<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss"
	xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#"
	>

<channel>
	<title>میخوند &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<atom:link href="https://avizoone.com/tag/%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d9%86%d8%af/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://avizoone.com</link>
	<description>جدید ترین داستان های سکسی</description>
	<lastBuildDate>Fri, 24 May 2024 10:36:44 +0000</lastBuildDate>
	<language>en-US</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0</generator>

<image>
	<url>https://i0.wp.com/avizoone.com/wp-content/uploads/2018/05/cropped-داستان-سکسی.png?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>میخوند &#8211; avizoone.com : داستان سکسی , فیلم سکسی ایرانی و خارجی ,گی ,لزبین</title>
	<link>https://avizoone.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">123555814</site>	<item>
		<title>سکس با مادر و دختر حشری لاتین</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 29 Aug 2019 06:33:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آرومتر]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتهای]]></category>
		<category><![CDATA[‫اولین]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بوددوست]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبه]]></category>
		<category><![CDATA[بودهمیشه]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[جورهایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرومزاده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[دندونم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستمه]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسونده]]></category>
		<category><![CDATA[سیگاری]]></category>
		<category><![CDATA[شهوتمون]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا]]></category>
		<category><![CDATA[فیلمهای]]></category>
		<category><![CDATA[کاناپه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشته]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوند]]></category>
		<category><![CDATA[‫میداد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[می‌رفت]]></category>
		<category><![CDATA[میشدم‬]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کرد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمت]]></category>
		<category><![CDATA[‫میکنن]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفت]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میلرزید]]></category>
		<category><![CDATA[میلیسید]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمکید]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستی]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[اینطوری همدیگه رو آزار می‌دادیم. فیلم سکسی از هم جدا می‌شدیم. از هم قهر می‌کردیم. می‌دونستیم طرف مقابل نابود می‌شه.هوا سرد بود و باد ملایلمی برگ‌های زرد سکسی رو از شاخه‌ها به زمین می‌ریخت.-چیه؟ حرفی شاه کس هم مونده؟یه نخ سیگار از جیبم در آوردم و آتیش زدم. هیچوقت پاکت تو جیبم کونی نمی‌زاشتم. بهش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>اینطوری همدیگه رو آزار می‌دادیم. فیلم سکسی از هم جدا می‌شدیم. از هم</h2>
<p>قهر می‌کردیم. می‌دونستیم طرف مقابل نابود می‌شه.هوا سرد بود و باد ملایلمی برگ‌های زرد سکسی رو از شاخه‌ها به زمین می‌ریخت.-چیه؟</p>
<h3>حرفی شاه کس هم مونده؟یه نخ سیگار از جیبم در آوردم و</h3>
<p>آتیش زدم. هیچوقت پاکت تو جیبم کونی نمی‌زاشتم. بهش قول داده بودم سیگاری نباشم. می‌گفتم بعضی وقت‌ها می‌کشم. ولی دروغ بود.</p>
<h4>زیاد جنده می‌کشیدم. به خودم دروغ می‌گفتم. به اون دروغ می‌گفتم.</h4>
<p>به همه.-باز هم سیگار؟-آره. مشکلی داره؟-بابا، پستون ضرر داره. چرا نمی‌فهمی.-سرطان آخرشه دیگه.پک عمیقی به سیگار زدم. می‌دونستم آماده اس گریه</p>
<h5>کنه. می‌دونستم کوس چند بار خواب دیده تو بغلش مرده‌ام.-قرارمون این</h5>
<p>نبود علیرضا-این نبود ترانه. این نبود.-خب تقصیر من چیه؟-اینه که ازم یه چیزی می‌خوای که من نمی‌تونم انجام بدم.-جون یه آدم درمیونه. سکس داستان من بهت اعتماد</p>
<h6>دارم. صمیمی‌ترین دوستمه علیرضا. موضوع جدیه.-بله. چشم. حتما. ایران سکس برم بگم</h6>
<p>من عاشق ترانه هستم لیلا. ولی از تو هم خوشم می‌آد. می‌شه با من سکس داشته باشی؟-زهرمار! بابا فقط دوستی.-چرا من؟-چون تو رو دوست داره! همیشه می‌گفت کاش یه کسی مثل علیرضا عاشق من بشه.-ترانه می‌دونی چه غلطی داری می‌کنی؟-نه!-باید برم. کلاست تموم شد بیا خونه.لم داده بودم رو مبل. آهنگ November Rain از Guns N Roses رو گذاشته بودم.به گذشته فکرمی کردم. به پنج سال عشق. عاشق هم بودیم. مثل رمان. مثل فیلم‌های سیاه و سفید.به سیگاری که می‌کشیدم فکر می‌کردم. به اوّلین سیگاری که کشیدم. هه. به دو و نیم سال دوری. و حالا که سوّمین سال ئه که یه جورهایی بهش رسیدم.هنوز به سولوی آهنگ نرسیده بود که اومد.-اووووووووو. اوری بادی نید سام تایم آل الون!‌ها ‌ها‌ها&#8230; بازم سیگار؟ امشب پیش هم نمی‌خوابیم آدم بشی.دیونه همه آهنگ‌هایی رو که دوست داشتم رو یاد گرفته بود.سیگار رو خاموش کردم. خودش رو انداخت روم و نشست رو پاهام.-بوی سیگارت رو می‌پرستم بی‌شرف.لب هاش رو گذاشت رو لب هام. فشارش می‌دادم&#8230; خودش رو بهم می‌مالید&#8230;دست هام رو گذاشتم پشتش. گردنم رو می‌مکید.‌‌ رها شده بودم. دست هام شل شد.-دیوونه یواش. دیگه پول پیرهن ندارم‌ها. آروم باز کن.صدام ضعیف بود&#8230; کیرم داشتم منفجر می‌شد. آهنگ هم شهوتمون رو بیشتر کرده بود.بالاتنهٔ خودش رو هم لخت کرد. سرم رو فشار داد به سینه هاش. می‌مکیدم شون. آروم ناله می‌کرد.-من جندهٔ توام علیرضا. من رو بکن.سینه هاش رو می‌مکیدم.-noooothing lasts forever Even cold November rain-یواش‌تر خره. می‌رم قطعش می‌کنم‌ها.-نه بزار بمونه. مثل دیوونه‌ها همیشه آهنگ هات رو ریپیت هستن.آهنگ تموم شد و داشت می‌رفت دوباره شروع بشه.سکس ما هم قرار نداشت تموم بشه.دستش رو گذاشت رو کیرم.-این آقا پسر کاری دارن؟خنده‌ام می‌گرفت.بلندش کردم گذاشتم ش رو کاناپه.-کیر می‌خوای؟ الان می‌کنمت می‌فهمی.-زهرمار. پر رو نشو. درش بیار ببینم.-نوچ.خودش کشید پایین و من و نشوند رو کاناپه. اومد نشست بین پاهامگرفتش تو دست ش. انگشت‌های ظریفش همیشه دیوونه‌ام می‌کرد. سه تا بوسه محکم بهش زد.با زبونش نوکش رو بازی می‌داد. می‌دونست دیوونه این کارم.در واقع هیچوقت ساک نمی‌زد. همیشه بازی می‌کرد! و در نتیجه من دیوونه‌تر!چند بار تو دهنش عقب جلو می‌کرد. بعد میلیسید. کیرم قرمز شده بود.با خنده گفتم-هیچوقت نتونستی اینطوری آبش روبیاری پس آماده باش بکنمت.-من نمی‌تونم؟ اون دفعه عمه‌ام بود اونقدر خوردم آبش اومد بعد بازم خوردم دوباره بلند شد کردی من رو؟-آهاا، یادم رفته بود.-زهرمار.موقع سکس طوری بودیم که انگار یه حروم‌زاده و یه جندهٔ مست دارن با هم سکس می‌کنن. البته خودمون اینطوری دوست داشتیم.آهنگ رفت روی دور سوّم! نزدیک به بیست دقیقه بود تو هم غرق بودیم. گفتم آماده کردن شو بیام. رفتم آهنگ Without You I» m Nothing از Placebo رو گذاشتم. برگشتم کمی کیرم خوابید. دیدم با شورت سفید خوابیده رو کاناپه.-اووووو. تیک، تاک. تیک، تاک. تیک، تاک!نتونستم بگم آروم‌تر. خمار بدنش شده بودم. رفتم سراغ پاهاش. سرد بودن. بوسیدمشون. می‌خندید. هروقت این کار رو می‌کردم می‌خندید. زانو هاش رو بوسیدم. صورتم رو بردم طرف شورتش و دماغم رو بهش می‌مالیدم. خیس خیس شده بود.دوست داشتم با دندونم پارش کنم. درست مثل فیلم‌های فانتزی.ولی باز هم می‌خندید و من عصبانی می‌شدم. با دستم هام شرتش رو در آوردم. پاهاش رو گذاشتم رو شونه هام. سرم رو بردم بین پاهاش.هر دوتا تو شعرآهنگ غرق شده بودیم. وقتی می‌خوند «به نظر قدرت صحبت کردن رو از دست دادم.» اینطوری بودیم.فقط لب هام بود که رو کسش می‌چرخید.ترانه زیر لب با آهنگ می‌خوند. چشم هاش رو بسته بود. غرق در لذت بود.Without you I&#8217;m nothingزبونم رو کرده بودم تو کسش&#8230; رسما داشت کس می‌گفت.-کیر می‌خوام علیرضام.کیرم رو فرو کردم توش&#8230; تو سن بیست و سه سالگی داشتم چندمین سکس کاملم رو با عشق اوّل و آخرم می‌کردم.پاهاش رو شونه هام بود. خیسی کس ش من رو به تموم آرزو هام رسونده بود. می‌کردمش. پاهاش رو می‌بوسیدم.خم شدم روش و سینه هاش رو می‌خوردم. داشتم ارضا می‌شدم. کشیدم بیرون بلند شد خواست بخوره خودم با دستم چند بار عقب جلو کردم پاشید رو صورتش.-لعنتی&#8230; ببخش. نمی‌خواستم اینطوری بشه.-باز شروع کرد. تو چرا اینقدر بچه‌ای؟! اشکالی نداره. خیلی هم خوشم اومد.-تو ارضا شدی؟-همون وسط‌ها.خسته افتادم کنارش.دستش رو بوسیدم.-می پرستمت.-من هم تو رو می‌پرستم.سینه هاش رو می‌کردم تو دهنم و مک‌های کوچیک می‌زدم.-علیرضام؟-جانم؟-لیلا رو تنها نزاریم.-چشم عشقم. فردا صحبت می‌کنیم.پاهاش رو گذاشت لای پاهام و مثل فرشته‌ها خوابید</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2625</post-id>	</item>
		<item>
		<title>این کون و جنده بازی هاش چند امتیاز داره</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%87%d8%a7%d8%b4-%da%86%d9%86%d8%af-%d8%a7%d9%85%d8%aa%db%8c%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%87%d8%a7%d8%b4-%da%86%d9%86%d8%af-%d8%a7%d9%85%d8%aa%db%8c%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 22 Aug 2019 07:52:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[افسرده]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[اینارو]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[بخاطرش]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابم]]></category>
		<category><![CDATA[تکراری]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهای]]></category>
		<category><![CDATA[چشمهایی]]></category>
		<category><![CDATA[چهارصد]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی]]></category>
		<category><![CDATA[خیلیها]]></category>
		<category><![CDATA[داشتنی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دخترها]]></category>
		<category><![CDATA[دستهای]]></category>
		<category><![CDATA[دوازده]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسوندن]]></category>
		<category><![CDATA[روبروش]]></category>
		<category><![CDATA[زانوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سمفونی]]></category>
		<category><![CDATA[شهوانی]]></category>
		<category><![CDATA[صبحونه]]></category>
		<category><![CDATA[عصبانی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کارهای]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتری]]></category>
		<category><![CDATA[کوچولوی]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مانتوی]]></category>
		<category><![CDATA[مخالفتی]]></category>
		<category><![CDATA[معمولا]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[ملایمی]]></category>
		<category><![CDATA[مهربون]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>
		<category><![CDATA[میپیچید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوند]]></category>
		<category><![CDATA[‫میداد]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدادن]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدم‬]]></category>
		<category><![CDATA[میشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کرد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنه]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنی]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میمکیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[‫نمیشد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیشنیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردیم]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همیشگی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[اینطوری از ذهنم پاک می‌شن. فیلم سکسی پاشدم رفتم دست و صورتم رو شستم. آب سرد رو به صورتم می‌پاشیدم. رفتم جلوی پنجره. هوای سرد به صورتم سکسی می‌خورد. چند تا نفس عمیق کشیدم. دست شاه کس هام رو بهم قفل کردم و بدنم رو کش می‌دادم. تنها حرکت ورزشی بود که کونی این اواخر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>اینطوری از ذهنم پاک می‌شن. فیلم سکسی پاشدم رفتم دست و صورتم رو</h2>
<p>شستم. آب سرد رو به صورتم می‌پاشیدم. رفتم جلوی پنجره. هوای سرد به صورتم سکسی می‌خورد. چند تا نفس عمیق کشیدم.</p>
<h3>دست شاه کس هام رو بهم قفل کردم و بدنم رو کش</h3>
<p>می‌دادم. تنها حرکت ورزشی بود که کونی این اواخر انجام می‌دادم. نمازش تموم شده بود و من رو نگاه می‌کرد.-چی می‌شه</p>
<h4>یه جنده بار از خواب بیدار بشم ببینم سر تو رو</h4>
<p>سینه هام ئه؟-صبح شازده بخیر! خب پستون باید نماز بخونم.-صبح شما هم بخیر! اوّلا باید نداریم. دوّما من هم مخالفتی ندارم.</p>
<h5>بخون.-نترس دیوونه. کوس مثل خودت کافرم. فقط خدا رو قبول دارم.</h5>
<p>همین.-می دونم.معمولا باهاش بحث نمی‌کردم، رفتم نشستم روبروش. از بچگی نماز می‌خوند. یه دختر ساده، زیبا، مهربون و از همه مهم‌تر عاشق.-نیگا سکس داستان می‌کنی خوشگل پسر؟</p>
<h6>صبحونه نون داریم. پنیر داریم. مربا داریم. شیر ایران سکس داریم. رحم</h6>
