود رو خودش .ددیم یه نگاه به استواره میکنه که عین میخ داشته به کله دول ددیم که نمیتونسته با دستاش قایمش کنه، نگاه میکرده هی میگفته اه ددونن ددونن ..که نگاش به بابام میفته که اشاره میزده بفرما قابلی نداره.اوا خاک عالم این ددیم چه کارها که نمیکنه هی هی ی !!که استواره میگه هه ندی؟ شی دی؟بعد یادش میفته هوار میزنه ومیگه اده حیوانات ،من کجای این اتوبان بزارم .تو کی نفله اش کردی !چیطور این جیریخ زینده است ؟ .اشکه رحمت.کپکین قیزی صداش تا سه کیلومتر اونورتر میامدها بگو چرا..؟اوهه!خلاصه یه چیز توی جیب استواره میکنه وفلنگ و میبنده.وچون این آشو لاش خوب مال بابامو که کاش نصیب تو آکله بشه ها برداشته بود وخوشش هم میومد ،مینشونتش وآب توبه میریزه سرش،میاره خونه. وا چه کونو کپلی هم داشت الحق فقط این میتونست مال ددیمو با قالپاقاش قورت بده.زهر مارش بشه..اینارو میدونین از کجا میدونم ؟هر موقع که سکس دارن ها یادشون میفته بلند بلند میگن ومیخندن منم که اصلا از فال گوش واستادن اوغم میگره نیگاه میکردمو ناخوداگاه گوشم میشنید .واههههه.. آره میگفتم که اونشب این ابجی پتی دیگه داشت شورشو درمیاورد اینقدر دادو بیداد کردکه ددیمو صداشو در اورد ! و رو بهم کرد وگفت.بیا اینجا ببینم گودوخ!این چه اطواریه کی از خودت درمیاری؟هن؟_وا! ددیای ددی نینکی ! اشک اوغلی سوپا!!بابام مگر تو دیوث اوغول نیستی؟ دآخی اورش! یارومتر دست خر لای پاته! اونوقت مثل جونداها قمیش میای ؟آبیر مابیر کی هچ حیانی کردی تو کون من آبیرو حیثیتمو تو محل بردی ..سرم پائینه .ای خودا نینئیم بو گوتی بالانون الینن؟آخه اشکین گودوغی تو شورت توری میخوای چیکار به کدوم اورشی میخوای نشان بدی ؟ سیکیب اولدورجیم سنی !وا خدا مرگم بده چه تهدیدی راست میگی ددی؟_ددینین سیکی واستا ببینم !!کو اون کاسه ماست بگیر بناموس ،مگر نگیرمت._منم موقع دررفتن یه تف میکنم به این اباجی و یه قحبه میگم ومیرم تو اتاقم های های گریه میکنم. خوب گناه من چیه ؟چرا خدا جون منو اینطوری افریده که باید زیر دستو پای اینوری واونوری له بشم ومسخره ام کنن ؟ خوب من اینطوری دنیا اومدم ،تقصیر من چیه ؟تا چشم باز کردم وخودمو شناختم لاپام یه چیز به قول ددیم یارومتری (نیم متری دیدم) اما تمایل به این آکله ها دارم.اوا خدا جدی جدی مرگم بده، که راحت بشم .شب و روزم عذابه .اون موقع تو مجله خوندم که تو فرنگ عمل میکنن ویکی مثل منو یه تیکه کس میکنن وخلاص .یبار که به ددیم گفتم ها شلاقو برداشت تنمو سیاه کبود کرد.جوری منو زد که میخواستم خودکشی کنم .یه هفته از جام تکون نخوردم هیچی هم نخوردم تا ددیم اومد بناز کردنم وگفت :آخه بالام تو پسر منی من از خدا پسر میخواستم ،یه عمره که سولیمان صدات کردم ،حالا چه جوری بهت بگم کلثوم خانیم؟حالا چرا نمیخوای پسر بشی هان؟-وا ددی من که الان هستم !پس این چیه ؟-کول باشوآ بیحیا من کی نمیفهمم؟- وا! مگه دروغ میگم؟-آخه تو محل چی بگم؟آبروم گدر اشک اوغلی !!_خب از این محل بریم ددی!- دیسون تپوا ددی ددی ..حالا ببینیم نینیرم. از شانسه منه نیم متر کیر داره اندازه خر ولی قحبه چوخدی(دراومد)..سمیه! وار یوخویی سیکیم بو نئیدی منه دوقدون ؟؟؟خلاصه ماچم کرد ،از دلم دراورد .منم که از هر یه شب در میون سکس ددیم دور مونده بودم ها با چه ذوقی بر گشتم تو اتاقم. دیدم ننه آقام طبق معمول واستاده دم بخاری(اون موقع چینه دیوارو بخاری میگفتن) وددیم میره سر وقتش واز پشت میچسبه به کونش البته اینم بگم ها یه چهار پایه هم با خودش که مخصوص به اندازه درست کرده زیر پاش میزاره ..هی هی هی آخه میدونین یه 20 سانتی ننه آقام از ددیم بلند تره .ددیم همیشه دوست داره سکسشو اینجوری شروع کنه واون آکله هم میدونه که میره اونجا وامیسته. بعد دستشو میندازه از زیر دامنشو که تا بالا تنه یه تیکه است رو در میاره،بعد شورتشو که میکشه پائین ها &#8230;..وای من دلم غش میره اینجا .بعدش باید مال ددیمو ببینین که تو شورتش چادر زده وانگار که شومبولشیناش دیرک این چادره. وای نمیری ددی با این کارات!! بعد شورت خودشو در میاره ! اووووووک وای یه گودزیلای تمام عیار که فیلمشو همین سینما لیدو گذاشته که ازاین فیلم کسی های ژاپنیه &#8230;.بعد ددیم از پشت کرد تو لا پای زنش که وایییی چی بگم درست 15 سانت هم از اون طرف زده بود بیرون .جدا یه هیولا بود .حالا به من میگه یارومتری ولی انصافا خودش یارومتری بود مال من سی سانتی خیر سر اختر خانم میشد .این پتیاره غربتی روبرومون میشست. مرتب تا منو میدید، به من چشمک میزد که یه بار براش نذری بردم به زور گرفتومنو کشید تو هشتی خونشون بعد بردبه من تجاوز کرد. وا دست خر &#8230;! اینم یه تجاوزه دیگه! به زور چسبید بهم، دست کرد تو شورتمو دولمو گرفت تودستش وشروع کرد به ماچ کردنش وا..این چه کاریه کس خانم حشری؟یه هیکل داشت مثل گاو که منو بلند کرد پله هارو برد بالا انداخت رو زمین بی معطلی چیزمو که از تعجب خودم راست مونده بود کرد تو کسش !اینقدر بالا پائین کرد،تا منم یه جوری مور مورم میشد بعد یه دفعه ای تمام تنم شروع به یه نوع لرزیدن کرد که قبلا یه بار تجربه داشتم اونم با چه نانازی !!نه با این خرس قطبی !احساس کردم که ستون فقراتم تا خود بیضه ام خارشک گرفته وقبل از اون هی با مشت میزدم تو کمرش که ولم کنه ولی تو این لحظه دیگه وار فتم وخوش خوشانم اومد که تو اوج لرزیدنهام احساس کردم یه چیزی از تو دولم جهید بیرون وانگار که تمام جونم در رفتوخلاص شدم .باور م نمیشد .خود گاو میشش هم چنان جیغی زد که بعد خلاص شدنش مثل یه خرس روم ولو شد ونفسم رفت .جنده خانوم چه عرقی هم کرده بود بو گه میداد و گفت گوردون کیشی سن.تو دیگه مال منی..وا خدا مرگم بده این کسخل حشری از کجا پیداش شد.گفتم چی !! فوتینا حسرت جونم حسرت !!اکله! پاشدم و به خودم نیکاه کردم ووای شلوار پاره وبلوزم جر واجر .انگار گرگ به بره زده !بهم گفت فعلا دو سیکتیر تا بعد گفتم خفه جنده پتیا ره من اینجوری کجا برم؟بعد رفت پائین لباسهای گهی اسمال تیغی رو آوردش گفتنم واه واه واه صد سال سیاه!آخه خاک تو سرت من لباس جاهلی بپوشم .حالا بپوش برات میدوزم فعلا برو خونتون &#8230;.همین روبرو ست دیگه کسی نمیبینه.برو کوپه اوغلی ،چه قمیشی میاد! جان !سیکیون باشونا دولانوم.-خاک توسرت نکنن ..یواشکی رفتم خونه ،زودی لباسهارو انداختم خونه بغلی که ای وای یکی دو ساعت بعد خونه گلین خانم ، آقا اسداله پاسبون با باتوم دنبال زنش میکرد که این کوسکش لات کی بودکه آورده بودیش خونه که معلومه از یه چیزی فرار کرده لباساشو اینجا انداخته در رفته ؟ای وای چه مصیبتی چه گندی بالا آورده بودم.بیچاره گلین خانم.. ..راستش این سکس واین ارضا شدن دومی بود که اولی زن سمسار محلمون بود .وا حیوونی !آخی! همش 12 سالش بود که این دیوث بچه باز، از دهات آورده بودش زنش کرده بود. ولی خودمونیم خودشو زود با شهر ی ها وفق میده آخ !چه سرخاب سپیدابی زده بود جونم مرگ شده .سر کوچه صدام میکنه که آقامون برای بابات امانتی داره بیا بگیر ببر. منم از همه جا بی خبر رفتم تو وگفت بفرمائین تو اتاق، که یهو درو از پشت بست وحمله کرد بهم وگفت خاطر خواهمه شوهر قرمساقش پیره نمیتونه !واز وقتی که کیر منو از تو شلوار سوکیده ها به من حریص شده وهم که خوشگل بودم ها !!چیه ؟بترکه چشم حسود.! آره خلاصه هی میپره بهم یهو کیرمو میگیره وبا اون یکی دستش هم از پس گردنم میگیره وبه زمین فشار میده تا بخوابم .منم که یهو نمیدونم چه جوری این حال بهم دست دادکیرم بلند شدو دیگه نخوابید شلوارمو کشید پائین وای یهو چنان جیغی از ذوق یا وحشت کشید که نفهمیدم آخه چشمام بسته بود. بعد یهو لخت شدو من جیغ کشیدم. ولی مال من از هیجان سکس بود که این تنو بدن عالی وخالی از نقص رو دیدم. باهام ور رفت و قربون صدقه دولم رفت که برگشت و منو کشید رو خودش وچنان سرشو تو کسش گذاشتم ها، تا ته سرخوردو رفت تو ته حلق ملا.خیلی عجیب بود این اکله خوش تیکه اقلا شیش دفعه زیرم لرزید ومن هنوز هم همینطوری تلمبه میزدم .پتیاره ها! حسابی سیر خورده بود وبو گندش اتاقو برداشته بود .ولی برای من در اون لحظه رایحه بهشتی بودبعد یهو دیدم وای تنم داره یه جورهایی میشه ستون فقراتم داره میخاره وزیر بیضه هام یه حال عجیبی میشه بعد نمی دونم از شدت هیجان بغلش میکنم وتا ته دوباره میکنم توکسش ونگه میدارم وحس کردم تنم به شدت داره خفیف اما مداوم میلرزه ویهو ازسر دولم مایعی با فشار خالی میشه تو کسش که دادی میزنه که آخ آخ سوختم وبا چه حشریتی اکله اینو میگه وا خدا مرگم بده من چیکار کردم ؟اخه منو این کارها وا پناه برخدا اما خودمونین حال داد. آخه میدونین اولین بارم بود که تن یه اکله رو میدیدم وانقدر حشری مردونم کرده بود. وا&#8230;.هی داره که سررشته از دستم در میره .اوا خب بگیر سرشو &#8230;خلاصه منظره دول ددیم که از پشت کرده بود لاپای ننه آقامون وهی عقب جلو میکرد دیدنی بود .واز اون دیدنی تر حشری شدن این کس پاره بود که چه غمیشی میومد .از این تعجب میکردم که این پتی یه شب در میون کس میداد که هیچ هفته ای دو بار هم دم ظهر که ددیم خونه میومد کس میداد ولی هر دفعه چنان لوندی میکرد که انگار جنده خانم یک ماهه که نداده&#8230; وا خب حتما ددیم هم از این چیزهاش خوشش اومده بود دیگه..تو چی ؟اکله خانم پتی متی! تو خوشت میاد یا نه اوخ&#8230;بعدددیم دستشو مینداخت زیر پستونهاش که انصافا چه پستونهای گردو شاقی داشت .اوا اینبار نمیدونم چرا اینقدر وحشیانه داشت فشارشون میداد وا خدا مرگم بده اخ امشب از اون شبهای کس پاره کنیه که زنهای همسایه رو تا خود صبح خر حشر نگه میداره ..از چهار پایه پرید پائین وهمینجوری کشیدش سمت خودش انداختش رو تشک وبی محابا کرد توش وچنان جیغی زد ها فکر کنم نصف تهرون شنیدن وا ددی چه کارها که نمیکنی.من اصلا نمیدونم چرا اینجوری شده بود !حتما این یارو عطاره قرمساق باز یه معجونی به ددیم داده بود. که بعدش شنیدم این ننه اقا گفت حاجی نگفتم که این خاویارو زیاد نخور ببین به چه روزی انداختت ! خدا به دادمون برسهاه اه اه اخ اخ اخ وای وای مردم حاجی یواش _جان سیکیمین دردی جان ندی؟اینو که میگفت ها میمردم از خنده .اینقدر عرق کرده بودن ها حاجی گفت :پس پشه بند ،براچی زدی تو ایوون ؟بریم تو هوای مهتابی .جان! دو گوتوه قربان!! -نه حاجی جون هنوز حاضر نشده سه طرف رو دوختم ولی هنوز سقفش مونده !-بابا سقفو میخوام چیکار؟ گوتومه سوخمیام کی !دو منیم پیشیک آمجوقوم &#8230;&#8230;!!وا خدا مرگم بده خاک تو گور..به این کس گاو میگه کس گربه!!!