<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>میخواستمش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%85%d8%b4/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 12 Mar 2024 22:23:33 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.9.1</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>میخواستمش &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>زن بابا بهتر میدونه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%88%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%88%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 14 Jul 2019 08:32:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلاف]]></category>
		<category><![CDATA[انچنان]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[براتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[بفرستم]]></category>
		<category><![CDATA[بودمخلاصه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بینشون]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[توروخدا]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوشتون]]></category>
		<category><![CDATA[دراورد]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[رابطمون]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[زندایی]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا]]></category>
		<category><![CDATA[کاراشو]]></category>
		<category><![CDATA[کرمانشاه]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کلنجار]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مستاجر]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستمش]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میشنید]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میندازم]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نارگیل]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[واستون]]></category>
		<category><![CDATA[وایساد]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[داریم به اسم نازنین که فیلم سکسی 27 سالشه و به شوهرش زندگی میکنه این نازی خانم واسه بعضی کارا میومد مغازه من گاهی اوقات البته بیشتر سکسی شوهرش میومد کاراشو انجام میداد ، راستش شاه کس من از روز اول تو کف اش بودم اخه چیز خوبی بود البته گاهی اوقات کونی چادر می [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>داریم به اسم نازنین که فیلم سکسی 27 سالشه و به شوهرش زندگی</h2>
<p>میکنه این نازی خانم واسه بعضی کارا میومد مغازه من گاهی اوقات البته بیشتر سکسی شوهرش میومد کاراشو انجام میداد ،</p>
<h3>راستش شاه کس من از روز اول تو کف اش بودم اخه</h3>
<p>چیز خوبی بود البته گاهی اوقات کونی چادر می پوشید منم هی دو سالی بود این دل و اون دل می</p>
<h4>کردم جنده که چیکار کنم ، بعد گفتم تلفنی مخشو. بزنم</h4>
<p>تا اینکه چند ماه به حالت پستون مزاحم که نشناسه زنگ میزدم و پیام می دادم تا اینکه یه روز بعد</p>
<h5>از رد کوس کردن هفت خان رستم قرار شد بیاد ببینه</h5>
<p>کی هستم .تا گفتم بیاد تو پارک البته توضیح بدم اون از شوهرش خیلی سرتر بود با همم زیاد اختلاف داشتن و سکس داستان وضع مالشونم زیاد</p>
<h6>روبه راه نبود ولی مال من بد نبود ایران سکس به هر</h6>
<p>حال مغازه داشتم و ماشین و &#8230;. چیزای دیگه خلاصه جونم واستون بگه نازنین قدش حدود 160 سانت با وزن حدود 55 کیلو با صدای نازک که ادم میشنید شق می کرد و پوست خیلی سفید که چند بار دید زده بودم.خلاصه من با ماشین رفتم سر پارکی که قرار بود بیاد اونجا یکم که وایسادم اومد و وایساد منم دیدمش. رفتم پایین گفتم سلام نازنین خانم اونم روشو برگردوند تا منو دید خشکش زد و گفت از شما توقع نداشتم و رو شما یه حساب دیگه میکردم و شما یه جوره دیگه نشون میدادین منم تو دلم گفتم چه گهی خوردم اومد و خودمو نشون دادم خلاصه گوز پیچ کردم ، گفتم راستش خیلی با خودم کلنجار رفتم ولی نشد اخه راستش من واقعا عاشق شما شدم و می خوام مال من باشین اونم گفت که نمیشه و من شوهر دارم و از این کس شعرا خلاصه راضیش کردم بریم تو ماشین یه چرخی بزنیم و بعدش رابطمون تلفنی شد و دیگه دوست شده بودیم چند بارم رفتیم بیرون با هم و با هم راحت