<p>کن آقا گرگه!چشم هاش برق می‌زد. لبخند ش بوی زندگی می‌داد.-من چیزی گفتم آخه؟ نکنه خودت می‌خوای؟-علیرضا؟-خب صبحونه می‌خوام!می‌خندید. جا نمازش رو جم کردم. تن لاغرش رو گذاشتم روپاهام.آروم تو گوشش گفتم. دوست دارم.-عاشقتم.لب هام رو گذاشتم رو لب هاش. بوسه‌های شهوانی. لباس هاش رو در می‌آوردم.-چند ساعت قبل اینارو خوردی دیگه! تو کی سیر می‌شی آخه؟-هیچ وقت!سینه هاش رو می‌خوردم. سرم رو به سینه هاش فشار می‌داد. مثل مار دورم می‌پیچید. سینه هاش رو تو مشتم می‌گرفتم و می‌مکیدم. ناله هاش تو گلوش حبس می‌شد. فکر کنم می‌خواست ناله‌هایی از شهوت رو فریاد بزنه. ولی نمی‌زد. شاید هم من نمی‌شنیدم. شاید طعم سینه هاش گوش هام رو کر می‌کرد. ولی حس می‌کردم. ناله‌های درونش رو حس می‌کردم. خماری صبح هنوز تو هوا بود. مثل اینکه شب مست کرده باشی و صبح بیدار بشی و هیچی از شب یادت نیاد&#8230;نفهمیدم کی لخت شده بودم. معمولا صبح‌ها سکس نمی‌کردیم چون تا ظهر بدن درد می‌گرفتم و خسته می‌شدم. ولی تا بخودم بیام خوابیده بودم و داشت کیرم رو می‌خورد.-حالا دیدی تو هم صبحونه می‌خواستی؟-هووم&#8230;لب هاش رو با شهوتی بی‌پایان روی کیرم حرکت می‌داد. زبونش رو کیرم حرکت می‌داد و به من نگاه می‌کرد. می‌خواست مطمئن بشه که لذت می‌برم. و فکر کنم چهرهٔ شهوانی ئه من این رو نشون می‌داد. بلند شدم. پاهاش رو از هم باز کردم. سرم رو بردم بین پاهاش و کمی با لب هام کس ش رو مالیدم.نزاشت ادامه بدم. با دست هاش سرم رو کنار زد و کیرم رو گرفت دست ش و فرو کرد به خودش. آروم عقب جلو می‌کردم. اینبار گوش هام کر نبودن. حالا می‌شنیدم. صداش لذت بود و شهوت. رون هاش رو می‌مالیدم. ناله می‌کرد. چشم هاش رو بسته بود. مست کرده بود.هارمونی ضربه‌های کیرم به کس ش رو دوست داشتم. ناله هاش سمفونی عشق رو می‌نواختن&#8230;آه&#8230; آه&#8230; آه&#8230;بکن. صبح تا شب من رو بکن. آه&#8230; ناله هاش برام تکراری نمی‌شدن.با انگشت هاش کمرم رو چنگ می‌زد.آبم رو ریختم رو بدنش. با انگشت هاش با آبم بازی می‌کرد. خوابیدم کنارش و نازش می‌کردم.دانشجو بودیم. بدون ازدواج رابطه جنسی رو شروع کرده بودیم. باباش بهم گفته بود شما برو دانشگاهت رو تموم کن. خودت رو به جایی برسون. بعد بیا من خودم دست دخترم رو می‌زارم دست ت.مخالف بودن. هر دوتا خانواده. خانواده‌ها زیاد سنتی نبودن. ولی ایرانی بودن. سنت‌های مسخره تو ذات شون بود. نمی‌شد کاری کرد.مثل سگ تو یه شرکت کامپیوتری کار می‌کردم. با کسر ساعت‌هایی که دانشگاه می‌رفتم. چهارصد پونصد تومن حقوق می‌دادن. با پولی که خانواده‌ها می‌دادن یه خرابه‌ای رو اجاره کرده بودیم. ازخیلی‌ها سر‌تر بودیم از خیلی‌ها کمتر.تو شرکت بودم. سرم شلوغ بود. گویا تموم کارهای اون شرکت رو من انجام می‌دادم از چایی بردن برای رئیس گرفته تا به تولید رسوندن نرم افزار‌ها که البته بیشتر به باگ شبیه هستن تا نرم افزار. سکس صب خسته‌ام کرده بود. ساعت دو کلاس داشتم. گوشیم زنگ خورد.-ناهار مهمون کی هستیم؟-هستیم؟ باید بگم که از دادن خدمات به بیشتر از یه خوشگل خانوم معذوریم!-نه! پررو نشو دیگه! لیلا هم اینجاست.-چشم الان می‌رم چهار ساعت مرخصی بگیرم. آخر ماه هم جای حقوق می‌رم یه دست به رییس شرکت می‌دم.-دیوونه یواش! زشته! جای همیشگی. منتظرم.ساعت دوازده و نیم اونجا بودم. موسیقی سنّتی، بوی دوغ، بوی آب، فضای دوست داشتنی داشت.ترانه و لیلا رو پیدا کردم. میز سنتی همیشگی. با دیدن لیلا کمی قدم هام سست شد. تکیه داده بود به پشتی و زانوهاش رو به سمت شکمش خم کرده بود. پاهای سفیدش که با لاک سیاه آرایش شده بودن چشم رو خیره می‌کرد. و شلوار لی یخی و مانتوی تنگی که تا نصف رون هاش رو هم پوشش نمی‌داد. و دست‌های ظریفش که بهم گره خورده بودن و سیگار می‌کشید. فکر اینکه کاش سرم لای پاهاش بود چنان شهوتی درونم ایجاد کرد که فورا نگاهم رو به سمت ترانه فرستادم.چنان سریع اتفاق افتاد که خودم هم متوجه نشدم. ترانه با آرایش معمولی نشسته بود.از سیگار کشیدن دختر‌ها خوشم می‌آد. هر دوتا آرایش ملایمی کرده بودن. نشستم کنارشون.-سفارش دادین؟-بله! سه تا کوفته قل قلیه کوچولوی ئه مخصوص! همراه با دوغ!-سر کلاس هم باید بخوابم دیگه.-خب تو آب بخور.-شوخی کردم بابا! چه خبر لیلا؟ حوصله نداری؟-کی داشتم حالا؟-خوبه! کلا افسردگی خوبه! کلاس داره! هر ماه هم یه بار دست ت رو خط خطی کن!ترانه با چشم‌هایی که داشتن می‌افتادن رو زمین گفت-علیرضا؟لیلا گفت خب خودت چرا با کلاس نیستی؟-هعی. من هم افسرده بودم. خودکشی کرده‌ام. هیفده سالگی. بچه بودم. بعدش بزرگ شدم. فهمیدم نفس کشیدن لذت داره. زندگی سگی هم لذت داره. اینکه کسی رو دوست داشته باشی. اینکه کسی بشه دلیل زنده بودنت.هر دو تا باهم سیگارهامون رو روشن کردیم. چشم‌های خوشگل ترانه به طرز خنده داری عصبانی بود.-ترانه منفجر می‌شی‌ها!-یه نخ هم بده من!-قرار بود هروقت من بخوام سیگار بکشی! حالا که داری گریه می‌کنی بیا بکش.-من دوست ندارم.لیلا بود. به دوردست‌ها خیره شده بود.-چی رو؟-همین‌ها که تو بخاطرش زنده‌ای! برای من مسخره است.یه لحظه پشتم لرزید. دقیقا لرزش رو روی مهره‌های پشتم احساس کردم. همون دوران نوجونی. همون افکار. پوچی.-هر طور فکر کنی همونطور زندگی برات معنا پیدا می‌کنه و همونطور زندگی می‌کنی!خودم هم می‌دونستم دارم کس می‌گم. وقتی همه چی برای آدم پوچ باشه. این حرف‌ها بیشتر مسخره به نظر می‌رسه.-ببین به نظر من باید برای زنده بودنت دلیل داشته باشی. یا باید خدا رو قبول داشته باشی. که به بهشت و اینجور چیزا امید داشته باشی. یا باید واسه دو روز دنیا یه معنی پیدا کنی. کسی که به من معنی داد و می‌ده ترانه است.-من فعلا تو زندگیم هیچ ترانه‌ای ندارم.حالا هر سه تامون ساکت شده بودیم. و صدای محسن نامجو بود که می‌خوند: «تمامی دینم به دنیای فانی، شرارهٔ عشقی که شد زندگانیبه یاد یاری خوشا قطره اشکی، به سوزه عشقی خوشا زندگانیهمیشه خــدایا محبت دلــ‌ها، به دلـ‌ها بماند بسان دل مـاکه لیلی و مجـنون فسانه شود، حکــایت مـا جـاودانه شود»ناهار رو با بغض‌های پنهان لیلا و نگاه نگران ترانه و سکوت من خوردیم.ادامه دارد&#8230;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%87%d8%a7%d8%b4-%da%86%d9%86%d8%af-%d8%a7%d9%85%d8%aa%db%8c%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">2658</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مامانی منتظره که این دو تا برن تو کار هم</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%b1%d9%87-%da%a9%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d9%85/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%b1%d9%87-%da%a9%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 03 Aug 2019 06:31:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ابروریزی]]></category>
		<category><![CDATA[احوالپرسی]]></category>
		<category><![CDATA[اردیبهشت]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اسمشون]]></category>
		<category><![CDATA[اشتباه]]></category>
		<category><![CDATA[اشکالی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضی]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[افتادیم]]></category>
		<category><![CDATA[افتخار]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانا]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانات]]></category>
		<category><![CDATA[امروزم]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انچنان]]></category>
		<category><![CDATA[انگاری]]></category>
		<category><![CDATA[اهمیتی]]></category>
		<category><![CDATA[اومدند]]></category>
		<category><![CDATA[اومدیم]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اونجایی]]></category>
		<category><![CDATA[ایشالله]]></category>
		<category><![CDATA[اینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بالایی]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[ببخشید]]></category>
		<category><![CDATA[بدبختی]]></category>
		<category><![CDATA[برامون]]></category>
		<category><![CDATA[برسونمتون]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[برگردیم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بشناسیم]]></category>
		<category><![CDATA[بگیرند]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودبعد]]></category>
		<category><![CDATA[بودومن]]></category>
		<category><![CDATA[بیمارستان]]></category>
		<category><![CDATA[پدرسوخته]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترمینال]]></category>
		<category><![CDATA[تهرانی]]></category>
		<category><![CDATA[جفتمون]]></category>
		<category><![CDATA[چراگفتم]]></category>
		<category><![CDATA[چشمامون]]></category>
		<category><![CDATA[چیزایی]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خانومی]]></category>
		<category><![CDATA[خداحافظی]]></category>
		<category><![CDATA[خوابگاه]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگار]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاری]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستن]]></category>
		<category><![CDATA[خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشایند]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خونوادش]]></category>
		<category><![CDATA[خونواده]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستانی]]></category>
		<category><![CDATA[داشتند]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[دانشکده]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[درسخون]]></category>
		<category><![CDATA[دلداریم]]></category>
		<category><![CDATA[دنبالم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدند]]></category>
		<category><![CDATA[رسیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[رودخونه]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیت]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سارارو]]></category>
		<category><![CDATA[ساراست]]></category>
		<category><![CDATA[سراسری]]></category>
		<category><![CDATA[سربازی]]></category>
		<category><![CDATA[سرکارم]]></category>
		<category><![CDATA[سنگینه]]></category>
		<category><![CDATA[شنیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[شیطونی]]></category>
		<category><![CDATA[طرفدار]]></category>
		<category><![CDATA[عاشقمه]]></category>
		<category><![CDATA[فراموش]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدند]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدند]]></category>
		<category><![CDATA[کنممن:]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتی]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتند]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[لباسام]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدنش]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای]]></category>
		<category><![CDATA[مامانش]]></category>
		<category><![CDATA[مامانم]]></category>
		<category><![CDATA[مبارکه]]></category>
		<category><![CDATA[متاسفم]]></category>
		<category><![CDATA[متفاوت]]></category>
		<category><![CDATA[مسئولین]]></category>
		<category><![CDATA[مشغوله]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[مواظبت]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیتش]]></category>
		<category><![CDATA[موندگار]]></category>
		<category><![CDATA[میپرسید]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونن]]></category>
		<category><![CDATA[میخندید]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخونه]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستن]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌دیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میشدیم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکردی]]></category>
		<category><![CDATA[میگذره]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میومدم]]></category>
		<category><![CDATA[میومدن]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحت]]></category>
		<category><![CDATA[نتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نخواست]]></category>
		<category><![CDATA[ندارید]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتند]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتی]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکه]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نفهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نگهداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواست]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوام]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونی]]></category>
		<category><![CDATA[نمیذاشت]]></category>
		<category><![CDATA[نمیومدم]]></category>
		<category><![CDATA[نیشگون]]></category>
		<category><![CDATA[نیومده]]></category>
		<category><![CDATA[هماهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[همیشگی]]></category>
		<category><![CDATA[وایسته]]></category>
		<category><![CDATA[یادشون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[که می نویسم شرح داستان فیلم سکسی خودمه و سکسی نیست از نظرات ناراحت نمیشم چون سلیقه ها متفاوت میرم سر اصل مطلب سال 82 دانشگاه وارد سکسی دانشگاه شدم البته یه شهر دیگه دور شاه کس از شهر خودمون قبول شدم من بچه درسخون و مثبتی بودم و سرم به درس کونی گرم بود [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>که می نویسم شرح داستان فیلم سکسی خودمه و سکسی نیست از نظرات</h2>
<p>ناراحت نمیشم چون سلیقه ها متفاوت میرم سر اصل مطلب سال 82 دانشگاه وارد سکسی دانشگاه شدم البته یه شهر دیگه</p>
<h3>دور شاه کس از شهر خودمون قبول شدم من بچه درسخون و</h3>
<p>مثبتی بودم و سرم به درس کونی گرم بود تو دانشگاه البته نتونستم رشته ایی که دوست داشتم قبول شم ولی</p>
<h4>چون جنده سراسری بود رفتم تو دانشگاه که یه مجتمع دانشگاهی</h4>
<p>بود و هر دانشکده ایی جدا پستون منم مثل همه ترم اولی ها اولش تخس بودم البته خیلی زود با کسی</p>
<h5>جور نمیشم کوس ماجرا از اونجا شروع میشه که ترم دوم</h5>
<p>واسه اینکه وقت بگذره انجمن علمیه دانشگاه عضوشدم و از اونجایی که بعد یه ترم با بچه ها جور شدیم تو رای سکس داستان گیری بین گروه</p>
<h6>خودمون رای آوردم شدم عضو ثابت بعدم شدم ایران سکس رییس انجمن</h6>
<p>و چون بین سرگروهها جلسه بود منم می رفتم اونجا با یکی از پسرا آشنا شدم که واسه دانشکده فنی بود پسر بانمکی بود یعنی دختر پسند و خیلیم وارد از همه لحاظ خب این وسط بچه ها خیلی با هم صمیمی بودن ولی من دوست نداشتم زیاد باهاشون راحت باشم واسه همین شاید بین دخترا زیاد خوشایند نبودم این اقا پسرم که اسمش محسن بود سال بالایی بود و چند ترم از ما جلوتر بود حسابی خرش می رفت نمیدونم چی شد که این پسر عاشق ما شد کلی خودش بیادو خواهش کنه و از این حرفا ما هم که بچه مثبت بالاخره از اون اصرارواز ما انکار تا آخر ترم 2 قرار شد بیشتر هم بشناسیم دیگه موقع امتحاناتم بود رفتیم واسه فرجه اون رفت تهران منم شهر خودمون ولی تلفنی با هم حرف می زدیم پسر بدی نبود نمی دونم چرا از این همه دختر بعد چند ترم من انتخاب کرد ولی دوستی ما شروع شد من ذاتا ادم ارومیم ولی اون شلوغ و شیطون ولی درسخون بعد فرجه وقتی اومدم اون اومد ترمینال دنبالم رسوندنم پانسیون من تو خوابگاه خصوصی بودم واسه راحتی امتحانات تموم شد و باز از هم دور شدیم ولی دیگه من خیلی بهش وایسته بود واسه دیدنش لحظه شماری میکردم تا اینکه ترم جدید شروع شد تو دانشگاه همش با هم بودیم روزای خوبی داشتیم یه سال دیگه هم گذشت من شدم سال سوم اون شد سال آخر تو این مدت رابطه سکسی نداشتیم فقط در حدبغل وبوس از رفتنش ناراحت بودم عصبی می شدم دلداریم میداد می گفت باید کمکم کنی سارا فوق قبول شم اینطوری راحت میتونم بیام جلو واسه خواستگاری آخه نه مشکل سربازی داشت نه کار تو اون مدت همش ترسم از خونوادش بود که خدا روشکر مامانش وقتی من دید اعتراضی نکرد آخه از نظر مالی از ما خیلی بیشتر داشتند اخر اون ترم وقتی امتحانا تموم شد خواستیم خداحافظی کنیم من خیلی سعی کردم گریه نکنم انگار یه چیزی بهم می گفت قرار واسه همیشه بره رفتم خونش تنها خونه داشت داشتم میومدم بغلم کرد منم فقط گریه میکردم دلداریم داد که میاد بهم سر میزنه باید صبر داشته باشم یه ان چشمامون به هم گره خورد انگار جفتمون یه چی میخواستیم لباش که رفت رو لبم دیگه تو این دنیا نبودم لبام میخورد بعد ازم اجازه خواست که ادامه بده تو این سه سال شاید سکس نداشتیم ولی راحت بودیم باهم ولی باز خجالت می کشیدم چشام بستم نفهمیدم چطور لباسام در آورد فقط میدونم با خوردنش و لیسیدنش تو آسمون بودم نفسام تند شده بود کیرش می مالید لای پام یکم ترسیدم گفتم محسن مواظب باش می گفت خانومی من شب زفافم الان نمیخوام فقط میخام جفتمون خالی شیم خالی شدیم بهترین لحظه زندگیم بود اون روزم گذشت اخر تابستون با خوشحالی خبر قبولش تو ارشد اونم تهران داد هم خوشحال بودم هم ناراحت چون ازم دور میشد ترم جدید رفتم دانشگاه دوستاش بهم تبریک میگفتن احساس غرور میکردم که محسن مال منه به خاطر اون منم شدیدا واسه فوق میخوندم تا اینکه بعد یه ماه احساس کردم محسن عوض شده بی حوصله بود تلفنم جواب میداد ولی سرد بود واسم عجیب بود ولی می گفتم حتما درساش سنگینه روز به روز بدتر میشد یه بار یه هفته ازش خبر نداشتم بعد یه هفته جواب داد گفت کار داشته رفته بود جایی قهر کردم ولی انگار اهمیتی نداشت بعد این قهر و دعواها گفت من با یکی از همکلاسیام تو ارشد دوست شدم و قرار ازدواج کنینم یخ کردم نمی شد باور کنم محسنی که این همه دوسم داشت همه دانشگاه میدونستن عاشقمه ای کارو باهام کنه دلیلش نمی فهمیدم خیلی بد بود اون ترم واسم عذاب آور بود منی که 3سال زندگیم پای یکی گذاشتم حالا چه گناهی مرتکب شدم ولی گذشت و من با هزار بدبختی و اعصاب خورد کنی درسم تموم شد ولی محسن شد معما واسم که چی شد که رفت کجای کارم اشتباه بود دوستاشم ازش خبری نداشتند جز یه نفر سعید که اونم بهم نمی گفت چی شده اون دختر کیه یه بار ازش پرسیدم سعید خانوم محسن ازم سرتره سرش اورد پایین گفت سارا فراموش کن محسن خودش میخواد تو هم به زندگیت برس معنی حرفاش نمی فهمیدم فقط می گفتم نمیدونی من چی می کشم یه بار یهو گفت نمیدونی اون چی میکشه گفتم سعید یعنی چی اون چی باید بکشه حرفی نزد گفت فراموش کن اونا دارن از ایران میرن بعد اون دیگه از محسن خبری نشد منم به کمک دوستام و سعید چسبید به درس اخه سعید فوق اونجا قبول شده بودومن هم ارشد همون دانشگاه خودمون قبول شدم باز موندگار شدم اونجا دوست نداشتم اونجا باشم خاطرات اون جا اذیتم میکرد ولی چون کلاسا 2 روز در هفته بود اونجا هم به تهران نزدیک بود یکی از اشنا ها کاری واسم تو تهران جور کرد من دیگه سرم گرم کارو دانشگاه بود تعطیلاتم که می رفتم خونه ولی دیگه هیچ پسری چشمم نمی گرفت درسم تموش و واسه کار م تهران موندم تو این مدت چند تا خواستگار داشتم که اونارو به دلایل مسخره رد کردم نمیدونم چرا تا اردیبهشت 90یعنی چند هفته پیش از دانشگاه تماس گرفتند و دعوت کردند که برای فارغ التحصیلان 4 ،5 سال گذشته یک جشن کلی گرفتند که هر چند سال یه بار این کارو می کردند جالب بود بعد چند وقت بچه هارو میدیدیم درسته من ارشد اونجا بودم ولی بچه ها درسشون تموم شده بود رفته بودند اول حوصلم نگرفت برم ولی چند تایی تماس گرفتند گفتند بیا خوش میگذره بالاخره قرار گذاشتم با یکی از دوستا بریم جشن روز 5 شنبه بودبا قطار 4 شنبه بعد از ظهر رفتیم که جمعه هم برگردیم واسه تجدید خاطره رفتیم همون پانسیون فرداش که رفتیم دانشگاه خیلی شلوغ بود بعضیا ازدواج کرده بودند بعضیا بچه هم داشتند جالب بود رفتیم تو سالن با بچه ها انتها نشستیم خیلی شلوغ شده بود نمی شد همه رو پیدا کرد بعد یکی از برنامه ها تقدیر از بچه های فعال بود رسیدند سراغ انجمن علمی اونم سالی که ما بودیم بچه های ورودی ما شروع کردن به دست زدن و هورا کشیدن مجری که از بچه های ورودی بود گفت این تقدیر مال یه خانم و یه آقاست که تعریفشون ما زیاد شنیدیم و همه مسئولین انجمن دانشگاه از اون سالا یاد می کنند حالا من اسمشون می خونم ببینم شما هم تایید می کنید من اصلا حواسم به خودم نبود فکرم رفت پیش محسن ،یاد اون افتادم ولی گفتم اون که ایران نیست سعیدم که ندیدم لابد نیومده صدای مجری من به این دنیا برگردوند خانم سارا&#8230;.