کله دول خودش اندازه گربه نر میمونه !اونوقت به این میگه کس گربه !!به حق چیزهای نشنیده !این جدید بود.وا قربونه ددیم برم چه تیکه هایی میندازه&#8230;ای وای ،اینا رفتن تو ایووون !!تواتاق که بودن همه همسایه هاآخ واوخشونو میشنیدن ،حالا که رفتن تو ایوون !وای وای خدا به داد مردهای همسایه برسه تا صبح زناشون چوب تو کونشون میکنن که ای بی عرضه ،بی بخار و شیره ای ،اندازه ابی قاطر هم نیستی خر پیر چرتی !!وا چه چیزها میگفتن این کس پاره های حشری .آخرش میترسم این ددیمو این شوهرهای بی بخار سربنیستش کنن یا زناشون ددیمو بکشن رو خودشون! که منظر خانوم این کارو کرده بود که یه ماه رفته بود بیمارستان وبه شوهرش گفته بود از خر پشته سقوط کرده بود ..هی هی هی.!! آره ارواح خالت سر خوردی ودست پارو رفته بود تو کست !!جنده خانم.. ..خب اینها رفتن تو بالکن حالا من چیکار کنم ؟هیچ جور دلم نمیخواست که این سکس و از دست بدم .زودی یواشکی رفتم به خر پشته ودر چوبیه رو باز کردمو از پشت بوم داشتم نیگاه میکردم یه نیم ساعتی گذشت وهنوز ددیم داشت میکرد از پشت پریده بودو گذاشته بود تا بیخ وبا یه دستش چونه زنه رو گرفته بودو هر وقت هم صداش در میومد دهنش و میگرفت ولی باز با این احوالات پنجره های همسایه هارو میدیدم ها &#8230;آخی آخی کله زنها توروشنی مهتاب پیدابود یه مرد هم نبود که بیاد گوش واسته .هیهیهیهیه .یهو دیدم یه سایه از سمت راستم بهم نزدیک شد وتا میخواستم کامل برگردم پرید رومو دهنمو گرفت کامل برمگردون وبا یه دستش که زور یه خرس وداشت ومن خاک بر سر که عادت داشتم لباس خواب زنونه بپوشم ها شورتمو موقع پائین کشیدن جر واجر کرد حیف چه شورت توری خوشگلی بود که سرش کلی دعواکرده بودم &#8230;خلاصه چنان با دستش دهنمو گرفته بود صدای اخ تفشو شنیدمو کردبعد شئ اندازه باتوم توی کونم حس کردم.وای که یهو جیغم از تو لوزه ام برگشت تو گلوم موندش ..نامرد نمیدونم کی بود ولی هر کی بود اومده بود از پشت بوم از اون ور خر پشته داشته ددیمو دید میزده وبعدش متوجه من شده واومده دیده جون یه کس ناب که از غیب رسیده !!خب تو مهتاب این شکلی دیده شدم دیگه اونم با یه لباس خواب زنونه ..وای هی میکرد هی میکرد ومیکفت کس پاره این بابای کوسکشت شبهارو حروممون کرده حالا منم میکنم توی دختر حشریش که داره ننه باباشو دید میزنه .وا این مهاجم متجاوز، آخ جان قربونه کیرش برم حتما مال کوچه پشتیه که از بوم آشپزخونش به بوم ما راه داره اومده.چنان میکرد ها چنان تلمبه میزد ها من دوبار ارضا شدم ولی این بابا اصلا نفهمید که من از اونام چون هر جور که میخواست برمگردونه ویا دست بندازه نمیگذاشتم واونم هی شدت تلمبشو زیاد میکرد ودست آخر چنان کیرشو تا بیخ فشار کونم داد که نزدیک بود با صدای لاپ !خایه هاشم بپره تو که احساس کردم تو دلم بشدت سوخت ..تازه حمال عوضی یه ربع هم خوابید روم دوباره که من از لذت از حال رفته بودم دوباره کیرش اون تو راست شد ودوباره شروع کرد به کردن اخ کاشکی تموم نشه ای وای جانم ..شما اکله ها کونتون بسوزه چه حالی کردم . پدر سگ حشری انگار تو عمرش نکرده بود چی میکوبوند به در کونم !آخ ولی کون منم چه کونی بود درست مثل کون این پتیاره ها استخون بندیش یکی بود جون آخ دوباره چنان فشاری داد که ایست قلبی گرفتم اینبار دیگه معطل نکرد کشید بیرون وگفت جنده خانوم اگه برگردی جرت میدم وا!قرمساق شوخیش گرفته یه چیز بگو بترسم .منم زودی برگشتم اما نشد تو تاریکی ببینم چه کسخلیه !اخ چه جمله قشنگی بهم گفت &#8230;جنده خانوم !!! چیه به چی نیگاه میکنی حسود به ما نمیاد ؟اکله پتیاره !!&#8230; اونروزی که مهین سماق بهم تجاوز کرد 16 سالم بود واولین بار بود که آبم میومد یا بقول پتیاره های سوسول ارگاسم شدم .از اون به بعد هم طی همین سکسهای عجیبو غریب همینجوری آّبم میومد،.خلاصه چه میکردم چه میدادم..آخه میدونین چیه این اختر جنده خرسه که تو محل بهش اختر بشکه میگفتن به چند تا اززنهای محل گفته بود و منو به بهانه های مختلف کشیده بودن تو خونشون ویه فس از کیر بهم تجاوز کرده بودن .خودمونیم ها منم یه خشکه خوشم میومد چون تو بعضی هاشون چه نانازهایی پیدا میشد که من یهو احساس کیربودن میکردم ومن بهشون تلمبه میزدم وتا دسته میکردم تو کس پارشون ..که یکی از اینها زن خیلی جوون آخوند محلمون بود که کسکش سگ پدر سن ددیمو داشت اما بیحیا از اون کون کون های قهار بود که یبار داشتم از دم در مسجد رد میشدم اخر دیوار یه در آهنی بود که اخوند مسجد اونجا بهش جا میدادن .وقتی ازدم در رد میشدم یه دستی اومد بیرون ومثل این فیلمها در عرض 2ثانیه غیب شدم در بسته،و منم تو بغل این حیوون بو گندو شکم گنده ننه جنده ،ابنه سفیه خودمو دیدم وهی تقلا میکردم که از اون بدن بشکش خودمو خلاص کنم .اون کیر شکسته هم همینجوری دهنمو کرفته بودو کشون کشون منو بر د تو اتاقش وبی معرفت نامرد انگار که از زیر ابای منحوسش هیچی نپوشیده بود یکاره کرد تو دهنم .من اولین باربود که میدیدم یکی کار به این کثیفی میکنه دیدم نه ول کن نیست گفتم اال.. سر کیرشو یه گاز گرفتم جوری که احساس کردم که انکاری بریده شد ومنو ول کرد اینقدر از دستش عصبانی بودم ها از گلدونهایی که دم پنجره اش بود کوچیکاشو بر میداشتم واز ترس وعصبانیت پرت میکردم بهش که اونجا کامل دیدم بی ناموس بی حیالخت مادر زاده.همین طور که اون کیر شو گرفته بود با ارنجش هم دفاع میکرد و من فقط لکه های خونی دیدم و گفتم نوش جانت ننه جنده رو تخته بشورنتو قبلش بکننت..سریع لب حوض دهنم شستم زدم بیرون وپیش خودم گفتم وا سلی! این چه جیمز باند بازی بود که دراوردی ؟که خودجیمز باند هم دکتر نو رو اینجوری دخلشو نیاورده بود که من این کسکش بی پدر ومادر رو ادب کرم وای خدا چقدر من خشن شدم بگیر منو.هی اکله باتوام اکله باقیش باشه تو برنامه اینده .اگه خوشتون نیومد که!!! به تخمی که الان ندار م که نیومد .اگر هم خوشتون اومد که به تخم این شازده هایی که اینجا هستن .</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%88%db%8c%d8%b2%d9%88%d9%86-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175400</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم تازه کار با سینه های طبیعی و بزرگ کس میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%aa%d8%a7%d8%b2%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%db%8c-%d9%88/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%aa%d8%a7%d8%b2%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%db%8c-%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 07 Jul 2019 05:53:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستگاه]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[پاشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنمو]]></category>
		<category><![CDATA[تااینکه]]></category>
		<category><![CDATA[جریانو]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبونده]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خیابونا]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[روزگار]]></category>
		<category><![CDATA[سلاماسم]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینمو]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوشو]]></category>
		<category><![CDATA[متاهلی]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتی]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبی]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچوند]]></category>
		<category><![CDATA[میترسم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میخندی]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میریزم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناختم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[ناخوداگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزنه]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگرو]]></category>
		<category><![CDATA[وایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[وکیرمو]]></category>
		<category><![CDATA[وگذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ومیگفت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[یه مشکل داره هر وقت فیلم سکسی میخام باهاش سکس داشته باشم دو روز قبل حتما باید یه خرید مناسب واون شب کلی خواهش وتمنا کنم اونم سکسی وقتی سکس داریم خیلی زود ارضا میشه شاه کس ومابقی حرفش اینه رحیم زود باش دست به کیرم نمیزنه میگه کثیفه اب کوسم روشه کونی روزگار من [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>یه مشکل داره هر وقت فیلم سکسی میخام باهاش سکس داشته باشم دو</h2>
<p>روز قبل حتما باید یه خرید مناسب واون شب کلی خواهش وتمنا کنم اونم سکسی وقتی سکس داریم خیلی زود ارضا</p>
<h3>میشه شاه کس ومابقی حرفش اینه رحیم زود باش دست به کیرم</h3>
<p>نمیزنه میگه کثیفه اب کوسم روشه کونی روزگار من این بود تااینکه یک سال پیش من با سیما دعوام شده بود</p>
<h4>از جنده خونه عصر زدم بیرون دو سه ماهی هم بود</h4>
<p>ماشینمو عوض کرده بودم ویک مگان پستون خریده بودم که خیلی ازش خاطره دارم الان هم زیر پامه تو خیابونا پرسه</p>
<h5>میزدم دیدم کوس یه دختر خوشگل ایستگاه وایستاده اصلا اهل این</h5>
<p>کارا نبودم ولی ناخوداگاه بوق زدم خندید نگه داشتم اومد گفت کری دارین گفتم اره سوار شو بگم باورم نمیشد سوار شد سکس داستان راه افتادم کمی</p>
<h6>سکوت کردیم گفتم اسم من رحیم اسم شما ایران سکس چیه گفت</h6>