شده بودیم مثلا باهاش دست می دادم و اینا و چون من واسه سکس میخواستمش با پیام شروع کردم اوایل از دستم ناراحت شده بود بعد راضیش کردم با هم حال کنیم فقط بعد یه روز خونه پوریا یکی از دوستام که خالی شده بود باهاش هماهنگ کردم و به نازنین گفتم اونم تا منو دق نداد راضی نشد خلاصه رفتیم اونجا تا رسیدیم تو شروع کردم ازش لب گرفتن و سینه هاشو میمالیدم اونم دست میزد به کیرم بعدش شلوارمو دراوردم و اون از خجالت سرخ شده بود تا کیرمو از رو شرت دید جا خورد گفت چیه این چه خبره چرا اینقدر بزرگه مال محسن ( شوهرش ) نصف اینم نیست اخه من نسبتا قد بلند بودم اگه ریا نشه خیلی خوش تیپ البته به نظر خودم. بعد مشغول اون شدم و مانتو و شلوارشو دراوردم وای چه سفید و سکسی بود یه شرت و کرست ست مشکی پوشیده بود که ادم ابش میخواست بزنه بیرون بعد خودش مقنعه شو دراورد که موهاش که های لایت بود افتاد بیرون دیگه کفم بریده بود سوتینشو باز کردم با سینه هاش بازی می کردم و بعد کیرمو دراوردم گذاشتم بینشون و اونارو بهش فشار میدادم بهد شروع کردم تمام بدنشو بوسیدن دیگه اون خیلی حشری شده بود می گفت تو که مجردی چطور اینقدر حرفه اید بعد بهش گفتم برام ساک میزنی گفت به خدا عاشقت شدم واسه محسن تا حالا نزدم (البته دروغ یا راستش پای خودش ) ولی واسه تو میزنم منم سریع رفتم اسپری اوردم تا طعم نارگیل زدم به کیرم و اونم شروع کردم با ولیع خوردن کیرم راستی از کیرم نگفتم طولش 18 سانته با 5 یانت و نیم کلفتی بعد حدود 7 یا 8 دقیقه ساک زدن که تا حالا اینقدر از سکس لذت نبرده بودم کیرمو از رو شرت هی به کس و کونش می مالیدم و بعد شرتشو دراوردم و با کیرم با کسش بازی کردم چند دقیقه و گذاشتم توش انچنان جیغی زد که نگو و نپرس کسش خیلی تنگ بود شروع کرد خون اومدن نمیدونم چرا گفت پاره شدم و منم پاکش کردم و دوباره گذاشتم توش ولی هی می گفت علیرضا جون یواش توروخدا و اه و اوهش تا تو کوچه ام میرفت بعد حدود 10 دقیقه درش اوردم و به سینه به حالت سگی خوابوندمش و باز کردم تو کسش وای چه حالی میداد بعد دو سه دقیقه تلمبه زدن دراوردمگفتم میخوام از کون بکنمت گفت اخه تا حالا ندادم گفت عیب نداره راش میندازم بعد یواش یواش کیرمو که خیسخیس بود کردم تو ای اونقدر جیغ می کشید که دلم براش کباب شده بود ولی بدون توجه تا ته کردم توش و شروع کردم تلمبه زدن حدود یه دقیقا که کردم ابش از جلو زد بیرون با دیدن اون منم ابم اومد و همشو تو کونش خالی کردم و بعد همونجوری یه ده دقیقه دراز کشیدیم که گفت دیرهبریم منم حسابی ازش تشکر کردم و اون از من بیشتر که خاک بر سر محسن سکس به این می گن که با تو داشتم علیرضا جون بعد رفتیم بعد از اون یه بار خونه خودمون و دوبارم خونه خودشون کردمش یه بارم ابمو ریختم تو کسش که یه هفته باهام حرف نزد و می گفت حامله شدم ، مرسی از همراهیتون اگه خوشتون اومد بگین که ماجرای سکس با زندایی و یکی از فامیلامونو براتون بفرستم ، ( تمامی اسامی مستعاره )</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%88%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175317</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی خوب بشین سر کیرم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1%d9%85/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Jul 2019 08:04:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرام‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انگیزه]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بخواهد]]></category>
		<category><![CDATA[براشون]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برمیگشت]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[بیاورد]]></category>
		<category><![CDATA[پایبند]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[چیزهایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[درآورد]]></category>
		<category><![CDATA[دستمالی]]></category>
		<category><![CDATA[دلخواه]]></category>
		<category><![CDATA[دلخواهش]]></category>
		<category><![CDATA[دلشوره]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روزگار]]></category>
		<category><![CDATA[زناشویی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[سروصدای]]></category>