یهو بچه ها که هنوز یه چیزایی ازم یادشون بود شروع به هورا و دست زدن کردند پاشدم رفتم اون بالا تا برم پایین بقیه که نگام میکردن هر کی یه چی می گفت چه قد لاغر شده چه تغییر کرده لوح گرفتم گفتند باش بعد مجری گفت اقای محسن&#8230;..نفسم بنداومد با اینکه میدونستم ایران نیست انچنان بچه ها سوت و دست می زدند تعجب کردم یعنی محسنی که با من این کارو کرد این قد طرفدار داره سرم اوردم بالا که بگم اگه اشکالی نداره من برم یهو نفسم بند اوم خدایا محسن جلوم بود با یه لبخند سلام کرد مثل همیشه جذاب و خوش لباس با یه تیپ اسپرت یه 3 سالی ازم بزرگتر بود ولی انگاری یه کم شکسته شده ولی این شکستگیش جا افتاده ترو جذاب ترش کرده بودانگاری فشارم افتاده بود نمیتونستم رو پام وایسم نمیدونم با چه حالی داشتم بر می گشتم پایین که یکی صدام کرد سارا دیدم سعید اومد جلو احوالپرسی کرد بعد یه کم حرف زدیم محسن که برگشت ازشون خداحافظی کردم نمیدونم چم بود از خودم بدم میومد اخه اون زن داشت خودش گفته بود شیوا اومد دستم گرفت سعید اومد با شیوا احوالپرسی کرد اون موقع ها با محسن می رفتیم بیرون شیوا با سعیدم میومدن سعید اروم شیوا شلوغ بر عکس من و محسن همش شلوغ کاری می کردند شیوا و محسن سر به سر هم میذاشتند محسن چند باری گفت سعیدو شیوا رو با هم جور کنیم ولی من میگفتم خودشون باید بگن ولی سعید هیچ وقت نخواست با اینکه همش از شیوا میپرسید بالاخره از سالن اومدیم بیرون خواستیم با سرویسا بر گردیم داخل شهر که باز سعید اومد گفت ماشین هست بیاید با هم بریم یه کم تعارف کردیم محسن اومد گفت خانما اگه افتخار بدند برسونمتون از لحنش خندم گرفت جای من شیوا قبول کرد رفت ماشین بیاره با یه ماشین شاسی بلند نمی دونم چی بود اومد شیوا گفت سارا ببین این پدرسوخته از اون اولم وضعش خوب بود خاک بر سرت بی عرضت از لحنش هم خندم گرفت هم ناراحت اخه من طرد شده بودم از اون نه اون گفتم خفه سوار میشی بلبل زبونیم نمی کنی را افتادیم تو راه یه کم حرف زدیم بعد سعید گفت اگه کار ندارید من با شیوا کار دارم باید باهاش صحبت کنم خندم گرفت آخه شیوا دیگه لال شد حدس میزدم چی بگه ولی تعجبم از این بود چرا سعید اون موقع چیزی نگفت گفتم پس من میرم پانسیون شیوا بعد میاد گفت نه 4 تایی میریم همون جای همیشگی بعد من با شیوا حرف میزنم اون موقع می رفتیم یه جای ییلاقی تو اون شهر که فاصلش نیم ساعت با شهر بود رسیدیم رفتیم یه سفره خونه که همش می رفتیم مثل سابق بود چایی سفارش دادیم سعید و محسن عادت داشتند قلیون می کشیدند ولی من سر درد می گرفتم شیوا هم بعضی اوقات ولی اون بار سفارش قلیون ندادند تعجب کردم از محسن بدون قلیون؟ چایی خوردیم شیوا با سعید اون جاه رو پیاده رفتند بالا من و محسن بودیم معذب بودم تو فکر خودم بودم یهو محسن گفت سارا از زندگیت راضیی؟گفتم اره گفت چیزی کم نداری گفتم نه گفت شنیدم ازدواج نکردی؟ چرا؟گفتم موقعیتش نشد یه چی گفت تعجب کردم گفت رضا.که پسر خوبی بود چرا ردش کردی؟خاستم بگم از کجا میدونی؟رضا هم دکترا میخوند دانشگاه خودمون تدریس میکرد خیلی اومد سراغم ولی نمیدونم چرا ردش می کردم حرفی نزدم گفت پس موقعیتش بود؟نمیخواستم جوابش بدم واسه این گفتم خانمت خوبه؟چرا نیاوردیش ؟ساکت شد منم چیزی نگفتم بعد گفت سارا؟سرم اوردم بالا داشتم خفه می شدم میخوام یه چیز بدونی که حداقل ازم متنفر نباشی گفتم نیستم گفت میدونم میخوام بدونی من ازدواج نکردم گفتم متاسفم ایشالله یکی بهتر گفت نه من هیچ وقت با کسی نبودم داشتم گیج میشدم گفت میخوام گوش کنی بعد حرف بزنی بعد قبولیم تو ارشد به مامانم گفتم نمیتونم بدون تو بمونم قرار بودبعد ترم اول بیایم خواستگاری ولی چند لحظه موند اون مریضی لعنتی اومد سراغم بعد یه مریضی ساده ازمایش که دادم گفتند سرطان خون داری نمی دونستم چی کار کنم عصبی بودم وقتی به تو فکر می کردم بدتر میشد تا اینکه تصمیم گرفتم قبل شروع شیمی درمانیم تمومش کنم میدونستم از مریضیم بدونی نمیری ولی نمیخواستم پاگیر من شی واسه این اونارو گفتم از بین دوستا فقط سعید میدونست واسه این که اون باور نکرد من برم با یکی دیگه ازش خواستم مواظبت باشه تا راحت کنار بیای اون می گفت خیلی اذیت شدی ولی اینطوری چند وقت بعد فراموشم میکردی سارا من ایران بودم جایی نرفتم فقط یه ترم مرخصی گرفتم همه نا امید بودند ولی خودم به خودم امید میدادم بدتر از همه وقتی سعید ماجرا خواستگاری رضا رو گفت داشتم دیوونه می شدم از یه طرف خوشحال بودم از یه طرف ناراحت همه تو خونه عذا داشتند خواهرم دااشم پسر کوچیکه خونواده که خنده و شیطونی ازش دور نمی شد شده بود یه مرده گوشه بیمارستان تا اینکه واقعا یه معجزه شد بعد شیمی درمانی دیدند داره بدنم جواب میده بعد ازمایش فهمیدند مغز استخوانم سالمه میتونن پیوند کنند و جلوی رشد سرطان بگیرند انجام دادند یه 2 ماهی بیرون نمیومدم ولی بعدش کم کم موهام در اومد و رو به بهبودم ولی گفتند اگه حواسم نباشه از مواد شیمیایی و دودو &#8230;.استفاده کنم امکان برگشت و رشدش هست تازه فهمیدم چرا قلیون سفارش نداد بعدش گفت درسش تموم کرده و تو دفتر باباش مشغوله و تو دانشگاه تدریس میکنه و واسه دکتری میخونه گفت با کار خودش مشغول کرده می گفت از سعید حالت می پرسیدم میدونستم تهرانی و امروزم سعید اصرار کرده که بیاد وگرنه نمیخواست با دیدنش اذیت شم حرفاش تموم شد فقط گریه میکردم گفتم محسن حق نداشتی جای من تصمیم بگیری یه چیزی گفت دلم هری ریخت گفت قصد نداره ازدواج کنه چون مطمئن نیست که مریضیش بر نگرده ولی من شدم سارا سابق باز دوسش داشتم دوس داشتم مثل اون موقع ها بغلم کنه تو گوشم حرف بزنه ولی اون با فاصله پیشم نشسته بود تو چشام نگاه نمی کرد چشم تو چشم میشدیم می شد عشق و خواستن دیدولی غرورش نمیذاشت ولی من میخواستم نمیتونستم تا اون هست کس دیگه ایی بخوام گفتم میشه راه بریم پاشد رفتیم سمت جاده یه کم راه رفتیم رسیدیم لبه یه پرتگاه کنار جاده که تهش رودخونه بود گفتم محسن؟گفت بله سردو بی روح دلیل کارش میدونستم گفتم تو چشام نگاه کن جواب بده سرش بالا گرفت گفتم محسن؟رفت سرش بیاره پایین با دستم نگهداشتم تو چشام نگاه کرد جون محسن؟با همون لحن سابق گفتم هنوزم دوسم داری؟ گفت سارا من توضیح دادم همش تقصیر سعید گفتم محسن تو به من قول دادی؟من میخوام زن تو باشم شده یه شب م: سارا وضعیت من معلوم نیست س:خب فعلا که خوبی بعدا هم خدا بزگه وقتی دوباره تو رو داده پس بعدشم خودش بزرگه م:اما سارا س:محسن خواهش م:دیوونه من باید ازت خواهش کنم:من قبول دارم من میخوام زن تو باشم داد بزنم بگم راضی میشی؟م:خب بسه ابروریزی نکن این چند ساله چه پررو شدی حواسم بهت نبودا؟یه نیشگون از دستاش گرفتم گفتم قبوله؟قول میدم زن خوبی باشم نق نزنم غذا خوب بپزم م:دیونه من که از اون اول دیونت بودم خانمی من لباش گذاشت رو لبام بوسید و گفت یادت گفتم شب زفافم از دست نمیدم دیگه نزدیکه نمیدونم چرا خجالت کشیدم ولی از ته دل خوشحال بودم شیوا و سعید اومدند دیدم میخندند گفتم مبارکه سعید گفت مبارکه شما باشه فعلا بعدا ما گفتم سعید یکی طلبت این چند سال خوب سرکارم گذاشتی اومد جلو گفت ببخشید محسن نذاشت گفتم حساب اینم میرسم محسن میخندید و گفت من تسلیم سعید محسن و بوسید بعد گفت میخواستم جبران کنم شما فقط بهم میاید البته از خانمم هم تشکر کنید که سارارو اورد وای شیوااااا خیلی بدی پس تو میدونستی؟شیوا:&#8221;نه همه چی فقط هماهنگیش واسه امروز با من بود بقیشم تازه فهمیدم و این شد ماجرای من روز زن عقد کردیم و جشن گرفتیم البته شیوا و سعیدم عقد کردند ولی جشن نگرفتند فقط محضری بعد جشنمون محسن با شیوا و سعید هماهنگ کرد رفتیم مشهد و از خدایی که همیشه با ماست و مارو بعد چند سال بهم رسوند ممنونم و اونجا شب زفاف من و محسن شد چون هردو تشنه هم بودیم و واسه عروسی صبری برامون نبود.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%b1%d9%87-%da%a9%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d9%86-%d8%aa%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175594</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف حشری دادنش گرفته</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d8%b4-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d8%b4-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 12 Jul 2019 09:28:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آدمايي]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اونجور]]></category>
		<category><![CDATA[اونقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[باورتون]]></category>
		<category><![CDATA[بدجوری]]></category>
		<category><![CDATA[برجستگی]]></category>
		<category><![CDATA[برجسته]]></category>
		<category><![CDATA[برخورد]]></category>
		<category><![CDATA[برگشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بنشینم]]></category>
		<category><![CDATA[بوسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتری]]></category>
		<category><![CDATA[پیشرفت]]></category>
		<category><![CDATA[تابستان]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[جورايي]]></category>
		<category><![CDATA[جورایی]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوندم]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خواستگاري]]></category>
		<category><![CDATA[خواسته]]></category>
		<category><![CDATA[خواستی]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحال]]></category>
		<category><![CDATA[دستهاش]]></category>
		<category><![CDATA[دلنشین]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوانه]]></category>
		<category><![CDATA[روزهای]]></category>
		<category><![CDATA[روزهایی]]></category>
		<category><![CDATA[سرخوشی]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینم]]></category>
		<category><![CDATA[سینهام]]></category>
		<category><![CDATA[سینهای]]></category>
		<category><![CDATA[سینه‌های]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شیطنتم]]></category>
		<category><![CDATA[‫کاملا]]></category>
		<category><![CDATA[کردولی]]></category>
		<category><![CDATA[کلنجار]]></category>
		<category><![CDATA[گرمایی]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیچه]]></category>
		<category><![CDATA[مخصوصا]]></category>
		<category><![CDATA[مراعات]]></category>
		<category><![CDATA[مردانگی]]></category>
		<category><![CDATA[مردونش]]></category>
		<category><![CDATA[مقاومتی]]></category>
		<category><![CDATA[مواقعی]]></category>
		<category><![CDATA[موقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[میبردم]]></category>
		<category><![CDATA[میپرید]]></category>
		<category><![CDATA[میچسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[میچسبوندم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[میخواد]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدیدم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌دیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌رفت]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتیم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌زدم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوخت]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کرد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردن]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کنی]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفت]]></category>
		<category><![CDATA[نباشیم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[نميکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیآورد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونه]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمی‌فهمید]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکردم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیمونه]]></category>
		<category><![CDATA[نوشیدنی]]></category>
		<category><![CDATA[همینجور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[واقعا‬]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[يواشکي]]></category>
		<category><![CDATA[یواشکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[شروع شد که به اينجا فیلم سکسی رسيد.اولين باري که ديدمش تو يک کت شلوار بسيار خوش دوخت با يه ماشين مدل بالا بود هرجی بود هم سکسی قد بلند و هم هيکل ورزش کاري شاه کس داشت و چهره جذاب از اون چهره ها که وقتي تو چشماش نگاه می‌کنی اگر کونی دير بجنبي [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>شروع شد که به اينجا فیلم سکسی رسيد.اولين باري که ديدمش تو يک</h2>
<p>کت شلوار بسيار خوش دوخت با يه ماشين مدل بالا بود هرجی بود هم سکسی قد بلند و هم هيکل ورزش</p>
<h3>کاري شاه کس داشت و چهره جذاب از اون چهره ها که</h3>
<p>وقتي تو چشماش نگاه می‌کنی اگر کونی دير بجنبي گرفتارش ميشي همین‌جور که من گرفتارش شدم.جالب بود او مده بود خواستگاري</p>
<h4>و جنده من يواشکي از پشت پنجره داشتم ديدش می‌زدم.ماشين رو</h4>
<p>که پارک کرد با يه دسته پستون گل بزرگ او مد طرفه خانه ما و زنگ رو زد با مادرش بود.</p>
<h5>ماهم منتظر کوس بوديم به خاطر همين بود که از اول</h5>
<p>ديدمش خوب وارسی‌اش کردم.ولي خوب اون که برای من نیو مده بود هرچی باشه من اون موقع 17سال بيشتر نداشتم تو حال سکس داستان هواي خودم بودم</p>
<h6>.ولي خيلي چيزارو خوب مي دونستم و سرم ایران سکس ميشد چون</h6>