<p>پری گفتم اجازه بدی بریم خارج از شهر ممکنه کسی ببینهحرفی نزد راه بیرون شهر را گرفتم ورفتم توراه گفت متاهلی گفتم اره گفت چته گفتم جریانو بهش خندید کلی حرف زدیم فقط میخندید پرسیدم چرا میخندی گفت ازت خوشم امدخیلی ساده ای همه چیز را تعریف میکنی توراه نگه داشتم یه شام توپ خوردیم وخیلی حرف زدیم انکار خیلی وقته همدیگرو میشناسیم تو راه بهم گفت میتونی این مارک پیرهنمو پشت گردنم پاره کنی تازه خریدم ادیتم میکنه ماشینو نگه داشتم مارکو پاره کردم دستم به گردنش خورد کیرم کامل بلند شداروم دستمو بردم طرف سینه هاش گفت داری چه کار میکنی حرف نزدم سینشو اوردم بیرون وبوسش کردم گفت اینجا رشته چون جای نداشتم و منطقه را میشناختم زدم تو یه باغ درا رو بستم دستمو بردم مانتوشو در اوردم دگمه شلوارشو باز کردم باورم نمیشد کونشو از صندلی بلند کرد تا شلوارش راحت در بیاد شورتشو هم باشلوارش در اوردم گفتم پری انگشت بکنم توش گفت من دخترم ولی باز شدم دستمو کردم تو کوسش خیلی داغ بودکمی بازی کردم چنان صدا میکرد صداش همه باغ میرسید کیرمو ازشلوارم در اوردم تو دستم کمی مالیدم پری جیغ میکشید ومیگفت تندتر کثافت میخام بریزم تو همون لحظه ابم اومد وپاشیدم رو زیر پای ماشین وچند لحظه بعد بادو دستش دستمو نگه داشت وبا فشار میکرد توکسش ودوتا پاشو به هم میپیچوند متوجه شدم راحت شد ارو م سرشو اورد پایین وکیرمو کرد تو دهنش تمام بدنم میلرزید اولین بارم بود کسی کیرمو میخورد خیلی حرفه ای لباشو به کیرم چسبونده بود وای چه حالی سر کیرمو بوس میکرد بااین کارا فهمیدم کاش همینه گفت بریم من ازاین جا میترسم لال شده بودم از ماشین پیاده شدم انو م پیاد کردم وسینه هاشو چسبوندم به صندلی اصلا مقاومتی نکرد سر کیرم تفی زدم وبه کوس پری هم تف کردم وگذاشتم سر کوسش فشار دادم رفت تو وشروع کردم به تلمبه زدن پری داد میکشید ومن توشوک بودم داد میکشید میگفت پارم کن کثافت خاک توسر زنت که همچین کیری رو نمی خاد کیرتو بخورم تو همین حرفا دیدم ابم میاد ارزوم این بود در اوردم وراحت پاشیدم وسط قاچ کون پری دیدم ابم اروم میاد رو پاهاش عجب کوسی داشت لامسب برگشت پاهاشو گذاشت زمین وکیرمو تمیز یه باره دیگه خورد وگفت این هم به تلافی زنت الان هر هفته زنمو میبرم خونه مادرش منو پری شام بیرون وسکس سوراخ کونشو الان چنان باز کردم که نگو ویک ماه ی بار الان زنم سیما یادش میفته دو سه تلمبه میریزم داخل دستمال کاغذی در عرض 5دقیقه تمام به سلامتی پری من.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%aa%d8%a7%d8%b2%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%b9%db%8c-%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175120</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس داگی با بلوند خوشگل ودوست داشتنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 13 Jun 2019 07:09:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادن]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انداختی]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[باشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[بیشعور]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرائی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[خابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشونو]]></category>
		<category><![CDATA[خونهمن]]></category>
		<category><![CDATA[داداشه]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دخترای]]></category>
		<category><![CDATA[دخترونه]]></category>
		<category><![CDATA[دستشوئی]]></category>
		<category><![CDATA[روبروشون]]></category>
		<category><![CDATA[سرتونو]]></category>
		<category><![CDATA[سوزناک]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیش]]></category>
		<category><![CDATA[فرستادمش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[قلقلکم]]></category>
		<category><![CDATA[کنخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[مادرشم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[محلمون]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمت]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میبینم]]></category>
		<category><![CDATA[میخنده]]></category>
		<category><![CDATA[میخندی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواره‬]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادو]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرقصید]]></category>
		<category><![CDATA[میرقصیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکنید]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میومدن]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[نیلوفر]]></category>
		<category><![CDATA[یکیشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[پنجره پذیرائی رو باز کردم فیلم سکسی دیدم وای چی میبینم ! یه زن حدودآ 32 ساله که خیلی جونتر از سنش باز به نظر میرسید با سکسی یه دختره 24 ساله شوهر دار( که شاه کس بعدآ خبرش رسید بچه محل ها فشارش دادن) خوابیدن کف حیاط یه دختر کوچولو هم کونی که اونم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>پنجره پذیرائی رو باز کردم فیلم سکسی دیدم وای چی میبینم ! یه</h2>
<p>زن حدودآ 32 ساله که خیلی جونتر از سنش باز به نظر میرسید با سکسی یه دختره 24 ساله شوهر دار(</p>
<h3>که شاه کس بعدآ خبرش رسید بچه محل ها فشارش دادن) خوابیدن</h3>
<p>کف حیاط یه دختر کوچولو هم کونی که اونم بعدآ فهمیدم بچه زنست داشت با روغن تن این 2 تارو ماساژ</p>
<h4>میداد&#8230; جنده وای من که باورم نمیشد&#8230; زنه سفیده سفید با</h4>
<p>مو های مشکی بلند ست شرت پستون سوتین مشکی تنش بود دختره هم ست رنگی یه عینکم یه چشمش بود&#8230;. وای</p>
<h5>کیرم راست کوس کرده بود از یه طرفم همه خونه بودن</h5>
<p>تابلو بود&#8230; واسه همین پنجره رو بستم! دلم طاقت نیاورد یه7/8 دقیقه بعد باز رفتم نگاه کردم&#8230; وای تو اون آفتاب سکس داستان سوزناک بدن هر</p>
<h6>دوشون برق میزد&#8230; کاش جای دختر کوچیکه بودم! ایران سکس دستش رو</h6>
<p>میکشید رو سینه های هر دوشون میمالید با روغن ! یه دفعه مادره لاشو باز کرد دختره کشید لایه کسش که مادره خندید ! ولی دختر کوچیکه چیزی بارش نبود که بخواد عمدی این کارو بکنه ! خلاصه کنم یه دفعه دیدم یه پسره خونه روبروشون داره با تل تو بالکن حرف میزنه یدفعه اونم چشمش به اینا افتاد ! تل رو قطع کرد شلوارکشو در آورد کیرشو گرفت دستش ارضا شد رفتتو خونه&#8230;من ولی هنوز آتیشی بودم&#8230; بی خیال شدم خیلی چیز ها از دخترای محل دیدم ولی این دید زدن ها باعث شد من چشمم به یه دختره 15 ساله بیفته&#8230; دوست داشتم تجربه کنم&#8230;یه شب هیمنجوری به پنجره یه خونه خیره شدم&#8230; شیشش رفلکس بود اونا خودشونو میدیدن ولی بیرون رو نه&#8230; منم راحت داشتم نگاه میکردم انگار مهمون داشتن&#8230;دخترا هی میومدن جلو آینه میرقصیدن منم با این حرکت فوق العاده دیونه میشم&#8230;دختره هی نازو عشوه میومد با موهاش بازی میکرد پریشونش میکرد. دست میکشید رو سینش قر میداد خلاصه یکیم که بیشتر نگاه کردم دیدم بله همون دختر کوچولوست که هر وقت از جلموم رد میشود چپ چپ نگاه میکرد&#8230; چرا تا حالا نمیدونستم رو برو پنجره آشپز خونه مان ؟ خلاصه یه روز داشتیم از باشگاه با رفیقم بر میگشتیم که بهو دیدیم دو تا بچه اوبی دنبال این دختره افتادن&#8230; رفیقمم میدونست من اینو میخوام فشار بدم رفیم جلو طرف دختره داشت حرف میزد که آره مزاحمت شدن یا نه منم یه چشم خوره رفتم به پسره با تشر گفتم: برو عقب بینم پسره هم خفه خون گرفت یه دفعه دیدم یکیشون شیر شد نعره کشید که آره من کس خلم قاطیم&#8230; منو میگی دیدم یه دفعه رفیقمو خوابوند رو زمین اومدم طرفش جداشون کنم واسه منم شاخ شد اومد بزنه زدم با ساک تو سرش دیدم چاقو در آورد دنبال ما کرد دیدم دختر کوچیکه داره جیغ میزنه&#8230;.خلاصه شر شد سره این انتر خانوم&#8230; رفیم سره محل به بچه ها گفتیم قضیه رو که دیدیم پسره داره میاد یهو رفیقم گفت این که داداشه منه شروع کرد چکو لقتی کردنش&#8230; سرتونو درد نیارم شبم تو باشین با رفیقم نق میزدیم سره یه انتر شبمون خراب شد ! منم گفتم یه جوری میکنمش که گریه کنه.. آخه دختره ی بیشعور عین خیالش نبود تازه نمیدونم چی گفته بود به ننش که وقتی مارو جلو در دید با حرکات دستش میگف : چیه ؟ نگاه میکنید ؟ ماهم میگفتیم کس کش معلوم نیست چی رفته گفته که ننش داره اینطوری میکنه..! بیاو خوبی کن&#8230;خلاصه کنم یه روز گیرش آوردم چسیدم بهش گفتم همه چیرو این که دید زدمت &#8230;اونم به کسشم بر نخورد ! گفت از کدوم خونه منو نگاه میکردی ؟ منم نگفتم ! خداحافظی کردیم ! عصر داشتم نگاه میکردم که دیدم اونم تو بالکنه&#8230;یه دفعه سوت زدم همه جارو نگاه کرد تا یهو چشمش بهم افتاد ذوق کرد دست تکون داد یکم خندید&#8230; با دستم نشون دادم تل&#8230; دیونه از اون فاصله رفت رو کاغذ تلشون رو نوشت&#8230; منم داد زدم دیونه کاغذ که دیده نمیشه&#8230; با دستش یکی یکی شماره هارو گفت ! البته داشتم ولی خواستم طبیعی باشه&#8230; زنگ زدم بعد کلی احوال پرسی ! بهم گفت دیگه چی دیدی.؟! گفتم بگو چی ندیدی ! گفت حالا بگو گفتم لخته لختتو گفت کجا ؟ گفتم پشت بوم داشتم با ماهواره ور میرفتم دیدم از حموم برگشتی داری خودتو خشک میکنی &#8230;یکمم ادامه دادم گفتم مثلآ دست انداختی لایه کست رو خشک کردی سوتینت این شکلیه همیشه و غیره&#8230;دیدم جیغ زد گفت مامان ببین چی میگه: میگه لختمم دیده&#8230; وای شاخ در آوردم ! دیونه چرا به ننش گفت؟!؟!!!! نکنه میخوان دهنمو سرویس کنن&#8230;.وای دیگه نمیشد کاری کرد هم تلم رو داشت هم آدرس رو&#8230; دیدم میگه با مامانم حرف میزنی ؟ گفتم نههههههههههههههههههههههههه گوشی رو داد &#8230;آخ آخ آخ چیکار کنم حالا چی بگم&#8230; زنه گفت سلام خوبین تا اومدم بگم سلام دیدم میگه خوب علی آقا حال میکنی ها ! خوب مارو دید میزنی ! سایز همه جامون رو بلدی ! وای قفل کردم یکیم چرت و پرت گفتم ! بعد گفت گوشی رو میدم نیلوفر! منم سرش قر زدم چرا گوشی رو دادی که گفت من با مامان راحتم خلاصه گفت شب ساعت 8:30 بیا از پشت بوم دید بزن میخوام برم حموم رفتم دیدم یکی یکی لباساشو در آورد رفت تو حموم&#8230; مادرشم نمیدونم عمدآ همش جلو اون یکی پنجره بود هی میرقصید پشت میکرد به پنجره کونش رو تکون میداد واسه رفیقم که تعریف کردم میگفت خاک بر سرت ! چرا ننش رو نکردی !گفتم زر زر نکن بابا زن شوهر دارو&#8230; گفت زنی که میخواره باید خاروند! منم دیگه کشش ندادم.. دختر رو دعوت کردم خونه ناز شده بود ! یه شلوار لی پوشیده بود با یه مانتو تنگ بالای کونش ! یه تاپ سورمه ای با شرت سوتین صورتی&#8230;جورابشم که مثل بیشتر دختر ها ازین رنگی ها&#8230; یکیم گپ زدیم یه کوچولو آرایش دخترونه کرده بود ! 18 سالش بیشتر نبود اما حشرش تو چشماش موج میزد&#8230; شورتش رو آوردم جلو لبشو بوس کردمو خوردم&#8230;خودش موهاشو باز کرد !ریخت تو صورتش&#8230;لب بازی کردیم خابوندمش رو مبل شلوارشو در آوردم تاپشو دادم بالا سینش کوچیک بود کلآ تاپ رو هم در آوردم. هیچی نمیگفت&#8230;فقط یه شرم دخترونه ی صورتش داشت دوست داشت امتحان کنه سکس رو نازش کردم.سینشو چنگ زدم با اون صدای نازش ناله کرد گفن تو هم لخت شو &#8230;منم یکی یکی رو در آوردم دیدم اصلآ یه کیرم نگه نمیکنه&#8230;امدم جلوش گفتم دوسش داری ؟ گفت نمیدونم چشماشو بست گرفت دستش. چشماشو اصلآ باز نکرد &#8230;گفت باید الان بخورم ؟ تمیزه ؟ خندیدم. گفتم دیووووونه&#8230;گذاشت سرشو تو دهنش وای با اون لبای گوچولو صورتیش داشت میخورد حرفه ای نبود ولی واقعآ جالب میخورد چون تجربه نداشت مثل بستنی ! یکیم خورد بعد چشماشو باز کرد خندید تخممو مالید کشیدم بیرون پشتشو کرد بهم قمبل کرد! گفتم فیلم دیدی ؟ گفت 24 ساعته<br />