		<category><![CDATA[سلاممن]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[شیرینی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقانه]]></category>
		<category><![CDATA[کارهای]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبی]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میبردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میبوسیدمش]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستمش]]></category>
		<category><![CDATA[می‌خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواهد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدانست]]></category>
		<category><![CDATA[میریزه]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میمکید]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نتوانست]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نمانده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواست]]></category>
		<category><![CDATA[همچنین]]></category>
		<category><![CDATA[وپایین]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت]]></category>
		<category><![CDATA[یادگیری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سال بعد از ازدواج کمکم فیلم سکسی شوهرم دچار سردی رابطه زناشویی با من شد و این برای زندگی آرام و بی سروصدای من شد بمب ساعتی.روز سکسی ها می گذشت بدون هیچ حرف عاشقانه شاه کس ای ٰرابطه ای یا حتی لمسی از طرف همسرم البته اگه من به سمتش می کونی رفتم و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سال بعد از ازدواج کمکم فیلم سکسی شوهرم دچار سردی رابطه زناشویی با</h2>
<p>من شد و این برای زندگی آرام و بی سروصدای من شد بمب ساعتی.روز سکسی ها می گذشت بدون هیچ حرف</p>
<h3>عاشقانه شاه کس ای ٰرابطه ای یا حتی لمسی از طرف همسرم</h3>
<p>البته اگه من به سمتش می کونی رفتم و ؛خوب رابطه بود ولی من دلم می خواست اون من رو بطلبه</p>
<h4>مثل جنده قدیم از وقتی به خونه بیاد جلوی در با</h4>
<p>هوس من رو دنبال کنه بغل پستون کنه و نوازش لطیف که استادانه بلد بود انجام بده ولی دریغ &#8230;. اوایل</p>
<h5>زیاد برام کوس بغرنج نبود و گذاشتم به حساب شلوغی کار</h5>
<p>و اضافه کاری هایی که مجبور بود انجام بده ولی یعد از مدتی دلشوره ای به جانم افتاد به نام رقیب. از سکس داستان تصورش ساعت ها</p>
<h6>گریه می کردم ،مرتب کارهایش را نامحسوس چک ایران سکس میکردم ولی</h6>
<p>هیچ ردی پیدا نکردم. توی بد مخمصه ای افتاده بودم .من دلم سکس عاشقانه می خواست جوری که دلم برایش پرپر میزد ولی فقط از طرف شوهرم نه کس دیگه.بارها گفتم بزار کمی بگذره درست میشه اما نشد.بد اخلاق شدم و این مساله شوهرم رو هم بیشتر از من دور کرد،انتظار داشت با این رویه من دور و برش بپلکم قربون صدقه اش برم اما من حتی از پس کارهای اداره ام هم برنمی آمدم و فقط فکرم دنبال حل مشکلم بود.بارها فکر خیانت به سرم زد اما من این کاره نبودم داشتم ذره ذره آب می شدم رابطه ما بعضی وقت ها 6ماه یک بار رسید.من از دو طرف ناراحت بودم اولش به خاطر اینکه خانم ها اگه سکس مرتب نداشته باشند حسابی اعصاب شون بهم میریزه ومن بهم ریخته بودم و هم فکر رابطه شوهرم با هم جنس دیگه ای وای&#8230;. تا اینکه شبی که از شدت شهوت و خواستن سایت شما رو پیدا کردم و با خوندن داستان ها و دیدن عکس ها خودم رو ارضا کردم و این شد کاره هرروزه من.بدو بدوکار اداره رو بکن بیا خونه کارهای خونه رو ردیف کن بعد برو تو سایت و حال کن.چه قدر خوب بود و لذت بخش.هفته بعد فکری جدیدی به سرم زد شروع کردم به یادگیری چیزهایی که مرد ها تو رابطه براشون لذت بخش و اون هارو یادداشت کردم با دیدن فیلم ها و عکس ها خیلی حرفه ای شدم.برای خودم کلی لباس سکسی خریدم کلی لوازم آرایش و کرم و&#8230;. گرفتم و روزها و ساعت هایی زیادی صرف زیبایی خودم و روی فرم شدن بدنم کردم و روز به روز دلخواه تر شدم.روز موعود دل رو به دریا زدم آرایش مناسبی کردم لباس خواب کوتاه سکسی نازک که سر سینه خیلی درشت و قلنبه زده بود بیرون پوشیدم بدون شورت عطر سکسی هم زده بودم لوسیون بدن سکسی و&#8230; و وقتی شوهرم روکاناپه خوابیده بود رفتم کنارش گوشه ای جاباز کردم و نشستم جوری که تنم بهش برخورد داشت ولی به سمتش نرفتم اما کمکم با انگشت های دستم موهاشو نوازش کردم آروم آروم به سمت سینه اش رفتم و موهای سینه اش رو نوازش کردم بعدچند دقیقه سرسینه اش که سفت شده بود بیرون و لبای شهوت انگیزه من رو می خواست منهم دریغ نکردم آروم با لبام با سر سینه اش بازی کردم. بعضی وقت ها یکم بیشتر فشار میدادم براش چشماش بسته شد و صدای ناله آرومی ازش می آمد من لذتم بیشتر شد تمام سینه اش زیر دست و لبم بود و به صورت دلخواهش برایش می مالیدم و فرمانروای وجودش شدم احساس رضایت زیادی درش موج میزد.