<p>ديگه بچه نبودم ولي همه به چشم بچه بهم نگاه می کردن نه اينکه از لحاظ جثه کوچک باشم بلکه کاملاً رسيده بودم هم سینه‌های قشنگي داشتم هم هيکلم به خاطر ورزشي که می‌کردم رو فرم بود.بگذريم اون شب گذشت و زماني که رفتن من و خواهرم تنها شديم بهش گفتم چطور بود اونم خوشش اومده بود ولي رو خودش نمی‌آورد گفت اي بد نبود ولي تو چشماش می‌شود خوند که خيلي خوب بوده.گذشت چند ماهي و اون پسر غريبه که اون شب ديده بوديمش حالا داشت داماد خانواده ما می‌شد ،خوشگل، خوش هيکل و زرنگ يه جورایی همچي تمام، بسيار خوش برخورد و خون گرم از اونجور آدمايي که اگه 10 روزم باهاش تنها باشي بازم يه چيز جديد براي گفتن داره . گذشت و هر بار که ماهم ديگر رو می‌دیدیم انگار يه ميله داغ تو قلب من فرو می کردن هر زمان که اون با خواهر تنها بود يا باهم بيرون می رفتن من بيشتر حسوديم می‌شد چون با من هم خيلي خوب بود هر جا می‌رفت غير ممکن بود که يه سوغاتي توپ برام نياره . توي اين چند ماه حسابي باهم قاطي شده بوديم يه جورايي اونم حس من رو خونده بود ولي خوب خيلي مراعات می‌کرد که يه موقعي سوتي ندهگذشت تا اینکه تابستان شد و هوا گرم اون روزهای جمعه اغلب خانه ما بود باورش شاید سخت باشه ولی تمام هفته تو فکر خیالم باهاش بودم تا شب جمعه بیاد و اون خانه ما با شه اغلب شب‌های جمعه می یومد خانه ما و شب‌ها تو اتاق خواهرم با هم می خوابیدن و خوب دیگه هر چی بود اون زنش بود و من باید حسرت می‌کشیدم بعضی شبا یواشکی از راه ایوان اتاق خودم که به اتاق خواهرم راه داشت می‌رفتم و از پشت پنجره یه دیدی می‌زدم که با هم چیکار میکنن و تمام بدن می‌شد آتش حس می‌کردم تمام بدنم آتش گرفته سینه هام سفت می‌شد و تمنای وجود بیشتر از پیش می شد تا اینکه پدر و مادرم قرار شد برن آلمان و اون شب‌ها برای اینکه ما تنها نباشیم می یومد خانه ما خوب دیگه فرصت خوبی بود روزهایی که کار نداشتیم من و خواهرم و دادشم می‌رفتیم استخر توی حیاط که فقط تابستان‌ها به راه بود اونم میومد اون مردنگی قشنگش از زیر شرتش پیدا بود مخصوصاً مواقعی که خواهرم دور وبرش می‌پلکید اونم سیخ می‌کرد و به خاطر اینکه آبرو ریزی نشه یا می‌پرید تو استخر یا خودش رو تو جکوزی قایم می‌کرد که اون موقع بود که من شیطنتم می‌گرفت و می‌رفتم به بهانه لوس بازی تو بغل بنشینم یا رو کولش سوار شم که دیگه خواهرم صداش در میومد .خلاصه توری شده بود که من هر موقع می دیدم اون تو استخر هست خودم رو می‌رساندم تا یه روز که خواهر پریود بود و تو استخر نمیاومد و بالا استخر نشسته بود منم تو استخر با داماد عزیزمون در حال شنا یه مدتی که نشست حوصله سر رفت و رفت تو اتاق چون هوا هم گرم بود منم موقعیت رو غنیمت دونستم و شروع به شوخی کردن با رضا کردم طوری شده بود که اون زیر آبی میومد و به بهانه اینکه منو میخواد تو آب بکشه از زیر پاهای منو می‌گرفت و بغلم می‌کرد و خوب بعضی مواقع منو تو بغلش می‌گرفت و اون مردونگیش از پشت به من می‌چسبوند باورتون نمیشه که من رو تو ابرا می برد و مدام خودم رو بیشتر بهش میچسبوندم اونم دیگه حسابی حشری شده بود و حال خودش رو نمی‌فهمید منم خوشحال از این موضوع تا جایی پیشرفت که از پشت به من میچسیبد و دستاش روی سینه‌های من بود ، خودم هم حس میکردم سینه هام سفت شده و اصلاً رو حال خودم نیستم منتها این کار رو اونقدر انجام داد که به من یه حس سرخوشی با رخوت دست داد و حس می‌کردم دست و پام شل شده که تو این اوضاع بود که اونقدر منو رو به خودش فشار داد که یک لحظه دردم گرفت و اون هم متوجه شد و از من فاصله گرفت و با شوخی و خنده از استخر بیرون اومد و رفت زیر دوش و سریع خودش رو رسوندبه حوله و رفت حمام من که از سر خوشی نمیدونستم چیکار کنم ولی کمرم هم درد گرفته بود بعد از یک ربع شنا کردن منهم اومد بیرون و رفتم دوش بگیرم . رضا از حمام در اومده بود بهش گفتم بدجوری کمرم درد گرفته اونهم از من عذر خواهی کرد.ولی یک برق خواستی تو چشمش بود اون گفت چیزی نشده فقط ضربه خورده و از حمام بیرون اومد.شب که شد همه با هم رفتیم بیرون غذا خوردیم و و ساعت 11 شب بود که برگشتیم خانه ولی خواهرم اصلا حال خوبی نداشت منم میدونستم وقتی که مریض اصلا نمیشه باهاش حرف زد و بیشتر مواقع میخوابه رفتم لباس هام رو عوض کردم و امدم و تلویزیون رو روشن کردیم یه فیلم خیلی قشنگ داشت پخش میکرد که اولش بود من نشستم به فیلم دیدن که رضا هم اومد پایین توی سالن و یک نوشیدنی برا خودش و یکی برای من ریخت و شروع کردیم به صحبت و فیلم دیدن خواهرم که بالا خواب بود و میدونستم وقتی که خواب باشه یه توپ هم که در کنن بیدار نمیشه.از هر دری حرف زدیم تا اینکه گفت کمرت چطوره منم گفتم بد نیست ولی هنوز یک کمی درد داره گفت توری نیست بیا دراز بکش تا برات ماساژ بدم تا ماهیچه هاش ول کونه منم از خدا خواسته رفتم پتو آوردم و روی شکم دراز کشیدم اونم اومد کنارم و شروع کرد از روی لباس ماساژ دادن اطراف ستون فقرا تم و کمی بعد گفت شکمت رو بالا بیار تا بلوزت رو بالا بزنم و من یکمی شکمم رو از زمین بلند کردم تا بلوزم رو تا بالای کمر بالا زد حالا دیگه دستاش رو روی تنم حس میکردم دستای گرم و مردونش رو که من رو از خودم بیخود میکرد ولی وحشت داشتم که نکنه آرزو از خواب بیدار بشه و تمام حس شنواییم روبه کار برده بودم که صدایی رو بشنوم و از طرفی هم با تمام وجود لذت میبردم اون چیزی که خیلی وقت تو ذهنم داشتم رو به واقعیت رسیده میدیدم .رضا هم تو کارش وارد بود شروع کرد به ماساژ دادن از پایین به بالا و منهم گرم میشدم باز اون تنور وجودم شروع به آتیش گرفتن کرده بود و همینطور بالا تر میومد تا اینکه به بند سوتینم رسید خیلی راحت توی یک حرکت بازش کرد سینه های من که حجیم شده بودن خودشون رو آزاد حس میکردن و اون هنوز دستای گرمش رو روی تنم تاب میداد من دیگه مال خودم نبودم رهای رها شده بودم و اون شروع به پایین اومدن کرد از دو طرف و از زیر بغلم دستاش رو به سینهام رسنده بود منهم که مثل آدم هایی که به صلیب کشیده شده باشند هیچ حرکتی نمیکردم و اون شروع کرد به لمسس سینه هام اروم اروم روی سینه ها بالا و پایین میرفت تمام تنم شده بود آتیش گرم و دستای اون گرم تر از بدن من حس میکردم هر کجا که دست میگذاش بدنم میسوخت، بسیار نرم و راحت من حس میکردم توی این حالت نمیتونه راحت سینه های من رو خوب مالش بده یه حرکتی کردم و خودم رو چرخوندم و اونم به من کمک کرد انچنا آرام و لطیف که حس میکردم وزنم در حد یک پر کاهه، خیلی راحت شروع کرد به لمس گل سینه هام دیگه دیونه شده بودم وقتی لبهاش رو روی لبهای خودم حس کردم حس میکردم تمام دنیا مال من شده و گرمای وجودش رو شروع به خوردن کردم لبهای گوشتی اون روی لبهای من بود و من با تمام وجود لبهاش رو میخوردم و رضا هم در جواب من دستهاش روی سینه های من بالا و پایین میرفت و آتیش بدنم رو بیشتر میکرد اروم اروم حس کردم دستاش پایین تر میرن و قصد باز کردن دکمه و زیپ شلوارم رو دارن یه مقاومتی کردم و اون منصرف شد و باز روی سینه های من برگشت لبهاش رو از لبهای من جدا کرد و توی چشمم نگاه کرد شهوت و تمنا رو از توی چشمای من میخوند لبهایش رو روی گل سینه هام گذاشت و شروع به مک زدن سر سینه های من کرد سینه های من گل انداخته بود و برجسته و با هر مکی که میزد حس قشنگی تمام وجودم رو میگرفت و دیوانم میکرد دستای من رو گرفت و روی مردانگی خودش قرار داد برجستگی اون رو حس میکردم و بزرگتر از اونی بود که تصورش رو میکردم .منم با ضرب آهنگ مک های که به سینه هام میزد اون مردانگی رو فشار میدادم کمی که گذشت زیپ شلوارش رو باز کرد و دستم رو داخل شورتش برد دستم به مردانگی اون که خورد احساس عجیبی بهم دست داد اونرو توی دستم گرفتم و اون هنوز مشغول مک زدن به سینه های من بود و من با دستم شروع به مالش اون کردم واقعاً از گرمای اون لذت میبردم بعد از کلی کلنجار بالاخره تونست زیپ شلوار من رو هم باز کنه دیگه برام هیچ چیزی مهم نبود شلوارم رو پایین کشید و شروع به بوسیدن از روی سینه هام تا شکمم کرد و هر چی سرش پایین تر می آمد لذت من چند برابر میشد و دستم توی موهای اون فرو کرده بودم و چنگ میزدم و اون شروع به خارج کردن شلوار و شورت من از پاهای من کرد و لبهاش رو رو آلتم حس کردم خیسی زبونش رو که به لبه های آلتم میخورد گرمای اون لبها تمام وجودم رو پر کرده بود اهسته و گرم روی تنم بالا و پایین میرفت حس عجیبی تنم رو گرفته بود تمام عضلات بدنم رو حس میکردم منقبض شده و یک انرژی عظیمی تمام تنم رو فرا گرفته با تمام قوا سرش رو بین پاهای خودم فشار میدادم و اون هم با فشار بیشتری آلتم رو مک میزد من دیگه قادر به حرکت کردن نبودم تمام تنم شل شد دیگه کاملا در اختیار اون بودم .پس از یک وقفه اون باز شروع کرد به بالا اومدن، باز روی گل سینهای من بود و اونارو مک میزد دیگه تو این حالت هر دو لخت بودیم. اون روی من قرار گرفته بود و مردانگیش رو بین پاهام حس میکردم گرمای دلنشین ، گرمایی که تمام وجودم رو گرفته بود حتی گرمتر از زبونش و اون شروع به حرکت دادن کرد و من در اوج لذت اطمینان داشتم که حواسش هست چون تا یک حدی بازی میکرد و زیاد فشار نمی آورد و هر دو در اوج لذت اونقدر بالا و پایین رفت تا یک لحظه حس کردم آب گرمی رو شکمم جاری شده آره اونم به اوج لذت رسیده بود و روی سینه های من بود هر دو غرق عرق بودیم و دیوانه هم دیگه چیزی بین من و اون نبود.بوسیدمش و بهش گفتم بلند شو تا من برم حمام و تو خودت رو بشور دیر وقته و اگه کسی مارو در این حال ببینه جای هیچ حرفی نمیمونه اونم من رو بوسید و خودش رو جمع کرد .توی چشمای هردو مون تمنا موج میزد شاید یک باره دیگه ولی کی و کجا معلوم نیست.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%ad%d8%b4%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d8%b4-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">175214</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنده خانوم و داستان کس دادنش به همسایه حشری</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d8%b4-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%ad/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d8%b4-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%ad/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 05 Jun 2019 07:43:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[ازخجالت]]></category>
		<category><![CDATA[اشپزخونه]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخته]]></category>
		<category><![CDATA[اونجام]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاد]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[باخودش]]></category>
		<category><![CDATA[بادستم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاپایین]]></category>
		<category><![CDATA[بیداره]]></category>
		<category><![CDATA[بیماری]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[ترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[تودیدم]]></category>
		<category><![CDATA[جووووون]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[جووووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[جوووووووووووووووون]]></category>
		<category><![CDATA[چندساله]]></category>
		<category><![CDATA[حمومشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[دامنشو]]></category>
		<category><![CDATA[دراوردم]]></category>
		<category><![CDATA[دربیار]]></category>
		<category><![CDATA[دستشوی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[روصندلی]]></category>
		<category><![CDATA[سنگینه]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارشو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارکو]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارمو]]></category>
		<category><![CDATA[صبحانه]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیده]]></category>
		<category><![CDATA[کارارو]]></category>
		<category><![CDATA[کارکنم]]></category>
		<category><![CDATA[کرستشو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمو]]></category>
		<category><![CDATA[کیییییییر]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتو]]></category>
		<category><![CDATA[گزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدن]]></category>
		<category><![CDATA[میاورد]]></category>
		<category><![CDATA[میترکید]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوای]]></category>
		<category><![CDATA[میخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میزارم]]></category>
		<category><![CDATA[میسوزم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکشید]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگیری]]></category>
		<category><![CDATA[میماله]]></category>
		<category><![CDATA[میمالید]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[نگهشون]]></category>
		<category><![CDATA[نمیخوابه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[حالی باهاش بکنم اخه اون فیلم سکسی خیلی خوش هیکله قد کوتاه و تپل باکون خیلی گنده و سینه های گرد ودرشت. راستی اسم من مهرانه 18 سکسی سالمه یه پسر عمه دارم همسنه خودم. شاه کس عمم 38 سالشه. من یه روز در میان خونه عمم بودم قلیون می کشیدم از کونی اینجور کارا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>حالی باهاش بکنم اخه اون فیلم سکسی خیلی خوش هیکله قد کوتاه و</h2>
<p>تپل باکون خیلی گنده و سینه های گرد ودرشت. راستی اسم من مهرانه 18 سکسی سالمه یه پسر عمه دارم همسنه</p>
<h3>خودم. شاه کس عمم 38 سالشه. من یه روز در میان خونه</h3>
<p>عمم بودم قلیون می کشیدم از کونی اینجور کارا من ترک تحسیل کردم ولی پسر عمم درس میخوند یه شب خونه</p>
<h4>عمم جنده خوابیدم صبح ساعت 8 ازخواب بیدار شدم پسر عمم</h4>
<p>رفته بود مدرسه(راستی یادم رفت بگم پستون شوهر عمم 4ساله پیش بر اثر بیماری فوت کرد) دیدم عمم خوابه یه ملافه</p>
<h5>ی سفید کوس روشه یه لیوان چای خوردم رفتم تو اتاق</h5>
<p>سرکامپیوتر یه چند تا کلیپ سکسی دیدم و یه پوشه پیدا کردم توش چند تا داستان سکسی بود خوندم یه حالی بهم سکس داستان دست داد داشتم</p>
<h6>اتیش میگرفتم داستان در مورد سکس یه مادروپسر ایران سکس بود که</h6>