دارم تو ماهواره میبینم&#8230; گفتم پس دهنتو سرویس ! کیرمو چرب کردم دیدم کونش کوچولو جم و جوره گذاشتم جلوش امدم فرو کنم دیدم میخنده میگه قلقلکم میاد &#8230;تو دلم گفتم بکنم تو بازم میخندی ؟ یه دفعه کردم توش وای داغ بود تنگ شروع کردم به عقب جلو کردن دیدم هیچی نمیگه &#8230;.از خودم داشت بدم میومد ! گفتم باید جر بخوری یهو تا ته کردم تو کونش جیغی کشید گفتم انگار دو تاش کردم شروع کردم به کردن&#8230;دعوا و شری که سرش داشتیم اومد جلو چشمم&#8230; اون موهائی که مدام جلو آینه بهش میرشیدو بچه ها باور کنید روزی 30 دفعه موهاشو باز میکرد شونه میکرد باز میبست ! گرفتم دستم سروع کردم به کشیدن.. محکم میزدم در کونش ..براش جالب بود این کارها&#8230;چون زیره لب میگفت وووووووووئی بکن بزن سرخش کن&#8230;. منم محکم تر میکردم دیگه داشتم خالی میشدم گفت بریز تو یکمشم بزار ببینم از نزدیک. منم خالی کردم با دو تا تکون تو کونش در آوردم &#8230;گرفت آروم تو دستش بو کرد مکش زد بعد رفت تو دستشوئی منم خودمو جمو جور کردم امد بیرون فرستادمش رفت&#8230; دیگه هم سراغش نرفتم اونم کرم داشت همه پسر بازی میکرد دیگه به همه پا میدادو سرو گوشش میجنبید روی سخنم با شما آقا پسر های گله : به صبح هنگام که کیره راست داری___یه خود مغرور نشو چون شاش داری		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174618</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی حموم و من عکاس</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85-%d9%88-%d9%85%d9%86-%d8%b9%da%a9%d8%a7%d8%b3/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85-%d9%88-%d9%85%d9%86-%d8%b9%da%a9%d8%a7%d8%b3/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 14 May 2019 06:27:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آبنبات]]></category>
		<category><![CDATA[آدمهای]]></category>
		<category><![CDATA[اتاقشو]]></category>
		<category><![CDATA[احتیاط]]></category>
		<category><![CDATA[احساسات]]></category>
		<category><![CDATA[احساسه]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اطرافش]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[افتتاح]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[الهامو]]></category>
		<category><![CDATA[امتحان]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انتظارمون]]></category>
		<category><![CDATA[انتقام]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[انگولک]]></category>
		<category><![CDATA[اهمیتی]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اونوقت]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باباتم]]></category>
		<category><![CDATA[باشهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باهاتون]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بپوشید]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برخورده]]></category>
		<category><![CDATA[برداریم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتن]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[برمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[برنداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتره]]></category>
		<category><![CDATA[بکنیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بلوریش]]></category>
		<category><![CDATA[بمونهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفت]]></category>
		<category><![CDATA[بودگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارم]]></category>
		<category><![CDATA[بیرونگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[بیکاری]]></category>
		<category><![CDATA[پارکینگ]]></category>
		<category><![CDATA[پاینشو]]></category>
		<category><![CDATA[پرتقال]]></category>
		<category><![CDATA[پشمالو]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمانی]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[پوزخند]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدن]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنش]]></category>
		<category><![CDATA[پیرهنمو]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[پیوسته]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکش]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیبشو]]></category>
		<category><![CDATA[تروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تماشای]]></category>
		<category><![CDATA[تورفتم]]></category>
		<category><![CDATA[توگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جانانه]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[جوابشو]]></category>
		<category><![CDATA[جورائی]]></category>
		<category><![CDATA[چتهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[چراگفت]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشمانی]]></category>
		<category><![CDATA[چیزائی]]></category>
		<category><![CDATA[چیکارش]]></category>
		<category><![CDATA[چیهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[حالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهای]]></category>
		<category><![CDATA[حسودیت]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خجالتی]]></category>
		<category><![CDATA[خریدارانه]]></category>
		<category><![CDATA[خطرناکه]]></category>
		<category><![CDATA[خندشون]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگار]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرت]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمونی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلتر]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگله]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[خونتون]]></category>
		<category><![CDATA[خونشون]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[خونوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[داداشش]]></category>
		<category><![CDATA[داداشم]]></category>
		<category><![CDATA[دادگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[دارهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[داشتید]]></category>
		<category><![CDATA[دانشجوی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترانه]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[درحالیکه]]></category>
		<category><![CDATA[دسترسی]]></category>
		<category><![CDATA[دستمال]]></category>
		<category><![CDATA[دلداریم]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالت]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستای]]></category>
		<category><![CDATA[دوستشم]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[دیگهگفت]]></category>
		<category><![CDATA[دیگهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[راههای]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندم]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندمو]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[روبروم]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زیبائی]]></category>
		<category><![CDATA[ساراست]]></category>
		<category><![CDATA[سورپرایز]]></category>
		<category><![CDATA[شدگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شیطنتم]]></category>
		<category><![CDATA[طولانی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمها]]></category>
		<category><![CDATA[قشنگتر]]></category>
		<category><![CDATA[کردگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کردهگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کردیگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کردیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[کلیتوریسش]]></category>
		<category><![CDATA[کنمگفت]]></category>
		<category><![CDATA[کنیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[کنیمگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[لباسهای]]></category>
		<category><![CDATA[لیدوکائین]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینو]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[مالونده]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوش]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورم]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[مختلفی]]></category>
		<category><![CDATA[مدتهاست]]></category>
		<category><![CDATA[مردانه]]></category>
		<category><![CDATA[مزاحمم]]></category>
		<category><![CDATA[مزخرفات]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[مطمئنی]]></category>
		<category><![CDATA[معرفتی]]></category>
		<category><![CDATA[معصومیت]]></category>
		<category><![CDATA[معلومه]]></category>
		<category><![CDATA[مقابلم]]></category>
		<category><![CDATA[مکافات]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرتم]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرش]]></category>