مرحله بعد رفتم سراغه لبش ماهرانه(با کمک اطلاعات جدید سایت شما) بوسیدم، مکیدم واون هم برایم عاشقانه میمکید .دستم رو به سمت آلتش بردم وای داغ و تفتیده آماده کردن بود ولی من به این زودی نمی خواستمش پس شروع به دستمالی کردم و با تمام وجود برایش ساک زدم حسابی حال میکرد می خواستم دوباره روزگار خوش گذشته به خاطرش بیاد وای توی این چند وقت اینقدر بزرگ و ستبر ندیده بودمش اینقدر جلو و عقب کردمش تا فوران زد توی دهنم میدانست بدم میاد ولی با ولع براش خوردم می خواستم عمق خواستنم را بداند وای حال خودم دیدنی بود از شدت شهوت وخواستن خیس خیس بودم سینه ام سفت شده بود اما الان، نه وقتش نبود در بغلش جا گرفتم و رو سینه و رانش را نوازش کردم نفس هاش شمرده تر و آرامتر شده بود کمکم کیرش داشت با حالت قبلش برمیگشت. واین بار سراغ باسنش رفتم جوری خوابیده بود رو به من ازیک طرف لمس سینه دلخواهم و از طرف دیگه لمس باسن عزیزتر از جانم بار دیگر ارضا شدم و لی باز هم کار داشتم آلتش دوباره رستم شد و شق تر ازقبل میبوییدمش میبوسیدمش و هر کاری که بلد بودم یا از سایت شهوانی یادگرفتم انجام دادم آروم آروم زبانش باز شد که چرا تا به حال من رو اینجوری نخواستی و ندیدی، عقده دلش باز شد تمام وجودم شده بود گوش به خواسته های وجودش گوش پسپردم ودر دل اشک ریختم که چرا این مرد را درک نکردم وتا به حال غرورم مانع شده بود ببینم چه از من میخواهد. دوباره به مرحله ارضا رسیده بود و به حال خودش رهایش کردم لباس هایم را برایم عاشقانه درآورد لمسم کرد از لب وای چقدر احساس بی وزنی کردم آنقدر زیبا بوسیدم که برای بار سوم ارضا شدم نفسم به شماره افتاده بود ولی باز میخواستم. چند سال دوری جنسی من رو حشری کرده بود در گوشم زمزمه دوستی کرد باورش کردم چنان زبانش در گوشم حرکت میکرد که عمق گوشم را احساس کردم بوسید تا به سینه ام رسید وای من نوک سینه ات را تا به حال به زیبایی ندیده بودم مکید بوسید و آرام آرام به بهشتم نزدیک شد دیگر احساس کردم یا در خوابم یا مرده ام چون در این دنیا نبودم سرش کامل در بهشتم جا گرفت از شدت مکیدن و لیسیدن ،برای بار چهارم با لرزشی ارضا شدم خدایا من بودم ؟؟؟؟ امشب چه شبی است شب ضیافت دو کس که کنار هم ولی دوراز هم بودند.رمقی برایمان باقی نمانده بود ولی میخواستیم هردو. ادامه داد به سمت بالا دیگر واقعا میخواستمش ،کاملا روی هم خوابیدیم نفس هامون باهم شده بودویک تن شدیم.آلت زیبا و پراقتدارش را روی بهشتم بالا وپایین میبرد و هردو لذت میبردیم و آرم آرام در من فرو رفت تنگ تر آن بودم که دردی نداشنه باشم اما دردش شیرینی دوباره زندگیم شد بالا و پایین رفتنش برایم از هر نظر زیبا بود آرام آرام گرمتر گرمتر شدم ارضای کامل هردو صورت گرفت دلمان نمیخواست از هم جدا شویم اما تا صبح در بغل هم جم نخوردیم.روز بی خیال کار در کنار هم بودیم و من بهترین پذیرایی را از عشقم و پاره تنم کردم و صدها بار خدارا شکر کردم که به این مرد پاک زندگیم خیانت نکردم مردی که خواهش دلش را نتوانست برای من به زبان بیاورد و فقط در لاک خود فرو رفت.ماهها گذشته ولی ما هنوز یک پیکریم هرچه بخواهد برایش عاشقانه انجام میدهم و او هم همچنین . ما آلان منتظر نهال مشترک زندگیمان هستیمانشاله از داستان واقعی من لذت برده باشید و به همسرانتان پایبند باشید.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a8%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%b1-%da%a9%db%8c%d8%b1%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175010</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سامانتا به آرزوش که کیر  کلفت هستش میرسه</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%b2%d9%88%d8%b4-%da%a9%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%b3%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%b2%d9%88%d8%b4-%da%a9%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%b3%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 01 Jun 2019 09:31:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتش]]></category>