<p>مادر مخ پسرشو زده بود رفتم تو اتاق کنار عمم دیدم خوابه خوابه راستی خوابشم خیلی سنگینه رفتم ترفش ملافه رو کنار زده بود یه دامن مشکی نازک پاش بود. اروم دامن و زدم بالا یه دست رو پاهای سفیدش کشیدم اروم پاهاشو نوازش میکردم دمرو خوابیده بود البته عادت داشت یکم دست رو سینه هاش کشیدم خواب خواب بود دوباره دستمو اوردم پایین گذاشتم رو کونش که خیلی بزرگ بود خیلی هم نرم بود همینتور دست می کشیدمو فشار میدادم کیرم داشت میترکید بدنم گر گرفته بود اروم دامنشو دادم پایین از رو شرت کونشو بو کردم داشت منو مست میکرد یواش شرتشم کشیدم پایین دوتا کپلاش افتاد بیرون انگار که از زندان ازاد شدن کونش سفید و گرم بود دستمو گذاشتو لای کونش بالاوپایین میکردم یه لحظه دستم خورد به جای گرم کسش بود خیلی داغ بود کیرمو ازتو شلوارم دراورم اروم مالیوم به کونش دیدم فایده ای نداره یه توف انداختم لای کپلاش بادستم مالیدم لیز لیز شده بود کیرمو گزاشتم لاش داشتم از گرما میمردم چندتا بالاوپایین کردم دیگه کامل وزنمو انداخته بودم روش کیرم ملیده میشد به کسشچندتا دیگه بالاپایین کردم دیگه اختیار خودمو ازدست دادم ابم با فشار ریخت لای کونش و روی کسش بلند شدم شلوارمو شلوارشو کشیدم بالا از اتاق امدم بیرون لباس پوشیدم از خونه زدم بیرون رفتم مغازه یه کم خرید کردم. آمدم خونه ساعت نزدیک 10 بود امدم تو دیدم عمه بیدار شده ترسیدم گفتم نکنه فهمیده باشه اصلان حواسم به آبم نبود که ریختم تو شرتش. اوناحمومشون تو اشپزخونست رفتم تو اشپزخونه دیدم تو حمومه اما متوجه من نشده بود دیدم داره باخودش حرف میزنه حمومشون پرده داره پرده رو زدم کنار توری که نفهمه دیدم روصندلی نشته دامنشو در اورده شرت تو دستش پشت به من داره کسشو میماله شرتشو بو میکنه میگه جووووووووون چه اب کیری با اب کیرم داشت کسشو میمالید اخ جوووووووون کیر مخوام این اب کیه من کیییییییر میخوام یه دفعه یه جیغ کشید و پاشد رفت سمت دوش منم کیرم راست شده بود امدم کنار صداش زدم گفتم عمه همومی گفت اره گفتم خوب من صبحانه رو اماده می کنم گفت دستت درد نکنه الان منم میام رفتم سفره رو انداختم دیدم داره صدام میکنه رفتم گفت بی زحمت پشتمو لیف بکش همیشه پسر عمم میکشید چون جز اون کسی نبود اینبا به من گفت منم گفتم چشم بازوغ رفتم تودیدم با همون شرت سفید یه کرست مشکی تو حمومه محو بدنش شدم گفت به چی نگاه میکنی بیا این لیف خودت زن میگیری سیر میشی به من پشت کردو رو چهار پایه نشت منم رفتم شروع کردم به لیف کشیدن تمام کمرشو کشیدم گفت پشت رونمم بکش بلد شد ایستاد منم شروع کردم از پاین امدم بالا گفت کپلامم بکش خجالت نکش من عمتم شرتش ازیت میکرد گفت شرتمو درار اذیت نشی از یه طرف شق کرده بودم از یه طرفم تعجب که چرا این جوری شده این ازاین حرفا نمیزد شرتشو کشیدم پایین از پاش دراوردم گفت فقط به اونجام زیاد نگاه نکن کار دستم بدی گفتم چشم تمام کپلشو لیف کشیدم گفت لاشم بکشلیفو گذاشتم لای پاش دوسه بار بالا پاین کردم گفت پاین لای پامو زیاد بکش شروع کردم رو کسشو لیف کشیدن دیدم داره ناله میکنه با صدای لرزان گفت لیفو درار با دست بکش لیفو در اوردم یه دستمو گزاشتم زیر شکمش دست چپمم از پشت لای رونش رو کسش گذاشتم شرو کردم به مالیدن گفت تند بکش هینطور ناله میکرد گفت اگه خوب بکشی برات جبران میکنم. شلوارکو پیرنتو در بیار خیس نشه. دراوردم دوباره شروع کردم کیرم داشت شرتم و پاره میکرد. یه جیغ زد گفت حالا پاشو تمام پشتمو زیر دوش بشور پاشدم دوشو باز کردم رفت زیر دوش گفت شرتتم دربیار خیس نشه گفتم اخه گفت اخه نداره من عمتم خجالت نکش شرتمم دراوردم تا کیر راست منو دید اروم گفت جون بعد گفت بخشید اینو بیدار کردم داشتم از تعجب شاخ در میاورد چرا این کارارو میکنه پشتشو از بالا تا پایین شستم گاهی اقات کیرم میخرد به کونش میگفت اخ جووووون گفت دستت درد نکنه برگشت یه نگاه به کیرم کرد گفت هنوز بیداره؟ من داشتم ازخجالت میمردم گفت اینو بخوابون دیگه گفتم شما برید من میخوابونمش گفت نه الان بخوابون باهات کار دارم گفتم جلو شما روم نمیشه گفت خجالت و بزار کنار اصلان من میخوام ببینم چه جوری میخوابونیش زود باش. یه کم شامپو ریختم تو دستم شروع کردم به جرق زدن چند بار بالا پایین کردم دیم میگه میخوای من برت بکنم؟ کفتم باشه مثل تو دستشوی نشست با دست برام جرق زد گفت پس چرا نمی خوابه؟ گفتم تا اب ازش بیرون نیاد نمیخوابه گفت چه کارکنم اب ازش بیرون بیاد؟ گفتم باید یه جای نرم باشه به سینه هاش نگاه کردم. اونم گفت مثلا کجا ؟ به سینه هاش اشاره کردم سریع کرستشو باز کرد سینه هاش افتاد بیرون بزرگ وسفید وگرد بود گفت اینجا خوبه گفتم اره روشون شامپو ریخت کیرم میمالید بهشون. گفتم اینجوری نه بادست نگهشون دار من میزارم لاش گفت باشه و ان کارو کرد منم گذاشتم وسط سینه هاش خیلی حال میداد ولی بازم نیومد. گفت دیگه چرا نمیاد؟ گفتم باید سوراخ نرم باشه گفت مثل کس؟ گفتم آره وقتی اینو گفت داشتم میمردم ولی زد تو پوزم گفت نه نمیشه منم پکر شدم. گفتم پس بخورش. گفت باشه کیرمو شستم گذاشتم رو لباش یکم بازی بازی کرد و کرد تو دهنش. خیلی خوب ساک میزد منم صدام رفت بالا خیلی حال میداد گفتم عمه داره میاد چکار کنم گفت بریز رو کسم سرشو بکن تو کیرمو در اوردم ار تو دهنش دراز کشید کیرمو گرفت میمالید رو کسش همین که ابم امد سرشو کردتو کسش تمام ابم با قدرت ریخ تو کسش گفت جوننننننننننننننن چه ابی داغه دارم میسوزم وایییییییییییییی<br />
ی اب جوووووووووووووووون چندساله نخوردم		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%88-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86%d8%b4-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%ad/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174445</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف به این دو تا بوس کردن رو یاد میده</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d9%88%d8%b3-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%b1%d9%88-%db%8c%d8%a7%d8%af-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d9%88%d8%b3-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%b1%d9%88-%db%8c%d8%a7%d8%af-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 03 Jun 2019 07:50:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[احترام]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[العملی]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتاش]]></category>
		<category><![CDATA[اونروز]]></category>
		<category><![CDATA[اینجور]]></category>
		<category><![CDATA[بابایی]]></category>
		<category><![CDATA[باحالی]]></category>
		<category><![CDATA[بودبهش]]></category>
		<category><![CDATA[بودبهم]]></category>
		<category><![CDATA[بودخیلی]]></category>
		<category><![CDATA[بیدارم]]></category>
		<category><![CDATA[پشیمون]]></category>
		<category><![CDATA[تحریکم]]></category>
		<category><![CDATA[تعارفم]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرفهای]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خودمون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[دستهام]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[سوراخم]]></category>
		<category><![CDATA[شدماونم]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارش]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارم]]></category>
		<category><![CDATA[شومینه]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدمنم]]></category>
		<category><![CDATA[مجبوری]]></category>
		<category><![CDATA[مشغولی]]></category>
		<category><![CDATA[مقداری]]></category>
		<category><![CDATA[میترسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمبا]]></category>
		<category><![CDATA[نبودیه]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نفسهاش]]></category>
		<category><![CDATA[هیجانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[بودم آخه یه پسر 14 فیلم سکسی ساله شاید دیگه 15 چه فرقی می کنه تا کی برای هیچ وپوچ به این در واون در بزنم. تو سکسی خونه بابا خیلی دل مشغولی داشت. بخصوص شاه کس اینکه فردا پس فردا اتی یعنی همون احترام خودمون داشت خراب می شد رو سرمون کونی البته بابایی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>بودم آخه یه پسر 14 فیلم سکسی ساله شاید دیگه 15 چه فرقی</h2>
<p>می کنه تا کی برای هیچ وپوچ به این در واون در بزنم. تو سکسی خونه بابا خیلی دل مشغولی داشت.</p>
<h3>بخصوص شاه کس اینکه فردا پس فردا اتی یعنی همون احترام خودمون</h3>
<p>داشت خراب می شد رو سرمون کونی البته بابایی کبکش خروس میخوند. موقع شام بهم گفت که می خوام برم تا</p>
<h4>رشت جنده اتی رو بیارم تو باید بهش عادت کنی آخه</h4>
<p>اون جای مادرته..گفتم:مادر که نه زن پستون بابا .دیگه حرف نزدیم.صبح زود بیدارم کرد.:پاشو بریم .تنهایی می خوای چه کار کنی..</p>
<h5>.مجبوری رفتم. کوس همه جا پر برف بود.سرد سرد. می دونستم</h5>
<p>دلش نمی خواست باهاش بیام پیش احترام. گفتم من میرم کرج .اونم هیچی نگفت. خلاصه جلو باغ داییم ازش جدا شدم.اونم رفت.بدبختی سکس داستان این بود که</p>
<h6>تو باغ هم هیچکس نبود.خیلی سرد بود یه ایران سکس دو سه</h6>
<p>ساعتی هی اینور و اونور رفتم اما فایده نداشت تا کی باید ول میگشتم.از باغ بغل دست داییم دود بلند می شد.در زدم خیلی منتظر شدم.در رو باز کرد.یه آقای شیک وجنتلمن بود.بهش گفتم داییم اینا نیستند.اونم تعارفم کرد که بیام از اونجا زنگ بزنم .باغ بزرگی بود.تو خونه گرما بهم آرامش داد.داییم گفت که فردا میاد وبا اون آقا که اسمش اردلان بود صحبت کرد که امشب رو پیشش بمونم.مرد باحالی بود.جک میگفت خودشم میخندید.نهارخوردیم هوای به اون سردی میرفت تو باغ پر برف قدم میزد.ساعت حدود سه بعداظهر بود.بهم گفت بیا بریم تو باغ.یه گوشه آتش روشن کرد وکنار آتیش نشستیم.از خیلی چیزها حرف می زد.باهاش صمیمی شده بودم منو جوجو صدا میکرد یادم رفت بگم من اسمم جواداست . دستم رو تو دستش گرفته بود و ناز می کرد.ترق وترق به پام می زدو به حرفهای مسخرش می خندید.منم می خندیدم .خودش رو به من نزدیک کرده بود.یه دستش به پشتم بود وبا دست دیگش رونم روفشار می داد.گوشم رو می لیسید.بهم میگفت :سردته نه نه الان گرمت می کنم.من کم کم هیجانی شده بودم و میترسیدم. تا اونروز اینجور تجربه ای رو نداشتم. زیپ و دکمه ء شلوارم رو باز کرد.دستش رو کنار زدم.اما بیخ گوشم نفس می کشید و هی می گفت نه عیبی نداره من که کاری نمی کنم.دستش رو هل داد تو شلوارم.تمام کیرم رو تو دستش گرفته بود.از لای شرتم با انگشتاش تحریکم میکرد.نفس کشیدن برام سخت شده بود.خیلی سعی داشت تو اون هوای سرد رونیمکت به سمت چپ درازم کنه اما من با دستم مانع میشدم.ازم سوءالهای مسخره می پرسیدکه تا حالا سکس داشتی واز این جور مزخرفات!!با دست راستش زیر شلوار رونم رو مثل دیوونه ها پنجه می کرد.کم کم شل شدم و با یه فشار اردلان دراز کشیدم. از یه طرف شعله های آتش صورتم رو گرم میکرد از طرفی هم پام داش یخ می زد.قدرت تصمیم نداشتم.بی اختیار منتظر بودم ببینم چی کار می کنه.شلوارم رو پایین کشید.منم عکس العملی از خودم نشون ندادم.رونام رو دو دستی میمالوند.وقتی بیشتر سردم شد که شرتم رو هم کشید پایین. صورت ولبهاش روی باسنم حس می کردم حتی نفسهاش که به پوستم می خورد. پشیمون شدم اما دیر شده بود .اون ول کن نبود.یه گاز محکم از پام گرفت ودستاش رو لای کپلهام کرد و اونها رو از هم باز کرد.سرما رو دم کونم هم حس میکردم..با آب دهنش دور وبر سوراخم روخیس کرد و روی من دراز کشیدو گوش یخ زدم رو می مکید.یه کمی تکون تکون خورد شلوارش رو در آورد.و سعی داشت که کیرشو به سر و صورتم بماله.که من صورتم رو با دستهام پوشوندم.به شکم خوابیده بودم.روی پاهام نشست و کیرشو به سوراخم می مالوند.آروم شروع به فشار دادن کرد.یه مقدار از گرمای اونو حس میکردم.دردم گرفت.کیرش وارد بدنم شده بود. وزن اردلان یه طرف تحمل این درد هم یه طرف.یه کمی به وجودش عادت کرده بودم که شروع کرد به تکون دادن .مثل خر تو هچل افتاده بودم.دستش رو زیر شکمم برده بود و با کیرم ور می رفت.لذت اون درد پشتم رو تسکین می داد.حالم بد شده بود.سرم گیج رفت.من دیگه بسم بود اما اون ادامه میداد.دستش رو پس زدم.من رو سفت چسبید وتمام محتویاتش رو خالی کرد.شلوارم رو پام کرد.هوا تاریک شده بود. با هم رفتیم تو اتاق کنار شومینه نشستیم.شام خوردیم و انگار نه انگار که اون اتفاق رخ داده بود.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d9%88%d8%b3-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%b1%d9%88-%db%8c%d8%a7%d8%af-%d9%85%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174452</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس داغ بابایی با پرستار</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 02 Jun 2019 07:29:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آههههههه]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[افتادم]]></category>
		<category><![CDATA[افتادن]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[التماس]]></category>
		<category><![CDATA[العاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیدوارم]]></category>
		<category><![CDATA[انداخت]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتمو]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[انگیزه]]></category>
		<category><![CDATA[بازشون]]></category>
		<category><![CDATA[بازکرد]]></category>
		<category><![CDATA[بازکردم]]></category>
		<category><![CDATA[بالاتر]]></category>
		<category><![CDATA[ببوسمت]]></category>
		<category><![CDATA[بخوابه]]></category>
		<category><![CDATA[برگردوند]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بهترینی]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناش]]></category>
		<category><![CDATA[پستوناشو]]></category>
		<category><![CDATA[پستونشو]]></category>
		<category><![CDATA[پهلوهاش]]></category>
		<category><![CDATA[پهلوهام]]></category>
		<category><![CDATA[پیداست]]></category>
		<category><![CDATA[تابستون]]></category>
		<category><![CDATA[تخمامو]]></category>
		<category><![CDATA[تندتند]]></category>
		<category><![CDATA[چرخوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبوند]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیده]]></category>
		<category><![CDATA[چشماتو]]></category>
		<category><![CDATA[چشماشو]]></category>
		<category><![CDATA[چوچولشو]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوند]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[درازکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[درحالی]]></category>
		<category><![CDATA[درخواست]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستامو]]></category>
		<category><![CDATA[دندوناش]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستان]]></category>
		<category><![CDATA[دوستانمن]]></category>
		<category><![CDATA[دونستم‬]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونم]]></category>
		<category><![CDATA[دیوونه]]></category>
		<category><![CDATA[رختخواب]]></category>
		<category><![CDATA[زبونشو]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زودباش]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[کنجکاو]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکه]]></category>
		<category><![CDATA[کیرکلفت]]></category>
		<category><![CDATA[گازشون]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[گردنمو]]></category>
		<category><![CDATA[گردوندم]]></category>
		<category><![CDATA[لبهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندم]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[مالوندن]]></category>
		<category><![CDATA[محکم‌تر]]></category>
		<category><![CDATA[منتظرجوابش]]></category>
		<category><![CDATA[میخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میکشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[نمونده]]></category>
		<category><![CDATA[نوازشش]]></category>
		<category><![CDATA[‫هرچقدر]]></category>
		<category><![CDATA[همدیگه]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی]]></category>
		<category><![CDATA[همونطور]]></category>
		<category><![CDATA[همینطور]]></category>
		<category><![CDATA[‫وکونشو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/q55sDTmmmewzwO9M90gf_g/024/059/065/v2/1280x720.221.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="سکس داغ بابایی با پرستار" title="سکس داغ بابایی با پرستار" decoding="async" fetchpriority="high" /></p>&#60;h2&#62;بین زن و شوهر هست فیلم سکسی که امیدوارم همه دوستان (متاهلین) اهمیت&#60;/h2&#62; این ارتباط ویژه رو در زندگی زناشوئیشون به مسائل جنسی بدن .من خیلی خلاصه سکسی و بدون مقدمه شروع می کنم : شاه کس خاطره ای که میخوند یکی از بهترین و اولین سکس های من و خانمم هست کونی &#8230;. آسمان [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img width="320" height="180" src="https://i0.wp.com/thumb-nss.xhcdn.com/a/q55sDTmmmewzwO9M90gf_g/024/059/065/v2/1280x720.221.jpg?resize=320%2C180&amp;ssl=1" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="سکس داغ بابایی با پرستار" title="سکس داغ بابایی با پرستار" decoding="async" /></p><pre><code>            &lt;h2&gt;بین زن و شوهر هست فیلم سکسی که امیدوارم همه دوستان (متاهلین) اهمیت&lt;/h2&gt;
</code></pre>
<p>این ارتباط ویژه رو در زندگی زناشوئیشون به مسائل جنسی بدن .من خیلی خلاصه سکسی و بدون مقدمه شروع می کنم</p>