		<category><![CDATA[منظورش]]></category>
		<category><![CDATA[موندیم]]></category>
		<category><![CDATA[میادگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میبرمت]]></category>
		<category><![CDATA[میپوشید]]></category>
		<category><![CDATA[میترسی]]></category>
		<category><![CDATA[میتونه]]></category>
		<category><![CDATA[میتونی]]></category>
		<category><![CDATA[میتونیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخنده]]></category>
		<category><![CDATA[میخندی]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستن]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوان]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوره]]></category>
		<category><![CDATA[میخوریش]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میرسیم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میرقصیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میرقصیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[میفهمی]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنید]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتی]]></category>
		<category><![CDATA[میگیرم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمونه]]></category>
		<category><![CDATA[میمیره]]></category>
		<category><![CDATA[ناچاری]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نامفهوم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ندیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نیاوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیستگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نیستید]]></category>
		<category><![CDATA[نیفتاد]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[هاگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همونجور]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[هنرپیشه]]></category>
		<category><![CDATA[هیچکدوم]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[واستاد]]></category>
		<category><![CDATA[واستادم]]></category>
		<category><![CDATA[واستادیم]]></category>
		<category><![CDATA[وحشتناک]]></category>
		<category><![CDATA[یکساعت]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سکسی این ماجرا مربوط به دوست خواهرم شاه کس الهام میشه که فعلا از اون تیکه های محشر مشهد شده.یک روز صبح بد جوری کونی ماشین لازم داشتم و بابا ماشینو خودش لازم داشت و می خواست جائی بره (اون جنده موقع ترم 6 دانشگاه بودم ) همینجور که کلافه بودم خواهرم گفت چته کیوان [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>				سکسی این ماجرا مربوط به دوست</p>
<h3>خواهرم شاه کس الهام میشه که فعلا از اون تیکه های محشر</h3>
<p>مشهد شده.یک روز صبح بد جوری کونی ماشین لازم داشتم و بابا ماشینو خودش لازم داشت و می خواست جائی بره</p>
<h4>(اون جنده موقع ترم 6 دانشگاه بودم ) همینجور که کلافه</h4>
<p>بودم خواهرم گفت چته کیوان ؟گفتم پستون هیچی ماشینو میخوام ولی بابا میخواد بره جائی و مجبورم پیاده گز کنم!گفت ببین</p>
<h5>من ماشینو کوس برات میگیرم اما باید منو ببری دانشگاه بعد</h5>
<p>عصر هم حتما بیای دنبالم!منم از خدا خواسته گفتم باشه البته تو دلم میگفتم الان که میبرمت دانشگاه اما عصر نمیام که سکس داستان دیدم سریع حاضر</p>
<h6>شد و با سوئیچ اومد و گفت بریم!ماشینو ایران سکس زدم بیرون</h6>
<p>و راه افتادیم تو مسیر گفت بریم دوستم الهام رو هم برداریم گفتم اه همون الهام خوشگله ؟زد پس کلم و گفت مال این حرفها نیستی بابا الهام کلی طالب داره ولی کلی هم افاده داره و اصلا با کسی رفیق نمی شه!تو دلم گفت آره حالا که تقه اشو زدم بعد میفهمی اما مثل اینکه بلند بلند فکر کرده بودم چون دوباره دست خواهرم پس کله ام رو مورد نوازش شدید قرار داد!!!گفتم چته بابا خوب منو که میشناسی فرشته دوستت که یادته میگفتی خیلی مومنه و اصلا اهلش نیست دیدی که یه مدت از خونه مون کنده نمی شد یادته که همش برای درس خوندن میومد پیش من نه تو ؟ !!گفت ای ناجنس البته خود فرشته همه چیو برام گفته بود اما به روت نیاوردم اما الهام موضوع دیگری است تو که نه باباتم نمی تونه ؟ایندفعه خیلی با احتیاط تو دلم گفتم زرشک البته من این الهامو ندیده بودم ولی وصفشو خیلی از خواهرم و دوستای دیگش شنیده بودم رسیدیم در خونشون و مثل اینکه پشت در حاضر بود سریع اومد پرید تو ماشین و گفت بریم!خواهرم گفت چته الهام چقدر هولی ؟گفت آخه یه پسره هست خیلی زاغ سیاه منو چوب میزنه و هر وقت من جائی میرم میاد دنبالم و باز دوباره منو تا دم خونه اسکورت میکنه ! گفتم چیزی هم بهت میگه؟گفت نه اما بعضی وقتها که که یه جای خلوت باشیم یه کار خیلی زشت میکنه ؟ !! منم شیطنتم گل کرد و گفتم خوب چیکار میکنه ؟گفت خیلی زشته نمی شه بگم ؟خواهرم هم که تو باغ نبود گفت خوب بگو الهام جون شاید کیوان برات کاری بکنه یا با پسره بصورت منطقی قضیه رو حل کنه ؟ الهام گفت آخه نمی شه خیلی زشته خواهرم گفت بهت دست زده ؟گفت نه!گفت پس چی؟اونم زد به سیم آخر و گفت : زیپشو میکشه پائین و چیزشو میاره بیرون و نشونم میده!تا اینو گفت بی اختیار پقی زدم زیر خنده!!!خواهرم گفت مرگ این داره از ترس میمیره تو میخندی ؟گفتم حالا اگه دیدیش نشونم بدین تا حالیش کنم که مزاحم مردم نشه&#8230;یه دفعه دستشو دراز کرد و گفت اوناهاش همون که داره تو پیاده رو راه میره تا چشمم به یارو افتاد از غلطی که کرده بودم پشیمون شدم یارو یه نره غولی بود وحشتناک گنده با موهای فرفری و سری پائین از کنارش رد شدم و میخواستم برم که خواهرم گفت کیوان برو یه چیزی بهش بگو نکنه میترسی ؟منکه تو تنگنا قرار گرفته بودم و از روبرو شدن با غوله شدیدا ترس برم داشته بود گفتم منو ترس ؟ هه اینو یه لقمه اش میکنم!الهام گفت راست میگی چقدر خوب ؟زدم کنار و در حالی تقریبا داشتم خودمو خیس میکردم اومدم بیرون و رفتم جلوی یارو واستادم !اونهم مقابلم واستاد و یه نگاهی بهم کرد خیلی بی ازار به نظر میرسید اما واقعا گنده بود گفتم ( البته خیلی ملایم ) برادر من شما چرا دختر مردم رو میترسونی ؟یه نگاهی حاکی از عدم درک بمن کرد و هیچی نگفت یک کم شیر شدم و گفتم مگه خودت خواهر نداری خوبه یکی دنبال خواهرت بکنه ؟ بازم مثل آدمهای گنگ فقط نگاه کرد موندم که این چشه !یه پیرزنی از اون ور کوچه گفت پسرم این لاله سر به سر ش نذار گناه داره!گفتم چی میگی مادر این مزاحم دختر مردم میشه بدجور ؟یدفعه یکی از پشت سر گفت : مزاحم کی شده ؟ برگشتم دیدم یه غول دیگه از این بدتر پشت سرمه اما از اون غولهای خوش تیپ و مرتب و آراسته گفتم ببین آقا اون دختر ( اشاره کردم به ماشین ) از ترس این آقا جرات نداره بیاد بیرون یه نگاهی کرد و گفت ببخشید آقا این برادر من مشکل ذهنی داره و کرو لال هم هست بعد شروع کرد به دست موضوع رو به اون فهموندن و بعد بمن گفت مطمئن باشید دیگه مزاحم نمی شه ؟ من در حالی که در میرفتم تشکر کردم و پریدم تو ماشین و از اینکه زنده در رفته بودم خوشحال بودم گفتم دیدن چیکارش کردم هر دو با پوزخند گفتن آره بابا نچ نچ نچ خوب شد نکشتیش ! هر سه خندیدیم و گفتم الهام خانوم دیگه آقا غوله مزاحم شما نمی شه اما از تماشای فیلم سکسی مجانی هم محروم شدی!هنوز حرفم تموم نشده بود که پس گردنی بعدی رو خوردم!&#8230;.گفتم بسه بابا پوست گردنم کنده شد رسیدیم و پیاده شدن الهام گفت آقا کیوان اگه این یارو مزاحمم نشه خیلی در حقم لطف کردین گفتم خیالتون تخته تخت باشه و درحالیکه در رو میبست گفت حتما جبران میکنم گازو گرفتم و رفتم که یدفعه پیش خودم گفتم : یعنی چی جبران میکنه ؟ نکنه منظورش سکسه باز گفتم نه بابا این که من دیدم اگه ازدواج کنه به شوهرش هم نمی ده ولی یه آزاری افتاد به جونم خوب اون موقع علاوه بر کف بودن از همچین تیکه ای هم اصلا نمی شد گذشت.اون روز با بچه ها حسابی چرخ زدیم و چند تا دختر هم سوار کردیم اما دیدم بابا اینا ناخن الهامم نمی شن تا عصر که به مکافات از دست بچه ها دررفتم و رفتم دنبال خواهر جونم و دوست خوشگلش که هنوز نیومده بودن و من اومدم بیرون از ماشین و مشغول چش چرونی بودم دو تا دختر رد شدن و برگشتن و گفتن اه شما برادر فلانی نیستید منم با غرور گفتم چرا! چطور مگه؟گفت هیچی خواهرتون خیلی حرف شما رو میزنه و بچه ها بدشون نمیاد شما رو ببینند!یه آن دیدم بزور جلوی خندشون رو گرفتن و نمی تونن چیزی بگن یه صدائی از پشت سرم گفت آآآای رویا دست از سر داداش ما بردار خیلی خطرناکه ها و همشون زدن زیر خندهمنکه سوسک شده بودم گفتم اصلا تقصیر منه که اومدم دنبالت و میخواستم بدون اونا برم که سریع با الهام پریدن تو و منم کفری با هیچکدوم صحبتی نمی کردم و گفتم میگی موضوع چیه &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;و اونها هر وقت من اصرار میکردم اونها میخندیدند و فهمیدم که موضوع باید یه چیزی تو مایه های سکس و این چیزا باشه خلاصه من از فکر این الهام در نمیومدم و راهی هم به نظرم نمی رسید اول خواستم از خواهرم کمک بخوام ولی بد بود و بعدش لابد اتهام عاشقی بهم میزد خلاصه اون روز اونها پیاده شدن و من باز رفتم سراغ دوستان بطور ضمنی با سیامک که خیلی رفیق بودم موضوع رو مطرح کردم اون راههای مختلفی رو پیشنهاد میکرد اما یا عملی نبود یا خیلی اغراق آمیز بود با آتو گرفتن و سکس زوری هم اصلا میونه ای نداشتم اصلا دوست نداشتم که کسی با زور و اکراه یا از سر ناچاری با من سکس داشته باشه اون جوری دیگه حلاوتی نداره &#8230;حالا اگه موضوع انتقام باشه شاید بشه توجیه کرد اما مال من هیچکدوم نبود اون شب دیر تر اومدم خونه و بابا هم که بی ماشین بود کلی دعوام کرد و ضد حال زد . هر کار میکردم از فکر الهام نمیومدم بیرون مثل یه عشق شده بود برام نمی دونم شایدم واقعا خود عشق بود که به سراغم اومده بود ولی توجیه عاشقانه ای هم نداشتم الهام دختر تو دل بروئی بود یک کمی کشدار حرف میزد و با لهجه ابروهایی تقریبا پیوسته اما صاف و بدون کمان معروف ابروها که خشونت خاصی به صورتش میداد و جذابش کرده بود صورتی گندمگون و بیضی شکل با اخمی پنهان چشمانی آبی تیره که توش غرق میشدی هیچوقت نتونستم تا اعماق چشمان مظلوم و مرموزش نفوذ کنم از نظر هیکل هنوز چیزی معلوم نبود چون با اون مانتو هائی که برای دانشگاه میپوشید تقریبا هیچی از هیکلش رو نمی شد تشخیص داد قد متوسط و همین اما چی بود که منو اینجوری کرده بود آخرش هم نفهمیدم حتی وقتی گذاشت و رفت چند روز بدون اتفاق خاصی طی شد و ولی خوره الهام دست از سر من برنداشت برای اینکه ماشین داشته باشم بچه خوبی شده بودم و کلی برای خونه کارها رو انجام میدادم که بابا ماشین رو به من بده یه روز صبح که میرفتم همه گفتن عصر زود بیا هر چی اصرار کردم علتشو نگفتن عصر که برگشتم دیدم برام تولد گرفتن و چون میخواستن سورپرایز بشه یک هفته جلوتر گرفته بودن !!!! بابا و مامان برای کادو برام یه رنو گرفته بودن اصلا باورم نمی شد خیلی از مشکلاتم با این هدیه رفع میشد و دستم خیلی باز میشد یه بزن و بکوب خونوادگی وبعد خواهرم گفت : کره خر بزن بریم بیرون منم کادو مو بهت بدم گفتم چی هست ؟