		<category><![CDATA[اینهمه]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[بخورمش]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بشینیم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیمو]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینمو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسمو]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدم]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[موندنی]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستمش]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[میمالوند]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[هنوزم وقتی یادش می افتم فیلم سکسی بدجوری حالی به حالی میشم. مامانم اینا رفته بودن مسافرت زنگ زدم به دوست پسرم که تازه باهاش دوست سکسی شده بودم من تا قبل از اون شاه کس با پسرا فقط لاس میزدم صمیمی نمیشدم واسه همینم پیش نیومده بود اینهمه دلم بخواد کونی با یه پسری [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>هنوزم وقتی یادش می افتم فیلم سکسی بدجوری حالی به حالی میشم.</h2>
<p>مامانم اینا رفته بودن مسافرت زنگ زدم به دوست پسرم که تازه باهاش دوست سکسی شده بودم من تا قبل از</p>
<h3>اون شاه کس با پسرا فقط لاس میزدم صمیمی نمیشدم واسه همینم</h3>
<p>پیش نیومده بود اینهمه دلم بخواد کونی با یه پسری سکس کنم.رضا خیلیی هات بود بدنشم خیلی دوست داشتم قبل از</p>
<h4>اون جنده با هم در حد بغل و لب بودیم و</h4>
<p>من وقتی عکسای بدون لباسشو تو پستون گوشیش دیدم اب از لب و لوچم راه افتاد. خلاصه رضا بهش که زنگ</p>
<h5>زدم با کوس کله دوید اومد از در که اومد تو</h5>
<p>دم در یه لب خوشگل از هم گرفتیم گفتش وای چه لباس نازییی.براش شربت درست کردم گفتم بیا تو اتاقم.رمانتیکترین آهنگای زندگیمو سکس داستان سلکت کرده بودم</p>
<h6>که بذارم پای کامپیوتر که اومدم اومد از ایران سکس پشت بغلم</h6>
<p>کرد لبای مرطوبشو گذاشت رو گردنم.من آهنگو پلی کردم دستاشو گرفتم برگشتم لبامو آروم مالیدم رو لباش دستامو انداختم دور گردنش گفتم چرا هولی دیر نمیشه که گفت هول چیه میخوام همش تو بغلم باشیا یه دفعه از رو زمین بلندم کرد بردم روی تخت !من هم میخندیدم هم دست و پا میزدم آی دیوونه چیکار میکنی؟!رضا منو نشوند تو بغلش لب بالاییشو مکیدم تو دهنم ولش نمیکردم خیلی میخواستمش لباش خنک بود ازش سیر نمیشدم.میخواستم اول من بخورمش تمام صورتشو لیس میزدم گلوشو میخوردم بعد زبونمو کردم تو دهنش عاشق لحظه بودم که زبون همو میلیسیدی و میخوردیم تی شرتشو از تنش در آوردم دست کشیدم به سینش گفت تو که از من هولتری چیزی نگفتم خندیدم هولش دادم که بخوابه چشمام شیطون و سکسی بود.خوابیدم روش از گردنش شروع کردم به لیسیدن و مکیدن شونه هاشو گاز میگرفتم.بلوزمو کشید بالا سوتینمو باز کرد گفت گلم بشینیم اونم مثل من عاشق سکس نشسته بود لباسمو کشید از تنم بیرون .گفت وای عسلم چه نازن.نوک سینه هامو یه بوس یواش کرد من لرزیدم تا حالا کسی به سینه هام دست نزده بودزبونشو کشید دور قهوه ای نوک سینه ام کلشو خورد هی میکرد تو دهنش در میاورد وقی یه سینه امو میخورد اون یکیو با دست میمالید نوک ممه هامو میگرفت بین دو تا انگشتش میمالوند من کم کم وحشی شده بودم رضا خوابید روم سینه امو میک میزد گاز گاز میکرد من ناله میکردم کم کم مو هاشو میکشیدم سرشو گرفتم بین دستام آوردم بالا لباشو مکیدمرضا جونم بشینیم؟بشینیم گل منرضا یه چیزی ازت بخوام نه نمیگی؟هرچی باشه عزیزممنو انگشت میکنی؟ جونم آر ه خوشگلمنشستم دکمه های شلوارشو باز کردم دستمو بردم لای پاهاش&#8230;ادامه&#8230;		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%b2%d9%88%d8%b4-%da%a9%d9%87-%da%a9%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%84%d9%81%d8%aa-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%b3%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174321</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 38/41 queries in 0.003 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-05-27 19:55:23 by W3 Total Cache
-->