<h3>: شاه کس خاطره ای که میخوند یکی از بهترین و اولین</h3>
<p>سکس های من و خانمم هست کونی &#8230;. آسمان هفتم &#8230;رفته بودیم خونه پدر خانمم.. شب که شد، مادر زن جونم</p>
<h4>رختخواب جنده من و خانمم رو تو اتاق قبلی خانمم انداخت.</h4>
<p>من درازکشیده بودم و چشمام داشت پستون گرم می شد. بعد از ربع ساعتی متوجه شدم در اتاق کمی رو هم</p>
<h5>رفت ، کوس مثل این که کسی بخواد نور ما رو</h5>
<p>اذیت نکنه. کمی کنجکاو شدم. از لای باز مانده در یه نگاهی کردم دیدم مادرخانم جونم بود. منم دوباره درازکشیدم. یه کمی سکس داستان دست به کیرم</p>
<h6>زدم و باهاش ور رفتم. بلند شدم در ایران سکس رو بستم</h6>
<p>و از پشت اونو قفل کردم &#8230;. دیدم نه خیر آقا کوچیکه بیدار و نمی خواد که بخوابه دست زدم &#8230; یه کم مالوندمش سفت تو دستم بود. تکون تکونش می دادم تا اینکه حسابی اومد بالا. یه نگاهی به زنم کردم دیدم پاهاش رو جمع کرده تو شکمش و رون و شورتش پیداست. سفید ونرم. آروم دستمو کشیدم رو رونش. داغ داغ بود. دلم می خواست کسش پاره کنم. کیرم همین طور بالا بود و تکون که می خوردم بیشترحشری می شدم. مثل یه نور بود. سفید و سفید و کمی هم چاق. آروم پاهاشو باز کردم و تو بغلم محکم فشارش دادم . خانمم خوابش سبک بود. دیدم یه آهی کشید و چشماش نیمه باز شد. دستش گرفت رو پستوناش. گفت: تویی؟ و تندتند نفس می کشید.. گفت: می خوای چکارکنی؟ گفتم: هیچی. و بهش نزدیکتر شدم. خنکی و طراوت تنشو حس می کردم. رون های تپل و سفیدش چسبیده بود به هم. گفتم: فقط می خوام ببوسمت. البته اگه اجازه بدی. چشماش آروم شد و نفسش بهتر می اومد. یه کمی لبخند زد و ساکت بود. یه لحظه مثل این که ازش درخواست ازدواج کردم و منتظرجوابش بودم. یادم افتاد که سکوت علامت رضاست. آروم با دو تا دستم صورتشوگرفتم. با شستم گونه هاشو نوازش می کردم. می دونستم هرچقدر بیشتر طولش بدم ، بیشترحشری میشه ولی نه به این زودی. صورتم رو بهش نزدیک کردم. به چشماش که بسته بود نگاه کردم. بهش گفتم: فوق العاده زیبایی ، لطیفی ، خوشگلی. و فقط لبخند رضایت مندی می زد. آروم گونه هام رو به صورتش مالوندم. نرم و نرم. می دونستم به این زودی و سادگی نباید بوسه را بگیرم. همین که صورتم به صورتش چسبیده بود. گفتم: دوستت دارم. عشق منی ،. و او فقط ساکت بود و چشماشو بسته بود. دو تا دستم رو پایین تر به سمت پهلوهاش آوردم.. آروم پهلوهاش می مالوندم.من این کارو خیلی دوس داشتم . چیزی نمونده بودکه بغلش کنم و هنوز زود بود. عزیزدلم. عشق من. دوباره ازش فاصله گرفتم. بهش نگاه کردم. اون هم نگاه کرد. گفتم: چشماتو ببند. و بست. بعدگفتم: بازکن. و اونم بازکرد. گفتم: وقتی چشماتو می بندی چقدر زیبا میشی وقتی بازشون می کنی دیوونم می کنی. هیچی نمی گفت.. دو تا دستمو دوکمرش بردم و دوباره بهش نزدیک شدم. آروم لب هامو به صورتش نزدیک کردم. دهنم باز و با ولع تمام شروع کردم به خوردن گونه هاش. دستامو قفل کردم. و گردنشو می خوردم. فقط چشماش بسته بود و کمی نفسش تند شد. شروع به خوردن گونه دیگش کردم. نفس های من هم تندشده بود. محکم فشارش دادم. و با صورتم نوازشش می کردم. دستامو از پشت پایین تر آوردم و باهاش حرف می زدم: خیلی می خوامت. دوستت دارم. عشق منی. عزیزدلم. تا این که دقیقا دستم رو کونش بود. دوباره شروع کردم به خوردن صورتش. و با دو دست هم زمان کونشو مالش می دادم. و لبامو گذاشتم رو لباش. مثل دیوونه ها لباشو می خوردم و اون فقط تندتند نفس می کشید و منو همراهی میکرد . زبونشو تو دهنم می کرد و اونو می چرخوند. من لب بالای اونو می خوردم و اونم لب زیریه منو . سرش روکمی به عقب و سینه رو به جلو داده بود و نفس های تند می کشید. یه مرتبه با دو تا دستش از پشت منو بغل کرد و چنگ زد تو موهام. من تمام گردنش رو می خوردم. اومدم پایین تر و تندتند کونشو می مالوندم. لبام رسید به پستوناش. دهنم رو با همه قدرت بازکردم و پستونشو تا جا داشت تو دهن کردم و شروع کردم به خوردن. آروم گردیستوناشو لیس زئم و کم کم رسیدم به نوک پستوناش . خیلی خوشگل و تر و تازه و خوردنی . داشت می لرزید&#8230; دستاشو از هم باز کردم و پاهش رو کمی از زانو آورد بالا و من خود به خود وسط پاهاش قرارگرفتم. کیرم داشت منفجر می شد. متورم و سیاه شده بود. سر کیرم ورم سختی کرده بود و تمام مویرگ هاش رو می شد دید. باز حمله کردم به لباش. خوردم و خوردم. اونم می خورد و تو خوش و من میلولید . بعد ز اینکه کلی پستوناش رو خوردم. دستمو گرفت و برد سمت کسش. شروع کردم به مالوندن کسش. می مالوندم. فشار می دادم. تندتند کسش می لرزوندم. پاهاشو به پهلوهام فشار می داد و باز هم شلشون می کرد.. وآه بلند می کشید. دست زدم پایین کسش دیدم خیس خیسه. دستم کامل خیس شده بود. روی پهلو برش گردوندم. یه پاش زیر و یه پاش انداخت رو پهلوی من. شروع کردم به مالوندن روناش و ازش لب می گرفتم. بهش گفتم: خیلی دوست دارم عزیزم. تشنه کست بودم. تشنه کس خیست. وکونشو می مالوندم و لب می گرفتم.. همینطور پستوناشو مک می زدم. ضمن آه وناله کردن ، صداش با نفس زیاد دم گوشم بود. گفت: کیر می خوام ، کیر. و تندتند نفس می کشید. فقط منو بکن. خواهش می کنم زودتر منو بکن. و پاهاشو کامل بازکرد. بلند شدم رو زانو و نگاهش کردم. به حالت التماس نگاه می کردم. سرمو بردم طرف کس خیسش و مثل آدم تشنه گرمای تابستون رسیده باشه به یه چشمه خنک می خوردم. و تمام دهنمو روی کسش می مالوندم. آروم زبونمو بصورت عمودی بین لبهای کسش می کشیدم . بوی خیلی خوبی می داد . بدون مو و خیلی خوشگل و قلمبه شده بود و داغ داغ . من هی کسشو می خوردم . با انگشتام لبهای کسشو از هم باز کردم و با زبونم بین اونو می خوردم. چوچولشو با نوک زبونم تحریک می کردم هی تکونش می دادم و می خوردمش . چنگ می زد تو موهام و سرمو به کسش فشار می داد. می گفت: بخورش. بخورش دارم دیوونه میشم. کسمو بخور. بعد منو کشید بالاتر. شروع کردم به خوردن لباش و پستوناش . می گفت دارم می میرم. کیر می خوام. کیرتو بکن توکسم. کیر می خوام. کیرکلفت تو رو می خوام. حمله کرد به کیرم. منو یه مرتبه خوابوند و شروع کرد به خوردن کیرم. باورم نمی شد کامل تو دهنش جا بگیره. گفتم الان خفه میشه. ولی مدام درش می آورد و می خوردش و به من نگاه می کرد. با ولع خاصی به سر کیرم بوسه میزد و اول کله بعد<br />
هم تا آخر می کرد تو دهنش . خیسش می کرد و من آه از نهادم بلند شد. تخمامو لیس می زد. و آروم گازشون گرفت. داشتم از لذت می مردم . خیلی خوب کیرم و می خورد. چند دقیقه ای کیر مو می خورد و منم دست میکشیدم تو موهاش و سرشو سمت خودم بیشتر فشار می دادم تا کیرم و تا تهش بخوره اونم خیلی خوب این کار و می کرد . دوباره خوابوندمش . ولی روی شکم. کامل خوابیدم روش. کیرم لای شکاف کونش افتاده بود. نرم و لطیف. شروع کردم به لرزیدن و مالوندن. احساس می کردم آبم داره میاد ولی جولو خودمو می گرفتم. با همه قدرت خودمو بهش می مالوندم. و دستام داشتن کونشو دوتکه می کردن و می مالوندن. از بین روناش دستم به کسش رسید و اونو می مالوندم . خیس خیس شده بود و خیلی داغ بود . به زورخودشو برگردوند. کنارش درازکشیده بودم. پاهاش باز بود. دو زانو. من نگاش می کردم. دهن و زبونم را به صورتش می مالوندم. تو گوشم می گفت که تو بهترینی&#8230; زود باش منو بکن عزیزم.کلفتت مال منه . بکنش تو کسم که ذیگه طاقت ندارم&#8230; آروم انگشتمو بردم بین لبهای کسش و یه کمشو کردم توکسش. چند بارکه داخلش کردم چشماشو بست. بعد تاته کردم و یکم دیگه دو تا انگشتمو کردم تو. حس می کردم کسش بیشتر خیس شده. تندتند دو انگشتی می کردم توکسش. و فقط هوا رو از لای دندوناش داخل می داد و آه و ناله می کرد. این صدا شهوتم رو صد برابر می کرد. با اون یکی دستم سینه هاشو می مالوندم . چشماشو بسته بود و می گفت: کس من مال تو. تیکه پارش کن باکیرت. دلم می خواد کیرتو تا ته توکسم حس کنم. دلم می خواد از درد کیرت بمیرم. پاشو دیگه الان آبم میاد. دلم می خواد وقتی آبم میاد کیرت توکسم باشه. بلند شدم و نشستم بین پاهاش. آروم با کیرم به لبه های کسش زدم. با دست کیرمو گرفتم و به کسش می زدم. چشماش بسته بود و زبونش بیرون می داد و لباشو لیس می زد. آه بلندی کشید. فهمیدم دیگه طاقت نداره. آروم کیرمو مالوندم رو لبای کسش و آروم بین لبهاش بالا و پایین می کردم . لیزِ لیز و خیسِ خیس.خیلی گرم و نرم و جالب بود تا آخر کردم توکسش که آهی همراه با جیق بلندی کشید از شدت شهوت لبهاشو می خورد و با دستاش پهلوهامو چنگ می زد. گفت: بزن. تندتند بزن. و من طوری می زدم که تمام هیکلش تکون می خورد. چند بارکه می زدم بعد مکث می کرد. می گفت: زودباش دیگه چکارمی کنی؟ دارم می میرم زود باش بکن توش. دراز بکش روم. وزنتو بنداز روم. منم افتادم روش پستونانش رو آورد جلوتر. من می خوردم و ازکس می کردمش. چند بار پشت سر هم آه می کشید. آه. آه. داد می زد محکم تر ، تند تر تند تر منو جر بده، کسمو بکن . و من طوری می زدم توکسش که پستوناش از جا کنده می شد. سرش رو داده بود بالا و من فقط گردنشو رو می دیدم. می زدم و می زدم. داشتم خسته می شدم. یه کمی روی پهلو جابجاش کردم. اصلا نمی فهمید کجاست. گیج نگاهم می کرد. چشماش مثل آهو و التماس آمیز نگاه می کرد و شهوت و حشریت ازشون می بارید و این خیلی حشر منو بیشتر می کرد. دوباره شروع کردم به کردنش. چشماش کامل افتادن روی هم. فقط سفیدی چشماشو می دیدم. و سرش برگشت. اومدم پستوناش دوباره بخورم سرمو کامل چسبوند به پستوناش. و شروع به لرزیدن کرد. چنان می لرزید. داد می زد: بکن. بکن. بزن. و من هم می کردم. طوری فشار داده بودم توکسش که بدنش از کمر دولا شده بود. مثل لول کردن قالی. تا یه مرتبه از هم باز شد. شل شد.یهو تکون خورد و لرزید و آه بلندی که بیشتر شبیه به جیق بود کشید ، فهمیدم ارضا شده ، یه کم به همون حالت موندم . نفساش داشت آروم تر میشد ، چشماشو نیمه باز کرد و لبخند ملیحی رو لباش نقش گرفت . کسش نرم و لیز و خیلی لزج بود منم آرم دوباره شروع کردم به تلمبه زدن . پاهاشو حلقه کرد دور کمرم و خیلی محکم دستاشو حلقه کرده بود دور گردنم . کامل تو همدیگه لول شده بودیم . تو اوج لذت بودم و اون هم دوباره نفساش تند تر شد و گردنمو می خورد . تلمبه ها مو تند تر و تندتر کردم داشتم منفجر می شدم . نفسها خیلی تند تر شده بود و اونم هی می گفت بکن تند تر و تند تر بکن توم . این حرفاش خیلی روم تأثیر داشت و در همین حین گفتم که دارم میام &#8230;. آههههههه که منو محکمتر چسبوند به خودش و گفت بریزش تو کسم عزیزم و با فشار هر چه تمام تر آبمو ریختم تو کسش آه از بنیادم بلند شد و افتادم روش . اونم هی آه میکشد و میگفت که آبت خیلی داغه خیلی دوسش دارم . کل تنم داغ شده &#8230; درحالی که هنوز کیرم تو کس عزیزم بود همونطور تو بغل همدیگه خوابیدیم&#8230;. تو گوشش آروم ازش تشکر کردم و اونم ازم خواست که همیشه همینطور هات هات با هم سکس داشته باشیم و تشکر کرد و &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<media:content url="https://thumb-nss.xhcdn.com/a/q55sDTmmmewzwO9M90gf_g/024/059/065/v2/1280x720.221.jpg" medium="image"></media:content>
            <post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174324</post-id>	</item>
		<item>
		<title>زوج جوون و سکس رومانتیک</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa%db%8c%da%a9/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa%db%8c%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 30 May 2019 07:05:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>
		<category><![CDATA[ارتباطمون]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینبار]]></category>
		<category><![CDATA[بازکردم]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[بهترین]]></category>
		<category><![CDATA[بودمبا]]></category>
		<category><![CDATA[بیچاره]]></category>
		<category><![CDATA[حالمون]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[خاطراتم]]></category>
		<category><![CDATA[خندیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی]]></category>
		<category><![CDATA[داریوش]]></category>
		<category><![CDATA[داغونم]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوستام]]></category>
		<category><![CDATA[روبوسی]]></category>
		<category><![CDATA[روزگار]]></category>
		<category><![CDATA[روزهای]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[سامورایی]]></category>
		<category><![CDATA[سیگارم]]></category>
		<category><![CDATA[سیگاری]]></category>
		<category><![CDATA[فرودگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ماندانا]]></category>
		<category><![CDATA[مراقبم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میدونم]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمبعد]]></category>
		<category><![CDATA[میگفتم:]]></category>
		<category><![CDATA[میمردم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نرسیده]]></category>
		<category><![CDATA[نمیکرد]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[همینجا]]></category>
		<category><![CDATA[واساده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[سعید بیچاره خیلی مراقبم بود فیلم سکسی ماندانا هم بیشتر از اون بعد از اون 3 بار دیگه با آنا سکس داشتم ولی اصلا لذتی نداشت درست سکسی مثل آدمی که بهش میگن دنیا مال شاه کس تو ولی 7 روز دیگه میمیری طرف جای اینکه لذت ببره بیشتر عذاب میکشه&#8230; منم کونی همین بودم.با [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>سعید بیچاره خیلی مراقبم بود فیلم سکسی ماندانا هم بیشتر از اون بعد</h2>
<p>از اون 3 بار دیگه با آنا سکس داشتم ولی اصلا لذتی نداشت درست سکسی مثل آدمی که بهش میگن دنیا</p>
<h3>مال شاه کس تو ولی 7 روز دیگه میمیری طرف جای اینکه</h3>
<p>لذت ببره بیشتر عذاب میکشه&#8230; منم کونی همین بودم.با ماندانا و سعید خیلی خاطره درست کردیم آنا که میگفت بهترین روزهای</p>
<h4>زندگیم جنده بود منم دست کمی از اون نداشتم. بقول یارو</h4>
<p>روزگار اما وفا با ما نداشت&#8230;طاقت پستون خوشبختی ما را نداشت. بهترین روزهای زندگی هممون خیلی زود تموم شد.ویلا سعید اینا</p>
<h5>نشسته بودیم کوس آنا سرش رو شونم بود ولی دیگه نمیخندید</h5>
<p>هممون حالمون گرفته بود.سعید دیگه شوخی نمیکرد هیچ کس دیگه نمیخندید همه ساکت بودیم آنا سرش رو گذاشت رو پام یواش گریه سکس داستان میکرد منم اخمام</p>
<h6>رو کشیده بودم ایکاش همونجا میمردم و روزهای ایران سکس بعدیش رو</h6>