گفت حالا بریم منم به بهونه افتتاح ماشین جدید ( البته تو پارکینگ بود و من هنوز ندیده بودمش ) با خواهرم زدیم بیرون و همونجا پیله شدم که کادوت چیهنگفت و منو به آدرسی راهنمائی کرد و یه آدرس غریبه واستادم رفت در زد و دو تا از دوستاش اومدن بیرون و خودش که جلو بود گفت ببین این دوستام اهل حالن بریم بیرون یه چرخی بزنیم و دیگه باقیش با خودت برام بی تفاوت بود رفتیم یه کافی شاپ و نشستیم یواشکی بهم گفت : خوشحال نشدی اینها خیلی بچه های گرم و با معرفتی هستن!گفتم راست میگی اگه یک ماه پیش بود الان تو سرم هزار تا نقشه براشون داشتم اما الان از دخترا خوشم نمیاد با تعجب و شگفتی گفت : مگه میشه تو ؟!!! توئی که دوستام از ترس انگولک شدن توسط جنابعالی میترسن خونمون بیان !!برای اولین بار نگاهی خریدارانه بهشون انداختم هر دو خواهر بودن و بزرگتره خیلی زیبا بود حتی قشنگتر از الهام اما نمی دونم چرا به دلم نمی چسبیدن کیرم که همیشه این جور مواقع تمام قد اصرار بر خودنمائی داشت ساکت و خاموش تو آشیانه اش خوابیده بود و اصلا اظهار وجود نمی کرد با دیدن جو سرد حاکم خواهرم خواست که بریم اما دلم نیومد خواهرم که مثلا خواسته بود حال اساسی بده ضد حال بخوره اینه که سریع باب شوخی و خنده رو با دخترا باز کردم و سارا که خوشگلتر بود شروع به جوک گفتن کرد بعد از کلی کس شعر گفتن زدیم بیرون و خواهرم اشاره میکرد که میتونی با سارا تنها باشی و صفا کنی اما گفتم باشه تا بیشتر باهاش آشنا بشم بعد . اونها رو رسوندم و سارا که خیلی خودمونی شده بود لپمو چنگ زد و از دور بوسید بعد که راه افتادم یدفعه جو عوض شد و خواهرم گفت : این اداها چی بود ؟ من کلی مخ زدم برای تو اونوقت تو کم محلی میکنی ؟ معلومه چه مرگته ؟ گفتم منکه خوب بودم گفت : زیاد هنرپیشه خوبی هم نیستی ؟ گفتم ببین میخوای خوشحالم کنی ؟ گفت چطوری؟گفتم الهام!گفت الهام! یعنی تو اونو به سارا ترجیح میدی؟گفتم ببین فعلا دلم واسه اون رفته از اون روز اصلا از فکرش در نمیام یه نگاه عاقل اند سفیه بمن کرد و گفت مطمئنی حالت خوبه ؟ احمق تو اصلا سارا رو خوب دیدی؟گفتم آره خیلی نازه تکه اما تو هم بفهم میگم دلم پیش الهام گیره ؟ یک کم فکر کرد و گفت شاید بفهمم چی میگی اما میدونم که الهامم فقط برات هوس بازیه اگه بدونم عاشقشی هر کار بخوای برات میکنم اما میدونم هوسه . گفتم حتما همین طوره چون شما دخترا فکر میکنید وقتی یکی عاشقتون شد باید سریعا باهاتون ازدواج کنه و خوب بعد از ازدواج هم که سریعا عشق های پوشالی از بین میره و مکافات و بدبختی و شوربختی برای طرفین میمونه اما اگه یکی واقعا عاشقت بود با هم حتی یکساعت فراموش نشدنی رو بگذرونی نه اینکه حتما سکس باشه میتونه یه قدم زدن ساده و ابراز علاقه باشه جوری که خاطرش برات بمونه اون یکساعت عمر از دست رفته ات حساب نمی شه و از عمرت به اون اندازه استفاده کردی بقیه عمر که فناست همین خود سکس مگه چیه یه لذت نامفهوم و بعدش پشیمانی اما وقتی توام با عشق و علاقه باشه به ادم لذت کامل میده&#8230;گفت بس کن بابا اینقدر فلسفه نباف بگو الهامو میخوامو و خلاص!گفتم آره الان دلم پیش اون گیره شاید عشقی کوتاه یا بلند در انتظارمون باشه شاید هم اصلا هیچی نباشه .با این حرفها به خونه برگشتیم واقعا خیلی به سکس با الهام فکر نمی کردم و بیشتر طالب دوستیش بودم هنوزم درک نکردم چه چیزی منو جذب الهام کرده بود اما اگه از الهام سکس نمی خواست پس ازش چی میخواستم؟اینجاست که سرشت آدم خاکی بازهم نهایت عشق بشر رو به سکس و تماس جنسی هدایت میکنه وقتی به این قسمتش فکر میکردم هم شهوت میومد سراغم هم برام سکس با کسی که عاشقش شده بودم کمی خجالت آور و عدول از قوانین عشاق محسوب میشد چندید روز به همین منوال گذشت اوقات بیکاری تو خونه بودم فکر و ذکرم شده بود الهام.یه شب که تو اتاق مشغول گوش کردن آهنگ Hello لیونل ریچی بودم مادرم اومد تو وخیلی جدی گفت : اگه مشکلی داری میتونی با من در میون بذاری شاید بتونم کمکت کنم!نیم خیز شدمو و خیلی راحت گفتم راستش مامان یه دختر با یه نگاه منو مفتون خودش کرد!گفت خوب اینکه چیزی نیست میتونیم بریم خواستگاری!گفتم نه بحث این نیست.گفت خوب باهاش دوست بشو شاید بعد ازدواج کردین.گفتم اصلا حالم یه جور دیگش هنوز حتی راجع به این موضوع باهاش صحبت نکردم .یک کمی دلداریم داد و نصیحت کرد و رفت چند روز بعد خواهرم جشن تولد یکی از دوستاشو تو خونه ما گرفت که بتونم الهام رو ببینم شاید سر صحبت رو باهاش باز کنم و فرجی بشه اون روز عصر که همه اومدن الهام با لباسی بسیار زیبا که شامل دامنی بلند و چفدار بود با بلوز چسبانی از ساتن مثل لباسهای دوره رنسانس اروپا اومده بود سارا هم بود شلوار جین و ژاکتی یقه اسکی هر کاری کردم برم طرفش یا یه نگاه سوزان بهش بکنم نشد که نشد.اونهم بی تفاوت با دوستان مشغول بود سارا مرتب پیش من میومد وبرای اینکه کسی به ناراحتیم پی نبره با سارا خوش و بش میکردم اواخر مجلس که همه با میرقصیدن و تو هم میلولیدن الهام اومد روبروم و با زمزمه گفت : خواهرت یه چیزائی میگه ؟ گفتم منظور !گفت عاشقمی؟گفتم نمی دونم!گفت پسر ها همه مسخره اند فقط میخوان بذارن به یه جای آدم بعد هم حاجی حاجی مکه!گفتم آره درست میگی!گفت پس زر زیادی نزن که عاشقمی و خواب و خوراک نداری این مزخرفات مال کتابهاست اگه خواستی لاس بزنی بگو تا یه حالی بهت بدم اما اهل عشق و عاشقی و این جور مسائل نیستم!کشیدم کنار برام ثقیل بود دختری با این قیافه معصوم جواب اینطوری تو کاسه ام بذاره سارا اومد جلوم و همون لحظه تصمیم گرفتم برای همیشه این عشق لعنتی الهام رو بذارم کنار شروع کردم با سارا شوخی کردن و اونهم جواب شوخی هامو خیلی گرمتر پاسخ میداد&#8230;بهمین سادگی ذهنم داشت از الهام پاک میشد خواهرم که زیاد دور و برم بود خوشحال بود دیگه آخرش دستم رو دور باسن سارا حلقه کرده بودم و اونهم همین طور و آهسته مثلا میرقصیدیم اوضاع دوباره چشمم مستقیم به چشم الهام افتاد و دوباره اون عشق لعنتی با قوای بیشتری هجوم آورد الهام بسیار عادی بنظر میرسید اما خشم شدیدی رو تو چشماش دیدم رفتم نشستم و الهام با کمی آب پرتقال خیلی بی تفاوت اومد کنارم و گفت میخوری؟گفتم چرا ناراحتی؟گفت من ؟گفتم آره چته!سرش رو انداخت پائین و گفت فکر نمی کردم کسی بفهمه گفتم فهمیدم و میدونم حاضری کله منو بکنی!پوز خندی زد و گفت ببین تو اگه یه بار دستت بمن برسه باهام حال کنی سریعا با من سرد میشی و میری دنبال یکی دیگه پس از این قیافه ها نیا اگه خواستی فردا بیا دنبالم &#8230;گفتم نه الان یه حس خوبی دارم که تجربه نکردم گفتن زر نزن بابا فردا منتظرتم &#8230;و دیگه تا آخر مجلس حرفی نزدیم خودمم نمی دونستم واقعا چی ازش میخوام فرداش به خواهرم گفته بود بگو کیوان ساعت یازده جلو دانشگاه منتظرش هستم خواهرم اومد و بی مقدم یه بشگون جانانه از پهلوم گرفت و گفت تو که اینقدر راحت مخ میزنی چرا یک ماه عزای الهام گرفتی؟گفتم ایندفعه قضیه برعکسه و موضوع رو کامل براش شرح دادم.گفت خوب راست گفته پسرا همه همینطورن دختراهم یه جور دیگه زیاد سخت نگیر و برو باهاش خوش باش رفتم سر قرار اومد نشست تو ماشین و گفت قبلا پسرا سر قرار که میرفتن کلی به خودشون میرسیدند ولی تو این زمینه جنابعای خیلی بیغ تشریف دارین شایدم اگه بجای من سارا اومده بود به خودت میرسیدی ؟گفتم چیه حسودیت شده ؟یدفعه انگار آب سردی روم ریخته باشن فهمیدم که الهام به سارا حسودی کرده&#8230;گفتم کجا برم؟گفت یه جای خلوت که راحت منو بکنی!گفتم چی ؟گفت همین دیگه مگه اینو نمی خوای؟گفتم خر نشو بابا کی اینو خواسته!گفت برو خونتون خواهرت مکان رو ردیف کرده!باورم نمی شد رفتم سمت خونه و با الهام رفتیم تو دیدم خواهرم تنهاست&#8230;گفتم پس همش نقشه اس؟گفت دیوونه تو الهامو میخوای که بهش رسیدی اونهم که برا هر کاری حاضره دیگه چه مرگته .خیلی الهامو می خواستم اما نه اینجوری رفتیم اتاق خواهرم و الهام مانتوش رو درآورد پیرهنی مردانه ولی تنگ که به کمرش چسبیده بود و دو تا دکمه بالاش باز بود سفیدی بالای سینه هاش مشهود بود موهای تابدارش که تا کمی زیر شونش بود به رنگ خرمائی روشن و خیلی زیباش میکرد کون بزرگش تو شلوار مشکی بی تابی میکرد و فکر میکردم هر لحظه این شلوار از بالا جر میخوره تو همین اوضاع اصلا حواسم به کیر بی صاحب مونده ام نبود که کمی مونده بود تا سرش از زیر کمر شلوار بیاد بیرون و کاملا از زیر شلوار هویدا بود ظاهرا همین موجب فرار خواهرم شده بود چون دیگه ندیدمش و منو الهام تنها موندیم خیلی راحت گفت اگه یه چیزی بهت بگم فکر کنم خودتو خراب کنی!گفتم بگو!گفت من اوپنم !!!اصلاً مارس مونده بودم! به اون صورت معصوم که زیبائی ملکوتی داشت این حرفها نمی خورد حتی تصورش هم برام بی معنی بود فکر میکردم یعنی این دختر زیبا و رویائی هم ممکنه زیر اون شلوار کس داشته باشه!خوب آدم وقتی خیلی جوونه احساسات رقیقی داره و بیشتر تابع احساسه تا منطق!گفتم باور نمی کنم.گفت وقتی کردی باور نمی کنی!به سختی مسیر کیرم رو تو شلوار به پائین تغییر دادم تا تونستم نفسی بکشمگفت ولش کن بیارش بیرون!گفتم ببین برام بگو چطور اوپن شدی ؟گفت خیلی راحت یکیو دوست داشتم و خودم بهش دادم از زور شهوت همین ؟ اما اگه میخوای دورغشو بگم اینطوری بود که من یه خواستگار دکتر داشتم و خانواده ام خیلی بهش اطمینان داشتن و ایشون هم بعد که منو کرد رفت خارج&#8230;رک بودن این دختر واقعا برام باعث تعجب بود اصلا حرفها ئیکه میزد برای خودش اهمیتی نداشت پس از کمی مکث گفت : اگه نمی خوای بکنی واسه چی منو آوردی ؟گفتم خیلی دوستت داشتم خیلی هم میخواستمت ولی اینجوری که تو اول از آخر شروع کردی ؟ گفت یعنی چی ؟ گفتم همیشه با حرفهای عاشقانه شروع میشه و بعد میرسیم به کردن اما تو اول رفتی سراغ قضیه . گفت برام مهم نیست اگه کاری نداری من برم!راستش با بودن خواهرم تو خونه دست زدن به اون برام مشکل بود و از طرفی معصومیت در این قضیه از بین رفته بود گفتم نه کار خاصی ندارم شروع کرد به پوشیدن مانتو و در این وقت خواهرم اومد تو و دیدم داره به الهام اشاره میکنه اونهم سری به نشانه نفی تکون داد خواهرم گفت خوب کیوان به آرزوت رسیدی؟گفتم نه اما فعلا آب سردش روم ریخت گنگ و نامفهوم بهم نگاهی کرد و با الهام و خواهرم زدیم بیرون و الهامو گذاشتم و خواهرم گفت یه چرخی بزنیم خیلی پنچری!گفتم آره اصلا انتظار نداشتم این الهام به این خوشگلی به این معصومی فاحشه از کار در بیاد ؟با تعجب گفت : چی گفتی ؟ گفتم فاحشه!گفت حرف دهنتو بفهم کیوان بهت پا نداده اینجوری میگی ؟گفتم برعکس کاملا پا داد و خودش گفت که دختر نیست و &#8230;باورش نمی شد گفت من که مدتهاست دوستشم خبر ندارم و اونم کمی جا خورده بود تو همین حین دیدم دختری داره دست بلند میکنه نزدیکتر که رفتم دیدم ساراست و با خوشحالی سوار شد و گفت کجا میرید ؟ گفتم میچرخیم گفت منم بیکارم و با کلک زدم بیرون یدفعه یه فکری به ذهنم رسید و گفتم بریم خونه ما ؟ یه نگاههائی رد و بدل شد و خواهرم گفت بریم و با آخرین سرعت رفتیم سمت خونه . نشستیم و خواهرم به راحتی گفت من تو اتاق خودم هستم و اگه کاری داشتید صدام کنید.من موندم و سارا که به راحتی نمی تونست خودشو کنترل کنه یه لحظه گفتم چته میترسی ؟پرید طرفمو و لباشو گذاشت رو لبام داغه داغ . یدفعه میلم زد با و دستمو به زور از لای مانتو و پیرهنش بردم تو سینه هاش سفت و دخترانه و براش حسابی مالوندم بعد از چند دقیقه دیدم نمی ره سمت کیرم.گفتم شروع کن دیگه!گفت آخه بار اولمه خجالت میکشم . گفتم اه نه بابا تو بار اولته!گفت آره به جون خودم راست میگم حالا چون از تو خوشم اومده فکر کردی حرفه ای هستم!دستشو بردم سمت کیرم و از روی شلوار دستشو مالوندم بهش&#8230;خوشش اومد و گفت کسی نیاد!گفتم راحت باش در حالی که زل زده بود تو چشام زیپمو باز کرد لب پاینشو گاز گرفته بود و بالاخره دستشو کرد تو شرتم و چیکو رو آورد بیرون و یه نگاهی بهش کرد دستمو بردم تو شلوارش گفت تروخدا مواظب باش کاری نکنی!فکر کردم فیلمه گفتم بابا ما رو سیاه نکن و انگشتمو بردم لای کسش کمی خیس بود و خیلی لطیف خوابوندمش رو تخت در حالیکه دست از کیرم بر نمی داشت گذاشت لای پاش و شروع کردم به مالوندن هر دومون خیلی سریع ارضا شدیم و در حالیکه با دستمال کاغذی پاکش میکردم یه نگاهی به کسش کردم خیلی آکبند و تمیز بود صورتی و کمی لاشو باز کردم واقعا پلمب بود!گفت چیه کالبد شکافی ؟ گفتم عجب چیزی داری لامصب!نیم خیز شد و گفت ببین من توی فیلمها خیلی سکس دیدم چرا مال ما اینقدر زود تموم شد؟خندیدمو و گفتم پس باید به تئوری سکس وارد باشی!گفت ای ی همچین گفتم میخوریش ؟گفت آره بدم نمیاد و اومد و یه مدت طولانی نگاهش کرد و بعد سرشو کرد تو دهنش یک کم که راه افتاد شروع کرد حسابی ساک زدن دیدم داره میاد بلندش کردمو و رفتم سمت کسش با زبونم لاشو باز کردم و نوک زبونمو گذاشتم رو کلیتوریسش یک کم که لیس زدم &#8230;داشت جیغ میزد و سرمو محکم به کسش فشار میداد اومدم بالا و گذاشتم لای پاش اما به محض تماس دیدم به سختی لرزید و ارضا شد.گفتم ببین من هنوز موندم؟گفت هر کار بخوای&#8230;دیدم سریع نشست و گفت نه عقب نه برات ساک میزنم و برای اینکه اصرار نکنم کیرمو کرد تو دهنش و خیلی محکم شروع کرد با اینکه میخواستم جلوی خودمو بگیرم اما نشد و همونجا تو دهنش خالی شد اونها رو از دهنش داد بیرون و ریخت رو سینه هاش و باهاشون بازی میکرد همونطور که دراز کشیده بودم شورت و شلوارم رو پوشیدم دیگه رمق نداشتم و سارا هم لخت کنارم نشسته بود&#8230;یدفعه خواهرم پرید تو و گفت سریع لباس بپوشید که مامان اومد یدفعه سارا دیوانه وار شروع به لباس پوشیدن کرد و منم تی شرت رو پوشیدم و سارا دوید اتاق خواهرم منم طبیعی رفتم بیرون دیدم خواهرم با مامان تو حیاط داره صحبت میکنه رفتم سوار ماشین شدم و به خواهرم گفتم : 5 دقیقه دیگه با سارا سر کوچه باش!چشمکی زد و رفت تو.رفتم سر کوچه و اومدن تا سوار شدن سارا هی میگفت امروز خیلی خوش گذشت مرسی تجربه خوبی بود و از این دست حرفها.خواهرم گفت بریم تا احمد اباد و برگردیم رفتیم و کمی خرید کرد و تند برگشت.گفت برو دم دانشگاه!گفتم چرا؟گفت برو بعد میگم سریع رفتیم و ما واستادیم و اون رفت تو سارا هم تو ماشین بود و با نگاه شیطنت باری منو نگاه میکرد یدفعه در ماشین باز شد و خواهرم و الهام سوار شدن و الهام یه نگاه حاکی از تعجب به خواهرم و الهام و بعد بمن انداخت راه افتادم سمت خونه و سارا دم خونشون پیاده شد و خواهرم گفت منو برسون بعد هم الهامو!وقتی با الهام تنها شدیم گفت خوبه سارا جون پیشت بود! کردیش؟گفتم نه اون دختره!گفت منکه بهت راه دادم چرا نکردی؟چیزی نگفتم اما الهام خیلی عصبی بود و مرتب حرف میزد دم خونشون پیاده شد و درو محکم بهم کوبید و گفت فردا شب بیا دنبالم!گفتم ببخشید من کلی کار دارم اما خواهرم و دوستاش کل وقت منو گرفتن!گفت همین که گفتم میخوام ببرمت خونه داداشم یدفعه برق سه فاز ازم پرید!گفتم میخواد ترتیب منو بده ؟گفت نه کسی اونجا نیست میخوام سر بزنم تو هم بیا شاید دختر خالم هم با ما بیاد!گفتم شاید اومدم گفت حتما میای با یه تیکاف شدید کندم سمت خونه &#8230; خونه که رسیدم به خواهرم گفتم : الهام گفته فردا شب برم پیشش تو چی میگی؟در حالیکه در اتاقشو میبست گفت مثل اینکه حالت بهتره و از پنچری در اومدی ؟گفتم آره یه حسی بود که تقریبا پریده!گفت ببین حالا واقعا تو عاشق الهام شده بودی؟گفتم نه! تو که میدونی من اهل عشق برای زن گرفتن نیستم ولی خوب بعضی ها یه جورائی رو آدم اثر میذارن مثلا سارا که به راحتی بهم حال داد لابد منو خواسته الهامم همونطور!گفت خوب اونکه خواست باهات باشه!گفتم آره شاید اگه یه کمی خجالتی تر بود منو تو دام عشق خودش شدیدا اسیر میکرد ولی اون رک و بی پرده اول گفت باکره نیست دوم خیلی راحت موضوع زن شدنش رو توضیح داد سوم خیلی راحت گفت شما هم بفرما این دیگه عشقش کجا بوده؟گفت خوب تو هم اگر میفرمائیدی اون حس مرموز الان بکلی از سرت پریده بود!گفتم حالا چیکار کنم فردا شب برم یا نه ؟ گفت اگه اهلشی که میدونم شدید هستی خوب فردا برو اگه نه که هیچی . زدم بیرون و با بچه ها کس چرخ زدن طرقبه یکی از دوستام بنام رضا که خیلی هم لوطی و اقا بود تا موضوع رو بهش گفتم گفت ببین اصلا نرو و خر نشو من این موضوع مهم رو برات انجام میدم و وقتی دید با دقت تو نخ حرفهاشم گفت خوب کره خر مگه مرض داری که نری! ابله من روزی سه بار جلق میزنم تو خوابمم کس نمی بینم در به در دنبال یه عکس سکسی برای زدن هستم اونوقت توی خر میخوای نری!؟از حسی بدی که الهام برام به وجود آورده بود گفتم گفت بشاش بهش همین اون حس همونجور که میاد بعدشم میره دنبال کارش خلاص این تجربه رو تمام پسر ها بارها و بارها با دیدن یه دختری که تو رویاهاشون درست کردن به وجود میاد و با اولین بار کردنش یا عدم دسترسی به نامبرده سریعا از بین میره اینقد خر نباش!یدفعه گفتم میای فردا شب با هم بریم؟یه نگاهی کرد و گفت ببین دیدم به کیرش اشاره میکنه که شدید شق کرده!گفت حرفش منو خراب میکنه اما اگه ببریم غلامت میشم نوکرت میشم و&#8230; التماس پیش خودم گفتم خوب با رضا میرم اگه داد که هیچی اگه نداد هم به جفتمون نمی ده دیگه!با رضا برگشتیم و تا فردا شب اتفاق مهمی نیفتاد عصر رفتم رضا رو برداشتم دیدم یه لیدوکائین از ساک ورزشیش درآورد و گفت حتما بزن که حال کنیم!گفتم اگه نداد چی ؟ گفت هیچی من تو رو میکنم تو هم منو اینقد به دلم صابون زدم که اگه نده حتما زورکی میکنمش!رسیدیم در خونه الهام و از پشت در یه سرک کشید و اومد عقب نشست رضا سریع برگشت و گفت سلام من رضا هستم دانشجوی حقوق 22 ساله و دستشو دراز کرد الهام با خنده جوابشو داد و باهاش دست دادرضا وقتی برگشت دیدم دستش رفت رو کیرش سر راه دختر خاله الهامم برداشتیم اسمش سلیمه بود و از اون دختر هائیکه به چسش میگه نیا بو میدی!خیلی با افداه نشست تو ماشین و نگاه تحقیر آمیزی به من و ماشین انداخت و به الهام گفت دوست پسرت اینه ؟ منم که حسابی بهم برخورده بود گفتم نه اینه و اشاره به کیرمالهام پقی زد زیر خنده و سلیمه هم روشو کرد اونور مثلا ناراحت شد رفتیم خونه داداشش و کمی این ور اون ور کردن و آخرش دیدم الهام با یه لیاس حریر خیلی نازک اومد پیشم و نشست رو زانوم رضا که از شق درد نمی تونست راه بره اشاره کردم اومد و گفتم تو برو مخ سلیمه رو بزن خیلی ازش شاکیمالهام گفت بچه ها اینو حسابی بکنینش اوپنه و خیلی هم افاده داره!رضا گفت اگه پا نداد؟گفت چرا پا میده منکه با کیوان مشغول بشم اونهم حالش خراب میشه رضا رفت پیش سلیمه و شروع کرد به مخ زنی با اون زبونش کمی رامش کرده بود و دختره داشت میخندیدالهام گفت خیلی ازت دلخورم!گفتم چرا؟گفت رفتی اون دختر چاقه رو کردیش ها!گفتم نه بابا فقط لاپائی!یدفعه شروع کرد به زدن من منم در رفتمو و افتاد دنبالم تو همین حین دیدم رضا اونقدر مخ زده که کیرشو گذاشته کف دست دختره و انهم داره باهاش ور میره عمدا نزدیک اونها خودمو انداختم و الهامم افتاد روم!داشت می خندید و همون خندیدنش منو به عرش میبرد بخاطر معصومیت چهره اش اگه بهم دست نمی زد شاید نمی تونستم کاری بکنم وقتی افتاد روم پیرهنمو محکم گرفت و جر داد و گفت من سینه پشمالو خیلی دوست دارم و سرشو به پشمای سینه ام میمالید با دو دست سرشو بالا آوردم و تو چشاش نگاه کردم خنده تو چشاشم بودگفت چیه؟گفتم میخوام تو چشات غرق بشم !گفت شعر نگو بابا و دستشو برد رو کیرم خیلی محکم از رو شلوار میمالید.گفت من اینو دوست دارم و فعلا چیز دیگه ای نمی فهممگفتم یواشگفت هر وقت داد زدی و&#8230; محکمتر. یک کم تحمل کردمو و دیدم نه بابا الان چیکو اونجا تلف میشه یه داد یواشی زدم و به پهلو غلتوندمش دستاش رفت تو پشمای سینه ام دکمه های لباسش باز بود و سینه های بلوریش بیرون ظاهرا خیلی مالونده شوده بود چون کمی آویزن بود اما سفیده سفید . نوکش صورتی بود و هاله ای با شعاع کمی زیاد دور نوک سینه . وقتی زبون رو نوک سینه اش گذاشتم فکر کنم ارضا شد کیرمو در آورد و شدید فشارش داد و دیگه نذاشت سینه شو بخورم و کیرمو کرد تو دهنش و ساک زدن رو شروع کرد.تو همین حین دیدم رضا تا دسته کرده تو کس سلیمه تا اون لحظه به پاهای سلیمه توجه نکرده بودم پاهای خیلی بلندی داشت که کلی از سر شونه رضا زده بود بیرون و صداش در اومده بود هنوز الهام داشت ساک میزد که آب رضا اومد و سلیمه همشو ریخت تو دهنش و قورت داد یدفعه دیدم آب منم داره میاد!گفتم الی پاشو اومد گفت راحت باش و کلیه کیرمو محکم تو دهنش گرفت و مثل آبنبات چوبی میک زد به سختی جلوی خودمو گرفتم اما اون میدونست چیکار کنه و کل آبم تو دهنش خالی شد این صحنه حشر منو بدجوری زد بالا طوری که کیرم اصلا نخوابید.الهام اومد بالا و کیرمو به کسش تنظیم کرد و کرد توش وای که چقدر داغ بود و تنگگفت با اینکه خیلی ها منو مالوندن اما همه منو نکردن!گفتم آره خیلی تنگه!روم خوابید و گفت ببین میخوام سلیمه رو امشب از عقب بکنی!گفتم فکر نمی کنم حسش برام بمونهگفت کاری میکنم که بمونه و شروع کرد به تلمبه زدن و چندیدن حالت رو امتحان کردیم تا دوباره هر دو تقریبا در یک زمان ارضا شدیم&#8230;کشیدم بیرون و همه همونطور لخت دراز به دراز افتاده بودیم به رضا گفتم تو برو سمت الهام میخوام این دختره رو از عقب بکنم!گفت نمی ده بابا اونم با کیر تو!گفتم میکنم و رضا چسبید به الهام.الهام کیرشو کرد تو دهنش و ساک زد به سلیمه گفتم بیا جیگر حال بکنیم گفت بسمه نمی تونم!گفتم اینو ببین یه نگاهی کرد و گفت یه شب دیگه!گفتم نه دیگه ببین رضا داره الهامو میکنه یه نگاهی کرد و گفت رضا !!! و براش خط و نشون کشید انگار با یه کردن زن و شوهر شده بودن و برای تلافی شروع کرد برام ساک بزنه یک کم که زد خسته شد و گفت نمی تونم!گفتم ببین تا حالا از عقب رو تجربه کردی؟گفت نه میگن خیلی درد داره!گفتم اونها ناشین اینقدر لذت داره که دردش محسوس نیست!گفت راست میگی؟گفتم آره صبر کن اسپری لیدو کائین رو آوردم و حیسابی زدم در کونش و اطرافش و شروع کردم ماساژ دادن اون کون زیبا یک کمی که گذشت گفت داره بی حس میشه ولی خیلی حال میده انگشت کوچیک رو کمی کردم تو و چرخوندم گفت وای کیوان خیلی حال میده کیرتو بکن گفتم واستا هنوز زوده بیشتر تحریکش کردم بزودی ناله هاش به فریاد تبدیل شد و داد میزد یالا بکن توش دیگه قمبل کرد بالا و کیرمو خیس کردم و گذاشتم توش تا نصفه رفت تو صداش خوابید و گفت کیوان سوختم نگه داشتمو و یواش یواش شروع کردم تا بالاخره تا ته رفت همونطور که میزدم معلون بود خیلی درد داره ولی بروش نمیاورد اونقدر کردمش که خودم خسته شدم و آبمو ول کردم تو کونش و افتادم روش یه لب ازش گرفتم و تشکر کردم اونم گفت خیلی حال دادی و بلند شدیم همه زدیم بیرون و شام مهمون رضا رفتیم شاندیز و بعد همه رو رسوندمو و رفتم مثل خرس خوابیدم صبح خواهرم بیدارم کرد و موضوع دیشب رو پرسیدگفتم اوکی شد و رفت پی کارش اما رمق نداشتم حرف بزنم ظهر وقتی از دانشگاه اومد دیدم میخنده! گفتم چته؟گفت با دختر خاله الهام چیکار کردی!گفتم چطور؟گفت بیچاره راه نمی تونست بره و الهامم گفت که داداش فلانی ترتیبشو داده اونهم از &#8230;..خجالت کشیدمو و سرمو انداختم پائین&#8230;گفت افه اشو شکستی مرسی و رفت اتاقش &#8230;.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ad%d9%85%d9%88%d9%85-%d9%88-%d9%85%d9%86-%d8%b9%da%a9%d8%a7%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173839</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خوب جنده خانوم خوشگل بلوند رو میکنه تا آبش بیاد</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%a2/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%a2/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 07 May 2019 04:45:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اتفاقا]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[اونجارو]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[اونموقع]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[باردار]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگرده]]></category>
		<category><![CDATA[بعدظهر]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پسرخاله]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشونده]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خونمون]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[سوپر مدل]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[فهموند]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کنیممن]]></category>
		<category><![CDATA[لباساشو]]></category>
		<category><![CDATA[مامانت]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مجبورش]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخندی]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوایم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدش]]></category>
		<category><![CDATA[ناخوداگاه]]></category>
		<category><![CDATA[نبودمنم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نگذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[نیستگفت]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[هستگفت]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سری ها منو خوشگل ببینن فیلم سکسی ولی از نظر خودم معمولی هستم.داستان من برمیگرده به 14 سالگیم.من یه خاله دارم از مامانم، 20 سال کوچیکتره.یروز امد سکسی خونمون با پسرش امین که یک سال شاه کس و نیمش بود و دوباره باردار بود که یه پسر دیگه خدا بهش داد.هیچکس خونه کونی نبود، من [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>سری ها منو خوشگل ببینن فیلم سکسی ولی از نظر خودم معمولی هستم.داستان</h2>
<p>من برمیگرده به 14 سالگیم.من یه خاله دارم از مامانم، 20 سال کوچیکتره.یروز امد سکسی خونمون با پسرش امین که یک</p>
<h3>سال شاه کس و نیمش بود و دوباره باردار بود که یه</h3>
<p>پسر دیگه خدا بهش داد.هیچکس خونه کونی نبود، من سره ظهر نشسته بودم و از اونجایی که پدر مادرم شاغلن، پدرم</p>
<h4>ساعت جنده 5 میومد خونه و مادرم ساعت 3 معمولا.زنگ خونه</h4>
<p>ساعت حدود 12/30 خورد و رفتم پستون درو باز کردم، خاله مژگان بود، (سن اونموقع 29).حال و احوال پرسی کردیم و</p>
<h5>نشستیم خونه، کوس خاله تا لباساشو عوض کرد یه نگاه بهم</h5>
<p>کرد گفت خاله بزرگ شدی دیگه زشته اینجوری بگردی تو خونه یا جلوی مهمون، (من با شورت پنبه ای بودم ولی پاچه سکس داستان داشت یعنی هفتی</p>
<h6>نبود).منم گفتم خاله من جلوی شما اینجوریم غریبه ایران سکس بیاد که</h6>
<p>اینجوری نیستم تازه چیزه بدی نیست &#8230; خاله خودش بلند شد چایی و دم کرد و مشغول صحبت بودیم، گفتم خاله چه عجب امدی خونمون خیلی وقته ندیدمت.گفت با مامانت بعدظهر قرار دارم داریم میریم دکتر.گفتم چی شده مگه ?گفت امین و میخوایم ببریم ختنه کنیم.من یلحظه ناخوداگاه خندم گرفت و خاله گفت چرا میخندی ???گفتم هیچی گناه داره دلم براش میسوزه.گفت خوب بود منم وقتی بردیم ختنت کردیم میخندیدم ???من خفه خون مرگ گرفتم &#8230;گفت اتفاقا به مامانت گفتم ببریم امین و پیش همون که تورو ختنه کرد دستش خیلی سبکه.من از دهنم پرید گفتم نه خاله خوب نیست.خاله خندید گفت چرا ??? من گفتم هیچی خوب نیست.گفت خب چرا خاله مگه ماله تو بده و همراه هر حرف میخندید ???من گفتم نه خاله آخه ماله من زیرش شبیه دوتا سوراخ هست.گفت مگه نباید باشه ???گفتم نمیدونم.(میدونستم چون برای پسرخاله هام نداشت البته کون هم نگذاشته بودیم ولی دیده بودیم تو بچگیمون).گفت میشه ببینم خاله ???گفتم نه.گفت خب بزار ببینم که امین و نبرم اونجا، من قبول نمیکردم.خلاصه با صحبت و اینا گفتم فقط همونجارو نشون میدم.رفتم جلو یجوری که مثلا پوشونده باشم، سعی کردم فقط اونجارو نشون بدم.وایساده بودم جلو خاله دستاش و آورد و دستم و زد کنار شرتم و داد تا بالای زانوم پایین.(کیرم خیلی معمولی بود باریک بود و حدودا وقتی راست میشد 10 سانت بود)من کیرم وقتی این کارو کرد میتونم بگم از خجالت هی انگار نبض میزد و با هر نبض بزرگ میشد.امینو که خواب بود خاله خوابوند کنار دستش و منو گرفت با دستاش منو فهموند دراز بکشم.دراز کشیدم، به شکلی که انگار مثلا تا حالا کیر ندیده باشه و مثل کسی که تشنه هست هی دست میکشید به کیرم و میمالیدش و کیر منم هر لحظه سنگ تر میشد که خاله چشماش حالت خماری گرفت و بدون اینکه حرفی به من بزنه، منو کشید جلوتر و سرش برد به طرف کیرم و شرووع کرد به خوردنش، منم واققعععا برای اولین بار داشتم این چیزو تجربه میکردم و خیلی خیلی تو اووج لذت بودم، وسط خوردن خاله گفتم خاله تروخدا بزار پستونت و ببینم، اما خاله هیچ توجهی نمیکرد و تند تند داشت تو دهنش کیرم و بالا پایین میکرد و انگار که اصلا نمیدونست داره چکار میکنه خاله هر لحظه انگار که داره فضای دهنش و لباش رو تنگ تر میکنه و با قدرت بالا پایین میره از اون حالت شهوتی که کامل نشده بود تو من میتونم بگم ترسیدم، چون اینقدر شهوتم اوووووج گرفته بود که منو ترسونننند حس میکردم الان یه چیزیم میشه، خخخیلی داشتم لذت میبردم تا اونموقع هم آبم نیومده بود که خواستم خودم و بکشم کنار که کیرم از تو دهنش بیاد بیرون، خاله پهلوهای منو محکم گرفت و تا میخواستم بیشتر تقلا کنم کمرم شروع کرد بدددددوووون هیچ دخالتی از طرف خودم بالا پایین شدن و یه جیغغغغی که کشیدم که فکر کنم همه ی محل شنیدن و ارضا شدم، ایننننقدر این ارضا شدن برام مهیج و جدید و با حال بود که بزور فقط شرتم و کشیدم بالا و همونجا خوابیدم &#8230;بعد چند وقت خاله و دیدم و هر سری خدا منو ببخشه میتونم بگم مجبورش میکردم برام بخوره &#8230; ولی هیچوقت مثل دفعه ی اول که ارضا شدم برام نشد &#8230;که البته الان میتونم بگم حتی مشکله روانی برام پیش امده بخاطر این کار و با عذاب وجدانش اصلا نمیتونم کنار بیام ولی خوشبختانه یک سال و نیمی هست که دیگه هم بخاطر خودم هم خواهش های خودش این چیزو ازش نخاستم و فقط و فقط همین بودش رابطمون تا همین اخریاش یا فوقش من اصرار میکردم سینه هاش و ببینم &#8230;تمامنوشته: امیر		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d8%a8%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b1%d9%88-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%a7-%d8%a2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173758</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 28/37 queries in 0.010 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-11 13:22:24 by W3 Total Cache
-->