<p>نمیدیدم.قرار شد وقتی آنا رفت ارتباطمون قطع نشه همه باهم در ارتباط باشیم.ساعت 7 شب فرودگاه بودیم آنا و پدرش و دیوید داشتن میرفتن آنا رو کشیدم کنار گفتم منتظر تماست هستم دلم برات تنگ میشه تورو خدا مواظب خودت باش اشک توی چشاش حلقه زده بود منم بدتر از اون ماندانا اومد آنا بهش گفت اینو میدم دست تو دست از پا خطا کرد بهم بگو پوستش رو بکنم یه خنده زورکی کردیم و آنا لبام رو بوسید با سعید اینا روبوسی کرد رفت سمت گیت یهو دست کرد تو کیفش پاکت سیگاری که اونشب بهش داده بودم رو در آورد برام تکون داد خندید دیگه اشکام تابلو میریخت پایین.سعید منو بغل کرد سرم رو بوس کرد کرد گفتم سعید داغونم گفت میدونم عزیزم بیا بریم آنا رفت سعید دستم رو گرفت من گریه میکردم اون منو راه میبرد با ماندانا رفتیم.دیگه از حس و حال افتاده بودم سعید و ماندانا هم بدتر از من ولی سعید خیلی کمکم کرد تا اینکه آنا زنگ زد حال هممون بهتر شده بود تاز داشتم بخودم میگفتم اینبار از دست روزگار در رفتیم که حرفم تموم نشد&#8230;.2 هفته بعد سعید و ماندانا تو جاده نزدیک ابوظبی تو یه تصادف درجا میمیرن.جنازه سعید رو بردن تهران بهشت زهرا و ماندانا رو همینجا (دبی) خاکش کردن.مراسم تشیع جنازه سعید من از همه جنازه تر بودم مثل یک مرده واقعی.بهترین دوستام رو از دست داده بودم احساس میکردم دنیا به آخر رسیده ولی حیف که فقط احساس میکردم.بعد از مرگ سعید و ماندانا ترجیح دادم تو همه چیز مساوی شیم تا روح اونا ازم راضی شه واسه همین سیمکارتم رو واسه همیشه خاموش کردم تا با اون آنا هم خاموش شه و یه شماره دیگه گرفتم. 1 ماه بعد داغون بودم ریشام رو اصلا نزده بودم به خودم اصلا نرسیده بودم و واقعا حق داشتم.تو اتاقم کنار شیشه های قدی واساده بودم به بیرون نگاه میکردم مثل همیشه به نور آسمونخراشها و چراغ خطرهای قرمزشون که چشمک میزدن به دبی نگاه میکردم این همه آدم این همه چراغ چرا من؟ یه خنده مسخره کردم دست کشیدم روی سرم ولی دیگه از موهای سامورایی خبری نبود خیلی وقت بود موهام رو از ته ماشین زده بودم دوباره خندیدم رفتم سمت کشوم اه لعنتی قرصم تموم شده بود ولی من سنی نداشتم که قرص اعصاب میخوردم. یه سیگار برداشتم رفتم پنجره وسط شیشه های قدی اتاقم رو باز کردم سیگارم رو روشن کردم با هر کام تمام خاطراتم از جلوی چشام رد میشد احساس میکردم تنها ترین آدم دنیام.گفتم خدایا به کدوم گناه تقاص پس دادم؟ دوباره یه سیگار دیگه روشن کردم بازم همون منظره همون شهر بزرگ و عظیم زیر پام بود همون آسمون خراشها همون شهر همون آدما همون چراغ خطر ها همون آسمون همه همون بودن ولی من دیگه من نبودم.استریو اتاقم رو روشن کردم دوست بسیار عزیزم و عشق ابدیم داریوش میخوند با شنیدن صداش بیشتر حالم گرفته شد چقدر دلم واسه داریوش اقبالی تنگ شده بود خیلی وقت بود ندیده بودمش دلم میخواست پیشش بودم و فقط گریه میکردم آهنگ به وسط هاش رسیده بود&#8230;.بعضیا قید همه چی رو زدن &#8230;. بعضی هام اسیر اقبال بدنیه دفعه هم زمان با داریوشم داد زدم:اون بالا نشستی گوش کن ای خدا &#8230;. چه عذابیه به دنیا اومدن پایان &#8211; متشکر از توجه شما &#8211; یه خاطره دیگه از دفتر خاطرات من (ارا)		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d8%ac%d9%88%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa%db%8c%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">174334</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سکس جنده خانوم خوشگل و شاه کس با کیر  دوست داشتنی</title>
		<link>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%b3/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%b3/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 05 May 2019 03:46:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده]]></category>
		<category><![CDATA[اشكالی]]></category>
		<category><![CDATA[اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضی]]></category>
		<category><![CDATA[افتاده]]></category>
		<category><![CDATA[انداختم]]></category>
		<category><![CDATA[انداختمش]]></category>
		<category><![CDATA[اندازه]]></category>
		<category><![CDATA[اونارو]]></category>
		<category><![CDATA[اویزون]]></category>
		<category><![CDATA[اینارو]]></category>
		<category><![CDATA[ایندفعه]]></category>
		<category><![CDATA[بازشون]]></category>
		<category><![CDATA[بالاخره]]></category>
		<category><![CDATA[بالایی]]></category>
		<category><![CDATA[باهاشون]]></category>
		<category><![CDATA[برداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگتر]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگترین]]></category>
		<category><![CDATA[بیشتره]]></category>
		<category><![CDATA[پاهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[پایبند]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسیدم]]></category>
		<category><![CDATA[پستون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پوشیده]]></category>
		<category><![CDATA[تعارفی]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[جندهای]]></category>
		<category><![CDATA[چندوقت]]></category>
		<category><![CDATA[چهارتا]]></category>
		<category><![CDATA[خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابید]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیده]]></category>
		<category><![CDATA[خودتون]]></category>
		<category><![CDATA[خودشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوردنی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشفرم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[دخترشو]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتامون]]></category>
		<category><![CDATA[دورانی]]></category>
		<category><![CDATA[دوستاش]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[روبوسی]]></category>
		<category><![CDATA[زبونمو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگیم]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[ساندویچ]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شلوارك]]></category>
		<category><![CDATA[صورتشو]]></category>
		<category><![CDATA[صورتیه]]></category>
		<category><![CDATA[فرستاد]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کون گنده]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گرفتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لباساتو]]></category>
		<category><![CDATA[لباسامو]]></category>
		<category><![CDATA[لرزیدن]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینم]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مختلفی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مرجانه]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[معمولی]]></category>
		<category><![CDATA[ممنونم]]></category>
		<category><![CDATA[مهمونی]]></category>
		<category><![CDATA[موافقت]]></category>
		<category><![CDATA[موذیانه]]></category>
		<category><![CDATA[موهاشو]]></category>
		<category><![CDATA[میتونست]]></category>
		<category><![CDATA[میتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میتونم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میدادم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[میدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[میدونی]]></category>
		<category><![CDATA[میدونید]]></category>
		<category><![CDATA[میرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میریخت]]></category>
		<category><![CDATA[میكردم]]></category>
		<category><![CDATA[میكشید]]></category>
		<category><![CDATA[میكشیدم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتم]]></category>
		<category><![CDATA[میگرفتن]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفتم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گیره]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[نداریم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشته]]></category>
		<category><![CDATA[نزاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نزدیكای]]></category>
		<category><![CDATA[نشوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیتونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیزدیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیكردم]]></category>
		<category><![CDATA[نیوردم]]></category>
		<category><![CDATA[هدایتش]]></category>
		<category><![CDATA[همینطوری]]></category>
		<category><![CDATA[هیچوقت]]></category>
		<category><![CDATA[واحدشون]]></category>
		<category><![CDATA[وایسادم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[دم خونه هیچكدوممون هیچ حرفی فیلم سکسی نمیزدیم فقط سیستم صوتیه ماشینم بود ك میخوند همون بهتر هم ك چیزی نمیگفتیم دم در خونه برگشت سمتموگفت ازت سکسی نیم ساعت وقت میخوام بعد بیا تو شاه کس خونم موافقت كردم پیاده شد و به سمت خونه حركت كرد از پشت ب این کونی زن زیبای [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<br />
<h2>دم خونه هیچكدوممون هیچ حرفی فیلم سکسی نمیزدیم فقط سیستم صوتیه ماشینم بود</h2>
<p>ك میخوند همون بهتر هم ك چیزی نمیگفتیم دم در خونه برگشت سمتموگفت ازت سکسی نیم ساعت وقت میخوام بعد بیا</p>
<h3>تو شاه کس خونم موافقت كردم پیاده شد و به سمت خونه</h3>
<p>حركت كرد از پشت ب این کونی زن زیبای شیرازی ك بعد از فوت همسرش با دخترش ب تهرون اومده بود</p>
<h4>نگاه جنده كردم دخترش قشنگ طبق فانتزیای من بود یعنی قد</h4>
<p>متوسط كمر باریك و دارای ی پستون كون كوچیك و خوشفرم و سینه های گردو خوردنی طبق همون چیزی ك از</p>
<h5>بچگی با کوس خودم فكر میكردم ك حتمن با ی همچین</h5>
<p>ادمی ازدواج میكنم مرجانه خودش از دخترش مرسده قد بلند تر تو پر و كون نسبتا بزرگی داشت و هم خودش و سکس داستان هم دخترش بسیار</p>
<h6>زیبا بودن و هر مردیو ب زانو در ایران سکس میوردن.با صدای</h6>
<p>بسته شدن در از تو توهماتم بیرون اومدم پیاده شدم درو باز كردم و رفتم تو واحد خودم نیم ساعت وقت داشتم از دودو الكل همیشه متنفر بودم دودو نمیدونم ولی الكلو اولین نفر بابام بهم داد تو بچگی و من چقد ازش ممنونم چون تو همون بچگی ازش متنفر بودم با بابام خیلی خوب بود رابطم و هیچوقت منو نزد و منم همیشه ازش خجالت میكشیدم تا ترس برا همین كلی كارارو نمیكردم ی لیوان اب واسه خودم ریختم و نشستم رو مبل ب فكر كردن ك زندگی روی خوششو داره بهم نشون میده منی ك توی ی خانواده از نظر عقاید معمولی و پایبند با درامد خانوادگی بالا یعنی ایقدی بود ك بابام بتونه توی ی محله ی خوب تهران واسه من خونه اجاره كنه تا من راحت ب درسم برسم و خودشون هم تو كرمان زندگی خیلی خوبی داشته باشن.كمی بیام جلوتر تو این چندوقت اخیر اولین بار ك اومدم توی واحد مرجانه صاحب خونم درست بعد راهی كردن مامان و بابام ب كرمان بود دخترش مرسده رو فرستاد دنبال تا واسه شام دعوتم كنه ما كرمانی ها هم ك خودتون بهتر میدونید ادمای تعارفی حالا مگه قبول میكردم بالاخره ب هر زوری بود قبول كردم و رفتم تو واحدشون درو ك برام باز كردن واقعا تعجب كردم مادر دختر هر دوتا تاپ شلوارك بودن و مرجانه بهم دست داد و روبوسی كرد مرسده رو درك میكردم ومث مرسده تو مهمونی هایی ك توی كرمان بچها میگرفتن زیاد دیده بودم ولی تا حالا زن نا محرم جلوم تاپ شلوارك نبود تازه اون هم شلوارمش تا نزدیكای شرتش از بغل چاك داشت و من ازادانه میتونستم رونش هم ببینم خب من ك باهام راحتن منم باهاشون زود صمیمی شدم ولی بی جنبه بازی در نیوردم مرجانه راجب زندگیم پرسید و منم همه چیو واسش گفتم یعنی اول خودش از خودش صحبت كرد و اطلاعات كاملو راجب خودش گفت گفت ك پدرش اهل اهواز بوده و مادرش شیرازی و تك فرزند بوده تو سن كم ب اسرار باباش با پسر عموش ك اون هم عرب بوده ازدواج میكنه و بعد مرگ پسر عموش یعنی سیو چهار سالگی ی ارثی بهش میرسه و بخاطر اینكه وقتشو پر كنه توی ی شركت خصوصی ی پست خیلی بالایی میگیره ك الان یادم نیس و ازم خواست توی درس دخترش كمكش كنم و یه طورایی مشاورش باشم چون وقتی مرجانه داشت ازم پذیرایی میكرد سر بحثو راجب درس با مرسده باز كردم و همش سعی میكردم بهش نزدیكتر شم توی این مشاوره ها یكی دوتا راهكار خوب بهش دادم مرجانه واسه همین خواهش كرد كمك دخترش باشم ك منم با كمال میل قبول كردم بعد تموم شدن شب منم هفته ی بعد اونارو ب یكی از رستوران های خوب تهران دعوت كردم و كلی پیاده شدم اشكالی هم برام پیش نیومد چون مرجانه ازم بخاطر كمك ب دخترش كرایه خونه رو نصفه حساب كرد و منم ب خانواده نگفتم باقی پول كرایه خونه رو ب عشق و حالم میپرداختم همین طوری رفت و اومد ها شروع شد و اكثر مواقع بدون مرسده بود چون بهش برنامه میدادم و مشغول بود و من به یكی دیگه از بزرگترین ارزوهام رسیدم اونم این بود ك مرسده با چهارتا از دوستاش صحبت كرده بود و هم بهشون درس میدادم همم برنامه پول خوبی هم از اینا گرفتم بالاخره رتبه برتر كنكور بودم و هركاری خودمو مشاور خودم بهم گفته بودن با رو اینا انجام میدادموقتم داشت تموم میشد میدونستم ك جلوی این همه زیبایی نمیتونم تحمل كنم واسه همین از اسپرم استفاده كردم و تا موقع اثر كردنش وایسادم درست چهل دقیقه بود ك بهش وقت داده بودم رفتم پایین درو ك باز كرد دهنم باز موند با ی تاپ دامن طوسی ك خیلی بهش میومد اومد تو بغلم میدونست از لب گرفتن بدم میاد حتی از همچین فرشته ای اومد تو بغلم و دستشو گذاشت رو كیرم و سرشو اورد دم گوشم گفت اگه روز اول تو املاكی از رو شلوار ندیده بودمش اصن قبولت نمیكردم منم گفتم اون روز رو تو سیخ بود ك یك خنده موذیانه كرد دستمو گذاشتم رو شونه هاش و ب پایین هدایتش كردم خودش فهمید سریع دكمه و تسمه رو باز كرد سر كیرمو گذاش رو لباش ك گفتم صبر كن با اون چشای ابیش ك توش رگای سفید بود و اگه بخوام تشبیه هش كنم فقط میتونم ب حوض اب مسجد ك كفش با سرامیكای كوچیك ابی پوشیده شده و ال زلالی هم توی حوض است و با تابش نور رگای سفیدی درست میشه نگام كرد گفتم میدونی سكس ی عمل حیوانیه پس هرچی خشن تر و كثیف تر انجام شه لذتش بیشتره ك چشاشو ب نشونه ی باشه رو هم گذاشت و باز خندید دستاشو برد پشتش دبونشو اورد بیرون و كیرمو با زبونش یكم اورد بالا و یك دفعه دهنشو باز كرد و تا جایی ك میتونست كیرمو كرد تو دهنش و نگه داشت بعد تو چشام خیره شد و با حركت دورانی سرشو برد عقب همینطوری ك داشت اروم كیرمو از دهنش میورد بیرون پاهای منم شروع كردن ب لرزیدن اصن نمیتونستم رو زانو وایسم نه اینكه قبلا سكس نداشته باشم ن چون تو زمان پیش دانشگاهی هر دو هفته یبار سكس میكردم تا خالی شم و بهتر بتونم درس بخونم و با جنده های مختلفی هم بودم ولی هیچكدوم ب اندازه ی مرجانه ساك زدنش حال نداده بود بهم بالاخره قبل من سواركار عربش خوب تربیتش كرده بود و پایبند هر نوع رابطه ای هم بود بهش گفتم كامل لباساتو درار و بیا تو اتاق خودت زودتر از اون لباسامو در اوردم و رفتم تو اتاق وقتی اومد سرش پایین بود یكم خجالت میكشید اولین باری بود كامل جلوم لخت شده بود مگه میشد ازش لب نگیرم دستمو اوردم زیر چونش و سرشو اوردم بالا دستمو كردم تو موهای نسكافه ایش ك دم اسبی بسته بودشون و سرش نزدیك لبام كردم خوشال شد و سریع خودش شرو كرد ب خوردن یكم ك خورد باز نشوندمش دوتا دستمو گذاشتم پشت سرش و كیرمو تا جایی ك میشد كردم دهنش و نگه داشتم ایقدی نگه داشتم ك دستاشو ك روی رونم صاف نگه داشته بودو مشت كرد ولش كردم میخواست اعتراض كنه ك باز كیرمو كردم تو بهش گفتم هیچ اعتراضی نداریم من سكس خشن دوست دارم و تو هم قبول كردی پس باید تا اخرش باشی فهمیدی ك سرش تكون داد و این حرفا رو داشتم در كمال ارومی میگفتم حرفام كه تموم شد ولش كردم قرمز شده بود رو دوزانو بود اب دهنش ریخت بیرون ك ریختن رو سینه هاش و به پشت خم شد و دستاشو گذاشت رو زمین و نفس نفس میزدو سینه هاش بالا پایین میشدن و بزرگتر ب نظر میرسیدن منظره ی عالیی بود ی چند بار دیگه این كارو كردم و اون هر بار اب دهناشو رو سینه هاش میریخت و كل سینش پر شده بود میخواستم اینارو بریزه رو صورتش واسه همین رو تخت خوابوندمش طوری ك سرش اویزون بود بعد كیرمو كردم تو دهنش هی میرفتم جلو تر تا جایی ك بیضه هام دیقن رو بینیش بودن كشیدم بیرون میخواست بلند شه چون مجبور بود اول اب دهنش خالی كنه بعد نفس بگیره گرفتمش و نزاشتم باز كیرو كردم تو از رزاق همسرش ممنون بودم ك ی همچین چیزیو تربیت كرده بود ك در هر حال مطیع همسرش باشه ایندفعه خیلی سریع تر از دفعات قبل كشیدم بیرون سریع اب دهنش ریخت بیرون و نفس گرفت ایقد این كارو انجام دادم تا كل اون صورت نازو خوردنیش كاملا خیس شده بود ولش كردم رفت صورتشو شست و برگشت یكم متورم شده بود موهاش بهم ریخته بود و سرخ شده بود من حالم كردم حالا نوبت اون بود ك حالشو بكنه برنامم این بود یكم واسش سخت بگیرم و یكم بهش حال بدم رفتم طرفش و ازش لب گرفتم خودمم متعجب بودم چرا از مرجانه ایقد لب میگرفتم حتی بعد اینكه كیرمم تو دهنش كردم و باز انداختمش رو تخت و خودشو لوس كردو گفت دوباره نه فكم درد گرفت عوضی بغل تخت رو دوزانو نشستم فهمید ك میخوام واسش بخورم و گفت حالا شدی پسر خوبی از روناش گرفتم و كشوندمش سمت خودم شروع كردم خوردن سوراخ كونش و زبونمو میكردم توش كس كون صورتی خوشكلی داشت از خط كونش تا كسش لیس زدم كسش لبه هاش بیرون افتاده بود یعنی مث ساندویچ كالباسی ك از نون بزنه بیرون هیچ كسیو ب قشنگی كس مرجانه ندیدم اول شروع كردم لیس زدن شیارش و بعد هر كودوم از لبه هاشو خوردم بین پاهاش اب زیادی راه افتاده بود حق هم داشت بعد دوسال سكس ازش پرسیدم كس مرسده هم مث مال خودته ك چون خیلی حشری بود گفت اره هر دوتامون جندهای تویم ك منم جری تر شدم و بهتر خوردم فهمید ك دوس دارم ب خودش فوش بده و خودشو دخترشو تحقیر كنه دوتا از ناخون هامم كردم تو كونش و خیلی سریع تكون دادم ك تو دهنم ارضا شد موهاشو باز كرد و سرش دباره از تخت اویزون كرد چون ما از عرض رو تخت بودیم منم ب پ شت رو زمین جلو كسش بودم و ارنجامو ستون خودم كردم هی میگفت خنك شدم مرسی و اه و ناله میكرد پامو گذاشتم رو كسش و یكم با پام كسش مالیدم بعد ناخون شصت پامو كردم تو كسش ك اهو ناله هاش باز شروع شد بعد ناخونم اوردم بیرون پامو از كسش فاصله دادم اون حال خودشو كرده بود نوبت من بود محكم زدم رو كسش ك از حالت خوابیده مث فنر پریدو نشست دوتا دستاشو گذاش رو كسش و ب حالت سجده افتاد رو زمین رفتم بالا سرش دوتا لمبراشو باز كردم و سوراخ صورتیه كونش ی تف انداختم كیرم گذاشتم دم سوراخ و هل دادم تو صدای دادش بیشتر شد دستاشو از رو كسش برداشتم و گذاشتم رو لمبراش خودش بازشون نگه داشت و منم زور میزدم و ب پایین هل میدادم از شدت درد نمیدونم چش شد پاهاشو ك تو شكمش جمع بودنو صاف كرد ولی هنوز كونش بالا بودو من فشار میدادم دیگه اخراش بود ك كامل بره تو ك میخواست از دیر دستم در بره خودش داد بالا تر و كیرم بدتر بیشتر رفت تو كونش ك داد زد و كامل خوابید صبر كردم تا جا باز كنه.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%ac%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d8%ae%d9%88%d8%b4%da%af%d9%84-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d9%87-%da%a9%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%db%8c%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173631</post-id>	</item>
		<item>
		<title>میلف واقعی و سکس بی نظیر</title>
		<link>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%db%8c-%d9%86%d8%b8%db%8c%d8%b1/</link>
					<comments>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%db%8c-%d9%86%d8%b8%db%8c%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[admin]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 26 Apr 2019 06:34:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فیلم سوپر خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[آسانسور]]></category>
		<category><![CDATA[استادم]]></category>
		<category><![CDATA[امتحانات]]></category>
		<category><![CDATA[اندامش]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتام]]></category>
		<category><![CDATA[انگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[اوردمش]]></category>
		<category><![CDATA[اونجوری]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیا]]></category>
		<category><![CDATA[ایستادم]]></category>
		<category><![CDATA[ایستاده]]></category>
		<category><![CDATA[اینجوری]]></category>
		<category><![CDATA[اینقدر]]></category>
		<category><![CDATA[بخوریم]]></category>
		<category><![CDATA[بلندتر]]></category>
		<category><![CDATA[بلوند]]></category>
		<category><![CDATA[بوددیگه]]></category>
		<category><![CDATA[پارسال]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد]]></category>
		<category><![CDATA[تقریبا]]></category>
		<category><![CDATA[تونستم]]></category>
		<category><![CDATA[جنده]]></category>
		<category><![CDATA[چسبیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابگاهشون]]></category>
		<category><![CDATA[خوابوندمش]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدم]]></category>
		<category><![CDATA[خوابیدی]]></category>
		<category><![CDATA[خواستم]]></category>
		<category><![CDATA[خواستین]]></category>
		<category><![CDATA[خوردیم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگل]]></category>
		<category><![CDATA[خوشگلی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داشتیم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتین]]></category>
		<category><![CDATA[دانشکده]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاهم]]></category>
		<category><![CDATA[دستاشو]]></category>
		<category><![CDATA[دندانپزشکی]]></category>
		<category><![CDATA[دوباره]]></category>
		<category><![CDATA[دوتارو]]></category>
		<category><![CDATA[رستوران]]></category>
		<category><![CDATA[سوتینش]]></category>
		<category><![CDATA[سینه گنده]]></category>
		<category><![CDATA[شاه کس]]></category>
		<category><![CDATA[شوهرها]]></category>
		<category><![CDATA[فهمیدم]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم سکسی]]></category>
		<category><![CDATA[کردنشو]]></category>
		<category><![CDATA[کشیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[کوچیکتر]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتم]]></category>
		<category><![CDATA[گذاشتمش]]></category>
		<category><![CDATA[لباسشویی]]></category>
		<category><![CDATA[لنگاشو]]></category>
		<category><![CDATA[لیسیدن]]></category>
		<category><![CDATA[مالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مدل]]></category>
		<category><![CDATA[مستقیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخواست]]></category>
		<category><![CDATA[میخواستم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌خواستیم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوام]]></category>
		<category><![CDATA[میخورد]]></category>
		<category><![CDATA[میخوردم]]></category>
		<category><![CDATA[میخوند]]></category>
		<category><![CDATA[میدونست]]></category>
		<category><![CDATA[می‌دیدیم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌کرد]]></category>
		<category><![CDATA[میکردم]]></category>
		<category><![CDATA[میکردمش]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمت]]></category>
		<category><![CDATA[میکنمش]]></category>
		<category><![CDATA[میگشتم]]></category>
		<category><![CDATA[می‌گفت]]></category>
		<category><![CDATA[میلف]]></category>
		<category><![CDATA[میمالیدم]]></category>
		<category><![CDATA[مینویسم]]></category>
		<category><![CDATA[نداشتم]]></category>
		<category><![CDATA[نشستیم]]></category>
		<category><![CDATA[نمیداد]]></category>
		<category><![CDATA[نمیدونستم]]></category>
		<category><![CDATA[نیستیم]]></category>
		<category><![CDATA[همزمان]]></category>
		<category><![CDATA[همکلاسیم]]></category>
		<category><![CDATA[همونجا]]></category>
		<category><![CDATA[وازلین]]></category>
		<category><![CDATA[وحشیانه]]></category>
		<category><![CDATA[یادتون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://192.168.1.25/wordpress/?p=15</guid>

					<description><![CDATA[میکنم، این داستان هم مال سال پیشه . اون موقع با یه دختر خوشگل اهل اهواز زندگی میکردم دقیقا مثل زن و شوهرها &#8230;. همون موقع یه دختر ناز هندی همکلاسیم بود ، اسمش اکانشا بود ، سبزه بود ولی هیکل توپی داشت با اینکه گیاه خوار بود ولی هیکلش عالی بود همش هم با [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h6></h6>
<p>میکنم، این داستان هم مال سال پیشه . اون موقع با یه دختر خوشگل اهل اهواز زندگی میکردم دقیقا مثل زن و شوهرها &#8230;. همون موقع یه دختر ناز هندی همکلاسیم بود ، اسمش اکانشا بود ، سبزه بود ولی هیکل توپی داشت با اینکه گیاه خوار بود ولی هیکلش عالی بود همش هم با شلوار جین و تی شرت میومد کالج. نسبت به بقیه دخترا قد بلندتر بود ، کون گرد و قشنگی داشت ، یعنی هنوز داره <img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/1f923.png" alt="🤣" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />&#8230; سینه های هم از سینه های مینا ( دوست دختر اهوازیم ) کوچیک تر بود کونش هم کوچیکتر بود ولی خو خیلی ناز بود . مینا هم که واقعا حرف نداشت تو خوشگلی نسبتا قد کوتاه بود از اکانشا کوتاه تر بود ولی اندامش عالی و خوشگل بود . اکانشا هم با من خیلی گرم گرفته بود تو دانشگاه خیلی با هم بودیم ، مینا هم دانشگاه ما بود ولی داروسازی میخوند ما دندانپزشکی ، دانشکده هامون فاصله داشت . فقط وقت ناهار هم دیگرو می‌دیدیم ولی از ساعت ۹ صب تا ۴ عصر من بیشتر با اکانشا بودم . خلاصه که خیلی بهم نزدیک شده بودیم منم قصد کردنشو به ولله نداشتم اصلا تو فکرم نبود فقط خواستم در زمینه درسی ازش کمک بگیرم همین. مینا هم که رفتار ما دوتارو با هم میدید چیز خاصی نشون نمی‌داد ، در کل مطمئن بود. تا اینکه پارسال مینا رفت ایران و من موندم بنگلور. اکانشا هم میدونست، بعد من دنبال خونه گشتم و خونه پیدا کردم و نقل مکان کردم در این پروسه اکانشا خیلی کمکم کرد. تا همون لحظه که آخرین وسیله رو آوردم توی خونه باهام بود و کمک می‌کرد ، البته دوتا کارگر هم گرفته بودم . خلاصه کل وسایل بهم ریخته بود بعد گفتم غذا بریم بیرون بخوریم گفت نه سفارش بده بیارن اینجا گفتم چشم. غذا سفارش دادم. غذا رو که خوردیم من خیلی خسته بودم بعد رفتم تو اتاق یه زیراندازی پیدا کردم خوابیدم اونم تو حال خوابش برد. صب که بیدار شدیم شروع کردیم خونه رو تمیز کردن تا عصر تموم که شد من دوش گرفتم آماده شدم بریم بیرون یه جای خوبی ببرمش تا حداقل تشکر کرده باشم اینجوری. اونم رفت خوابگاهشون آماده شد اومد. خوابگاهشون تقریبا روبه روی این خونه جدید من هست ..نزدیک بود . خلاصه اومد یه تیپ خیلی ساده با یه آرایش واقعا خیلی ساده منم بعد اینکه دوش گرفتم دنبال لباسی می‌گشتم که شسته شده باشه دیگه کاری به رنگ و مدلش نداشتم . باهم سوار موتور شدیم . یه موتور از این گازیا دارم اینجا خیلی عالین. سوار که شد دیدم کامل چسبید بهم . قبلاً هم سوار شده بود ولی نه اینجوری . من تعجب کردم ، فهمیدم خانم خیلی داغه ، بردمش یه رستوران بار که درجه یکه .. آبجو دست ساز درست میکنن در حد تیم ملی . اون آبجو خورد منم آبجو و چندتا پیک شراب خوب که گرم شدیم شروع کرد حرف زدن .( این رستوران بار هم یه جای مخصوصی داشت که تاریک بود فقط رو دیواراش چندتا شمع روشن بود . به پیشنهاد اکانشا اونجا نشستیم) .داشتیم از زندگی شخصی مون سوال میپرسیدیم که یهو یه سوال پرسید که واقعا هنگ کردم . گفت بهزاد ( راستی اسمم بهزادع) تو گی هستی ؟ گفتم چی؟؟؟ گی؟؟ نه ولا نیستم چرا اینجوری فک میکنی؟ گفتش که دیشب رفتی خوابیدی و کاری نکردی عجیب بود برام. تو دلم گفتم ای بابا ما می‌خواستیم با رفتارمون ثابت کنیم که ما ایرانیا اینجوری نیستیم اونجوری هستیم خخخخ ،نشد. گفتم نه بابا من گی نیستم. می‌خوایی بهت ثابت شه؟ گفتش آره . گفتم چشم . دستشو گرفتم کشیدم طرف خودم بغلش کردم .لباشو خوردم . دستمو بردم داخل سوتینش سینه هاشو مالیدم. تقریباً یه ساعت دیگه اونجا بودیم تا غذا خوردیم منم این یه ساعت تا جایی که تونستم سینه هاشو مالیدم ولی دست به کوسش و کونش نزدم میخواستم اینقدر حشری بشه تا چند بار ارضاش کنم. بعدش رفتیم خونه توی آسانسور از پشت کیرمو مالیدم به کونش، سینه هاشو مالیدم. داخل خونه که شدیم لب تو لب شدیم. مست هم که بودیم . مستقیم بردمش اتاق خواب . لختش کردم سینه هاشو گرد و کچلو بودن با نوک سیاه کوسش هم سیاه بود ولی خوشگل و خوش فرم مثل غنچه بود . کونش واقعا قشنگ بود گرد، سبزه ، تاقچه ای بود.انداختمش رو تخت لنگاشو باز کردن خودم پایین تخت بودن شروع کردن لیسیدن کوسش. خیلی آب اومد ازش . جیغ میزد با انگشتم کردم تو کوسش همزمان نوک کوسشو لیس میزدم. دیگه داشت بلند جیغ میزد.خودمو لخت کردم. بردمش وسط تخت حالت 69 . کیرمو کردم دهنش منم کوسشو می‌خوردم تا چند دقیقه همین حالتی بودیم . بعد بلند شدم به زانو ایستادم اونم رو به روی کیرم بود. کیرمو کردم دهنش محکم میکردم چند بار تا ته کردم دهنش نزدیک بود بالا بیاره. گفتم پشت کن پشت که کرد ولی کوسش خیلی خوشگل شده بود باد کرده بود مثل غنچه زده بود بیرون کیرمو مالیدم به کوسش می‌گفت بکن تو گفتم صبر کن عزیزم تا صب میکنمت . بعد مالیدم به سوراخ کونش . معلوم بود که خیلی تنگه . از تو وسایل وازلین پیدا کردم زدم به کیرم سوراخ کونشو خوب چرب کردم سر کیرمو فشار دادم توش یه کم که رفت تو کونش داد زد . سریع کشیدم بیرون با انگشت کردم تو کونش همزمان کوسشو میمالیدم . دوتا انگشت کردم تو کونش . کوسشو میمالیدم دیدم شل شد . لرزید کوسش هم خیس خیس شده بود . ارضا شد. انگشتام هنوز تو کونش بودن . حالش که بهتر شد دوباره با انگشتام تلمبه میزدم. سوراخ کونش آماده بود واسه گایدن . سر کیرم فشار دادم داخل سوراخ کونش تا نصفه رفت تو . از پشت بهش چسبیدم سینه هاشو میمالیدم آروم آروم تا ته کردم تو کونش.بعد شروع کردم تلمبه زدن. دیگه تند تند میزدم تو کونش جوری که تخمام میخورد به کوسش. خوب که کردمش این حالتی گفتم به پشت بخواب یه بالش گذاشتم زیر کونش. سوراخ کونش قشنگ اومد بالا. گفت بکن تو کوسم گفتم هنوز وقت داریم برای کوست. دوباره کیرمو تا کردم تو کونش . وحشیانه تلمبه میزدم . داشت جر میخورد . اخ اوخش بالا اومده بود.دیگه داشت ابم میمود بهش گفتم داره ابم میاد گفت کوسمو بمال مال منم داره میاد همزمان کوسشو میمالیدم و تو کونش تلمبه میزدم ابم با فشار ریخت تو کونش. اونم ارضا شد. همین حالتی چند دقیقه ای رو هم بودیم . کیرم کوچیک شده بود از کونش اومد بیرون . من بلند شدم رفتم کیرمو بشورم اونم اومد اب کیرم از لای کونش داشت می‌ریخت.خودش کیرمو شست بعد منم شلنگ ابو گرفتم لای کونش خوشو تمیز کرد. همونجا دوباره کیرمو که کوچیک شده بود کرد دهنش . حرفه ای ساک میزد کیرم دوباره سیخ شده بود . اوردمش بیرون از حموم لباس شویی دم در حمومه . بلندش کردم گذاشتمش رو لباسشویی. لنگاشو باز کردم کیرمو کردم تو کوس داغش. خیلی تنگ بود معلوم بود خیلی کوس نداده . آروم میکردم تو کوسش. جفت لنگلش رو دستای من بود بعد منم دو طرف ماشین لباسشویی رو گرفت بودم اونم دستاشو دور گردنم حلقه کرده بود . منم تند تند کوسشو میکردم حدود ۵ دقیقه همون حالتی گایدمش. بعد بردمش رو تخت . البته تو مسیر یه کمی ایستاده کردمش ولی خسته شدم اوردمش رو تخت. من استادم پایین تخت اونم حالت سگی گرفت رو تخت. کیرمو مالیدم به کوسش یهو کلشو کردم توش. شروع کردم تلمبه زدن ، کوسش خیلی خیس شده بود. از کوس مینا تنگ تر بود. آخه تقریباً هر شب مینا رو میکردم . خیلی حشریه مینا الان کوسش کمی گشاد شده ولی کونش حرف ندارن. خلاصه کیرم که تو کوسش بود میخواستم دوباره بکنم تو کونش که گفت نه می‌خوام ابتو بخورم کیرت کثیف میشه. بعد این بهت کون میدم. منم بدتر حشری شدم محکم میکردمش. گفت هر وقت ابت میخواست بیاد بگو . منم خوابوندمش به پشت پاهشو دادم بابا کردم تو کوسش . بشدت میزدم تو کوسش ابم میخواست بیاد . گفتم داره میاد از زیرم بلند شد کیرمو کرد دهنش. ساک میزد تا ابم همش ریخت تو دهنش. همشو خورد .بعدش دوباره کیرمو ساک میزد . دیونه کرد منو. بعدش بغل هم دراز کشیدیم. آخر شب هم دوباره از کون کردمش ابمو ریختم تو کونش. الان هم که مینا جون اومده. نمیشه هر روز بکنمش ولی هفته ای دو هفته ای یه بار میکنمش اونم اساسی.اگه دوست داشتین کامنت و لایک یادتون نره ، و اینکه اگه خواستین داستان سکس منو مینا رو می‌نویسم.		</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://avizoone.com/%d9%85%db%8c%d9%84%d9%81-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c-%d9%88-%d8%b3%da%a9%d8%b3-%d8%a8%db%8c-%d9%86%d8%b8%db%8c%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173492</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

Page Caching using Disk: Enhanced 
Minified using Disk
Database Caching 34/44 queries in 0.010 seconds using Disk

Served from: avizoone.com @ 2026-07-09 05:42:01 by W3 Total Cache
-->